صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157277
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

در جست وجوی کار...!

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

● زمان و چگونگی درخواست کار
اطلاعاتی که در اینجا توضیح داده می شود، نتایج اصلی سال ها تجربه است. هزاران نفر تاکنون با این اطلاعات خدمات خود را به طور موثر در معرض فروش قرار داده اند.
تجربه ثابت نموده اطلاعات زیر مستقیم ترین و تاثیرگذارترین روش های رساندن فروشنده و خریدار به یکدیگر است.
۱) دفاتر کاریابی: باید دقت شود تنها دفاتر قابل اطمینانی انتخاب شوند که مدیریت آن ها سابقه کافی در دست یابی به نتیجه رضایت بخش دارند. البته قابل ذکر است که این گونه دفاتر به ندرت یافت می شوند.
۲) تبلیغات در روزنامه ها و مجلات: تبلیغات طبقه بندی شده در پیدا کردن نتایج رضایت بخش برای کسانی که متقاضی شغل های عادی یا کارمندی هستند، مفید خواهد بود.
۳) تقاضانامه های شخصی: برای شرکت ها یا افرادی که نیاز به خدمات دارند، نامه ها باید تمیز تایپ شوند و با دست امضا گردند. خلاصه کاملی از مشخصات متقاضی نیز باید به همراه نامه ارسال شود. تقاضانامه و خلاصه تجربیات یا خصایص، در صورت لزوم باید توسط یک متخصص آماده گردند.
۴) تقاضا از طریق سابقه آشنایی شخصی: در صورت امکان، متقاضی باید تلاش کند از طریق سابقه آشنایی دو طرفه به کارفرمایان موثر نزدیک شود. این روش مخصوصاً برای افرادی که در جست وجوی ارتباطات اجرایی هستند و نمی خواهند در امور ناچیز وارد شوند، مفید است.
۵) تقاضای شخصی: بعضی مواقع اگر متقاضی شخصاً خدمات خود را به کارفرما ارایه کند، می تواند بیشتر تاثیرگذار باشد، کارفرمایان اغلب علاقه مندند درباره سابقه فرد با شرکا صحبت کنند.
اطلاعاتی که باید در «خلاصه» موجود باشد:

 

بیکاری از کجا می‌آید؟

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

با توجه به اینکه ما برای تامین کالاهای اساسی و لوکس مورد نیاز خود باید درآمدی داشته باشیم، بیکاری یکی از بدترین اتفاقات اقتصادی است که می‌تواند برای ما بیفتد. همچنین به همین دلیل است که «نرخ بیکاری» یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی به حساب می‌آید. از بسیاری جهات، نرخ بیکاری یکی از بهترین معیارهایی است که می‌تواند ما را از سلامت کلی اقتصاد هم در طول زمان و هم نسبت به اقتصاد‌های دیگر آگاه سازد. همانطور که خواهیم دید، وجود میزانی از بیکاری در یک اقتصاد سالم و در حال رشد ناگزیر و اجتناب‌ناپذیر است، ولی از طرفی دیگر سیاست‌های نادرست دولت می‌تواند باعث افزایش آن و متضرر گشتن افراد جامعه گردد.
وقتی که اقتصاددانان از «بیکاری» سخن می‌گویند، از تعریف خاصی سخن می‌گویند: افرادی که به دنبال کار هستند، اما نمی‌توانند آن را به دست آورند. زن یا شوهرانی که در خانه می‌مانند و می‌خواهند بچه‌های خود را بزرگ کنند، دانشجویان یا بازنشستگان، نه به عنوان بیکار، بلکه به عنوان افراد «افراد خارج از نیروی کار» محسوب می‌شوند. «نرخ بیکاری» برابر با نسبت تعداد افرادی که به دنبال کار می‌گردند، ولی نمی‌توانند شغلی به دست آورند تقسیم بر تعداد کل افراد شاغل و بیکار (همانطور که تعریف شد) است.
دقیقا شرکت‌ها چگونه تصمیم می‌گیرند که فردی را استخدام کنند؟ سوال اساسی این است: آیا منافعی که این شخص با استخدامش متوجه شرکت من خواهد ساخت بیشتر از حقوقی خواهد بود که من به او خواهم داد؟ برای مثال اگر سود هر ساندویچ مک دونالد دو‌ دلار باشد و با وجود من این شرکت بتواند در هر ساعت ۵ ساندویچ بیشتر بفروشد، مسلما شرکت مک دونالد هیچ گاه حقوقی بیشتر از ۱۰‌دلار در ساعت به من نخواهد داد، چرا که در این صورت ضرر خواهد کرد. آنها می‌توانند سود خود را با پرداخت کمتر به من بیشتر کنند ولی اگر بیش از حد حقوق مرا کم کنند، رقیب آنها می‌تواند با حقوقی بیشتر (باز هم تا حدی که منافعی که من با استخدامم متوجه آنها می‌سازم کمتر از حقوقم نباشد) مرا به کار گیرد. بدین ترتیب از لحاظ نظری حقوق من باید چیزی بسیار نزدیک به ساعتی ۱۰‌دلار باشد.
این نکته بسیار مهم است؛ چرا که می‌تواند ما را در فهم بیکاری یاری کند؛ چرا که بنا به چیزی که گفته شد هر کارگری بنا به توان ایجاد منافعی که برای یک شرکت دارد می‌تواند با حقوقی خاص استخدام شود. حتی نوجوانی که با مهارت‌های محدود خود می‌تواند در هر ساعت ۲ ساندویچ مک دونالد درست کند می‌تواند با حقوقی کمتر از ۴‌دلار به استخدام مک دونالد در آید. پس اگر چنین است، سوالی جالب پیش می‌آید: چرا کارگری که می‌تواند ایجاد منافع کند، بیکار می‌ماند؟ چرا که مطمئنا هر شرکتی مایل به دریافت منافع بیشتر است، حال این منافع هر چه قدر هم که می‌خواهد کم باشد. ولی چرا این شرکت آن کارگر را استخدام نمی‌کند؟

 

تبیین جایگاه تعاونی‌ها در موفقیت کارآفرینان

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

رویکرد اکثر کشورهای جهان در دهه‌های اخیر به موضوع کارآفرینی و توسعه آن، موجب گردیده‌ موجی از سیاستهای توسعه کارآفرینی در دنیا ایجاد شود. کشورهای مختلف راه‌حلی را که در سه دهه گذشته برای فائق آمدن بر مشکلات مختلف اقتصادی و اجتماعی به آن روی آورده‌اند، توسعه فرهنگ کارآفرینی، انجام حمایت‌های لازم از کارآفرینان، ارائه آموزشهای مورد نیاز به آنان و انجام تحقیقات و پژوهشهای لازم در این زمینه بوده است.
توسعه کارآفرینی نیازمند شناسایی ساختارهای مناسب و راهکارهای موثری است که بتواند شرایط لازم برای تحقق کارآفرینی در سطح کل آحاد جامعه را فراهم آورد. یکی از ساختارهای مناسب جهت جذب کارآفرینان درکشور ما، بخش تعاونی می‌باشد.
تعاونی‌ها بعنوان یکی از اشکال سازمان‌های مردمی دارای قابلیت‌های فراوان جهت ایفای نقش در حمایت اقتصادی جوامع می‌باشند و افزون بر ویژگی ایجاد آفرینش تعاملات مثبت اجتماعی، اهمیت ویژه آنها در استفاده از امکانات بالقوه کسب و کار، حمایت از کارآفرینی، تولید ثروت و تأمین خدمات اجتماعی- رفاهی و طبقه‌بندی واحدهای تولیدی و خدماتی به عنوان مکمل روش‌های دیگر می‌باشد. بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی کشور ما، کارکرد بخش تعاون ایجاد اشتغال برای کسانی است که مهارت لازم برای انجام کار و حرفه‌ای را دارند اما سرمایه کافی برای ایجاد اشتغال در اختیار ندارند. این افراد می‌توانند در قالب تشکل‌های تعاونی سازماندهی شوند و از محل تسهیلات بانکی و سایر منابع مالی، کسب وکاری را راه‌اندازی نمایند.