در مرخصي‌ها خريد بهترين راه براي کاهش استرس است! نظر شما در اين باره چيست؟ بيشتر مردم در سرمايه‌گذاري پول موفق‌اند اما در خرج كردن، آن را بيهوده خرج مي‌كنند. اما چرا اين اتفاق مي‌افتد؟ پول و انرژي ما با هم مساوي‌اند. اما زماني كه ما احساس تنهايي و فشار مي‌كنيم، در دادن اين انرژي، واقعا خود پسند و آدم ناداني مي‌شويم! انرژي به مقدار زيادي وجود دارد! اما نيت هركس در به كار بردن آن مهم است! ما راه خريد كردن را براي خرج پولمان انتخاب كرديم!‏

امروز من براي انجام خريد‌هاي تازه هيجاني ام! مي‌دانيد اين كه از خرج كردن پولتان كه مربوط به كار در ماه جاري‌تان است، هيجاني شويد، خنده دار است! البته ممكن است براي ماه آينده خود نيز چيز‌هايي بخريد اما به نظر من اين كار بيهوده است. چون آن را استفاده نخواهيد كرد و براي شما احساس بدي ايجاد مي‌كند. چون رضايت شما را جلب نكرده است! اما اين احساس در هيجانات شما براي خريد پنهان است.‏

بايد بدانيد كه صرفه‌جويي براي بودجه يك كار خوب است. بنابراين بايد عادت خود را در خريد كردن تغيير دهيد. در اين جا ما 10راه كه در خريدكردن بايد آن را رعايت كنيد، بيان مي‌كنيم.‏

‏1ـ از خودتان بپرسيد: آيا واقعا اين را نياز دارم؟ چرا آن را نياز دارم؟‏

چرا آن چيز را مي‌خريد؟ آيا به چيز‌هايي شبيه به اين نياز داريد؟ چگونه مي‌تواند براي شما مفيد باشد؟ آيا دقايق كمي درباره آن فكر كرده ايد؟ معمولا ما چيز‌هاي بي‌استفاده و بي‌فايده را مي‌خريم و بعد آن را به يك طرف پرتاب مي‌كنيم، يا آن‌ها را در انبار خانه نگه مي‌داريم. آيا واقعاً مطمئنيد كه همه اين چيز‌ها را نياز داريد؟ شايد بهتر است كه اول به اين پرسش‌هاي ساده جواب دهيد.‏

‏2ـ برنامه‌ريزي پيش از خريد ‏

در طول چند روز چيز‌هايي را كه مي‌خواهيد بخريد يادداشت كنيد و از چيز‌هايي كه نمي‌خواهيد عبور كنيد. در هنگام خريد چيز‌هايي كه در اين ليست نيست را نخريد. آنگاه با تعجب خواهيد ديد كه تا چه اندازه هزينه‌هايتان كم مي‌شود.‏ ‏

‏3 ـ بازبيني در خانه ‏

‏چيز‌هايي كه در خانه داريد را بازبيني كنيد. مطمئناً به مواردي بر مي‌خوريد كه در كم كردن هزينه‌ها به شما كمك مي‌كند.

زماني كه چيز‌هاي غير قابل استفاده را مي‌بينيد كه قبلاً خريده‌ايد، خواسته‌هاي خود را كم خواهيد كرد.‏

‏4ـ زماني كه افسرده و گرسنه‌ايد خريد نكنيد ‏

زماني كه گرسنه‌ايد، مي‌خواهيد تمامي غذا‌هاي موجود در مغازه را بخريد درست مثل زماني كه استرس داريد. شما مي‌خواهيد هر چيزي را بخريد تا احساساتان بهتر شود. زماني كه افسرده‌ايد، به خريد نرويد. اين يك الزام است چون ممكن است بعضي چيز‌هاي بي‌فايده و بيهوه بخريد و مقدار زيادي پول خرج كنيد. من معمولا زماني كه افسرده ام، به خريد نمي‌روم و در خانه مي‌مانم تا حالم بهتر شود.‏

‏5 ـ صورت حساب‌هاي خود را جمع كنيد‏

بعضي اوقات شما پول زيادي براي چيز‌هاي بي‌فايده خرج مي‌كنيد. اما اگر صورت‌حساب‌ها و چك‌هاي خود را در نظر بگيريد، مي‌تواند انگيزه خوبي براي توقف ولخرجي شما شود.‏

‏6- استفاده از دستگاه‌ها ‏

‏ اگر نمي‌توانيد در يك فروشگاه بزرگ جلو ولخرجي خود را بگيريد، بهتر است براي خريد از كارت‌هاي اعتباري استفاده كنيد كه در نتيجه آن كاهش مخارج خود را خواهيد ديد.‏

‏7- حساب داري در كار‌ها ‏

بودجه ماهانه خود را يادداشت كنيد. هزينه‌ها و سود‌هاي خود را يادداشت كنيد.

يك گزارش ساليانه درست كنيد. بسياري از مخارجي را كه انجام مي‌دهيد مي‌توانيد سرمايه گذاري كنيد. اگر ماهانه به جاي آن كه 200 دلار خرج كنيد آن را جمع كنيد در سال براي شما 2400دلار مي‌ماند كه آن را سرمايه گذاري مي‌كنيد و سود خوبي به دست مي‌آوريد.‏

‏8 ـ كسب و كار شروع كنيد‏

‏ در اثر سرمايه گذاري پولتان مي‌توانيد بعضي خرج‌هايتان را جبران كند. اگر شما 000/10 دلار داشته باشيد، با آن چه كاري انجام خواهيد داد؟ البته كه سرمايه‌گذاري مي‌كنيد! چرا همه آن را خرج و 10دلار آن را پس‌انداز كنيد؟ سرمايه‌گذاري را ياد بگيريد! چون در اثر آن هر وقت كه پول اضافي خرج مي‌كنيد، سود آن پول از دست رفته را جبران مي‌كند.

‏9ـ پيدا كردن راهي براي كمك به استرس‏

متوجه شديد كه خريد بهترين راه براي رهايي از فشار و استرس نيست. شما راه‌هاي ديگري نيز مثل شروع كردن يوگا، عبادت، تفريح يا استراحت داريد. راه‌هاي بسيار بهتري نسبت به خرج كردن پول وجود دارد.‏

‏10ـ اتفاقات جالب! ‏

بهترين راه براي كاهش فشار و استرس انجام دادن كار‌هاي مشترك با ديگران است. اگر پول‌هاي اضافي داريد، مي‌توانيد بخشي از آن را براي نيكوكاري ببخشيد. مي‌توانيد براي دوستان يا عشقتان هديه بخريد. به عقيده من اين كار احساس شما را بهتر خواهد كرد.‏

تهيه و ترجمه: گروه سبک زندگي سيمرغ

برگرفته از روزنامه اطلاعات


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:53 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 امروزه مصرف روزافزون كاغذ در كشور ايران و در پي آن، ايجاد فشار بيش از حد بر جنگل‌ها و محيط زيست در سطح جهان، خود دليلي بر ايجاد بار مالي بر دولت‌ها گرديده است كه توجه و اهتمام به صرفه‌جويي و اصلاح الگوي توليد و مصرف در اين بخش براي تعديل روند استفاده‌هاي افراط‌آميز و بر خلاف اهداف توسعه پايدار، ضروري مي‌باشد. از جمله پيامدهاي منفي كه در صورت عدم توجه و تغييرات اساسي در اين حيطه به وجود خواهد آمد، با توجه به مصرف 600 هزار تني كاغذ در كشور ايران كه 90 درصد آن از طريق واردات و با صرف هزينه‌اي معادل يك ميليون و دويست هزار ريال (1200000) براي هر تن صورت مي‌پذيرد، مي‌توان به تخريب بيش از حد جنگل‌ها- با مصرف 3 تا 6 متر مكعب از تنه درختان، به ازاء هر تن توليد خمير كاغذ- و آثار سوء و مخرب ديگر اين جنگل تراشي‌ها اشاره نمود. بنابراين، ايجاد زير ساخت‌هاي مفيد و ارائه راهكارهاي مفيدتر، براي مقابله با اين روند مصرف افراط‌آميز در برنامه‌ريزي‌هاي كلان پيش رو در افق‌هاي آينده را به امري غير قابل انكار مبدل ساخته است.

در صورت عدم توجه به زير ساخت‌ها و ادامه روند كنوني توليد و مصرف سالانه كاغذ در كشور ايران، ضربه بسيار مهلكي بر محيط زيست، اقتصاد و رفاه اجتماعي وارد مي‌شود. از اين رو، مدنظر قرار دادن تغيير در الگوي توليد و مصرف و ديگر برنامه‌هاي زير بنايي در اين بخش مي‌تواند كشور ايران را در توليد كاغذ به خودكفايي برساند و حتي به صادرات اين محصول بر خلاف روند كنوني نيز كمك كند.

وضعيت جنگل‌ها و خطر تخريب آنها در جهان
در جهان حدود 866/3 ميليارد هكتار جنگل وجود دارد كه از اين مقدار 95 درصد، جنگل‌هاي طبيعي و 5% ديگر از اين جنگل‌ها به صورت دست كاشت مي‌باشند، طبق آمار به دست آمده در سال 1996، بر مبناي جمعيت جهان براي هر نفر تنها 7% درصد هكتار پوشش جنگل برآورد شده است كه با رشد جمعيت و افزايش جنگل تراشي، اين نرخ به 46% كاهش يافته است كه طبق اين تخمين احتمال كاهش 34 درصدي تا سال 2025 پيش بيني مي‌شود. يعني تقريباً در هر سال تخريب در جنگل‌هاي طبيعي 4/9 ميليون هكتار خواهد بود و جالب اين كه اين مقدار در سال از لحاظ وسعت دو برابر كشور سويس مي‌باشد. اما اين تخريب در كشور ايران سرانه هر فرد 2% هكتار سطح پوشش جنگل مي‌باشد، معادل 142 هزار هكتار برآورده شده است. از جمله ديگر پيامدهاي اين جنگل تراشي‌هاي بي‌رويه مي‌توان به تغييرات اقليمي، تغيير در الگوي بارندگي، تغيير درجه حرارت، فرسايش خاك، كاهش ظرفيت جذب خاك، تاثير بر  چرخه كربن و اكسيژن و وقوع سيلاب‌هاي خطرناك، خشك‌سالي، افزايش سرعت باد، مهاجرت و فقر و ... را در سطح جهان اشاره نمود.
وضعيت كاغذ در ايران
پس از اين كه چيني‌ها- توسط شخصي بنام تاسي لون- در سال 1390 كاغذ را اختراع كردند و نظر به اين كه در سال 610 ميلادي كاغذ وارد ايران شده، و صنعت آن نيز در قرن هفتم هجري در ايران وجود داشته و نيز در سال 1344 اولين كارخانه توليد كاغذ در هفت تپه خوزستان افتتاح شده است، اما امروزه كشور ايران در اين زمينه هنوز مصرف كننده‌اي بيش نيست. اين در حالي است كه طبق گزارش سازمان خوار و بار و كشاورزي جهان (FAO) ايران سالانه 600 هزار تن مصرف كاغذ دارد كه حدود 91 درصد آن، يعني 500 هزار تن در سال از طريق واردات تامين مي‌شود كه طبق پيش‌بيني و با اين روند مصرف كنوني، كشور ايران تا سال 1390 به مصرفي عادل يك ميليون تن در سال خواهد رسيد كه يك انفجار نفي در مصرف تلقي مي‌شود.
هزينه هر تن خمير كاغذ از تنه درختان معادل يك ميليون و دويست هزار ريال (1200000) مي‌باشد و اين هزينه در قبال هر تن باگاس- حاصل تفاله نيشكر- (به عنوان جايگزين مناسب به جاي چوب) 140000 ريال مي‌باشد- كه از لحاظ هزينه هم هر تن باگاس هزينه‌اي معادل چوب باشد. جايگزين‌هاي ديگري وجود دارد، اما در اين بحث به باگاس به عنوان نمونه بسنده گرديده است.
خطر عمده اين است كه توليد هر تن خمير كاغذ معادل استفاده از 3 تا 6 متر مكعب چوب جنگلي، يا به عبارت ديگر قطع 12 تا 18 درخت براي اين ميزان توليد مي‌باشد و اين تخريب جنگل‌ها و بي توجهي به اين امر، به گونه‌اي است كه مصرف كاغذ مقوا و كارتن توسط هر ايراني 240 كيلوگرم مي‌باشد كه شهر تهران هم اكنون به تنهايي روزانه 450 تن كاغذ را به عنوان زباله دور مي‌ريزند كه نياز به تفكيك از مبدا و ايجاد كارخانه‌هاي بازيافت كاغذ و آموزش در اين زمينه را بايد به صورت جدي مد نظر قرار داد.

