صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157307
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

نقش ارزش های اخلاقی در رشد اقتصادی

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

مسائل اقتصادی ارتباط تنگاتنگ و ریشه ای با مبانی و مفاهیم مبنایی جهان بینی ها و ایدئولوژی ها دارد.
گر چه اقتصاد دانان خیلی سعی کرده اند مسائل اقتصادی را به عنوان علم اقتصاد مجزا از مبانی فلسفی جهان بینی ها و ایدئولوژی ها مطرح کنند، ولی بر خلاف نظر اقتصاددانان، به تدریج به این واقعیت پی برده شد که جهان بینی و اعتقادات و مفاهیمی که جامعه و افراد به آنها اعتقاد دارند، نقش بسزایی در مسائل اقتصادی دارند. این مفاهیم مبنایی از مشخصه های هر نظام اقتصادی است که در بررسی یک نظام اقتصادی نباید نادیده گرفته شود و نباید مسائل درونی علم اقتصاد، مجزا از این مشخصه دیده شود، بویژه اینکه گاهی تاثیر این مبانی و مفاهیم در مسائل اقتصادی، بیشتر از تاثیر مکانیسم های اقتصادی و قضایای علم اقتصاد و روابط علت و معلولی اقتصادی است.
اقتصاد اسلامی مبتنی بر جهان بینی توحیدی است. در جهان بینی توحیدی، هدف ارزش های اعتقادی و اخلاقی در گام نخست بازسازی و تکامل روحی انسان و تهذیب نفس اوست. به طور کلی رسالت اساسی آموزه های دینی، تبیین دانشها و راهکارهایی برای هدایت و سعادت انسان است که دانش، اندیشه و تجربه بشری به تنهایی بدان دست نمی یابد. با این حال باورها و ارزشهای مبتنی بر جهان بینی دینی که در اثر آمیختگی با اندیشه های نادرست بشری دستخوش انحراف و تحریف نشده باشند تاثیر تعیین کننده ای بر پیشرفت اقتصادی جوامع دارد همان گونه که ضد ارزشها مانع پیشرفت و عامل رکود اقتصادی است. البته باید توجه داشت که اعتقاد به تاثیر ارزشهای معنوی و اخلاقی در رشد اقتصادی هرگز به معنای نفی یا تضعیف نقش اسباب مادی نیست بلکه مقصود این است که در کنار عناصر مادی همچون سرمایه، تکنولوژی و نیروی کار ماهر، عوامل معنوی مانند اعتقادات دینی صحیح و اخلاق و اعمال نیک نیز در رشد اقتصادی موثر است.
خیلی از بحث های اقتصادی مبتنی بر تحلیل های اعتقادی یا به اصطلاح مبتنی بر یک سلسله پیش فرض های اعتقادی است. مثلا وقتی انسان اقتصادی را تعریف می کنند، انسان را دارای مفهوم مشخصی از سود، زیان و مسائل دیگر فرض می کنند و بعد تحقیقات اقتصادی فراوانی را بر اساس این پیش فرض ها که صرفا مربوط به جهان بینی یک مکتب در مورد انسان است، پی ریزی می کنند. در اقتصادهای چ‘ گرا یا سوسیالیستی، این مسئله روشن تر است و رابطه مسائل اقتصادی را با مسائل فلسفی خیلی صریح مطرح کرده اند. گر چه به شکلی که آنان مطرح کرده اند مورد انتقاد دیدگاههای اسلامی است، ولی اصل رابطه درست است. نمی توان مسائل اقتصادی را مجزا از مبانی فلسفی دانست و برای اعتقادات نقشی در مسائل اقتصادی و حتی مکانیسم های اقتصادی قائل نشد. تمام مسائل اقتصادی تحت تاثیر مفاهیم مبنایی اعتقادات و ایدئولوژی ها قرار دارد.
براساس این مقدمه ای که ذکر شد جایگاه مشخصات فلسفی یا مقدمات مبنایی اقتصاد اسلامی روشن می شود.
قهرا هر اقتصادی نیاز به شاخص های مبنایی و فلسفی دارد و متکی بر مبانی فلسفی است. حتی اقتصادهایی که سعی می کنند خودشان را مجزا از ایدئولوژی ها مطرح کنند - اقتصادهای نظام سرمایه داری - آنها هم مبتنی بر یک سلسله مفاهیم مبنایی است که به عنوان پیش فرض های مسلم پذیرفته شده است. آنچه را که سرمایه داری در مورد آزادی ها و حقوق طبیعی مطرح می کند، همه در حقیقت مربوط به مقولات جهان بینی و انسان شناسی و جامعه شناسی است. مفاهیم مبنایی حتی در تحقیق های اقتصادی که سعی می شود به صورت هندسه اقتصاد و علم اقتصاد و مجزا از مبانی فلسفی مطرح شود، نیز مستتر است. البته این سخن بدان معنا نیست که تحقیق های علمی اقتصادی که آنان مطرح می کنند، تحقیق علمی نباشد؛ خود آن تحقیق علمی است، ولی متکی بر مفاهیم و پیش فرض های فلسفی و جهان بینی هایی است و این مفاهیم مبنایی در عملکرد و صحت و سقم آن نظریه علمی موثرند.
لهذا این مفاهیم مبنایی از مشخصه های هر نظام اقتصادی است که در بررسی یک نظام اقتصادی نباید نادیده گرفته شود و نباید مسائل درونی علم اقتصاد، مجزا از این مشخصه دیده شود. مخصوصا وقتی می بینیم تاثیر این مفاهیم و اعتقادات و جهان بینی ها در مسائل اقتصادی، گاهی خیلی بیشتر از تاثیر مکانیسم های اقتصادی و قضایای علم اقتصاد و روابط علت و معلولی اقتصادی است.
بیان این مقدمه برای توضیح این نکته بود که مشخصات فلسفی یا مفاهیم مبنایی اقتصاد اسلامی، یک بحث اجنبی از مفاهیم اقتصادی نیست، بلکه یکی از ارکان مشخصه های نظام اقتصادی اسلام و هر نظام اقتصادی دیگری است. در مشخصه های فلسفی یا مفاهیم مبنایی اقتصاد اسلامی، سه مشخصه اصلی وجود دارد:
۱) اقتصاد اسلامی، مبتنی بر جهان بینی توحیدی است.

 

ولخرجی و تبذیر دام شیطانی

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

آموزه های قرآنی بر پایه عدل و عدالت بنیادگذاری شده است. از این رو روح حاکم در تمامی آموزه های وحیانی اسلام، عدل و اعتدال است و هرگونه رفتاری بیرون از دایره و اعتدال، به عنوان رفتاری ظالمانه معرفی شده است.
یکی از رفتارهایی که از نظر قرآن به عنوان رفتار ظالمانه معرفی شده و مردم از آن پرهیز داده شده اند، تبذیر به معنای مصرف بیهوده نعمت های الهی است. هر چند که این اصطلاح قرآنی با اصطلاح اسراف به معنای زیاده روی، شباهت های معنایی دارد ولی تفاوت هایی نیز میان این دو رفتار انسانی وجود دارد که نویسنده در این مقاله بدان پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
 
● مفهوم تبذیر
بی گمان یکی از راه های شناخت اصطلاح و مفهوم قرآنی، ریشه یابی اصل واژه و کاربردهای آن در فرهنگ عربی است. لذا برای درک درست مفهوم قرآنی تبذیر که از نظر خداوند امری ناهنجار معرفی شده و خداوند به صراحت مخالفت و دشمنی خود را با این گونه رفتار بیان داشته است، می بایست به ریشه یابی واژه پرداخت.
«تبذیر» از ماده «بذر» و به معنای پاشیدن دانه است. تبذیر در کاربردهای قرآنی به نوعی رفتار اطلاق می شود که می توان آن را در فارسی به معنای ریخت و پاش گرفت.
به نظر می رسد که تبذیر بر خلاف اسراف از محدوده معنای بسیار اندکی برخوردار است؛ زیرا گستره معنایی واژه و اصطلاح قرآنی اسراف از چنان وسعتی برخوردار است که می توان نسبت میان اسراف و تبذیر را عموم خصوص مطلق دانست.
با توجه به کاربردهای قرآنی واژه تبذیر می توان گفت که تبذیر برخلاف اسراف، تنها یک واژه اقتصادی است و در دیگر حوزه ها، کاربردی ندارد. این در حالی است که اسراف نه تنها در حوزه اقتصادی بلکه در حوزه های اخلاقی و اعتقادی و مانند دیگر نیز به کار می رود.
برای دست یابی به تفاوت ها و شباهت های معنایی این دو واژه و اصطلاح قرآنی باید ابتدا به کاربرد های آن دو توجه داشت.
چنان که گفته شد تبذیر از ریشه «بذر» یعنی پخش کردن چیزی است که کاربرد نخستین آن، پاشیدن بذر گیاهان مانند گندم و جو است. سپس این واژه به طور استعاره درباره کسی به کار رفته که مال خود را بیهوده تلف و پخش می کند.
«تبذیر به معنای تباه ساختن نعمت و زیاده روی در بهره گرفتن از منافع آن است.» خلیل بن احمد فراهیدی در تعریف تبذیر می گوید: التبذیر: افساد المال و انفاقه فی السرف؛ «تبذیر یعنی مال را فاسد کردن و در بخشش آن زیاده روی کردن». (العین، ج ۷ ذیل واژه بذر)
راغب اصفهانی ادیب برجسته، در فرهنگ قرآنی خود، به نام «مفردات الفاظ قرآن» در معنای تبذیر می نویسد: «تبذیر به معنای پراکنده کردن است و اصل آن پاشیدن بذر است و برای هر کسی که مالش را ضایع کند به کار می رود.» (مفردات الفاظ القرآن الکریم، ماده بذر).
مرحوم طبرسی «ره» در تعریف تبذیر می فرماید: «تبذیر، پراکندن مال از روی اسراف است و ریشه آن پاشیدن بذر است». (مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۱۰ در تفسیر آیه ۷۲ سوره اسراء.)

 

از کجا شروع کنم؟

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

برای تهذیب نفس و خودسازی باید از کجا شروع کرد و چه مراحلی را باید طی کرد و چه کتابی را باید مطالعه کرد؟
انسان باید درون خود را نظاره کند؛ جهت دل را بنگرد و تمایلات و علاقه‏های روحی و جسمی خود را بررسی کند و ببیند آهنگ کجا دارد و به کجا ره می‏پوید و اعضای بدن و افکار خود را در راه چه اهدافی به کار می‏گیرد. تمایلات و کشش‏های گوناگون، برآیند مستقیم نخواهند داشت و افتان و خیزان رفتن، شخص را به مقصد نمی‏رسانند! اگر مقصود خودسازی شد، به این هدف نمی‏رسد؛ مگر این که رسیدن به مقصود واقعی و محبوب حقیقی را هدف اصلی قرار دهد و آهنگ و اراده کوی دوست کند.
بعد از قصد و اراده، نوبت به عمل می‏رسد. برای رسیدن به لقا و قرب الهی که همان هدف نهایی زندگی و دین است، چاره‌ای جز این نیست که انسان خودش را در ظرف عبودیت حق تعالی قرار دهد.
این ظرفیت، دارای دو مرحله زیر است:
الف) قرب فرایض؛ یعنی ظرف انجام واجبات و ترک محرمات و به عبارت دیگر، ظرف تحصیل تقوا.
ب) قرب نوافل که به معنی انجام مستحبات و ترک مکروهات و به عبارت دیگر، ظرف تحصیل ورع است.
 
● چند تذکر مهم
۱) انسان به وسیله نوافل و مستحبات، به اوج کمال می‌رسد، ولی این ظرفیت هنگامی در ساخت انسان و تعالی او مؤثر می‌افتد که شخص سالک، نسبت به تحصیل تقوا و انجام واجبات، به اطمینان رسیده باشد؛ زیرا مرتبه نافله پس از واجب است و بدون تقوا، ورع حاصل نمی‌شود.
۲) ظرف عبودیت با دو مانع بزرگ روبه روست که تا این دو مانع از سر راه انسان مرتفع نشود، موفقیتی حاصل
نمی‌شود:
▪ مانع اول، خلقیات و ملکات اخلاقی رذیله؛ رذایل اخلاقی مانع می‌شوند که شخص بتواند به وظایف عبادی خود به نحو صحیح و احسن عمل نماید؛ به طور مثال، کسی که دارای صفت پست بخل است، هرگز قادر نخواهد بود به واجبات مالی خود عمل کند.
▪ مانع دوم، اسارت‌های انسان است؛ عادت‌های بد، دل‌بستگی به لذت‌ها و شهوت‌های دنیوی، وابستگی‌ها و برخی گرایش‌های افراطی مادی، مانع موفقیت انسان در ظرف عبودیت و بندگی خداوند هستند و بدین منظور، سالک، اگر بخواهد در این مسیر موفق باشد، باید برای تحصیل آزادی معنوی و اخلاقی، تلاش کند و خویش را از اسارت هواهای نفسانی و خواسته‌های شیطانی برهاند.
اگر انسان در تحصیل آزادی و تهذیب نفسانی از اسارت‌ها و ملکات رذیله موفق شود، آن‌گاه در مسیر عبودیت نیز موفق خواهد بود.
۳) طی تمامی این مراحل، بسته به تحصیل عقلانیت معنوی و تقویت عقل معاد است. در روایت بسیار مهمی در این زمینه، چنین آمده است: «عقل آن چیزی است که به وسیله آن خدا عبادت می‌شود و بهشت به دست می‌آید»۱. هر کس به مقدار عقل خود در این مسیر حرکت می‌کند و موفق می‌شود؛ حتی ملاک سنجش انسان‌ها به لحاظ ارزشی و ملاک محاسبه اعمال در قیامت، به مقدار عقل انسان بستگی دارد.