سنت نام گذاري سال ها توسط رهبر فرزانه انقلاب، علي رغم تمامي بركاتي كه براي كشور داشته و دارد، در چند سال اخير رنگ و بوي متفاوتي به خود گرفته است. معظم له با فهم درست از نيازهاي حياتي كشور و به منظور تنظيم آهنگ حركت مسئولان و مردم، به طرح عناوين و شعارهاي عملياتي پرداخته و التفات عمومي را براي بسيج تمام امكانات و منابع موجود در راستاي تحقق اهداف اين نام گذاري در يك نقطه متمركز مي كنند.
امسال نيز توسط مقام معظم رهبري مزين به نام سال "اصلاح الگوي مصرف " گرديده است.
بنابراين دهه چهارم انقلاب، دهه تحقق پيشرفت و عدالت توامان در كشور است، لذا بديهي است كه طرح عنوانِ "اصلاح الگوي مصرف " توسط رهبر فرزانه انقلاب ناظر به واقعيات كشور در شرايط كنوني و چشم انداز پيشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب است.
اين نام گذاري دلالت بر يك حركت و عزم جدي براي گذر از وضعيت كنوني به سوي الگوي مطلوب مي كند.
الگوي مصرف در هر جامعه بخشي از نظام واره ارزشي و هنجاري حاكم بر آن اجتماع است، كه مي تواند گوشه اي از هويت فرهنگي مردمان آن سرزمين را بنماياند.
در واقع الگوي مصرف به خودي خود "هويت ساز " است، اما در صورت انحراف از وضع مطلوب مي تواند "هويت سوز " نيز باشد. عوامل مختلفي در اين انحراف دخيل هستند كه پرداختن به آنها مجالي ديگر مي طلبد، اما اقتضاي مهندسي فرهنگي و اجتماعي كشور، هدايت جامعه در مسير صحيح و به سوي الگوي مصرف مطلوب است. بنابراين نام گذاري سال 88 به اين نام با توجه به شرايط اقتصادي داخل و خارج از كشور مناسب ترين مقطعي بود كه مي تواند جدا از مديريت بحران، به رفتارهاي فردي و جمعي در استفاده بهينه از منابع و انرژي سامان دهد.



ضرورت مسئله :
متاسفانه امروز بايد اذعان كرد كه جامعه ايران با فاصله گرفتن از الگوي مصرف مطلوب به نوعي الگوي وارداتي هويت سوز گرايش پيدا كرده است. پديده مصرف گرايي در ايران به حدي است كه ديگر روا نيست به كشورهاي عربي همسايه خرده بگيريم كه غوطه ور در گرداب مصرف كالاي وارداتي هستند. اين فرايند پيش رونده اجتماعي در ايران به گونه اي است كه گويي قرار است در انتهاي سند چشم انداز 1404 در كنار پيشرفت هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و... رتبه اول را در مصرف گرايي نيز كسب كنيم.
فهم اين آسيب، ضرورت اصلاح الگوي مصرف و درمان عاجل بيماري مزمن مصرف گرايي را بيشتر مي كند.
گفتني است الگوي مصرف در كشورهاي مختلف بسته به فرهنگ ها و سنت هاي مردمان آن زاد بوم متفاوت است. الگوي مصرف در جامعه ما از ديرباز مترادف با قناعت بوده است. بدون ترديد اصلاح الگوي مصرف در كشور ما به معناي ترويج و جامعه پذيري الگوي مصرف ايراني - اسلامي است. از طرفي، كشور ما امروز نيازمند توليد ثروت است و تحقق اين مهم در گام اول الگوي مصرف در كشور است. خط كش مدرج توسعه يافتگي واقعي نشان مي دهد كه بين مصرف گرايي و توليد ثروت در يك جامعه رابطه عكس وجود دارد. اگر امروز بازارهاي جهاني در چنبره مصنوعات چيني و ژاپني قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان اين كشورهاست.
پرهيز از مصرف گرايي در كشورهايي، مثل چين، ژاپن و برخي از كشورهاي بزرگ اروپايي كه اقتصادهاي بزرگي دارند كاملاً مشهود است. انقلاب اسلامي به مردم ما ياد داد كه با فرهنگ صرفه جويي و قناعت مي توان بر تمام مشكلات فائق آمد، اما مع الاسف به واسطه سياست هاي غلط اقتصادي و فرهنگي سال هاي پس از جنگ تحميلي و به تبع آن تغيير ذائقه مردم و همچنين رويكردهاي جديد دشمن در مقابله نرم افزاري با انقلاب اسلامي به يك باره تمام دستاوردهاي ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار ديگر تجمل گرايي، مصرف گرايي و اسراف در كشور ترويج شد. اين در حالي است كه عمده پيشرفت هاي كشورهايي، مثل ژاپن، كره جنوبي و... بر شالوده تجربيات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ ديده صورت گرفت.
در واقع بايد اذعان كنيم كه ما پس از جنگ به دليل سياست هاي غلط يك فرصت تاريخي را از دست داديم، اما امروز به واسطه عزم جدي مسئولان كشور و يك صدايي دولت مردان در ضرورت تحول اقتصادي در تمام زمينه ها بار ديگر اين فرصت احيا شده است، كه فرهنگ صرفه جويي و قناعت ترويج و ترميم گردد. رمز توليد ثروت در يك كشور پرهيز از مصرف گرايي است و كشورهايي به دام تجمل و اسراف مي افتند، كه توليد در فرهنگ عمومي آنها جايگاهي ندارد. امروز بايد تاكيد كرد كه راه پيشرفت كشور همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند، پرهيز از اسراف و ترويج الگوي مصرف بومي و اسلامي است. همراهي و همگرايي دولت و مجلس براي اصلاح الگوي مصرف و درمان بيماري مصرف گرايي در دهه چهارم انقلاب ضروري است و بايد تمام منابع و امكانات موجود براي تحقق فرموده مقام معظم رهبري كاملاً كارشناسانه و داهيانه بسيج شود.
از نگاه منطق و شريعت اسلام هم تغيير و تحول در راستاي اصلاح الگوي مصرف و جلوگيري از مصرف بي رويه مورد تاكيد قرار گرفته است. اين تاكيد از آنجا صورت مي گيرد كه رشد اقتصادي كشور مستلزم ارتقاي بهره وري، صرفه جويي و استفاده بهينه از منابع كشور است، چرا كه ثروت هاي ملي متعلق به همه نسل هاست و نسل امروز حق ندارد به گونه اي از اين منابع استفاده كند كه مانع از استفاده آيندگان شود. از سوي ديگر اصلاح الگوي مصرف كه به معني استفاده صحيح، بهينه، مناسب و به اندازه از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها شده و زمينه اي را براي فرار از آسيب فراهم مي كند.


ساختار دولتي و مردمي اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف كه رهبر عزيز هم به درستي و به طور مبسوط در بياناتشان اشاره كردند، نيازمند اصلاح نوع نگاه به اين مقوله در بين همه آحاد جامعه از مسئولين تراز اول و مياني و نيز بدنه جامعه است. به عبارتي، اصلاح الگوي مصرف در دو ساختار صورت مي گيرد: اول در ساختار دولتي و دوم در ساختار مردمي. اين دو حوزه مستلزم شناخت عميق نيازهاي آنها و آموزش جامعه براي تغيير رفتار مناسب در جهت تغيير الگوي مصرف است
تاكيد در حوزه اول از آنجا صورت مي گيرد كه دولت بزرگ ترين مصرف كننده انرژي و ساير منابع محسوب مي شود تا جايي كه 90 درصد اقتصاد در اختيار دولت است، لذا بايد خود دولت در راستاي اصلاح الگوي مصرف پيشگام باشد.
همان گونه كه مي دانيم و مقام معظم رهبري نيز به آن اشاره كردند، 25% آب شهر به علت فرسودگي لوله ها از دست مي رود، اما خود وزارت نيرو به ساخت تيزر تبليغاتي در خصوص مصرف بهينه مي پردازد و در مورد صرفه جويي بنزين و برق و آب تذكر داده مي شود. مشكل اصلي كشور ما اين است كه رطب خورده منع رطب مي كند. در آن سو بنزين را سهميه بندي مي كنيم و مردم را به صرفه جويي در مصرف بنزين دعوت مي كنيم، غافل از اين كه به خاطر توليد خودروهاي خارج از استاندارد، بنزين و گازوئيل را در حد 60 درصد بيشتر از كشورهاي پيشرفته مصرف مي كنيم.
در كشور ما بيش از 70درصد از لوازم برقي ساخته شده كه مورد استفاده همگان است از شاخص مصرف انرژي Cبه پايين هستند. لوازمي همچون ماشين لباسشويي، يخچال، فريزر، بخاري، كولر و... اگر دولت به ويژه وزارت صنايع و نيرو در اصلاح سخت افزاري اين لوازم مصرفي برنامه ريزي كنند و يا با آگاهي، نحوه انتقال انرژي الكتريكي را در سيم هاي كهنه و غيراستاندارد پي گيري نمايند، يقيناً روزي به ذهنيتي مي رسند كه تغيير اصول الگوي ساخت و مصرف اين لوازم براي كشور دخل و خرج مي كند و آن وقت ما هم در زمره كشورهاي پيشرفته در مصرف بهينه انرژي الكتريكي در جهان قرار مي گيريم و مي توانيم با شاخص هاي روشن اثر بخشي هزينه انرژي را به دنيا نشان دهيم. انديشيدن در مورد اين مصرف ناخواسته توسط مردم و ميزان سرمايه اي كه به هدف مي رود كار سختي نيست، اما همت مديران را چه در بعد سخت افزاري و چه نرم افزاري مي طلبد تا الگوي اصلاح شده مصرف در خدمت مردم قرار گيرد و آن صرفه جويي بزرگ اتفاق مي افتد.
به نظر مي رسد بهترين راه صرفه جويي، درست مديريت كردن است؛ و اين، زماني عملي خواهد شد كه مديران توانمند، برنامه ريز، سالم، شايسته، مقتدر و داراي برنامه به كار گرفته شوند و نيز از سپردن كارها به دست انسان هاي غيركاردان و شعاري پرهيز شود. اگر چنين مديريتي در كشور حاكم شد، به يقين با برنامه ريزي درست، الگوي مصرف را در تمام زمينه ها ساماندهي خواهد كرد.
بايد دانست كه دستيابي به رشد اقتصادي، نيازمند بهره وري و صرفه جويي است و اين موضوعي است كه خود مقام معظم رهبري نيز در سياست هاي برنامه پنجم ابلاغ فرمودند و بر اين موضوع تاكيد داشتند كه بايد يك سوم رشد اقتصادي از محل بهره وري ايجاد شود.
بهره وري در واقع تغيير رابطه ما با منابعي است كه داريم استفاده مناسب تر و مطلوب تر از ظرفيت ها و منابع كشور است، اگر ما به مصرف مناسب و بهينه منابع دست نيابيم، ارتقاي بهره وري امكان پذير نخواهد بود و دستيابي به اهداف غيرممكن مي شود.


ابعاد نرم افزاري و سخت افزاري الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف را مي توان در دو ساختار متفاوت بررسي كرد: اول: ساختار حاكميتي كه خود دو بعد متفاوت را پوشش مي دهد: يكي ابعاد سخت افزاري كه لازم است شناخته شوند و براي آنها برنامه ريزي گردد، ديگر بعد نرم افزاري كه معمولاً در قالب ساختار مديريت در حاكميت شكل مي گيرد. دوم: ساختار مردمي كه مستلزم شناخت عميق نيازهاي آنها و آموزش جامعه براي تغيير رفتار مناسب در جهت تغيير الگوي مصرف است.
در ابعاد سخت افزاري كه حاكميت مكلف به شناخت و برنامه ريزي براي آنهاست، چند مثال خوب در كلام رهبري وجود داشت، مثل چگونگي تامين منابع آب و توزيع آن و احياناً نحوه مصرف آن و يا شناخت علل دور ريز نان و كمبود و يا گاهي نبود كيفيت در اين قوت غالب مردم. همچنين مصرف انرژي و به عنوان مثال در مورد بنزين و گازوئيل، كه در كشور ما حدود 60 درصد بيشتر از كشورهاي پيشرفته توسط اتومبيل ها مصرف مي شود، انديشيدن در مورد اين مصرف ناخواسته توسط مردم و ميزان سرمايه اي كه به هدر مي رود، كار سختي نيست، اما همت حاكميت را چه در بعد سخت افزاري و چه نرم افزاري مي طلبد تا الگوي اصلاح شده مصرف در خدمت مردم قرار گيرد و آن صرفه جويي بزرگ اتفاق افتد.
در مورد انرژي الكتريكي نيز تصميمات حاكميتي بر آنچه تصميمات مديريتي و مردمي ناميده مي شود ارجح است. در كشور ما بيش از 70 درصد از لوازم برقي ساخته شده كه مورد استفاده همگان است، از شاخص مصرف انرژي C به پايين هستند. لوازمي همچون ماشين لباسشويي، يخچال، فريزر، بخاري، كولر و... اگر حاكميت در اصلاح سخت افزاري اين لوازمِ مصرفي برنامه ريزي كند و يا با آگاهي نحوه انتقال انرژي الكتريكي را در سيم هاي كهنه و غير استاندارد پي گيري نمايد، يقيناً روزي به ذهنيتي مي رسد كه تغيير اصول الگوي ساخت و مصرف اين لوازم براي كشور دخل و خرج مي كند و آن وقت ما هم در زمره كشورهاي پيشرفته در مصرف بهينه انرژي الكتريكي در جهان قرار مي گيريم و مي توانيم با شاخص هاي روشن اثربخشي هزينه انرژي را بدنيا نشان دهيم. در غير اين صورت اگر همه امكانات تبليغاتي و يا آموزشي را بكار گيريم، باز هم نمي توانيم الگوي مصرف جامعه را تغيير دهيم؛ زيرا جامعه قادر نيست سخت افزارهاي مصرف را تغيير دهد، و اين از وظايف حاكميت است.
بديهي است در همه موارد منظورم از حاكميت، مجموعه قوايي است كه سكان هدايت جمهوري اسلامي ايران را در دست دارند؛ اعم از قوه مجريه، قوه مقننه و يا قوه قضائيه.
اما در بعد نرم افزاري حاكميت معمولاً در ساختار مديريت اجتماعي خلاصه مي شود و به نحوي مورد خطاب مقام معظم رهبري نيز بوده، و لذا كارهاي بزرگي مي تواند صورت گيرد، كه اگرچه اثربخشي كمتري از بعد سخت افزاري حاكميت دارد، اما به دليل فراگير بودن و آسان تر بودن مي تواند نتايج درخشاني از خود بروز دهد.
در قسمت دوم يعني اصلاح ساختار و عادات مردم در الگوي مصرف موضوع كمي فرق مي كند.
در اين زمينه سه قدم اساسي بايد برداشته شود كه اين قدم ها هم از وظايف حكومت است :
اول آموزش جامعه: اين آموزش بايد متنوع و در همه ابعاد و حتماً فراگير باشد. آموزش نبايد تنها در بعد انتقال مفاهيم باشد، بلكه بايد در جامعه اعتقاد به وجود آورده و منجر به تغيير رفتار گردد.
دوم ارائه استانداردها: ارائه استانداردهاي علمي و منطبق بر نيازهاي جامعه از وظايف حاكميت است. اين استانداردها بر مباني فرهنگي، اقتصادي، قومي و جنسي هر جامعه اي طراحي مي شود و در قالب قوانين و مقررات ابلاغ مي شود. قوانين و مقررات در صورتي كه زمينه اجراييِ آنها فراهم نباشد، امكان تخلف و انحراف و قانون گريزي پيش مي آيد.
سوم ارزشيابي: كه اين مسئله وظيفه حاكميت است تا همه چيز را زيرنظر داشته باشد، و براساس اين نظاره گري حكم صادر كند. بديهي است اگر كسي استخر شناي خصوصي خود را مي خواهد از آب آشاميدني مردم پركند، كه معادل 350 نفر آب مي شود، لازم است به همان ميزان به حاكميت براي تامين آب كمك كند و همين طور براي بنزين، ميوه و... .
اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت است.
از طرفي الزام مصرف بهينه باعث مي شود كه تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فن آوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخش هايي كه كمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد. از اين رو ارتباط منطقي بين نام گذاري سال اول دهه پيشرفت و عدالت به "اصلاح الگوي مصرف " بيشتر نمايان مي شود.


فرهنگ سازي پايدار جهت اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ سازي پايدار است و اين خود نيازمند راهكارهايي است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس كنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ در تمامي عرصه هاي مصرف تبديل شود.
اصلاح الگوي مصرف در دو سطح "توليد كالا " و "مصرف كالا " قابل بررسي است. در سطح توليد كالا كه از مرحله تبديل مواد خام تا انتقال و توزيع به مصرف كننده را شامل مي شود، نيازمند اين است كه سازندگان و توليدكنندگان هر دو بخش دولتي و خصوصي علاوه بر رعايت ضوابط زيست محيطي، فن آوري توليد كالاهاي خود را با استانداردهاي جهاني و حتي الامكان مناسب با اقليم هر منطقه مطابق كنند.
هم اكنون هدر روي در حوزه انرژي كشور، نه صرفاً در بخش مصارف خانگي و مشاغل خدماتي و تجارتي، بلكه در پالايشگاه ها، نيروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله هاي آب، واحدهاي توليدي و خودروها نيز در مقايسه با استانداردهاي جهاني قابل قبول نيست. در كشور ما حدود يك پنجم برق توليدي به مصرف روشنايي مي رسد، كه 69 درصد آن در خانه ها است، لذا با استفاده از لامپ هاي كم مصرف مي توان تاحدود زيادي در اين زمينه صرفه جويي كرد. توليد انرژي و حرارت از منابع تجزيه شونده و نو همچون باد، خورشيد و زباله ها در مناطقي كه قابل استفاده است بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.
در بخش ساخت و ساز بايد اجراي آيين نامه ها و مقررات مهندسي، از جمله مبحث 19 مقررات ساختمان كه به بهينه سازي ساختمان در مصرف انرژي مربوط مي شود، نهادينه شود. همچنين توليد مواد خوراكي، از جمله نان بايد با ضايعات كمتري همراه باشد. بايد توجه به استفاده بيشتر از مواد قابل بازيافت در توليد الزامي گردد و ده ها موارد مشابه ديگر كه بايد در هر صنف مورد توجه قرار گيرد.
در سطح "مصرف كالا " بايد براي فرهنگ سازي نحوه مصرف بهينه، خصوصاً آب، برق و گاز كه تهيه آنها براي مصرف كننده سهل الوصل تر است، آموزش از طريق مدارس، رسانه ها، توليدكنندگان، وزارت نيرو و شركت گاز بسيار مؤثرتر باشد. همچنين مردم ايران به علت پيوند با دين و مظاهر مقدس ديني به خوبي سنت هاي نهادينه شده را مي پذيرند و بدان ارج مي نهند، لذا مي توان در بخش آموزش، از تعاليم و آموزه هاي ديني كه بر صرفه جويي تاكيد دارند نيز بيشتر بهره برد.
از آنجا كه جهت تغيير الگوي مصرف، شناخت عميق نيازهاي هر دو بخش مردم و دولتي ضروري است بايد مصرف سرانه دهك ها با سطح دستمزدها و استانداردهاي مصرف جهاني دقيقاً مقايسه شود و سپس درصد و ميزان يارانه لازم براي هريك از كالاها مشخص شده و قيمت يارانه اي و غيريارانه اي آن تعيين گردد. بنابراين مي توان دريافت كه اصلاح الگوي مصرف هم نياز (و حتي پيش نياز) هدفمندسازي يارانه هاست. تمامي اين موارد جز با وضع قوانين و نظارت بر حسن اجراي آن ميسر نيست و از اين روست كه نقش و تاثير مجلس در اصلاح الگوي مصرف نيز نمايان تر مي شود.