نتيجه
در ايران صنعت تبديل تفاله نيشكر (باگاس حاصل از آن) به عنوان عامل مكمل براي جلوگيري از استفاده افراط‌آميز، به جاي چوب در نتيجه قطع بي‌رويه اشجار وجود ندارد، كه اين امر سبب مي‌شود بجاي 6/1 تن باگاس، بايد حدود 1270000 متر مكعب چوب مصرف گردد كه اين مقدار معادل تخريب سالانه 457 هزار هكتار جنگل در جهان و 142 هزار هكتار در كشور ايران مي‌باشد.
در كشور ايران سالانه 9% درآمد ناخالص ملي، يعني 80 هزار ميليارد ريال در اثر خسارات زيست محيطي از دست مي‌رود كه در بخش مورد نظر سالانه 22 هزار و 600 ميليارد ريال خسارت به بار مي‌آورد.
در نتيجه امروزه نظر به بحث اقتصادي و هزينه‌اي هر تن خمير كاغذ از تنه درختان و آثار سوء اقتصادي و زيست محيطي آن ايجاد زمينه براي توليد باگاس را ضروري ساخته است. لازم به ذكر مي‌باشد كه هر تن باگاس قابل تبديل به 5/4 تن خمير  كاغذ سفيد مي‌باشد و از هر 5/1 تن باگاس خشك نيز مي‌توان يك متر مكعب تخته خرده چوب توليد نمود.
با در نظر گرفتن اين تفاوت‌ها، مي‌بايست با زير كشت بردن تمام ظرفيت توليدي نيشكر در كشور- كه امروزه با وجود 800 هزار هكتار زمين مستعد براي توليد باگاس، تنها 280 هزار هكتار در استان خوزستان زير كشت اين محصول رفته است- بايد به خودكفايي و حتي صادرات اين محصول (كاغذ) در آينده نزديك با ايجاد زمينه هاي مورد نياز و كارخانه‌هاي مبدل باگاس به خمير چوب انديشيد، اما علاوه بر جنبه توليد، بايد روند مصرف اين محصول در كشور نيز دچار تغييراتي جدي گردد كه در اين حيطه و در پي گسترش روزافزون فناوري اطلاعات، بايد به فكر تغييرات جدي در نحوه آموزش در مدارس و نحوه مكاتبات در نهادهاي دولتي- با توجه به سادگي اعمال قانون و سرعت اجراي قانون و ضابطه‌مند بودن اين مراكز- بود و در  ساير بخش‌هاي مصرف كننده به جاي روش‌هاي سنتي مي‌توان با بكارگيري فناوري اطلاعات و آموزش به صورت رايانه‌اي در مدارس صورت پذيرد و نيز گسترش و سرعت بخشيدن به استفاده از سيستم‌هاي الكترونيكي در مكاتبات بين اداري كه هم اكنون در حال اجراست و حتي به اشتراك گذاشتن گسترده استفاده از روزنامه براي مشتركين از طريق ارسال به ايميل‌هاي شخصي به جاي استفاده از روزنامه براي مشتركين از طريق ارسال به ايميل‌هاي شخصي به جاي استفاده از كاغذ و ... را مي‌توان به عنوان اصلاحاتي مفيد و اساسي در الگوهاي مصرفي و تغيير در روش‌هاي استفاده سنتي گام‌هاي به مراتب موثر و تعديل‌كننده‌تر در امر مصرف برداشت و با آگاهي و برنامه‌ريزي صحيح، كشور را به سمت توسعه پايدار در تمام ابعاد سوق داد و در افق‌هاي پيش رو با آموزش ايجاد زير ساخت‌هاي مناسب از هدر رفت سرمايه‌هاي ملي تا حد قابل توجهي ممانعت به عمل آورد، و به صادرات كاغذ نيز در آينده‌هاي نه چندان دور انديشيد.
پيشنهادات
در مبناي آمار و نتايج مذكور، اصلاح و تغيير در زير ساخت‌هاي مورد استفاده به شرح ذيل براي فائق آمدن بر روند كنوني توليد و مصرف كاغذ در كشور ايران- تا حد امكان- پيشنهاد مي‌گردد:
1.    زير كشت بردن اراضي مستعد براي توليد نيشكر(باگاس)
2.    ايجاد صنعت ورد نياز براي تبديل باگاس به كاغذ
3.    جايگزيني باگاس به جاي چوب براي توليد كاغذ
4.    توجه ب بخش بازيافت كاغذ، با ايجاد كارخانه‌هايي با حمايت دولت در اين زينه
5.    تفكيك از مبدا، بخصوص در نهادهاي دولتي (بخش‌هاي با مصرف مشخص و ثابت)
6.    استفاده از مكاتبات الكترونيكي در ادارات
7.    استفاده از بردهاي الكترونيك تبليغاتي در سطح شهرها (تحت نظر ارگان‌هاي مشخص)، بخصوص براي تبليغات ادارات و انتخابات مختلف در كشور
8.    آموزش و فرهنگ‌سازي
9.    ارسال روزنامه براي افراد و مراكز متقاضي به طريق الكترونيك
10.    گسترش بيشتر و تسهيل استفاده از فناوري الكترونيك براي عموم
11.     بالا بردن قدرت خريد رايانه براي استفاده تمام اقشار جامعه
12.     فراهم آوردن زمينه براي ورود بخش خصوصي، براي سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مختلف براي ارائه خدمات بهتر  ارزان‌تر به جهت وجود رقابت در اين بخش

منابع و ماخذ
1.سعيد،ارسطو(1374)و مباني اقتصادي- علمي اداره جنگل- ناشر، دانشگاه تهران
2.مجنونيان، هنريك(1387).راهبردها و معاهدات جهاني حفاظت از طبيعت و نابع زنده. ناشر سازمان حفاظت محيط زيست
3.شهرياري، قربان(1388). خسارات سالانه به محيط زيست، روزنامه جام جم شماره 2587، ص13.

علي سالاروند،كارمند اداره حفاظت محيط زيست شهرستان ازنا، لرستان
سعدي سالاروند، رئيس شبكه بهداشت و درمان شهرستان درود،لرستان


برگرفته‌از: اطلاعات علمي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:52 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

با نگاهي اجمالي به برنامه‌هاي سوم و چهارم توسعه كشور در بخش انرژي، مي‌توان دريافت كه براي تحقق اهداف پايدار در اين بخش، اهدافي اين چنين مورد تاكيد است:

1.حفاظت از منابع و ذخاير سوخت‌هاي فسيلي به عنوان ميراث نسل‌هاي آينده؛
2.برقراري نظام توليد و عرضه و مصرف سازگار با محيط زيست؛
3.توليد و عرضه مطمئن انرژي براي تمامي مصرف كنندگان؛
4.افزايش بهره‌وري انرژي.
اهداف فوق به نوعي با بهينه‌سازي توليد و مصرف انرژي گره خورده است. بهينه‌سازي در حوزه‌هاي گوناگون انرژي، راهبردي است. بهينه‌سازي در حوزه‌هاي گوناگون انرژي، راهبردي است كه قريب به اتفاق منتقدان، آن را در مورد توجه قرار داده و بر عملياتي شدن آن تاكيد مي‌ورزند.
مصرف سوخت‌هاي فسيلي براي توليد انرژي به شيوه رايج در كشور ما، از غير قابل قبول‌ترين، ناكارآمدترين و ناپايدارترين روش‌هاي توليد و مصرف است كه با اهداف مندرج در اسناد برنامه‌هاي توسعه منافات دارد. از ديگر سو، افزايش مصرف انرژي به دليل افزايش جمعيت و افزايش سرانه مصرف، سياست‌گذاران را ناگريز ساخته است تا بهينه سازي توليد و مصرف انرژي را به عنوان يك راهبرد اصلي در نظر بگيرند و به آن بينديشند.
منظور از استفاده بهينه از انرژي، البته بهبود بهره‌وري نيز هست و اگر اين مفهوم را پذيرا باشيم، ناگريز بايد حلقه‌هاي توليد تا مصرف نهايي مورد توجه قرار گيرد. به عبارت ديگر، عرضه و تقاضاي انرژي به عنوان دو جزء تفكيك‌ناپذير اين فرايند، بايد به طور همزمان بهبود يابند تا بهره‌وري محقق شود.
آنگاه كه سياست‌گذاران از استفاده بهينه انرژي سخن مي‌گويند، نگاه‌شان عمدتاً متوجه مصرف كنندة نهايي است و اين طور القا مي‌كنند كه اگر رفتار مصرف‌كننده نهايي اصلاح شود، راهبرد بهينه‌سازي محقق شده است؛ اما اين نگاه نوعي فرافكني است، چرا كه توليد و مصرف انرژي را شامل چهار مرحلة توليد و انتقال، توزيع و مصرف است و اگر اين فرايند چهار مرحله‌اي را به دو بخش عرضه و تقاضا تقسيم كنيم، بخش عرضه شامل سه مرحله توليد، انتقال و توزيع است و اين سه مرحله، متمركز است در دست دولتمردان و مصرف كنندگان نهايي انرژي كه هيچ نقشي در مديريت آن ندارند. اين در حالي است كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد عمده ناكارآمدي توليد و تلفات، البته در اين مرحله اتفاق مي‌افتد؛ چه تلفات انرژي تنها در مرحله انتقال به 22 درصد توليد نيروگاه‌هاي كشور مي‌رسد.
منتقدان، همچنين فرايند توليد را نيز ناكارآمد مي‌دانند و معتقد هستند كه هزينه تمام شده توليد انرژي در كشور بيش از ميانگين جهاني است و اين هزينه ناكارآمدي توليد، به مصرف كننده نيز منتقل مي‌شود.
اما در بعد تقاضا كه مصرف كنندگان نهايي را در بر مي‌گيرد، آيا مسئوليت بهينه‌سازي بر دوش مصرف‌كنندگان است؟ اين سوال شايد بي ربط به نظر برسد، اما اگر به منابع مصرف انرژي به وسيله مصرف كنندگان نهايي به خوبي نگريسته شود، باز هم درخواهيم يافت كه سهم عمده بهينه‌سازي در بعد مصرف نيز بر دوش دولت‌مردان و سياست‌گذاران است.
ذكر صرفاً يك مثال مي‌تواند اين نكته را روشن سازد؛ ميزان مصرف انرژي به وسيله مردم يا مصرف‌كنندگان نهايي، تابع استفاده از محصولات صنعتي است كه در بازار كشور توليد و عرضه مي‌شود و خانوارها بيشترين مقدار انرژي را با به كارگيري لوازم خانگي مصرف مي‌كنند. سهم انرژي مصرفي به وسيله لوازم خانگي 3 هزار مگاوات در سال است، رقمي معادل 8 درصد انرژي مصرفي در كشور و مصرف كنندگان كالاهاي خانگي در بازار ايران، خريدار محصولات توليدي داخل يا وارداتي هستند كه عمدتاً فاقد برچسب انرژي است.اما آنچه سبب شده است تا مصرف كننده به سوي استفاده از چنين محصولاتي گرايش پيدا كند، سياست‌هاي دولت براي حمايت از توليد داخلي (به هر قيمت) يا وادرات از كشورهاي خاص است. واضح است كه مصرف‌كننده از حق انتخاب كافي برخوردار نيست و مادامي كه سياست‌هاي حمايتي وجود دارد، نمي‌توان به مشاركت مصرف گنندگان براي تحقق اهداف مهمي همچون حفاظت از محيط زيست و بهره‌وري توليد و مصرف انرژي خوش بين بود.
امروزه استفاده بهينه از انرژي، نيازمند تحقق چنين پيش شرط‌هايي است:
1.بهبود مديريت در بخش عرضه انرژي شامل مراحل توليد، انتقال و توزيع؛
2.به‌سازي و بازسازي شبكه‌ها و خطوط انتقال به عنوان يكي از مهمترين مراحل تلفات انرژي؛
3.بازبيني سياست‌هاي حمايت از توليد لوازم صنعتي و خانگي با هدف سازگار سازي توليد با محيط زيست؛
4.برقراري نظام رقابتي عرضه و تقاضاي انرژي و محصوات انرژي‌بر.
تحقق اين موارد، البته پس از گذشت يكصدسال از نهضت ملي شدن صنعت نفت و در آغازين روزهاي دومين سده نفت ايران، آغاز جنبشي ديگر و دعوت از جامعه براي ايفاي نقش در نهضت نويني است به نام «استفاده بهينه از انرژي».
به اميد آن روز!

