انديشه‌ مهدويت منحصر به شيعيان و يا مسلمانان نيست؛ بلكه همه يا اغلب اديان و مذاهب موجود در جهان، به گونه‌اي به "موعود" باور دارند. و يا دست‌كم آنچه كه مسلّم و قطعي است، متون ديني و معارف ديني اديان ابراهيمي به اين مسأله تصريح كرده‌اند. در زيارت‌نامه‌ امام زمان، در مفاتيح الجنان، چنين مي‌خوانيم: «سلام بر آن مهدي كه خداي عزو جل به همه‌‌ امت‌ها وعده داده است كه به وسيله‌ او سخنان و انديشه‌ها را متحد كند و پريشاني را از ميان بردارد و زمين را پر از عدل و قسط نمايد». (مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الامر، ص 701). ملل و اقوام مختلف در اصل اعتقاد به ظهور يك منجي در آخرالزمان تقريباً اتفاق نظر دارند و هر كدام بر اساس فرهنگ خود نامي بر آن نهاده‌اند. هر چند درباره‌ مصداق او، ويژگي‌هاي شخصيتي او، چگونگي ظهور او، مشخصات دوران حضور او و هدف او اختلافات زيادي ميان مسلمانان و ديگران وجود دارد.

اما آنچه را كه مي‌توان به عنوان تفاوتي آشكار ميان انديشه‌ مهدويت در نزد شيعيان و اين انديشه‌ در ميان ساير ملل و اقوام مشاهده كرد، اين است كه اين انديشه در نزد شيعيان يك انديشه‌ جهاني و نوعي فلسفه‌ جهاني است. به اين معنا كه مهدي در انديشه‌ اسلامي، اختصاصي به امت خاصي ندارد. قيام و دعوت او قيام و دعوتي جهاني است و نه قومي و قبيله‌اي و نژادي. او براي نجات بشريت مي‌آيد و نه براي سروري دادن نژاد و قومي خاص. او ياور مظلومان است و هدفش ظلم‌ستيزي و عدالت‌گستري است؛ به تعبير ديگر، ويژگي بارز انديشه‌‌ مهدويت در نزد شيعيان اين است كه مهدي را موعودي جهاني با هدفي جهاني و برنامه‌اي جهاني دانسته و او را مخصوص قوم و قبيله يا دين و مذهب خاصي نمي‌دانند. ريشه‌ اين اعتقاد هم در خود اسلام و تشيّع به معناي واقعي كلمه‌ نهفته است. زيرا اسلام و دعوت اسلامي، دين و دعوتي جهاني است و تشيّع به معناي حقيقي كلمه‌ همان اسلام ناب است. و انديشه‌ مهدويت كه در تشيع مطرح است، در حقيقت انديشه‌اي برآمده از متن اسلام و حاكي از جهاني انديشي اسلام و برنامه‌ريزي آن در جهت جهاني‌سازي عدل و صلح و صميميّت و معنويت است.

پس اگر چنين است، نبايد اجازه داد كه همچون برخي از اديان و مكاتب ديگر، اين انديشه به شكل يك انديشه‌ قومي و قبيله‌اي توصيف شود. به تعبير شهيد مطهري نبايد اين انديشه بلند و جهاني را به شكل يك "آرزوي كودكانه" و قومي و قبيله‌اي ترسيم كرده، آن را تا سطح فردي كه مي‌آيد به قصد انتقام‌گيري و كينه‌توزي پايين كشانيد. "گويي حضرت حجت فقط انتظار دارند كه كي خداوند تبارك و تعالي به ايشان اجازه بدهند كه مثلاً بيايند ما مردم ايران را غرق در سعادت كنند يا شيعه را غرق در سعادت كنند، آن هم شيعه‌اي كه ما هستيم كه شيعه نيستيم". (مرتضي مطهري، مهدي موعود: در مجموعه آثار، ج 18، صص 181 - 180). چنين تصوير و تفسيري از مهدويت بسيار شبيه تفسير يهوديت از منجي موعود است. توضيح آن كه،‌ موعود پاياني يهوديان، كسي است كه مي‌خواهد قوم يهود را نجات دهد و آنان را از سختي و فلاكت برهاند. يهوديان در سراسر تاريخ محنت‌بار و پر از رنج و سختي خود، همواره به اميد ظهور "مسيحا" همه‌ انواع تحقير و شكنجه را تحمل كرده‌اند. آنان معتقدند كه در آخرالزمان منجي و موعودشان خواهد آمد و آنان را از ذلت و درد و رنج رها خواهد ساخت و قوم يهود را فرمانرواي جهان خواهد كرد.

 


انجيل لوقا

پس شما نيز مستعد باشيد ٫ زيرا در ساعتی که گمان نمی بريد پسر انسان می آيد . انجيل لوقا باب ۱۲ ٫ شماده ۴۰

زلزله های عظيم در جايهای و قحطيها و وباها پديد می آيد و چيزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر شد .....و دلهای مردمان ضعيف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقايعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود و آنگاه پسر انسان را خواهد ديد که بر ابری سوار شده ٫ با قوت و جلال عظيم می آيد . انجيل لوقا ٫ باب ۲۱

زبور داود

هان بعد از اندکی زمانی شرير نخواهد بود و اما حليمان ٫ وارث زمين خواهند شد و از فراوانی سلامتی متلذذ خواهند گرديد ... صالحان ٫ وارث زمين خواهند بود و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود و عاقبت شريران منقطع خواهند شد . زبور داود ٫ مزمور ۳۷

کتاب اشعيای نبی

روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت و خوشی او در ترس از خداوند خواهد بود ..... مسکينان را به عدالت ٫ داوری خواهد کردو به جهت مظلومان زمين ٫ به راستی حکم خواهد نمود ...... گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله با شير و پرواری باهم زندگی می کنند و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو خرس خواهد چريد ....... و در تمام کوه مقدس من ٫ ضرر و فساد نخواهند کرد ٫ زيرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود ٫ مثل آبهايی که دريا را می پوشاند. کتاب اشعيای نبی ٫ از کتاب مقدس ٫ باب ۱۱

کتاب حبقوق نبی

اگر چه تاخير نمايد ٫ برايش منتظر باش ٫ زيرا که البته می آيد و درنگ نخواهد نمود ٫ بلکه جميع امتها را نزد خود جمع می کند و تمامی قومها را برای خويشتن فراهم می آورد . کتاب حبقوق نبی ٫ از کتاب مقدس ٫ باب ۲

کتاب مذهبی زردشتيان

جاماست از قول استادش زردشت خبر می دهد : پيش از ظهور سوشيانس ( نجات دهنده دنيا ) ٫ پيمان شکنی و دروغ و بی دينی در جهان رواج می آيد و مردم از خدا دوری جسته ٫ ظلم و فساد و فرومايگی آشکار می گردد . و همينها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخت ٫ زمينه را برای ظهور نجات دهنده ٫ مساعده می گرداند . از کتاب موعود ٫ به نقل از کتاب زند و هومن ٫ يسن ٫ صفحه ۲۵

کتاب مذهبی هندوها

پس از خرابی دنيا ٫ پادشاهی در آخر الزمان پيدا می شود که پيشوای خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود آورد و همه کس را از مومن و کافر بشناسد و هر چه از خدا خواهد بر آيد . کتاب ديد . کتاب آسمانی هندوها

دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلی در آخر الزمان که پيشوای ملائکه و پريان و آدميان باشد و حق و راستی با او باشد . کتاب باسک ٫ از کتابهای آسمانی هندوها