مصرف سرانه انرژي سوخت و... در كشور ما در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان
براساس گزارش، مؤسسه "ماركت اوراكل " ايران از نظر ارائه بنزين ارزان، سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشور ما حدود 11 ليتر در روز است، در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر، نظير آلمان و ژاپن 2.5، در انگليس 3.5، در فرانسه 1.9، در كانادا 6.5 و در كشور آمريكا 7.3 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي شود، اما اين نرخ رشد مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي شود؛ يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي كند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي شود. و هر ساله بيش از 38 درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي يابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد. سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي، نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است، بيش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
براساس گزارش صندوق بين المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 38 ميليارد دلار است. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت، و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره برداري انرژي هستيم.
در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي هر مترمربع در ايران 2.6 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است، كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني براساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مربع و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. براين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي شود! از نظر مصرف برق هم، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست. و دولت ساليانه يارانه 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد.
دكتر داوودي معاون اول رئيس جمهور دولت نهم در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است. تبريزي مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 10.3 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود كه در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد. اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134 هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29 كيلوگرم است، در حالي كه ميانگين مصرف شكر در جهان 22 كيلوگرم مي باشد. و نيز تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد كه ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي كنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
همان طور كه مشاهده مي كنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها، نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه هاست. و جالب تر اينجاست كه سالانه نزديك به 12.2 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم، كه مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهانِ دولت چيزي حدود 90 هزار ميليارد تومان است.
منابع و ذخاير هر كشور، جزء ثروت هاي آن كشور به شمار مي آيد. به اين معني كه اگر كشوري نسبت به مصرف غير اصولي منابع خود بي تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارايي ها و ثروتش بي تفاوت است. از سوي ديگر، درآمدهاي كشوري كه مصرف گرايي در آن توجيه و تبليغ مي شود، نمي تواند براي رشد كشور و توسعه زيرساخت هاي اقتصادي آن هزينه شود. اين درآمدها نيز خواه، ناخواه هزينه مصرف بي رويه و غيراصولي در سطح كشور خواهد شد.
واقعيت آن است، كه طي سال هاي دولت سازندگي و بعد از آن، مصرف گرايي در جامعه ما به شدت ترويج شد. آمار و ارقام نگران كننده اي وجود دارد كه اين مصرف بي رويه را نشان مي دهد. مثلاً در خصوص انرژي. براي مقايسه مصرف انرژي از معيار "شدت انرژي " استفاده مي شود، كه برابر نسبت مصرف انرژي به توليد ناخالص داخلي است. مطابق آمارها، ايران در كل جهان بالاترين ميزان "شدت انرژي " را به خود اختصاص داده است! اين معيار براي ايران 17 برابر كشوري مثل ژاپن، 8.5 برابر اروپا، 2.1 برابر چين و 8.2 برابر كشورهاي آسياي شرقي است. اين آمار ميزان مصرف بي رويه انرژي را در ايران نشان مي دهد. در واقع، مصرف انرژي در ايران برابر مصرف انرژي در كشوري با جمعيت 750 ميليون نفر است! رقمي كه تصور آن چندان آسان نيست.
يكي از دلايل اين روند، فرهنگ سازي اي است كه طي اين سال ها انجام شده است. صدا و سيما طي اين سال ها يكي از بزرگ ترين عوامل ترويج مصرف گرايي در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهيم به تغيير الگوي مصرف در كشور فكر كنيم، به نظر مي رسد پيش از همه، اين صدا و سيما است كه بايد جهت گيري هاي خود را در اين زمينه معكوس كند. تبليغات صدا و سيما براي معرفي كالا نيست. آنچه تبليغات چيپس و پفك و تلويزيون LCD و ويلاي شمال و... رقم مي زند، ترويج مصرف گرايي است. علاوه بر اينكه نوع پرداخت ها در ساخت فيلم ها و سريال ها هم اغلب در همين راستاست.
دليل ديگر اين روند، به نوع سياست گذاري هاي قوه مجريه در كشور باز مي گردد. وقتي ميان آب شرب و آبي كه براي استحمام، شست وشوي لباس، شستن حياط، پر كردن استخر و... مصرف مي شود، تفاوتي باشد، طبيعي است كه ميزان مصرف بسيار بيش از حد انتظار خواهد بود.


ضرورت هدفمند كردن يارانه ها
دليل سوم، پايين بودن قيمت برخي منابع، به خاطر يارانه هايي است كه به آنها تعلق مي گيرد. برخي از اين يارانه ها در كل دنيا بي سابقه است. مثلاً در هيچ كشوري به برق يارانه تعلق نمي گيرد، در حالي كه در ايران، يارانه بالايي براي اين حامل انرژي لحاظ مي شود و اين به خودي خود، افزايش مصرف آن را رقم مي زند.
محمد رضا خباز، مخبر كميسيون اقتصادي مجلس در اين خصوص معتقد است : "هركسي كه اندكي با اقتصاد كشور آشنا باشد، مي داند پرداخت يارانه با روش موجود، بدترين شكل هدردادن منابع است ". ستاري فر رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي در دولت اصلاحات نيز با اشاره به طرح هدفمند كردن يارانه ها مي گويد: "من معتقدم كه وضع موجود مصرف انرژي در ايران قابل قبول نيست و هر كار اصلاحي به نفع كشور است ".
در واقع يكي از ضرورت هايي كه صاحب نظران را نسبت به اجرايي كردن طرح هدفمند كردن يارانه مصمم مي سازد، وضعيت نامطلوب توزيع و مصرف يارانه ها و نيز پيامدهاي اين نوع توزيع است. در خصوص هدر رفتن منابع، همه صاحب نظران و اقتصاد دانان نظري مشابه دارند. "در سال 1382 معيارهاي مصرف انرژي كشور در بخش هاي نفت، ساختمان، حمل و نقل و لوازم خانگي به ترتيب 2،2.5، 2/2، 1.7برابر استانداردهاي جهاني بوده است. مصرف انرژي جهت گرمايش ساختمان در ايران حدود 2.6 برابر مصرف جهاني است. مصرف انرژي براي توليد يك تن سيمان در ايران نيز 1.3 برابر مصرف دنياست. وضع انرژي مصرفي براي توليد آجر نيز در اين مورد خيلي خوشايند نيست و 5/5 برابر مقدار جهاني است، همچنين فولاد 1.5، قند و شكر 1.64 و كاغذ 7.1 برابر مقدار جهاني است. به طور كلي در صنايع ذكر شده شاخص وزني به طور متوسط در ايران 8.1 برابر بالاتر از مصرف جهاني انرژي است كه در كل صنايع كشور اين رقم حدود 2 برابر در نظر گرفته مي شود ".
آنها همچنين بر غيرقابل تحمل بودن وضعيت موجود و بدتر شدن آن در سال هاي آتي در صورت عدم اقدام درخور تاكيد دارند: "مطابق با بررسي هاي به عمل آمده در سال 1382 ميزان مصرف انرژي در ايران معادل 20 ميليارد دلار مي باشد كه چنانچه روند انرژي به همين گونه ادامه يابد، در 20 سال آينده حدود 680 ميليارد دلار انرژي مصرف خواهيم كرد! ".
روند افزايشي مصرف انرژي در كشور طي سال هاي آتي بيش از هر زمان ديگري، كشور با كمبود بودجه براي تامين هزينه هاي توليد انرژي مواجه خواهد كرد.
رئيس كميسيون انرژي مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري در اين خصوص مي گويد: "سال 85 مصرف انرژي نسبت به سال پيش از آن حدود 9/8 درصد رشد داشت و در سال 86، اين ميزان به 9/9 درصد بالغ شد. پيامد روند مصرف انرژي آن است كه تا 10 سال ديگر قادر به صدور نفت نخواهيم بود، اين در حالي است كه منابع بودجه كشور 70 درصد از طريق نفت تامين مي شود ".
ارايه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف، به معناي حفظ، تقويت، سامان دهي به ظرفيت ها و امكانات بي پايان كشوري است كه مي خواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي با بازسازي و جامعه نمونه اي را براي ارايه به ديگر جوامع، معرفي كند. از اين روست كه از ميان اصلاح الگوي توليد و توزيع و مصرف، به اصلاح الگوي مصرف در بخش هاي دولتي و خصوصي و عمومي توجه داده شده است.
اصلاح الگوي مصرف و استفاده بهينه از منابع انرژي باعث مي شود، فرصت توزيع مناسب منابع در بخش هايي كمتر مورد توجه بوده است فراهم شود و به تبع آن پيشرفت با خود به همراه خواهد داشت.
اصلاح الگوي مصرف كه از سوي رهبر معظم انقلاب براي سال 88 اعلام شد بايد كارشناسانه اجرا شود. اصلاح الگوي مصرف، دغدغه همه كارشناسان و مديران كشور در طي سال هاي گذشته بوده، كه امروز با فرمايشات رهبري مي توان با اطمينان براي استفاده بهينه از منابع، آن را اجرايي نمود.


نتيجه گيري :
اميد است با استراتژي، و راهبردي كه مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش تبيين فرمودند، يك عزم جدي در دولت و مجلس براي تهيه يك نقشه راه در جهت اجراي اصلاح الگوي مصرف تهيه شود. و نبايد خودمان را با برگزاري چند سمينار و كنگره در اين خصوص، سرگرم كنيم و از اصل پيام ايشان غافل شويم. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري به صورت واقعي تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امكان پذير است و ورود به اين پيكار امروز يك تكليف شرعي و ملي محسوب مي گردد.
در حوزه فرهنگ، ابتدا بايد بخش اول پيام مقام معظم رهبري درباره مهندسي فرهنگي را حاكم نماييم؛ زيرا بهترين شيوه براي اصلاح الگوي مصرف در بخش فرهنگ، پرداختن به اين مقوله است. براي اجراي اصلاح الگوي مصرف، مديريت زمان از اهميت بيشتري برخوردار است. براي تحقق پيام مقام معظم رهبري نيازمند مهندسي توليد و مهندسي مصرف هستيم و اين مهم بايد در نهادهاي دولتي و خانواده ها مورد توجه قرار گيرد تا در سال 88 شاهد اصلاح الگوي مصرف به طور جدي باشيم. طرح اين موضوع از طرف مقام معظم رهبري در اوضاع كنوني اقتصاد جهاني بسيار لازم و به موقع بود كه به كار بستن اين قاعده در امور جاري و ساري كشور مي تواند در پيشرفت جامعه تاثير زيادي داشته باشد و ما را به اهداف بلند چشم انداز 20 ساله نزديك كند. مسئولين بايد با تعامل و هماهنگي بيشتر و به دور از هرگونه اتلاف وقت لوايح و طرح ها را به دقت مورد بررسي قرار دهند و اين بيانات را در آن لحاظ نمايند تا با رعايت اين الگو در عمل بتوان تا پايان سال شاهد بود كه چه ميزان صرفه جويي در سرمايه هاي كشور شده است.
بدون ترديد ارزان بودن قيمت حامل هاي انرژي (نفت، گاز، بنزين، گازوئيل، برق، آب) در ساليان گذشته باعث اسراف و رشد بي رويه مصرف شده و به هدر رفتن منابع ملي و نيز تشديد تخريب محيط زيست را در پي داشته است. اگر چه با عمومي شدن فرهنگ صرفه جويي و آموزش شيوه هاي درست مصرف كردن مي توان اميدوار به كاهش هزينه هاي مصرف انرژي در كشور بود، اما فراموش نكنيم كه با توجه به مصرف بسيار بالاي حامل هاي انرژي در كشور، حتي در خوش بينانه ترين حالت (10 الي 15)، ميزان صرفه جويي مردم قابل توجه نخواهد بود؛ چرا كه در حال حاضر مصرف انرژي در كشورمان به شدت بالاتر از ميانگين جهاني است و اين آثار بسيار نامطلوب و مخربي بر اقتصاد كشور دارد، به طوري كه مصرف انرژي در ايران، 3.5 برابر كشور چين با جمعيتي بالغ بر 1.3 ميليارد نفر مي باشد! بديهي است تورم ناشي از اجراي اصلاح قيمت حامل انرژي با گذشته زمان و با اقدامات حمايتي دولت، قابل تعديل است، لكن تورم ناشي از انتشار اسكناس جديد و بدون پشتوانه (به دليل حذف بند هدفمند كردن يارانه ها از بودجه 88) تاثير عميق تري داشته و فشار بسياري به دهك هاي پايين جامعه وارد مي آورد. همچنين كاهش مصرف سوخت هاي فسيلي موجب صيانت از منابع نفتي كشور خواهد شد و نسل هاي آينده ذخاير بيشتري از اين موهبت الهي را در اختيار خواهند داشت و از سوي ديگر، يكسان شدن قيمت بنزين و گازوئيل با كشورهاي منطقه، در جلوگيري از قاچاق اين ثروت ملي نقش بسيار مهمي ايفا خواهد كرد. در مورد آب و برق مورد استفاده در صنايع و بخش كشاورزي نيز، مجلس شوراي اسلامي مي تواند با وضع قوانين مدون و با درنظر گرفتن اعتبارات لازم، دولت را در اصلاح شبكه هاي آب رساني و بهبود شيوه هاي آبياري و صيانت از ذخاير آب هاي سطحي و زيرزميني كشور ياري كند و نوسازي شبكه ي انتقال برق و جلوگيري از اتلاف انرژي الكتريكي در مسير بين نيروگاه ها تا محل مصرف را در اولويت كاري وزارت نيرو قرار دهد. همچنين وكلاي ملت مي توانند استفاده از لامپ هاي كم مصرف و شيرهاي هوشمند را در نهادهاي حكومتي به تكليفي قانوني مبدل سازند و با برنامه ريزي و نظارت دقيق، تمركز دولت را بر افزايش راندمان انرژي مصرفي و ارتقاي بهره وري و بهبود فناوري توليد در صنايع كشور، به خصوص صنايع خودروسازي معطوف نمايند. به علاوه، مجلس محترم مي تواند با دقت در تخصيص بودجه جاري دستگاه ها و نهادهاي دولتي و غيردولتي، ضمن جلوگيري از افزايش غيرمنطقي بودجه برخي از دستگاه هاي خاص، و با كسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، نظارت دقيق بر استفاده صحيح از منابع و امكانات اين دستگاه ها داشته باشد. در بحث مسكن نيز، قوه ي مقننه مي تواند با وضع قوانين لازم، شهرداري ها و سازمان نظام مهندسي كشور و مردم را مكلف به رعايت اصول مطروحه در مبحث 19 نمايد تا با استفاده از مصالح مناسب، استاندارد و دستگاه ها و سيستم هاي مناسب گرمايشي و سرمايشي، ميزان مصرف انرژي در ساختمان ها و منازل مسكوني را به حد معقول آن نزديك كند. همه ي آنچه گفته شد تنها با هماهنگي و همدلي مسؤولان در سه قوه و مردم ميسر خواهد بود و در نهايت منجر به تسريع در روند توسعه ي اقتصادي كشور و "حركت پرشتاب و بزرگ به سمت تحقق پيشرفت و عدالت " و نيل به اهداف سند چشم انداز خواهد شد.


منابع :
1. مسگرهروي، ليلا "آثار سياست هاي بهينه سازي انرژي بر مصرف فرآورده هاي نفتي بعد از انقلاب اسلامي در ايران ]پايان نامه[ " استاد راهنما عباسعلي ابونوري، استاد مشاور مهدي صادقي، (كارشناسي ارشد): اقتصاد و انرژي: تهران، 1382 دانشگاه آزاد اسلامي (تهران مركزي) ص 54.
2. حدادي، نويد "ارزيابي اقتصادي بهينه سازي مصرف سوخت در ساختمان هاي مسكوني ]پايان نامه[ " استاد راهنما ابراهيم عباسي؛ استاد مشاور علي اصغر اسماعيل نيا : (كارشناسي ارشد): اقتصاد، گرايش انرژي: تهران، 1385، دانشگاه آزاد اسلامي (تهران مركزي). دانشگاه اقتصاد و حسابداري. گروه علوم اقتصادي، ص 77.
3. كلانتري، علي اكبر "اسلام و الگوي مصرف " جمهوري اسلامي، (14 مهر 1384) : ص 9.
4. موسوي مقدم، رحمت الله "اصلاح الگوي مصرف، ضرورتي همگاني " كيهان، 25 فروردين :1388 ص 6.
5. اكبري، محمد اسماعيل "اصلاح الگوي مصرف از كلام ولي تا قيام ملي " جمهوري اسلامي، 15 فروردين :1388 ص 3.
6. مفيدي، بدري السادات "اصلاح فرهنگ مصرف غذا، ضرورتي آشكار " سلام، ( 3 مرداد 1375 ": ص 9، 6.
7. حسيني، رضا "الگوي تخصيص درآمد و نظريه ي رفتار مصرف كننده ي مسلمان " تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1379 ص 120.
8. قمري، احسان "الگوي توليد را تغيير بدهيم " آسيا، (5 خرداد 1381): ص 12.
9. نوريان، مجيد "الگوي مصرف در اسلام و غرب " قم: مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، 1383 ص 69.

نويسنده: سيدابوالفضل جعفري نژاد

منبع: پگاه حوزه شماره 271


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:24 AM - روز سه شنبه 25 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

همه ما مصرف‌کننده هستیم. بدین معنی که بر مبنای نظم خاصی، غذا، لباس، مسکن، تحصیل، خدمات، ایده‌ها و ... را استفاده یا مصرف می‌کنیم. تصمیماتی که در مورد مصرف، تقاضا برای مواد خام، حمل و نقل، خدمات فنی و یا استقرار و تخصیص منابع می‌گیریم، موفقیت برخی صنایع و شکست برخی دیگر را موجب می‌شود. بنابراین رفتار مصرف‌کننده عامل مهمی در رکود یا رونق فعالیت‌های بازرگانی است.

فاکتور مهم در موفقیت استراتژی‌های بازاریابی و تبلیغاتی‌، درک صحیح از رفتار مصرف‌کننده است. این مسئله هم برای سازمانهای انتفاعی و هم غیرانتفاعی حائز اهمیت است.

 

تعریف رفتار مصرف‌کننده

رفتار مصرف‌کننده از موضوعات جدید حوزه بازاریابی به شمار می‌رود. اولین کتب در این‌باره در دهه 1960 تالیف شده است. ولی سابقه این موضوع به پیشتر برمی‌گردد. به عنوان نمونه می‌توان به دهه  1950 اشاره کرد که ایده‌های فروید توسط بازاریابان مورد استفاده قرار گرفت. رفتار مصرف کننده موضوعی بحث انگیز و چالشی است که در بر گیرنده افراد و آنچه خرید می‌کنند، چرا و چگونگی خرید آنها، بازاریابی و آمیزه بازاریابی و بازار است.

ویلکی [1]و سالمون[2] رفتار مصرف‌کننده را بدین صورت تعریف نموده اند: فعالیتهای فیزیکی، احساسی و ذهنی که افراد هنگام انتخاب، خرید، استفاده و دور انداختن کالا و خدمات در جهت ارضای نیازها و خواسته‌های خود انجام می‌دهند.

در تعریفی دیگر رفتار مصرف کننده این‌گونه تشریح شده است: مجموعه فعالیتهایی که مستقیماً در جهت کسب، مصرف و دور انداختن کالا و خدمات صورت می‌گیرد. این فعالیتها شامل فرایند تصمیماتی است که قبل و بعد از این اقدامات انجام می پذیرند.

 

نکات کلیدی رفتار مصرف کننده

1. رفتار مصرف کننده بر انگیخته است: به عبارت دیگر رفتار مصرف‌کننده عموماً در راستای رسیدن به هدفی خاص است.

2. رفتار مصرف‌کننده شامل فعالیتهای زیادی است: ویژگی اساسی تعاریف ارائه شده از رفتار مصرف کننده، تمرکز بر فعالیتها است. همچنین باید بین فعالیتهای عمدی و تصادفی تمایز قایل شد. برخی از فعالیتها از قبیل صحبت با مشتری و تصمیم خرید، رفتارهای عمدی هستند. در مقابل مواقعی پیش می‌آید که فردی که برای خرید کالای خاصی وارد فروشگاه شده است چیز دیگری را که قصد خرید آن را نداشته خریداری می‌کند.

3. رفتار مصرف کننده یک فرایند است: مباحث انتخاب، خرید، استفاده و دور انداختن کالا بر فرایندی بودن رفتار مصرف دلالت می‌کنند. بطور کلی فرایند رفتار مصرف‌کننده سه مرحله مرتبط فعالیتهای قبل از خرید، فعالیتهای ضمن خرید و فعالیتهای بعد از خرید را در برمی‌گیرد.

4. رفتار مصرف‌کننده از نقطه نظر زمانی و پیچیدگی متفاوت است: منظور از پیچیدگی تعداد فعالیتها و سختی یک تصمیم است. دو ویژگی زمانبری و پیچیدگی باهم در ارتباط مستقیم هستند یعنی با ثابت در نظر گرفتن بقیه عوامل هر چه تصمیمی پیچیده‌تر باشد، زمان بیشتری صرف آن خواهد شد.

5. رفتار مصرف‌کنندگان شامل نقشهای مختلفی است: حداقل سه نقش عمده در فرایند رفتار مصرف کننده وجود دارد. که عبارتند از :

a. تاثیرگذار

b. خریدار

c. استفاده کننده

6. رفتار مصرف‌کننده تحت تاثیر عوامل خارجی است: رفتار مصرف کننده تا حد زیادی از نیروهای خارجی مانند فرهنگ، گروههای مرجع، خانواده و ... تاثیر می‌گیرد.

7. رفتار مصرف افراد مختلف باهم متقاوت است: افراد مختلف بواسطه تفاوتهای فردی، رفتارهای مصرف‌ مختلفی بروز می‌کنند. به همین دلیل است که بازاریابان اقدام به تقسیم بازار می‌کنند.


 

چرا مطالعه رفتار مصرف کننده مهم است؟

توسعه مطالعات رفتار مصرف‌کننده، نتیجه چرخش فلسفه بازاریابی از گرایش تولید و محصول به گرایش فروش و سپس گرایش بازاریابی است. عوامل دیگری نیز در گسترش مطالعات رفتار مصرف کننده دخیل بوده‌اند که عبارتند از: سرعت زیاد معرفی محصولات جدید، چرخه‌های کوتاه‌تر عمر محصولات، افزایش جنبش‌های حمایت از مصرف‌کنندگان بوسیله گروههای خصوصی و سیاست‌گذاران عمومی، توجه به محیط زیست و رشد بازاریابی خدمات.