دكتر داريوش كريمي


برگرفته از:ماهنامه تازه‌هاي انرژي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:51 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 مصرف انرژي در ساختمان‌ها سهم عمده‌اي از کل مصرف انرژي جهان را به خود اختصاص مي‌دهد که بيشترين سهم در اين بخش نيز مربوط به تأمين شرايط آسايش حرارتي داخل ساختمان است. از آنجا که ساختمان‌ها براي استفاده در طولاني مدت ساخته مي‌شوند، به همين دليل هرگونه تلاش در جهت افزايش کارايي استفاده از انرژي در ساختمان باعث صرفه‌جويي در مصرف انرژي و بازگشت سرمايه خواهد شد. بهبود کارايي مصرف انرژي در ساختمان‌ها در مرحله طراحي  و ساخت امري نسبتاً ساده است، اما بعد از ساخت مسأله‌اي دشوار خواهد بود. به اين دليل تدوين و اجراي ضوابط و الزامات استفاده انرژي (مقررات و کدهاي ساختماني) براي ساختمان‌هاي جديد اهميت بسياري دارد. اين مسأله به ويژه براي کشورهاي در حال توسعه‌اي مانند ايران که نرخ ساخت و ساز نسبتاًبالايي دارند اهميت دو چندان پيدا مي‌کند. تدوين و ارائه هر گونه راهکار جهت افزايش کارايي مصرف انرژي در ساختمان مستلزم «تحليل مصرف انرژي در ساختمان» است. در اين راستا پاي سخنراني يکي از اساتيد کاردان و برجسته اين حوزه مهندس فرزاد ويسي مي‌نشينيم. ايشان در آغاز به رشد سريع مصرف جهاني انرژي و همچنين مشکلات ناشي از آن پرداخت پرداخت و گفت: رشد سريع مصرف جهاني انرژي سبب پيدايش اثرات زيست محيطي همچون تخريب لايه ازن، گرمايش زمين و تغييرات آب و هوايي گشته است به طوري که طي سال‌هاي 2006- 1986 مصرف انرژي در جهان 49 درصد و نشر دي‌اکسيد کربن 45 درصد رشد داشته و طيق پيش‌بيني‌ها اين روند همچنان ادامه خواهد داشت.
وي در خصوص رشد مصرف انرژي در ايران گفت: ايران با داشتن رشد 75 درصدي در مصرف انرژي تفاوت قابل ملاحظه‌اي با ديگر کشورها دارد به گونه‌اي که اين مقدار تقريباً 3 برابر رشد جهاني مصرف انرژي است. مصرف انرژي در خاورميانه و کشورهاي جنوب شرق آسيا نيز رشد قابل توجهي داشته به طوري که ميانگين آن در ميان کشورها به خصوص ژاپن با رشدي حدود 2/2 درصد همراه بوده است و تمامي اين نکات بيانگر ارتباط ميان مصرف انرژي با توسعه اقتصادي و رشد جمعيت مي‌باشد و آنچه امروزه در سياست جهاني مطرح است معکوس کردن اين روند با افزايش کارايي انرژي است.
ويسي در خصوص تبعات مخرب انرژي‌هاي فسيلي و تأثير آن‌ها بر محيط زيست چنين ابراز داشت: با توجه به جهاني شدن انرژي، بهبود شرايط زندگي در نواحي رو به رشد، توسعه شبکه‌هاي ارتباطات، ارتقاء شيوه زندگي در کشورهاي پيشرفته و در حال توسعه و همچنين پايان پذيري انرژي‌هاي فسيلي و اثرات مخرب زيست محيطي منشعب از اين انرژي‌ها سيستم‌هاي اقتصادي- اجتماعي را به طور واضح و ناپايدار طلب مي‌نمايد.
ايشان در ادامه به سهم عمده ساختمان در مصرف انرژي اشاره کرد و گفت: مصرف انرژي در بخش ساختمان را مي‌توان در کل جهان، رقمي بالغ بر 40 درصد از مصرف نهايي انرژي تخمين زد به طوري که طبق بررسي‌هاي انجام شده از سوي دفتر برنامه‌ريزي کلان برق و انرژي وزارت نيرو، سهم مصرف انرژي در بخش خانگي و تجاري 39 درصد از کل مصرف کشور مي‌باشد.
بيشترين مصرف انرژي در داخل ساختمان صرف گرمايش، سرمايش، تهويه، تأمين آب گرم مصرفي و … مي‌شود که اين مقدار مصرف در کشورهاي مختلف متفاوت است به طوري که در انگلستان اين مقدار به 60 درصد مي‌رسد. در ادامه بيشتر به تشريح مقدار مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف ساختمان مي‌پردازيم.
وي در توضيح بيشتر مصرف انرژي در ساختمان به نوع کاربري، شرايط اقليمي، نوع سازه، ساعات استفاده در طول سال، تجهيزات نصب شده براي گرمايش و سرمايش و… اشاره کرد و گفت: تفکيک شيوه‌هاي مختلف مصرف انرژي در داخل ساختمان از نظر سهم هر بخش بسيار مشکل مي‌باشد. با توجه به مطالعاتي که در کشور انگلستان صورت گرفته، مصرف انرژي در قسمت‌هاي مختلف ساختمان به ترتيب گرمايش 60 درصد- آبگرم مصرفي 23 درصد- روشنايي و لوازم خانگي 10 درصد- پخت و پز 7 درصد است. در اين خصوص تحليلي از مصرف انرژي در بخش‌هاي مختلف ساختمان صورت گرفته که بدين شرح مي‌باشد:
گرمايش ساختمان: لحاظ کردن مواردي همچون عايق کاري جداره‌هاي بيروني ساختمان و (ديوارها، سقف، کف) و همچنين استفاده از پنجره‌هاي دو جداره و… سبب کاهش مقدار زيادي از هدررفت انرژي در ساختمان مي‌شود به طوري که با اجراي يک عايق کاري مناسب مي‌توان 20 تا 40 درصد در مصرف انرژي صرفه جويي نمود اجراي چنين طرح‌هايي در فضاي گسترده بر روند مصرف انرژي بسيار تاثيرگذار خواهد بود. در بخش مکانيکي ساختمان هم، تعويض ديگ‌هاي آبگرم کهنه و همچنين نصب تيرهاي ترموستاتيک به منظور کنترل دماي هواي داخل، مي‌تواند 10 تا 30 درصد در کاهش مصرف انرژي نقش داشته باشد. در نهايت عايق کاري لوله‌هاي توزيع آبگرم مصرفي هم قادر خواهد بود که 2 تا 5 درصد مصرف انرژي را کاهش دهد.
سرمايش ساختمان: در اين بخش با اجراي سايه‌بان‌هاي خارجي که نقشي به سزاء در جلوگيري از ورود تابش خورشيد به داخل ساختمان دارند مي‌توان تا 30 درصد از بار سرمايي ساختمان کاست. رنگ‌هاي روشن نيز در کاهش جذب گرماي خورشيد نقش دارند به طوري که ساختمان‌هايي با سطوح تيره حدود 2 تا 4 درصد هدررفت انرژي را به همراه دارند.
آبگرم مصرفي: با توجه به گسترش علم و فن‌آوري در به کارگيري انرژي‌هاي نو، استفاده از کلکتورهاي خورشيدي به منظور تهيه آب گرم مصرفي مي‌تواند بسيار مثمر ثمر بوده و کمک شايان توجهي به اقتصاد انرژي و همچنين به محيط زيست نمايد. بهره‌برداري از اين کلکتورها در هر منطقه‌اي متفاوت است به گونه‌اي که در برخي از مناطق 60 تا 80 درصد از اين انرژي در بخش‌هاي مختلف ساختمان استفاده مي‌شود.
روشنايي مصنوعي: استفاده از لامپ‌هايي با کارايي بالا موثرترين روش در کاهش مصرف انرژي است که البته اطلاع رساني‌هايي در اين خصوص انجام شده است.
ايشان در خصوص لزوم و هدف به کارگيري مقررات و کدهاي ساختماني افزود: با پيدايش بحران انرژي در سال‌هاي 1970 هزينه‌هاي انرژي در بخش گرمايشي و سرمايشي ساختمان‌ها مورد توجه قرار گرفت در حالي که تا قبل از آن بيشترين توجه بر روي بهبود شرايط آسايش داخل ساختمان بدون توجه به ميزان مصرف انرژي آن معطوف بود اما بعد از آن با توجه به پتانسيل بالاي صرفه جويي انرژي در بخش ساختمان، بسياري از کشورها (به ويژه کشورهاي اروپايي و آمريکايي) به تدوين مقررات، استانداردها و کدهاي ويژه جهت کاهش مصرف انرژي در بخش ساختمان پرداختند. پس از آن در سال‌هاي 1980- 1990 در اکثر کشورهاي عضو OECD (سازمان توسعه و همکاري‌هاي اقتصادي) کدهاي ساختماني (BUILDING CODES) در زمينه الزامات مصرف انرژي در ساختمان‌ها تدوين شد. هدف از تدوين و ارائه اين کدها افزايش کارايي مصرف انرژي در ساختمان‌هايي است که به تازگي احداث مي‌شوند با نظر به اين‌که ساختمان‌هاي جديد الاحداث داراي عمر طولاني حداقل 30 سال هستند، انتظار مي‌رود که در بلند مدت نياز به تعميرات و تغييرات اساسي پيدا نکنند در نتيجه هرگونه سرمايه‌گذاري تأثير مستقيم بر افزايش کارايي مصرف انرژي در ساختمان داشته و نيز موجب کاهش آلاينده‌هاي زيست محيطي مي‌گردد در اين راستا در کشورهاي در حال توسعه که از نرخ ساخت و ساز نسبتاً بالايي نسبت به ساير کشورها برخوردارند اجراي اين مقررات و کدهاي ساختماني تأثيري شگرفت بر وضعيت آينده مصرف انرژي در اين کشورها خواهد داشت.
وي گفت: اولين استانداردهاي مربوط به تعيين ضرايب انتقال حرارت مواد عايق و پنجره‌هاي است که در سال‌هاي 1960- 1950 در کشورهاي اسکانديناوي تدوين شد. در ايران هم در سال 1370 مبحث 19 مقررات ملي ساختمان به تصويب هيآت وزيران رسيد و پس از بازنگري در سال 1381 به دستگاه‌هاي اجرايي کشور ابلاغ گرديد. البته ناگفته نماند که اين آيين نامه مي‌بايست طبق برنامه زمان بندي از سال 1384 تا 1392 در تمامي شهرهاي کشور اجرايي مي‌شد که اين امر محقق نگرديد.
فرزاد ويسي سپس در قسمت ديگري از سخنراني خود به بررسي موانع اجرايي نشدن قوانين و مقررات ساختماني (مبحث 19) پرداخت و گفت: در حال حاضر بحث کارايي انرژي در آخرين رده مسائل مورد توجه طراحان و سازندگان ساختماني قرار دارد و طراحان ساختماني به طور سنتي در مرتبه اول به مسائلي نظير اندازه اتاق‌ها، چشم‌‌انداز مناسب، پنجره‌ها، مسأله حريق و… توجه دارند و به بخش‌هاي کاهش مصرف انرژي توجهي نمي‌نمايند.
در مرحله دوم تحليل صرفه و هزينه بخش ساخت ساختمان است که در آن توجه را به هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري فعلي معطوف مي‌دارند و صرفه جويي هزينه‌ها را مدنظر مي‌گيرند. مرحله سوم را مي‌توان عدم ظرفيت مناسب بازار در تأمين تجهيزات و مصالح اضافه دانست که بايد در يک ساختمان با کارايي انرژي بالا به کار برده شود و اين مسأله ممکن است منجر به ايجاد مشکلاتي نظير تأخير در اجرا و تحويل ساختمان گردد. در مرحله نهايي هزينه‌هاي پايين انرژي در کشور و همچنين ديد اشتباه خريداران نسبت به کارايي انرژي در ساختمان است که در هنگام خريد توجهي به اجراي قوانين و مقررات ساختماني ندارند و علل عمده آن را مي‌توان در پايين بودن قيمت انرژي جستجو کرد.
در يک نگاه کلي به موانع ذکر شده مي‌توان گفت که توسعه دانش فني و آموزش در زمينه ساختمان‌هاي با کارايي انرژي بالا مي‌تواند عامل مهمي در مقابله با اين موانع باشد و البته بايد توجه داشت که لزوم احداث يک ساختمان با مصرف انرژي کمتر فقط به نفع مالک نيست بلکه اثرات اقتصادي و زيست محيطي آن به کل جامعه باز مي‌گردد.

برگرفته از: هفته نامه پيام ساختمان و تاسيسات


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:48 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 به فرموده حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي، رهبر انقلاب اسلامي، اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخص‌هاي زنگي و كاهش هزينه‌ها مي‌شود و زمينه‌اي براي گسترش عدالت است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث خواهد شد تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع  و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم شود . از اين رو «نسيم خدمت» توصيه‌هاي مهمي را در زمينه «اصلاح الگوي مصرف انرژي در ساختمان» از منظر دكتر سعدلو، رئيس اتاق فكر انرژي بنياد تعاون ناجا، جهت آگاهي بيشتر شما خوانندگان عزيز، تقديم حضورتان مي‌كند. توصيه‌هاي طراحي در ساختمان
طراحي ساختمان با توجه به بهينه‌سازي مصرف انرژي به ميزان قابل توجهي صرفه‌جويي و در تابستان دماي مطلوبي در منزل احساس كنيم. طراحي ساختمان براي بهينه‌سازي مصرف انرژي بايد به گونه‌اي باشد كه از نور و گرماي خورشيد كمك بگيرد و با اين كار منزل در تابستان خنك و در زمستان گرم و روشن خواهد بود اين سيستم به طراحي اقليمي، معماري و خارجي ساختمان و در نتيجه انتخاب مصالح نيز مربوط است. مهم‌ترين مواد در مصالح، پنجره‌ها، تيغه‌هاي خارجي و سقف بام است.
توصيه‌هاي عايق كاري
عايق كاري نقش بسيار مهمي در گرم نگه داشتن ساختمان در فصل زمستان و خنك نگه‌داشتن آن در فصل تابستان دارد. به كمك عايق كاري مي‌توان يك خانه را در زمستان 5 درجه گرمتر و در تابستان 10 درجه خنك‌تر نگاه داشت.
سيستم‌هاي گرمايشي
در ميان مؤلفه‌هاي مصرف انرژي در ساختمان سيستم‌هاي گرمايشي كه عمدتاً از سوخت‌هاي فسيلي استفاده مي‌كنند، از جمله مصرف‌كنندگان عمده انرژي به شمار مي‌روند و از اهميت ويژه‌اي برخوردار هستند چرا كه گاز طبيعي مصرفي كشور به گرمايش ساختمان اختصاص مي‌يابد. توجه به عوامل گوناگوني كه در ميزان مصرف انرژي گرمايشي ساختمان نقش دارند در ارائه راهكارهاي صرفه‌جويي در بخش ساختمان و كاهش مصرف انرژي در بخش خانگي، تأثير فراواني مي‌گذارد. شرايط اقليمي و آب و هوايي، معماري ساختمان، راندمانِ سيستم‌هاي گرمايشي، بكارگيري تجهيزات با ظرفيت مورد نياز كه اساساً در ميزان بار حرارتي ساختمان موثر در ميزان مصرف انرژي گرمايشي محسوب مي‌شوند.
توصيه‌هاي مهم در درزبند ساختمان
نفوذ هواي بيرون به داخل ساختمان يكي از عمده‌ترين دلايل كاهش آسايش ساكنين است. اين مشكل در همه ساختمان‌ها، چه نوساز و چه قديمي مي‌تواند وجود داشته باشد و مصرف سوخت را تا 25 درصد بالا ببرد.
مميزي انرژي در ساختمان
هدف از انجام مميزي انرژي در يك ساختمان را به طور خلاصه مي‌توان به صورت زير بيان نمود:
-    كمك به اقتصاد خانواده
-    افزايش رفاه نسبي در نتيجه مصرف صحيح انرژي
-    كمك به اقتصاد ملي
-    كاهش مصرف سوخت و در نتيجه كاهش آلودگي‌هاي زيست محيطي ناشي از آن
آنچه در نهايت، در همه موارد فوق قرار دارد همان رسيدن به آسايش و آرامش است. به طور كلي مميزي انرژي يعني تحليل و بررسي و در نهايت انجام يكسري اقدامات كه منتج به آسايش بيشتر مي‌شود. مميزي انرژي عنواني كلي است كه با توجه به نوع خدماتي كه در آن ارائه مي‌شود مي‌تواند مفاهيم گوناگوني را دربرگيرد به صورت كلي مميزي انرژي به يكي از چهار شكل زير امكان‌پذير است:
-    مميزي انرژي عبوري
-    تجزيه و تحليل هزينه‌هاي بهره‌برداري ساختمان
-    مميزي انرژي استاندارد
-    مميزي انرژي تفضيلي
برنامه‌هاي اجرايي جهت انجام مميزي انرژي جامع در ساختمان‌هاي بنياد تعاون ناجا در سه بخش كلي تهيه اطلاعات اوليه ساختمان، اندازه‌گيري و محاسبات لازم و در نهايت ارائه فرصت‌هاي صرفه‌جويي انرژي در نظر گرفته شده است.




استفاده از انرژي‌هاي تجديدپذير در ساختمان
امروزه با توجه به افزايش بهاي سوخت‌هاي فسيلي و عوامل زيان‌آور زيست محيطي در استفاده از انرژي‌هاي فسيلي، استفاده از منابع انرژي تجديدپذير نظير انرژي آبي، انرژي باد، انرژي زمين گرمايي و انرژي خورشيدي از بخش‌هاي اساسي سياست انرژي متعهدانه براي آينده است. در اين راستا انرژي خورشيدي يكي از منابع تأمين انرژي بدون اثرات مخرب زيست محيطي به شمار مي‌رود كه با اعتبار بالايي از ديرباز مورد استفاده بشر قرار گرفته است. ايران به لحاظ موقعيت جغرافيايي و برخورداري مناسب از تابش خورشيد از پتانسيل بالايي براي بهره‌گيري از انرژي خورشيد برخوردار است. در اين راستا بخش ساختمان و مسكن شركت بهينه سازي مصرف سوخت در شهرها و روستاهايي كه داراي شرايط اقليمي مناسب هستند، پروژه استفاده از آبگرمكن خورشيدي خانگي را به عنوان يكي از اقدامات اساسي در جايگزيني سوخت‌هاي فسيلي و توجه به انرژي‌هاي تجديدپذير در دست اقدام دارد.
دكتر سعدلو

برگرفته از: نشريه نسيم خدمت


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:40 PM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اسلام به عنوان کامل ترین و سالم ترین راهنمای زندگی، مجموعه کامل شناختی و دستوری را برای دست یابی به کمال در عرصه های زندگی دنیوی و اخروی فراهم آورده است. از این رو، اگر بخواهیم در هر بخش از بخش های زندگی انسان، الگوهایی را معرفی کنیم، نیازمند آنیم که به این مجموعه غنی وحیانی مراجعه کنیم.

