* کاغذی که برای چاپ اسکناس مورد استفاده قرار می گیرد از جمله محصولات وارداتی می باشد و فراموش نکنیم که کشور ما در حال تحریم است.
* خرید کیف های استاندارد مخصوص پول که اسکناس در آن بدون تا شدن جا بگیرد!
* همیشه حتی در شرایط خاص یادمان باشد که اسکناس دفترچه یادداشت نیست!
* اولین باری که به کودک خود اسکناسی جهت خرید می دهیم آموزش استفاده درست از آن و کیف مخصوص پول را هم برایش فراهم نماییم.
*
* در موقعی که دستانمان کثیف است شمردن اسکناس را به کسی دیگر محول کنیم.

* قبل از شستن لباسها حتما جیب های آن را بررسی کنیم و از نبودن اسکناس در آن مطمئن شویم.
* چطور برای جلوگیری از تا شدن عکس آن را داخل پاکت می گذاریم و نسبت به آن حساس هستیم،در باره اسکناس هک به عنوان سرمایه ملی باید برخوردی اینچنین داشته باشیم.
* با مشاهده اسکناسهای در معرض نابودی و مشاهده اولین علایم پارگی در اثر استفاده نادرست آنها را از طریق نوار چسب ترمیم کنیم.
* خود را به عنوان یک مسئول حفاظت از اسکناس به عنوان سرمایه ملی بدانیم و اطلاع رسانی در این زمینه به دوستان و سایر افراد را فراموش نکنیم.
* درحال حاضر سيستم استفاده از پول نقد در جهان تقريبا منسوخ شده است. مثلادر برخي از كشورها حتي براي پرداخت هزينه غذا در رستوران هم از كارت اعتباري استفاده مي شود.
* استفاده از كارت هاي اعتباري می تواند سهم بزرگی در استفاده کمتر در نتیجه سالمتر ماندن اسکناس داشته باشد.
* بارها مشاهده شده كه گروههاي خاصي از اسكناس براي كارهاي تبليغي و تبريك مناسبت ها استفاده مي كنند.
* قبل از برداشت پول از خود پردازها به چند نکته توجه کنید:
* به اندازه نیاز پول دریافت نمایید.
* در یافت وجه را به بعد از قطعی شدن خرید موکول نمایید.
* هیچ موقع ،حتی در زمانهای بحرانی استفاده درست از اسکناس را فراموش نکنیم و این نشود که (حالا این یک بار..........).
* یک راه خوب برای در امان نگاه داشتن اسکناس های آسیب دیده تا ترمیم مجدد جمع آوری آنها و تعویض با اسکناس هاس سالم می باشد که این کار در همه شعب بانک ها انجام می شود.
* فراموش نکنیم که اسکناس های موجود در جیب ما همانند کارت شناسایی و سایر مدارک نشان دهنده شخصیت و فرهنگ ما می باشد.
* اگر قرار است هدیه ای برای آنان که دوستشان داریم بخریم یک گزینه خوب می تواند "کیف پول" باشد. این کار می تواند توسط بانکها نیز انجام شودکما اینکه قبلا نیز انجام می شده.
* چرا از تابلو های تبلیغاتی و پیام های بازرگانی که هر روز با رنگ ولعاب جدید وعده برنده شدن جوایز بانک ها را می دهند در جهت آموزش استفاده درست از این سرمایه ملی نکنیم.
* این نکته را به خاطر داشته باشیم که یک اسکناس تا 17 روز مي تواند عامل مهم انتقال بيماري آنفلوآ نزا وسایر بیماریها باشد!پس از آن به عنوان خلال دندان یا...استفاده نکنیم.
* از جلمه نکاتی که ما می توانیم در برخورد با استفاده کنندگان نادرست از اسکناس یاد آور شویم این است که هزینه تجدید چاپ اسکناس‌های فرسوده از مالیات‌های‌ مردم تامین می‌گردد.
* در هنگام دریافت اسکناس از افراد نسبت به سالم بودن آن حساس باشیم.باشد با این کار انگیزه ای در طرف مقابل نسبت به طرح چاره ای جهت سالم ماندن اسکناس پدید آوریم.
* فراموش نکنیم که حواله کردن یک اسکناس پاره در بین اسکناس های دیگر کمکی به حل معضل نخواهد کرد بلکه ممکن است با بی توجهی که شمارنده بعدی پول خواهد داشت آن اسکناس به طور کامل از سیستم معاملاتی خارج شود.

مهدوی خواه 1388/1/27

منابع مورد مطالعه:
سایت روزنامه همشهری
سایت خبری آفتاب


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:06 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

اگر چه زمان سرمایه ی ارزشمندیاستاماتمامشدنیاست،تنهاکسانیکهازلحظهلحظهیاینسرمایهدرراهسعادتوکمالوبهروزیخویشبهرهگیرند،درآیندهودربخشهایپایانیعمرگرفتارحسرتبرگذشتهنخواهندشدموفقیتوشکستهامرهوناستفادهاززماناست.
اگرمیخواهیددرمدیریتزمانموفقباشیدبهتوصیههایزیرتوجهکنید:
 

 

هدفهایتانرامشخصکنید :
تصمیمبگیریدکهدقیقاًچهمیخواهید. باروشنکردناینموضوع،اولینقدمرابرداشتهاید. پیشازآغازکار،هدفهاوتصمیمهایتانرابنویسید.
 

 

برایهرروزازقبلبرنامهریزیکنید :
برایانجامهرکاریبایدبرنامهریزیکنید. برنامهخودراروییکورقکاغذبنویسید. خواهیددیدهردقیقهایراکهبرنامهریزیصرفمیکنید،درواقعپنجتاششدقیقهدرزمانانجامکارخودصرفهجوییمیکنید.
 

 

ازقانون۲۰/۸۰درکارهایتاناستفادهکنید :
۸۰درصدازموفقیتهایشما،نتیجه۲۰درصدفعالیتاست. پستلاشخودرابرهمین۲۰درصدمتمرکزکنید.
 

 

پیامدکارهارادرنظرداشتهباشید :
مهمترینکارهایشما،آنهاییهستندکهبیشترینتأثیررابرکاروزندگیشمامیگذراند. بهجایتوجهبهکارهایدیگر،همهتمرکزخودرابرکارهایمهمقراردهید.
 

 

همیشهازروشالف،ب،پ،ت،ثاستفادهکنید :
ابتدافهرستیازکارهاییکهبایدانجامدهید،تهیهکنید. سپسآنهارااولویتبندیکنیدومطمئنشویدکهمهمترینکاردرابتدایفهرستشماقراردارد.
 

 

رویهدفاصلیتمرکزکنید :
نتایجموردنظرکارخودرامشخصکنیدوسپسباپشتکاربرایرسیدنبهآنهااقدامکنید.
 

 

بهضرورتانجامکارهاتوجهکنید :
هیچوقتبرایانجامهمهکارهاوقتکافیندارید،ولیهمیشهبرایانجاممهمترینکارهاوقتکافیخواهیدداشت.
 

 

پیشازشروعکار،مقدماتآنرافراهمکنید :
بایدباآمادگیکاملکارراانجامدهیدتاعملکردضعیفینداشتهباشید.
 

 

همیشهشاگردباقیبمانید :
هرچهدانشومهارتتاندرارتباطباکاریکهانجاممیدهیدبالاترباشد،کارراسریعتروبهترانجامخواهیدداد.
 

 

استعدادهایمنحصربهفردخودراتقویتکنید :
دقیقاًمشخصکنیدکهچهکاریراامروزوچهکاریرادرآیندهمیتوانیدبهخوبیانجامدهیدوسپسدستبهکارشوید.
 

 

محدودیتهایخودرابشناسید :
عواملبازدارندهدرونیوبیرونیرامشخصکنید. عواملیراکهباعثتسریعکارتانمیشوندتعیینکنیدوسپسسعیکنیدعواملبازدارندهراازمیانبردارید.
 

 

قدمبهقدمپیشبروید :
اگرکارهایخودرامرحلهبهمرحلهانجامدهید،میتوانیدبزرگترینوسختترینکارهاراانجامدهید.
 

 

خودتانراتحتفشارقراردهید :
تصورکنیدیکماهدیگربایدشهرستانراترککنید. بهگونهایعملکنیدکهگویامجبورهستیدپیشازرفتنهمهکارهایاصلیخودراانجامدهید.
 

 

تواناییهایخودراافزایشدهید :
اوقاتیراکهکارآییذهنیوجسمیشمابهحداکثرمیرسدمشخصکنیدومهمترینکارهایتانرادرهمانزمانهاانجامدهید. بهاندازهکافیاستراحتکنیدتابیشترینبازدهیراداشتهباشید.
 

 

خودرابهفعالیتبیشترعادتدهید :
مشوّقخودباشیدودرهرشرایطیدرپیکسبنتایجعالیباشید. بهجایفکرکردنبهمشکلات،راهحلآنهاراجستجوکنید. هموارهخوشبینباشید.
 

 

ازتنبلیسازندهبهرهبگیرید :
هیچکسنمیتواندهمهکارهاراانجامدهد،پسگاهیاوقاتبایدازانجامکارهاییکهاهمیتکمتریدارندخودداریکنید. بااینکاربرایکارهایمهمتروقتکافیخواهیدداشت.
 

 

ابتداسختترینکارراانجامدهید :
روزخودراباسختترینکارآغازکنید،کاریکهبیشترینتأثیررابرزندگیشماخواهدداشتوتاوقتیآنرابهطورکاملانجامندادهاید،کاردیگریدردستنگیرید.
کاررابهبخشهایکوچکترتقسیمکنید :
کارهایبزرگوپیچیدهرابهبخشهایکوچکترتقسیمکنید. سپسهردفعه،یکبخشازکارراانجامدهید.
 

 

برایخودایجادوقتکنید :
برنامهروزانهخودرابهگونهایتنظیمکنیدکههرروزوقتکافیبرایتمرکزکاملبرکارهایمهموضروریداشتهباشید.
 

 

کارهاراسریعترانجامدهید :
عادتکنیدکارهایاصلیخودراسریعانجامدهیدتابهعنوانشخصیکهکارهاراسریعودقیقانجاممیدهد،شناختهشوید.
 

 

کارهارابهترتیباهمیتانجامدهید :
کارهایضروریومهمخودرامشخصکنیدبهسرعتکارراآغازکنیدوبدونوقهتاتکمیلنهاییآن،دستازکارنکشید. رمزافزایشکارآییوبهرهوریفردی،همیناست.
 

 

ارادهکنیدکههرروزاینروشهاراتمرینکنیدتاجزءعاداتروزانهشماشوند. اگربهاینترتیبعملکنید،مدیریتزمانبخشیازشخصیتشمامیشودوآیندهتانراتضمینمیکند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:04 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

روشهای پیشگیری از اتلاف آب، نان و سایر مواد غذایی

 

 

 

این جلسه با مشارکت آقایان: دکتر پرویز ایرانی، دکتر مسعود تجریشی، دکتر ناصر رجب زاده، دکتر محمد شاهدی باغ خندان و ­مهندس غفاری شیروان تشکیل شد. آقای دکتر شاهدی باغ خندان ریاست جلسه را بر عهده داشتند. آقایان: دکتر تجریشی و مهندس غفاری شیروان در ارتباط با آب و آقایان: دکتر ایرانی، دکتر رجب زاده در بارة نان و آقای دکتر شاهدی در بارة آب، نان و سایر مواد غذایی اظهار نظر نمودند.

 

مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:

 

 

 

1- اظهارات آقای دکتر تجریشی در بارة آب:

 

تلفات آب شهری، آب کشاورزی و آب مورد مصرف صنعت در کشور تقریباً در یک حد و در حدود 30 الی 50 درصد گزارش شده است. از جمله علل بالا بودن این تلفات کمبود اطلاع از میزان مصرف و الگوی بهینه مصرف آب، کمبود اطلاعات کافی در مورد عوامل افزایش تقاضا، پایین بودن قیمت آب، تصور مردم و مصرف کنندگان از آب به عنوان یک کالای اجتماعی و ارزان قیمت، کمبود درک مفاهیم، قلمرو و پتانسیل های مدیریت تقاضا می باشند. تغییر جهت گیری از مدیریت عرضه به مدیریت تقاضا در این برهه زمانی که کشور در حال ورود به تنش آبی می باشد بسیار جدی و مهم بوده و بکارگیری الگوهای جدید برای مدیریت بحران آبی در آینده حیاتی می باشند.

 

استفاده مجدد، بهره گیری از تکنولوژی و دانش فنی بر بازیافت و بازیابی آب در جهان صنعتی امروز، تأثیر به سزایی در کاهش مصرف آب و تلفات آن داشته است. در اختیار گذاشتن آب به قیمتهای اقتصادی؛ آگاه سازی و آموزش در رده های مختلف برای کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی، صنعت و شهری؛ تدوین و تصویب قوانین و مقررات و در نهایت تشویق درست مصرف کنندگان و جریمه مصرف کنندگان بالا و یا تلف کنندگان عمده آب از جمله راهبردهای اصلی برای پیشگیری اتلاف آب به شمار می روند.

 

 

 

 

 

2- اظهارات آقای مهندس غفاری شیروان در بارة آب:

 

مدیر کل امور منابع آب سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پس از معرفی خود که حدود 23 سال در پست های کارشناسی و مدیریتی در وزارت نیرو و حدود 10 سال در سازمان مدیریت و  برنامه ریزی کشور به عنوان مدیر دفتر امورمنابع آب بوده اند فرمودند کشور خشک و نیمه خشک ایران با محدودیت کمی و کیفی آب مواجه است. برای مدیریت آب نیاز به یک نگرش جدید است که باید در تخصیص آب، استحصال، انتقال، توزیع و استفاده از آن مورد توجه قرار گیرد. این نگرش باید منطبق با شرایط اقلیمی حوزه های آبریز باشد.

 

تاکنون در مرحله عرضه بوده ایم. قبل و بعد از انقلاب به موضوع بهره برداری از آب از طریق احداث سدهای مخزنی و انحرافی و صدور پروانه حفر چاه و بهره برداری از سفره های آب زیرزمینی در کشور توجه شده است. مطالعات دشت های آب های زیرزمینی که مبنای توسعه بهره برداری قرار گرفته است در حد شناخت و بندرت در حد نیمه تفضیلی می باشد. با رشد جمعیت و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فشار بر استحصال بیشتر از منابع آب متمرکز شده است در شرایطی هستیم که امکان عرضه آب روز به روز محدودتر می گردد. اگر سرانه آب تجدید شونده به کمتر از 1700 متر مکعب در سال برسد وارد تنش آبی شده ایم و اگر به کمتر از 1000 متر مکعب برسد به فقر آبی دچار شده ایم که در حال حاضر با جمعیت موجود در ایران سرانه آب بطور کلی در حد تنش آبی است و بخش عمده ای از کشور در فقر آبی به سر می برد. چه باید بکنیم؟ چه راه حلی وجود دارد؟

 

با توجه به آمار و اطلاعات اعلام شده در حال حاضر حدود 83 میلیارد مکعب آب در اختیار بخش کشاورزی است و به ازای 1 متر مکعب آب 8/0 کیلوگرم محصول کشاورزی تولید می شود. با استفاده از 83 میلیارد متر مکعب آب، 71 میلیون تن محصول کشاورزی تولید شده است. در تولید این 71 میلیون تن 84% تلفات آبی داریم و به زبان دیگر فقط 16% این آب نیاز آبی گیاه را تأمین کرده است. بنابراین برای کاهش تلفات آب بایستی برنامه ریزی و هدف گذاری شود و حداقل در دو برنامه 5 ساله توسعه 84% تلفات را به 40% کاهش برسد.

 

ما آبی را که گیاه نیاز دارد باید در اختیارش بگذاریم و نگذاریم اتلاف آب و تخریب خاک و افت محصول اتفاق بیافتد.

 

برای تحقق هدف مذکور برنامه های تحقیق، ترویج و آموزش بایستی جدی گرفته شود. به عنوان مثال با استفاده از روش های انتقال و توزیع از طریق لوله های آبرسانی و آبیاری زیر سطحی با             لوله های سفالی مقاوم و تراوا نیاز آبی گیاه را در محیط ریشه تأمین نماییم.

 

این کار علمی و فنی بایستی از مرحله تحقیق تا اجرا پشتیبانی شود.

 

سیاست هایی که در برنامه 5 ساله سوم و چهارم در مورد اقتصاد آب مورد توجه قرار گرفته است خیلی مهم است. ارزش آب در هر یک از حوزه های آبریز باید تعیین شود در حالیکه این ارزش در حال حاضر برای هیچ کس معلوم نیست.

 

ایشان فرمودند تلفات آب خیلی بالاست که دلایل امر مربوط به ناکافی بودن اطلاع عموم در مورد ارزش آب، تصور مردم از آب صرفاً به عنوان یک کالای ارزان اجتماعی، عدم توجه به مدیریت تقاضا و مدیریت هماهنگ عرضه و تقاضا می باشد.

 

در ارتباط با سوال آقای دکتر یعقوبی، برای استفاده مجدد از آب باید اضافه نمایم که بازچرخانی آب را شروع کرده ایم و تحقیقات و مطالعاتی در این زمینه در دست انجام است. باید هماهنگی لازم از نظر علمی، فنی و اجرایی انجام شود. در حال حاضر فاضلاب شهرهای بزرگ از جمله مشهد پس از تصفیه شدن به اراضی کشاورزی اطراف شهر اختصاص می یابد تا سفره آب زیرزمینی به مرور آزاد شده و به شهر مشهد اختصاص یابد.

 

در مورد سوال مربوط به نقش سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید عرض کنم که سازمان تصمیم ساز است و تصمیم گیری در دولت انجام می شود. یکی از راه های آگاهی رسانی عمومی در ارتباط با ارزش آب درج ارزش واقعی آن در قبضها می باشد بطوریکه هر مصرف کننده شهری و بهره بردار کشاورزی و صنعتی در قبال پرداخت آب بهای قانونی از قیمت تمام شده نیز آگاهی حاصل نماید.

 

در مورد هماهنگی مدیریتی در کلان شهرها قابل ذکر است که در شهر تهران شهرداری           تونل هایی را برای جمع آوری آب های سطحی ساخته است و شرکت آب و فاضلاب نیز تونل و خطوط انتقال فاضلاب را اجرا نموده و یا در دست اجرا دارد که اصولاً بدلیل شرایط محدود بارندگی                می بایست جدا عمل می شد و سیستم دو گانه برقرار می گردید شرایط تهران قابل مقایسه با شهرهای کشورهای اروپایی برای ایجاد سیستم جمع آوری واحد نمی باشد. قابل توجه است که حدود 530 قنات در حوزه شهر تهران وجود دارد که به جهت ساخت و سازهای انجام شده این قنات ها مسدود و منحرف شده اند و نمی شود از آن ها استفاده کرد. در این ارتباط باید وزارت نیرو و شهرداری تهران مشترکاً بررسی و اقدام نمایند.

 

 

 

در مورد بحث مدیریت مصرف آب آقای دکتر شاهدی فرمودند موضوع آگاهی مصرف کننده نسبت به ارزش اقتصادی آب بسیار مهم است. مثلاً کشاورزان باید نسبت به ارزش اقتصادی آب آگاه باشند ولی در ارتباط با مدیریت منابع آب ایران نیز مشکلات زیادی داریم. مثلاً تولید پسته در مناطق کم آب در حال توسعه است چون پسته گران است و تولید آن برای کشاورز صرفه اقتصادی دارد. اما این توسعه اکثراً در مناطقی صورت می گیرد که بیلان آبهای زیرزمینی منفی است و موجب تخریب منابع زیرزمینی می شود و ممکن است موجب مشکل بحران آب در این مناطق شود. نیاز به برنامه ریزی برای الگوهای کاشت و مصرف آب در این مناطق و مناطق مشابه جدی است و برای مصرف بهینه آب در این مناطق باید برنامه ریزی شود. مثال دیگر آلوده کردن خیلی از منابع آبی کشور است. خیلی از آبهای سطحی کشور را آلوده می کنیم مثلاً رودخانه زاینده رود که توسط فاضلابهای مختلف آلوده می شود یا آبهای زیرزمینی سطح شهر تهران را با فاضلاب آلوده و غیرقابل استفاده می کنیم. بخشی از آب شرب تهران بعلت خرابی سیستم لوله کشی تلف می شود.

 

    تلفات آب فقط از طریق مستقیم نیست، بخشی از تلفات آب، انرژی و نیروی انسانی در تلفات گندم و نان نهفته است و در حقیقت تلفات نان یعنی تلفات آب، انرژی و نیروی انسانی که برای تولید آن استفاده شده است و در حقیقت ضایع کردن منابع ملی کشور است.

 

پایداری منابع آب و استفاده از آب آشامیدنی بسته بندی شده...

 

    یکی از مشکلات اساسی و بسیار مهم کشور بیلان منفی خیلی از منابع زیرزمینی کشور مخصوصاً در مناطق حاشیة کویر است. مقدار برداشت از این منابع بیشتر از مقدار تغذیه این منابع است و در برخی از مناطق در حدی است که سالیانه یک متر یا بیشتر، سطح آب زیرزمینی پایین می رود. برداشت بیش از حد از برخی از منابع مثل منقه رستاق استان یزد در حدی است که زمین نشست کرده است.

 

    این نوع برداشت از منابع در حالی است که تلفات آب مصرفی در همان نقاط بسیار زیاد است، توسعه کشاورزی و از جمله پسته کاری در این مناطق ادامه دارد و بطور کلی برنامه ریزی خاصی برای مصرف بهینه و هماهنگ با منابع آبی انجام نشده است.

 

این بدین معنی است که نه تنها در آینده نه چندان دور مشکلات اساسی برای تأمین آب این مناطق خواهیم داشت بلکه اختلاف پتانسیل بین آبهای شیرین و شور حاشیه های کویر موجب تضعیف کیفیت منابع آبی قابل استفاده فعلی می گردد.

 

توجه به موضوع برنامه ریزی برای مصرف بهینه آب در بخشهای کشاورزی، صنعت و شهری و از جمله فضای سبز بسیار مهم و حیاتی است. ضرورت دارد علاوه بر تلاش در جهت جلوگیری از اسراف آب و بالا بردن راندمان استفاده از آب در بخشهای مختلف، برنامه ریزی صحیح برای برداشت کمتر آب از منابع خیلی از مناطق کشور صورت گیرد. اقداماتی که باید خیلی جدی گرفته شود عبارتست از: اصلاح الگوی فعالیتهای کشاورزی در این مناطق، جلوگیری از تولید محصولاتی که آب زیاد نیاز دارند و عدم استفاده از روشهای آبیاری که تلفات آب آنها زیاد است، جهت دادن تولید محصولات کشاورزی از طریق تولیدات گلخانه ای، طراحی فضای سبز به نحوی که به آب کمتری نیاز داشته باشد. تصفیه فاضلاب و استفاده از آن در فضای سبز و ...

 

برنامه ریزی صحیح در ارتباط با توسعه صنعت و عدم استقرار صنایعی که به آب زیاد نیاز دارند، الزام واحدهای بزرگ صنعتی نسبت به تصفیه آب واستفاده مجدد از آن.

 

تأمین امکانات و تجهیزات مناسب برای سیستم آبرسانی و استفاده از آب در واحدهای تولیدی و خانه ها به گونه ای که با استفاده از آب کمتر نیازها برآورده گردد. یعنی استفاده از شیرها، دوشها و روشهای شستشو و غیره که از آب کمتری استفاده کنند.

 

بسته بندی آب آشامیدنی مصرفی کشور

 

    با توجه به مصرف آب زیاد شهری در خانواده ها نیاز به تصفیه و فرآوری مناسب و جدی تر نسبت به آب آشامیدنی است. مصلحت نیست که همه آب مصرفی شهرها در حدی تصفیه و فرآوری شوند که برای آشامیدن مناسب باشند. ضرورت دارد برخی از چشمه ها و آبهای خوب کشور برای بسته بندی فرآوری شده و در بسته بندیهای مختلف برای مصرف آشامیدن توزیع گردد.

 

 

 

3- اظهارات آقای دکتر پرویز ایرانی در بارة نان:

 

با توجه به نوع نان ها كه اكثراً نازك و مسطح مي باشند به دليل عدم يكنواختي در پخت، خميري بودن نان ها، بخصوص كنار نان لواش، ور نيامدن خمير به دليل استفاده از جوش شيرين، چرمي شدن بافت نان لواش بدليل فطير بودن، غيرقابل هضم بودن، توليد آنها در شرايط  غير بهداشتي، عدم سازگاري با فن آوري پيشرفته توأم با ضايعات زياد و از همه مهمتر بدليل عدم رضايت مصرف كننده و ده ها عيب و ايراد ديگر مي توان گفت كه عمر اينگونه نان ها به آخر رسيده است.

 

همانگونه كه توليد نان مسطح و ابتدائي در اكثر كشورهاي دنيا تعطيل و كنار گذاشته شده است، در ايران نيز بايد توليد اينگونه نان ها هر چه سريع محدودتر و كمتر و تحقيقات در رابطه با نان هاي مسطح كه تا حالا بدليل ابتدائي بودن نوع نان ها نتايج كمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته است محدودتر و تلاش و تحقيقات بطرف صنعتي كردن توليد نان بصورت حجيم سوق داده شود.

 

تاكنون هر گونه تحقيقات و ارائه راه حل ها جهت بر طرف نمودن مشكلات بيشمار نان هاي سنتي بدليل نبود گوش شنوا اكثراً بي نتيجه و بي ثمر بوده و در آينده هم نبايد بيش از اين انتظار داشت، نمونه اش مصرف جوش شيرين است كه محقق بهر طريقي كه شده از ضرر آن همه و همچنين نانوا را بخوبي آگاه نموده و با توجه به اينكه مصرف آن هم بارها ممنوع اعلام شده ولي نانوا براي راحتي خود، سلامتي مردم را ناديده گرفته، حتي مخفيانه آنرا با نمك مخلوط و در تهيه خمير استفاده مي كند. همانگونه كه اشاره شد بهتر است از اين به بعد تحقيقات، زحمات و توليد روي  نان هاي حجيم متمركز شود.

 

سالانه در ايران دولت با پرداخت ميلياردها تومان يارانه، آرد كيلوئي با بيش از200 تومان را با نرخ 4 تومان در اختيار نانوا قرار داده و نانوا هم با بي ارزش شمردن آن، اولاً روزانه از بي دقتي هزاران كيلو آرد را كف كارگاه ريخته ضايع مي كند و از طرف ديگر ناني را هم كه تحويل مردم مي دهد بسيار نامرغوب و شانزده درصد آنهم در حين مصرف از بين مي رود، پيشنهاد مي شود بهتر است دولت بخشي از اين يارانه را جهت احداث يك كارخانه نان حجيم بصورت صنعتي و توليد در سطح انبوه حداقل براي شهر پرجمعيت تهران در نظر گرفته و ناني كه تا مغز آن پخته و يقيناً مصرف كننده هم راضي خواهد شد با ارائه فرمولاسيون صحيح ماده اوليه، خمير و پخت به تدريج جايگزين نان هاي سنتي بشود.

 

واحدهاي كوچك نانوائي با ظرفيت توليد كم براي تأمين نان مورد مصرف انبوهي از جمعيت و ساكنين شهرهاي بزرگ نمي توانند جوابگو باشند و از طرف ديگر براي اين كارگاه ها توليد نان ارزان قيمت به هيچ وجه نمي تواند اقتصادي باشد و اگر اين كارگاه ها بخواهند به روال فعلي كار كنند متحمل زيان خواهند شد كه براي جبران قسمتي از زيان خود ناچاراً به روش هائي متوسل خواهند شد كه عوارض و پي آمدهاي زيانباري براي جامعه در بر خواهد داشت، بهر حال صاحبان اين واحدها عملاً هيچ انگيزه اي براي حرفه خود نداشته و بدون علاقه و از روي ناچاري و براي امرار معاش و اجتناب از بيكاري به فعاليت ادامه داده و هيچ علاقه اي براي بهتر شدن وضع كنوني نان نشان  نمي دهند. پس مي توان نتيجه گرفت كه ادامه وضع فعلي به هيچ وجه عاقلانه نمي باشد.

 

با توجه به اينكه مهمترين ماده اوليه در توليد نان مرغوب اعم ازسنتي و صنعتي، گندم و آرد مناسب و با كيفيت بالا مي باشد لازم است گندم ها قبل از ارسال به كارخانجات آردسازي از نظر كيفيت تحت كنترل قرار گرفته و با تعيين ميزان اختلاط گندم هاي ضعيف و قوي و يا حتي خود آردها با فرمول مناسب براي تهيه خمير و نان آماده شوند. رعايت نكردن اين موضوع مهم كه تا همين الان هم به آن توجه نمي شود نوساناتي در كيفيت آردهاي تحويلي به كارگاه هاي نانوائي به چشم      مي خورد كه نتيجتاً نوساناتي دركيفيت نان ها بوجود مي آيد كه ضايعات زيادي را بدنبال دارد.

 

پيشنهاد مي شود گندم ها قبل از تخليه در انبار و سيلوها، با دستگاه هاي سيار و سريع از نظر كيفيت در مدت خيلي كوتاه (50 ثانيه) ارزيابي و بر اساس درصد پروتئين شامـل:

 

زير 9%، 9%، 10%، 11%، 12% و بيشتر از 12% طبقه بندي و به تفكيك نگهداري شوند.

 

 

 

اظهارات آقای دکتر رجب زاده در بارة نان: 

 

ایشان پس از ارائه گزارش آماری در خصوص مصرف سرانه آرد نانوایی گفتند که:

 

- مصرف آرد نانوایی 000/500/8 تن در سال و در سایر موارد آرد 000/600 تن می باشد. که جمعاٌ آرد مصرفی کشور 000/500/9 تن در سال می باشد.

 

- مصرف سرانه نان در ایران 164-139 کیلوگرم گزارش شده است. میانگین مصرف سرانه نان در کشورهای اتحادیه اروپا 68 کیلوگرم است که در مقایسه با کشور ما تفاوت چشمگیری دیده می شود. البته بخش زیادی از این نان در کشور ما ضایع می شود.

 

ایشان اعلام کردند که ما با تغییر الگوی مصرف باید این میزان ضایعات را کاهش دهیم. در بخش گندم و نان سیستم های مدیریتی متعددی است یعنی مراجع تصمیم گیری زیاد و ضعف مدیریتی در این بخش بسیار دیده می شود. یعنی آرد که یک ماده فرآوری شده است از ماده خام خود (گندم) ارزان تر است بطور مثال قیمت آرد 4 تومان ولی قیمت گندم 170 تومان است که این بزرگترین ضعف در این سیستم می باشد که هر نوع اصلاح ساختاری که می خواهد انجام شود با مطرح کردن دو مورد با مخالفت روبرو می شود: 1- طبقه پایین جامعه 2- ذائقه مردمی.

 

طبق آمارهای بدست آمده در سال 1343 سهم نان لواش 13% و هم اکنون 43% می باشد که دارای ضایعات زیادی است و از لحاظ تعاریف علمی نان مطلوبی نیست چرا که این نان وقت کمی برای پخته شدن می گیرد (7 الی 15 ثانیه) که زمان کاملی برای پخته شدن نشاسته آن نیست و همچنین بعلت مصرف جوش شیرین برای پوکی بیشتر و جلوگیری از بافت متراکم و فشرده شدن، بسیار مضر می باشد.

 

علت دوم فضای محدود نانوایی ها است که 25-15 متر و خیلی کوچک است و همچنین نداشتن کولر و چون دما خیلی بالا است نانوا برای اینکه بتواند خمیر را نگه دارد متوسل به جوش شیرین می شود.

 

علت سوم اینکه ساختار تمامی تنورهای نانوایی ها اشتباه است زیرا نان با مواد سوختی تنور برخورد مستقیم دارد که سرطان زا است.

 

سپس ایشان جهت حل مشکلات اظهار داشتند که باید آزادسازی قیمت آرد و نان صورت پذیرد و یارانه کنترل و هدفمند شود و نانوایی ها زیر نظر یک ارگان و یا یک سازمان مشخص اداره  شوند. ضمناً تبدیل تنورها به فرهای صنعتی برای جلوگیری از تماس مواد سوختی با نان، آموزش و اطلاع رسانی به نانواها ضروری بوده و تغییر روشهای عمل آوری خمیر نان و تولید انبوه (صنعتی) و کم شدن هزینه ها می بایست تحقق یابد.

 

ایشان در تکمیل سخنان آقای دکتر ایرانی اظهار داشتند که برای تغییر الگوی نانها در ابتدا باید فرهنگ سازی شود و یکی از بهترین نانها، نان سنگک است که تخمیر به طور کامل در آن انجام      می شود. اما متأسفانه در 12-10 سال اخیر، آرد این نان را که باید کامل و تیره باشد به آرد دارای 86 درصد استخراج تبدیل گردیده و عملاً سبوس گیری آن افزایش یافته است. نان بربری اگر در تنور سنتی پخته شود، یک نان خوشمزه است ولی اگر همین نان را به صورت انبوه تولید کنیم چون نان پوسته ترد و شکننده ای دارد، بعد از مدتی، رطوبت جذب پوسته شده و نان حالت لاستیکی به خود می گیرد. به همین جهت باید روشهای عمل آوری خمیر و پخت نان با توجه به الگوی تهیه و تولید نان مناسب تغییر کرده که در این رابطه می بایست نسبت به معرفی نان های مأکول و همچنین فرهنگ سازی اقدام لازم صورت گیرد.

 

متأسفانه مشکل اساسی در این رابطه مراجع تصمیم گیری متعدد است که ما باید به سویی حرکت کنیم که تولیدات را از طریق ماشین آلات صنعتی استاندارد انجام دهیم.

 

 

 

5- اظهارات آقای دکتر شاهدی در بارة نان و سایر مواد غذایی:

 

دلایل تلفات نان را به صورت زیر خلاصه کردند:

 

- کیفیت نان، نگهداری نان، کم بودن ارزش اقتصادی نان، عدم شناخت مردم نسبت به نان خوب، عدم وجود یک سیستم تشکیلاتی و مدیریتی خوب و عدم برنامه ریزی خاص و پویا در جهت تولید و مصرف نان، عدم استفاده از راهکارهای علمی در عمل، عدم استفاده از افراد آموزش دیده و متخصص تکنولوژی تولید نان و عدم به وجود آوردن واحدهای تولید نان با حجم تولید بیشتر و اقتصادی تر به نحوی که تولید کننده رضایت بیشتری داشته باشد.

 

تلفات گندم، آرد و نان

 

الف تلفات گندم

 

    تلفات گندم از برداشت تا تولید آرد را تا حد 30 درصد نیز گزارش کرده اند. آنچه مهم است اینکه اولاً تعریف مشخصی از تلفات داشته باشیم و ثانیاً اینکه یک آمار دقیق و علمی از تلفات گندم ارائه دهیم.

 

    تلفات گندم یعنی چه؟ آیا جداسازی مواد اضافی همراه با گندم جزو تلفات محسوب می شود؟ مواد اضافی شامل کلش، سنگ، کاه، دانه های علفهای هرز و .... می باشد که معمولاً آن را جزو تلفات محسوب می کنند.

 

    آیا سبوس گیری از گندم برای تولید آرد جزو تلفات محسوب می شود؟ برای تولید انواع آردها بین 5 تا 25 درصد و بطور معدل بیش از 15 درصد سبوس گیری از گندم صورت می گیرد و این سبوس به مصرف دام می رسد.

 

    ترکیبات سبوس برای انسان بسیار مفید است و سبوس دارای املاح مفید، ویتامینها و فیبرهای مفید در سیستم تغذیه است. البته دارای ترکیب اسیدفیتیک نیز هست که اگر فرآوری نان درست انجام نشود موجب جلوگیری نسبت به جذب آهن، روی، کلسیم و بطور کلی برخی از عناصر ضروری برای بدن می شود. آیا باید آرد کامل استفاده کرد؟ بخشی از گندمهای تولید کشور کیفیت استفاده برای نان را ندارند و به مصرف دام می رسد. دلیل کیفیت پایین آنها بیشتر عوامل مؤثر در تولید، مثل بارندگی، باد، آفات و بیماریها می باشند که بر کیفیت این گندمها مؤثر هستند. آیا این بخش از گندمها را جزو تلفات محسوب کنیم؟ در صورتیکه مواردیکه اشاره شد را تلفات ندانیم مقدار تلفات گندم پس از برداشت تا مصرف، خیلی کمتر خواهد بود و شاید بیش از 10 درصد نباشد. بخشی از این تلفات مربوط به مشکلات برداشت است که گاهی تا 10 درصد هم تخمین می زنند ولی بطور معدل از 5 درصد کمتر است و 5 درصد بقیه نیز مربوط به حمل و نقل، نگهداری در سیلوها، آسیابها و غیره می باشد.

 

ب تلفات آرد:

 

    تلفات آرد تولیدی نیز بیش از 2 تا 3 درصد نیست که مهمترین بخش تلفات آرد استفاده از آن به عنوان بستر خمیر و فراهم کردن شرایط بهتر فرم دادن خمیر است و بدیهی است ارزان بودن آرد بر این تلفات مؤثر است.

 

    بخشی از آرد تحویلی به نانوائیها برای تولید نانها و یا محصولات بدون یارانه از مسیر اصلی خود خارج می شود که نمی شود آن را تلفات محسوب کرد.

 

ج تلفات نان

 

    تلفات نان را تا 30 درصد تخمین می زنند اما آیا تلفات نان در این حد است؟ تلفات نان در بخشهایی از کشور می تواند تا این حد باشد اما معدل تلفات نان در کشور خیلی کمتر است. تلفات نان در روستاها را خیلی کمتر از 10 درصد می شود تخمین زد. تلفات نان در شهرهای مختلف و مناطق مختلف کشور متفاوت است ولی آمار دقیقی در دست نیست. متخصصین امر تلفات نان را حدود 20 درصد تخمین می زنند. برای تعیین عدد دقیق آن نیاز به مطالعه بیشتر است.

 

راههای پیشگیری از تلفات، گندم، آرد و نان

 

    الف استفاده از روشهای اقتصادی، افزایش تدریجی قیمت آرد و نان و تأمین خانواده های کم درآمد از روشهای دیگر

 

    ب رفع مشکلات برداشت و تأمین امکانات کافی برای برداشت و آموزش افرادی که در امر برداشت مشغولند.

 

    ج تأمین امکانات مناسب و کافی برای حمل و نقل گندم

 

    د- تأمین سیلوی مناسب و کافی برای نگهداری بهتر گندم و عدم انبار در فضای آزاد

 

    هـ- آموزش افراد مختلف دست اندرکار در برداشت، حمل و نقل و نگهداری گندم

 

    و برنامه ریزی صحیح و علمی برای استفاده از آرد کامل و یا با سبوس بیشتر برای تولید نان

 

    ز- آموزش نانوایان برای جلوگیری از تلفات آرد

 

    ح استفاده از تکنولوژی مناسب برای تولید خمیر و نان

 

    ط بسته بندی و نگهداری صحیح نان

 

    ی طراحی فرم و بسته بندی نان به گونه ای که تلفات نان کمتر شود

 

    ک تأمین نان با کیفیت و مناسب بنحوی که نیاز به معطل شدن خریداران در صف نباشد و ماندگاری نان بیشتر باشد.

 

تلفات برنج در مراحل پس از برداشت، فرآوری و مصرف

 

بخش مهمی از برنج تولیدی کشور در مراحل برداشت، تبدیل، پخت و مصرف تلف می شود. آمار دقیقی وجود ندارد که این تلفات چند درصد است و البته بسته به تعریف ضایعات و تلفات درصد افت می تواند متفاوت باشد. بخشی مهمی از برنج با دست برداشت می شود و ضایعات کمتری دارد ولی بخشی که با کمباین برداشت می شود به علت عدم استفاده از کمباین مناسب و عدم تنظیم آن تلفات بیشتری دارد.

 

    خرمنکوبی برنج بیشتر از طریق دستگاههای پشت تراکتوری صورت می گیرد که خود تلفات زیادی دارد ولی مقدار دقیق آن گزارش نشده است.

 

    یکی از مراحل که تلفات زیادی برای برنج دارد مرحله شالیکوبی یا جداکردن پوسته خارجی برنج است (تبدیل شلتوک به برنج قهوه ای) و سفید کردن برنج و سبوس گیری از برنج است. طبق مطالعات انجام گرفته توسط سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان در سال 1375 از هر 100 کیلو شلتوک 52 کیلوگرم برنج سالم به دست می آید و 48 درصد بقیه شامل 5/15 تا 29 درصد پوسته شلتوک و 8 تا 17 درصد سبوس و گرد سبوس، 4 درصد خرده برنج و 14 درصد برنج نیم دانه است.

 

درصد خردشدن برنج در مراحل پوسته گیری و سبوس گیری بالا است و حدود 21 درصد است که خسارت اقتصادی آن زیاد است. بخش مهمی از این ضایعات در اثر استفاده از دستگاههای قدیمی و نامطلوب و تنظیم نشده و عدم رعایت رطوبت مناسب برنج در مرحله تبدیل است.

 

سبوس برنج از نظر سلولز و همی سلولز غنی بوده و دارای ویتامینهای گروه B،  تیامین، ریبوفلاوین، نیاسین، پیریدوکسین، اسیدفولیک، بیوتین و توکوفرول می باشد. اکثر کشورهای تولید کننده برنج به ارزش غذایی و صنعتی سبوس پی برده و از آن بطور وسیع در تولید انواع روغنها، غذای کودک، بیسکویت سازی، کنسانتره پروتئینی، خوراک دام، طیور، ماهیان و تولید انواع فرآورده های دارویی و غذایی استفاده می کنند. غنی بودن سبوس برنج از نظر قندها، اسیدها آمینه آزاد و آنزیمهای زیاد موجب شده است که نگهداری آن پس از جداسازی از برنج به صورت تثبیت نشده موجب فاسد شدن و غیرقابل استفاده شده آن گردد.

 

طبق مطالعات انجام گرفته توسط سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان در سال 1381 و با توجه به ارزیابی دو واحد شالیکوبی در فلاورجان برای برنج چمپا محلی راندمان تبدیل شلتوک به برنج بین 55 تا 60 درصد بوده است و مقدار خرده برنج و نیم دانه بین 8 تا 10 درصد بوده است. با توجه به اینکه مقدار پوسته برنج و نیم دانه بین 8 تا 10 درصد بوده است و مقدار پوسته برنج بسته به رقم و شرایط تولید بین 20 تا 30 درصد و مقدار سبوس نیز بین 5 تا 8 درصد است. میانگین تولید برنج از شلتوک باید حدود 72 درصد باشد که این مقدار بسته به شرایط و ارقام مختلف بین 55 تا 65 درصد می باشد.

 

برای کاهش تلفات برنج در مراحل برداشت و تبدیل توجه به موارد زیر ضروری است:

 

الف خشک کردن شلتوک تا حد رطوبت مناسب قبل از شالیکوبی

 

    این رطوبت را 14 تا 17 درصد پیشنهاد می کنند. آنچه در شرایط فعلی معمول است، خشک کردن در کنار آفتاب و یا خشک کن های سیلویی است که عدم یکنواختی در خشک کردن و خشک کردن تا رطوبت نامناسب موجب تلفات بیش از حد و مخصوصاً خرد شدن بیش از معمول برنج می شود.

 

ب استفاده از دستگاههای شالیکوبی مناسب و تنظیم شده

 

    انتخاب دقیق دستگاه و تنظیم آن موجب کاهش خرد شدن برنج و تلفات می شود.          پوست کنی معمولاًٌ در دو مرحله انجام می گیرد. برای کاهش تلفات ضرورت دارد قبل از پوست کنی بوجاری کامل و مخصوصاً سنگ گیری صورت گیرد و بعد از مرحله اول پوست گیری برنج های پوست گیری شده جدا گردد تا تلفات برنج در مرحله دوم کاهش یابد.

 

ج سفید کردن برنج

 

    3 تا 5 درصد برنج لایه خارجی (سبوس و یا لایه های پریکارب و آلرون است) این بخش و قسمتی از آندوسپرم سبوس را تشکیل می دهد که حدود 10 درصد است. سبوس دارای چربی زیاد و با کیفیت خوب (16 درصد) ویتامینها، مینرالها و فیبر غذایی است و ارزش غذایی بالایی دارد. برای استفاده از آن باید عمل آنزیم بری بلافاصله پس از سبوس گیری صورت گیرد و بعد از آن مراحل فرآوری و تبدیل برای استفاده در محصولات مختلف غذایی روی آن انجام گیرد.

 

    مشکل اساسی قسمت سفیدکن برنج تلفات زیاد برنج در مرحله سفید کردن به دلیل جدا کردن درصد زیادی از برنج برای سفید کردن، خرد شدن برنج و تلفات آن به دلیل تولید خرده برنج زیاد است.

 

    برای سفید کردن برنج از دستگاههای مختلف و از جمله سفید کن ساتاک، سفیدکن حسن منصور و سفیدکن تیغه ای که هر یک مشکلاتی دارند و راندمان اکثر دستگاهها پائین است و ضرورت دارد نسبت به انتخاب صحیح دستگاه و تنظیم دقیق آن دقت بیشتری صورت گیرد تا تلفات در مراحل فرآوری برنج کم شود.

 

    برای کاهش تلفات برنج در مراحل مختلف فرآوری ضرورت دارد ساز و کارهای مناسب برای انتخاب صحیح ماشینهای پس از برداشت و تنظیم دقیق آنها در موقع استفاده به وجود آید.

 

نکات زیر در ارتباط با بهینه سازی ماشینهای مورد استفاده در واحد شالیکوبی حائز اهمیت است:

 

- کاربرد پوست کن های غلطک لاستیکی و جایگزینی تدریجی آن به جای پوست کن            تیغه ای در کارخانه های شالیکوبی.

 

- نصب جداساز(Seprator)  یا پادیه به منظور جلوگیری از خرد شدن دانه برنج در            سفیدکن ها.

 

- نصب دستگاه سنگ گیر (Stoner) قبل از دستگاه پوست کن در سیستم کارخانه های شالیکوبی که باعث دوام لاستیک یا غلطک های پوست کن و یا سایر تجهیزات می گردد.

 

- جایگزینی سفیدکنهای سایشی بجای نوع تیغه ای آن.

 

- نصب پولیش در انتهای خط تبدیل کارخانه های شالیکوبی.

 

- استفاده از ماشینهای مناسب بوجاری برنج سفید در انتهای خط تبدیل.

 

- کاربرد دستگاه جداساز سیکلونی برای گرفتن گرد و خاک و جلوگیری از آلودگی محیط کارخانه های شالیکوبی.

 

- نحوه استقرار ماشین آلات خط تبدیل طوری باشد که حتی الامکان از بکارگیری الواتورها در خط تبدیل جلوگیری شود.

 

- رعایت موازین و موارد بهداشتی در محیط کارخانه های شالیکوبی به منظور حفظ سلامتی کارکنان و کارگران.

 

- آموزش کارخانه داران شالیکوبی در مورد کاربرد صحیح ماشین آلات خطوط تبدیل.

 

- حضور ناظر فنی و متخصص در امر تنظیم ماشین آلات خطوط تبدیل با هماهنگی سازمان نظام مهندسی کشاورزی و اتحادیه صنف شالیکوبان.

 

- جایگزینی تدریجی الک های استوانه ای با الک های لرزشی با توجه به توانمندی ساخت این نوع دستگاههای درجه بندی، در داخل کشور.

 

تلفات برنج در مراحل پخت و مصرف

 

    یکی از مشکلات پخت برنج در کشور ما تولید برنج آب کش شده است، این روش پخت موجب تلفات درصد زیادی از ویتامین باقیمانده و ترکیبات دیگر برنج چون نشاسته است. برای جلوگیری از این تلفات باید روش پخت بدون آبکش کردن معمول شود. برای این منظور نیاز به کار آموزشی برای انتقال اهمیت موضوع و کیفیت تغذیه ای بهتر برنج آبکش نشده به خانواده ها و کسانی است که در امر آشپزی مؤثرند.

 

    بخش مهمی از تلفات برنج در مرحله مصرف است، متأسفانه در موقع کشیدن برنج برای افراد بدون توجه به مقدار نیاز مصرف کننده زیاد در ظرف ریخته می شود و معمولاً درصدی از برنج طبخ شده و آماده شده برای مصرف روانه سلطهای زباله می گردد. مقدار تلفات برنج در این مرحله می تواند از 10 درصد هم بیشتر باشد ولی آمار مشخصی از این تلفات در کشور موجود نیست. برای جلوگیری از این تلفات هم نحوه کشیدن برنج باید تغییر کند و مقدار برنج بر اساس نیاز افراد باشد و البته فرهنگ مصرف بدون اسراف باید تبلیغ گردد.

 

تلفات میوه و سبزی

 

ایران از نظر تولید میوه و سبزی جزو ده کشور اول جهان قرار دارد.

 

    با توجه به آماری که مسئولین ارائه می دهند سالیانه بیش از 35 درصد محصولات میوه و سبزی تلف می شود. عوامل مؤثر بر این تلفات عبارتند از روشهای نامناسب برداشت و حمل و نقل، انبارداری ناصحیح، عدم جداسازی میوه ها با کیفیتهای مختلف و شرایط بد توزیع بوسیله خرده فروش و تلفات در مراحل نگهداری در خانه و مصرف.

 

برای کاهش تلفات میوه نیاز به زنجیره های برداشت، حمل و نقل، نگهداری، بسته بندی و توزیع و یا صادرات می باشد. برای کاهش ضایعات باید موارد زیر مورد توجه قرار گیرد:

 

- استفاده از روشهای پیشگیری ضایعات میوه و سبزی

 

- آموزش تولیدکنندگان نسبت به چگونگی برداشت میوه ها و سبزیها

 

- تأمین امکانات بهتر برای برداشت و حمل و نقل میوه ها و از جمله کامیونهای سردخانه دار

 

- جداسازی و درجه بندی میوه ها و سبزیها و تمیزکردن کامل سبزیهای برگی و سپس توزیع

 

- دقت بیشتر نسبت به شرایط نگهداری میوه ها و سبزیها در سردخانه ها

 

- آموزش دست اندرکاران و از جمله مصرف کنندگان میوه و سبزی نسبت به چگونگی نگهداری و مصرف میوه ها و سبزیها در منزل

 

- بکارگیری متخصصین صنایع غذایی در خطوط تولید فرآورده های میوه و سبزی

 

- ایجاد زنجیره های سرد مناسب حمل و نقل، نگهداری و توزیع میوه ها و سبزیها.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:02 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  روشهای پیشگیری از اتلاف وقت

این جلسه با مشارکت آقایان: مهندس محمد باقریان، دکتر یوسف ثبوتی، دکتر حسن حبیبی، دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر فرامرز رفیع پور، دکتر سیدمصطفی محقق داماد، مهندس جعفر مرعشی و دکتر رضا مکنون تشکیل شد. آقای دکتر ثبوتی ریاست جلسه را به عهده داشتند.
مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:

1- مطالب اظهار شده توسط آقای مهندس باقریان:
برای توسعه معقول نیاز به مدیریت توسعه یافته است. در رابطه با مدیریت زمان دهها سرفصل برای جوامع غربی تدوین شده که برای جامعه ما به علت شرایط فرهنگی خاص کفایت نمی کند. با توجه به اهمیت موضوع برای تعیین روشهای لازم جلوگیری از اتلاف زمان و یا به عبارتی بهره وری زمانی در ابعاد خرد و کلان در فعالیتهای فردی و اجتماعی، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• جلوگیری از اتلاف هر نوع منبعی من جمله زمان منجر به بهره وری می گردد. به عبارتی میزان صرف وقت برای انجام کاری تقسیم بر سرمایه زمانی بکار برده شده بخشی از این بهره وری را تعریف می کند.
• از سویی بهره وری را انجام کار صحیح به روش صحیح نامیده اند و لذا بهره وری زمانی یعنی انتخاب حجم وقت و زمان مناسب برای انجام کارها و صرف صحیح زمان برای انجام کار.
• اگر بجای ارزش گذاری اقتصادی کارها ملاک ارزش گذاری زمانی قرار گیرد در این صورت فرمول بهره وری زمانی به قرار زیر پیشنهاد می شود:



در این فرمول شاخص ها و کمیت های معرفی شده قابل تعریف و تبیین تفصیلی می باشد.
• مدل توانمندی صرف صحیح زمان هر صاحب عمری یا صاحب وقتی با 4 مؤلفه تعامل و بستگی موزون دارد. در مدل پیشنهادی مؤلفه ها بشرح زیر تعریف می گردند:
1- باور و نگرش صحیح به زمان و عمر
2- دسترسی به روشها و یا در مفهوم کامل آن دانش مدیریت زمان
3- مهارت بکارگیری دانش مدیریت زمان
4- زمان (عمر) در اختیار
(فرهنگ) باورها و ارزشها

100

100
مهارتهای انسانی 100 دانش مدیریت زمان

100

زمان در اختیار
مدل مربع توانمندی بهره وری زمانی

این مدل می تواند برای اندازه گیری و یا میزان توسعه یافتگی بهره وری زمانی مورد استفاده قرار گیرد که بشرح زیر توضیح و تبیین می گردند:
• باور و نگرش صحیح از منظر فلسفی نسبت انسان را با مقوله زمان و عمر روشن می کند که به شدت در چگونگی استفاده از آن تأثیر می گذارد. نگاهی مأموریت گرا و هدفمند به زندگی، قایل بودن به زندگی مابعدالطبیعه و نظائر اینگونه نگرشهای فلسفی، بر کلیه شئون مربوط به زمان یعنی سه حوزه مدیریت زمان، مهارتهای انسانی مربوطه و کیفیت و حجم زمان دز اختیار تأثیر مستقیم می گذارد.
• با توجه به مبانی فلسفی و باورهای فرد و یا جامعه، چگونگی مدیریت کردن فعالیتها برای رسیدن به زمان حداقل یا مناسب در بعد فردی و اجتماعی موضوع این محور بحث می باشد. در این زمینه نگرش راهبردی در تشخیص عوامل محیطی و داخلی است که فرد را قادر به شناخت مقتضیات زمان خود، تهدیدهای تلف کننده زمان و توسعه کاربردهای مدیریت زمان می نماید.
• صرف آگاهی از نظریه ها و روشهای مدیریت زمان برای جلوگیری از اتلاف منابع کفایت نمی کند. مهارت فردی و اجتماعی بهره گیری از زمان در گرو قانونمند کردن نظم و مدیریت زمان و نیز آموزش و پیش بینی انگیزه های لازم و موارد جبرانی و تنبیهی برای نهادینه شدن استفاده بهینه از زمان برای فرد و جامعه می باشد.
• زمان در اختیار و تخصیص این زمان (عمر) به حوزه های مختلف و کیفیت آن برای انواع فعالیت های فردی و اجتماعی و ترمیم و تنظیم این سهم ها در کوران فعالیتها بویژه در مقابله با تغییر شرایط محیطی از جمله سرفصل های مهم این مؤلفه می باشد و به عبارتی حجم و زمان مناسب و کیفیت منابع زمانی در این حوزه مورد بحث قرار می گیرد.
• برای انتخاب رویکرد و راهبردهای مناسب برای مقابله با پدیده اتلاف زمان و بهره وری زمانی در یک جامعه یا سازمان و یا برای فرد، ما نیازمند تحلیل شرایط راهبردی هستیم. برای جامعه ایران به نظر می رسد تجربه های در دسترس رویکرد تلفیقی و همزمان: اصلاح نگرشها، ساختارها و رفتارها را بصورت همزمان توجیه می کند و این البته از حوزه های مدیریت عالیه کشور و نیز شروع برنامه های علمی در حوزه های تربیتی و آموزشی بایستی شروع شود.
امید است نحوة ورود و رویکرد نظریه اجمالی حاضر بتواند سرفصل نگاه جدیدی به زمان و بهره وری زمان را در جامعه ایران اسلامی فراهم آورد

2- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر ثبوتی:
موضوع صحبت من اتلاف وقت جمعی به سبب عدم پای بندی به الزامات الگوی زندگی نوینی است که در طول یک صد سال گذشته از دیگران اقتباس کرده ایم ولی راه و رسم استفاده صحیح از آن را نیاموخته ایم. موارد مورد نظرم شخصاً و مختصراً عبارت اند از:
1- ازدحام ترافیک از نمونه های بارز اتلاف وقت جمعی است. سواره و پیاده فلسفه مقررات راهنمایی و رانندگی را درک نمی کنند و به آن پای بند نمی مانند.
2- اتلاف وقت مشتری در بانک ها و بخش های تجاری خصوصی و عمومی نمونه های دیگرند. مشتری مداری در نظام مالی و اقتصادی ای که رقابت در آن نیست نامفهوم می ماند و بنابراین مُراجع می تواند به بهانه های کوچک از سرباز شود.
3- مخصوصاً در نظام اداری دولتی تلقی از مقررات و آئین نامه مچ گیری و دست به سر کردن مُراجع است. راه نمایی و گره گشایی از مراجعه کننده ای که به قانون و مقررات اشراف ندارد ناشناخته است. این نیز از عوامل عمده اتلاف وقت جمعی است.
4- خصلت تمرکز گرایی در نظام اداری که مآلاً فرد یا افرادی در سطوح بالا باید تصمیم نهایی را تصویب کنند و بر آنچه که در سطوح پایین انجام می گیرد نظارت داشته باشند. از عوامل عمده ازدحام و ترددهای غیرضروری در شهرهای بزرگ هستند.
اقلام بیشتری می توان به آنچه که در بالا یاد شده اضافه کرد. ولی به یک سخن همه ناکارایی ها که اتلاف وقت بخش کوچکی از آن است ناشی از عدم آشنایی و عدم پای بندی به ملزومات زندگی و مدیریت اجتماعی نوینی است که از دیگران اقتباس کرده ایم و راه استفاده کارا از آنها را نیاموخته ایم، ماشین را بدون مقررات راهنمایی و رانندگی می خواهیم. برای مشتری و مراجع اداری حقوق و احترام مناسب قائل نیستیم، به قانون به عنوان یک مجموعه راهنما نگاه نمی کنیم و تنها بازدارندگی آن را مد نظر داشته ایم. به توانایی ها و درست کاری های افراد باور نداریم و همیشه و همه جا نظارت بر دیگران را تجویز می کنیم.

3- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر حبیبی:
برای یافتن روشهای پیشگیری از اتلاف وقت نخست باید علل و عوامل اتلاف وقت را بازشناخت. در مورد علل و عوامل نیز ابتدا باید آنها را بر اساس نوع زمانی که مد نظر است و محیطی که زمان یا وقت در آن مورد استفاده قرار می گیرد، دسته بندی کرد.
زمان یا وقت مورد نظر را می توان در سه زمینة عمده طبقه بندی کرد:
• بهره گیری فردی از آن
• استفاده از زمان در امور اجرایی و خدماتی
• و بهره گیری از وقت در کارهای دسته جمعی، از نوع جلسات تصمیم سازی و تصمیم گیری، امور پژوهشی و مانند اینها
1- بهره گیری از زمان در زندگی روزمرة فردی بیشتر با علل و عوامل مربوط به شخصیت افراد، تربیت دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و برخی از امور و مسائل روان شناختی اشخاص و میزان اطلاعات علمی و تخصصی آنها ارتباط می یابد.
برای افرادی که زمینه و یا موقعیت استفاده از زمان را به علت کم اطلاعی و بیکاری – به هر دلیل- ندارند، وقت اصولاً اهمیتی ندارد تا در بارة اتلاف آن بیندیشند و یا روشی برای پیشگیری از آن در نظر بگیرند. در این گروه تنبلی و تن پروری و در نتیجه مسألة اتلاف وقت را باید از طریق ایجاد شغل یا اشتغالات مفید گوناگون دیگر حل کرد.
یأس و ناامیدی و برخی از شکست های فردی و اجتماعی و بی توجهی به نتایج کار و فعالیت برخی از فرهیختگان نیز در بی اعتنایی به وقت و در نتیجه اتلاف آن نزد این گروه مؤثر است بطور خلاصه در روش پیشگیری از اتلاف وقت در این بخش باید به علل و عوامل اجتماعی، روانی، اقتصادی و احتمالاً تاریخی اندیشید و آنها را از سر راه برداشت.
2- استفاده از وقت در امور اجرایی و خدماتی در ایران، با موانع و علل و عواملی خارج از ارادة افراد و حتی مجموعة آنها، ارتباط دارد. در شهرهای بزرگ ایران و نیز کلان شهر تهران وقت ارزشمند گروههای مختلف علمی و فنی و اجتماعی شاید در بهترین ساعات آن تلف می شود و این اتلاف وقت در رفت و آمد درون شهری از محل اقامت تا محل کار و در طول روز در جابجایی هایی که لازمة انجام خدمات گوناگون است صورت می پذیرد و به نظر می رسد که پیشگیری از اتلاف وقت فراوان در این قلمرو تقریباً ناممکن باشد.
شاید گفته شود که برخی از خدمات را که انجام آنها مستلزم مراجعه به ادارات و به اصطلاح مسافرتهای درون شهری است می توان از طریق پست و یا تشکیل مجتمع های خدماتی سر و سرمان داد. با آنکه سالهاست که در این باب سخن گفته می شود و طرحهایی نیز عرضه شده است، هنوز کار به جایی نرسیده است و بعید است که در سالهای آینده نیز امکانات و تجهیزات لازم برای این امر فراهم شود. اما با فرض اینکه این بخش از مسأله حل شود، اصل مسأله که مربوط به اتلاف وقت در زمینه های پرارزش دیگر از قبیل جلسات تصمیم سازی و تصمیم گیری و نیز امور مربوط به آموزش و پژوهش است، از این طریق قابل حل نیست. و چنانچه برگزاری جلسات تصمیم سازی و بخشی از جلسات تصمیم گیری – حداقل در قالب بیان آرزو- از طریق تشکیل جلسات به کمک رایانه قابل حل باشد، آزمایشگاه و دانشگاه مجازی و نیز آموزش و پرورش مجازی، به فرض عملی بودن، کارساز نیست. در یک زمینة خاص که آموزش و پژوهش دانشگاهی باشد، ایجاد شهرکهای دانشگاهی در شهرهای بزرگ و کلان شهر تهران شاید راه حل باشد. در این شهرک استادان و دانشجویان باید اسکان داده شوند. این راه حل به شرط وجود اعتبارهای کلان، و البته خارج از توان کنونی و حتی آیندة نزدیک و متوسط مدت جامعه، ممکن است عملی باشد. در عین حال باید برای بسیاری از مشکلات اجتماعی، اخلاقی، روانی چنین جامعه های کوچک بسته نیز اندیشید و فائده – هزینه، یا فائده – زیان این راه حل را به دقت محاسبه کرد. شاید این محاسبه سبب شود که اتلاف وقت بر وضع نابهنجاری که احتمالاً این جامعه بسته عامل آن می شود مرجح دانسته شود.
3- نوع سوم بهره گیری از زمان و نیز اتلاف وقت در کارهای دسته جمعی، در زمینه ها و سطوح علمی و فنی و تفکر و تدبر و جلسات مشاوره، تصمیم سازی و تصمیم گیری و بطور کلی ادارة عالی امور مختلف علمی و فنی، پژوهشی، مدیریت های کلان، مسائل سیاسی و اجتماعی مربوط به کل کشور مطرح می شود. در این بخش نیز اتلاف وقت قابل ملاحظه است و دارای علل و عواملی است که می توان آنها را دسته بندی کرد. پیش از بیان دسته بندی یاد شده باید به این نکته اساسی توجه کرد که لازمة کار دسته جمعی به معنی واقعی و کامل کلمه اینست که کلیة افراد درگیر در کار دسته جمعی در اظهار نظر به هنگام بحث و در بیان نظر نهایی و احتمالاً اجرای کار، بر مبنای تصمیم جمعی، شرکت فعال داشته باشند. با این فرض چنانچه هر یک از افراد به هر علت و دلیل از حضور فعال خودداری کنند، عملاً موجب اتلاف وقت دیگران می شوند.
علل و عوامل اتلاف وقت در این بخش را می توان به شرح زیر دسته بندی کرد:
1- علل مرتبط با وجوه روان شناختی فردی اعضاء
الف- بی نظمی افراد که موجب اختلال در کارهای دسته جمعی می شود.
در کار دسته جمعی اولاً، انجام برخی از امور میان اعضاء توزیع می شود و ثانیاً از روی قاعده بنابر این است که جلساتی برای بررسی ها تشکیل شود، هنگامی که شخص یا اشخاصی که به هر دلیل بی نظم هستند در جمع باشند- که تجربه نشان می دهد چنین اشخاصی وجود دارند – جلسات یا به علت غیبت آنها تشکیل نمی شود و یا تشکیل جلسات فائدة چندانی در بر نخواهد داشت زیرا اشخاص نامنظم، دستور جلسه یا گزارش هایی را که باید مطالعه کنند و با آمادگی و احتمالاً پیشنهاد در جلسه حضور یابند خالی الذهن به جلسه می آیند و در نتیجه مباحث جلسات بر پایة نوعی تداعی و معانی و اظهارنظرهای ارتجالی شکل می گیرد و چنین روشی برای تصمیم گیری های بنیادی زیان بار است.
این بی نظمی ها را باید از میان برد. هر چند این بی نظمی ها مرتبط با شخصیت افراد است اما در عین حال با سخت گیری می توان آنها را، دست کم در محدودة کارهای دسته جمعی معین و مشخص، به حداقل رساند.
ب- عدم تمایل به کار جمعی که دارای علل و عوامل گوناگون از قبیل انزواطلبی، انحصارطلبی در زمینه های علمی و .... است.
در موارد فراوان اشخاصی را که اصولاً علاقه به کار دسته جمعی ندارند بر اساس مصلحت اندیشی وارد جمع می کنند و یا اشخاص خود در عین عدم اعتقاد به کار جمعی، بر اساس مصلحت اندیشی های دیگر، از جمله خارج از گردونه جلسات صاحب عنوان قرار نگرفتن و یا با هدف مواظبت و مراقبت از منافع فردی و گروهی در جمع مورد نظر به عضویت مجامع مهمی در می آیند که موظف به کار دسته جمعی هستند. اما انحصارطلبی و یا انزوا طلبی اشخاص یاد شده موجب غیرفعال شدن یا کارشکنی در کار دسته جمعی می شود. اگر مصلحت اندیشی های بی پایه و مبنا که این گروه را وارد جریان می کند، به کناری گذاشته شود و از حضور چنین افرادی صرفنظر شود، شاید دیگرانی که مایل به کار به قاعده هستند بتوانند از وقت خود بهره بیشتری ببرند.
2- علل مرتبط با وجوه معرفتی و علمی و روان شناسی جمعی و اجتماعی
الف- نامساوی بودن سطح اطلاعات افراد و تشتت در آراء و نظریات در زمینه های مختلف
از جملة علل و عوامل اتلاف وقت است. در حال حاضر تعداد صاحب نظران با تجریه و کارآمد فراوان نیستند. و سطوح اطلاعات همة کسانی هم که در یک رشته مطالعه و تحقیق می کنند و یا به مدیریت کلان می پردازند، بدون رودر بایست، نه تنها یکسان نیست بلکه نزدیک به هم نیست. در واقع یک درجه بندی معلوماتی و اطلاعاتی و تجربه ای وجود دارد. این واقعیت در سراسر جهان، حتی در کشورهایی که همه از دانش و آگاهی های آنها فراوان سخن می گویند و دانشگاهها و مراکز علمی و تصمیم گیری شان را بهترین می دانند به چشم می آید. این واقعیت را باید پذیرفت. توزیع و بهره وری از برخی امتیازات اگر قابل قبول و قابل دفاع و ممکن باشد، در زمینة مورد نظر ما در امکان پذیر نیست. علم و اطلاع «آنانکه می دانند و آنانکه نمی دانند یا کم می دانند یا مطابق روش نمی دانند مساوی نیستند و یا نباید مساوی دانسته شوند». هنگامی که اشخاص با اختلاف سطح علمی در مراکز مهم علمی و تصمیم سازی و تصمیم گیری گردهم می آیند اگر کار جدی گرفته شود وقت های فراوانی تلف می شود. چون در این گونه جلسات رعایت «جاه» و «مقام» و «عنوان» اشخاص سبب می شود که به صراحت و آشکارا خلاف میل گویندگان سخن گفته نشود و چنانچه میسر باشد و با سخن گفتن در لفافه و زیرکانه موضوع نامربوط پیشنهادی از گردونه بحث خارج شود و این شیوه زمان زیادی را تلف می کند اما اگر کار جدی تلقی نشود اصل جلسه و وقتی که صرف شده است بطور کامل تلف شده است. راه کار اینست که اصل تساوی صاحب اطلاع و کسی که اطلاع کمتری دارد غیرمنطقی و غیرعلمی دانسته شود.
ب – بی اعتقادی یا بی اعتمادی افراد به یکدیگر و در نتیجه نبود صراحت در کارهای دسته جمعی
در بسیاری از مجمع ها، حتی مجامع علمی صرف دانشگاهی و پژوهشگاهی، برخی اشخاص یکدیگر را به اصطلاح قبول ندارند و معتقد به داشتن مقام علمی واقعی برای همکار خود نیستند و نیز به هر دلیل به یکدیگر اعتماد ندارند، در عین حال به علل گوناگون اولاً نظر خود را نمی توانند و یا نمی خواهند بیان کنند و ثانیاً از جمع هم نمی خواهند خارج شوند. نتیجة این وضعیت ایجاد فضای مجامله و عدم صراحت با اشاره و کنایه و پیچیده سخن گفتن است اما این روش در کارهای دسته جمعی جدی کارساز نیست و تصمیم گیری را غیرممکن می سازد و یا تصمیم سازی و تصمیم گیری با تأخیری طولانی که گاه نظیر نوشداروی پس از مرگ سهراب است روبرو می شود. راه حل نیز برقراری محیط باز و به صراحت سخن گفتن و تصمیم گیری کردن است.
3- علل مرتبط با وجوه ساختاری
الف – نبودن نظام جامع بدون ابهام برای کارهای دسته جمعی
هر چند که در کارهای فردی نیز کسانی که مطابق برنامه و بصورت منضبط عمل می کنند زودتر و بهتر به نتیجه می رسند، اما بی نظمی شخصی آنها تنها وقت شخص آنها را تلف می کند. به عکس چنانچه در کارهای دسته جمعی نظم و انضباط (که معمولاً در قالب وجوه آئین نامه ای و ساختاری نمود می کند) نباشد کار بدون نظام در این قلمرو خود به صورت ساز و کار نهادینه اتلاف وقت در می آید و عمل می کند. بنابر این در کلیه کارهای دسته جمعی نظام یا ساختار کار ضرورت دارد. این ساختار باید یک رشته قواعد و اصول مشترک برای کلیه کارهای دسته جمعی داشته باشد، که در عین اختصار و سادگی موجب استواری امور شود و نیز باید دارای یک رشته آئین اختصاصی باشد که ویژة یک نوع یا یک مورد خاص کار دسته جمعی است. در این ساختار نبود دو علت یا عامل موجب اختلال کلی کار می شود.
اول نبودن سلسله مراتب در نظام – در هر نظام جامع کار دسته جمعی باید سلسله مراتب پیش بینی شود و همه به همه کار نپردازند و اگر هر یک از افراد جمع بدون رعایت سلسله مراتب تصمیم گیری کند، وضع آشفته می شود، و گفته می شود که تصمیم گیر در فلان یا بهمان کار معلوم نیست، نه شورا تصمیم می گیرد نه هیأت و نه فرد و نه همه و نه هیچکس. اما همگان سخن می گویند و امر و نهی می کنند و همهمه آمران، مأموران را که گهگاه همان آمران هستند سرگردان می سازد. این امر صرفنظر از حکومت ابهام، که گهگاه به صورت اصل در می آید ناشی از نپذیرفتن نظام سلسله مراتبی، به علل روان شناختی فردی است. مشاوره و نظر همه را شنیدن و بهترین آنها را متابعت کردن یک مسأله و هر یک از افراد جمع در یک مورد خاص به نظر خود عمل کردن و آشفتگی به وجود آوردن مسأله ای دیگر است. اتلاف وقت بطور کامل نتیجة چنین فرایندی است و راه پیشگیری از آن نیز استقرار نظام سلسله مرابتی است، به صورتی که همه یا اکثریت آن را از بن دندان بپذیرند.
دوم- بودن برنامه و تقویم کاری و زمان بندی بر اساس برنامه یکی دیگر از علل و عوامل اتلاف وقت است. اگر کارهای دسته جمعی بدون برنامه مشخص و صرفاً بر اساس کلیات بدون محتوای معین باشد، نمی توان تقویم کاری مؤسس بر اساس ارزیابی زمان هر کار و پیش بینی موانع و اندیشه در بارة رفع آنها را تنظیم کرد. در نتیجه در بهترین حالت با ساختن و ویران کردن و دوباره ساختن و با سعی و خطا پیش رفتن و یا عقب نشینی و به راه دیگر گام نهادن مواجه می شویم. اتلاف وقت در این قسم فرایند روشن است. راه کار نیز معلوم است ساختار فعالیت ها باید به گونه ای طراحی شود که روش های برنامه نویسی و تقویم کاری و زمان بندی را در آغاز هر کار پیش بینی کند.

ب – تغییر نابهنگام طرحها و برنامه ها به علل گوناگون.
جمع تهیه کنندة طرح و برنامه ای که برخی از علل و عوامل اتلاف وقت را رفع کرده است چنانچه با تغییر طرح و برنامة خود مواجه شود عملاً تمامی وقتی را تلف شده می بیند که برای طراحی و برنامه ریزی و رفع و دفع موانع اختصاص داده است. علل و عوامل این تغییرات در کشور ما متعددند که مهمترین علت تغییر مدیریت هاست. این فرایند با توجه به برخی از علل و عوامل روان شناختی و جامعه شناختی و معرفتی، که پیشتر بیان شد، سبب نفی طرح و برنامة قبلی و عنوان کردن طرح و برنامة جدید می شود. اتلاف وقت در این زمینه روشن است. نظر به اینکه تغییر مدیریت ها و سلیقه ها نیز به تواتر و در زمانهای نزدیک به هم صورت می پذیرد وقت های تلف شده و هزینه های انجام یافته قابل توجه و بنابراین تأسف بار است.
4- علل مرتبط با وجوه مادی
مسائل مادی در پیشبرد کارها دارای اهمیت است اگر جنبه های مادی و سخت افزاری اجرای امور به درستی پیش بینی نشود و ساختار و نظام جامع کارهای دسته جمعی این وجه از امور را قاعده مند نسازد فعالیت های نرم افزاری راه به جایی نمی برند، دو مطلب از جمله مهمترین مطالب مربوط به علل و عوامل مادی اند.
الف - نبودن برنامة جامع برای تجهیز کارگاه (فنی – مهندسی، علمی – آزمایشگاهی، کتابخانه ای، تحقیق میدانی و ...)
در این زمینه تجهیز کارگاه همانند تجهیز یک کارگاه ساختمانی یا کارگاه های سدسازی و راهسازی و... است. هیچ کارگاهی اگر مجهز نباشد از وقت نیروی انسانی کارآمد نمی توان بهره بردای بهینه کند.
ب - تخمین ناکافی بودجه، تخصیص ندادن به هنگام بودجه، تغییر سیاستهای بودجه ای
نابسامانی در مواردی که یادآوری شد موجب تعطیل کار یا معوق ماندن امور می شود و تعطیل موقت و یا دائم کار اتلاف وقت را به دنبال دارد.
نتیجه:
بسیاری از این علل و عوامل را می توان با اندکی تدبیر از میان برداشت، اما همین امر نیازمند برنامه ای جامع است که در نخستین گام آن باید رودربایستی و عدم صراحت در بیان موانع و مشکلات کنار گذاشته شود و در گام دوم نیز حرکت بر این مبنا صورت گیرد که از برگزاری همایش و هم اندیشی به منظور وقت گذرانی و سخن رانی پرهیز شود - آنچه تاکنون تجربه کرده ایم برای شناسایی موقت علل و عوامل و شروع کار کفایت می کند. یافتن راههای دیگر و نیز تصحیح شیوه ها ضمن عمل میسر است. هر چند که احتمال دارد رفع همین علل و عوامل بتواند به اندازة کافی از اتلاف وقت جلوگیری کند، ولی از به کارگیری تجربه های ضمن عمل نیز باید بهره گرفت.
توپای براه در نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت

4- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر داوری اردکانی:
خوشبختانه این مجلس 3 روزه که به ابتکار و با مدیریت دوست دانشمند عزیز آقای دکتر بهادری نژاد برگزار شد روی هم رفته نه فقط اتلاف وقت نبود بلکه فوائد علمی بسیار داشت. در هر سمیناری مقداری اتلاف وقت و تکرار مطالب و گفتارهای زائد وجود دارد. اما در این نشست های سه روزه مطالبی عنوان شد که مقامات و مسئولان کشور می توانند از آن بهره ببرند. مهمترین مطلب، مطلب وقت است. اگر وقت شناس باشیم یعنی وقت را به معنی حقیقی آن بشناسیم و وقت هر کاری را بدانیم بسیاری از مشکلات خود بخود حل می شود. مردم وقتی بی وقت می شوند، وقت ساعت را هم نمی توانند درک کنند و کار خود را بهنگام انجام نمی دهند. من در این سمینار در بارة وقت سخن گفتم، اما مطالب مهم دیگری در بارة صرفه جویی در انرژی و نان و آب و ... نیز گفته شد که امیدوارم مجموعه آنها در دفتری گرد آید و فوائد عملی نیکو بر آنها مترتب شود. مسلماً یکی از بهترین جلسات سمینارها همین جلسه آخر بود. سخنان خوب آقایان را، همکاران ما از نوار به کاغذ انتقال خواهند داد و درمجموعة این سمینار درج خواهند کرد. از تشریف فرمایی آقایان بسیار متشکرم.

5- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر رفیع پور:
1- ابتدا لازم است بدانیم که اتلاف وقت در اینجا به عنوان یک مسئله اقتصادی مطرح می شود؛ یعنی زمان به عنوان یک کالای با ارزش، بیهوده مصرف می گردد. به عبارت دیگر در اینجا این سؤال وجود دارد که چرا در ایران انسانها در رابطه با وقت و زمان، اقتصادی و عقلانی عمل نمی کنند.
2- علل این مسئله در سطوح مختلف قابل بررسی است: سطح کلان، سطح میانه و سطح خرد (سطح فردی)، بنده بیشتر به سطح کلان می پردازم:
• اگر ما رفتار روستائیان مسن و کمی سالخورده را به خاطر بیاوریم، می بینیم که آنها در رابطه با وقت (مانند بقیه عوامل) بسیار عقلانی و اقتصادی رفتار می کنند. لذا مسئله اتلاف وقت بیشتر در شهرها مطرح و مشاهده می شود. با دقت بیشتر می بینیم که در برخی شهرهای کوچک نیز این مسئله – هر چند نه به اندازه شهرهای بزرگ – قابل مشاهده است.
شهر و روستا یک مصداق و نمونه از میزان تغییر جامعه از سنتی به سوی توسعه یا مدرنیزه شدن است. به عبارت دیگر هر چه ما از جانب جامعه سنتی به جانب جامعه مدرن مصنوعی و عاریتی از غرب جلو رفته ایم، انواع مسائل از جمله «از خود بیگانگی» «مصرف گرایی»، «بیهودگی» و «وقت کشی» بیشتر می شود، یعنی از درجه عقلانیت و انتظام اجتماعی در مسیر کارکرد اجتماعی و نفع جمعی کاسته می شود.
• در جامعه سنتی نظام اجتماعی ما دارای کارکرد و انتظام بوده است. نه فقط در یک روستا، بلکه همچنین در بازار و دیگر بخش های سنتی این کارکرد و انتظام وجود دارد. وقتی شما به یک هیات عزاداری سنتی نگاه می کنید، می بینید که سازماندهی و نقش های تعیین شده از جانب افراد پذیرفته و درونی شده است. هرکس موقعیت و وظیفه خود را می شناسد و کار را با سرعت و نظم انجام می دهد. اما اگر همان افراد در نظام اجتماعی مدرن که مصنوعی و غیر خودی است و بطور رسمی اما ناآگاهانه به جامعه تحمیل شده است، قرار گیرند، گاه از زیرکار در می روند، افراد را سرکار می گذارند و ... تجربیاتی که بطور روزمره با آن سر و کار داریم.
نتیجه اول: «توسعه بیرونی» و عاریتی از غرب نظام اجتماعی را مختل می کند و کارکرد اجتماعی را کاهش می دهد که یکی از پیامدهای آن عدم کارکرد مناسب و مولد «زمان» می باشد.
• یک عنصر دیگر که به فرایند اضافه می شود، نظام نابرابر اجتماعی است. از یک طرف میزان نابرابری در ایران براساس ضریب جینی بسیار بالا (48%) و بسیار بیشتر از امریکا (33%) است. یعنی تفاوت بین فقیر و ثروتمند در ایران بسیار زیاد است. این عامل به تنهائی موجب انواع مسائل اجتماعی، از جمله دلسردی، بی قیدی و نهایتاً آشفتگی اجتماعی می شود که پیچیدگی اجتماعی و در پی آن اختلال در روابط اجتماعی و در نتیجه اتلاف وقت از پیامدهای آنست.
از طرف دیگر نظام نابرابر اجتماعی در ایران شکلی نزدیک به یک «نظام کاستی» به خود گرفته است که فرایند آشفتگی اجتماعی را به شتاب زیاد تشدید می کند. بدین معنی که نابرابری فقط خود را در تفاوت درآمد نشان نمی دهد، بلکه بالاخص در کسب موقعیت های اجتماعی بروز می کند. اگر در امریکا نسبت به کشورهای اروپائی، مخصوصاً اسکاندیناویایی بیشتر است، اما هر کس این امید را دارد که بتواند، براساس توانائی هایش به هر جائی (پست و مقامی) که می خواهد برسد. اما در ایران پستها و مسئولیت ها نه بر اساس توانائی افراد، بلکه براساس وابستگی آنها به گروه های خاص توزیع می گردد. این عامل موجب می شود که در بسیاری از سازمانهای اجتماعی، مسئولین رده های بالای سازمان از توانائی سازماندهی و انتظام بخشی برخوردار نباشند. در نتیجه فرایند و پیامدهای معمول مخرب نابرابری تشدید می شود و شما با یک حالت آنومیک و یا آشفتگی اجتماعی سر و کار دارید، که وقت و انرژی و بسیاری دیگر از عوامل اقتصادی بیهوده تلف می گردد.
نتیجه دوم: وقتی توسعه بیرونی با نابرابری اجتماعی همراه می شود و از طریق نظام کاستی تشدید می شود، کارکرد اجتماعی با شدت بیشتری کاهش می یابد و فرایند آنومی و آشفتگی اجتماعی افزایش می یابد. در پی آن باز دهی عوامل تولید از جمله زمان کاهش می یابد!
من فعلاً به همین دو نکته اکتفا می کنم، هر چند که در ادامه تحلیل و ارائه مدل متغیرهای زیاد دیگر نیز وجود دارند و انشاء الله در کارهای بعدی اینجانب قابل مطالعه خواهند بود.

6-- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر محقق داماد:
در این رابطه می توان به 2 دیدگاه قرآن و فقه اشاره کرد. در قرآن سوره ای به نام سوره وقت (زمان) داریم که در این سوره خداوند به زمان قسم خورده که این بیانگر ارزش و اهمیت آن است. در سوره (والعصر) به ترتیب به زمان، خسران انسان و اینکه انسان در زیان است، می پردازد.
وقت آدمی سرمایه بشری است، هر چه انسان از دست بدهد و عوض نگیرد «خسران» گویند و اگر انسان عوض بگیرد «خسر» نکرده و عوض را ایمان و عمل صالح تعبیر می کنند. عمل صالح خود معنای گسترده ای دارد. بدین معنی که عمل شایسته خسران اتلاف وقت را جبران می کند و باید متناسب با زمان و جامعه باشد.
در دیدگاه فقهی اگر کسی به جان یا مال کسی خسارت وارد کند ضامن خسارت است. در یک مسأله فقهی برای جبران اتلاف وقت، وقت را تبدیل به مال کرده و به اندازه زمان از دست رفته باید ثمن المثل پرداخت شود. سوءتدبیر دولت در اجرای برنامه ها و عدم مدیریت صحیح باعث می شود که وقت زیادی از مردم تلف شود که دولت درمقابل این مسأله مسئول است. از اختیارات دولت و حاکمیت نیست که فعالیت سازمانها را متوقف و تعطیل عمومی اعلام کند، این از نظر شرعی اشکال دارد، مسأله دیگر تعطیلی با عنوان وفات یا اعیاد بزرگان است که بهتر است رئیس جمهور با تدبیر درست به جای تعطیلی و اتلاف وقت حقوق کارگران و کارمندان را دو برابر کند. بازدهی و راندمان کار را بالا ببرد.

7- مطالب اظهار شده توسط آقای مهندس مرعشی:
حضور در زمان خود مسأله ای است که در جامعه ما کمتر به این نکته توجه می شود.
• مفهوم کهنه و سنتی توالی تدریجی از دست رفته است.
• مفهوم نوین و گسترده توالی توسعه یاب پدید آمده است.
• توسعه ارتباطات زمینه توسعه اجتماعی را فراهم آورده است.
• مقیاس سرعت ارتباط به سرعت نور در میدان انرژی رسیده است.
• در چنین شرایطی، می باید هماهنگ با این مقیاس، توسعه تفاهم اجتماعی صورت پذیرد.
• مقیاس توسعه تفاهم اجتماعی یعنی سرعت متناسب اراده در میدان تمایلات اجتماعی.
• وقت شناسی جدید در گرو:
تکامل شناسی جدید (تکاملی)
جامعه شناسی جدید (اجتماعی)
انسان شناسی جدید (فطری)
تکاملی: نیازمندی های تاریخی و تنظیم قوانین توسعه (نظام ارزشی)
اجتماعی: نیازهایی که ریشه اجتماعی دارد و برای عموم جامعه تنظیم شده است.
فطری: خصوصیاتی که جزء غرایز فطری و دارای ریشه طبیعی بوده، منشاء آن نیازهای شخصی و فردی است.
خوش آنکه دریابیم خود را و زمان را!
تنظیم رفتار اجتماعی در گرو شناخت ویژگی های تکاملی دوران ما می باشد.
ویژگی اصلی تکاملی دوران ما:
- بالندگی در مسیر معنویت
- بی قراری برای دستیابی به عدالت
- تلاش روزافزون برای نیل به کارآمدی
تنظیم رفتار برای نیل به کارآمدی در گرو مهندسی اجتماعی در 3 سطح است:
• توسعه
• کلان
• خرد
در سطح توسعه:
• فرهیختگان و اندیشمندان جامعه مفاهیم نوین حضور در جهان امروز را تبیین نمایند.
• زمینه تفاهم کارشناسی از طریق پژوهشهای کاربردی ایجاد و دست آوردهای آنها در همایش های گوناگون عرضه شود.
• زمینه تفاهم اجتماعی بوسیله رسانه ها و شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی فراهم آید.
تنظیم رفتار در سطح کلان:
• قدرت توسعه مفاهیم موجود و ایجاد مفاهیم نوین مدیریتی در کشورداری و رفع آسیب های اجتماعی و انتخاب مدیران سیاسی متناسب با این طرز تفکر
• برخورداری از ذهنیت راهبردی در مدیران سیاسی آینده و دوری گزیدن از مقطعی و جزیره ای اندیشیدن و جاری ساختن این فضای فکری در سطوح تصمیم سازی و تصمیم گیریهای نظام
• ساماندهی به اندیشه و تفکر علمی در حوزه های علمیه و دانشگاهها
• قرار گرفتن فرهنگ به عنوان محور برنامه ریزی توسعه
• بازنگری به جایگاه قانون در جامعه و بکارگیری تدبیرهای علمی مشخص به گونه ای که قانون پذیری به عنوان رفتار نهادینه شده در آید.
تنظیم رفتار در سطح خرد:
• سازمانها تلاش نمایند که کارهای درست را به درستی انجام دهند. کار درست، کاری است که تناسب آن به سطوح توسعه و کلان احراز شده باشد.
• بازآفرینی سازمان به گونه ای که فعالیت ها با اهداف بلند مدت آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد.
• آرایش مجدد به گونه ای که راه هایی پیدا شود که وقت و امکانات سازمان بر روی مسائلی که بیشترین ارزش را برای سازمان و خدمت گیرندگان دارد متمرکز شود.
• تجزیه و تحلیل مجدد فرایند انجام کار به گونه ای که انجام هر کاری ساده تر باشد و از تعدد مراحل انجام کار کاسته شود.
• تجدید سازمان در مسیر راه های بهتر، سریعتر و مؤثرتر
• رموز استفاده بهتر از وقت در زندگی و کار
معیار انتخاب رفتار
• سرعت
• دقت
• کارآمدی

8- مطالب اظهار شده توسط آقای دکتر مکنون:
اتلاف وقت را در دو قسمت می توان بررسی نمود.
1- برای چه هدفی وقت صرف می کنیم؟
2- چگونه از زمان برای رسیدن به آن هدف استفاده می نماییم؟
مجموعه فوق اثربخشی (effectiveness) و کارآیی (efficiency) استفاده از وقت و زمان را نشان می دهد.
در مقایسه کوتاه دو کشور سوئیس و ایران که در اولی ساعت کار ماهانه افراد کمتر از ایران است ولی نحوة استفاده از زمان و هدفی که انتخاب شده است به صورتی است که تولید ناخالص ملی سوئیس حدود سی برابر ایران است. به عبارت دیگر اگر ساعت کار روزانه را هشت ساعت بدانیم ارزش تولید درآمد هشت ساعت کار در ایران معادل حدود 15 دقیقه کار در سوئیس است.
در فعالیت های انفرادی که هدف گذاری و نحوة استفاده از زمان به فرد بستگی دارد به کارگیری آموزش های فردی می تواند تلفات وقت را کاهش دهد. در این زمینه کتاب ها و مقالات گوناگونی تدوین شده که قابلیت بهره برداری دارند.
در فعالیت های جمعی از پایین ترین سطح نظیر خانواده تا سطوح عالی نظیر کنفرانس ها و نشست های جمعی که افراد با خصلت های مختلف شرکت دارند آیا می توان یک الگو ارایه داد که همگان به بهترین وجه و به صورت بهینه از وقت استفاده نموده و تلفات وقت کاهش یابد؟
به نظر می رسد هر مقدار تنوع افراد و سطح تجمع گسترده تر گردد پیچیدگی ابعاد آن برای بهینه نمودن استفاده از وقت بیشتر می شود.
پذیرش قواعد جمعی مورد قبول و انعطاف پذیری لازم برای نحوة استفاده از وقت در یک جمع می تواند مجموع تلفات را کاهش دهد. آموزش رفتار اجتماعی و پذیرش اخلاق و تعهد اجتماعی ابزار مهم کاهش تلفات وقت در جمع است نظیر: نظم صحبت، رعایت زمان، منظم بودن در بیان، در چارچوب صحبت نمودن، تلاش در متمرکز نمودن بحث ها.
آموزش نحوة مشارکت در جوامع در همة سطوح کلید مهمی برای کاهش تلفات وقت جمعی است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:01 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
خداوند در سوره فرقان آیه 67 می فرماید: "و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما"
بندگان شایسته خدا در هنگام انفاق، نه زیاده‌روی می‌کنند و نه کم می‌گذارند بلکه راه میانه‌ای را می‌پیمایند.

و نیز در سوره اسراء آیه 27 می‌فرماید: "ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین"
اسراف‌کنندگان براداران شیاطین‌اند.

اسراف و تبذیر تقریباً به یک معنا هستند. با این تفاوت که اسراف به معنای تجاوز از حد در همه امور است، مانند اسراف در معصیت یا اسراف در خوردن و امثال آن
اما تبذیر بیشتر در مورد پول به کار می‌رود و مبذّر به معنای کسی است که مال خود را به گونه‌ای متفرّق و پراکنده می‌کند که از بین می‌رود.

اسراف و تبذیر هر دو از صفات ناپسند است و در روایات زیادی از آن نهی شده است، از جمله:
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
سخاوتمند باش ولی تبذیر نکن؛ حسابگر باش ولی خسّت به خرج مده!
اگر اندازه گیری و حسابگری در زندگی مراعات نشود، موجب فقر خواهد شد.

در ابن باره، چند روایت نیز از امام صادق علیه السلام وارد شده است:
پرهیزکار باش و اسراف مکن و تنگ نگیر! بلکه میانه‌روی پیشه کن.

کمترین نوع اسراف این است که ته مانده‌ی آب در لیوان را دور بریزی.

یکی از موارد اسراف این است که لباسی را که مایه آبروی تو است (مثل لباس مخصوص مهمانی) در جایی که باید لباس ساده بپوشی، به تن کنی.

خداوند اموال دنیا را در نزد کسانی که خواسته به امانت گذاشته و اجازه فرموده که تا حد اعتدال و دور از اسراف از آن استفاده کنند بخورند و بیاشامند، بپوشند و ازدواج کنند و مرکب سواری بخرند و سپس به فقرای مؤمنین رسیدگی کنند و احتیاجات آنها را برآورند.
هر کس چنین کند، خوردن و پوشیدن و سواری اش حلال است و هر کس نکند، بر او حرام است.
اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. آیا با مالی که خداوند به او داده باید اسب ده هزار درهمی بخرد در حالی که اسب بیست درهمی هم برای او کافی است؟! اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد.

میانه روی امری است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف و زیاده روی امری است که خداوند آن را دشمن می دارد. حتی اگر هسته ای را بی جا دور بیندازی یا زیادی آب را دور بریزی اسراف است.

منابع:
بحار الانوار، ج 75، ص 302 تا 305.
بحار الانوار، ج 71، ص 344 تا 349.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:00 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 سید مرتضی آوینی ، در میان نوشته‌های فراوان خود، اثر ارزشمندی به یادگار گذاشته است به نام "توسعه و مبانی تمدن غرب". البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌های آوینی این است که همه در راستای تبیین مبانی انقلاب اسلامی در حوزه‌های مختلف است، (البته تا جایی که مجال پیدا کرد)اما توسعه و مبانی تمدن غرب از آن جهت برای این یادداشت برگزیده شد،که به طور مفصل در آن به بررسی و ریشه یابی پدیده مصرف گرایی و تب تند مدرنیزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.

آوینی کتابش را در سال‌هایی می‌نویسد، که تازه شعارهای توسعه اقتصادی و مدرنیزه شدن در فضای عمومی جامعه مطرح شده است.او با بینشی عمیق از وضعیت جوامع عصر خود و به ویژه شناخت دقیق از دین اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخوانی و عدم تطابق ملزومات توسعه غربی را با دین و فرهنگ مردم خود تشخیص داده بود.اینگونه بود که احساس خطر می‌کرد و این احساس را با ضمیمه عقل و منطق به رشته تحریر در می‌آورد،تا گرچه به مذاق برخی خوش نمی‌آید،اما شاید تلنگری باشد.

قسمت‌های کوتاهی از مقاله "تمدن اسراف و تبذیر" کتاب توسعه و مبانی غرب او در ادامه می‌آید:

«آرمان توسعه‌یافتگی از اصالت دادن به رشد اقتصادی و غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر برای اقتصاد اینچنین مقام و اهمیتی قایل باشد ماده‌گرایی و نسیان حق است.

نگرشی که انسان امروز نسبت به خود و جهان یافته است اینچنین اقتضا دارد که او خود و نیازهای مادیش را اصل بینگارد و همه‌ی عزم و همت خویش را در جهت برآورده ساختن این نیازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ی حیوانی وجود خویشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوایج مادی است که او را به جانب خود می‌کشد، این توهم رخ نموده که نیازهای مادی بشر دارای اصالت است، حال آنکه اینچنین نیست.

«آرمان توسعه‌یافتگی از اصالت دادن به رشد اقتصادی و غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر برای اقتصاد اینچنین مقام و اهمیتی قایل باشد ماده‌گرایی و نسیان حق است.
مهم‌ترین علتی که جامعه‌ی غرب را به اتراف و اسراف و تبذیر کشانده است همین است که اراده‌ی او را در جهت ارضای شهوات و تبعیت از غرایز و اهوای خویش هیچ چیز جز قراردادهای اجتماع محدود نمی‌کند.

چه علتی باعث شده است تا بشر غربی اعمالی اینچنین را برای خود مجاز بشمارد؟ وقتی اراده‌ی بشر را در جهت ارضای شهوات و اهوای خویش هیچ چیز محدود نکند، انسان در مسیر تمتع از لذایذ دنیایی به آنچنان زیاده‌طلبی و تکاثری دچار می‌شود که از آن باید به خدا پناه برد. بشر غربی از آنجا که برای وجود انسان قایل به حقیقتی غایی نیست و به حیوانیت بشر اصالت می‌دهد، برای اهوا و تمایلات حیوانی خود نیز هیچ محدودیتی جز قراردادهای اجتماعی نمی‌شناسد و قراردادهای اجتماعی را نیز صرفا به منافع فردی باز می‌گرداند.

در تمدن غرب قراردادهای اجتماعی ـ و به تعبیر خودشان قانون ـ جانشین اخلاق شده است و سعی بشر غربی در این است که با اصالت دادن به قوانین مدنی و مقررات اجتماعی از اخلاق مذهبی و شریعت بی‌نیاز شود؛ یعنی به عبارت بهتر، جامعه‌ای بسازد که در آن هیچ کس نیازی به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عین حال که هیچ کس التزام اخلاقی در برابر وجدان خویش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق یکدیگر از حداکثر آزادی و ولنگاری برای ارضای شهوات حیوانی و تمتع از لذایذ مادی برخوردار باشند ـ و الحق بهترین نظام سیاسی که می‌تواند اهداف مذکور را تأمین کند، سیستم دموکراسی است.»

منبع: شبکه خبری برنا

تنظیم برای تبیان: عطاالله باباپور


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:59 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

 روشهای پیشگیری از اتلاف انرژی

 

 

 

این جلسه با مشارکت آقایان: مهندس حمید چیت چیان و دکتر مرتضی سهرابی تشکیل شد. آقای دکتر سهرابی ریاست جلسه را به عهده داشتند. 

 

مطالب اظهار شده توسط این آقایان به شرح زیر است:

 

 

 

1- اظهارات آقای مهندس چیت چیان

 

«مبحث اتلاف انرژی موضوع پر دامنه ای است. ما چهار راهبرد اصلی در ارتباط با پیشگیری از اتلاف منابع انرژی پیش رو داریم. اولین راهبرد ارائه انرژی به قیمت واقعی است. اگر انواع انرژی را با قیمتی بیشتر در اختیار مصرف کننده قرار دهیم باعث ایجاد انگیزه در جهت درست مصرف کردن انرژی می شود. البته این موضوع در کشور ما کاملاً بر عکس است. در کشورهای دیگر از جمله کشورهای اروپایی برای انرژی مالیات دیگری در نظر می گیرند و این باعث می شود که مصرف کننده مصرف خود را کاهش دهد. البته این سوال پیش می آید که اگر بخواهیم قیمت انرژی را افزایش دهیم تکلیف اقشار کم درآمد جامعه چه خواهد شد که بعد به آن می پردازیم.

 

دومین راهبرد، آگاه سازی و آموزش است. اگر با وجود بالا بودن قیمت انرژی مصرف کنندگان راه و شیوه درست استفاده کردن از منابع انرژی را ندانند در مصرف انرژی صرفه جویی نخواهد شد. ما از چند سال قبل در وزارت نیرو برنامه هایی را برای آموزش استفاده صحیح انرژی تدارک دیده ایم. همه اقشار جامعه نیازمند آموزش روشهای مصرف صحیح انرژی می باشند. در آذربایجان با مشارکت یک موسسه ژاپنی مرکزی را راه اندازی کرده ایم که کارشناسان صنایع مختلف به صورت تخصصی راجع به انواع تجهیزات صنعتی همچون پمپها، الکتروموتورها، مشعل ها و ... آموزشهای لازم را خواهند دید که چگونه در محیط کار مصرف انرژی را کاهش دهند. این راهبرد یکی از ارکان مهم می باشد و کشورهای دیگر نیز بسیار به این مسئله پرداخته اند. حتی در مقاطع مختلف دانشگاهی باید به نحوی این آموزشها داده شود.

 

    سومین راهبرد، تدوین و تصویب قوانین و مقررات است. ممکن است با وجود انگیزه اقتصادی و آموزش باز هم از اتلاف انرژی جلوگیری نشود، اما با وضع قوانین و مقررات خاص می توان از اتلاف انرژی جلوگیری کرد. مصرف بیشتر انرژی فقط با پرداخت هزینه بیشتر جبران نمی شود بلکه مشکلاتی نظیر آلودگی محیط زیست، محدودیت منابع و غیره را بوجود می آورد. اکثر کشورها دارای قانون انرژی هستند. قانون مدیریت انرژی آمریکا شامل 80 صفحه می باشد. تمام کشورهای صنعتی و غالب کشورهای اروپایی دارای این قانون می باشند اما کشور ما فاقد این قانون است. وزارت نیرو شش سال پیش قانون انرژی را برای تصویب به دولت ارائه کرده است که امیدواریم در آینده نزدیک مورد تصویب دولت قرار گیرد. در این قانون وظایف بخشهای مختلف جامعه در ارتباط با درست استفاده کردن از منابع انرژی مشخص شده است.

 

    چهارمین راهبرد، ایجاد مکانیزمهایی برای تشویق افرادی که از منابع انرژی به طور صحیح استفاده می کنند و جریمه مسرفان انرژی می باشد. ریشه این راهبرد در روحیات انسان است. طبیعت انسان اینگونه است که با تشویق و تنبیه مقررات را بهتر رعایت می کند.»

 

    آقای مهندس چیت چیان همچنین اجزاء اصلی شبکه انرژی کشور را ترسیم کردند و به نمایش گذاشتند که شامل بخشهای مختلف نفت، گاز طبیعی، واردات انرژی، زغال سنگ، انرژیهای تجدید پذیر و انرژی هسته ای بود.

 

    در بخش ساختمان ایشان به خلاصة نتایج مطالعاتی را که بر مبنای مدل بهینه سازی جریان انرژی (EFOM – ENV) در وزارت نیرو انجام شده است به شرح زیر ارائه کردند:

 

· نزدیک به 60% تلفات حرارتی ساختمان از طریق پوسته تلف می شود.

 

· با استفاده از عايق‌كاري 50% از تلفات حرارتي پوسته ساختمان كاسته مي‌شود.  بدين ترتيب كه تقاضاي گرمايش از 40 MTOE  به 20 MTOE مي‌رسد.

 

· كاهش تلفات پوسته باعث كوچكتر انتخاب شدن ظرفيت تجهيزات سرمايشي و گرمايشي مي‌شود.

 

· كاهش هزينه سرمايه‌گذاري حاصل از كم شدن كاهش ظرفيت‌سازي تجهيزات بيش از هزينه سرمايه‌گذاري براي عايق‌كاري پوسته ساختمان است.

 

· اگر كليه ساختمان‌ها راهكارهاي پيشنهادي بهينه‌سازي را اجرا نمايند (عايق‌كاري پوسته و جايگزيني چيلرهاي جذبي با كولر آبي)3/8 GW  ظرفيت توليد برق مورد نیاز کشور کاهش           می یابد.

 

· چنانچه ساختمان‌هاي جديد راهكارهاي بهينه‌سازي را اجرا نمايند و كليه ‌ساختمان‌ها از وسايل انرژي‌بر با راندمان A استفاده كنند1/5 GW ظرفيت توليد برق مورد نیاز کشور کاهش می یابد.

 

سیاست های پیشنهادی

 

· استفاده از ميكرو‌توربين‌ها و ژنراتور با موتورهاي گاز‌سوز وقتي هزينه تامين برق از ساير روش‌ها بالاتر از 5/4 سنت براي هر كيلو وات ساعت باشد پيشنهاد مي‌گردد .

 

· در ميان تجهيزات خانگي، استفاده از تجهيزات با بالاترين رتبه از رتبه‌هاي برچسب مصرف انرژي، داراي اولويت فني و اقتصادي است.

 

· استفاده از لامپ‌هاي كم مصرف و فلورسنت براي تامين روشنايي بخش ساختمان كشور توصيه مي‌شود.

  • استفاده از لامپ بخار سديم 70 وات و لامپ‌ متال هاليد 250 وات به ترتيب براي روشنايي معابر كم عرض و عريض توصيه مي‌شود.

سيستم گرمايشي براي مناطق گاز رساني نشده

  • براي گرمايش اين مناطق از بخاري نفتي و سيستم گرمايشي مركزي گازوئيلي استفاده مي‌شود. در حالي كه براي استفاده از سيستم گرمايش مركزي محدوديت بيروني ايجاد شود مدل آب‌گرم‌كن نفتي را توصیه مي‌كند. در هر صورت استفاده از برق برای تأمین گرمایش توصیه   نمی شود.

  • با تحليل حساسيت انجام شده بر روي قيمت گاز مشخص گرديد كه اگر هزينه انتقال گاز به نواحي كه گاز رساني نشده‌اند باعث گردد كه هزينه تمام شده گاز سه برابر شود باز هم مدل براي تامين گرمايش از سيستم‌هاي گازسوز استفاده مي‌كند.  بدين ترتيب اولويت گازرساني به كليه نقاط كشور بلامنازع است. 

 

 

سيستم گرمايشي براي مناطق گاز رساني شده

 

· براي گرمايش مناطق گاز‌رساني شده، استفاده از وسايل گازسوز در اولويت اول است. تحليل حساسيت نشان مي‌دهد كه تا سه برابر شدن قيمت گاز باز هم اين سيستم انتخاب مي‌شود.

 

· در بين اين وسايل استفاده از سيستمهاي گرمايش مركزي گازي به دليل تقارن استفاده آن با سيستم سرمايش چيلر جذبي گازسوز توصيه مي‌شود.

 

· در صورت عدم استفاده از گرمايش مركزي به صورت متقارن با سرمايش جذبي استفاده از بخاري گاز‌سوز براي تامين گرمايش داراي بالاترين اولويت است. براي تأمين آب ‌گرم استفاده از آبگرمكن ديواري توصيه مي‌شود.

 

سيستم سرمايشي براي مناطق گاز رساني نشده

 

· كولر آبي با برچسب A در طرح بهينه انتخاب شده است. كولر گازي در اولويت بعدي انتخاب قرار دارد.

 

سيستم سرمايشي براي مناطق گاز رساني شده

 

· سيستم سرمايشي انتخاب شده در اين مناطق سيستم جذبي گازسوز مي‌باشد. كولر آبي رتبه A در اولويت بعدي انتخاب قرار دارد. در صورتي كه كولر آبي بر چسب (A) وجود نداشته باشد كولر گازي انتخاب مي‌شود.»

 

آقای مهندس چیت چیان در بخش حمل و نقل اظهار نمودند که «الگوی حمل و نقل برون شهری الگوی مناسبی برای شرایط کشور ما نیست. ما متکی به حمل و نقل جاده ای هستیم که از سوختهای گازوئیل، مازوت، گاز طبیعی، برق (در قطارهای برقی) و بنزین در مدلهای حمل و نقل که شامل      کامیون های سنگین و سبک، قطارها، اتوبوس و ماشینهای سبک برای حمل و نقل افراد می باشد، استفاده         می شود. در حمل و نقل ریلی امکان استفاده از سوختهای مختلف وجود دارد. طبق نمودار برنامه حمل بار برون شهري وسايل نقليه طي سالهاي برنامه در سال 1379 بیشترین میزان حمل و نقل (حدود 40%) توسط کامیونهای سبک، حدود 30 تا 32 درصد توسط کامیونهای گازوئیلی، 15%  قطارهای گازوئیلی و سهم قطارها و کامیونهای سنگین گاز سوز صفر بوده است. ما برای رسیدن به مصرف حداقل انرژی باید از قطارهای گازسوز استفاده کنیم. اهداف بهینه سازی انرژی در بخش حمل و نقل بار برون شهری ایجاب می کند که تا سال 1393 سهم کامیونهای سبک به 10% و سهم قطارهای گاز سوز به 60% برسد و تا سال 1408 سهم کامیونهای گازسوز به زیر 10% کاهش یابد.»

 

آقای دکتر یوسف ثبوتی از آقای مهندس چیت چیان سوال نمودند که آیا در حال حاضر در کشور قطار گازسوز داریم یا خیر. ایشان در پاسخ فرمودند هنوز قطار گازسوز در کشور نداریم و این طرح در برنامه راهکارها و پیشنهاد های ما می باشد. طبق برنامه حمل مسافر برون شهري وسايل نقليه طي سالهاي برنامه، در سال 1379 سهم اتوبوس های گازوئیلی حدود 68%، قطارهای گازوئیلی 12% و قطارهای گازسوز صفر بوده است و طبق مطالعات بهینه سازی انرژی پیشنهاد می گردد تا سال 1408 سهم قطارهای گازوئیلی به صفر و قطارهای گازی به 40% برسد.

 

در بخش صنعت، آقای مهندس چیت چیان به بلوك دياگرام جريان انرژي كل بخش صنعت اشاره کردند:  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

محصولات

 

صنعتي

 
 

 

 

 

برق

 

 

گازطبيعي

 

 

گازوئيل

 

نفت كوره

 

 

ذغال سنگ

 

CHP

فرآيند توليد بخار 

فرآيند توليد سرما

بخار

 

 

آبگرم

 

 

حرارت

 

 

 

هواي فشرده

 

 

 

نيرو محركه

 

 

 

كاغذسازي

صنايع غذائي

كاني غير فلزي

توليد فلزات

صنايع نساجي

هواي فشرده

كوره ها

الكتروموتورها

 

 

 

 

 

ایشان همچنین در مورد میزان صرفه جویی انرژی در بخش صنعت اظهار نمودند ما می توانیم سالیانه حدود 364 میلیارد تومان در مصرف انرژی، 274 میلیارد تومان در سرمایه گذاری، 18439 میلیون کیلو وات ساعت در برق تولیدی موتور ژنراتورها و 2105 مگا وات در کاهش ظرفیت نیروگاهی در بخش صنعت صرفه جویی کنیم.  

 

 

ساليانه

كل دوره

 ميزان صرفه جوئي انرژي

109100 (ميليارد ريال)

3637 (ميليارد ريال)

 ميزان صرفه جوئي انرژي و  سرمايه گذاري

82190 (ميليارد ريال)

2740 (ميليارد ريال)

 برق توليدي موتور ژنراتورها

553155

(ميليون كيلو وات ساعت)

18439

(ميليون كيلو وات ساعت)

 كاهش ظرفيت نيروگاهي

63146 (مگا وات)

2105 (مگا وات)

 ميزان صرفه جوئي انرژي

46.45 (ميليون تن)

1.548 (ميليون تن)

 

 

 

بیش از 60 درصد کل برق مصرفی در بخش صنعت در الکتروموتورها مصرف می شود. استفاده از الکتروموتورهای پر بازده یکی از مؤثرترین شیوه های صرفه جویی انرژی است.

 

بخش عرضه انرژی

 

 در بخش تبدیل انرژی کشور بیشترین امکان صرفه جویی انرژی را دارد. پالایشگاههای نفت          می بایست با اصلاح  الگوی پالایشی خود تولید فرآورده های میان تقطیر را افزایش دهند.»

 

آقای دکتر بهادری نژاد اظهار نمودند «ما می توانیم به جای استفاده از گاز در فصل زمستان ازHeat Pump استفاده کنیم که محیط زیست را کمتر آلوده می کنند. با توجه به خطر زلزله هیچگاه فکر نشده که در صورت وقوع زلزله گاز شهری چقدر خطرناک می باشد. ایشان همچنین به دو جداره کردن شیشه ها اشاره نمودند و اظهار داشتند این روش بسیار مناسب است اما مشکل اصلی درز پنجره هاست که انرژی را هدر می دهد. برای جلوگیری از اتلاف انرژی باید قاب پنجره ها کاملاً جذب باشد. عرضه آب به صورت بطری ایده بسیار خوبی است اما با بطری ها چه باید کرد که باعث آلودگی محیط زیست نشوند. ایشان همچنین به درصد مصرف انرژی اشاره کردند و اظهار داشتند درصد مصرف انرژی در محیط های خانگی و تجاری 44 درصد، کشاورزی 5 درصد و حمل و نقل 22 درصد می باشد. بنابراین برای جلوگیری از اتلاف انرژی باید از خانه ها شروع کرد.»

 

آقای مهندس چیت چیان نهایتاً مهمترین راهکارهای بهینه سازی انرژی را به شرح زیر جمع بندی کردند:

 

1- افزایش راندمان سیستم های احتراق بویلرهای نیروگاهی به روش ارزشیابی سوخت

 

2- افزایش راندمان نیروگاه ها با استفاده از روشهای پینچ واکسرژی

 

3-  توسعه سیستم های گرمایشی و سرمایشی منطقه ایDHC  و ایجاد شرکت های توزیع و فروش حرارت

 

4- افزایش قدرت خروجی توربین های گازی با استفاده از سرمایش هوای ورودی

 

5- توسعه استفاده از توربینهای انبساطی در دستگاههای تقلیل فشار ورودی شهرها و نیروگاهها

 

6- گاز سوز کردن موتورهای دیزلی صنایع و بهره گیری از این ظرفیت بویژه در ساعات پیک

 

7- توسعه کاربرد کنتورهای چند تعرفه در مصارف خانگی

 

8- اصلاح خطوط تولید الکتروموتورهای لوازم خانگی به منظور تولید موتورهای با راندمان بالا

 

9- ترویج بکارگیری محرکه های کنترل دور- توان موتورهای الکتریکی (VSD)

 

10-  حمایت از سرمایه گذاری به منظور تولید محرکه های سرعت متغیر (VSD)

 

11-  جایگزینی CHP (توربین گاز و یا دیزل) بجای دیگهای بخار در صنایع غذایی، نساجی و کاغذ به منظور افزایش بازدهی انرژی

 

12-  توسعه استفاده از چیلرهای جذبی

 

13-  ترویج سیستم های ذخیره سازی سرما به منظور مدیریت بار الکتریکی

 

14-  ترویج سیستم های تبرید جذبی خانگی در مناطق گرمسیری (ظرفیت پایین)

 

15-  توسعه سیستم های تنظیم کننده شدت نور در ساختمانها

 

16-  جایگزینی لامپ های رشته ای با لامپ های بخار سدیم در معابر

 

17-  کاهش تعرفه های واردات لامپهای کم مصرف

 

18-  استفاده از کلید خاموش کننده روشنایی سیستم های صوتی-تصویری و سایر وسایل غیر ضروری در هنگام عدم حضور ساکنین در هتل ها و منازل مسکونی

 

19-  کنترل کیفیت توان در سیستم های توزیع

 

20-  توسعه و ترویج سیستمهای مدیریت مصرف انرژی ساختمان (BMS) در مجتمع های مسکونی و ساختمان های اداری و عمومی

 

21-  اجرای سیستم تفکیک مصارف آب و انرژی واحد های واقع در مجتمع های مسکونی

 

22-  توسعه نیروگاههای بیوماس (ضایعات شهری و کشاورزی)   

 

23-  ترویج استفاده از آبگرمکن های خورشیدی

 

24-  استمرار فعالیت وضع استاندارد مصرف انرژی در تجهیزات انرژی بر

 

25-  توسعه نظام استانداردهای مصرف انرژی در فرایند های صنعتی

 

26-  اصلاح فن آوری تولید یخچال، فریزر، کولر آبی و کولر گازی در کشور به منظور افزایش بازده انرژی

 

27-  احداث، تجهیز و بهره برداری از آزمایشگاه ملی استاندارد مصرف انرژی برای تجهیزات صنعتی

 

28-  اجرای مدیریت بار در صنایع کانی های غیر فلزی، لاستیک، کاغذ، فولاد و مس

 

29-  بهینه سازی مصرف انرژی و ارتقاء کیفیت محصول در صنعت سیمان به روش ارزشیابی حرارتی سوخت (Fuel Valuation) 

 

30-  اجرای طرح مدیریت مصرف انرژی در ساختمانهای اداری، بیمارستانها، مدارس و مجتمع های تجاری

 

31-  ترویج عایق کاری جدارهای خارجی ساختمان ها و استفاده از پنجره های دو جداره

 

32-  توسعه آموزش عمومی و تخصصی مدیریت مصرف انرژی در صنایع کشور

 

33-  توسعه مراکز آگاه سازی و حساس سازی عمومی جهت بهینه سازی مصرف انرژی

 

34-  توسعه سیستم اطلاع رسانی بهینه سازی مصرف انرژی

 

35-  توسعه طرح بهسامان در کلیه مدارس کشور

 

36-  تدوین، تصویب و اجرای قانون مدیریت انرژی

 

37-  ایجاد و تقویت شرکتهای خدمات انرژی

 

38-  ایجاد صندوق بهره وری انرژی

 

39-  اجباری کردن تدریس دروس مدیریت مصرف انرژی در کلیه رشته های مهندسی

 

40-  توسعه کمی و کیفی حمل و نقل ریلی درون شهری و برون شهری

 

41-  توسعه کمی و کیفی حمل و نقل عمومی

 

42-  نصب نمایشگر لحظه ای و تجمعی مصرف سوخت در خودروها (به راننده هشدار دهد که موتور ماشین تنظیم کار نمی کند)

 

43-  تدوین و اجرای استانداردهای تعمیر و نگهداری وسایل حمل و نقل (قرار است این طرح در تهران و قزوین اجرا شود)

 

44-  اصلاح شبکه اتوبوسرانی

 

45-  تجهیز تکنولوژیک وسایل سازمانهای حمل و نقل عمومی»

 

    در ادامه بحث، آقای دکتر شاهدی مطرح نمودند که در انگلستان دستگاههایی وجود دارد که در طول شب انرژی ذخیره می کنند تا در طول روز مورد استفاده قرار گیرد. ما می توانیم از انبارهای یخ برای نگهداری میوه ها و سبزیجات استفاده کنیم. اگر داخل زمین این انبار یخ را ایجاد کنیم بسیار مناسب است چون زمین عایق خوبی است. آقای دکتر بهادری نژاد در این رابطه اظهار نمودند در بارة این موضوع مطالعاتی در ایران انجام شده است ولی با توجه به شرایط آب و هوایی کشور نمی توان به طور طبیعی به اندازه کافی در زمستان یخ تولید کرد و برای تابستان آن را ذخیره نمود لذا از این راهکار نمی توان برای تمام نقاط کشور استفاده کرد.

 

 آقای دکتر سهرابی در مورد راهکارهای پیشنهادی آقای مهندس چیت چیان در ارتباط با افزایش قیمت انرژی  این سوال را مطرح نمودند که قیمت انرژی نسبت به درآمد سرانه مردم در کشور های پیشرفته چگونه است و در ایران چطور؟ نیمی از جمعیت کشور ما زیر خط فقر زندگی می کنند. مردم چند درصد از درآمدشان را صرف اجاره مسکن، آب، برق، گاز و .... می کنند و با افزایش قیمت انرژی  با مشکل رو به رو می شوند. بزرگترین اسراف در زمینه صدور بی رویه نفت است. ما باید بجای صادر کردن مواد خام  بیشتر به تکنولوژی بپردازیم.

 

    در پایان، آقای دکتر ثبوتی به انرژی خورشیدی اشاره کردند و اظهار نمودند قیمت جهانی انرژی خورشیدی خیلی بالا نیست ولی در کشور ما خیلی سنگین است. در ایران قیمت پنلهای خورشیدی بسیار گران است. در حال حاضر برخی کشورها نظیر آلمان از برق خورشیدی استفاده می کنند ولی بدلیل بالا بودن هزینه در کشور ما عملی نیست. آقای دکتر بهادری نژاد در این رابطه اظهار نمودند که قیمت پنلهای خورشیدی در ایران با سایر کشورها تقریباً برابر است و بطور کلی قیمت این پنلها خیلی بالاست.

 

 

 

2- اظهارات آقای دکتر سهرابی:

 

    «اتلاف و اسراف منابع هیدروکربنی در کشور به دو شکل صورت می گیرد. یکی ناشی از صدور       بی رویه ذخایر تجدید ناپذیر نفت و گاز به ثمن بخس که متأسفانه درآمد اصلی کشور را تشکیل می دهد و علی رغم تمام گفتگوها در مورد زیان و تبعات منفی این روند اقدام قاطع و عملی در تغییر الگوی درآمد ارزی انجام نشده است، و دیگری مصرف خارج از قاعدة این مواد در داخل کشور است.

 

اما آنچه که در باره آن بیشتر بحث می شود مصرف بیرون از استاندارد داخلی است و دلیل اصلی آن را نیز به ارزان بودن بهای انرژی های فسیلی مربوط می دانند و راه حل آن را هم در افزایش بهای سوخت جستجو می کنند که این خود سبب تورم و افزایش فشار اقتصادی به طبقات تنگدست اجتماع است اما آنچه مسلم است دلیل اصلی مصرف بیش از قاعده انرژی هیدروکربنی ارزان بودن آن نیست بلکه شاید یکی از علل اصلی این مورد استاندارد نبودن وسایلی است که سوخت فسیلی مصرف می کنند و مردم به هر دلیل (فقر اقتصادی و اجبار) چاره ای جز استفاده از آنها را ندارند. یکی از این موارد خودروها محسوب می شوند که عمدتاٌ بوسیله کارخانجات دولتی تولید می شوند و از نظر آلودگی محیط زیست و مصرف سوخت از معیارهای جهانی فاصله ای عظیم دارند. یکی دیگر از علل مصرف زیاد انرژی فسیلی در کشور بهینه نبودن سیستمهای احتراق در  پاره ای از صنایع نظیر نیروگاه های برق، پالایشگاه ها و کارخانجات دیگر است.

 

    امّا به نظر اینجانب اتلاف منابع حیاتی کشور در اثر استخراج بی رویه و صدور آنها به بهای بسیار نازل نامطلوب ترین راه کسب ارز و گذران امور کشور است. متأسفانه به علت عدم توجه کافی به ایجاد زیرساختهای لازم جهت برپایی صنایع پویا، کیفیت اغلب محصولات تولیدی در کشور از استانداردهای جهانی دور است. به علاوه برای تولید این محصولات صنعتی نیز که بخش ناچیزی از آن قابلیت صدور دارد، مقادیر قابل ملاحظه ای ارز جهت واردات مواد اولیه و نیمه ساخته صرف می شود.

 

    لذا در درجه نخست ضروری است که از چنین اسرافی (استخراج بی رویه منابع) که سبب اتلاف ذخایر کشور که متعلق به همه نسلها است و باید بعنوان مواد اولیه و خام بسیار ممتاز در تولید محصولات با ارزش افزوده مورد استفاده واقع شود، خودداری شده و برنامه ریزی دقیق و حساب شده ای جهت ایجاد صنایع پاک و محصولات حاصل از فناوری های پیشرفته صورت گیرد.»



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:57 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اسراف و تبذیر
درس نوشتاری از استاد حاج سید علی اکبر مدنی

در متون دینی ما از قرآن و اخبار و احادیث اهل بیت(ع) دو عنوان در معنی نزدیک به هم مطرح شده یکی به نام اسراف و دیگری تحت نام تبذیر. بر آن شدیم خلاصه و فشرده‌ای از این دو عنوان را جهت تذکار برای پیروان راستین اسلام که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت این کشور اسلامی را تشکیل می‌دهند بیاوریم.


نام‌گذاری سال جدید شمسی 1388 از سوی مقام معظم رهبری به عنوان اصلاح الگوی مصرف دریچه‌ای نو را به تبیین این مفهوم عمیق گشود. اصلاح الگوی مصرف همیشه مورد تأکید اسلام و پیشوایان ما بوده و اختصاص به زمان خاصی ندارد. ولی از آن‌جا که مصرف‌های بی‌مورد و ریخت‌ و پاش‌های بیهوده در کشور جمهوری اسلامی کم نیست، معظم له صلاح دیدند که به عنوان یک هشدار با طرح و نام‌گذاری سال به این نام مردم را متوجه این مسئله مهم سازند. بحثی که در این مقال مطرح می‌شود در همین رابطه است.

در متون دینی ما از قرآن و اخبار و احادیث اهل بیت(علیهم السلام) دو عنوان در معنی نزدیک به هم مطرح شده یکی به نام اسراف و دیگری تحت نام تبذیر. بر آن شدیم خلاصه و فشرده‌ای از این دو عنوان را جهت تذکار برای پیروان راستین اسلام که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت این کشور اسلامی را تشکیل می‌دهند بیاوریم و از آن‌جا که بحثی است عقل پسند و مورد تأیید همه عقلا برای هر انسان عاقلی با هر عقیده و پیرو هر مکتبی باشد، مفید خواهد بود.

1. بلای اسراف و تبذیر
بدون شک نعمت‌های موجود در کره زمین برای ساکنان آن کافی است اما به شرط این‌که بیهوده به هدر نرود وگرنه این نعمت‌ها آن‌قدر زیاد و نامحدود نیست که آسیب‌پذیر نباشد؛ و اگر عادلانه مصرف نشود کار مسرفانه منطقه‌ای باعث محرومیت منطقه دیگر خواهد شد و اسراف و تبذیر نسلی، نسل بعد را از نعمت‌های الهی محروم خواهد ساخت.

2. معنی لغوی اسراف و تبذیر
راغب اصفهانی در مفردات گوید: سرف تجاوز از حد است در هر کاری (هر چند استعمال آن در انفاق مشهورتر است) و بعد ادامه می‌دهد گاهی اسراف به اعتبار مقدار (کمیّت) و گاهی به اعتبار کیفیت است و در لغت تبذیر می‌گوید: به معنی پراکنده ساختن است، که اصل و ریشه آن از پاشیدن بذر است و در مقام تشبیه به هر کسی که مال خود را ضایع کند (مبذر) گفته می‌شود.

3. تفاوت معنوی اسراف و تبذیر
تفاوت معنوی این دو لفظ با توجه به معنی لغوی آنها روشن می‌شود، اگر به جای لباس بیست هزار تومانی لباس دویست هزار تومانی بپوشیم، اسراف است (اسراف در کیفیت) و اگر به جای مصرف یک لیتر آب دو لیتر مصرف کنیم باز اسراف است (در کمیت) و اگر برای دو نفر مهمان غذای ده نفر آماده کنیم و اضافه آن ضایع شود، تبذیر است.

گاهی هم کلمه اسراف و تبذیر به یک معنی به کار می‌رود و گاهی برای تأکید پشت سر هم قرار می‌گیرند. امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید: آگاه باشید بخشش مال در غیر مورد استحقاق تبذیر و اسراف است و این عمل صاحبش را در دنیا بالا می‌برد ولی در آخرت او را حقیر خواهد کرد، نزد مردم گرامی می‌سازد، ولی در پیشگاه خدا موجب خواری او خواهد شد. 1

4. بعضی نمونه‌ها و مصادیق
در اخبار امام صادق(ع) انفاق مال در راهی که طاعت خدا در آن نیست، تبذیر است. 2
ـ بعضی در محضر امام صادق(ع) خرما خوردند و هسته آن را دور انداختند (در حالی که هسته‌ها قابل استفاده بود) امام(ع) فرمودند: این تبذیر است و خدا فساد را دوست ندارد. 3
ـ امام صادق(ع): اسراف آن است که مال تلف شود و به بدن ضرر بزند (مثل زیاده‌خوری). 4
ـ امام صادق(ع): دور ریختن آبی که پس از مصرف زیاده آمده اسراف است. 5
ـ امیرالمؤمنین(ع): کسی که بخورد چیزی را که نباید بخورد و بپوشد چیزی را که نباید بپوشد و خریداری کند چیزی را که نباید بخرد اسراف کننده محسوب می‌شود. 6
ـ امام صادق(ع): مرکبی را که به بیست درهم، می‌توان خرید اگر به جای آن مرکب هزار درهمی بخرد اسراف است. 7

مثال‌های ذکر شده همه در اخبار و احادیث آمده بود. اینک مثالی در کلام شیخ طوسی(ره):
او در کتاب مبسوط، کلامی دارد که اگر در غنائم جنگی کتاب‌های کفرآمیز (و گمراه‌کننده) که از کفار به دست آمده پیدا شد جلد آنها (که مورد استفاه است) جزء غنایم محسوب می‌شود و اوراق آن‌را باید ورق ورق از هم جدا کرد (که موجب گمراهی نشود) ولی کاغذ آنها را چون مالیت دارد، نباید از بین برد و نباید سوزاند. 8

در روز عید فطر اگر هفتاد میلیون نفر هر کدام یک هزار تومان زکات فطره بدهد 70 میلیارد تومان خواهد شد و اگر هر نفری در طول یک ماه، معادل یک هزار تومان مال را اسراف کند، 70 میلیارد تومان از اموال کشور در هر ماه به هدر می‌رود، که این مبلغ در طول یک سال هشت‌صد و چهل میلیارد تومان خواهد شد.

اگر طبق آمار مطروحه تهران دوازده میلیون نفر جمعیت داشته باشد و هر نفری در روز یک لیتر آب بیهوده مصرف کند، دوازده میلیون لیتر در هر روز به هدر می‌رود این رقم سالانه چهار میلیارد و سی‌صد و بیست میلیون لیتر می‌شود. (اگر سال را 360 روز حساب کنیم.)

و چنین است کتاب‌هایی که از روی هوای نفس یا ناآگاهانه یا مغرضانه منتشر می‌شود، که یا مضر است یا بی‌نفع، میلیون‌ها بلکه میلیاردها تومان خرج نشر آنها می‌شود یا در قفسه کتاب‌خانه‌ها انباشته شده یا از آنها استفاده نمی‌شود و یا مضر است. گاهی هم از روی حسن نیت است و آقازاده برای این‌که نامی از مرحوم والدش باقی بماند سرمایه‌های کلانی را در چاپ نوشته‌های کم‌محتوا یا غیر مفید والد هدر داده است، که اگر با اهل اطلاع مشورت کرده بود او را به عدم اقدام، راهنمایی می‌کردند.

و اگر با بخشی از آن مبالغ هنگفت مثلاً چند دوره بحارالانوار می‌خرید و به چند طلبه و محصل پرکار، ولی تهی دست اهدا می‌نمود برای شادی روح مرحوم والدش بهترین هدیه بود.

اجلاسیه‌ها و سمینارهایی که بودجه‌های گزاف صرف تشکیل آنها می‌شود و یا بی‌فایده و کم فایده است، یکی دیگر از مصادیق اسراف و تبذیر است. اگر میلیون‌ها خانه و مغازه و پاساژ و اداره و کوچه و خیابان و... هر کدام یک یا چند لامپ اضافی را خاموش کنند استانی را برق خواهد داد.

و اما اسراف در جهان، اگر سرمایه‌های بی‌حسابی که از سوی یاغیان ستمگر جهان علیه مظلومین صرف کوبیدن و کشتارهای وحشیانه آنها می‌شود به مصرف محرومین و گرسنه‌ها می‌رسید فکر کنید چه می‌شد؟

گفته‌اند: چهل هزار سایت اینترنتی برای وهابیت تبلیغ می‌کند و ده هزار عنوان کتاب و جزوه علیه شیعه مظلوم، منتشر می‌گردد که برخی از آنها تیراژهای میلیونی دارد و خوش‌بختانه برای آنان آثار منفی گذاشته و متفکرین را متوجه مکتب تشیع ساخته که این مکتب چیست؟ که علیه آن این همه هیاهو به راه افتاده، جمعی با علماء شیعه گفت‌وگو می‌کنند و بی‌پایه بودن تبلیغات آنان برملا می‌شود و تبلیغات وسیع دشمن اثر معکوس گذاشته و به قول مثنوی:

از قضا سر کنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می‌نمود 9

اینها و صدها نظایر این‌ها، در کشور ما و بالخصوص در سایر جهان نمونه‌هایی از اسراف است که قرآن کریم از آن نهی و مذمت فرموده است.

5. اسراف و تبذیر در قرآن:
1ـ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يحِبُّ الْمُسْرِفِينَ10؛ اسراف نکنید، خدا مسرفین را دوست ندارد.
2ـ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ11؛ اسراف‌کنندگان اصحاب دوزخند.
3ـ وَلاَ تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ12؛ فرمان مسرفین را اطاعت نکنید.
4ـ قوم لوط گناه و تبه‌کاری را به اوج خود رسانده بودند تا جایی که مأمورین عذاب ابتدا به محضر حضرت ابراهیم(ع) آمدند.

قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيهَا الْمُرْسَلُونَ * قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ * لِنُرْسِلَ عَلَيهِمْ حِجَارَةً مِّن طِينٍ * مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ13. ابراهیم(ع) پرسید مأموریت شما چیست؟ گفتند: ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده‌ایم تا بارانی از سنگ گل بر آنها بباریم سنگ‌هایی که برای هلاک مسرفان دارای علامت و نشان است.

بعضی از مفسرین گفته‌اند: هر یک از سنگ‌ها علامتی داشت و برای فرد معین و خاصی دارای نشان بود و به طور دقیق محاسبه شده بود که فلان فرد مجرم و مسرف باید با فلان سنگ نابود شود.14

5ـ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ15؛ فرعون در آن سرزمین برتری جو (و متکبر) و از مسرفین بود.

6ـ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّياطِينِ وَكَانَ الشَّيطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا16؛ تبذیرکنندگان برادران شیطانند و شیطان نعمت‌های پروردگار را کفران کرد.

6. تقتیر نقطه مقابل اسراف
نقطه مقابل اسراف تقتیر، است راغب در مفردات می‌گوید تقتیر از قتر به معنی کم کردن نفقه است، قرآن می‌فرماید: بندگان راستین حق اهل انفاقند، نه در انفاق اسراف می‌کنند و نه سخت‌گیر و بخیلند بین دو حالت اسراف و سخت‌گیری میانه‌رو و دارای اعتدالند و عباد الرحمن... وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يسْرِفُوا وَلَمْ يقْتُرُوا وَكَانَ بَينَ ذَلِكَ قَوَامًا17.

پی نوشت:
1. نهج‌البلاغه، خطبه 126؛ الا و انّ اعطاء المال فی غیر حقه تبذیرٌ و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخره و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله.
2. بحارالأنوار، ج 75، ص 302.
3. همان، ص 303.
4. همان، ص 303
5. همان، ص 304.
6. همان، ص 304.
7. همان، ص 305.
8. مکاسب محرمه، ج 1، ص 235.
9. کتاب پاسخ جوانان شیعی به پرسش‌های وهابیون، ص 29.
10. سوره انعام، آیه 141.
11. سوره غافر، آیه 43.
12. سوره شعراء، آیه 151
13. سوره ذاریات، آیات 31 الی 34.
14. تفسیر نمونه، ج 22، ص 355.
15. سوره یونس، آیه 83.
16. سوره اسرا، آیه 27.
17. سوره فرقان، آیه 67.

مآخذ:
1. قرآن کریم.
2. بحارالأنوار، ج 75.
3. مکاسب محرمه شیخ انصاری.
4. مفردات راغب اصفهانی.
5. تفسیر نمونه، ج 12 و22.
6. پاسخ جوانان شیعی.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:56 PM - روز یک شنبه 9 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 جهان هستی برپایه عدل استوار است، آسمانها و زمین را میزان و ترازی است که اگر نظم و قاعده آن برهم خورد نظام هستی در هم خواهد ریخت. قرآن کریم با اشاره به این مطلب می‏فرماید: «والسماء رفعها و وضع المیزان» خداوند آسمان را برافراشت و میزان نهاد.

تفسیر این آیه کریمه که اشاره به یک راز بزرگ کیهانی دارد موضوع اصلی این مقال نیست. در برخی روایات آمده است: «بالعدل قامت السماوات و الارض» آسمان و زمین بر پایه عدل استوار است. بدین ترتیب عدل و میزان نه فقط در حیات فردی و اجتماعی انسان مطرح است بلکه در گستره خلقت از ذره تا کهکشان جاری، ملکول‏ها و اتمها نیز از این قاعده مستثنی نیستند اگر ملکول‏ها و اتمها نظم خود را از دست بدهند موجود وابسته به آنها نیز سامانه خود را از دست می‏دهد و ماهیت آن موجود تغییر می‏کند. به انسان و حیات فردی و اجتماعی او می‏نگریم. انسان نیز مشمول همین قانون است و بلکه نظم و قانون در وجود او ابعاد پیچیده‏تری دارد. هم از بُعد فیزیکی و مادی و هم از بعد معنوی و روانی. همانگونه که جسم انسان در سایه قاعده قانون و نظم و عدل ادامه حیات می‏دهد اگر هر یک از ارگانیزم بدن مثل گردش خون، ضربان قلب و سایر عوامل حیاتی دستخوش بی نظمی یا به عبارت دیگر بی عدالتی شود بدن از حال عادی خارج شده و دچار فشار خون یا افت فشار می‏گردد که هر کدام از اینها نوعی نابسامانی در بدن است و اگر از حد و مرز بگذرد موجب مرگ خواهد بود. در بعد روحی و معنوی نیز مطلب به همین قرار است اگر مغز آدمی دستخوش بی نظمی شود و تعادل آن مختل گردد به کج فهمی و جنون و نابسامانی روانی می‏انجامد که این همان خروج از عدل است. اوصاف و افعال و غرائز و فعل و انفعالات دیگر درونی انسان نیز مشمول همین قاعده است. لذا علمای اخلاق عدل را به عنوان یک عامل تنظیم کننده و حاکم بر تفکر و تعقل و شهوت و غضب دانسته و اصول چهارگانه اخلاق، حکمت، عفت، شجاعت، عدالت از اینجا نشأت می‏گیرد که شرح هر یک از اینها را باید در کتب اخلاق مخصوص فلسفه اخلاق جستجو کرد.

آنچه در این مقال موضوع سخن است عدل در معیشت و حاکمیت نظم است که از آن به اقتصاد تعبیر می‏شود. جالب این است که اقتصاد از ماده قصد است و قصد یعنی میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط. از این رو در منابع اسلامی قصد و اقتصاد به معنی مدیریت صحیح معیشت یعنی درست بدست آوردن و درست خرج کردن آمده است و به معنی فراگیرتر میانه روی در همه امور که همان راه عدل و اعتدال که سیره برگزیدگان خدا است. امیر مؤمنان(ع) در وصف پیامبر اکرم می‏فرماید: «سیرته القصد و سنّته الرشد»(نهج البلاغه، خطبه 94) سیره پیغمبر میانه روی بود و سنّت او هدایتگری و نیز در وصف آنحضرت می‏فرماید: «و هدی الی الرشد و امر بالقصد»(همان، خطبه 195) به سوی کمال هدایت کرد و به میانه روی و اعتدال فرمان داد. در مقابل آن راه گمراهان را روی برگردانی از عدل و راه میانه و صراط مستقیم دانسته و در نامه‏ای به معاویه می‏نویسد: «و عدلت بهم عن القصد»(نامه 32) و مردم را از راه راست منحرف کرده و به گمراهی کشاندی.

موارد متعددی از این قبیل در سخن امام علی و دیگر ائمّه زیاد است بطور خلاصه واژه قصد و اقتصاد با مفهوم کلیّ همان میانه روی که در همه امور توصیه شده. در باب معیشت و مال و خرج و دخل نیز اقتصاد واژه‏ای است که در روایات به کار آمده از جمله علی علیه السلام می‏فرماید: «ما عال من اقتصد»(کلمات قصار، 140) کسی که اعتدال و میانه‏روی پیشه کند تهیدست و نیازمند نخواهد شد.

در روایت از عدل در معیشت به تعبیر «تقدیر المعیشة» تعبیر شده که به معنای اندازه‏گیری و حفظ حدود یعنی اعتدال در خرج و دخل است که یکی از اصول اولیّه در تنظیم زندگی است. اگر انسانها به قدر درآمد خود خرج کنند چه در زندگی فردی یا خانوادگی یا اجتماعی، وضع دولت و بیت المال دستخوش بی نظمی و نابسامانی نخواهد شد. بخش عمده مشکل معیشت بد خرج کردن است و گرنه خداوند برای معیشت انسان همه چیز در زمین قرار داده و از آسمان نیز فرو می‏فرستد که اگر به درستی استخراج و استحصال شود و بدرستی توزیع گردد و بنحواحسن مدیریت شود از فقر و بیچارگی در جهان اثری نخواهد ماند .

مشکل بشر همواره این بوده که عدّه‏ای زیاده طلب به ناحق روزی انسان‏ها را به تاراج برده و با حرص و ولع به جانب خود کشیده‏اند و فقر و رنج و بیماری را بر دیگران تحمیل کرده‏اند.

امیرالمؤمنین(ع) که خود تراز عدل و داد است این مطلب را به صراحت بیان نموده است. «ان اللّه سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الابما متع به غنی و اللّه تعالی سائلهم عن ذالک»(همان، قصار 328).

خداوند سبحان در ثروت اغنیاء روزی فقیران را قرار داده است پس فقیری گرسنه نمی‏ماند مگر اینکه توانگری روزی او را برده است و خداوند متعال از آنها بازخواست آن را خواهد کرد. عدالت اجتماعی اینست که همه انسان‏ها از ثروت این دنیا برخوردار شوند، از زمین و آب که سرچشمه همه خیرات است تا انفال و منابع ارضی و محصولات آن که اگر حق هر کس داده شود و زیاده طلبان در پی تضییع حق دیگران نباشند و مالداران سهم مقرر و مشروع نیازمندان را بدهند، واژه فقر از قاموس زندگی بشر برچیده خواهد شد. و در همین راستا و به منظور درک مشکل نیازمندان، خداوند حاکمان را موظف نموده از ولخرجی و زیاده روی و تجمل و رفاه بپرهیزند تا همه مشکل طبقات ضعیف جامعه را درک کنند و هم جامعه فقیر با دیدن ساده زیستی حاکمان دستخوش رنج و حسرت وبی اعتباری نگردند.

امیرالمؤمنین(ع) که شیوه حکومتش برای همه حاکمان مسلمان سند و سرمشق است در این‏باره می‏فرماید: «ان اللّه فرض علی ائمة العدل ان یقدروا انفسهم بضعفة الناس کیلا یتبیّغ بالفقیر فقره.» (همان قصار 209) خداوند بر رهبران عدالت واجب نموده که خود را با ضعفای مردم همسان سازند برای آنکه فقر و تهی دستی بر فقیران دشوار نیاید و سر به عصیان برندارند. این را امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به کسی گفت که زندگی ساده و فقیرانه از آن حضرت را دید و آن را ملاک قرار داد که من نیز می‏خواهم چنین باشم و حضرت یادآور شدند که این برای همگان میسور و حتی لازم نیست و همینکه دیگران از اسراف کاری و حرامخوری بپرهیزند می‏توانند از رفاه در معیشت برخوردار باشند. پیام سخن امام این است که زمامداران اسلام مانند طبقات پائین جامعه باید زندگی کنند، مشکل آنها را درک کنند و برای نیازمندان عقده آفرین نباشند. باری سخن از این مقوله را به فرصتی دیگر محول می‏کنیم و بالأخره آنچه در این مقال مد نظر است. بحث از رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر یا تقطیر است. تقطیر یعنی کم خرج کردن که بخل و خساست است، اسراف و تبذیر یعنی هدر دادن مال چه مال شخصی و چه اموال عمومی که هر دو مذموم است با این تفاوت که اموال عمومی دولتی مظلمه و پاسخگویی دارد و تبعات آن سنگین‏تر از هدر دادن مال شخص است. هر چند اسراف همه جا ناپسند است و قرآن کریم از آن نهی فرموده: «کلوا واشربوا و لاتسرفوا» و تبذیر و هدر دادن مال را عمل شیطانی دانسته است: «انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»(سوره اسرا، آیه 26).

ایران اسرافکارترین
می‏توان گفت: اسراف زیاده روی در خوردن و آشامیدن و مصارف دیگر زندگی است. و تبذیر هدر دادن مال و بی مورد خرج کردن که ایندو در اموال شخصی و عمومی مصداق دارد.تبذیر در اموال شخصی مانند دور ریختن مال با مصارف نامناسب مانند سیگار و مشابه آن و دور ریختن نان و هدر دادن آب، مواد سوختی چون بنزین و... که متأسفانه امروز بصورت یک فرهنگ درآمده است. در اموال دولتی چون هدر دادن بیت المال و بیهوده خرج کردن سرمایه‏های ملی از بودجه دولتی رائج شده است.

ایران اسرافکارترین کشورها
گفته می‏شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.

مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می‏شود به ارزانترین وجه هدر داده می‏شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان‏ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.

در مصرف برق که معمولاً در خانه‏ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه‏های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می‏گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می‏کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان‏های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ‏های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می‏کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده‏اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می‏کنند و پنجره باز گذاشته می‏شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.

در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران‏ها و هتل‏ها و میهمانیها و خانه‏ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می‏شود و نعمت خداوند دور ریخته می‏شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می‏شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری‏ها سرازیر می‏گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه‏ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می‏شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی‏ها از تلفن همراه استفاده می‏کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل‏ها و صحبت‏های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.

جای آن دارد که رسانه‏ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی‏رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه‏ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می‏شود و به قیمت ارزان داده می‏شود و مشکل مهم ترافیک .

از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می‏رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه‏های انسان‏ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی‏کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش‏ها نشان می‏دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می‏کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می‏رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می‏کنند و برای جهان سومی‏ها می‏فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده‏ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می‏نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!

به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می‏زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی‏کنیم!! رسانه‏های ما به جای همه چیز همه‏اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می‏کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی‏دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می‏کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان‏اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت‏های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه‏های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد.

حجة‏الاسلام و المسلمین محمد تقی رهبر


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:54 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 در مورد اسراف.
بخش اوّل واژه اسراف.
اسراف = خروج از حدّ.
معيار حد.
1. گناهان و محرّمات شرعي.
2. حكم عقل و معيارهاي عقلي.
3. عرف جامعه.
مقايسه اي بين حدود.
اختلاف حدود.
واژه تبذير.

--------------------------------------------------------------------------------


در مورد اسراف.
مطالبي كه در اين كتاب از نظر گرامي شما خواهد گذشت، در دو فصل تهيّه و تنظيم گرديده است. در فصل اوّل به موضوعات گوناگوني كه در مورد اسراف مطرح است، پرداخته شده و در فصل دوم موارد اسراف و مصداق هاي آن در عرصه هاي مختلف، تبيين شده است.
موضوعاتي كه بخش هاي فصل اول را تشكيل مي دهد، عبارتند از:.
1. واژه اسراف؛.
2. نكوهش و تحريم اسراف؛.
3. فلسفه تحريم اسراف؛.
4. عوامل و انگيزه هاي اسراف؛.
5. فرهنگ مصرف‏


بخش اوّل واژه اسراف.


اسراف = خروج از حدّ.
لغويان و مفسّران در توضيح اين واژه سخنان و تعبيرات مختلفي آورده اند كه در بحث بعدي بدانها اشاره خواهد شد و به نظر مي رسد جامعترين آنها بيان راغب اصفهاني است:.
سرف: تجاوز كردن از حد در هر كاري است كه از انسان سربزند. گرچه استعمال آن در مواردِ زياده روي درانفاق مال بيشتر است و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن اطلاق مي شود ولذا سفيان گفته است آنچه در غير طاعت خدا مصرف شود اسراف است، گرچه مقدار آن كم و ناچيز باشد.(1).
كلمه (اسراف) برخلاف (تبذير) تنها يك واژه اقتصادي نبوده، و كاربرد آن منحصر به امور مالي نيست؛ بلكه اين واژه قبل از آن كه نشانه جرمي در امور اقتصادي باشد، بيانگر وضعيّت نامناسب و غير معتدل اخلاقي و فرهنگي شخص و يا جامعه مسرف است و آن حالت تجاوزگري و بي اعتنايي به قوانين و حدود شناخته شده شرعي و انساني است و بر اين اساس به كارگيري اين واژه در قرآن كريم و دعاهاي رسيده از امامان معصوم ه در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلت هاي انساني و گام نهادن در وادي گناه و معصيت، بسيار است.(2) از اين رو كاربرد اقتصادي آن نيز، با توجه به معناي اخلاقي آن كه (تجاوز از حد) است توضيح و تفسير شدني است و تمام معناهاي ذكر شده براي آن، از فروع و مصداق هاي همين معني مي باشد؛ پس معناي كلّي اسراف (خروج از حد) است. اما اين كه اين حد، بر اساس چه ميزان و معياري بايد سنجيده شود تا ملاك عمل قرار گيرد، موضوعي است كه در بحث بعدي بدان خواهيم پرداخت.


معيار حد.
از گفته هاي اهل لغت و تفسير در مورد واژه (اسراف) به دست مي آيد كه: با سه ملاك، حدّ معتبر در اسراف - كه رعايت آن ميانه روي است و تجاوز از آن موجب مي شود تا انسان در شمار مسرفين قرار گيرد - تعيين مي شود.


1. گناهان و محرّمات شرعي.
اين بدان دليل است كه حرام ها و معصيت ها خود حدود الهي اند، و ارتكاب آنها اگر بدون صرف مال باشد، اسراف به معناي گناه و تجاوز از دستورهاي ديني است؛ و در صورتي كه همراه با مخارج مالي باشد، اين عمل گذشته از اين كه خود معصيت است، خرج مال در راه آن نيز به عنوان تبذير و اسراف اقتصادي گناه ديگري خواهد بود. لذا بعضي لغت شناسان و مفسّران آن را به خوردن مال حرام‏(3) و برخي به تجاوز از حلال به حرام‏(4) و عدّه اي نيز آن را به انفاق در راه گناه تفسير نموده اند.(5).
همچنين مرحوم نراقى(ره) از علامه حلّى(ره) نقل مي كند كه علماي اسلام اجماع و اتفاق دارند كه مصرف مال در راه گناه اسراف و حرام است.(6).


2. حكم عقل و معيارهاي عقلي.
اين در مواردي است كه عقل بر قبح صرف مال در آنها حكم مي نمايد به گونه اي كه تجاوز از آن به نوعي سفاهت و جهالت رجوع كند؛ مانندانفاق به كسي كه استحقاق آن را ندارد و نيز اتلاف و نابود كردن ثروت و يا خرج آن در موارد نادرست و بي فايده كه حاكي از نارسايي عقلي و ضعف انديشه مرتكب اين عمل است. از اين رو گروهي از لغويان، اسراف را به غفلت و جهل و خطا معنا نموده اند.(7) همچنين مرحوم طبرسي - رضوان اللّه تعالي عليه، كه از بزرگان اهل تفسير است - در توضيح آيه شريفه (...كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا...) مي فرمايد:.
هر انفاق و صرف مالي كه عقلا آن را قبيح شمرند و ضرر بر صاحبش وارد آورد، اسراف و حرام است.(8).
بر اين اساس حكم عقل در تشخيص موارد لازم و مفيد انفاق از غير آن، معتبر و محترم است و تجاوز از آن مصداق اسراف خواهد بود.


3. عرف جامعه.
در مواردي هم، عرف اجتماعي عامل تعيين كننده (حد) در باب اسراف است؛ به عنوان مثال مصرف مال در راه مصالح شخصي و زن و فرزند و يا انفاق آن براي مصالح ديگران، هر كدام محدود به حدي است كه عرف جامعه آن را بر اساس اوضاع اقتصادي هر زمان، و برپايه وضعيت مالي و موقعيّت اقتصادي و اجتماعي هر شخص تعيين و تحديد مي نمايد و همان گونه كه كم رَوي از آن، مصداق بخل است و اگر موجب از بين بردن حق واجبي شود حرام و معصيت است، زياده روي و تجاوز از آن نيز به معناي خروج از حدّ اعتدال، و ورود به جرگه مسرفين خواهد بود. در اين زمينه طريحي مي نويسد:.
گفته شده، اسراف تجاوز از حد در مصرف چيزهاي حلال است و اصبغ بن نباته مي گويد: اميرالمؤمنين ژ فرمود: شخص مسرف سه نشانه دارد: مي خورد آنچه براي او نيست و مي خرد آنچه براي او نيست و مي پوشد آنچه براي او نيست. و معناي حديث اين است: مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن اوست.(9).
نيز مرحوم طبرسى(ره) مي نويسد:.
گفته شده مقصود از نهي از اسراف در آيه مباركه اين است كه: از حدّ ميانه و اعتدال در مصرف مال خارج نشويد.(10).
و همين طور زمخشري در تفسير خود مي گويد:.
اسراف به معناي تجاوز از حد در انفاق است.(11).
خلاصه بحث اين كه: در باب اسراف مال، حدّي كه تجاوز از آن مذموم است چنين است:.
الف) يا همان قوانين و احكام شرعي است؛.
ب) ياحكم و ميزان عقلي آن را تحديد و مشخص مي كند؛.
ج) يا به توسط عرف اجتماعي معين مي شود.


مقايسه اي بين حدود.
در بحث پيش به بيان اقسام حد پرداختيم و اكنون به مقايسه اي كوتاه بين آن حدود سه گانه مي پردازيم.
پيش از اين گفته شد، حد درمورد مصارف شخصي و انفاقات، امري است بسته به اعتبار عرفي و بر همين اساس وضعيت افراد نسبت به هم در اين مورد متفاوت است؛ به عبارت ديگر حدّ مجازي كه عرف اجتماعي براي مصارف شخصي و خانواده تعيين مي كند، درباره همه اشخاص يكسان و يك نواخت نيست؛ بلكه به اندازه تفاوتهاي مالي و موقعيت هاي اجتماعي افراد مختلف است ولذا ممكن است مصرف مقدار معيني از مال، در يك مورد از شخصي اسراف باشد؛ در حالي كه مصرف همان مقدار در آن مورد، براي شخص ديگري كه از وضع مالي و موقعيت اجتماعي بالاتري برخوردار است، اسراف نباشد.
حضرت صادق ژ در حديثي فرمودند:.
چه بسا فقيري كه اسراف پيشه تر از ثروتمند است. عرض شد: چگونه حضرت فرمودند: ثروتمند از آنچه دارد، خرج مي كند و فقير بدون تمكن مالي اضافه بر شأن خود انفاق مي نمايد.(12).
اما قانون شرعي و يا حدّي كه براساس موازين عقلي تعيين و تحديد مي شود، در هر شرايط و در مورد هر شخصي يك نواخت و ثابت است و با اختلاف حال و شرايط زماني و اجتماعي مصرف كننده تفاوت پيدا نمي كند؛ بدين معنا كه خرج مال در راه گناه به هر اندازه و از هر كس در همه زمان ها و مكان ها، اسراف و حرام است همچنان كه اتلاف و ضايع كردن ثروت به هر مقدار و با هر موقعيّت اقتصادي و اجتماعى، مصداقي از اسراف خواهد بود.


اختلاف حدود.
در برخي موارد بين حدّي كه براساس عرف اجتماعي تعيين مي شود و حدّ به معناي حكم شرعي اختلاف پديد مي آيد؛ يعني گاهي خرج مقداري از مال در موردى، از نظر حكم شرعي اسراف به حساب مي آيد؛ در صورتي كه اين عمل از ديدگاه عرف اجتماعي خروج از حد نيست؛ مثلاً مصرف كمي از مال در راه معصيت و يا خرج زيادي از آن درجهت گناهي كه بين مردم متعارف است، در عرف اجتماعي خروج از حد و تضييع مال نيست؛ در صورتي كه از جنبه حدّ به معناي حكم شرعي اسراف و خروج از حد است؛ همچنان كه عكس اين قضيّه نيز ممكن است.
به عنوان مثال، صرف مال در راه اداي تكليف شرعي و برپايي حدود الهي هر چند زياد هم باشد، از نظر حكم شرعي خروج از حد نيست؛ بلكه واجب و در مواردي هم مستحب است؛ گرچه ممكن است از ديد عرف اجتماعي هدر دادن مال به حساب آيد، كه در اين گونه موارد اسراف و عدم آن به ميزان حكم شرعي تعيين مي شود و قضاوت عرفي از اعتبار ساقط است.لذا مرحوم طبرسى(ره) از بعضي مفسرين نقل مي كند:.
اگر در راه اطاعت خداوند و انجام وظايف شرعي به اندازه كوه (اُحد) از مال و ثروت خرج شود، اسراف نيست.(13).
براي نمونه فقهاي اسلام مي فرمايند:.
اگر كسي در موقعيتي ناچار باشد، براي تهيه آب، جهت وضو گرفتن خرج زيادي بر خود تحميل كند اين عمل واجب است و در اين صورت تيمم باطل است مگر اين كه ضرري از اين ناحيه بر او برسد.(14).
و نيز مي فرمايند:.
اگر شخصي براي رفتن به حج ناچار باشد خارج از حدّ متعارف بذل مال كند، چنانچه دچار سختي و مشقّت نشود، بر او واجب است.(15).
امام خميني - رضوان اللّه تعالي عليه - در شرايط امر به معروف و نهي از منكر مي فرمايند:.
اگر برپايي يكي از واجبات الهي و يا ريشه كن نمودن گناهي متوقف بر خرج مال زيادي باشد، بذل آن واجب نيست؛ ولي ارتكاب آن چنانچه موجب سختي و مشقت نباشد، پسنديده است و در غير اين صورت جايز نبودن آن دور از واقع نيست. بلي اگر آن عمل از اموري باشد كه قانونگذار اسلام به آن اهميّت داده و برخلاف آن در هيچ صورتي رضايت نمي دهد، بذل مال در راه بر پايي و يا جلوگيري از آن واجب است.(16).
بنابراين، ملاحظه مي شود در مواردي كه انجام دادن تكاليف شخصي به خرجي بيرون از حدّ معمول بستگي داشته باشد، اگر به ضرر نينجامد واجب است؛ ولي در جايي كه مبارزه با گناه و يا انجام دادن واجبات ديگران متوقف بر آن باشد، محكوم به استحباب و امري پسنديده مي باشد؛ اگر چه عرف اجتماعى، اين عمل را در هر دو مورد نپذيرد.
اما اين كه بعضي از علماي اسلام فرموده اند اسراف دروجوه خيريّه نيز تحقق پيدا مي كند،(17) مربوط است به صورتي كه بذل مال به ضرر بينجامد و يا مربوط است به انفاق در امور مستحب، كه به خواست خداوند بحث آن خواهد آمد.


واژه تبذير.
اكنون كه مفهوم (اسراف) تبيين شد، به تفسيري از واژه (تبذير) مي پردازيم. تبذير برخلاف اسراف تنها واژه اي اقتصادي است و در غير آن كاربردي ندارد. قرآن مجيد فقط در دو آيه متوالي از آن نام برده و يك مورد آن هم اقتصادي و مالي است. مي فرمايد:.
... و تبذير مكن؛ زيرا تبذير كنندگان برادران شيطانند و شيطان به پروردگارش بسيار كفر ورزنده است.(18).
در معناي تبذير، راغب اصفهاني مي گويد:.
تبذير به معناي پراكنده كردن واصل آن پاشيدن بذر است و براي هر كسي كه مالش را ضايع كند به كار مي رود.(19).
و نيز مرحوم طبرسي - عليه الرّحمه - مي گويد:.
تبذير، پراكندن مال از روي اسراف است و ريشه آن پاشيدن بذر است؛ با اين فرق كه تبذير پراكندن همراه با فاسد و ضايع كردن است؛ ولي اگر به گونه اصلاح باشد - هر چند زياد هم باشد - تبذير نيست.(20).
عده ديگري از اهل لغت نيز، تبذير را پراكندن مال به صورت اسراف معنا كرده اند(21) مقدس اردبيلى(ره) آن را به مصرف مال در جايي كه سزاوار نيست، تفسير نموده است.(22).
از مجموع اين نظريّه ها اين چنين برمي آيد كه بين واژه اسراف به معناي اقتصادي آن با واژه تبذير فرق زيادي وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجّه به خصوصيات تعابير لغت شناسان در معناي تبذير، مقصود از اين واژه، تلف و ضايع كردن مال است و زياده روي در انفاقات شخصي و امور خير را شامل نمي شود؛ در حالي كه اسراف فراگيرتر از آن بوده و در برگيرنده همه موارد، از به هدر دادن و زياده روي در مصارف شخصي و خانوادگي و انفاقهاي مستحب مي باشد؛ به عبارت ديگر هر تبذيري اسراف است؛ ولي هر اسرافي تبذير نيست. از امام صادق ژ جمله كوتاهي نقل شده است كه ممكن است، همين نكته را از آن استفاده كرد آن حضرت فرمود:.
إنَّ التَّبْذِيرَ مِن الإِسْرافِ؛(23).
تبذير از اسراف است.
در اين حديث شريف، براي اسراف اقسامي فرض و تبذير شعبه اي از آن معرفي شده است.

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقي :
1. راغب اصفهانى، المفردات في غريب القرآن، ماده (سرف).
2. براي نمونه: قرآن كريم مي فرمايد: ربَّنا اغْفِرْلَنِا ذُنُوبَنِا وَإسْرافَنِا فِي أَمْرِنِا...؛ پروردگارا گناهان و تجاوزگري ما در كارمان را ببخش. (آل عمران (23 آيه 147.).
و باز مي فرمايد: قُلْ يا عِبِادِىَ الَّذينَ أسْرَفُوا عَلي أنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ...؛ بگو: اي بندگان من كه برجان خويش تجاوز كرديد از رحمت خداوند نوميد مباشيد. (زمر (39) آيه 53).
3. مجمع البحرين، واژه (سرف).
4. مجمع البيان، ج‏4، ص‏413، ذيل اعراف (7) آيه 31.
5. مقدس اردبيلى، آيات الاحكام، ص‏409؛ علي بن ابراهيم قمى، تفسير القرآن (به نقل از: ملا احمد نراقى، عوائدالأيّام، ص‏217 - 218)؛ مجمع البيان، ج‏4، ص‏375، ذيل انعام (6) آيه 141.
6. عوائد الأيّام، ص 218.
7. ر.ك: صحاح اللغة؛ قاموس اللغة؛ المنجد.
8. مجمع البيان، ج‏4، ص‏413. ذيل اعراف (7) آيه 31.
9. مجمع البحرين، ماده (سرف).
10. مجمع البيان، ج‏4، ص‏413، ذيل اعراف (7) آيه 31.
11. تفسير كشاف، ج‏3، ص‏292،ذيل فرقان (25) آيه 67.
12. وسائل الشيعه، ج‏6، باب‏14 از ابواب مستحقين زكاة، حديث 2.
13. مجمع البيان، ج‏4، ص‏413، ذيل اعراف (7) آيه 31.
14. رك: عروة الوثقى، ص‏472، (فصل في التيمّم) مسأله 16، و ساير كتاب هاي فقهى.
15. همان، شرايط وجوب حج، مسأله 8 و 9.
16. تحرير الوسيله، ج‏1، ص‏472.
17. رك: عوائد الأيّام، ص‏219.
18. اسراء (17) آيات 27 و 28.
19. مفردات القرآن، مادّه (بذر).
20. مجمع البيان، ج‏6، ص‏410، ذيل اسراء(17) آيه 27.
21. صحاح اللغة، قاموس المحيط والمنجد.
22. آيات الاحكام، ص‏410.
23. وسائل الشيعه، ج‏6، ص‏27.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:53 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 «اسراف‏»به معنى وسيع كلمه هرگونه تجاوز از حد در كارى است كه انسان انجام مى‏دهد ولى غالبا اين كلمه در مورد هزينه‏ها و خرجها گفته مى‏شود و از قرآن به خوبى استفاده مى‏شود كه اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگيرى است. (۱)

«تبذير» در اصل از ماده «بذر» و به معنى پاشيدن دانه مى‏آيد، منتها اين كلمه مخصوص مواردى است كه انسان اموال خود را به صورت غير منطقى و فساد، مصرف مى‏كند و معادل آن در فارسى امروز «ريخت و پاش‏» و «ولخرجى‏» است و به تعبير ديگر «تبذير» آن است كه مال در غير موردش مصرف شود، هرچند كم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذير» نيست هرچند زياد باشد.

چنانكه امام صادق‏عليه‏السلام كه در ذيل آيه «و لا تبذر تبذيرا» در پاسخ سئوال كننده‏اى فرمود: «من انفق شيئا فى غير طاعة الله فهو مبذر و من انفق في سبيل الله فهو مقتصد». (۲)

كسى كه در غير راه اطاعت فرمان خدا مالى انفاق كند، تبذير كننده است و كسى كه در راه خدا انفاق كند، ميانه‏رو است.

اگرچه با در نظر گرفتن اين دو لغت «اسراف و تبذير» ممكن است ميان آنها تفاوتى باشد، ولى بسيار مى‏شود كه اين دو كلمه درست در يك معنى به كار رود و حتى به عنوان تاكيد پشت‏سر يكديگر قرار مى‏گيرند. چنانكه على‏عليه‏السلام مى‏فرمايد:

«الا ان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه فى الدنيا و يضعه فى الآخرة و يكرمه فى الناس و يهينه عندالله‏». (۳)

آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن، تبذير و اسراف است، ممكن است اين عمل انسان را در دنيا بلند مرتبه كند اما مسلما در آخرت پست و حقير خواهد كرد در نظر توده مردم ممكن است‏سبب اكرام گردد اما در پيشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

اميرمؤمنان على‏عليه‏السلام فرمود:

«من اشرف الشرف الكف عن التبذير والسرف‏» (۴) از بلندمرتبه‏ترين شرف يعنى بلندى مرتبه، باز ايستادن از اسراف و تبذير است.

در اينجا «تبذير» و «اسراف‏» هر دو به يك معنى است.

باز آن حضرت فرمود:

«عليك بترك‏التبذير و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف‏» (۵)

تبذير و اسراف را ترك كن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.

«تبذير» و «اسراف‏» هر دو به يك معنى است و همچنين «عدل‏» و «انصاف‏».

غرض «اسراف‏» و «تبذير» از نظر اسلام بسيار نكوهيده است و علاوه بر اينكه عيب بزرگى براى انسان به شمار مى‏رود و بلاى بزرگ اجتماعى است كه باعث محروميتهاى انسانهاى بى‏گناه مى‏گردد. بدون شك نعمتها و مواهب موجود در كره زمين براى ساكنانش كافى است اما به شرط اينكه بيهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفريط مورد بهره‏بردارى قرار گيرند و گرنه اين مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نيست كه با بهره‏گيرى نادرست، آسيب نپذيرد. و اى بسا اسراف و تبذير در منطقه‏اى از زمين باعث محروميت منطقه ديگرى شود و يا اسراف و تبذير نسل امروز باعث محروميت نسلهاى آينده گردد.

آن روزى كه ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به اين مساله پى نبرده بودند كه جمعيت‏بشر سريعتر از مواد غذائى زياد مى‏شود و در نتيجه براى آينده نگرانى روزافزون و سختى زندگى و فقر و فاقه دائمى پيش‏بينى نشده بود، اسلام هشدار داده كه در بهره‏گيرى از مواهب الهى در زمين، از اسراف و تبذير خوددارى كنند.

قرآن مجيد در آيات زيادى شديدا مسرفان را محكوم كرده است.

درجائى مى‏گويد: «ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين‏» (۶) (اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست نمى‏دارد).

ودر مورد ديگر: اسرافكاران را اصحاب دوزخ مى‏شمرد و مى‏فرمايد:

«و ان المسرفين هم اصحاب النار». (۷) واز اطاعت فرمان مسرفان نهى مى‏كند:«و لا تطعوا امر المسرفين‏» (۸) و مجازات الهى در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربك للمسرفين‏» (۹) اسرافكاران دروغگو را محروم از هدايت الهى مى‏شمرد: «ان الله لا يهدى من هو مسرف كذاب‏». (۱۰)

اسراف يك برنامه فرعونى شمرده شده است: «و ان فرعون لعال في الارض و انه لمن المسرفين‏» (۱۱) و سرانجام سرنوشت اسرافكاران هلاكت و نابودى است‏عليهم‏السلام «واهلكنا المسرفين‏». (۱۲)

«ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين‏» (۱۳) (تبذير كنندگان برادران شيطانند).

بدون شك اسراف يكى از مذموم‏ترين اعمال از ديدگاه اسلام است و در آيات و روايات نكوهش فراوانى از آن شده است. در روايات دقت در مساله اسراف و تبذير تا آن حدى است كه در حديثى مى‏خوانيم: پيامبرصلى الله عليه وآله از راهى عبور مى‏كرد يكى از يارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زياد مى‏ريخت، فرمود: چرا اسراف مى‏كنى اى سعد! عرض كرد: آيا در آب وضو نيز اسراف است؟ فرمود: نعم وان كنت على نهر جار(آرى هرچند در كنار نهر جارى باشى). (۱۴)

ونيز از آن حضرت نقل شده است كه روزى دستور داد رطب و خرماى تازه براى خوردن حاضران بياورند، بعضى خرما را مى‏خوردند و هسته آن را به دور مى‏افكندند، فرمود: اين كار را نكنيد كه اين تبذير است و خدا فساد را دوست نمى‏دارد. (۱۵)

امام صادق‏عليه‏السلام فرمود:

«ادنى الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوى‏». (۱۶)

پائين‏ترين حد اسراف ريختن باقى مانده آب و بذل كردن لباس كه مورد حاجت‏باشد، و انداختن هسته خرما.

غرض در دستورات اسلامى آن قدر روى نفى اسراف و تبذير تاكيد شده است كه حتى از ريختن باقى‏مانده آب وضو واز دور افكندن هسته خرما نهى گرديده است.

جهان امروز به خاطر احساس مضيقه در پاره‏اى از مواد، سخت‏به اين موضوع توجه دارد تا آنجا كه از همه چيز از زباله‏ها و تفاله‏ها و فاضل‏آبها از تصفيه استفاده مى‏كند چرا كه احساس كرده‏اند كه مواد موجود در طبيعت نامحدود نيست كه به آسانى بتوان از آنها صرف‏نظر كرد بايد از همه به صورت «دورانى‏» بهره‏گيرى نمود.

با اينكه نعمتها و مواهب موجود در كره زمين براى ساكنان آن كافى است و ليكن گرسنگى يك پديده جهانى بشمار مى‏رود واكثريت‏ساكنان روى زمين از گرسنگى رنج مى‏كشند.

دانشمندان مى‏گويند گرسنگى به هيچ‏وجه امرى نيست كه طبيعت آن را به ما تحميل كرده باشد، با مطالعه اين پديده در نواحى مختلف جهان به اين واقعيت رسيده‏اند كه به طور كلى عوامل و شرائط طبيعى نيستند كه گروهها و اجتماعات انسانى را دچار قحطى و گرسنگى مى‏سازند، بلكه مسئوليت اين فاجعه به عهده برخى از شرائط فرهنگى است. (۱۷)

به اين معنى مصيبت گرسنگى يك پديده طبيعى و پيوند يافته با زندگى نيست و مانند مرگ يك حادثه اجتناب‏ناپذير نمى‏باشد، بلكه گرسنگى يك نوع زخم و درد اجتماعى است كه به دست‏خود انسان ايجاد شده است.

و عمدتا نتيجه اسرافكاريهائى است كه ابرقدرتهاى جنايتكار بر جهان بشريت تحميل كرده‏اند پس كشورهاى استعمارگر بانى اصلى گرسنگى و فقر جهانى است.

براى همين است كه در اسلام از «اسراف‏» و «تبذير» به شدت مذمت‏شده است.

على‏عليه‏السلام فرمود:

«للمسرف ثلاث علامات: ياكل ما ليس له و يلبس ما ليس له و يشترى ما ليس له‏» (۱۸) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه مى‏خورد در خور وى نيست. لباسى پوشد كه شايسته اونيست و كالائى مى‏خرد كه زيبنده وى نيست.

على‏عليه‏السلام فرمود: «ما فوق الكفاف اسراف‏» (۱۹) بالاتر از كفاف اسراف است.

يعنى هركس موظف است از مال خود به اندازه «كفاف‏» خرج كند. كفاف قدرى از مال را گويند كه براى هزينه زندگى انسان و خانواده‏اش در حد اعتدال كفايت كند و خرج كردن بيش از آن اسراف است.

باز فرمود: «ويح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراك امره‏» (۲۰) چه دور است اسراف كننده از تدارك نمودن زيان كار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.

باز مى‏فرمايد: «سبب الفقر الاسراف‏» (۲۱) سبب فقر و گرسنگى (جامعه) اسراف است.

باز مى‏فرمايد: «ذر السرف فان المسرف لا يحمد جوده و لا يرحم فقره‏» (۲۲) اسراف كننده را واگذار زيرا جود و بخشش او پسنديده نيست و اگر به سبب اسراف فقير گردد قابل ترحم نمى‏باشد.

آرى امروز بشر فهميده است كه حتى در زوائد اموال خود نيز دقيق باشد اگر نان زيادى دارد به درد او نمى‏خورد به درد ديگران خواهد خورد و سير شدن ديگران باز استفاده‏اش به او بر مى‏گردد.

البته اينها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده‏اى است كه در اسلام بيش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولى مى‏داند اسراف مال و زيرپا ريختن بركت‏خداگناه دارد و درباره گرامى داشتن نان و نهى از بى‏حرمتى آن روايات فراوانى وارد شده است. (۲۳)

طبق منطق قرآن خداوند به زمين بركت داد تا قوت تمام مردم روى زمين در چهار نوبت‏سال به طور يكسان برآورده شود (۲۴) درحالى كه هزاران نفر در كشورهاى مختلف جهان درنتيجه مصرف بى‏رويه مواد غذائى و افراط در آن به افزايش كلسترول، چربى و قند مبتلا شده و در اثر بيمارى زودرس قلب و عروق و سرطان در مى‏گذرند و درنتيجه همين اسراف و تبذير در مواد غذائى، ميليونها انسان در دنيا با گرسنگى دست‏به گريبان بوده و روزانه هزاران نفر از بى‏غذائى تلف مى‏شوند.

به موجب آمارى كه نقل شده، تعداد فقرا در جهان‏۳/۱ ميليارد نفر تخمين شده كه اغلب آنها در آسيا و آفريقا زندگى مى‏كنند، هر سال ۱۲ ميليارد نفر كودك از گرسنگى يا بيمارى مى‏ميرند.

آمارها نشان داده است كه شكاف اجتماعى نه تنها در سطح جهانى، بلكه در يك كشور بسيار وسيع است در يك قطب ثروت انباشته‏تر مى‏شود و در قطب ديگر فقر به صورت دلخراش گسترده‏تر مى‏گردد و اين موضوع عصيان و پرخاش را در جامعه به وجود مى‏آورد و نمى‏توان آن را ناديده گرفت‏به ويژه اگر ثابت‏شود كه اين ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زيان ديگران است همه اينها در ارزشها، اخلاق، شيوه‏هاى رفتار اجتماعى و چه بسا در فرهنگ و معيارهاى سنجش ارزشها، اثر منفى مى‏گذارد.

يكى از دانشمندان غرب در كتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه‏» مى‏نويسد:

«اگر نقشه جهانى گرسنگى را مورد مطالعه قرار دهيم، و اگر عواملى را كه موجب پيدايش و بروز آن در نواحى گوناگون هستند تجزيه و تحليل كنيم، به وضوح در مى‏يابيم كه گرسنگى دسته‏جمعى يك پديده اجتماعى است كه به طور كلى پيدايش آن نتيجه استفاده نادرست از امكانات و منابع طبيعى يا به دنبال توزيع غلط آن مواد خوراكى است كه به اين ترتيب به دست مى‏آيد با در نظر گرفتن حقائق آشكارى كه ما ذكر كرده‏ايم ديگر ممكن نيست‏بتوان قبول كرد كه گرسنگى يك پديده طبيعى باشد، زيرا مسلم است كه علل آن بيشتر ناشى از عوامل اقتصادى است. ونه از عوامل طبيعى حقيقى كه پنهان كردن آن دشوار است اينكه در جهان به اندازه كافى منابع طبيعى وجود دارد براى اينكه جميع اجتماعات بشرى بتوانند از يك تغذيه شايسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسيارى از «مهمانان زمين‏» نمى‏توانند از اين خوان نعمت‏بهره‏مند باشند از آن روست كه كليه تمدنها واز جمله تمدن ما نيز براساس نهايت نابرابرى اقتصادى پى‏ريزى واستوار شده است. (۲۵)

جالب اينجاست كه قرنها پيش از آنكه كتاب «انسان گرسنه‏» نوشته شود، و «علم‏» به كشف مساله گرسنگى بپردازد، و به قول بعضيها صدها سال پيش از آنكه «جان بويدار» لرد انگليسى، شكايت‏سردهد كه در «عالم سياست‏» هيچ‏گاه مساله گرسنگى بينوايان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشكارا مى‏بينيم كه «مساله گرسنگى‏» در صفحات «نهج‏البلاغه‏» همواره موج مى‏زند و اساسى‏ترين كوشش و «رنج راستين على‏» پيشرو صميمى‏ترين پيشوايان سوسياليستى كه تاكنون تاريخ سياست جهان بر اريكه زمامدارى عملى به خود ديده است «سير كردن گرسنگان‏» و ايجاد تفاهم در حكمرانان و طبقات توانگر، نسبت‏به رنجهاى توان‏فرساى آنان است.

اميرمؤمنان على‏عليه‏السلام خوراك و پوشاك و آسايش را، بر خود تحريم مى‏كند، تا مبادا لحظه‏اى از درد توده‏ها، از رنج اكثريت همنوعان خود، غافل ماند. (۲۶)

يك دستور مهم بهداشتى و اقتصادى
مضمون آيه شريفه: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد). گرچه بسيار ساده به نظر مى‏رسد، اما امروز ثابت‏شده است كه يكى از مهمترين دستورات بهداشتى همين است، زيرا طبق تحقيقات دانشمندان سرچشمه بسيارى از بيماريها، غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى‏ماند، اين مواد اضافى هم بار سنگينى است‏بر قلب و عروق و ساير دستگاههاى بدن، و هم منبع آماده‏اى است‏براى انواع عفونتها و بيماريها، لذا براى درمان بسيارى از بيماريها، نخستين گام همين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله‏هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عملى گردد.

عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده‏روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى‏» است و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست.

امام رضاعليه‏السلام مى‏فرمايد:

«لو ان الناس قصدوا في الطعام لاعتدلت ابدانهم‏» (۲۷) (اگر مردم در طعام ميانه‏روى كنند بدنهاى آنها اعتدال پيدا مى‏كند).

مرحوم طبرسى در تفسير شريف «مجمع البيان‏» مطلب جالبى نقل كرده كه «هارون‏الرشيد» طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب شما چيزى از طب نمى‏يابم، درحالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان. او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد واسراف نكنيد) و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «المعدة بيت كل داء و الحمية راس كل دواء واعط كل بدن ما عودته‏»(معده خانه بيماريهاست و امساك سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده‏اى(از عادت صحيح و مناسب) آن را دريغ مدار).

طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد گفت: «ما ترك كتابكم ولا نبيكم لجالينوس طبا»! قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس (طبيب معروف) طبى باقى نگذارده است. (۲۸)

داود الهامى
پى‏نوشتها:

۱ ) سوره فرقان، آيه‏۶۷.

۲ ) بنا بن نقل تفسير صافى در ذيل آيه‏۲۹ سوره اسراء.

۳ ) نهج البلاغه، خطبه‏۱۲۶.

۴ ) غرر و در رآمدى، ج‏۶، ص ۴۲.

۵ ) غرر و درر آمدى، ج‏۴، ص‏۲۹۳.

۶ ) انعام، آيه ۱۴۱ - اعراف، آيه ۳۱.

۷ ) غافر، آيه‏۴۳.

۸ ) شعراء، آيه ۱۵۱.

۹ ) ذاريات، آيه‏۴۳.

۱۰ ) غافر، آيه ۲۸.

۱۱ ) يونس، آيه‏۸۳.

۱۲ ) انبياء، آيه‏۹.

۱۳ ) اسراء، آيه‏۲۹.

۱۴ ) بنقل تفسير صافى، ذيل آيه‏۲۹ سوره اسراء، - و عين اين مطلب از امام صادق‏عليه‏السلام نيز نقل شده است(تفسير عياشى، ج‏۲، ص ۲۸۸).

۱۵ ) همان مدرك.

۱۶ ) مكارم الاخلاق، ص ۱۱۸ - بحار، ج‏۷۵، ص‏۳۰۳.

۱۷ ) انسان گرسنه، ترجمه منير جزنى(مهران) ص ۶۵ چاپ امير كبير.

۱۸ ) خصال صدوق، ج‏۱، ص‏۴۷، حديث‏شماره‏۲۵۷ - وسائل الشيعة، ج‏۱۲، ص ۴۰۱.

۱۹ ) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۲۷۱۲، شماره ۹۴۶۵.

۲۰ ) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۲۸۸۸.

۲۱ ) غرر و درر، ج‏۴، ص ۱۶۵۲.

۲۲ ) غرر و درر، ج‏۴، ص ۱۵۶۸.

۲۳ ) وسائل، ج‏۱، ص ۲۵۵ - سفينة‏البحار، ج‏۱، ص ۳۷۵ كلمه «خبز».

۲۴ ) سوره فصلت، آيه ۱۰.

۲۵ ) ژوزونه دوكاسترو، ژپوپليتيك گرسنگى انسان گرسنه، ص ۴۰۴ ترجمه منير جزنى(مهران) چاپ اميركبير.

۲۶ ) دكتر صاحب الزمانى، ديپاچه‏اى بر رهبرى، ص‏۳۲۹.

۲۷ ) وسائل الشيعه، ج‏۱۶، ص‏۴۰۶.

۲۸ ) بنا به نقل تفسير نمونه، ج‏۶، ص‏۱۵۳ و ۱۵۴.


--------------------------------------------------------------------------------

مجلات >فصلنامه مكتب اسلام>شماره ۴


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:52 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  در سال هاي اخير نیز اين تذكرات ایشان هميشه با ارایه راهكارهاي عملي براي مقابله با اين خصوصيت و عادت ناپسند همراه بوده و رنگ و بويي جدی تر يافته است.

به مناسبت نامگذاري سال 1388 به عنوان «سال اصلاح الگوي مصرف» نگاهي گذرا به بخش هايي از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص لزوم اصلاح فرهنگ مصرف در كشور و مقابله با اسراف در طي 20 سال گذشته؛ براي اطلاع مخاطبان، در پي مي آيد:

* ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نمي شود؛ كه از يك طرف بگویيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرف هاى ما باشد تا اين كه اثر بكند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار ریيس‏جمهور و اعضاى هيات دولت 2/6/1387

* اگر ما اسراف نكنيم، می‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكی از چيزهايی كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مساله اسراف است و يكی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ اتفاقاً كشور ما جزو مناطقی است كه از لحاظ آب آن چنان غنی نيست؛ اما در صورتی‌ كه اسراف نكنيم و روش كار را آن چنان كه عاقلانه و درست است در پيش بگيريم، با همين آبِ موجود می‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. اين ها وظایف همه‎ مردم ايران است و دولت اسلامی موظف است كه با ترتيب صحيح و با برنامه‎ درست، از اين آمادگی ملت ايران استفاده كند و ان‎شاءالله يكی پس از ديگری مشكلات را برطرف كنند.
بيانات رهبر انقلاب اسلامی در ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسنی 15/2/1387

* اين مصرف‏گرایى و اسراف و اين چيزها كه حالا گفتند - اين جزو ميراث هاى ما از گذشته است و متأسفانه اين ميراث را نگه داشتيم. ما ملت ايران بايد اين جامه‏ ناسازِ بى‏اندامِ زشت را از تنمان بيرون بياوريم. ما خيلى مصرف‏زده هستيم؛ بايد اين را حلش كنيم. همه بايد دست به دست هم بدهند و اين قضيه را حل كنند. البته صدا و سيما هم بلاشك نقش دارد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه هاى شيراز 14/2/1387

* امروز دشمن چشمش به نقطه‏ حساس اقتصادى است تا بلكه بتوانند اين كشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال كنند. هر چه مى‏توانند اختلال ايجاد كنند و هرچه هم نمى‏توانند، در تبليغاتشان وانمود كنند كه اختلال هست! اين كارى است كه امروز در تبليغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شكل هاى مختلف انجام مى‏گيرد. راه مقابله هم انضباط مالى و صرفه‏جویى و نگاه پرهيزگرانه به مصرف‏گرایى است. من اين را مى‏خواهم به مردم عزيزمان تأكيد كنم: مصرف‏گرایى به صورت اسراف يكى از بيماري هاى خطرناك هر ملتى است. ما يك خرده به اين مصرف‏گرایىِ افراطى دچار هستيم. يكى از نمونه‏هايش را به مناسبت مشكل كم آبى - كه چند استان كشور از جمله استان شما تا كنون مشكل كم‏آبى داشته‏اند كه اميدواريم خداى متعال تفضل كند و باران رحمتش را بر شما نازل بكند - عرض بكنم؛ يكى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى كه مصرف شُرب در خانه‏ها مى‏شود، نوع آبيارى كشاورزى ما هم يك نوع مسرفانه است و آب را هدر مى‏دهيم. وظيفه مسوولان و دست‏اندركاران اين بخش است كه به اين مساله به‏طور ويژه توجه كنند! پس به مساله‏ اسراف - هم در مساله‏ آب و هم در مسایل ديگر - بايد با اهميت نگاه كنند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با مردم شيراز 11/2/1387

* من درباره‏ اسراف با مردم عزيز كشورمان بارها صحبت كردم؛ در نماز گذشته هم همين مطلب را بيان كردم، از مردم خواستم. يكى از آن‏جاهایى كه مي تواند در مورد اجتناب از اسراف الگو قرار بگيرد، شهر شما و استان شماست. البته اين را در پرانتز عرض بكنيم؛ اين خوىِ طبيعى اين مردم است، به شرط اين كه عارضه‏ اشرافيگرى، خود را تحميل نكند. اشرافيگرى مثل يك بيمارى است. بر هر كجا كه وارد شد، بسيارى از خوي هاى مستحسن و پسنديده را تحت‏الشعاع قرار مي دهد، كم‏كم آنها را ضعيف مي كند و شايد از بين ميبرد. اسير اشرافيگرى نبايد بشويم ما مردم ايران.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم يزد 12/10/1386

* ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف مي كنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ فرآورده نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اين كه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان مي خواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم مي گويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش(ص) مي فرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اين جورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن مي فرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى مي خواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف مي كنند - زياده‏روى مي كنند - نه تنگ مي گيرند و با فشار بر خودشان، زندگى مي كنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نمي كند. اسلام نمي گويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اين كه مى‏بينيد بعضى از فضول هاى خارجى، دولت هاى خارجى، دایم و دم ‏به ‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد مي كنند كه تحريم مي كنيم، تحريم مي كنيم، تحريم مي كنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدم هاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نمي كند، اسراف نمي كند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نمي شود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.
خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر 21/7/1386

* توليد ثروت از نظر اسلامى بى‏مانع است. توليد ثروت با غارت ثروت ديگران فرق دارد. يك وقت كسى به اموال عمومى دست‏درازى مى‏كند، يك وقت كسى بى‏قانون و بدون پيروى از قانون به دستاوردهاى مادى مى‏رسد؛ اينها ممنوع است؛ اما از طريق قانونى، توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مى‏گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف‏گرايى افراطى مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مى‏آوريد، باز همان را وسيله‏اى براى توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا دربياوريد - كه در اسلام اسمش كنز كردن است - نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چيزهاى غير لازم زندگى كنيد؛ اما با توجه به اينها، ثروت را براى خودتان توليد كنيد. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم كشور است؛ همه از آن سود مى‏برند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ زایران و مجاوران حرم مطهر رضوى 1/1/1386

* در زمينه‏ آموزش هاى مديريتى از پيشرفت هاى دنيا فرا بگيريم، آن را بين خودمان بر طبق نيازها و عرف و فرهنگ خودمان تحليل و فهم كنيم و با جامعه‏مان تطبيق كنيم؛ درباره مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اين ها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اين ها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاه ها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ تحقيق را به مسوولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاه هاى استان سمنان 18/8/1385

* اگر مى‏خواهيم نسلى به ‏وجود بيايد كه اعتماد به ‏نفس و انضباط اجتماعى داشته باشد؛ يك نسل مسؤوليت‏پذير و باعرضه و باكفايت براى كارهاى بزرگ، يك نسل داراى ابتكار، يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام‏گيرى در درون خانواده‏ بزرگ جامعه، يك نسل فداكار، يك نسل پُركار، يك نسل كم اسراف و دور از اسراف؛ اگر مى‏خواهيم فرهنگ عمومى جامعه به اين سمت حركت كند، راه و كليدش آموزش و پرورش است. براى تربيت چنين نسلى، آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد.
گزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار فرهنگيان و معلمان استان كرمان 12/8/1384

* هرچه مى‏توانيد، منطقى و صحيح رفتار كنيد. البته ما توصيه نمى‏كنيم و توقع هم نداريم كه مثلاً در مجلس، نمايندگان گشنگى و تشنگى بكشند و زهد به خرج دهند - نه ما اين ‏طوريم، نه شما اين‏گونه‏ايد - ما مى‏گوييم زياده‏روى و اسراف نشود و كارهاى بى‏قاعده و خرج هاى بيخودى انجام نگيرد. ممكن است سرجمع همه‏ اين خرج ها مبلغ خيلى كلانى هم در مجلس نشود؛ اما وقتى شما اين راه را قطع كرديد، دست مردم و دستگاه‏ها الگو مى‏دهيد و راه و جهت را مشخص مى‏كنيد. كار شما خيلى ارزش دارد و بسيار خوب است؛ اين را دنبال كنيد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نمايندگان هفتمين دوره‏ مجلس شوراى اسلامى 27/3/1383

* من از نامزدهاى انتخاباتى خواهش مى‏كنم در تبليغات، حرف هاى واقعى بزنند و كارهايى كه مى‏توانند انجام دهند و آنچه واقعاً عقيده‏شان هست، آن را به مردم بگويند. مردم را آزاد بگذارند تا هر كس را خواستند، انتخاب كنند. در اين تبليغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان مى‏كنم اگر كسى براى خدا از اسراف در تبليغات و كارهاى ناباب اجتناب كرد، خداى متعال به او كمك خواهد كرد و او را در مقصودى كه دارد، موفّق خواهد گرداند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران 24/11/1382

* همان‏گونه كه مى‏دانيد آب در كشور ما به قدر زمين نيست. معروف است كه ايران كشورِ كم آبى است؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه خستگى‏ناپذير پيش برويم، مى‏شود از همين آب موجود استفاده كرد. آب ها را كه هرز مى‏رود، مهار كنيم. آب ها را درست مصرف كنيم. در مصرف آب اسراف نكنيم. با كار علمى و مدبّرانه مى‏شود استفاده بهينه كرد. خيلي ها قبل از انقلاب به دشت هاى حاصلخيز ما چشم داشتند. كسانى كه از همه چيز اين كشور بيگانه بودند، براى دشت قزوين و دشت مغانِ ما برنامه‏ريزى كرده بودند؛ ما چرا نتوانيم برنامه‏ريزى كنيم تا از اين خاك هاى حاصلخيز و از اين زمين هاى واقعاً بالاتر از قيمت مادّى استفاده كنيم؟ مى‏شود اين كارها را كرد و بايد بكنيم؛ با روح جهادى ممكن است.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار جهادگران و كشاورزان14/10/1382

* توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرج ها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاش ها و خرج هاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيض هاى بيجا را بردارند. اين ها كارهايى است كه بدون افزايش هاى ريالى هم مى‏تواند دل ها را شاد، انسان ها را خرسند و اميدوار و زندگى آنها را ترميم كند. اگر اين كارها صورت گيرد، ولو افزايش ريالى هم به آن صورت نباشد، باز زندگى آهنگ طبيعى و مطلوب پيدا خواهد كرد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار معلّمان و كارگران 10/2/1382


* مهم ترين توصيه‏ اينجانب اولاً مربوط به سياست‏ها و برنامه‏هاى كارى شما و سپس درباره‏ گزينش مديريت شهر و روستا است. تسهيل زندگى مردم در كارهايى كه به شهرداري ها مربوط است، برطرف كردن معضلات شهر و روستا، سالم‏سازى محيط زيست، حفظ اصالت اسلامى و ملّى در ساخت و سازها، استقرار بخشيدن به جوّ اسلامى و فرهنگىِ سالم، پرداختن به نيازهاى فورى‏تر در عين اهتمام به كارهاى زيربنايى، اولويت دادن به مناطق مستضغف‏نشين، تأثيرناپذيرى از نفوذ ثروتمندان و جاذبه‏ ثروت، رعايت دقيق قوانين و عدم تخطّى از آن با حيله‏هاى شبه‏قانونى، رعايت ويژه‏ى محرومان، آلوده نشدن به اسراف و هدر ندادن بيت‏المال با تجملّات زاید و سفرها و مراسم غير لازم، و در يك كلمه رعايت تقوا و تدبير و پشتكار، و بهره‏گيرى از دانش و تجربه، مواد عمده‏ توصيه‏ نخست اينجانب است.
پيام شوراهاى اسلامى شهر و روستا 5/2/1382

* قرآن به ما ياد داده است كه هميشه از اشتباهات خود ياد كنيم: «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا». نبايد اسراف، زياده‏روى، كوتاهي ها و افراط و تفريط خودمان را از ياد دور كنيم؛ بايد به فكر اصلاح آنها باشيم. اما اين نبايد ما را از عامل تشديدكننده اشكالات كه همان دشمن بيرونى است، غافل كند. در همين آيه شريفه كه به ما تعليم مى‏دهد از گناه و اسراف خود استغفار كنيم، بلافاصله مى‏فرمايد: «و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين»؛ يعنى دشمن بيرونى را هم مورد غفلت قرار ندهيد. اوست كه از اشتباهات شما حدّاكثر بهره را مى‏برد. لذا دشمن بيرونى اشتباهات را تشديد مى‏كند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مردم قم 19/10/1381

* مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكاف هاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميق تر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاه هاى مسؤولِ بخش هاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاه هاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدان هاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زيادي ها بزنيم.

* جوانان اجتماعات خانوادگى تشكيل دهند و كمك هاى افراد خانواده را جمع كنند و در درجه اوّل به مصرف فقرا و نادارهاى همان خانواده و فاميل برسانند و اگر نيازى نبود، به فقراى ديگر رسيدگى كنند. امروز در جامعه ما فقر وجود دارد. وظيفه ما به عنوان نظام اسلامى، ريشه‏كن كردن فقر در جامعه است. نبايد در جامعه محروميت باشد. اين تكليف ماست به عنوان دولت، به عنوان نظام اسلامى، به عنوان آحاد مردم. «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيته»؛ اين وظيفه همه است. هر كدام به نحوى تجمّل و اسراف و زياده‏روى را كم كنيم. اين درس ماه رمضان است. اين كار، همّت و گذشت و بصيرت و آگاهى مى‏خواهد. از خداى متعال كمك بخواهيم.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز عيد فطر 15/9/1381

* بايد اسراف نشود. هزينه كردن اعتبارات و پول هاى كشور در جاهاى غيرلازم و تشريفاتى و زيادى، حرام است. امروز پرداختن به كارهايى كه به جنبه‏هاى عملى زندگى مردم ارتباطى ندارد، يك كار مسرفانه است. اين‏كه بعضي ها فضاى كشور را آن‏قدر سياسى كنند كه مسایل اصلى كشور تحت‏الشّعاع قرار گيرد، يك غفلت بزرگ است.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگران و معلّمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلّم 11/2/1381

* عزيزان من! اين نكته را در اين‏جا بگويم: از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كُند مى‏كند، نمود اشرافيگرى در مسؤولان بالاى كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافيگرى دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اوّلش بزرگ تر است. عيب اوّلِ اشرافيگرى، اسراف است - اشرافيگرىِ حلال را مى‏گوييم؛ يعنى آن چيزى كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده - اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگ‏سازى مى‏كند؛ يعنى چيزى براى مسابقه دادن همه درست مى‏كند. البته در اين زمينه مسؤولان درجه يك بسيار نقش دارند؛ تلويزيون بسيار نقش دارد؛ منش من و شما هم بسيار نقش دارد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار ریيس جمهور و اعضاى هيأت دولت 5/6/1380

* مسؤولان اسلامى نبايد در رفتار و عملِ خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگى كنند. بالاتر از آن، نبايد طورى زندگى كنند كه روش اسراف‏آميز و تجمّل‏آميز به يك فرهنگ تبديل شود. اين هم نقطه بعدى است كه اهميتش از اوّلى بيشتر است، يا لااقل كمتر نيست. فرض بفرماييد اگر به وسيله يك نفر در سطح عالى و در ميان صاحبان مناصب حكومت اسلامى، كيفيّت آرايش محلّ زندگى و محلّ كار، كيفيّت زندگى خانوادگى، چگونگى ازدواج فرزندان، مهريه‏ها و جهيزيه‏ها و از اين قبيل، به شكل غير اسلامى آن - به معناى مسرفانه - انجام گيرد، اين به فرهنگ تبديل مى‏شود؛ به اين معنا كه بقيه نگاه مى‏كنند و ياد مى‏گيرند؛ مهريه‏ها بالا مى‏رود، ازدواج ها مشكل مى‏شود، زندگى سخت مى‏شود و همين رفتار به تدريج آثارش در طول مدتى كوتاه يا بلند، در متن جامعه منعكس مى‏گردد. بنابراين مهم ترين مطلب اصلى اميرالمؤمنين(ع) در باب حكومت اين است: حاكم نبايد حكومت را براى خود وسيله اعاشه و زندگى و كسب درآمد و اندوختن ثروت قرار دهد، بلكه بايد آن را يك مسؤوليت بداند. بارى است بر دوش او؛ بايد همه همّت خود را بگذارد كه اين بار را به منزل برساند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران25/9/1379

* منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اين هاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛ نهى از اين منكر هم لازم است؛ هر كسى به هر طريقى كه مى‏تواند؛ يك مسؤول يك طور مى‏تواند، يك مشترى نانوايى يك طور مى‏تواند، يك كارگر نانوايى طور ديگر مى‏تواند. طبق بعضى از آمارهايى كه به ما دادند، مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار گندمى كه از خارج وارد كشور مى‏كنيم! آيا اين جاى تأسّف نيست؟! همه اين ها منكرات است و نهى از آنها لازم است. طبق نهج‏البلاغه، اميرالمؤمنين(ع) نهى از اين ها را يكى از محورهاى اصلى توصيه‏هاى خود قرار داده است. در باب مسؤولان، آن‏طور مشى كردن و عمل كردن و دستور دادن و قاعده معيّن كردن؛ در باب عموم مردم هم آنها را وادار كردن به حضور، به فعاليت و به احساس مسؤوليت در مسایل اجتماعى، با همين امر به معروف و نهى از منكر. وظيفه بزرگى بر دوش ما قرار دارد.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران25/9/1379

* اشتباه بعضى اين است كه خيال مى‏كنند ظاهر مرتّب بايد با اشرافيگرى و با اسراف توأم باشد؛ نه. با لباس وصله‏زده و كهنه هم مى‏شود منظّم و تميز بود. لباس پيامبر(ص) وصله زده و كهنه بود؛ اما لباس و سر و رويش تميز بود. اين ها در معاشرت، در رفتارها، در وضع خارجى و در بهداشت بسيار مؤثر است. اين چيزهاى به ظاهر كوچك، در باطن بسيار مؤثر است ... .

* دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجي ها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران 23/2/1379

* سال هاست كه بنده درباره زندگى تشريفاتى مكرّر تذكّر مى‏دهم. اين دو جنبه دارد: يك جنبه از لحاظ اصل پايبندى به تجمّلات و تشريفات است كه اين بد و دون شأن انسان والاست؛ يعنى يك وقت انسان به يك چيزِ غير لازم پايبند مى‏شود كه دون شأن انسان است؛ به علاوه، مسرفانه است؛ تضييع سرمايه‏ها، تضييع اموال و تضييع موجودي ها در آن هست. اين يك بعد قضيه است كه اصل اسراف بد است؛ اصل تجمّل همراه با اسراف و همراه با زياده روى است و بد است؛ ليكن جنبه دومى دارد كه اهميتش كمتر از جنبه اوّل نيست و آن انعكاس تجمّل شما در زندگى مردم است. بعضي ها از اين غفلت مى‏كنند. وقتى شما جلوِ چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محيط كار و محيط زندگى را آن‏چنانى مى‏كنيد، اين يك درس عملى است و هركسى اين را مى‏بيند، بر او اثر مى‏گذارد. حدّاقل اين را بايد رعايت كرد. فضا را، فضاى تجمّلاتى و تجمّل‏گرايى و عادت كردن به تجمّل قرار ندهيم؛ چون امروز اگر اين روحيه تجمّل‏گرايى در جامعه ما رواج پيدا كند - كه متأسفانه تا ميزان زيادى هم رواج پيدا كرده است - بسيارى از مشكلات اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى كشور اصلاً حل نخواهد شد. تجمّل‏گرايى و گرايش به اشرافيگرى در زندگى، ضررها و خطرهاى زيادى دارد: هيچ وقت عدالت اجتماعى تأمين نخواهد شد؛ هيچ‏وقت روحيه برادرى و الفت و انْس و همدلى - كه براى همه كشورها و همه جوامع، به خصوص جامعه ما، مثل آب و هوا لازم است - پيش نخواهد آمد. اين همان تأثير حرف و اقدام و عملكرد من و شما در روحيه مردم است.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران 4/10/1378

* عزيزان من! يك ملت حق دارد با رفاه زندگى كند؛ حق دارد خوش بگذراند؛ حق دارد از انواع نعم الهى استفاده كند - در اين شكّى نيست - همه قشرهاى يك ملت هم بايستى بتوانند استفاده كنند؛ ليكن حتّى در مواقعى كه يك دولت و يك ملت، برخوردار از درآمد هم هستند، اسراف مضر و مذموم و شرعاً حرام است؛ چه برسد آن وقتى كه درآمد يك كشور به طور موقّت كم مى‏شود ... .

* وقتى كه يك ملت مقدارى درآمدش كم مى‏شود، بايد ملاحظه كنند. ما هر وقت به مردم گفتيم اسراف نكنيد، اكثريت مردم - كه طبقات متوسط هستند - گوش مى‏كنند و اسراف هم نمى‏كنند؛ ليكن آن كسانى كه بايد گوش كنند - يعنى متمكّنين و ثروتمندان كه بسيارى از موارد، اسراف هم در بين آنهاست - كمتر گوششان بدهكار است. من حالا خطابم به آنهاست. لازم است كه به مسأله قناعت - به معناى اسراف نكردن - اهميت دهند. اسراف نكردن در مواد غذايى؛ چقدر مواد غذايى زايد دور ريخته مى‏شود! حتّى اسراف نكردن در مواد دارويى؛ چقدر مواد دارويى غير لازم خريده مى‏شود و به خانه‏ها برده مى‏شود و بدون مصرف باقى مى‏ماند! مواد اوّليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند و بياورند، يا در داخل بايد با زحمت درست كنند. اين ها ثروت و سرمايه مملكت است و از دست مى‏رود. كسانى هستند كه حتى در كارهاى تفنّنى و تفريحىِ خودشان هم اسراف مى‏كنند. مثلاً به خارج از كشور مسافرت مى‏كنند. چرا؟! فرض كنيد خانواده‏اى هستند كه مايلند مسافرتى بكنند، تفريح و تفرّجى بكنند؛ چرا به خارج از كشور مى‏روند و تفرّج مى‏كنند؟! در اين كشور به اين بزرگى، خيلي ها همين تفريح و تفرّج را هم نمى‏توانند بكنند. بعضي ها تا دستشان به دهانشان مى‏رسد، براى تفريح و تفرّجِ خودشان يا خانواده‏هايشان، به فلان كشور خارجى - كه حالا نمى‏خواهم اسم بياوريم - مى‏روند. اين ها اسراف قطعى است؛ اين ها همان اسرافى است كه حرام است. زياده‏روى يعنى اين. زياده‏روى، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت مى‏كند؛ در امر لباس، در امر مسایل زندگى، در اتومبيل هاى گرانقيمت. پس، خطاب اوّل ما به كسانى است كه متمكّنند و امكاناتى دارند و مى‏توانند خرج كنند. به آنها عرض مى‏كنيم كه كمتر خرج كنيد؛ ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد.
خطبه‏هاى مقام معظم رهبرى در نماز جمعه تهران 4/10/1377

* همين پول نفت را به خاطر نياز كشور مى‏دهند و گندم وارد مى‏كنند! بعد وقتى كه اين گندم وارد مى‏شود، وقتى كه آرد مى‏شود، نان مى‏شود و پا به سفره من و شما مى‏گذارد، آن جا ضايع مى‏شود! امروز ما آن مقدارى كه از ضايعات نان ضرر مى‏بينيم از هيچ ضايعه مادّى‏اى ضرر نمى‏بينيم! يعنى همين نان خشكى كه از خانه من و شما خارج مى‏شود - كه به نظر ما هم هيچ نمى‏آيد - معادل بخش عظيمى از قيمت گندم وارداتى ماست! اين مطلب را دولتي ها - مسؤولان - مى‏گويند؛ امناى من و شما مى‏گويند! ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به ‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم! حرف من اين است.من در پيام (نوروزي) گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند. من در پيام عرض كردم كه مسؤولان دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
بيانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا(ع) 1/1/1377

* در تبليغات انتخابات رياست جمهورى - كه آزمايش عظيمى براى ملت است - مراقبت شود كه مخارجِ بيش از متعارف و زيادى و اسراف‏گونه انجام نگيرد.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران 6/2/1376

* به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمت هاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند.
بيانات مقام معظم رهبرى در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى 1/1/1376

* بايد از تجهيزات و جنگنده‏ها و ديگر وسايل موجود - حتّى يك تفنگ معمولى - نگهدارى كنيم. تفريط و اسراف در سرمايه‏هاى ارتش، ممنوع و حرام شرعى است. هيچ كس حق ندارد اين تفريط را بكند؛ همچنان كه تفريط نيروهاى انسانى نيز همين گونه است. شما حق نداريد عناصر كارآمد را معطّل بگذاريد. كار شايسته و خوب بايد از انسان هاى كارآمد دريافت شود. بايد اين گردونه به طور دایم حركت كند.
بيانات مقام معظم رهبرى و فرمانده كلّ قوا در ديدار با جمعى از فرماندهان و پرسنل ارتش 5/7/1374

* اين اسراف ها و ريخت و پاش ها، جزو نبايدهاست. البته من مى‏دانم عدّه كثيرى از مردم، به خصوص طبقات متوسط، رعايت مى‏كنند. بعضى هم رعايت نمى‏كنند. اسراف، يك لجنزار است. ريخت‏وپاش مالى، يك وسوسه شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، على‏رغم سنگ‏اندازي هاى دشمنان، مثل يك موجودِ فعّال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفته‏ايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروتْ در اين كشور استفاده كنيد، آن‏جا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مى‏زند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به‏دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اين ها نبايد باشد.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اقشار مختلف مردم 3/1/1374

* بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد. اسراف چرا؟ چرا انسان به درِ دكانى برود كه دكاندار، آدم را تحقير مى‏كند و بدِ آدم را مى‏خواهد؟! شما اگر خودتان، ناموستان و يا فرزندتان به درِ دكانى برويد و ببينيد دكاندار، ضمن فروش جنس، شما را مى‏چاپد، ديگر به درِ آن دكان نمى‏رويد. اگر ببينيد جنس به شما مى‏فروشد اما نظر سوء دارد و بدِ شما را مى‏خواهد، ديگر به سراغش نمى‏رويد. چرا ما به درِ خانه كسانى برويم كه بدمان را مى‏خواهند؟! چرا ما با كسانى ارتباطِ مالى و داد و ستدى برقرار كنيم كه مى‏خواهند از اعماق وجود عليه ما كار كنند؟! چرا؟! چه لزومى دارد؟! سعى كنيم به خودمان متّكى باشيم و منابع خودمان را زنده و احيا كنيم. ملت ايران ملتى بزرگ و نيرويى عظيم است. منابع ايران نيز همين طور است. به خداى متعال توكّل كنيم.
بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه 14/11/1373

* برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمت هاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمت هاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمت هاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمت هاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمت هاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوق ها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اين ها اسراف است.مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمت هاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.
بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر 4/1/1372

* من به خانم هاى مسلمان، به خانم هاى جوان و به خانم هاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏ جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشور ما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانم هاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليت هايى در بخش هاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرف هاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‏خواهيم بگوييم اين ها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روش ها و منش هاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) 25/9/1371

* اگر مسؤولى خداى ناخواسته، در امر بيت‏المال اسراف بورزد، يا آن را در مصارف شخصى و يا براى دوستان و نزديكان و مرتبطان خود مصرف كند، اين، تخلّف از عدل و قرار واقعى در امر بيت‏المال است. بايد بيت المال مسلمين در همان طريقى كه قانوناً معيّن شده و همان مصارف عمومى و بخش هايى كه وظيفه‏اى از وظايف كشور را برعهده دارد، مصرف شود. لذا اميرالمؤمنين عليه‏الصّلاةوالسّلام، آن روز به كسانى كه مسؤوليت امور كشور را برعهده داشتند، سختگيرى را به جايى رساندند كه به قول امروز، بخشنامه كردند: «ادقّوا اقلامكم»؛ سرِ قلم هاى خودتان را كه با آن مى‏نويسيد، ريز بتراشيد. هم صرفه‏جويى در قلم، هم صرفه‏جويى در كاغذ، هم صرفه‏جويى در مركّب! «و قاربوا بين سطوركم»؛ سطورى را كه در كاغذ مى‏نويسيد به هم نزديك بنويسيد و در كاغذ صرفه‏جويى كنيد. «واقصدوا قصد المعانى»؛ مطالب لازم را بنويسيد. از زياده‏روى و زياده‏نويسى پرهيز كنيد. اگر امروز بخواهند اين حرف ها را تكرار كنند، به اين شكل خواهد بود كه از ايجاد دستگاه هاى زايد، استخدام هاى زايد و توسعه دادن هاى زايد، خوددارى كنيد. يعنى بايد از كاغذپراكنى و زياده‏نويسي هاى بيهوده و وقت تضييع كن، خوددارى كنيم. اين خصوصيات را، اميرالمؤمنين عليه‏الصّلاةوالسّلام، رعايت مى‏كردند.
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عيد غدير خم 30/3/1371

* اگر دل هاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداري هاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‏شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار (امام خميني (ره)) اين بود كه هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى كه به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.
خطبه‏هاى نمازجمعه‏ تهران 23/4/1368

تدوین و تنظیم: محمد شفاعتی
منبع: پايگاه اطلاع رساني دولت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:51 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 انسان‌ها براي زيستن نيازمند به مصرف‌اند. از مصرف هوا، آب و غذا گرفته تا پوشاك، انرژي و زمان. به اين منظور، بشر از آغاز خلقت به فكر توليد محصولات گوناگون براي مصرف خود و همنوعانش بوده است و كوشيده است با بهره‌گيري از مواهب بيكران و نعمت‌هاي بي‌شمار الهي، مايحتاج خويش را توليد كند.

در طول اعصار و قرون، جوامعي كه از امكانات طبيعي و منابع مادي كمتر برخوردار بوده‌اند، سعي كرده‌اند با سختكوشي بيشتر و مديريت منابع بهتر از حداقل امكانات حداكثر بهره‌برداري را داشته باشند و با تكيه بر دانش و مهارت خويش با كار و تلاش بيشتر و با روي آوردن به صنعت و فناوري كمبود منابع را جبران كنند. بعكس جوامعي كه از امكانات و منابع طبيعي و خداداد بيشتر برخوردار بوده‌اند، با تكيه بر آن منابع و استفاده نامتعارف از آنها، كوشش و تلاش كمتري براي رفع نياز‌هاي خويش از طريق صنعت و‌ فناوري به كار بسته‌اند و سعي كرده‌اند با فروش مواد خام ( نفت ذغال سنگ گاز و سنگ‌هاي معدني) ثروت ملي خويش را به ثمن بخس بفروشند و در مقابل، محصولات صنعتي كشورهاي پيشرفته را با قيمت‌هاي گزاف خريداري و نيازهاي مصرفي خود را برطرف كنند.
از سوي ديگر، مردمان جوامع سرمايه‌دار (برخوردار از مواهب طبيعي ) با تكيه بر ثروت‌هاي ملي و خدادادي خويش، به مصرف‌گرايي و ولخرجي در مصرف خو گرفته‌اند و مصرف نامتعارف، جزو عادات ثانويه آنها شده است. متأسفانه نمونه اين وضعيت را در كشورمان بخوبي مي‌توان مشاهده كرد. نگاهي گذرا به آمار و ارقام مصرف انرژي و مواد غذايي اصلي در كشور و مقايسه آن با چند كشور صنعتي بيانگر اين حقيقت تلخ است.

براساس گزارش موسسه ماركت اوراكل، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌شده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10سال يكبار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود؛ اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يكبار 2برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.

سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه (56 كيلوگرم) و آلمان (70‌‌كيلوگرم) بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي سال‌هاي اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و امسال اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند در 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.

براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225‌‌ميليون نفر جمعيت، 2برابر چين با يك ميليارد و 300‌ميليون نفر جمعيت و 4 برا بر كشور هند با يك ميليارد و 122‌ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهره‌برداري از انرژي هستيم. در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هرمترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي‌رسد.

الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود!

از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت سالانه يارانه‌ 4000‌‌ميليارد توماني براي برق در نظر مي‌گيرد. دكتر داوودي، معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايراني‌ها 5‌‌برابر سرانه مصرف جهان است.

مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران پس از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش‌بيني مي‌شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد و با ادامه اين روند در سال‌هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.

اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29كيلوگرم است و ميانگين مصرف شكر در جهان 22كيلوگرم است.

تحقيقات كارشناسان نشان مي‌دهد ايراني‌ها 30‌درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي‌كنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخش‌هاي مختلف با ديگر كشورها، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه‌ها است و جالب‌تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي‌كنيم كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است. براستي چرا در كشوري كه مردم آن مسلمانند و با آموزه‌هاي ديني و اسلامي در زمينه چگونگي مصرف آشنا هستند، بايد شاهد چنين آماري باشيم؟

بنابر گزارش معاون امورگمركي گمرك، ايران با واردات نزديك به 5 ميليون تن گندم در11 ماهه اول سال87 به يكي از بزرگترين كشور‌هاي وارد كننده اين محصول در جهان تبديل شده است ؛ به اين ترتيب امسال با واردات 6 ميليون تن گندم به ارزش تخميني 2 ميليارد و 400 ميليون دلار، ايران پس از 10 سال به بزرگ‌ترين وارد كننده گندم تبديل مي‌شود. بنا بر گزارش معاون امور گمركي گمرك ايران،در سال 1387 ارزش كل واردات كشور حدود 5/51ميليارد دلار بوده، در حالي كه كل صادرات ايران در اين سال 21ميليارد دلار ارزش داشته است (واردات نزديك به 5/2برابرصادرات بوده است).

هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شوداز سوي ديگر، از آنجا كه اقتصاد ما يك اقتصاد دولتي است، هزينه‌هاي يارانه‌اي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي بسيار بالاست (حدود 90‌هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد مي‌كند؛ زيرا در آمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زير بنايي و عمراني شود، به خود اختصاص مي‌دهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصله‌هاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد مي‌كند؛ لذا بايد با مديريت صحيح و مدبرانه مصرف ، در سطوح فردي، سازماني و ملّي از هزينه‌هاي مازاد و بي رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بسترسازي براي توسعه كشور در زمينه‌هاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد. به اين منظور، در راستاي مديريت صحيح مدبّرانه مصرف در هر يك از سطوح فوق، راهكارهايي ارائه مي‌شود:

الف) سطح فردي:

- تغيير باورهاي افراد از مصرف متعارف و مورد نياز و چگونگي درست مصرف كردن

- آشنايي با روش‌هاي صرفه جويي در مصرف (بويژه در مورد مصرف انرژي .)

- پرهيز از تجمل گرايي و رفاه‌زدگي.

- پرهيز از چشم و همچشمي در خريد اموال و اقلام مصرفي و تزئيني ( اسباب و اثاثيه منزل .)

- آشنايي با توصيه‌ها و دستورات دين اسلام در مورد قناعت، صرفه جويي و اسراف.

- آشنايي با آسيب‌ها و زيان‌هاي ناشي از مصرف بي‌رويه بر اقتصاد كشور و منابع ملي.

- تعهد و خويشتنداري ( تقوا ) شخصي و مقابله با وسوسه‌هاي نفساني و هوس‌پروري (بويژه در تجمل‌گرايي.)

- خريد مايحتاج منزل به ميزان لازم و متعارف و در حد استفاده معقو ل و متعادل.

- درك اين حقيقت كه مصرف بي‌رويه و نابجاي ثروت‌هاي خدادادي، باعث تباهي نعمت‌هاي الهي و خيانت به آيندگان است.

ب ) سطح ملّي:

- جلو‌گيري از هدر رفتن آب، برق، گاز و ديگر سرمايه‌هاي ملي به علت فرسودگي شبكه انتقال و توزيع و يا عدم ذخيره‌‌‌سازي مناسب آنها.

- ساماندهي توزيع يارانه‌ها به كالاهاي اساسي و انرژي مصرفي براساس استاندارد ميزان مصرف سرانه و پرداخت هزينه مازاد مصرف از سوي خود افراد.

- فرهنگ‌سازي براي مصرف متعادل و منطقي و ايجاد الگوي صحيح مصرف در جامعه از طريق آموزش و پرورش، رسانه‌ها و... بويژه از طريق سينما و تلويزيون در فيلم‌ها و سريال‌ها.

- وضع قوانين و مقررّات لازم براي اجراي الگوي صحيح مصرف در جامعه و پرهيز از مصرف بي‌رويه.

- برخورد قانوني با متخلّفان و تضييع كنندگان منابع و منافع ملي.

- تسريع در پروژه‌هاي زيربنايي كه مي‌توانند به ذخيره‌سازي انرژي و منابع طبيعي كمك كنند مثل سد سازي، راه‌اندازي پالايشگاه‌ها و مجتمع‌هاي پتروشيمي، شبكه‌هاي انتقال و توزيع آب، گاز و برق، نيروگاه‌هاي هسته‌اي و....

- توليد و توزيع كالاهايي كه مي‌توانند در مصرف جامعه صرفه‌جويي ايجادكنند مثل لامپ‌هاي كم‌مصرف.

- اجراي آيين نامه‌ها و مقررات مهندسي كه به بهينه سازي ساختمان‌ها در مصرف انرژي كمك مي‌كند.

- نظارت دقيق بر توليد كالاهاي اساسي مثل نان، گوشت، برنج، روغن، شكر، سيفي جات، ميوه جات با كمترين ضايعات و استفاده از روش‌هاي مكانيزه در توليد اين محصولات به منظور افزايش توليد با حداقل هزينه ممكن و كيفيت مطلوب.

-‌ استفاده بيشتر و بهتر از مواد قابل بازيافت در توليد محصولات جديد و كاهش آلودگي‌هاي محيطي.

- اعمال ممنوعيت‌هاي قانوني و بودجه‌اي براي سفرهاي غيرضروري و همايش‌ها و اجلاس‌هاي ناكارآمد دستگاه‌هاي دولتي.

- نظارت بر ميزان انرژي مصرفي از سوي اصناف، بازار و مشاغل آزاد و اعمال برخوردهاي قانوني با مسرفين (بويژه در مورد آب وبرق .)

- دقت در خاموشي چراغ‌هاي معابر عمومي، بزرگراه‌ها و خيابا‌ن‌ها پس از روشنايي هوا و چراغاني‌هاي پيوسته كوچه‌ها و محلّه‌ها در جشن‌ها و مناسبت‌ها.

اميرهوشنگ آذردشتي
كارشناس ارشد مديريت
جام جم


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:49 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 « قَالَ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ(ع): «عَلَیْکَ بِالِاقْتِصَادِ وَ اِیَّاکَ وَ الْاِسْرَافَ فَاِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الشَّیْطَنَةِ؛بر تو باد به میانه روی و پرهیز کن از اسراف زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»(1)

یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی در فرهنگ دینی موضوع «اسراف» و «تبذیر» و ریخت و پاش‏ها و ولخرجی‏های بی‏حد و حساب است.

لغت‏شناسان در تعریف و ترسیم اسراف گفته‏اند:

«تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر و یقال تارة اعتبارا بالقدر و تاره بالکیفیة؛خارج شدن انسان از حد و مرز در هر کاری که انجام می‏دهد را اسراف گویند گر چه این معنی در انفاق مشهورتر است و اسراف هم گاهی در اندازه و مقدار (یک چیز است) و گاهی در کیفیت و چگونگی آن.»(2)

واژه «اسراف» و «تبذیر» در برابر واژه «اقتصاد» و «اعتدال» قرار دارند و با اندک تفاوتی یک مفهوم و پیام را می‏رسانند.

با در نظر گرفتن ریشه این دو لغت (اسراف و تبذیر) چنین به نظر می‏رسد که وقتی این دو در مقابل هم قرار می‏گیرند اسراف به معنی خارج شدن از حد اعتدال، بی آن که چیزی را ظاهرا ضایع کرده باشد، مثل این‏که، ما لباس گرانقیمتی بپوشیم که بهایش صد برابر لباس مورد نیاز ما باشد یا غذای خود را آنچنان گرانقیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان عده زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در این جا از حد گذرانده‏ایم ولی ظاهرا چیزی نابود نشده است اما:

«تبذیر» و ریخت و پاش، آن است که چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بینجامد مثل این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آنگونه که بعضی از جاهلان چنین می‏کنند و به آن افتخار می‏نمایند و باقی مانده را در زباله‏دان می‏ریزند و اتلاف می‏کنند.»(3)

البته گاهی هم می‏شود که در کاربردها، این دو واژه در یک معنی به کار می‏رود و به اصطلاح عطف تفسیری می‏شوند، امام علی(ع) در نهج البلاغه می‏فرماید:

«اَلَا وَ اِنَّ اِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ اِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ وَ یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ

یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است. ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.»(4)

از حدیث آغاز نوشتار و این حدیث شریف معلوم شد که:

1ـ میانه‏روی و اقتصاد و اعتدال یک فضیلت انسانی و رفتار سالم اجتماعی است.

2ـ اسراف و تبذیر خارج شدن از حد و مرز فضیلت است و به عنوان رذیلت شناخته می‏شود.

3ـ اهمیت پرهیز از اسراف به اندازه‏ای است که امام معصوم(ع) با به کارگیری واژه «ایاک» و نیز کلمه «الا» هشدار می‏دهد و مردم را به آگاهی و بیداری فرا می‏خواند.

از آیات و روایات کاملاً این معنا به دست می‏آید که افراط و تفریط و خروج از خط اعتدال در هر کاری مذموم و ناپسند است. زیست شایسته در سایه معتدلانه حرکت کردن و مقتصد بودن امکان‏پذیر است. بی‏تردید نعمت‏ها و مواهب موجود در کره زمین از سوی خدای رب العالمین به گونه‏ای تنظیم و تقدیر شده است که برای ساکنان زمین کافی است و همه می‏توانند در سایه بهره‏گیری درست از آن مواهب استفاده بهینه ببرند، لیکن خرج‏های بیهوده و مصرف کردن‏های بی‏اندازه این نعمت را هدر می‏دهد و چه بسا اسراف و تبذیر در گوشه‏ای از جهان و منطقه‏ای از زمین دلیل محرومیت انسان‏های دیگری در منطقه‏ای از جهان گردد. و نیز بدمصرف‏کردن و بی‏رویه بهره‏برداری کردن از منابع طبیعی و نعمت‏های خدادادی نسل‏های آینده را دچار محرومیت و تهدید قرار می‏دهد.

به همین جهت قرآن کریم با عبارت‏های گوناگون، مسلمانان را از این بلای خانمانسوز و جهانسوز پرهیز داده و فرموده است:

«کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و (از نعمت‏های الهی) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‏دارد.»(5)

قرآن مسرفان را چهره‏های منفور پیش خداوند معرفی کرده زیرا آنان با این رفتار غیرانسانی و غیراسلامی از حد و حدودی که خداوند تعیین کرده و انبیای او اعلام کردند پا را فراتر نهاده و رهنمودهای حکیمانه و واقع‏بینانه را نادیده گرفته‏اند.

روشن است آن که قانون شکنی می‏کند و حرکت قوانین انسان ساز و جامعه ساز را رعایت نمی‏کند پیش قانونگذار عالم و عادل چهره ناپسند و مبغوضی خواهد داشت.

باز در قرآن مجید می‏خوانیم:

«اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِین؛فرعون، برتری‏جویی در زمین داشت و از اسرافکاران بود.»(6)

اسراف‏کاری را روش فرعون می‏شمارد و اسراف را یک برنامه فرعونی قلمداد می‏کند.

و در جای دیگر اسراف کاران و مبذّران را برادران شیطان می‏نامد:

«وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیرا؛ اِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُورا؛ و حق نزدیکان را بپرداز (و همچنین حق) مستمند وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطنند. و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود.»(7)

گر چه اسراف به معنای گسترده هرگونه تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می‏دهد اما بیشتر در مورد هزینه‏ها و خرج‏های مالی گفته می‏شود و حتی انفاق و کارهای خوب را نیز شامل می‏شود. قرآن در سوره فرقان اسراف را در برابر سخت‏گیری و بخل و فشرده‏دستی قرار داده و می‏فرماید:

«وَ الَّذِینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما؛(بندگان شایسته خداوند) کسانی هستند که به هنگام انفاق نه اسراف می‏کنند و نه سخت‏گیری و بخل می‏ورزند بلکه میان این دو حد اعتدال و میانه را می‏گیرند.»(8)

مصادیق اسراف
معمولاً هر کسی واژه «اسراف» را می‏شنود، موضوع ولخرجی، زیاده‏روی و تجاوز از حد و شأن اجتماعی به ذهن او می‏رسد، لیکن در لابه‏لای کلمات نورانی پیشوایان معصوم(ع) اشارات لطیفی به مصداق‏ها و موارد اسراف شده است که اشاره به آن در این بخش از نوشتار، خالی از فایده نیست و می‏تواند هشداری اجتماعی برای کسانی باشد که از این گونه اسراف‏ها غافلند یا این‏گونه امور را در ردیف معانی و مصادیق اسراف به شمار نمی‏آورند.

دورافکندن هسته خرما و...
بشر بن مروان گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، آن حضرت دستور داد مقداری خرما آوردند یکی از افراد پس از خوردن خرما هسته‏های آن را دور می‏انداخت، حضرت دستش را گرفت و فرمود:

«لَا تَفْعَلْ اِنَّ هَذَا مِنَ التَّبْذِیرِ وَ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ؛ این کار را نکن، این حیف و میل است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.»(9)

شاید آن روز این معنا در اندیشه افراد درست جا نمی‏افتاد. اما امروز بشر با پیشرفت علوم و زیادی جمعیت جهان، سخت به این موضوع توجه کرده تا آنجا که می‏کوشد از همه چیز استفاده بهینه کند و با بازیافت از زباله بهترین کود و از تفاله‏ها بهترین وسیله مورد نیاز و حتی از فاضلاب‏ها به وسیله تصفیه، آب قابل استفاده را برای کشاورزی به دست آورد.

یقینا از چیزهایی مانند هسته خرما با دستگاه‏ها و امکانات مدرن امروز می‏توان غذا برای دام‏ها و مرغ‏ها تهیه کرد که مواد غذایی آن به مراتب از علوفه‏ها و دانه‏های دیگر بیشتر و بهتر است.

آن روزی که امام صادق(ع) نسبت به دور ریختن هسته خرما هشدار داد ابزار و وسیله تبدیل آن به این‏گونه استفاده‏ها نبود اما امام(ع) با آگاهی همه‏جانبه از مسائل اجتماعی و انسانی و حتی طبیعی و تجربی این گونه رهنمود را با هشدار به هم آمیخته است.

در همین راستا امام(ع) از دور ریختن آب باقی مانده در ته ظرف نیز نهی کرده و آن را از مصادیق اسراف برشمرده و می‏فرماید:

«اَدْنَی الْاِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ؛ کمترین اندازه اسراف دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) و تبدیل لباس بیرون به لباس خانه و دم دستی است.»(10)

در نگاه امام صادق(ع) آن‏که از ظرف آب یا غذا زاید مقداری می‏نوشد و می‏خورد و باقیمانده آن را دور می‏ریزد مسرف است. زیرا با آن باقی مانده آب یا غذا می‏توان تشنه‏ای را سیراب و گرسنه‏ای را سیر کرد یا دست کم درخت و گیاه و گلی را شاداب کرد و حیوانی را از گرسنگی و تشنگی نجات داد.

نگاه ژرف امام(ع) در رابطه با پوشیدن لباس نیز قابل تأمل و دقت است کسی که بین لباس کار و لباس میهمانی فرقی نمی‏گذارد و هر کدام دم دست بود برای کار یا مثلاً نماز و مجالس می‏پوشد این هم به گونه‏ای گرفتار رذیلت اسراف شده است.

از امام کاظم(ع) سؤال شد که آیا داشتن ده پیراهن اسراف است؟ فرمود: «خیر، بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می‏شود که پیراهن‏هایش بیشتر عمر کند. اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی.»(11)

بنابراین بسیاری از چیزهایی که به نظر ما اسراف به شمار نمی‏رود در نگاه پیشوایان دینی از مصادیق اسراف به حساب آمده است.

از جمله موارد اسرافی که در روایات دینی به آن اشاره شده می‏توان موارد ذیل را برشمرد:

هر چه دلت بخواهد خوردن(12)

به بدن ضرر و صدمه وارد کردن(13)

به هنگام وضو آب زیاد مصرف کردن(14)

حلال‏ها را حرام شمردن و خون ریختن(15)

بیش از شأن و موقعیت اجتماعی مصرف کردن (در پوشیدن و خوردن و خریدن)(16)

و به کارهای باطل نازیدن و به کار خیر بی‏رغبتی نشان دادن(17)

عیب ملی
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای در خطبه‏های عید فطر سال 86 ضمن شمارش درس‏های ماه رمضان یکی از درس‏ها را «سخت گرفتن بر خود و انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره کردند و فرمودند:

«ما مردم مسرفی هستیم، ما اسراف می‏کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است. این تعجب‏آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می‏خواهد ریخت و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد است.»(18)

در رساله «اجوبة الاستفتائات» سؤال 1469 از ایشان پرسیده شده: «گفته می‏شود که استفاده از نیروی برق برای روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی‏شود آیا این سخن صحیح است؟»

ایشان جواب داده‏اند:

«شکی نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب می‏شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص) است که می‏فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد.»(19)

از مصادیق اسراف که از گرفتاری‏های اجتماعی و آسیب‏ها و آفت‏های خانوادگی جامعه ما به شمار می‏رود و نوعی غرب‏زدگی و چشم و هم‏چشمی هم چاشنی آن شده است، موضوع و پدیده «تجمل‏گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی‏های پرزرق و برق و پرهزینه و خرج‏های اضافی است. به گونه‏ای که آن اندازه گرفتار شده‏ایم که:

جمال زندگی را با تجمل‏گرایی سودا کرده‏ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده‏ایم و بالاخره آنچه باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه پرداخته‏ایم.

این اسراف‏ها و ریخت و پاش‏های جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده‏ها را فرا گرفته و سوگمندانه در رسانه‏ها به نمایش گذاشته می‏شود و فرهنگ رفاه‏زدگی و تجمل‏گرایی را عملاً رواج می‏دهد.

از مقام معظم رهبری در این رابطه پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل‏گرایی که مخصوصا طی ماه‏های اخیر توسط برخی رسانه‏ها دنبال می‏شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم داشته‏اند که:

«اینجانب از این کسانی که می‏کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل‏گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند شدیدا نگران و متأسفم و از این‏که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور شخصی به مصرف‏گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا پناه می‏برم... برای متمکنین، میانه‏روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه‏ای انقلابی و رسمی اسلامی است.»(20)

بار دیگر سخن آغازین این بخش از نوشتار را که از امام حسن عسگری(ع) نقل کردیم مرور کنیم که هم رهنمود دادند و هم هشدار، رهنمودشان این بود که «بر شما باد به میانه‏روی» (و اقتصاد و اعتدال در زندگی) و هشدارشان این بود که: «پرهیز کنید از اسراف، زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»

حسن ختام این فصل از این گفتار و نوشتار را با سخنی از امام پرهیزکاران و امیرمؤمنان علی(ع) زینت می‏بخشیم که به یکی از کارگزارانش نوشت:

«فَدَعِ الْاِسْرَافَ مُقْتَصِدا وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدا وَ اَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ اَ تَرْجُو اَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ اَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ اَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ تَطْمَعُ وَ اَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الْاَرْمَلَةَ اَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ اِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا اَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ وَ السَّلَامُ؛ اسراف را کنار بگذار و میانه‏روی را پیشه کن. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روز نیازت از پیش بفرست. آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو بدهد در حالی که در پیشگاهش از متکبران باشی!؟ و آیا طمع داری که ثواب انفاق‏کنندگان را به تو عنایت کند در صورتی که در زندگی پرنعمت و ناز قرار داری و مستمندان و بیوه‏زنان را از آن منع می‏کنی؟ بدان انسان به آنچه از پیش فرستاده پاداش داده می‏شود و به آنچه قبلاً برای خود ذخیره کرده وارد می‏گردد.»(21) والسلام.

پی‏نوشت‏ها:ـــــــــــــــــــــــ
22. سفینه البحار، هشت جلدی، اسوه، ج 4،ص 132.

23. مفردات راغب، واژه سرف.

24. تفسیر نمونه، ج 12،ص 116و 115.

25. نهج‏البلاغه، خطبه 126.

26. سوره اعراف، آیه 21.

27. سوره یونس، آیه 82.

28. سوره اسراء، آیات 26و 27.

29. سوره فرقان، آیه 67.

30. میزان الحکمه، ری شهری، مترجم، ج 5، ص 2462.

31. همان مدرک

32. همان، ص 2463.

33. همان

34. همان

35. همان

36. همان

37. همان، ص 2460.

38. همان

39. سخنرانی 21/7/86.

40. استفتائات، ص 352.

41. به نقل از عبرت‏های عاشورایی، شماره 94، 13/7/86.

42. نهج‏البلاغه، نامه 21.

حجة‏الاسلام ابوالقاسم یعقوبی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:46 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  فصل دوم از یک کتاب

--------------------------------------------------------------------------------
انواع اسراف.
بخش اوّل تبذير
طرح بحث.
1. اتلاف مال.
تسلّط بر اموال.
اتلاف و اضرار.
2. انفاق بي مورد در امور خيريّه.
3. انفاق بي مورد به ديگران.

--------------------------------------------------------------------------------


انواع اسراف.
در اين قسمت از كتاب به شرح انواع اسراف مي پردازيم و زمينه هاي مختلفي را كه اسراف در آن واقع مي شود، مورد بحث قرارخواهيم داد.
بخش هايي كه در اين قسمت گنجانده شده، از مهمترين بحثهاي اين مجموعه است؛ زيرا در آنها از موارد اسراف و حد و مرز آن در زمينه هاي گوناگون پرده برداشته و حدفاصل بين زياده روي مذموم و مصرف معقول و مشروع تبيين مي شود.
در طىّ اين بحث ها روشن خواهد شد كه اسلام نه تنها با مصرف و بهره وري صحيح از امكانات مادّي مخالف نيست؛ بلكه عالي ترين تشويق ها را به استفاده به جا از مواهب طبيعي نموده است و نعمت هاي الهي را عطيه هايي مي داند كه براي رفاه حال بشر و تمتّع او، آفريده شده و در همين راستا خداوند بندگان خويش را از اسراف و تبذير بر حذر داشته است، تا اين مواهب الهي به جاي تضييع و مصرف بيهوده، درجهت رفع نيازهاي انسان هاي مستمند - كه آنها نيز داراي حق انتفاع و بهره مندي از اين امكانات هستند - به كار گرفته شود.
انواع اسراف عبارتند از:.
1. تبذير؛.
2. اسراف در اموال عمومى؛.
3. تضييع اموال ديگران؛.
4. اسراف در مخارج شخصي و خانوادگى؛.
5. اسراف درانفاق هاي مستحبّ.


بخش اوّل تبذير.


طرح بحث.
در مورد (تبذير) - كه يكي از انواع اسراف است - تحت سه عنوان بحث خواهد شد: ابتدا موضوع اتلاف و نابود كردن مال، مورد بررسي قرار مي گيرد كه معمولاً آنچه ازاسراف در ذهنها مأنوس است، بيشتر همين جنبه از اسراف است. سپس به انفاق هاي بي مورد، در امور به ظاهر خيريّه خواهيم پرداخت و چون چنين انفاقي عرفاً يا شرعاً بي فايده و هرز دادن مال است، در شمار اقسام تبذير آمده است. و در نهايت، به انفاق هاي بي مورد به افراد و انسان هايي كه استحقاق و قابليّت انفاق را ندارند - در صورتي كه اعطاي مال به آنها بهره عاقلانه اي در پي نداشته باشد - خواهيم پرداخت.


1. اتلاف مال.
در بخش (واژه اسراف) گفته شد، يكي از مصاديق و موارد اسراف نابود كردن و از بين بردن مال است و چنانچه مال تلف شده، قابل اعتنا و به صورتي باشد كه در عرف عام تضييع مال به حساب آيد، قطعاً حرام و از معاصي كبيره خواهد بود؛ زيرا اهل لغت اتفاق دارند كه نابود كردن مال و فاسد نمودن آن (تبذير) است و مبذّر به بيان قرآن كريم همگام و برادر شيطان است.(1).
بين شهيد ثاني و صاحب جواهر - رضوان اللّه تعالي عليهما - در مسأله اي اختلاف نظر و فتواست و صاحب جواهر(ره) حرمت تبذير را در آن مسأله، اساس استدلال خود قرار داده و به خوبي نظر شهيد ثانى(ره) را ردّ مي نمايد.
مرحوم شهيد در آن جا كه شخصي داراي گوسفند و سگي بي آزار و مقداري آذوقه است كه آن آذوقه تنها براي يكي از آن دو - سگ و گوسفند - كفايت مي كند، مي فرمايد: بايد غذا را به گوسفند بدهد؛ زيرا حفظ جان گوسفند مهمتر است. ولي صاحب جواهر(ره) در ردّ اين نظريّه مي نويسد:.
اين فتوا قابل قبول نيست؛ بلكه ممكن است گفته شود خوراندن غذا به سگ اولويّت دارد؛ زيرا گوسفند قابل ذبح است؛ ولي سگ چنين قابليّتي ندارد.(2).
ولذا اگر غذا را به گوسفند بدهد موجب تلف شدن سگي است كه ارزش مالي دارد.


تسلّط بر اموال.
ممكن است براي خوانندگان گرامي اين سؤال پيش آيد كه: خداوند به هر كس كه مالي در اختيارش نهاده، اجازه داده است تا هر تصرفي بخواهد در مال خود بنمايد. و نيز ازرسول اكرم ْ روايت شده كه: (إنّ النّاسَ مُسَلّطُونَ علي اَمْوالِهِمْ‏(3)؛ مردم بر هر گونه تصرفي در اموال خويش آزادند.) در اين صورت، آيا منع صاحب مال از تصرف اتلافي و محدود نمودن او منافات با اين اصل مسلّم نخواهد داشت.
پاسخ اين است: ذكر تسلّط در اين حديث شريف بدون هيچ گونه قيدي كه مثلاً در چه مواردي اين سلطه هست، با اين كه نبي اكرم ْ درصدد بيان تمامي اقسام و انواع سلطه هاست، سرمنشأ دلالت روايت بر جميع تصرّفات؛ حتي تصرف اتلافي شده‏(4)؛ در صورتي كه اين حديث قطعاً مقيّد به مواردي است؛ مانند موضوعاتي كه حضرت صادق ژ در روايتي به عنوان تصرفات حرام بيان فرموده؛ مثل ربا، خريد و فروش مردار و خون و گوشت خوك و حيوانات و پرندگان وحشي و همچنين خريد و فروش شراب و عين نجس و هر آلت و وسيله لهو و يا هر تصرّفي كه موجب تقويت كفر و باطل و سستي حق شود(5) كه مسلّماً انسان حق ندارد در اين گونه موارد به تصرف دلخواه در مال خود دست بزند و از موارد استثنا در اين روايت نبوىّ ْ همين تصرفات اتلافي و نيز ساير انواع اسراف است.
كمترين مرتبه اسراف.
در بعضي روايات، سخن از كمترين مرتبه اسراف به ميان آمده و از آن نكوهش شده كه چند مورد آن به عنوان نمونه ذكر مي شود. در حديث معتبري كه پيش از اين هم ذكر آن گذشت حضرت صادق ژ فرمودند:.
ميانه روي را خداوند دوست دارد و اسراف را حتي در دور انداختن هسته خرما كه صلاحيت استفاده را دارد و نيز در دور ريختن زيادي آب نوشيدني دشمن مي دارد.(6).
باز در روايت ديگري همان حضرت مي فرمايند:.
خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در وضو را به منزله دشمني با خداوند ثبت مي نمايد.(7).
همچنين در حديث معتبري (اسحاق بن عمار) مي گويد:.
از امام صادق ژ درباره پايين ترين مرحله اسراف سؤال شد، حضرت فرمودند: استفاده بي رويه از جامه اي كه وسيله حفظ آبروي توست و دور ريختن زيادي ظرف غذا و انداختن هسته خرما به اين طرف و آن طرف.(8).
و نظير اين روايت روايتي است كه قبلاً ذكر آن رفت و در آن، حضرت رضا - عليه آلاف التحية والثناء - به دور انداختن نيمخورده ميوه اي اعتراض فرمودند و از آن نكوهش كردند.(9) به اين مضمون روايات ديگري هم هست كه به كمترين درجه تضييع مال، عنوان اسراف داده است.(10) دقت در اين گونه روايات با توجه به زمان و مكان صدور آنها بيانگر نكته اي مهم در باب اسراف است كه با ذكر مقدمه اي به توضيح آن مي پردازيم و آن، اين است كه:.
در بخش (واژه اسراف) روشن شد كه اسراف و تبذير در لغت، تضييع مال است و حتّي در بعضي روايات نيز به همين معني تعبير و تفسير شده است‏(11) و مال چيزي است كه قابل معاوضه بوده و ارزش مبادله اي داشته باشد و به بيان ديگر (مال) به چيزي گفته مي شود كه مطالبه پول در برابر پرداخت آن، صحيح باشد بر خلاف (ملك) كه شيئي قابل معاوضه و مبادله باشد يا نباشد - مانند دانه اي گندم يا جو - عنوان ملك بر آن صادق است ولذا شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - فرموده است كه مبادله و معامله چنين چيزي صحيح نيست؛ زيرا عنوان مال بر آن صادق نيست، گرچه احكام ملكيّت را داراست و بدين جهت غصب آن، حرام و تصرف در آن بدون اذن مالكش جايز نيست.(12).
پس از اين مقدمه، دو اشكال به ذهن مي آيد:.
1. اين گونه روايات سخن از كمترين مرتبه اي كه اسراف بدان تحقق پيدا مي كند، دارد و در آنها مواردي ذكر مي شود كه نمي توان در عرفِ مبادلات به عنوان (مال) از آن ياد كرد، در اين صورت، دادن عنوان (اسراف) به اين گونه موارد بر چه معياري است.
2. بنابر مفاد اين روايات با القاي خصوصيّت از موارد مذكور در آنها و جريان اسراف در ساير موارد مشابه بايد بگوييم: حتي دور ريختن مثلاً يك هسته خربزه و يا هندوانه و نظاير آن نيز اسراف و از گناهان بزرگ است و موجب سقوط عدالت با پيامدهاي آن مي شود در صورتي كه اين گونه حكم كردن، مخالف سيره قطعي مسلمين و علماي اسلام است.
اين دو اشكال براي مدتي در ذهن نگارنده وجود داشت و با توجه به كثرت اين گونه احاديث و معتبر بودن بعضي از آنها در صدد حلّ آن بودم، تا اين كه به فضل الهي به آن موفق شدم و با اين پاسخ، نكته اي نيز در باب اتلاف هاي جزيي روشن مي شود، كه در ضمن جواب بر خوانندگان محترم معلوم خواهد گشت. و آن، اين است كه اسراف - همان گونه كه بيان شد - اتلاف و تضييع (مال) است؛ ولي صدق مال و عدم آن بر هر چيز تابع شرايط زماني و مكاني آن است. ممكن است يك شي‏ء خاص در زماني و يا در نقطه اى، ارزش مالي داشته باشد - و همان شي‏ء در زمان و يا مكان ديگري داراي آن ارزش نباشد. بر همين اساس، صدق اسراف و عدم اسراف بر اتلاف آن نيز متفاوت است. به عنوان مثال يك ليوان آب، در كنار دجله و فرات و امثال آن از هيچ ارزش مالي برخوردار نيست، در حالي كه همان مقدار در بيابان دور از آب و يا در خشكسالى، داراي ارزش است و همچنين براي هسته خرما در مثل بسياري از سرزمينهاي ايران كمترين ارزشي وجود ندارد، در صورتي كه در كشوري مانند عربستان كه هم مي توان از آن در كشت استفاده كرد و هم در ساختن نوعي آذوقه براي شتران از آن بهره برد، داراي ارزش مالي بوده و جزو مال محسوب مي شود ولذا در رواياتي هم كه در اين خصوص آمده مواردي ذكر شده است كه تمامي آنها با توجه به شرايط زماني و مكاني صدور روايات، از مصاديق (مال) بوده اند و از بين بردن و ضايع نمودن آنها اسراف به حساب مي آمده است. با اين توضيح معلوم شد كه:اوّلاً: روايات با آنچه اهل لغت و تفسير در معناي اسراف گفته اند، منافاتي ندارد و آنچه در آنها آمده، اتلاف مال بوده است.
ثانياً: القاي خصوصيّت از موارد مذكور در روايات، به اين معناست كه معيار - چه در مورد آنچه در آنها آمده و چه در ساير موارد - صدق ماليّت است و اتلاف هر چيز جزيي در صورتي كه عنوان مال داشته باشد؛ يعني از ارزش مبادله اي برخوردار باشد، اسراف و حرام است و در غير اين صورت، عنوان (اسراف) نخواهد داشت.(13).
در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه در ارزشيابي مثل آب، برق، گاز و نان در اين زمان، نبايد به پولي كه دولت از مصرف كننده در مقابل آن وصول مي كند توجه داشت؛ زيرا اين گونه امور خدماتي هستند كه دولت به مردم ارائه مي دهد و آنچه از آنها در قبال آن اخذ مي كند، با هزينه تمام شده براي خود او بسيار فاصله دارد، به عنوان مثال: طبق نظريه كارشناسان وزارت نيرو، روشن كردن يك لامپ صد ولتي در حدود صد دلار براي دولت هزينه در بر دارد و لذا نمي توان گفت: مثلاً يك ليوان آب نسبت به كل آب بها ارزش مالي ندارد و يا روشن بودن يك لامپ در مدّت كم، داراي هزينه اي نيست و همين طور يك قطعه نان نسبت به پولي كه در مقابل يك نان پرداخت مي شود، ماليّت ندارد؛ بلكه بايد در محاسبه اين امور، مجموع مخارجي كه استخراج، توليد و توزيع آن با همه جوانبش بر دوش بيت المال و بودجه شخصي مي گذارد، در نظر گرفت.


اتلاف و اضرار.
نكته قابل توجّه ديگر در مورد آب و برق اين است كه: زياده روي و به هدر دادن آن درزماني مثل زمان ما كه معمولاً محروميت ديگران را در استفاده از آن به همراه دارد، اضافه بر اين كه اسراف است از جهت اضرار به غير نيز حرام خواهد بود و در صورتي كه بدانيم و حتّي احتمال قوي بدهيم كه به هدردادن - حتّي مقدار اندكي از آن - وقتي با زياده روي هاي سايرين جمع شود، باعث محروميت و زيان ديگران خواهد شد، اين عمل گذشته از حرمت موجب ضمان نيز خواهد بود. شيخ انصاري - رضوان اللّه تعالي عليه - مي فرمايد:.
اگر مالكي در مال خود تصرف لغو وبي فايده اي بنمايد، در صورتي كه احتمال قوي بدهد كه اين تصرف موجب ضرر به انساني غير او شود، جايز نيست؛ زيرا در جواز اين عمل، ضرر است بر ديگرى، در حالي كه منع نمودن صاحب مال از تصرف بيهوده باعث ضرر او نمي شود... فقهاي شيعه حكم كرده اند: كسي كه آتشي را بيش از اندازه نيازش بر افروزد و احتمال قوي به سرايت به اموال ديگران بدهد - اگر سرايت كند - ضامن است.(14).
امام خميني - رحمة اللّه عليه - نيز در پاسخ به استفتايي كه از ايشان در اين زمينه شده بود اين گونه فرموده اند: زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.(15).


2. انفاق بي مورد در امور خيريّه.
آن گونه كه مي دانيم، انجام كارهاي عام المنفعه، مانند ساختن مسجد، تكيه و احداث پل، جاده، حمام و نظاير آن از بزرگ ترين مستحبات شرعي و ديني است؛ ولي بايد توجه داشت كه ارائه آنها به گونه اي باشد كه بر طرف كننده نياز جامعه باشد، وگرنه ايجاد بناهاي خيريّه با صرف مبلغ زياد، در صورتي كه مورد احتياج نباشد، نوعي تبذير و اسراف به حساب مي آيد.
شيخ صدوق - عليه الرحمه - از حضرت سجّاد ژ روايت مي كند كه فرمودند:.
همانا شخصي مال خود را در راه خيري مصرف مي كند و از مسرفان به شمار مي آيد.(16).
لذا همواره در احداث اين گونه بناها، بايد به ضرورت و مقدار احتياج مردم به آن چيز توجه كرد و بايد در نظر داشت كه آنچه نزد خداوند ارزش و بها دارد، رفع نيازها و احتياجات مادي و معنوي جامعه، براي رضاي خداست و هر عملي كه بيشتر در اين راستا قرار گرفته باشد، ارزش و اعتبار آن افزون تر است و اين گونه نيست كه تنها ساختن مسجد و يا حسينيه، انسان را به رضاي الهي و ثواب آخرت برساند؛ بلكه بايد گفت صرف پول و امكانات در اين راه، بيش از حدّ لزوم، در صورتي كه موجب تفرقه و اختلاف شود و يا جامعه به خاطر كمبود ساير مراكزي كه بدان محتاجند و دولت توانايي تأمين تمامي آنها را ندارد، دچار زحمت و زيان شوند و يا كثرت بيش از اندازه لازم، زمينه وهن آن را فراهم سازد، اين كار نه تنها رضايت خداوند را به همراه نخواهد داشت؛ بلكه در مواردي از موجبات غضب او نيز خواهد بود.خواهيد گفت: تعمير مساجد و اصلاح آن در آيه كريمه از اختصاصات مؤمنين شمرده شده‏(17) پس چگونه مي توان احداث يك مسجد را موجب خشم و غضب خدا دانست و يا آن را عملي نا به جا تلقّي كرد.
ولي بايد توجه داشت كه:.
اوّلاً: طبق نظريّه بسياري از مفسرين، مقصود از تعمير در آيه شريفه، عبادت در مساجد و رفت وآمد بدان جا براي ذكر خداوند است.
ثانياً: به فرض اين كه تعمير به همان معناي كارهاي ساختماني باشد، واژه تعمير و عمارت غير از احداث بناست؛ بلكه مفهوم آن بنا به فرمايش مرحوم طبرسى(ره) مرمّت و بازسازي خرابيهاست و اين كار در هر حال پسنديده است؛ زيرا مخروبه ماندن مسجد ممكن است توهين به مسجد شمرده شود و يا باعث شود كه حريم آن رعايت نشود ولي احداث بنا - چنانچه ضرورت و لزوم آن در نظر گرفته نشود - معلوم نيست كار نيكي به حساب آيد.
ثالثاً: آيه كريمه، در مقام سلب صلاحيت كفّار از دخالت در امور مساجد و انحصار آن به مؤمنين است؛ يعني اين كه تنها مؤمنين بايد در اين شؤون وارد شوند و كفّار حق تصميم گيري و دخالت ندارند و معناي آيه، اين نيست كه صرفاً ساخت مسجد بدون در نظر گرفتن نيازِ بدان، مطلوب و از صفات اهل ايمان است. اگر چه رواياتي وارد شده و مضمون آنها اين است كه احداث مسجد مطلقاً موجب ثواب است‏(18)؛ ولي اگر در آن احاديث دقت شود، معلوم مي شود كه مضمون آن با مسائل گذشته منافاتي ندارد و اضافه بر آن در بسياري از روايات، رفع ضرورت و نيازهاي جامعه اسلامي از بسياري مستحبات مؤكد و پر ثواب مقدّم و مهم تر به شمار آمده است.(19).


3. انفاق بي مورد به ديگران.
از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.
ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين ژ بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است.(20).
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقي :
1. اسراء (17) آيه 28.
2. به نقل از حسين نورى، اقتصاد اسلامى: ج‏1، ص‏39. اصل عبارت صاحب جواهر اين است: (وفيه منع، بل قد يقال بأولويّة الكلب لإمكان ذبح الشاة بخلاف الكلب) جواهر الكلام، ج‏36، ص‏437.
3. بحارالأنوار، ج‏2، ص‏272، حديث 7.
4. و به اصطلاح، حديث شريف داراي (عموم اطلاقى) است.
5. تحف العقول، ص‏247.
6. وسائل الشيعه، ج‏15، باب 25 از ابواب النفقات، حديث 2.
7. همان، ج‏1، باب 28 از ابواب الوضوء، حديث 4.
8. همان، ج‏3، باب 28 از ابواب احكام الملابس، حديث 4.
9. همان، ج‏16، باب 69 از ابواب آداب المائده، حديث 1.
10. همان، ج‏3، باب 9 و باب 28 از ابواب احكام الملابس، و باب 9.
11. همان، ج‏1، باب 38 از ابواب آداب الحمّام، حديث 7.
12. مكاسب، كتاب (بيع)، ص‏161.
13. البته در اوضاع كنوني كشور ما كه ميزان عرضه در بسياري زمينه ها به مراتب كمتر از تقاضاست همين موارد جزيي نيز ماليت داشته و اتلاف آن اسراف به حساب مي آيد. گفته مي شود ميانگين زباله هاي تهران روزانه هفت هزار تن است، آيا تمامي آنها زباله واقعي است يا بيش از نيمي از آنها مواد جزيي غذايي و مصرفي دور ريخته شده توسط خانواده هاي تهراني است.
14. مكاسب، رساله (قاعده لاضرر)، ص‏375.
15. استفتائات حضرت امام خمينى، ج‏2، ص‏622.
16. وسائل الشيعه، ج‏12، باب 22 از ابواب مقدمات التجارة، حديث 3.
17. آيه شريفه اين است: مِا كِانَ لِلْمُشْرِكينَ اَنْ يَعْمُرُوا مَسِاجِدَ اللّهِ شِاهِدِيْنَ عَلي اَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ... ُ إِنَّما يَعْمُرُ مَسِاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَ أقِامَ الصَّلوةَ وآتي الزَّكوةَ وَلَمْ يَخْشَ إلاّ اللّهَ فَعَسي اُولئِكَ أنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدينَ؛ نيست براي مشركين كه تعمير كنند مساجد خدا را در حالي كه شاهدند به كفر خود... همانا تعمير مي كند مساجد خدا را كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد و نماز به پا مي دارد و زكات مي دهد و نمي ترسد مگر خدا را پس اميد است آن گروه از هدايت شوندگان باشند. (توبه (9) آيات 17 و 18.).
18. ر ك: وسائل الشيعه، ج‏3، باب 8 از ابواب احكام المساجد.
19. ر ك: همان، ج‏11، بابهاي 20، 26 و 28 از ابواب فعل المعروف.
20. همان، ج‏11، باب 5 از ابواب فعل المعروف، حديث 3 و نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خ‏126 و 142.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:44 PM - روز شنبه 8 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >