امام خمينی(ره) با بينش وسيع خود مسائل فقهی را با ديگر مسائل سياسی، اجتماعی و غيره با شيوه مناسب تلفيق كرد و در زندگی روزمره مورد استفاده قرار داد و سيره عملی ايشان نمونه بارز اصلاح الگوی مصرف در جامعه است.

 

حجت‌الاسلام «سيد حسين طباطبايی»، محقق علوم اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه مركزی، گفت: بيانات مقام معظم رهبری مبنی بر اصلاح الگوی مصرف در جامعه از بهترين مباحثی بود كه در آغاز سال برای مردم بيان شد و اجرای اين امر باعث می‌شود بسياری از تشريفات در جلسات و نشست‌های ادارات و دستگاه‌های دولتی حذف شود.

 

وی سيره عملی امام خمينی(ره) را در عصر حاضر نمونه شاخص الگوی مصرف صحيح دانست و افزود: امام خمينی(ره) با بينش وسيع خود مسائل فقهی را با ديگر مسائل سياسی، اجتماعی و غيره با شيوه مناسب تلفيق و در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می‌داد كه ما می‌توانيم از اين شيوه‌های صحيح مصرف در حال حاضر سود ببريم.

 

حجت‌الاسلام طباطبايی با اشاره به نقش صدا و سيما در اين امر و نيز آموزش‌های سمعی ـ بصری و تأثيرپذيری آسان‌تر آنها در اذهان، گفت: ترويج فرهنگ نحوه صحيح مصرف به عهده اين سازمان است كه در فيلم‌های تلويزيونی و برنامه‌های ديگر با شيوه‌های گوناگون اين موضوع مورد بيان قرار گيرد.

 

اين محقق علوم اسلامی در پايان داشتن برنامه صحيح را يك نوع الگوی صحيح مصرف دانست و اظهار كرد: برنامه‌ريزی عامل نظم بخشيدن در كارهاست و موجب جلوگيری از اسراف در وقت و منابع می‌شود كه اين خود از راه‌های اجرای الگوی صحيح مصرف است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:27 PM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

- میانه روی لشگر عقل ؛
« امام کاظم (ع) : در وصیت نامه ای به هشام یکی از لشگریان عقل را میانه روی از لشگریان جهل زیاده روی است.»4

2- بخشش وترحم اسراف کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (ع) : زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود»

3- میانه روی باعث پایداری نعمت می شود :
» امام موسی بن جعفر (ع) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »6

4- زیاده از حد اسراف است :
« امیرالمؤ منین (ع) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »7
علاوه بر این در سخنان گوهر بار ائمه و ائلیاء الهی (ع) اسراف و زیاده روی به عنوان عوامل تباهی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تنگدستی یاد شده است.

قناعت فضیلت بزرگان :
در کنار بحث اسراف که همواره در اسلام مورد مذمت قرار گرفته مسئله قناعت از جمله ی خصلت ها و ویژگی های ارزشمند برای یک مسلمان بشمار می رود، و همواره مورد توجه اسلام و اولیاء دین قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه و از آن بعنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به دنبال داشته است بی تردید جای گرفتن قناعت در فرهنگ اسلامی و ترویج آن توسط بزرگان اهل فن صرف نظر از جایگاه علمی و تأثیرات شگرفی که در زندگی آدم ها دارد موضوعی کاملاً تثبیت یافته ی تجربی است که آدمی همواره عدم رعایت آن را از دست دادن فرصت ها و داشته های خویش به تلخی تجربه نموده است.
این تجربه آن زمانی تلختر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به اسراف و تبذیر باشد.

امام باقر (ع) می فرماید :
« هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».
در بسیاری از کتب اخلاقی خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته، قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.
بر این اساس در می یابیم که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است.
به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان می کند.
صرفه جویی و قناعت در ابیات و هنر ایرانی :
ادباء ، شعرا، هنرمندان ایرانی در طول تاریخ به لحاظ دغدغه های فراوان از پیامد های اسراف سخنان فراوانی را در این زمینه به یادگار گذاشته اند. سعدی شاعر شیرین سخن ایران در کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت را .

راه های مبارزه با اسراف :
الف ) استفاده از ظرفیت های دینی عمومی :
مردم ایران بعلت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی که دارند بخوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بر آن می گمارند.
بیان و آیات قرآن کریم و احادیث نورانی معصومین علیه السلام در مذهب اسراف و ترغیب به صرفه جویی بهترین راه کارعمومی سازی و نهادینه سازی فرهنگ صرفه جویی و پرهیز از اسراف است .
ب ) باز نگری وقایع تاریخی و رخدادهای طبیعی :
به تصویر کشیدن سرانجام اسراف کاران در همه طبقات اجتماعی و پیوند آنها با اتفاقات طبیعی از جمله عوامل باز دارنده اسراف گرایی و سوق دادن جامعه به سمت و سوی قناعت و صرفه جویست بی گمان در این قسمت بیشترین نقش را رسانه های جمعی بویژه رادیو و تلویزیون می تواند ایفا نماید.
ج ) ارتباط بخشی بلایای طبیعی به موضوع اسراف :
به نظر می رسد مسائلی نظیر کم آبی ، خشکسالی و ................ بهترین دلایل اثبات بدی اسراف و مفید بودن قناعت در زندگی روزمره است. برای مبارزه با اسراف و ترویج مصرف صحیح، به ریشه ها باید استناد در این میان خود خشکسالی و کم آبی و .......................
دلیل بسیار خوبی برای وادار نمودن جامعه به اهتمام در قناعت و صرفه جویی است. البته غافل نمائیم ناهماهنگی عملکرد برخی دستگاه های فرهنگی خاصه صدا و سیما با گفتار ها و تذکرات دلسوزان خود عامل مهم در بی توجهی به مصرف درست و گرایش به اسراف و ریخت و پاش های غیر ضروری می باشد. به عنوان مثال با وجود این همه تبلیغ از مد گرایی و تجمل گرایی با صرفه جویی و نهادینه ساختن فرهنگ آن در جامعه بهیچ عنوان سازگاری ندارد و اسراف از پائین ترین مرتبه شروع .

          

 
 
کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
چو سختی پیش آید سهل گیرد
وگر تن پرورست اندر فراخی
چو تنگی بیند از سختی بمیرد
یا اینکه می گوید:
ای قناعت، توانگرم گردان
که ورای تو هیچ نعمت نیست


سقراط : یک زندگی مطالعه نشده ،ارزش زیستن ندارد...


ژاک دوال : اگر می خواهی بنده کسی نشوی ،بنده هیچ چیز مشو...

با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . اُرد بزرگ

هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ

دکتر علی شریعتی
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود . دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.


گوته:کسی شایسته آزادی است که هرروز بتواند به هوسهای خود چیره شود.

ویکتور هوگو:بدیهای اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جای ناله جای آن دارد که درصدد رفع آن برآئیم.


ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:20 PM - روز چهارشنبه 12 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

حقوق کارکنان

حضرت امام خميني (ره)

سوال: آیا مدیریت شورای اسلامی کارخانه یا هر موسسه ای می تواند به عناوینی شبیه کمک به جنگ زدگان بدون کسب رضایت از کارکنان مبلغی از حقوق آنان را قبل از پرداخت برداشت نماید، در صورتی که به این نحو عده ای رضایت خاطر ندارند؟

جواب: نسبت به حقوق کارکنان باید طبق قرارداد عمل شود.

 

حق ماموریت

حضرت امام خميني (ره)

سوال: راننده ای بنا به دستور رئیس اداره برای انجام کاری برای ده روز به منطقه ای سفر می کند ، اما این راننده کار ده روز را در شش روز به پایان می رساند، در ضمن اداره مربوطه هم کار را می خواهد نه مدت را. آیا حقوقی که این راننده باید بگیرد همان ده روز را باید بگیرد یا حقوق شش روز را ؟ «ضمنا حقوق ماهیانه و حقوق ماموریت علی حدّه می باشد».

جواب: چنانچه کارمزد باشد، نه روز مزد، تمام مزد کار را استحقاق دارد.

 

سنوات خدمت

حضرت امام خميني (ره)

سوال: قریب سه سال دفتردار تجارتخانه ای بوده ام و حقوق ماهیانه و پاداش را دریافت داشته ام ولی عرفاً و قانوناً سالی یک ماه حقوق به نام سنوات خدمت نیز به کارمند پرداخت می شود . آیا شرعاً این مبلغ قابل پرداخت است یا خیر؟

جواب: اگر متعارف و قانونی است گرفتن آن مانع ندارد.

 

حقوق و مزایا

مقام معظم رهبري (مدظله العالي )

سوال: در تشکیلات نظامی اساس و مبنا درجه می باشد و اولویت به غیر از درجه فاقد و جاهت می باشد هرچند که در اعطای درجه صلاحیت های مختلفی لحاظ می شود و اگر شخص واجد آنها نباشد ، یا بازخرید و یا بازنشست             می شود.

1- علاوه بر درجه شخص ، درجه دیگری در نیرو های مسلح مرسوم می باشد به نام درجه جایگاه که مربوط به پست و شغل شخص می باشد که بر حسب اصول نظامی گری نمی توان فرد نظامی را در جایگاه کمتر از درجه خودش قرار داد و از حقوق و مزایای آن نیز بهره مند شود.

2- در سپاه پاسداران علاوه بر درجه فرد نظامی و درجه جایگاه، درجه حقوقی نیز متعارف می باشد، بدین توضیح که فردی مدت معین توقف در آخرین درجه خود را طی نموده، اما به لحاظ مشکلات اداری و تشکیلاتی ، درجه بعدی (ترفیع) به او داده نمی شود، مثلا درجه فرد که نصب شده ، 14 (سرگردی) است و درجه بعدی ، 15 (سرهنگ دومی) به او به رغم استحقاقش داده نشده لکن جهت عدم تضییع حقوق ، حقوق درجه 15 به وی داده می شود که آن را به اصطلاح درجه حقوقی می گویند.

بنابراین اگر فرد نظامی پس از مدت معینی مستحق اخذ درجه ای بشود اولا بایستی یا آن درجه یا حداقل حقوق آن درجه به او داده شود و ثانیا حسب ضوابط و اصول نظامی مجاز نیستیم که وی را در جایگاه کمتر از درجه اش بکار بگیریم.

حال این سوال مطرح می باشد (با فرض صحت مطالب مذکور) ، حقیر درجه حقوق ام به 18 رسیده است و حقوق 18 پرداخت می شود. لکن در جایگاه کمتر (17) اشتغال دارم و به لحاظ بهره مندی از حقوق و مزایای جایگاه 18 ، متقاضی آن درجه شده و تشکیلات مطبوع نیز با آن موافقت نموده اند. اخذ حقوق و مزایای جایگاه 18 که در آن عملا اشتغال ندارم، از لحاظ شرعی چگونه می باشد.

جواب: اگر پرداخت حقوق و مزایای مذکور ، مطابق مقررات و قوانین مربوطه باشد، اشکال ندارد.

 

سوال: بعضی از برادران نظامی از سازمان خود به محل دیگر مأمور می شوند و حقوق شان را برابر سازمان خود دریافت می کنند؛ لیکن حقوق هر فرد برابر رسته اش محاسبه می گردد مثلا عملیاتی ، با امور اداری اختلاف زیادی دارد در شرایطی که هر دو سرهنگ کار اداری انجام می دهند . این اختلاف چه صورتی دارد؟

1- برای برادران پاسدار (عملیاتی) در نیروی زمینی سپاه ، صرفا بخاطر نیروی زمینی و عملیاتی یک درجه امتیاز بیشتر قائل می باشند و حقوق آن را دریافت می کنند. در زمانی که مامور به محل دیگر می شوند ، صرفا کار اداری انجام می دهند اضافه حقوق آنها چه حکمی دارد؟

2- بعضا برادرانی که اضافه کار می ایستند ، محاسبه اضافه کار هم برابر با حقوق عملیاتی محاسبه می گردد. وجه اضافی چه حکمی دارد؟

جواب: تمام موارد ذکر شده اگر مطابق مقررات سپاه باشد، بلامانع است.

 

سوال: اینجانب فرمانده یکی از پادگانها بودم و از مزایای شغل آن پادگان که 150% درصد بود استفاده می کردم اکنون در قسمت دیگری که مزایای آن 90% می باشد انجام وظیفه می کنم ، پس آیا می توانم از مزایای آن پادگان استفاده نمایم یا خیر؟

در صورت عدم جواز آنچه را که دریافت نموده ام، چه کنم؟!

1- اینجانب نیروی فنی سپاه می باشم که دارای مزایای مخصوص فنی است اکنون به کار ستادی (دفتر فرماندهی و نیروی انسانی ...) که دارای مزایای کمتری است، مشغول هستم . آیا می توانم از مزایای فنی استفاده کنم یا خیر؟!

2- در صورت عدم جواز آن مقداری که دریافت کرده ام ، چه کنم؟

جواب: بستگی به مقررات پادگان دارد ، و با فرض تغییر سمت فقط می توانید از مزایای سمت فعلی استفاده کنید و اگر چیزی زائد بر آن دریافت نمودید، باید مسترد دارید.

1- همان حکم مسأله قبل را دارد.

 

سوال: گرفتن حق ماموریت بدون انجام آن و اضافه کاری بدون کار با عنایت به اینکه بر اساس دستورالعمل و بخشنامه صادره از سلسله مراتب جهت کمک به پرسنل پرداخت می گردد. آیا اخذ آن جایز یا خلاف شرع مقدس و حرام می باشد؟

جواب: ملاک در اینگونه امور قوانین و مقررات مربوطه است و باید طبق آن عمل شود.

 

سوال: معمولاً در تعدادی از روزهای هفته و جهت انجام وظایف محوله در محل کار حضور داشته و طبیعی است در پایان هر ماه مبالغی به عنوان اضافه کاری بابت این ساعات به حقوق بنده اضافه می گردد لذا با توجه به اینکه در هر یک از روزهای مذکور ساعاتی جهت اقامه نماز، صرف نهار و ... سپری می گردد ، آیا باید ساعات صرف شده در امور مذکور از میزان اضافه کاری کسر گردد؟

اگر کارمندی علیرغم اعلام نظر مقامات مافوق در زمینه کسر این ساعات از مجموع ساعات اضافه کاری های ماهانه، در این زمینه اقدام ننماید، عمل او چه حکمی دارد؟

جواب: ملاک در اینگونه امور ، قانون و مقررات مربوطه می باشد و باید طبق آن عمل شود.

 

سوال: شخصی کارمند یکی از نهادها یا ادارات دولتی می باشد و طبق چارت پرسنلی (طبق مقررات اداری) در آن واحدی که آن شخص کار می کند ، باید دو نفر کار کنند.

1- آیا آن شخص می تواند در همان وقت اداری و کاری و یا در صورت کسری وقت در منزلش هم کار خود و هم کارفرد دیگری انجام دهد و شرط کند که ماهیانه 120 ساعت اضافه کاری و امتیازات دیگر اداری به من بدهید؟

2- اگر ایشان وظایف خودش را انجام دهد و حق او را ندهند، گناهی مرتکب شده اند؟

جواب: باید هر طور مقررات اداری است و برای آن استخدام شده کارکند و طور دیگر کافی نیست و موجب ضمان است.

1- میزان مقررات است و باید طرفین طبق مقررات عمل کنند.

 

سوال: نظر به اینکه اکثر مدیران با احتساب اضافه کار ساعتی و یا ماموریتهای صوری اقدام به حمایت از پرسنل تحت امر خود در مقطع کنونی می نمایند. لذا مستدعیست اولاً در صورتی که صلاح می دانید وظیفه شرعی در این مورد را مرقوم فرمائید . ثانیاً اگر كسانی حقوقی طلبکارند و مدیران مربوطه بخواهند تا این حق را به صاحب آن برگردانند، آیا مجازند با احتساب اضافه کار ساعتی و یا ماموریتهای صوری اقدام به این امر نمایند.

جواب: استفاده از مزایای ماموریت بدون انجام ماموریت یا از حقوق اضافه کار ساعتی بدون انجام اضافه کار صورت شرعی ندارد، و مدیر  مسئول مجاز به چنین اقدامی نیست، مگر آنکه قانوناً مجاز به اعطاء چیزی به کارمندی به اسم صوری ماموریت یا اضافه کار باشد.

 

سوال: کارمند یکی از واحدهای دولتی هستم که به لحاظ جایگاه شغلی و اطلاعاتی که دارم، به دستگاه ها و واحدهای دولتی دعوت می شوم و به عنوان نماینده سازمان متبوع خودم برای آنها فعالیت هایی انجام می دهم . آن واحدها در ازای خدمت من ، معمولا حق الزحمه در نظر می گیرند. آیا من مجاز هستم قبول کنم یا نه؟

جواب: ملاک اینگونه امور ضوابط و مقررات مربوطه می باشد و باید طبق آن عمل شود و لذا  اگر طبق مقررات و قوانین حق الزحمه، پرداخت می شود، اشکال ندارد و گرنه جایز نیست.

 

سوال: کسی که به خاطر دستور صریح فرمانده اش از تجهیزات و روشهای پدافندی مربوطه استفاه نکرده و در نتیجه دچار صدمات و بعضاً فوت می شود ، چه حکمی دارد؟ در این فرض فرمانده مربوطه چه وضعیتی دارد؟

جواب: تابع مقررات و قوانین موضوعه است.

 

اسرار شخصی و سری دیگران

مقام معظم رهبري (مدظله العالي )

سوال: آیا سخن گفتن از اسرار شخصی و امور خصوصی و سری در برابر مردم جایز است؟

جواب: کشف و بیان امور خصوصی و شخصی در برابر دیگران اگر به نحوی مربوط به افراد دیگر هم باشد و موجب ترتب مفسده شود جایز نیست.

 

جوایز ، هدایا

مقام معظم رهبري (مدظله العالي )

سوال: معمولا به مناسبت اعیاد ، بعضی از بانک ها ، شرکت ها و سازمان های دولتی و غیر دولتی هدایائی که جنبه تبلیغاتی نیز دارد همچون سررسید ، تقویم، ساعت، خودکار و خودنویس برای مسئولین ادارات دولتی ارسال  می نمایند. بعضاً برای روسای دادگستری نیز چنین هدایائی را ارسال می نمایند . آیا استفاده از این هدایا مباح می باشد یا خیر؟

جواب: هدیه در محیط کار و از جانب ارباب رجوع ، یکی از خطرناک ترین چیزهاست و هر چه بیشتر از آن اجتناب کنید به صرفه دنیا و آخرت شما ، خواهد بود فقط در یک صورت دریافت آن جایز است و آن این است که هدیه دهنده با اصرار زیاد و با امتناع مامور از قبول، بالاخره به نحوی آن را اهدا کند آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی.

 

سوال: بعضی مسئولین اداره جات و سازمان ها و نیرو ها و .... هدایای در هنگام تودیع به وداع کننده می دهند، آیا از نظر شرعی حق دادن چنین هدیه هایی را از بیت المال دارند یا نه؟

جواب: بستگی به مقررات اداری دارد اگر بر حسب مقررات قانونی مجاز نباشد، جایز نیست و گیرنده هم حق دریافت و تصرف ندارد.

 

سوال: عده ای از مودیان مالیاتی ادارات امور اقتصادی و دارائی (اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی) در مراجعات مستمری که به حوزه های مالیاتی دارند ، علاقمندند از تولیدات خود مثل واکس کفش ، صابون ، کبریت، و ... یا وسایل تبلیغاتی با نشان و علامت مؤسسه یا شرکت خود مثل خودکار جا کلیدی- ساعت رومیزی و یا انواع تقویم و سر رسیدهای گرانقمیت (در آغاز سال نو) به کارکنان حوزه های مالیاتی تحویل نمایند. با توجه به اینکه ، تلاش و تاکید مدیریت و مسئولین محترم اداره در جهت سلامت شغلی و روحی کارکنان شریف و زحمتکش می باشد و اینکه اکثریت قریب به اتفاق کارکنان، بر سر دوراهی قبول یا رد چنین وسایل قرار می گیرند ، خواهشمند است در صورت امکان نظر مبارک و وظیفه شرعی همکاران را بیان فرمایند.

جواب: دریافت چنین هدایائی از مراجعین برای کارمندان دولت جایز نیست.

 

اسراف

حضرت امام خميني (ره)

سوال: زیاده روی در مصرف آب و برق در صورتی که موجب کمبودهایی در سطح عمومی شود چه حکمی دارد؟ به خصوص که دولت اسلامی بر صرفه جویی تأکید نموده است؟

جواب: زیاده روی به نحو غیر متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.

 

خسارت آوردن به اموال عمومی

مقام معظم رهبري (مدظله العالي )

سوال: برخی افراد در اتوبوس های عمومی یا تلفنهای عمومی خساراتی را وارد آورده، و صندلی ها را پاره کرده یا شیشه ها را می شکنند ، آیا این افراد ضامن هستند و به چه کسی باید بپردازند؟

جواب: ضمان ثابت است و باید خسارات را به ادارات مربوطه بپردازند.

 

گذرنامه

حضرت امام خميني (ره)

سوال: اشخاصی گذرنامه افراد دیگر را برای گرفتن ارز می گیرند و قصد سفرندارند بعد آن را می فروشند و استفاده می کنند آیا این پول حلال است یا حرام؟

جواب: این عمل نباید انجام داده شود.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:11 PM - روز چهارشنبه 12 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.

_همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.

_مقابله با اسراف و صرفه جویی صحیح ، با حرف امکان پذیر نیست و قوای مقننه و مجریه موظفند با قانونگذاری صحیح و اجرا و پیگیری قاطعانه ، الگوی مصرف را از " تولید تا مصرف و باز یافت " اصلاح کنند

_این حرکت ، گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف ، از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، آسیبها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند .

_مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه‏ى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛

_هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ى به اسراف وجود داشته باشد.



18سال تلاش رهبري براي اصلاح الگوي مصرف

خبرگزاري فارس: شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كرديد اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.

رهبر انقلاب از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. ايشان در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت.


شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كرديد اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.

ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد.

اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.

در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت.

اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم. اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد.

سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.

در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ام:


ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان)

26/1/1370

برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد.




ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن»

25/9/1371

من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.




خطبه‏ هاى نماز عيد سعيد فطر

4/1/1372

در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّه‏اى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشته‏ايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مى‏تواند مطرح شود، مطرح مى‏كنم و آن، اجتناب از اسراف و زياده‏روى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.

مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.




خطبه‏ هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415

14/11/1373

بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد.




اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏

1/1/1376

من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند



در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع)

1/1/1377

ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم! حرف من اين است.

من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.

من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.



خطبه ‏هاى نمازجمعه تهران‏

23/2/1379

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.



در خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران‏

25/9/1379

منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛



در خطبه ‏هاى نماز عيد فطر

15/9/1381

مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.




ديدار معلّمان و كارگران‏

10/2/1382

توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند



ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت

6/6/1385

«اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش» جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست



ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان

18/8/1385

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.



ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏

30/11/1385

اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.



خطبه ‏هاى نماز عيد سعيد فطر

21/7/1386

ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.



ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني

15/2/1387

من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله‎ي اسراف است



ديدار رئيس‏ جمهوري و اعضاى هيئت دولت

2/6/1387

ساده‏زيستى - بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:08 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 استاذنت الرضا (علیه السلام) فی النفقة علی العیال؟

فقال (علیه السلام): بین المکروهین .

فقلت: جعلت فداک لا والله ما اعرف المکروهین.

قال: فقال له:

یرحمک الله اما تعرف ان الله عز و جل کره الاسراف و کره الاقتار (1)

فقال (علیه السلام): والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً. (2)

از امام رضا علیه السلام درباره چگونگی تامین مخارج خانواده جویا شدم، فرمود: (مخارج خانواده) حد وسط است میان دو روش ناپسند. گفتم فدایت شوم: به خدا سوگند نمی‎دانم این دو روش چیست؟ فرمود: رحمت الهی بر تو باد، آیا نمی‎دانی که خداوند بزرگ اسراف (زیاده‎روی) و اقتار (سخت گیری) را ناخوشایند دارد و در قرآن فرموده است: «آنان که هرگاه چیزی ببخشند نه زیاده‎روی کننده و نه خست ورزند، و میانگین این دو حد را در حد قوامی (مایه پایداری و بقای زندگی) ببخشند.»

