روشهای پیشگیری از اتلاف آب، نان و سایر مواد غذایی
این
جلسه با مشارکت آقایان: دکتر پرویز ایرانی، دکتر مسعود تجریشی، دکتر ناصر
رجب زاده، دکتر محمد شاهدی باغ خندان و مهندس غفاری شیروان تشکیل شد.
آقای دکتر شاهدی باغ خندان ریاست جلسه را بر عهده داشتند. آقایان: دکتر
تجریشی و مهندس غفاری شیروان در ارتباط با آب و آقایان: دکتر ایرانی، دکتر
رجب زاده در بارة نان و آقای دکتر شاهدی در بارة آب، نان و سایر مواد
غذایی اظهار نظر نمودند.
مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:
1- اظهارات آقای دکتر تجریشی در بارة آب:
تلفات
آب شهری، آب کشاورزی و آب مورد مصرف صنعت در کشور تقریباً در یک حد و در
حدود 30 الی 50 درصد گزارش شده است. از جمله علل بالا بودن این تلفات
کمبود اطلاع از میزان مصرف و الگوی بهینه مصرف آب، کمبود اطلاعات کافی در
مورد عوامل افزایش تقاضا، پایین بودن قیمت آب، تصور مردم و مصرف کنندگان
از آب به عنوان یک کالای اجتماعی و ارزان قیمت، کمبود درک مفاهیم، قلمرو و
پتانسیل های مدیریت تقاضا می باشند. تغییر جهت گیری از مدیریت عرضه به
مدیریت تقاضا در این برهه زمانی که کشور در حال ورود به تنش آبی می باشد
بسیار جدی و مهم بوده و بکارگیری الگوهای جدید برای مدیریت بحران آبی در
آینده حیاتی می باشند.
استفاده
مجدد، بهره گیری از تکنولوژی و دانش فنی بر بازیافت و بازیابی آب در جهان
صنعتی امروز، تأثیر به سزایی در کاهش مصرف آب و تلفات آن داشته است. در
اختیار گذاشتن آب به قیمتهای اقتصادی؛ آگاه سازی و آموزش در رده های مختلف
برای کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی، صنعت و شهری؛ تدوین و تصویب قوانین و
مقررات و در نهایت تشویق درست مصرف کنندگان و جریمه مصرف کنندگان بالا و
یا تلف کنندگان عمده آب از جمله راهبردهای اصلی برای پیشگیری اتلاف آب به
شمار می روند.
2- اظهارات آقای مهندس غفاری شیروان در بارة آب:
مدیر
کل امور منابع آب سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پس از معرفی خود که
حدود 23 سال در پست های کارشناسی و مدیریتی در وزارت نیرو و حدود 10 سال
در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به عنوان مدیر دفتر امورمنابع آب
بوده اند فرمودند کشور خشک و نیمه خشک ایران با محدودیت کمی و کیفی آب
مواجه است. برای مدیریت آب نیاز به یک نگرش جدید است که باید در تخصیص آب،
استحصال، انتقال، توزیع و استفاده از آن مورد توجه قرار گیرد. این نگرش
باید منطبق با شرایط اقلیمی حوزه های آبریز باشد.
تاکنون
در مرحله عرضه بوده ایم. قبل و بعد از انقلاب به موضوع بهره برداری از آب
از طریق احداث سدهای مخزنی و انحرافی و صدور پروانه حفر چاه و بهره برداری
از سفره های آب زیرزمینی در کشور توجه شده است. مطالعات دشت های آب های
زیرزمینی که مبنای توسعه بهره برداری قرار گرفته است در حد شناخت و بندرت
در حد نیمه تفضیلی می باشد. با رشد جمعیت و توسعه اقتصادی، اجتماعی و
فرهنگی فشار بر استحصال بیشتر از منابع آب متمرکز شده است در شرایطی هستیم
که امکان عرضه آب روز به روز محدودتر می گردد. اگر سرانه آب تجدید شونده
به کمتر از 1700 متر مکعب در سال برسد وارد تنش آبی شده ایم و اگر به کمتر
از 1000 متر مکعب برسد به فقر آبی دچار شده ایم که در حال حاضر با جمعیت
موجود در ایران سرانه آب بطور کلی در حد تنش آبی است و بخش عمده ای از
کشور در فقر آبی به سر می برد. چه باید بکنیم؟ چه راه حلی وجود دارد؟
با
توجه به آمار و اطلاعات اعلام شده در حال حاضر حدود 83 میلیارد مکعب آب در
اختیار بخش کشاورزی است و به ازای 1 متر مکعب آب 8/0 کیلوگرم محصول
کشاورزی تولید می شود. با استفاده از 83 میلیارد متر مکعب آب، 71 میلیون
تن محصول کشاورزی تولید شده است. در تولید این 71 میلیون تن 84% تلفات آبی
داریم و به زبان دیگر فقط 16% این آب نیاز آبی گیاه را تأمین کرده است.
بنابراین برای کاهش تلفات آب بایستی برنامه ریزی و هدف گذاری شود و حداقل
در دو برنامه 5 ساله توسعه 84% تلفات را به 40% کاهش برسد.