در چنین فضایی داشتن درک صحیح از مصرف‌کنندگان و فرایند مصرف، مزیتهای متعددی را در بر دارد. این مزیتها شامل کمک به مدیران در جهت تصمیم‌گیری، تهیه یک مبنای شناختی از طریق تحلیل رفتار مصرف‌کنندگان، کمک به قانون‌گذاران و تنظیم‌کنندگان برای وضع قوانین مربوط به خرید و فروش کالا و خدمات و در نهایت به مصرف‌کنندگان در جهت تصمیم‌گیری بهتر می‌باشد. رفتار مصرف کننده در طراحی کمپین‌های تبلیغاتی نیز نقشی حیاتی ایفا می‌کند. با علم به نحوه رفتار مخاطبان است که می‌توان رسانه و پیام مناسب را انتخاب کرد. به علاوه مطالعه رفتار مصرف‌کننده می‌تواند در فهم عوامل مربوط به علوم اجتماعی که رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهند، به ما کمک کند. بر این اساس تحلیل رفتار مصرف کننده در مواردی همچون طراحی آمیخته بازاریابی، بخش بندی بازار و تعیین موقعیت و متمایز سازی محصول نیز امری لازم و حیاتی است.

 

تحلیل و مطالعه رفتار مصرف‌کننده بدنبال پاسخ سوالات زیر است:

1. مردم چگونه از نیازشان به کالا یا خدمات خاصی آگاه می‌شوند؟

2. مصرف‌کنندگان چگونه کالا یا خدمات خود را پیدا می‌کنند؟

3.  مصرف‌کنندگان چگونه انتخاب نهایی را بعمل می‌آورند؟

4.  چه اتفاقی می‌افتد وقتی کالا یا خدمت شما، ارائه می‌شود؟

5. محصول شما چگونه انتخاب می‌شود؟

6. چگونه پول محصول شما پرداخت می‌شود؟

7. محصول شما چگونه ذخیره می‌شود‌؟

8. چگونه محصول شما جابجا می‌شود؟

9. مشتریان از محصول شما چگونه استفاده می‌کنند‌؟

10. مشتریان وقتی از محصول شما استفاده می‌کنند به چه کمکی نیاز دارند؟

11. آیا امکان پس دادن یا معاوضه وجود دارد؟ علل آن چیست؟

12. چگونه محصول شما تعمیر یا سرویس می‌شود؟

13. چه اتفاقی می‌افتد وقتی محصول شما مصرف می‌شود یا کاربردش تمام شود؟

 

دیدگاه‌های پژوهشی رفتار مصرف‌کننده

یک مشخصه کلیدی رشته رفتار مصرف‌کننده، پایگاه تحقیقاتی آن است. تحقیقات انجام شده بر روی رفتار مصرف‌کننده را جهت راهنمایی به سه جنبه تقسیم‌بندی می‌کنند. این تقسیم‌بندی به عنوان راهنما در مورد این که چگونه فکر کنیم و عوامل موثر در رفتار اکتسابی مصرف‌کننده را شناسایی کنیم عمل می‌کند.

1. دیدگاه تصمیم‌گیری: در طول دهه 1970 و اوایل 1980، پژوهشگران بر این نظریه که مصرف‌کنندگان تصمیم گیرندگانی عقلایی هستند تمرکز داشتند. ریشه‌های این رویکرد در روان‌شناسی شناختی و اقتصاد قرار دارد. در این رویکرد بررسی می‌شود که مصرف‌کنندگان چگونه به وجود یک مسئله پی می‌برند و در خلال سلسله مراحلی سعی در حل منطقی آن می‌کنند. این مراحل شامل تشخیص مسئله، تحقیق، ارزیابی بدیل، انتخاب و ارزیابی بعد از اکتساب می‌باشد.

2. دیدگاه تجربی:  در این دیدگاه فرض بر این است که مصرف‌کنندگان گاهی بر اساس تصمیم‌گیری کاملاً عقلایی خرید نمی‌کنند. در مقابل گاهی آنها برای سرگرمی، خیال‌پردازی و هیجانات و احساسات مبادرت به خرید کالا و خدمات می‌کنند. ریشه‌های این دیدگاه در روان‌شناسی انگیزشی و همچنین حوزه‌های جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی است. محققانی که دیدگاه تجربی را به خدمت می‌گیرند از روشهای تفسیری تحقیق استفاده می‌کنند. مفسرین برای کسب فهمی از فرایند مصرف حتی به ثبت فرهنگ عامه و سنتهای جامعه نیز می‌پردازند.

3. دیدگاه رفتاری: در این دیدگاه فرض بر این است که نیروهای قوی محیطی مصرف‌کننده را به سمتی سوق می‌دهند که او بدون احساسات و یا باورهای قوی از پیش ساخته شده اقدام به خرید یک محصول نماید. در این هنگام مصرف‌کننده از طریق فرایند عقلایی تصمیم‌گیری یا متکی بر احساسات، اقدام به خرید محصول نمی‌کند. در عوض خرید او ناشی از تاثیر مستقیم رفتار از طریق نیروهای محیطی از قبیل ابزارهای ارتقای فروش، هنجارهای فرهنگی، محیط فیزیکی و یا فشارهای اقتصادی است.

در پایان ذکر این نکته لازم است که اکثر خریدها دارای عناصری از هر یک از سه دیدگاه مطرح شده می‌باشند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:42 PM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

مديريت مصرف برق به معناي مصرف نكردن نيست بلكه صحيح مصرف نمودن است. منظور ما كاهش رفاه جامعه نبوده بلكه هدف ما كاربرد منطقي و بخردانه از انرژي الكتريكي است. كارايي بيشتر ، هزينه كمتر با استفاده بهينه برق امكان پذير است.مديريت مصرف به زباني ديگر عبارت است از اعمال روشهاي مديريتي بر مصرف كنندگان انرژي الكتريكي و ارائه يك الگوي صحيح و مناسب جهت افزايش كارايي استفاده ازانرژي برق و بهره گيري از آن

ساعات اوليه شب، ساعات اوج مصرف برق است

بيشترين مصرف برق در 24 ساعت شبانه روز مربوطه به ساعات اوليه شب است. در اين ساعات با روشن شدن لامپها، حداكثر مصرف انرژي الكتريكي از نيروگاهها دريافت مي شود و اگر نيروگاهها توان توليد برق مورد نياز را نداشته باشند، باقطعي برق و خاموشي مواجه مي شويم. آيا مي دانيد براي روشن شدن فقط يك لامپ 100 وات رشته اي به سرمايه گذاري اوليه 100 دلار( معادل نهصد هزار ريال) و زماني حدود سه سال جهت احداث نيروگاه نياز است.

پس اگر هريك از مشتركين در سطح منطقه اصفهان فقط يك لامپ 100 رشته اي اضافي خود را خاموش كنند، ظرفيتي معادل 160 مگاوات آزاد و سرمايه گذاري معادل 1440 هزار ميليون ريال جهت احداث نيروگاه براي تامين برق فوق صرفه جويي خواهد شد!

برچسب انرژي

برچسب انرژي امروزه در اغلب كشورهاي جهان وجود دارد و مصرف كننده را با ميزان كارايي هر يك از وسايل انرژي برخانگي آشنا مي كند. همچنين اطلاعات اختصاصي مربوط به هر وسيله انرژي در اختيار مصرف كنندگان قرار مي دهد. برچسب انرژي از قسمتهاي مختلفي تشكيل شده است كه هر قسمت نمايانگر اطلاعاتي است. به طور مثال خريداران ماشين لباسشويي مي توانند با توجه به اين اطلاعات در هنگام خريد، دستگاهي را انتخاب كنند كه درمقايسه با ساير مدلهاي مشابه داراي كارايي و بازدهي بيشتري باشد.سه بخش اوليه برچسب كه در تمامي وسايل انرژي بر خانگي مشترك است به ترتيب نمايانگر علامت تجاري و نام شركت سازنده و مدل دستگاه مي باشد. بخش چهارم برچسب انرژي بوسيله 7حرف لاتين از A تا G درجه بندي شده است كه هر يك از حروف معرف درجه اي از كارايي دستگاه مي باشد.

حرف A نشانگر بيشترين بازدهي دستگاه و حرف G نشانگر كمترين بازدهي دستگاه است.بنابراين هرچه رتبه دستگاه بيشتر باشد كارايي آن نسبت به ميزان انرژي كه مصرف مي كند بيشتر است. مصرف كنندگان مي توانند در هنگام خريد وسايل برق خانگي با دقت و توجه به حرف لاتين درج شده در اين قسمت از ميزان كارايي و بازدهي دستگاه اطلاع يابند. بخش پنجم نمايانگر مصرف انرژي دستگاه است و ساير بخشها بيانگر اطلاعات اختصاصي در مورد هر يك از وسايل مي باشد. بطور مثال بخش هاي ششم و هفتم در ماشين لباسشويي نشانگر ميزان قدرت پاك كنندگي و قدرت خشك كن دستگاه مي باشدو آخرين بخش نيز آرم موسسه استاندارد را نشان مي دهد.

الگوي مصرف و عمر وسايل خانگي

بعضي از وسايل خانگي از قبيل يخچال و فريز با وجود كم مصرف بودن چون زياد از آنها استفاده مي شود در نتيجه بخش بزرگي از مصرف خانگي را تشكيل مي دهند.بعضي ديگر از اين وسايل مانند: لباسشوئي و جارو برقي بسيار پر مصرف هستند اما چون زان كوتاهي از آنها استفاده مي شود در كل مصرف خانگي سهم بزرگي ندارد.

انتخاب و استفاده صحيح و درست از وسايل خانگي نه فقط مصرف انرژي و در نتيجه هزينه هاي خانواده را كاهش مي دهد و سرمايه بزرگي را براي توسعه كشور خيره مي كند بلكه بر عمر اين دستگاهها نيز مي افزايد.

تمام دستگاههاي خانگي داراي عمر مشخصي هستند كه بر اساس تعداد ساعتهاي مصرف و در شرايط استفاده درست محاسبه مي شود.

بديهي است هر اندازه فشار مصرف برآنها كمتر باشد اين دستگاهها بيشتر عمر خواهند كرد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:41 PM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 مصرف بيش از حد كالاها و خدمات، پديده‌اي است كه سرمايه‌سالاري و اصالت دادن به بازار آزاد، براي جوامع غربي به ارمغان آورده است. جهاني‌سازي و شركت‌هاي جهاني شده نيز با كمك تبليغات تجاري گسترده و يكسان‌سازي الگوهاي مصرفي جوامع سراسر جهان از طريق تلويزيون و مدل سازي‌هاي صورت گرفته توسط گردشگران غربي، به اين فرهنگ مصرفي دامن زده است. اين فرهنگ مصرفي، سلامت فرهنگي، هويت‌هاي قومي‌و سلامت سياره زمين را به مخاطره انداخته است. تنها راه گريز از مشكلاتي كه اين فرهنگ بر جوامع انساني تحميل كرده، بازگشتن به الگوهاي مصرفي منطقه‌اي و بومي‌مختص هر منطقه از جهان است.

در طول چند صد سال گذشته، بشر (من از واژه "انسان " تعمداً در مواردي استفاده مي‌كنم كه عمده مسئوليت‌ها را متوجه انسان‌ها مي‌دانم) با سياره ارزشمند ما و اجتماعات انساني آن، آزمايش بزرگي را از سر گذرانده است.

دنبال كردن ثروت مادي از سوي افراد برخوردار از قدرت مالي در نهادهاي عمدتاً غير پاسخگو، بر پيكربندي فرهنگ‌ها، فضاهاي طبيعي و ذهني مختلف و تبديل آنها به تك فرهنگي كه در خدمت منافع شركت‌هاي مدرن امروزي است، تأثير بسياري داشته است. اين آزمايش بزرگ، ايدئولوژي جهاني‌سازي شركتي و راسيوناليسم اقتصادي را براي متمركز كردن قدرت، روشي كه به اكوسيستم‌ها صدمه مي‌زند و حقوق اجتماعات انساني را زير پا مي‌گذارد، به كار گرفته است.

اگر بخواهيم اين گرايش‌ها را متوقف كنيم، با چالش كاستن از قدرت اقتصادي جهاني نهادها، مؤسسات، سيستم‌ها و توافق‌نامه‌هاي تجاري و سرمايه گذاري بين‌المللي جهاني‌سازي شركتي و در نتيجه، افزايش آزادي جهان اكثريت (سوم) و اجتماعات "بومي " براي كنترل سرنوشت خود روبه‌رو مي‌شويم. در عين حال، ما با چالش تغيير شكل مدل توسعه‌اي كه دغدغه رشد را دارد و مزاحم "جهان اقليت " (اول) است و تهديد فرو كاسته شدن تنوع انساني و اكولوژيك به يك تك فرهنگ مصرف‌گرا را در خود دارد، مواجه هستيم. اين امر از يك سو به توانايي ما براي درك اين واقعيت بستگي دارد كه رشد و توسعه، يك چيز نيستند. شيوه‌هاي زندگي و صنايع بيش از حد مصرفي و بيش از حد توسعه‌يافته جهان اقليت، به سركوب نظامي‌و اقتصادي نيروي كار و اكوسيستم‌هاي جهان اكثريت و اجتماعات بومي‌وابسته بوده است. اگر تك تك كساني كه روي اين سياره زندگي مي‌كنند، بخواهند از شيوه زندگي ماترياليستي يك استراليايي متوسط "بهره مند " شوند، ما به شش سياره مثل زمين نياز خواهيم داشت تا مواد خام اوليه و ضروري، سيستم‌هاي دفن زباله‌هاي كالاهاي مصرفي و صنعتي و خدمات لازمه زندگي، چون آب و هواي سالم را براي همه آنها تأمين كنيم. تجزيه و تحليل‌هاي "شوراي زمين " ـ سازماني كه بر توصيه‌هاي مطرح شده در نشست زمين "ريو " در سال 1992 نظارت دارد ـ نشان مي‌دهد كه بشريت در كليت خود با نرخي سي درصد، بيشتر از اندازه‌اي كه طبيعت مي‌تواند به طور اساسي خود را بازسازي كند، مصرف مي‌كند. سرانه مصرف استراليا، بيشتر از پنج برابر، از اين حد تجاوز كرده است. چون ارقامي‌كه مبناي اين تجزيه و تحليل قرار گرفته اند، مربوط به چند سال قبل هستند، احتمالاً وضعيت فعلي از اين هم وخيم‌تر است.

طبق "گزارش توسعه انساني " سال 1998 "برنامه توسعه سازمان ملل "، بيست درصد از جمعيت جهان كه در كشورهاي برخوردار از بيشترين ميزان درآمد، زندگي مي‌كنند، مسئول بالغ بر پنجاه درصد از آلودگي‌هاي دي اكسيد كربن هستند و در مقابل، يك ششم جمعيت جهان كه از نظر مالي جزو فقيرترين مردم جهان هستند، مسئول سه درصد اين آلودگي‌ها هستند. گرم شدن كره زمين كه يكي از پيامدهاي اين وضعيت است، احتمالاً بر كشورهايي كه از نظر مالي جزو فقيرترين كشورها هستند، بيشترين تأثير را مي‌گذارد . مثلاً مساحت بنگلادش مي‌تواند به دليل بالا آمدن سطح دريا تا هفده درصد كاهش يابد. اين گزارش به نرخ‌هاي هشدار دهنده جنگل‌زدايي در برخي از كشورهاي جهان اكثريت اشاره دارد و مي‌گويد كه بالغ بر نيمي‌از چوب و نزديك به سه چهارم كاغذ حاصله در اثر اين جنگل‌زدايي‌ها، در كشورهاي صنعتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

اما اگر بهره‌برداري اجتماعات جهان اكثريت از منابع را مورد توجه قرار دهيم، وضعيت از آنچه كه هست نيز وخيم‌تر مي‌شود. مكانيسم بازاريابي چند شركتي كه در سطح جهاني، چند صد ميليارد دلار را در هر سال صرف آگهي‌هاي تجاري و تبليغات مي‌كنند، دامنه نفوذ خود را به جوانان و طبقات متوسط و مالك جهان اكثريت توسعه داده است. براي مثال، اگر چه طبقه متوسط كشور هند ممكن است درصد اندكي از كل جمعيت آن را تشكيل بدهد، اما از لحاظ عددي، اين طبقه، بازار بزرگ جديدي را براي فروش محصولات و خدماتي كه ناسالم و از نظر زيست محيطي ويرانگر هستند، فراهم آورده است.

از نظر بسياري از مردم جهان اكثريت، تلويزيون و گردشگري فقط نشان‌دهنده اين هستند كه زندگي در كشورهاي صنعتي چه شكل و شرايطي دارد. تصوير عمده‌اي كه از اين پديده‌ها در ذهن آنها شكل مي‌گيرد اين است كه در آمريكاي شمالي يا اروپا، زندگي باشكوه پرزرق و برق است و مردم آنها ثروتمند هستند و فقط بايد كمي‌كار كنند. تنها هدف تبليغات شركتي، جذب مردم به محصولات و خدمات خود نيست. اين شركت‌ها ميليون‌ها دلار را براي شكل‌دهي نگرش‌ها، اعتماد به نفس و عواطف مردم هزينه مي‌كنند تا آنها به مردمي‌تبديل شوند كه احتمال خريد توسط آنها بيشتر است. اين تبليغات، فشارهاي اجتماعي زيادي را به وجود مي‌آورند و از سوي مؤسساتي كه دولت از آنها حمايت مي‌كند پشتيباني مي‌شوند تا فرهنگ مصرف‌زدگي را با اين شعار كه "شما چيزي هستيد كه مي‌خريد " تثبيت كنند. در نتيجه، مردمي‌كه در جهان اكثريت زندگي مي‌كنند، از نظر رواني زير فشار قرار مي‌گيرند تا فرهنگ سنتي خود را به عنوان راه "پسرفت " ببينند و راه جديد زندگي كردن را كه تلويزيون به آنها معرفي و جهانگردان آن را مدل‌سازي كرده اند، نتيجه " پيشرفت " قلمداد كنند.

كاملاً آشكار است كه فرهنگ مصرفي به نقاط مختلف جهان صادر شده است تا شركت‌هاي بين‌المللي قادر شوند محصولات خود را به بازارهاي واحد و تك فرهنگ جهاني بفروشند، به جاي آنكه مجبور باشند در بازارهايي متكثر و منحصر به فرد، محصولات ـ خدمات خود را به هزاران فرهنگ انساني و گروه بومي‌گوناگون به فروش برسانند.

مصرف گرايي به عنوان وسيله‌اي به فروش مي‌رود كه از طريق آن، جوانان جهان اكثريت مي‌توانند به "آزادي " و "رهايي " از ساختارهاي اجتماعي سنتي خود دست يابند. اقتصادهاي متداول، تمركز قدرت در دست شركت‌هاي فرامليتي و سياست‌هاي تجارت "آزاد "، فقط بر مردم جهان اكثريت تأثير نمي‌گذارند. در كشورهاي صنعتي‌اي مثل استراليا نيز اين نيروها با همان قدرت دست به دست هم مي‌دهند تا نيازهاي انسان‌ها به روابط انساني و تكامل فردي را به نياز به محصولات و خدمات مصرفي تغيير دهند.

سرچشمه‌ها و مكانيسم‌هاي پشت فرهنگ مصرفي، در جهان اقليت پيچيده است و ريشه‌هاي آنها به قبل از انقلاب صنعتي مي‌رسد، ولي با اين وجود، شركت‌هاي دنياي مدرن، در تلاش براي قالب‌بندي جهان به تصويري از نتيجه عمل خود، اين مكانيسم‌ها را به قبضه خود در آورده‌اند. مشكلات زيست محيطي محلي و ملي، نابرابري‌هاي اجتماعي فزاينده، بيگانگي از يكديگر، كار بيش از حد و طيفي ديگر از اثرات سوء اقتصاد توسعه، كيفيت زندگي ما را در كشورمان استراليا، به مخاطره انداخته‌اند. در واقع، اگر چه شاخص‌هاي متعارف محدود نظير توليد ناخالص ملي، حاكي از آن هستند كه رفاه اقتصادي ما در حال گسترش است، اما شاخص‌هاي اقتصادي متوازن‌تر همچون "شاخص پيشرفت حقيقي " نشان مي‌دهند كه هزينه‌هاي رشد اقتصادي و رشد مصرف مداوم، منافع آن را تحت الشعاع خود قرار مي‌دهند.

مصرف بيش از حد، جزئي از يك بيماري اعتيادآور است كه برخي اوقات "آفلوئنزا " ناميده مي‌شود. در استراليا بالغ بر دويست و هشت هزار ميليونر وجود دارد كه اين تعداد، به نسبت سال 1993، سه برابر شده است. تمكن مالي، ديگر به عنوان يك باشگاه انحصاري سوپر ثروتمندان قلمداد نمي‌شود. هر چه مي‌گذرد، تعداد بيشتري از مردم به دنبال پيوستن به تعداد روزافزوني هستند كه "از نظر پولي ثروتمند و از نظر وقت فقير هستند. " بسياري از مردم در تلاش براي پولدار شدن، چيزهاي بزرگي را در روابط و حيات معنوي خود قرباني مي‌كنند، با اين حال، وقتي به اهداف اوليه خود دست يافتند، احساس مي‌كنند كه مجبورند باز هم بيشتر از آن بخواهند.

