در تمام اعصار و طول زندگي اجتماعي بشر، كمبود منابع، رقابت و سبقت در بهره مندي از منابع، وجود داشته است و به نوعي بهره برداري از منابع با ميزان پيشرفت تكنولوژي در همان عصر ارتباط داشته است. در اين بخش از مقاله، نگاهي به چگونگي ساده زيستي و رعايت الگوي مصرف در پيش از اسلام خواهيم داشت.

مقدمه:
انسان در هر عصري براي بهره­برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه­هايي جهت مصرف بهينه آن‌ها بوده است و براي اين منظور، چاره­اي جز طراحي راه­هايي براي استفاده مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي­توان به آموزه­هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره­برداري مناسب­تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.

اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

رشد، توسعه و متعالي شدن جامعه اسلامي و رسيدن به استقلال و رفع فقر و توزيع عادلانه امكانات براي تمام افراد جامعه از اهداف بزرگ دين مقدّس اسلام است. ركود، بازماندگي و عدم تحرك در ادبيات ديني نه تنها معنا ندارد بلكه ضد باور ديني تلقّي مي­گردد. از سوي ديگر اديان الهي هميشه انسان‌ها را به رعايت اعتدال و توجه به علّت اصلي آفرينش تذكر داده­اند و سعي كرده‌اند آن‌ها را از "داشتن‌هاي " دنيوي به سوي "بودن " سوق دهند و سير بازگشت دائمي به خويشتن خويش را در آن‌ها زنده نگه‌دارند.

در اين مقاله سعي خواهد شد با استفاده از آموزه‌هاي ديني كه همانا فرمايشات پيامبران(ع) از حضرت آدم(ع) تا خاتم(ص) و هم‌چنين روايات و احاديث ائمه‌ اطهار(ع) و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خواننده‌ گرامي، به اين نتيجه اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوش‌زد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گران‌بها، توجه بيش­تري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.















انسان‌ها در هر مكان و شرايط و با هر نوع زندگي، نيازمند اسوه‌ها و نمونه‌هاي عيني تعليم الهي هستند و هم‌چنين، همه انسان‌ها در هر رتبه و مقام معنوي كه باشند، از داشتن الگو، بي‌نياز نمي‌شوند بلكه مقام اسو‌ه‌گي، داراي نسبيت بوده و يك اسوه ممكن است خود پيرو اسوه ديگري باشد. بدين لحاظ مي‌توان گفت؛ اسوه در تمام زمينه‌هاي فردي و اجتماعي، راهنما و راه‌گشاي بشر است. در كتاب آسماني خود مي‌خوانيم:

"رسولاني را فرستاد كه نيكان را بشارت دهند و بدان را بترسانند تا آنكه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجتي نباشد و خدا هميشه مقتدر و كارش بر وفق حكمت است ".[1]

همان‌گونه كه اشاره شد در تمام اعصار و طول زنگي اجتماعي بشر، كمبود منابع، رقابت و سبقت در بهره­مندي از منابع، وجود داشته است و به نوعي بهره­برداري از منابع با ميزان پيشرفت تكنولوژي در همان عصر ارتباط داشته است. در اين بخش از مقاله، نگاهي به چگونگي ساده­زيستي و رعايت الگوي مصرف در پيش از اسلام خواهيم داشت:



ـ يادآورى نعمت‏هاى الهى

از آن‏جا كه ضرورت شكر منعم از دريافت‏هاى فطرى بشر است، زمينه‏سازى براى سوق دادن انسان‌ها بدين سو، از راه ذكر موهبت‏هاى بى‌پايان الهى، يكى از شيوه‏هاى تبليغ موفق خواهد بود. حضرت نوح(ع) در مسير دعوت، براى دعوت انديشه‏هاى متمرّد و دل‏هاى منحرف و زمينه‏سازى جهت گسترش دعوت، نعمت‏هاى الهى را برمى‏شمرد و سختى‏هاى ناشى از فقدان آن‌ها را گوش‌زد مى‏نمود:

"ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً * وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً * أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً * وَجَعَلَ القَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً * وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً * ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَيُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً * وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ بِساطاً* لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً "[2] (شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد؟ * و حال آن كه شما را مرحله به ‏مرحله خلق كرده است * مگر ملاحظه نكرده‏ايد كه چگونه خدا هفت آسمان را تو در تو آفريده است؟ * و ماه را در ميان آن‌ها روشنى­بخش گردانيد و خورشيد را چراغى قرار داد * و خداست كه شما را چون گياهى از زمين رويانيد * سپس شما را در آن باز مى‏گرداند و باز به طوري عجيب بيرون مى‏آورد * و خدا زمين را براى شما فرشى گسترده ساخت * تا در راه‏هاى فراخ آن برويد).

هم‌چنين خطاب به مردم مى‏گويد:

"فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفّاراً * يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ آنهاراً "[3] (و گفتم؛ از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است * تا بر شما از آسمان باران پى‌درپى فرستد * و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغ‏ها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد).



ـ ساده‌زيستى

هر چند از شرح شيوه‏هاى گذشته، ساده‏زيستى و دورى حضرت عيسى(ع) از مظاهر فريبنده مادّى برمى‏آيد اما اشاره مستقل به اين بُعد از زندگى و شخصيت عيسى(ع) و اين روش غيرمستقيم تبليغى ضرورى به نظر مى‏رسد، روايات زيادى بر اين معنا تأكيد و تصريح دارند؛ از آن جمله در نهج‌البلاغه آمده است:

"و اگر بخواهى در عيسى بن مريم نيز (براى تو اسوه‏اى نيكو است)، كه سر بر سنگ مى‏نهاد و جامه خشن مى‏پوشيد و خورش او گرسنگى بود و چراغ شب‏افروزش، ماه و سايبان زمستانش شرق و غرب زمين. ميوه و خوراكش گياه بيابان بود و همسرى نداشت تا او را بفريبد و فرزندى نداشت كه (فقدانش) او را اندوهگين سازد، دارايى‏اى نداشت كه او را متوجه خود سازد و طمعى نداشت كه به خوارى‏اش در افكند. مركبش دو پايش بود و خدمتكارش دو دستش ".[4]

"عيسى(ع) لباس مويين مى‏پوشيد و از برگ درخت مى‏خورد و خانه، زن، فرزند و مالى نداشت و هيچ‏گاه براى فردايش ذخيره نمى‏كرد. "[5]



ـ ذكر نعمت‏هاى الهى و عظمت خالق

حضرت صالح(ع) به صراحت مردم را سفارش مى‏كرد كه نعمت‏ها و آفريده‏هاى خداوند را به ‏ياد داشته باشند:

"وَاذكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ‏بَعْدِ عادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِى الأَرضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الجِبالَ بُيُوتاً... "[6] (و به ياد آوريد هنگامى را كه شما را پس از قوم عاد جانشينان آنان گردانيد و در زمين به شما جاى مناسب داد. در دشت‏هاى آن كاخ‏هايى اختيار مى‏كرديد و از كوه‏ها خانه‏هايى زمستانى مى‏تراشيديد... ".

ـ وى پس از امر به عبادت خداى واحد مى‏گويد:

"...هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّى قَرِيبٌ مُجِيبٌ ".[7] (...او شما را از زمين پديد آورد و شما را به عمران آن واداشت. پس از او آمرزش بخواهيد، آن‏گاه به درگاه او توبه كنيد كه پروردگارم نزديك و اجابت‌كننده است).

"... فَاذكُرُوا آلاءَاللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِى‌الأَرضِ مُفْسِدِينَ ".[8] (... پس نعمت‏هاى خدا را به ياد آوريد و در زمين سر به ‌فساد برمداريد).

حضرت صالح(ع) گاه ضمن انذار و هشدار به مخاطبان، نسبت به نافرجامى راهى كه در پيش گرفته‏اند، نعمت‏هاى موجود را يادآور مى‏شود و خبر از زوال آن‌ها مى‏دهد:

"أَتُتْرَكُونَ فِى ما ههُنا آمِنِينَ * فِى جَنّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ‌الجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ * فَاتَّقُوااللَّهَ وَأَطِيعُونِ ".[9] (آيا شمارا در آن‌چه اين‏جا داريد آسوده رها مى‏كنند؟ * در باغ‏ها و در كنار چشمه‏ساران، و كشت­زارها و نخل­ها كه ميوه­‏هايشان لطيف است؟ * و ماهرانه براى خود از كوه‏ها خانه‏هايى مى‏تراشيد * از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد).

اين يكى از راه‏هاى مهم تربيت و شيوه‏هاى وعظ است كه قرآن كريم به كار مى‏برد: قومى كه فضل الهى و نعمت‏هاى بي­كران آن‌ها را فرا گرفته و در تمام جوانب زندگى به پيش­رفت و آبادانى رسانده، شايسته نيست كه خود را به گناه و نافرمانى خالق آلوده سازند... اين روش مخاطب را نسبت به منزلت والايش نزد خدا يادآور مى‏گردد تا به مقتضاى اين شأن و منزلت عمل كند.[10]



ـ دعوت به اصلاح اقتصادى

ويژگى مهم دعوت حضرت شعيب(ع)، كوشش بى­وقفه او در راه اصلاحات اقتصادى در جامعه و حاكميت بخشيدن تقوا در روابط و مناسبات اقتصادى و تجارى است. جامعه‌اي كه آن حضرت(ع) زندگي مي‌كرد از رونق و شكوفايي اقتصادي فراواني بهره‌مند بود از اين­رو آن حضرت(ع) همواره پس از دعوت به توحيد، مردم را از مسائلي مانند كم‌فروشي، غش در معامله و ... با بيان­هاي متنوع منع مي‌‌فرمودند:

"... ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَلا تَنْقُصُوا المِكْيالَ وَالمِيزانَ... * وَيا قَوْمِ أَوْفُوا المِكْيالَ وَالمِيزانَ بِالقِسْطِ وَلاتَبْخَسُوا النّاسَ أَشْياءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِى الأَرضِ مُفْسِدِينَ "[11] (براى شما جز او معبودى نيست و پيمانه و ترازو را كم مكنيد... * و اى قوم من پيمانه و ترازو را به انصاف، تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد).

"أَوْفُوا الكَيْلَ وَلاتَكُونُوا مِنَ المُخْسِرِينَ ".[12] (پيمانه را تمام دهيد و از كم‌فروشان مباشيد).

بر اساس اين آيه شريفه مي‌توان فهميد، مردم با ايمان نيز به بيمارى‏هاى اقتصادى و اجتماعى مبتلا بوده‏اند و از تعبير "بعد اصلاح‌ها " هم بر مى‏آيد كه آن جامعه از وضعيت نيكويى ـ چه از لحاظ اقتصادى و چه از حيث فرهنگى و معنوى ـ برخوردار بوده و از آن پس در اثر غفلت و دورى از تقواى الهى به اين آفات دچار شده است. چنان‏كه در روايتى نيز به اين موضوع توجه داده شده است.[13]

داستان حضرت شعيب(ع) به ‏خوبى محكوميت آزادى كامل اقتصادى را در جايى كه با معيارهاى اخلاقى و انسانى و توازن حيات منافات داشته باشد، اثبات‏ مى‏كند.

على بن الحسين، امام سجاد(ع) فرمودند: "نخستين كسى كه پيمانه و ترازو به كار گرفت، شعيب پيامبر(ع) بود. قوم او نيز پيمانه و وزن مى‏كردند و پس از چندى دست به كاستن پيمانه و ترازو زدند و به عذاب الهى دچار شدند... "[14]



ـ ساده‏زيستى و تأمين معاش از دست‌رنج خود

حضرت داود(ع) از كارهاي دستي و صنعتي خود كه بيش‌تر شامل ساخت جامه و لوازم جنگي بود، استفاده مي‌‌كرد و اين در حالي بود كه قادر به تصرفات خارق‌العاده بر طبيعت بود و حكومتي با نفوذ و قدرت‌مند بر انسان‌ها داشت.

"... وَأَلَنّا لَهُ الحَدِيدَ * أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِى السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً ... "[15] (... و آهن را بر او نرم گردانيديم * و امر كرديم كه زره‏هاى گشاده بساز و حلقه‏هاى آن را به ‏اندازه، قرار ده و كار شايسته انجام دهيد ...)

"داود روزى يك زره مى‏ساخت و به هزار درهم مى‏فروخت، بدين ترتيب 360 زره ساخت و به 360 هزار درهم فروخت و از بيت‌المال بى‌نياز شد ". [16]

"گفته‏اند اول كسى كه زره ساخت، داود(ع) بود و پيش از او، صفحه‏هاى آهن را بر خود مى‏بستند كه از گرانى آن جنگ نمى‏توانستند كرد. پس حق‏تعالى آهن را در دست او مانند خمير نرم كرد كه به دست خود زره بسازد ".[17]

حضرت داود(ع) وسايل ديگرى نيز مى‏ساخت و از اين راه، ضمن خدمت به جامعه، آثار تبليغى قابل توجهى بر جاي مى‏گذاشت.[18]

على(ع) در نهج­البلاغه به پيروى حضرت داود(ع) سفارش مى‏كنند:

"و اگر خواستى به عنوان سومين اسوه به داود نبى(ع) تأسى كن، او زنبيل‌هاى دست‌باف از ليف خرما مى‏ساخت و به هم‌نشينانش مى‏گفت: چه كسى براى من مى‏فروشد؟ و با بهاى آن نان جو مى‏خريد و مصرف مى‏كرد ".[19]



ـ ساده‏زيستى و هم‌نشينى با مستمندان

حضرت سليمان(ع) با وجود حكومت و پادشاهى، لباس مويين مى‏پوشيد و چون شب فرا مى‏رسيد، دست خويش به گردن مى‏بست و ايستاده تا صبح به عبادت مى‏پرداخت و مى‏گريست؛ روزى و در آمد او نيز از فروش زنبيل‏هاى ليف خرما بود كه به‏دست خود مى‏بافت. او حكومت را تنها براى غلبه بر پادشاهان كافر از خدا خواست.[20]

درباره غذاى او گفته‏اند: سليمان در دوران حكومتش همواره مردم را با خوردنى‏هاى لذيذ اِطعام مى‏كرد، اما خود نان جو مى‏خورد.[21]



ـ ساده‌زيستى

انبياء با پرهيز از مظاهر فريبنده دنيوى و مادّى، سعى در ترويج اين انديشه داشته‏اند كه دنياى آخرت هر چند از ديد ما به‏دور است اما قابل اعتماد و اتكاست و مى‏توان و بلكه بايد اين جلوه‏هاى زودگذر را تنها پلى براى وصول به آن سراى جاويد دانست. در قصص‌الانبياء، آمده است:

"عيسى‌بن مريم(ع) و يحيى ‌بن زكريا(ع) دو پسر خاله بودند. عيسى(ع) لباس پشمينه مى‏پوشيد و يحيى لباسى از پشم شتر. هيچ يك از آن‌ها درهم و دينار، عبد، كنيز و حتّى پناه‌گاهى براى سكونت نداشتند. هر كجا شب ايشان را فرا مى‏رسيد، بيتوته مى‏كردند و چون در صدد جدايى بر آمدند، يحيى(ع) گفت: مرا سفارش كن. گفت: خشم مگير، گفت: هميشه نمى‏توانم. گفت: مال دنيا ميندوز، گفت: اين وصيت را شايد بتوانم انجام دهم ".[22]



ـ سياست اقتصادى حضرت يوسف(ع) در مصر

با توجه به اين كه در مسائل اقتصادى، تنها موضوع "فزونى توليد " مطرح نيست، گاهى "كنترل مصرف " از آن هم مهم‌تر است و به همين دليل، يوسف(ع) در دوران حكومت خود، سعى كرد در آن هفت­سال وفور نعمت، مصرف را به شدت كنترل كند، تا بتواند قسمت مهمى از توليدات كشاورزى را، براى سال‌هاى سختى كه در پيش بود، ذخيره نمايد.

در حقيقت اين دو از هم نمى­توانند جدا باشند. "توليد بيش­تر " هنگامى مفيد است كه نسبت به "مصرف " كنترل صحيح ترى شود، و كنترل مصرف هنگامى مفيدتر خواهد بود كه با توليد بيش­تر همراه باشد.

سياست اقتصادى يوسف(ع) در مصر نشان داد كه يك اقتصاد اصيل و پويا نمى­تواند هميشه ناظر به زمان حال باشد، بلكه در آينده و حتّى نسل­هاى بعد را نيز دربر مى­گيرد.

يوسف(ع) براى پايان دادن به استثمار طبقاتى و فاصله ميان قشرهاى مردم مصر، از سال­هاى قحطى استفاده كرد، به اين ترتيب، كه در سال­هاى فراوانى نعمت، مواد غذائى از مردم خريد و در انبارهاى بزرگى، كه براى اين كار تهيه كرده بود، ذخيره كرد و هنگامى كه اين سال­ها پايان يافت و سال­هاى قحطى پيش آمد، مواد غذائى را به درهم و دينار فروخت، زينت­ها و جواهرات (البته به استثناى آن‌ها كه توانائى نداشتند)، چهارپايان، غلامان و كنيزان، خانه­ها، مزارع و آب­ها و بالاخره در برابر خود مردم مصر و سپس تمام آن‌ها را (به صورت عادلانه‌اى) به آن‌ها بازگرداند، و گفت هدفم اين بود كه: آن‌ها را از بلا و نابسامانى رهائى بخشم.[23]





همان‌گونه كه بيان شد پيشينه يافتن الگويي صحيح، منطقي و مقرون به صرفه، در مصرف منابع به اعصار دور باز مي‌گردد و اين نشان­دهنده فطرت انسان‌هاي پاك است كه حتّي پيش از دين كامل و انسان­ساز اسلام در پي حفظ و صيانت از نعمات الهي بوده­اند، حال به دستورات دين مبين اسلام و بالطبع روش­هاي تبليغي پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مي‌پردازيم.



اسلام براي ايجاد انگيزه‌هاي مثبت و زدودن انگيزه‌هاي منفي، اهرم‌هاي هدايت و ارشاد فراواني دارد كه با وضع قوانين جامع ديني و اجراي آن مي‌توان از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمود. مثلاً تأمين مقدار مصرف لازم و ضروري كه عبارت است از مقدار مصرفي كه براي ادامه زندگي انساني و حفظ وجود از امراض و بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي جسمي و رواني لازم و ضروري است و براي افراد واجب است، وظيفه دولت اسلامي است.

خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:

"يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا، لاتُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما اَحَلّ اللهُ لَكُم وَ لاتَعتَدُوا، اِنَّ اللهَ لايُحِبُّ المُعتَدينَ * وَ كُلُوا مِمّا رَزَقَكُمُ اللهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذي اَنتُم بِه مُؤمِنوُنَ ". (اي كساني كه ايمان آورديد، چيزهاي خوبي كه خداوند بر شما حلال فرموده است، بر خود حرام نكنيد و از آن چه حلال كرده است نيز تجاوز ننماييد، همانا خداوند تجاوزكاران را دوست نمي‌دارد * و از آن چه خداوند به شما روزي داده است، در حالي كه حلال و نيكو است، بخوريد و تقواي الهي كه به آن اعتقاد داريد، پيشه سازيد).[24]

در اين آيه شريفه، استفاده صحيح از نعمت‌هاي الهي، مورد تشويق قرار گرفته است. خداوند كساني كه از روي جهالت و ناداني، برخي از نعمت‌هاي الهي را بر خود حرام كرده، مورد سرزنش قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد:

"قَد خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا اَولادَهُم سَفَهًا بِغَيرِ عِلمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ ‌اللهُ افتِراءً عَلَي اللهِ قَدضَلُّوا وَ ماكانُوا مُهتَدينَ " (به راستي زيان كردند، كساني كه فرزندان خود را از روي ناداني و بدون علم كشتند و آن چه به آنان روزي داده شده است، از روي افترا بر خدا بر خويش حرام كردند، به راستي گمراه شدند و آن‌ها هدايت نمي‌يابند).[25]

استفاده از نعمت‌هاي الهي با حدود شرايط و ضوابط آن، نبود اسراف و تبذير و اداي حقوق ديگران از نظر شريعت، پسنديده و لازم است. خداوند در آيات قرآني، نعمت‌هاي خويش را بر مي‌شمرد و انسان‌ها را به بهره‌مندي از آن تشويق مي‌كند. در زير نمونه‌اي بيان مي‌گردد:

"... كُلُوا مِن رِزقِ رَبَّكُم وَ اشكُرُوا لَهُ، بَلَدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ ". (از روزي پروردگارتان بخوريد و او را شكر كنيد، كه شهري پاكيزه و خداي بخشنده‌اي داريد).[26]

در دين اسلام،‌ تأكيد قابل توجهي بر امر انفاق و توجه به نيازمندان و پرداخت زكات و خمس و پذيرش هداياي دوستانه شده است. تاريخ اسلام پر از اطعام‌ها و اكرام‌ها و پذيرايي‌هايي است كه دوستان مؤمن نسبت به يكديگر انجام مي‌دادند كه همگي ناشي از به كار بستن ارشادها و راهنمايي‌هاي رهبران ديني بوده است.