کتاب مذهبی بودائيان

در کتاب دادنک از قول بودا نقل می کند : بعد از آن که مسلمانی به هم رسيد ٫ در آخر ٫ ميان عالم از ظلم و فسق و گناه و ريای زاهدان و خيانت امينان و حسودی بخيلان و عمل نکردن دانايان به دين جز نام او نماند . پادشاهان و پيسوايان و رئيسان ٫ بی رحم و ظالم شوند٫ رعيت بی انصاف و نافرمان و متقلب شود و همه در خرابی نظم دنيا بکوشند و همه جا را کفر و ناسپاسی فراگيرد ٫ آن وقت دست راستين جانشين ممطا ( يعنی محمد پيغمبر اسلام ) ظهور کند و خاور و باختر عالم را بگيرد آدميان را به راه خوبيها رهبری کند . او فقط و تنها ٫ حق و راستی را قبول می کند و بس



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در شنبه 11 دی 1389  ساعت 7:02 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



از آثار مثبت و سازنده باور دينىِ انتظار در مورد ولى و حجّت خدا اين است كه اين اعتقاد ـ كه ريشه در اعماق فرهنگ اصيل اسلامى دارد و از «قرآن و سنّت» گرفته شده است ـ سبب اتّحاد و قوّت قلب و تصميم گيرى و اهتمام شديد افراد نسبت به انجام تكاليف و وظايف شرعى مى شود و از سوى ديگر موجب خلوص نيّت و تهذيب نفس و رشد اخلاقى در فرد و اجتماع مى گردد. چنين اعتقادى با اين نظريه كه «غيبت، باعث تفرقه و ضعف و سستى در مردم مى شود» مغايرت اساسى دارد. زيرا اين اعتقاد و باور دينى بهترين وسيله انذار نسبت به كارهاى منفى و خلاف اخلاق است و مردم را از ارتكاب معاصى و گناهان باز مى دارد. از سوى ديگر، اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)بهترين عامل تشويق و ترغيب به كارهاى خير و اعمال صالح است.

به همين جهت است كه در روايات منقول از پيامبر اكرم و ائمه اطهار(عليهم السلام)، انتظار از برترين اعمال شمرده شده است چنانكه پيامبر اكرم مى فرمايد:

«أفضل أعمال اُمّتي انتظار الفرج من اللّه عزّوجلّ».

«بهترين اعمال امّت من، انتظار فرج از سوى خداوند عزّوجلّ است».

بدون شك، انتظار فرج هنگامى از برترين عمل هاى امّت خواهد بود كه شخص منتظر سعى كند تمام اعمال و كردار خود را بر اساس موازين اسلام و بدون سهل انگارى انجام دهد.

اين جا است كه بايد گفت: كسانى كه اسلام را طبق سفارش پيامبر از اهل بيت آن حضرت گرفته اند، هيچ مشكل فكرى و عقيدتى نسبت به اعتقادات اسلامى ندارند؛ زيرا از پيامبر اكرم نقل شده است كه فرمودند:

«مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح من توسّل بهم نجى و من تخلّف عنهم هلك».

«مَثَل اهل بيت من، مَثَل كشتى نوح است; هر كه متوسّل به آن شد، نجات يافت و هر كه از آن تخلف ورزيد، هلاك گرديد».


آرى! اگر طنطاوى و ابن خلدون و امثال آن ها، موضوع انتظار ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) را از ديدگاه مبارك امام صادق(عليه السلام) مى نگريستند، هيچ وقت مرتكب اشتباهاتى كه آنان را بدنام ساخته است، نمى شدند و انتظار را عامل ركود نمى دانستند; بلكه منتظران را افرادى پر تلاش و فعال مى دانستند همانگونه كه امام صادق(عليه السلام)مى فرمايند:

«المنتظر للثّاني عشر كالشاهر سيفه بين يدي رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)يذبّ عنه».

«منتظر امام دوازدهم ـ حضرت مهدى(عليه السلام) ـ مانند كسى است كه در ركاب پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)شمشير كشيده، از آن حضرت دفاع مى كند».

از مفهوم اين حديث و احاديث ديگر به اين مضمون، روشن مى شود كه اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) نه تنها ايجاد ضعف در افراد نمى كند، بلكه موجب تحرّك و آمادگى زياد در آن ها مى شود. زيرا كسى كه بخواهد در حضور شخصيّتى مانند پيامبر گرامى، از اسلام و ارزش هاى والاى آن دفاع كند و در راه خدا شمشير بزند، بايد آمادگى كافى داشته باشد.

در روايت ديگرى اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد:

«المنتظر لأمرنا كالمتشحّط بدمه في سبيل اللّه»

«كسى كه منتظر امر ما (قيام حضرت مهدى(عليه السلام)) باشد، مانند كسى است كه در راه خدا در خون خويش بغلطد».

از اين حديث نيز به خوبى استفاده مى شود كه منتظرين واقعى امام زمان(عليه السلام)لحظه اى از تحرّك و تكاپو در پيشبرد اهداف دين، باز نمى ايستند، بلكه هميشه سعى و كوشش مى كنند كه خود را بر اساس اسلام اصيل و مكتب اهل بيت(عليهم السلام)آن چنان پرورش دهند كه صلاحيّت و شايستگى درك حضور حضرت را در زمان ظهور وى داشته باشند تا از مصاديق آيه كريمه زير باشند:

وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ

«ما در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتيم كه بندگان شايسته ام وارث (حكومت) زمين خواهند گرديد».

اين جا است كه بايد گفت: اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) آن چنان كه در روايات اهل بيت(عليهم السلام) بيان گرديده است، رمز عدالت خواهى و وحدت كلمه در ميان همه مردمان جهان در حكومت الهى آن بزرگوار است چنانكه امام صادق(عليه السلام)در پاسخ به سؤال عمّار ساباطى فرمود.

عمار از آن حضرت سؤال كرد يابن رسول اللّه! در اين صورت كه عبادت در زمان دولت هاى باطل با ترس، برتر از عبادت در زمان ظهور دولت حق است، چرا ما آرزو كنيم كه از اصحاب قائم(عليه السلام) در ظهور حقّ باشيم؟

حضرت صادق در جواب فرمود:

«سبحان اللّه! آيا دوست نداريد كه خداوند ـ به واسطه آن حضرت ـ دين حقّ و عدالت را در تمام بلاد دنيا آشكار گرداند و حال همه مردم بهبود يابد؟!


ويجمع اللّه الكلمة و يؤلّف بين قلوب مختلفة ولايعصي اللّه عزّوجلّ في أرضه و يقام حدود اللّه في خلقه، ويردّ اللّه الحقّ إلى أهله فيظهروه حتّى لايستخفى بشيء من الحقّ مخافة أحد من الخلق.

و خداوند ـ به واسطه حضرت مهدى(عليه السلام) ـ همه مردم را زير پرچم توحيد و كلمه «لا اله الا اللّه» جمع كند و بين قلب هاى پراكنده و مختلف، دوستى و اتحاد ايجاد كند و گناه را از روى زمين بر دارد و حدود و احكام خدا در ميان خلق خدا اجرا گردد و حق به صاحبانش رسد تا آن را ظاهر كنند و چيزى از حق را به جهت ترس از مردم مخفى نكنند».

به جرأت مى توان گفت كه ايمان و اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)ـ تنها منجى عالم بشريت ـ با توجه به شناختى كه روايات اهل بيت و ائمّه اطهار(عليهم السلام) به ما مى دهد، نه تنها موجب تفرقه و ضعف و سستى در مسلمانان نمى شود; بلكه رمز اتحاد و قدرت و شوكت مسلمانان در آن نهفته است. زيرا اعتقاد به آن، يعنى اعتقاد به حاكميّت تمام ارزش هاى اسلامى در سطح دنيا و آرزوى غلبه دين حق بر تمام اديان باطل; اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، يعنى اعتقاد به تحقق وعده هاى الهى در پيروزى كامل اسلام بر تمام اديان عالم همانطور كه خداوند متعال مى فرمايد:

هَوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشرِكُونَ

خدا كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر تمام اديان غلبه وپيروزى بخشد، هرچند مشركان كراهت داشته باشند.