از اين نظر، سخن گفتن از توسعه به عنوان روندي كه مي‌توان از طريق آن به اجتماعات فقير فرامرزي كمك كرد، مناسبتي ندارد. تمام اجتماعات، الگوهاي ثروت و فقر خاص خود را دارند و در كشورهاي صنعتي، فقر ما بيشتر در قلمروهايي چون معنويت از هم گسيخته، اجتماع از هم گسيخته، روابط غيركاركردي و فقدان احساس شور وشوق و خود انگيختگي، خود را نشان مي‌دهد. در عين حال، همه ما در اجتماعات مختلف، به طرقي مشابه و متفاوت، هم ثروتمند هستيم و هم فقير. تفكر توسعه سنتي تأكيد دارد كه "ما " پاسخ‌هايي براي كمك به "آنها " داريم. موج جديدتري از اين تفكر تأكيد مي‌كند كه ما به منظور كمك به آنها، بايد خودمان را تغيير دهيم (يعني مصرف خود را كاهش دهيم). در اينجا گفته شد كه تكامل بيشتر تفكر توسعه سنتي، ما را ملزم مي‌كند كه مصرف بيش از حد خود و تأثيرات اجتماعي مصرف زدگي را به چالش گيريم تا همه بتوانيم خود را از ساختارهاي اقتصادي و سياسي كه بر ما تسلط دارند، رها كنيم.ي

تغيير دادن الگوهاي مصرف خود و به چالش كشيدن ساختارها و روندهايي كه مصرف‌زذگي را ترويج مي‌كنند، بخش‌هايي از زنجيره‌اي از تغييرات وابسته به يكديگر هستند كه براي برخورداري از يك جهان عادلانه، متنوع و از نظر زيست محيطي پايدار براي تمامي‌ما، بايد آن را به كار گرفت. براي ايجاد يك تفاوت، بايد كاهش مصرف را تقويت كرد؛ با اقداماتي چون:

ـ منطقه‌اي كردن دوباره روند‌هاي اقتصادي، به ترتيبي كه سهم بيشتري از نيازهاي ما از رهگذر توليد محلي، تحت كنترل اجتماعي كه الزامات زيست محيطي منطقه را رعايت مي‌كند، برآورده شود.

ـ ايجاد نهادهاي جهاني‌اي كه قوانين تجاري و سرمايه گذاري را در خدمت محيط زيست و حقوق انساني تدوين كنند و در عين حال، مؤسساتي را كه همه چيز را به نفع بازار "آزاد " و سرمايه‌داري جهاني قرار مي‌دهند، تعطيل، دگرگون يا عميقاً دوباره قانون گذاري كنند.

ـ دور كردن تغييرات سياسي از بنيادگرايي اقتصادي و بردن آن به سمت يك اقتصاد جديد كه نيازهاي اكوسيستم‌هاي كره زمين و ارزش‌هاي فرهنگي و اجتماعي را تأمين كند.

ـ علاوه بر اين، زندگي همراه با مصرف كمتر و پيوند بيشتر با زمين و جامعه، شايد قدرتمندترين چيزي ياشد كه ما مي‌توانيم براي مطلع كردن مردم جهان اكثريت، از خطرات دنبال كردن مسير مصرفي، انجام دهيم. ما كه در جوامع اسراف كاري زندگي مي‌كنيم و در آنها ميزان مصرف بسيار هنگفت است، اين صلاحيت را نداريم كه بگوييم، "دنبال كردن راه ما كه مبتني بر فرهنگ مصرفي است، به نفع شما نيست. " همچنين ما نمي‌توانيم اجتماعات جهان اكثريت را با گفتن اينكه "شما بايد به منظور كمك به ما غربي‌ها براي نجات خودمان، همين طور كه هستيد، باقي بمانيد "، تحت فشار قرار دهيم.

اما با بازگويي اين واقعيت‌ها كه مردم و اجتماعات ما در كشورهاي صنعتي در حال پس زدن فرهنگ مصرفي هستند و اقتصاد جهاني آن را ترويج مي‌كند، مردمي‌كه در جهان اكثريت زندگي مي‌كنند، به اطلاعاتي دسترسي خواهند يافت كه از طريق تلويزيون‌هايشان به آنها دسترسي پيدا نمي كنند. با پرسيدن اينكه، آيا آنها نگران تغييراتي كه در حال رخ دادن در زندگي و جوامع ماست هستند يا نه، مي‌توانيم از آنها دعوت كنيم كه با ما همكاري كنند( و ما نيز دعوت آنها به همكاري ما با آنها را بشنويم) تا چيزي جديد دوباره خلق كنيم كه با ناموس طبيعت و انسان مطابقت داشته باشد. ما مي‌توانيم با خودانگيخته بودن و شناخت نشانه‌هايي حاكي از اينكه ما زير فشار و سركوب قرار داريم و يا به الگوهاي مصرفي و شيوه زندگي جهان اكثريت و دوستان بومي‌خود بها نمي‌دهيم، مي‌توانيم به كشفيات جديدي درباره خودمان برسيم.ي

اين مجموعه مقالات درباره مصرف پايدار، هم ايده‌هاي منفرد و هم ايده‌هاي سيستماتيك را مورد بحث قرار مي‌دهد. اميدواريم كه اين ايده‌ها بتوانند به ترويج يك جامعه جديد و تمركززدايي شده كمك كند؛ جامعه‌اي كه در آن مردم به محيط زيست بها مي‌دهند.

نويسنده:رادني ولايس(Rodney Vlais) پژوهشگر مسائل اقتصادي و اجتماعي.

منبع:ماهنامه سياحت غرب به نقل از www.leas.green.net.au


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:10 PM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

 با انتخاب سال 1388 از سوي رهبري به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف، نگاه دوباره به شيوه‌هاي رايج زندگي در منازل و چگونگي استفاده از منابع انرژي بيش از پيش ضرورت پيدا مي‌كند. در حقيقت منازل مسكوني و آپارتمان‌ها به عنوان اماكني كه بيشترين لحظات زندگي روزمره افراد در آنها سپري مي‌شود، قابليت آن را دارند تا بيشترين تأثيرپذيري را از شيوه‌هاي نوين و علمي مصرف انرژي و اصلاح الگوي مصرف داشته باشند.

 
 
 

شايد همين نكته كافي باشد كه بر اساس تازه ترين تحقيقات به‌عمل آمده در اين زمينه، استفاده از شيوه‌هاي نوين مصرف انرژي نظير شيشه‌هاي دوجداره، درزگيري شكاف چارچوب درها و پنجره‌ها و عايق بندي سيستم‌هاي لوله كشي و گرمايش و سرمايش مي‌توان تا 30 درصد در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرد و اگر اين رقم را در صدها هزار منزل مسكوني ضرب كنيم، اهميت آن بيشتر نماي يك «بايد غيرقابل اجتناب» پيدا خواهد كرد.

به باور بسياري از كارشناسان و متخصصان امور فني سازه‌سازي، استفاده از شيوه‌هاي بهتر و مؤثرتر مصرف چه در منازل مسكوني و چه در ادارات عمدتا در قالب مصرف بهينه انرژي خلاصه مي‌شود و نمود پيدا مي‌كند.

در حال حاضر يكي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي ساخت بناهاي استاندارد در زمينه مصرف بهينه انرژي استفاده از پنجره‌هاي دوجداره است. گرچه استفاده از اين نوع پنجره‌ها در مقايسه با پنجره‌هاي معمولي كمي پرهزينه‌تر است؛ اما اگر صرفه‌جويي درازمدت ناشي از پرداخت هزينه كمتر حامل‌هاي انرژي را در همان ابتدا محاسبه كنيم، استفاده نكردن از آنها اقدامي اشتباه و حتي خنده‌دار جلوه خواهد كرد.

بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده است كه تبادل گرمايي و سرمايي در سازه‌هايي كه با استفاده از اين نوع پنجره‌ها ساخته شده‌اند، بسيار كمتر است. تا آنجا كه در دوره‌هاي سرد سال نياز كمتري به استفاده از سيستم‌هاي گرمايشي احساس مي‌شود.

يكي ديگر از مزاياي استفاده از پنجره‌هاي دو جداره، كاهش راه يافتن آلودگي صوتي كوچه و خيابان به محيط ساكت منازل و ادارات است كه اين خود نتيجه‌اي جز آسايش بيشتر و انجام كارها با تمركز بهتر و استرس كمتر ندارد.

يكي ديگر از راهكارهاي مؤثر در زمينه كاهش مصرف انرژي بخصوص در منازل مسكوني، استفاده از نسل جديد عايق‌هاي پوششي براي پشت بام‌هاست كه در سال‌هاي اخير پيشرفت‌هاي جالب توجهي در زمينه دانش ساخت آنها صورت گرفته است.

به عقيده كارشناسان استفاده از نوعي از اين پوشش‌ها كه لايه رويي آنها قابليت انعكاس نور خورشيد را دارد، مي‌تواند يكي از راهكارهاي مؤثر در مصرف بهينه انرژي به خصوص در فصول گرم سال شود.

اين نوع پوشش‌ها به دليل ساختار خاص و مواد مخصوصي كه در بافت سازنده آنها به كار گرفته شده است، در فصول سرد سال مانع از تبادل گرمايي با محيط مي‌شود واز اين رو در مصرف سوخت و توليد حرارت صرفه‌جويي قابل توجهي صورت مي‌گيرد.

از آن گذشته نه تنها استفاده از اين پوشش‌ها بسيار راحت و سريع است، بلكه ضريب نفوذ آب باران نيز در آنها تقريبا به صفر رسيده است كه اين نكته نيز در افزايش طول عمر مفيد ساختمان‌ها بسيار مهم است.

در عين حال، بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده‌اند كه در فصول گرم سال كه تابش مستقيم نور خورشيد به ميزان قابل توجهي افزايش مي‌يابد، مانع از گرم شدن بي دليل ساختمان مي‌شوند و در نتيجه سيستم‌هاي سرمايشي منازل از جمله كولرها فعاليت كمتري خواهند داشت.

فعاليت كمتر سيستم‌هاي سنتي و رايجي نظير كولرهاي آبي معادل مصرف كمتر آب و الكتريسيته است و اين يعني اصلاح الگوي مصرف.

تجربه و بررسي‌هاي آزمايشگاهي نشان داده اند كه استفاده از شومينه به عنوان منبع توليد حرارت در منازل با صرف انرژي قابل توجهي همراه است.

در حقيقت مشكلي كه درخصوص شومينه وجود دارد، نبود سيستم به جريان انداختن گرماي توليد شده در محيط و همچنين خارج شدن حجم قابل توجهي از گرماي توليدي به همراه گازهاي ناشي از سوخت و سوز از مجراي دودكش آن است. اين هم اكنون عمدتا از شومينه به عنوان يكي از عناصر تزئيني و دكوري منازل ياد مي‌شود تا بخشي از سيستم حرارتي منازل.

روي آوردن به چنين راهكارهايي در مرحله نخست با صرف هزينه بيشتري همراه است؛ اما همان‌طور كه گفته شد در طولاني مدت بازگشت سرمايه قابل توجهي دارد. اما در كنار اين نكات، راهكارهاي ديگري نيز وجود دارد كه نه تنها از بعد صرف هزينه هيچ تفاوتي نمي‌كنند بلكه در پايين آمدن هزينه‌هاي مربوط به حامل‌هاي انرژي تأثير غيرقابل انكاري دارند.

يكي از اين راهكارها، استفاده از پرده‌هاي ضخيم در زمستان‌ها به منظور ايجاد لايه‌هاي بيشتر عايق در كنار ديوارها و پنجره‌هاست تا به اين ترتيب تبادل گرمايي منازل با محيط باز و سرد خارج به حداقل برسد.

به نظر مي‌رسد استفاده از مجموعه‌اي از اين راهكارها به عنوان گامي مهم و اساسي در كاهش مصرف انرژي در منازل و ادارات سرآغاز خوبي براي دستيابي به اهداف نهفته در راهبرد اصلاح الگوي مصرف در جامعه باشد. البته دستيابي به چنين اهدافي چندان هم سخت به نظر نمي‌رسد.

يكي از مهم‌ترين راهبردهايي كه بايد در زندگي روزمره مورد توجه قرار گيرد، تعمير و نگهداري علمي و اصولي از وسايل و سيستم‌هاي مختلفي است كه در منازل به كار گرفته مي‌شوند.

به عنوان مثال، وسايلي همچون يخچال و فريز از جمله مصرف‌كنندگان اصلي انرژي در منازل به حساب مي‌آيند كه با كمي دقت و توجه ضمن آن‌كه مي‌توان سرانه مصرف انرژي آنها را پايين آورد ، مي‌توان طول عمر مفيد بيشتري نيز به آنها بخشيد.

همواره توجه داشته باشيد كه فنرهاي پشت يخچال در صورت تميز ماندن امكان بهتري براي جريان آزادانه هوا ايجاد مي‌كنند و اين يعني افزايش ضريب بازدهي يخچال و در نتيجه افزايش طول عمر مفيد آن.

 ماشين لباسشويي نيز از جمله اين وسايل است كه با كمي دقت و توجه به اصول اوليه علمي مي‌توان صرفه‌ جويي قابل توجهي در مصرف انرژي در اين دستگاه داشت. هيچ‌گاه ماشين لباسشويي را بيشتر از حجم متناسب مملو از لباس‌هاي چرك نكنيد، چون احتمالا لباس‌ها به خوبي شسته نمي‌شود و در نتيجه با شستشوي مجدد شما هم در هدر رفتن انرژي سهيم خواهيد بود.

از آن گذشته، تجربه ثابت كرده است با قرار دادن چند تكه پارچه حوله‌اي يا حتي همان حوله دست و صورت در ميان لباس‌ها در زماني كه مرحله خشك كردن آغاز مي‌شود، آب اضافي لباس‌ها به راحتي گرفته مي‌شود.

تمامي اين راهكارهاي ساده از اصول اوليه علمي نشأت گرفته‌اند و از اين رو مي‌توان گفت توجه به همين اصول پيش‌پا افتاده نقش قابل توجهي در كاهش هزينه‌هاي زندگي خواهد داشت.

در حقيقت زماني كه نگاهي توام با مباني بنيادين و ساده علمي در قبال چگونه زندگي كردن داشته باشيم بي‌شك، اصلاح الگوي مصرف به صورت خودكار در زندگي نمود پيدا خواهد كرد و در نتيجه بهبود كيفيت زندگي را شاهد خواهيد بود.

منبع: جام جم آنلاين/مهدي پيرگزي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:48 AM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

پهناي باند كل كشور ايران در نهايت به 15000 مگابيت درثانيه يعني 1500 مگابايت در ثانيه يا يك و نيم گيگابايت در ثانيه مي رسد كه رقم فوق العاده پاييني است.

با يك محاسبه ساده ساده در ذهن خود متوجه كم بودن اين سرعت مي شويد آمار كابران اينترنت در ايران (آمار واقعي) بيش از 18 ميليون نفر نيست كه معمولا از كل كاربران اينترنت يك كشور كل كاربران آنلاين 10 تا 15 درصد اين تعداد را شامل ميشود كه 10 درصد 18 ميليون نفر ميشود حالا كلا ميگوييم 2 ميليون نفر كه بايد آنلاين باشند، يعني اين 2 ميليون نفر بايد از ظرفيت 1500 مگابايت در ثانيه كل كشور استفاده كنند كه اگر ما عدد 1500000 كيلوبايت در ثانيه را به جمعيت 2 ميليوني آنلاين كل كشور تقسيم كنيم به هر كدام از آنها كمتر از يك 1 كيلوبايت در ثانيه سرعت و عرض باند ميرسد!!!


با توجه به اينكه 99 درصد از كاربران اينترنت خانگي در ايران از تلفن بصورت دايال آپ براي استفاده از اينترنت استفاده مي كنند(آمار خود مخابرات) و سرعت آنها هم از 3 تا 4 كيلوبايت در ثانيه بيشتر نمي شود پس يك كاربر معمولي در يك ساعت بيش از 12 مگابايت در بهترين شرايط نمي تواند فايل از اينترنت دانلود كند با حساب اتصال روزانه 4 ساعت استفاده از اينترنت حداكثر 60 مگابايت فايل در يك روز مي توان از اينترنت دايالاپي فايل دانلود كرد.


خوب مقدار مصرف برق 4 ساعت در روز يك كامپيوتر معمولي (بدون احتساب هزينه برق مصرفي خطوط مركز مخابراتي و آي اس پي در زمان استفاده) عدد حدود 1 كيلو وات در روز است و در ماه مي شود 30 كيلو وات كه رقم خيلي زيادي است.


اگر سرعت اينترنت اين كاربر فرضي 50 كيلوبايت در ثانيه بود بجاي 3 كيلوبايت در ثانيه، اين كاربر مي توانست 60 مگابايت فايل را كه برايش 4 ساعت وقت و انرژي هدر دادند را در مدت تنها بيست 20 دقيقه دانلود كنند كه مقدار برق مصرفي آن هم حدود دوازده برابر كمتر از مصرف برق 4 ساعته حالت قبل است و ميزان آن هم حدودا يك دهم كيلو وات در روز و 3 كيلو وات در ماه مي شود!!!


يعني مثلا يك و نيم ميليون نفركاربر آنلاين با سرعت 3 كيلوبايت در ثانيه و مدت استفاده چهار ساعت در روز ضرب در 27 كيلووات در ماه هدر روي برق ( اختلاف 30 و 3 كيلووات) مي شود 54000 مگاوات برق هدر مي رود كه مسئول آن هم وزرات ارتباطات و فناوري اطلاعات است.


در انتهاي اين نويسنده چنين نتيجه مي گيرد: حالا اگر ما 54000 مگاوات رو در قيمت هر كيلووات 70 تومان ضرب كنيم به عدد هولناك روزانه 4 ميليارد تومان نابودي منابع مالي البته بجز از بين رفتن وقت و انرژي افراد مي رسيم.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:42 AM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

يكي از بخش‌هايي كه بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد، توليد، توزيع و مصرف برق كشور، بعنوان يكي از پرهزينه‌ترين و فراگير‌ترين بخش انرژي كشور است.

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

دريك مديريت نسبتاً مناسب، درصد تلفات نبايستي در كل شبكه بيش‌از 10 درصد باشد. از اين نمونه در كشور ما نيز ديده مي‌شود بطوريكه در استان اصفهان تلفات حدود 8.5 درصد بوده است و در استان سيستان و بلوچستان كه در سال‌هاي قبل از وضع بسيار نا‌مطلوبي برخوردار بود، در سال 1386 با يك مديريت صحيح، تلفات به زير 10 درصد رسيد در حاليكه تلفات برق در استان خوزستان حدود 37 درصد و در شهر اهواز حدود 42 درصد بوده است و مجموع كشور در سال 1386تلفات 23.53 درصدي را نشان مي‌داد.

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

حال اگر اين مديريت اعمال شده در استان سيستان و بلوچستان به كل كشور تسري داده شود و متوسط تلفات كشور در برق به حداكثر ده درصد برسد (بايد توجه داشت كه هيچ زماني نمي‌شود تلفات را در شبكه صفر كرد و طبيعت بالاخره مقاومت را در جاي‌جاي شبكه قرار داده است و درصدي از تلفات كه بستگي به عوامل متعدد دارد بديهي است) از 48 ميليارد كيلووات ساعت تلفات برق درشبكه (در سال 1386) حداقل 27.6 ميليارد كيلووات ساعت بدون مصرف هرگونه انرژي پايه (گاز طبيعي گازوئيل يا مازوت) و يا ايجاد نيروگاه جديد و سرمايه‌گذاري براي آن، قابل فروش خواهد شد. البته بايد اذعان كرد كه اصلاح شبكه نياز به صرف هزينه‌هاي مناسب خود دارد كه لازم است به آن توجه شود ولي از طرف ديگر بايد دقت داشت كه درآمد ناشي از فروش 27.6 ميليارد كيلووات ساعت برق حاصل از حذف تلفات (13.53 درصد) به قيمت 773 ريالي كه در قانون بودجه سال 1387 منظور شده است، بالغ بر21.335ميليارد ريال خواهد شد كه از محل آن هزينه اصلاحات شبكه (به‌خصوص شبكه توزيع) مستهلك خواهد شد. لازم به توضيح است كه كاهش اين حجم از تلفات نياز به زمان منطقي خودش را دارد زيرا در سال‌‌‌‌‌هاي اول امكان كاهش سالانه تا 3 درصد با هزينه بسيار كمتري نسبت به توسعه مقدور است ولي بعد از گذشت 3 سال كاهش يك درصد در سال، با هزينه بالاتري امكان‌پذير خواهد بود.

صرفه‌جويي ديگري كه از محل حذف بخش فوق‌الذكر از تلفات براي كشور حاصل مي‌شود عدم نياز به تأسيس حدود 7100 مگاوات نيروگاه جديد براي جبران اين تلفات است و تلفات توسعه جديد است كه با محاسبه حدود 650 دلار نياز سرمايه براي ايجاد يك كيلووات قدرت در شبكه، ملاحظه مي‌شود كه كشور نيازبه سرمايه‌گذاري بيش از 4.6 ميليارد دلار خواهد داشت.

توجه داشته باشيم كه اگر برآورد‌هاي اين بخش بر اساس محاسبات توان متناظر انجام شود مقدار آن بيش از 7400 مگاوات خواهد شد كه به‌دليل بحث فوق تخصصي طراحي نيروگاه‌ها به ادبيات ساده فوق بسنده كرده‌ايم سومين موردي كه حاصل مي‌شود، صرفه جويي در مصرف حدود 6.9 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي (يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) در سال است كه روزانه به‌طور متوسط حدود 18.9 ميليون متر مكعب خواهد بود، يعني بدون مصرف اين مقدار سرمايه طبيعي كشور، برقي كه در شبكه از بين مي‌رود قابل فروش خواهد شد. توجه داشته باشيم كه قيمت همين مقدار گاز طبيعي براساس قيمتي كه هدف دولت براي افزايش قيمت گاز براساس نفت‌خام48.5 دلاري بود (هر متر مكعب 1300 ريال) سالانه بالغ بر 8900 ميليارد ريال است كه در حقيقت صرف تلفات غيرقابل قبول مي‌گردد.