بخش مصرف در حوزه اقتصادی، یکی از بخش های مهم است که آموزه های شناختی و دستوری اسلام و قرآن در آن بخش، در حجم بسیار بالایی است؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هرگونه دست یابی به انسان کامل و جامعه سالم، نیازمند توجه کامل به حوزه اقتصادی است.

انسان در نگرش قرآنی، موجودی با مأموریت و مسئولیت الهی برای بازسازی و عمران و آبادانی زمین در راستای دست یابی به کمال شایسته و بایسته و وظیفه خطیر خلافت الهی است؛ از این رو، توجه به اقتصاد و مسائل آن، به معنای توجه دقیق و کامل به مأموریت و مسئولیت الهی وی می باشد. بر این اساس تمدن سازی به عنوان یک مأموریت برای انسان تعیین شده است و انسان چاره ای ندارد که در این مسیر گام بردارد.

دست یابی به الگوی درست و صحیح مصرف به عنوان بخش مهم و اساسی، در حوزه اقتصادی و تمدنی و ایجاد امت اسلام و تحقق جامعه جهانی براساس اصول محوری عدالت اسلامی، زمانی ممکن است که ملاک های اقتصاد سالم و درست شناخته شود. بی آگاهی از معیارهای اصول اقتصاد سالم، نمی توان امید آن را داشت که به الگوی درستی در بخش های مختلف اقتصاد از جمله مصرف دست یافت. از این رو، لازم است که پیش از هر حرکت اصلاحی، نخست شناخت جامع و کاملی از اصول اقتصاد سالم و اهداف آن داشته باشیم، تا گام های اصلاحی در بخش های مختلف از جمله اصلاح الگوی مصرف براساس آن اصول و معیارها انجام پذیرد.

نویسنده در این نوشتار کوتاه با توجه به لزوم شناسایی و تبیین اصول و معیارهای اقتصاد سالم، به آموزه های قرآنی مراجعه کرده است تا از این طریق تحلیل و تبیین قرآن را از این اصول و معیارها ارائه دهد که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.


اصول اقتصاد سالم در تحلیل قرآنی

اقتصاد در بینش و نگرش اسلامی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطلب را بارها شنیده ایم که: کاد الفقر کفرا؛ نزدیک است که فقر، آدمی را به کفر بکشاند؛ زیرا کمبود و یا کاهش امکانات به معنای عدم برخورداری شخص یا جامعه از نعمتی است که می تواند آدمی یا جامعه را به سوی کمال سوق دهد. کفر به معنای پوشاندن و ناسپاسی، زمانی رخ می دهد که انسان نتواند به شناخت و باوری درست نسبت به چیزی یا کسی برسد. فقر و نداری، زمینه بسیار مناسبی را فراهم می آورد تا آدمی به این شناخت و باور نرسد و در مسیر ضد کمالی گام بردارد؛ زیرا فقر و نداری بر وی فشار مضاعفی را وارد می سازد که در نقص و کاستی بماند و کمالی را درک نکند.

از این رو در تحلیل قرآنی، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت به معنا و مفهوم عنایت الهی نسبت به شخص یا جامعه است. (سبا آیه 15) زیرا راه تأمین سعادت و خوشبختی واقعی انسان در سایه توحید و سلامت امور اقتصادی و دست یابی به نعمت و ثروت است. (اعراف آیه 85 و هود آیات 84 تا 86)

از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت هر شخص و جامعه ای به معنای آن است که مایه قوام خود را یافته باشد. از این رو خداوند در آیه 5 سوره نساء از واگذاری آن به دست نااهلان و سفیهانی که نمی دانند از ثروت خویش چگونه استفاده کنند برحذر می دارد.

پیامبران الهی همواره این مأموریت را داشته اند که به معیشت مردم توجه کنند و حتی برخی از پیامبران چون حضرت شعیب(ع) و حضرت یوسف مأموریت داشتند تا به اصلاح روابط اقتصادی جامعه، هم پای اصلاح اعتقادات مردم بپردازند و حتی برای هدایت و اصلاح الگوهای اقتصادی خود زمام مدیریت اقتصادی را در دست گیرند. (اعراف آیه 85 و شعراء آیات 177 تا 183 و نیز یوسف آیات 47 تا 55)

از همان آیات نخست سوره بقره می توان دریافت که مسئله اقتصادی در کنار مسائل اعتقادی از چنان اهمیتی برخوردار است که ایمان منهای اصلاح این دو مسائله مهم، ایمانی کامل و مایه رستگاری و فلاح انسان نخواهد بود. در حقیقت هرکسی یا هر جامعه ای اگر بخواهد به رستگاری و سعادت دست یابد می بایست درکنار اصلاح اعتقادات، به اصلاح مسئله اقتصادی بپردازد.


اقتصاد معنوی

این گونه است که ارتباط استوار و مستحکم میان اقتصاد و معنویت برقرار می شود به گونه ای که نمی توان تصور کرد که انسان کامل، انسانی سفیه در حوزه اقتصادی باشد، بلکه همان اندازه که مسائل اعتقادی و اصلاح آن از اهمیت برخوردار است، مسایل اقتصادی نیز دارای اهمیت می باشد.

براین اساس در تفسیر اسلامی از اقتصاد همانند دیگر حوزه ها، چون حوزه های سیاسی و اجتماعی، اقتصاد معنوی به عنوان یک نشانه و اصل مورد توجه و تاکید قرار می گیرد.

آیات بسیاری به این ارتباط استوار و مستحکم توجه داده اند. از جمله می توان به آیات 201 سوره بقره و 134 سوره نساء اشاره کرد که بر جمع میان دنیا و آخرت و مطلوبیت آن در نگاه اقتصادی اسلام اشاره می کند و در آیه 77 سوره قصص خواهان به کارگیری ابزارهای اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی می شود.

شگفت آن که آیه 24 سوره توبه بر لزوم ترجیح اهداف و ارزشهای والای معنوی بر امور اقتصادی صرف تاکید کرده و بیان می دارد که از نظر اسلام، اقتصاد محض، هیچ پایه و معنایی ندارد، بلکه لازم است که در همه امور اقتصادی، اصول معنوی مدنظر قرار گیرد. در حقیقت این آیه و آیات دیگری چون 10 تا 12 سوره صف بر نقش بهره مندی اقتصادی در امور معنوی تاکید می کند و از مدیران کشوری و رهبران امت می خواهد که حوزه مسائل اقتصادی را بر دایره امور معنوی قرار دهند و در چارچوب آن، برنامه ریزی و طراحی اقتصادی خود را سامان بخشند.

در حقیقت با این شیوه است که می توان میان دو حوزه امور معنوی و مادی و یا اخروی و دنیوی نوعی اعتدال برقرار کرد و انسان را در مسیر کمالی قرار داد. این جاست که نقش اعتدال در حوزه امور اقتصادی خود را به عنوان یک اصل مسلم نشان می دهد.


اعتدال

اصولا واژه اقتصاد که از واژه عربی «قصد» گرفته شده به معنای میانه روی و اعتدال است. براین اساس در اصل این واژه، توجه به اعتدال و میانه روی مورد تاکید به شکل تضمین قرار گرفته است. بنابراین می بایست هرگونه فعالیت اقتصادی از تولید و مبادله و مصرف در چارچوب اصل اعتدال و میانه روی صورت گیرد.

اعتدال و میانه روی به ویژه در بخش مصرف بسیار مهم و اساسی است. این گونه است که آیات بسیاری درقرآن به مسئله اعتدال در مصرف توجه داده است که از جمله می توان به آیه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف اشاره کرد. دراین آیات انسانها از هرگونه زیاده روی و اسراف در مصرف برحذر داشته شده اند و خداوند به صراحت اعلام می دارد که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی ها و خوردنی ها می بایست به دور از اسراف عمل شود.

آیات 26 سوره اسراء و 67 سوره فرقان از تبذیر و ریخت و پاش بیهوده پرهیز می دهد و این گونه شیوه رفتاری را به دور از اعتدال معرفی می کند. از نظر قرآن هرگونه افراط و تفریط حتی در حوزه انفاق مال به دیگری در شکل خساست و بخل و یا اسراف می تواند اقتصاد شخصی و یا جامعه را با خطر مواجه سازد.

تأکید بر واژه قوام در آیه 67 سوره فرقان به عنوان راه میانه و معتدل از آن روست که اصول استقامت و قوام شخص و جامعه بر پایه اعتدال و میانه روی در امور است.


عدالت اقتصادی

از دیگر اصول اقتصاد سالم از نظر قرآن، عدالت اقتصادی است. عدالت اقتصادی (قسط) به معنای قراردادن هر چیزی در جای مناسب آن است. به این معنا که حق هر چیزی می بایست به شکل قسطی و بخش شده ادا شود وهیچ کوتاهی نسبت به شخص یا جامعه صورت نگیرد.

این بدان معناست که ثروت و نعمت ها و منابع و امکانات و فرصت های جامعه می بایست به صورت عادلانه میان همه شهروندان تقسیم شود و حق هیچ کس ضایع و تباه نشود.

از این رو، ایجاد عدالت اقتصادی از برنامه های اصلی در اقتصاد سالم است که در دستور عمل تمامی پیامبران قرار داشته است و همه، مسئول و مأمور بودند تا با تغییر در شیوه های زندگی و اصلاح بینش و نگرش مردم و تحریک آنان به قیام و نهضت در راستای کسب قسط و عدالت بکوشند. (حدید آیه25)

تقسیم اموال و نعمت ها و ثروت ها از جمله وظایف و مأموریت ها پیامبر(ص) و در نتیجه دولت اسلامی است که می خواهد اقتصاد سالم را بر پا نماید؛ زیرا رعایت عدل و انصاف در امور اقتصادی، شرط دست یابی جوامع به خیر و سعادت است (اعراف آیه85 و نیز هود آیات 85 و 86 و اسراء آیه35) از این رو بدون عدالت نمی توان امیدی به سعادت جمعی داشت.


گردش سالم ثروت

گردش سالم ثروت از دیگر اصول اقتصاد سالمی است که قرآن معرفی می کند؛ زیرا در بسیاری از جوامع، تمرکز ثروت و انحصار اموال در دست گروهی موجب می شود تا جامعه دچار بحران های گوناگونی چون فقرونداری، انباشت ثروت و تکاثر گردد و گروه های بسیاری از مردم، از امکانات و فرصت ها و ظرفیت های رشد و تکامل و تعالی بهره مند نشوند. از این رو قرآن هر گونه انحصار ثروت و تمرکز آن در دست گروهی را ممنوع می شمارد. (حشر آیه7)

چنان که در آیه 34 سوره توبه نیز خارج کردن نقدینگی از جریان و محروم ساختن عموم از استفاده از آن را به عنوان عملی باطل و ضداقتصادی معرفی می کند و به اشکال مختلف ممنوعیت آن را اعلام می دارد؛ زیرا در صورتی که ثروت و نقدینگی کشور و جامعه ای از جریان گردش بیرون رود و به شکل کنزی حفظ گردد، امکان استفاده و رشد اقتصادی از جامعه سلب می شود.


آزادی و حدود آن

بنابراین اسلام هر چند که به کار وتلاش افراد به عنوان یک اصل اساسی ارج می نهد و اصول کار و کسب و تلاش را عامل تعیین کننده اقتصادی برمی شمارد و آن را تنها راه دست یابی انسان برای تأیین نیازهای وی معرفی می کند (هود آیه61 و نحل آیه14 و اسراء آیات 12و 66 و آیات دیگر) و به سبب همین تلاش و کوشش و کار است که آزادی عمل اقتصادی را به انسان ها می دهد (نساء آیه34) ولی این آزادی را محدود به عدم جواز اموری چون اسراف و کنز و اتراف و رباخواری و مانند آن می کند.


امنیت اقتصادی

یکی از اصول اقتصاد سالم، افزون بر آزادی در چارچوب دست یابی به رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی، ایجاد امنت اقتصادی است.

البته قرآن به عنوان یک اصل اساسی به این نکته توجه می دهد که هر گونه نگرانی از آینده اقتصادی و زندگی مادی بشر در بینش توحیدی بی مورد است و انسان ها نمی بایست دغدغه جدی و بنیادین در این حوزه داشته باشند. (انعام آیه151) ولی این بدان معنا نیست که عوامل انسانی نمی تواند این امنیت را با خطر مواجه سازد. به این معنا که رفتارهای تجاوزگرانه برخی از افراد جامعه و کنز و تکاثر و اسراف و تبذیر آنان می تواند این امنیت را با خطر جدی مواجه سازد.

بنابراین لازم است که به امنیت از زاویه های مختلف نگریسته شود که یکی از آن ها، تأمین امنیت اقتصادی از سوی دولتمردان و اولیای امور است. به این معنا که بر دولت اسلامی است امنیت اقتصادی را به طور کامل تأمین کند که از جمله روش های تأمین امنیت اقتصادی، نظارت، بر شیوه معاملات است؛ زیرا ممکن است در شیوه های معامله و مبادله، فساد و تباهی راه یابد و برخی ها تصرفاتی نادرست و غلط انجام دهند که به ضرر یکی از طرفین داد و ستد یعنی فروشنده و خریدار باشد. از این رو نظارت دایمی بر کالا و خدمات و شیوه های عرضه آن و نیز اصلاح شیوه معاملات، مأموریتی است که بر پیامبران و از جمله دولت اسلامی نهاده شده است.

آیات چندی چون آیه 85 سوره اعراف و 84 و 85 سوره هود و 1 تا 3 سوره مطففین به مسئله کم فروشی و تقلب در معامله و لزوم نظارت دایمی برای تأمین امنیت اقتصادی توجه می دهد. گزارش قرآن از تأکید حضرت شعیب بر معامله بر اساس ترازو وکیل، برای دست یابی به این مقصد و مقصود بوده است که خداوند در آیات 181 تا 183 سوره شعراء به آن پرداخته است.


مفاسد اقتصادی

مبارزه با مفاسد اقتصادی و نظارت دایمی بر چگونگی گردش اقتصادی از تولید تا مصرف، وظیفه و مسئولیت همگانی از جمله دولت اسلامی است که در آیاتی چون 188 سوره بقره و 130 سوره عمران به آن اشاره شده است.

برای دست یابی به این هدف، نظارت مستمر مسئولان (کهف آیات 93 و 97 و سبا آیات 12 و 13) و برنامه ریزی درست (یوسف آیات 47 و 55) و تعیین شیوه های درست معامله و مبادله ضروری است. در حقیقت آن چه لازم است اجرای دقیق و نظارت کامل است که با آن می تواند افزون بر تأمین امنیت اقتصادی، جلوی مفاسد اقتصادی را بگیرد و به رشد و شکوفایی اقتصادی کمک کند.

خداوند در آیات 146 سوره بقره و 112 سوره نحل به روشنی تبیین می کند که چگونه امنیت و آرامش اجتماعی می تواند عامل مهم و سرنوشت ساز در رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی جامعه باشد.


معیارهای اصلاح الگوی مصرف

اکنون که با معیارها و اصول اساسی اقتصاد سالم آشنا شدیم می توان دریافت که برای اصلاح الگوی مصرف چه شیوه و روشی را در پیش گرفت.

به سخن دیگر، هرگونه الگوی اقتصادی که مانع از رشد اقتصادی و شکوفایی جامعه شود و راه را بر بهره مندی بیش تر مردم از نعمت ها، امکانات، ظرفیت ها و توانمندی های جامعه بگیرد، به عنوان الگوی نادرست شناسایی و معرفی می شود.

از جمله الگوهای نادرست مصرف می توان به کنز، تکاثر، اسراف، تبذیر و ریخت و پاش، اتراف و رفاه زدگی و مانند آن اشاره کرد.

بنابراین لازم است که این گونه الگوی مصرف اصلاح شود و جامعه به شکلی مدیریت گردد تا بتواند از همه امکانات به درستی و مناسب بهره گیرد و به رشد و کمال واقعی و شکوفایی تمدنی دست یابد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:56 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

با تاكيد مسوولان كشوري بر اصلاح الگوي مصرف در سال جديد اين موضوع با اهميت كه به فراموشي سپرده شده بود، جان تازه‌اي گرفت تا مديران با حساسيت ويژه‌اي در برنامه‌هاي خود به آن توجه كنند.

به نظر مي‌رسد يكي از مهم‌ترين راهكارهاي كنترل و كاهش مصرف انرژي در كنار روش‌هاي استفاده از سوخت‌ها و انرژي‌هاي جايگزين، اصلاح الگوي مصرف باشد؛ به نحوي كه اين عنوان ساده شايد با پيچيدگي‌هايي روبه‌رو باشد كه براحتي محقق نشود؛ اما بي‌شك توجه در سطح كلان به اين موضوع مي‌تواند گره‌گشاي بخشي از مشكلات مصرف انرژي در كشور بويژه در سطح شهري و صنعتي باشد. خوشبختانه توان علمي و كارشناسي براي تحقق اين شعار در كشور وجود دارد و بايد ديد براي اجراي اين مبحث در عمل چقدر كارآمد و اثرگذار برنامه‌ريزي خواهد شد.

تعاملات موجود ميان انسان و محيط زيست، سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي را به سوي برنامه‌ريزي‌هاي سازگار با محيط زيست سوق داده است؛ زيرا تاكنون آشكار شده است كه توسعه بدون برنامه‌ريزي ميسر نخواهد بود و هر قدر برنامه‌ريزي بيشتر مبتني بر واقعيت‌هاي عيني و توان‌هاي بالقوه طبيعي باشد، حصول به اهداف از‌پيش‌تعيين‌شده آن ممكن‌تر مي‌شود.

بر همين اساس و در راستاي برنامه‌ريزي هدفمند براي حفاظت از محيط زيست، مديريت صحيح و نظارت بر عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي، تدوين الگويي مناسب مصرف ضروري به نظر مي‌رسد.

عميد مرندي، عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران در اين رابطه مي‌گويد: براي تدوين الگوي مناسب مصرف و قابل اجرا بهترين راهكار رجوع به تجربيات، عملكردها و دستورالعمل‌هايي است كه تاكنون مورد استفاده بوده و راه‌حل‌هاي كليدي از آنها سرچشمه مي‌گيرند، به طوري كه مديريت محيط زيستي در اجراي موثر وظايف خود، متكي به برخي اصول علمي و روش‌هاي كاربردي است كه از طريق آنها مي‌تواند به اهداف عالي اصلاح الگوي مصرف نائل آيد.

وي با اشاره به اين‌كه مديريت محيط زيستي موثر در راستاي اصلاح الگوي مصرف، به كسب و كار و تجارت معنا مي‌بخشد، مي‌افزايد: سازمان‌هاي موفق و كارآمد هم‌اكنون مديريت محيط زيستي را جدي گرفته‌اند‌ و همسو با اصلاح الگوي مصرف بويژه در بخش انرژي كه از چالش‌هاي اساسي كشور است، به نحوي عكس‌العمل نشان مي‌دهند كه آينده خود و عوامل وابسته به خود را تضمين مي‌كنند.

وي تاكيد مي‌كند: بايد توجه كرد كه فشارهاي محيط زيستي و واقعيت‌هاي عيني از طريق قانون، پيشرفت‌هاي فني و تغييرات بازار و حتي مصرف‌كنندگان اعمال مي‌شوند، به نحوي كه انتخاب براي بخش صنعت جز حركت در مسير جهاني ميسر نخواهد بود.

به اين ترتيب، كارشناسان براي اصلاح الگوي مصرف تاكيد مي‌كنند كه براي اعمال مديريت محيط زيست بايد فاكتورهاي گوناگوني را در نظر گرفت و با اصلاح روش‌هاي مصرف يا استفاده از آنها به سرمنزل مقصود رسيد.


مديريت مصرف انرژي

مديريت محيط زيست درساده‌ترين شكل خود بايد 3 وظيفه را شامل تشخيص اهداف، تعيين امكان تحقق آنها و تدوين و اجراي راهكارها براي انجام اموري كه براي اصلاح الگوي مصرف امكان‌پذير باشد، در نظر بگيرد.

به اعتقاد عميد مرندي، براي اجراي راهكارهاي نوين مديريت محيط زيستي بايد توجه كرد كه در محيط كار همه چيز قابل تغيير است؛ از تمايلات دست‌اندركاران محيط زيست گرفته تا نظرات عمومي و قابليت‌هاي بشري، لذا مدير محيط زيستي بايد انعطاف‌پذير، سازشگر و با ذكاوت باشد. وي مي‌گويد: مديريت محيط زيستي علاوه بر پيش‌بيني‌هايي كه در زمينه اجراي موارد مورد نظر كارشناسي دارد، بايد متكي بر دستاوردهاي پذيرفته شده علمي، استفاده از تكنيك‌هاي مدل‌سازي، شبيه‌سازي و تخمين باشد و به اين وسيله مساله را شناسايي و مكانيسم‌هاي جبراني را محقق كند.

عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران مي‌افزايد: هم‌اكنون مديريت محيط زيستي مي‌تواند با ابزارهاي مديريتي نوين، فرآيندهاي نظارت، جمع‌آوري اطلاعات، ارزيابي ميزان اثرات، پردازش اطلاعات، تصميم‌گيري و ارتباطات وضعيت مصرف انرژي و ديگر منابع را بهبود بخشد. به طوري كه مديران محيط زيستي همواره با مسائل در حال رشدي روبه‌رو هستند و به اين دليل نياز به امكانات كمكي بيشتري دارند.

دنياي امروز كه بدون حفظ منابع زيستي معني ندارد، به سمتي پيش مي‌رود كه مديران محيط‌زيستي بايد هر چه بيشتر از روش‌هاي تصميم‌گيري سنتي دور شده و به روش پيش‌بينانه نزديك شوند. اين در حالي است كه امروزه در جوامع بشري، توسعه با به كارگيري انرژي بيشتر ميسر مي‌شود و در روند توسعه، انسان خصوصيات فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي، اجتماعي و سنتي محيط خود را دگرگون مي‌كند و اين امري اجتناب‌ناپذير است.

توليد، انتقال و مصرف انرژي، اثرات مهمي را در محيط زيست زمين برجاي مي‌گذارد. امروزه سياست‌هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه‌اي، نقش محوري را به عهده دارند. بنابراين ضرورت تعيين رابطه پيچيده مسائل محيط‌زيستي با انرژي، بيش از پيش ملموس شده است.

مرندي، كارشناس ارشد محيط زيست مي‌گويد: پيشرفت و توسعه جوامع پيشرو با استفاده از انرژي در مقياس وسيع به منظور تقويت سيستم توليد مدرن ميسر شده است به طوري كه انرژي زيربنايي قوي‌اي را براي پيشرفت اقتصادي بنا مي‌نهد و نقش تعيين‌كننده‌اي در بهبود زندگي بشر دارد.

از آغاز تاريخ، بشر در مقياس جهاني بار فراواني را به محيط زيست تحميل كرده و نبايد اجازه داد كه صدمه به محيط زيست جهاني كه بشر بقا و حيات خود را مرهون آن مي‌داند به نقطه‌اي برسد كه راه بازگشت و جبراني وجود نداشته باشد و بهترين راهكار اصلاح الگوي مصرف از طريق مباني علمي و پژوهشي مي‌باشد.


به اين ‌سبب است كه توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان انرژي بايد درخصوص نقشي كه انرژي براي دستيابي به توسعه پايدار به عهده دارد، عميقا تفكر كنند. در اين خصوص حفظ محيط زيست كه قابل جايگزيني نيست، بايد دقيقاً مد نظر قرار گيرد و سعي شود چرخه نابهنجاري كه بيشتر به دليل مصرف ناصحيح به شكل چرخه رشد اقتصادي، استفاده از انرژي و مشكلات محيط زيستي رشد يافته، از ميان برود.

امروزه سياست‌هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه‌اي نقش محوري را به عهده دارندعضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران، مي‌افزايد: انرژي در حيات اقتصاد صنعتي جوامع، نقش زيربنايي را ايفا مي‌كند، به اين معنا كه هرگاه انرژي به مقدار كافي و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادي نيز ميسر خواهد بود.

مرندي معتقد است: منابع خدادادي دركشور ايران با قيمت‌هايي به مراتب نازل‌تر از ديگر كشورها و با سهولت بيشتري به مصرف‌كننده عرضه مي‌شود. ميزان مصرف و اتلاف انرژي در ايران به مراتب بالاتر از كشورهاي صنعتي است و وضعيت مصرف انرژي در كشور ايران با اصول مربوط به ارتقاي بهره‌وري و بازدهي انرژي در جهان، مغايرت دارد.

اين كارشناس ادامه مي‌دهد: ‌آيا اين بهره‌برداري به اين شكل ادامه خواهد داشت يا مسوولان دلسوز نظام بايد به دنبال راهكارهايي در راستاي اصلاح الگوي مصرف باشند؟ مسلماً منابع انرژي‌ مانند تمامي پديده‌هاي طبيعي ديگر در حال كاهش هستند و از آنجايي كه ديگر حتي تصور زندگي عادي انسان امروزي بدون استفاده از منابع انرژي ممكن نيست، بحران احتمالي را قبل از وقوع بايد از طريق مديريت محيط زيستي اصلاح الگوي مصرف علاج كرد و همزمان با توسعه فناوري‌هاي نوين به سرمايه‌گذاري در روش‌هاي استفاده بهينه از انرژي و گسترش آنها فكر و سپس عمل كرد.


بهينه‌سازي مصرف انرژي

هيچ يك از اعمال انسان، بازدهي صد درصد ندارد از اين رو استفاده بهينه و ممانعت از هدر رفتن امكانات امري اساسي است. اين نكته هنگامي اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه موضوع انرژي مطرح شود. منظور از بهينه‌سازي مصرف انرژي، انتخاب الگوها و اتخاذ و به كارگيري روش‌ها و سياست‌هايي در مصرف درست انرژي است كه از نقطه نظر اقتصاد ملي مطلوب باشد و استمرار وجود و دوام انرژي و ادامه حيات و حركت را تضمين كند.

به گفته مرندي، در اين چارچوب تعيين سهم صورت‌هاي مختلف انرژي در سبد انرژي هر جامعه با توجه به امكانات درازمدت آن جامعه صورت مي‌گيرد.

همچنين به كارگيري پربازده‌ترين شيوه استفاده از آنها كه متضمن كاهش تخريب منابع انرژي و نيز كاهش تأثيرات سوء ناشي از استفاده ناصحيح از انرژي است، بر عوامل ديگر حيات و محيط زيست مدنظر است، اين استفاده درست و بجا از انرژي، نه‌تنها متضمن استمرار حيات و توسعه پايدار جامعه است، بلكه به بقاي انرژي براي همگان و نسل‌هاي آتي و مانعي براي توليد و گسترش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي ناشي از مصرف نادرست انرژي منجر خواهد بود.

علاوه بر بار اقتصادي عوامل ديگري نيز وجود دارد كه ضرورت اصلاح الگوي مصرف انرژي را تبلور مي‌بخشد كه استفاده بي‌رويه از انرژي‌هاي فسيلي و افزايش آلودگي‌هاي محيط زيستي و بالا بودن رشد جمعيت و نياز به تقاضاي بيشتر انرژي از آن جمله است.

بايد توجه كرد كه منابع انرژي به دليل تجديدناپذير بودن آن محدوديت دارند و امروزه وجود سيستم بازيافت انرژي يكي از ضرورت‌هايي است كه كشورهاي توسعه يافته به آن سو در حال حركت هستند.

متاسفانه علاوه بر بخش خانگي كه نيازمند اصلاح الگوي مصرف هستند، شايد صنايع و كارخانجات فرسوده نيازمند توجه بيشتري براي تغيير فناوري و تكنولوژي‌هاي خود هستند تا از هدررفت انرژي جلوگيري شود و تنها به اقتصاد ملي و درآمدهاي نفتي متكي نباشند.

افزايش گازهاي گلخانه‌اي و باران‌هاي اسيدي تنها بخش كوچكي از اثرات زيست محيطي استفاده نادرست از انرژي است كه به توليد آلاينده‌هاي زيست محيطي منجر مي‌شود و در سطح كلان اثرات زيست محيطي ناشي از مصرف ناصحيح انرژي جبران‌ناپذير خواهد بود.

كارشناسان معتقدند مصرف درست و كارآمد علاوه بر اين‌كه از هدر رفتن ذخاير با ارزش انرژي پيشگيري مي‌كند، آلودگي را نيز كمتر و محيط زيست را سالم‌تر مي‌كند.

در حقيقت اصلاح الگوي مصرف به طور غيرمستقيم نيز مي‌تواند مفيد فايده واقع شود. به طور مثال، كاهش ناراحتي و بيماري‌هاي مجاري تنفسي، سرفه، سردرد افزايش توان كاري بدن، كاهش ناراحتي‌هاي قلبي و گردش خون در انسان سبز شدن برگ‌ها، رشد و نمو گياهان و افزايش محصولات در نباتات از اثرات كاهش و از بين رفتن اكسيدهاي گوگرد و نيتروژن و مونواكسيد كربن كه آلاينده‌هاي حاصل از مصرف نادرست سوخت‌هاي فسيلي هستند، بر انسان‌ها و گياهان تاثير ميگذارد.

از طرف ديگر كاهش و از ميان رفتن گازهاي گلخانه‌اي و نيز باران‌هاي اسيدي كه باعث از بين رفتن مناطق سبز و گونه‌هاي گياهي و جانوري و گرم شدن هواي زمين مي‌شود، نمونه‌اي ديگر از اثرات اصلاح الگوي مصرف و بهينه شدن استحصال و مصرف انرژي است.

به اين ترتيب، ضرورت اصلاح الگوي مصرف در تمام بخش‌ها بويژه انرژي بر كسي پوشيده نيست و بايد در انتظار سياست‌هاي برنامه‌هاي عملي دولت و مسوولان براي تحقق اين شعار ارزشمند بود.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:50 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

چندي پيش يكي از شركت‌هاي بزرگ كه در ايران فعاليت مي‌كند ارتباط كاري خود را با دو كارگاهي كه مدت‌ها بود با آنها كار مي‌كرد قطع و دو شركت ايراني ديگر را جايگزين آنها كرد. علت آن بود كه اين شركت متوجه شد كه در اين دو كارگاه، كودكان به كار گرفته شده‌اند و اين برخلاف رويه مسئوليت اجتماعي بود كه به آن تعهد داشت. در حال حاضر موضوع مسئوليت اجتماعي شركت‌ها مقوله‌اي بسيار جدي است. تا حدي كه مدتي است تعدادي از شركت‌هاي بزرگ جهان گزارش سالانه‌اي درباره مسئوليت اجتماعي خود منتشر مي‌كنند. برخي از مواردي كه در اين گزارش‌ها مورد توجه قرار مي‌گيرد عبارت از كاهش هزينه ها، توجه به محيط زيست، توجه بيشتر به سودآوري شركت و صرفه‌جويي در منابع، احساس مسئوليت نسبت به كاركنان و سهامداران و مصرف كنندگان و حفاظت بيشتر از منافع آنها است.

البته توجه به مسئوليت اجتماعي و ارائه گزارش درباره آن تنها محدود به شركت‌هاي بزرگ نمي‌شود و مي‌تواند بخش دولتي را هم شامل شود. چنان كه اخيراً در كشور چين شركت‌هاي دولتي موضوع ارائه گزارش سالانه مسئوليت اجتماعي را بسيار جدي گرفته‌اند. از آن جا كه چيني‌ها به كپي‌برداري بدون اجازه از محصولات ديگران مشهورند و رعايت نكردن كپي رايت به وجهه شركت‌هاي چيني لطمه زيادي زده است، در گزارش مسئوليت اجتماعي آنها علاوه بر مواردي كه ذكر شد، حفظ مالكيت معنوي هم مورد توجه قرار گرفته است.

در كشور ما هم تعريف مسئوليت اجتماعي شركت‌هاي دولتي و خصوصي و ارائه گزارش در اين زمينه مي‌تواند هم به نفع خود آنها و هم به نفع كشور باشد. با توجه به اين كه امسال سال اصلاح الگوي مصرف است و از امسال قرار است به تدريج صرفه جويي مورد توجه بيشتري قرار گيرد، بسياري از شركت‌هاي كشور ما هم دست كم مي‌توانند مسئوليت اجتماعي خود را در اين زمينه تعريف كنند و از اين به بعد گزارش سالانه‌اي درباره انجام مسئوليت اجتماعي خود در كاستن از هزينه‌ها و صرفه جويي در منابع ارائه دهند. به عنوان مثال در زمينه استفاده از انرژي آنها مجبور مي‌شوند بيشتر بر مصرف انرژي نظارت كنند و انرژي را به بهترين نحو ممكن مورد استفاده قرار دهند.

آمارهاي مصرف زياد و سوء مصرف منابع در بسياري از بخش‌ها نشان مي‌دهد كه مسئوليت اجتماعي شركت‌هايي كه به نوعي به توليد يا مصرف منابع مي‌پردازند چقدر زياد است. در اين كه بخشي از اين سوء مصرف مربوط به مصارف خانگي و اسراف‌هاي شخصي است شكي نيست. چنان كه به عنوان مثال ما دو برابر كشورهاي سردسيري روسيه و سوئد در هر متر مربع ساختمان، انرژي مصرف مي‌كنيم. اما واقعيات ديگري نيز وجود دارد كه به مسئوليت اجتماعي شركت‌ها و صنايع دولتي و خصوصي بر مي‌گردد.

آماري كه اكبر تركان معاون برنامه‌ريزي وزارت نفت در اين باره ارائه مي‌دهد هشدار دهنده است. به عنوان مثال اگر مصرف سوخت كل كشورهاي صنعتي را بر تعداد اتومبيل‌هاي آنها تقسيم كنيم به هر اتومبيل در اروپا روزانه دو ليتر و در امريكا چهار ليتر بنزين مي‌‌رسد در حالي كه اين رقم در ايران 11 ليتر به ازاي هر اتومبيل است. مشخص است كه اين آمار حاكي از وجود انبوهي از خودروها در كشور است كه پرمصرفند و مسئوليت اجتماعي كارخانجات خودروسازي براي توليد خودروهاي كم مصرف و يا بخش‌هايي كه بايد براي معضل خودروهاي پرمصرف فكري كنند را نشان مي‌دهد. آمارهاي ديگري نيز كه تركان ارائه مي‌دهد جالب است. وي گفته است كه در برخي از كشورهاي دنيا بين يك تا دو بشكه نفت مصرف مي‌شود تا معادل هزار دلار توليد صورت بگيرد در حالي كه در ايران اين رقم به 6/13 دلار در بشكه مي‌رسد. يا اين كه ما بيش از مصرف روزانه تركيه گاز همراه با نفت مي‌سوزانيم و ديگر اين كه از خوراك تحويلي به پالايشگاه، پنج درصد آن به مصرف سوخت خود پالايشگاه مي‌رسد، در حالي كه اين نسبت در دنيا بين يك تا دو درصد است. همچنين تقريباً تمام صنايع كشور نيز به طور متوسط دو برابر نرم‌هاي جهاني انرژي مصرف مي‌كنند.

به خاطر همين است كه با اين روند مصرف ممكن است ناچار شويم تمام توليد نفت خود را به جاي صادر کردن، روانه بازار داخلي کنيم تا نيازهاي داخلي كشورمان را تأمين كنيم.


● روش‌هاي شركت‌ها براي نشان دادن احساس مسئوليت اجتماعي

اهميت يافتن توجه به صرفه جويي و مصرف بهتر تنها محدود به كشور ما نيست. در واقع مدتي است كه افكار عمومي بسياري از كشورهاي جهان نسبت به شيوه مصرف در خانواده‌ها و شركت‌ها و نهادهاي دولتي حساس شده است. افزايش جمعيت در كنار محدود بودن منابع و نيز آلودگي بيش‌از پيش محيط زيست مهم ترين دلايل اين رويكرد و ايجاد نوعي احساس مسئوليت در مردم، شركت‌ها و نهادهاي دولتي بوده است. پيش از اين شركت‌ها براي اين كه نشان دهند مسئوليت اجتماعي خود را انجام مي‌دهند به خيريه‌ها كمك مي‌كردند و يا براي مبارزه با بيماري‌ها مبلغي را هزينه مي‌كردند. ولي حالا ديدگاه مسئوليت اجتماعي اقتضا مي‌كند كه شركت نشان دهد منابع را درست هزينه كرده و كالايي با كيفيت مناسب توليد كرده، در استفاده از منابع صرفه جويي كرده، به محيط زيست توجه داشته و در عين حال سود مناسبي نيز به دست آورده كه از آن به نفع سهامداران و رفاه كاركنان استفاده كرده. به خاطر همين است كه مي‌بينيم در برخي از كشورها مديران شركت‌هاي موفق در شبكه‌هاي تلويزيوني حاضر مي‌شوند و با افتخار از هزينه و سود و كارهاي مثبت شركت‌هايشان در جهت انجام مسئوليت اجتماعي صحبت مي‌كنند.

مهندس سينا اميري كارشناس ارشد مديريت و از مديران صنايع مي‌گويد: «يكي از ابعاد مهم مسئوليت اجتماعي بحث كيفيت محصول است. در واقع اين ديدگاه مي‌گويد كه هرچه محصول با كيفيت تري براي مصرف كنندگان توليد شود، شركت بهتر به مسئوليت اجتماعي‌اش عمل كرده است. اما متأسفانه اين بحث در كشور ما هنوز چنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. مصرف كنندگان توجهي به حقوق مصرف‌كننده ندارند و توليد كنندگان هم به تبع آنها به فكر انجام مسئوليت اجتماعي خود در توليد بهتر و يا ارائه خدمات بهتر نيستند».

نتيجه اين كه هر از گاهي خبرهايي مي‌شنويم مبني بر اين كه وجود نقص فني در كالاها موجب بروز خسارت جاني و مالي بر مصرف كننده شده است.

برخي از شركت‌ها در سطح جهان روش‌هاي ديگري هم براي اين كه نشان دهند به مسئوليت اجتماعي خود عمل مي‌كنند به كار مي‌بندند. به عنوان مثال به خاطر حساسيتي كه در جوامع‌شان نسبت به صرفه جويي در منابع وجود دارد اقدام به ساخت، ‌استفاده، فروش و تبليغ درباره كالاهايي مي‌كنند كه انرژي يا منابع كمتري را مصرف مي‌كند. همچنين ايده مسئوليت اجتماعي، آنها را واداشته تا كالاهايي با مصرف انرژي كمتر توليد كنند. به عنوان مثال لوازم خانگي توليدي آنها به ميزان كمتر و كمتري انرژي مصرف كند.

سينا اميري مي‌گويد: «با توجه به اين كه بيشتر اقتصاد كشور ما دولتي است، عملكرد شركت‌هاي دولتي مي‌تواند براي صرفه‌جويي در منابع تعيين كننده باشد. بويژه آن كه معمولاً اتلاف منابع در بخش دولتي بيش از بخش خصوصي است».

از طرف ديگر هم شركت‌هاي دولتي مي‌توانند با برنامه‌هاي تبليغي و ارائه گزارش از انجام مسئوليت اجتماعي خود پيشگام صرفه جويي در منابع شوند و اين موضوع را در بين بخش‌هاي ديگر و مردم عادي جا بيندازند.

احساس مسئوليت اجتماعي شركت‌هاي دولتي و ارائه گزارش از سوي آنها مي‌تواند در بسياري از حوزه‌ها راهگشا باشد. به عنوان مثال بخش‌هايي كه لازم است انرژي توليد كنند و آن را در اختيار بخش‌هاي ديگر قرار دهند خودشان با مسئله اتلاف انرژي روبرو هستند. علاوه بر نمونه‌هاي اتلاف انرژي كه تركان ذكر كرد آمارها حاكي از اين است كه ميزان زيادي از انرژي توليد شده برق در مسير انتقال به مصرف كنندگان هدر مي‌رود.

يا بيش از 90 درصد منابع آب ايران كه محدود و بسيار با ارزش است، در بخش كشاورزي مصرف مي‌شود. به طور كلي كشاورزان ما ياد نگرفته‌اند كه از منابع آب و يا كود و ساير ملزومات بخش كشاورزي درست استفاده كنند. اين امر نه تنها موجب مي‌شود كه بخش كشاورزي با مصرف زياد منابع همراه باشد، بلكه استفاده بيش از حد و نادرست از كود و سموم و... مي‌تواند موجب آلودگي مواد غذايي شود و سلامتي شهروندان را به خطر بيندازد. مدتي است كه برنامه‌ها به سمت اصلاح شبكه آبياري حركت كرده. با تكيه بر اصل مسئوليت اجتماعي هم مي‌توان اين روند را تسريع كرد. به اين ترتيب هم بخش دولتي مي‌تواند كشاورزان را آگاه كند كه با استفاده بي‌رويه منابع چه صدمه‌اي به كشور و هموطنان خود مي‌زنند و هم بخش‌هاي مسئول با ارائه گزارش مسئوليت اجتماعي خود نشان مي‌دهند كه چه فعاليت‌هايي در جهت كاستن از هدر‌رفتن منابع و آگاهي دهي به كشاورزان انجام داده‌اند.

به اين ترتيب شايد احساس مسئوليت اجتماعي در شركت‌ها بتواند به استفاده مناسب تر از منابع و در نهايت اصلاح الگوي مصرف كمك زيادي كند.

نويسنده : حميده احمديان راد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:32 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

هيچ چيز به اندازه ولخرجي آزاردهنده نيست. اين ويژگي‌ كه متأسفانه در افراد زيادي به‌ چشم مي‌خورد باعث مي‌شود

پولي را كه به‌ زحمت به دست آورده‌اند به‌آساني و در يك چشم‌بر‌هم‌زدن از دست بدهند و هميشه محتاج و نيازمند كمك ديگران باشند در حالي كه عده ديگري از افراد ممكن است با ميزان درآمد بسيار كمتر همه نيازهاي منطقي‌شان برآورده شود و حتي اندوخته قابل توجهي هم داشته باشند؛

به همين دليل از گذشته‌هاي بسيار دور، در فرهنگ ما صرفه‌جويي، كار پسنديده و ولخرجي، كاري نكوهيده تلقي شده است. صرفه‌جويي كار زياد مشكلي نيست و با كمي توجه و دقت به عملكرد افراد صرفه‌جو و سرمشق‌گرفتن از آنها مي‌توان جلوي بسياري از هزينه‌هاي غيرضروري را گرفت.

با نگاهي به زندگي خوب و راحت برخي افراد فكر مي‌كنيم كه حتماً آنان از درآمد خيلي خوبي برخوردار هستند اما اگر كمي در مورد شيوه زندگي افراد هم‌طبقه دقت كنيم، متوجه مي‌شويم كه اين افراد شايد در ميزان درآمد با ما يكي باشند اما در خرج‌كردن و پس‌انداز خود دقت زيادي به خرج مي‌دهند.

شما هم مي‌توانيد پولي كه به‌سختي به‌ دست آورده‌ايد را آن‌طور كه مي‌خواهيد خرج كنيد و مقداري از آن را نيز پس‌انداز كنيد. هميشه مخارج ماهانه خود را يادداشت كنيد تا بتوانيد صورتي كلي از اقلامي كه بابت‌شان هزينه مي‌كنيد داشته باشيد و ميزان هزينه‌ها را بدانيد.

از سبد مصرفي خانوار اطلاع داشته و طبق برنامه زماني و اولويت‌ها هزينه كنيد تا از مخارج زائد و غيرضروري اجتناب كرده باشيد.

شما با دسته‌بندي هزينه‌ها جاهاي هدررفت سرمايه و حتي نابجا‌خرج‌كردن را كشف مي‌كنيد. هزينه‌هاي خانوار شامل1- مصارف خوراكي 2- پوشاكي 3- بهداشتي 4- درماني 5- انرژي 6- آموزشي 7- فرهنگي 8- تفريحي 9- خدمات نگهداري و تعمير 10- تزئيني و تجملي است.

برنامه‌هاي اقتصادي زندگي‌مان، رفتارهاي اقتصادي ما را بروز مي‌دهد و شخصيت اقتصادي ما شناخته مي‌شود. فكر نكنيد وقتي صرفه‌جو و بجا‌خرج‌كن هستيد دليل بر خسيسي شما مي‌شود.

خانواده‌اي را در نظر بگيريد كه براي خريد پوشاك در سال 2بار بيشتر اقدام نمي‌كنند و آن 2بار هم از مراكز اصلي و محل توزيع و توليد خريداري مي‌كنند تا بدين‌صورت در وقت و هزينه خود صرفه‌جويي كرده‌باشند. از نظر منطقي آنها خسيس هستند؟ نكاتي در صرفه‌جويي وجود دارد كه با رعايت آنها مي‌توان به اقتصاد خانواده كمك كرد:

1- هنگامي كه براي خريد مايحتاج خود به فروشگاه محل مي‌رويد، سعي كنيد آن چيزي را بخريد كه مورد نياز شماست. براي اين كار مي‌توانيد مايحتاج خود را به ترتيب اولويت روي يك صفحه كاغذ يادداشت كنيد. مراقب باشيد هيچ‌گاه كالاهاي متنوع فروشگاه با بسته‌بندي‌هاي زيبا شما را تحت تأثير خود قرار ندهد.

2- هميشه هنگام بيرون‌رفتن از منزل به ياد داشته باشيد كه فقط به مقدار مورد نياز خود پول به همراه داشته باشيد؛ هيچ‌وقت پول اضافي با خود حمل نكنيد كه اين پول علاوه بر اينكه ممكن است مورد دستبرد قرار گيرد مي‌تواند به‌سرعت خرج شود.

3- هنگامي كه براي انجام كاري بيرون مي‌رويد در وهله اول هدف خود را از اين عمل مشخص كنيد. هيچ‌گاه وقت خود را بيهوده در خارج از خانه نگذرانيد. به ياد داشته باشيد زماني به بيرون برويد كه هدف آن برايتان مشخص شده باشد.

4- براي اينكه وسايل و لوازمي كه قبلا شما خريده‌ايد بهتر و بيشتر عمر كرده و مورد استفاده قرار گيرد بايد هرچند وقت يك‌بار به سرويس‌كردن آنها بپردازيد.

5- هميشه آنچه را نياز داريد در محل اصلي آن خريداري كنيد.

6- هيچ‌گاه بيش از آنچه در توان داريد خرج نكنيد.

7- در يك بانك حساب پس‌اندازي براي خود داشته باشيد. سعي كنيد در بانكي حساب خود را افتتاح كنيد كه سود بيشتري به پس‌انداز شما مي‌دهد.

8- اگر برايتان مقدور است زودتر از خانه بيرون رفته و از وسايل نقليه عمومي استفاده كنيد تا هزينه‌هاي نگهداري ماشين و مخارج سنگين اياب‌وذهاب به شما فشار نياورد.

9- بعضي از مواد غذايي انرژي بيهوده دارند؛ مانند انواع شيريني و نوشابه كه هزينه سنگيني را به خانواده تحميل مي‌كنند؛ پس در خريد آنها با احتياط رفتار كرده و برايشان هزينه نكنيد.

10- موادي كه فسادپذير هستند و عمر كوتاهي دارند را تا مصرف نكرده‌ايد خريداري نكنيد.

11- در مصرف انرژي با استفاده از روش‌هاي مختلف صرفه‌جويي كنيد؛ مانند استفاده از لامپ‌هاي كم‌مصرف از جمله مهتابي و فلورسنت كه شايد گران‌تر باشند ولي در درازمدت هزينه اوليه را برمي‌گردانند. استفاده از تلفن در ساعت‌هايي كه قيمت تلفن ارزان‌تر اعلام شده است.

در مصرف سوخت نيز زماني كه براي شست‌وشو نياز به آب گرم نداريد، بكار نبريد. و هميشه بدانيد هزينه مصرف انرژي، تصاعدي حساب مي‌شود.

12- هميشه بدانيد خواب خوب، ورزش و تغذيه مناسب كه حتي مي‌تواند شامل يك‌نوع ميوه و سبزي هم باشد به تندرستي شما كمك كند زيرا هزينه درمان از پيشگيري و هزينه تعمير از نگهداري گران‌تر است. بهتر است در حفظ و نگهداري وسايل و لوازم زندگي و خانه‌مان كوشا باشيم.


نويسنده : سهيلا منتظر



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:29 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

براساس تئوري‌هاي پذيرفته شده اقتصادي، هزينه کردن بيشتر باعث افزايش رضايت و خوشحالي فرد مي‌گردد. علي‌رغم اينکه ما در 50 سال اخير، بيش از کل تاريخ حيات بشريت، مصرف کرده‌ايم، هنوز هم به رضايت کافي دست نيافته‌ايم. به علاوه، رشد ابتلا به بيماري افسردگي، تمايل به خودکشي، بي‌خوابي، استرس و تخريب محيط زيست در کشورهاي غربي به اصطلاح خوشحال، پرسش‌هاي زيادي را در مورد کارايي و درستي اين تئوري‌ها به وجود مي‌آورد. همچنين شرکت‌هاي تبليغاتي با تمام توان خود تلاش مي‌کنند که هنوز هم نيازهاي ناشناخته جديدي را براي مصرف‌کنندگان توليد نمايند تا به اين مسابقه بي‌پايان مصرف‌زدگي، دامن بزنند. آيا محيط زيست و جنگل‌ها، آلودگي درياها، ويراني اکوسيستم‌هاي ارزشمند زمين و گرمايش جهاني و در يک کلام، مرگ سياره زمين، بهايي است که در برابر خوشحال کردن و احساس رضايت بيشتر ما، ارزش پرداخت آن را داشته باشد؟

 

 
 
   ● نويسنده: جرجمونبيت

منبع: ماهنامه سياحت غرب - 1386 -شماره 56، اسفند


 
 

اقتصاد صنعتي مدرن را مي‌توان بدين گونه تشريح نمود: منابع از يک گودال حفر شده در منطقه‌اي واقع در آن سوي کره زمين استخراج مي‌گردند، براي چند هفته مورد استفاده قرار مي‌گيرند و سپس در گودالي حفر شده در سمت ديگر سياره ما دفن مي‌شوند. اين همان مفهومي است که به آن «ايجاد ارزش» مي‌گويند. اين ايجاد ارزش، کيفيت زندگي ما را ارتقا مي‌دهد. بهبود در کيفيت زندگي نيز، ما را خوشحال‌تر و رضايتمند‌تر مي‌کند و هرچه که ما منابع بيشتري را از يک گودال به گودالي ديگر بريزيم، خوشحال‌تر خواهيم شد، اما متأسفانه گويي ما هنوز هم به اندازه کافي اين منابع را جابجا نکرده‌ايم. چرا که براساس گزارش منتشر شده از سوي «مؤسسه وردواچ»، ما کالاها و خدمات بيشتري را از سال 1950 ميلادي به بعد، در مقايسه با کل تاريخ حيات بشريت، مصرف کرده‌ايم؛ اما به نظر مي‌رسد که ما هنوز هم به اندازه کافي ‌احساس رضايت نمي‌کنيم. لذا در اين دوره، يک جوان 25 ساله انگليسي با احتمال 10% دچار افسردگي مي‌شود. هم اينک نيز از هر چهار فرد بالغ انگليسي، يک نفر از اختلالات مزمن بي‌خوابي، و از هر پنج دانش‌آموز ما هم، يک کودک به مشکلات روان شناختي مبتلاست. در 13 سال اخير هم تعرفه مربوط به بيمه‌هاي اعصاب و روان با 36 % رشد روبه‌رو گرديده است. مطالعات صورت گرفته از سوي آمريکايي‌ها نيز نشان مي‌دهد که بين 40 تا 60 % شهروندان، از بيماري‌هاي عصبي و رواني مختلف در طول يک سال، رنج مي‌برند. از سوي ديگر، سازمان جهاني بهداشت (WHO) پيش‌بيني نموده که در سال 2010 ميلادي، «افسردگي» به دومين بيماري رايج در کشورهاي توسعه يافته تبديل شود.

به علاوه، در چنين روزهايي از سال (ايام کريسمس)، نرخ مصرف با رشدي فزاينده همراه است. مقامات مسئول منطقه‌اي که من در آن زندگي مي‌کنم، اعلام نموده‌اند که مقدار زباله توليد شده شهروندان در ماه‌هاي دسامبر و ژانويه با 12 % رشد روبه‌رو مي‌شود. و عجيب اينکه به گونه‌اي قابل توجه، نرخ ابتلا مردم ما به افسردگي در حال افزايش است. از سوي ديگر، تعداد تماس‌هاي صورت گرفته با مراکز مشاوره و درمان افراد نااميد و متمايل به خودکشي هم در روزهاي آغازين سال و ماه ژانويه، با 8 % رشد روبه‌رو مي‌شود. هرچه که ما با افسردگي بيشتري روبه‌رو شويم، هزينه بيشتري را صرف داروهاي ضدافسردگي و مشروبات الکلي مي‌نماييم و همان‌طور که همه اقتصاددان‌ها مي‌گويند: هرچه که ما بيشتر هزينه کنيم، خوشحال‌تر و رضايتمندتر مي‌شويم! در کريسمس چند سال قبل، من يک کتري هديه گرفتم که هم اينک نشت مي‌کند. البته من مي‌توانم آن را تعمير کنم، به شرطي که ته آن را باز نمايم. اما يکي از پيچ‌هاي ستاره‌اي شکل کف آن به گونه‌اي ساخته و نصب گرديده که امکان تعمير اين کتري وجود نداشته باشد و البته هيچ ابزاري هم قادر به اين کار نيست. البته من يک نکته را فراموش کرده‌ام، چرا که اين کتري براي کريسمس و نه زندگي عادي بوده است. لذا من آن را دور مي‌اندازم و با خريد يک کتري نو، به ساخت يک بهشت زميني کمک مي‌کنم!

تل انبوه و غيرقابل تصور کادوهاي کريسمس خراب و شکسته، کارت‌هاي تبريک دور ريخته شده، درخت‌هاي کريسمس تبديل به کود گياهي نشده، و بسته‌بندي‌هاي رنگين بازيافت نشده ما، نشان‌دهنده چه حقايقي مي‌باشد؟ آيا نبايد براي بازيافت اين زباله‌ها، گامي همه جانبه برداريم؟ اين کار،‌ منافع زيادي براي سلامت جامعه ما دارد. مثلاً بچه‌هاي متولد شده در شعاع سه کيلومتري مناطق دپوي زباله‌هاي سمي (براساس يک پژوهش منتشر شده در نشريه پزشکي معتبر لنست) با احتمال بيشتري در مقايسه با ساير کودکان، به اختلالات جسمي و رواني مبتلا مي‌گردند. دستگاه‌هاي زباله‌سوز هم با آزاد کردن ديوکسين‌ها و ساير فلزات سنگين، موجب ابتلا به بيماري‌هايي نظير سرطان، ناهنجاري‌هاي مادرزادي و ناهنجاري‌هاي مربوط به غدد داخلي مي‌شوند. البته اين وضعيت به ايجاد مشاغل جديد و افزايش وارد شدن پول به اقتصاد کمک مي‌کند و به افزايش خوشحالي انسان‌ها نيز مي‌انجامد!

از سوي ديگر، آمارها و گزارش‌هاي ارائه شده از سوي سازمان ملل متحد نيز نتايج مشابهي را نشان مي‌دهد. براساس اين آمار، شهروندان انگليسي به نسبت ساکنان کشورهاي فقيرتر، به دليل تأمين نيازمندي‌هاي زندگي‌شان، شادتر و خوشحال‌تر هستند. البته تبليغاتچي‌ها هم تلاش مي‌کنند که به نيازهايي پاسخ دهند که ما در گذشته از وجود آنها بي‌اطلاع بوده‌ايم،‌ گويي که بدون توجه به اين نيازها، زندگي ما از شادماني و خوشحالي کمتري برخوردار است. هنگامي که من 18 سال داشتم، کرم‌هاي نرم‌کننده و شاداب‌کننده صورت مردانه به بازار آمد. تا آن زمان، ما پسرها در مورد اين مطلب که پوست صورت ما در بزرگ‌سالي پير مي‌شود، هيچ اطلاعي نداشتيم. از آن زمان، مردها با پيشرفت‌هاي تحقيقاتي و درماني زيادي آشنا شده‌اند که زنان از ديرباز از آنها بهره‌مند مي‌گرديدند. ما مردان دريافته‌ايم که ما زشت‌تر، چاق‌تر، نامتناسب‌تر و پرلک و جوش‌تر از حالتي هستيم که تصور مي‌نموديم و با جابجايي منابعي بيشتر در سوراخ‌هاي زمين، مي‌توان براي بهبود اين معضلات و مشکلات گام برداشت.

يک جامعه مصرف‌کننده، بيش از هر جامعه‌اي، زندگي فقرا را تحت تأثير قرار مي‌دهد، چرا که در آن مي‌توانيم زشتي زندگي کنوني خود و همچنين وسايل رهايي از شرايطي را که در آن گرفتار آمده‌ايم، مشاهده نماييم. در پاره‌اي موارد هم نظير گزارش ماه گذشته «اداره مشاوره به شهروندان» نيز نشان داده شده که خوشحال کردن مردم به رشد سودآوري شرکت‌هاي توليدي مي‌انجامد و باعث بهبود گردش پول و بازپرداخت سريع وام‌هاي دريافتي آنان مي‌گردد. بدين ترتيب، همان‌طور که بانک‌ها و توليدکنندگان، مغازه‌دارها و اقتصاددانان به ما يادآوري مي‌کنند، تلاش ما براي دستيابي به شادماني و خوشحالي، حد و مرزي ندارد.