از دیدگاه امام رضا علیه السلام، پس از محدودیت‎های گذشته در مسائل مالی و کسب مال، تصرفات در اموال شخصی نیز محدود است، یعنی اموالی که طبق اصل مالکیت فردی، به شخص تعلق دارد و اختیار آنها در دست اوست و به ظاهر انگاشته می‎شود که او می‎تواند در آنها هر گونه که خواست تصرف کند، در واقع این چنین نیست، و تصرفات در اموال شخصی نیز محدود و مشروط است، و هر کس در مال خود نیز مجاز نیست هر گونه بخواهد تصرف کند، بلکه تصرف او باید در حد میانه و دور از اسراف باشد. هر گونه اسراف و مصرف زیاد در اموال شخصی و برای شخص مالک، ممنوع است. انفاق بالاترین و ارزشمندترین نوع تصرف در اموال شخصی است، و شخصی که مال خود را انفاق می‎کند، بهترین نوع تصرف را در آن انجام داده است، به ویژه که برای افراد خانواده خودش باشد، با این وصف، این تصرف نیز محدود و مشروط است. باید انفاق در حد متعادل و وسط (و حد قوامی) باشد، نه زیاده از مقدار لازم و نه کمتر از آن. چنان که در حدیث امام رضا علیه السلام بدان اشاره شد.

«اسراف» و «اقتار» ، دو حد نامتعادل و نامعقول و غیر قوامی و غیر مشروع مصرف است، حد مشروع و معقول، حد میانه و نظام قوامی قصد، اقتصاد و میانه‎روی است، چنان که در حدیث امام رضا علیه‎السلام بدان اشاره رفت. امام در کلامشان فرمودند: پرداخت مخارج خانواده، میان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زیاده‎روی (و تجمل‎گرایی و پر مصرفی)، و مرز اقتار (تنگ‎گیری و کمتر از حد لازم خرج کردن) و ایجاد کمبود در زندگی.

با بررسی احادیث دیگری که از امام رضا علیه السلام در این زمینه رسیده است، به مرزهای دقیق‎تری از مفهوم اسراف دست می‎یابیم. در کوچک‎ترین چیزها، حتی آنها که در نظر مردم بی ارزش و دور ریختنی جلوه می‎کند، امام اسراف را روا نمی‎داند. لذا فرمودند:

«من الفساد قطع الدرهم و الدینار و طرح النوی (3) ؛ تکه تکه کردن درهم و دینار (یا هر پولی دیگر که آنها را از استفاده بیندازد)، و دور افکندن هسته خرما (که ممکن است بذر نخلی شود، یا به مصرف دیگری آید) از جمله کارهای فاسد و نادرست است.

در آشامیدنی‎ها و خوردنی‎ها نیز در نظر امام رعایت حد میانه لازم است، حد میانه مایه دوام و سلامت مزاج است، و زیاده‎روی و پرخوری بدن را می‎فرساید و عمر را کوتاه می‎کند، و موجب انواع بیماری‎ها می‎گردد. لذا ایشان در این زمینه می‎فرمایند:

«لو ان الناس قصدوا فی المطعم لاستقامت ابدانهم (4) ؛ اگر مردم حد میانه را در خوراک رعایت می‎کردند بدن‎هاشان پایدار (و سالم) می‎ماند.

حد میانه در خوردن، متناسب با رشد تن و روان آدمی است. در پوشیدن نیز، رعایت جانب حد میانه و دوری از تجمل‎گرایی و اسراف لازم شمرده شده است. (5)



پی‎نوشت‎ها:

1ـ سفینة البحار، ج 1، ص 615 / الحیاة، ج 4، ص 205 .

2ـ سوره مبارکه فرقان، آیه 67 .

3ـ مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 314 .

4ـ الحیاة، ج 4، ص 215 .

5ـ این گونه تعالیم در قرن‎ها پیش که موضوع بازیافت زباله و استفاده از زباله‎ها مطرح نبوده، اعجاز است.



منبع:

کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:56 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : آفتِ زیرکیْ خودستایی است ، آفتِ شجاعتْ تعدّی ، آفتِ گذشتْ منّت ، آفتِ زیبایی غرور ، آفتِ عبادت سستی ، آفتِ سخن گفتن دروغ ، آفتِ دانش ، فراموشی ، آفتِ بردباری سبکسری ، آفتِ شرافت خانوادگی فخر فروشی وآفتِ بخشندگی ، اسراف است .... 1

امام علی علیه السلام : هر چیزی آفتی دارد ؛ آفتِ علمْ فراموشی است ، آفتِ عبادتْ ریا ، آفتِ خردْ خودپسندی ، آفتِ نجیب زادگی تکبّر ، آفتِ زیرکی خودستایی ، آفتِ بخشندگی اسراف ، آفتِ حیا ناتوانی ، آفتِ بردباری خواری وآفتِ نیرومندی زشت گفتاری وبدکرداری .2

امام علی علیه السلام : کم خوری گونه ای خویشتنداری است وپرخوری گونه ای اسراف وزیاده روی .3

«همانا او اسراف کنندگان را دوست ندارد» . الانعام - ١٤١

امام کاظم علیه السلام : با برآوردن خواسته حلال خود ، تـا آن جـا که به مروّت لطمه ای نزند وبه اسراف نینجامد ، به نفسهای خویش از دنیا بهره ای دهید واز این طریق برای انجام امور دین خود کمک بگیرید ؛ زیرا روایت شده است که : از ما نیست کسی که دنیایش را به خاطر دینش رها کند یا دینش را برای دنیایش فرو گذارد .4

«ای فرزندان آدم! در هر مسجد زیور خودرا بر گیرید وبخورید وبیاشامید واسراف نکنید که او اسرافکاران را دوست نمی دارد» . الاعراف - ٣١

امام عسکری علیه السلام : بخشندگی اندازه ای دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است .5

امام علی علیه السلام : اسراف موجب هلاکت است ومیانه روی مایه زیاد شدن ثروت .... 6

امام علی علیه السلام : خرج کردن به ناحقّ مال ، حیف ومیل واسراف است ....

اسحاق بن عمّار : از امام صادق پرسیدم : آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد ؟ حضرت فرمود : آری . عرض کردم : بیست پیراهن چه ؟ فرمود : آری . اینها اسراف نیست ؛ اسراف آن است که لباس بیرونت ومهمانیت را لباس خانه ودم دستی قرار دهی ....

امام عسکری علیه السلام : همانا بخشندگی را اندازه ای است ، که اگر از آن فراتر رود اسراف است ....

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : این که هرچه دلت بخواهد بخوری،اسراف است.... 7

امام صادق علیه السلام : کمترین اندازه اسراف ، دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) وتبدیل لباس بیرون به لباس خانه ودم دستی ، ودور انداختن هسته ها (ی خرما ومیوه) است ....

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : در اسراف خیری نهفته نیست ودر کارهای خیر اسراف نیست ....

امام صادق علیه السلام : در آنچه بـدن را سـالم نـگه می دارد اسراف نیست ... بلکه اسراف در چیزهایی است که مال را تلف کند وبه بدن زیان رساند .... 8

بحار الأنوار : از امـام کـاظـم علیه السلام سؤال شد : آیـا داشـتـن ده پیراهن اسراف است ؟ فرمود : خیر . بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهنهایش بیشتر عمر کند . اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی .9

امام علی علیه السلام : ضایع کردن رهتوشه ، از جمله موارد فساد (و اسراف) است .10

امام رضا علیه السلام : از جمله فساد (و اسراف) است شکستن درهم ودینار (پول مسکوک سالم برای مصرفی دیگر) ودور انداختن هسته میوه .11



١ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢١
٢ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٣
٣ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ١٢٧
٤ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٠٧
٥ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٦١
٦ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٦٩
٧ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٢٧١
٨ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٤٤٧
٩ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٤٦٧
١٠ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٤٨٧
١١ - «منتخب میزان الحکمة» صفحه ٥٦٣


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:50 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 حضرت رضا علیه السلام شخصی را مشاهده كردند كه میوه‌ای را كاملاً نخورد و آن را از منزل خود به دور انداخت.
امام علیه السلام ناراحت شدند و فرمودند: چرا این كار را انجام دادی اگر شما بی نیاز هستید به افراد نیازمند در جامعه اطعام كنید.كافی /6/297

1- كمترین اسراف

قال الصادق علیه السلام: ادنی الاسراف هراقة فضل الانأ و ابتذال ثوب الصون و القأ النوی. وسائل / 3 / 384

كمترین دور ریختن باقی مانده غذا در ظرف و بد نگه‌داشتن و دم دستی كردن لباس نو و دور انداختن هسته‌ی خرماست [یعنی اگر از هسته‌ی خرما هم بشود استفاده‌ای كرد، نباید آن را دور انداخت]

2- نشانه‌های اسراف كننده

قال الصادق علیه السلام: للمسرف ثلاث علامات یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یأكل ما لیس له. بحار / 72 / 206

اسراف‌گر سه نشانه دارد، چیزی كه مناسبش نیست می‌خرد و چیزی كه مناسبش نیست می‌پوشد و چیزی كه مناسبش نیست می‌خورد.



3- مفهوم اسراف

قال الصادق علیه السلام: لیس فیما اصلح البدن اسراف... انّما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن. بحار / 75 / 303

اسراف در چیزی كه موجب سلامتی و صحت بدن می‌شود نیست بلكه اسراف در آن چیزی است كه موجب از بین رفتن مال و ضرر رسیدن به بدن می‌شود.



4- اسراف از برنامه‌های شیطان

قال العسكری علیه السلام:... علیك بالاقتصاد و ایاك و الاسراف فانه من فعل الشیطنة.غرر الحكم / 5188

سفارشت می‌كنم به میانه‌روی و بازت می‌دارم از اسراف و زیاده‌روی چراكه آن از كارهای شیطانی است



5- آثار اسراف

الف- زوال نعمت؛ قال الكاظم علیه السلام: من بذّر و اسرف زالت عنه النعمة. بحار/78/327
هركه ریخت و پاش و اسراف كند نعمت از دستش می‌رود.

ب- نابود كننده‌ی فراوانی؛ قال علی علیه السلام: الاسراف یغنی الجزیل. غرر الحكم / 335
ج- اندك شدن بركت؛ قال الصادق علیه السلام: انّ مع الاسراف قلّة البركة.وسائل /10/261
اسراف كم شدن بركت را به همراه دارد

د- عدم ستایش و ترحم به او؛ قال علی علیه السلام: ذر السرف فانّ المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره. بحار / 50 / 292
اسراف را كنار بگذار كه بخشش اسراف‌گر مورد ستایش قرار نمی‌گیرد و اگر فقیر شود مورد ترحم واقع نمی‌شود.



6- عدم صدق اسراف در كارهای نیك

قال علی علیه السلام: الاسراف مذموم فی كل شی ء الاّ فی افعال البرّ.غررالحكم /1 / 83

اسراف كردن در هر چیزی زشت است بجز در كار خوب [كار خوب كردن حد و اندازه ندارد].



7- نمونه ی اسراف

قال الصادق علیه السلام: انّما السرف ان تجعل ثوب صونك ثوب بذلتك. مكارم الاخلاق / 117

اسراف این است كه لباس خوبت را به لباس روزانه‌‌ی خود تبدیل كنی [یعنی لباس نو و لباس بیرون خود را به لباس دم دستی بدل كنی]


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:07 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 اعتدال به معنی میانه روی و میانه است و در مقابل، انحراف از اعتدال گرایش به فزون‌تر است كه افراط یا اسراف گفته می‌شود و گرایش به كمتر كه تفریط خوانده می‌شود.(1)

گر همی خواهی كه گیرد كار نور معتدل می باش در خیرالامور(2)

در قرآن كریم این اصل، وجه تمایز مسلمانان با سایر فرق و ادیان و سبب برتری آنها دانسته شده است؛

«همان گونه كه قبله شما قبله‌ای میانه است، شما را نیز امتی میانه قرار دادیم. (در حد اعتدال میان افراط و تفریط.) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه باشد.»(3)



اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است.
در مكتب انسان‌ساز اسلام میانه‌روی همواره در رأس امور قرار دارد. از حرام بودن طلا بر مرد و استفاده نكردن زیاد زنان از طلا «در حد اعتدال» و نهی از استفاده ظروف طلا و نقره و به كار نبردن ابریشم خالص و یا طلابافت برای كفن مرده ملاحظه می‌شود كه اسلام بر شخصیت الهی انسان تأكید دارد و سفارش می‌كند حتی جسم انسان را با احترام باید غسل داد و كفن كرد و دفن نمود، ولی بر خلاف برخی مكاتب با دفن اشیاء گران قیمت همراه میت مخالف است.(4)

اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است.

«تبذیر مكن. زیرا تبذیر كنندگان برادران شیطانند و شیطان به پروردگارش بسیار كفر ورزیده است.»(5)

اعتدال در مكتب تشیع
در عقاید اسلامی، غلو، شرك، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است كه مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگركشی با دشمنان متوجه فتح دروازه‌های علم و فرهنگ شدند. افكار جبریه كه به اشاعره نسبت داده می‌شود و جبرگرایی و ارجاء كه به وسیله بنی‌امیه برای توجیه حكومت خود به وجود آمده بود از جمله افكار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان كه در عشق اهل‌بیت افكار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهم‌السلام مواجه می‌شدند.

«گروهی از بنی‌هاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند. امام به آنها فرمودند: بپرهیزید از شیعیان غالی آل محمد و میانه روی پیشه كنید كه زیاده‌روها و غلات به شما برگردند و عقب مانده و تالی نیز به شما برسد. عرض كردند: غالی كیست؟ فرمود: كسی است كه درباره ما مقامی معتقد است كه ما خود آن مقام را برای خویش قائل نیستیم. گفتند: عقب مانده و تالی كیست؟ فرمود: كسی است كه به دنبال خیر و نیكی است و این پیگیری او موجب افزایش خیر برایش می‌شود. قسم به خدا بین ما و خداوند قرابتی نیست و نه ما به خدا حجتی داریم و نمی‌توان به خدا نزدیك شد مگر با اطاعت. هر كس از شما مطیع خدا باشد و عمل به دستور او نماید ولایت ما برایش سودمند است و هر كس معصیت خدا را نماید ولایت ما او را سودی نخواهد بخشید.(6)

اعتدال در علم آموزی
امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بنیان‌گذاران دانشگاه اهل البیت هستند كه حدود شش هزار رساله علمی از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است.

ایشان در علم آموزی مردم را به طریق صحیح رهنمون می‌كردند و می‌فرمودند: «علم سلاحی است علیه دشمنان». در عین حال به ممنوعیت سوء استفاده از دانش اذعان داشتند و می‌فرمودند: كسی كه با انگیزه‌ای نادرست به دانش دست یافته باشد هر چند از عهده‌كاری برآید، از نظر روحی شایستگی تصدی امور و ریاست را ندارد.

امام باقر علیه السلام با آن كه همواره مومنین را به كسب علم دعوت می‌نمودند، ولی همواره سفارش می‌كردند كه: خداوند متعال از قیل و قال و تباه نمودن مال و زیاد سوال كردن نهی می‌نماید، زیرا هر انسانی ظرفیت تحمل پاسخ برخی سوالات را ندارد. (7)

امام باقر علیه السلام نه فقط در علوم اسلامی شهره آفاق بود، بلكه دارای شخصیتی عظیم در سایر علوم بودند.

معیار اعتدال قرب الهی است
در زمان امام باقر علیه السلام رومیان بر سكه‌های خود نقش صلیب را حك كرده بودند و به سبب رواج این سكه‌ها میان مسلمانان عقاید مسیحیت و تثلیث رواج یافته بود(8) هنگامی كه عبدالملك خلیفه اموی كوشید تا علامات مسیحیان را از روی سكه‌ها محو كند، امپراطور رم تهدید كرد كه در این صورت دستور خواهد داد، رومیان بر روی سكه‌ها دشنام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را حك نمایند. عبدالملك از امام باقر علیه السلام یاری خواست. امام با آشنا كردن مسلمانان به صنعت ضرب سكه و روش تهیه آن جامعه اسلامی را از سكه‌های رمی بی‌نیاز كرد.(9)

ملاحظه می‌كنید كه ایشان حتی در برخورد با غاصبان، در حق امامت نیز رعایت میانه‌روی را می‌نمودند و مصلحت جامعه اسلامی را بر حق مسلم خویش مقدم می‌داشتند.

ایشان می‌فرمودند: «اگر بر تو ظلم كردند، تو ظلم نكن. اگر به تو خیانت كردند، تو خیانت نكن. و اگر از تو تعریف كردند، خوشحال نشو. اگر از تو بدگویی كردند، ناراحت نشو. دقت كن در مورد حرفی كه درباره‌ات گفته‌اند. اگر آنچه گفته‌اند، در خود می‌یابی خشم تو بر یك واقعیت موجب افتادنت از نظر خدا می‌شود كه این بزرگتر است از ترسی كه از افتادن از چشم مردم داری. و اگر خلاف گفته آنها هستی ثوابی به دست آورده‌ای، بدون آن كه در كسب این ثواب بدن خود را به رنج بیاندازی.

امام علیه السلام می‌فرمودند: «مومن نسبت به خداوند نه وصل است و نه قطع است.»

نه وصل است كه خدا باشد و نه از او قطع است كه غیر خدا و از او جدا باشد. و هر چه قضای الهی باشد خیر مومن در آن است.

ایشان همواره مومنان را سفارش می‌نمودند كه تمام امور را با ملاك الهی بسنجند و در هر مورد رضای الهی را در نظر بگیرد. چرا كه اگر انسان هر مسئله‌ای را با عقل خویش بر اساس خوبی و بدی آن بسنجد به خطا رفته و از دامنه اعتدال خارج می‌گردد.

ایشان می‌فرمودند: «اگر بر تو ظلم كردند، تو ظلم نكن. اگر به تو خیانت كردند، تو خیانت نكن. و اگر از تو تعریف كردند، خوشحال نشو. اگر از تو بدگویی كردند، ناراحت نشو. دقت كن در مورد حرفی كه درباره‌ات گفته‌اند. اگر آنچه گفته‌اند، در خود می‌یابی خشم تو بر یك واقعیت موجب افتادنت از نظر خدا می‌شود كه این بزرگتر است از ترسی كه از افتادن از چشم مردم داری. و اگر خلاف گفته آنها هستی ثوابی به دست آورده‌ای، بدون آن كه در كسب این ثواب بدن خود را به رنج بیاندازی. كسانی كه وقتی خشمگین می‌شوند ستم نمی‌كنند و وقتی خوشحالند، اسراف و زیاده‌روی ندارند باعث بركت برای اطرافیانند.

و نیز فرموده‌اند: «سه چیز است كه در هر شخصی باشد، ایمان به خدا در او كامل است:

1- كسی كه وقتی خشنود است این خشنودی او را داخل كار باطل نكند.

2- وقتی خشم گرفت، خشمش او را از حق خارج ننماید.

3- وقتی قدرت یافت، بیشتر از حق خود برندارد.» (10)







اعتدال در خانواده
گروهی از مردم آنچنان دلبسته به فرزند و زندگی هستند كه همه قوانین و ارزش‌های دینی و اجتماعی را فدای آنان می‌كنند و دسته‌ای چنان دچار جهالت گشته‌اند كه محبت به خدا را مستلزم بی‌مهری به غیر خدا می‌دانند.

یكی از اموری كه در عواطف انسانی ممكن است به سهولت جنبه افراطی به خود بگیرد، محبت است. محبت اگر چه كاملاً پاك و بی آلایش باشد، سبب اشتغال فكری می‌شود و فراغت دل را كه لازمه ذكر خداست، از بین می‌برد. محبت‌های پاك و بی آلایش گاه با دخالت‌های شیطانی رو به تزاید می‌نهد و روح انسان را تسخیر می‌كند.

انسان باید در همه احوال مراقب باشد، تا از هرگونه افراط و یا تفریط در محبت و علاقه جلوگیری به عمل آورد. به طور كلی در ارزیابی محبت می‌توان به یك ملاك كلی توجه داشت و آن این كه آیا محبت موجب تقویت توجه انسان به خدا شده و محبت الهی را در دل تقویت می‌نماید و یا با ایجاد حواس‌پرتی و یا هر اثر دیگری انسان را از توجه به خدا و انجام وظایف الهی باز می‌دارد. (11)

نكته‌ای كه در محبت به اطرافیان مخصوصاً فرزندان باید در نظر داشت رعایت اعتدال است. محبت بیش از حد به فرزندان می‌تواند به گستاخی و سوء استفاده كودكان و تباهی آنها بیانجامد و از سوی دیگر خرده‌گیری بیش از حد می‌تواند زمینه سرپیچی و سركشی را فراهم آورد.

امام باقر علیه السلام در این باره فرموده‌اند: «بدترین پدران كسانی هستند كه در نیكی به فرزندان خود افراط می‌كنند و بیش از حد به آنان مهر می‌ورزند.» (12)

سعدی نیز با الهام از آموزه‌های اسلام به میانه‌روی تأكید می‌ورزد:

«درشتی نگیرد خردمند پیش نه سستی كه ناقص كند قدر خویش»

«نه مر خویشتن را فزونی نهد نه یكباره تن در مذلت نهد» (13)

عده‌ای خدمت امام باقر علیه السلام مشرف شدند. فرزند آن حضرت در بستر بیماری بود. جماعت آثار غم و اندوه را در چهره امام مشاهده می‌كردند. لحظاتی بعد آن كودك بیمار مُرد ولی با تعجب بسیار دیدند كه از شدت اندوه، در صورت حضرت كاسته شده است. مردم عرض كردند: فدای تو شویم، از آن حالی كه در شما مشاهده كردیم، ترسیدیم، كه اگر اتفاقی روی دهد حال شما دگرگون شود و موجب ناراحتی ما شود. حضرت فرمودند: به درستی ما دوست می‌داریم كه عاقبت آن چیزی نصیب ما شود كه ما دوست داریم اما زمانی كه مشیت الهی بر چیزی قرار گیرد ما راضی به رضای او هستیم.(14)

قرآن مجید هم در این باره می‌فرماید:

«هرگز به آنچه از دست شما می‌رود دلتنگ نگردید و به آنچه به شما می‌رسد دلشاد نشوید.»(15)

امام باقر علیه السلام همواره به رعایت حقوق و نیازهای روحی همسر توجه خاص داشتند. حتی خود را برای همسرشان می‌آراستند. آن حضرت حتی به القای ایده‌های خویش و تحمیل آن به همسرانشان به شخصیت انسانی آنها توجه داشتند و نهایت میانه روی و تساهل را به كار می‌بستند. از حسن زیات بصری روایت شده است كه:

«روزی به نزد امام باقر علیه السلام كه در منزل همسرشان بودند برای در میان گذاشتن مسائلی رفتیم و ایشان را در اتاقی زیبا با لباس‌های مرتب و رنگین یافتیم. فردای آن روز كه به دیدار ایشان در خانه خودشان رفتیم، امام را با لباس‌های خشن و اتاقی مفروش به حصیر دیدیم. علت را جویا شدیم. امام فرمودند:

«اتاقی كه دیشب دیدید، اتاق همسرم بود كه همراه آن وسایل و امكانات به او تعلق داشت و با خود جهیزیه آورده و من هم به احترام او خود را آراسته بودم.»(16)

آنچه از این حدیث استفاده می‌شود این كه امام باقر علیه السلام در قلمرو اعمال فردی خود از تجمل پرهیز دارد ولی در زندگی خانوادگی نهایت اعتدال را به كار می‌گیرد.

همچنین:

«ترس از خدا در پنهان و آشكار و میانه روی در فقر و ثروت نجات بخش انسان است.»(17)

پی‌نوشت‌ها:
1- فرهنگ فارسی- عمید.

2- مصیبت نامه- عطار نیشابوری.

3- قرآن مجید- سوره بقره- آیه 43.

4- اسراف- محمد محمدی اشتهاردی.

5- قرآن مجید- سوره اسراء- آیه 27 و 28.

6- بحارالانوار- علامه مجلسی.

7- شیفتگان مكتب اهل بیت- محمد فوزی.

8- بحارالانوار- علامه مجلسی.

9- شیفتگان مكتب اهل بیت- محمد فوزی.

10- بحارالانوار- علامه مجلسی.

11- اخلاق اسلامی- محمدعلی سادات.

12- الحدیث- مرتضی فرید.

13- گلستان سعدی.

14- منتهی الامال- حاج شیخ عباس قمی.

15- قرآن مجید- سوره حدید- آیه23.

16- بحارالانوار- علامه مجلسی.

17- همان .

منبع:
روزنامه کیهان- 16/5/84 ، زهره نظیفی .


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:05 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  حضرت محمد (ص)
1. یکی از اقسام اسراف اینست که هر چه می خواهی بخوری. (نهج الفصاحه ، ح 918)

2. بخورید و بنوشید و صدقه دهید و بپوشید بی اسراف و تکبّر. (نهج الفصاحه ، ح 2181)

3. هر که اندازه نگهدارد خدایش روزی دهد و هر که اسراف کند خدایش محروم دارد. (نهج الفصاحه ، ح 2754)

4. هر که میانه روی کند خدا بی نیازش کند و هر که اسراف کند خدا فقیرش کند و هر که فروتنی کند خدایش بردارد و هر که بزرگی فروشد خدایش در هم شکند. (نهج الفصاحه ، ح 2939)



امام علی (علیه السلام)1. ولخرجى و اسراف قرين و همراه ورشكسته‏اى است. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

2. اسراف نشانه و سرآغاز فقر و نيازمندى است. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

3. آگاه باشيد كه پرداخت اين مال در غير جاى آن، تبذير و اسراف است. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

4. آفت جود و بخشش ، بيهوده خرج كردن (اسراف) است. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

5. بر تو باد كه تبذير و اسراف را واگذارده و به عدل و انصاف خو بگيرى. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

6. كسى كه به تبذير افتخار كند به افلاس و ندارى دچار شده و حقير گردد. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

7. بالاترين شرافتها خود دارى از تبذير و اسراف است. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

8. دورى كردن از تبذير و به كار بردن تدبير نيكو از نشانه‏هاى عقل است. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)

9. هيچ نادانى مانند اسراف کردن نيست. (غررالحکم ، باب تبذیر و اسراف)


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:39 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اعتدال در انفاق و مصرف

نويسنده: محمد محمدي اشتهاردي



قرآن پيرامون پنجمين ويژگي ممتاز بندگان خالص خداوند رحمن چنين مي‏فرمايد: «وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا»1 آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه در ميان اين دو، اعتدال مي‏ورزند.»

اين آيه بيانگر يكي از مهمترين مسايل زندگي است كه رعايت آن موجب آسايش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گره‏هاي مشكلات و برطرف كردن بسياري از نابساماني‏هاي اجتماعي و اقتصادي مي‏گردد. و مي‏توان آن را به عنوان معجزه زندگي خوشبختانه ياد كرد، و آن مسأله اعتدال در انفاق و مصرف است.

اعتدال يعني ميانه‏روي و حدفاصل بين افراط و تفريط، كه چنين كاري از نظر اسلام در همه چيز، محبوب و مطلوب است، قرآن مسلمانان را به خاطر پيروي از اسلام، به عنوان «امّت وسط» يعني امت معتدل خوانده ومي‏فرمايد: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا»2 اين گونه شما را امّت ميانه قرار داديم.

اميرمؤمنان علي(ع) آنان را كه از راه اعتدال به سوي افراط يا تفريط كشانده مي‏شوند، جاهل خوانده مي‏فرمايد: «لاتَرَي الجاهل إلاّ مُفرطا أو مفرّطا»3 هميشه جاهل را نمي‏نگري جز اين كه يا زياده روي مي‏كند، و يا كم مي‏آورد.

در آيه مورد بحث كه بيانگر پنجمين نشانه بندگان ممتاز خدا است، از يكي از شاخه‏هاي مهم اعتدالي، كه مربوط به امور اقتصادي و زندگي اجتماعي است، سخن به ميان آورده كه نقش مهمي در اصلاح زندگي و سامان يافتن شؤون اجتماعي و خانوادگي دارد، و آن رعايت اعتدال در مصرف است، يعني انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نه اسراف مي‏كند و نه سخت‏گيري، بلكه راه ميانه بين اين دو را برمي‏گزيند.


نكوهش اسراف در اسلام

اسراف به معني هرگونه زياده‏روي و تجاوز از حد اعتدال در هر چيزي است كه انسان آن را بجا مي‏آورد، مثلاً براي يك وعده غذا و سير شدن، معادل 600 گرم غذا كافي است، اينك اگر كسي براي خود، يك كيلو غذا درست كند، و 800 گرم آن را بخورد، و بقيه بماند و آن را دور بريزد، چنين كسي در يك وعده غذا دوگونه اسراف نموده، نخست اين كه 200 گرم بيشتر خورده، دوم اين كه 200 گرم ديگر را كه بيشتر درست كرده به دور ريخته است، به اين ترتيب در يك وعده غذا 400 گرم غذا بيهوده مصرف شده است. با توجه به اين مثال، و جريان دادن آن در جهات و ابعاد مختلف زندگي، به روشني مي‏فهميم كه در جامعه ما چقدر اسراف در چهره‏هاي گوناگون وجود دارد.

اسراف مصاديق مختلف دارد، يكي از شاخه‏هاي آن كه در آيه مورد بحث از آن نهي شده اسراف در مصرف است، مانند: اسراف در خوردن و آشاميدن، اسراف در به دور ريختن غذاهاي اضافي، اسراف در صرف هزينه‏هاي گزاف در امور تجمّلي و تزييني و تشريفات بي‏محتوا و... حتّي اگر در عبادت زياده‏روي شود مثلاً در وضو يا غسل، آب بيش از حدّ عقلي و طبيعي مصرف گردد، اسراف است، بر همين اساس پيامبر(ص) فرمود: «في الوضوء اسرافٌ، و في كلِّ شي‏ء اسرافٌ»4 در وضو و در هر چيزي مي‏تواند اسراف راه يابد.

شخصي به نام عباسي به محضر امام رضا(ع) مشرّف شد و پيرامون شيوه صحيح مصرف در خانه نسبت به هزينه زندگي همسر و فرزند و ساير شؤون سؤال كرد، حضرت رضا(ع) در پاسخ فرمود: «بايد مصرف تو به گونه‏اي باشد كه بين دو كار ناپسند (اسراف و سخت‏گيري) قرار گيرد.»

عباسي پرسيد: منظورتان از اين سخن چيست؟ فرمود: آيا سخن خدا در قرآن را نشنيده‏اي كه اسراف و سخت‏گيري را ناپسند مي‏شمرد و (در وصف بندگان ممتاز خداوند) مي‏فرمايد «والّذين إذا أنفَقوا...»5 بندگان خداي رحمان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت‏گيري، بلكه ميان اين دو (حداعتدال) را مي‏گيرند» بنابراين در مورد معاش و هزينه زندگي اعضاي خانواده، در خريد و مصارف، ميانه‏رو باش.6

مطابق روايت ديگر، يك روز امام صادق(ع) در نزد شاگردان، همين آيه (67 فرقان) را تلاوت فرمود، آنگاه مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان بخل و سخت‏گيري است (كه در آيه از آن نهي شده است) سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن بر روي زمين ريخت و فرمود: اين همان اسراف است، بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود، به گونه‏اي كه مقداري فرو ريخت، و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود: «اين همان اعتدال بين سخت‏گيري و اسراف است.»7

در قرآن در آيات متعدد از اسراف در مصرف و انفاق نهي شده است به عنوان نمونه نظر شما را به چند آيه جلب مي‏كنيم:

1 ـ «كلوا واشرَبُوا و لاتُسْرِفوا»8 و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.

2 ـ «و آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِه و لاتُسرفوا»9 هنگام درو، حق زكات (غلاّت و...) را بپردازيد، ولي (در انفاق) اسراف نكنيد.

3ـ روايت شده فقيري به محضر پيامبر(ص) آمد و تقاضا كرد كه آن حضرت پيراهنش را به او ببخشد. پيامبر(ص) پيراهنش را از تن خود بيرون آورد و به او داد، و چون پوشش ديگر نداشت، در خانه به طور عريان نشست و حتي براي نماز جماعت بيرون نرفت، كافران در غياب، آن حضرت را سرزنش كردند و به او چنين تهمت زدند كه خواب و لهو، آن حضرت را از نماز بازداشته است. در اين هنگام اين آيه نازل شد: «ولاتَجعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً إلي عُنُقِكَ و لا تبْسُطها كلّي البَسْط فتقعد ملوما محسورا»10 هرگز دستت را برگردنت زنجير نكن (بخل نورز) و بيش از حد (اعتدال نيز) دست خود را مگشاي تا مورد سرزنش قرار گيري و از كار فروماني.

براساس همين آيات و دستورهاي الهي، پيامبر(ص) فرمود: «ما مِنْ نَفَقَةٍ احبَّ اِلَي اللّه مِنْ نفقةِ قَصْدٍ، و يبْغُضُ الإسراف»11 هيچ انفاقي در پيشگاه خدا محبوب‏تر از انفاق معتدلانه نيست، خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد.

نيز بر همين اساس پيامبر(ص) و اميرمؤمنان علي(ع) و ساير امامان(ع) بسيار ساده مي‏زيستند، و از هرگونه تجمل‏گرايي و تشريفات پرهيز جدّي مي‏نمودند.

اميرمؤمنان علي(ع) براي كارگزاران خود چنين نامه مي‏نوشت:

«آدِقّوا اقلامَكُمْ، و قارِبُوا بَيْنَ سُطُوركُمْ، و اَحْذِفُوا عَنْ فُضُولِكُمْ، وَاقْصُدُوالمعانيَ، و ايّاكُمْ والإكْثارَ، فَاِنَّ اموالَ الْمُسْلِمينَ لاتَحْتَمِلُ الضَّرَر»12 سر قلم‏ها را نازك‏تر كنيد، و بين سطرها را نزديك نماييد، و از استخدام واژه‏هاي زايد بپرهيزيد، و معاني را هدف قرار دهيد، و از پرچانگي و زياده‏روي دوري نماييد، زيرا نبايد به ثروت مسلمانان آسيب برسد.

نيز فرمود: «آگاه باشيد؛ بخشيدن مال در جاي ناروا، بريز و بپاش و بيهوده نمودن آن است، اين گونه بخشش، بخشنده را در دنيا بالا مي‏برد، ولي در روز رستاخيز به پايين مي‏كشاند، و در پيش مردم او را محترم مي‏كند، ولي در پيش خدا خوار مي‏گرداند، هركس مال خود را در جاي نادرست و نزد ناشايستگان گذاشت، خداوند شكر آن مال را به او حرام مي‏نمايد.»13

«مَنْ اَنْفَقَ شَيْئا في غَيْرِ طاعَةِ اللّهِ فَهُوَ مُبَذِّرٌ»14 كسي كه چيزي از مال خود را در راه غير خدا مصرف كند، چنين كسي اسراف كار است.

ياسر خادم مي‏گويد: روزي غلامان امام رضا(ع) ميوه مي‏خوردند، ولي هنوز آن را به طور كامل نخورده، به گوشه‏اي مي‏انداختند، آن حضرت اين كار اسراف كارانه آنها را ديد و خشمگينانه به آنها فرمود: «سبحان اللّه! اگر شما به اين ميوه‏ها نياز نداريد، انسان‏هايي هستند كه نياز دارند، چرا دور مي‏ريزيد؟ آنها را نگه داريد و به نيازمندان بدهيد.»

و امام صادق(ع) در ضمن نهي از دور افكندن هسته خرما، و نكوهش اسراف كاران فرمود: «حتي ته مانده آب ظرفي را به دور نريزيد كه اسراف است.»15


پرهيز شديد امام خميني از اسراف در مصرف

حضرت امام خميني قدّس سرّه، كه در عمل به دستورهاي اسلام، بسيار جدّي و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه در مصرف، حساسيت مخصوصي داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زير جلب مي‏كنم:

1ـ يكي از مسؤولين دفتر امام خميني قدّس سرّه مي‏نويسد: يك بار مسؤول امور مالي، پشت يك پاكت چيزي نوشت و به امام داد، امام در يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما در اين قطعه كوچك نيز مي‏توانستيد بنويسيد.»

از اين رو آن برادر كاغذهاي خورده‏ها را جمع و جور مي‏كرد و در كيسه‏اي مي‏گذاشت، و هنگامي كه مي‏خواست، براي امام چيزي بنويسد، روي آن كاغذ پاره‏ها مي‏نوشت، امام هم زيرش جواب مي‏نوشتند.16

2ـ سركار خانم زهرا مصطفوي (دختر امام) از خاطرات دوران كودكي خود، چنين مي‏گويد: درس امام در ساعت يازده و نيم تمام مي‏شد، ايشان در اين هنگام بيست دقيقه با ما (كه كودك بوديم) بازي مي‏كرد، سپس ده دقيقه به ظهر، براي انجام مقدمات نماز حاضر مي‏شد، امام با خريد اسباب بازي خيلي مخالف بودند و مي‏گفتند: اين پول باطلي است، با وسايلي مانند گِل، تيله درست مي‏كرديم، بعد مي‏چيديم و مي‏گفتيم هر كس به اين تيله‏ها بزند برنده است، بازي بيست دقيقه ما اين گونه ساده بود...17

3ـ يكي از اعضاء دفتر امام خميني قدّس سرّه نقل كرد: يك روز بر طبق وظيفه‏اي كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورت مخارج ماهيانه را (در جماران) به خدمت امام فرستاديم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهماني‏ها، رفت وآمدهاي امام، پول برق خانه را نوشته بوديم، هنگامي كه صورت مخارج را نزد امام مي‏فرستاديم، پس از نيم ساعت حاج احمدآقا (فرزند امام) تلفن زد و گفت: از وقتي كه صورت حساب داده‏ايد، امام مرتّب در لب باغچه قدم مي‏زند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام مي‏فرمايد:

«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلاً از اين جا مي‏روم.»

حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافي در اين ماه چه بوده است. تا به آقا بگوييم و خيال امام راحت شود.

ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم كه ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلاً:

1ـ گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آن را در انبار حسينيّه جماران بريزند.

2ـ به ماشيني كه خانواده حضرت امام را مي‏برد، و براثر بي‏توجّهي راننده خسارتي به آن وارد شده بود، و هزينه‏اي پيدا نموده بود.

3ـ ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام، تهيه شده بود تا داخل منزل ايشان از بالاي پشت بام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجا پاس مي‏دادند.

صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، و در نتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند.18 از همين يك نمونه مي‏توان شدّت پرهيز امام از اسراف و زياده‏روي در مخارج خانه را به دست آورد.


دوري از تقتير و سخت‏گيري

اعتدال در مصرف كه يكي از ويژگي‏هاي بندگان ممتاز الهي است، كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطي آن است كه از آن به اسراف و تبذير ياد مي‏شود كه بيان گرديد، دوم جنبه تفريطي آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن به تقتير يا سخت‏گيري و زندگي رنج‏آور تعبير مي‏گردد، اسلام دين سمحه و سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختي و رنج اقتصادي زندگي كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگي را به شيوه‏اي تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگي و آسايش گردد.

پيامبر اكرم(ص) همان گونه كه از اسراف جلوگيري مي‏كرد، به موازات آن از اقتار و سخت‏گيري در زندگي، نهي مي‏نمود. رسول

اكرم(ص) فرمود: «انَّ مِنْ سعادَةِ المَرْءِالمُسْلِم أن يُشْبِهَهُ وَلَدُهُ، والْمَرأَةُ الجَملاء ذاتُ دِينِ، وَالْمَرْكبُ الهَنيّ والمَسْكَنُ الْواسِعِ.»19

از سعادت و خوشبختي انسان مسلمان آن است كه داراي فرزندي كه در نيكي، شبيه به خود بوده و نيز داراي همسر زيبا و ديندار، و مركَب راهوار و خانه وسيع باشد.»

در ماجراي ابولُبابه كه به خاطر كشف يك راز نظامي حكومت اسلامي در نزد يهوديان، به گناه خود پي برد و توبه حقيقي كرد و پس از مدتي آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازل شد، پيامبر(ص) با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولُبابه به پيامبر(ص) عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبه‏ام، نصف اموالم را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه نداد، او عرض كرد: اجازه بده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه داد.20

اين كه پيامبر(ص) اجازه انفاق نصف اموالش را نداد، براين اساس بود كه او و خانواده‏اش گرفتار سختي و تنگنا در معيشت نگردند.

در روايت ديگر آمده: يكي از مسلمانان مدينه داراي چند كودك بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت، قبل از مرگ خود به خاطر جلب پاداش‏هاي الهي، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه از دنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند، سپس ماجراي او را در مورد آزادسازي غلامان، و فقر فرزندانش به آن حضرت خبر دادند، پيامبر(ص) فرمود: «لَوْ علمتُ ما دَفَنْتُهُ مَعَ اهْلِ الاِسْلامِ، تَرَكَ وُلْدَه يَتَكَفَّفونَ النّاس؛ اگر من اطلاع مي‏يافتم نمي‏گذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خود را از ثروتش بي‏نصيب نمود، و آنان را فقير و بي‏پناه گذاشت، تا دست گدايي به سوي مردم دراز كنند.»21

اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است، نيز حاكي از آن است كه نبايد موجب سختي و فشار در زندگي اعضاء خانواده شود. بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همه جوانب رعايت نمود.

ماجراي انتقاد شديد حضرت علي(ع) در شهر بصره از يكي از شيعيان به نام «عاصم» كه از جامعه دوري نموده و گرفتار اقتار و سخت‏گيري به خود و خانواده‏اش شده بود22 نيز شاهد گويايي بر نكوهش سخت‏گيري در شؤون اقتصادي و معيشت زندگي است، و مسلمانان بايد از هرگونه افراط و تفريط اجتناب نمايند.

اين بحث را با ذكر ماجراي جالب زير به پايان مي‏بريم:

امام كاظم(ع) خانه‏اي براي غلام آزاد شده خود خريداري كرد، به او فرمود: «به آن خانه برو و در آنجا زندگي كن، زيرا خانه تو تنگ و كوچك است.»

غلام گفت: «همين خانه‏اي كه در آن سكونت دارم كافي و خوب است، گرچه تنگ و محقّر است، ولي از پدرم به يادگار مانده، از اين رو در همين خانه مي‏مانم.» امام كاظم(ع) به او فرمود: «اِنْ كانَ ابُوكَ اَحْمقٌ ينْبَغي أن تكُون مِثْلَهُ»23 آيا اگر پدرت احمق بود، تو هم مي‏خواهي مثل او باشي؟


تفاوت رَهْ از كجا تا به كجا

يكي از اصحاب مطبوعات ايران نظر يك پدر بزرگوار دو شهيد لبناني را درباره جمهوري اسلامي ايران استفسار كرد و او كه خود يكي از قهرمانان ميدان جهاد و مقاومت اسلامي لبنان است پاسخ داد جمهوري اسلامي ثمره تاريخ اسلام و مجاهدتهاي ائمه معصومين و تمام شهداي تاريخ شيعه است. جمهوري اسلامي محصول پهلوي شكسته زهرا(س)، فرق شكافته علي مرتضي، پاره‏هاي جگر سبط اكبر و قطره قطره خون شهداي كربلا، سر بريده امام حسين و اسارت زينب كبري است. جمهوري اسلامي دستاورد خون ميليون‏ها شهيد تاريخ اسلام و انقلاب اسلامي است.

پدر بزرگوار شهيد در حالي كه با روضه حماسي خود اشك همنشينان را در آن جلسه جاري كرده بود ادامه داد: تمام اين مجاهدت‏ها و خون‏ها براي اين بود كه اسلام و احكام قرآن در جامعه تحقّق بيابد و با تشكيل جمهوري اسلامي در ايران براي اولين بار راه رسيدن به اين آرزوي بزرگ هموار گرديد پس قداست ارزش جمهوري اسلامي براي ما تجلي قداست و ارزش كليت اسلام و تشيّع و تماميّت خون شهداي راه خداست. وي افزود جمهوري اسلامي رگ زندگي و سرچشمه عزّت و اقتدار و اميدهاي بزرگ ما براي آينده تمام مسلمانان و بشريت است و به همين نسبت نيز دغدغه و نگراني بزرگ ما از توطئه‏هايي است كه عليه جمهوري اسلامي در جريان است و ... توطئه‏هايي كه مي‏خواهد جاي ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها را عوض كند و دشمنان را به جاي دوستان بنشاند و دوستان را در جاي دشمنان قرار دهد و وحدت را به تفرقه تبديل كند.

يقينا زبان حال اين پدر فرزانه زبان حال و سخن دل هزاران هزار انسان حقيقت‏بين و حق‏جو در داخل و خارج است اما... فاصله و تفاوتي است بين نگاه آسماني اينان كه از بالاي گود و از فراز تاريخ و جغرافيا به جمهوري اسلامي مي‏نگرند با آنان كه در گود معركه قدرت طلبي و چاه ظلماني «حبّ دنيا» كه سر نخ تمام خطيئات و فتنه‏ها است24 مصداق اين سخن حق شده‏اند كه : «لهم قلوبٌ لايفقهون بها و لهم اعينٌ لايبصرون بها و لهم آذانٌ لايسمعون بها»25 آنان را قلوبي (عقلهايي) است كه با آن نمي‏فهمند و چشم دارند ولي نمي‏بينند و گوش دارند اما نمي‏شنوند و... و غافلند كه بُن شاخه‏اي را مي‏بُرند كه خود بر آن نشسته‏اند.





--------------------------------------------------------------------------------

1 ) رأس كل خطيئة حبّ الدنيا (امام صادق عليه السلام، بحار، ج7، ص273.

1 ـ فرقان (25) آيه67.

2 ـ بقره (2) آيه143.

2 ) سوره اعراف آيه 179.

3 ـ نهج البلاغه، حكمت70.

4 ـ كنزالعمال، حديث26248.

5 ـ فرقان (25) آيه67.

6 ـ محدّث قمي، سفينة‏البحار، ج1، ص615، علامه مجلسي، بحار، ج71، ص347.

7 ـ محدّث خبير عبد علي بن جمعه حويزي، تفسير نورالثّقلين، ج4، ص29.

8 ـ اعراف (7) آيه 31.

9 ـ انعام (6) آيه141.

10 ـ اسراء (17) آيه 29، علامه طبرسي، مجمع البيان، ج6، ص411.

11 ـ آيت الله علي مشكيني، قصار الجمل، ص305.

12 ـ علامه مجلسي، بحار، ج41، ص105.

13 ـ نهج البلاغه، خطبه126.

14 ـ علامه مجلسي، بحار، ج72، ص302.

15 ـ محدّث قمي، انوار البهيّة، ص339، بحار، ج71، ص346.

16 ـ فراخوان رهبري، نشريه فرهنگي دفتر پي‏گيري فرمايشات مقام معظّم رهبري، ص29.

17 ـ برداشت‏هايي از سيره امام خميني، ج1، ص36.

18 ـ نقل از آيت اللّه رسولي محلاّتي.

19 ـ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج76، ص149. و در بعضي از روايات به جاي فقره اول، فرزند صالح ذكر شده است (بحار، ج76، ص155)

20 ـ همان، ج22، ص94.

21 ـ شيخ صدوق، علل الشّرايع، ص558، بحار، ج103، ص197 و 198.

22 ـ اين داستان در نهج البلاغه، خطبه 209 آمده است.

23 ـ المحاسن برقي، ص611، بحار، ج76، ص153.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:04 PM - روز پنج شنبه 6 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  و اما اسراف دو چيز را گويند: يكى صرف مال به مويه‏گر و مطرب و منكرات. دوم صرف آن در جنس مباحات، و ليكن به مبالغت. و مبالغت به اضافت حالها مختلف شود. پس گوييم: كسى را كه جز صد دينار نباشد و او عيال و فرزندان دارد و جز آن ايشان را معيشتى نباشد، پس هر صد دينار را در وليمه‏اى صرف كند، مسرف باشد و منع او از آن واجب است. حق تعالى گفت:

وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً، اى، دست خود را در نفقت و عطا بغايت گشاده مكن كه آن گاه بنشينى، هم تو نفس خود را ملامت كنى و هم مردمان، و تو را چيزى نمانده باشد. و اين آيت در شأن مردى نازل شد كه همه مال خود قسمت كرد و چيزى براى عيال خود باقى نگذاشت، پس چون نفقة از وى طلب كردند نتوانست داد. و گفت: وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً، إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ، اى، در غير حق نفقت مكن، چه نفقت كنندگان در غير طاعت حق تعالى برادران ديوان‏اند، اى، ايشان ديوان را فرمانبردارى مى‏نمايند در آن چه مى‏فرمايند. و همچنين گفت: وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا، اى، آن كسانى كه چون نفقت كنند اسراف نكنند و نفقت ايشان در معصيت حق تعالى نباشد و از حق خداى هيچ چيز باقى نگذارند. پس هر كه چنين اسراف كند بر وى انكار بايد كرد. و بر قاضى واجب بود كه وى را حجر فرمايد، مگر چون مرد تنها باشد و در توكل قوّتى صادقه دارد، وى را روا باشد كه همه اموال خود را در أبواب خير و نيكى نفقت كند. و كسى كه عيال دارد، يا از توكل عاجز باشد، وى را نرسد كه همه مال خود را صدقه كند. و همچنين صرف كل مال در نقش ديوار و آرايش بنا اسراف و حرام است. و كسى را كه مال بسيار هست حرام نيست، زيرا كه آرايش از غرضهاى صحيح است. و هميشه مسجدها را بياراسته‏اند و درها و پوششهاى آن را نقش كرده، با آن كه [345] نقش در و پوشش را جز مجرد آرايش فايده‏اى نيست. و همچنين سرايها. و همچنين گوييم در تجمل به جامه‏ها و طعامها، و آن در جنس خود مباح است، و به اعتبار حال مرد و توانگرى او اسراف شود.

و مثال اين منكرات بسيار است، آن را نتوان شمرد. پس منكرات مجمعها و مجلسهاى قاضيان و دواوين پادشاهان و مدارس فقيهان و رباطات صوفيان و كاروانسرايها بر اين قياس كن. چه هيچ بقعه‏اى از منكرى مكروه يا محظورى خالى نباشد، و استقصاى همه منكرات آن‏


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:01 PM - روز پنج شنبه 6 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 مقام معظم رهبري، حضرت آيت‏الله العظمي خامنه‏اي (مدظله العالي)، سال 1388 ش را سال اصلاح الگوي مصرف ناميدند؛ امري که همه نخبگان و آگاهان بر اهميت و ضرورت آن براي جامعه کنوني اصرار و تاکيد دارند. مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود، با اشاره به «حول حالنا الي احسن الحال»، (قسمتي از دعاي تحويل سال)، اصلاح الگوي مصرف را يکي از مصاديق و نمونه‏هاي احسن الحال به شمار آوردند و اظهار داشتند: «ما در زمينه مصرف و در زمينه هزينه کردن منابع مالي کشور دچار نوعي بي‏توجهي هستيم که بايد آن را به توجه و اهتمام خاص تبديل کنيم. ما دچار اسراف هستيم، ما دچار ولنگاري و ولخرجي مصرف هستيم... ما بايد مصرف کردن را مديرانه و عاقلانه مديريت کنيم. مصرف نه تنها از نظر اسلام، بلکه از نظر همه عقلاي عالم... بايد تحت کنترل عقل قرار بگيرد».

ايشان مسئولان کشور، شخصيت‏هاي اجتماعي و آحاد مردم را به توجه  به اين اصل فرا خواندند و مصرف بي‏رويه را به ضرر کشور دانستند.

رهبري معظم انقلاب اسلامي سپس در سخنان مبسوطي که در نخستين روز سال جديد در حرم مطهر رضوي (ع) ايراد کردند، ابعاد و مسائل مربوط به اصلاح الگوي مصرف را بر شمردند و تحليل نمودند. ما نيز در اين مجال برآنيم سخنان ايشان را بررسي و بازکاوي نماييم.

«مسئولان موظف‏اند؛ اسراف، تنها در زمينه فردي نيست؛ در سطح ملي هم اسراف مي‏شود. همين برق و انرژي که گفتيم، اسراف مي‏شود. بخش مهمي از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسئولان کشور است. اين شبکه‏هاي ارتباطاتي، شبکه‏هاي انتقال برق، سيم‏هاي برق، اينها وقتي فرسود بشود، برق هدر مي‏رود. برق را توليد کنيم، بعد آن را با اين شبکه فرسوده هدر بدهيم که بخش مهمي هدر مي‏رود يا شبکه‏هاي انتقال آب فرسوده باشد، آب هدر مي‏رود. اينها اسراف‏هاي ملي است؛ در سطح ملي است». 1

اسراف، تنها در زمينه فردي نيست؛ در سطح ملي هم اسراف مي‏شود. همين برق و انرژي که گفتيم، اسراف مي‏شود. بخش مهمي از اين اسراف در اختيار مردم نيست؛ در اختيار مسئولان کشور است.

 

 
در اين کلام، روي سخن با مسئولان طراز اول کشور مي‏باشد. وظيفه اصلي نيز بر عهده آنان است، زيرا تمام امکانات و ابزارهاي لازم را براي جلوگيري از اين فرصت‏سوزي‏ها و هدر رفتن منابع و امکانات در اختيار دارند. حضور آنان در مسندهاي مسئوليت‏ نيز براي آن است که بتوانند از چنين تهديداتي جلوگيري کنند. آنان موظف‏اند منابع مالي و پولي کشور را چنان هدايت و سامان‏دهي کنند که بيشترين بهره‏وري را براي ملت داشته باشد؛ ملتي که تمام توان خود را براي حفظ اسلام، انقلاب و کشور گذاشته است.

نکته ديگري که رهبري بدان پرداختند، اسراف در سطوح سازماني و ادارات است: «اسراف در سطح سازمان‏ها هم اتفاق

سال اصلاح الگوي مصرف

 مي‏افتد. روساي سازمان‏هاي گوناگون مصرف شخصي نمي‏کنند، ولي مصرف بي‏رويه در مورد سازمان خودشان اتفاق مي‏افتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزييناتش، سفرهاي بيهوده، مبلمان‏هاي گوناگون؛ بايد با مراقبت و نظارت از اين کارها جلوگيري کرد، هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان‏ها بايد نگاه عيب‏جويانه به اسراف وجود داشته باشد». 2

اين سخن رهبري، روش عملي مسئولان را مورد توجه قرار مي‏دهد. نگاه مردم به عمل مسئولان است. اصولاً بسياري از خوبي‏ها و زشتي‏ها از امراي جامعه به جامعه تزريق مي‏گردد.

وظيفه ديگري که رهبر فرزانه انقلاب متوجه مسئولان مي‏نمايند، قانون‏گذاري است.

بسياري از مسائل مرتبط با الگوي مصرف مي‏تواند با قانون‏گذاري‏هاي بجا و مناسب در درازمدت تصحيح شود؛ براي نمونه، در زمينه فرهنگ عمومي بايد قانون مناسبي براي موظف کردن صدا و سيما و ديگر رسانه‏ها به ترويج و تبليغ الگوي درست مصرف نگاشته شود. از سوي ديگر، صدا و سيما خود در بسياري از موارد مروج تجمل‏گرايي و مصرف بي‏رويه است که بايد رويکرد خود را با هدف مبارزه با مصرف‏گرايي تغيير دهد. در غير اين صورت، ارائه ميزگردهاي ضد مصرف‏گرايي و آنگاه فيلم‏ها و برنامه‏هاي مملو از تجمل نمي‏تواند مخاطب را اقناع سازد.

بُعد ديگري از قانون‏گذاري بايد در جهت تصحيح مسير يارانه باشد يا به تعبير فني، هدفمند کردن يارانه‏ها که مقام معظم رهبري نيز آن را تأييد نمودند. البته بايد همه جنبه‏ها و ابعاد آن بررسي گردد.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:37 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
در كتاب تحف‏العقول آمده است: «جاء الرجل بلبن و عسل لشربه فقال(ص): شرابان يكتفى باحدهما عن صاحبه لا اشربه و لا احرمه و لكنى اتواضع لله; فانه من تواضع لله رفعه الله و من تكبر وضعه الله و من اقتصد فى معيشته رزقه الله و من بذر حرمه و من اكثر ذكر الله آجره الله‏» مردى شير و عسل براى پيامبر(ص) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشيدنى كه يكى از ديگرى كفايت مى‏كند من آن را نخورم و حرام هم نمى‏كنم ولى براى خدا تواضع مى‏كنم. زيرا هر كه براى خدا تواضع كند خدايش بالا برد و هر كه تكبر كند خداوند او را خوار سازد و هر كه در زندگى ميانه‏روى كند خدايش روزى دهد و هر كه زياده‏روى كند خداوند او را بى‏نصيب گرداند و هر كه خدا را بسيار ياد كند خدايش جزا دهد.
نكاتى كه در اين حديث‏شريف است مستلزم بحثى مفصل و هر كدام راهگشاى سعادت دنيا و آخرت است اما مناسب با اين مقال آن است كه پيامبر(ص) مى‏فرمايند: رعايت اقتصاد و ميانه‏روى در معيشت‏باعث ازدياد روزى و نزول بركات الهى است و فردى كه رعايت اعتدال مى‏كند دچار فقر و تنگدستى نمى‏شود و برعكس كسى كه طريق اسراف و تبذير پيش گيرد دچار محروميت مى‏شود و خداوند چنين بنده‏اى را به سختى معيشت مبتلا مى‏سازد.
امام صادق(ع) فرمود: «چهار دسته هستند كه دعايشان مستجاب نمى‏شود: اول) كسى كه در خانه مى‏نشيند و مى‏گويد: خدايا به من روزى بده! و در طلب روزى تلاش نمى‏كند در جواب او گفته مى‏شود: «الم آمرك بالطلب؟» آيا تو را به طلب روزى دستور ندادم؟

دوم) كسى كه از همسر خود ناراحت است و او را نفرين مى‏كند، مى‏فرمايند: «الم اجعل امرها عليك‏» آيا امر او را به دست تو قرار ندادم؟
سوم) كسى كه مالى داشته و آن را ضايع كرده است، مى‏گويد: «اللهم ارزقنى‏» خدايا به من روزى بده! مى‏فرمايند: «الم آمرك بالاقتصاد؟» آيا تو را به اقتصاد و ميانه‏روى و اعتدال در خرج امر نكرديم و «الم آمرك بالاصلاح؟» آيا به تو دستور اصلاح در مال را نداديم؟
چهارم) كسانى كه از مال خود بدون شاهد به ديگران وام دهند و بعد وام‏گيرنده منكر شود، خداوند مى‏فرمايد: «الم آمرك بالشهادة؟»  آيا به تو دستور نداديم شاهد بگيرى؟
ملاحظه مى‏فرماييد كه با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فايده‏اى ندارد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:31 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 چند سالی است كه رهبر انقلاب در آستانه‌ی سال نو شمسی بر اساس دغدغه‌های نظام اسلامی یا نیازهای فرهنگی و سیاسی جامعه، نامی برای سال جدید برمی‌گزینند و از یكایك مردم و مسؤولان می‌خواهند به این نام‌گذاری و عمل به محتوای آن پایبند باشند. این سنت حسنه كه برگرفته از نیازها و ضرورت‌های امروزین انقلاب اسلامی و جامعه‌ی ماست از چند منظر قابل تأمل و بررسی است.

در ابتدایی‌ترین سطح تحلیل می‌توان این نام‌گذاری را به منزله‌ی "دستور مستقیم" رهبری دانست كه در بردارنده‌ی جهتِ كلانِ مورد نظر برای دستگاه‌های حكومتی است و به این شكل در آستانه‌ی سال جدید به آن‌ها ابلاغ می‌گردد. این تحلیل هرچند غلط نیست اما پذیرش آن به سادگی و بدون توجه به سایر ابعاد متصور، فروكاستن نقش و جایگاه فرهنگی رهبری و تنها تكیه بر وجوه حكومتی ایشان است.

در سطح بعدی تحلیل، ارزیابی موضوع با چارچوب "رهبری فرهنگی" جامعه و نظام اسلامی مطابقت دارد و این‌گونه نام‌گذاری‌ها یك نوع "سیاست‌گذاری فرهنگی" برای حاكمیت و القای جهت فرهنگی به مردم در نظر گرفته می‌شود؛ یعنی رهبری هم در سطح حاكمیتی و هم در سطح امامت امت اسلامی به تعیین وظیفه‌ی نهادهای حكومتی و آرمان‌آفرینی در لایه‌ی فرهنگ عمومی می‌پردازند.

اگر تحلیل دوم را دقیق‌تر و جامع‌تر بدانیم در آن صورت بر نقش رهبریِ فرهنگیِ رهبر انقلاب تكیه نموده‌ایم و آن را بر سایر نقش‌های حكومتی ایشان مقدم داشته‌ایم. اما آیا واقعاً می‌توان رابطه‌ی رهبری فرهنگی با فرهنگ عمومی را در مؤلفه‌هایی چون نام‌گذاری سال‌ها جست و جو كرد؟
برای یافتن پاسخی درخور این پرسش، لازم است اشاره‌ای به ابعاد موضوع رهبری فرهنگی داشته باشیم. هرچند از سالیانی بیش از یك‌دهه تفاوت‌های میان مدیریت و رهبری مورد توجه محافل علمی قرار گرفته است اما بررسی این امر در حوزه‌ی فرهنگ و مدیریت فرهنگی قطعاً نیازمند تأمل بیشتری است؛ چرا كه در این عرصه سروكار ما غالباً با مفاهیم است تا تعاریف؛ و ناگزیر دقت و هوشمندی بیشتری باید داشت.

تفاوت رهبری و مدیریت

گروهی معتقدند رهبری فرهنگی یعنی فعالیت‌هایی كه مردم را برای تلاش مشتاقانه در جهت اهداف متعالی فرهنگی جامعه، تحت تأثیر قرار می‌دهد و در تفاوت رهبری و مدیریت نیز گفته شده كه رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، ولی اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد، آن را مدیریت می‌نامند.

این برداشت از رهبری به مثابه هدایت فكری، اعتقادی و فرهنگی به‌خوبی نشانگر تفاوت مدیریت فرهنگی و رهبری فرهنگی است. به عبارت دیگر تفاوت اصلی این دو را باید در مؤلفه‌های تربیتی و رشدآفرین فكری و فرهنگی آن‌ها جستجو كرد.
بنابراین رهبری فرهنگی یك جامعه، همواره در اختیار كسانی است كه علاوه بر شناخت دقیق فرهنگ ملی، در حوزه‌ی فرهنگ عمومی دو اصل مهم را مورد توجه قرار دهند: نخست كسب مرجعیت فكری- فرهنگی از راه گفتمان‌سازی و سپس تعالی بخشی از راه آرمان آفرینی.

1. گفتمان‌سازی
یكی از ویژگی‌های رهبران مقتدر در هر جامعه‌ای خلق گفتمان‌های مسلط اجتماعی است. گفتمان مسلط فرهنگی هر جامعه نیز كه تعیین‌كننده‌ی فضای كلی تعامل‌های فرهنگی و اجتماعی است، باید از سوی رهبران تعیین گردد یا به عبارت دیگر هر كس بتواند آفریننده و جهت‌دهنده به این گفتمان باشد، رهبر فرهنگی جامعه است.

خلق یك گفتمان علاوه‌ بر وجوه فكری و فرهنگی كه الزاماً بر پایه‌های یك جهان‌بینی روشن و مشخص بنا شده، در عرصه‌ی اجتماعی بیشتر معطوف به فرآهم‌آوری فضایی است كه علاوه بر ویژگی‌های فكری دربردارنده "تفوق فرهنگی" است. بنابراین گفتمان مسلط همانی است كه در عرصه‌ی فرهنگ عمومی به مرجعیت فرهنگی رسیده و اغلب روابط و مناسبات فرهنگی بر اساس مؤلفه‌های آن شكل می‌گیرد.

به نظر می‌رسد علاوه بر همه‌ی تلاش‌های رهبر انقلاب برای اصلاح و ارتقاء وضعیت فرهنگی موجود، نام‌گذاری سالانه یكی از اضلاع تدابیر ایشان برای ترسیم گفتمان مسلط فرهنگی- اجتماعی باشد كه در صورت برخورد صحیح مدیران فرهنگی با آن، می‌توان انتظار داشت در یك دوره‌ی زمانی چندساله، اندك اندك به مرجعیت فكری- فرهنگی به ویژه در عرصه‌ی راهبری فرهنگ عمومی بیانجامد.

2. آرمان‌آفرینی
در دسته‌بندی عوامل اقتدار رهبران گفته شده كه دو نوع اقتدار، رهبران را در انجام رسالت‌های خویش یاری می‌رساند: اول اقتدار ناشی از توانایی‌های شخصی و دوم اقتدار ناشی از جایگاه حكومتی. در اندیشه‌ی سیاسی اسلام اما عامل سومی هم وجود دارد كه از قضا از دو عامل پیشین با اهمیت‌تر است و آن اتصال و ارتباط معنوی رهبری با خداوند متعال و عالم غیب است. بنابراین فراتر از دو عامل پیش‌گفته، رهبر نظام اسلامی همواره از یك اقتدار معنوی آرمان‌آفرین و برانگیزاننده برخوردار است.

در نظام اسلامی كه برخوردار از جهان‌بینی مشخص و مستدلی است و آرمان‌های متعالی دارد، توجه دادن به آرمان‌ها و خلق مفاهیم نو به نو از میان آن‌ها می‌تواند به آفرینش افق‌های روشن در میان گیر و دار روزمرگی‌ها بیانجامد. به همین سبب هنر خلق اندیشه و آرمان متعالی را می‌توان مهم‌ترین ویژگی فرهنگی رهبری و از اساسی‌ترین مؤلفه‌های تمایز رهبری فرهنگی در نظام اسلامی با سایر نظام‌ها دانست.

یكی از تفاوت‌های اساسی مدیر و رهبر فرهنگی هم در همین خصلت است. مدیران معمولاً به دلیل ویژگی عملیاتی خود پس از مدت كوتاهی عمل‌زده و تسلیم واقعیت‌های موجود می‌شوند اما رهبران فرهنگی پیوسته از آرمان‌ها دفاع می‌كنند و درصدد تغییر شرایط به نفع آرمان‌ها هستند. درعین حال آن‌ها می‌پذیرند كه راه رسیدن به آرمان‌ها راهی سخت و دشوار است و هیچ‌گاه نباید تسلیم موانع شد؛ به تعبیر امام راحل(ره) تأخیر در رسیدن به اهداف دلیل عدول از آن‌ها نیست.

اگر جامعه‌ آرمان متعالی نداشته باشد، در پیچ و خم روزمرگی متوقف خواهد شد و هیچ‌گاه به قله‌ی تعالی نخواهد رسید. بنابراین به نظر می‌رسد مهم‌ترین ویژگی فرهنگی رهبری، زدودن این رخوت از جامعه و حركت دادن مردم به سوی آرمان‌ها، در چارچوب فرهنگ عمومی است. نباید فراموش كرد كه در طول تاریخ از رهبرانی كه جامعه را حركت داده‌اند و بذر امید و شادابی و ایمان به پیشرفت را در دل‌ها كاشته‌اند، به نیكی یاد شده. آن‌ها به گواهی مردم خویش حتی در طول قرن‌های پس از مرگشان اقتدار معنوی خود را حفظ كرده‌اند.

با این نگاه، نام‌گذاری سالانه را می‌توان مصداقی از آرمان‌آفرینی رهبری برای حركت دادن و ایجاد امید و نشاط به جامعه دانست. آرمانی بودن افق نگاه رهبری البته به معنای چشم بستن بر حقایق جامعه و فضای بین‌المللی فرهنگ نیست، بلكه مقصود آن است كه رهبری همچنان كه آرمانی می‌اندیشد، در حوزه‌ی عمل و تدبیر نیز واقعیت‌های امروزین جامعه را در نظر دارد.

جامعه و مردم هیچ‌گاه در فضای انتزاعی به سر نمی‌برند. رهبران مقتدر نیز می‌دانند كه ضمن پاسداشت آرمان‌های متعالی فرهنگی باید ناظر به مسائل و مشكلات زندگی روزمره و نیازها و ضرورت‌های جامعه و فرهنگ عمومی تصمیم‌گیری كنند. با بررسی عناوین انتخابی رهبر برای سال‌های گذشته به‌خوبی می‌توان متوجه این واقعیت شد كه هركدام ناظر به یك مسئله‌ی اجتماعی و فرهنگی و تلاش برای سامان دادن به آن طراحی شده است. به نظر می‌رسد سال‌های پیامبر اعظم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و عزت و افتخار حسینی(ع) برای الگوگیری از وجود مبارك پیامبر و ائمه علیهم‌السلام در زندگی اجتماعی؛ سال انضباط اجتماعی برای جلب توجه مردم به رعایت نظم و قانون متناسب با الزامات زندگی اجتماعی؛ سال نوآوری و شكوفایی برای جلب توجه نخبگان به خلق و آفرینش افق‌های جدید و حفظ نشاط اجتماعی در لایه‌های گوناگون مردم و سال اصلاح الگوی مصرف برای عنایت بیشتر به حفظ و نگه‌داری منابع ملی و برحذر داشتن مردم از مصرف بی‌رویه‌ی منابع و امكانات به این نام‌ها منتسب شده‌اند.

چنان كه ملاحظه می‌شود، همه‌ی این موارد جزء ضرورت‌ها یا آسیب‌های فرهنگی- اجتماعی جامعه‌ی امروز ایران اسلامی هستند. اگر عناوین این چند سال كنار هم قرار گیرند ما را به گونه‌ای از آسیب‌شناسی عمومی وضعیت فرهنگی رهنمون می‌سازند. با این‌همه، باید در مورد اهداف و ضرورت‌های این نام‌گذاری‌ها بیشتر تأمل نمود و هم‌زمان آن‌ها را با اقتضائات دهه‌ی عدالت و پیشرفت تحلیل كرد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:35 PM - روز دوشنبه 26 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

امام علی(ع): دور اندیش كسی است كه از ولخرجی كناره و از اسراف دوری كند.[1]

امام علی(ع): بیچاره اسراف‌كار! چه دور است از اصلاح نفس و جبران كردن كار خود.[2]

امام علی(ع): اندازه نگه‌داشتن معیشت به قدر نیاز، بهتر از زیاده‌روی كردن است.[3]

امام علی(ع): بخشش نكردن صرفه‌جو، بهتر از بخشیدن اسراف‌كار است و امساك كسی‌كه مال خود را حفظ می‌كند، نیكوتر از بخشش كسی است كه مالش را بر باد می‌دهد.[4]

امام علی(ع): هرگاه خداوند خیری را برای بنده‌اش بخواهد، ميانه‌روى و خوش‌تدبيري را به او الهام مي‌كند و او را از تدبير و اسراف دور مي‌سازد.[5]

امام علی(ع): ميانه‌روى و اسراف نكردن، از شخصیت است.[6]

امام علی(ع): شاكرترین مردم قانع‌ترین آنهاست و ناسپاس‌ترین آنان در مقابل نعمت‌ها، حریص‌ترین آنهاست.[7]

امام علی(ع): كسی‌كه به اندك قانع نیست، چگونه می‌تواند خودسازی كند.[8]

امام علی(ع): ای فرزند آدم! اگر از دنيا به قدري كه تو را كفايت كند خواهى، بدان كه كمترين چيز دنيا كفايتت مي‌كند و اگر از دنيا به اندازه‌اي كه تو را كفايت كند نخواهى، بدان كه همه دنیا هم بسنده‌ات نخواهد كرد.[9]

امام علی(ع): میوه قناعت، ميانه‌روى در كسب و كار است و خويشتن‌داري از دست درازكردن به سوي مردم.[10]

امام حسن(ع): بدان كه مردانگيِ قناعت و خرسندى، بیش از جوان‌مردیِ بخشش است.[11]

امام زین‌العابدین(ع): و مرا از زیاده‌روی بازدار و روزی‌ام را از تلف شدن نگاه‌دار و دارایی‌ام را با بركت دادن به آن، افزون گردان و راه مصرف آن را در كارهای خیر به من بنمایان.[12]

امام صادق(ع): به آنچه خداوند قسمت تو كرده قانع باش و به آنچه دیگران دارند چشم مدوز و آنچه را بدان نمی‌رسی آرزو مكن؛ زیرا كسی‌كه قانع باشد، سیر می‌شود و كسی‌كه قانع نباشد، سیر نمی‌شود و بهره آخرتت را دریاب.[13]

امام صادق(ع): در آنچه بدن را سالم نگه می‌دارد اسراف نیست، بلكه اسراف در چیزهایی است كه مال را تلف كند و به بدن زیان رساند.[14]

امام صادق(ع): كسی‌كه به معاش اندك از سوی خدا خرسند باشد، خداوند به عمل نیك او خرسند گردد.[15]

امام رضا(ع): قناعت، سبب خویشتن‌داری و ارجمندی و آسوده شدن از زحمت فزون‌خواهی و بندگی در برابر دنیاپرستان است. راه قناعت را جز دو كس نپیماید: یا عبادت‌پیشه‌ای كه خواهان خرد آخرت است یا بزرگواری كه از مردمان فرومایه دوری كند.[16]

امام حسن عسكری(ع): به درستی‌كه برای جود اندازه‌ای است كه اگر از آن زیاده شود، اسراف است.[17]

نویسنده : سهيلا بهشتى

پي نوشت :

[1]. غررالحكم، ح 1530.

[2]. همان، ح 10092.

[3]. همان، ح 4812.

[4]. همان، ح 3406-3407.

[5]. همان، ح 4127.

[6]. غررالحكم، ح 10053.

[7]. همان، ج 77، ح 422.

[8]. غررالحكم، ح 6979.

[9]. اصول كافى، ج 2، ح 138.

[10]. غررالحكم، ح 4634.

[11]. بحارالانوار، ج 78، ح 111.

[12]. صحیفه سجادیه، دعای 20.

[13]. اصول كافى، ج 8، ح 243.

[14]. بحارالانوار، ج 75، ح 303.

[15]. اصول كافى، ج 2، ح 138.

[16]. همان، ج 78، ح 349.

[17]. درة الباهره، ح 43.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:32 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3  
1 2 3