لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [بقره:٢٥٦]
 
و حجته
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : شنبه 3 خرداد 1393 
«حجّت» همان‏گونه که قبلاً گذشت، به معنی «گواه» است 
امامان معصوم علیهم السلام گواه خداوند در بین مردم هستند و هیچ‏گاه زمین از این گواهان خالی نخواهد بود. 
قال الصادق علیه السلام: «ما زالَتْ الاَرض اِلاَّ وَ لِلَّهِ فیها الحُجَّة».[1] . 
امام صادق علیه السلام فرمودند: زمین از حالی به حالی نگردد (روزگار نمی‏گذرد)، جز آنکه حجّت خداوند در زمین وجود داشته باشد. 
اوّلین حجّت‏های خداوند روی زمین، وجود انبیای مکرّم بوده است. 
قال الصادق علیه السلام: «حُجَّةُ اللَّهِ عَلی العِبادِ النَّبی».[2] . 
امام صادق علیه السلام فرمودند: پیامبران، حجّت‏های خداوند بر بندگان بوده‏اند. 
نبی مکرّم اسلام صلی الله علیه وآله و ائمّه معصومین علیهم السلام نیز حجّت‏های خداوند هستند. قال ابو جعفر علیه السلام: «نحنُ حجّةُ اللّهِ و نَحْنُ بابُ اللّهِ و نَحْنُ لِسانُ اللّهِ و نَحْنُ وَجْهُ اللّهِ و نَحْنُ عینُ اللّهِ فی خَلْقِهِ و نَحْنُ وُلاةُ اَمْرِ اللّهِ فی عِبادِهِ».[3] . 
امام باقر علیه السلام فرمودند: ما حجّت خداییم و ما درب خداییم و ما زبان خداوند هستیم و ما آبروی خداییم و ما چشمِ خدا در میان خلق اوییم و ما والیان فرمان خدا، در بین بندگان او می‏باشیم. پس امام زمان آخرین حجّت خداوند بر مردم هستند. قال المهدی علیه السلام: «وَ اَمَّا الحَوادث الواقِعَةِ فَاِرجِعُوا فیها اِلی رُواةِ حَدیثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَیهِم».[4] . 
از وجود حضرت مهدی علیه السلام صادر شده که فرمودند: در حوادث و اتّفاقاتی که پیش می‏آید، به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر ایشان هستم. 

پی نوشت ها: 
[1] کافی، ج 1، ص 178. 
[2] کافی، ج 1، ص 25. 
[3] کافی، ج 1، ص 145. 
[4] بحارالانوار، ج 53، ص 181. 

 



:: ادامه مطلب
شعری زیبا در وصف امام نقی (ع): نقی سلطان مظلومان
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : شنبه 3 خرداد 1393 

نقی سلطان مظلومان

 

نور نامت برده هادی رونق مهتاب را

سوز قرآن خواندنت می گیرد از شب خواب را

آسمان نزدیک نزدیک است و می بیند زمین

معجزات نابی از آن گوهر نایاب را

چشم می بندی.شب است و سامرا بی نور و سرد

چشم را بگشای و روشن کن دل سرداب را

می شناسی مردمان بی مروت را تو خوب

دیده ای با چشم خود صد جعفر کذاب را

بزم خفاشان مجال نام پر نور تو نیست

شیر کُرنش می کند خورشید عالمتاب را

یا نقی سلطان مظلومان نقی مولای صبر

بعد ازین با نام تو پر می کنم هر قاب را



:: ادامه مطلب
زنده شدن عکس شیر وحشی و دریدن ساحر
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393 
می‏گویند: یکی از معجزاتی که دوست و دشمن آن را نقل کرده‏اند داستان شعبده‏باز هندی است که حقه‏بازی بی‏بدل بوده و اکثر فنون سحر و شعبده را به خوبی بلد بود. روزی متوکل ملعون به او گفت: «اگر در حضور من علی بن محمد را خجل سازی به تو هزار دینار می‏دهم.» 
او هم قبول نمود و دستور داد تا او را با امام هادی علیه‏السلام بر سر سفره‏ای بنشانند. پس طبق گفته‏ی او عمل شد و متوکل امام هادی علیه‏السلام را دعوت کرد. پس وقتی که با آن حضرت بر سر سفره‏ای نشسته بود او منتظر نشست. وقتی که حضرت دست مبارک خود را به جانب نان دراز نمود، به سحر آن ساحر، نان به هوا رفت. امام هادی علیه‏السلام باز دستش را به نان دراز کرد و دوباره همان اتفاق افتاد. در مرتبه‏ی سوم که نان به هوا رفت، اهل سفره خندیدند. امام هادی علیه‏السلام متوجه عکس شیری که در پرده کشیده شده بود شد و فرمود: «ای شیر! این ملعون را بگیر.» پس ناگهان آن عکس شیر، مجسم و صاحب روح شد و از پرده جدا گردید و آن لعین را دریده و در کام خود فرو برد. سپس به اشاره‏ی آن حضرت آن شیر به جای اول خود رفته و به حال اول بازگشت. سپس امام هادی علیه‏السلام برخواست و قصد رفتن نمود. متوکل گفت: «خواهش می‏کنم که بنشینی و او را بازگردانی.» حضرت فرمود: «چون بنشینم دشمنان خدا را بر دوستان او مسلط می‏سازی! از بازگشت او قطع امید کن که بعد از این او را نخواهی دید.» و بعد به خانه خود رجوع فرمود. این معجزه‏ی شگفت‏انگیز از بعضی امامان معصوم علیهم‏السلام نیز نقل گردیده است. [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] حدیقة الشیعه. 

 



:: ادامه مطلب
شمشیرهای برهنه غیبی
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393 
 
فضل بن احمد کاتب می‏گوید: روزی من با معتز به مجلس متوکل رفتم، او بر کرسی نشسته و فتح بن خاقان نزد او ایستاده بود، پس معتز سلام کرد و ایستاد. من پشت سر او ایستادم و قاعده چنان بود که هرگاه معتز داخل می‏شد به او مرحبا می‏گفت و دستور می‏داد بنشیند، ولی در این روز از شدت غضب و تغییر که در حال او بود متوجه معتز نشد و با فتح بن خاقان سخن می‏گفت، و هر ساعت صورتش متغیرتر می‏گردید و شعله‏ی غضبش افروخته‏تر می‏شد. به فتح بن خاقان می‏گفت: «آن کسی که تو درباره‏ی او سخن می‏گوئی چنین و چنان کرده است.» 
و فتح بن خاقان آتش خشم او را فرو می‏نشانید و می‏گفت: «اینها بر او افترا است و او از اینها به دور است.» ولی فایده نمی‏کرد و خشم او زیادتر می‏شد و می‏گفت: «او ادعاهای دروغ می‏کند و رخنه در دولت من می‏افکند، به خدا سوگند که او را می‏کشم.» 
سپس دستور داد تا چهار نفر از غلامان ترک بیایند. وقتی حاضر شدند، به هر یک از ایشان شمشیری داد و به ایشان امر کرد که وقتی امام هادی علیه‏السلام حاضر شد او را به قتل برسانند. سپس گفت: «به خدا سوگند که بعد از کشتن، جسد او را خواهم سوزاند.» بعد از ساعتی دیدم که فرستاده‏های آن ملعون آمدند و گفتند: «او آمد.» آنگاه دیدم که امام هادی علیه‏السلام داخل شد و لبهای مبارکش حرکت می‏کرد و دعا می‏خواند و به هیچ وجه اثر اضطراب و خوف در آن حضرت نبود. چون نظر آن لعین بر حضرت افتاد، خود را از صندلی به زیر افکند و به استقبال حضرت شتافت و او را دربرگرفت و دست مبارک و میان دو دیده‏اش را بوسید، و شمشیر در دستش بود، پس گفت: «ای فرزند رسول خدا! ای بهترین خلق! ای پسرعموی من! ای مولای من! ای ابوالحسن! برای چه زحمت کشیده و الآن آمده‏ای؟» امام هادی علیه‏السلام فرمود: «پیک تو اکنون آمد و مرا طلبید.» متوکل گفت: «آن ولد الزنا دروغ گفته است.» سپس گفت: «ای سید من! برگرد و به هر جا که می‏خواهی برو.» سپس به وزیر و فرزند و خویشان خود دستور داد که حضرت را مشایعت بکنید. وقتی نظر غلامان ترک بر آن حضرت افتاد، نزد آن حضرت بر زمین افتادند و آن حضرت را تعظیم نمودند. وقتی امام هادی علیه‏السلام بیرون رفت، متوکل غلامان را طلبید و از آنها سؤال کرد: «به چه سبب او را سجده و تعظیم کردید؟!» 
آنها گفتند: «از هیبت آن حضرت بی‏اختیار شدیم. وقتی آن حضرت پدیدار شد در دور او بیش از صد شمشیر برهنه دیدیم ولی شمشیرداران را نمی‏توانستیم ببینیم و مشاهده‏ی این حالت مانع از این شد که امر تو را بجا آوریم، و دل ما پر از خوف و بیم شد.» [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] خرایج. 

 



:: ادامه مطلب
والمثل الاعلی
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393 
«مَثَل» به معنای نمونه و جمع آن «مُثْل» است. («مِثْل» نیز به معنای شبیه و نظیر می‏باشد که جمع آن «امثال» است.) ائمّه اطهار علیهم السلام نمونه‏های والا و برترِ خداوند هستند. یعنی به دلیل عبادت و اطاعت و بندگی به درگاه خداوند، نمونه او شده‏اند. هر چند خداوند دارای شبیه و نظیری نیست. «لَیسَ کَمِثْلِهِ شَی‏ء».[1] . هیچ چیز مانند او نیست. ولی دارای نمونه اعلی و والا می‏باشد. «وَ لِلَّهِ المَثَلِ الاَعْلی».[2] . و برای خداوند نمونه‏ای عالی هست. مَثَل و نمونه خدا شدن، با اطاعت و بندگی خداوند حاصل می‏شود. 
قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «قال اللّه تبارک و تعالی: عَبدی اَطِعُنی حَتَّی اجْعَلَکَ مثْلِی».[3] . رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرموده: ای بنده من، مرا اطاعت کن تا تو را نمونه خود قرار دهم. و ائمّه معصومین علیهم السلام در اوج طاعت و بندگی هستند و خداوند اراده کرده آنان از پلیدی دور باشند و هر کسی از پلیدی دور بود، تمامی رفتار و کردارش اطاعت و عبادت پروردگار است. قال الرضا علیه السلام: قال رسول اللّه علیهم السلام لعلی بن ابیطالب علیه السلام: «یا عَلی اَنتَ حُجَّةُ اللّهِ... و اَنتَ المَثَلُ الاَعْلی».[4] . 
امام رضا علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روایت می‏کنند که به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: ای علی تو حجّت خداوند هستی... و تو نمونه اعلایی. 
بعضی «مَثَل» را به معنی «دلیل و حجّت» گرفته‏اند. بنابراین تعبیر، ائمّه‏علیهم السلام برترین و والاترین حجّت‏های خداوند بر مردم هستند. کما اینکه در زیارت آل یاسین می‏خوانیم: 
«اَلسَلامُ عَلَیکَ یا حُجَّةَ اللّهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِهِ...»[5] . سلام بر شما (امام زمان) که حجّت خداوند و برهان و دلیلِ اراده او هستید.... عدّه‏ای «مَثَل» را به «صفت» معنا نموده‏اند. منظور آن است که ائمّه هدی‏علیهم السلام آراسته به صفات والای الهی هستند. گویی که تمام وجود ایشان صفات خداوند است. چرا که آنان مظاهر صفات و اسماء خداوند هستند. همچنین ممکن است مقصود از «مَثل» در این فراز مَثَلی باشد که خداوند در آیه نور، نور خودش را به آن تشبیه کرده است و فرموده: «اللَّهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ».[6] . خداوند نور آسمان‏ها و زمین است، مثل نور خداوند همانند چراغ‏دانی است. آیه نور در شأن ائمّه طاهرین علیهم السلام نازل شده است. 

پی نوشت ها: 
[1] سوره مبارکه شوری، آیه 11. 
[2] سوره مبارکه نحل، آیه 60. 
[3] شجره طوبی، ج 1، ص 33. 
[4] عیون اخبار الرضا ج 1 ص 9. 
[5] مفاتیح الجنان. 
[6] سوره مبارکه نور، آیه 35. 

 



:: ادامه مطلب
وخزان العلم
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393 
«خُزّان» جمع «خَزَنه» به معنای گنجینه‏دار و گنجور می‏باشد. 
با وجود این که «علم» کلمه‏ای است که به دشواری می‏توان آن را تحت تعریفی خاص، محدود نمود، امّا بعضی آن را «اعتقاد جازمِ مطابق با واقع» تعریف کرده و برخی نیز بر این عقیده‏اند که «علم، حصول صورت شی‏ء در عقل است، که ابهامات عقلی را زایل می‏نماید». راغب اصفهانی علم را که «درک حقیقت شی‏ء» است، بر دو رکن می‏داند: 
1 - درک ذاتی شی‏ء. 
2 - حکم بر شی‏ء، به وجود شی‏ای که برای آن موجود است و یا نفی شی‏ای که از آن دور است. 
ائمّه معصومین علیهم السلام، گنجینه‏داران تمامی دانش‏های الهی هستند و دانش‏های حقیقی و آنچه در کتاب‏های الهی و نزد خداوند محفوظ است، را آنان می‏دانند. 
در زیارت جامعه، چهار عبارت که بازگوکننده عظمت علمی ائمّه اطهار علیهم السلام است، وجود دارد و زائر، امامان هدایت علیهم السلام را با صفت‏هایی چون «خُزّانَ العِلْمِ»، «عَیبَةَ عِلْمِه»، «خَزَنَةً لِعِلْمِه» و «رَأیکُم عِلمٌ» توصیف می‏نماید. 

 



:: ادامه مطلب
وعیبة علمه
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393 
«عیبة» به معنی جامه‏دان و چیزی که لباس‏های فاخر و اشیای گران‏بها را در آن قرار می‏دهند، می‏باشد. از آنجایی که علوم الهی بسیار گران‏بها است و هر کسی لایق نگهداری آن نیست و طاقت تحمّل آن را ندارد، امامان هدایت، جامه‏دان این گنجینه پربها گشته‏اند. 
قال علی بن الحسین علیه السلام: «نَحنُ اَبوابُ اللَّهِ و نَحنُ الصراطُ المُستَقیمِ و نَحنُ عَیبَةُ علمِ اللّهِ وَ تَراجِمَةُ وَحْیهِ و نَحنُ اَرْکانُ توحیدِه و موضِعُ سِرِّه».[1] . امام سجاد علیه السلام می‏فرمایند: ماییم درهای خدا و ماییم راه مستقیم و ماییم جامه‏دار علم خدا، و بازگوکننده وحی او و ماییم پایه‏های توحید و یگانه پرستی خدا و جایگاه راز او. زمانی که در بازار کوفه اسیران کربلا را حرکت می‏دادند، وقتی فاطمه صغری علیها السلام - دختر امام حسین علیه السلام - شادی مردم را دید که چگونه بر شهادت امام حسین علیه السلام شادمانی می‏کنند، خطبه‏ای خواند و به معرفی خاندان خود پرداخت و این چنین گفت: «یا اَهلَ الکوفَةِ یا اَهلَ المَکرِ و الغَدْرِ و الخَیلاءِ فاِنَّا اَهلُ بَیتٍ اِبتَلانا اللَّهُ بِکُم و اِبتلاکُم بنا فَجَعَلَ بَلائَنا حَسَناً و جَعَلَ عَلمَه عِندَنا و فَهْمَه لَدینا فَنَحنُ عَیبُة عِلمِهِ و وعاءُ فَهْمِهِ و حِکْمَتِهِ».[2] . ای اهل کوفه، ای اهل نیرنگ و خیانت و خودپسندی، ما خاندانی هستیم که خداوند ما را با شما آزموده و شما را به وسیله ما. پس آزمودن ما چه نیکو بود و علم خود را در میان ما قرار داد و فهمش را نزد ما نهاد. ما جامه‏دار دانش و ظرف فهم و حکمت اوییم. ائمّه معصومین علیهم السلام علاوه بر آنکه جامه‏دار علم الهی‏اند، وارثان علوم انبیا نیز می‏باشند. 
قال الصادق علیه السلام: «نَحنُ وَرَثةُ الاَنبیاءِ ثم قال جَلَلَ رَسولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله عَلی عَلِی علیه السلام ثوباً ثُمَّ عَلَّمَهُ الفَ کَلِمَةٍ کُلَ کَلِمَةٍ تَفْتَحُ الفَ کَلِمَةٍ».[3] . 
امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: ما وارثان پیامبرانیم. سپس فرمودند: پیامبر بر علی جامه‏ای پوشاند و سپس هزار کلمه به او آموخت که هر کلمه آغازگر هزار کلمه است. 
بنابراین آنان معدن علم هستند که هر کس علم و دانشی خواست. باید نزد آنان فراگیرد. 
قال علی علیه السلام: «نَحنُ شَجَرَةُ النَّبوَةِ... و مَعادِنُ العِلْمِ وَ ینابیعُ الحِکَمِ».[4] . 
امام علی علیه السلام فرمودند: ما درخت نبوّت... و معدن‏های دانش و سرچشمه‏های حکمت هستیم. پس آنان گنجینه‏داران دانش خداوند هستند. 
قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «قال اللَّهُ تَبارَکَ و تَعالی فی صِفَةِ اَهْل البَیتِ هُم خُزانی عَلی عِلمی مِن بَعْدکَ».[5] . پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: خدای تعالی در توصیف اهل‏بیت فرمود: آنان گنجینه‏داران دانش من پس از تو هستند. بنابراین آنان زنده نگه‏داران علم هستند. 
وَ مِن خُطبة لَه علیه السلام یذکِّر فیها آل محمَّد صلی الله علیه وآله: «هُم عَیشُ العِلمِ و مَوتُ الجَهلِ».[6] . امام علی علیه السلام در خطبه‏ای در توصیف آل پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودند: آنان زنده‏دارندگان علم و دانش و میرانندگان جهل و نادانی هستند. 

پی نوشت ها: 
[1] ینابیع الموده، ج 3، ص 359. 
[2] اللهوف، ص 89. 
[3] الخصال، ص 651. 
[4] نهج‏البلاغه، خطبه 109. 
[5] کافی، ج 1، ص 193. 
[6] نهج‏البلاغه، خطبه 239. 

 



:: ادامه مطلب
وسائلی که خداوند برای پیامبران فرستاد
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : پنج شنبه 1 خرداد 1393 
قال الصادِقُ علیه السلام: «اَلْواحُ مُوسی عِنْدَنا وَ عَصا مُوسی عِنْدَنا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ النَّبیین».[1] . 
امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: ده فرمان موسی و عصای او نزد ماست و ما وارثان پیامبران هستیم. 
قال الصادق علیه السلام: «... اِنَّ عِنْدی لَرایةُ رَسُول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم المغلبة و اِنَّ عِندی اَلْواح مُوسی وَ عَصاهُ وَ اِنَّ عِندی لَخاتَم سُلَیمانُ بْنِ داوُد و اِنَّ عِنْدی الطَشْتُ الَّذی کان مُوسی یقْرَبُ بِهِ القُربان...».[2] . 
امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا پرچم ظفربخش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نزد من است. الواح موسی و عصای او و انگشتر سلیمان بن داود و طشتی که موسی در آن گوسفند قربانی می‏کرد، نزد من است. 

پی نوشت ها: 
[1] بحارالانوار، ج 47، ص 26. 
[2] کافی، ج 1، ص 233. 

 



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 239
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47459
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393 
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396 
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون حدیث موضوعی
دعای فرج ذکر روزهای هفته