عوامل اسراف
اسراف نیز مانند بسیارى از اعمال, برخاسته از ریشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود.
1
ـ خودنمایى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نیل به خواسته ها و آرزوهاى خویش ناكام مانده و با تنگدستى و محرومیت دست به گریبان بوده است, این سرخوردگیهاى انباشته شده, به تدریج تبدیل به عقده هاى روانى شده و در شخصیت او ایجاد اختلال مى نماید. در این صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكامیها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصیت دهد. به عنوان مثال براى باز یافتن شخصیت سركوب شده ی خویش به اسراف و ریخت و پاشهاى غیر معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با این رویه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد
.
2
ـ تربیت
خانوادگى
همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نیز آثار وضعى و تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده ی شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گیرد
.
فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامن گیر شخص و گاهى دامنگیر جامعه مى شود. امام كاظم علیه السلام مى فرماید
:
هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذیر و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد
.
آنگاه كه نعمتها كاهش یابند و روحیه ی خودكفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد
.
امام صادق علیه السلام مى فرماید
:
اسراف ، كلمه ای كه بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از كنارش رد شده ایم. راستی شما چقدر به این موضوع فكر كرده اید ؟ آیا اگر كسی به شما عنوان «اسرافكار» را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عكس العمل نشان میدهید؟ با توجه به این كه هر یك از ما به نحوی مرتكب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است كه بپذیریم ما نیز دچار اسراف میشویم بدون اینكه متوجه آن باشیم.
غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات كه به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونههای بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید. بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف كنند، جایی برای كمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با كمی دقت در این مورد، متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را كه مصرف می كنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشكلی را در زندگی ایجاد نمی كند، بدون اسراف هم میتوان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنكه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.
خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است
|