با اين حساب ملاحظه مي‌شود كه منافع حاصل از يك كار مهندسي و اجرايي (كه هيچ وابستگي به خارج كشور ندارد و توسط متخصصين توانمند ايراني براحتي قابل اجراست) در مجمع سالانه بالغ بر 30 هزار ميليارد ريال و در بخش سرمايه‌گذاري بالع بر 43700 ميليارد ريال خواهد بود.

بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان نيروگاه‌هاي كشور است. براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاه‌هايي كه با بيش‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند

بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان نيروگاه‌هاي كشور است. براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاه‌هايي كه با بيش‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند. بايد توجه داشت كه با ملحوظ نمودن طبيعت ايران و نقش دما و رطوبت هوا و ارتفاع منطقه‌اي كه نيروگاه در آن نصب شده است، براي آنها راندمان‌هاي متفاوتي متصور است ولي در مجموع بايد راندمان نيروگاه‌هاي كشور حداقل به‌طور متوسط 46 درصد باشد (البته سطح تكنولوژي استفاده شده در اين بخش نيز مهم است). تفاوت اين دو راندمان (يعني 37.8 موجود و 46 درصد مورد انتظار) كه براي افزايش 8.2 درصد راندمان آنها نياز به سرمايه‌گذاري است، باتوجه به اينكه اين نيروگاه‌ها از نوع نيروگاه‌‌هاي حرارتي است لذا مي‌توان به اين نكته دقت كرد كه اگر ظرفيت نيروگاه‌هاي حرارتي موجود را حدود 43000 مگاوات فرض كنيم افزايش راندمان 8.2 درصد متوسط آنها، ظرفيت آنها را بيش از 3500 مگاوات افزايش خواهد داد.

بهره‌اي كه از اين افزايش راندمان حاصل مي‌شود، اين است كه بدون مصرف گاز طبيعي مازاد (گازوئيل يا مازوت) - (با فرض متوسط 12 ساعت كاري براي نيروگاه ها) حدود 15 ميليارد كيلووات ساعت برق قابل توزيع حاصل مي‌شود كه صرفه‌جويي سالانه حدود 3.75 ميليارد متر مكعب (روزانه به‌طور متوسط بيش‌از 10.27 ميليون متر مكعب يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) را با قيمتي حدود 4875 ميليارد ريال خواهد داشت.

البته براي اصلاح اين نيروگاه‌ها كه اكثراً لازمه آن نصب سيكل تركيبي نيروگاه‌هاي گازي موجود است، نياز به حدود 2.3 ميليارد دلاراست كه بايد تأمين گردد و منافع آن فقط در بخش صرفه‌جويي در مصرف سوخت نيروگاهي آن‌قدر خواهد بود كه هزينه مذكور حداكثر 5 ساله مستهلك خواهد شد.

دومين كار مهمي كه وزارت نيرو لازم بود به آن بپردازد، اعمال روش‌هاي فني براي مديريت بار در شبكه است.كه از آن جمله- تراشيدن اوج (peak sharing) است بدين‌معني كه با اعمال روش‌هاي مختلف مي‌توان كاري كرد كه تا حد امكان از

ساعات پيك مصرف كاست. مي‌دانيم كه در تابستان بين ساعت 8 تا 12 شب، مصرف برق به‌قدري افزايش مي‌يابد كه احتمالاً دستگاه اجرايي، علي‌رغم تمايل، مجبور به قطع سرويس طبق برنامه زمان‌بندي شده، مي‌شود و در همين فاصله زماني (پيك مصرف) بخش كنترل شبكه (ديسپچينگ) و نيروها‌ي زحمت‌كش آن بخش، در نگراني و التهاب به‌سر مي‌برند حال اگر دستگاه اجرايي بخواهد اين نگراني را با ازدياد توان توليدي نيروگاه‌ها انجام دهد بايد ميلياردها دلار سرمايه‌گذاري براي ايجاد نيروگاه‌هايي كند كه فقط درهمين زمان پيك مصرف كاربرد دارد و بديهي است كه توجيه اقتصادي نداشته باشد.

دركشورهاي مختلف دنيا براي حل اين معضل، سياست‌هاي مختلفي را اعمال مي‌كنند كه هر يك به نوبه خود در مديريت بار شبكه تأثيرگذار است از آن جمله، فروش براساس شدت جريان، (آمپر) يا تدوين تعرفه‌هاي متنوع براي فروش برق در ساعات مختلف شبانه روز و .... اشاره كرد.

يكي از اين روش‌ها در بند (ب) تبصره(44) قوانين بودجه سال‌هاي 1377و 1388 و بند (الف) تبصره 44 قانون بودجه سال 1379 كل كشور مورد تاكيد قرار گرفته است.

در اين رابطه متن بندهاي مذكور كه داراي يك شكل انشائي بوده است مي‌گويد: «وزارت نيرو مكلف است براي كليه مشتركين برق سه فاز و همچنين آن دست از مشتركين تك فاز واقع در مناطق غير گرمسيري كه مصرف ماهانه آنها بيش از 600 كيلووات ساعت درماه مي‌باشد كنتور و تعرفه نصب نمايد. شوراي اقتصاد با حفظ قيمت متوسط برق درحد مصوب، افزايش نرخ برق در اوج مصرف و نيزكاهش قيمت آن در ديگر ساعات را طوري تعيين نمايد كه موجب كاهش مصرف در ساعت اوج گردد».

سه سال درقوانين بودجه اين تكليف براي وزارت نيرو تعريف شد ولي وزارت نيرو اقدام مؤثري انجام نداد و در قوانين بعدي هم مورد توجه قرار نگرفت زيرا ظاهراً قانون‌گذار به اين نتيجه رسيد كه دستگاه اجرايي قانون را انجام نخواهد داد.

اما اگر اين سياست اجرا شده بود و بعد در مورد مناطق غير گرمسيري براي مصارف كمتر (حتي مصرف ماهانه 400 كيلووات ساعت) اعمال مي‌شد و پس از آن با تعديل منطقي و تعيين سقف معقول در راستاي تامين آسايش ساكنين مناطق گرمسيري (در ماه‌هاي گرم سال) نيز اجرا مي‌شد، با تعيين تعرفه‌هاي چند برابري براي ساعات پر مصرف و تعرفه كم براي ساعات كم مصرف‌، مي‌شد امروز به بار شبكه مديريت كرد و از سرمايه‌گذاري بي‌مورد براي تأمين توان مورد نياز پيك مصرف امروز، اجتناب كرد.

 امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب كنند‌ بديهي است كه بايد هزينه‌اش را نيز پرداخت كنند

مردم ما حق دارند كه از همه امكانات رفاهي مصرف‌كنندهٌ انرژي استفاده كنند و صحيح نيست كه همواره آنها را از مصرف صحيح منع كرد و يا سقف غيرقابل قبول كه ناشي از مصرف بالاي تجهيزات ساخت داخل (يخچال، فريز، ماشين رختشويي،

اطو، جاروبرقي، تلوزيون و حتي تجهيزاتي كه امروزه لوكس به‌حساب مي‌آيد مثل ماشين ظرفشويي) نيز است، تدوين‌كرد. امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب كنند‌ بديهي است كه بايد هزينه‌اش را نيز پرداخت كنند.

محاسبه براي تعيين اثر هر روش در كاهش پيك مصرف، كاري بسيار تخصصي كه نه در بضاعت اينجانب است و نه يك مقاله جاي ‌آنرا دارد (كه تا اينجا هم بحث به درازا كشيده ) ولي به‌طور كلي مي‌شود انتظار داشت كه با روش هاي متنوع و منطقي نياز توان شبكه را در پيك بار 2000 تا 2500 مگاوات كاهش داد كه در صورتيكه براساس هزينه‌هاي ايجاد نيروگاه‌هاي سيكل تركيبي محاسبات مالي انجام شود به نظر مي‌آيد بتوان حدود1.3 تا 1.6 ميليارد دلار از سرمايه‌گذاري مازاد اجتناب كرد.

و بالاخره چهارمين كاري كه وزارت نيرو بايد به آن توجه كند، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي است و به تبع آن منطقي كردن تشكيلات سازماني و عريض و طويل وزارتخانه و شركت‌هاي تابعه‌ است.

به‌طور خلاصه بايد اذعان كرد كه منحصراً مصرف‌كنندگان نيستند كه بايستي رعايت الگوي‌مصرف را بنمايند (گرچه اين مورد هم از اهميت كافي برخوردار است) بلكه توليدگنندگان لوازم وتجهيزات و سرويس‌دهندگان برق و... نيز در استفاده بهينه از اين منبع گران قيمت مؤثرند و فقط استفاده از اهرم قيمت نمي‌تواند به تنهايي كارساز باشد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه رسيدن به نقطه تعادل نياز به فرهنگ‌سازي دارد كه به‌عنوان يك اصل نبايد فراموش شود.

منبع: تبیان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:21 PM - روز چهارشنبه 12 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 در شرايط كنوني ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر معادل بيش از يك ميليارد نفر انرژي مصرف مي‌كند كه بيشترين ميزان اتلاف انرژي مربوط به بخش ساختمان است و به عبارتي مي‌توان گفت كه هزينه مصرف انرژي در كشور معادل دو برابر بودجه سالانه كل آن است.

از سوي ديگر درحالي كه ايران سيزدهمين كشور پرمصرف انرژي در جهان شناخته شده است و با وجود درآمد بيش از 80 ميليارد دلاري از فروش نفت‌خام در سال گذشته، به گفته وزير نفت مجموع يارانه آشكار و پنهان انرژي كشور در طول يكسال حدود 80 ميليارد دلار است.‏

براساس آخرين آمار‌هاي اعلام شده از سوي كارشناسان بيش از 410 ميليون بشكه معادل نفت‌خام يعني حدود 41 درصد از مصرف انرژي كل كشور ـ معادل 16 ميليارد دلار ـ بوده كه حدود 70 درصد آن را گاز طبيعي و 20 درصد آن را فرآورده‌هاي نفتي تشكيل داده است. ‏

موسسه مطالعات بين‌المللي انرژي هم با اشاره به وضعيت ناگوار مصرف انواع حامل‌هاي انرژي در ايران اعلام كرده است: اگر در راستاي اصلاح الگوي انرژي، قيمت حامل‌هاي انرژي در ايران واقعي شود، پتانسيل كاهش مصرف انرژي تا حدود 47 درصد مصرف كنوني وجود دارد؛ به‌طوري كه در بخش خانگي اين كاهش مي‌تواند تا 30 درصد محقق شود.‏

مرور تمامي اين گزارش‌ها و در نظر گرفتن فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اصلاح الگوي مصرف و حتي نام گذاري سال 1388 به همين عنوان اين واقعيت را آشكار مي‌سازد كه اگر چاره‌اي اساسي براي رشد فزاينده انرژي در كشور انديشيده نشود، بزرگترين دارنده ذخاير هيدروكربوري دنيا به يك مصرف‌كننده صرف انرژي در دهه‌هاي آينده تبديل خواهد شد.‏

بدون شك متهم رديف اول در مصرف غيربهينه و خارج از الگوي مصرف انرژي در كشور ما، يارانه‌هاي بدون حساب و كتابي است كه موجب شده مصرف انرژي در ايران به يك فاجعه اقتصادي مبدل شود. ‏

در شرايطي كه يارانه انرژي، سالانه بخش اعظمي از درآمد كشور را به خود اختصاص مي‌دهد و همچنين شيوه مصرف انرژي در كشور كه پنج برابر متوسط جهاني است، ضرورت توجه جدي به اين مشكل، جهت ايجاد راهكارهايي براي بهينه‌كردن مصرف انرژي در كشور امري كاملاً انكار ناپذير مي‌كند.‏

در اين زمينه آمار موجود بيانگر اين است كه از درآمد حدود 80 ميليارد دلاري كشور از فروش نفت‌خام در سال گذشته، بيش از 44 ميليارد دلار يارانه انرژي در بخش‌هاي بوده كه حدود 9 ميليارد دلار آن به بخش خانگي و تجاري اختصاص پيدا كرده است.‏

همچنين در شرايطي كه بسياري از طرح‌هاي توسعه‌اي صنعتي كشور با مشكل تامين منابع مالي مواجه شده و طرح‌هاي زيربنايي براي ايجاد اشتغال و جذب فارغ التحصيلان بايد هرچه‌زودتر اجرا شود ولي در سال گذشته حدود 41 درصد از مصرف انرژي كل كشور ـ معادل 16 ميليارد دلار ـ شامل حدود 70 درصد گاز طبيعي و 20 درصد فرآورده‌هاي نفتي در بخش خانگي و تجاري مصرف شده است.‏

به‌طور كلي انرژي در شكل‌هاي مختلف در بخش‌هاي خانگي، تجاري، نيروگاه‌ها، صنايع و حمل‌و نقل به كار مي‌رود كه در اين ميان، به‌دليل پايين‌بودن راندمان ماشين‌آلات، تجهيزات و اقلام مصرفي كه در نتيجه تكنولوژي پايين يا ارزان‌بودن مورد استفاده قرار دارند، معمولاً از راندمان بسيار كمي برخوردارند. ‏

از سوي ديگر به دليل فرهنگ‌سازي ناقص در اهميت مصرف بهينه انرژي و البته ارزان بودن آن، به‌طور معمول مصرف انرژي در بين مردم نيز با اسراف زيادي همراه بوده است. ‏

براين اساس نگاهي به آمارها نشان مي‌دهد كه در بخش ساختمان به‌تنهايي مصرف انرژي 2.5تا چهار برابر استانداردهاي جهاني گزارش شده است؛ در چنين شرايطي پيش‌بيني مي‌شود كه اگر الگوي مصرف انرژي در بخش‌هاي خانگي و تجاري اصلاح نشود و روند كنوني ادامه يابد، مصرف انرژي در اين بخش‌ها در سال 1403 به بيش از 1400 ميليون بشكه معادل نفت‌خام مي‌رسد كه در اين صورت علاوه بر دست نيافتن به اهداف چشم‌انداز 20 ساله، بر جايگاه ايران در صادرات نفت‌خام خدشه وارد مي‌شود كه اقتصاد كشور و محيط‌زيست نيز تحت تاثير قرار خواهد گرفت. ‏

به‌منظور بهينه‌كردن مصرف انرژي، تاكنون طرح‌هاي مختلفي ازجمله اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين در سال 1386، دستور سيكل تركيبي كردن نيروگاه‌ها براي افزايش راندمان آن‌ها از حدود 30 درصد كنوني به بيش از 55 درصد، طرح اعمال جرايم پلكاني در قيمت گاز عملياتي شده است. در اين خصوص همچينن طرح تحول اقتصادي با هدف حذف يارانه انرژي در بخش‌هاي مختلف خانگي، تجاري، صنايع و نيروگاه‌ها و هدفمندكردن آن‌ نيز برنامه‌ريزي شده است.‏

بايد خاطرنشان كرد: ايران با در اختيار داشتن 28 تريليون مترمكعب از ذخاير 181 تريليون متر مكعبي جهان، 15.5 درصد از سهم ذخاير گاز طبيعي را در اختيار دارد؛ اين در حالي است كه سهم ايران در بازار گاز كمتر از يك درصد برآورد شده است. اين درحالي است كه كشورهايي همچون روسيه با داشتن 28 درصد سهم ذخاير دنيا 23 درصد سهم بازار، نروژ با 3.4 درصد ذخاير جهاني 11 درصد سهم بازار، كانادا با 3.4 درصد ذخاير جهاني 9 درصد سهم بازار و الجزاير، اندونزي و مالزي با سهمي حدود دو تا 2.6 درصد ذخاير جهاني بين پنج تا هفت درصد سهم بازار را دارند كه اين آمار از ضرورت تلاش جدي ايران براي حضور بيشتر ايران در بازار گاز حمايت مي‌كند. ‏

به اين منظور افزايش سهم ايران از بازار جهاني و رساندن آن تا حداقل 10 درصد در افق سند چشم‌انداز، يكي از برنامه‌هاي مهم وزارت نفت است كه بايد با هماهنگ كردن وضعيت مصرف در بخش‌هاي خانگي، تجاري، صنايع و نيروگاه‌ها تحقق پيدا كند.‏

البته در اين زمينه كارشناسان حوزه اقتصاد بر اين باورند كه علاوه بر حضور فعال ايران در مجمع كشورهاي صادركننده گاز، مي‌توان به حضور و نقش پررنگ ايران در تروئيكاي گازي نيز اشاره كرد كه به اين ترتيب ايران، روسيه و قطر با داشتن بيش از 60 درصد ذخاير گاز جهان مي‌توانند، موثرترين كشورها در تامين انرژي جهان در قرن 21 باشند. اما نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه بدون شك اصلاح الگوي مصرف گاز نقشي حياتي در تحقق اين بخش از برنامه دولت خواهد داشت. هرچند در اين رابطه اقداماتي در شركت ملي گاز و وزارت نفت براي اصلاح قيمت گاز انجام گرفته اما قطعاً اجراي اين طرح‌ها نيازمند ضمانت‌هاي قانوني است.‏

در اين ميان با هدف بهينه كردن مصرف انرژي و دستيابي به اهداف بزرگ سند چشم‌انداز در بخش داخلي و همچنين حضور جدي ايران در بازارهاي جهاني انرژي، با توجه به اين‌كه صنعت نفت علاوه بر تامين تقاضاي انرژي بخش‌هاي مختلف مصرف، به عنوان يكي از مصرف كنندگان عمده انرژي نيز محسوب مي‌شود و باتوجه به ضرورت آغاز اصلاح الگوي مصرف از سازمان‌هاي دولتي، وزارت نفت پيشنهادهايي را براي اصلاح الگوي مصرف ارائه كرده است.‏

دراين رابطه غلامحسين نوذري وزير نفت در نامه‌اي با 15 بند به معاونان خود بر اين موضع تاكيد كرده است. در اين راستا مي‌توان به طرح تشكيل سامانه اطلاعاتي مصرف انرژي به تفكيك فرآيندهاي صنعتي و تاسيسات غيرصنعتي در بخش‌هاي مختلف طراحي، تكميل و بروزرساني؛ موضوع سيستم‌هاي اندازه‌گيري در طراحي، نصب و بهره‌برداري و كاليبره‌كردن آن‌ها، طراحي تاسيسات و ايجاد ظرفيت‌ها، برنامه‌هاي اصلاح الگوي مصرف شامل ميزان و نوع مصرف حامل‌هاي انرژي، مطالعه و نصب سيستم‌هاي بازيافت انرژي؛ بهينه كردن مصرف حامل‌هاي انرژي در ايستگاه‌هاي تقويت فشار و تلمبه‌خانه‌ها در خطوط انتقال گاز طبيعي، نفت و فرآورده‌هاي نفتي؛ بهينه‌سازي نظام انتقال فرآورده‌هاي نفتي از طريق برنامه‌ريزي صحيح براي انتقال از مبادي توليد و مصرف و حداكثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهاي صنعتي، نيروگاه‌ها و مصارف عمده به عنوان يكي از سياست‌هاي اساسي؛ تغيير روش حمل و نقل فرآورده‌هاي نفتي از جاده به سمت ريل و توسعه حمل و نقل ريلي اشاره كرد.‏

همچنين در بخش ديگري از اين نامه سرگشاده نسبت به از رده خارج كردن تمام خودروهاي فرسوده فعال در بخش‌هاي مختلف وزارت نفت، خريد

تجهيزات انرژي‌بر و ماشين‌آلات، ارتقاء راندمان انرژي متناسب با معيارهاي انرژي‌بري، بهره‌برداري از تاسيسات و ظرفيت‌هاي نصب شده با توجه به جذب موضوع صرفه‌جويي انرژي؛ تبديل نيروگاه‌هاي برق موجود در واحدهاي صنعت نفت تدريجاً در سيستم ‏CHP‏ به منظور توليد همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان كلي، تفكيك مصرف سوخت و خوراك واحدهاي پتروشيمي و پالايشگاه‌هاي نفت و گاز؛ اجراي راه‌كارهاي بهينه‌سازي در ساختمان‌هاي موجود اعم از مسكوني، اداري و صنعتي مميزي انرژي؛ رعايت مبحث 19 مقررات ملي ساختمان در كليه ساخت و سازهاي در دست ساخت و ساختمان‌هاي موجود؛ تدوين و تصويب معيارهاي مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف تاسيسات توليد، پالايش، انتقال و توزيع نفت، فرآورده‌هاي نفتي و گاز طبيعي؛ و نيز فرهنگ‌سازي و آموزش مديريت انرژي به كاركنان و پرسنل ذيربط وزارت نفت تاكيد شده است. در اين خصوص بسياري از تحليل‌گران بر اين باورند كه وزارت نفت با انتشار و ارسال اين نامه اصلاح الگوهاي مصرف انرژي را از خود آغاز كرده كه قطعاً اجرايي شدن اين طرح ساير زنجيره‌ها را نيز به حركت وا خواهد داشت.‏

ناگفته نماند يكي از مهم‌ترين ابزار مسئولان براي اجراي فرمايش مقام معظم رهبري در رابطه با اصلاح الگوهاي مصرف در بخش انرژي و استخراج دستاوردهاي اين طرح ملي در آينده، بدون شك استفاده از ظرفيت‌هاي بخش خصوصي و رسانه‌ها به منظور برگزاري گردهمايي و همايش‌هاي تخصصي براي بررسي و تحليل چگونگي ورود به اصلاح الگوهاي مصرف، بدون رسيدن آسيب به اقشار مختلف مردم خواهد بود. ‏

در اين رابطه سيدمحمد موحد دبيركل اجلاس بين‌المللي مديريت راهبردي انرژي با اشاره به برگزاري اين گردهمايي يك روزه در تاريخ نهم خرداد ماه امسال، در تشريح محورهاي اين اجلاس مي‌گويد: اين اجلاس بين‌المللي با تاكيد بر اهميت «اصلاح الگوي مصرف» انرژي، بررسي نقش و چشم‌انداز اوپك گازي و تشكيل تروئيكاي گازي ما بين ايران، روسيه و قطر برگزار مي‌شود. ضمن آنكه شناسايي راهكارهاي تحقق جايگاه درخور انرژي صنايع نفت، گاز و پتروشيمي و صنايع آب و برق در سند چشم‌انداز در سال 1404برگزار مي‌شود.‏وي يادآوري اهميت نقش و جايگاه ايران در مديريت انرژي در سطح منطقه، محوريت اقتصاد انرژي در توسعه تا چند دهه آينده و موقعيت ويژه ژئواقتصادي، ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك ايران؛ تاكيد بر اهميت و الزام اثرگذاري و ايفاي نقش مناسب‌تر در آينده انرژي ايران؛ تاكيد بر اجراي صحيح پروژه‌هاي نفت، گاز، پتروشيمي و پروژه‌هاي كلان آب و برق و طراحي و مديريت به روز و موفق پروژه‌هاي مرتبط با انرژي به عنوان يكي از راهكارهاي اصلي، لزوم مديريت راهبردي انرژي به عنوان يكي از زيربناها و اركان اصلي اجراي موفق پروژه‌هاي صنايع انرژي برمبناي هزينه، زمان، كيفيت و راندمان و نقش اوپك گازي از ديگر اهداف برگزاري اين گردهمايي اعلام مي‌كند.‏


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:15 PM - روز چهارشنبه 12 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

اصلاح الگوي مصرف را بايد از چند جنبه نگاه كرد؛ اول، مفهوم اصلاح الگوي مصرف، دوم مصاديق مصرف نادرست و سوم ريشه‌هاي مصرف‌گرايي.اصلاح الگوي مصرف، ضرورتي هميشگي براي اقتصاد ايران است اما امسال كه كل جهان، سال سخت اقتصادي را مي‌گذرانند، اين ضرورت، ضروري‌تر شده است.

 
 

اصلاح الگوي مصرف را بايد از چند جنبه نگاه كرد؛ اول، مفهوم اصلاح الگوي مصرف، دوم مصاديق مصرف نادرست و سوم ريشه‌هاي مصرف‌گرايي.
اصلاح الگوي مصرف، ضرورتي هميشگي براي اقتصاد ايران است اما امسال كه كل جهان، سال سخت اقتصادي را مي‌گذرانند، اين ضرورت، ضروري‌تر شده است. كشور ما نيز به‌واسطه كاهش درآمدهاي نفتي، از بحران جهاني متاثر شده است.

همچنين مشكلاتي در شاخه‌هايي از اقتصاد كشور از قبيل توليدات ملي و ركود برخي فعاليت‌هاي صنعتي پيش آمده كه ضرورت اصلاح الگوي مصرف را بيشتر كرده است.

از بعد ديگر اگر به شيوه‌هاي مصرف در جامعه بنگريم متوجه مي‌شويم كه ما يك جامعه‌ مصرفي هستيم و از طرف ديگر به هيچ ‌وجه مصرف ما با توليد ملي‌مان تناسب ندارد و اين شكاف ميان مصرف و توليد از طريق درآمدهاي نفتي پر مي‌شود.

در واقع، درآمدهاي نفتي از كارايي دولت‌هاي متوالي كاسته است و چون به نفت متصل بوده‌اند بسياري از سياست‌هاي عقلايي را كه بدون نفت بايد مي‌گرفتند، از دست داده‌اند؛ يعني، مي‌توان سرچشمه مشكلات اقتصادي و مصرف‌گرايي در ايران را درآمدهاي نفتي دانست.

در اكثر دولت‌ها 90درصد درآمدهاي دولت از ماليات تامين مي‌شود، ولي در ايران نزديك به 70درصد از درآمدهاي نفتي و 30درصد ماليات است. بنابراين، يكي از مباحث آسيب‌شناسي اقتصاد ملي بايد درآمدهاي نفتي باشد. گسترش فرهنگ پرداخت ماليات، به‌طور خودكار موجب اصلاح الگوي مصرف مي‌شود كه ما به‌علت اتكا به درآمدهاي نفتي، از اين منفعت بي‌بهره بوده‌ايم.

در حال حاضر مهم‌ترين آسيب در راه اين ضرورت يعني اصلاح الگوي مصرف، عدم‌درك صحيح مفهوم اصلاح الگوي مصرف است. ريشه اكثر اختلافات لاينحل درباره مشكلات جامعه به‌دليل عدم‌شناخت واژه‌ها و مفاهيم است. بعد از مطرح شدن اصلاح الگوي مصرف، مواضع عده‌اي نشان از اين دارد كه آنها اصلاح الگوي مصرف را اصلاح مصرف، فرض كرده‌اند كه مدام از ضرورت كاهش دادن مصارف مردم سخن مي‌گويند.

حال آنكه «اصلاح مصرف» با «اصلاح الگوي مصرف» فرق مي‌كند و نبايد اين دو مسئله را با هم خلط كرد. اصلاح مصرف يك مبحث مديريتي است و در بحث اصلاح الگوي مصرف، «اصلاح» الزاما به معناي «كاهش» مصرف نيست. مثلا در الگوي مصرف غذايي براي بيماران، اصلاح به معناي افزايش مصرف است. از سوي ديگر نبايد اصلاح الگوي مصرف را فقط به بعضي اقلام معدود مانند نان، برق و آب تنزيل داد.

همچنين، بايد مفهوم 3واژه اصلاح، الگو و مصرف را مدنظر قرار داد و دانست كه در اصلاح الگوي مصرف به شكل‌گيري رفتارهاي اقتصادي و مصرفي توجه مي‌شود. پس اگر درك صحيح از اصلاح نداشته باشيم به نتيجه نمي‌رسيم.

در ارتباط با واژه‌ الگو نيز بايد بدانيم كه منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنمي‌گردد و نظام مديريتي آنها را ايجاد كرده است. بنابراين الگوي مصرف قبل از اينكه به خانوارها برگردد به بخش مديريتي ارتباط پيدا مي‌كند كه ممكن است اصلاح آن زمان‌بر باشد.

به‌طور مثال، در ارتباط با بحث ميزان دورريز نان قبل از اينكه بحث مصرف مطرح باشد بايد به موضوع طرز تهيه‌ نان اشاره كرد. واژه مصرف نيز مبتني بر نياز و ضرورت‌هاست و اگر فرايند توليد در كنار مصرف ديده نشود به نوعي دچار انحراف مي‌شويم.

نكته مهم ديگر اينكه براي اصلاح الگوي مصرف يا مقابله با پديده رواج مصرف‌گرايي، بايد علل اين پديده را جست و سپس براي اصلاح آن اقدام كرد. يكي از علل رواج مصرف‌گرايي در كشوري همچون ايران، سياست‌هاي كشورهاي صنعتي است.

حيات كشورهاي صنعتي به توليد آنها وابسته است كه با استراتژي‌هايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات توليدي و غيرقابل تعمير كردن آنها، صورت مي‌گيرد.

در واقع، كشورهاي صنعتي با از مد انداختن كالاها حتي كالاهاي ضروري، باعث افزايش مصرف كالاهاي توليدي خود در بين جوامع شده‌اند.

بعضي بازرگانان كشورهايي همچون ايران نيز با واردات گسترده با هدف كسب سودهاي كلان، به ابزاري براي دامن زدن به مصرف كالاي توليدي كشورهاي صنعتي تبديل شده‌اند.
براي مقابله با اين وضعيت، بايد همه زمينه‌هاي تبليغات مصرف‌گرايي همانند برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني كه در كشورمان بسيار اثرگذارند، كنترل شود.

عامل ديگر مصرف‌گرايي، مناطق آزاد هستند. مناطق آزاد، براي تسهيل صادرات ايجاد شده‌اند اما چون در آنها بسترسازي كافي براي صادرات صورت نگرفته، به مناطقي براي واردات تبديل شده‌اند.

لازم به ذكر است در كشور چين با آن گستره جغرافيايي و اقتصاد بزرگ، 3منطقه آزاد وجود دارد و در ايران ما 31منطقه آزاد وجود دارد كه از اين لحاظ، ركورددار دنيا هستيم. ديگر عامل رواج مصرف‌گرايي، كنترل نشدن دقيق مرزهاست كه موجب تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور شده است. هم‌اكنون ايران با رقمي حدود 10‌ميليارد دلار واردات غيرمجاز و قاچاق، در جايگاه اول دنيا قرار دارد.

نمونه ديگري از عوامل مصرف‌گرايي، گسترش مراكز عرضه كالاهاي مصرفي است. مثلا در تهران بعد از جنگ، شهرداران غفلت كردند و پاساژها و بوتيك‌ها كه محل عرضه كالاهاي مصرفي هستند، به‌شدت افزايش يافت؛ به‌طوري كه هم‌اكنون سرانه اماكن تجاري تهران بالاتر از پاريس است.

عامل ديگر، توسعه نيافتن حمل‌ونقل عمومي است كه موجب الگوي مصرف بي‌رويه سوخت شده است. در كشورهاي پيشرفته دنيا بيشتر از 70درصد رفت‌وآمد مردم به‌وسيله حمل‌ونقل عمومي است و 30درصد با وسايل شخصي كه اين نسبت در تهران برعكس است.

در مجموع، مي‌توان عوامل رواج مصرف‌گرايي، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را «سياستگذاري نادرست» يا شايد به عبارت درست‌تر «نبود سياست و برنامه‌» در سطوح مديريتي كشور خلاصه كرد.

نويسنده: محمد خوش‌چهره



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:03 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  تقوا به معناي پرهيزگاري و خودداري نفس و برگرفته از كلمه وقايه، در كاربردهاي قرآني از چنان گستره معنايي برخوردار مي باشد كه برخي بر اين عقيده هستند كه بسياري از مفاهيم كليدي در حوزه هاي اعتقادي و رفتاري را مي توان ازطريق اين واژه بيان كرد.
به اين معنا كه در كاربردهاي قرآني و فرهنگ آن، تقوا به مفهومي گسترده تر و فراگيرتر از آن است كه بتوان با تك واژگاني چون پرهيزگاري آن را بيان كرد. از اين رو، هنگامي كه از تقوا در مصرف سخن به ميان مي آيد، به معناي رعايت و حفظ حدود و ثغوري است كه خداوند براي بهره مندي شخص از نعمت ها و رزق الهي بيان كرده است تا به اين وسيله خود را از خشم و غضب الهي كه نماد و مظهر آن دوزخ و عذاب هاي آن است حفظ كرده و نگه دارد.
براين اساس مي توان از تقوا در مصرف سخن گفت. نويسنده در اين حوزه معنايي بر آن است تا شيوه ها و الگوهاي درست مصرف را براساس آيات قرآني بيان كند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
¤ ¤ ¤


رعايت حدود الهي
شايد يكي از كليدي ترين اصطلاحات و واژگان قرآني تقوا باشد. حضور پررنگ آن را در همه آيات قرآني مي توان مشاهده كرد. از اين رو هر واژه و اصطلاح ديگر قرآني چون توحيد و ايمان به گونه اي با اين اصطلاح قرآني ارتباط تنگاتنگي مي يابد و نمي توان از توحيد يا ايمان سخني گفت اما معترض تقوا و مسايل آن نشد.
اصولاً توحيد، زماني به عنوان اعتقاد، خود را نشان مي دهد كه ايمان و باور شخص در حوزه معنايي تقواي قرآني بروز و ظهور يابد و شخص در عمل، انساني متقي باشد و رفتارهاي وي بيانگر باطن و باورهاي دروني او باشد.
بنابراين،تقوا هرچند كه به معناي حفظ كردن خويشتن از چيزي است كه انسان از آن مي ترسد و در اصطلاح شرعي به معناي نگهداري نفس از چيزي است كه موجب گناه مي شود و اين معنا با پرهيز شخص از آن چه خداوند از آن نهي نموده حاصل مي شود و حتي كمال آن به وسيله ترك برخي از مباحات تحقق مي يابد (مفردات راغب اصفهاني؛ ص 881 ذيل واژه وقي) ولي مي توان گفت كه تقوا اصولاً شامل رعايت همه حدود الهي است كه به شكل امر و نهي صادر شده است. در اين صورت مي توان گفت همان اندازه كه انجام حرام و مكروه، عملي ضدتقوايي است، به همان اندازه ترك واجب يا مستحب نيز عملي ضدتقوايي مي باشد.
براين اساس، نمي توان گفت كه تقوا در مفهوم اسلامي و معناي گسترده آن، تنها شامل خودداري از گناهان و رعايت حدود الهي در ترك حرام و يا مكروه و يا حتي برخي از مباحات مي باشد، بلكه شامل رعايت همه حدود الهي از واجب و حرام است؛ زيرا عدم انجام واجب و يا مستحبي، خود نوعي عدم رعايت حدود الهي و عدم پرهيز ازخواسته هاي الهي است كه به دو شكل امر و نهي صادر مي شود.
اين گونه است كه رعايت تقوا در مصرف خود را بر انسان متقي تحميل مي كند و لازم است كه شخص براي دست يابي به تقرب و رهايي از دوري از خداوند، به همه خواسته هاي الهي توجه داشته و آن را رعايت نمايد، حال اين خواسته ها به شكل ترك عملي و يا انجام كاري باشد.
رعايت حدود الهي در مصرف
هرچند كه خداوند در آيات بسياري بيان مي كند كه همه هستي مسخر انسان است و انسان به عنوان خليفه الهي اين حق و توانايي را دارد كه در جهان هرگونه كه بخواهد تصرف كند و تغييراتي را انجام دهد، ولي جواز تصرف و تسخير جهان و ايجاد تغييرات در چيزها مي بايست برپايه حكمت و فلسفه نظام آفرينش باشد. از آن جايي كه نظام آفرينش به هدف خاصي چون دست يابي همه چيزها به كمال شايسته و بايسته ازطريق حركت از نقص به سوي كمال برنامه ريزي شده است، تصرفات انسان به عنوان خليفه الهي هم مي بايست در راستاي دست يابي چيزها به كمال باشد.
از آن جايي كه انسان به سبب برخي محدوديت ها به ويژه در حوزه علم و دانش نمي تواند به همه كمالات امور و روش هاي دست يابي به آن آگاه باشد، نيازمند برخي از دانش هاي بيروني است كه از راه وحي به او الهام مي شود و از آن آگاه مي گردد. اين دانش ها كه از آن به دين اسلام ياد مي شود از زمان آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) به انسان از راه وحي منتقل شده است. انسان ها مي توانند وبلكه مي بايست با بهره گيري از اين دانش ها در مسيري حركت كنند تا خود و ديگر موجوداتي كه تحت ربوبيت خلافت الهي آنها قرار دارند به كمال شايسته و بايسته خويش برسند.
بنابراين هرگونه تصرف و تغييري مي بايست براساس اين حكمت و فلسفه آفرينش انجام گيرد و هرحركتي برخلاف آن، حركتي ضدكمالي و ضدتقواي الهي شمرده مي شود و آثار و نتايج بد و زيانباري در دنيا و آخرت به شكل تكويني و تشريعي بر آن بار مي شود.
در دستورالعمل ها و راهنمايي هايي كه از سوي خداوند درباره چگونگي مصرف و بهره گيري از نعمت ها و روزي هاي خداوندي، از سوي خداوند به شكل وحي در دين اسلام تبيين شده، بر پرهيز از هرگونه اسراف و تبذير و اتراف تأكيد بسيار شده است.
اسراف به معناي زياده روي به عمل و تصرفي گفته مي شود كه مورد مصرف، بيش از اندازه تغيير يابد و از حد اعتدال و عدالت بيرون رود. به اين معنا كه براي هر چيزي سه حالت مي توان تصور كرد: تفريط، اعتدال و افراط.
عدم بهره گيري درست از نعمت و يا رزقي به معناي تفريط بوده و امري نادرست و غلط است؛ زيرا هرچيزي به عنوان مسخر انساني مي بايست به درستي مورد مصرف قرار گيرد تا افزون بر دست يابي آن چيز به كمال خود، زمينه كمال يابي مطلق را براي آدمي فراهم آورد.
اگر كسي از نعمتي چون آب استفاده نكند و به تفريط، آن را هدر دهد، زمينه آسيب جسماني و رواني و روحي خود را فراهم مي آورد و از راه كمالي بازمي ماند. از اين رو بر انسان است كه از هر نعمتي كه در اختيار اوست بهره گيرد و آن را هدر ندهد اجازه هرزرفتن آن را نيز ندهد.
بسياري از مردم از بهره گيري نعمت هاي الهي خودداري مي كنند. برخي به ادعاي زهد و رهبانيت استفاه از اين نعمت ها را بر خود حرام مي كنند. نتيجه چنين تحريمي عدم پاسخ گويي درست و كامل به نيازهاي جسمي و روحي بشر و عدم دست يابي به وظيفه و مسئوليت شخص در دنيا به عنوان خليفه الهي است. لذا ازنظر قرآن حركت هايي چون رهبانيت و زهدگرايي افراطي به معنا و مفهوم ضدكمالي و ضدتقربي بوده و مردم بايد از آن حذر كنند.
برخي ديگر از مردم نيز نعمت هاي الهي را بي دليل مورد بي توجهي قرار مي دهند و از بهره گيري آن خودداري مي كنند و زمينه تعالي و تكامل را برخود و خانواده و گاه بر جامعه مي بندند. اين گونه اعمال و رفتار به عنوان شيوه تفريطي از سوي خداوند، زشت و نادرست معرفي شده و از آن پرهيز داده شده است.
در مقابل گروهي ديگر راه افراط در مصرف را در پيش مي گيرند و بيش از اندازه به تصرف و تغيير در نعمت ها اقدام مي كنند. آنان بيش از نياز بدن در چيزي تصرف مي كنند و سبب آن مي شوند تا به انواع و اقسام بيماري ها دچار شوند.
زياده روي در مصرف غذا و اسراف مي تواند سد راهي براي تكامل شخص و جامعه باشد؛ زيرا افزون بر اين كه موجب مي شود تا شخص بيش از اندازه نياز مصرف كند و خود را به بيماري و نواقص دچار سازد سبب مي گردد امكان بهره مندي ديگران از آن چيز فراهم نشود و يا به سختي به دست آيد.
از اين رو اسراف ازنظر قرآن، حرام و گناه مي باشد و خداوند به صراحت بيان مي كند كه مسرفان را دوست نمي دارد.
تنها روشي كه مي توان آن را درست و سالم ارزيابي كرد، روش اعتدال و ميانه روي است. به اين معنا كه به اندازه نياز از هر چيزي استفاده و بهره برد و اجازه داد تا نفس به اندازه كافي از آن بهره گرفته و راه كمالي خويش را بپمايد و ديگران نيز فرصت بهره مندي از آن را بيابند.
تبذير و اتراف، نشانه بي تقوايي
نوع ديگر بي تقوايي را مي توان در تبذير و ريخت و پاش ها ديد. برخي از افراد اعم از فقير و يا ثروتمند، نسبت به هر چيزي كه دارند راه تبذير را مي پيمايند. به اين معنا كه اگر امكان بهره مندي از چيزي را به وفور بيابند به گونه اي رفتار مي كنند كه همراه با ريخت و پاش است بي آن كه فايده و بهره اي درست و حسابي از آن چيز ببرند.
البته تبذير در اقشار ثروتمند و سرمايه دار بيش تر است؛ زيرا امكانات در اختيار آنان بيش تر است و همين امر موجب مي شود تا بي اندازه ريخت و پاش كنند.
اتراف، روش ديگري است كه از سوي سرمايه داران نسبت به مصرف چيزها انجام مي گيرد. اتراف به معناي رفاه زدگي، آن است كه شخص روحي و رواني طبيعي خويش را از دست دهد و رفتاري به دور از انسانيت در پيش گيرد و تفاخر و تبختر و استكبار، منش وي شود.
در حقيقت مي توان گفت كه اتراف، حالت رواني در سرمايه داران است كه به سبب وجود امكانات و رفاه زدگي به آنان دست مي دهد. اين رفتار در اشكال مختلف حاوي نابهنجاري بسياري است كه از جمله مي توان به اسراف و تبذير در مصرف و نيز تفاخر و تكبر و تجاوز از قوانين و حدود در رفتارهاي اجتماعي اشاره كرد.
اصولاً مسرفان و مبذران و مترفان مردماني بي تقوا هستند و از افساد در طبيعت و منابع و امكانات پرهيزي ندارند. (بقره آيه205و 206) از اينرو خشم و غضب الهي را به جان مي خرند و با مصرف نادرست و بي رويه خويش خود را به سوي دوزخ قهر الهي سوق مي دهند.
گروهي از مردم، متأثر از رفتار نابهنجار برخي از مسرفان و اهل تبذير و اتراف، راه بي تقوايي را در پيش مي گيرند و همانند آنان در مصرف نعمت ها و امكانات بي تقوايي مي كنند؛ زيرا اين دسته از انسانها را به عنوان الگو و سرمشق خويش قرار مي دهند و همانند آنان عمل مي كنند.
شگفت آنكه برخي ديگر از مردم نه تنها مسرفان را الگوي رفتاري خويش مي كنند بلكه از ايشان اطاعت كرده و خود را برده آنان مي سازند. خداوند در آيات 150 تا 152 سوره شعراء از مردم مي خواهد تا تقوا را پيشه خويش ساخته و از اطاعت اسرافكاران خودداري ورزند؛ زيرا مسرفان كساني هستند كه نه تنها به اصلاح امور جامعه عنايتي ندارند بلكه به افسادگري در جامعه مي پردازند و با مصرف نادرست و بي رويه امكانات و نعمت هاي الهي، فرصت بهره مندي ديگران از نعمت ها را مي گيرند و جامعه را از رشد و شكوفايي همه جانبه و تمدني و فرهنگي و اقتصادي باز مي دارند.
نقش تقوا در عرصه اقتصادي
خداوند در آيات چندي به مسأله تقوا در حوزه اقتصادي مي پردازد و از مردم مي خواهد تا از كم فروشي اجتناب كنند، زيرا كم فروشي موجب مي شود تا امنيت اقتصادي در مبادله از دست رود و جامعه از رشد اقتصادي و شكوفايي تمدني باز ماند. (شعراء آيات179تا183)
تأكيد بر تقواي الهي در حوزه اقتصادي از آن رو صورت مي گيرد كه انسان، با تقواي الهي نه تنها مي تواند به بهره مندي بهتر از امكانات و نعمت ها دست يابد بلكه تقواي الهي در حوزه اقتصادي موجب مي شود تا شخص و جامعه از روزي هاي پيش بيني نشده و امكانات برتر و فوق العاده اي بهره مند شود. (طلاق آيات 2و3)
به سخن ديگر، هر جامعه اي كه احتمال دست يابي به رشد و شكوفايي اقتصادي و تمدني را براساس حساب و كتاب هاي منطقي نمي دهد مي تواند با بهره مندي از شيوه تقواي الهي در حوزه اقتصادي به رشد و شكوفايي برسد كه بيرون از تفكر و برنامه ها و توانايي هاي عادي بشر است. (همان)
تقوا عامل مهم در شكوفايي امر تعاون و همكاري ميان مردم جامعه (مائده آيه2) و تقسيم انفال (انفال آيه1) و ديگر امكانات و توانمندي هاي جامعه و اصلاح امور جامعه (حجرات آيه10) مي شود و بدين ترتيب رشد اقتصادي و تمدني مي تواند در جامعه سالم و متقي تحقق يابد؛ زيرا همدلي ايماني و همكاري ميان مؤمنان و تقسيم درست ثروت و امكانات، شرايطي را فراهم مي آورد كه جامعه بتواند درست توليد و توزيع و مصرف كند و همگان در شرايط مساوي به سوي كمال حركت كنند.
خداوند در آيه 109 سوره توبه تبيين مي كند كه چگونه مراعات تقوا مي تواند موجبات پي ريزي و تأسيس مؤسسات ديني كه مردم را به سوي كمال هدايت مي كند، شود.
هرچند كه آيه در ارتباط با مسأله مسجد و بناهاي ديني است ولي مي توان با توجه به معيار اين كه مراد از آن بناهايي است كه شرايط بهبودبخشي انسان و دست يابي به كمال را در وي فراهم مي آورد، مي توان گفت كه تقوا عامل مهمي در پي ريزي هر بناي با شكوه تمدني و كمالي در هر جامعه اي است. اين بنا مي تواند بناي فرهنگي يا ديني و يا بناي ساختار نظام سياسي و اجتماعي و يا اقتصادي باشد. چنان كه تقواي الهي امام خميني(ره)، بناي عظيم و مستحكم انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را گذاشت و مردم را از بركات آن بهره مند ساخت.
خداوند در آيات4، 88، 93 سوره مائده و نيز 69 سوره انفال بر ضرورت رعايت تقوا در بهره گيري از امكانات و روزي هاي خدادادي تأكيد مي كند و از انسانها مي خواهد كه همواره در مصرف امكانات و نعمت هاي الهي تقوا را مراعات كنند تا شخص و جامعه به سلامتي دست يابد و راه رشد و شكوفايي تمدني را طي كند؛ زيرا شخص و جامعه با اين شيوه مي تواند اميد داشته باشد به مسئوليت خويش به عنوان مأمور خداوند در استعمار و آباداني زمين عمل كرده است. (هود آيه61)
ازنظر قرآن، راه رهايي از بي تقوائي در مصرف آن است كه از اسراف و تبذير خودداري شود و انسان زياده روي و ريخت و پاش را به عنوان رفتاري زشت و نابهنجار ترك كند.

نويسنده:رضا افتخاري


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:02 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است.

ویرجینیا وولف نویسنده شهیر قرن ۱۹ و ۲۰در «به سوی فانوس دریایی» گاه و بی گاه دست به مقایسه دو فرهنگ انگلیسی و فرانسوی می زند و با انتقاد از مصرف گرایی انگلیسی ها می گوید: «آنچه یك آشپز انگلیسی هنگام پخت غذا دور می ریزد كافی است تا یك آشپز فرانسوی با آن برای یك خانواده غذا بپزد.» غذایی خوشمزه و خوش رنگ كه از دور ریز پوست میوه ها، سبزیجات و.‎.. درست شده است. وولف بلافاصله از طرز سرخ كردن گوشت در آشپزخانه های انگلیسی انتقاد می كند و آن را به تمسخر می گیرد: «چنان گوشت را سرخ می كنند كه انگار چرم است» چرمی كه چیزی از خاصیت گوشت در آن باقی نمانده است. اسفناجی كه آنقدر جوشیده و آبش در ظرفشویی برگردانده شده كه دیگر آنچه باقی مانده تفاله ای بیش نیست، گندمی كه سبوس آن دور ریخته شده و.‎..



در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است. یكی از مواردی كه در قرآن كریم و احادیث بدان تأكید فراوان شده، دوری از اسراف و بهره گیری مناسب از نعمات الهی است و جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بیت(ع) به خوبی نمایان است، به طوری كه حضرت امام زین العابدین (ع) در فرازهایی از دعای خود می فرماید: «پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و پرده ای بین من و اسراف و افزون طلبی حایل كن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه روی به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار» به طور كلی اسراف در هر شرایطی امری نكوهیده و ناپسند است و در مقابل صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع و امكانات تداوم بخش رشد پایدار اقتصاد در تمامی جوامع به شمار می رود. اگر بخواهیم به ریشه های ترویج اسراف نظری بیفكنیم به مسائلی نظیر فقدان الگوی مصرف، فرهنگ ناصحیح مصرف، تبلیغات و افزایش مصرف گرایی، وجود برخی رسم های ناصحیح در جامعه، چشم و هم چشمی خانواده ها، اتكا به درآمدهای نفتی، ساختار نامناسب توزیع و هزاران عامل دیگر برمی خوریم كه عنوان نمودن تك تك آن ها از حوصله این بحث خارج است.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی در این باره می گوید:«یكی از عوامل تأثیرگذار بر روند مصرف، نوع تبلیغات حاكم بر جامعه است» وی می افزاید: «به طور كلی الگویی كه غرب برای مصرف به بازارهای هدف در كشورهای مصرف كننده ارائه می دهد بر پایه رقابت و مسابقه در مصرف و تجمل گرایی و تشریفات زاید استوار است و این در حالی است كه الگوی مصرف در اسلام مبتنی بر سه اصل اساسی تمتع و انتفاع از مواهب الهی، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر پایه ریزی شده است.»
اعتدال و صرفه جویی در هزینه های زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه حافظ مناعت و شخصیت انسانی آدمی است، در حالی كه عدم رعایت آن، موجب تنگدستی، سختی معیشت و سست كننده شیرازه حیات اقتصادی انسان محسوب می شود. یك كارشناس اقتصادی با اشاره به پدیده نامطلوب شكاف طبقاتی در جامعه می گوید:«متأسفانه عده ای با بهره گیری از رانت های اقتصادی و سوءاستفاده از شرایط اقتصادی كشور و تحمیل هزینه های گزاف بر اقتصاد به ثروت های افسانه ای دست یافته اند. در حال حاضر در بسیاری از استان ها به طور متوسط ۲۵ درصد خانوارهای پائین دست، دچار ناامنی غذایی بوده و به طور متوسط تنها حدود ۸۰ درصد مقدار غذای لازم را مصرف می كنند و در مقابل حدود ۲۰ درصد افراد جامعه، بیش از حد لازم غذا می خورند و با امراضی همچون چاقی، مرض قند، سرطان و انواع بیماری های قلب و عروق مواجه هستند.»
این كارشناس خاطرنشان می سازد:«فقدان الگوی مصرف صحیح در جامعه، اختصاص سهم كمی از هزینه خانوار در زمینه تأمین مایحتاج ضروری، ترویج فرهنگ مصرفی غلط به دلیل تبلیغات نادرست و عوامل دیگر باعث شده تا سالانه بخشی از سرمایه های ملی كشور با شیوه های مختلف به هدر رود.»
یكی از مصادیق بسیار بارز اسراف در كشور ما، اسراف در مصرف مواد سوختی است. كارشناسان معتقدند امروزه مصرف مواد سوختی در كشور ما برابر با مصرف مواد سوختی مردم چین و هند است! نارسایی در ناوگان حمل و نقل شهری و بالطبع پائین بودن هزینه سوخت در سبد هزینه خانوار، عدم بهره گیری از انواع عایق ها در ساخت بنا و ده ها عامل دیگر باعث شده تا سالانه میلیاردها دلار صرف یارانه سوخت شود. یكی از بخش های پرمصرف سوخت و انرژی -همان طور كه اشاره شد- مصرف خانگی آن است؛ متأسفانه امروزه به دلیل عدم رعایت استاندارد در ساخت و ساز، ساخت در و پنجره ها و عایق بندی مناسب در بنا ها بخش عمده ای از سوخت و انرژی مصرفی در منازل ضایع می شود. الگوی نادرست مصرف سوخت در منازل باعث شده تا مصرف سوخت در واحدهای مسكونی به شكل افسارگسیخته ای افزایش یابد.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی معتقد است:«فرهنگ زیبای قناعت و ساده زیستی، رفته رفته از جامعه رخت برمی بندد و امروزه در كنار فشارهای اقتصادی كه عمده مردم تحمل می كنند، فخرفروشی و تجمل گرایی هم به یك ارزش تبدیل شده است و این روحیه نامیمون همچون آفتی بر جامعه اسلامی ما سایه افكنده.» وی می افزاید:«رواج مدگرایی و فرهنگ مصرف زدگی به تدریج میان جامعه و معیارهای اسلامی فاصله ایجاد می كند.
در این راستا متأسفانه رسانه های جمعی، ناخواسته كمك شایانی به ترویج این فرهنگ می كنند. پخش برخی سریال های تلویزیونی ساخت داخل كه در آن هنرپیشه ها آخرین مد پوشش لباس، اتومبیل آخرین مدل، شیك ترین دكوراسیون و.‎.. را تشخصی خاص و در قالبی غیرواقعی به بیننده تلقین می كنند، رفته رفته این ذهنیت را در تماشاچی القا می كند كه وجود این ظواهر موجب چنین مقبولیتی می شود در حالی كه همین شخصیت های داستانی هیچ وقت كتاب نمی خوانند و لذا این سریال ها بیش از آن كه پیام واقعی خود را در جامعه ترویج دهند ناخواسته به تبلیغ مدها می پردازند.»

● مصادیق اسراف
بر اساس منابع اسلامی پدیده اسراف را نباید تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه این امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمی شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت یكی از نمودهای بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده ای دارد. امروزه برای انجام كوچك ترین كار بانكی و یا یك كار كوچك اداری ساعت ها وقت باید صرف شود، كارمندان با كمال خونسردی تنها به فكر به پایان رساندن ساعت كاری خود هستند و شهروندان چنین پرسه ای را بخشی از زندگی روزمره خود تصور می كنند.یكی از مواردی كه امروز در كشور ما بدون هیچ بهره ای از دسترس خارج می شود زباله ها هستند، در عین حال مقدار تولید زباله می تواند مقدار وابستگی یك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرایی نشان دهد.
این گفته كه «ما زباله ساز ترین مردم دنیا هستیم» جمله ای از روی اغراق نیست؛ هم زباله می سازیم، هم از زباله استفاده نمی كنیم و هم با زباله به طبیعت آسیب می زنیم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلای كثیف» یاد می شود و از زباله های شهرهای بزرگ انواع كودهای گیاهی و یا پلاستیك های بازیافت و.‎.. تولید می شود و این در حالی است كه در كشور ما به درستی از این مواد استفاده نمی شود.
همان طور كه می دانیم همه ساله با فرا رسیدن ایام تابستان و شروع فصل گرما اهمیت آب بر همگان مشخص می شود، به خصوص در سال های اخیر كه وضعیت نگران كننده ای در تأمین آب شرب و آب مورد نیاز بخش كشاورزی، داشته ایم. با این حال در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد آب در مزارع كشور به دلیل عدم بهره گیری از شیوه های نامناسب آبیاری به هدر می رود.
افزایش سرانه مصرف آب در مصارف خانگی از دیگر مواردی است كه بر روند نگران كننده آب دامن می زند. جالب آنكه بدانیم سرانه مصرف آب هر ایرانی چند برابر سرانه جهانی است.
نابودی تدریجی عرصه های مرتعی و جنگلی باعث شده تا ذخایر زیرزمینی آب های كشور دچار افت شدید شود، به طوری كه رفته رفته شاهد شوره زار شدن اراضی كشاورزی در برخی مناطق هستیم. اگر تمام مباحث را در كنار یكدیگر قرار دهیم كاملاً مشخص است كه مصرف بد، مدگرایی، نبود آموزش و عدم رسیدگی به نیازها و اولویت ها از طرف مردم و مسئولان، واژه های اسراف و تبذیر را بیش از پیش به فرهنگ ما نزدیك كرده است. متأسفانه در كشور ما نوع درآمدها همانند یك كشور آسیایی است، فرهنگ مصرف مردم به شیوه كشورهای پیشرفته اروپایی و در نهایت اقتصادی شبیه به اقتصاد یك كشور آفریقایی كه برای حل این معضل باید یك فعالیت فرهنگی وسیع برای اصلاح الگوی مصرف آغاز شود.‎
علی حسینی
گزارش : روزنامه ايران


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:49 PM - روز سه شنبه 11 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آن ها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود.

معناى اسراف


در توضيح معناى اسراف گفته اند:
اسراف تجاوز از حد است در هر عملى اگر چه حلال كه انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است.
از اين رو به كارگيرى هر چيز در غير مسير و حد خودش, چه از نظر كميت و چه كيفيت, ((اسراف)) ناميده مى شود.

موارد اسراف


1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان, پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.
امام صادق (عليه السلام) بمى فرمايد:
انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1)
اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد, بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.
تذكر اين مطلب لازم است كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.
مردى از دنيا رفت و پيامبر(صلي الله عليه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آنها گذاشته است؟
ـ يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر اين را قبلا به من گفته بوديد, بر اين آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)
يكى از ويژگى هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعيت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به اين مساله نيز منوط كرد. (3) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبيعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد.
على عليه السلام درباره نشانه مسرف مى فرمايد:
((للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له)). (4)
اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خريد مى كند.
در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه ((كفايت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عين حال بايد بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.
على عليه السلام در بيان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرمايد:
((ملبسهم الاقتصاد))
لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه روى است.
نه لباسهاى قيمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكيزه و متين دارند.

عوامل اسراف


اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:

1 ـ خودنمايى


شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است, اين سرخوردگيهاى انباشته شده, به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد. در اين صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.

2 ـ تربيت خانوادگى


خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست, از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.
يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود, دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد.
اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف, به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است, اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.

3 ـ فساد اخلاقى


ترك اسراف, يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد.
در بعضى مردم, زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.

4 ـ تقليد


تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند, هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد, بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود.
بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاى خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم, چنين مى كنند, غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد.
لباس پوشيدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته با اسراف هستند, كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5)
تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى, بر حذر مى دارم.

5 ـ الگوهاى اجتماعى


آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.
رابطه اسراف و فقر
همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گيرد.
((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامنگير شخص و گاهى دامنگير جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايد:
((من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))
((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود (و فقير مى گردد)))
آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نيازمنى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
ان مع الاسراف قله البركه (6)
همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى, خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست, نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:
((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (7) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (علیه السلام) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد.
آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (علیه السّلام) مى فرمايد:
((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)

اسراف و عدم استجابت دعا


مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)

رابطه اسراف و دورى از خدا


از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مى آيد.
در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند. اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.

اسراف در بيت المال


حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است.
از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟!
بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.
عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.
على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد:
((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)

پي نوشت :


1 ـ كافى,ج 4 , ص 54 .
2 ـ گفتارهاى معنوى, شهيد مطهرى, ص 163 .
3 ـ براى توضيح بيشتر پيرامون ميزان نفقه همسر, مى توانيد به تحريرالوسيله امام خمينى (ره), ج 2 , كتاب النكاح, فصل نفقات, مساله 8 مراجعه كنيد.
4 ـ سفينه البحار, ج 1 , ص 615 .
5 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 137 .
6 ـ وسايل, ج 15 , ص 261 .
7 ـ روزنامه كيهان, 25 خرداد 1372 .
8 ـ مستدرك الوسايل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .
9 ـ توضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمينه ها كاربردى داشته باشد.
10 ـ وسايل, ج 15 , ص 257 .
11 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .
12 ـ نهج البلاغه, نامه 20 .
13 ـ بحارالانوار, ج 41 , ص 105 .

نويسنده: مهرى زينهارى


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:54 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  o نقشه مسیر حرکت اتوبسها ، ون ها همچنین تاکسی ها به همراه زمان حرکت آنها را داشته باشیم.
o داشتن چند بلیط اضافی اتوبوس شرکت واحد می تواند راهگشای ما و دوستانمان باشد.
o برنامه رفت و آمد خود را با زمان توقف وحرکت اتوبوسها تنظیم نماییم.
o طول مدت زمان مسیرهای پر رفت و آمد خود را در خاطر داشته باشیم.
o داشتن اسکناس و پول های خرد می تواند راهگشای ما هنگام سوار شدن به تاکسی ها باشد.
o حتی الامکان از تاکسی های مورد تایید شرکت تاکسیرانی استفاده کنیم.
o
ارائه بلیط و هزینه تاکسی در ابتدای مسیر می تواند مارا چند گام جلوتر از بقیه مسافران قرار دهد.
o قبل از سوار شدن به یک وسیله عمومی ،از درست بودن مسیر حرکت خود اطمینان پیدا کنیم.
o در هنگام باز وبسته کردن درب وسیله مورد نظر دقت لازم را در رعایت حق راننده ومسافران دیگر داشته باشیم.
o قبل از توقف وسیله مورد نظر در ایستگاه مربوطه خود را برای پیاده شدن و سوار شدن آماده کنیم.
o در پیاده شدن وسوار شدن به وسایل حمل ونقل عمومی مقدم بودن بزرگترها وبچه ها را در نظر داشته باشیم.
o احترام گذاشتن به افرد کهنسال یکی از خصوصیات اخلاقی ایرانیان است آن را با دادن جای خود به افراد کهنسال زنده نگه داریم.
o از آنجایی که وسایل حمل ونقل عمومی متعلق به همه است ،مراقب باشیم با رعایت نکردن بهداشت شخصی دیگران را آزرده خاطر نکنیم.
o در خیلی از مواقع افرادی که سوار اتوبوس می شوند یک روز کاری پر مشغله وخسته کننده را پشت سر گذاشتند،ما می توانیم به واگذار کردن صندلی خود به آن فرد (هر چند جوان تر)از خودمان خستگی را از تن او رفع کنیم.
o اگر قرار بر ایستادن در راهروی اتوبوس بود باید سعی کنیم تا حتی الامکان مسیر حرکت مسافران را باز نگهداریم.
o پر کردن فضای وسط اتوبوس مانع از ازدحام مسافران در جلوی درب ها خواهد شد.
o با تنظم صدای خود و وسیله مورد نظر هنگام استفاده از وسایلی مثل تلفن همراه و پخش کننده موسیقی حق دیگران را برای داشتن آرامش خاطر پایمال نکنیم.
o کارهای کوچک و وقت بر خود را می توانیم موکول به زمانی که در وسایل حمل ونقل عمومی هستیم بنماییم.
o مدت زمانی که از وسایل حمل ونقل عمومی بهره می بریم فرصت خوبی است برای:
o چک کردن برنامهای روزانه خود
o مطالعه روزنامه وکتاب جهت آگاهی از مهمترین اخبار اطراف خود.
o چک کردن صندوق پیامهای اینترنتی و تلفن همراه
o جویا شدن از احوال دوستان با ارسال پیام
o آشنایی با افراد و مشاغل مختلف از طریق برقراری ارتباط با مسافران
o همراه داشتن یك بطری با قابلیت پر كردن مجدد ونوشیدن یک لیوان آب جهت تامین آب مورد نیاز بدن
o وسایل حمل و نقل عمومی مال ماست، مواظبش باشیم.
o از کلید هایی توقف(Stop) که به عنوان مسیر ارتباطی مسافران با راننده در نظر گرفته شده درست استفاده نماییم.
o پوست تخمه و پوست کیک وشکلات همچنین کاغذ بیشترین سهم را در کثیف شدن وسایل نقلیه دارند برای آن تدبیری بیندیشیم.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:48 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اینترنت یک دانشگاه زنده است که اطلاعات آن به مانند اقیانوس بیکرانی تنها منتظر صیادان زبردست میباشد.اگر با دید کاربردی به اینترنت نگاه کنیم خواهیم دید که برای استفاده بهینه از آن نیاز به دانش های پایه ای و نیز مدیریت مناسب است.این وسیله برای هماهنگ شدن ما با سرعت تولید و انتقال اطلاعات،همچنین استفاده بهینه از وقت و هزینه به کار گرفته می شود وای از آن روز که کنترل ما نیز به دست این دنیای مجازی بیافتد .ووای بر آن روزی که استفاده غیر اصولی و از این وسیله موجب به هدر رفتن هزینه و وقت ما شود.