در اسلام مواردي وجود دارد كه ما را از مصرف بعضي چيزها باز مي‌دارد و آن را گاه حرام و گاهي مكروه و ناپسند مي‌شمرد. مصرف چيزهايي كه به صراحت حرام است، مانند گوشت خوك و مصرف چيزهايي كه براي انسان زيان‌آور است، مانند سموم و مواد مخدر. خداوند متعال مي‌فرمايد:

"خود را با دست خويش به هلاك نرسانيد ".

اسراف يكي از مصاديق حرام است، اسراف تجاوز از حد و اگر انسان در به كارگيري اشياء از حدود شايسته آن خارج شود، مصداق "مسرف " خواهد بود. در قرآن كريم و روايات معصومان(ع) تأكيد فراوان بر پرهيز از اسراف شده است. خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايد:

"...وَ كُلُوا وَاشرَبُوا وَلا تُسرِفُوا، اِنَّهُ لايُحِبُّ المُسرِفينَ ". (...و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد، همانا كه خداوند اسراف‌كاران را دوست ندارد).[27]

و در جاي ديگر مي‌فرمايد:

"... وَ اَنَّ ‌المُسرِفينَ هُم اَصحابُ النّارِ ". (... و همانا اسراف‌كاران، آنان اهل آتش هستند).[28]

گامي فراتر از اسراف، تبذير، بريز و بپاش‌هاي فراوان است، اسرافي كه همراه اتلاف مال باشد و هيچ غرض عقلاني بر آن مترتب نگردد. اگر مال در راه عياشي‌ها و مي­گساري‌ها و مجالس لهو و لعب و قمار و موارد نامشروع هزينه شود، علاوه بر فساد جامعه، نابودي فقرا و تهي­دستان را همراه خواهد داشت. در صورتي كه انسان در امر حلال نيز افراط كند و بيش از حدّ متعارف و مناسب با حال و شأن خود صرف كند، تبذير خواهد بود.

مصرف مكروه نيز در اسلام ناپسند است. مصرف بيش از حدّ متعارف براي هر شخصي، با وجود نياز بيش­تر برادران و خواهران ديني او مكروه و ناپسند است. اگر كسي سير باشد و همسايه و هم­كيش وي گرسنه باشد از ايمان دور است و اگر فردي لباس بپوشد ولي هم­دين وي برهنه باشد، به خدا ايمان ندارد.

مصرف بسياري از اشياء يا زياده در آن‌ها كراهت دارد مانند پوشيدن مداوم لباس سياه و لباس تنگ و خوردن گوشت حيوانات سواري و باركش از آن جمله است. كم كردن و تنگ گرفتن در مخارج زندگي ـ با وجود داشتن قدرت بيش­تر در مصرف نيز ـ از ديدگاه مكتب اسلام مورد نكوهش واقع شده است.





اسوه‏اى چون پيامبر(ص)، كه به قلّه كمالات معنوى و فضايل اخلاقى نايل شده، هرگز تعالى خويش را در مصرف يا اسراف نعمت‏هاى مادّى نمى‏داند، بلكه فارغ از هرگونه تعلق به مواهب دنيوى، در انديشه ترقى روح است. درباره سادگى معيشت پيامبر اكرم(ص) بسيار گفته ‏شده است.

در سفينه‌البحار آمده است:

"پيامبر(ص) بر روى حصير استراحت مى‏كرد و غير از آن زيراندازى نداشت ".[29]

امام صادق(ع) فرمودند:

"رسول‏خدا(ص) شخصاً شير بز خانه را مى‏دوشيد ".[30]

نيز از ايشان روايت شده كه فرمودند:

"رسول‏خدا(ص) هسته خرما را در دهان مى‏مكيد و آن را مى‏كاشت ".[31]



پيامبر اكرم(ص) ازآن‏جا كه مى‏خواهد به عنوان اسوه‏اى تمام­عيار و هميشگى براى انسان‌ها و هدايت­گر آن‌ها باشد و ايشان را به پيروى خود، دلگرم و تشويق كند، همانند ساير انسان‌ها زندگى كرده و از هرگونه تعيّن و تشخّص كه موجب فاصله گرفتن مردم از او گردد، خوددارى مى‏كند؛ چه ‏اين كار موجب سوء­تفاهمى مى‏شود كه انسان‌ها را از پيروى او باز مى‏دارد و يا در آن مرّدد مى‏سازد. به ‏عبارت ديگر، اگر مردمان، پيامبر(ص) را اسوه واقعى خود در زندگى نبينند، او را اسوه حيات معنوى خويش قرار نخواهند داد.

تناسب شيوه زندگى ميان اسوه و متأسى، يكى از ابعاد ضرورى هماهنگى ميان آن‏ دو است... و اساساً فاصله سطح و شيوه زندگى افراد، از جمله موانع ايجاد رابطه ميان انسان‌هاست و از آن­جا كه در تبليغ، ايجاد رابطه ناگسستنى غيرقابل اغماض است، اسوه‏ها بايد در جهت هماهنگى شيوه زندگى خود با توده‏هاي مردم بكوشند.



در جهت هماهنگى بيش­تر با توده مردم كه مخاطب دعوت الهى انبيا هستند، رسول گرامى اسلام(ص)، به شدّت از تكلّف و ايجاد مشقّت براى ديگران خوددارى مى‏كرد، هرچند آن‌ها مشتاق هرگونه خدمت به او بودند. در معاشرت‏ها، سفرها و تمام برخوردها، منش پيامبر(ص) بر بى‏تكلّفى و دورى از تقيّدات بي­جا بود، چه، با تكلّف و تقيّد به سنّت‏هاى دست و پاگير و بى‌دليل نمى‏توان در دل مخاطبان نفوذ كرد.

از امام صادق(ع) روايت شده كه روزى پيامبر(ص) براى افطار در مسجد قبا بودند. شير مخلوط با عسل آوردند. پيامبر(ص) آن را پيش رو آورد، اما نخورد و فرمودند: "يكى از آن دو كافى است ". سپس فرمودند: "نمى‏خورم و آن را براى ديگران حرام نيز نمى‏دانم، اما در برابر خدا فروتنى مى‏كنم ".[32]



"بزرگ‌ترين گناه كبيره، دنيادوستي است ".

"دنيادوستي ريشه هر معصيت و آغاز هر گناهي است ".

"هر كه دنيايش را دوست بدارد، به آخرتش زيان رساند ".

پيامبر گرامي اسلام(ص) كه مبلّغ دين و كتاب پروردگار است، بايد چنين عمل كند. پروردگاري كه در آيات شريفه 51 آل­عمران، 3 ابراهيم، 107 نحل، 7 روم، 29 نجم و 38 نازعات، يگانه علت عدم پذيرش حقانيت دين را، دنيازدگي و فريفتگي به آن مي‌داند و در آيات ديگري صراحتاً در خصوص دوستي مال و دنيا هشدار مي­دهد: "مال را دوست دارند، دوست داشتني بسيار! و با اين حال زنهار مي‌دهد كه حب مال و دنيا از ياد برنده حقيقت و ذكر خدا است ".

نبي مكرم(ص) نه تنها به داد مستضعفان و مظلومان عرب رسيد، بلكه با پيام الهي ـ انساني خويش، صور نجات ابدي را براي بشريت دميد و روح خفته و مدفون­گشته آدمي را كه از ديري به اين سو در بند شهوت، جاه­طلبي و برتري‌جويي گير مانده و افسون ماده‌پرستي و از خودبيگانگي گرديده بود، بيدار و زنده كرد و جهت، سير تكامل بشري را تا پايان تاريخ ترسيم نمود.





امانت بودن مال: در فرهنگ اسلامي، مالك حقيقي ثروت، خداوند متعال است. لذا انسان بايد به آن با ديده امانت نگاه كند و آن را به اندازه و در راه تحصيل كمال واقعي خود و با توجه به احكام و مقرراتي كه در تعاليم الهي براي تصرف در اموال ذكر شده به كار ببرد. حضرت علي(ع) در اشاره به اصل امانت­بودن دارايي افراد مي­فرمايند: "مال امانت است ". بديهي است كه وقتي انسان به اموالي كه در اختيارش قرار مي­گيرد، به چشم امانت نگاه كند، آن را در هر راه و به هر مقداري كه دلش خواست، به مصرف نمي رساند؛ بلكه از آن به اندازه لازم و در راه كسب فضايل و برطرف ساختن نيازهاي طبيعي خويش بهره­برداري مي­كند. علي(ع) در اين­باره مي‌فرمايند: "برترين مال‌ها، آن مالي است؛ كه بهترين اثر را برايت درپي داشته باشد ".



اسراف عبارت است از؛ درگذشتن از اندازه و رعايت نكردن اعتدال در كارها. هر هدفي با صرف زمان مشخص و مقدار خاصّي از توان و امكانات تحقق پيدا مي‌كند و تجاوز كردن از آن را اسراف مي‌گويند. نيازهاي اقتصادي حقيقي انسان نيز اندازه مشخصي دارد كه از آن در روايات با تعبير "حدّ كفاف " ياد مي‌شود و تعدّي از آن، اسراف است. علي(ع) مي‌فرمايند: "هر چيز كه از حدّ ميانه‌روي بگذرد، اسراف است. " و در روايت ديگر مي­فرمايند: "بيش­تر از حدّ كفاف مصرف كردن، اسراف است ".

"بدانيد مال را در غير راه آن بذل و بخشش كردن، اسراف و تبذير است ".

"اسراف را كنار بگذار و ميانه‌روي پيشه كن. فقط امروز را نبين؛ بلكه فردايي را كه در انتظار توست در نظر داشته باش ".

"از اسراف اجتناب كنيد. نه كسي بذل و بخششِ اسراف‌كار را ستايش مي‌كند و نه كسي فردا براي چنين انساني كه در نتيجه بخشش بي‌جا دچار نداري شده است، دل مي­سوزاند ".

"اسراف را ترك كنيد. ميانه‌روي در پيش بگيريد و همين امروز به فكر فردا باشيد و از ثروت‌هايتان مقداري را كه براي هزينه امروز نياز داريد، نگه داريد و زياديِ آن را براي روز مبادا بگذاريد ".

"با عفت و آراستگي خود را بياراييد و از اسراف و تبذير خودداري كنيد ".

"تجاوز كردن از ميانه‌روي در همه كارها ناپسند و مذموم است، مگر در كارهاي نيك كه در آن‌ها هر چه بيش­تر تلاش شود، دسترسي به مراتب بالاتري از كمالات ميسّر مي‌گردد ".

"براي شما ضرورت دارد كه از اسراف و تبذير بپرهيزيد و هميشه عدل و انصاف را رعايت كنيد ".

"كسي كه به طور شايسته ميانه‌روي در مسائل اقتصادي را رعايت نكند، اسراف و تبذير زمينه نابودي او را فراهم خواهد ساخت ".

"وقتي خداوند اراده كند كه به بنده‌اي از بندگانش خيري برساند، به او فضيلت ميانه‌روي در امور و توانايي تدبير شايسته زندگي را الهام مي‌كند و او را از سوءتدبير و اسراف و زياده‌روي دور مي­سازد ".

"از جمله نشانه‌هاي برخورداري از نعمت عقل، دوري از تبذير و اسراف و داشتن حسن تدبير است ".[34]

"اسراف‌كار سه نشانه دارد؛ چيزي را كه مال او نيست، مي‌خورد و چيزي را كه مال او نيست، مي‌پوشد و چيزي را كه مال او نيست، مي‌خرد ".[35]

"در زندگي ميانه‌روي پيش بگيريد؛ چرا كه اين كار بهترين كمك براي خوب زندگي كردن است ".



"خداوند بر پيشوايان عدالت واجب كرده است، زندگي خود را مانند ضعيف‌ترين مردم سازند، تا فقر و تنگ‌دستي به فقيران فشار نياورد و سبب هلاكت آنان نگردد ".[36]

"خداوند مرا پيشواي خلق خويش قرار داد از اين­رو سخت‌گيري بر من را در خودم ـ غذايم و نوشيدني‌ام لازم كرد تا مانند؛ ضعيفان مردم باشم كه فقير به فقر من اقتدا كند و بي‌نيازي ثروت‌مند، او را به سركشي وادار نكند ".[37]

و به يكي از حاكمان بلاد اسلامي مي­فرمايند: "واي بر تو ـ خداوند بر پيشوايان حق واجب كرد، خود را مانند رعيت خويش يا فقيرترين رعيتشان گردانند تا فقير به خاطر فقر خويش احساس حقارت نكند و ثروت‌مند به خاطر غنايش خداوند را سپاس گويد ".[38]



ـ امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه مي‌فرمايند: "با بخشش و اقتصاد مرا به راه راست هدايت فرما ". ابن‌منظور واژه قصد را در كتاب لسان‌العرب به ميانه‌روي معني كرده و حديثي را از پيامبر(ص) نقل نموده كه فرمودند: "مقتصدين تهي‌دست نيستند و نخواهد بود ".

ـ امام باقر(ع) مي‌فرمايند: "رسيدن به درجات عالي كمال انساني در سايه سه چيز امكان‌پذير است؛ فهم دين و شناخت آن؛ داشتن عزمي بلند و همّتي استوار در برابر مصائب و مشكلات؛ و سنجش و اندازه نگه­داشتن در امور مربوط به معيشت و زندگي اقتصادي ".[39]

"تدبير خوب زندگاني و برنامه‌ريزي درست اقتصادي از نشانه‌هاي انسان‌هاي با ايمان است ".[40]

ـ امام جعفر صادق(ع) فرمودند: "خداوند ميانه‌روي را دوست دارد و كساني كه اسراف مي‌كنند، دشمن خدا هستند ". در بحث ميانه‌روي حتّي دور انداختن هسته خرما از نظر امام صادق(ع) اسراف است، يك فرد مسلمان، حتّي نبايد تتمه آبي را كه خورده، بر روي زمين بريزد، چون اين عمل به نوعي اسراف است.

فردي نزد امام صادق(ع) آمد و به ايشان عرض كرد: "به خدا سوگند! ما دنبال دنيا هستيم ـ در حالي كه شما هميشه به ما سفارش مي‌كنيد كه دنيا را وانهيد ـ و دوست داريم آن را بدست آوريم ـ هيچ‌كسي پيدا نمي‌شود كه دنيا را دوست نداشته باشد ". حضرت(ع) فرمودند: "دوست داري با اين مال چه كني؟ " گفت: "نياز خودم و خانواده‌ام را برآورده كنم و آن را صدقه بدهم و حج و عمره به جاي آورم. " حضرت(ع) فرمودند: "اين دنياطلبي نيست بلكه آخرت‌جويي است. چرا كه تو از دنيا براي تحقق مسئوليت‌هاي الهي خود استفاده مي‌كني ".

علامه مجلسي(ره) حديث ديگري از امام صادق(ع) نقل كرده كه امام(ع) به مفضل فرمودند: "اگر حكومت در اختيار ما بود، جز شيوه زندگاني پيامبر(ص) و روش اميرمؤمنان علي(ع) خبري نبود ".[41]

و نيز فرمودند: "چرا در ظهور حضرت مهدي(عج) شتاب مي‌كنيد؟ به خدا سوگند، لباسش نيست مگر لباس خشن و خوراكي ندارد مگر نامرغوب و... "[42]

معلي ‌بن خنيس در خصوص ساده‌زيستي امام صادق(ع) مي‌گويد: "روزي به امام صادق‌(ع) عرض كردم؛ فدايت شوم! به ياد بني‌عباس و نعمت‌هايي كه از آن بهره‌مندند افتادم و با خود گفتم: اي كاش حكومت در اختيار شما بود تا ما نيز همراه شما زندگي مرفّهي داشتيم! " امام(ع) فرمودند: "بعيد است، اي معلي به خدا سوگند. اگر اين گونه بود، جز بيداري و تدبير امور در شب، گردش و سركشي امور در روز، پوشيدن لباس خشن و خوردن غذاي نامرغوب براي ما بهره­اي نداشت. چنين چيزي از ما گرفته شده است. آيا مشاهده كرده­اي چيزي كه ظالمانه از انسان گرفته شود، خداوند آن را نعمت گردانيده باشد، جز حكومت؟ "[43]

ـ حضرت امام رضا(ع) مي‌فرمايند: "براي مرد سزاوار است كه بر عائله‌اش توسعه بخشد، تا آرزوي مرگ او را نكنند ".[44]

آن‌حضرت(ع) هم‌چنين درباره اسراف مي­فرمايند: "بندگان رحمان كساني هستند كه هر گاه مال خود را خرج مي‌كنند، اسراف نمي‌كنند ".


فهرست منابع:

































پي­نوشت:

























































































تدوين:مريم كشاورزي‌پور ـ دكتر داود ميرزايي‌مقدم
منبع: سايت سازمان تبليغات اسلامي
1) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام. 2) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام. 3) لزوم رعايت الگوهاي بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر. 4) تبيين اهميت نقش مؤثر مبلغين ديني در رعايت الگوي صحيح مصرف در جامعه اسلامي. 5) جمع­بندي و نتيجه‌گيري. 1ـ چگونگي ساده­زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام: 1ـ1) حضرت نوح(ع) 2ـ1) حضرت عيسي‌(ع) 3ـ1) حضرت صالح(ع) 4ـ1) حضرت شعيب(ع) 5ـ1) حضرت داود(ع) 6ـ1) حضرت سليمان(ع) 7ـ1) حضرت يحيي(ع) 8ـ1) حضرت يوسف(ع) 2ـ چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام: 1ـ2) مهم‌ترين دليل مسلماني، داشتن برنامه صحيح اقتصادي در امور زندگي بوده و اين از نشانه‌هاي انسان‌هاي پرهيزكار و با ايمان است. 2ـ2) حضرت محمد(ص) 1ـ2ـ2) ساده‌زيستي 2ـ2ـ2) هماهنگى با مخاطبان در معيشت 3ـ2ـ2) پرهيز از تكلّف و تشريفات 4ـ2ـ2) چند روايت از پيامبر گرامي اسلام(ص) در جهت تعديل انديشه مادّي: 3ـ2) حضرت علي(ع) 1ـ3ـ2) پيام‌هاي اقتصادي حضرت علي(ع)[33] 2ـ3ـ2) دوري از اسراف و كلام علي(ع) 3ـ3ـ2) ساده‌زيستي حضرت علي(ع) 4ـ 2) گزيده­اي از فرمايشات ساير ائمه(ع) 1. قرآن مجيد. 2. امام سجاد(ع)، صحيفه سجاديه. 3. سيدرضي، نهج‌البلاغه، خطبه160. 4. ابن كثير، قصص الأنبياء، جلد2. 5. عدوي. محمد احمد، دعوه ‌الرسل الي‌الله. 6. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه. 7. مجلسي. محمدباقر، حيات القلوب، جلد1. 8. تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء. 9. تفسير نمونه، جلد10. 10. قمي. شيخ‌عباس، سفينه البحار، جلد16. 11. مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، جلد16. 12. كليني. كافي، كتاب الإيمان والكفر، باب تواضع. 13. عاملي. شيخ‌حر، وسايل الشيعه، جلد5. 14. كليني. محمديعقوب، اصول كافي، جلد اول. 15. سبط بن جوزي، تذكره الخواص. 1ـ سوره مباركه نساء، آيه شريفه 165. 2ـ سوره مباركه نوح، آيات شريفه 13 الي 20. 3ـ سوره مباركه نوح، آيات شريفه10 الي 12. 4ـ سيدرضى، نهج‌البلاغه، صبحى صالح، خطبه 160، ص229. 5ـ ابن‌كثير، قصص‌الانبياء، ج2، ص424. 6ـ سوره مباركه اعراف، آيه شريفه 74. 7ـ سوره مباركه هود، آيه شريفه 61. 8ـ سوره مباركه اعراف، آيه شريفه 74. 9ـ سوره مباركه شعرا، ايات شريفه 146 الي 150. 10ـ عدوي. محمداحمد، دعوه‌الرسل الي‌الله، ص28. 11ـ سوره مباركه هود، آيات شريفه 84 الي 85. 12ـ سوره مباركه شعراء، آيه شريفه 181. 13ـ علي‌بن‌الحسين امام سجاد(ع) فرمودند: "نخستين كسي كه پيمانه و ترازو به كار گرفت، شعيب پيامبر(ع) بود. قوم او نيز پيمانه و وزن مي‌كردند و پس از چندي دست به كاستن پيمانه و ترازو زندند و به عذاب الهي دچار شدند... (مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، ج14، ص382). 14ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالآنوار، ج14، ص382. 15ـ سوره مباركه سبأ، آيات شريفه10 الي 11. 16ـ شيخ صدق، من لايحضره الفقيه، ص355. 17ـ مجلسي. محمدباقر، حياه‌القلوب، ج1، ص331. 18ـ كتاب من لا يحضره ‌الفقيه. 19ـ سيدرضي، نهج‌البلاغه، صبحي صالح، خطبه 160، ص227. 20ـ همان، ص42، تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء، ص297. 21ـ ورام، مجموعه ورام، ج1، ص153، تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء، ص296. 22ـ ابن‌كثير، قصص‌الأنبياء، ج2، ص342. 23ـ تفسير نمونه، ج10، ص23. 24ـ سوره مباركه مائده، آيات شريفه 87 الي 88. 25ـ سوره مباركه انعام، آيه شريفه 140. 26ـ سوره مباركه سبأ، آيه شريفه 15. 27ـ سوره مباركه اعراف، آيه شريفه 31. 28ـ سوره مباركه غافر، آيه شريفه 43. 29ـ قُمي. شيخ­عباس، سفينه‌البحار، ج16، ص273. 30ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالانوار، ج16، ص272. 31ـ كليني، كافي، كتاب‌الايمان والكفر، باب تواضع، حديث 3. تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء. 32ـ كليني، كافي، كتاب‌الايمان والكفر، باب تواضع، حديث 3. تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء، ص433. 33ـ نهج‌البلاغه، مجله گلبرگ، ش28. 34ـ نهج‌البلاغه، مجله گلبرگ، ش28. 35ـ "للمسرف صلاث علامات، يا كل ما ليس له ويلبس ما ليس له ويشتري ما ليس له " بحارالانوار، ج75، ص303. 36ـ عاملي. شيخ حُر، وسايل‌الشيعه، ج5، ص112. 37ـ كليني. محمد بن يعقوب‌، اصول كافي، ج1، ص210ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالانوار، ج40، ص336. 38ـ سبط‌ بن جوزي، تذكره‌الخواص، ص106ـ مستدرك‌الوسايل، ج3، ص237. 39ـ اصول كافي، ج1، ص32. 40ـ وسايل‌الشيعه، ج1، ص32. 41ـ بحارالانوار، ج52، ص340. 42ـ كتاب‌الغيبه، ص287ـ بحارالانوار، ج5، ص36. 43ـ اصول كافي، ج1، ص410 ـ بحارالانوار، ج5، ص340. 44ـ وسايل‌الشيعه، ج15، ص749.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:12 PM - روز جمعه 2 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

مقدمه:
انسان در هر عصري براي بهره برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه هايي جهت مصرف بهينه آن‌ها بوده است و براي اين منظور، چاره اي جز طراحي راه هايي براي استفاده مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي توان به آموزه هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره برداري مناسب تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.
اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

در اين مقاله كه قسمت اول آن قبلاً تقديم حضورتان شد، سعي خواهد شد با استفاده از آموزه‌هاي ديني و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خواننده‌ گرامي، به اين نتيجه اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوش‌زد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گران‌بها، توجه بيش تري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.






در عصر حاضر از مهم‌ترين مسائل جامعه اسلامي و از پايه‌هاي رشد و تعالي آن، داشتن برنامه درست در امور معيشتي و اقتصادي است كه براي اجرا و تحقق آن نيازمند عزم الهي محكم در برابر مشكلات و برنامه‌ريزي مدوّن و همكاري مردم و مسئولان از يك سو و هماهنگي سرمايه‌هاي فرهنگي، مذهبي و ملّي يعني حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها از سوي ديگر؛ بالا بردن سطح فرهنگي جامعه در زمينه‌هاي اقتصادي، مبارزه با فرهنگ مصرف‌گرايي در ميان مردم، حذف يارانه‌ها از كالاهاي خارجي، حمايت از توليدكنندگان داخلي، مبارزه با قاچاق كالا و سرمايه، توجه به فرهنگ ديني و ملّي، ايجاد بازارهاي رقابتي سالم در درون جامعه، ترويج فرهنگ ساده‌زيستي و قناعت در قشرهاي مختلف جامعه، مبارزه با مُدگرايي و تجمل‌پرستي، استفاده از نيروهاي خلاق و ژرف‌انديش جامعه است.





ـ حضرت امام خميني(ره): امام خميني از برجسته‌ترين چهره‌هاي زاهد و وارستة زمان بود. آن چنان در جاذبه معنويات قرار گرفته و به ملكوت عالم نزديك شده و حقيقت باطن دنيا را يافته بود كه ذرّه‌اي به تعلّقات و ماديات آلوده نگشت و از هر چه رنگ تعلّق مي‌گرفت، آزاد بود. امام نه تنها خود زندگي ساده و بي‌آلايشي داشت بلكه به علما و مديران كشور نيز هميشه سفارش مي‌كرد كه خود را گرفتار تجملات و تشريفات ننمايند.

امام راحل مي فرمايند: "من اكثر موفقيت‌هاي روحانيت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامي، در ارزش علمي و زهد آنان مي‌دانم و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشي سپرده شود، كه بايد بيش تر از گذشته به آن پرداخت، هيچ چيزي به زشتي دنياگرايي روحانيت نيست و هيچ وسيله‌اي هم نمي‌تواند بدتر از دنياگرايي، روحانيت را آلوده كند ".

ـ هم‌ساني با مردم ضعيف

اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايند: "خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند ".

دختر امام راحل در خصوص هم‌ساني ايشان با مردم ضعيف مي‌گويند: "ايشان همانند همه افراد كشور، كالابرگ داشتند و همان‌طور كه خيلي خانه‌ها كالابرگ كم مي‌آورند، در خانه امام هم زياد شنيده مي‌شد كه مي‌گويند: روغن ما تمام شده، مرغ نداريم و كالابرگ هم نداريم ".

امام راحل در زماني كه مي‌توانست در يك كاخ زندگي كند، خانه محقّر جماران را برگزيد، خانه‌اي كه از فرط سادگي تعجب جهانيان را برانگيخت. ايشان از هر گونه غذاي چرب و نرم پرهيز كرد و به گفته اطرافيانشان غذاي مورد علاقه ايشان نان، پنير و مغز گردو بود. صرفه‌جويي، زهد و سادگي امام، يادآور زهد علوي بود. به دور از تجمل و ساده مي‌زيست، ‌ساده مي‌پوشيد و ساده مي‌خورد. امام به شدّت صرفه‌جو و اسراف‌گريز بود. در منزل ايشان يك چراغ روشن اضافه پيدا نمي‌شد و حتّي گاهي اوقات كه خود امام در حال ملاقات با شخصيت‌ها و افراد، متوجه روشني بي‌مورد چراغ دست‌شويي مي‌شدند، بلند شده و بدون آن‌كه به ديگران امر كنند، خودشان آن ‌را خاموش مي‌كردند.

ـ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي (مدظله العالي): از مرحوم حاج سيداحمد خميني(ره) نقل شده است: "بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظّم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده معظّم‌لَه روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم! "

در همين ارتباط، آيت الله سيدمحمود هاشمي‌ شاهرودي مي‌گويد: "تجملاتي نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظّم‌لَه مرا به كتاب خانه خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظّم رهبري در كتاب خانه ساده خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي كنند ".

حجت‌‌الاسلام محمدي ‌گلپايگاني در خصوص ساده‌زيستي مقام معظّم رهبري مي‌گويد: "با اينكه مقام معظّم رهبري مي‌توانند از همه امكانات مادّي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان، از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است ".

زندگي مقام معظّم رهبري، آيت‌الله خامنه‌اي، بسيار ساده و در پايين‌ترين سطح و با كم‌ترين امكانات است. معظم‌لَه مانند معمولي‌ترين افراد جامعه زندگي مي‌كنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي‌اكبر حسيني مي‌گويد: "ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري كنيم، تامردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند "، آقا فرمودند: "اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد، مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند ".

معظّم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي برند، دائماً به مسئولان سفارش مي‌كنند: "مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد. "

آيت الله خامنه‌اي معتقدند كه مردم را بايد عملاً به ساده‌زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصّي كه برنامه خواندن صيغه عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يك ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند: "خرج هاي گزاف نداشته باشيد، تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد ".

خود آقا هم در زندگي خصوصيشان، دقيقاً همين‌طور عمل مي‌كنند. معظّم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌كنند و نه از وجوهاتي كه از اطراف و اكناف خدمت ايشان مي آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي كنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است كه علاقه مندان و ارادت مندان معظّم‌لَه تقديم مي‌كنند. فرزندان آقا هم همين‌طور زندگي مي‌كنند و همين سادگي و ساده‌زيستي را دارند.




يكي از ويژگي‌هاي مهم كارگزاران نظام اسلامي، ساده‏زيستي است. ساده‏زيستي و دوري از تجمل‏گرايي يكي از ارزش‌هاي پذيرفته مكتب انبياء است. از اين‏رو رهبران الهي، ساده زندگي مي‏كردند و ديگران را نيز به اين مهم دعوت مي‏كردند.

بي‏ترديد براي كارگزاران نظام، رعايت ‏ساده‏زيستي از دو جهت اهميت دارد: اول آن‌كه آنان پاسداران ارزش‌هاي اسلامي هستند، از اين‏رو بايد الگو باشند. دوم، ساده‏زيستي آنان موجب مي‏شود كه كارگزاران با فقر و درد محرومان و فقيران جامعه بيش‌تر آشنا شده و سياست‏هايي را در رفع مشكلات آن‌ها و فقرزدايي اتخاذ نمايند. كارگزاراني كه طعم تلخ فقر را نچشيده‏اند، نمي‏توانند درد فقيران و محرومان را درك كنند. از اين‏رو است كه حضرت علي(ع) فلسفه زهد و ساده‏زيستي حاكمان اسلامي را در همدردي با فقيران و محرومان بيان مي‏كنند: "خداوند بر حاكمان عادل واجب كرده است كه زندگاني خويش را در سطح مردم فقير قرار دهند تا رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند ".

امام راحل با پيروي از امام علي(ع) فرمود: "رئيس‏جمهور و وكلاي مجلس از طبقه‏اي باشند كه محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه‏داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفّه و غرق در لذات و شهوات كه تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي‏توانند بفهمند. "[i]








هنگامي كه زيربناي مناسب توليد و در‌آمدي وجود نداشته باشد و در عين حال بر مصرف تأكيد شود، آسيب‌هاي متعددي در جامعه بروز مي‌كند. در شرايط رونق اقتصادي و بالا ‌رفتن قدرت خريد مردم، مصرف‌گرايي رواج مي‌يابد ولي عوامل فرهنگي در تعيين حدود آن بسيار مؤثرند. از جمله عوامل مهم در كنترل مصرف، تشويق مردم به پس‌انداز و سرمايه‌گذاري، ارائه الگوهاي صحيح مصرف و ايجاد زمينه مناسب جهت فعاليت اقتصادي ا‌ست. در جامعه ايران پس از انقلاب به رغم ماهيت و جهت‌گيري معنوي انقلاب، به علل مختلف، ارزش‌هاي مادّي رواج يافت و ارزش‌هاي معنوي را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرايي به صورت اخص آن در بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال توسعه، عمدتاً بعد از جنگ رواج پيدا كرد. دولت و صاحبان صنايع ابتدا در كشورهاي صنعتي و بعد در كشورهاي در حال توسعه، انسان را به عنوان يك ماشين مصرف كننده مدّ نظر قرار دادند تا از اين رهگذر به اهداف اقتصادي كه همانا افزايش مداوم سود است، نائل شوند. بنابراين مصرف‌گرايي، ضامن چيزي جز نياز‌هاي كاذبي نيست كه در خدمت صنايع و كشورهاي صنعتي قرار گيرد.

البته انسان نيز خود از لحاظ رواني آمادگي براي راحت‌طلبي، تجمل‌پرستي و حتّي متمايز كردن خويش از افراد ديگر را با در اختيار گرفتن كالاها و خدمات بيش تر دارد تا بدين وسيله از ساير گروه‌هاي جامعه متمايز شود و از اين تمايز براي تثبيت وضعيت اجتماعي خود استفاده كند. از آن جا كه مصرف‌گرايي، برداشت بيش از اندازه هر فرد از منابع نادر و كم ياب خانواده است، لاجرم اين موضوع باعث فشارهاي متعددي بر خانواده خواهد شد.

مصرف‌گرايي، سدّي در مقابل توسعه است، زيرا مانع از سرمايه‌گذاري جهت طرح و اجراي زير‌ساخت‌هاي توسعه مي‌شود. هر اندازه كه در درون جامعه تبليغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومي در حدّ پايين باشد، به همان اندازه نيز امكان پذيرش روحيه راحت‌طلبي و تجمل پرستي بيش تر است. انسان‌هايي كه كم تر اعتماد به نفس داشته و كم تر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفكر مي‌كنند، سهل‌تر پذيراي روحيه مصرف‌گرايي در جامعه هستند.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري كرده و لاجرم از اتلاف منابع، ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت. همان‌طور كه بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شكاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شكاف طبقاتي كه منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيه مصرف‌گرايي، رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع كسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيه مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي كلان كه از طريق كسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين كه از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيه مصرف گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، كم تر باشد، امكان ايجاد اين رانت كم تر بوده و در نتيجه كسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشكل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوكس‌گرايي كاسته خواهد شد.

از طرفي تكنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق كرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف گرايي قادر به ادامه حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در كشورهاي ديگر را در دستور كار قرار داده است. بخشي از وظائف حاكميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف، آموزش اجتماعي‌ است و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در كتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيه تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقه دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است.

شكل گرفتن طبقات اجتماعي، در جوامع در حال توسعه و فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:









معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها، باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن، تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت، به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر، مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.


هدايت و كنترل مصرف

ـ آسيب‌شناسي الگوي مصرف

در مقوله مصرف بايد به سمت مديريت صحيح حركت كرد. در غير اين صورت نمي توان بين توليد و مصرف، توازن برقرار نمود و به دليل مصرف بي رويه و غيرضروري به اشكال مختلف، منابع و امكانات موجود در جامعه در سطوح مختلف سازماني، خانوادگي و فردي از دست خواهد رفت.

براي نهادينه شدن الگوي درست مصرف، نياز به كار فرهنگي است. در واقع زماني مردم بر اساس يك الگوي صحيح، مصرف خواهند كرد كه آن الگو در باورهاي فرهنگي مردم نهادينه شده باشد، به همين دليل است كه در بسياري از كشورها در مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش آموزان را با مؤلفه‌هاي مختلف الگوي مصرف آشنا مي-كنند.

يك مدرس دانشگاه كه سابقه تدريس در دانشگاه‌هاي خارج از كشور را نيز دارد، در اين باره مي‌گويد: "در كتاب‌هاي درسي بسياري از كشورها، موضوعي تحت عنوان پيمان با مملكت، جامعه، خانواده و خود افراد مطرح مي‌شود كه در اين پيمان، افراد متعهد مي‌شوند كه از منابع و امكانات كشور به درستي استفاده كنند ".

در كشور هندوستان به دانش آموزان ياد داده مي شود كه درصد قابل توجهي از مردم آن كشور، زير خط فقر زندگي مي كنند. و آنان بايد در مصرف مواد غذايي و انرژي، دقّت كافي داشته باشند. بنابراين دانش آموزان در جريان تحصيل به اين باور مي رسند كه بسياري از منابع انرژي غيرقابل برگشت است و در مصرف آن ها بايد نهايت دقّت را داشته باشند.

حتّي آنان مي آموزند كه چگونه در امر تفريح، صرفه جويي كنند و به اين باور مي رسند كه زمان هدررفته در تفريحات غيرقابل برگشت است و اين كه دانش آموزان ياد بگيرند كه كار را عبادت بدانند. همه اين شواهد در دنيا نشان مي دهد كه فرهنگ درست مصرف كردن بايد از همان ابتدا به دانش آموزان آموخته شود تا سرمايه هاي ملّي براي نسل هاي آينده يك جامعه، ذخيره شود. دانش آموزان بايد از مقاطع ابتدايي و راهنمايي، با الگوي درست مصرف آشنا شوند تا از طريق فرآيند اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري ياد بگيرند ميز، صندلي، كلاس و امكانات مدرسه، سرمايه هاي ملّي يك كشور محسوب مي شود و بايد از آن ها به درستي محافظت كنند؛ چون بدون ترديد هر چه اين نوع آموزش ها جدّي گرفته شوند، بهتر از ثروت هاي ملّي صيانت خواهد شد. متأسفانه حساسيت نگهداري از منابع ملّي در برخي از افراد ضعيف است و هزينه هاي بي رويه در بعضي از سازمان ها و مؤسسات نشان مي دهد كه عده اي نسبت به هدر رفتن منابع كشور، بي تفاوت هستند. بنابراين بايد از همان مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش آموزان را با الگوهاي مصرف صحيح آشنا كرد تا از هدر رفتن ثروت هاي ملّي جلوگيري كرد.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري كرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت.

يكي از شيوه هاي مهم آموزه هاي ديني، براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحكيم ارزش هاي ديني، تقويت باور انسان ها به مبدأ و معاد است. اين اعتقاد هم چون ناظري دروني، اجراي صحيح دستورهاي الهي را تضمين مي كند. آيه هاي مربوط به اسراف، با نهي و نكوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسراف-كاران را خاطر نشان مي سازد. پيشوايان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز در روايت هايي، با يادآوري پي آمدهاي اخروي اسراف، همگان را از اين عمل ناشايست باز مي دارند. امام علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: "بدانيد كه بخشيدن نابجاي مال، تبذير و اسراف است كه قدر بخشنده را در دنيا بالا مي برد و در آخرت پايين مي آورد. او را در ديده مردمان گرامي مي كند و نزد خدا خوار ".

تقويت ارزش هايي چون زهد، قناعت، ميانه روي و مانند آن، از يك سو و ترغيب به مبارزه جدّي با هواپرستي، خودنمايي و فخرفروشي از سوي ديگر، شيوه هاي درمان دروني اسراف و تبذير است. يكي ديگر از عوامل بروز اسراف و تبذير، جهل و ناآگاهي است. بنابراين، اطلاع رساني و دادن آگاهي هاي صحيح و كافي درباره موضوع به مردم و نيز بازشناسي آثار و پي آمدهاي اقتصادي، اجتماعي و معنوي آن، در كاهش روحيه اسراف كاري بسيار مؤثر است. هم چنين، نظارت همگاني بر رفتار و اعمال افراد كه در آموزه هاي ديني با تعبير امر به معروف و نهي از منكر از آن ياد مي شود، از كارآمدترين شيوه هاي تثبيت ارزش ها و مقابله با مفاسد و انحراف هاست. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز گاهي با نهي صريح و مستقيم و زماني با واكنش هاي اخلاقي، بر اين مهم نظارت داشتند. افزون بر اين، خانواده تأثير بسيار مهمي بر پرورش شخصيت و عملكرد فردي و اجتماعي آدمي دارد. چنان چه بزرگسالان اهل اسراف و تبذير باشند، خواه ناخواه اين روحيه به فرزندان منتقل مي شود. ائمه معصوم ـ عليهم السلام ـ با ديدن اسراف و تبذير در خانواده ها، واكنش مناسب و به موقع از خود نشان مي دادند. در حديثي آمده است كه امام صادق ـ عليه السلام ـ ميوه‌اي را ديد كه ناخورده، بيرون خانه اي انداخته شده است، ايشان با ناراحتي فرمودند: "اين چيست؟ اگر شما خود سير بوديد، قطعاً بسياري از مردم سير نيستند. آن را به كسي بخورانيد كه نيازمند است ".

نبود عدالت اقتصادي و جلوگيري نكردن از انباشته شدن ثروت در دست عده اي خاص، از عوامل مهم بروز پديده اسراف است. از اين رو، اجراي عدالت و توزيع عادلانه ثروت، زمينه شيوع و گسترش آن را مي كاهد و يا نابود مي-سازد. امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ عامل اصلاح و ساماندهي امور جامعه را دادگستري مي‌داند و مي‌فرمايند: "توده‌هاي مردم را جز عدالت، اصلاح نكند ".

ناگفته نماند كه كنترل صحيح تبليغات بازرگاني و پيش گيري از رشد روحيه مصرف گرايي نيز تأثير بسزايي در جلوگيري از اسراف و تبذير دارد. بنابراين، توجه جدّي به اين مقوله نيز حائز اهميت است.

تحكيم باورهاي ديني، تقويت ارزش ها، نظارت همگاني، امر به معروف و نهي از منكر، پيش گيري از انباشت سرمايه در دست عده اي خاص و توجه به عدالت گستري و كنترل تبليغات بازرگاني، از راه هاي كنترل اسراف و تبذير است.

ـ برنامه‌ريزي براي دروني‌كردن الگوي بهينه مصرف بايد در چند بُعد صورت گيرد:





















مصرف‌گرايي به عنوان يك فرآيند اجتماعي مهم در قرن بيستم، در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه بالاي جامعه آن را به عنوان يك الگوي براي نشان دادن هويت بالا بكار بردند. طبقه متوسط از ديگر سو براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده كرده و طبقه پايين، بدون توجه به مسئله نيازهاي واقعي و غيرواقعي، در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هر چه بيش تر گذشت، بيش تر در اين دام فرو رفته و مي روند.

اگر دولت‌مردان با همكاري علماي اجتماعي، چاره اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف‌گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است، آموزش هاي جديد در اين زمينه مي تواند كارساز باشد. دوم در زمينه كنترل هاي اقتصادي است، به ويژه براي بخش توليدي كه بايد با كنترل‌هاي كارشناسي همراه گردد. سوم، استفاده از اهرم-هاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:







بدون شك نفوذ از خارج؛ كار برنامه ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبه رو مي كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل هاي منطقي توليدي و توزيعي مي تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

مصرف گرايي يكي از پديده‌هاي اقتصادي است كه پس از انقلاب صنعتي رونق چشم‌گيري پيدا كرد. از جمله عوارض اين پديده مي‌توان به تهديد منابع، آلودگي‌هاي محيط زيست و فاصله اجتماعي و تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي چون "اسراف " اشاره كرد. سؤال اساسي اين است كه چرا جامعه ما گرايش به مصرف‌گرايي دارد؟ چرا مصرف‌گرايي براي عده‌اي، نوعي افتخار محسوب مي‌شود؟ آيا ميان مصرف‌گرايي و توسعه نيافتگي اقتصادي رابطه‌اي وجود دارد؟ چگونه مي‌توان گرايش به مصرف‌گرايي را در سطح جامعه كاهش داد؟ چگونه مي‌توان مردم را در مسير درست مصرف كردن هدايت كرد؟ چه موانعي معضل مصرف گرايي را تشديد مي‌كند؟

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:

به نظر مي‌رسد، هدايت و كنترل مصرف از راه‌هاي زير امكان‌پذير است:















در ميان متغيرهاي گوناگون اقتصادي، شايد هيچ كدام به اندازه "مصرف " براي عموم مردم مهم نباشد، به گونه‌اي كه بسياري بر اين باورند كه هدف از فعاليت‌هاي اقتصادي ديگر مانند پس‌انداز، سرمايه‌گذاري، توليد و...، در نهايت مصرف است. متأسفانه دركشور ما ايران، الگوي مصرف به الگوي مصرفي غرب نزديك مي‌شود بدون اين كه بنيان‌هاي توليدي و اقتصادي تقويت شده باشد.

مصرف در اصطلاح اقتصادي؛ به معناي استفاده از كالا در هر دوره معيّن و يا مقدار بهره برداري از خدمات يك كالا در هر دوره اطلاق مي‌شود. اين مفهوم در اسلام، با ساير مفاهيم رايج آن تفاوت دارد، زيرا نگاه اسلام به مصرف، نگاه ابزاري است و در نتيجه روش مصرف، محدوديت‌ها و چارچوب خاصّي را براي آن در نظر گرفته است. در نگرش اسلامي مي‌توان مصرف را استفاده از كالاها و خدمات براي برآوردن نيازهاي انساني ناميد كه او را در راستاي رشد و شكوفايي اخلاقي و رسيدن به قرب و كمال انساني و الهي مورد نظرش ياري مي‌كند.

پديده تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در بين مصرف كنندگان خصوصي بلكه در بين سازمان هاي دولتي هم به چشم مي خورد زيرا با خريد كالاهاي خارجي، انگيزه مصرف نمايشي بالاتر مي رود، در حالي كه براي توليدات صنعت نساجي كشور تقاضاي كافي وجود ندارد، مصرف كنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاك خارجي در بازارهاي كشور استقبال مي‌كنند. مصرف نمايشي موجب مي‌شود، انسان در جامعه، هويتي مصنوعي بيابد و به نوعي، "بت‌پرست مُدرن " گردد. قشرهاي محروم براي سرپوش گذاشتن به درد ناكامي، به محض دريافت اندك درآمد به سمت تقليد مصرفي مي‌روند و درآمد خود را در راستاي تقويت سود توليدكنندگان تجملي، يا واردكنندگان آن به هدر مي‌دهند.

از ديگر آفات‌هاي الگوي مصرف، مصرف نمايشي و پرستيژي است و مصرف زدگي در ايران نوعي تفكر جديد و تجدد به شمار مي آيد. در جامعه امروز ما، بخشي از مصرف، نه به خاطر نياز به كالاهاي خريداري شده، بلكه به دليل كسب موقعيت و منزلت بالاتر صورت مي پذيرد كه در اصطلاح آن را "مصرف پرستيژي " مي‌گويند.

ـ عوامل مؤثر بر الگوي مصرف

ـ توزيع عادلانه درآمدها؛

ـ ترويج الگوي تغذيه؛

ـ استفاده از عوامل فرهنگي مثبت؛

ـ توسعه يافتگي جامعه؛

ـ تبليغات مناسب؛

ـ نوع نگرش و جهان‌بيني‌، كسب منزلت اجتماعي و...





تبليغات در معناى وسيع آن، وسيله‌اى براى ورود به عرصه افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده؛ تبليغات فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه هاى غيرمستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان، خط، تصوير، نمايش و... امروزه تبليغات از جمله عوامل مؤثر بر شكل گيري افكار عمومي است و نقش مهمي در زندگي روزمره پيدا كرده است. اين نقش تا جايي است كه جنبه هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و... را دربر مي گيرد و از ابزار تبليغات براي پيش برد امور در هر كدام از اين اركان استفاده مي شود و بيش تر براي تحت تأثير قراردادن اذهان و افكار عمومي و به منظور برجسته جلوه دادن نگرش هاي خاص در هر حوزه، مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

تبليغات با توجه به سابقه آن كه قدمتي بسيار ديرينه دارد، همواره ابزار دست بشر براي ترويج و انتشار عقايد خود در حوزه هاي مختلف بوده است. عموماً تبليغات تا جايي پسنديده است كه مخلّ ارزش هاي مورد پذيرش عموم در حوزه هاي مختلف نباشد. اما در اين نوشته درصدد هستيم تنها به يك جنبه از تبليغات كه به عنوان ابزار فرهنگي در حوزه اقتصادي عمل مي نمايد و براي تبليغ محصولات و كالاهاي تجارتي بيش تر مورد استفاده قرار مي-گيرد، نظر داشته باشيم. به عبارت ديگر، منظور، تبليغات بازرگاني ارائه شده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است كه يكي از منابع عمده درآمد در اين دستگاه فرهنگي به حساب مي آيد.

يكي از وظايف مبلّغين در امر اصلاح الگوي مصرف و از بين بردن فاصله‌هاي طبقاتي، استفاده از انديشه‌هاي ناب اسلامي در تدوين برنامه‌هاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بُعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديش مند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوه‌هاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينه اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفه الهي و محور آفرينش و امانت  داري الهي و... است كه مي‌تواند راه كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعه اسلامي باشد.

يك مبلّغ ديني براي ايجاد انگيزه‌هاي مثبت و زدودن انگيزه‌هاي منفي، اهرم‌هاي هدايت و ارشاد فراواني در اختيار دارد. با بيان قوانين جامع ديني و اجراي آن مي‌تواند از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمايد.

الگوي مصرف اسلامي بر پايه اصول مشخص و روشني استوار است كه با حركت از آن‌ها به اصول خاص مي‌رسيم. اولين اصل اساسي و بديهي، اصل مسئوليت است. در اسلام، انسان در قبال آزادي‌اش مسئوليت دارد و نمي‌تواند خود را تافته جدا بافته تلقّي كند. در چارچوب اسلامي، زندگي و عمل انسان بايد از هر نظر با مفهوم گسترده "عدل " مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف‌، از اين رو بيش تر روشن مي‌شود كه بدانيم، انسان موجودي است با تمايلات انحرافي و خيال‌هاي باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشريت و مسئوليت‌پذيري خارج و به موجودي خطرناك تبديل خواهد كرد.

يك مبلّغ ديني مي‌تواند الگوهاي قابل قبول و مطابق امكانات و شئون اسلامي‌ در خصوص مصرف منابع به مخاطبان ارائه نمايد. بكارگيري آموزه‌هاي ديني مي‌تواند عامل مؤثر در تغيير الگوي مصرف زائد و منتقد تأثيرات مخرّب عدم رعايت الگوي بهينه مصرف باشد. عالمان دين مي‌توانند با تكيه بر آموزه‌هاي ديني و الگوهاي برانگيزاننده، مردم را به محدود كردن اميال و عدم خريد كالاهاي خارجي تشويق نموده و به خريد كالاهاي داخلي بر اساس رعايت الگوي مصرف، ترغيب كنند. به عبارت ديگر، جهت‌گيري ارزشي، شروع مفيدي براي نقد ديني، از مصرف‌گرايي است.




از آن‌چه گذشت، دانستيم تمام تعاليم دين اسلام، مسلمين را به رعايت تعادل و انصاف در تمام شئون زندگي سفارش مي كند و مهم ترين دغدغه يك مسلمان را "بودن " مي داند نه "داشتن ". مسلمان واقعي با تفكر در خويشتن خويش، از تعلّق هاي زائد دنيوي گسسته و به سوي باغ ملكوت پر مي كشد چرا كه از آن جاست و بدان-جا باز مي‌گردد. با اين همه، اسلام هيچ گاه مسلمانان را در استفاده از مواهب دنيوي منع نكرده است و هميشه آن‌ها را دعوت به فعاليت‌هاي اقتصادي صحيح و مثمر ثمر نموده است چرا كه اقتصاد صحيح و پويا، امكانات وسيعي براي رشد ساير استعدادهاي انساني فراهم مي‌سازد و نداشتن نظام اقتصادي درست و عدم كارآيي آن، باعث اختلال در امكانات رشد و شكوفايي ديگر بخش‌هاي زندگي انسان مي‌شود و آن‌طور كه شايسته و لازم است، به آرزو‌ها و آرمان‌هاي مطلوب نخواهيم رسيد.

شكل و سطح مصرف كنندگان كالا و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاه‌ها، دولت و...) تحت‌تأثير استاندارد مصرف، درآمد، موقعيت اجتماعي و از همه مهم‌تر، اعتقادات و مباني فكري فرد يا جامعه تغيير مي‌كند.

در جهان پيش رفته امروز، وجود قوانين و تصميم‌هاي صحيح اقتصادي، مي‌تواند سرنوشت و آينده يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينه‌هاي انديشه توحيدي و دفاع از كيان جامعه اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني، منوط به اقتصاد سالم است.

اقتصاد جوامع انساني بر سه پايه؛ توليد و توزيع و مصرف استوار است. در دين مبين اسلام، داشتن برنامه صحيح اقتصادي در امور زندگي، از نشانه هاي انسان هاي پرهيزكار و با ايمان است. تدوين قوانين و مقررات جامع و تصميم‌گيري‌هاي درست اقتصادي، تضمين‌كننده آينده كشورهاي در حال توسعه و مستقل است.

هدايت و كنترل مصرف و شناخت انواع مصرف و الگو مي تواند علاوه بر به كارگيري نيروهاي خلاق و هوش مند، عاملي در خودكفايي ايران اسلامي باشد.

آسيب‌شناسي الگوي مصرف، شناخت رابطه آن با درآمد ملّي، دوري از مصرف‌گرايي غرب‌گونه و تجملاتي، شناخت قاچاق و زيان‌هاي آن بر جامعه، اثرات مصرف كالاهاي خارجي و عدم استفاده از اجناس و توليدات داخلي، بيان الگوهاي مصرف و رياضت اقتصادي، مبارزه دقيق و حساب شده با قاچاق كالا و ارز، تدوين مقررات دقيق گمركي و مالياتي و... رعايت اين نكات ما را در ساخت ايراني آباد و آزاد، يار و ياور خواهد بود.

مصرف‌كنندگان بر اساس اعتقادات و بينش، تا حدّ امكان بايد از كالاهاي خارجي به ويژه غربي كم تر استفاده كنند و توليدكنندگان با رعايت نكات دقيق استاندارد در توليد، و رسانه هاي گروهي در عدم تبليغ اجناس خارجي، و شهروندان در تحريم كالاهاي غيرضروري و لوكس و...، موجبات رشد و شكوفايي اقتصاد نوپاي اسلامي و داشتن آينده اي درخشان در تمامي عرصه ها را در سطح جهاني فراهم نمايند.

همان‌طور كه بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شكاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شكاف طبقاتي كه منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيه مصرف‌گرايي رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع كسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيه مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي كلان كه از طريق كسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين كه از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيه مصرف-گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، كم تر باشد، امكان ايجاد اين رانت كم تر بوده و در نتيجه كسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشكل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوكس‌گرايي كاسته خواهد شد. از طرفي تكنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق كرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف گرايي قادر به ادامه حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در كشورهاي ديگر را در دستور كار قرار داده است. بخشي از وظائف حاكميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعي ا‌ست و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در كتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيه تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقه دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است. حضور فعال بخش‌هاي دلال و واسطه گر اقتصادي در جامعه ما، شرايطي به وجود آورده است كه حتّي نظام اقتصادي را در مقابله با مفاسدي نظير سرمايه گذاري‌هاي غير توليدي، با مشكل مواجه كرده است. در اين صورت اگر سيستم بتواند سمت و سوي توليد جامعه را تعيين كند و جامعه نيز از تحرك طبقاتي بازماند، قاعدتاً مي‌توان انتظار داشت كه الگوي مصرف در جامعه تصحيح شود و با توليد بالقوه منطبق گردد.

يكي ديگر از راه‌هاي برون‌رفت از اسراف، دوري خواص و شخصيت‌هاي مهم جامعه از زندگي اشرافي و تجملي است؛ زيرا شيوه زندگي آنان بر ديگران تأثير مي‌گذارد. هنگامي كه براي رسول خدا(ص) نوشيدني بسيار گوارايي آوردند، فرمودند: "آن را از من دور سازيد كه اين نوشيدني مترفان است ".

فهرست منابع































پي نوشت:





1) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام. 2) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام. 3ـ لزوم رعايت الگوي استفاده بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر: 3ـ1) ساده‌زيستي و نگرش اقتصادي اُسوه‌هاي دين در عصر حاضر: 3ـ2) ساده‌زيستي كارگزاران نظام اسلامي با توجه به اهميت ‏ساده‏زيستي است كه حضرت علي(ع)، عثمان ‌بن ‏حنيف ـ استاندار بصره ـ را به خاطر شركت در مجلسي كه فقيران حضور ندارند و از غذاهاي رنگارنگ استفاده شده، سرزنش كرده چنين مي‏فرمايد: "...امام و رهبر شما از دنيا به جامه و از غذا به دو قرص نان اكتفا كرده است. اگر بخواهم مي‏توانم غذاي خويش را از عسل مصفي و مغز گندم و لباس خويش را از ابريشم قرار دهم... چگونه ممكن است هواي نفس بر من غلبه كند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراك ها بكشاند در صورتي كه شايد در حجاز يا يمامه افرادي باشند كه اميد همين يك قرص نان را هم ندارند و ديرزماني است كه شكمشان سير نشده است؛ آيا سزاوار است‏ شب را با سيري صبح كنم در صورتي كه در اطرافم شكم هاي گرسنه و جگرهاي سوزان قرار دارد؟ "[ii] بي‏ترديد يكي از وظايف مهم رئيس دولت، نظارت بر اعمال كارگزاران است. چنان چه از نامه حضرت علي(ع) به عثمان ‏بن‏ حنيف استفاده مي‏شود، آن حضرت(ع) بر اعمال و رفتار عثمان كاملاً نظارت داشته است. در شأن نظام اسلامي نيست كه خداي نكرده برخي از كارگزاران طوري زندگي و رفتار كنند كه محبوبيت‏ خويش را از دست داده و موجب فراهم شدن ثروت هاي بادآورده شود. بي‏ترديد يكي از علل محبوبيت‏ شهيدان رجايي و باهنر در جامعه ما همانا ساده‏زيستي آن‌ها بوده است؛ كه ساده‏زيستي آن‌ها امروزه به عنوان يك فرهنگ در جامعه اسلامي ايران مطرح است.[iii] ـ مصرف‌گرايي در عصر حاضر 1ـ الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند. 2ـ وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عوامل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند. 3ـ افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالايي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند. 4ـ به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود. 1ـ مصرف گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد. 2ـ مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش هاي غيررسمي از طريق رسانه هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد. 3 ـ ‌توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگي توأم شود. نبايد گذاشت هر كالايي در جامعه توليد گردد. 4ـ نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد، اعمال شود. 5ـ عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه  اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت، دسترسي نسبتاً مشابهي به آن‌ها داشته باشند. 6 ـ  تبليغات بايد به گونه‌اي باشد كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهد، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازد. 7ـ مطالعات علمي ملّي و منطقه‌اي پيرامون مصرف‌گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و از مردم نظرسنجي شود. 8 ـ فرهنگ مصرف جمعي در زمينه هاي مختلف، به جاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود. 9ـ فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور، ابزار جمع آوري مازاد مصرف در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود. 10ـ بازيافت، به عنوان يك ارزش تلقّي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود. 1ـ برنامه‌ريزي در نهادهاي آموزشي؛ 2ـ برنامه‌ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد؛ 3ـ برنامه ريزي در كنترل بازار و قيمت ها. 1ـ ايجاد انگيزه‌هاي مثبت كه انسان را به سوي شيوه‌هاي صحيح آن هدايت كند. 2ـ ايجاد انگيزه‌هاي منفي و حذف بسياري از مصارف غيرضروري. 3ـ محدوديت قوانين مصرف و جلوگيري از مصرف‌هاي غيرضروري مانند؛ مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي. 4ـ تدوين قوانين و الگوهاي صحيح مصرف مانند؛ استفاده از شبكه آب‌رساني بهداشتي همگاني يا بهره‌برداري درست از سرمايه‌هاي ملّي چون نفت و گاز. 5ـ جلوگيري از توليد كالاهاي غيرضروري و تجمل‌گرايانه. 6 ـ هماهنگي سطح مصرف افراد جامعه با سرمايه‌هاي ملّي. 7ـ حاكميت نظام ارزشي مصرف بر اساس احكام ديني و دستورات اسلامي. 5) تبيين اهميت نقش مؤثر مبلّغين ديني در رعايت الگوي مصرف در جامعه اسلامي: 6) جمع‌بندي و نتيجه‌گيري: 1. قرآن كريم. 2. صحيفه سجاديه امام سجاد(ع). 3. سيد رضي، نهج‌البلاغه؛ خطبه 160. 4. ابن كثير، قصص الأنبياء، جلد2. 5. عدوي محمد احمد، دعوه ‌الرسل الي‌الله. 6. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه. 7. مجلسي. محمدباقر، حيات القلوب، جلد1. 8. تاج ‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء. 9. تفسير نمونه، جلد10. 10. قمي. شيخ‌عباس، سفينه البحار، جلد16. 11. مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، جلد16. 12. كليني. محمديعقوب، اصول كافي؛ كتاب الإيمان والكفر؛ باب تواضع. 13. عاملي. شيخ‌حر، وسايل الشيعه، جلد5. 14. كليني. محمديعقوب، اصول كافي؛ جلد اول. 15. سبط بن جوزي، تذكره الخواص. 1. نهج‌البلاغه، صبحي ‌الصالح، خطبه 23. 2. صحيفه نور، 21، 190. 3. نهج‌البلاغه، فيض‌الاسلام، نامه 35


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:11 PM - روز جمعه 2 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3  
1 2 3