اينك از تمام كسانى كه مى خواهند با مسئله غيبت و ظهور و اهداف الهى آخرين ذخيره خدا، حضرت بقية اللّه(عليه السلام)آشنا شوند، مى خواهيم كه سعى كنند اين معرفت را از طريق قرآن كريم و روايات ائمه اطهار(عليهم السلام) ـ كه معدن علوم پيامبر اسلام و تمامى انبياى الهى هستند ـ فراگيرند تا به حقيقت دست يابند و طعمِ شيرين ايمان را بچشند.

نتيجه

از آنچه گفته شد چنين نتيجه مى گيريم كه اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و مسئله انتظار، در صورتى باعث ركود است كه مفهوم آن تحريف شود همان طورى كه بعضى از مخالفان و دشمنان اسلام آن را تحريف كرده و مى كنند; امّا اگر اين اعتقاد و باور دينى ـ كه از مهم ترين مسايل اسلامى به شمار مى رود ـ به مفهوم واقعى آن به جامعه اسلامى و بشريّت تفهيم شود، بزرگ ترين عامل تربيت و خود سازى و تحرك و اميد به آينده نورانى و روشن خواهد بود و از مدارك معتبرى كه اين موضوع را تأييد مى كند، روايتى است كه در ذيل آيه كريمه زير ذكر شده است:

(وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنّهُمْ)

«خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين ]خود [قرار دهد; همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين ]خود[ قرار داد، و آن دينى را كه بر ايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، ]تا [مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر سك پس از آن به كفر گرايد; آنانند كه نافرمانند».

از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه اطهار(عليهم السلام) نقل شده است كه فرموده اند: «اين آيه درباره امام مهدى(عليه السلام) و اصحاب آن حضرت نازل شده است».

لذا تمام كسانى كه منتظر چنين برنامه اصلاح گرانه به دست توانمند حضرت مهدى(عليه السلام) هستند، بايد خودشان در عالى ترين سطح از حيث ايمان به خدا و رسول و انجام فرامين و دستورات اسلامى باشند.

بر اين اساس آنچه موجب تفرقه و سستى در بين مسلمانان مى گردد، برداشت غلط و مغرضانه اى است كه از سوى بى خبران از حقايق اسلام اظهار مى گردد


 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در شنبه 11 دی 1389  ساعت 7:01 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مراتب انتظار فرج

 

مراتب انتظار فرج

براي حالت انتظار فرج و گشايش در امور،سلسله مراتبي وجود دارد که با توجّه به نوع مشکلي که چشم به راه حل آن هستيم ،تنظيم مي گردد.

 

1. انتظار در جهت گشايش امور شخصي

اوّلين و ضعيف ترين مراتب انتظار ،انتظار براي گشايش در امور شخصي خود و فتح و فرج غصّه ها و ناگواري هاي فردي مي باشد . البتّه همين امور شخصي گاهي غصّه هاي زندگي مادّي و امور عادّي خود است و گاهي دردها و غصّه هاي معنوي که انسان در دل دارد و خواستار گشايش آن با فرج امام زمان (ع)است. وجود مبارک حضرت مهدي (ع)در توقيع شريفي که به محمّد بن عثمان العمري ارسال داشتند بعد از جواب سؤالات اسحاق بن يعقوب مي فرمايند: «براي تعجيل در فرج بسيار دعا کنيد که آن فرج خود شماست »(1).

در دعاي افتتاح نيز مي خوانيم :«خداوندا پراکندگي ما را به وسيله او جمع و گسيختگي مان را دور کن و پريشاني ها را بدو پيوست کن و کمي مان را به وسيله او زياد کن و ذلّت ما را به وسيله او تبديل به عزّت کن و...فقر ما را به وسيله او جبران کن و شکاف و تفرقه ما را به او برطرف کن وسختي ما را به وسيله او آسان کن و...».

 

2. انتظار جهت گشايش در امور مؤمنان

دومين مرتبه انتظار ،انتظار براي رفع مشکات از جامعه ايماني و آحاد مؤمنان و موحّدان است ؛مشکلاتي که از جهت مادّي و معنوي ،ديني و دنيايي مؤمنان را محاصره نمود وآنان را در نوعي سرگرداني و بي ساماني قرار داده است . حضرت سجّاد (ع)مي فرمايد : «زماني که قائم ما قيام کند،خداوند آفت را از شيعيان ما بزدايد و دل هاي آنان را چون پاره هاي آهن (سخت و تزلزل ناپذير)کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود» .(2)

حضرت باقر (ع)مي فرمايند: «هر گاه زمان ما (ظهور ما)فرا رسد و مهدي ما بيايد،شيعه ما از شير دليرتر و از سر نيزه برنده تر خواهد بود... »(3)

حضرت علي (ع)مي فرمايند: «با مهدي ما حجّت ها تمام مي شود ،او پايان بخش امامان ،نجات بخش امّت و منتهاي نور است ».

در دعاي افتتاح چنين مي خوانيم : «خدايا ما به سوي تو از دوري پيغمبرمان (ص)و غايب بودن وليّ مان شکايت مي کنيم ».

همچنين در دعاي عهد با امام زمان (ع)(5)مي خوانيم :«خداوندا با حضور حضرت (ع)اين گرفتاري را از اين امّت برطرف کن و ظهور او را براي مان نزديک کن».

 

3. انتظار در جهت گشايش امور آحاد انساني

سومين مرتبه انتظار ،انتظار براي گشايش در امور جامعه جهاني و همه آحاد و ساکنان زمين است ،زيرا ظهور اما عصر (ع)نويد بخش امنيت و عدالت جهاني است و از برکات و آثار آن، همه اهل زمين برخوردار خواهند شد . حضرت باقر (ع)مي فرمايند: «زماني که قائم به پا خيزد ،ايمان را به هر دشمن کينه توزي عرضه مي کند ،اگر از جان و دل ايمان نياورد ،گردنش زده مي شود ،يا همچون ذميّان امروز جزيه مي پردازد و به کمر او زنّار مي بندد وآنان را از شهرها ،به حومه ها و روستاها بيرون مي کند ».

در دعاي عهد با امام زمان (ع)(6)مي خوانيم :«خداوندا،او را پناهگاه بندگان مظلومت قرار ده...»

 

4. انتظار جهت گشايش امور جامدات ،گياهان و حيوانات

چهارمين مرتبه انتظار ،انتظار براي گشايش در حيات حيوانات ،گياهان و جمادات است ،زيرا با امر فرج در زمين و زمان و عالم نباتات و حيوانات نيز تحوّلات مثبت ايجاد خواهد شد و دامنه ظهور و شعاع نور آن شامل حال آنان نيز مي گردد. همچنان که در عصر غيبت مي خوانيم: « ظهر الفساد في البرّ و البحر بما کسبت أيدي النّاس ».

پيامبر اکرم(ص)فرمودند : «او زمين را ،همچنان که آکنده از ستم و بيداد شده،از عدل وداد پر مي کند. آسمان از ريختن نزولاتش هيچ دريغ نمي ورزد و زمين از روياندن گياهانش ».(7)

حضرت علي (ع)فرمودند: «زماني که قائم ما قيام کند ،آسمان نزولات خود را فرو ريزد و زمين گياهانش را بروياند و کينه و دشمني از دل هاي بندگان رخت بربندد و درندگان و چرندگان با هم بسازند چندان که زنان زيور(زنبيل )به سر ، عراق را تا شام مي پيمايند وجز بر علف و سبزه گام نمي نهند و هيچ درنده اي آنها را آشفته و هراسان نمي کند».(8)

پيامبر(ص)فرمودند :«قيامت برپا نمي شود تا زماني که زمين از ستم و دشمني آکنده شود ،آنگا ه مردي از خاندان من قيام کند و زمين را ،همچنان که از ظلم و جور آکنده شده از عدل و داد پرکند».(9)در اين باره ،در دعاي عهد(10) مي خوانيم :«خداوندا ، سرزمين هايت را آباد کن و بندگان را زندگي (حقيقي)ببخش».

 

5. انتظار جهت گشايش امر انبيا و اوليا

پنجمين مرتبه انتظار ،انتظار جهت گشايش غصّه ها و دردهاي اوليا و انبيا در گذشته تاريخ و شادماني و فرج براي آنان است . در دعاي ندبه ،در همين رابطه ،مي خوانيم : «کجاست آن کسي که انتقام خون پيامبران و فرزندان آنها را مي گيرد».

 

6. انتظار جهت گشايش در امور آل محمد (ص)

ششمين مرتبه انتظار ،انتظار براي گشايش امر پيامبر (ص)و امامان معصوم (ع)و مستضعفان واقعي است ،زيرا با ظهور امام عصر (ع)دولت کريمه اهل بيت (ع)تشکيل خواهد شد و بازگشت مجدّد آنان به دنيا با رجعت شروع خواهد گشت ؛به عبارتي فرج امام عصر (ع)فرج آل محمّد (ص)است و موجب شادماني رسول الله (ص)است و اهل بيت (ع)خواهد شد . آري تا ظهور امام زمان (ع)اتّفاق نيفتد ،همچنان اهل بيت (ع)در استضعاف و مظلوميّت به سر مي برند.

مفضّل بن عمر مي گويد :از امام صادق (ع)شنيدم که فرمود : «رسول خدا (ص)نظري به علي ،حسن وحسين (ع)افکند و گريست و فرمود :شما مستضعفان بعد از وفات من هستيد »

مفضّل گويد :عرض کردم يابن رسول الله معني آن چيست؟

فرمود : «يعني شما امامان بعد از من هستيد ،چون خداوند مي فرمايد : «و مي خواهيم بر آنان که در زمين به ضعف کشيده شده اند ،تفضّل نماييم و آنان را پيشوايان و وارثان حکومت حق سازيم»پس اين آيه در مورد ما اهل بيت (ع) تا روزقيامت جاري است».(11)

همچين در کتاب «غيبت»شيخ طوسي آمده که از امير المؤمنين (ع)روايت شده است در مورد قول خداوند متعال :«و نريد أن نمنّ علي الّذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثين »فرمودند :«ايشان اهل بيت محمّد (ص)هستندکه خداوند مهدي آنان را بعد از رنجيدن آنها (استضعاف آنها) مي آورد سپس آنان را عزّت مي بخشد و دشمنانشان را ذليل مي سازد».(12)

نيز در دعاي ندبه مي خوانيم «کجاست آن کسي که انتقام خون کشته کربلا ـ امام حسين (ع)ـ را بگيرد ».يا در دعاي عهد با امام زمان (ع)مي خوانيم :«خداوندا پيامبرت (ص)و پيروان او را به ديدارش شادمان کن و پس از او به بيچارگي ما رحم کن ،خداوندا با حضورش اين گرفتاري را از اين امّت برطرف کن و...»

در دعاي قنوت امام حسن عسگري (ع)آمده است :«بار خدايا، به درستي که حقّ ما پس از تقسيم شدن در دست غاصبان ،دست به دست گشت و حکومت ما پس از مشورت به چيره شدن و زورمندي (دشمنان )واقع شد و پس از آنکه برگزيده امّت بوديم ميراث آنها شديم که وسايل لهو و بازيگري با سهم يتيم و محتاج و بيوه خريداري گرديد و اهل ذمّه بر مردم مؤمن حکومت يافتند و فاسقان هر قبيله عهده دار امور آنان گشتند که نه دفاع کننده اي هست تا آنها را از هلاکت دور سازد و نه سرپرستي که به آنان با ديده مهر بنگرد و نه صاحب مهرباني که جگر تفتيده را از گرسنگي برهاند و آن را سير کند ،پس آنان با خواري در خانه گمشده اي واقع شده اند و گرفتار فقر و همنشين اندوه و ذلّت مي باشند».

 

7. انتظار جهت گشتايش امور ملکوتيان

هفتمين مرتبه انتظار ،انتظار براي گشايش غصّه ها و اندوه فرشتگان و ملکوتيان مي باشد ،زيرا مصائب اولياي الهي و به ويژه مصيبت حضرت سيّدالشهدا (ع)آنان را غمزده و رنجور ساخته و آنان در انتظار گشايش امر هستند. امام باقر (ع)در جواب ابوحمزه ثمالي که از علّت نام گذاري آن حضرت به «قائم»پرسيد ،فرمودند :«چون جدّم حسين (ع)کشته شد ،فرشتگان با گريه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فرياد بر آوردند که: اي خدا و سرور !آيا از کسي که برگزيده تو و فرزند برگزيده تو و بهتر آفريده تو را مي کشد چشم مي پوشي ؟خداوند عزّ وجل به آنان وحي فرمود که :فرشتگان من آرام گيريد، به عزّت و جلالم سوگند که از آنان انتقام خواهم گرفت گرچه زمانش به طول انجامد . آنگاه خداوند امامان نسل حسين(ع)را به فرشتگان نشان داد وفرشتگان بدان شادمان گشتند. در ميان آنان يکي ايستاده بود و نماز مي خواند.خداوند فرمود :با اين قائم از آنان انتقام مي گيرم».

 

8. انتظار جهت گشايش در امور امام زمان (ع)

 

هشتمين مرتبه انتظار ،انتظار ظهور براي گشايش غصّه ها و دردهاي خود امام زمان(ع)و شادماني قلب آن بزرگوار است ،زيرا قلب امام عصر(ع)در دوران غيبت نقطه مرکزي بزرگ ترين و عظيم ترين مصائب و دردهاست ،به طوري که :

1. در دوران غيبت حقّ ولايت و حکومت به دست شرورترين انسان ها غصب شده ،دين و احکام الهي مورد هجوم قرار گرفته و بهترين پيروان ايشان در سخت ترين شرايط زندگي مي کنند.

يکي از علماي اهل معرفت مي گويد:اگر از حضرت علي (ع)21سال غصب حکومت و ولايت سياسي شده و ايشان در استضعاف و مشکلات فراوان قرار گرفت ،به گونه اي که خود فرمودند :«صبر کردم در حال که در چشمم خار و در گلويم استخوان بود »،(13)امام زمان (ع)بيش از 1100سال است که در اين حالت به سر مي برد ،او داغدار مصائب همه انبيا و اوليا و از .جمله داغدار مصائب مادرشان حضرت زهرا(س)و جد بزرگوارشان امام حسين (ع)هستند و داغ اجداد طاهرينشان را به دل دارند.

2. حقّ ولايت و حکومت خود را غصب شده مي بيند.

3. بي توجّهي و تاراج ثروت ها و حقوق شرعي مانند خمس ،فدک و ...را شاهد است.

4. فتنه ها ،خونريزي ها و بي عدالتي ها را مي بيند.

5. گناهان و معاصي همه انسان ها از جمله شيعيان ،او را آزار مي دهد .

6. از تحريفات ديني ،فرقه سازي ها و مکاتب انحرافي خبر دارد.

7. تعطيلي احکام الهي و حدود و قوانين شرعي را شاهد است.

8. از حال دانشمندان و علما ي منحرف ودنيا زده خبردار است.

9. پيروان وشيعيان خود را بي سرپرست نظاره مي کند.

10. پيشرفت کفر و نفاق و سرعت وپيروزي هاي ظاهري آنان را مي بيند.

11. از عمق شرک و رياکاري و جريانات ضد ّتوحيد ي خبردارد.

و ده ها و صدها اتّفاق و حادثه ناگوار را نظاره گر است که هر يک به تنهايي ايشان را سخت آزرده خاطر مي سازد. آري بالاترين حالت انتظار و مقدّس ترين و عميق ترين نوع انتظار در خود حضرت وجود دارد،زيرا از علم و اشراف کامل به احوال هستي برخوردار است و روحيه اصلاح گري و عزت طلبي در روح بلند او موج مي زند .

 

پی نوشت ها :

 

1.غيبت طوسي ،ص292.

2. ميزان الحکمه ،ح1240.

3. همان، ح1232.

4. همان ،ح1166.

5. مفاتيح الجنان ،ص904.

6. ميزان الحکمه ،ح1248.

9. همان ،ح1241.

10. همان ،ح1170.

11.مفاتيح الجنان ،ص904.

12. تفسير نور الثقلين،ج6،ص311.

13. همان ،ج5،ص311.

 

منبع:نشريه موعود شماره 102



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در شنبه 11 دی 1389  ساعت 6:58 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



احاديث بسيار زيادي در باب فضيلت انتظار فرج وارد شده است. و در روايات متعددي انتظار فرج به عنوان برترين و بالاترين اعمال و عبادت‌ها به شمار آمده است. امام صادق (ع) دراين‌باره مي‌فرمايد:

كسي كه در حال انتظار فرج مهدي از دنيا رود، همانند كسي است كه با آن حضرت در خيمه‌اش باشد. سپس لحظه‌اي درنگ كرد و فرمود: بلكه مانند كسي است كه در ركاب او با شمشير بر سر دشمنان بكوبد. و سپس فرمودند: بلكه همچون كسي است كه در ركاب پيامبر خدا به شهادت رسد.

برخي از افرادِ بي‌اطلاع از حقيقت مهدويت و انتظار، با استناد به پاره‌اي از روايات نامعتبر و تحريف معنوي پاره‌اي ديگر از احاديث مهدويت، گمان كرده‌اند كه انتظار فرج به معناي دست روي دست گذاشتن و اقدام نكردن و منتظر منفعل بودن است. اينان پنداشته‌اند، در دوران انتظار بايد از هر اقدامي در جهت مبارزه با ظلم و ستم خودداري نمود و دست از هرگونه سازندگي و اصلاحي برداشت و نه تنها با مفاسد اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و اخلاقي نبايد مبارزه كرد، بلكه در حد امكان زمينه‌ توسعه‌ فساد و عالم‌گير شدن آن را بايد فراهم ساخت، تا قيام مهدي هر چه زودتر فراهم شود. در حالي كه اهميّت انتظار فرج، در تلاش براي سازندگي و اصلاح نهفته است. انتظار فرج، يعني تعهد نسبت به خوبي‌ها و فضيلت‌ها؛ انتظار فرج، يعني نيرويي معنوي براي حركت و پويايي؛ انتظار فرجي كه در تشيع است، از جنس فعل است، نه انفعال؛ از سنخ عبادت است، نه كسالت. (ر.ك: مرتضي مطهري، قيام و انقلاب مهدي، ص 15).

انتظار فرج، به معناي خوش‌بيني واقع‌گرايانه، و نه وهمي و خيالي، نسبت به آينده‌ بشريت و فرجام تاريخ است. شيعه با اين اعتقاد خود، آينده‌اي زيبا و نويدبخش را براي جهان و انسان انتظار مي‌كشد؛‌ آينده‌اي كه در آن پيروزي نهايي صلح و عدالت و آزادي و صلاح و صداقت بر زور و جور و ظلم و استبعاد و استبداد و اختناق و نيرنگ و فريب ترسيم شده است. آينده‌اي كه يك حكومت الهي واحد بر سراسر جهان حكم‌فرما خواهد بود. سراسر گيتي از رفاه و آباداني مناسب برخوردار خواهد شد.

انتظار مهدي و اعتقاد به وجود مهدي موعود از جمله‌ مترقي‌ترين و پيشرفته‌ترين اعتقادات است. انتظار مهدي، يعني انتظار ظهور عدل مجسّم؛ انتظار مهدي، يعني انتظار عالم‌گير شدن، مهدي، يعني انتظار فرا رسيدن روزي كه بيچارگي و حقارت و كينه و حسادت و خيانت از ميان بشريت برچيده مي‌شود؛ انتظار مهدي، يعني انتظار گشوده شدن درهاي نامحدود علم و دانش حقيقي و بهره‌مندي بشريت از علوم و دانش‌هاي سعادت‌آفرين؛ و بالاخره اين كه انتظار مهدي يعني انتظار و اميد به تحقق همه‌ ارزش‌هاي الهي و انساني،‌ در سراسر گيتي.


آسيب‌شناسي مسأله‌ انتظار

دشمنان تشيع به درستي فهميده‌اند كه يكي از مهم‌ترين عوامل حركت، پويايي، نشاط، سرزندگي و شكست‌ناپذيري اقليت شيعه در طول تاريخ، مسأله‌‌ "انتظار" بوده است. يعني اميد و آرزوي داشتن آينده‌اي سبز. آينده‌اي كه با ظهور رهبر آسماني آن، مهدي موعود، تحقق خواهد يافت. بر اين اساس، بهترين راه ضربه زدن به شيعه را نيز از طريق ايجاد انحراف در همين عامل مي‌دانند. ازاين‌رو، ارائه‌ تفاسير مرده و مخرّب و اباحي‌گرايانه از اين مسأله و ترويج و اشاعه‌ خرافات و اعتقادات بي‌پايه و اساس در زمينه‌ مهدويت و انتظار را در دستور كار تبليغي خود در جوامع شيعي قرار داده‌اند.

وظيفه‌ ما شناخت درست و دقيق و مستند اين پديده و حساسيت داشتن در مقابل كج‌روي‌ها و انحرافات در اين زمينه است. در اين قسمت مي‌كوشيم تا برخي از مهم‌ترين آسيب‌هاي مسأله‌ مهدويت و انتظار را گوشزد نمايم.

 


 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در شنبه 11 دی 1389  ساعت 6:57 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



چگونگي بهره‌مندي از امام غايب

علامه‌ طباطبايي در پاسخ به اين پرسش که "چگونه مي‌توان از امام غايب بهره‌مند شد؟" مي‌فرمايد امام معصوم وظيفه‌ هدايتي خود را به دو گونه اعمال مي‌کند: 1. هدايت به معناي ارائه‌ طريق و 2. هدايت به معناي ايصال به مطلوب. امام براي اجرا و اعمال هدايت نوع اول نياز به حضور فيزيکي در ميان مردمان دارد؛ اما براي هدايت نوع دوم نيازي به حضور جسماني و مراوده‌ حضوري با مردم ندارد.

به تعبير ديگر، بايد دانست که وظيفه‌ امام در بيان صوري معارف و راهنمائي ظاهري مردم خلاصه نمي‌شود؛ بلکه امام همانطور که وظيفه‌ راهنمايي ظاهري مردم را به عهده دارد همچنان ولايت و رهبري باطني اعمال را نيز بر عهده دارد و اوست که حيات معنوي مردم را تنظيم مي‌کند. بديهي است که حضور يا غيبت جسماني امام در انجام وظيفه‌ هدايتي نوع دوم تأثيري ندارد؛ زيرا امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد اگرچه از چشم جسماني ايشان پنهان است. (محمد حسين طباطبايي، شيعه در اسلام، ص 152).

پاسخ ديگري که به اين سؤال داده شده اين است که همه‌ ابعاد وجود امام لطف است. بنابراين، اصل وجود امام، صرف‌نظر از ساير ابعاد وجودي‌اش، لطف است؛ زيرا وجود امام به معناي وجود انسان کامل در نظام احسن الهي است و اين چيزي است که مقتضاي علم الهي و رحمت و کمال مطلق اوست. افزون بر اين تصرّف امام نيز لطفي ديگر است، اعم از اين‌که اين تصرف ظاهري باشد يا باطني و اعم از اين که تصرف در جنّ باشد يا انس يا غير اينها. حال اگر مانعي براي حضور و ظهور امام وجود داشته باشد اين به لطف بودن امام در ساير ابعاد ضرري نمي‌زند. زيرا مانع ظهور، او را از يک يا چند بعد از ابعاد لطف وجودي‌اش بازداشته است و نه از همه‌ آنها. (ر.ك: بداية المعارف الالهية، ج 2، ص 169 - 167).

يکي ديگر از فوايد وجود امام اين است که وجود امام و رهبريت معصوم ديني و اجتماعي، ولو در پس پرده‌ غيبت باشد، براي سازماندهي اجتماعي جامعه‌ مؤمنان منبع بي‌پايان انرژي و تحرک و استقامت است. امام صادق (ع) در پاسخ يکي از يارانش که گفت: "مردم چگونه از حجّت غايب پنهان بهره‌مند شوند؟" فرمودند: "همان‌گونه که از خورشيد در پشت ابر بهره مي‌برند". امام زمان خود نيز در نامه‌اي وجود شريف خويش را در دوران غيبت به خورشيد در پسِ ابر تشبيه کرده است. اين تشبيه نشان‌دهنده‌ آن است که نور وجود و هدايت و ساير کمالات و برکات به يمن خورشيد وجود او به انسانها مي‌رسد.

حالت انتظار، و اعتقاد به وجود غايبانه‌ يک رهبري عادل، ظلم‌ستيز و بي‌نظير، موجب پايداري و استقامت مؤمنان در امر دين‌داري و دوري از ظلم به ديگران و امثال آن مي‌شود. زيرا هر کسي مي‌داند که در حکومت مهدي، که به صورت ناگهاني و بدون اطلاع قبلي ممکن است هرلحظه‌اي برپا شود، حق مظلوم از ظالم ستانده مي‌شود. بنابراين، انتظار فرج و وجود امام غايب، به منزله‌ يک نيروي بازدارنده‌ بسيار قوي است که مي‌تواند تا حد بسيار زيادي از ارتکاب جرايم جلوگيري نمايد. (هاشم العميدي، ثامر، در انتظار ققنوس، ص 237).

يکي ديگر از فوايد انتظار، اميد به آينده‌اي سبز است. يکي از محقّقان و شيعه‌شناسان آلماني، در اين‌باره تحليل زيبا دارد:

از جمله مسائل اجتماعي بسيار مهمي که هميشه مي‌تواند موجب اميدواري و رستگاري شيعه باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور اوست. زيرا عقيده‌ شيعه اين است: هنگامي که انسان در بستر رود، به اين اميد بايد بخوابد که چون صبح از خواب برخيزد، حجت ظهور کرده، و او براي تأييدش آماده باشد. معتقدند که همه‌ مردم و دُوَل زمين تابع حکومت آنها خواهند بود. گويا فردفرد شيعه، بدون استثنا، شب که در بستر مي‌روند، به اميد ترقي و عالم‌گيري مذهب و اقتدار خود، صبح از خواب برمي‌خيزند. ... يأس و حرمان، عامل هرگونه نکبت و ذلت مي‌گردد؛ ولي ضد آن‌که، پشت‌گرمي و اميدواري و قوت قلب از روي اعتقاد است، مايه‌ فلاح و نجات مي‌شود.

علامه‌ مجلسي درباره‌ تشبيه خورشيد وجود امام زمان در دوران غيب به خورشيد در پشت ابر، وجوه هشتگانه‌اي را بيان مي‌کند که ذکر آنها در اينجا خالي از لطف نيست. (محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 52، باب 20، حديث 8)

أ. نور وجود و علم و هدايت به واسطه‌ فيض وجود اوست که بر مردمان مي‌تابد. زيرا در جاي خود معلوم شده است که علت غايي و هدف اصلي آفرينش، امام معصوم و انسان کامل است؛ و ساير ممکنات به طفيل وجود امام معصوم است که لباس هستي بر تن مي‌کنند.

ب. همان‌گونه که مردم، به منظور بهره‌مندي بيشتر از نور خورشيد، همواره منتظر خارج شدن آن از پشت ابر هستند، در دوران غيبت امام زمان نيز، شيعيان و پيروان مخلص آن حضرت همواره و در هر لحظه‌اي منتظر ظهور آن يگانه‌ دوران‌اند و هرگز مأيوس نمي‌شوند.

ج. منکران وجود امام زمان در دوران غيبت، همچون منکران وجود خورشيد پشت ابرند.

د. گاهي اوقات، بودن خورشيد در پشت ابر بهتر از ظهور آن است؛ به همين ترتيب، غايب بودن امام زمان، در زمان غيبت انفع به حال مردمان است.

هـ . همان‌طور که نگاه مستقيم و بي‌واسطه به خورشيد ممکن است موجب کوري چشم شود، چه بسا که خورشيد وجود امام زمان نيز اگر مستقيماً بتابد موجبات گمراهي برخي از افراد را فراهم سازد و سبب بي‌ايماني آنان شود.

و. همان‌گونه که خورشيد گاهي از پشت ابرها کنار مي‌رود و برخي از افراد مي‌توانند به آن نظر افکنند، امام زمان نيز در دوران غيبت به اين صورت است که براي برخي از افراد ظاهر مي‌شود.

ز. امام زمان، همچون ساير ائمه، در اين که نفع عمومي دارند يعني فيض وجود آنان شامل همه‌ موجودات و انسانهاي روي زمين مي‌شود، همچون خورشيدند که نفع آن عمومي است؛ در عين حال کساني که مشکل بينايي داشته باشند، نمي‌توانند از نور آن بهره‌مند شوند و حتي ممکن است همچون خفاش، از آن متنفر باشند.

ح. همان‌گونه که تابيدن نور و شعاع خورشيد به درون خانه‌ها به بزرگي و کوچکي پنجره‌ها و روزنه‌هاي هر خانه‌اي و زدودن موانع بيروني بستگي تام و تمام دارد، تابيدن نور خورشيد وجود امام زمان نيز بر دل‌ها و جان‌هاي افراد به ميزان پاکي آنان از شهوات نفساني و علاقه‌هاي جسماني بستگي دارد. هر کسي که بتواند موانع و حجاب‌هاي ظلماني را از جلو پنجره‌ دل خود بيشتر کنار زند، بهتر و بيشتر مي‌تواند از شعاع نور وجود امام زمان بهره‌مند شود



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در شنبه 11 دی 1389  ساعت 6:52 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



قال رسول الله (ص): يوشک ان تتداعي عليکم الأمم تداعي الأکلة علي قصعتها و انتم کثير و لکنکم غثاء کغثاء السيل... و لينزعن الله من صدور عدوکم المهابة منکم و ليقذفن في قلوبکم الوهن من حب الدنيا و کراهية الموت.

رسول اکرم (ص) فرمود: انتظار مي‏رود که هجوم آورند بر شما امتهاي ديگر مانند هجوم آوردن خورندگان گرسنه بر ظرف غذا. در حالي که شما از لحاظ شماره و جمعيت بسيار ولي شما مانند کفهاي سيل باشيد و البته خدا مهابت شما را از سينه‏هاي دشمنانتان برمي‏کند و در دلهاي شما سستي مي‏افکند از محبتي که بدنيا و ترسي که از مرگ داريد.

(عن الملاحم و الفتن ص 129 و يوم الخلاص ص 577)

قال رسول الله (ص): اذا اقبلت فتنة من المشرق، و فتنة من المغرب، و التقوا، فبطن الأرض يومئذ خير من ظهرها. فان لم تجدوا الا حجر عقرب فادخلوا فيه، فانه يکون شر طويل.

رسول اکرم (ص) فرمود: وقتي که فتنه‏اي از مشرق و فتنه‏اي از مغرب روي آورد و بهم برخورد کنند پس شکم زمين در آنروز بهتر از پشت زمين باشد (مرگ بهتر از زندگي باشد) و اگر جائي بجز سوراخ عقرب نيافتيد داخل آن شويد زيرا شر و بدي طولاني خواهد بود.

(عن الملاحم و الفتن ص 30 و يوم‏الخلاص ص 578)

 

قال رسول الله (ص): و الذي نفسي بيده، ليلين امتي قوم، اذا تکلموا قتلوهم و ان سکتوا استباحوهم. ليستأثرون بفيئهم، و ليطأن حرمتهم و ليسفکن دماءهم و ليملأن قلوبهم دغلا و رعبا فلا تراهم الا خائفين وجلين مرعوبين. عندها يجيي قوم من المشرق و قوم من المغرب يلون امي (و قد کان ذلک، فالمسلمون مملوکون للشرق و للغرب) فالويل لضعفاء امتي منهم، و الويل لهم من الله لا يرحمون صغيرا و لا يوقرون کبيرا، و لا يتجافون عن شيي، جثتهم جثث الادميين، و قلوبهم قلوب الشياطين.الحديث.

رسول اکرم (ص) فرمود: قسم به آنکس که جانم بدست قدرت او است. البته گروهي حاکم بر امت من مي‏شوند که چون امتم سخن گويند آنانرا بکشند و اگر خاموش مانند خونشان را مباح دانند فئي و بيت المال آنان را تصرف مي‏کنند و حرمت ايشان را پايمال سازند و خونهاي آنان را بريزند و قلبهايشان را لبريز از ترس کنند و همه ترسان و مرعوب مي‏بيني. در اين هنگام گروهي از مشرق و گروهي از مغرب آيند و زمام امور امتم را بدست گيرند پس واي بحال ضعيفان امتم از آنها و واي بر آنها ستمگران از خدا که ترحمي بر خردسالان و احترامي بر سالخوردگان نکنند و از هيچ چيزي صرف نظر ننمايد بدنهاي آنها بدنهاي آدميان است و قلبهايشان قلبهاي شياطين. حديث ادامه دارد.

(منتخب الاثر ص 433 و يوم الخلاص ص 584)

 

قال رسول الله (ص): يستخدم المشرکون المسلمين و يبيعونهم في الأمصار و لا يتحاشي لذلک بر و لا فاجر... (و نحن هکذا مباعون، و عملاء مأجورون) و لا يزال ذلک البلاء علي اهل ذلک الزمان حتي اذا يئسوا و قنطوا و أساؤوا الظن الا يفرج عنهم اذ بعث الله رجلا من اطايب عترتي و ابرار ذريتي، عدلا مبارکا زکيا، لا يغادر مثقال ذرة، يغرالله به الدين و القران و الاسلام و اهله، و يذل به الشرک و اهله، يکون من الله علي حذو (اي لا يخالف امره بل يعمل باحکام) لا يغتر بقرابة، و لا يضع حجرا علي حجر، و لا يقرع احدا في ولايته بسوط الا في حد يمحو الله به البدع کلها، و يميت الفتن کلها. يفتح الله به باب حق و يغلق به باب کل باطل يرد به سبيي المسلمين حيث کانوا.

رسول اکرم (ص) فرمود: مشرکين مسلمانان را بخدمت خود گيرند و آنرا در شهرها به خريد و فروش مي‏گذارند و پروا از نيکوکار و بدکار ندارند و هميشه اين بلاء بر مردم آن زمان مسلط است تا چون نوميد و مأيوس شوند و بدگمان گردند که چرا بلاء از آنان برطرف نمي‏شود خداوند مردي از پاکيزگان عترت من ونيکان ذريه من را که عادل و با برکت و پاکيزه باشد برمي‏انگيزد مثقال ذره‏اي فروگذار نکند خدا دين و قرآن کريم و اسلام و مسلمانان را بوسيله او عزيز و شرک و مشرکين را با دست او ذليل سازد. او مخالفت امر خدا نفرمايد بلکه عمل به احکامش مي‏کند به خويشاوندي مغرور نگردد و سنگي بر روي سنگي ننهد و در حکومت او تازيانه‏اي بنا حق بر کسي نزند مگر در حد الهي خدا بوسيله او بدعتها را محو سازد و فتنه‏ها را مي‏ميراند خدا با دست او در حق را مي‏گشايد و در باطل را مي‏بندد و اسيران مسلمين را در هر کجا باشند برمي‏گرداند.

(عن الملاحم و الفتن ص 108 و يوم الخلاص ص 588)

 

قال رسول الله (ص): سيکون بعدي فتن، منها فتنة الأجلاء، يکون فيها هرب و ضرب، ثم من بعدها فتن اشد منها، ثم فتنة کلما قيل انقطعت تمادت حتي لا يبقي بيت الا دخلته و سلم الا صکته حتي يخرج رجل من عترتي، الفتنة الرابعة ثمانية عشر عاما.

رسول اکرم (ص) فرمود: بزودي پس از من فتنه‏ها باشد از آن جمله است فتنه بيرون کردن از وطن که در آن فتنه فرار و زدن باشد سپس بعد از آن فتنه‏هايي باشد سخت‏تر از آن پس از آن فتنه هر چقدر گويند فتنه قطع شد امتداد پيدا کند تا آنجا که هيچ خانه‏اي باقي نماند جز آنکه فتنه داخل آن گردد و هيچ سلامتي باقي نباشد جز آنکه آنرا مي‏شکند تا آنکه مردي از عترت من خروج کند. و فتنه چهارم هجده سال طول کشد.

(منتخب الاثر ص 442 و يوم الخلاص ص 589)

 

قال اميرالمؤمنين (ع): سيحيط بالزوراء - بغداد - علج من بني قنطوراء، باشرار قد سلبت الرحمة من قلوبهم، فيذبحون الأبناء و يستحلون النساء... ويل للزوراء من بني قنطورا، لکأني اشاهد دماء الفرج بدماء اصحاب السروج؟ و تحرق نارهم الشام فواها لحلب من حصارهم... و يهدمون حصون الشامات و لا يبقي الا دمشق و نواحيها، و تراق الدماء بمشارفها و اعاليها... ثم يدخلون بعلبک بالامان، و تحل البلايا في انحاء لبنان. فکم من قتيل في الفقر، و کم من اسير ذليل بجانب النهر!!! فهناک تسمع الأعوال و تصحب الأهوال... فاذا اتاهم الحين الأوجر، و ثب عليهم العدو الأقطر، و هو رابع العلوج المنقر... فيسوقهم سوق الهجان و ينکص شياطينهم في ارض کنعان - فلسطين و يقتل جيوشهم العصف و يحل بجمعهم التلف.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود: بزودي کافري از بني قنطورا بوسيله اشراري که ترحم از قلبهايشان سلب شده زورا- بغداد - را احاطه مي‏کند که فرزندان را ذبح مي‏کنند و به زنان تجاوز مي‏نمايد... واي بر بغداد از بني قنطورا گوئي مي‏بينم خونهاي فرجها بعوض خونهاي زين سواران و آتش آنها شام را مي‏سوزاند واي بر حلب از محاصره آنها و قلعه‏هاي شامات را ويران کنند و شهري باقي نماند بجز دمشق و نواحي آن و خونها در قسمت‏هاي بالاي آن ريخته شود. سپس داخل بعلبک شوند با امان دادن (به مردم) و انواع بلا و گرفتاري به اطراف لبنان رسد اي بسا کشته که در بيابان خشک افتاده و چه بسا اسير ذليلي که در طرف نهر باشد در آنجا فريادها شنيده شود و ترسها همراه باشد. و چون جوان نيزه زن مخوف به آنها رسد، دشمن خشمگين جفاکار بر آنها حمله کند و او چهارمين کافر است و آنان را مانند چارپايان پاي بسته حرکت مي‏دهند شيطان‏هاي خود را به زمين کنعان - فلسطين - برگردانند و سپاهيان آنها را مانند گردباد مي‏کشند و تلف و نابودي به آنها حمله‏ور شود.

(عن الزام الناصب ص 602 و يوم الخلاص ص 602)

 

روي عن الصادق (ع): کيف حال الأشخاص الذين يباشرون الکفار، و يتود دونهم و يجالسونهم و يتکلمون بلغاتهم و يکثرون سوادهم و يکونون سببا لازدياد شوکتهم!!! ثم قال: ومن اظلم ممن منع مساجد الله ان يذکر فيها اسمه و سعي في خرابها (بقره: 114).

از حضرت امام صادق (ع) روايت شده فرمود: چگونه خواهد بود حال اشخاصي که با کافران معاشرت و آنها را دوست بدارند و با آنها همنشيني کنند و به لغت و زبان آنها سخن گويند و به جمعيت آنها فزوني بخشند و سبب زياد شدن شوکت و جلال آنها گردند!!! سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: «و چه کسي ظالمتر باشد از آنکس مانع ذکر خدا در مساجد شود و تلاش در ويراني آنها کند».

(يوم الخلاص ص 604)

 

عن معاذ بن جبل (رض) قال: قال رسول الله (ص): عمران بيت المقدس خراب يثرب و خراب يثرب خرج الملحمة و خروج الملحمة فتح القسطنطينية، و فتح القسطنطينيه خروج الدجال ثم ضرب يده علي فخذه الذي حذاه او منکبه، ثم قال: ان هذا الحق، کما انک هاهنا او کما انک قاعد يعني معاذا.

بنقل از معاذبن جبل گفت: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: آبادي بيت المقدس ويراني مدينه است و ويراني مدينه خروج و بيرون آمدن جنگ بزرگ است و خروج جنگ بزرگ گشوده شدن قسطنطينيه و گشوده شدن آن خروج دجال است سپس دست مبارک را به زانوي کسي که در کنارش بود يا بر شانه او زد آنگاه فرمود: اين موضوع حق است همچنانکه تو در اينجا هستي يا همچنانکه نشسته‏اي که مخاطب معاذ بود.

(اخرجه الحاکم في مستدرکه و عقدالدرر ص 253)

 

عن عبدالله ابن‏عمرو، قال: ليأتين علي الناس زمان يتمني فيه المؤمن لو انه في فلک مشحون هو و اهله، يموج في البحر من شدة ما في الارض من البلاء.

عبدالله بن عمرو گفت: البته زماني به مردم فرا مي‏رسد که مؤمن در آن آرزو مي‏کند که اي کاش او و کسانش در کشتي مي‏نشستند و تسليم امواج دريا شود بترس بلاي شديد و سختي که در خشکي وجود دارد.

(اخرجه نعيم بن حماد في الفتن و عقدالدرر ص 334)

 

عن ابي‏هريرة قال: قال رسول الله (ص): و الذي نفسي بيده لا تذهب الدنيا حتي يمر الرجل علي القبر فيتمرع عليه و يقول: يا ليتني کنت مکان صاحب هذا القبر و ليس به الدين، الا البلاء.

ابوهريره گويد: رسول خدا (ص) فرمود: قسم به آنکس که جانم بدست قدرت او است دنيا نمي‏رود تا آنکه مرد بر قبر مي‏گذرد و خود را بخاک قبر بمالد و گويد: اي کاش من بجاي صاحب اين قبر مي‏بودم و جز بلاء چيزي او را به اين کار وادار نکند.

(عقدالدرر ص 336)

 

عن حذيقة بن اليمان (رض) قال: قال رسول الله (ص): يدرس الاسلام کما يدرس و شي الثوب حتي لا يدري ما صيام و لا صدقة و لا نسک و يسري علي کتاب الله في ليلة فلا يبقي في الارض منه آية و تبقي طوائف من الناس، الشيخ الکبير و العجوز الکبيرة يقولون ادرکنا آباءنا علي هذه الکلمة: لا اله الا الله فنحن نقولها قال صلة بن زفر لحذيفة: فما تغني عنهم لا اله الا الله و هم لا يدرون ما صيام و لا صدقة و لا نسک؟ فاعرض عنه حذيفة فرددها عليه ثلاثا کل ذلک يعرض عنه حذيفة ثم اقبل عليه في الثالثة فقال: يا صلة، تبخيهم من النار، تنجيهم من النار.

بنقل از حذيفة بن اليمان (رض) گفت: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: اسلام کهنه مي‏شود مانند کهنه شدن مانند کهنه شدن پارچه تا آنجا که دانسته نشود روزه و صدقه و عبادت‏ها چيست و در يک شب قرآن کريم (کوچک شمره شود) و در زمين آيه‏اي از آن باقي نماند و طائفه‏هايي از مردم: پيرمردان و پيرزنان گويند: ما پدران ما را ديده‏ايم که کلمة «لا اله الا الله» مي‏گفتند و ما نيز آنرا مي‏گوئيم. صلة بن زفر به حذيفه گفت: پس لااله الا الله آنها را بي‏نياز نمي‏کند در حالي که ندانند روزه و صدقه و عبادتها چيست؟ حذيفه از صله اعراض کرد صله گفتار خود را تکرار نمود و حذيفه اعراض ورزيد تا سه بار در بار سوم حذيفه (رض) فرمود: اي صله آنها را از آتش نجات مي‏دهد. آنها را از آتش نجات مي‏دهد.

(اخرجه الحاکم في مستدرکه و عقدالدرر ص 338)

 

قال رسول الله (ص): سيأتي زمان علي امتي لا يبقي من القران الا رسمه، و لا من الاسلام الا اسمه، يسمون به و هم ابعد الناس منه، مساجدهم عامرة، و هي خراب من الهدي فقهاء ذلک الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء، منهم خرجت الفتنة و اليهم تعود.

رسول اکرم (ص) فرمود: زماني بر امتم رخ دهد که از قرآن کريم تنها رسم خط آن. و از اسلام فقط اسم آن باقي ماند که از آن تنها نام ببرند و مسلمانان دورترين مردم از اسلام باشند مسجدهايشان بظاهر آباد و معمور دلي از هدايت و حقيقت ويران باشد فقيهان آن زمان بدترين فقيهان در زير آسمان باشند که فتنه از آنها خارج شود و بسوي آنها برگردد.

(بحار ج 52 ص 191)



 نگاشته شده توسط محمد اسدی مقدم در شنبه 11 دی 1389  ساعت 6:43 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

POWERED BY RASEKHOON.NET