ما آبی را که گیاه نیاز دارد باید در اختیارش بگذاریم و نگذاریم اتلاف آب و تخریب خاک و افت محصول اتفاق بیافتد.
برای
تحقق هدف مذکور برنامه های تحقیق، ترویج و آموزش بایستی جدی گرفته شود. به
عنوان مثال با استفاده از روش های انتقال و توزیع از طریق لوله های
آبرسانی و آبیاری زیر سطحی با لوله های سفالی مقاوم و تراوا
نیاز آبی گیاه را در محیط ریشه تأمین نماییم.
این کار علمی و فنی بایستی از مرحله تحقیق تا اجرا پشتیبانی شود.
سیاست
هایی که در برنامه 5 ساله سوم و چهارم در مورد اقتصاد آب مورد توجه قرار
گرفته است خیلی مهم است. ارزش آب در هر یک از حوزه های آبریز باید تعیین
شود در حالیکه این ارزش در حال حاضر برای هیچ کس معلوم نیست.
ایشان
فرمودند تلفات آب خیلی بالاست که دلایل امر مربوط به ناکافی بودن اطلاع
عموم در مورد ارزش آب، تصور مردم از آب صرفاً به عنوان یک کالای ارزان
اجتماعی، عدم توجه به مدیریت تقاضا و مدیریت هماهنگ عرضه و تقاضا می باشد.
در ارتباط با سوال آقای دکتر یعقوبی،
برای استفاده مجدد از آب باید اضافه نمایم که بازچرخانی آب را شروع کرده
ایم و تحقیقات و مطالعاتی در این زمینه در دست انجام است. باید هماهنگی
لازم از نظر علمی، فنی و اجرایی انجام شود. در حال حاضر فاضلاب شهرهای
بزرگ از جمله مشهد پس از تصفیه شدن به اراضی کشاورزی اطراف شهر اختصاص می
یابد تا سفره آب زیرزمینی به مرور آزاد شده و به شهر مشهد اختصاص یابد.
در
مورد سوال مربوط به نقش سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید عرض کنم که
سازمان تصمیم ساز است و تصمیم گیری در دولت انجام می شود. یکی از راه های
آگاهی رسانی عمومی در ارتباط با ارزش آب درج ارزش واقعی آن در قبضها می
باشد بطوریکه هر مصرف کننده شهری و بهره بردار کشاورزی و صنعتی در قبال
پرداخت آب بهای قانونی از قیمت تمام شده نیز آگاهی حاصل نماید.
در
مورد هماهنگی مدیریتی در کلان شهرها قابل ذکر است که در شهر تهران
شهرداری تونل هایی را برای جمع آوری آب های سطحی ساخته است و
شرکت آب و فاضلاب نیز تونل و خطوط انتقال فاضلاب را اجرا نموده و یا در
دست اجرا دارد که اصولاً بدلیل شرایط محدود بارندگی می
بایست جدا عمل می شد و سیستم دو گانه برقرار می گردید شرایط تهران قابل
مقایسه با شهرهای کشورهای اروپایی برای ایجاد سیستم جمع آوری واحد نمی
باشد. قابل توجه است که حدود 530 قنات در حوزه شهر تهران وجود دارد که به
جهت ساخت و سازهای انجام شده این قنات ها مسدود و منحرف شده اند و نمی شود
از آن ها استفاده کرد. در این ارتباط باید وزارت نیرو و شهرداری تهران
مشترکاً بررسی و اقدام نمایند.
در مورد بحث مدیریت مصرف آب آقای دکتر شاهدی
فرمودند موضوع آگاهی مصرف کننده نسبت به ارزش اقتصادی آب بسیار مهم است.
مثلاً کشاورزان باید نسبت به ارزش اقتصادی آب آگاه باشند ولی در ارتباط با
مدیریت منابع آب ایران نیز مشکلات زیادی داریم. مثلاً تولید پسته در مناطق
کم آب در حال توسعه است چون پسته گران است و تولید آن برای کشاورز صرفه
اقتصادی دارد. اما این توسعه اکثراً در مناطقی صورت می گیرد که بیلان
آبهای زیرزمینی منفی است و موجب تخریب منابع زیرزمینی می شود و ممکن است
موجب مشکل بحران آب در این مناطق شود. نیاز به برنامه ریزی برای الگوهای
کاشت و مصرف آب در این مناطق و مناطق مشابه جدی است و برای مصرف بهینه آب
در این مناطق باید برنامه ریزی شود. مثال دیگر آلوده کردن خیلی از منابع
آبی کشور است. خیلی از آبهای سطحی کشور را آلوده می کنیم مثلاً رودخانه
زاینده رود که توسط فاضلابهای مختلف آلوده می شود یا آبهای زیرزمینی سطح
شهر تهران را با فاضلاب آلوده و غیرقابل استفاده می کنیم. بخشی از آب شرب
تهران بعلت خرابی سیستم لوله کشی تلف می شود.
تلفات آب فقط از طریق مستقیم نیست، بخشی از تلفات آب، انرژی و نیروی
انسانی در تلفات گندم و نان نهفته است و در حقیقت تلفات نان یعنی تلفات
آب، انرژی و نیروی انسانی که برای تولید آن استفاده شده است و در حقیقت
ضایع کردن منابع ملی کشور است.
پایداری منابع آب و استفاده از آب آشامیدنی بسته بندی شده...
یکی از مشکلات اساسی و بسیار مهم کشور بیلان منفی خیلی از منابع زیرزمینی
کشور مخصوصاً در مناطق حاشیة کویر است. مقدار برداشت از این منابع بیشتر
از مقدار تغذیه این منابع است و در برخی از مناطق در حدی است که سالیانه
یک متر یا بیشتر، سطح آب زیرزمینی پایین می رود. برداشت بیش از حد از برخی
از منابع مثل منقه رستاق استان یزد در حدی است که زمین نشست کرده است.
این نوع برداشت از منابع در حالی است که تلفات آب مصرفی در همان نقاط
بسیار زیاد است، توسعه کشاورزی و از جمله پسته کاری در این مناطق ادامه
دارد و بطور کلی برنامه ریزی خاصی برای مصرف بهینه و هماهنگ با منابع آبی
انجام نشده است.
این
بدین معنی است که نه تنها در آینده نه چندان دور مشکلات اساسی برای تأمین
آب این مناطق خواهیم داشت بلکه اختلاف پتانسیل بین آبهای شیرین و شور
حاشیه های کویر موجب تضعیف کیفیت منابع آبی قابل استفاده فعلی می گردد.
توجه
به موضوع برنامه ریزی برای مصرف بهینه آب در بخشهای کشاورزی، صنعت و شهری
و از جمله فضای سبز بسیار مهم و حیاتی است. ضرورت دارد علاوه بر تلاش در
جهت جلوگیری از اسراف آب و بالا بردن راندمان استفاده از آب در بخشهای
مختلف، برنامه ریزی صحیح برای برداشت کمتر آب از منابع خیلی از مناطق کشور
صورت گیرد. اقداماتی که باید خیلی جدی گرفته شود عبارتست از: اصلاح الگوی
فعالیتهای کشاورزی در این مناطق، جلوگیری از تولید محصولاتی که آب زیاد
نیاز دارند و عدم استفاده از روشهای آبیاری که تلفات آب آنها زیاد است،
جهت دادن تولید محصولات کشاورزی از طریق تولیدات گلخانه ای، طراحی فضای
سبز به نحوی که به آب کمتری نیاز داشته باشد. تصفیه فاضلاب و استفاده از
آن در فضای سبز و ...
برنامه
ریزی صحیح در ارتباط با توسعه صنعت و عدم استقرار صنایعی که به آب زیاد
نیاز دارند، الزام واحدهای بزرگ صنعتی نسبت به تصفیه آب واستفاده مجدد از
آن.
تأمین
امکانات و تجهیزات مناسب برای سیستم آبرسانی و استفاده از آب در واحدهای
تولیدی و خانه ها به گونه ای که با استفاده از آب کمتر نیازها برآورده
گردد. یعنی استفاده از شیرها، دوشها و روشهای شستشو و غیره که از آب کمتری
استفاده کنند.
بسته بندی آب آشامیدنی مصرفی کشور
با توجه به مصرف آب زیاد شهری در خانواده ها نیاز به تصفیه و فرآوری مناسب
و جدی تر نسبت به آب آشامیدنی است. مصلحت نیست که همه آب مصرفی شهرها در
حدی تصفیه و فرآوری شوند که برای آشامیدن مناسب باشند. ضرورت دارد برخی از
چشمه ها و آبهای خوب کشور برای بسته بندی فرآوری شده و در بسته بندیهای
مختلف برای مصرف آشامیدن توزیع گردد.
3- اظهارات آقای دکتر پرویز ایرانی در بارة نان:
با توجه به نوع نان ها كه اكثراً نازك و مسطح مي باشند به دليل عدم يكنواختي در پخت، خميري بودن نان ها، بخصوص كنار نان لواش، ور نيامدن خمير به دليل استفاده از جوش شيرين، چرمي شدن بافت نان لواش بدليل فطير بودن، غيرقابل هضم بودن، توليد آنها در شرايط غير
بهداشتي، عدم سازگاري با فن آوري پيشرفته توأم با ضايعات زياد و از همه
مهمتر بدليل عدم رضايت مصرف كننده و ده ها عيب و ايراد ديگر مي توان گفت
كه عمر اينگونه نان ها به آخر رسيده است.
همانگونه
كه توليد نان مسطح و ابتدائي در اكثر كشورهاي دنيا تعطيل و كنار گذاشته
شده است، در ايران نيز بايد توليد اينگونه نان ها هر چه سريع محدودتر و
كمتر و تحقيقات در رابطه با نان هاي مسطح كه تا حالا بدليل ابتدائي بودن
نوع نان ها نتايج كمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است محدودتر و تلاش
و تحقيقات بطرف صنعتي كردن توليد نان بصورت حجيم سوق داده شود.
تاكنون هر گونه تحقيقات و ارائه راه حل ها جهت بر طرف نمودن مشكلات بيشمار نان هاي سنتي بدليل نبود گوش شنوا اكثراً بي
نتيجه و بي ثمر بوده و در آينده هم نبايد بيش از اين انتظار داشت، نمونه
اش مصرف جوش شيرين است كه محقق بهر طريقي كه شده از ضرر آن همه و همچنين
نانوا را بخوبي آگاه نموده و با توجه به اينكه مصرف آن هم بارها ممنوع اعلام شده ولي نانوا براي راحتي خود، سلامتي مردم را ناديده گرفته، حتي مخفيانه آنرا با نمك مخلوط و در تهيه خمير استفاده مي كند. همانگونه كه اشاره شد بهتر است از اين به بعد تحقيقات، زحمات و توليد روي نان هاي حجيم متمركز شود.
سالانه در ايران دولت با پرداخت ميلياردها تومان يارانه، آرد كيلوئي با بيش از200 تومان را با نرخ 4 تومان در اختيار نانوا قرار داده و نانوا هم با بي ارزش شمردن آن، اولاً روزانه
از بي دقتي هزاران كيلو آرد را كف كارگاه ريخته ضايع مي كند و از طرف ديگر
ناني را هم كه تحويل مردم مي دهد بسيار نامرغوب و شانزده درصد آنهم در حين
مصرف از بين مي رود، پيشنهاد مي شود بهتر است دولت بخشي از اين يارانه را
جهت احداث يك كارخانه نان حجيم بصورت صنعتي و توليد در سطح انبوه حداقل
براي شهر پرجمعيت تهران در نظر گرفته و ناني كه تا مغز آن پخته و يقيناً مصرف كننده هم راضي خواهد شد با ارائه فرمولاسيون صحيح ماده اوليه، خمير و پخت به تدريج جايگزين نان هاي سنتي بشود.
واحدهاي
كوچك نانوائي با ظرفيت توليد كم براي تأمين نان مورد مصرف انبوهي از جمعيت
و ساكنين شهرهاي بزرگ نمي توانند جوابگو باشند و از طرف ديگر براي اين
كارگاه ها توليد نان ارزان قيمت به هيچ وجه نمي تواند اقتصادي باشد و اگر
اين كارگاه ها بخواهند به روال فعلي كار كنند متحمل زيان خواهند شد كه براي جبران قسمتي از زيان خود ناچاراً به روش هائي متوسل خواهند شد كه عوارض و پي آمدهاي زيانباري براي جامعه در بر خواهد داشت، بهر حال صاحبان اين واحدها عملاً هيچ
انگيزه اي براي حرفه خود نداشته و بدون علاقه و از روي ناچاري و براي
امرار معاش و اجتناب از بيكاري به فعاليت ادامه داده و هيچ علاقه اي براي
بهتر شدن وضع كنوني نان نشان نمي دهند. پس مي توان نتيجه گرفت كه ادامه وضع فعلي به هيچ وجه عاقلانه نمي باشد.
با توجه
به اينكه مهمترين ماده اوليه در توليد نان مرغوب اعم ازسنتي و صنعتي، گندم
و آرد مناسب و با كيفيت بالا مي باشد لازم است گندم ها قبل از ارسال به
كارخانجات آردسازي از نظر كيفيت تحت كنترل قرار گرفته و با تعيين ميزان
اختلاط گندم هاي ضعيف و قوي و يا حتي خود آردها با فرمول مناسب براي تهيه
خمير و نان آماده شوند. رعايت نكردن اين موضوع مهم كه تا همين الان هم به
آن توجه نمي شود نوساناتي در كيفيت آردهاي تحويلي به كارگاه هاي نانوائي
به چشم مي خورد كه نتيجتاً نوساناتي دركيفيت نان ها بوجود مي آيد كه ضايعات زيادي را بدنبال دارد.
پيشنهاد
مي شود گندم ها قبل از تخليه در انبار و سيلوها، با دستگاه هاي سيار و
سريع از نظر كيفيت در مدت خيلي كوتاه (50 ثانيه) ارزيابي و بر اساس درصد
پروتئين شامـل:
زير 9%، 9%، 10%، 11%، 12% و بيشتر از 12% طبقه بندي و به تفكيك نگهداري شوند.
اظهارات آقای دکتر رجب زاده در بارة نان:
ایشان پس از ارائه گزارش آماری در خصوص مصرف سرانه آرد نانوایی گفتند که:
- مصرف
آرد نانوایی 000/500/8 تن در سال و در سایر موارد آرد 000/600 تن می باشد.
که جمعاٌ آرد مصرفی کشور 000/500/9 تن در سال می باشد.
- مصرف سرانه نان در ایران 164-139
کیلوگرم گزارش شده است. میانگین مصرف سرانه نان در کشورهای اتحادیه اروپا
68 کیلوگرم است که در مقایسه با کشور ما تفاوت چشمگیری دیده می شود. البته
بخش زیادی از این نان در کشور ما ضایع می شود.
ایشان اعلام کردند
که ما با تغییر الگوی مصرف باید این میزان ضایعات را کاهش دهیم. در بخش
گندم و نان سیستم های مدیریتی متعددی است یعنی مراجع تصمیم گیری زیاد و
ضعف مدیریتی در این بخش بسیار دیده می شود. یعنی آرد که یک ماده فرآوری
شده است از ماده خام خود (گندم) ارزان تر است بطور مثال قیمت آرد 4 تومان
ولی قیمت گندم 170 تومان است که این بزرگترین ضعف در این سیستم می باشد که
هر نوع اصلاح ساختاری که می خواهد انجام شود با مطرح کردن دو مورد با
مخالفت روبرو می شود: 1- طبقه پایین جامعه 2- ذائقه مردمی.
طبق
آمارهای بدست آمده در سال 1343 سهم نان لواش 13% و هم اکنون 43% می باشد
که دارای ضایعات زیادی است و از لحاظ تعاریف علمی نان مطلوبی نیست چرا که
این نان وقت کمی برای پخته شدن می گیرد (7 الی 15 ثانیه) که زمان کاملی
برای پخته شدن نشاسته آن نیست و همچنین بعلت مصرف جوش شیرین برای پوکی
بیشتر و جلوگیری از بافت متراکم و فشرده شدن، بسیار مضر می باشد.
علت
دوم فضای محدود نانوایی ها است که 25-15 متر و خیلی کوچک است و همچنین
نداشتن کولر و چون دما خیلی بالا است نانوا برای اینکه بتواند خمیر را نگه
دارد متوسل به جوش شیرین می شود.
علت سوم اینکه ساختار تمامی تنورهای نانوایی ها اشتباه است زیرا نان با مواد سوختی تنور برخورد مستقیم دارد که سرطان زا است.
سپس
ایشان جهت حل مشکلات اظهار داشتند که باید آزادسازی قیمت آرد و نان صورت
پذیرد و یارانه کنترل و هدفمند شود و نانوایی ها زیر نظر یک ارگان و یا یک
سازمان مشخص اداره شوند. ضمناً تبدیل تنورها به فرهای صنعتی برای جلوگیری
از تماس مواد سوختی با نان، آموزش و اطلاع رسانی به نانواها ضروری بوده و
تغییر روشهای عمل آوری خمیر نان و تولید انبوه (صنعتی) و کم شدن هزینه ها
می بایست تحقق یابد.
ایشان
در تکمیل سخنان آقای دکتر ایرانی اظهار داشتند که برای تغییر الگوی نانها
در ابتدا باید فرهنگ سازی شود و یکی از بهترین نانها، نان سنگک است که
تخمیر به طور کامل در آن انجام می شود. اما متأسفانه در 12-10 سال
اخیر، آرد این نان را که باید کامل و تیره باشد به آرد دارای 86 درصد
استخراج تبدیل گردیده و عملاً سبوس گیری آن افزایش یافته است. نان بربری
اگر در تنور سنتی پخته شود، یک نان خوشمزه است ولی اگر همین نان را به
صورت انبوه تولید کنیم چون نان پوسته ترد و شکننده ای دارد، بعد از مدتی،
رطوبت جذب پوسته شده و نان حالت لاستیکی به خود می گیرد. به همین جهت باید
روشهای عمل آوری خمیر و پخت نان با توجه به الگوی تهیه و تولید نان مناسب
تغییر کرده که در این رابطه می بایست نسبت به معرفی نان های مأکول و
همچنین فرهنگ سازی اقدام لازم صورت گیرد.
متأسفانه
مشکل اساسی در این رابطه مراجع تصمیم گیری متعدد است که ما باید به سویی
حرکت کنیم که تولیدات را از طریق ماشین آلات صنعتی استاندارد انجام دهیم.
5- اظهارات آقای دکتر شاهدی در بارة نان و سایر مواد غذایی:
دلایل تلفات نان را به صورت زیر خلاصه کردند:
- کیفیت
نان، نگهداری نان، کم بودن ارزش اقتصادی نان، عدم شناخت مردم نسبت به نان
خوب، عدم وجود یک سیستم تشکیلاتی و مدیریتی خوب و عدم برنامه ریزی خاص و
پویا در جهت تولید و مصرف نان، عدم استفاده از راهکارهای علمی در عمل، عدم
استفاده از افراد آموزش دیده و متخصص تکنولوژی تولید نان و عدم به وجود
آوردن واحدهای تولید نان با حجم تولید بیشتر و اقتصادی تر به نحوی که
تولید کننده رضایت بیشتری داشته باشد.
تلفات گندم، آرد و نان
الف – تلفات گندم
تلفات گندم از برداشت تا تولید آرد را تا حد 30 درصد نیز گزارش کرده اند.
آنچه مهم است اینکه اولاً تعریف مشخصی از تلفات داشته باشیم و ثانیاً
اینکه یک آمار دقیق و علمی از تلفات گندم ارائه دهیم.
تلفات گندم یعنی چه؟ آیا جداسازی مواد اضافی همراه با گندم جزو تلفات
محسوب می شود؟ مواد اضافی شامل کلش، سنگ، کاه، دانه های علفهای هرز و ....
می باشد که معمولاً آن را جزو تلفات محسوب می کنند.
آیا سبوس گیری از گندم برای تولید آرد جزو تلفات محسوب می شود؟ برای تولید
انواع آردها بین 5 تا 25 درصد و بطور معدل بیش از 15 درصد سبوس گیری از
گندم صورت می گیرد و این سبوس به مصرف دام می رسد.
ترکیبات سبوس برای انسان بسیار مفید است و سبوس دارای املاح مفید،
ویتامینها و فیبرهای مفید در سیستم تغذیه است. البته دارای ترکیب
اسیدفیتیک نیز هست که اگر فرآوری نان درست انجام نشود موجب جلوگیری نسبت
به جذب آهن، روی، کلسیم و بطور کلی برخی از عناصر ضروری برای بدن می شود.
آیا باید آرد کامل استفاده کرد؟ بخشی از گندمهای تولید کشور کیفیت استفاده
برای نان را ندارند و به مصرف دام می رسد. دلیل کیفیت پایین آنها بیشتر
عوامل مؤثر در تولید، مثل بارندگی، باد، آفات و بیماریها می باشند که بر
کیفیت این گندمها مؤثر هستند. آیا این بخش از گندمها را جزو تلفات محسوب
کنیم؟ در صورتیکه مواردیکه اشاره شد را تلفات ندانیم مقدار تلفات گندم پس
از برداشت تا مصرف، خیلی کمتر خواهد بود و شاید بیش از 10 درصد نباشد.
بخشی از این تلفات مربوط به مشکلات برداشت است که گاهی تا 10 درصد هم
تخمین می زنند ولی بطور معدل از 5 درصد کمتر است و 5 درصد بقیه نیز مربوط
به حمل و نقل، نگهداری در سیلوها، آسیابها و غیره می باشد.
ب – تلفات آرد:
تلفات آرد تولیدی نیز بیش از 2 تا 3 درصد نیست که مهمترین بخش تلفات آرد
استفاده از آن به عنوان بستر خمیر و فراهم کردن شرایط بهتر فرم دادن خمیر
است و بدیهی است ارزان بودن آرد بر این تلفات مؤثر است.
بخشی از آرد تحویلی به نانوائیها برای تولید نانها و یا محصولات بدون
یارانه از مسیر اصلی خود خارج می شود که نمی شود آن را تلفات محسوب کرد.
ج – تلفات نان
تلفات نان را تا 30 درصد تخمین می زنند اما آیا تلفات نان در این حد است؟
تلفات نان در بخشهایی از کشور می تواند تا این حد باشد اما معدل تلفات نان
در کشور خیلی کمتر است. تلفات نان در روستاها را خیلی کمتر از 10 درصد می
شود تخمین زد. تلفات نان در شهرهای مختلف و مناطق مختلف کشور متفاوت است
ولی آمار دقیقی در دست نیست. متخصصین امر تلفات نان را حدود 20 درصد تخمین
می زنند. برای تعیین عدد دقیق آن نیاز به مطالعه بیشتر است.
راههای پیشگیری از تلفات، گندم، آرد و نان
الف – استفاده از روشهای اقتصادی، افزایش تدریجی قیمت آرد و نان و تأمین خانواده های کم درآمد از روشهای دیگر
ب – رفع مشکلات برداشت و تأمین امکانات کافی برای برداشت و آموزش افرادی که در امر برداشت مشغولند.
ج – تأمین امکانات مناسب و کافی برای حمل و نقل گندم
د- تأمین سیلوی مناسب و کافی برای نگهداری بهتر گندم و عدم انبار در فضای آزاد
هـ- آموزش افراد مختلف دست اندرکار در برداشت، حمل و نقل و نگهداری گندم
و – برنامه ریزی صحیح و علمی برای استفاده از آرد کامل و یا با سبوس بیشتر برای تولید نان
ز- آموزش نانوایان برای جلوگیری از تلفات آرد
ح – استفاده از تکنولوژی مناسب برای تولید خمیر و نان
ط – بسته بندی و نگهداری صحیح نان
ی – طراحی فرم و بسته بندی نان به گونه ای که تلفات نان کمتر شود
ک – تأمین نان با کیفیت و مناسب بنحوی که نیاز به معطل شدن خریداران در صف نباشد و ماندگاری نان بیشتر باشد.
تلفات برنج در مراحل پس از برداشت، فرآوری و مصرف
بخش
مهمی از برنج تولیدی کشور در مراحل برداشت، تبدیل، پخت و مصرف تلف می شود.
آمار دقیقی وجود ندارد که این تلفات چند درصد است و البته بسته به تعریف
ضایعات و تلفات درصد افت می تواند متفاوت باشد. بخشی مهمی از برنج با دست
برداشت می شود و ضایعات کمتری دارد ولی بخشی که با کمباین برداشت می شود
به علت عدم استفاده از کمباین مناسب و عدم تنظیم آن تلفات بیشتری دارد.
خرمنکوبی برنج بیشتر از طریق دستگاههای پشت تراکتوری صورت می گیرد که خود تلفات زیادی دارد ولی مقدار دقیق آن گزارش نشده است.
یکی از مراحل که تلفات زیادی برای برنج دارد مرحله شالیکوبی یا جداکردن
پوسته خارجی برنج است (تبدیل شلتوک به برنج قهوه ای) و سفید کردن برنج و
سبوس گیری از برنج است. طبق مطالعات انجام گرفته توسط سازمان جهاد کشاورزی
استان گیلان در سال 1375 از هر 100 کیلو شلتوک 52 کیلوگرم برنج سالم به
دست می آید و 48 درصد بقیه شامل 5/15 تا 29 درصد پوسته شلتوک و 8 تا 17
درصد سبوس و گرد سبوس، 4 درصد خرده برنج و 14 درصد برنج نیم دانه است.
درصد
خردشدن برنج در مراحل پوسته گیری و سبوس گیری بالا است و حدود 21 درصد است
که خسارت اقتصادی آن زیاد است. بخش مهمی از این ضایعات در اثر استفاده از
دستگاههای قدیمی و نامطلوب و تنظیم نشده و عدم رعایت رطوبت مناسب برنج در
مرحله تبدیل است.
سبوس برنج از نظر سلولز و همی سلولز غنی بوده و دارای ویتامینهای گروه B، تیامین،
ریبوفلاوین، نیاسین، پیریدوکسین، اسیدفولیک، بیوتین و توکوفرول می باشد.
اکثر کشورهای تولید کننده برنج به ارزش غذایی و صنعتی سبوس پی برده و از
آن بطور وسیع در تولید انواع روغنها، غذای کودک، بیسکویت سازی، کنسانتره
پروتئینی، خوراک دام، طیور، ماهیان و تولید انواع فرآورده های دارویی و
غذایی استفاده می کنند. غنی بودن سبوس برنج از نظر قندها، اسیدها آمینه
آزاد و آنزیمهای زیاد موجب شده است که نگهداری آن پس از جداسازی از برنج
به صورت تثبیت نشده موجب فاسد شدن و غیرقابل استفاده شده آن گردد.
طبق
مطالعات انجام گرفته توسط سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان در سال 1381 و
با توجه به ارزیابی دو واحد شالیکوبی در فلاورجان برای برنج چمپا محلی
راندمان تبدیل شلتوک به برنج بین 55 تا 60 درصد بوده است و مقدار خرده
برنج و نیم دانه بین 8 تا 10 درصد بوده است. با توجه به اینکه مقدار پوسته
برنج و نیم دانه بین 8 تا 10 درصد بوده است و مقدار پوسته برنج بسته به
رقم و شرایط تولید بین 20 تا 30 درصد و مقدار سبوس نیز بین 5 تا 8 درصد
است. میانگین تولید برنج از شلتوک باید حدود 72 درصد باشد که این مقدار
بسته به شرایط و ارقام مختلف بین 55 تا 65 درصد می باشد.
برای کاهش تلفات برنج در مراحل برداشت و تبدیل توجه به موارد زیر ضروری است:
الف – خشک کردن شلتوک تا حد رطوبت مناسب قبل از شالیکوبی
این رطوبت را 14 تا 17 درصد پیشنهاد می کنند. آنچه در شرایط فعلی معمول
است، خشک کردن در کنار آفتاب و یا خشک کن های سیلویی است که عدم یکنواختی
در خشک کردن و خشک کردن تا رطوبت نامناسب موجب تلفات بیش از حد و مخصوصاً
خرد شدن بیش از معمول برنج می شود.
ب – استفاده از دستگاههای شالیکوبی مناسب و تنظیم شده
انتخاب دقیق دستگاه و تنظیم آن موجب کاهش خرد شدن برنج و تلفات می شود.
پوست کنی معمولاًٌ در دو مرحله انجام می گیرد. برای کاهش تلفات
ضرورت دارد قبل از پوست کنی بوجاری کامل و مخصوصاً سنگ گیری صورت گیرد و
بعد از مرحله اول پوست گیری برنج های پوست گیری شده جدا گردد تا تلفات
برنج در مرحله دوم کاهش یابد.
ج – سفید کردن برنج
3 تا 5 درصد برنج لایه خارجی (سبوس و یا لایه های پریکارب و آلرون است)
این بخش و قسمتی از آندوسپرم سبوس را تشکیل می دهد که حدود 10 درصد است.
سبوس دارای چربی زیاد و با کیفیت خوب (16 درصد) ویتامینها، مینرالها و
فیبر غذایی است و ارزش غذایی بالایی دارد. برای استفاده از آن باید عمل
آنزیم بری بلافاصله پس از سبوس گیری صورت گیرد و بعد از آن مراحل فرآوری و
تبدیل برای استفاده در محصولات مختلف غذایی روی آن انجام گیرد.
مشکل اساسی قسمت سفیدکن برنج تلفات زیاد برنج در مرحله سفید کردن به دلیل
جدا کردن درصد زیادی از برنج برای سفید کردن، خرد شدن برنج و تلفات آن به
دلیل تولید خرده برنج زیاد است.
برای سفید کردن برنج از دستگاههای مختلف و از جمله سفید کن ساتاک، سفیدکن
حسن منصور و سفیدکن تیغه ای که هر یک مشکلاتی دارند و راندمان اکثر
دستگاهها پائین است و ضرورت دارد نسبت به انتخاب صحیح دستگاه و تنظیم دقیق
آن دقت بیشتری صورت گیرد تا تلفات در مراحل فرآوری برنج کم شود.
برای کاهش تلفات برنج در مراحل مختلف فرآوری ضرورت دارد ساز و کارهای
مناسب برای انتخاب صحیح ماشینهای پس از برداشت و تنظیم دقیق آنها در موقع
استفاده به وجود آید.
نکات زیر در ارتباط با بهینه سازی ماشینهای مورد استفاده در واحد شالیکوبی حائز اهمیت است:
- کاربرد پوست کن های غلطک لاستیکی و جایگزینی تدریجی آن به جای پوست کن تیغه ای در کارخانه های شالیکوبی.
- نصب جداساز(Seprator) یا پادیه به منظور جلوگیری از خرد شدن دانه برنج در سفیدکن ها.
- نصب دستگاه سنگ گیر (Stoner) قبل از دستگاه پوست کن در سیستم کارخانه های شالیکوبی که باعث دوام لاستیک یا غلطک های پوست کن و یا سایر تجهیزات می گردد.
- جایگزینی سفیدکنهای سایشی بجای نوع تیغه ای آن.
- نصب پولیش در انتهای خط تبدیل کارخانه های شالیکوبی.
- استفاده از ماشینهای مناسب بوجاری برنج سفید در انتهای خط تبدیل.
- کاربرد دستگاه جداساز سیکلونی برای گرفتن گرد و خاک و جلوگیری از آلودگی محیط کارخانه های شالیکوبی.
- نحوه استقرار ماشین آلات خط تبدیل طوری باشد که حتی الامکان از بکارگیری الواتورها در خط تبدیل جلوگیری شود.
- رعایت موازین و موارد بهداشتی در محیط کارخانه های شالیکوبی به منظور حفظ سلامتی کارکنان و کارگران.
- آموزش کارخانه داران شالیکوبی در مورد کاربرد صحیح ماشین آلات خطوط تبدیل.
- حضور ناظر فنی و متخصص در امر تنظیم ماشین آلات خطوط تبدیل با هماهنگی سازمان نظام مهندسی کشاورزی و اتحادیه صنف شالیکوبان.
- جایگزینی تدریجی الک های استوانه ای با الک های لرزشی با توجه به توانمندی ساخت این نوع دستگاههای درجه بندی، در داخل کشور.
تلفات برنج در مراحل پخت و مصرف
یکی از مشکلات پخت برنج در کشور ما تولید برنج آب کش شده است، این روش پخت
موجب تلفات درصد زیادی از ویتامین باقیمانده و ترکیبات دیگر برنج چون
نشاسته است. برای جلوگیری از این تلفات باید روش پخت بدون آبکش کردن معمول
شود. برای این منظور نیاز به کار آموزشی برای انتقال اهمیت موضوع و کیفیت
تغذیه ای بهتر برنج آبکش نشده به خانواده ها و کسانی است که در امر آشپزی
مؤثرند.
بخش مهمی از تلفات برنج در مرحله مصرف است، متأسفانه در موقع کشیدن برنج
برای افراد بدون توجه به مقدار نیاز مصرف کننده زیاد در ظرف ریخته می شود
و معمولاً درصدی از برنج طبخ شده و آماده شده برای مصرف روانه سلطهای
زباله می گردد. مقدار تلفات برنج در این مرحله می تواند از 10 درصد هم
بیشتر باشد ولی آمار مشخصی از این تلفات در کشور موجود نیست. برای جلوگیری
از این تلفات هم نحوه کشیدن برنج باید تغییر کند و مقدار برنج بر اساس
نیاز افراد باشد و البته فرهنگ مصرف بدون اسراف باید تبلیغ گردد.
تلفات میوه و سبزی
ایران از نظر تولید میوه و سبزی جزو ده کشور اول جهان قرار دارد.
با توجه به آماری که مسئولین ارائه می دهند سالیانه بیش از 35 درصد
محصولات میوه و سبزی تلف می شود. عوامل مؤثر بر این تلفات عبارتند از
روشهای نامناسب برداشت و حمل و نقل، انبارداری ناصحیح، عدم جداسازی میوه
ها با کیفیتهای مختلف و شرایط بد توزیع بوسیله خرده فروش و تلفات در مراحل
نگهداری در خانه و مصرف.
برای
کاهش تلفات میوه نیاز به زنجیره های برداشت، حمل و نقل، نگهداری، بسته
بندی و توزیع و یا صادرات می باشد. برای کاهش ضایعات باید موارد زیر مورد
توجه قرار گیرد:
- استفاده از روشهای پیشگیری ضایعات میوه و سبزی
- آموزش تولیدکنندگان نسبت به چگونگی برداشت میوه ها و سبزیها
- تأمین امکانات بهتر برای برداشت و حمل و نقل میوه ها و از جمله کامیونهای سردخانه دار
- جداسازی و درجه بندی میوه ها و سبزیها و تمیزکردن کامل سبزیهای برگی و سپس توزیع
- دقت بیشتر نسبت به شرایط نگهداری میوه ها و سبزیها در سردخانه ها
- آموزش دست اندرکاران و از جمله مصرف کنندگان میوه و سبزی نسبت به چگونگی نگهداری و مصرف میوه ها و سبزیها در منزل
- بکارگیری متخصصین صنایع غذایی در خطوط تولید فرآورده های میوه و سبزی
- ایجاد زنجیره های سرد مناسب حمل و نقل، نگهداری و توزیع میوه ها و سبزیها.