مديريت مصرف انرژي
مديريت محيط زيست درسادهترين شكل خود بايد 3 وظيفه را شامل تشخيص اهداف، تعيين امكان تحقق آنها و تدوين و اجراي راهكارها براي انجام اموري كه براي اصلاح الگوي مصرف امكانپذير باشد، در نظر بگيرد .
به اعتقاد عميد مرندي، براي اجراي راهكارهاي نوين مديريت محيط زيستي بايد توجه كرد كه در محيط كار همه چيز قابل تغيير است؛ از تمايلات دستاندركاران محيط زيست گرفته تا نظرات عمومي و قابليتهاي بشري، لذا مدير محيط زيستي بايد انعطافپذير، سازشگر و با ذكاوت باشد .
وي ميگويد: مديريت محيط زيستي علاوه بر پيشبينيهايي كه در زمينه اجراي موارد مورد نظر كارشناسي دارد، بايد متكي بر دستاوردهاي پذيرفته شده علمي، استفاده از تكنيكهاي مدلسازي، شبيهسازي و تخمين باشد و به اين وسيله مساله را شناسايي و مكانيسمهاي جبراني را محقق كند .
عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران ميافزايد: هماكنون مديريت محيط زيستي ميتواند با ابزارهاي مديريتي نوين، فرآيندهاي نظارت، جمعآوري اطلاعات، ارزيابي ميزان اثرات، پردازش اطلاعات، تصميمگيري و ارتباطات وضعيت مصرف انرژي و ديگر منابع را بهبود بخشد. به طوري كه مديران محيط زيستي همواره با مسائل در حال رشدي روبهرو هستند و به اين دليل نياز به امكانات كمكي بيشتري دارند .
دنياي امروز كه بدون حفظ منابع زيستي معني ندارد، به سمتي پيش ميرود كه مديران محيطزيستي بايد هر چه بيشتر از روشهاي تصميمگيري سنتي دور شده و به روش پيشبينانه نزديك شوند. اين در حالي است كه امروزه در جوامع بشري، توسعه با به كارگيري انرژي بيشتر ميسر ميشود و در روند توسعه، انسان خصوصيات فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي، اجتماعي و سنتي محيط خود را دگرگون ميكند و اين امري اجتنابناپذير است .
توليد، انتقال و مصرف انرژي، اثرات مهمي را در محيط زيست زمين برجاي ميگذارد. امروزه سياستهاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقهاي، نقش محوري را به عهده دارند. بنابراين ضرورت تعيين رابطه پيچيده مسائل محيطزيستي با انرژي، بيش از پيش ملموس شده است .
مرندي، كارشناس ارشد محيط زيست ميگويد: پيشرفت و توسعه جوامع پيشرو با استفاده از انرژي در مقياس وسيع به منظور تقويت سيستم توليد مدرن ميسر شده است به طوري كه انرژي زيربنايي قوياي را براي پيشرفت اقتصادي بنا مينهد و نقش تعيينكنندهاي در بهبود زندگي بشر دارد .
از آغاز تاريخ، بشر در مقياس جهاني بار فراواني را به محيط زيست تحميل كرده و نبايد اجازه داد كه صدمه به محيط زيست جهاني كه بشر بقا و حيات خود را مرهون آن ميداند به نقطهاي برسد كه راه بازگشت و جبراني وجود نداشته باشد و بهترين راهكار اصلاح الگوي مصرف از طريق مباني علمي و پژوهشي ميباشد .
به اين سبب است كه توليدكنندگان و مصرفكنندگان انرژي بايد درخصوص نقشي كه انرژي براي دستيابي به توسعه پايدار به عهده دارد، عميقا تفكر كنند. در اين خصوص حفظ محيط زيست كه قابل جايگزيني نيست، بايد دقيقاً مد نظر قرار گيرد و سعي شود چرخه نابهنجاري كه بيشتر به دليل مصرف ناصحيح به شكل چرخه رشد اقتصادي، استفاده از انرژي و مشكلات محيط زيستي رشد يافته، از ميان برود .
امروزه سياستهاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقهاي نقش محوري را به عهده دارندعضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران، ميافزايد: انرژي در حيات اقتصاد صنعتي جوامع، نقش زيربنايي را ايفا ميكند، به اين معنا كه هرگاه انرژي به مقدار كافي و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادي نيز ميسر خواهد بود .
مرندي معتقد است: منابع خدادادي دركشور ايران با قيمتهايي به مراتب نازلتر از ديگر كشورها و با سهولت بيشتري به مصرفكننده عرضه ميشود. ميزان مصرف و اتلاف انرژي در ايران به مراتب بالاتر از كشورهاي صنعتي است و وضعيت مصرف انرژي در كشور ايران با اصول مربوط به ارتقاي بهرهوري و بازدهي انرژي در جهان، مغايرت دارد .
اين كارشناس ادامه ميدهد: آيا اين بهرهبرداري به اين شكل ادامه خواهد داشت يا مسوولان دلسوز نظام بايد به دنبال راهكارهايي در راستاي اصلاح الگوي مصرف باشند؟ مسلماً منابع انرژي مانند تمامي پديدههاي طبيعي ديگر در حال كاهش هستند و از آنجايي كه ديگر حتي تصور زندگي عادي انسان امروزي بدون استفاده از منابع انرژي ممكن نيست، بحران احتمالي را قبل از وقوع بايد از طريق مديريت محيط زيستي اصلاح الگوي مصرف علاج كرد و همزمان با توسعه فناوريهاي نوين به سرمايهگذاري در روشهاي استفاده بهينه از انرژي و گسترش آنها فكر و سپس عمل كردمنبع فارس

روش های استفاده از انرژی خورشیدی
دنیا نیازمند بهینهسازی مصرف سوخت است، اما ایران بیشتر