استفاده بهینه از اینترنت


* برای اتصال به اینترنت با خطوط تلفن ، از قانون كاهش تعرفه های مخابرات بعد از ساعت 21 الی 8 صبح استفاده كنید. (مشاهده تعرفه تلفن ثابت در مکالمات شهری در سایت مخابرات)
* نگذارید وقتتان سرگرم بررسی یک سایت شود ، اگر می توانید صفحه مورد نظر را Save کنید تا در حالت آفلاین آنرا مطالعه نمایید.
* توصیه می شود برای ذخیره صفحات با انتخاب گزینه (Html only- web Page) صفحات را با حفظ شکل اصلی منتهی بدون تصاویر وفایلهای گرافیکی ذخیره نمایید تا در این حالت سرعت ذخیره کردن بالاتر صفحات را افزایش دهید .
* بر روی تمامی نمایشگر های وب شبیه IE کلیدی به نام HISTORY وجود دارد که کلیه صفحاتی را که شما مشاهده کرده اید برای مدتی در حافظه نگهداری می کند و شما در صورت نیاز به مطالعه مقالات طولانی می توانید ارتباط به اینترنت را قطع کرده و با فراغ خاطر به خواندن آنها بپردازید. (به عنوان مثال برای مشاهده فایلهای ذخیره شده توسط مرور گر Intrnet explorer این مسیر را طی نمود. view files< setting <General< options Intrnet)
* درزمانهایی که اوضاع سرعت اینترنت به دلایل مختلف مساعد نیست جستجودراینترنت را به زمان دیگری موکول نمایید.
* یکی از ابزار های قوی در اینترنت سرویس E-mail می باشد. بهتر است بدانید که برای ارسال e-mail نیاز نیست که از ابتدای تهیه نامه به اینترنت وصل شوید؛ بلکه کافیست برنامه مورد نظر خود نظیر outlook را باز کرده و نامه خود را بدون عجله و صحیح تایپ کرده و کلید send را بزنید. نامه شما در outbox قرار می گیرد و هر زمان که مایل بودید می توانید ارتباط را برقرار نموده و با زدن کلید send & receive نامه خود را ارسال نمایید.
* اگر احساس می کنید که زمان زیادی را بدون بهره مفید در اینترنت می گذرانید و قصد دارید که اصلاحی در الگوی مصرف خود راجع به این امر داشته باشید یک دستور العمل و پیمان نامه برای خود بنویسید و آن را در اتاق رایانه نصب کنید همچنین استفاده از وسايلى مثل ساعت زنگ‏دار براى نشان دادن مدت زمان اتصال مى‏تواند مفيد باشد.
* از کارت های شبانه که اکثرأ رایگان هستند استفاده کنید.
* تهیه لیستی از کارها و آدرسهایی که قرار است با اتصال به اینترنت آنها را انجام دهید می تواند سهم بزرگی در استفاده بهینه از زمان و هزینه اتصال داشته باشد.برای این کار می توانید یک صفحه متنی در رایانه خود با اسم دلخواه برای این امر ایجاد نمایید و همراه خود داشته باشید تا آدرسهای جدید را به آن بیفزایید.
* کامپیوتر خود را هر از چند گاهی Defrag کنید تا تمام سیستم عاملتان منظم و یک پارچه شود.
* در هنگام ارتباط به اینترنت برنامه های غیر ضروری را ببندید.
* برای دانلود فایل حتمأ از نرم افزارهای مدیریت دانلود استفاده کنید تا در صورت دیسکانکت شدن میزان حجم دانلود شده را حفظ کنید ؛ هیچ تضمینی وجود ندارد در 99% ، اینترنت شما قطع نشود.
* دانلود فیلهای با حجم زیاد نمی تواند برای کاربران ایرانی اینترنت مقرون به صرفه باشد به همین سبب توصیه می شود با پرداخت هزینه و صرف وقت کمتری این نرم افزار یا فیلم را از بازار تهیه نمایند.
* یک آنتی ویروس و فایروال قوی و به روز میتواند بسیار به شما کمک کند. کافی است یک کرم اینترنتی بر روی سیستم شما لانه کرده باشد تا فضای زیادی از پهنای باند شما را اشغال کند.
* اگر از سرویس های هوشمند استفاده میکنید دقت کنید از سرویس هوشمند یک ISP خوب و معتبر وارد شوید. سرویس های هوشمند با همدیگر متفاوت هستند.
* آپدیت های اتوماتیک ویندوز و برنامه های مختلف همانند Acrobat Reader را غیرفعال کنید تا در هنگام کار سرعت تان بی دلیل کاهش نیابد.
* از مرورگرهای خوب و قدرتمند همانند فایرفاکس ، اپرا و سافاری به جای مرورگر IE استفاده کنید. فراموش نکنید IE (به ویژه نسخه 6) بسیار مرورگر ضعیفی است.
* نرم افزارهای خاصی وجود دارند که با کم کردن حجم عکس های مشاهده شده در مرورگر به نوعی سرعت کار شما را بالا میبرند ، این نرم افزارها نیز به کمک شما می آیند.
* اگر از مرورگر فایرفاکس استفاده میکنید افزونه هایی همانند AdBlock ، تبلیغات تصویری مزاحم موجود در صفحات اینترنتی را به طور اتوماتیک برای شما مسدود میکنند.
* اگر سرعت اینترنت تان واقعأ اسفناک است ، قابلیت نمایش تصاویر را در مرورگرتان غیرفعال کنید تا فقط متن صفحات را مشاهده کنید.
* ترفندهای جستجو در موتورهای جستجو که ترفندستان نیز آموزش داده شده اند را فرا بگیرید. وقت شما ارزش دارد پس نباید آن را با جستجوی غلط هدر دهید.
* به جای ارسال تصاویر یا آهنگ ها از طریق Send File یاهو مسنجر ، لینک دانلود آنها را در اینترنت بیابید و به دوستتان بدهید
* با استفاده از ابزارهای مخصوص ، تبلیغات موجود در یاهو مسنجر را حذف کنید.
* با استفاده از نرم افزارهای مخصوص مثل(Setup MB Timer )، میزان استفاده خود از اینترنت در بازه های زمانی مختلف را بسنجید و ببینید تا چه حد درست و به جا از اینترنت استفاده کرده اید. به عنوان مثال ببینید در این 2 ساعتی که آنلاین بوده اید چه کار مفید و چه کار غیر مفیدی انجام داده اید.
* آدرس سایت هایی را که زیاد با آنها سر وکار دارید را در علاقه مندی های مرور گر خود ((Favorites ذخیره نمایید و برای کسانی که دوستشان دارید لیستی از آدرس سایتهای مفید را برایشان ایمیل کنید تا شما هم در راه ترویج اصلاح الگوی مصرف بهینه از اینترنت سهمی داشته باشید.(منتظر انتشارآدرس سایتهای منتخب در همین بخش باشید).
* اگر در سایتهای اینترنتی دنبال حل مشکلات تخصصی(موبایل) خود هستید توصیه می شود به جای اینکه هر روز به سایت جدیدی سر بزنید و زمان نسبتا زیادی را صرف ثبت نام و شناسایی نقشه سایت بنمایید،در سایت معتبر و تخصصی در همین زمینه ثبت نام نموده و با طرح سوالات خود در تالارهای گفتگو هم بهترین راه حل را دریافت نمایید همچنین از امکانات ویژه ای که در قالب امتیاز بابت افزایش تعداد بازدید و نظرات خود کسب می کنید بهره ببرید.
* استفاده از جستجوی آفلاین برای آندسته از سایتهایی که هر روزه با آن سر وکار دارید می تواند بسیار به صرفه باشد.(منتظر آموزش نحوه استفاده از این ابزار در روزهای آتی باشید).
* اگر رايانه فرزندتان در اتاق او و يا در محلى مجزا قرار دارد، انتقال آن به مكانى در منزل كه به راحتى بتوان رايانه را مشاهده كرد مى‏تواند به شما كمك كند.
* تهيه فهرستى از فعاليت‏هاى جايگزين براى زمانى كه روى خط نيستند، مفيد است.
* به تناوب، استفاده از اينترنت را با ديگر سرگرمى‏هاى جذاب كه قبلاً انجام مى‏شدند، جايگزين كنيد و زمان بگذرانيد.
* برای استفاده بهینه از همه نعمت های الهی و اصلاح الگوی مصرف خود در همه زمینه ها بازدید از سایت "بهینه" فراموش نشود.
 

 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:43 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

مصرف‌گرايي يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و اميال . اين عمل نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز است . در جوامع نوين مصرف گرايي به يك فعاليت اجتماعي اصلي تبديل شده است . براي مصرف گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف مي شود. مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحليل هاي همه جانبه آن مي پردازند و هر انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد.

مصرف گرايي نوين به شكل بي رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه ريزي است . مصرف گرايي بي رويه پديده اي بين المللي است و چارة آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. بايد مصرف گرايي در هر جامعه را در يك زمينه وسيع تر اجتماعي در نظر گرفت زيرا امروزه توليد و توزيع از مرزهاي يك كشور گذر كرده و دورافتاده ترين نقاط يك جامعه به مركزي ترين مراكز توليد و سيستم توزيع جهاني متصل است.

هدف مقاله حاضر بررسي چهار نكته اساسي در رابطه با مصرف گرايي نوين است . نخست ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن بايد واكاوي گردد. دوم، مي بايستي يك تجزيه و تحليل از الگوهاي مصرف‌گرايي نوين در قرن بيستم در جوامع توسعه يافته و چگونگي اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشي از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعيين تفاوتهاي مصرف گرايي در بين اقشار و گروههاي اجتماعي مختلف از ديگر نكته هاي اصلي است . چهارم، مقاله به لزوم برنامه ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين خواهد پرداخت . مقاله لزوم انجام پژوهشهاي جامع در اين زمينه را بحث خواهد كرد. به نظر مي رسد هرچه مي گذرد لزوم انجام تحقيقات در اين زمينه بيشتر احساس مي گردد.

 

ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن

مصرف گرايي نوين در اثر گسترش سرمايه داري در اروپا بوجود آمد . يك ديدگاه در مورد توسعه سرمايه داري در اروپا بر اساس نوشته هاي جامعه شناس بزرگ ماكس وبر بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين مبني بر سخت كاركردن، صرفه جويي ، سرمايه گذاري و ايجاد مؤسسه هاي اقتصادي بود كه روحيه سرمايه داري بوجود آمد و به تدريج به يك نظام اجتماعي تبديل شد . از لحاظ نظري، در اين جا يك تضاد بين تبيين پيدايش سرمايه داري و توسعه مصرف گرايي بوجود مي‌آيد . اما واقعيت امر اين است كه سرمايه‌داري از همان ابتداي پيدايش داراي يك هدف اصلي به نام (سودسازي) بوده است . براي چنين هدفي، توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذاري بيشتر و مجدداً توليد بيشتر مد نظر است . به عبارت ديگر در يك چرخه، هدف فروش كالاهاي بيشتر و در نتيجه سود بيشتر است .

ابتدا فكر مي كردند كه طبقات بالا و اشراف خريداران اصلي كالاهاي سرمايه داري بايد باشند. اما به تدريج متوجه شدند كه سرمايه داري با توليد انبوه نياز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كميت كافي برخوردار نبودند، پس بنابراين نياز به مصرف كنندگان انبوه به زودي نمايان شد.

در توليدهاي اوليه، نخست رفع نيازهاي بيولوژيك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نيازهاي بيولوژيك انسان محدود است، لذا بايد نيازهاي غيربيولوژيك در جوامع براي مصرف كالاها بوجود آيد . نياز غيربيولوژيك هم در جايي محدود مي شد. اما توليد كنندگان مي بايستي خصلت توليد انبوه خود را بعنوان يكي از اهداف ، از دست نمي دادند. به همين منظور بود كه در جوامع سرمايه داري نيازهاي كاذب بوجود آمد تا كالاهاي انبوه سريعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پايه كالاهاي بي‌دوام امكان پذير بود.

در غرب، گسترش زندگي شهري و شهرنشيني با جنبه هاي رواني و اجتماعي خاص خود زمينه را براي مصرف گرايي به عنوان سبكي خاص از زندگي بوجود آمد. نخست در ابتداي قرن بيستم، اين سبك خاص با الگوهاي فرهنگي جديد در ميان افراد طبقه بالا و متوسط شهري رواج پيدا كرد. در شهرها فروشگاههاي بزرگ تأسيس شدند و فرهنگ مصرف گرايي را القاء كردند. در اين فرهنگ ويژه يك شعار اصلي رواج پيدا كرد و آن اينكه تا مي‌تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن . بر پايه همين شعار بود كه رقابت در خريد و مصرف به عنصر اصلي اين فرهنگ تبديل شد . افراد در خريد بيشتر و مصرف بيشتر از يكديگر سبقت مي گرفتند و تقريباً مصرف گرايي به نوعي وجهه اجتماعي تبديل گرديد.

الگوهاي مصرف‌گرايي نوين

توسعه انواع فروشگاههاي بزرگ ( مواد غذايي، اسباب منزل، پوشاك، وسايل الكتريكي و ... ) در زير يك سقف، مردم را به مصرف گرايي انبوه عادت داد. افراد در محيطي قرار مي گرفتند كه كالاهاي متنوع را در يك جا جلوي چشمان خود مي‌ديدند. هم زمان، مدگرايي بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها براي دوره هاي معيني ( يا محدودي ) تبليغ و استفاده مي شدند. مردم به اين سمت هدايت مي شدند كه كالاها را در زمان محدودي استفاده كنند.

مصرف گرايي مي بايستي سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرايي بايد مهيا مي شد . در اين جوامع وسايل ارتباط جمعي به مهمترين ابزار مدگرايي و تبليغ براي كالاها تبديل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرايي در جوامع رواج پيدا كرد: نخست حراج هاي پي در پي كالاها و ديگري اشاعه كارتهاي اعتباري. در كشورهاي توسعه يافته، در طول يك سال به بهانه هاي متعدد حراج كالاها وجود دارد . در حراج كالاها، از يك روان شناسي استفاده مي شود و آن ايجاد احساس نياز كاذب است . مشتري جنسي را كه در حراج مي بيند، فكر مي كند كه نياز دارد، در حالي كه اگر حراج نبود چنين احساسي به او دست نمي داد. از سوي ديگر، فرد در بازار بايد احساس كند كه همه وقت، پول براي خريد دارد. در اينجا مسئله از طريق مكانيزم كارت هاي اعتباري حل مي شود. به عبارت ديگر هرگاه احساس نياز كردي، حتي اگر پول نقد هم نداشته باشي، با داشتن كارت اعتباري، در واقع پول به همراه خود داري. بنابراين نياز هست ( اما از نوع كاذب) توانايي خريد هم هست ( به شكل مصنوعي ) .

در جوامع توسعه يافته، همه كالاهاي خريداري شده مصرف نمي شوند زيرا نياز واقعي نبوده اند . در نتيجه سه راه براي كالاها باقي مي ماند: نخست فروش مجدد آنها با قيمت بسيار ارزان، دوم به دو ريختن آنها، و سوم بخشيدن آنها با افراد يا مؤسسه‌هاي خيريه. افراد نمي توانند اينگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زيرا تحرك جغرافيايي افراد بسيار بالاست. بنابراين، مجدداً خريد و در چرخه باطل در غلطيدن است.

مي دانيم كه سرمايه داري به عنوان يك بسته با محتواي حداقل، اقتصادي، فرهنگي، تكنولوژيكي ، اجتماعي و رواني در يك فرايند تاريخي وارد كشورهاي به اصطلاح غير سرمايه داري شده است . هدف سرمايه داري در اين كشورها نيز همان سودسازي مضاعف است . براي رسيدن به اين منظور نيز بايد فرهنگ مصرف گرايي را در اين كشورها رواج دهد. براي رواج مصرف گرايي در اين كشورها، سرمايه داري چند نوع عامل دارد. عوامل در زمينه هاي مختلفي فعاليت مي كنند. مهمترين عوامل عبارتند از : 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبليغات ، 4- دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي 5- توليد كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسياري از افراد و ديگر مؤسسات .

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:

1-الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند.

2-وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عومل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند .

3-افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالائي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.

4-به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود.

معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي ، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است . البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است . همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.

مصرف‌گرايي در بين اقشار مختلف

معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پايه سه معيار ثروت، قدرت و وجهه (پرستيژ) به سه طبقه بالا ، متوسط و پايين تقسيم مي كنند. اين سه معيار، الگوهاي متفاوتي از مصرف گرايي را براي سه طبقه به بار مي آورند. هر سه طبقه، مصرف گرايي بي رويه دارند اما به شكل هاي متفاوت . افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طريق مصرف كالاهاي لوكس به دنبال پرستيژ بالا هستند. اينان خدماتي را كه فكر مي‌كنند قدرت و وجهه اجتماعي برايشان به ارمغان مي‌آورند را هم به مقدار زيادي مصرف مي‌كنند. طبقات اجتماعي بالا با پرستيژ و قدرت بالا، سعي مي‌كنند با مصرف‌گرايي مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرايي مفرط در واقع يك وسيله خود نشان دادن مي شود و اعضاي يك طبقه در مصرف گرايي مفرط با يكديگر رقابت شديد دارند. اين رقابت از نوع رقابتهاي كاذب است .

اعضاي طبقه متوسط، هميشه سعي مي‌كنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبينند. اينان با درآمد كمتر به رقابت با طبقه بالا مي پردازند. بازار براي تشفي كردن آنها، اجناس ظاهراً لوكس ، ارزان به وفور در اختيار آنها قرار مي‌دهد. پس از خريد چنين كالاهايي است كه از لحاظ رواني يك رضايت مندي كاذب به آنها دست مي دهد. اعضاي اين طبقه اجتماعي به لحاظ كمي بيشترين مصرف را در جامعه دارند. همچنين بازار به خريد آنها وابسته است زيرا تعداد افراد اين طبقه در جوامع بيش از اعضاي طبقات ديگر است و لذا حجم خريد بالايي دارند.

اعضاي طبقه پايين با درآمدكم، با توجه به مصرف‌گرايي ديگر طبقات و با توجه به وفور كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهر وسيله، سهمي از كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهروسيله، سهمي از كالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از كمبودها و عدم امنيت اقتصادي براي خانواده او را به خريدي بي رويه و انبارگونه وامي دارد. خريد اعضاي اين طبقه عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است . بازار ، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خريد كالاهاي ضروري ، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به اين طبقه انتقال مي دهد. در واقع الگوي مصرف گرايي طبقات پايين، يك نوع سودسازي سرمايه دار از سرمايه بالقوه تلف شده است زيرا اگر طبقه پايين نبود، سرمايه دار مجبور به از دست دادن مازاد كالاهاي مصرفي طبقات متوسط بود. چنين است كه اعضاي طبقه پايين به مصرف گرايي انبوه عادت مي‌كنند . اين عادت براي او دروني شده و بخشي از فرهنگ او را تشكيل مي‌دهد.

لزوم برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين

برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين بايد در چند بعد صورت گيرد:

نخست، مصرف گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

دوم، مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش هاي غيررسمي از طريق رسانه هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

سوم توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نبايد گذاشت هر كالائي در جامعه توليد گردد.

چهارم، نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد بايد روا گردد

پنجم، عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت دسترسي نسبتاً مشابه اي به آنها داشته باشند.

ششم، تبليغات بايد به گونه اي باشند كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازند.

هفتم، مطالعات علمي ملي و منطقه اي پيرامون مصرف گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و نظرسنجي از مردم شود.

هشتم، فرهنگ مصرف جمعي در زمينه هاي مختلف بجاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود.

نهم، فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور ابزار جمع آوري مازادها در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

دهم، بازيافت بعنوان يك ارزش تلقي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

نتيجه گيري

مصرف‌گرايي بعنوان يك فرآيند اجتماعي اصلي در قرن بيستم در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان يك الگوي نشان دادن هويت بالا بكار مي برند. طبقه متوسط براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده مي كنند. طبقه پايين بدون توجه به مسأله نيازهاي واقعي و غيرواقعي خود در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هرچه بيشتر مي‌گذرد، بيشتر در اين دام فرو مي رود.

اگر دولتمردان با همكاري علماي اجتماعي چاره اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است كه اعمال آموزشهاي جديد در اين زمينه مي تواند راه ساز باشد. دوم در زمينه كنترل هاي اقتصادي است بويژه براي بخش توليدي كه بايد كنترل هاي شديدي اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:

1-برنامه ريزي در نهادهاي آموزشي 2- برنامه ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد 3- برنامه ريزي در كنترل بازار و قيمت ها .بدون شك نفوذ از خارج كار برنامه ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبرو مي كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل هاي منطقي توليدي و توزيعي مي تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

لهسائي زاده ، عبدالعلي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:36 PM - روز دوشنبه 10 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >