صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157346
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

آشنایی با بسته الگوی مصرف

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

اشتباه ما این است که ابزار رسانه را تمام قد می بینیم و از دیدن پشت پرده آن غافلیم. این در حالی است که حوزه به مثابه یک منبع قوی می تواند با ابزار رسانه نقش سازنده خود را ایفا کند. الگوسازی یک وظیفه شرعی و امروزی برای حوزه است که در نبود این بایسته، جامعه و جوانان گرفتار مد گرایی می شوند. مد گرایی در خوراک و پوشاک و ارتباطات برگرفته از بدعت‌های رسانه‌های منحرف است؛ رسانه‌هایی که با مبانی غیر بومی و غیر اسلامی بنا شده و مروج اندیشه‌های ناهمگون هستند. اکنون حوزه با باورداشت خود و به بهانه نام‌گذاری امسال می‌تواند دست کم در بخشی از این حرکت که به لایه‌های مذهبی و اجتماعی برمی‌گردد، دخالت کند. این مهم آن‌گاه به ثمر خواهد نشست که اندیشوران حوزوی با تامل در مناسبات اجتماعی و تشخیص بدعت‌ها و انحرافات، به درمان آن بیاندیشند و به مسئولیت خود واقف باشند. راهکار پیش‌رو نیز تهیه بسته ای با تمام موضوعات، حل مسئله و شیوه‌های عملی اصلاح الگوی مصرف است.
در این میان می‌توان به یک نمونه اشاره کرد:
مسئله مرگ و سوگواری بین ما ایرانیان در طول سالیان دراز به سنت‌ها و کنش‌هایی آلوده شده که نه تنها از نظر انسانی در راستای آرامش بخشی و اعتدال نیست که از نظر شرعی نیز مشکل دارد و به رفتاری رنج‌آور تبدیل شده است. مرگ و سوگواری یک موضوع معنوی و روحی عاطفی است که حضور دین و مذهب در برخورد با آن تاثیر به سزایی دارد.
آموزه‌های دینی خرافه ستیز و بدعت شکن با حضور روحانیت این تاثیر را مدیریت می‌کند و دست عادات و چشم‌هم چشمی‌ها و سخنان ناروا را کوتاه می‌کند. نگاه عوامانه و تجمل گرایی، امروزه سوگواری را به یک معضل اجتماعی رسانده و خردمندان و مردان دین را گریزی از برخورد مناسب و درمان‌گر نیست.
در دین اسلام تمام حرکات و سکنات مسلمان پیش از تولد تا پس از مرگ؛ از اذان در گوش نوزاد تا تلقین میت، رنگ خدایی و توحیدی دارد و حتی سنگ مزار یک مسلمان که به جهت قبله است تا سالیان سال، شعار لااله الا الله سر می دهد. در عزای مرگ یک مومن نیز ضمن عبرت‌گیری و توجه به جهان آخرت، تسلیت و اقامه عزا یک رفتار انسانی مطابق شرع است؛ اما جابجایی هنجار‌ها و افراط و تفریط ، مجالس عزا را به بغرنجی کشانده است. هزینه‌های نابجای خرید قبر و سنگ گور و موارد حاشیه‌ای هزینه‌های نابخردانه اطلاع رسانی با انواع پوستر، دعوتنامه، آگهی‌ها و پارچه نویسی ها
هزینه گزاف گل و تزینات مجلس و پذیرایی‌های آن چنانی که مجلس عزا را به یک جشن بزرگ سیاه می‌نمایاند! هزینه کلان گردانندگان مراسم و خدمات ویژه و بد تر از همه تکرار هزینه‌ها در سوم و هفتم و چهلم و سالگرد قمری و شمسی است!
آیا نمی‌توان با پژوهش در منابع اسلامی و تاریخی، جزوه ای شامل چگونگی و باید‌ها و نباید های آیین سوگواری اسلامی ایرانی تهیه کرد و سپس راهکار‌های اجرایی آن را به مخاطبان خاص آن ابلاغ نمود؟

 

بررسی روند تشکیل الگوهای مصرف در جهان سوم

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

● مقدمه
قرن ۱۸ در اروپا که با عنوان عصر «روشنگری» از دیگر قرون متمایز میشود ویژگی عمده دیگری که داشت، عصر رویکرد به تجارت نیز بود. شعار lesse faire(بگذار مرزها آزاد باشند) در همین زمان باب شد. دلیل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهای داخلی، برای دستیابی به مواد اولیه و به تبع آن بازارهای خارجی، برای فروش کالاهای ساخته شده به سوی کشورهای خارجی رو آوردند و درخواست تاجران از دولت کاهش مالیات برای صدور کالاها بود. این کالاها در کشورهایی، که امروزه به عنوان جهان سوم نامیده میشوند، بایستی ارزیابی میشدند. استعمار و حمله نظامی مستقیم به چنین کشورهایی این مهم را به عهده گرفت.
اما آنچه مشکل را بعد از شکست تجربه این کشورها در مورد استعمار، نئوکلینالیسم (استعمار نوین از طریق فرهنگ)، به وجود آورد، بافت سنتی و عرفی این جوامع بود که همانند پوسته ای وخیم در مقابل فرآوردههای نوین مقاومت نشان می داد. شناختن سنتها و رسوم برای رخنه در آنها اولین گام به شمار رفت و تبلیغات نیز به کمک این روش توانست سد نفوذ این کشورها را از هم بپاشد. افراد این جوامع ابتدا بایستی باور میکردند که آنچه خود دارند در مقابل کالاهای وارداتی از ارزش خوبی برخوردار است و این کار با ظرافت تمام در تبلیغاتی که از شناسی شخصیت کمک میگرفت، انجام می شد.
در اینجا که یکی از مسائلی که باعث «بحران هویت» میشد به میان آمد و فرد این جامعه ابتدا هویت خود را، که ریشه ها، عرفها، تربیت و اعتقادهای او داشت، زیر سوال میبرد و در مقابل به دنبال کسب هویت تازه، خود را به شکل کالاهای مصرفی در می آورد که با تبلیغات به وی القاء شده بود. کاربه همین جا ختم نمیشد. کار هنگاهی مصیبت بارتر میشد که دقت کنیم در این راستا فرهنگ چنین جوامعی به عوامل دیگر، دستخوش تغییر و تحول و در نهایت بحران که نمود خود را در تمامی ارکان جامعه از خانواده گرفته مادبومی نشان می دهد.
 
● ضرورت مسئله
الگوهای مصرف را نمیتوان از نظام های ارزشی و هنجاری خواه اجتماعی یا فردی و یا تواماً که معرف شخصیت مصرف کننده است، جدا ساخت. اگر چه گزینشهای مصرفی مردم کشورهای جهان سوم تحت تاثیر منابع گوناگون و به خصوص منابع بیگانه هدایت میشود، اما قطعاً نمایانگر ذهنیت آنان نیز هست. بدون نادیده انگاشتن بعد سودگرایی (ارضای نیازهای روانی) فرآیندهای مصرف اجتماعی، باید به ابعاد نمادی، یعنی معنای اجتماعی آنها نیز توجه داشت. کالاها و خدمات، سوای کیفیات طبیعیشان، دارای علایم رمزی نیز هستند و شاخصها و عاملان یک قشربندی اجتماعی محسوب میشوند؛ به همین دلیل بررسی دقیق پدیده تشکیل الگوهای مصرف توسط شرکتهای فراملیتی اهمیت دارد.
در واقع مصرف کالاها و خدمات مصرفی، علایمی است که کدهای اصلی جامعه ای که فرد در آن زندگی میکند صرف نظر از درجه توسعه اقتصادی و اجتماعی اش به آنها معنا میبخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه ای مهم در تشکیل ذهنیتها و ارزشهای منبعث از فعالیتهای شرکتهای فراملیتی است، زیرا نماد مصرف یا کد اشیای مصرف شده ترجمان وضع فرهنگی یا هویت فرهنگی اند. افراد با دسترسی یافتن به کالاهای خاص برطبق موازین و مقیاسهای جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلکه از جایگاه دیگران نیز آگاهی مییابند اشیا با ایفای یک کارکرد اجتماعی تمایزی و تبعیضی، در واقع معرف افراد،یا به معنای صحیح تر تمایز بین افراد میشود. در حقیقت تمایز قایل شدن بر حسب اشیا مبین یا موجد تفکیک و تفاوت اجتماعی است، که افراد را طبقهبندی کرده و سلسله مراتب اجتماعی را به دنبال دارد. این بعد نمادی در کلیه سطوح جامعه بر طبق کدهای متفاوت، مشاهده، و به یک طبقه اجتماعی خاص نیز محدود نمی شود. علاوه براین باید به مصرف بعد تخیلی نیز افزود، زیرا اشیاء وسیله فرار و طلسمی است که فرد با توسل به آن میتواند جهانی سحرآمیز را تصور کند. آرزها به سوی نیازها هدایت شده و در وجود کالا، برآورده میشوند. علت اینکه تبلیغ کنندگان همواره در تلاش یافتن تصویری هستند که مصرفکنندگان از خود، و از من آرمانی همواره صرفاً همان الگوی رفتاری است که در یک متن اجتماعی تحقق مییابد و به عبارت دیگر در ارتباط با سایر افرادی که از اتحاد آنها با یکدیگر هستی اجتماعی فرهنگی خاص، و اکثراً یک ملت، تشکیل میشود. جدل میان خود و تصویر شخصی یعنی بین انگیزهها و ارزشها در مصرف در کشورهای در حال توسعه، غالباً در ناکامی از مصرف بسنده تجلی مییابد، چه در واقع آنچه فرد میکوشد در مصرف بیابد راهی برای غلبه بر احساس نابسندگی و میل ورود به اجتماع و نیل به ارتقای اجتماعی است .

 

چرا به ‌شدت نیازمند اصلاح الگوی مصرف هستیم؟

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروت‌های آن کشور به شمار می‌آید. به‌این معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارایی‌ها و ثروتش بی‌تفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرف‌گرایی در آن توجیه و تبلیغ می‌شود، نمی‌تواند برای رشد کشور و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی آن هزینه شود. 
  منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروت‌های آن کشور به شمار می‌آید. به‌این معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارایی‌ها و ثروتش بی‌تفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرف‌گرایی در آن توجیه و تبلیغ می‌شود، نمی‌تواند برای رشد کشور و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بی‌رویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.
واقعیت آن است که طی سال‌های دولت سازندگی و بعد از آن، مصرف‌گرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کننده‌ای وجود دارد که این مصرف بی‌رویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده می‌شود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران ۱۷ برابر کشوری مثل ژاپن، ۵/۸ برابر اروپا، ۱/۲ برابر چین و ۸/۲ برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بی‌رویه انرژی را در ایران نشان می‌دهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت ۷۵۰ میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست.
در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، ۱۰۰ متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما ۷۰ درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.
● باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید.
یکی از دلایل این روند، فرهنگ‌سازی‌ای است که طی این سال‌ها انجام شده است. صداوسیما طی این سال‌ها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرف‌گرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر می‌رسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهت‌گیری‌های خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم می‌زند، ترویج مصرف‌گرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداخت‌ها در ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها هم اغلب در همین راستاست.
دلیل دیگر این روند، به نوع سیاست‌گذاری‌های قوه مجریه در کشور بازمی‌گردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شست‌وشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف می‌شود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود.
دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، به‌خاطر یارانه‌هایی است که به آنها تعلق می‌گیرد. برخی از این یارانه‌ها در کل دنیا بی‌سابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمی‌گیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ می‌شود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم می‌زند.