ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم . صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم . نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم . دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست .

ساده زيستي چيز بسيار باارزشي است . ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگري و اسراف و زياده روي را ـ كه واقعا بلاي بزرگي است ـ از جامعه مان ريشه كن كنيم با حرف و گفتن نمي شود ... عمل ما بايستي مويد و دليل و شاهد بر حرفهاي ما باشد(1 )
ما ملت ايران بايد اين جامه ي ناساز بي اندام زشت را از تنمان بيرون بياوريم ما خيلي مصرف زده هستيم بايد اين را حلش كنيم . همه بايد دست به دست هم بدهند و اين قضيه را حل كنند . البته صدا و سيما هم بلاشك نقش دارد . (2 )
ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم . صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم . نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم . دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست . به نظر من بايد مسئولان كشور راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند.
مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است . اسراف روزبه روز شكاف هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميقتر مي كند. يكي از چيزيهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند اجتناب از اسراف است . دستگاه هاي مسئول بخش هاي مختلف دولتي بخصوص دستگاه هاي تبليغاتي و فرهنگي ـ به ويژه صدا و سيما ـ بايد وظيفه ي خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت اكتفا و به اندازه ي لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف گرايي جامعه را از پاي در ميآورد. جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدان هاي مختلف شكست خواهد خورد . ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زيادي ها بزنيم . (3 )
صرفه جويي صحيح ـ همان كه در اسلام به آن قناعت مي گويند ـ به معناي نخوردن نيست . به معناي زياده روي نكردن مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهي را ضايع نكردن است . (4 ) موضوع قناعت را جدي بگيريد . منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمت هاي الهي نزنيد و از آنها بهره مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد زياده روي و اسراف نكنيد نعمت هاي الهي را ضايع ننماييد (5 ) من آنها را به قناعت به صرفه جويي و به اسراف نكردن دعوت مي كنم . اسراف حرام است . همه بايد سعي كنند كه اسراف را از زندگي شخصي و از زندگي كاري خودشان دور كنند . (6 ) من ميدانم عده كثيري از مردم بخصوص طبقات متوسط رعايت مي كنند. بعضي هم رعايت نمي كنند. افرادي كه تهديست يا متوسطند به نظر مي رسد كه كمتر اسراف مي كنند اگر چه در بين آنها هم بعضا اسراف هست . (7 ) خطاب اول ما به كساني است كه متمكنند و امكاناتي دارند و مي توانند خرج كنند . به آنها عرض مي كنيم كه كمتر خرج كنيد ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد . (8 )
اسراف بد است و از نظر شرعي گناه و حرام محسوب مي شود. از نظر منطق عقلاني و اداره ي كشور هم يك كار ممنوع و زشت است . همه موظفند اسراف نكنند ـ هم مسئولان و كارگزاران و كساني كه مامور انجام كارهايي در دولت هستند و هم آحاد مردم اگر بخواهيم بااسراف مبارزه كنيم بايد براي اين كار برنامه ريزي انجام گيرد و آن را مسئولان دولتي انجام دهند . (9 )
اسراف فعل حرام است گناه است خلاف شرع است (10 ) اسراف يك لجنزار است . ريخت و پاش مالي يك وسوسه ي شيطاني است . (11 ) مصرف بايد به اندازه باشد نه به حد اسراف و زياده روي . (12 ) مصرف بايد در حد لازم باشد نه در حد اسراف . (13 )
من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و مامورين دولت امسال تقاضا دارم . انضباط اقتصادي و مالي يعني مقابله با ريخت و پاش زياده روي و اسراف . ريخت و پاش مالي و زياده روي در خرج كردن و زياده روي در مصرف به هيچ وجه صفت خوبي نيست . (14 )
اگر ما اسراف نكنيم مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم . يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم مسئله ي اسراف است و يكي از موارد اسراف اسراف در آب است .
ملت عزيز جدا از اسراف و زياده روي پرهيز كنند. ما حق نداريم به عنوان يك ملت مصالح بزرگ و ملي و دورنگر ـ بلكه مصالح نقد مهم و كنوني ـ خود را به خاطر خواسته هاي شخصي خودمان ـ كه ما را به اسراف و بي بندوباري در مصرف مي كشاند ـ فدا كنيم و آنها را نديده بگيريم . همه بايد مساله ي صرف جويي را جدي بگيرند.
بايد به قدر نياز و حاجت خرج و مصرف كرد. بايد روحيه ي اسرافي كه در بعضي از مردم به صورت روز افزون پيدا مي شود مهار گردد . (15 )
خدا نعمت را برنمي گرداند ما هستيم كه بارفتار خودمان با عقبگرد خودمان با سو تدبير خودمان در باره ي امور خويش نعمت را برمي گردانيم . (16 ) عامه ي مردم هم نبايد اسراف و تجمل گرايي بكنند . (17 )
واقعا صرفه جويي را جدي بگيريد. در جاهايي هرز رفتن ثروت ملي را داريم واقعا صرفه جويي بايد يك اصل در دولت به حساب آيد(18 ) بايد از مصرف و خرج كردن بيت المال در غير مصارف عمومي و مردمي خودداري كنند . (19 ) اسراف مسئولان دولتي از اسراف مردم عادي مضرتر است زيرا كه اين اسراف در بيت المال است . (20 )
بايستي فهرستي از انواع صرفه جوييهايي را كه مردم مي توانند بكنند....و راههاي صرفه جويي در آنها را به مردم تعليم و نشان دهند مردم هم جدا سعي كنند كه صرفه جويي نمايند . (21 )
امسال همه سعي كنند اسراف را كنار بگذارند. متاسفانه در زندگي هاي ما اسراف وجود دارد. اسراف يعني تضييع نعمت الهي يعني نشناختن قدر نعمت الهي .
منكراتي كه در سطح جامعه وجود دارد و مي شود از آنها نهي كرد و بايد نهي كرد از جمله اينهاست : اتلاف منابع عمومي اتلاف منابع حياتي اتلاف برق اتلاف وسايل سوخت اتلاف مواد غذايي اسراف در آب و اسراف در نان . (22 )
اسراف در آب اسراف در نان اسراف در مواد غذايي اسراف در وسايل زندگي زياده روي زياد خريدن زياد مصرف كردن دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است اينها تضييع نعمت خداست (23 ) با همين آب موجود مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم . (24 )
بايد روي بازيافت صرفه جويي و توليد كاغذ داخلي كار شود (25 )
اسراف مضر و مذموم و شرعا حرام است (26 )




تجمل و اسراف در همه جا بد است (27 )
اگر مي خواهيم نسلي به وجود بيايد كه اعتماد به نفس و انضباط اجتماعي داشته باشد يك نسل مسئوليت پذير و با عرضه و با كفايت براي كارهاي بزرگ يك نسل داراي ابتكار يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام گيري در درون خانواده ي بزرگ جامعه يك نسل فداكار يك نسل پركار يك نسل كم اسراف و دور از اسراف اگر مي خواهيم فرهنگ عمومي جامعه به اين سمت حركت كند راه و كليدش آموزش و پرورش است . براي تربيت چنين نسلي آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد . (28 )
من از مسئولين امور مي خواهم جدا در زمينه ي مصرف اموال عمومي در جاهايي كه اولويت نداردـ ولو ممكن است مورد نياز هم باشد. اما نياز درجه ي يك نيست ـ خودداري كنند. آن جايي كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بي اولويت خودداري كنيد. آن جايي كه نياز نيست و حاجت نيست حتما مصرف نشود. آن جايي كه حاجت هست اما حاجت بالاتري نيز هست آن جا هم مصرف نشود و اين امكان مالي در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد . (29 ) بايد اسراف نشود . هزينه كردن اعتبارات و پول هاي كشور در جاهاي غير لازم و تشريفاتي و زيادي حرام است . (30 )
بايد از تجهيزات و جنگنده ها و ديگر وسايل موجود ـ حتي يك تفنگ معمولي ـ نگهداري كنيم . تفريط و اسراف در سرمايه هاي ارتش ممنوع و حرام شرعي است . هيچ كس حق ندارد اين تفريط را بكند همچنان كه تفريط نيروهاي انساني نيز همين گونه است . شما حق نداريد عناصر كار آمد را معطل بگذاريد. كار شايسته و خوب بايد از انسان هاي كارآمد دريافت شود. بايد اين گردونه به طور دائم حركت كند . (31 )
گردآوري و تنظيم سيد عليرضا قاسمي
ــــــــــــــــــــــــــــــ
مآخذ :
1 ـ ديدار رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت 1387 6 2
2 ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاي شيراز 1387 2 14
3 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد فطر 1381 9 15
4 ـ بيانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خميني (ره ) مشهد مقدس رضوي 1376 1 1
5 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 1372 1 4
6 ـ بيانات در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع ) 1377 1 1
7 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1376 1 1
8 ـ خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 1377 10 4
9 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1375 1 1
10 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 1372 1 4
11 ـ بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم در « صحن امام خميني » حرم حضرت علي بن موسي الرضا(ع ) 1374 1 3
12 ـ پيام به مناسبت حلول سال 1371 هجري شمسي 71 1 1




13 ـ بيانات در ديدار گروهي از زنان به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا (س ) و « روز زن 1371 9 25 »
14 ـ پيام نورزي به مناسبت حلول سال جديد 1374 1 1
15 ـ بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي سوم رمضان 1415 ـ 1373 11 14
16 ـ سخنراني در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران 1370 5 23
17 ـ سخنراني در ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست و نهم ماه مبارك رمضان 1370 1 26 )
18 ـ بيانات در ديدار اعضاي هيات دولت 1382 6 5
19 ـ بيانات در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام به مناسبت عيد غدير خم 1371 3 30
20 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1376 1 1
21 ـ پيام به ملت شريف ايران به مناسبت حلول سال نو 1377 1 1
22 ـ بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 1379 6 25
23 ـ بيانات در مصاحبه گزارشگر صدا و سيما در جريان بازديد از « نمايشگاه كتاب » 1374 2 26
24 ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني 1387 2 15
25 ـ بيانات در مصاحبه ي گزارشگر صدا و سيما در جريان بازديد از « نمايشگاه كتاب » 1374 2 26
26 ـ خطبه هاي نماز جمعه ي تهران ... 1377 10 4
27 ـ بيانات در خطبه هاي نماز جمعه تهران 1379 2 23
28 ـ بيانات در ديدار فرهنگيان و معلمان كرمان 1382 2 12
29 ـ پيام نوروزي به مناسبت حلول سال جديد 1374 1 1
30 ـ بيانات در ديدار گروه كثيري از كارگزاران و معلمان به مناسبت روز كارگر و هفته ي معلم 1381 2 11
31 ـ بيانات در ديدار با جمعي از فرماندهان و پرسنل ارتش جمهوري اسلامي به مناسبت هفته دفاع مقدس 1374 7 5


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:42 PM - روز پنج شنبه 15 بهمن 1388    |   لينک ثابت
شهيد سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب ". اين كتاب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،كه به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.

سيدشهيدان اهل قلم، شهيد سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب ".
البته وجه اشتراك مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است كه همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي كه مجال پيدا كرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،كه به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
آويني كتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، كه تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم كشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود كه احساس خطر مي‌كرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.
قسمت‌هاي كوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير " كتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:
"آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.
نگرشي كه انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد كه او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمركز كند، و از آنجا كه بشر، مادام كه در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نكرده است، تنها حوايج مادي است كه او را به جانب خود مي‌كشد، اين توهم رخ نموده كه نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنكه اينچنين نيست.
مهم‌ترين علتي كه جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير كشانده است همين است كه اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌كند.
چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نكند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تكاثري دچار مي‌شود كه از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا كه براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.
در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است كه با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد كه در آن هيچ كس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال كه هيچ كس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يكديگر از حداكثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي كه مي‌تواند اهداف مذكور را تأمين كند، سيستم دموكراسي است. "
راهش پر رهرو باد .



نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:27 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 روزي رسول اکرم (ص) وارد اطاق عايشه شد. مشاهده کرد که تکه ناني روي زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود: اي حميرا؛ از نعمت هاي الهي صحيح استفاده کن و آنان را گرامي دار تا هرگز نعمت هاي خداوند از مردم دور نشود.
( شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بيرون کند )
حال که سخن از نعمت الهي شد مناسب است توجه عزيزان را به يک روايت از حضرت ابا عبدالله الحسين معطوف بدارم.
امام حسين (ع) فرمود: سقوطي تدريجي بنده، به آن است که خداوند نعمتها را بر او فرو مي ريزد و او از شکر باز مي ماند.
پرهيز از اسراف و زياده روي
رسول الله (ص) می فرمایند :
ـــ از گونه هاي اسراف اين است که هر چه مي خواهي، بخوري.
ـــ من اقتصد اغناه الله و من بذّر افقره الله و من تواضع دفعه الله و من تجبّر قصصدالله
هر که در خرج کردن ميانه روي کند، خدا او را بي نياز مي کند و هر که زياده روي نمايد خدا فقيرش مي کند و هر کس بزرگي بفروشد، خدا او را در هم مي شکند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:37 PM - روز دوشنبه 12 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اسراف و تبذیر

«مصرف گرایی به صورت اسراف یکی از بیماری های خطرناک هر ملتی است، ما یک خرده به این مصرف گرایی افراطی دچار هستیم... وظیفه ی مسؤولین و دست اندر کاران ... است که به این مسأله باید با اهمیت نگاه کنند»؛ «مصرف گرایی و مسابقه ی تجمل پرستی و مسابقه ی پول درآوردن و تلاش برای پول کردن ... ، یک طبقه ی جدیدی درست کرده. نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق آن است...، اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه ی اشرافی گرى، برای تجمل پرستى؛ این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور که قبلاً هم گفته ام: اسراف و مصرف گرایی افراطی».

این ها جملاتی بود که مجدداً همچون شقشقه ای پر خروش بر زبان رهبر معظم انقلاب اسلامیدر سفر شیراز ایشان فراز آمد و فرو نشست و چون نه برای برخی آب استخر پر می کرد و نه برای بعضی دیگر نان ریاست می پخت به فراموشی سپرده شد!

رفاه زدگی و اسراف و مصرف و سابقه ی پول و گردآوری درهم و دینار و برده و شتر و باغ و ییلاق را خبر داریم که چگونه همچون برگ برنده ای در دست معاویه می لغزید و پای مردان مرد را می لغزانید. عده ای از یاران ساده لوح امیرالمؤمنین(ع) که گمان می کردند با شرکت دادن آن حضرت در این مسابقه ی پرجاذبه می توانند برخی دلدادگان زر و سیم را از لغزیدن باز دارند، نزد آن حضرت آمده و اصرار نمودند تا او نیز رعایت موقعیت افراد! را نموده، پیشگامان در اسلام و انقلاب و مبارزان و مجاهدان صدر اسلام و بدر و احزاب و اشراف و شخصیت های سابقه دار را پاس داشته و به بهانه های گوناگون بر مستمری و جوایز آنان بیفزاید، اما نمی دانستند که با این پیشنهاد چه آشوبی در دل تندیس عدالت می افکنند. علی(ع) با شنیدن سخن آنان برآشفت و فرمود: «أتأمرونّی أن أطلُبَ النَّصَر بِالجَورِ فیمَن وُلّیتُ علیه» آیا از علی می خواهید تا برای پیروزی و موفقیتش در سیاست به زیر دستانش ستم روا دارد؟! از بیت المال مردم حق السکوت بدهد؟ «وَاللهِ لا أطورُ به ما سَمَرَ سَمیرٌ، وَما أمَّ نجم فی السّماء نجماً؛ به خدا سوگند تا شب و روز در گردشند و ستاره ای در پی ستاره ی دیگر روان است پیرامون چنین شیوه ای نمی چرخم؛ لَو کان المالُ لی لَسَوَّیتُ بَینَهم، فَکَیفَ وَ إنَّما المالُ مالُ اللهِ؛ اگر مال، از آن من بود به مردم برابر هم می دادم چه رسد به این که مال، مال خداست».

آن گاه امیرالمؤمنین(ع) در رد نظر برخی از عقلای قوم! که در مسیر پیشبرد اهداف خود هر منکری را توجیه عقلایی نموده و هر حرامی را با ذبح شرعی مشروع، و بلکه واجب جلوه می دهند، فرمود: «ألاَ و إِنّ إعطاء المالِ فی غَیرِ حَقِّه تَبذیرٌ و إسرَافٌ؛ مصرف نابه جای مال، افراط در مصرف و اسراف است. برخی اسراف را تنها در مصرف بی رویه خوراکی ها و دارو و وسایل آرایشی و لباس و انرژی و ... می شمرند و حقّا که ما در این میدان از تمامی جهان گوی سبقت را ربوده ایم و در حیف و میل نعمت های الهی از خدانشناس ها نیز بی محاباتریم، ولی مگر مردم این روحیه را از شکم ما درآورده اند؟ به راستی کدامین برنامه رسانه ی ملی در ترویج قناعت گامی عملی برداشته و خود پیش قدم شده است؟ مگر مردم از حقوق های چند میلیونی برخی افراد و حق التدریس های بهت آور برخی دیگر و جوایز بی محابای اهدایی به بازیگران فوتبال و سالن های ورزشی آن چنانی و فرهنگ سراهای آن چنانی تر، جوایز تودیع مدیران، ساختمان ها و دکورهای عجیب و غریب برخی ادارات، سواری های ردیف شده ی بعض دیگر، هزینه های میلیاردی برخی همایش ها و ... را نمی بینند؟! البته در مقابل این ها هنوز در بعضی روستاها و بخش ها و بلکه محلات جنوب شهر مدارس مخروبه، کتابخانه های بی کتاب و صندلى، مساجد خشت و گلی و یا محقر و کج و معوج و کثیف و آلوده و بدون یک بلندگو و نیز روستاها و بخش های بدون بهداری و پزشک و معلّمان دوچرخه ای و موتورگازی و بالاخره جمعیت میلیونی زیر خط فقر و ... را نیز می بینند.

«وَ هُویَرفَعُ صَاحِبِه فِی الدَّنیا وَیَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ، وَ یُکرِمُهُ فِی النّاسِ و یُهینُهُ عِندَالله؛ این گونه توزیع ناعادلانه اسم و رسم و نام و نشان دنیایی می سازد، عناوین و القاب یدکی ردیف می کند، از افراد بی چهره، چهره های خیره کننده می پردازد، با دیدن سیما و شنیدن صدایش آب دهان ها سرازیر می شود و یا لیت یا لیت ها ورد زبان می شود، اما این همه در دنیاست و در چشم مردم ظاهربین و فردای تاریخ و روز قیامت باید پاسخ گوی فرهنگ خطرناک اشرافی گری و تجمل پرستی و مسابقه برای پول و پول و پول باشد که در جامعه اسلامی رواج داده است. و البته در آن روز همین مگسان دور شیرینی نیز از اطراف او پراکنده می شوند؛ «وَلَم یَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فی غَیرِ حَقِّهِ وَلاَ عِندَ غَیرِ أهلِهِ إلاّ حَرَمَهُ اللهُ شُکرَهُم وَکَانَ لِغَیرِهِ وُدُّهُم. فَإنْ زَلَّت بِهِ النَّعلُ یَوماً فَاحتَاجَ إلی مَعُونَتِهِم فَشَرُّ خلیلٍ [خدینٍ] و ألأمُ خَدینٍ؛ آنان که به امید رأی بیشتر حقوق برخی قشرها را افزایش دادند، نخست از پشتیبانی همان ها محروم شدند و به چشم دیدند که به دیگران پیوستند و یقیناً اگر روزی پای برخی بلغزد و نیازمند یاری همان کسانی باشد که سرمایه عمومی را به ناحق در جیب آنان سرازیر کرده است، همانا بدترین دوست و خسیس ترین رفیق او خواهند بود. در این زمینه باز هم از نهج البلاغه درس خواهیم گرفت».



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:10 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  · مصرف گرایی و اسراف و این چیزها... این جزو میراث های ما از گذشته است و متأسفانه این میراث را نگه داشتیم. ما ملت ایران باید این جامه ناسازِ بی اندامِ زشت را از تنمان بیرون بیاوریم. ما خیلی مصرف زده هستیم؛ باید این را حلش کنیم.
 
· امروزه متأسفانه... مصرف گرایی و مسابقه تجمل پرستی و مسابقه پول درآوردن و تلاش برای پول جمع کردن، یک طبقه جدیدی درست کرده.
 
· نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقای جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ این یک اصل اسلامی است. اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه اشرافی گری، برای تجمل پرستی، این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان طور که قبلاً هم گفته ام: اسراف و مصرف گرایی افراطی.
 
· امروز دشمن چشمش به نقطه حساس اقتصادی است تا بلکه بتوانند این کشور را از لحاظ اقتصادی دچار اختلال کنند. هرچه می توانند اختلال ایجاد کنند و هرچه هم نمی توانند، در تبلیغاتشان وانمود کنند که اختلال هست! این کاری است که امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شکل های مختلف انجام می گیرد. راه مقابله هم انضباط مالی و صرفه جویی و نگاه پرهیزگرانه به مصرف گرایی است.
 
· مصرف گرایی به صورت اسراف، یکی از بیماری های خطرناک هر ملتی است.
 
· ما یک خرده به مصرف گرایی افراطی دچار هستیم.
 
· یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبی که مصرف شُرب در خانه ها می شود، نوع آبیاری کشاورزی ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر می دهیم.
 
· ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه کردن منابع مالی کشور به وسیله خود ما و به وسیله همه برادران هم میهن ما و به وسیله مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود می آید، دچار نوعی بی توجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم.
 
· شاید بشود گفت بخش مهمی از منابع کشور در همه زمینه ها چه در زمینه مسائل شخصی، و چه تا حدودی در زمینه های عمومی صرف اسراف ها و زیاده روی های ما در مصرف می شود.
 
· ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلکه از نظر همه عقلای عالم، چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه می کند، نمی شود مصرف را مدیریت کرد. کار به جایی می رسد که منابع کشور به هدر می رود، شکاف بین فقرا و اغنیا زیاد می شود، عده ای در حسرت اوّلیات زندگی می مانند و عده ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و هدر می دهند.
 
· ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح کنیم.
 
· ما بایستی به سمت الگوی مصرف حرکت کنیم.
 
· مسئولین کشور در درجه اول چه قوه مقننه، چه قوه مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه ی قضائیه و غیر آنها و اشخاص و شخصیت ها در رتبه های مختلف اجتماعی و آحاد مردم ما از فقیر و غنی، بایستی به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند.
 
· این جور مصرف کردن در همه زمینه ها در امور ضروری زندگی، در زیادی های زندگی مصرف کردن بی رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانی، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست.
 
· من از عموم مردم و به خصوص از مسئولین درخواست می کنم، خواهش می کنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامه ریزی کنند.
 
· امروز خوشبختانه همان موج ضدارزش کردن اشرافی گری، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت، مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است.
 
· اسلام به ما می گوید ثروت تولید کنید، اما اسراف نکنید.
 
· مصرف گرایی افراطی، مورد قبول نیست.
 
· اشرافی گری، مثل یک بیماری است. بر هر کجا که وارد شد، بسیاری از خوی های مستحسن و پسندیده را تحت الشعاع قرار می دهد، کم کم آنها را ضعیف می کند و شاید از بین می برد. اسیر اشرافی گری نباید بشویم ما مردم ایران.
 
· ما مردم مسرفی هستیم؛ ما اسراف می کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین.
 
· کشوری که تولیدکننده نفت است، واردکننده فرآورده نفت؛ بنزین است! این تعجب آور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای اینکه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت وپاش کنند! این درست است؟!
 
· اسراف بد است؛ حتی در انفاق راه خدا هم می گویند... افراط و تفریط نکنید.
 
· میانه روی؛ میانه روی در خرج کردن. این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملی دربیاوریم.
 
· قرآن می فرماید: «والّذین اذا انفقوا»؛ کسانی که وقتی می خواهند خرج کنند، «لم یسرفوا و لم یقتروا»؛ نه اسراف و زیاده روی می کنند، نه تنگ می گیرند و با فشار بر خودشان، زندگی می کنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمی کند.
 
· اسلام نمی گوید که مردم بایستی با ریاضت و زهد آن چنانی زندگی کنند؛ نه، معمولی زندگی کنند، متوسط زندگی کنند.
 
· ما اگر آدم های اهل اسراف و ولنگاری در خرج باشیم، ممکن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی که نه، حساب کار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیاده روی نمی کند، اسراف نمی کند. خوب، تحریم کنند. بر یک چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمی شود.
 
· اسراف، یک بیماری اجتماعی است.
 
· یک اقدام اساسی در زمینه همین پیشرفت و عدالت، آن مسئله ای است که من در پیام نوروزی خطاب به ملت عزیز ایران عرض کردم؛ و آن مسئله مبارزه با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجی ها و تضییع اموال جامعه است؛ این بسیار مسئله مهمی است.
 
· لازم است به عنوان یک سیاست، ما مسئله صرفه جویی را در خطوط اساسی برنامه هایمان در سطوح مختلف اعمال کنیم.
 
· مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفه جویی به معنای مصرف نکردن نیست؛ صرفه جویی به معنای درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است.
 
· اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند، بدون اینکه این مصرف اثر و کارایی داشته باشد. مصرف بیهوده و مصرف هرز، در حقیقت هدر دادن مال است.
 
· عادت های ما، سنت های ما، روش های غلطی که از این و آن یاد گرفته ایم، ما را سوق داده است به زیاده روی در مصرف به نحو اسراف.
 
· مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، کشور را به عقب می رساند؛ این، ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد می کند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادی می شود.
 
· در آیات شریفه قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأکید شده.
 
· اسراف، هم لطمه اقتصادی می زند، هم لطمه فرهنگی.
 
· وقتی جامعه ای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگی هم بر روی او تأثیرهای منفی می گذارد.
 
· مسئله صرفه جویی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آینده کشور را تهدید می کند.
 
· ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی چه برق، چه حامل های انرژی مصرف می کنیم؛ یعنی نفت، گاز، گازوئیل، بنزین. مصرف این چیزها در کشور ما از دو برابر متوسط جهان بیشتر است. خوب، این اسراف است. اسراف نیست؟
 
· شاخصی به نام شاخص شدت انرژی وجود دارد؛ یعنی نسبت بین انرژی ای که مصرف می شود، با کالایی که تولید می شود؛ که هرچه انرژی ای که مصرف می شود، کمتر باشد، برای کشور سودمندتر است. در این زمینه گاهی نسبت به بعضی از کشورهای پیشرفته، مصرف شدت انرژی ما هشت برابر بیشتر است! اینها اسراف هایی است که در جامعه دارد انجام می گیرد.
 
· در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگی، اسرافِ فردی صورت می گیرد.
 
· تجمل گرایی ها، چشم و هم چشمی ها، هوس رانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است.
 
· وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهایی است که ما برای آنها پول صرف می کنیم. پولی که می تواند در تولید مصرف شود، سرمایه گذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومی کشور را زیاد کند، این را ما صرف می کنیم به این چیزهای ناشی شده از هوس، چشم و هم چشمی، آبروداری های خیالی.
 
· اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسی میوه ای خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام(ع) به او نهیب زد که اسراف کردی؛ چرا انداختی؟ در روایات ما هست که از دانه خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده های نان را استفاده کنید. آن وقت در هتل ها میهمانی درست کنند و به یک عده ای میهمانی بدهند؛ بعد هر چه غذا ماند، به بهانه اینکه بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه اسلامی است؟ این جوری می شود به عدالت رسید؟
 
· باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است.
 
· اسراف فقط در زمینه فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف می شود.
 
· بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است.
 
· این شبکه های ارتباطاتی، شبکه های انتقال برق، سیم های برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر می رود. برق را تولید کنیم، بعد با این شبکه فرسوده آن را هدر بدهیم، که بخش مهمی هدر می رود. یا شبکه های انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر می رود. اینها اسراف های ملی است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین کشورند.
 
· اسراف در سطح سازمان هم اتفاق می افتد. رؤسای سازمان های گوناگون مصرف شخصی نمی کنند، اما مصرف بی رویه در مورد سازمان خودشان اتفاق می افتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمان های گوناگون؛ باید با مراقبت و نظارت از این کارها جلوگیری کرد.
 
· هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان ها بایستی نگاه عیب جویانه ی به اسراف وجود داشته باشد.
 
· آب را صرفه جویی کنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت کنیم، شبکه آب رسانی را اصلاح کنیم، آبیاری های با صرفه در کشاورزی را آموزش بدهیم که چه جوری آبیاری بشود.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:34 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

دین اسلام، نظام جامعی برای سعادت دنیا و آخرت دارد که به جنبه های گوناگون زندگی فرد و جامعه توجه می کند. یکی از اصول نظام اقتصادی اسلام، الزام و پای بندی فرد به رعایت اخلاق اقتصادی است که مصرف، یکی از مصداق های آن است.
 
امام خمینی(ره) که یکی از پرورش یافتگان مکتب انسان ساز اسلام بود، در سیره عملی خود، رفتار و منش اخلاقی داشت. این ویژگی امام(ره) نه تنها در امور اجتماعی و سیاسی وجود داشت، بلکه ایشان در امور اقتصادی، چه در جنبه فردی و چه اجتماعی نیز به اصول اخلاقی پای بند بودند.
 
امام خمینی(ره) که از اوضاع دنیای معاصر به خوبی آگاه و به مسائل آن دقیق بود، یکی از علت های توسعه نیافتگی جوامع مسلمان را وابستگی اقتصادی آنان می دانست. ایشان برای رهایی مسلمانان از این بند و بحران ذلت آور، عمل به آموزه های اسلامی را که متضمن زندگی شرافتمندانه است، چاره ساز می دانست.
 
از دیدگاه امام خمینی(ره) ایجاد فرهنگ مصرف زدگی، نقشه ای حساب شده و استعماری برای غارت و چپاول ثروت های دنیای اسلام است که به تبع آن، جوامع اسلامی از رشد و پیشرفت بی نصیب می مانند.
 
در ایران پس از انقلاب اسلامی، به برکت وجود رهبران دل سوز و هدایت خردمندانه آنان و خودباوری مردم و حضور آنها در صحنه های گوناگون کشور از نظر اقتصادی با وجود مشکلات فراوان، رشد بسیاری یافته است. با این همه، رسوبات فرهنگ های غیراسلامی به طور مطلق از بین نرفته است. مثلاً در مصرف، جامعه و مردم به لحاظ اقتصادی خسارت های سنگینی می بینند.
 
هدایت و هوشیاری رهبران و رهنمودهای آنان به جامعه در زمینه رعایت الگوی مصرف، امری راهگشا و ضروری است. ازاین رو، دیدگاه های امام خمینی(ره)، بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران را درباره مصرف زدگی و مصرف گرایی که برگرفته از وصیت نامه و سخنان ایشان است، مرور می کنیم.
ایجاد فرهنگ مصرف زدگی، نقشه استعماری
 
«از جمله نقشه ها، که مع الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش، و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است. ...
 
قصه این امر غم انگیز طولانی و ضربه هایی که از آن خورده و اکنون نیز می خوریم، کُشنده و کوبنده است؛ و غم انگیزتر اینکه آنان ملت های ستم دیده زیرسلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند. ... وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتی، از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی های کودکانه، و به مسابقه کشاندن خانواده ها و مصرفی بار آوردن هر چه بیشتر، که خود داستان های غم انگیز دارد، و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان ها، که عضو فعال هستند... و ده ها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگه داشتن کشورهاست».[1][142]
اسلام تنها راه نجات از فرهنگ مصرف زدگی و ستم پذیری
 
«وصیت مشفقانه می کنم که از اسلام، که یگانه استقلال و آزادی خواهی است و خداوند متعال همه را با نور هدایت آن به مقام والای انسانی دعوت می کند، چنانچه امروز وفادارید، در وفاداری استقامت کنید، که شما را و کشور و ملت شما را از ننگ وابستگی ها و پیوستگی ها به قدرت هایی که شما را جز برای بردگی خویش نمی خواهند و کشور و ملت عزیزتان را عقب مانده و بازار مصرف و زیر بار ننگین ستم پذیری نگه می دارند، نجات می دهد؛ و زندگی انسانی شرافتمندانه را، ولو با مشکلات، بر زندگانی ننگین اجانب، ولو با رفاه حیوانی، ترجیح دهید و بدانید مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به دریوزگی عمر را بگذرانید، قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد؛ و به خوبی و عینیت دیدید که در این مدت کوتاهِ پس از تحریم اقتصادی، در همان ها که از ساختن هر چیز خود را عاجز می دیدند و از راه انداختن کارخانه ها آنان را مأیوس می نمودند، افکار خود را به کار بستند، و بسیاری از احتیاجات ارتش و کارخانه ها را خود رفع نمودند».[2]
وظیفه جوانان و دولت ها در برابر فرهنگ مصرف زدگی
 
«بر دولت ها و همه دست اندرکاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینده، که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمک های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند؛ و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند؛ و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.
 
و از جوانان، دختران و پسران، می خواهم که استقلال و آزادی و ارزش های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت ها و بی بندوباری ها و حضور در مراکز فحشا، که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود، نکنند، که آنان، چنان که تجربه نشان داده، جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخایر شما و به بند استعمار و وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی کنند؛ و می خواهند با این وسایل و امثال آن، شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان «نیمه وحشی» نگه دارند».[3]
کالاهای دشمنان در بازار مسلمانان
 
«اکنون بازارهای کشورهای اسلامی، مراکز رقابت کالاهای غرب و شرق شده است، و سیل کالاهای تزیینی مبتذل و اسباب بازی ها و اجناس مصرفی به سوی آنها سرازیر شده است. همه ملت ها را آن چنان مصرفی بار آورده اند که گمان می کنند بدون این اجناس امریکایی و اروپایی و ژاپنی و دیگر کشورها زندگی نمی توان کرد. مع الاسف، مکه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، ... مملو از کالاهای بیگانگان و بازار برای دشمنان اسلام و پیامبر بزرگ شده است».[4]



[1] .  وصیت نامه موضوعی امام خمینی(ره)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1377، صص28-30.

[2] .  همان، ص 44.

[3] .  همان، صص 30 و 31.

[4] .  صحیفه امام، ج 19، ص 344.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:32 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  حضرت امام خمینی قدس سره، که در عمل به دستورهای اسلام، بسیارجدی و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ویژه درمصرف، حساسیت مخصوصی داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زیر جلب می کنم:
 
1 یکی از مسوولین دفتر امام خمینی قدس سره می نویسد: یک بارمسوول امور مالی، پشت یک پاکت چیزی نوشت و به امام داد، امام در یک کاغذ کوچک جواب آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما دراین قطعه کوچک نیز می توانستید بنویسید.»
 
از این رو آن برادر کاغذهای خورده ها را جمع و جور می کرد و درکیسه ای می گذاشت، و هنگامی که می خواست، برای امام چیزی بنویسد،روی آن کاغذ پاره ها می نوشت، امام هم زیرش جواب می نوشتند.
 
2 سرکار خانم زهرا مصطفوی(دختر امام)از خاطرات دوران کودکی خود، چنین می گوید:
 
درس امام در ساعت یازده و نیم تمام می شد، ایشان در این هنگام بیست دقیقه با ما(که کودک بودیم)بازی می کرد، سپس ده دقیقه به ظهر، برای انجام مقدمات نماز حاضر می شد، امام با خرید اسباب بازی خیلی مخالف بودند و می گفتند: این پول باطلی است، باوسایلی مانند گل، تیله درست می کردیم، بعد می چیدیم و می گفتیم هرکس به این تیله ها بزند برنده است، بازی بیست دقیقه ما این گونه ساده بود...
 
3 یکی از اعضاء دفتر امام خمینی قدس سره نقل کرد: یک روز برطبق وظیفه ای که هر ماه بر عهده داشتیم، در پایان ماه صورت مخارج ماهیانه را(در جماران)به خدمت امام فرستادیم، و در ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانی ها، رفت وآمدهای امام، پول برق خانه را نوشته بودیم، هنگامی که صورت مخارج را نزد امام می فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمدآقا(فرزند امام)تلفن زد وگفت: از وقتی که صورت حساب داده اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می زند و سخت ناراحت است، زیرا مخارج خانه امام در این ماه ازده هزار تومان(آن عصر)تجاوز کرده است لذا امام می فرماید:
 
«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلا ازاین جا می روم.»
 
حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید که خرج اضافی در این ماه چه بوده است. تا به آقا بگوییم و خیال امام راحت شود.
 
ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابدا مربوط به خانه امام نبوده است، مثلا:
 
1 گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود ما گفتیم که آن را در انبار حسینیه جماران بریزند.
 
2 به ماشینی که خانواده حضرت امام را می برد، و براثربی توجهی راننده خسارتی به آن وارد شده بود، و هزینه ای پیدانموده بود.
 
3 ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام، تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالای پشت بام دیده نشود، زیرا پاسداران در آنجاپاس می دادند.
 
صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، و درنتیجه ایشان احساس آرامش کرده و آسوده خاطر شدند. از همین یک نمونه می توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روی در مخارج خانه را به دست آورد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:31 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

استفاده شخصی از تلفن دفتر، هرگز

زندگی ساده و بی آلایش امام گواهی زنده و گویا بر روح مردمی امام است، یک زندگی که حتی افراد معمولی نیز از آن مزایا برخوردارند و با اینکه همیشه مبالغ زیادی از وجوهات اسلامی در خدمت امام است؛ ولی دقت بسیار عجیبی روی مصارف به کار می بردند. بارها امام به افراد دفتر شدیدا اخطار فرموده بودند، راضی نیستم که حتی از تلفن های دفتر برای کارهای شخصی استفاده کنید؛ لذا ما معمولاً برای کارهای شخصی از تلفن های عمومی و بیرون استفاده می کردیم.

حتی مرحوم حاج احمد آقا هم

مرحوم حاج آقا مصطفی که به نظر امام از امیدهای آینده اسلام بود، می بایست هفته به هفته به خدمت آقا می آمد و خرج هفته اش را می گرفت، و به هیچ وجه امام مخارج اضافه به او نمی دادند، حتی وقتی حاج آقا مصطفی خواست که به مکه برود، با پول فروش خانه ای که در قم داشت و مقدار پولی که از خانمش بود به مکه رفت، حتی امام می فرمودند، هیچ کس حق ندارد از اینجا تلفن زیادی بکند، تلفن به داخل نجف را اجازه می دادند، اما به کربلا یا جای دیگر اجازه نمی دادند و تحریم کرده بودند، حتی به مرحوم حاج احمد آقا فرموده بودند: تو حق نداری به تهران یا جای دیگر تلفن بکنی؛ ولی اگر در مسیر انقلاب بود کاملاً اجازه می دادند؛ مثلاً اگر می خواستیم به وسیله تلفن اعلامیه منتشر کنیم یا خبر بگیریم، اجازه می فرمودند. یادم می آید که یک بار مرحوم حاج احمد آقا تلفن هایی کرده بود و احتمال می داد که امام راضی نباشند؛ لذا ناچار شد از جایی پول فراهم کند و به آیت اللّه رضوانی، مسئول مالی دفتر حضرت امام بدهد.

بقیه را بده!

صرفه جویی و حساب رسی و دقت حضرت امام در امور مالی باید سرمشق همه ما باشد، سرمشق برای مردم در صرفه جویی و قناعت و اجتناب از اسراف و تبذیر و برای مسئولان دولتی در کنترل دقیق بودجه بیت المال و اموال عمومی، مشهدی حسین پیرمرد وارسته ای بود که در طی سال ها مورد علاقه و اعتماد امام بود و مسئول خرید منزل معظم له، یک روز نقل کرد که امام ربع دینار (یعنی 250 فلس) برای خرید به من دادند، وقتی از بازار «حویش» برگشتم، نان، پنیر، ماست و سبزی و غیره را خریده بودم به اندرون برده و مراجعت نمودم. هنوز به درب خانه نرسیده بودم که امام صدا زدند: مشهدی حسین! برگشتم، فرمودند: چقدر شد؟ حساب کردم دویست و سی و پنج فلس شده بود تا ربع دینار پانزده فلس باقی می ماند. امام فرمودند: بقیه را بده!

معلوم است پانزده فلس چیز قابل ذکری نبود؛ ولی مسئله مهم این است که همه چیز هر چند هم ناچیز، باید روی حساب و دقت باشد، و باید به این روش عادت کرد.

بر روی کاغذهای کوچک

آیت اللّه رضوانی، که مسئول مالی و دیگر کارهای امام بود، پشت یک پاکت چیزی نوشته و برای امام فرستاده بود، ایشان در یک کاغذ کوچک جواب داده بودند و زیر آن نوشته بودند: شما در این کاغذ کوچک می توانستید بنویسید، و لذا آیت اللّه رضوانی کاغذهای کوچک را جمع و جور می کرد و در یک کیسه ای می گذاشت، وقتی که می خواست برای آقا چیزی بنویسد بر روی آن کاغذپاره ها می نوشت و برای امام می فرستاد، امام هم زیرش جواب می نوشتند.

روی کاغذهای باطله هم می توان نوشت

حجت الاسلام ناصری می گوید: در بین سال چند روزی که حضرت امام در کربلا تشریف داشتند، من گاهی با ایشان کار داشتم و چون وضع اتاق بیرونی کربلا طوری بود که من نمی توانستم داخل بروم، گاهی مطالبم را بر روی کاغذ می نوشتم و به اتاق اندرونی می دادم. یک بار روی کاغذی مطلبم را نوشتم و دادم. امام به بیرونی تشریف آوردند تا به حرم برویم و در بین راه به من فرمودند: «تو احتیاط نمی کنی»، من ذهنم از این حرف ها خالی بود، اصلاً باورم نمی شد که کاری کرده باشم؛ یعنی خطایی در ذهنم نبود. لذا عرض کردم که چه کار کردم؟ می خواستم ببینم خطایم چیست که دیگر تکرار نکنم.امام فرمودند: «تو این مطلب را روی کاغذ باطله هم می توانستی بنویسی.» و این یکی از درس های خیلی ارزنده ای بود که من یاد گرفتم.

خرید گوجه فرنگی نوبرانه برای طلاب، ممنوع

آیت اللّه ال اسحق: یکی از دوستانم تعریف می کرد که روزی به منزل حضرت امام در نجف رفتم. احساس کردم که حضرت امام با حاج آقا مصطفی مشغول گفت وگو هستند، نگران شدم؛ ولی با آمدنم قضیه تمام شد.بعد پرسیدم جریان چه بود؟ خادم گفت که: حاج آقا مصطفی ربع دینار (معادل پنج تومان در آن روز) در اول فصل که هنوز گوجه فرنگی تازه و نوبرانه است، گوجه فرنگی خریده است. امام او را دعوا می کردند، اخم کرده بودند، فریاد می کشیدند که: «با چه مجوزی تو از بیت المال گوجه فرنگی نوبرانه خریده ای؟ حالا وقت خوردن گوجه فرنگی برای طلبه ها نرسیده است.» باآنکه حاج آقا مصطفی کار حرامی انجام نداده بودند؛ ولی حضرت امام برای خودشان و فرزندشان این عمل را مناسب نمی دانستند. «آری فقط برای ربع دینار».

سهم امام را نمی شود به فقیر داد!

آیت اللّه آل اسحق: یکی از دوستانم که ساکن نجف بود، نقل کرد که: در مسجد شیخ انصاری که امام در آنجا نماز جماعت می خواندند، بین نماز مغرب و عشاء فقیری آمد و گفت: عیالوارم، زندگی ام نمی چرخد، فقیرم به من کمک کنید، امام جواب ندادند. بار دوم، بار سوم، داد کشید و فریاد زد و گفت: آقا من... . امام فرمودند: «من پول ندارم.» فقیر گستاخانه گفت: من دیدم امروز عصر فلانی مقدار زیادی پول برای شما آورد، امام فرمودند: «آن پول سهم امام است و به شما نمی رسد.» دوباره با فریاد و داد از امام پول می خواست که دوستم برخاست و ربع دینار به فقیر داد و او هم رفت. بعد از نماز که امام برخاستند تا بروند، من هم پشت سر امام بلند شدم و از مسجد بیرون آمدیم. وقتی خلوت شد، می خواستم به امام انتقاد کنم که ایشان پیش دستی کردند و گفتند: «این پول چی بود؟ از کدام پول بود؟» گفتم: آقا پول شهریه بود، گفتند: «با چه مجوزی دادی؟» گفتم: آقا من می خواستم به شما عرض کنم که چرا ندادید؟ گفتند: «من پول شخصی که ندارم، پول من، بیت المال است، سهم امام است، سهم امام را به فقیر نمی شود داد، نه اینکه من نمی خواهم بدهم، نمی شود داد، من چه کار کنم؟ تو چه جوری دادی؟ جواب خدا را چه خواهی داد؟ این بودجه مخصوصی است و برای مصرف خاصی است».

امام در سطح سایر مردم

حجت الاسلام استادی می گوید: با آنکه حضرت امام موجه ترین استاد حوزه علمیه قم و در عداد مراجع تقلید و شخصیت مبرز و عظیم الشأن حوزه بودند؛ ولی یک تلفن جهت ارتباط با مردم نداشتند (زیرا اولاً، اکثر علما نداشتند و ثانیاً، احساس می کردند که در صورت نیاز و ضرورت با ایشان تماس خواهند گرفت). لذا فرد مؤمن و متمکنی با پول شخصی خودش (نه از وجوهات و سهم امام)، تلفنی برای امام تهیه می کند.

(البته این به آن معنی نیست که امروز تلفن ضروری نیست، اتفاقاً ضروری است مخصوصاً برای علما).

حتی در سوگ فرزند عزیز

حجت الاسلام آشتیانی: بعد از شهادت حاج آقا مصطفی؛ فرزند والا مقام، دانشمند، عالم، عارف و مجتهد حضرت امام، ماجرایی در نجف پیش آمد که نقل آن بیان گر روح تعبد حضرت امام نسبت به مسائل شرعی و احکام خداست. ماجرا به این شکل بود که خانواده امام قصد داشتند از طریق تلفن منزل رهبر انقلاب، با تهران تماس بگیرند؛ لیکن رهبر انقلاب حتی در این موقعیت که فرزند خود را از دست داده بودند، صریحاً به خانواده خود فرمودند: «تلفنِ خانه از اموال بیت المال است و خواست شما برای استفاده از آن امری شخصی است، بنابراین تماس با آن جایز نیست.» هر وقت انسان موقعیت امام و همسرشان را به عنوان پدر و مادری فرزند از دست داده تجسم می کند و حساسیت حضرت امام را حتی در آن موقعیت خاص نسبت به بیت المال می بیند، جدا در مصرف بیت المال حساس تر می شود.

امام، شخصا کنترل می کردند

حجت الاسلام آشتیانی: حضرت امام با تمام مشغله ای که داشتند، تمامی هزینه هایی که برای منزل ایشان می شد، شخصا کنترل می کردند و مسئولان مالی مراقب بودند قبل از انجام هر خریدی برای بیت، لیست اقلامی که قصد خرید آنها را دارند، به امام عزیز بدهند تا در صورت تصویب، خرید نمایند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:30 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

مهتابی غیر لازم، خاموش

حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین رحیمیان: در اتاق حضرت امام یک مهتابی یا یک لامپ صد ولتی روشن بود هنگام مطالعه یا نوشتن، چون این نور کافی نبود؛ یک لامپ دیگر را روشن می کردند. بارها دیده ام که معظم له از اتاق شان به طرف اندرون رفته اند، ولی چند لحظه بعد از میان راه برگشته، لامپ مهتابی را خاموش کرده اند و مجدداً به طرف اندرونی رفته اند؛ با آنکه در آن موارد معمولاً بیش از چند دقیقه در اندرون نمی ماندند و دوباره به همین اتاق برمی گشتند.

بیخود می گویند

حجت الاسلام سیدحمید روحانی: در یکی از روزها که حضرت امام برای نماز جماعت به مدرسه فیضیه تشریف آورده بودند، چون هنوز وقت نماز نرسیده بود، به یکی از حجره های طلاب وارد شدند.یکی از طلاب در حالی که چراغ اطاق را روشن گذاشته بود، از اطاق بیرون آمد تا در خدمت امام باشد، امام فرمودند: «چرا برق را روشن گذاشتید؟» یکی از آقایان گفت: می گویند در روشنی اسراف نیست! امام فرمودند: «بیخود می گویند!»

یک قطره آب اضافی، هرگز

دکتر محمود بروجردی: در منزل امام یک چراغ اضافه پیدا نمی کردید که روشن باشد. بعضی مواقع خود امام حتی مشغول ملاقات با شخصیت ها و افراد بودند که ناگهان متوجه می شدند که چراغی بی جهت روشن است. بدون آنکه به دیگران امر کنند، خودشان بلند می شدند و می رفتند آن را خاموش می کردند یا اینکه هنگام وضو گرفتن، یک قطره آب اضافی مصرف نمی کردند؛ حتی بین مسح سر و شست و شوی دست راست و چپ شیر آب را می بستند.

عدم خروج آب اضافی از شیر

دکتر محمود بروجردی: من بارها ناظر وضو گرفتن امام بوده ام و دیده ام که ایشان در فاصله به جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را می بستند و در موقع لازم دوباره باز می کردند تا مبادا آب اضافی از شیر خارج شود.

استفاده نکردن از نصفه دیگر

حجت الاسلام و المسلمین صادق احسان بخش: حضرت امام هیچ گاه اسراف نمی کردند. حتی اگر می خواستند دارویی بخورند و یک لیوان آب به ایشان می دادند، اگر نصف آن مورد استفاده قرار می گرفت، کسی حق نداشت نصف دیگر را دور بریزد، باید از آن استفاده می کردند. این خط مشی، تمرینی است جهت خودسازی که از اول جوانی داشته اند.

لامپ اضافی خاموش

حجت الاسلام و المسلمین عبد العلی قرهی: در نجف چون سردر منزل امام تاریک بود، ما یک لامپ نصب کردیم، امام فرمودند: «این لامپ را نزنید.» من یک مقداری مسامحه کردم.ایشان مرا طلبیدند، به خدمت شان رفتم، امام فرمودند: «مگر منزل من نیست، نمی خواهم روشن باشد».

مصرف، در حد احتیاج

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر آشتیانی: در طول ده سال از نزدیک شاهد بودم یکی از نکاتی که حضرت امام به آن فوق العاده اهمیت می دادند، ساده زیستی و عدم اسراف بود. بارها من دیده بودم که امام عزیز از جا برخاسته و به طرفی می روند و پس از مدت کوتاهی متوجه می شدم که ایشان قصد خاموش کردن چراغی را داشته اند که بی مورد روشن بوده است، وقتی ایشان آب لیوانی را می خوردند، اگر آب به نصف می رسید، بر روی آن تکه کاغذی می گذاشتند و بقیه آب لیوان را برای رفع تشنگی بعدی خود باقی می گذاشتند و یا اگر می خواستند از دستمال کاغذی استفاده کنند، گاهی آن را به چند تکه تقسیم می کردند و تنها از یک تکه آن استفاده می کردند.

یک دستمال کاغذی را چهار تکه می کردند

حاج احمد آقا، آقازاده حضرت امام می گفت: امام می فرمایند: «من اوقاتم تلخ می شود وقتی که می بینم گزارش های مختلفی از اطراف می آید، از شهربانی، از ژاندارمری، از سپاه، از وزارت کشور و از جاهای دیگر و همه یک مطلب ثابت را روی کاغذ نوشته اند و فرستاده اند. می گفتند: «این چه وضعی است که در مملکت از کاغذ این جور استفاده می شود.» (البته مانعی نداشت که گزارش های مختلف در مورد یک مسئله با ریزبینی ها و تحلیل های گوناگون از مراکز مختلف به امام می رسید).

و نیز حاج احمدآقا می فرمودند: ایشان در موقع وضو گرفتن در فاصله دست مالیدن به صورت، شیر آب را می بستند.

نه، یک قوری بیاورید

محمد شریفی: همان شبی که قرار بود فردایش حضرت امام مورد عمل جراحی قرار گیرند، برای وضو آب خواستند. ایشان نمی توانستند حرکت کنند، چون سرم در دست شان بود. من رفتم یک پارچ آب برای ایشان آوردم، ضمنا تشتی هم آوردم تا آب وضو در آن ریخته شود و جایی خیس نشود. پارچ استیل پر از آب بود، حضرت امام فرمودند: «نه، یک قوری بیاورید.» چون از پارچ مقداری بیش از حد معمول آب می ریخت، رفتیم قوری آوردیم. ایشان آن قدر مواظب بودند تا اندکی آب اسراف نشود.

پرهیز از اسراف

صرفه جویی امام در امور زندگی، یکی از صفات امام بود که دیگران را نیز به این خصوصیت سفارش می نمودند و این شیوه، سیره اجداد طاهرینش را در اذهان تداعی می کرد. حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر آشتیانی می گوید: در طول ده سالی که از نزدیک شاهد اعمال حضرت امام بودم، متوجه شدم که یکی از نکاتی که فوق العاده به آن اهمیت می دهند، ساده زیستی و عدم اسراف است. بارها می دیدم که امام عزیز از جا برمی خیزند و به سویی می روند، پس از لحظاتی متوجه شدم که قصد خاموش نمودن چراغی را داشته اند که بی مورد روشن بوده است. درباره تلفن هایی که به دفتر می شد، فرموده بودند: «آقایان، سعی کنید از کارهای تکراری و مسرفانه جلوگیری کنید و از افراط نیز بپرهیزید».

مصطفی کفاش زاده می گوید: خود شاهد بودم امام به فردی که به باغچه آب می داد، گفتند: «چرا آب لوله کشی را به باغچه ها می دهید؟» آن آقا گفت: آب چشمه است. امام فرمود: «باز معلوم نیست که آب چشمه را هم ما بتوانیم مصرف کنیم، این مال همه است. بنابراین کمتر و در حد ضرورت استفاده کنید.»

سید رحیم میریان گفته است: یک روز مشغول آب پاشی بودم، امام گفتند: «آب آشامیدنی نباشد»، عرض کردم: نه آقاجان، آبی است که از چاه می آید. فرمودند: «آب چاهی نباشد که مردم از آن استفاده می کنند»، گفتم: نه خیر آقا! مخصوص همین جاست و برای درختان حفر نموده اند. روز دیگر باز آمدند و گفتند: «حاجی خیلی از این آب استفاده می کنی.» تعجب کردم که می گویند از آبی که کسی از آن مصرف نمی کند، زیاد استفاده ننمایید. بعد متوجه شدم آقا در مورد برقی که از بالا آوردن آب از چاه مصرف می شود، ملاحظه می کنند. خیلی مقید بودند که در هیچ زمینه ای اسراف نشود.اگر می دیدند چیزی خوراکی در سطل زباله ریخته شده، بسیار ناراحت می شدند و دعوا می کردند که چرا مواد غذایی را دور ریخته اند.

وی می افزاید: یک روز پیش از ظهر آقا زنگ زدند. خدمت شان رفتم، فرمودند: «چراغ داخل حیاط روشن است، آن را خاموش کن.» گفتم: چشم.چند روز بعد که باز چراغ روشن مانده بود، امام زنگ زدند. نزدشان که رفتم، فرمودند: «اگر برایتان مشکل است چراغ را روشن کنید، کلید آن را در اتاق من بگذارید، خودم شب ها روشن می کنم و روزها خاموش می نمایم.» گفتم: نه آقا مشکل نیست. تا مدتی، حواسم را جمع می کردم که مبادا چراغ در روز روشن بماند.یک روز صبح که امام روی صندلی نشسته بودند، چراغ دفتر آقای رسولی روشن بود و یک چراغ هم پشت حیاط منزل امام، اطراف محل اقامت حاج احمد آقا روشن بود.امام به من که کنارشان ایستاده بودم فرمودند: «بیا جلو.» نزدیک شان که رسیدم، با عصبانیت فرمودند: «در منزل من و فعل حرام؟ در منزل من و اسراف؟» من که مثل بید می لرزیدم، عرض کردم: آقا چه شده؟ فرمودند: «چند مرتبه باید بگویم این چراغ ها را خاموش کنید، مگر شما نمی دانید که اسراف حرام است؟»

دقت به هنگام خرید

بانو زهرا مصطفوی ـ فرزند امام ـ خاطر نشان می کند: روزی در نوفل لوشاتو به دلیل ارزانی، دو کیلو پرتغال خریدم و چون هوا خنک بود، فکر کردم تا سه چهار روز پرتغال خواهیم داشت. امام با دیدن پرتغال ها فرمودند: «این همه میوه برای چیست! این کار خود را توجیه کنید.» عرض کردم پرتغال ارزان بود، برای چند روز این قدر خریدم. فرمودند: «دو گناه مرتکب شده اید، یک گناه برای اینکه ما نیاز به این همه پرتغال نداشتیم و دیگر اینکه شاید امروز در نوفل لوشاتو کسانی باشند که تا به حال به دلیل گران بودن پرتغال نتوانسته اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن می توانستند بخرند، در حالی که شما این مقدار میوه را برای چند روز خریده اید، ببرید مقداری از آن را پس بدهید». گفتم: آخر اینجا حساب ها با کامپیوتر صورت می گیرد و برگرداندن آن مشکل است. فرمودند: «باید راهی برایش یافت. پس پرتغال ها را پوست بگیرید و آنها را پرپر کرده نگاه دارید، شب هنگام که مردم برای نماز می آیند آن را به چادر بیاورید و بین شان توزیع کنید تا همه بخورند؛ شاید از این رهگذر خداوند از سر تقصیر شما بگذرد.»

برداشت کم، بازده زیاد

حضرت امام خمینی رحمه الله در مصرف سهم امام بسیار دقت و احتیاط می نمود و اگر کسی در این مورد مسامحه ای می کرد، مورد مؤاخذه شدید قرار می گرفت.مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی که بسیار مورد علاقه آقا بود و در علم و معرفت کم نظیر به شمار می رفت، می بایست هر هفته به خدمت آقا می آمد و مخارجش را می گرفت.امام به هیچ وجه به او پول اضافه نمی دادند.وقتی حاج آقا مصطفی می خواست به مکه برود، هزینه این سفر عبادی سیاسی را با پول خانه ای که در قم فروخته بود و نیز مبلغی که از همسرش گرفته بود، تدارک دید. در مورد امور مالی امام نسبت به اطرافیان دقیق تر بود و می خواست هم اخلاص آنان حفظ شود و هم نیت خودش از هر شائبه ای دور باشد. در واقع، روش وی با دیگران تفاوت داشت؛ زیرا آنان به هر کسی که نزدیک تر بودند توجه می کردند، اما رفتار امام با اطرافیان بر عکس این حالت بود. اگر فردی عادی در مجلس می آمد، برایش احترام افزون تری قائل می گردید. در واقع رفتارشان به گونه ای بود که افراد احساس نکنند به ایشان نزدیکند و با چنین حالتی در آنان توقع ایجاد شود. این وضع در تقویت اخلاص بسیار مؤثر بود. با وجود آنکه در نجف ماشین بود، امام اجازه نمی داد برای جابه جایی از این وسیله نقلیه استفاده شود و توصیه می کرد برایش درشکه کرایه کنند، با آنکه درشکه های آنجا مرتب نبودند. زیرا می خواستند از سهم امام کمتر استفاده کنند.

حُسن ختام

آید آن روز که خاک سر کویش باشم ترک جان کرده و آشفته رویش باشم
ساغر روح فزا از کف لطفش گیرم غافل از هر دو جهان بسته مویش باشم
سر نهم بر قدمش بوسه زنان تا دم مرگ مست تا صبح قیامت ز سبویش باشم
همچو پروانه بسوزم بَرِ شمعش همه عمر محو، چون می زده در روی نکویش باشم
رسد آن روز که در محفل رندان سرمست رازدار همه اسرار مگویش باشم
یوسفم گر نزند بر سر بالینم سر همچو یعقوب، دل آشفته بویش باشم

حضرت امام رحمه الله



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:25 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

صرفه جویى

صرفه جویى در مصرف و اسراف نکردن، بهترین راه برای سپاس از خالق یکتاست. اسراف، عملی غیر اخلاقی و مورد نکوهش آیین‌های الهی است. اما برخى، بی‌مبالات و بی‌پروا، الگوی صحیح مصرف را رعایت نکرده و به اسراف و اسراف‌کاری می‌پردازند. این افراد نه تنها در برابر آیندگان مسئول هستند، بلکه در روز قیامت نیز در پیشگاه خداوند گنه‌کار محسوب می‌شوند و در ردیف شیاطین قرار می‌گیرند. قرآن در نکوهش اسراف کاران می‌فرماید: اسراف کاران، برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.([1]) همچنین می‌فرماید: خداوند اسراف کاران را دوست نمی­دارد.([2]) همچنان که در آیه‌ای دیگر، جایگاه اسراف کاران را دوزخ معرفی می‌کند. ([3]) برنامه‌ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت‌های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می‌شود.

محمدبن حمزه سرورى، از یاران امام حسن عسکری7، می‌گوید: نامه‌ای به محضر امام حسن عسکری7 نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی حاصل نماید. حضرت در جواب چنین فرمودند: پسر عمویت یحیی‌بن­حمزه از دنیا رفت و مبلغ صدهزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم‌ها بر تو وارد می‌شودبه ارث به تو می‌رسد، پس خدا را سپاسگزاری کن و بر تو باد به میانه‌روی و از اسراف بپرهیز که از رفتارهای شیطانی است.

پس از چند روزى، پیکی از شهر حرّان آمد و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه‌ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسر عمویم یحیی‌بن­حمزه دقیقاً همان روزی فوت کرده است که امام(ع) آن خبر را به من داد. به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی‌ام، طبق دستور امام(ع) زندگی خود را براساس میانه‌روی تنظیم کرده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی‌ام سامان یافت، در حالی که درگذشته فردی اسراف‌کار بودم.([4])

پی­نوشت:

[1]. الإسراء17 : 27.

[2]. الأعراف7 : 31.

[3]. غافر40 : 43.

[4]. کشف الغمه، ج 2، ص 424.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:48 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بهترین راهکار برای هر مسئله ای، «مدیریّت» و «برنامه ریزی» است؛ در رابطه با امور اقتصادی نیز سزاوار است دولت اسلامی و خانواده ها به موضوع «برنامه ریزی» و «میانه روی» بیشتر عنایت داشته باشند. پیشوای پنجم شیعه به این مطلب چنین اشاره فرموده است:
 
«الکمال کلّ الکمال التّفقّه فی الدّین و الصّبر علی النّائبة و تقدیر المعیشة؛ کمال و پیشرفت نهایی آن، عبارت است از: تحقیق و دانایی در دین، بردباری در برابر ناملایمات و تنظیم امور مالی و هزینه زندگی.»[1]
 
«و أمّا المنجیات... و القصد فی الغنی و الفقر؛ و امّا اسباب و راه های نجات بدین گونه است... رعایت اقتصاد و صرفه جویی در تمام حالات، چه در وقت بی نیازی و چه در هنگام نیازمندی.»[2]
 
نعمت قناعت
 
یکی از آموزه های دینی، مسئله «قناعت» است؛ امّا توجّه به این نکته ضروری است که قناعت ورزیدن، در موضوعِ «مصرف» مصداق پیدا می کند نه در «تولید». به عبارت دیگر، سفارش معصومان علیهم السلام، در خصوص اکتفا نمودن به مخارج و هزینه کفاف و متوسّط زندگی است، نه قناعت کردن در کار و تلاش!
 
امام باقرعلیه السلام در این زمینه می فرماید:
 
«من قنع بما رزقه الله فهو من أغنی النّاس؛ هرکس به مقدار رزقی که خدا به او داده، قانع باشد، پس او بی نیازمندترین مردم می باشد.»[3]
 
«وانزل ساحة القناعة باتّقاء الحرص و ادفع عظیم الحرص بإیثار القناعة؛ و با دوری از حرص و آز، در میدان قناعت فرود آی و با نیروی قناعت، بلای بزرگ حرص را از خود دفع کن.»[4].
 



[1] . چهل داستان و...، ص 125؛ تحف العقول، ص 292. همین حدیث با اندکی اختلاف از امام صادق(ع) نیز روایت شده است. (خطوط کلّی اقتصاد...، ص 538).

[2] . راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 144.

[3] . الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 650 و 651.

[4] . سخنان برگزیده از برگزیدگان جهان و تاریخ چهارده معصوم(ع)، سید ابراهیم مرتضوی میانجی، ص 244، انتشارات مرتضوی، قم، اوّل، 1394 ق.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:32 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

رکن اصلی اقتصاد را تولید، توزیع و مصرف تشکیل می‎دهد. اما در واقع، تولید و توزیع، تمهیدات لازم برای تأمین مصرف می‎باشند. لذا، غایت نهایی تلاشهای اقتصادی افراد، مصرف به‎شمار می‎رود. هر شخصی که بتواند درآمدی در جامعه کسب کند یا سرمایه‎ای بیندوزد، بدین هدف می‎باشد که سطح مصرف کنونی یا آیندة خود یا دیگران را افرایش دهد.
 
آنچه مربوط به مباحث اقتصادی مصرف می‎شود، تجزیه و تحلیل رفتارهای مصرفی افراد جامعه است. در این راستا، بررسی نیازمندیهای افراد، در نظر گرفتن قواعد حاکم بر انتخاب و ارجحیت در مصرف، اهمیت فراوان دارد. در این قسمت برای تبیین موضوع از دیدگاه مکتب اسلام و  حضرت علی(ع) ، ابتدا طرق کلی هدایت و کنترل مصرف را ارزیابی می‎کنیم. به طور کلی، هدایت و کنترل مصرف، از راههای زیر انجام می‎گیرد:
 
1.  از طریق به وجود آوردن انگیزه‎های مثبت، که شخص را به سوی مصارف مخصوص هدایت می‎کند.
 
2. از طریق ایجاد انگیزه‎های منفی، که در واقع عامل باز‎دارندة انسان از برخی مصارف است.
 
3.  از طریق دستورها و توصیه‎های بهداشتی، که بر الگوی مصرف افراد تأثیر مستقیم دارد.
 
4.  به وسیلة محدودیتها و ممنوعیت قانونی برای بعضی از موارد مصرف.
 
5.  از طریق ایجاد محدودیت در درآمد افراد.
 
نظام اقتصادی مطلوب مورد نظر حضرت علی(ع) علاوه بر آنکه بر اهرمهای پنجگانة هدایت و کنترل مصرف. صحه می‎گذارد، خود نظام ارزشی خاصی دارد که حاکم بر این‎گونه کنترلها و هدایتهاست و اساساً با نظامهای حاکم بر دیگر مکاتب تفاوت ماهوی دارد.
 
افراد برای مصرف کالاها، انگیزه‎هایی دارند. برخی از این انگیزه‎ها، در اثر نیازهای معقول و واقعی به وجود می‎آید، که تأیید و تشویق‎شدة نظام اقتصادی اسلام است. برخی از مصارف نیز نامعقول می‎باشد، که در نظام اقتصادی اسلام  از آن  نهی شده است.
 
هدف نظام اقتصادی اسلام آن است که انسان را به گونه‎ای تربیت نماید، که همة حرکات و فعالیتهایش در جهت جلب رضایت خداوند و قر‎ب‎الهی باشد.
 
در صورتی که انگیزة فرد از مصرف انگیزه‎های منفی باشد، اسلام آن را نهی و نکوهش می‎کند. از امیرمؤمنان(ع) در تفسیر آیة: «تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافساداً»[1] (آن خانة آخرت را برای کسانی قرار می‎دهیم، که ارادة برتری و فساد در زمین نمی‎کنند). نقل شده است، که فرمودند: «ان الرجل لیعجبه أن یکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فیدخل تحتها»[2] (همانا فردی را این موضوع به خرسندی [و شگفتی] وا می‎دارد، که بند کفش او بهتر از بند کفش دوستش باشد. پس، داخل عنوان آیه می‎شود.)
 
همچنین، در نامة امیرمؤمنان(ع) به حارث همدانی، آمده است:
 
«?و لیر علیک أثر ما انعم الله به علیک»[3] (و باید اثر آنچه خداوند بدان بر تو نعمت داده است بر روی تو دیده شود.)
 
 در واقع، نظام اقتصادی اسلام برآشکار کردن نعمت و نشان دادن الطاف الهی به افراد، تأکید کرده است.
 
در نظام اقتصای مطلوب مورد نظر حضرت علی(ع)، به مصرف به‎گونه‎ای توجه شده است، که نه رکود به وجود می‎آید و نه تورمی به همراه خواهد داشت؛ چون در صورت فراوانی کالاها و امکان رشد سریعتر تولید، با توجه به تشویق اسلام به مصرف و متروک نگذاردن آنها، وفور کالاها و خدمات موجب پایین آمدن بیش از حد قیمتها نخواهد شد. به علاوه در چنین حالتی، تقاضا برای کالاها و خدمات ارائه شده وجود دارد و زمینه‎ برای سرمایه‎گذاری بیشتر و گسترش تولید مهیا می‎باشد؛ بویژه اگر به‎دقت به نظام مالیاتی اسلام، وجود انفاقها و وظایف اقتصادی دولت اسلامی و به‎طور کلی نحوة توزیع ثروت در اسلام نظر افکنیم، این مسئله واضحتر می‎شود. در واقع، دو عامل وضعیت مطلوب اقتصادی را از رکود حفظ کرده است؛ یکی عامل معنوی که همان وجود انگیزه برای مصرف می‎باشد، و دیگری عامل مادی که قدرت خرید برای امکان مصرف است.
 



[1] . قصص، 83

[2] . تفسیر نورالثقلین، ج4، ص144، حدیث 124

[3] . نهج‎البلاغه، نامه 69


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:31 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سیدشهیدان اهل قلم، شهید سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".

البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.

آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.

قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:

«آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.

 

نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.

مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.

چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.

در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:21 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ساده زيستي چيز بسيار باارزشي است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگري و اسراف و زياده روي را ـ كه واقعا بلاي بزرگي است ـ از جامعه مان ريشه كن كنيم با حرف و گفتن نمي شود... عمل ما بايستي مويد و دليل و شاهد بر حرفهاي ما باشد(1)

ما ملت ايران بايد اين جامه ي ناساز بي اندام زشت را از تنمان بيرون بياوريم ما خيلي مصرف زده هستيم بايد اين را حلش كنيم. همه بايد دست به دست هم بدهند و اين قضيه را حل كنند. البته صدا و سيما هم بلاشك نقش دارد. (2)

ما بايد به صرفه جويي عادت كنيم. صرفه جويي يعني آن چيزي را كه قابل استفاده است و مي توانيم از آن استفاده كنيم دور نريزيم. نسبت به امكانات با هوس رفتار نكنيم. دائما چيزهاي ماندگار را نو كردن و چيزهاي ضايع نشدني را دور ريختن روش درستي نيست. به نظر من بايد مسئولان كشور راه صرفه جويي و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند.

 مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف روزبه روز شكاف هاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميقتر مي كند. يكي از چيزيهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند اجتناب از اسراف است. دستگاه هاي مسئول بخش هاي مختلف دولتي بخصوص دستگاه هاي تبليغاتي و فرهنگي ـ به ويژه صدا و سيما ـ بايد وظيفه ي خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت اكتفا و به اندازه ي لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف گرايي جامعه را از پاي در ميآورد. جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد در ميدان هاي مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زيادي ها بزنيم. (3)

صرفه جويي صحيح ـ همان كه در اسلام به آن قناعت مي گويند ـ به معناي نخوردن نيست. به معناي زياده روي نكردن مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهي را ضايع نكردن است. (4) موضوع قناعت را جدي بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمت هاي الهي نزنيد و از آنها بهره مند نشويد. مقصود اين است كه حد و اندازه نگه داريد زياده روي و اسراف نكنيد نعمت هاي الهي را ضايع ننماييد (5) من آنها را به قناعت به صرفه جويي و به اسراف نكردن دعوت مي كنم. اسراف حرام است. همه بايد سعي كنند كه اسراف را از زندگي شخصي و از زندگي كاري خودشان دور كنند. (6) من ميدانم عده كثيري از مردم بخصوص طبقات متوسط رعايت مي كنند. بعضي هم رعايت نمي كنند. افرادي كه تهديست يا متوسطند به نظر مي رسد كه كمتر اسراف مي كنند اگر چه در بين آنها هم بعضا اسراف هست. (7) خطاب اول ما به كساني است كه متمكنند و امكاناتي دارند و مي توانند خرج كنند. به آنها عرض مي كنيم كه كمتر خرج كنيد ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد. (8)

اسراف بد است و از نظر شرعي گناه و حرام محسوب مي شود. از نظر منطق عقلاني و اداره ي كشور هم يك كار ممنوع و زشت است. همه موظفند اسراف نكنند ـ هم مسئولان و كارگزاران و كساني كه مامور انجام كارهايي در دولت هستند و هم آحاد مردم اگر بخواهيم بااسراف مبارزه كنيم بايد براي اين كار برنامه ريزي انجام گيرد و آن را مسئولان دولتي انجام دهند. (9)

اسراف فعل حرام است گناه است خلاف شرع است (10) اسراف يك لجنزار است. ريخت و پاش مالي يك وسوسه ي شيطاني است. (11) مصرف بايد به اندازه باشد نه به حد اسراف و زياده روي. (12) مصرف بايد در حد لازم باشد نه در حد اسراف. (13)

من اين را از آحاد ملت و مسئولين كشور و مامورين دولت امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادي و مالي يعني مقابله با ريخت و پاش زياده روي و اسراف. ريخت و پاش مالي و زياده روي در خرج كردن و زياده روي در مصرف به هيچ وجه صفت خوبي نيست. (14)

اگر ما اسراف نكنيم مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم مسئله ي اسراف است و يكي از موارد اسراف اسراف در آب است.

ملت عزيز جدا از اسراف و زياده روي پرهيز كنند. ما حق نداريم به عنوان يك ملت مصالح بزرگ و ملي و دورنگر ـ بلكه مصالح نقد مهم و كنوني ـ خود را به خاطر خواسته هاي شخصي خودمان ـ كه ما را به اسراف و بي بندوباري در مصرف مي كشاند ـ فدا كنيم و آنها را نديده بگيريم. همه بايد مساله ي صرف جويي را جدي بگيرند.

بايد به قدر نياز و حاجت خرج و مصرف كرد. بايد روحيه ي اسرافي كه در بعضي از مردم به صورت روز افزون پيدا مي شود مهار گردد. (15)

خدا نعمت را برنمي گرداند ما هستيم كه بارفتار خودمان با عقبگرد خودمان با سو تدبير خودمان در باره ي امور خويش نعمت را برمي گردانيم. (16) عامه ي مردم هم نبايد اسراف و تجمل گرايي بكنند. (17)

واقعا صرفه جويي را جدي بگيريد. در جاهايي هرز رفتن ثروت ملي را داريم واقعا صرفه جويي بايد يك اصل در دولت به حساب آيد(18) بايد از مصرف و خرج كردن بيت المال در غير مصارف عمومي و مردمي خودداري كنند. (19) اسراف مسئولان دولتي از اسراف مردم عادي مضرتر است زيرا كه اين اسراف در بيت المال است. (20)

بايستي فهرستي از انواع صرفه جوييهايي را كه مردم مي توانند بكنند....و راههاي صرفه جويي در آنها را به مردم تعليم و نشان دهند مردم هم جدا سعي كنند كه صرفه جويي نمايند. (21)

امسال همه سعي كنند اسراف را كنار بگذارند. متاسفانه در زندگي هاي ما اسراف وجود دارد. اسراف يعني تضييع نعمت الهي يعني نشناختن قدر نعمت الهي.

منكراتي كه در سطح جامعه وجود دارد و مي شود از آنها نهي كرد و بايد نهي كرد از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومي اتلاف منابع حياتي اتلاف برق اتلاف وسايل سوخت اتلاف مواد غذايي اسراف در آب و اسراف در نان. (22)

اسراف در آب اسراف در نان اسراف در مواد غذايي اسراف در وسايل زندگي زياده روي زياد خريدن زياد مصرف كردن دور ريختن چيزهايي كه قابل استفاده است اينها تضييع نعمت خداست (23) با همين آب موجود مي توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. (24)

بايد روي بازيافت صرفه جويي و توليد كاغذ داخلي كار شود (25)

اسراف مضر و مذموم و شرعا حرام است (26)

تجمل و اسراف در همه جا بد است (27)

اگر مي خواهيم نسلي به وجود بيايد كه اعتماد به نفس و انضباط اجتماعي داشته باشد يك نسل مسئوليت پذير و با عرضه و با كفايت براي كارهاي بزرگ يك نسل داراي ابتكار يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام گيري در درون خانواده ي بزرگ جامعه يك نسل فداكار يك نسل پركار يك نسل كم اسراف و دور از اسراف اگر مي خواهيم فرهنگ عمومي جامعه به اين سمت حركت كند راه و كليدش آموزش و پرورش است. براي تربيت چنين نسلي آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد. (28)

من از مسئولين امور مي خواهم جدا در زمينه ي مصرف اموال عمومي در جاهايي كه اولويت نداردـ ولو ممكن است مورد نياز هم باشد. اما نياز درجه ي يك نيست ـ خودداري كنند. آن جايي كه امر داير است بين نياز با اولويت و نياز بي اولويت خودداري كنيد. آن جايي كه نياز نيست و حاجت نيست حتما مصرف نشود. آن جايي كه حاجت هست اما حاجت بالاتري نيز هست آن جا هم مصرف نشود و اين امكان مالي در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد. (29) بايد اسراف نشود. هزينه كردن اعتبارات و پول هاي كشور در جاهاي غير لازم و تشريفاتي و زيادي حرام است. (30)

بايد از تجهيزات و جنگنده ها و ديگر وسايل موجود ـ حتي يك تفنگ معمولي ـ نگهداري كنيم. تفريط و اسراف در سرمايه هاي ارتش ممنوع و حرام شرعي است. هيچ كس حق ندارد اين تفريط را بكند همچنان كه تفريط نيروهاي انساني نيز همين گونه است. شما حق نداريد عناصر كار آمد را معطل بگذاريد. كار شايسته و خوب بايد از انسان هاي كارآمد دريافت شود. بايد اين گردونه به طور دائم حركت كند. (31)

گردآوري و تنظيم سيد عليرضا قاسمي

مآخذ:

1 ـ ديدار رئيس جمهوري و اعضاي هيئت دولت 1387 6 2

2 ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاي شيراز 1387 2 14

3 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد فطر 1381 9 15

4 ـ بيانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خميني (ره) مشهد مقدس رضوي 1376 1 1

5 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 1372 1 4

6 ـ بيانات در صحن مطهر حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) 1377 1 1

7 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1376 1 1

8 ـ خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 1377 10 4

9 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1375 1 1

10 ـ بيانات در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 1372 1 4

11 ـ بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم در “صحن امام خميني” حرم حضرت علي بن موسي الرضا(ع) 1374 1 3

12 ـ پيام به مناسبت حلول سال 1371 هجري شمسي 71 1 1

13 ـ بيانات در ديدار گروهي از زنان به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا (س) و “روز زن 1371 9 25”

14 ـ پيام نورزي به مناسبت حلول سال جديد 1374 1 1

15 ـ بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي سوم رمضان 1415 ـ 1373 11 14

16 ـ سخنراني در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران 1370 5 23

17 ـ سخنراني در ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست و نهم ماه مبارك رمضان 1370 1 26)

18 ـ بيانات در ديدار اعضاي هيات دولت 1382 6 5

19 ـ بيانات در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام به مناسبت عيد غدير خم 1371 3 30

20 ـ پيام به مناسبت آغاز سال جديد 1376 1 1

21 ـ پيام به ملت شريف ايران به مناسبت حلول سال نو 1377 1 1

22 ـ بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 1379 6 25

23 ـ بيانات در مصاحبه گزارشگر صدا و سيما در جريان بازديد از “نمايشگاه كتاب” 1374 2 26

24 ـ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني 1387 2 15

25 ـ بيانات در مصاحبه ي گزارشگر صدا و سيما در جريان بازديد از “نمايشگاه كتاب” 1374 2 26

26 ـ خطبه هاي نماز جمعه ي تهران... 1377 10 4

27 ـ بيانات در خطبه هاي نماز جمعه تهران 1379 2 23

28 ـ بيانات در ديدار فرهنگيان و معلمان كرمان 1382 2 12

29 ـ پيام نوروزي به مناسبت حلول سال جديد 1374 1 1

30 ـ بيانات در ديدار گروه كثيري از كارگزاران و معلمان به مناسبت روز كارگر و هفته ي معلم 1381 2 11

31 ـ بيانات در ديدار با جمعي از فرماندهان و پرسنل ارتش جمهوري اسلامي به مناسبت هفته دفاع مقدس 1374 7 5


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:20 AM - روز دوشنبه 5 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.
چو كم خوردن طبيعت شد كسي را
چو سختي پيش آيد سهل گيرد
وگر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند از سختي بميرد
يا اينكه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم گردان
كه وراي تو هيچ نعمت نيست


سقراط : يك زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد...


ژاك دوال : اگر مي خواهي بنده كسي نشوي ،بنده هيچ چيز مشو...

با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود .
اُرد بزرگ

هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست .
اُرد بزرگ

دکتر علی شریعتی
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ ها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه می شود . دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.


گوته: كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود.

ويكتور هوگو: بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:27 PM - روز جمعه 2 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :3  
1 2 3