اوضاع جهان قبل از ظهور امام زمان (ع)

در این قسمت به دورنمایی از اوضاع مختلف جهان قبل از بعثت امام زمان (ع) می پردازیم و لکن به دلیل محدودیت فرصت ، مجبورم که این امر را از زبان روایات به اختصار تقدیم محضر شما مشتاقان ظهور امام زمان نمایم. نکته اساسی و مهم این است که اوضاع جهان قبل از ظهور امام زمان اوضاع آشفته با دگرگونی ها و انحرافات مختلف در زمینه های دینی ، سیاسی ، امنیتی و اقتصادی است و به همین جهت است که فرمودند دنیا از ظلم و بیدادگری پر می شود ، یعنی در هر عرصه ای از عرصه هایی که شما دست بگذارید ، می بینید که فساد و تباهی و ظلم و تعدی به صورت فراوان به چشم می خورد . از این جمله ای که امیرالمومنین (ع) فرموده است می توانیم تا حدودی دور نمای آن زمان را ببینیم . در یکی از کلمات قصار نهج البلاغه ، امیر المؤمنین (ع) می فرماید :« یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه ال الماحل و لا یظرف فیه الا الفاجر و لا یضعف فیه الا المنصف یعدون الصدقه فیه غرما وصله الرحم منا و العباده استطاله علی الناس فعند ذلک یکون السلطان بمشوره الاماء و اماره الصبیان و تدبیر الخصیان ؛ (1) زمانی فرا خواهد رسید که با دگرگونی فرهنگ و ارزش ها و معیارها ، ارزش هایی بر جامعه حاکم خواهد شد که انسان های مقرب و ارزشمند در میان سخن چینان هستند و گزارشگران دروغگو با گزارش دروغ و سخن چینی خود ، خود را به دستگاه های حاکم و افراد مؤثر نزدیک می کنند و به عنوان مقربان ، مورد توجه آن ها قرار می گیرند : « و لا یظرف فیه الا فاجر » ؛ آن ها انسان های فاجر و نابکارند که به عنوان شخصیت های مورد قبول تلقی می شوند . در مقابل اینان ، انسان های با انصاف که امور را با انصاف و عدل و دادگری به پیش می برند تضعیف می شوند و جایگاهی ندارند . صدقه و کمک به بیچارگان را به عنوان خسارت تلقی می کنند و صله رحم را منتی بر خویشاوندان خود حساب می کنند ، عبادتی که می کنند آن را وسیله ای برای برتری و ترجیح دادن خود بر دیگران قرار می دهند . در چنین شرایطی ، حاکمان ، زنان را در امور مهم کشور مورد مشورت خود قرار می دهند و کوچکان سرنوشت جامعه را به دست می گیرند و نامردان ( شاید از نظر صبر و یا از نظر مردانگی ،صفت مردانگی ندارند ) تدبیر امور را به دست می گیرند .


با این بیان امیرالمومنین (ع) می شود دور نمای قبل از ظهور امام زمان را ببینیم ، با بیان معجزه آسایی حقایق آینده را می بیند و آینده را به خوبی مشاهده می کند و هشدارهای لازم را به ما می دهد.


رسول خدا (ص) می فرماید : « کأنک بالدنیا لم تکن اذا ضیعت أمتی الصلاه و اتبعت الشهوات و غلت الاعسار و کثر اللواط ؛ (2) در آن دوران به وسیله ی امت من نماز ضایع می شود ، شهوت و خواسته های حیوانی اطاعت می شود ، نرخ ها به سختی گران می شوند و همجنس بازی در میان مردان زیاد می شود . »


در روایتی امام صادق (ع) می فرماید : « و امشطوا کما تمتشط المرأه لزوجها؛ (3) مردان مثل زنانی که برای همسران خود آرایش می کنند ، آرایش می کنند . »


از نظر شرعی زن حق ندارد خود را برای نامحرمان آرایش کند و با آرایش در دید عموم قرار گیرد و در مرئی و منظر بیگانگان قرار بگیرد . اما با کمال تأسف می بینیم امروزه در میان دختران جوان ، کم نیستند کسانی که خود را می آرایند و در بازارها و معبرها و مراکز علمی و آموزشی و سیاسی اقتصادی حضور پیدا می کنند . بدتر از آن ، امام صادق (ع) می فرماید : مردانی هستند که خود را به صورت زنان آرایش می کنند ، همچنانی که زنان خود را برای مردان و همسران خود آرایش می کنند ؛ یعنی دگرگونی فرهنگی ، ابتذال فرهنگی ، اباحه گری فرهنگی و عملی ، جامعه را فرا می گیرد . در بیان دیگر می فرمایند : نسل ها را محدود می کنند و موالید تعدادشان کم می شوند ؛ مثلا آن هایی که سه فرزند دارند آرزو می کنند دو فرزند داشتند یا آن هایی که دو فرزند دارند آرزو می کنند یک فرزند داشتند .


و در جایی در حدیث دیگر است که می فرماید : تعداد خانواده های بی سرپرست زیاد می شود . الان مشاهده می کنیم ، نمی خواهم بگویم که حتما این پیشگویی در مورد حالا است ، چه بسا با بالا گرفتن فساد و تباهی و جنگ ، تعداد کشتار دسته جمعی بیش از آن گردد . وقتی در جنگ جهانی اول با توجه به محدودیت سلاح های مدرن درآن عصر ، بیش از 15 میلیون نفر کشته شدند و بیش از 25 میلیون نفر جراحت کلی پیدا کردند ، تعداد بی خانمان در دنیا چقدر می شود . جنگ ها و بمباران ها و کشتار دسته جمعی که توسط آمریکای جنایتکار در عرض این 50 سال در دنیا صورت گرفته ، چقدر از خانواده ها را بی سرپناه و بی سرپرست کرده است . ماجرای اخیر افغانستان را نگاه کنید ، جنگ ها معمولا بیشترین کشتار را از میان مردان می گیرد ، این ها موجب می شود که تعداد خانواده های بی سر پرست زیاد شوند . البته ماجرای عصر قبل از ظهور بر اساس صدقی که از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به ما رسیده ، این گونه خواهد شد .


حدیث دیگر از امام باقر (ع) است که برای یکی از بهترین یاران خود ، ابوحمزه ثمالی اوضاع دوران ظهور حضرت حجت را تشریح می کند :« یا ابا حمزه ! لا یقوم القائم الا علی خوف شدید من الناس و زلزال و فتنه و بلاء یصیب الناس و طاعون قبل ذلک وسیف قاطع بین العرب و اختلاف شدید بین الناس و تشتیت فی دینهم و تغییر فی حالهم حتی یتمنی المتمنی الموت صباحا و مساء من عظم ما یری من کلب الناس و اکل بعضهم بعضا» (4) ؛ امام زمان ظهور نمی کند مگر در اوج وحشت و زلزله و فساد و فتنه و گرفتاری ها و امراض ؛ از قبیل طاعون که به جان مردم بیفتد ، در آن زمان میان احزاب اختلاف شدیدی پدید می آید ، مردم در اعتقاداتشان پراکنده و متفرق می شوند ، در احوالشان دگرگونی ایجاد می شود تا این که صبح و شام آرزوی مرگ می کنند ، روحیه مردم به گونه ای می شود که به منافع همدیگر تجاوز می کنند و ......» .


امام عصر (ع) قیام نمی کند مگر در عصری که ترس و خوف همه جا حکم فرما شود ، الان دنیا در چه وضعیتی است و در آینده در چه وضعیت بدتر از این قرار خواهد گرفت ؟


یکی از دانشمندان انگلیسی به نام « برتراند راسل» در کتاب خود به نام « آیا بشر آینده ای دارد ؟» در حدود 32و 33 سال قبل بر اساس سخنرانی جان اف کندی رئیس جمهور امریکا توسط سیاه پوستان ترور شد ، می گوید: او مدعی است که قدرت اتمی ما این است که می توانیم کره خاکی را 5 بار زیر و رو و ویران نماییم . راسل ارزیابی می کند با توجه به این که قدرت های مقابل آمریکا در آن عصر ، مثل شوروی نیز چنین قدرتی دارد ، آیا بشر آینده ای دارد ؟! این سلاح های اتمی ، هیدروژنی ، کشتار جمعی که به دست انسان های دور از اخلاق و انسانیت قرار گرفته است ، اگر به یک بهانه کوچکی دنیا را به آتش بکشند و از این کار هیچ باکی هم ندارند ، آیا بشر آینده ای دارد ؟!


ما معتقدیم آینده بشر ، حاکمیت حق و عدل است اما جنایتکاران حاکم بر دنیا قبل از ظهور امام زمان (ع) دنیا را تحت سلطه می گیرند و حکومت سلطه ی آن ها باعث حاکمیت ترس و خوف در سراسر عالم می شود . مسائل سیاسی امنیتی متزلزل است ، فتنه ها همه جا را می گیرد ، گرفتاری ها دامن گیر بشر می شود و مرگ های دسته جمعی به وسیله امراض واگیردار مثل طاعون و ایدز واقع می شود . (5) وقتی دنیا به سمت فساد برود ، اخلاق تضعیف شود ، دین در جامعه حاکم نباشد ، انسان ها در قید و بند دیانت و اخلاق نباشند ، فحشا و بی عفتی و تجاوز به ناموس دیگران و آلودگی زنان و مردان زیاد شود ، قطعا دنیا را به کام این مرگ خطرناک و ننگین یعنی ایدز فرو خواهد بود . به هر حال در روایات بحث طاعون را مطرح می کنند و یا در بعضی از روایات بحث مرگ سرخ و سفید است ، مرگ سفید مثل طاعون و امراضی را که این گونه انسان را نابود می کند یا امراضی که به صورت سریع و ناگهانی دامنگیر انسان می شود و مرگ های سرخ کشتاری که به وسیله جنگ در دنیا پدید می آید .


اما باقر (ع) می فرماید : اعراب به جنگ با یکدیگر می پردازند و بین مردم اختلاف شدید به وجود می آید و تشتت و پراکندگی در ادیان پیدا می شود . این همان بحث قرائت های مختلف است که افکار و اندیشه هایی در جامعه القا می کنند که همه ی ادیان حق اند و هیچ دین باطل نداریم !!! اسلام را اگر هر کسی با هر قرائتی بخواهد تعبیر بکند و توجیه کند حق است !!! بحث های دیگری که در پلورالیسم مطرح است ، به عنوان بحث روز در مطبوعات و میتینگ ها و سخنرانی های داخل و خارج به خصوص برای تشتت آراء اعتقادی و منحرف کردن مردم به خصوص نسل جوان ، به ویژه تحصیل کرده ها در جامعه ی ما هم رواج می دهند . این ها همه می تواند زمینه ای باشد برای سوق دادن جامعه بشری به سمت آن تشتت آرا و عقاید دینی قبل از ظهور امام زمان (ع).


در روایت آمده است که جامعه به گونه ای می شود که انسان ها صبح و شام آرزوی مرگ می کنند ، چرا ؟ به خاطر این که حالت هرج و مرج در جامعه پدید می آید و برای کسب منافع بیشتر به یکدیگر حمله ور می شوند ، خلق وخوی سگی در بین انسان ها ایجاد می شود ، آدم های شایسته در غربت و تنهایی و عزلت قرار می گیرند ، آرزوی مرگ می کنند . این ها می تواند به عنوان بخشی از اطلاعاتی باشد که قبل از ظهور امام زمان(ع) در دنیا پدید خواهد آمد . اما به این معنی نیست که در آن عصر و دوران ، انسان های شایسته و جریان های حق طلب وجود ندارد . انسان های شایسته وجود دارند ، جریان های حق طلب نیز هستند ، این ها می تواند پناهگاهی باشد برای هر کسی که بخواهد از موج تلاطم های سهمگین انحراف در زمینه های مختلف نجات پیدا کند وبا پناه به قرآن خود را حفظ کند.



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در چهارشنبه 15 دی 1389  ساعت 4:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



نقش زنان در جمع یاران امام زمان (ع)

در ادامه صحبت پیرامون مسائل مربوط به امام عصر (ع) و به دنبال بحث گذشته پیرامون ویژگی های یاران امام زمان (ع) در ه نگام ظهور ، به اختصار درباره ی نقش زنان در هنگام ظهور و آغاز قیام امام زمان (ع) مطالبی را تقدیم شما مشتاقان ظهور حضرتش می نماییم .
نقش زنان در سرنوشت دینی و اجتماعی ، در دین مبین اسلام نادیده گرفته نشده است . با توجه به الگوهای قرآنی و تاریخ روشن اسلامی در طول تاریخ زنانی بوده اند که به خصوص درباره ی مسائل دینی و هدایت جامعه نقش اساسی داشته اند . قرآن کریم الگوهای مثبت و منفی آنان را به عنوان نمونه مطرح می کند ؛ در تاریخ اسلام زنان زیاید بوده اند که در کنار رسول خدا (ص) در عرصه سیاست و جهاد هر نقشی برای آن ها تناسب داشت ایفای وظیفه می کردند . در حکومت امیرالمومنین (ع) هم دیده می شود ، زنان مجاهدی که هم در عرصه جهاد به کارهایی که به تناسب جسمی و روحی آنان مطابقت داشت و هم عرصه های سیاست و مبارزه ی مثبت و منفی و هم در کنار حضرت امیرالمومنین (ع) نقش های اساسی و حساسی را ایفا می کردند . به همین ترتیب بر اساس روایات به هنگام ظهور امام زمان (ع) زنان نیز در کنار امام زمان (ع) به تناسب جسمی و روحی خود ایفای نقش دارند و حضور فعال پیدا می کنند . درباره ی نقش منفی زنان در عصر ظهور ، بر اساس روایاتی که قبلا هم مختصر به آن اشاره کردم ، آمده است که بیشترین پیروان دجال را افرادی از میان یهودیان و بخشی از آنان را زنان تشکیل می دهند ، در عین حال نقطه مقابل آن ، زنانی هستند که به ضدیت با دجال بر می خیزند و به مبارزه با دجال می پردازند.
تعداد زنان در یاران اولیه
بر حسب بعضی روایات ، هنگامی که امام زمان (ع) قیامش را آغاز می کند تعداد 12 هزار نفر نیرو را از میان مردان و 7800 نفر از میان زنان ، نیروهای آماده به خدمت در محضر امام زمان (ع) هستند و بر حسب روایت دیگر منقول از رسول خدا (ص) حضرت عیسی مسیح (ع) در میان جمعیتی حاضر خواهد شد که تعدادی از آنان را زنان تشکیل می دهند و از بهترین انسان های گذشته یا دوران خود بودند. روایات دیگری هم وجود دارد که از بین 313 نفر یاران خاص امام زمان (ع) 50 نفر از بانوان هستند .

 



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در چهارشنبه 15 دی 1389  ساعت 4:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



. محبت و دوستی امام
یکی از وظایف مهم شیعیان، محبت و دوستی امام است و حتّی از برجسته ترین آثار معرفت او، محبت به آن وجود مقدّس است. این شناخت به هر میزان بیشتر باشد، محبت آنان فزون تر می‌شود و هر قدر محبت بیشتر شد، نشان از وجود سنخیت با آن انوار مقدس است. این هم سنخی نیز هر قدر افزایش یابد، نشان از تقرّب به ذات اقدس الهی است و این والاترین کمال است.
از آنجایی که خود پیشوایان معصوم(علیهم السلام) به مقام والای امام و امامت شناختی کامل دارند؛ وقتی سخن از یك امام پیش می‌آید، در نهایت بزرگداشت از او یاد می كنند.
رسول اكرم(صلی الله علیه و آله وسلم) آن گاه كه سخن از آخرین وصی خود به میان می‌آورد، در نهایت احترام از زیباترین واژگان محبت بهره برده، می فرماید: « بِأَبِی وَ أُمِّی سَمِیی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ عَلَیهِ جُیوبُ النُّور...»؛1 «پدر و مادرم فدایش باد كه او هم نام من و شبیه من و شبیه موسی بن عمران است كه بر او نور هایی احاطه دارد...».
امام علی بن ابیطالب(علیه السلام) نیز می فرماید: «فَانْظُرُوا أَهْلَ بَیتِ نَبِیكُمْ فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فَانْصُرُوهُمْ، فَلَیفَرِّجَنَّ اللَّهُ [الْفِتْنَةَ] بِرَجُلٍ مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ. بِأَبِی ابْنُ خِیرَةِ الامَاءِ»؛2 «شما همواره به اهل بیت پیامبرتان نگاه كنید؛ اگر آنان ساكت شدند و در خانه نشستند، شما نیز سكوت كرده، به زمین بچسبید و اگر از شما یاری طلبیدند، به یاری آنان بشتابید. خدای متعال به دست مردی از ما اهل بیت، ناگهان فرج عنایت خواهد كرد. پدرم فدای او باد كه فرزند بهترین كنیزان است».
حضرت حسین بن علی(علیهما السلام) نقل کرده است: مردی نزد پدرم آمد و از اوصاف مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرسید. ایشان وقتی صفات او را ذكر كرد، با حالتی سرشار از عشق و شیدایی، به سینه خود اشاره كرده، آهی كشید و از شدت اشتیاقِ به ایشان، به سینه خود اشاره فرمود (وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إِلَی صَدْرِهِ شَوْقاً إِلَی رُؤْیتِهِ).3
ابوحمزه ثمالی می گوید: «روزی نزد امام باقر(علیه السلام) بودم که فرمود: «ای اباحمزه! یكی از امور یقینی ـ كه خداوند آن را حتمی ساخته است ـ قیام قائم ما اهل بیت است و اگر كسی در آنچه که می گویم تردید كند، خداوند را در حالی ملاقات خواهد كرد كه به او كافر شده و انكار كنندة او است. سپس فرمود: پدر و مادرم فدای او كه هم نام من و هم كنیه من است و هفتمین فرد پس از من می‌باشد».4
خلاد بن صفار می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد: آیا قائم به دنیا آمده است؟ حضرت فرمود: «لا وَ لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی»؛5 «خیر! اگر او را درك كردم، در ایام زندگانی ام خدمت گزار او خواهم بود».
آن حضرت در روایتی دیگر فرموده است: «...أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لابْقَیتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الامْرِ»؛6 «به درستی اگر من آن روز را درك می‌كردم، جانم را برای صاحب این امر نگه می داشتم».
امام علی بن موسی الرضا(علیهما السلام) فرمود: « بِأَبِی وَ أُمِّی! سَمِیّ جَدِّی وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ عَلَیهِ جُیوبُ النُّورِ تَتَوَقَّدُ بِشُعَاعِ ضِیاءِ الْقُدْسِ...»؛7 «پدر و مادرم فدای تو كه هم نام جدّم و شبیه من و شبیه موسی بن عمرانی...».

2. نجات از مرگ جاهلی

در روایات فراوانی وارد شده است: «هر كس از دنیا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است». این روایت در مورد شناخت و معرفت تمامی ائمه(علیهم السلام) صادق است؛ ولی در خصوص حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز روایاتی وارد شده است.


معاویة بن وهب گوید: «شنیدم از امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایدكه رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «مَنْ ماتَ لایعرِفُ اِمامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلیةً»؛8 «هر كس بمیرد در حالی كه امام خودش را نمی‏شناسد، به مرگ جاهلی مرده است».


محمدبن عثمان عَمری گوید: از پدرم شنیدم كه می‏گفت: من در حضور ابومحمد حسن بن علی(علیهما السلام) بودم. از آن حضرت دربارة این خبر ـ که زمین تا روز قیامت از حجّت خداوند بر خلقش خالی نیست و هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است ـ پرسیده شد؛ فرمود: «إِنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَقٌّ»؛ «به راستی این درست است؛ چنان كه روز درست است». به او عرض شد:‌ای فرزند رسول خدا! حجّت و امام بعد از شما كیست؟ فرمود: «ابْنِی مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الاِمَامُ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِی مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِفْهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً أَمَا إِنَّ لَهُ غَیبَةً یحَارُ فِیهَا الْجَاهِلُونَ وَ یهْلِكُ فِیهَا الْمُبْطِلُونَ وَ یكْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ ثُمَّ یخْرُجُ فَكَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی الاعْلَامِ الْبِیضِ تَخْفِقُ فَوْقَ رَأْسِهِ بِنَجَفِ الْكُوفَةِ»؛9 «پسرم محمد؛ او امام و حجّت بعد از من است. هر كس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. آگاه باشید برای او غیبتی است كه نادانان در آن سرگردان می شوند و اهل باطل در آن هلاك می گردند و كسانی كه برای آن، وقت معیّن كنند، دروغ می گویند. سپس خروج می كند و گویا به پرچم‌های سپیدی می‌نگرم كه بر بالای سر او در نجف كوفه در اهتزاز است».


مرگ جاهلی؛ یعنی، مردنِ بدون شناخت خدا و رسول او(صلی الله علیه و آله وسلم) . كسی كه امام زمان خود را نشناسد، در واقع از گمراهی زمان جاهلیت ـ كه خدا و پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را نمی شناختند ـ خارج نشده است. بنابراین، اگر معرفت خدا و رسول او، به معرفت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتهی نشود، فایده ای برای انسان نخواهد داشت و او را دین دار نمی كند.


شخصی از امام صادق(علیه السلام) پرسید: منظور از جاهلیت، جهل مطلق و نسبت به همه چیز است یا فقط نشناختنِ امام است؟ آن حضرت فرمود: «جَاهِلِیةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلَالٍ»؛10 «منظور، جاهلیت كفر و نفاق و گمراهی است».


پس نتیجة عدم شناخت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، کفر و نفاق و گمراهی است. البته ممکن است نشناختن، در اثر عدم معرفی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از سوی خدا باشد (بدون كوتاهی خود شخص). این حالت «ضلال» نامیده می‌شود و مرادف با «استضعاف» است. در این حالت، شخص مقصر نیست؛ ولی به هر حال از هدایت الهی و دین داری محروم گشته است. حالت كفر و نفاق مربوط به شخصی است كه برایش معرفی الهی صورت گرفته؛ ولی او در پذیرفتن آن كوتاهی كرده است. این دو حالت دارد: یا انكار و عدم تسلیم خود را به صراحت ابراز می‌دارد كه كفر نامیده می‌شود و یا آن را مخفی می‌دارد كه «نفاق» است. در هر سه صورت، شخص از مسیر عبودیت خداوند، دور افتاده و عاقبت به خیر نیست.


پس شناخت و پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، نه از باب تعبّد؛ بلکه به حکم عقل انسان است. چرا که انسان خداشناس راهی به سوی خدا ندارد؛ مگر از طریقی که خودِ خداوند قرار داده است. جز از این راه، نمی تواند از رضا و خشم الهی آگاه شود. مراجعه مردم به ائمه اطهار(علیهم السلام)، از باب مراجعه نادان به دانا است. این یک حکم عقلی است؛ همچنان که عاقل در امور مادّی و دنیوی خود، به دانا و متخصصِ آن مراجعه می کند، در امور معنوی و غیر مادی نیز عقل همین گونه حکم می کند.



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در چهارشنبه 15 دی 1389  ساعت 4:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ما برای شناخت خدای متعال سه راه در پیش روی خود داریم که به صورت مرحله ای طی می شوند.


مرحله اول شناخت او با آیات آفاقی و انفسی است. این همان راه شناخت خداوند از طریق نشانه های او در طبیعت و روش تجربی است و لازم است که انسان در ابتدای راه شناخت از طریق شناخت طبیعت و نشانه های تکوینی و و همچنین مطالعه آیات تدوینی قرآن کریم به معرفت خدای متعال دست یابد.


البته شناخت خداوند منان با آیات انفسی مفیدتر است ( من عرف نفسه فقد عرف ربه) چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است.


بنابراین اندیشیدن در آیات آفاقی و انفسی به شناخت خداوند منتهی می‌شود و این نیز به نوبة خود راهنمای انسان به سوی حق و شریعت الهی خواهد بود.


این راه که در کتاب شریف توحید مفضل پی گیری شده است بهترین راه خدا شناسی برای مبتدیان است.


دوم شناخت خداوند از طریق عقل است. نیرویی که بیشتر عمل کردش محاسبه و درک وجودات وصفی و صفات الهی است. این روش طریق خواص از مردم می‌باشد، کسانی که پس از مطالعه در طبیعت و آیات تکوینی او در خلقت، از طریق استدلال و برهان عقل و فلسفه و حکمت به شناخت خدای تعالی می پردازند.


 سوم شناخت خداوند لطیف از طریق رؤیت و ابزار دل می‌باشد که طریق اولیاء است و همگان را به آن راه نیست مگر مسیری که به عنوان سیر و سلوک نظری ترسیم شده طی نمایند, یعنی از طریق طبیعت و شناخت آفاقی و انفسی به عقل و استدلال عقلی راه یابند و با گذر از عقل به عشق و عرفان برسند و اهل مشاهده و معاینه و وصول به حق تعالی شوند.


به بیان دیگر ، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالی را حاصل می‌کنند. اول تقلید که در این روش خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته می‌شود، دوم تحقیق و استدلال که در این روش خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته می‌شود و سوم کشف و رویت که در این روش خدای متعال به واسطه مکاشفات درونی، شناخته می‌شود.


در پایان توجه به یک نکته حایز اهمیت فراوان است و آن اینکه این روش که سیر و سلوک نظری انسان به سوی معرفت خدای متعال است اگر با سیرو سلوک عملی همراه نشود، بی نتیجه و ابتر خواهد بود. انسان از طریق علم و عمل به کمال می رسد و لازم است این دو سیر همزمان با هم و هماهنگ با هم طی شوند.


روش خداشناسی تجربی و خدایابی از طریق رجوع و توجه به طبیعت و خلقت، اولین و همگانی ترین روش خداجوئی است. آنگاه که انسان به آسمان و زمین و آنچه در آنهاست نظر می کند و از فرط هیجان و شگفتی ساعت ها به آن ها خیره می ماند، ناخواسته اقرار می کند به حکمت و دانش و تدبیری که در پس این مناظر شگفت انگیز وجود دارد. و چون دانش و حکمت از آن موجودی عاقل و داناست، به وجود او نیز اعتراف و اذعان می کند.


انسان آنگاه که دارای جهان بینی الهی باشد به هر چه نگاه کند خدا را در پس آن حاضر خواهد دید. چه آنگاه که به طبیعت چشم دوخته است و چه آنگاه که با قوانین فیزیکی و شیمیائی حاکم بر طبیعت سر و کار دارد. چرا که انسان فقط کاشف آن قوانین و بینده آن مناظر است نه خالق آنها. پس جا دارد که از خود بپرسید اینها از کجا آمده اند و چه کسی آنها را آفریده است.


کتاب «توحید مفضل» که حضرت امام جعفر صادق (ع) به مفضل املاء کردند و وی نیز گفته های ایشان را به رشته تحریر درآورند، پر است از توجه به خلقت و اندیشیدن در آفرینش الهی. چرا که یکی از راههای شناخت خداوند تفکر در آثار، مخلوقات و معلولات او و اندیشیدن درباره ظرافت آفرینش آنهاست. روشی که هر فردی را و یا هر مقدار دانش و معلوماتی، به درک و تامل وا می دارد. و در واقع آنکه از دانش بهره بیشتری دارد با دیدن شگفتی های آفرینش بیشتر شگفت زده شده و به فکر می رود.


رسیدن از معلول علت در واقع یکی از دلایل فلسفی اثبات خداوند است که فلیسوفان به عنوان اولین دلیل برای اثبات وجود خداوند از آن مدد می جویند.


خداوند در قرآن نیز بسیار از طبیعت و آفرینش موجودات یاد کرده و ما را به توجه بدان ترغیب نموده است، آیاتی که یا اشاره به خود طبیعت و آثار آن دارد و یا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره می کند، آیاتی مانند؛ آیه 17 و 18، سوره غاشیه: A}«أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ کَیْفَ رُفِعَتْ{A؛ آیا به شتر نمى‏نگرند که چگونه آفریده شده و به آسمان که چگونه برافراشته شده».


و آیه 5 سوره طارق: A}«فَلْیَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِق{؛ پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است».


آیه 185، سوره اعراف: A}«أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیّ‏ِ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُون{؛ آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‏اند و اینکه شاید هنگام مرگشان نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد از قرآن ایمان مى‏آورند».


آیه 5، سوره ق: A}«أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْناها وَ زَیَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ{A؛ مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریسته‏اند که چگونه آن را ساخته و زینتش داده‏ایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست».


و آیات بسیار دیگر که گویای توجه خاص آیات قرآن به طبیعت و آثار خلقت است.


 


T}چند کتاب برای خدا شناسی:{T


- راه خداشناسی، استاد جعفر سبحانی


- راه شناخت خدا، محمدی ری شهری


- آفریدگار جهان، آیت‏الله مکارم شیرازى


- خدا را چگونه بشناسیم، آیت‏الله مکارم شیرازى


- اصول عقاید، استاد محسن قرائتی


- پیام قرآن، ج 2، آیت الله مکارم شیرازی


- منشور جاوید، ج 2، استاد جعفر سبحانی


- خدا در قرآن، شهید بهشتی


- دوره پنج جلدی مقدمه ای بر جهان بینی توحیدی، استاد شهید مرتضی مطهری(ره)


- توحید، شهید دستغیب شیرازی


- نشان از بى‏نشان‏ها، مرحوم حسنعلى اصفهانى، ص 166 153


- تبیین براهین اثبات خدا، آیت الله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء قم.




 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در چهارشنبه 15 دی 1389  ساعت 4:35 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند : ((هر که دوست دارد از یاران مهدی (عج ) باشد باید همواره در انتظار ظهور او به سر ببرد و از آلوده شدن به گناهان پرهیز کند و همیشه رعایت اخلاق پسندیده خود را ملزم سازد .

اگر چنین کسی پیش از ظهور حضرت مودی (عج) از دنیا رحلت کرد او را پاداشی خواهد بود همانند کسی که حضرت (عج ) را درک کرده است .

Amin%2012.jpg



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در سه شنبه 14 دی 1389  ساعت 3:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



در مورد امام مهدى در كتب اهل سنّت روایات زیادى وجود دارد كه ما در این جا از برخى كتب معتبر آنان روایاتى را از نظر مى گذرانیم.

1ـ عن عبداللّه بن عباس قال: قال رسول اللّه [ صلّى اللّه علیه وآله ]    إن خلفائی وأوصیائی وحجج اللّه على الخلق بعدی أثنا عشر، أوّلهم أخی وآخرهم ولدی قیل: یا رسول اللّه ومن أخوك؟ قال: علیّ بن أبی طالب قیل: فمن ولدك؟ قال: المهدیّ الذی یملؤها قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً. والّذی بعثنی بالحقّ بشیراً لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلك الیوم حتّى یخرج فیه ولدى المهدیّ فینزل روح اللّه عیسى بن مریم فیصلّى خلفه، وتشرق الأرض بنور ربّها ویبلغ سلطانه المشرق والمغرب(1).

رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فرمودند:

جانشینان من و اوصیاء من و حجّت هاى خدا بر مخلوقات خدا بعد از من دوازده نفر مى باشند اوّلین آنها برادرم و آخرین آنها فرزندم مى باشد پرسیدند: اى رسول خدا برادرت كیست؟ حضرت فرمودند: على بن ابى طالب ( علیه السلام ) سئوال شد فرزندت كیست؟ فرمودند: مهدى است كه زمین را از قسط و عدل پر مى كند بعد از آنكه از جور و ظلم پر شده باشد. قسم به خدائى كه مرا از روى حق و براى مژده دادن مردم برانگیخت اگر از عمر دنیا به جز یك روز نمانده باشد، خداوند آن یك روز را آنقدر طولانى مى كند تا اینكه در آن فرزندم مهدى ظهور كند و سپس روح اللّه عیسى بن مریم پائین مى آید و پس پشت سر او نماز مى خواند و زمین به نور پروردگارش روشن مى شود و سلطنت او مشرق و مغرب دنیا را فرا مى گیرد.

2ـ عن حذیفة رضی اللّه عنه قال: قال رسول اللّه( صلّى اللّه علیه وآله )

ا لمهدیّ رجل من ولدی، وجهه كالكوكب الدرّی(2).

رسول خدا فرمودند: مهدى ـ علیه السلام ـ یكى از فرزندان من است، صورت او مانند ستاره اى درخشان مى باشد.

3ـ عن حذیفة قال قال رسول اللّه [ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ] : یلتفت المهدیّ وقد نزل عیسى بن مریم، كأنّما یقطر من شعره الماء، فیقول المهدیّ تقدّم صلّ بالنّاس. فیقول عیسى: اما أقیمت الصلاة لك. فیصلّى خلف رجل من ولدی،(3).

رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فرمودند: مهدى ـ علیه السلام ـ مى بیند كه حضرت عیسى بن مریم از آسمان نازل مى شود گویى آب از موهاى سر او مى چكد پس مهدى ـ علیه السلام ـ به او مى فرماید جلو بیا و با مردم نماز جماعت بخوان (یعنى امام جماعت باش) پس حضرت عیسى به او عرض مى كند آیا نماز براى تو برپا نشده است؟ پس او به امامت فرزندم مهدى نماز مى خواند.

4ـ باسناده عن أبی سعید الخدری قال: خشینا أن یكون بعد نبیّنا حدث فَأَلْنا نبی اللّهِ صلّى اللّه علیه وسلّم فقال: انّ فی أُمّتی المهدیَّ یخرجُ یعیش خمساً أو سبعاً أو تسعاً ـ زیدٌ الشاك ـ قال. قلنا وما ذاك؟ قال: سنین قال. فیجیء إلیه رجل فیقول یا مهدی: اعطنی اعطنی قال: فیحثى له فی ثوبه ما استطاع أن یحمله(4).

ا بو سعید خدرى مى گوید: ترسیدیم كه بعد از پیامبر اكرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ  حادثه اى رخ دهد پس از آن حضرت سؤال كردیم فرمود: همانا در امّت من مهدى ـ علیه السلام ـ خروج مى كند زندگى مى كند پنج سال یا هفت سال یا نه سال (تردید از زید است) گفت: پس گفتیم چه وقت این اتفاق مى افتد حضرت فرمودند سالهایى بعد; فرمودند: پس مى آید نزد او مردى و مى گوید اى مهدى به من عطایى كن! پس در لباس او آن قدر مى ریزد كه نمى تواند آنها را حمل كند و ببرد.

5ـ عن أُمّ سلمة قالت: سمعت رسول اللّه [ صلّى اللّه علیه وآله ] یقول:

(المهدیُّ من عترتی من ولد فاطمة((5).

ا ُمّ سلمه گفت از پیامبر اكرم شنیدم كه فرمود: مهدى از عترت من است از فرزندان فاطمه ـ سلام اللّه علیها ـ .

6ـ ابى سعید الخدرى ـ رضى اللّه عنه ـ قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله المهدىُّ منّى، أجلى الجبهة، أقنى الأنف یملأ الأرض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلما، یملك سبع سنین (6)

مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از من است پیشانى بلند دارد و بینى كشیده، زمین را از قسط و عدل پر مى كند بعد از آنكه از جور و ظلم پر شود و هفت سال حكومت مى كند.



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در سه شنبه 14 دی 1389  ساعت 3:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سیمای امام زمان(عج) در قرآن

سیمای مهدی در قرآن تردیدی نیست كه از نظر جامعه‌‌‌‌ی اسلامی، كلیه مفاهیم و معتقدات اصیل اسلامی ریشه در كلام الهی دارد و عقیده به ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام نیز كه از آموزه‌های اصلی اعتقادات شیعه است به صورت كلی در كتاب خدا «قرآن كریم» تجلی یافته و این كتاب بزرگ آسمانی در این زمینه مانند زمینه‌های دیگر، یك بحث كلی و اصولی را مطرح نموده و فرا رسیدن آن روز فرخنده و مبارك را به تمام پیروان اسلام بشارت داده است به ویژه آیات متعددی در قرآن آمده است كه ائمه اطهار علیه‌السلام‌ در بیان تفسیر و تأویل آنها را به وجود مقدس حضرت مهدی  علیه‌السلام و ظهور مبارك آن حضرت شرح و تبین كرده‌‌اند از جمله‌‌ی آنچه در موضوع آیات تأویل شده به ابعاد گسترده‌ی شخصیت امام زمان (عج) گماشته شده است كتاب «المحجَّة فیما نزل فی القائم الحجة» نوشته سید هاشم بحرانی دانشمند قرن 11 و 12 هجری است. (ترجمه این كتاب به نام «سیمای حضرت مهدی  علیه‌السلام در قرآن» می‌باشد) در این اثر گرانقدر 120 آیه از قرآن آمده است كه در ذیل هر آیه احادیثی مبنی بر تأویل آن آیه نقل شده است كه همه در بیان خصوصیات و برنامه‌های حكومت آن امام همام می‌باشد.

در این قسمت به اختصار سعی شده است به تعدادی از آن آیات اشاره شود.

« وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمُ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثین»- و ما اراده كرده‌‌‌‌‌‌ایم كه بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم. سوره قصص/5- در این آیه خداوند بر سه مسئله تكیه نموده است كه عبارتند از:1- می‌خواهیم مستضعفان را مشمول نعمتهای خود سازیم.2- آنان را پیشوایان قرار دهیم.3- می‌خواهیم آنان را وارثان حكومت روی زمین مقرر داریم و این بشارتی است در زمینه‌ی پیروزی حق بر باطل و ایمان بر كفر و این بشارتی است برای همه‌ی انسانهای آزاده و خواهان حكومت عدل و داد و بر چیده شدن بساط ظلم و جور.امام علی علیه‌  السلام پیرامون آیه مورد بحث می‌فرماید:این گروه آل محمّدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله هستند. خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری كه بر آنان وارد می‌شود بر می‌انگیزد و به آنها عزت می‌دهد و دشمنانشان را خوار و ذلیل می‌كند.1 -كلمه‌ی مستضعف از ماده‌ی ضَعُف به معنای ناتوانی است ولی وقتی این كلمه به باب استفعال می‌رود به معنی كسی است كه او را به ضعف كشانده و در بند و زنجیر و ناتوانی نگاه داشته‌‌اند‌  بنابراین مستضعف كسی نیست كه ضعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد بلكه كسی است كه نیروهای بالفعل و بالقوه دارد. اما از ناحیه ظالمان و جباران سخت در فشار قرار گرفته. ولی با این حال در برابر بند و زنجیری كه بر دست و پایش نهاده‌‌‌‌‌‌‌‌اند تسلیم نیست و پیوسته تلاش می‌كند تا زنجیرها را بشكند و آزاد شود.خداوند به چنین گروهی وعده‌‌‌‌ی یاری و حكومت در زمین داده است نه افراد بی دست و پا و ترسو كه حتی حاضر نیستند فریادی بكشند تا چه رسد به اینكه پا در میدان مبارزه بگذارند.البته مستضعف اقسامی دارد:

1- مستضعف فكری و ذهنی 2- مستضعف اقتصادی

 3- مستضعف اخلاقی 4- مستضعف سیاسی و آنچه بیشتر قرآن روی آن تكیه كرده همان مستضعفین سیاسی و اخلاقی می‌باشند. «الم. ذلِِِِِِِِِِِِِِِِكَ الكِتابُ لارَیبَ فیهِ هُدَیً لِِلْمُتَقین. اَلَذینَ یُوْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وََ یُقیمُونَ الْصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُو‌‌نَ.»- الم از اسرا و رموز قرآن است. -این كتاب كه هیچ تردیدی در آن نیست. روشنگر  راه پرهیزگاران است. آنانكه به غیب ایمان آوردند و نماز را بر پای دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم انفاق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌كنند.سوره‌‌‌‌‌‌‌ بقره/1 تا 3در آیات مورد بحث ویژگیهای متقین و پرهیزكاران مطرح شده است كه عبارتند از:1

- ایمان به غیب 2- اقامه صلوه 3- انفاقایمان به غیب نقطه جدایی مؤمنان از غیر مؤمنان است.مؤمنان مرز جهان ماده را شكافته و خود را از چهار دیواری آن گذرانده‌‌‌‌‌‌‌اند. آنان با این دید وسیع با جهان فوق العاده بزرگتری ارتباط دارند در حالی كه مخالفان آنان اصرار دارند انسان را هم چون حیوانات در چهار دیواری جهان ماده محدود كنند.- امام صادق علیه‌السلام در جواب سائل كه از او پیرامون این آیه توضیح خواست می‌فرماید: متقیان شیعیان علی علیه‌السلام هستند و غیب همان حجت پوشیده از نظرهاست.2جابر بن عبد الله انصاری از رسول خداصلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله‌‌‌‌‌علیه‌و‌‌آله در حدیثی كه امامان دوازده‌‌‌‌‌‌گانه را می‌شمرد چنین نقل می‌‌‌كند كه رسول خداصلی‌‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود:خوشا به حال صبر كنندگان در زمان غیبت قائم  علیه‌السلام.خوشا به حال كسانی كه بر محبت ائمه دوازده‌‌‌‌گانه پا بر جا می‌‌‌مانند همانها هستند كه خداوند در كتاب خود قرآن این چنین وصفشان نموده آنانكه به غیب ایمان آورند آن گاه ‌فرمود:آنان حزب خدایند. آگاه باشید كه حزب خداوند پیروزند.3  « وَ ذَكِّرْهُمْ بِاَیّامِ اللهِ»  -و ایام الله را به آنها متذكر شو. روزهای خداوند را به یاد آنان بیاور.سوره ابراهیم/5  مسلماً همه روزها، ایام الله است همانگونه كه همه مكانها متعلق به خداست، اگر نقطه خاصی بنام بیت الله (خانه خدا) نامیده شده، دلیل بر ویژگی آن است. همچنین عنوان ایام الله مسلماً اشاره به روزهای مخصوصی است كه امتیاز و روشنایی و درخشش فوق العاده‌‌‌ای دارند.و اصولاً باید بگوئیم (اَیّامُ الله) تمام روزهایی است كه دارای عظمتی در تاریخ زندگی بشر است. بنابراین هر روز كه یكی از فرمانهای خدا در آن چنان درخشیده كه بقیه امور را تحت الشعاع خود قرار داده از ایام الله است.هر روز كه فصل تازه‌ای در زندگی انسانها گشوده، و درس عبرتی به آنها داده و ظهور و قیام پیامبری در آن به وقوع پیوسته، و یا طاغوت و فرعون گردنكشی در آن روز به قعر دره نیستی فرستاده شده و خلاصه هر روز كه حق و عدالتی بر پا شده و ظلم و بدعتی از بین رفته همه آنها را می‌ توان ایام الله نامید.امام باقر علیه‌السلام در حدیثی می‌فرماید: روزهای خداوند عزّ و جلّّ سه روز است:روزی كه قائم بپا خیزد، و روز رَجعت، و روز قیامت می‌باشد. « یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اُصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ التَّقُوا اللهَ لَعَلّكُمْ تُفْلِحُون»- ای كسانی كه ایمان آورده‌اید صبر پیشه سازید و در برابر دشمنان نیز استقامت كنید و از مرزهای خود مراقبت كنید. و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید.سوره آل عمران/ 200این آیه آخرین آیه سوره‌‌‌ی آل عمران است و بر چهار برنامه ارزشی تكیه نموده:1- صبر در مقابل مشكلات و خواسته‌ها و تمایلات2- صبر و استقامت در مقابل دشمن   3- مراقبت از مرزها 4- پرهیزكاریكلمه‌ی صبر به معنای ایستادگی در برابر مشكلات، كلمه‌ی صابروا امر از باب مفاعله است یعنی از مصابره است و به معنای صبر و پایداری در برابر صبر و استقامت دیگران است.بنابراین قرآن در مرحله اول دستور به استقامت می‌دهد كه هر گونه جهاد با نفس و پایداری در برابر حوادث و مشكلات را شامل می‌‌شود، و در مرحله دوم دستور به استقامت در برابر دشمن را می‌‌ دهد و این خود نشانگر این است كه تا ملتی در جهاد با نفس و اصلاح نقاط ضعف درونی پیروز نشود پیروزی او بود دشمن خارجی ممكن نیست.امام باقر علیه‌السلام پیرامون آیه شریفه مورد بحث كه می‌فرماید:ای كسانی كه ایمان آورده‌اید صبر كنید و یكدیگر را به صبر وا دارید و مرابطه نمایید فرموده است: صبر كنید بر ادای فرائض و پیایداری و استقامت كنید در مقابل دشمن و با امامتان كه انتظار ظهورش را می‌كشید مرابطه نمایید و خود را به رشته ولایت او ببندید. « وَ الْعَصْرِ. اِنَّ الْاِنْسانَ لَفی خُسْرٍ. اِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَعََََمِلوُا الصّالِحاتِ وِ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالْصَّبْرِ»- سوگند به عصر كه انسانها همه در زیانند مگو كسانی كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌‌‌‌‌اند و یكدیگر را به حق سفارش كرده و یكدیگر را به شكیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند.سوره والعصرواژه‌ی عصر به معنای فشردن است. خُسر و خسران به معنای كم شدن سرمایه است. تواصی به معنای آنست كه بعضی، بعضی دیگر را سفارش كنند. حق به معنای واقعیت است. صبر به معنای شكیبایی و استقامت است.قرآن كریم برای نجات بشر از آن خسران عظیم برنامه جامعی تنظیم كرده كه در آن بر چهار اصل تكیه شده است:1- ایمان 2- اعمال صالح 3- سفارش به حق 4- سفارش به استقامت درباره‌ی واژه‌ی عصر كه در این سوره آورده بین مفسران اختلاف است بعضی از مفسران می‌گویند مراد از (عصر) همان وقت عصر است.عده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای دیگر عصر را اشاره به سراسر زمان و تاریخ بشریت دانسته‌‌اند. برخی دیگر آن را اشاره به انسانهای كامل می‌دانند كه عصاره عالم هستی و جهان آفرینش هستند. بعضی از مفسران می‌گویند (عصر) همان نماز عصر است به خاطر اهمیت ویژه‌ای كه در میان نمازها دارد. زیرا آنها (صلوة  وسطی) را كه در قرآن روی آن تأكید شده نماز عصر می‌دانند.جمعی از مفسران عصر را قسمت خاصی از زمان مانند عصر ظهور اسلام و یا عصر قیام مهدی موعود علیه‌السلام كه دارای ویژگی و عظمت خاصی در تاریخ بشر می‌دانند.مفضل بن عمر می‌گوید از امام صادق علیه‌السلام پیرامون این سوره سؤال كردم امام علیه‌السلام فرمود:سوگند به عصر. منظور از عصر، عصر ظهور و خروج قائم علیه‌السلام است همانا انسان در زیانكاری و خسران است(یعنی دشمنان ما) در زیانند. مگر آنانكه ایمان آوردند یعنی(آنانكه به آیات ما ایمان آوردند) و كارهای نیك انجام دادند. یعنی(با مساوات برادران دینی) و یكدیگر را به حق سفارش نمودند. یعنی(به امامت) و یكدیگر را به صبر و پایداری سفارش نمودند. یعنی(در دوران فترت).(یعنی زمان غیبت كه عقائد مردم سست می‌شود.)4  « وَ قُلْ جاءَ الْحَقَُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ. اِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً»- بگو كه حق آمد و باطل نابود شد كه البته باطل رفتنی و نابود شدنی است.سوره اسراء/81 در این آیه شریفه، طبیعت حق و باطل مورد بحث است كه باطل نابود شدنی است اگر چه جولانی دارد ولی دوام و بقائی نخواهد داشت و سر انجام پیروزی از آن حق و طرفداران حق خواهد بود.در برخی از روایات جمله(جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ) به قیام مهدی موعود علیه‌السلام تفسیر شده است.امام باقر علیه‌السلام فرمود: معنای این آیه این است: هنگامی كه امام قائم علیه‌السلام قیام كند دولت باطل بر چیده می‌شود.5 در روایت دیگری به ما رسیده است هنگامی كه مهدی علیه‌السلام تولد یافت بر بازویش این جمله نقش بسته بود.« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ. اِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً» « وَ ذلِكَ دینُ الْقَیِِّّمة»- و این است آیین مستقیم و پایدار. سوره بینه/25 سوره‌ی بینه اشاره به رسالت جهانی پیامبر اكرم صلی ‌‌الله‌ علیه‌‌و‌آله و آمیخته بودن آن با دلائل و نشانه‌هایی روشن می‌‌كند.رسالتی كه قبلاً آن را انتظار می‌كشیدند ولی هنگامی كه به سراغشان آمد گروهی به خاطر اینكه منافع مادیشان به خطر می‌افتاد به آن پشت كردند در ضمن این حقیقت را نیز در بر دارد كه اصول دعوت انبیاء مانند ایمان و توحید و نماز و روزه اصولی است ثابت و جاودانی كه در همه ادیان آسمانی وجود داشته است.آیه فوق اشاره به همین مطلب است كه این اصول، یعنی توحید خالص، و نماز، كه همان توجه به خالق، و زكات كه همان توجه به خلق است از اصول ثابت و پا بر جای همه ادیان است بلكه می‌توان گفت اینها در متن فطرت آدمی قرار دارد.زیرا از یك سو سرنوشت انسان بر مسئله توحید است و از سوی دیگر فطرتش او را دعوت به شكر منعم و معرفت و شناخت او می‌كند و از سوی دیگر روحیه اجتماعی و مدنیت انسان او را به سوی كمك به محرومان فرا می‌خواند.بنابراین ریشه این دستورات به صورت كلی در اعماق همه‌ی فطرتها جای دارد. لذا در متن تعلیمات همه انبیای پیشین و پیامبر اسلام صلی ‌الله ‌علیه‌ و‌ آله قرار گرفته است.ابو بصیر از حضرت صادق علیه‌السلام روایت كرده كه پیرامون قول خداوند عزّوجلّ (و این است دین استوار و آیین محكم و درست) فرمودند: همانا این دین حضرت قائم علیه‌السلاماست. « سَلامٌ هِیَ حَتّّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ»- شبی است سرشار از سلامت و بركت و رحمت تا طلوع صبح.سوره قدر/5 از این جهت شبی است سراسر سلامت زیرا قرآن در آن نازل شده است وهم عبادت و شب زنده داری آن معادل هزار ماه است و هم خیرات و بركات الهی در آن شب نازل می‌شود و هم رحمت خاص الهی شامل حال بندگان می‌‌گردد و هم فرشتگان و روح در آن شب نازل می‌‌گردند حتی طبق بعضی از روایات در آن شب شیطان در زنجیر است و با عنایت به این ویژگیها شبی است سالم و همراه سلامت.بنابراین اطلاق سلام كه به معنای سلامت است، بر آن شب به جای (سالم) در حقیقت نوعی از تأكید است.بعضی گفته‌اند اطلاق سلام بر آن شب به خاطر این است كه فرشتگان پیوسته به یكدیگر و یا به مؤمنان سلام عرضه می‌دارند.بهر حال شبی است سراسر نور و رحمت و خیر و بركت و سلامت و سعادت و از هر جهت بی نظیر.   راوی می‌گوید از امام صادق علیه‌السلام شنیدم كه آن حضرت می‌فرمود: پدرم امام باقر علیه‌السلام به من فرمود: حضرت علی بن ابیطالب علیه‌السلام در حالیكه حسن و حسین علیه‌السلام در نزدش بودند سوره‌ی قدر را خواند. امام حسین علیه‌السلام به آن جناب عرضه داشت ای پدر: گویی از دهان شما شیرینی دیگری دارد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود: ای فرزند من و ای فرزند رسول خدا صلی‌‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله همانا من در این سوره می‌دانم آنچه را كه تو نمی‌دانی، زمانی كه این سوره نازل شد. جدّت رسول خداصلی‌‌‌‌الله‌علیه‌و‌آله در پی من فرستاد پس آن را بر من خواند سپس برشانه راست من زد و فرمود:ای برادر و جانشین و سرپرست من بر امتم بعد از من، و ای جنگ دشمنان من تا روزیكه بر انگیخته شوند.این سوره برای توست بعد از من و برای فرزندانت بعد از تو، همانا برادرم جبرئیل كه از فرشتگان است حوادث و كارهای امت مرا در سالشان را به اطلاع من رسانید.به خداوند سوگند همانا این مسئله اطلاع دادن از حوادث و امور برای تو نیز خواهد بود. همچون خبر گرفتن نبوت و برای آن نور درخشانی است در دل تو و دلهای اوصیای تو تا طلوع فجر حضرت قائم  علیه‌السلام.« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْاََمْوالِ وَ الأَنْفُسِ وَ القَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرین»  قطعاً همه‌‌ی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و كاهش درمال‌ها و جا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و میوه‌‌‌‌‌‌‌‌ها آزمایش می‌‌‌‌كنیم و بشارت ده به استقامت كنندگان. سوره بقره/155 محمّد بن مسلم گوید: شنیدم كه امام صادق علیه‌السلام می‌‌‌فرمود: بیش از ظهور قائم‌‌‌ علیه‌السلام نشانه‌‌‌‌هایی از جانب خدای تعالی برای مؤمنان به وجود خواهد آمد.(راوی گوید گفتم فدایت گردم آن نشانه‌‌‌‌‌ها چیست؟ حضرت فرمود: آنها فرمایش خدای عزّوجلّ است. « وَلَنَبْلُوَّنَّكُمْ؛ یعنی قطعاً شما را می‌آزمائیم» یعنی مؤمنین را قبل از ظهور قائم علیه‌السلام به وسیله‌‌‌‌‌‌ «ترس و گرسنگی و كاستی در مال و جان و محصولات آزمایش می‌‌كنیم و صبر كنندگان را مژده بده.» فرمود: خداوند آنان (مؤمنین) را با ترس و وحشت از پادشاهان بنی فلان در آخر سلطنت آنان و گرسنگی در اثر گرانی قیمتها می‌‌‌آزماید (و كاستی در اموال) یعنی كساد داد و ستد و كمبود بهره و سود (و كاستی جانها) یعنی: مرگ فراگیر (و كاستی فرآورده‌ها) یعنی: سود و بهره‌ی اندك محصولات به كمی غلّه و زراعت و بركات میوه‌ها (و صابران را مژده بده) یعنی در این سختی‌ها، صبر كنندگان را به تعجیل خروج حضرت قائم علیه‌السلام بشارت ده، سپس فرمود: ای محمّد! این تأویل این آیه است خداوند مفرماید: « تأویل آن را جز خدا و راسخان در علم نمی‌‌‌دانند.»6 « أَفَغَیْرَ دینِ اللهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمواتِ وَالْاَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَ اِلَیْهِ یُرْجَعُون»- آیا آنها غیر از آئین خدا می‌طلبند؟ (آئین او همین اسلام است) وتمام كسانی كه در آسمانها و زمین هستند از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابر (فرمان) او تسلیم‌اند و همه به سوی او بازگردانه می‌شود.سوره آل عمران/83ابن سكیر گوید: از امام كاظم علیه‌السلام درباره‌ی آیه‌ی شریفه‌ی:« وَ لَهُ أَسْلَمَ ....» سؤال كردم. حضرت فرمود: این آیه درباره‌ی حضرت قائم علیه‌السلام نازل شده كه در مشرق و مغرب زمین بر یهود و نصاری و ستاره پرستان و بی دینان و مرتدان و كفار خروج كند و اسلام را بر آنها عرضه فرماید، هر كه به میل و رغبت اسلام آورده او را دستور به نماز و زكات و سایر واجبات می‌دهد و هر كه امتناع كند گردنش را می‌زند تا در مشرق و مغرب جز خدا پرست باقی نمی‌ماند.7  « وَعَدَ اللهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ، لَیَسْتَخْلِفَنََّهُمْ فِی الْاَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمْ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَلَیُبَدِلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِِ خَوْفِهِمْ اَمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیئاً وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فََاوُلئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»- خداوند به كسانی كه از شما ایمان آورده‌اند واعمال صالح انجام داده‌اند وعده داده كه حتماً آنها را خلیفه روی زمین خواهد كرد، همان گونه كه پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین وآیینی را كه برای آنها پسندیده پا بر جا و ریشه‌دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل می‌كند. آن چنانكه تنها مرا می‌پرستید و چیزی را برای من شریك خواهند ساخت و كسانیكه بعد از آن كافر می‌شوند فاسقند.سوره‌‌‌ نور/55 از مجموع این آیه چنین بر می‌آید كه خداوند به گروهی از مسلمانان كه دارای دو صفت  هستند(ایمان و عمل صالح) سه نوید می‌دهد:1- حكومت و خلافت روی زمین2- نشر آئین حق به طور اساسی و ریشه‌‌‌‌دار در همه جا   3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و نا امنی كه نتیجه این سه برنامه این خواهد شد كه با نهایت آزادی خدا بپرستند و فرمانهای او را گردن نهند و هیچ شریكی و شبیهی برای او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند.بدیهی است كه محصول تمام زحمات رسولان و تبلیغات پی‌گیر آنها و نمونه‌‌ی كامل حاكمیت توحید و امنیت كامل و عبادت خالی از شرك در زمانی تحقق می‌یابد كه مهدی موعود علیه‌السلام سلاله‌‌‌‌‌ی انبیاء و فرزند پیامبر ظاهر می‌شود و لذا مفسر برجسته مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می‌گوید: از اهل بیت رسول اكرمصلی‌‌الله‌‌‌‌علیه‌‌و‌آله روایت شده است كه این آیه درباره‌ی مهدی آل محمد علیه‌السلام است. « وَالْفَجْرٍ. وَ لَیالٍ عَشْرٍ. وَالْشَفْعِ وَ الْوَتْر. وَ الَّیْلِ اِذا یَسر»- سوكند به فجر(سپیده دمیكه جهان روی روشن را می‌بیند) و به شبهای دهگانه. و سوگند به حق جفت و به حق فرد قسم به شب آنگاه كه به روز روشن مبدل شود.شرف الدین نجفی گوید: به طور مسند مرفوع از عمرو بن شمر از جابر بن یزید جُعفی، از حضرت ابی عبد الله امام صادق علیه‌السلام روایت آمده كه آن جناب فرمودند: فرموده‌ی خداوند عزّوجلّ: (وَ الْفَجْر) فجر همان قائم علیه‌السلام است،(وَ لَیالٍ عَشْرً) امامان علیه‌السلام از امام حسن مجتبی تا امام حسن عسكری هستند،(وَ الْشَفْعِ) امیرالمؤمنین و فاطمهعلیهما‌السلام می‌باشند،( وَ الْوَتْر) همان خداوند یكتاست كه هیچ شریكی ندارد.(وَ الَیلِ اِذا یَسْر) منظور دولت    است كه سرایت می‌‌كند تا دولت(قیام) حضرت قائم  علیه‌السلام منتهی می‌گردد. « اَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَكْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلَكُمْ خُلَفاءَ الْاَرْضِ»- آیا آن كیست كه دعای بیچاره‌‌‌ی مضطر را به اجابت می‌رساند و رنج و غم را بر طرف می‌سازد و شما را جانشینان زمین قرار می‌دهد.سوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نمل/62 محمد بن العباس: از عید بن زیاد، از حسین بن محمد بن سماعه، از ابراهیم بن عبد الحمید، از حضرت ابی عبد الله امام صادق علیه‌السلام آورده كه آن جناب فرمودند: هر گاه قائم علیه‌السلام خروج كند به مسجد الحرام داخل می‌گردد، سپس روی به قبله (كعبه) نموده و پشت به مقام می‌كند سپس دو ركعت نماز می‌گذارد، آنگاه به پا می‌خیزد و می‌گوید: ای مردم؛ من نزدیكترین مردمان به آدم  علیه‌السلام هستم، ای مردم من نزدیكترین مردمان به ابراهیم علیه‌السلام هستم‌‌‌‌‌‌، ای مردم؛من نزدیكترین مردمان به اسماعیل علیه‌السلام هستم، ای مردمان؛ من نزدیكترین مردمان به محمدصلی‌‌‌‌الله‌علیه‌و‌‌‌آله می‌باشم، سپس دستهایش را به سوی آسمان بر می‌دارد و دعا و تضرع می‌كند تا اینكه بر روی خود می‌‌‌افتد، و این است معنی فرموده‌ی خدای عزّوجلّ ‹آیا چه كسی (جز خداوند) است كه دعای بیچاره‌ی مضطر را به اجابت می‌رساند و رنج و غم را بر طرف سازد و شما را جانشینان زمین قرار می‌دهد آیا خدایی جز خدای یكتا هست (هرگز نیست) ولی اندكی از شما متذكر این حقیقت شدند›علی بن ابراهیم گوید: پدرم مرا حدیث داد از حسن بن علی بن فضال، از صالح بن عقبه، از حضرت ابی عبد الله امام صادق علیه‌السلام كه فرمود: این آیه درباره‌ی قائم از آل محمد علیه‌السلام نازل شد، اوست به خدا سوگند آن مضطر هنگامی كه در مقام ابراهیم دو ركعت نماز گذارد و به سوی خداوند دعا كند، پس او را اجابت نماید و ناراحتی را بر طرف می‌سازد، و او را خلیفه‌‌ی در زمین قرار می‌دهد.و در فرازی از دعای شریف ندبه چنین می‌خوانیم:‹ اَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذی یُجابُ اِذا دَعا›كجاست آن مضطری كه هر گاه دعا كند دعایش مستجاب گردد.و مسلم است كسی كه دارای مقام و رتبه باشد. به طور قطع، وظائف و مأموریتی به عهد‌‌‌‌ه‌‌‌‌‌ی او گذاشته می‌شود و او زمانی می‌تواند مأموریت مُحوله را انجام دهد كه مانع و رادعی در میان نباشد. كه اگر دیگران مقام او را غصب نموده باشند و او را از انجام وظائف مربوطه‌اش باز دارند. و قدرت بر اخذ حق خود و انجام مأموریت را نداشته باشد و از بسیاری دشمن و جهات دیگر نتواند خود را و مأموریت خود را معرفی نماید. البته چنین كسی مضطر خواهد بود. « وَالسَّماءِ ذَاتِ الْبُرُوج»سوگند به آسمان كه دارای برجهای بسیار است.سوره‌ بروج/1 نام گذاری این سوره به سوره‌ی بروج به تناسب همین سوگندیست كه در آیه‌‌ی اول این سوره آمده.شیخ مفید در كتاب اختصاص به سند متعدد از ابن عباس نقل می‌‌كند كه گفت رسول خداصلی‌الله‌علیه‌‌و‌آله پیرامون این آیه چنین فرمود:ذكر خداوند عزّوجلّ عبادت است. یاد من عبادت است و یاد علی‌ علیه‌السلامعبادت است و یاد فرزندان علی علیه‌السلامعبادت است. سوگند به آن كه مرا به نبوت مبعوث كرد و بهترین مخلوقات قرارم داد. وصّی من برترین اوصیاست. و همانا او حجت خداوند بر بندگانش و خلیفه او بر مخلوقات او می‌باشد و فرزندانش بعد از من امامان هدایتگر می‌باشند.بخاطر آنان خداوند عذاب را از اهل زمین جلو می‌گیرد و به سبب آنان آسمان را نگاه می‌دارد كه جز به اذن او بر زمین افتد و به خاطر وجود آنان كوهها را نگاه می‌دارد كه به حركت در آیند و به واسطه‌‌‌ی آنان بر بندگان خویش باران می‌بارد و به خاطر آنان گیاه می‌رویاند.ایشان به حق اولیای خداوند و خلفای راستین او می‌باشند شماره ایشان همان تعداد ماههاست كه دوازده ماه است و به شماره نُقبای موسی بن عمران است.و سپس رسول خداصلی‌الله‌‌‌‌علیه‌و‌آله همین آیه را تلاوت نمود آنگاه فرمود:ای ابن عباس! آیا چنین می‌‌‌پنداری كه خداوند به آسمان دارای برجهای آن باشد.عرض كردم یا رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: پس معنای آیه چیست؟رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: اما منظور از آسمان من هستم، و منظور از برجها، امامان بعد از من می‌باشند كه نخستین آنها علی علیه‌السلام است و آخرین آنها مهدی موعود علیه‌السلام است.  « وَ اسْتَمِعْ یَومَ یُنادِالْمُنادِِِ مِِِنْ مَكانٍ قَریبٍ یَومَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ. ذلِكَ یُومُ الْخُروجِ»- گوش فرا ده و منتظر روزی باش كه منادی از مكان نزدیك ندا می‌دهد روزی كه همگان صیحه‌ی رستاخیز را به حق می‌شنوند. آن روز روز خروج است.سوره ق/41 و 42 علی بن ابراهیم در تفسیرش كه منسوب به امام صادق علیه‌السلام است. گوید:امام فرمود: منادی صیحه حضرت قائم علیه‌السلام و نام پدرش ندا می‌كند و اینكه خداوند فرمود روزیكه آن صیحه را به حق بشنوند آن هنگام روز خروج است)منظور صیحه از سوی آسمان به نام قائم علیه‌السلام است و آن روز خروج و ظهور است. « اِنْ نَشَأ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةٌ فَظَلَتْ اَعْناقُهُمْ لَها خاضِِعین»- اگر ما اراده كنیم از آسمان بر آنها آیه‌ای نازل می‌كنیم كه گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد.سوره شعراء/4 در كتب معروفی مانند (ارشاد مفید) و روضه‌ی كافی و كمال الدین شیخ صدوق و تفسیر قمی آمده است كه امام صادق علیه‌السلام در تفسیر این آیه فرمود: منظور طغیانگران بنی امیه هستند كه به هنگام قیام مهدی(عج)آیه‌ی آسمانی را می‌بینند و در برابر آن ناچار به تسلیم می‌ شوند. روشن است كه منظور از این روایت بیان مصداقی از مفهوم وسیع آیه است كه سرانجام به هنگام ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام رهبر حكومت جهانی، تمام حكومتهای ظلم و جور كه خطّ بنی امیه را ادامه می‌دهند به حكم اجبار در برابر قدرت مهدی علیه‌السلام و حمایتهای الهی او سر تسلیم فرود می‌آورند.ابو بصیر می‌گوید: از امام باقر علیه‌السلام راجع به همین آیه پرسیدم، امام علیه‌السلام فرمود: این آیه درباره‌ی قائم آل محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله نازل شده است. اسم او از سوی آسمان اعلام خواهد شد.ابن عباس در تفسیر آیه شریفه می‌فرماید:این آیه درباره‌ی ما و راجع به بنی امیه نازل شده، برای ما دولتی خواهد بود كه گردنهایشان را خوار می‌‌سازد، پس از سختی و گردنكشی آنها و پس از عزت آن را به پستی می‌كشاند. « وَ یُومَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُون َبِِنَصْرِ اللهِ»- و در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد.سوره روم/4 امام صادق علیه‌السلام درباره‌‌‌‌ی این آیه‌‌‌ی شریفه می‌فرماید: منظور از خوشحالی مؤمنان در آن روز خوشحالی وسرور آنان در قبرهایشان نسبت به قیام و ظهور حضرت قائم علیه‌السلام است. « قُلْ یَومَ الْفَتْحِ لایَنْفَعُ الَّذینَ كَفَرُوا اِیمانُهُمْ وِلا هُمْ یَُنْظَرُون»- بگو روز پیروزی ایمان آوردن سودی به حال كافران نخواهد داشت و به آنها هیچ مهلت داده نمی‌شود.سوره سجده/29ابن دُرّاج می‌گوید شنیدم حضرت صادق علیه‌السلام درباره‌ی قول خداوند عزّوجلّ كه می‌فرماید: ‹ای رسول ما بگو، در روز پیروزی ایمان كسانی كه كفر ورزیدند سودی به حالشان نخواهد داشت و مهلت داده نخواهد شد› فرمود:روز فتح و پیروزی روزیست كه دنیا بر روی حضرت قائم علیه‌السلام گشوده می‌شود كسی كه پیش از آن هنگام مؤمن نبوده و بعد از این فتح، یقین كند ایمانش نفعی به حالش نخواهد داشت ولی هر كه پیش از آن ایمان داشته و منتظر ظهورش بود، ایمانش برایش سودمند خواهد بود و خداوند مقام و شأنش را نزد امام قائم علیه‌السلام بزرگ خواهد ساخت در روز قیامت و رستاخیز بهشتش را از ولی محبوب خواهد، فرمود و این است پاداش دوستان و اهل ولایت امیرالمؤمنین  علیه‌السلام و ذریه‌‌‌ی طاهرین آن حضرت علیه‌السلام. « وَ الشَّمْسٍ وَ ضُحاها. وَ الْقَمَرِ اِذا تَلاها. وَالنَّهارِ اِذا جَلّاها. وَ الَّیْلِ اِذا یَغْشاها»- سوگند به خورشید و هنگام اوج درخشندگیش. سوگند به ماه كه در پی آن تابان است. و سوگند به روز كه تاریكی را می‌زداید و جهان را روشن می‌‌‌سازد و به شب گاهی كه عالم را در پرده‌‌ی سیاهی بركشد.سوره شمس/1 و2 از امام صادق علیه‌السلام راجع به این آیه سؤال شد فرمودند: منظور‌ از خورشید رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌باشد كه برای مردم دینشان را واضح و روشن ساخت و منظور از ماه كه در پی آن تابان است، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است كه در پی رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله است و منظور از روز كه تاریكی‌ را میزداید و جهان را روشن می‌كند امام از ذریّه‌ی فاطمه نسل رسول الله‌‌‌‌‌‌‌‌ صلی‌‌ الله‌ علیه‌‌ و ‌‌‌آله است كه تاریكی ظلم و جور را می‌زداید پس خداوند سبحان از او حكایت آورده كه فرموده: سوگند به روز كه تاریكی را می‌زداید و جهان را روشن می‌سازد منظور از آن قائم علیه‌السلام می‌باشد. و منظور از شب گاهی كه عالم را در پرده‌ی سیاهی بر كشد آن امامان جور و ستم هستند كه به استبداد خود جدای از خاندان رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله زمام امور را بدست گرفتند و به مسندی تكیه زدند كه آل رسول از آنها نسبت به آن شایسته‌تر بودند پس دین خدا با ظلم و ستم پوشاندند كه خدای سبحان كار آنان را حكایت كرد و فرمود:سوگند به شب گاهی كه عالم را در پرده‌‌‌‌‌ی سیاهی بر كشد. « اِنَّ عِدَّةَ الشُهُورِ عِنْدَ اللهِِ اِثْنا عَشَرَ شَهْراً فی كِتابِ اللهِ یَوْمَ خَلَقََ السََّمواتِ وَ الْاَرْضَ مِِنْها اَرْبَعَةٌ حُرًمٌ ذلِكَ الدّّینُ الْقَیِّمُ فَلا تُظْلِِمُوا فِیهِنَّ اَنْفُسَكُمْ»- همانا شماره‌‌‌‌‌ی ماهها نزد خداوند در كتاب خدا دوازده ماه است از آن روز كه آسمانها و زمین را آفرید چهار ماه از آنها حرام است. این است آیین استوار پس در آنها بر خودتان ستم مكنید.سوره توبه/36 امام باقر علیه‌السلام فرمودند:از امور حتمی كه نزد خداوند تبدیل ناپذیر است قیام قائم علیه‌السلام است پس هر كس در آنچه می‌گویم شك كند در حالی خداوند را ملاقات خواهد نمود كه او كافر و منكر خدا باشد. سپس فرمود: پدر و مادرم فدای تو باد ای كسی كه هم نام من و هم كنیه‌‌ی من است، هفتمین امام بعد از من، پدرم فدای كسی كه زمین را پر از قسط و عدل خواهد ساخت همچنانكه از ظلم و جور پر شده است.............. و اینكه خداوند می‌فرماید:‹ شماره ماهها نزد خداوند در كتاب خدا دوازده ماه است›همان امامان علیه‌السلام و بر پا دارندگان دین خدای عزّوجلّ می‌باشند........

(ادامه‌‌‌ی روایت در توضیح بخشهای دیگر آیه كه در شأن علی بن ابیطالب  علیه‌السلام است)



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در سه شنبه 14 دی 1389  ساعت 3:35 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



آیه 18 سوره حشر خطاب به مؤمنین است: «یاایها الذین آمنوا اتقوا الله، ای اهل ایمان تقوای الهی داشته باشید». راجع به کلمه تقوا ما مکرر بحث کرده و نوشته ایم که اگر چه معروف در ترجمه ها این است که تقوا را گاهی به ترس و گاهی به اجتناب ترجمه می کنند - اگر بعد از آن خدا ذکر شده باشد «اتقوالله» می گویند یعنی از خدا بترسید و اگر معصیت ذکر شده باشد «اتق المعاصی» می گویند معنایش این است که از معاصی اجتناب کنید - ولی مفهوم کلمه تقوا نه اجتناب است و نه ترس. البته تا حدی ملازم با این دو هست یعنی هر جا که تقوا باشد خشیت الهی هم هست و هر جا که تقوا باشد اجتناب از معاصی هم هست ولی خود این لغت معنایش نه اجتناب است و نه ترس؛ و در اصطلاحات خود قرآن و در نهج البلاغه - که تقوا خیلی تکرار شده است - کاملا پیداست که معنی تقوا نه ترس است و نه اجتناب.

تقوا از ماده «وقی» است، وقی یعنی نگهداری. تقوای از معاصی در واقع معنایش «خود نگهداری» است. متقی باش یعنی خود نگهدار باش. خود این، یک حالت روحی و معنوی است که از آن تعبیر به «تسلط بر نفس» می کنند. اینکه انسان بتواند خود بر خود و در واقع اراده و عقل و ایمانش بر خواهشها و هوسهایش تسلط داشته باشد به طوری که بتواند خودش خودش را نگه دارد این نیروی خود نگهداری اسمش «تقوا» است. خود را نگه داشتن از چه؟ از آلوده شدن به معصیت، نتیجه آلوده شدن به معصیت چیست؟ در معرض قهر و انتقام خدا قرار گرفتن. پس خود را نگهداری کردن از معصیت لازمه اش اجتناب از معصیت است و لازمه اجتناب از معصیت، خود را از لازمه معصیت یعنی خشم الهی نگهداری کردن است. پس اگر گفتند «اتق الذنب» معنایش این است که خود را نگه دار از اینکه گرفتار گناه شوی. اگر بگویند «اتق الله» معنایش این است که خود را نگه دار از اینکه گناه کنی و در اثر گناه کردن در معرض خشم الهی قرار بگیری. ما کلمه ای نداریم که بخواهیم به جای «اتقوا» بگذاریم و لذا ترجمه نداریم، همیشه می گوییم تقوای الهی داشته باشید. لغتی در زبان فارسی وجود ندارد که به جای کلمه «تقوا» بگذاریم ولی وقتی که با جمله بیان کنیم مقصود همین در می آید، خود را نگهداری کردن، که اساس تربیت دینی همین است که انسان خود بر خود مسلط باشد. مگر می شود چنین چیزی که یک چیز خودش بر خودش مسلط باشد؟ اگر یک چیز خودش یک امر بسیط باشد که معنی ندارد خودش بر خودش مسلط باشد. این نشان می دهد که انسان دو «خود» دارد، یک خودش خود حقیقی است و خود دیگرش ناخود است، و در واقع تقوا تسلط خود است بر ناخودی که (انسان) آن ناخود را خود می داند. شاید این حدیث را مکرر خوانده باشیم که پیامبر اکرم عبور می فرمودند، دیدند عده ای از جوانان مسلمین در مدینه مشغول زورآزمایی هستند از این راه که سنگ بزرگی را بلند می کردند مثل «وزنه برداری» که چه کسی بیشتر می تواند این سنگ را بلند کند. حضرت ایستادند. بعد فرمودند: آیا می خواهید من میان شما داور باشم که کدامیک از شما قویتر هستید؟ همه گفتند: بله یا رسول الله، چه از این بهتر! شما داور باشید. فرمود: پس من قبلا به شما بگویم از همه شما قویتر آن فردی است که وقتی شهوت و طمعش به هیجان در می آید بتواند بر آن مسلط باشد، و آن کسی است که وقتی بر چیزی خشم می گیرد بتواند بر خشم خودش مسلط باشد. مولوی می گوید:

وقت خشم و وقت شهوت مرد کو *** طالب مردی چنینم کو به کو

امام علی علیه السلام می فرماید: «اشجع الناس من غلب هواه؛ از همه مردم شجاعتر کسی است که بر هوای نفسش غالب باشد». پس روح تقوا همان خود نگهداری است. خود را از چه نگهداری کردن؟ از هر چه که انسان بخواهد خودش را نگه دارد، آخر بر می گردد به خودش. حتی آدم جبان که از دشمن می ترسد، اگر حساب کنید مغلوب ترس و جبن خودش شده. اگر انسان بتواند بر نفس خودش در آن حد مسلط باشد که بر جبن خودش هم مسلط باشد، بر بخل و حسد و خشم و طمع و آز و حرص خودش مسلط باشد، این اسمش «تقوا» است.

تاثیر تقوا در رهایی از مشکلات
تقوا که در قرآن کریم زیاد آمده است، از ماده " وقی" است که به معنی نگهداری است و در واقع خود کلمه " تقوا " مفهوم خودنگهداری و خودحفظ کردن دارد. تقوای الهی یعنی انسان خود را از آنچه که خدا نهی کرده است نگهداری کند تا از عواقب آن مصون بماند. در قرآن کریم مکرر به آثار تقوا اشاره و تصریح شده است و معمولا آثار تقوا چیزهایی است درست عکس آنچه که ابتدأ انسانی که بصیرتی ندارد از تقوا می فهمد یعنی در مورد تقوا خیال می کند. یکی اینکه انسان وقتی که بصیرتی نداشته باشد در ابتدا از تقوا محدودیت می فهمد، می گوید: انسان بخواهد خودش را مقید به تقوا کند معنایش این است که خودش را در بن بست قرار بدهد، به دور خودش خطی بکشد و برای خود محدودیت قائل بشود. قرآن درست نقطه مقابل این مطلب را ذکر می کند ( و نکته لطیف همین است ) یعنی بی تقوایی است که انسان را در بن بست قرار می دهد و تقواست که بن بست را می شکند. این خیلی به نظر عجیب می رسد. انسان می گوید آدمی همین قدر که متقی شد یعنی برای خودش محدودیت قائل است. وقتی انسان برای خودش محدودیت قائل است به دست خودش برای خودش بن بست به وجود آورده است. قرآن می فرماید خیر، تقوا بن بست و محدودیت نیست، برعکس است، تقوا نداشتن انسان را دچار بن بستها و محدودیتهایی می کند و تقوا راهی است که خدا معین کرده است که اگر انسان از آن راه برود محدودیت و بن بستی برای او نیست این است که می فرماید: «و من یتق الله یجعل له مخرجا؛ هر کسی که تقوای الهی را پیشه کند خدا برای او راه بیرون رفتن از مضایق و مشکلات را قرار می دهد» (طلاق/2) یعنی خدا برای او راه باز می کند برای خروج از بن بستها و بیرون آمدن از مشکلات.



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در سه شنبه 14 دی 1389  ساعت 3:27 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



تکالیف بندگان نسبت به امام زمان (عج) ۱- تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب علیه السلام ۲- رعایت ادب نسبت به یاد او ۳- محبت او به طور خاص ۴- محبوب نمودن او در میان مردم ۵- انتظار فرج و ظهور آن حضرت علیه السلام ۶- اظهار اشتیاق به دیدار آن حضرت علیه السلام ۷- ذکر مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام ۸- اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت علیه السلام ۹-حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام ۱۰- تشکیل مجالس مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام ۱۱و۱۲- سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام ۱۳- قیام هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت علیه السلام ۱۴و ۱۵ و ۱۶- گریستن و گریاندن وو خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت علیه السلام ۱۷- در خواست معرفت امام عصر علیه السلام از خداوند عزّوجل ّ ۱۸- تداوم درخواست معرفت آن حضرت علیه السلام ۱۹- مداومت بر خواندن دعای غریق ۲۰- دعا در زمان غیبت آن حضرت علیه السلام ۲۱- شناختن علامت های ظهور آن حضرت علیه السلام ۲۲- تسلیم بودن و عجله نکردن ۲۳- صدقه دادن به نیابت از آن حضرت علیه السلام ۲۴- صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت علیه السلام ۲۵و۲۶-حج رفتن به نیابت آن حضرت علیه السلام و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند ۲۷و۲۸- طواف بیت الله الحرام به نیابت آن حضرت علیه السلام و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت علیه السلام طواف کند ۲۹- زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین به نیابت از مولایمان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ۳۰- استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام ۳۱- سعی در خدمت کردن به آن حضرت علیه السلام ۳۲- اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب علیه السلام ۳۳- تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او ۳۴- تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام بعد از فرایض همه روزه و هر جمعه ۳۵- صله آن حضرت علیه السلام به وسیله ی مال ۳۶- صله شیعیان و دوستان صالح امامان به وسیله ی مال ۳۷- خوشحال کردن مومنین ۳۸- خیرخواهی کردن برای آن حضرت علیه السلام ۳۹- زیارت کردن آن حضرت علیه السلام ۴۰- دیدار مومنین صالح و سلام کردن بر آنان ۴۱- درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام ۴۲- هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب ۴۳- هدیه نماز مخصوص ۴۴- نماز هدیه به آن حضرت علیه السلام به گونه ی خاص در وقت معین ۴۵- اهداء قرائت قرآن به آن حضرت علیه السلام ۴۶- توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسیله آن حضرت علیه السلام ۴۷- دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت علیه السلام ۴۸- دعوت کردن مردم به آن حضرت علیه السلام ۴۹- رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها و رعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار علیه السلام ۵۰- خشوع دل هنگام یاد آن حضرت علیه السلام ۵۱- عالم باید علمش را آشکار کند ۵۲- تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار ۵۳- صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنت ها ۵۴- درخواست صبر از خدای تعالی ۵۵- سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ۵۶- پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت علیه السلام در آن ها مورد تمسخر باشد ۵۷- تظاهر با ستمگران و اهل باطل ۵۸- ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن ۵۹- تهذیب نفس ۶۰- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت علیه السلام ۶۱- متفق شدن بر توبه ی واقعی و باز گرداندن حقوق به صاحبان آن ها ۶۲و۶۳- پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن ۶۴- دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام ۶۵- اینکه بدنت نسبت به آن جناب علیه السلام خاشع باشد ۶۶- مقدم داشتن خواسته ی آن حضرت علیه السلام بر خواسته ی خود ۶۷- احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت علیه السلام ۶۸- بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته اند ۶۹و۷۰- وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقتگذاران ۷۱- تکذیب کردن مدعیان نیابت خاصه از جانب آن حضرت علیه السلام در زمان غیبت کبری ۷۲- درخواست دیدار آن حضرت علیه السلام با عافیت و ایمان ۷۳- اقتدا و تاسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت علیه السلام ۷۴- حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن ۷۵- نماز آن حضرت علیه السلام ۷۶- گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام ۷۷- زیارت قبر مولایمان امام حسین علیه السلام ۷۸- بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان ۷۹- اهتمام در ادای حقوق برادران دینی ۸۰- مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب علیه السلام



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 7:18 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 

                       بقیة الله

در قرآن می خوانیم:

إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ(الشعراء/4)

اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!

 

نعماتى در كتاب غیبة ،ذیل آیه فوق از عبد اللّه بن سنان روایت كرده:

گفت حضور حضرت صادق علیه السّلام بودم شنیدم مردى از اهل همدان می گوید جماعت عامه ما را مسخره نموده و می گویند شما خیال می كنید كه واقعا در موقع ظهور منادى آسمانى صدا می زند و فرج امام زمان را اعلام می دارد؟

حضرت صادق علیه السّلام كه ایستاده و بجائى تكیه داده بودند چنان متغیر و غضبناك شدند كه نشسته و فرمودند شما می توانید این روایت را از من و پدرم روایت كنید از پدرم شنیدم كه فرمود بخدا قسم صداى آسمانى كه صاحب امر و ولى عصر را باسم ندا نموده و معرفى می كند در قرآن بیان شده آنجائى كه می فرماید: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمََاءِ آیَةً تا آخر آیه.

در روى زمین هیچكس باقى نماند مگر آنكه خاضع شده و گردن كج نماید و ایمان آورند و تمام اهل زمین صداى منادى آسمانى را مى‏شنوند كه صدا می زند ای مردم آگاه باشید حق با على بن أبی طالب علیه السّلام و شیعیان او می باشد، روز بعد شیطان در بین زمین و آسمان فریاد می زند حق با عثمان است كه مظلوم كشته شده و باید مطالبه خون او بنمائید. مؤمنین در ایمان خود استوار و ثابت مانده و اثر نداى اولیه در ایشان برقرار می ماند ولى كسانى كه دلهاى بیمار و مضطرب دارند بدشمنى و عداوت با خاندان رسالت و بیزارى از ما پرداخته و می گویند صداى اولیه سحرى بود از سحرهاى اهلبیت و در تائید فرمایش خود این آیه را تلاوت فرمود.

منبع: تفسیر جامع، ج5



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 2:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



    آسمان

«و جلت و عظمت مصیبتك فى السموات على جمیع اهل السموات»؛ و بزرگ و عظیم شد بلاها و صدمات شما در آسمانها و بر همه اهل آسمانها.

 

در ادامه شرح زیارت عاشورا شرح می دهیم که چگونه اهل آسمانها بر مصیبت امام حسین (علیه‎السلام) گریستند؟

در فرازی دیگر از زیارت فرمود: و جلت المصیبة بك علینا و على جمیع اهل الاسلام .

یعنى مصیبات شما نه فقط براى ما دشوار است بلكه براى همه مسلمین سخت است اگر چه شیعه نباشد. در جمله فوق می‎فرماید: نه فقط مصیبت شما بر اهل اسلام و ایمان سخت است بلكه براى آسمانها و اهل آن سخت است كه آنها را گریان و ناراحت نموده است .

در فرازی دیگر از زیارت عاشورا می‎فرماید: "و اعظم رزیتها فى الاسلام على جمیع اهل السموات و الارض."

پس در این عبارت اهل زمین اضافه شده از این چند عبارت نتیجه می‎گیریم كه مصیبت شما بر اهل زمین و آسمان سخت و مشكل بوده كه آنها را به حالت تاثر و سوگوارى در آورده است. بیان این مطلب در سه فضل ذكر خواهد شد.

 

فصل اول: در اثبات شعور براى موجودات عالم

از آیات و روایات بسیارى استفاده می‎شود كه موجودات عالم شعور و فهم دارند كه بسیارى از مطالب را درك می‎كنند.

حق تعالى می‎فرماید: "و لقد اتینا داود منا فضلا یا جبال اوبى معه والطیر" (سبا/ 10)؛ به كوهها و طیور گفتیم كه با داود تسبیح بگویند ما از فضل و كرم خود به داود نبى عطایاى بسیارى بخشیده از جمله به كوهها و پرندگان امر نمودیم كه با نغمه‎هاى داودى هماهنگ شوند و هر وقت او به تسبیح و استغفار مشغول شود شما نیز با او موافقت كنید.

هر زمان داود در بیابانى عبور می‎نمود زبور را با لحن خوش داودى می‎خواند و تمام پرندگان و درندگان تحت تاثیر صوت او واقع شده با او همنوا گشته به تسبیح و تقدیس خداوند مشغول می‎شدند و نیز می‎فرماید: "و سخرنا مع داود الجبال یسبحن و الطیر و كنا فاعلین"(انبیاء/79) كوهها و مرغان را مسخر داود گردانیدیم و با او تسبیح گفتند اگر بنا باشد كه براى كوه و پرندگان شعور و فهم و استعداد نباشد چگونه با داود پیغمبر تسبیح می‎گویند؟ معلوم می‎شود آنها هم خدا را شناخته‎اند.

در آیه دیگر می‎فرماید: "یسبح الله ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزیز الحكیم." (الجمعه/1)

در آیه دیگر می‎فرماید: "یسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض له ملك و له الحمد و هو على كل شى قدیر. (التغابن/1)

در كامل الزیاره از حارث اعور روایت می‎كند كه امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) فرمود: پدر و مادرم فداى حسین باد كه در بیرون شهر كوفه كشته خواهد شد، بخدا قسم گویا مى‎بینم كه جانوران بیابان از انواع وحوش بر سر قبر او گردن كشیده و بر او می‎گریند و از شب تا صبح براى او مرثیه می‎خوانند.

در آیه دیگر می‎فرماید: "یسبح له السموات السبع و الارض و من فیهن و ان من شىء الا یسبح بحمده و لكن لاتفقهون تسبیحهم. (الاسراء/44)

در این آیه حق تعالى بر سبیل تعظیم و اجلال و ثناى خود می‎فرماید: آسمانهاى هفتگانه و زمین و هر كس در آسمانها و زمین است، به تنزیه و تسبیح پروردگار مشغول می‎باشند و هیچ چیزى نیست مگر آن كه به ذكر و تقدیس و تنزیه خداوند و ستایش حضرت حق اشتغال دارد، ولى مردم تسبیح موجودات را نمى‎فهمند.

حضرت علی(علیه‎السلام) فرمود: بانگ خروس نماز اوست، بال بر هم زدن او ركوع و سجود می‎باشد.

از جمله زبان حال خروس در شب این است: "اذكروا الله ایها الغافلون"؛ اى مردم غافل، عمر گذشت خواب بس است برخیزید و خدا را یاد كنید.

البته این شعور درباره نباتات زیاد و در حیوانات خیلى بیشتر می‎باشد. خداوند درباره "هدهد" می‎فرماید: "وجدتها و قومها یسجدون للشمس من دون الله و زین لهم الشیطان و اعمالهم فصدهم عن السبیل فهم لا یهتدون" (النمل/ 24)؛ هدهد به حضرت سلیمان گفت بلقیس را با تمام رعیتش یافتم كه خدا را از یاد برده و بجاى خدا خورشید را می‎پرستند و شیطان اعمال زشت آنان را در نظرشان زیبا جلوه داده و آنها را به كلى از راه خدا بازداشته تا هرگز به حق هدایت نشوند.

عجب اینست كه این حیوان بقدرى داراى شعور است كه وقتى انسان را مى‎بیند كه غیر از خدا را سجده می‎كنند و اطاعت شیطان را می‎نماید تعجب می‎كند و به حضرت سلیمان گوید: "الا یسجدوالله الذى یخرج الخباء فى السموات و الارض و یعلم ما تخفون و تعلنون الله لا اله الا هو رب العرش العظیم. (النمل/ 26)؛ چرا پرستش نكنند خدایى را كه پنهان را به عرصه ظهور آورده و بر نهان و آشكار خلق آگاه است در صورتی كه آن خداى یكتا كه جز او هیچ خدایى نیست پروردگار عرش با عظمت است و بی‎نهایت سزاوار پرستش است .

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: آنچه در آسمان و زمین است تا ماهیان دریا، براى طالب علم و و دانش، طلب آمرزش می‎نمایند.

 

فصل دوم: مصیبت اهل آسمان‎ها

از این عبارت زیارت معلوم می‎شود كه این كرات با عظمت كه در جوّ در حركت هستند و از آنها تعبیر به آسمانها می‎شود داراى مخلوقاتى هستند كه تعبیر به اهل نموده و در فراز دیگرى دارد كه "على جمیع اهل السموات و الارض." پس از این دو عبارت معلوم می‎شود كه مصیبت حضرت سیدالشهداء(علیه‎السلام) بقدرى بزرگ است كه همه اهل آسمانها و زمین را ناراحت نموده است به طوری كه آسمان و زمین و موجوداتی كه در این دو زندگى می‎كنند، گریان می‎شوند.

 

آیات قرآن در مورد اهل آسمانها

در سوره نحل می‎فرماید: "ولله یسجد ما فى السموات و ما فى الارض من دابة و الملائكة و هم لا یستكبرون یخافون من فوقهم و یفعلون ما یؤمرون"؛ هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و فرشتگان همه بى هیچ تكبر و با كمال تذلل به عبادت خدا مشغولند و تمام موجودات از خدا كه فوق آنها است می‎ترسند و به هر چه مامورند اطاعت می‎كنند.

در كامل الزیاره از ابن عباس نقل می‎كند كه اول ملكى كه خبر قتل امام حسین (علیه‎السلام) را براى حضرت رسالت آورد جبرئیل بود كه با بالهاى گشوده گریه كنان و صیحه زنان آمد و این خبر را داد و قدرى از تربت حسینى را حمل كرده بود كه بوى مشك از او برمی‎خاست و فضا را معطر كرده بود.

راغب در مفردات القرآن گوید: لغت "دابه" برای تمامى حیوانات استعمال می‎شد گرچه در تعریفات دیگر به اسب اختصاص داده شده و روى هم رفته باید گفت "دابه" نام هر موجودیست كه راه می‎رود. در مجمع البحرین گوید: اختصاص "دابه" به اسب، عرفى است عارض و جدید و ریشه لغوى آن شامل تمامى حیواناتى است كه راه می‎روند.

از این آیه استفاده می‎شود كه خداوند در این كرات آسمانى موجودات زنده‎اى دارد كه در حركتند و مسلما انسان هم جزو "دابه" می‎باشد زیرا او هم راه می‎رود.

و در آیه دیگری می‎فرماید: "و ما من دابه الا على الله رزقها." مسلما انسان جزو "دابة فى الارض" می‎باشد زیرا او هم روزى می‎خورد بلكه فرد شاخص دابه، انسان است پس در این كرات آسمانى موجوداتى از قبیل انسان و غیرانسان زندگى می‎كنند.

و منظور از سجده، خضوع و خشوع است نه این سجده‎ای كه ما در نماز بجا می‎آوریم. پس تمام موجودات آسمانى در برابر خداى بزرگ خاضع و خاشعند.

 

شواهدى دیگر از روایات بر وجود عقلا در كرات آسمانى

در بحارالانوار از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت می‎كند كه حضرت به امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) فرمود: یا على خدا هفت موطن را با تو به من نشان داد تا این كه می‎فرماید: موطن دوم معراج بود كه جبرئیل مرا به عالم بالا برد و تمام آسمانها و زمین‎هاى هفتگانه براى من نمودار شد بطوری كه ساكنان و آبادكنندگان آنها را دیدم .

مسلما ساكنان و آبادكنندگان آسمان غیر از ملائكه می‎باشند.

 

فصل سوم: گریه اهل آسمانها و زمین بر امام حسین(علیه‎السلام)

یكى از برجسته‎ترین آثار عاشورا، عزادارى و گریه بر امام حسین(علیه‎السلام) است كه این موضوع كم كم لباس مذهبى پوشیده و داراى اهمیت زیادى شده بلكه می‎توان گفت ركن اعظم مسایل اسلامى گردیده و ثواب و نتایجى كه در سایه این عمل نصیب مسلمین می‎گردد در هیچ كارى براى آنها میسر نیست . و روایات زیادى راجع به فضیلت گریه بر امام حسین(علیه‎السلام) و مجالس عزاى آن حضرت وارد شده است .

 

گریه ملائكه بر امام حسین(علیه‎السلام)

گفتیم همه موجودات و اهل آسمان و زمین بر آن حضرت گریان شدند از جمله، گریه ملائكه بر آن حضرت است كه برخی از روایات آن ذكر می‎شود.

شیخ صدوق در علل الشرایع از ابوحمزه ثمالى روایت می‎كند كه گفت: خدمت امام باقر(علیه‎السلام) عرض كردم یابن رسول الله آیا همه شما قائم بحق نیستید؟ فرمود: بلى . گفتم: پس چرا فقط یك نفر از شما ملقب به قائم است؟

در كامل الزیاره حدیث مفصلى نقل می‎كند مشتمل بر این كه ملائكه حائر حسینى شب و روز گریه بر آن حضرت می‎كنند و فتور و سستى در این امر ندارند مگر در دو وقت. یكى وقت زوال و دیگر وقت طلوع فجر كه در این دو وقت با ملائكه آسمان كه به زیارت قبر حسین می‎آیند، گفتگو می‎كنند و از اخبار آسمان پرسش می‎نمایند.

فرمود: زمانی كه جد من حسین(علیه‎السلام) شهید شد ملائكه به درگاه خداوند نالیدند و به گریه بانگ و فریاد آوردند و عرض كردند بارالها آیا از كسى را كه پسر پیغمبر تو را كه بهترین خلق تو می‎باشد كشت، دست بازداشتى؟ خطاب آمد اى فرشتگان من آسوده باشید به عزت و جلال خودم قسم كه از این جماعت انتقام می‎كشم اگر چه بعد از امروز باشد. آنگاه امامانى كه از صلب امام حسین (علیه‎السلام) باید بیایند به ملائكه نشان داد و از جمله قائم آنان كه امام دوازدهم باشد، را به آنها بنمود در حالی كه آن حضرت ایستاده بود. پس فرمود با این قائم از آنها انتقام خواهم كشید بدین جهت آن حضرت را قائم گویند.

منظور ما از نقل این روایت این بود كه چون امام حسین(علیه السلام) شهید شد ملائكه گریان شدند و در درگاه الهى نالیدند و بانگ و فریاد برآوردند.

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود كه روز عاشورا چهار هزار ملك نازل شدند تا یارى حضرت حسین (علیه‎السلام) را بنماید حضرت به آنها اذن نداده مراجعت كردند تا تكلیف خود را معلوم كنند. ولى مجددا نازل شدند دیدند حضرت شهید شده آنگاه گردآلوده نزد قبر آن حضرت ماندند و پیوسته تا روز قیامت بر آن حضرت گریه می‎كنند و رئیس آنها ملكى است بنام منصور. منصور نام هر كسی است که امام را زیارت كند آنها از او استقبال می‎كنند و چون با حضرت وداع كنند او را مشایعت نمایند و اگر مریض شود از او عیادت كنند و چون بمیرد و نماز بر او خوانند طلب مغفرت براى او كنند.

در كامل الزیاره حدیث مفصلى نقل می‎كند مشتمل بر این كه ملائكه حائر حسینى شب و روز گریه بر آن حضرت می‎كنند و فتور و سستى در این امر ندارند مگر در دو وقت. یكى وقت زوال و دیگر وقت طلوع فجر كه در این دو وقت با ملائكه آسمان كه به زیارت قبر حسین می‎آیند، گفتگو می‎كنند و از اخبار آسمان پرسش می‎نمایند.

نیز در كامل الزیاره از ابن عباس نقل می‎كند كه اول ملكى كه خبر قتل حسین(علیه‎السلام) را براى حضرت رسالت آورد جبرئیل بود كه با بالهاى گشوده گریه كنان و صیحه زنان آمد و این خبر را داد و قدرى از تربت حسینى را حمل كرده بود كه بوى مشك از او برمی‎خاست و فضا را معطر كرده بود.

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود كه روز عاشورا چهار هزار ملك نازل شدند تا یارى حضرت حسین (علیه‎السلام) را بنماید حضرت به آنها اذن نداده مراجعت كردند تا تكلیف خود را معلوم كنند. ولى وقتی مجددا نازل شدند دیدند حضرت شهید شده آنگاه گردآلوده نزد قبر آن حضرت ماندند و پیوسته تا روز قیامت بر آن حضرت گریه می‎كنند.

گریه و ناله وحوش بر امام حسین(علیه‎السلام)

در كامل الزیاره از حارث اعور روایت می‎كند كه امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) فرمود: پدر و مادرم فداى حسین باد كه در بیرون شهر كوفه كشته خواهد شد، بخدا قسم گویا مى‎بینم كه جانوران بیابان از انواع وحوش بر سر قبر او گردن كشیده و بر او می‎گریند و از شب تا صبح براى او مرثیه می‎خوانند.

 

گریه وحوش صحرا در شب عاشورا

شیخ طریحى در منتخب از طریق اهل بیت روایت كرده كه وقتى امام حسین(علیه‎السلام) شهید شد و جسم شریفش بر خاك كربلا افتاد و خون بدنش به روى زمین ریخت مرغى سفید آمد پر و بال خود را به خون آن حضرت آلوده كرد و پرواز نمود و بر شاخه درختى نشست. جماعتى از مرغان را دید كه به دانه و علف و آب مشغول هستند. به آنها گفت واى بر شما به لهو و لعب مشغولید و در طلب دنیا می‎باشید و حال آن كه امام حسین(علیه‎السلام) در زمین كربلا در این هواى گرم به روى زمین افتاده و خون از بدنش جارى گشته.

چون مرغان این را شنیدند همگى هم آواز شده بجانب كربلا پرواز كردند و چون رسیدند دیدند حسین (علیه‎السلام) سر بر بدن ندارد بى غسل و كفن بر روى خاك و خاشاك كربلا افتاده است. مرغان چون این منظره را دیدند صیحه زده و آغاز به گریه و زارى نمودند و خودشان را بر خون حضرت مالیدند و سر تا پاى خود را خون آلود كرده و هر كدام بجانب شهرى رفتند تا اهل عالم را از این فاجعه آگاهى دهند آن مرغى كه به مدینه آمد قبر پیغمبر را طواف كرد قطرات خون از او می‎چكید و می‎گفت: الا قد قتل الحسین بكربلا، مرغان دیگر اطراف او جمع شدند و بانگ نوحه برآوردند.

                                                                                                         ادامه دارد ...



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 2:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



الله، دعا

مطلب مهمی که در مورد دعا کردن باید بدان اشاره شود این است که استجابت دعا نیاز به واسطه دارد. فیض و رحمت الهی بدون واسطه به بندگان نمی‎رسد. در مورد نزول قرآن کریم هم خداوند به واسطه ی حضرت جبرائیل کلام نورانی خودش را بر قلب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) القا کرد.

البته جبرئیل به اذن حضرت حق و به فرمان باری تعالی قرآن را نازل کرد. قدرت و علم لازم جهت انجام این مأموریت نیز از جانب خداوند متعال به وی عطا شد و پس از آن قرآن کریم را با یک تشریفات خاصی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آورد.

دعا و راز و نیاز هم وسیله می‎خواهد. یعنی باید یک بزرگی این دعا را به محضر خدا ببرد و خداوند به واسطه ی رحمت خودش و با واسطه، استجابت دعا را به ما برساند.

«یا ایّها الّذینَ امنو اتَّقُوا الله و ابتَغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لَعلَّکُم تُفلِحون»1

این آیه دو معنا دارد. معنای ظاهری آن این است که ای انسان تقوا داشته باش تا آن تقوا وسیله‎ای شود برای این که پروردگار عالم به تو رحم کند. اما امام صادق (سلام الله علیه) معنای دقیق‎تری برای این آیه بیان فرموده‎اند. آن حضرت در ذیل این آیه می‎فرمایند: «نحن الوسیلة فی القرآن»؛ یعنی ما وسیله‎هایی هستیم از طرف خداوند برای مردم. در واقع این وسیله که مورد نظر قرآن مجید است و بندگان باید از آن استفاده کنند، همان توسل به حضرات معصومین(علیهم‎السلام) است.

بهترین زیارتی که برای واسطه قرار دادن آن ذوات مقدس بسیار مفید و مؤثر است، زیارت جامعه است. نقل شده است که علامه ی مجلسی (پدر)، خدمت امام زمان (ارواحنافداه) رسیدند و مداح‎گونه زیارت جامعه را خطاب به آن حضرت خواندند. حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) می‎فرمایند بیا جلو.

در جای دیگری از قرآن چنین آمده است:

ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها.2 معنای ظاهری این آیه نیز یعنی این که اسماء حسنای خداوند زیاد است و هنگام دعا با توسل به اسماء خداوند، او را بخوانید. اما معنای زیباتر این است که مظهر اسماء حسنی، همان اهل بیت(علیهم‎السلام) هستند. لذا امام صادق (سلام الله علیه) در ذیل این آیه نیز بیان زیبایی دارند و می‎فرمایند: «و الله نحن اسماء الحسنی فی القرآن»، بنابراین واسطه فیض برای استجابت دعا، حضرات معصومین(علیهم‎السلام) هستند.

بهترین زیارتی که برای واسطه ی قرار دادن آن ذوات مقدس بسیار مفید و مؤثر است، زیارت جامعه است. نقل شده است که علامه مجلسی (پدر)، خدمت امام زمان (ارواحنافداه) رسیدند و مداح‎گونه زیارت جامعه را خطاب به آن حضرت خواندند. حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) می‎فرمایند بیا جلو.

مرحوم مجلسی (ره) ضمن این که متأثر از ابهت آن حضرت بوده، جلو می‎رود و امام عصر(ارواحنا فداه) دست عنایتی روی شانه وی می‎گذارند و می‎فرمایند: «نعم الزّیاره هذه»؛ یعنی این زیارت، خوب زیارتی است. آقای مجلسی می‎گوید: از جدتان امام هادی(سلام الله علیه) است؟ حضرت می‎فرمایند: بله.

در حقیقت این  زیارت، زیارت بسیار زیبا و عجیبی است و توسّل به ائمه ی طاهرین(علیهم‎السلام) در آن بسیار است. خصوصاً در آخر که می‎فرماید: «بِكُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِكُمْ یَخْتِمُ، وَ بِكُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِكُمْ‏ یُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ وَ بِكُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَكْشِفُ الضُّرَّ»؛ عبارات دقیق و پر محتوایی به کار گرفته شده است.

خطاب به ائمه  ی طاهرین (علیهم‎السلام) می‎فرماید: عالم وجود وابسته به شما است. اگر زمین و آسمان پا برجاست به واسطه‎ی وجود شما است، اگر حاجتی از کسی برداشته می‎شود و یا مهمی از کسی رفع می‎شود، به برکت وجود شما بزرگواران است.

این زیارت یکی از افتخارات شیعه است. انشاء‎الله که همه بتوانند تحت لوای ائمه هدی (علیهم‎السلام) به منزل سعادت راه پیدا کنند.


پی نوشت ها:

1- مائده/ 35 .

2- اعراف/180 .

برگرفته از درس اخلاق آیة الله مظاهری



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 2:31 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



زیارت حرم امام حسین(علیه السلام)

علیكم منى جمیعا سلام الله و ابدا ما بقیت و بقى الیل و النهار؛ سلام و رحمت خداى تعالى همیشه و مادامی كه من زنده باشم، شب و روز پاینده از من به همه شما باد.

 

در ادامه شرح زیارت عاشورا به این فراز رسیدیم که از خدا می‎خواهیم که دائم بر امام حسین(علیه‎السلام) سلام و درود بفرستد.

این چند جمله مقام دوستى و محبت شخص زائر را نسبت به امام حسین(علیه‎السلام) و شهدای دشت كربلا می‎رساند و می‎گوید: حسین جان سلام و رحمت خدا بر شما و اصحاب و یارانت باد همیشه، مادامی كه این شب و روز برقرار است، یعنى اگر خدا عمرى به من بدهد تا آخر دنیا همیشه در شب و روز از خدا طلب رحمت و درود براى شما می‎نمایم.

از این عبارت معلوم می‎شود كه شیعه و سنى دوست اهل بیت(علیهم‎السلام) نباید زیارت آن حضرت را ترك كند باید هر شب و روزى خدمت آن حضرت و یارانش سلام بنماید.

 

كسی كه آن حضرت را زیارت نكند ناقص الایمان است

در «كامل الزیاره» از امام صادق(علیه‎السلام) روایت می‎كند که فرمود: هر كسى بمیرد و قبر امام حسین(علیه‎السلام) را زیارت نكند، ناقص الدین و ناقص الایمان از دنیا رفته و وقتی بهشت رود درجه او پایین‎ترین درجه مؤمنین خواهد بود. و در روایتی دیگر است؛ كسی كه آن حضرت را زیارت نكند اگر اهل بهشت باشد از مهمانان اهل بهشت خواهد بود.

از امام صادق(علیه‎السلام) شنیدم كه می‎فرمود: هر كس سالى بر او بگذرد و به زیارت قبر امام حسین(علیه‎السلام) نرود خدای تعالى یك سال از عمر او كم می‎كند و اگر بگویم كه از شماها كسى هست كه سى سال قبل از اجل خود می‎میرد راست گفته‎ام زیرا زیارت قبر امام حسین(علیه‎السلام) را ترك می‎كند پس زیارت آن حضرت را ترك نكنید تا خدا عمر شما را طولانى كند و روزى شما را زیاد فرماید.

"دربندى" در "اسرارالشهاده" از "منصور بن هازم" نقل می‎كند كه گفت از امام صادق(علیه‎السلام) شنیدم كه می‎فرمود: هر كس سالى بر او بگذرد و به زیارت قبر امام حسین(علیه‎السلام) نرود خدای تعالى یك سال از عمر او كم می‎كند و اگر بگویم كه از شماها كسى هست كه سى سال قبل از اجل خود می‎میرد راست گفته‎ام زیرا زیارت قبر امام حسین(علیه‎السلام) را ترك می‎كند پس زیارت آن حضرت را ترك نكنید تا خدا عمر شما را طولانى كند و روزى شما را زیاد فرماید.

 

فضیلت زیارت امام حسین(علیه‎السلام) در شب جمعه

"طریحى" در منتخب از "سلیمان ابن اعمش" نقل می‎كند كه گفت من در كوفه منزلی داشتم و در همسایگى من شخصى بود كه با او مانوس بودم و نزد او می‎رفتم و با وى صحبت می‎كردم، یك شب جمعه‎ای به منزل او رفتم و در بین صحبت‎ها به او گفتم در خصوص زیارت امام حسین(علیه‎السلام) چه نظری داری؟ جواب داد كه بدعت است و هر بدعت ضلالت است و پیرو ضلالت در آتش خواهد بود.

"سلیمان" گوید من غضبناك شدم و از نزد او برخاسته و بیرون آمدم و با خود گفتم كه وقت صبح می‎روم و او را قدرى نصیحت می‎كنم و از فضایل زیارت امام حسین(علیه‎السلام) براى او نقل می‎كنم اگر قبول نكرد و بر اعتقاد خود باقى ماند او را می‎كشم .

"سلیمان" گوید: صبح به در خانه او رفتم و دق الباب نمودم و او را صدا كردم. همسرش جواب داد كه دیشب عازم كربلا شد و به زیارت آن حضرت رفت. سلیمان گوید من هم عازم کربلا شدم و وقتى كه به زیارت قبر مطهر مشرف شدم دیدم که او سر به سجده گذاشته و در سجده‎اش گریه می‎كند و دعا می‎نماید و از خدا طلب مغفرت می‎نماید. بعد از مدتى كه سر از سجده برداشت مرا نزد خود دید. گفتم اى شیخ دیشب تو می‎گفتى زیارت امام حسین(علیه‎السلام) بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر پیرو ضلالت در آتش خواهد بود و حال خودت آن حضرت را زیارت می‎كنى؟

گفت اى سلیمان مرا ملامت مكن، شب گذشته در خواب شخص جلیل القدرى را در كمال بزرگى و جلال و كمال و بهاء دیدم كه قادر به وصف او نیستم. دور او را جماعتى گرفته بودند و با سرعت او را می‎آوردند و در پیش روى او سوارى بود كه تاجى بر سر نهاده بود كه چهار ركن داشت و در هر ركن جواهرى بود كه از مسافت سه روزه می‎درخشید.

به یكى از خدام او گفتم این شخص كیست؟ گفت محمد مصطفى(صلى الله علیه و آله) گفتم این دیگرى كیست؟ گفت على مرتضى(علیه‎السلام) وصى رسول خدا. پس از آن نگاه كردم شترى از نور دیدم كه روی آن هودجى از نور بود و در میان وى دو نفر نشسته و آن ناقه میان زمین و آسمان طیران می‎كرد. پرسیدم این شتر براى كیست؟ گفت براى خدیجه كبرى و فاطمه زهرا(علیهماالسلام). گفتم این جوان كیست؟ گفت حسن بن على(علیهما‎السلام).

جواب داد قدری صبر كن موسى بن عمران از خدا اذن خواسته كه به زیارت امام حسین(علیه‎السلام) مشرف شود خدا هم به وى اذن داده، و ایشان با هفتاد هزار ملك از آسمان نازل شده‎اند و انتظار طلوع صبح را دارند كه تا به آسمان عروج كنند. گفتم تو كیستى؟ گفت من از آن ملائكه‎اى هستم كه به حفظ قبر امام حسین(علیه‎السلام) مامور شده‎ام و براى زوار او استغفار می‎نمایم.

پس از آن نزد هودج فاطمه زهرا(علیهاالسلام) رفته، دیدم كه رقعه‎هایى نوشته شده از آسمان نازل می‎شود. پرسیدم اینها چیست؟ گفت این رقعه‎هایى است كه در آنها برات آزادى از آتش براى كسى كه امام حسین(علیه‎السلام) را در شب جمعه زیارت كند نوشته شده است، من هم رقعه‎اى طلب نمودم، به من گفتند تو می‎گویى زیارت امام حسین(علیه‎السلام) بدعت است تا تو به زیارت آن حضرت مشرف نشوى از این رقعه‎ها به تو نمی‎رسد.

وقتی از خواب بیدار شدم، سریع عازم زیارت قبر آن حضرت شدم و از این قبر جدا نمى‎شوم تا جان از تنم بیرون رود.

 

زیارت حضرت سیدالشهداء توسط موسى بن عمران

در كتاب "كامل الزیارة" از "ابى حمزه ثمالى" نقل می‎كند در پایان زمان دولت "بنى مروان" قصد زیارت قبر حسین بن على(علیهما‎السلام) را نمودم، مخفیانه از سمت شام رفتم تا به كربلا رسیدم و در گوشه‎اى پنهان شدم تا نصف شب گذشت. پس به سمت قبر آمدم چون نزدیك قبر رسیدم مردى به طرف من آمد و گفت برگرد كه به قبر مطهر نمی‎رسى. من خوفناك برگشتم تا نزدیك صبح شد باز قصد قبر مطهر را نمودم تا به قبر نزدیك شدم همان مرد نزد من آمد و به من گفت اى مرد نمی‎توانى به زیارت قبر برسى گفتم خدا ترا عافیت بدهد چرا نمى‎توانم به زیارت قبر، مشرف شوم با این كه از كوفه به قصد زیارت این قبر آمده‎ام، مانع من مباش می‎ترسم صبح شود و اهل شام مرا ببینند و بكشند.

جواب داد قدری صبر كن موسى بن عمران از خدا اذن خواسته كه به زیارت امام حسین(علیه‎السلام) مشرف شود خدا هم به وى اذن داده، و ایشان با هفتاد هزار ملك از آسمان نازل شده‎اند و انتظار طلوع صبح را دارند كه تا به آسمان عروج كنند. گفتم تو كیستى؟ گفت من از آن ملائكه‎اى هستم كه به حفظ قبر امام حسین(علیه‎السلام) مامور شده‎ام و براى زوار او استغفار می‎نمایم.

پس برگشتم و وقتی صبح شد به سمت قبر آمدم و كسى مانع من نشد و زیارت كردم و نماز صبح خواندم و با تعجیل برگشتم تا كسى از اهل شام مرا نبیند.

 

تارك زیارت امام حسین، عاق رسول اکرم(علیهما‎السلام)

در "اسرار الشهاده" از "عبدالرحمن ابن كثیر" از امام صادق(علیه‎السلام) روایت كرده كه فرمود اگر یكى از شما تمام عمر خود را به حج رود و به زیارت امام حسین(علیه‎السلام) مشرف نشود حقى از حقوق رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را ترك كرده زیرا كه حق امام حسین(علیه‎السلام) از جانب خدا بر هر مسلمانى واجب است .

"حلبى" گوید كه خدمت امام صادق(علیه‎السلام) عرض كردم چه می‎فرمایید؟ امام فرمود كسی كه قدرت داشته و ترك زیارت امام حسین(علیه‎السلام) را كرده باشد، عاق رسول خدا گشته است .

در روایتى از زراره وارد شده كه می‎گوید: خدمت امام باقر(علیه‎السلام) عرض كردم: چه می‎فرمایید درباره كسى كه در حالت خوف، پدران شما را زیارت كند؟ حضرت فرمود: خداوند او را از عذاب روز قیامت امان می‎دهد و ملائكه او را ملاقات می‎كنند در حالتى كه به او بشارت می‎دهند كه مترس و محزون مباش، این همان روزی است كه در آن رستگار خواهى شد.

زیارت امام حسین(علیه السلام) واجب است

روایات زیادى است كه دلالت بر وجوب زیارت سیدالشهداء دارد و ما بعضى از آنها را ذكر مى‎كنیم .

"محمد بن مسلم" از امام باقر(علیه‎السلام) روایت كرده كه فرمود: شیعیان ما را به زیارت قبر امام حسین(علیه‎السلام) امر كنید زیرا زیارت آن حضرت بر هر مؤمنى كه اقرار به امامت آن حضرت دارد، واجب است .

و در روایت دیگری فرمود: زیارت آن حضرت روزى را زیاد می‎كند و عمر را طولانى، و بلا را دفع می‎كند و هر مؤمنى كه اقرار به امامت آن حضرت دارد؛ زیارت آن حضرت بر او واجب است.

 

فرق بین زیارت در حال خوف و امنیت

روایاتی وارد شده بر این كه زیارت حضرت سیدالشهداء(علیه‎السلام) در حالت امنیت و خوف فرق نمی‎كند. در روایتى از زراره وارد شده كه می‎گوید: خدمت امام باقر(علیه‎السلام) عرض كردم:

چه می‎فرمایید درباره كسى كه در حالت خوف، پدران شما را زیارت كند؟ حضرت فرمود: خداوند او را از عذاب روز قیامت امان می‎دهد و ملائكه او را ملاقات می‎كنند در حالتى كه به او بشارت می‎دهند كه مترس و محزون مباش، این همان روزی است كه در آن رستگار خواهى شد.

"ابن كثیر" می‎گوید خدمت امام صادق(علیه‎السلام) عرض كردم كه میلى قلبى، مرا به زیارت قبر پدرت حركت می‎دهد.  ولی از وقتى كه به سمت زیارت خارج می‎شوم بیرون تا وقت مراجعت از سلطان و از اطرافیان او دلم خائف است. حضرت فرمود: یابن كثیر آیا دوست نمی‎دارى كه خدا ترا در راه ما ترسان ببیند؟ آیا نمی‎دانى كسى كه در راه ما برایش ترسى ایجاد شود، خدا او را در سایه عرش جاى دهد و در زیر عرش با امام حسین(علیه‎السلام) مصاحب و همراه شود و از فزع‎هاى روز قیامت در امان باشد و اگر خوفى به او روى دهد ملائكه به او تسكین قلب و بشارت دهند.

 

اغنیاء باید همه ساله به زیارت روند

اخباری كه درباره اغنیاء وارد شده اینست كه سالى دو مرتبه یا چهار ماه یك مرتبه بروند. ولى فقراء سالى یك مرتبه را ترك نكنند.

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود به من خبر رسیده كه بعضى از شیعیان ما یك سال و دو سال بر آنها می‎گذرد كه به زیارت امام حسین(علیه‎السلام) نمی‎روند، به خدا قسم كه به نصیب خودشان خطا كرده‎اند و از ثواب خدا بی میل شده‎اند و از جوار پیغمبر دور افتاده‎اند.

عرض كردم در چه مدت باید آن حضرت را زیارت نمود؟ فرمود: هر گاه مقدر بشود در هر ماه یك مرتبه آن حضرت را زیارت كن. عرض كردم دستم نمی‎رسد زیرا كارگرى هستم كه باید با دسترنج خود نان بخورم و یك روز هم نمی‎توانم كارم را ترك كنم؟ حضرت فرمود تو و امثال تو معذورند. منظور من آن كسانى است كه با دسترنج خود كار نمی‎كنند و اگر بخواهند هر جمعه به زیارت آن حضرت بروند، برایشان سهل است. چنین كسى در روز جزا نزد خدا و رسولش عذرى ندارد .

تنها عمل خیرى كه اثر آن از بین نمی‎رود زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه‎السلام) است چرا که اگر از یك طرف برود از جهات دیگر باقى می‎ماند و لذا تنها عملى كه جامع همه ثواب‎ها می‎باشد زیارت آن حضرت است و مانند دارویى است كه داراى صد خاصیت است.

خواص و زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه‎السلام)

زیارت ابا عبدالله الحسین ارواح العالمین له الفداء خواص زیادى براى شخص زائر در دنیا و آخرت دارد كه از احادیث صحیح استفاده می‎شود و ما به نقل چند خاصیت از آن اكتفا كرده و از بقیه صرفنظر می‎نماییم .

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: زمانی كه زائر قبر امام حسین(علیه‎السلام) قصد كرد كه به زیارت آن حضرت رود: براى خدا ملک‎هایى هست كه بر قبر امام حسین(علیه‎السلام) موكلند. پس وقتى شخص زائر زیارت آن حضرت را قصد نمود، حقتعالى گناهانش را به وى ببخشد و زمانی كه به راه افتاد، گناهانش را محو فرماید و پس از آن كه قدم می‎گذارد، خداوند حسنات او را مضاعف فرماید و به قدرى حسنات او را مضاعف فرماید كه به مقامى رسد كه بهشت براى او واجب می‎گردد.

 

اثرات عمل خیر

اقتضاى ثواب‎هایی كه براى جمیع اعمال خیر ذكر شده اینست كه موانعى پیش نیاید و آن اثر ثواب را از بین نبرد. آنچه در اثرات ادعیه و اذكار و اعمال وارد شده؛ تا وقتى است كه مانعى در پیش نباشد ولى اگر مانع یا موانعى پیش آمد عمل اثرى نخواهد داشت. البته این نه از باب آنست كه اثر عمل من از بین رفته و یا نخواسته‎اند مزد عمل مرا به من بدهند بلكه به واسطه آن مانعى است كه به وجود آمد و اثر عمل مرا از بین برد.

مثلا فرداى قیامت نامه عمل بنده‎اى را به دستش بدهند چون در آن نظر كند اعمال بدى ببیند كه او مرتكب آن نشده بود و ضمنا اعمال خوبى كه در دوران زندگى انجام داده بود در نامه عمل خود نمى‎بیند. می‎گوید خدایا این نامه عمل من نیست و اشتباه شده. خطاب رسد اى بنده من اشتباه در كار ما نیست نامه عمل توست ولى به واسطه آن غیبت‎هایى كه در پشت سر برادران و خواهران دینى خود نمودى اعمال خیر تو به دیوان عمل آنها منتقل شد و اعمال بد آنان به دیوان عمل تو .

پس عمل خوب اثر خود را دارد ولى وقتى كه غیبت آمد اثر آن را نابود می‎كند پس ما نباید بگوییم اعمال خوب اثر ندارد بلكه باید بگوییم اثرات آنها محو می‎شود.

تنها عمل خیرى كه اثر آن از بین نمی‎رود زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه‎السلام) است چرا که اگر از یك طرف برود از جهات دیگر باقى می‎ماند و لذا تنها عملى كه جامع همه ثواب‎ها می‎باشد زیارت آن حضرت است و مانند دارویى است كه داراى صد خاصیت است.

اقتضاى ثواب‎هایی كه براى جمیع اعمال خیر ذكر شده اینست كه موانعى پیش نیاید و آن اثر ثواب را از بین نبرد. آنچه در اثرات ادعیه و اذكار و اعمال وارد شده؛ تا وقتى است كه مانعى در پیش نباشد ولى اگر مانع یا موانعى پیش آمد عمل اثرى نخواهد داشت. البته این نه از باب آنست كه اثر عمل من از بین رفته و یا نخواسته‎اند مزد عمل مرا به من بدهند بلكه به واسطه آن مانعى است كه به وجود آمد و اثر عمل مرا از بین برد.

دلیل بر این كه اثرات زیارت حضرت سیدالشهداء(علیه‎السلام) به كلى از بین نمی‎رود فرمایش جابر بن عبدالله انصارى است در روز اربعین بر سر قبر امام حسین(علیه‎السلام) كه فرمود: هر گاه قدم محب و زائر آن حضرت از گناهان لغزید براى وى قدم دیگر در مقام دیگر ثابت می‎شود.

ما می‎گوییم كه اگر خداى نخواسته گناهان ما مانع شد كه اثر زیارت آن حضرت به ما برسد از راههاى دیگرى امید نجات براى ما خواهد بود، گیرم ثواب حج و نماز و روزه و زكات و تسبیح و صدقه به ما ندادند ولى مشمول این روایت خواهیم شد كه فرداى قیامت منادى حق ندا می‎كند: این شیعة آل محمد، كجایند شیعیان آل محمد؟

پس جمع كثیرى كه عدد آنها را جز خدا نداند، برخیزند. پس از آن ندا كنند: این زوار الحسین بن على؛ كجایند زائران قبر امام حسین(علیه‎السلام) پس جمعى بایستند و به آنها گفته شود كه دست هر كسى را كه دوست دارید بگیرید و داخل بهشت كنید. و زائر دست دوستان خود را گرفته داخل بهشت كند تا این كه كسى به او می‎گوید كه من در فلان روز به جهت تو عملى نمودم، دست او را هم می‎گیرد و داخل بهشت می‎گرداند.

ممكن است بگوید كه شاید ما جزء، این دسته نباشیم و عمل بد ما مانع شد كه صداى این منادى به ما برسد، جواب گوییم در روایت وارد شده كه بر پیشانى زائر حسین(علیه‎السلام) در قیامت نوشته می‎شود: هذا زائر قبر خیر الشهداء .

امام صادق(علیه‎السلام) فرمود كه در روز قیامت منادى حق ندا كند كه كجایند زوار حسین بن على (علیه‎السلام) پس جماعتى بر می‎خیزند كه عدد آنها را جز خدا كسى نداند، بعد به آنها گویند چه چیز باعث شد كه شما آن حضرت را زیارت كردید؟ گویند پروردگارا دوستى رسول خدا و على و فاطمه و ترحمى كه به آن حضرت داشتیم، به سبب مصایبى كه به آن حضرت وارد آمده بود، پس به آنها می‎گویند: اینها محمد و على و فاطمه و حسن و حسین(صلوات الله علیهم اجمعین) هستند به آنها ملحق شوید شما با آنها هم درجه هستید و به لواى رسول خدا ملحق شوید. پس می‎روند در زیر لوایى كه در دست امام على(علیه‎السلام) می‎باشد.


فراوری از کتاب شرح زیارت عاشورا، اثر حضرت آیة الله حاج سیداحمد میرخانی



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 2:30 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ولادت امام باقر علیه السلام

 

طول و عرض اتاق را پا می گذاشت و با خود اندیشه می کرد. دلش می گفت: برو و عقلش می گفت: نرو. دل می گفت: بروى؛ رفاه زن و فرزندانت را فراهم کرده اى؛ مگر نه این که این همه سال کوشیدی تا آنان در آسایش و دور از هر سختی زندگی کنند. عقل می گفت: بروى دنیایت را سوزانده ای؛ چرا که خواهی نخواهی شریک جرمشان شده ای و آخرتت را هم. میان دل و عقل مانده بود که یکی دعوتش می کرد به زیبایی و رفاه و آسایش دنیوى، و دیگری او را فرا می خواند به زیبایی و آسایش و رفاه اخروى... و مرد درمانده بود و کلافه و مستأصل. آن قدر به راه رفتن ادامه داد که سرگیجه گرفت... لختی ایستاد و در آینه کوچک اتاق نگاه کرد و با صدای بلند از خود پرسید: یعنی چه کنم؟... و فریاد زد: خدایا! کلافه شدم، بالاخره چه کنم؟....

زن پرده را کنار زد، سرش را داخل اتاق کرد و با تعجب مرد را نگریست: از صبح تا حالا، اتاق را گز می کنى... حالا هم جلوی آینه ایستاده ای و فریاد می زنى... خدا شبمان را خیر کند....

بوی نان تازه مشامش را نواخت. بیرون آمد. زن کنار تنور نشسته بود و نان می پخت. کودکانش در حیاط پی هم می-دویدند. صورت زن در برابر حرارت تنور گداخته شده بود و چشمانش قرمز. اندکی زن را نگریست و با صدای بلند گفت: قبول می کنم و از خجالت این چهره برافروخته و چشمان قرمز در می آیم. از نهیب صدای او خمیر از دست زن رها شد و به ته تنور افتاد. مرد را نگاه کرد و لحظه ای بعد خمیری که در آتش می سوخت. با ناراحتی گفت: تو را چه شده امروز؟!... حالت خوب است؟!....

...خداوند مؤمنان را به وسیله ایمان رفعت بخشیده است، هر چند در میان مردم بی مقدار باشند؛ و کافران را به دلیل کفرشان پست قرار داده است، هر چند در میان مردم شریف شناخته شوند. هیچ کس بر دیگری برتری ندارد، مگر به وسیله تقوای الهى

حسی غریب مرد را به سخن با همسرش فراخواند: بزرگان قوم می خواهند مرا به کارگزاری برگزینند. نمی دانم چه کنم. مستأصل شده ام. قبول کنم یا نه؟! .... زن نگاهش کرد و گفت: این همه راه رفته ای و فکر کرده ای و آخرش خمیر مرا در تنور سوزانده ای و هنوز به نتیجه نرسیده اى؟!... عقل من می گوید به دیدار محمدبن علی(ع) برو و از او کمک بگیر. جرقه ای در چشمان مرد نواخته شد و لبخندی بر لبانش نقش بست و حیران گشت: چرا تا به حال به این فکر نکرده بودم!!....

امام(ع) با خوش رویی به او لبخند زد و فرمود: مشکلت چیست برادر؟ مرد سرش را زیر انداخت و با صدای آرام گفت: من در میان قوم خود از جایگاهی عالی برخوردارم. در گذشته کارگزاری داشتیم که جان سپرد. اکنون مردم تصمیم گرفتند مرا به ریاست به جای او بگمارند. نظر شما در این باره چیست؟.... امام (ع) لختی سکوت کرد و لحظاتی بعد کلام جان نواز امام(ع) در گوشش طنین انداز شد: ((خداوند مؤمنان را به وسیله ایمان رفعت بخشیده است، هرچند در میان مردم بی مقدار باشند؛ و کافران را به دلیل کفرشان پست قرار داده است، هرچند در میان مردم شریف شناخته شوند. هیچ کس بر دیگری برتری ندارد، مگر به وسیله تقوای الهى، اما این که آن مقام را بپذیری یا نه، اگر بهشت را دوست ندارى،‌ آن را قبول کن؛ زیرا چه بسا سلطان ستمگر، مؤمنی را به دام اندازد، و خونش را بریزد و تو که گوشه ای از کار آن سلطان را بر عهده گرفته اى، شریک در آن خون خواهی شد؛ در حالی که ممکن است از دنیای آنان بهره ای به تو نرسد))1

و نیز فرمود: ((هرگز به خدمت آنان در نیایید، حتی به اندازه یک مرتبه فرو بردن قلم در مرکب؛ زیرا هیچ کس به خدمت آنان در نمی آید و از مزایای مادّی آنان بهره ای نمی گیرد، مگر این که به همان اندازه به دین او لطمه می زنند))2

مرد جوابش را گرفته بود و جدال میان عقل و دل پایان پذیرفت.

 

گروه دین و اندیشه - مهدی ملکی

تنظیم: سید پیمان صابری


1. بحارالأنوار، ج 72، ص 349.

2. فروع کافى، ج 5 ، ص 106.

 



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 2:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ترازو

 

حق و باطل را چگونه بشناسیم؟

اول ماه صفرالمظفر مصادف است با آغاز مرحله نهایی جنگ صفین میان سپاهیان امام علی علیه السلام و لشکریان معاویه در سال 37 هجری قمری. با واکاوی و نگرشی دقیق در جریان این جنگ و مطالعه تاریخ, و نیز دقت در سخنرانی ها و گفتگوهایی که در خلال این واقعه مهم در صفحات تاریخ ثبت است, معیار چگونگی تمسک به حق, برای هر فرد منصفی به دست می آید. به نمونه هایی از این گفتگوها و سخنان نورانی امیرالمومنین علی علیه السلام اشاره می کنیم:

 

اعتراف های عمرو عاص

زمانی که معاویه صحنه جنگ را از دست رفته می بیند, از پیر سیاست جبهه باطل, عمرو عاص, جهت برون رفت از گرداب هلاکت, طلب یاری می کند. عمروعاص رو به معاویه کرده وگفت: «می خواهی با مردی نبرد کنی که با محمد خویشاوندی نزدیک دارد و در اسلام دارای قدم راسخ واستوار است. او در فضیلت ومعنویت وآشنایی به رموز جنگ بی همتاست. او با یاران انگشت شمارمحمد و با قهرمانان و قاریان و شریفترین افراد آنان به جنگ تو آمده است وبرای آنان در نفوس مسلمانان هیبت وبزرگی است. لازم است شامیان را در سخت ترین مواضع وتنگناها قرار دهی و پیش از آنکه طول مدت جنگ در آنان ایجاد ملالت کند ایشان را تطمیع کنی. و هرچه را فراموش می کنی، این را فراموش مکن که تو بر باطلی.»

 

درس آموزی شیطانی معاویه

معاویه از سخنان پیر سیاست پند آموخت وفهمید که یکی از عوامل جذب شامیان به میدان نبرد تظاهر به دین وتقوی وورع است گر چه در دل از آن اثری نباشد. از این رو، فرمان داد که منبری ترتیب دادند وسران سپاه شام را به حضور طلبید وبر فراز منبر قرار گرفت وهمچون فردی سوخته دل برای دین ومذهب اشک تمساح ریخت وگفت:

«ای مردم، جانها وسرهای خود را به ما بسپارید. سست مشوید ودست از یاری مکشید. امروز روزی پر خطر است، روز حقیقت وحفظ آن است.شما بر حق هستید ودر دست شما حجت است. شما با کسی نبرد می کنید که بیعت را شکسته وخون حرامی را ریخته است ودر آسمان کسی او را معذور نمی شمارد.»

 

روشنگری امام علی علیه اسلام
طریق مسلمانی

به امام علیه السلام گزارش رسید که معاویه از طریق حیله ونیرنگ وتظاهر به دین شامیان را به جنگ دعوت می کند. لذا آن حضرت دستور داد که همگان در نقطه ای گرد آیند. راوی می گوید: امام را دیدم در حالی که بر کمان خود تکیه کرده ویاران پیامبر را به دور خود گرد آورده بود ومی خواست مردم آگاه شوند که یاران پیامبر در گرداگرد او هستند. پس ستایش خدا را بجا آورد وچنین گفت:

«مردم سخنان مرا بشنوید وآن را به خاطر بسپارید. خودخواهی از گردنکشی است ونخوت از کبر وخودبینی، وشیطان دشمن حاضری است که به شما وعده باطل می دهد. آگاه باشید که مسلمان برادر مسلمان است. ناسزا مگویید ودست از یاری مکشید. شریعت دین یکی وراه های آن هموار است. هرکسی آن را گرفت به آن پیوسته وهر کس آن را ترک کند از آن خارج شده وهرکس از آن جدا شود نابود گردیده است. آن کس که امین شمرده شود ولی خیانت ورزد، یا وعده کند اما تخلف نماید، گفتگو کند ولی دروغ بگوید، مسلمان نیست.

شریعت دین یکی و راه های آن هموار است. هرکسی آن را گرفت به آن پیوسته وهر کس آن را ترک کند از آن خارج شده و هرکس از آن جدا شود نابود گردیده است.

ما خاندان رحمت هستیم. گفتار ما راست وکردارما برتری است. از ماست خاتم پیامبران ودر ماست رهبری اسلام واز ماست قاریان کتاب خدا، من شما را به سوی خدا وپیامبر وجهاد با دشمن وی وپایداری در راه آن وکسب رضای خدا و بپا داشتن نماز وپرداختن زکات وزیارت خانه خدا وروزه ماه رمضان وکوشش در رساندن بیت المال به اهلش دعوت می کنم.

از شگفتیهای جهان است که معاویه اموی وعمرو عاص سهمی بر آن شدند که مردم را به دینداری تشویق کنند! شما می دانید که من هرگز با پیامبر مخالفت نکرده ام ودر مواضعی که قهرمانان عقب می کشیدند وترس ولرز آنان را فرا می گرفت جانم را سپر او قرار می دادم. سپاس خدا را که مرا به این فضیلت گرامی داشت. پیامبر خدا جان سپرد در حالی که سر او در آغوش من بود، وبه تنهایی او را غسل دادم وفرشتگان مقرب بدن او را از این سو به آن سو برمی گردانیدند. به خدا سوگند که هیچ امتی پس از رحلت پیامبر خود دچار اختلاف نگشت مگر اینکه اهل باطل بر اهل حق غلبه کرد.»

 

برگرفته از کتاب «فروغ ولایت» نوشته حضرت آیت الله سبحانی

گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در دوشنبه 13 دی 1389  ساعت 2:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

POWERED BY RASEKHOON.NET