لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [بقره:٢٥٦]
 
ومنتهی الحلم
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
 
«منتهی» اسم مکان به معنای محل نهایت و پایان است. 
«حلم» به معنی «بردباری در راه رسیدن به هدف مقدّس» است و به کسی «حلیم» گفته می‏شود که در عین توانایی، در هیچ کاری قبل از وقتش شتاب نمی‏کند، عجله به خرج نمی‏دهد، روحی بزرگ دارد و بر احساسات خویش مسلّط است. لذا راغب اصفهانی حلم را «خویشتن‏داری به هنگام هیجان غضب» دانسته است و از آنجا که این حالت از عقل و خرد ناشی می‏شود، گاه به معنی عقل و خرد نیز به کار رفته است. 
در قرآن کریم، خداوند 18 بار با صفت «حلیم» توصیف شده و حلم خداوند بدان معناست که به گنه‏کاران فرصت می‏دهد و هیچ شتابی در عقوبت و عذاب آنها نمی‏کند. امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه می‏فرماید: 
«یحْلُمُ عَنّی حَتّی کَاَنّی لا ذَنْبَ لی».[1] . 
آنچنان با من بردباری نمودی (عقاب و عذابم نکردی)، مثل اینکه من هیچ گناهی مرتکب نشده‏ام. 
حلم مردم همان‏گونه که حضرت علی علیه السلام فرمودند، عبارت است از فروخوردن خشم و قدرت بر کنترل خویش و به عبارت دیگر مالک خویش بودن. 
قال علی علیه السلام: «اَفْضَلُ الحِلْمِ کَظْمُ الغَیظِ وَ مِلْکُ النَفْسِ مَعَ القُدْرَةِ».[2] . 
و اثر و نتیجه حلم عفو و گذشت از هم نوعان است خصوصاً آن جاهایی که می‏تواند دیگران را به مکافات عمل رساند عفو می‏نماید. قال علی علیه السلام: «اِذا قَدَرْتَ عَلی عَدُوِّکَ فَاجْعَلِ العَفْوُ شُکْراً لِلقُدرَتِ عَلَیهِ».[3] . حضرت علی علیه السلام می‏فرمایند: زمانی که بر دشمنت قدرت یافتی عفو و گذشت را شکرانه قدرت خود قرار ده (و او را مکافات نکن). 
ائمّه اطهار علیهم السلام در نهایت بردباری و شکیبایی بوده و آن چنان روح بزرگی داشتند که هیچ‏گاه هیجانات غضب بر آنان غلبه نمی‏کرد و علی‏رغمِ همه مصائب و مشکلاتی که بر آنها وارد می‏شد، بر احساسات خویش مسلّط بودند. امام سجاد علیه السلام وقتی مروان حکم (که ظلم بسیار بر حضرت علی، امام حسن، امام حسین علیهم السلام و بر خود حضرت روا داشته بود) به ایشان پناه آورد، پناه داد و خانه‏ای در بیرون از شهر مدینه در اختیار او گذاشت تا با اهلش در آن زندگی کند. 

پی نوشت ها:
[1] مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی. 
[2] عیون‏الحکم والمواعظ، ص 112. 
[3] نهج البلاغه، حکمت 10. 

 



:: ادامه مطلب
لا اله الا هو العزیز الحکیم
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«عزیز» به کسی گفته می‏شود که بر اثر نفوذناپذیری، قاهر و غالب است و هیچ کسی را به منزلتِ جلال و کبریایی‏اش راه نیست. «حکیم» دانایی است که امور محکم و متقن را بر حسب مصالح آنها انجام می‏دهد. در این فراز برای بار دوم کلمه «توحید» بر زبان جاری می‏شود و تکرار یا به دلیل آوردن دو صفت بر خداوند است و یا تأکید بر نفی تمامی الهه‏ها. و تکرار «لا اله الا اللّه» خالی از لطف نیست. چرا که این جمله، چنان عظیم است که همتایی ندارد. 
قال الباقر علیه السلام: قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «لیس شی‏ءٌ اِلاَّ وَ لَه شی‏ءٌ یعْدِلُهُ اِلاَّ اللّه عزّ و جلّ فَاِنَّه لا یعْدِلُه شَی‏ءٌ و «لا اله الا اللّه» فَاِنَّه لا یعْدِلُها شی‏ءٌ و دَمْعَةٌ مِنْ خَوْفِ اللّهِ فَاِنَّهُ لَیسَ لَها مِثْقال، فَاِنْ سالَتْ عَلی وَجْهِه لَمْ یرهَقْهُ قَتَرٌ و لا ذِلَّةٌ بَعْدَها اَبَداً».[1] . 
امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روایت می‏کند که فرمود: هر چیزی در جهان همتایی دارد مگر سه چیز (اول) ذات مقدس خداوند که نظیر ندارد (دوم) کلمه شریفه لا اله الا اللّه که هموزنی برای آن نیست و (سوم) اشکی که از خوف خدا از چشم خارج شود که برای آن وزنی نمی‏توان یافت و چنانچه بر صورت جاری گردد هیچ خواری و ناراحتی به صورت نخواهد رسید. همچنین در روایت آمده که بهترین عبادت‏ها، گفتن «لا اله الاّ اللّه» است: قال الصادق علیه السلام عَن آبائِهِ قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه وآله: «خیرُ العِبادَةِ قَولُ لا اِله إلّا اللّه».[2] . امام صادق علیه السلام از پدرانش از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل می‏کند که فرمود: بهترین عبادت‏ها، گفتن (کلمه) «لا اله الا اللّه» است. بر همین اساس امام سجّاد علیه السلام در ابتدای دعای عرفه این جمله را به کرات بر زبان جاری ساخته، تا بهترین عبادت‏ها را انجام داده باشد و در فقره‏ای می‏فرماید: «و انت اللّه لا اله الاَّ انت الرَّحْمن الرَّحیم العَلیم الحَکیم».[3] . و تویی خدایی که جز تو معبودی نیست، بخشنده مهربان، دانای حکیم. 

پی نوشت ها: 
[1] ثواب الاعمال، ص 3. 
[2] ثواب الاعمال، ص 4. 
[3] صحیفه سجّادیه، دعای 47، فراز 6. 

 



:: ادامه مطلب
وحفظة سر الله
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«حفظه» جمع «حافظ» به معنی نگهبان و پاسدار است. 
«سر» راز به معنی راز می‏باشد. ائمّه اطهار علیهم السلام نگهبانان و پاسداران اسرار و رازهای خداوند هستند و هیچ پیامبر و فرشته‏ای نمی‏تواند تمام آن اسرار را نزد خود و درون سینه‏اش حفظ کند. ائمّه علیهم السلام بعضی از آن اسرار را برای اشخاصِ خاصّی که قابلیت پذیرش آن را داشته‏اند، بیان نموده‏اند. عن جابر قال: «حدّثَنی أَبُو جَعْفَر علیه السلام بِسَبْعینَ أَلْفَ حَدیثٍ، لَمْ أَحْدِّثُ (أحد) بها أحداً قطّ، و لا أحدّثُ بِها أحداً أبداً».[1] . جابر می‏گوید: هفتاد هزار حدیث است که امام باقر علیه السلام برای من گفته‏اند (و نزد من امانت گذارده‏اند) ولی من هرگز آنها را به کسی نگفته و در آینده نیز برای هیچ کس بازگو نخواهم کرد. 
و در روایتی دیگر از حضرت امام صادق علیه السلام آمده است: 
عن ابی صامت قال ابو عبداللّه علیه السلام: «اِنَّ حَدیثَنا صَعْبٌ مُسْتَعْصَبٌ شَریفٌ کَریمٌ ذکرانْ ذَکی وَعَرْ لا یحتَملُ مَلکٌ مُقَرَّبٌ و لا نَبِی مُرسَلٌ و لا مُؤمِنٌ مُمْتَحَنْ قُلْتُ فَمَنْ یحْتَمِلُهُ جُعِلْتُ فِداکَ قالَ مَنْ شِئنا یا ابا الصامِت».[2] . ابو صامت روایت می‏کند که امام صادق علیه السلام به من فرمودند: همانا گفتار ما دشوار، مشکل، ارزشمند، دقیق و راهنمای دیگران است که هیچ فرشته مقرّب و پیامبر مرسل و مؤمنِ آزموده شده، نمی‏تواند آن را در سینه خود حفظ نماید. عرض کردم: قربانت شوم پس چه کسی می‏تواند آن را در سینه خود نگهدارد؟ فرمودند: ای ابا صامت، هر که ما بخواهیم. از این سخن بر می‏آید که تمامی آن اسرار را کسی جز معصوم نمی‏تواند تحمّل نماید و امام معصوم به دیگر معصومِ پس از خود انتقال می‏دهد و علاوه بر آن به مؤمنینی که ظرفیت پذیرش آن را در وجود خود ایجاد نمایند، به مقتضای ظرفیت آنان انتقال می‏دهند. چرا که اگر ظرفیت تحمّل آن را نداشته باشند، کافر خواهند شد. 
قال السجاد علیه السلام: «و اللّه لو عَلِمَ اَبُوذَر ما فی قَلْبِ سَلْمان لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ اَخا رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه وآله بَینَهُما».[3] . 
امام سجاد علیه السلام می‏فرمایند: به خدا قسم اگر ابوذر از آنچه در قلب سلمان می‏گذشت آگاهی داشت، وی را می‏کشت، در حالی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بین آن دو پیمان برادری برقرار کرده بود. و سلمان به این علّت در شمار دانایانِ اسرار قرار گرفت که همچون فردی از افراد اهل بیت علیهم السلام گشت و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم سلمان را به اهل بیت نسبت دادند و فرمودند: قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم: «السَلْمانُ مِنَّا اَهْلَ البَیتِ».[4] . پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: سلمان از ما اهل بیت است. 
پس بعضی از اصحاب پیامبر به مقتضای ظرفیت می‏توانند حامل اسرار خداوند گردند. 
عَنْ اَبی حَمْزَةِ الُثمالی عَن اَبی جَعْفَر علیه السلام قالَ سَمِعْتُ یقُولُ: «اِنَّ حَدیثَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لا یحْتملَهُ الّا ثَلاثٌ نَبی مُرسَل اَوْ مَلِکٌ مُقَرَّبٌ اَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اللّهُ قَلْبَهُ لِلایمانِ».[5] . از ابی حمزه ثمالی روایت شده که گفت: امام باقر علیه السلام رو به من کرد و فرمود: همانا گفتار ما مشکل و دشوار است که هیچ کس جز سه گروه نمی‏تواند آن را در سینه حفظ کنند: اوّل پیامبر مرسل دوم فرشته مقرّب سوم مؤمنی که خداوند قلبش را برای ایمان امتحان کرده است. 


پی نوشت ها: 
[1] رجال کشی، ص 171. 
[2] بصائر الدرجات، ص 42. 
[3] کافی، ج 1، ص 401. 
[4] طرائف المقال ج 2 ص 138. 
[5] بصائر الدرجات، ص 45. 

 



:: ادامه مطلب
زنده‏دارندگان دانش
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
حضرت علی علیه السلام در خطبه 239 در حالی که ائمّه و خاندان پیامبر علیهم السلام را توصیف می‏کردند، فرمودند: «هُمْ عَیشُ العِلْمِ و مَوْتُ الجَهْلِ یخْبِرُکُم حِلْمُهُم عَن عِلْمِهِم...». 
آنان زنده دارنده دانش و کشنده نادانی هستند بردباری ایشان حاکی از علم و دانش آنهاست.... 

 



:: ادامه مطلب
کَما شهد الله لنفسه وشهدت له ملائکته واولوا العلم من خلقه
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«اولوا» به معنی صاحبان است که قبلاً توضیح داده شده. در این فراز می‏گوییم: شهادت ما بر وحدانیت و یگانگی خداوند، همان‏گونه است که خداوند متعال بر وحدانیت و یگانگی خود شهادت داده و اعلام داشته است و همان‏گونه است که فرشتگان خدا بر این مطلب اذعان داشته، شهادت می‏دهند و همچنین به گونه‏ایست که صاحبان علم (از مخلوقات خداوند)، بر این وحدانیت و یگانگی شهادت می‏دهند. شهادت خداوند بر وحدانیت و یگانگی خود، با شهادت انسان‏ها، فرشتگان و صاحبان علم بر وحدانیت خداوند متعال، از یک صنف نیست. زیرا شهادت و گواهی انسان‏ها، فرشتگان و صاحبان علم جنبه قولی دارد. چون هر کدام با گفتاری شایسته خود، اعتراف به وحدانیت خداوند می‏کنند. ولی شهادت و گواهی خداوند بر وحدانیت خود، جنبه عملی دارد. یعنی خداوند با پدید آوردن جهان آفرینش که دارای نظام واحد و قوانین یکسان است، این حقیقت را بازگو می‏کند که یک واحد پیوسته و یک نظام یگانه در عالم وجود دارد که از یک منبع سرچشمه گرفته است. بنابراین معنای «کما» تشبیه و مانند آن نیست تا شهادت توحیدی قولی بنده، مشابه و مساوی با شهادت توحیدی عملی خداوند باشد. البتّه می‏توان شهادتِ توحیدی قولی ملائکه را به شهادتِ قولی بنده عطف کرد. زیرا هر دو از یک مقوله هستند. هر چند این دو طائفه (انسان و ملائکه) در عمل نیز باید شهادت بر توحید داشته باشند، ولی شهادت عملی آنان با شهادت عملی خداوند تفاوت دارد. زیرا شهادت عملی آنان در عبادت و بندگی خداوند است، ولی شهادت عملی خداوند در خلقت یگانه عالم است. 

 



:: ادامه مطلب
ومعادن حکمة الله
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«معادن» جمع معدن است به معنی رویشگاه و مقَر. 
«حکمت» عبارت است از خِردی که از هر نوع کاستی و اشتباه، خالی و رساننده به حقّ از طریق علم، آگاهی و شناخت موجودات باشد. 
بعضی بین حکمت خداوند و حکمت انسان‏ها تفاوت قائل شده، گفته‏اند: «حکمت خداوند» عبارت است از شناخت اشیا و ایجاد و خلقت آنها، در نهایت تدبیر و اعجاز و «حکمت انسان» عبارت است از شناخت موجودات به گونه‏ای که انسان بتواند به وسیله آن، حقیقت را هر کجا و در هر لباسی هست، بشناسد و باطل را در هر موقعیتی که وجود دارد، تشخیص دهد و این کار از خِردی سرچشمه می‏گیرد که از هر نوع اشتباه و کاستی خالی باشد. 
البتّه برای حکمت، معانی فراوانی ذکر شده است. مانند: «شناخت اسرارِ جهان هستی» و «معرفت و شناسایی خداوند». می‏توان همه آنها را یک جا جمع کرد و گفت: حکمت عبارت است از «مجموعه‏ای از معرفت، علم، اخلاق پاک و پسندیده، تقوا، نور هدایت، فهم و عقل». و این همان صفاتی است که لقمان در قرآن به آن توصیف شده است: «وَ لَقَدْ آتَینَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ».[1] . و ما به لقمان حکمت دادیم. پس به لقمان صفتی عنایت شده که موجودات را می‏شناسد. امّا اگر درباره خداوند صفتِ حکیم به کار رود یعنی او تمام اشیا را می‏شناسد و همه را با حکمت و تدبیر و در نهایت اعجاز آفریده است. «أَ لَیسَ اللَّهُ بِأَحْکَمِ الْحَاکِمِینَ».[2] . 
آیا خداوند بهترین حکم‏کنندگان نیست؟! 
معنای دیگر حکمت، «استوار و محکم» است که اطلاق قرآن به «حکیم» از این جهت است. 
«تِلْکَ آیاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ».[3] . این آیات کتابِ استوار و حکمت‏آمیز است. 
یا به معنی آن است که قرآن کریم، حکمت‏آموز می‏باشد. ائمّه اطهار علیهم السلام معدن‏های حکمت خداوند هستند. یعنی دارای فهم، عقل و خِردی والایند که از تمام کاستی‏ها و اشتباهات به دور است. چرا که آنان معصوم و از تمام پلیدی‏ها دور هستند و با نورِ هدایت، به حقیقت، علم و معرفت، احاطه کامل دارند و حقّ را از باطل به طور کامل تشخیص می‏دهند و با تقوای الهی در آن مسیر حرکت کرده، دارای اخلاقی حسنه می‏باشند و با چنین حکمتی، ممکن نیست کسی بتواند امام معصوم علیه السلام را فریب دهد و باطل را نزد آنان حقّ جلوه دهد و به همین خاطر است که آنان ریسمان محکم خداوند هستند. 

پی نوشت ها: 
[1] سوره مبارکه لقمان، آیه 12. 
[2] سوره مبارکه تین، آیه 8. 
[3] سوره مبارکه یونس، آیه 1. 

 



:: ادامه مطلب
اصل و مرکز (معدن) دانش
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
 
قال الحُسین علیه السلام: «ما نَدری ما تَنْقِمُ النّاسُ مِنَّا اَنَا لَبَیتُ الرَحْمَةِ وَ شَجَرَةُ النُبُوَةِ وَ مَعْدَنُ العِلْمِ».[1] .امام حسین علیه السلام فرمودند: ما نمی‏دانیم چرا (این) مردم کینه ما را می‏جویند، در حالی که ما خانه رحمت و درخت پیامبری و اصل و مرکز دانش هستیم. 

پی نوشت ها:
[1] اهل البیت فی الکتاب و السنة، ص 196. 

 



:: ادامه مطلب
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له
نويسنده : خادم چهارده معصوم
تاريخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 
«اشهد» از ریشه «شَهَدَ» به معنی «مشاهده کردم و تحمل نمودم مشاهده خود را و اعلام می‏دارم» است و مشاهده، تحمّل و اعلام در امتداد یک هدف است و آن حفظ حق و جلوگیری از تضییع آن است. 
«اله» اگر از ماده «اَلَه» گرفته شود به معنی «معبود و شایسته پرستش» است و اگر از ماده «وِلاه» باشد، به معنی «موجودی که همه موجودات واله و شیدای او هستند» می‏باشد و اگر اصل آن «اَلِهَ» باشد به «موجودی که عقل‏ها درباره او متحیر و سرگردان مانده‏اند» اطلاق می‏شود و چنانکه از «لاهَ» گرفته شده باشد «موجودی که از ادراک و حواس پوشیده مانده و با چشم ظاهری قابل رؤیت نیست» می‏باشد.[1] . 
قرآن کریم به هر چیزی که مورد عبادت و خضوع واقع می‏شود، «اله» می‏گوید. خواه به حق باشد. مانند: 
«قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ...».[2] . 
بگو همانا اوست معبود یگانه.... و یا باطل. مانند: «لَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ...».[3] . 
معبود دیگری را با خداوند نخوان.... «اللّه» در اصل «أَلاله» بوده که به دلیل کثرت استعمال، همزه آن افتاده است. این کلمه به ذات خداوند متعال که دارای جمیع صفات کمال است اشاره داشته، فقط به او اطلاق می‏شود. «شریک» به معنی دو یا چند فرد که در کاری کنار یکدیگر باشند و مقارن همدیگر عملی را با سهم برابر و یا نابرابر انجام دهند و یا تأثیری بر کار و فکر یکدیگر گذارند، می‏باشد. که خداوند از شریک مبرّا است و هر کس برای دیگری در امور خداوند، تأثیرگذاری قائل باشد، به خداوند شرک ورزیده است. در این فراز می‏گوییم: من اعلام می‏دارم و شهادت می‏دهم هیچ معبود و شایسته پرستشی و هیچ موجود شیدایی و هیچ موجودی که عقول را متحیر نماید و هیچ موجودی که از دیدگان پوشیده ماند، جز ذات مقدّس خداوند متعال که دارای جمیع صفات کمال است وجود ندارد و اوست که هیچ فرد و موجود دیگری در کنارش برای انجام کارها وجود نداشته، هیچ مقارنی که سهمی در کارها داشته باشد و یا با او هم‏فکری نماید و یا تأثیر در کار او گذارد، ندارد. 
این اعلام بدان خاطر است که اگر زائر توصیف ائمّه معصومین علیهم السلام را با آن همه عظمت می‏نماید، در ضمن اعلام می‏دارد که ائمّه اطهار علیهم السلام، عبد خداوند هستند و خداوند اِله مطلق است. هر چند زائر در ابتدا، با بر زبان جاری ساختن صد تکبیر، چنین اعتقادی را اعلام نموده و به نفس خود تفهیم کرده، ولی در این فراز نیز برای خداوند، اعلام وحدانیت می‏نماید، تا از توهّم غلو درباره ذات مقدّس ائمّه علیهم السلام بازداشته شده و متوجّه این نکته شود که کمالات ذاتی، مختص به ذات مقدّس خداوند بوده و کمالاتی که در این زیارت برای پیشوایان ذکر می‏شود، از آن جهت است که آنان آئینه‏داران کمال و جمال خداوندی هستند که ذات او کمال مطلق و جمیل علی الاطلاق است. شاید شهادت بر وحدانیت خداوند و بر رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله، از آن جهت باشد که زائر می‏خواهد اعتقاد خود را نزد آن امامان به ودیعه گذارد تا در قبر، آنگاه که از او سؤال کرده می‏شود یا در محکمه قیامت و روز تنگدستی، به وی برگردانند. همچنان که در زیارت آل یاسین، زائر خود را در پیشگاه امام عصر علیه السلام مشاهده کرده، پس از شهادت بر وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله و ولایت تک تک امامان و بیان اعتقاد بر قیامت می‏گوید: «فَاشْهد عَلی ما اشْهدتکَ عَلَیهِ». (ای امام زمان) شاهد باش بر آنچه نزد شما شهادت داده‏ام و تو را بر آن گواه گرفته‏ام. این کاری بوده که اصحاب ائمّه طهارت علیهم السلام انجام می‏دادند و نزد امامان معصوم علیهم السلام رفته و اعتقادات خود را بیان می‏داشتند، تا ائمّه طاهرین علیهم السلام علاوه بر اصلاح، ودیعه‏نگهدارِ اعتقادی پیروان خود باشند. 

پی نوشت ها: 
[1] رجوع کنید به التحقیق فی کلمات القرآن کریم، ج 1، ص 119. 
[2] سوره مبارکه انعام، آیه 19. 
[3] سوره مبارکه قصص، آیه 88. 

 



:: ادامه مطلب
 

 


 
» تعداد مطالب : 239
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47439
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393 
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396 
پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون حدیث موضوعی
دعای فرج ذکر روزهای هفته