صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157260
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

خشونت مالی پدیده‌ای پنهان در خانه‌ها

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

خشونت مالی یکی از انواع خشونت‌هایی است که می‌تواند علیه زنان اعمال شود اما تعریف آن هنوز برای بسیاری از زنان تعریفی تازه است که تا به حال به گوش آن‌ها نخورده و با آن بیگانه‌اند. بی‌شک برای زینب هم که قصد دارم با او در این باره صحبت کنم، خشونت مالی عبارتی تازه به نظر می‌آید. نگران است و مضطرب. این را می‌شود از جویدن ناخن و نگاه کردن مدامش به ساعت فهمید. خودش هم نمی‌داند که اضطراب دارد چون وقتی از او سوال می‌کنم که چرا مضطرب هستی می‌گوید که نه مضطرب نیستم. اما می‌توانی خوب درکش کنی اگر بدانی که در ۲۵ سال زندگی مشترکش، که تنها یک زن خانه‌دار بوده، لحظه ای نبوده که مجبور نباشد برای چند تومانی که بیش‌تر خرج کرده، یک هفته به سوال‌های شوهرش فکر کند و جواب‌های از پیش ساخته‌ای را تحویل او دهد تا مبادا آرامش خود و خانواده‌اش از هم بپاشد.
روایت زینب حکایت نگفته پنهان در دل بسیاری از زنان است. او ۵۲ سال دارد، ۲۵ سال است ازدواج کرده و دو فرزند پسر و یک فرزند دختر حاصل ۲۵ سال زندگی مشترک او و شوهرش است. از او دربارهء خشونت مالی می‌پرسم و این‌که منظورم از خشونت مالی چیست و او می‌گوید: «برای گرداندن خرج و مخارج خانه در این ۲۵ سال خیلی عذاب کشیدم اما شوهرم اوایل ازدواج این‌طور نبود. یک مغازه با یکی از دوستانش داشت و هیچ ملالی در زندگی‌مان نبود اما دوستش درست در سال سوم ازدواجمان سر شوهرم را کلاه می‌گذارد و او هم مجبور می‌شود با هزار جان کندن ماشینی بخرد و مسافرکشی کند. درست از همان سال‌ها بود که دست ما تنگ‌تر شد و شوهرم بد خلق‌تر. دیگر حتی از یک ۲۰‌تومانی اضافه هم که خرج می‌شد چشم‌پوشی نمی‌کرد و مدام برای پول دادن به من و بچه‌ها بد خلقی می‌کرد. من هم که کاری بلد نبودم که بروم دنبال کار اما به هر حال مجبور بودم با همان مقدار خرجی که به من می‌دهد هم زندگی را بچرخانم و هم پول تو جیبی در حد نیاز به بچه‌ها بدهم که مبادا جلوی دوستانشان سرافکنده باشند و از طرف دیگر هم مراقب باشم که پول اضافه‌ای در این میان خرج نشود.»
او این‌گونه به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد: «مدام هم باید در ذهنم پاسخ‌هایی به پرسش‌های احتمالی او می‌ساختم تا مبادا آشوبی در خانه به پا کند. از یک طرف هم وقتی پدرم فوت کرد، با وجود چهار برادر، از خانه نقلی پدرم چیز چندانی به من نمی‌رسید تا بتوانیم با پول آن کمی ‌خودمان را جمع و جور کنیم و همین بهانهء بیش‌تری برای بدخلقی به دست شوهرم داد. نمی‌توانست بفهمد که من در تقسیم این ارث تقصیری ندارم و مدام سرکوفت می‌زد که به فکر زندگی نیستی. با گذشت هر سال و بالا رفتن تورم وسواس او هم بیش‌تر شد. من هم دلم برایش می‌سوزد. چرخاندن چهار سر عائله ‌کار سختی است.»
فروغ هم ۷۴ سالش است و به قول خودش دیگر نای بحث کردن با شوهرش را ندارد اما هنوز هم گاهی برسر کوچک‌ترین مسایل مالی با یکدیگر جروبحث دارند. او که دیگر غبار ۵۰ سال زندگی مشترک بر چروک‌های صورتش نمایان شده می‌گوید: «وقتی جوان بودم نمی‌فهمیدم که زندگی چه طور می‌گذرد گاهی که از لحاظ مالی در تنگنا قرار داشتم بچه‌ها را می‌فرستادم تا از قصابی آشنا مرغ و گوشت بخرند. هرطور بود زندگی می‌گذشت. نمی‌فهمیدم که دلهره‌ام برای گرداندن زندگی چه طور اعصابم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به تدریج وسواس پیدا کردم و با هر پیله شوهرم به پول‌هایی که کم و زیاد می‌شد من هم به نظافتش پیله می‌کردم و وسواس شدیدی به تمیزی پیدا کردم. حالا هم که در سنین پیری هستم فشار خون بالا و استرس و اضطراب گاهی از پا می‌اندازدم اما دیگر بچه‌ها رفته‌اند و من هم مجبورم با حقوق ۱۲۰ هزار تومانی یک بازنشسته کنار بیایم و با غرغر‌های همیشگی‌اش بسازم.» از او می‌پرسم که آیا شوهرتان هنوز هم مثل گذشته برای خرج خانه از شما سوال و جواب می‌کند؟ و او نفس عمیقی می‌کشد و می‌گوید: «دیگر ۸۶ سالش شده. حوصله آن‌طوری برایش نماده است. شاید این روزها دیگر من بدخلق شده‌ام. گاهی فکر می‌کنم باید انتقام روزهای جوانی را از او بگیرم اما بعد دلم برایش می‌سوزد.»
اما گویا خشونت مالی تنها در میان زنان نسل گذشته پدیدهء آزاردهنده بوده که با لباس سفیدی که با آن به خانهء شوهر آمده بودند باید این نوع خشونت را هم مثل بقیه انواع آن تاب می‌آوردند. چرا که مریم ۲۶ ساله که هنوز هم مجرد است، می‌گوید: «اولا که من معتقدم زن باید کار کند تا از هر‌گونه وابستگی مالی رها باشد. دوما مگر آدم ازدواج می‌کند که زیردست یک نفر شود؟ زندگی باید بر مبنای همکاری و درک متقابل باشد. من به هیچ وجه نمی‌توانم چنین خشونتی را تحمل کنم. نازنین ۲۳ ساله نیز عقیده‌ای مشابه عقیدهء مریم دارد و می‌گوید که چنین خشونتی را تحمل نمی‌کند و چنین اضافه می‌کند: «البته شرایط زندگی خیلی سخت‌تر شده و زنان اگر می‌دانند که می‌خواهند ازدواج کنند باید آمادگی هر نوع سختی احتمالی را داشته باشند و در کنار شوهرانشان به حل مشکلات فکر کنند.»

 

شکستن زنجیر های مالی

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

در حالیکه وضعیت اقتصادی کشور ما روز به روز بدتر می شود و فشار های اقتصادی و اجتماعی سبب می گردد تا افراد خودر ا به فعالیت های اقتصادی بیشتر و بیشتر مشغول سازند. آنچه که در انتها عاید شان می گردد دور بسته ای است که همچون گردابی دائم ایشان را به پایین می کشد. موقعیتی که تنها نتیجه آن ترس، اظطراب و نگرانی از فردا می باشد.
● امکانات مالی به ما حق انتخاب در زندگی می دهد
امکانات مالی هر فرد ابزاری است برای کمک که می تواند در مواقع لزوم به نیازهای فرد و دیگران پاسخ دهد. دستی که می تواند خوراک دهنده و یا پوشاننده نیازمندان باشد و خانواده های ضعیف و افتاده را بلند نماید. متاسفانه در جامعه کنونی کشور ما بدلیل فقر و مشکلات اقتصادی زیاد مردم دائم بدنبال میان برهایی هستند که یک شبه بتوان راه صد ساله را رفت. درهمین رابطه دکتر جان مکس ول نویسنده و صاحب نظر در امور مدیریت و رهبری چنین می گوید:
تفاوت بین فرد ثروتمندو فقیر در این می باشد که فرد ثروتمند امکانات مالی خود را سرمایه گذاری می کند و از باقیمانده خرج می کند. اما فقیر تمام دارای خود را خرج می کند وباقیمانده را سرمایه گذاری می کند.
● مشکلات مالی و ریشه های آن
مشکلات مالی غالبا ریشه در عدم ثبات سیستم اقتصادی جامعه و فرهنگ به عاریت (قرض) گرفتن دارد. در همین رابطه طرز تفکر نابجا در مورد غالب شدن بر مشکلات مالی مانند ره صد ساله را یک شبه رفتن یا فرهنگ قرض گرفتن که پس از مدتی باید چند برابر پرداخت باعث می گردد تا بیش از پیش فرد خود را در گردابی قرار دهد که خروج از ان ساده نمی باشد.
حقیقتی که نباید نادیده گرفت این است که زندگی مجموعه ای است که در آن ما بر بعض بخش ها تسلط و کنترل داریم و بر بعض بخش های دیگر کنترل و تسلط نداریم. درک این موضوع سبب می گردد تا ما بتوانیم وقت و توانایی های خود را روزانه بر اموراتی متمرکز کنیم که به ما بیشترین نتیجه را می دهد.
● پول خوشبختی نمی آورد
شاید بسیاری با این گفته موافق باشند ولی چقدر در عمل به ان پایند هستند مسئله ای دیگر است. پول بعنوان ایزاری برای زندگی وسیله ای است موثر اما آنگاه که تبدیل به نگرشی می کردد که تمام انرژی و وفت ما را می گیرد تبدیل به اربابی بی رحم می گردد که زندگی فرد را در خود می بعلد. بطور مثال اگر به شما بگویند که در ازای گرفتن مبلغی گزاف حاضر به انجام به چه کارهایی هستید چه خواهید گفت؟ در یک نظر سنجی اینطور بیان شده :
▪ ۲۵ درصد از مردم حاضرند خانواده خود را بخاطر آن فدا کنند.
▪ ۲۳ درصد حاضرند تا دست به خود فروشی بزنند
▪ ۱۶ درصد حاظرند تا ملیت خود را از دست دهند
▪ ۱۶ درصد حاضرند همسر خود را ترک کنند
▪ ۱۰ درصد حاضرند تا بر ضد دیگران شهادت دروغ دهند و افراد را به زندان و یا چوبه دار روانه کنند
▪ ۷ درصد حاضرند تا دیگران را از بین ببرند
▪ ۳ درصد حاضرند تا کودکان خود را به دیگران بدهند
شاید شما جزو هیچیک از این گروهها نباشید ولی اگر امروز به شما دو گزینه دهند تا تنها یکی را انتخاب نمایید کدامیک از گزینه های زیر را انتخاب می کنید. پول یا وقت؟

 

پودمان برنامه ریزی مالی

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

● صرفه جویی
۱) آنچه در اختیار ماست ، تنها متعلق به خود ما نیست.
۲) آیندگان نسبت به آنچه در اختیار ماست، سهیم هستند.
۳) اندیشیدن نسبت به آینده موجب ایجاد رفتار در امروز می شود.
۴) صرفه جویی در هزینه ها یکی از راههای سهیم کردن آیندگان است.
۵) نگهداری از منابع یکی از راههای سهیم کردن آیندگان است.
۶) استفاده به جا نیز یکی از راههای سهیم کردن آیندگان است.
۷) ایجاد تقاضاهای درست یکی از راههای سهیم کردن آیندگان است.
۸) آسایش آیندگان وظیفه امروز ما نیز هست.
۹) آیندگان همان فرزندان ما هستند که بزرگ می شوند.
۱۰) وظیفه پدران و مادران ایجاد باور نسبت به آیندگان در فرزندان خود می باشد.
● پس انداز
▪ پس انداز یکی از نیازهای امروز ماست.
▪ بهترین نوع پس انداز نگهداری مناسب از لوازم و موجودی هاست.
▪ پس انداز یکی از راههای سهیم کردن آیندگان نسبت به داراییهای امروز ماست.
▪ پس انداز در زمانهای اضطراری راه گشا می باشد.
▪ پس انداز ایجاد امنیت خاطر در فرزندان می شود.
▪ ضرورت پس انداز نیاز به آموزش دارد.
▪ همه اعضاء خانواده باید نسبت به نقش پس انداز آگاه باشند ، تا در انجام آن مشارکت کنند.
▪ فایده پس انداز در آینده باید روشن شود، تا صرفه جویی ها قابل پذیرش شوند.
▪ فرزندان ما باید بدانند صرفه جویی امروز که موجب پس انداز می شود به نفع خود آنان است.
▪ یکی از هنرهای خانه داری، هنر پس انداز است.
● بهترین محل برای پس انداز
▪ بهترین محل برای پس انداز پول محل هایی است که برای اقتصاد کشور بتوان از آن استفاده کرد.
▪ پس انداز یکی از راههای سهیم کردن آیندگان نسبت به دارائیهای امروز ماست.
▪ پس انداز در زمانهای اضطراری راه گشا می باشد.
▪ پس انداز ایجاد امنیت خاطر در فرزندان می شود.
▪ ضرورت پس انداز نیاز به آموزش دارد.
▪ همه اعضاء خانواده باید نسبت به نقش پس انداز آگاه باشند، تا در انجام آن مشارکت کنند.
▪ فایده پس انداز در آینده باید روشن شود، تا صرفه جویی ها قابل پذیرش شوند.
▪ فرزندان ما باید بدانند صرفه جویی امروز که موجب پس انداز می شود به نفع خود آنان است.
▪ یکی ازهنرهای خانه داری، هنر پس انداز است.
● بهترین محل برای پس انداز
۱)