البته همانند هميشه و به ويژه در شرايط کنوني، عده‌اي خواهان خراب کردن اين شادماني هستند و به ويژه سبزها و حاميان حفظ محيط زيست و حيات‌وحش، به ما هشدار مي‌دهند که سياره ما به دليل اين مصرف‌گرايي بي‌پايان و بدون حد و مرز و سيري‌ناپذير، در حال مرگ است. آنان مي‌گويند، مردم اين کره خاکي به دليل کندن گودال‌هاي فراوان، نابودي جنگل‌ها و پرورش گياهان پول ساز، اکوسيستم‌هاي طبيعي را آلوده نموده و منابع ارزشمند زمين را نابود کرده‌اند. سياره ما در حال تجربه گرمايي غيرطبيعي و بيش از اندازه است، چرا که انرژي زيادي براي انتقال اجزاي آن از يک گودال به گودالي ديگر، مورد نياز است. من مي‌خواهم اين سؤال را مطرح کنم که آيا مرگ سياره زمين، بهايي است که ما در برابر به دست آوردن خوشحالي کنوني، ارزش پرداخت آن را داشته باشيم؟





ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:25 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بر هر انسانی که اندکی تأمل و تدبر نماید این جهت معلوم می گردد که «حب جاه» و مقام و ریاست، علت بسیاری ازمفاسد وظلم های بزرگ و خسارت های جبران ناپذیر دنیوی و اخروی برای انسان ها بوده است. از زمان حضرت آدم(ع) تا حال که پادشاهان، حکام و فرمانروایان هردیار با انبیا ورسولان و اوصیا مخالفت و عداوت هایی داشته اند، علتی جز «حب جاه، مقام، ریاست وسلطنت» و دغدغه و نگرانی ازبین رفتن آنها درمیان نبوده است.

نمرود برای حفظ همین مقام، کمر عداوت بست که ابراهیم خلیل(ع) را به آتش خود بسوزاند، فرعون سال ها در کمین حضرت موسی(ع) بود و شداد و دقیانوس و... در طغیان و عناد مطلبی غیر از نگهداری سلطنت، دولت و قدرت خود نداشته اند و جز برای دنیا بذر جور و ستم در کشتزار جهان نکاشتند. عهدشکنان غدیر از مخالفت با علی(ع) جز ریاست منظوری نداشتند، معاویه جز برای حکومت، علم عداوت با امام حسن مجتبی(ع) نیفراشت و یزیدبن معاویه از قتل امام حسین(ع) غرضی جز حفظ ملک و ریاست نداشت و امثال اینها که با اولادهای اشرف ناس کرده اند، مقصدی جز ریاست قدرت و ثروت در میان نبوده است.

مخفی نماند که سلطنت و حاکمیت و مرتبه فرمانروایی مخصوص ذات مقدس پروردگار است و هیچ کدام از جمعیت مردم لیاقت آن کار را ندارند جز افرادی که ازطرف خداوند برگزیده و منصوب گردیده اند و آن جماعت چند طبقه اند:

طبقه اول: پیامبران ورسولانند که اطاعت ایشان، اطاعت خدا و عصیان ایشان عصیان پروردگار است.

طبقه دوم: اوصیای آنها و ائمه می باشند که تصریح پیغمبر برخلافت ایشان ساطع و آیه کریمه «اطیعوالله واطیعواالرسول واولی الامر منکم (نساء/59) به ریاست ایشان برهان و دلیلی است قاطع.

طبقه سوم: جمعی هستند که از جانب ایشان منصوب برای حکومت و قضا و حل مسایل و ا حکام می باشد.

طبقه چهارم: عده ای که از جانب ایشان ماذون و از طرف آنان منصوبند برای رتق و فتق امور.

و غیر از این چهار طبقه، اگر کسی حکمی نماید وبر مسند قضاوت بنشیند و عده ای را در تحت سیطره و اختیار درآورد، جز خسران وزیان مقامی را نگرفته و جز شقاوت و تیره بختی نصیبش نمی شود.

گویند یکی از پادشاهان گذشته قانونی مقرر کرده بود که هرکس وزارت او را یک سال به عهده گیرد، یک دستش را جدا نمایند و آن دست بریده را به هوا انداخته هرکه به گرفتن آن مبادرت ورزید، وزارت آن سال به او رسد.

همچنین بعد از انقضای آن سال، دست اورا نیزقطع نمایند. باوجود این مردم آن شهر از غایت «حب جاه و مقام» به دست بریدن حاضر گشته و برگرفتن آن دست مبادرت کرده بر هم پیش دستی می کردند که یک سال وزارت کنند. عجیب تر اینکه یکی از آن وزرا که دستش را قطع کرده و به هوا انداخته بودند، خود مبادرت کرده و آن را گرفت.

آری زهی شقاوت و بدبختی و سست عقلی و جان سختی که برای بزرگی بی اعتباری دنیا، انسان این همه آزار و محنت این سرای بی بقا، خواری و مذلت کشد و در تحصیل سعادت بی زوال آن جهانی و در تسخیر مملکت جاودانی یک ذره سعی ننماید.

از پیامبر اعظم(ص) نقل شده که هرکس کرامت و عزت جهان آخرت را طالب است، زینت دنیویه را ترک نماید. (مسندالشهاب، ج1، ص 251)

همچنین در اخبار آمده که خدای متعال به حضرت موسی(ع) وحی نمود که «هرکس ظاهر او آراسته تر از باطن وی باشد، حقاً دشمن من است و هرکس ظاهر و باطن او یکسان باشد مؤمن است حقاً و هرکس باطن او آراسته تر از ظاهر او باشد، ولی است حقاً» (جامع الاخبار، فصل 41، ص 519)

بنابراین انسان با خرد نمی گذارد که اندرون او پست تر از برون باشد و همیشه درصدد اصلاح ظاهر و باطن است، بلکه تلاش می کند دل را به لباس تقوا زینت دهد اگرچه تن را واگذارد. نتیجه اینکه حب جاه و مقام و ریاست و آراستن ظاهر و زینت دادن امور دنیوی اگر در چارچوب حدود الهی نباشد و در مسیر اهداف باطل و شیطانی و غیرخدایی قرار گیرد به طور قطع انسان و جامعه را به منجلاب فساد و تباهی و انحطاط سوق خواهد داد.


نويسنده : حسين شيخ الاسلامي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:22 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اين‌كه الگوي مصرف مردم ايران در بخش‌هاي مختلف، الگويي غيربهينه و سرشار از ناكارآمدي است، تقريبا مورد وفاق همه ما قرار دارد و كسي در اين مساله ترديد به خود راه نمي‌دهد؛ اما اين‌كه چنين الگوي غيربهينه را چگونه مي‌توان اصلاح كرد و اصولا الگوي مطلوب چيست، محل اختلاف نظر فراوان است.

در اين ميان، آنچه از رسانه‌ها و مطبوعات برمي‌آيد ارائه الگوها و راهكارهاي صحيح و اصولي مصرف در بخش‌هاي مختلف است كه مي‌تواند در برخي حوزه‌ها راهگشا باشد. مقاله حاضر نيز در همين راستا به ارائه برخي راهكارها در زمينه اصلاح الگوي مصرف مي‌پردازد.

صرفه‌جويي در لغت به معني اندازه نگه داشتن در خرج يا منابع است كه در مقابل آن اسراف به معني از حد ميانه خارج شدن و تبذير به معني بيهوده خرج كردن است.

در حقيقت صرفه‌جويي مسير قرار داشتن در حد تعادل و نياز و استفاده بجا را از منابع دنبال مي‌كند، اگرچه ممكن است استنباط عدم استفاده از منابع در ذهن متبادر شود.

نيازهاي نامحدود جامعه بشري و توجه به منابع محدود موجود، مديران را مكلف به ارائه تدبير و برنامه‌اي براي استفاده بهينه از منابع مي‌كند. روي آوردن مديران جوامع امروزي به علم ژنتيك و حضور در عرصه نانوتكنولوژي، شايد پاسخي به نيازهاي فراوان جوامع است كه در قالب زمان و مكان و منابع جغرافيايي آن مجموعه دست يافتني نيست. بهره‌گيري از خواص مناسب‌تر و تجميع آن در يك محصول به منظور بالا بردن كيفيت، حجم بيشتر، رشد سريع‌تر و آفت‌پذيري كمتر در علم ژنتيك بخشي از اقدامي است در حفظ و استفاده مناسب‌تر منابع كه نظر بسياري از مديران امروزي را به خود جلب كرده است. اگر وظيفه‌گردانندگان امور، دسترسي به كيفيت و كميت بيشتر براي پاسخگويي به نياز است، وظيفه مصرف‌كنندگان نيز سعي در مصرف بجا و اجتناب از هدر دادن منابع است. اين رابطه دوطرفه، نياز به مكانيسمي (ساز و كاري) دارد كه به طور ساختاري جامعه را در مسير تعادل هدايت كند. براي نيل به اين اهداف بايد مشكلات و موانع موجود آسيب‌شناسي شود تا بتوان راه‌حل‌هاي مناسبي براي رفع آنها ارائه كرد.

امروزه در كشور ما نبود اين ارتباط و چرخه مناسب، منابع فراواني را با سرعت به هدر مي‌دهد. يكي از دلايل رشد كشورهاي جهان پيشرفته، برنامه‌ريزي صحيح براي حفظ منابع و برقراري ارتباط مناسب ميان منابع موجود و شيوه مصرف است كه در فرهنگ جامعه‌شان نهادينه شده و ما در ايران اسلامي بايد اين مهم را بدقت مورد ملاحظه قرار دهيم.

توجه به برنامه‌هاي اساسي و بلندمدت در جامعه امروز ايران چقدر لازم به عنوان اولويت چگونه خودنمايي مي‌كند؟ آيا وجود ذخاير ارزي فراوان امروز كشور از يك طرف و خيل عظيم نيروي مستعد بيكار و وجود نرخ بيكاري بالا در جامعه از طرف ديگر، همچنين هدر رفتن منابع فراوان آبي رودخانه‌اي در جنوب و غرب كشور، منابع آبي سطح‌الارضي در فصول ابتدايي سال و زمستان و عدم تلاش در حفظ آن، مواجه بودن كشور با كمبود آب در بخش مصرف انساني و كشاورزي كمترين بهره از خطوط راه‌‌آهن شهري در شهرهاي بزرگ و اتلاف ميلياردها ساعت وقت ارزشمند شهروندان در طول روز و... چگونه قابل تجمع است و مديران امروز جامعه چه پاسخي براي آن دارند؟

موضوعات ذيل بخشي از موضوعات اساسي از بين نيازهاي جامعه ايران است كه مي‌تواند مديران جامعه را در جهت تدبير آن كمك كند.


تدبير وقت جامعه

ساعت‌ها عمرها را به غارت مي‌برند و آنها را فاني مي‌گردانند. در عين حال كه زيباترين واژه‌ها و اصطلاحات را در فرهنگ غني خود داريم و وقت را طلا مي‌ناميم، ولي بيشترين اتلاف زمان را در زندگي روزانه مردم كشورمان شاهد هستيم.

مديريت، اين امر مهم با برنامه‌ريزي و آموزش دولت ميسر است. بايد شيوه‌هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه‌هاي غلط شود و بخش مهم‌تر كه مورد فوق را در درازمدت تامين خواهد كرد، ايجاد زمينه‌هاي لازم توسط دولت براي قرار دادن مصرف وقت مردم در جهت صحيح و استفاده بهينه است.

مصرف روزانه چندين ساعت از بهترين زمان‌هاي مردم در شهرهاي بزرگ مثل تهران و شهرهاي بزرگ ديگر كشور، در حقيقت سرمايه عظيم كشور را به هدر مي‌دهد. اين آفت با سرعت سرسام‌‌آوري در حال پيشرفت بوده با حضور خودروهاي بيشتر در خيابان‌ها و افزايش جمعيت به دليل مهاجرت‌ها به سوي شهرهاي بزرگ رو به گسترش است. گسترش خطوط قطارهاي زيرزميني با سرعت افزون مي‌تواند قدرت ظهور وسايل نقليه عمومي شهري و اطمينان عمومي جامعه بر تكيه بر وسايل خدمات شهري براي جابه‌جايي را افزايش دهد.

وجود فيلم‌‌ها و كتابخانه‌هايي با تنوع موضوع براي آموزش و ارتقاي فرهنگ عمومي در وسايل نقليه عمومي و محل‌هاي انتظار آن، وقت اتلافي را به وقت مفيد تبديل مي‌كند كه نياز است در برنامه شهري مورد عنايت قرار گيرد.

وقت مردم در ترمينال‌هاي عمومي، ايستگاه‌هاي قطار و هواپيما با وسايل جذاب ورزشي، كلاس‌هاي الكترونيكي كوتاه مدت و مفيد، فيلم و كتابخانه‌ها مي‌تواند مفيد مصرف شود.

در روستاها پس از فصول كاشت و برداشت بقيه اوقات در صرف زمان غيرمفيد است كه هدايت منطقي آن به سوي كتابخانه‌هاي سيار (با ماشين) و پخش فيلم‌هاي آموزشي و آموزش مهارت‌هاي زندگي در محيطي متناسب با محل زندگي با برنامه‌ريزي صحيح، علاوه بر مديريت مناسب زمان، سطح دانش و تخصص حرفه‌اي روستاها را نيز بالا مي‌برد و منجر به افزايش بازدهي اقتصادي خواهد شد.

گذران زمان بدون برنامه در قشري از مردم يا در بخش قابل توجه از مردم در زمان تعطيلات تابستان موجود است كه نياز است با جاذبه‌هاي متنوع اين اوقات به نحو شايسته‌اي مديريت شود.

گسترش كلاس‌هاي آموزش فني و حرفه‌اي براي ايجاد اشتغال و كاهش بيكاران و زمان بيكاري جامعه جهت تربيت متخصص و ايجاد توان ورود به عرصه‌هاي نياز.


آب

بسياري از صاحبنظران بحران‌هاي اجتماعي آتي را مرتبط با آب مي‌دانند. كشور ما همواره در گذشته بخصوص در سال‌هاي جاري با افزايش جمعيت از كمبود آب رنج برده است. آمار گوياي اين مطلب است كه در كشور، استفاده ناصحيح آب در زندگي شهري و در بخش كشاورزي همچنين عدم بازيافت آن باعث به وجود آمدن بخشي از نارسايي‌ها بوده و تدبير 3 مورد ياد شده، مقدار قابل ملاحظه‌اي كشور را از كم‌آبي نجات خواهد داد.

مصرف سرانه آب (ليتر در روز) در شيراز 155 ليتر، در قم 166 ليتر، در خوزستان 234 ليتر بوده در حالي‌كه در ظهرون عربستان 87 ليتر، در مكزيك 100 ليتر و در مالزي 90 ليتر است.

در بخش آب كشاورزي مصرف جهاني صيفي‌جات 7000 تا 10500، چغندر قند 5500 تا 7500 و ذرت 5000 تا 8000 متر مكعب در هكتار است حال آن‌كه در كشور ما صيفي‌جات 17900، چغندر قند 10000 تا 14000 و ذرت 10000 تا 12000 متر مكعب در هكتار است.


در بخش نظارت دولت

الف - جمع‌آوري و هدايت و حفظ آب‌هاي سطح الارضي

ب - كشور ما علاوه بر كم‌آبي به صورت دوره‌اي نيز از كم‌آبي مضاعف و در بعضي از مناطق بي‌آبي رنج مي‌برد، ولي منابع آبي از دامنه زاگرس، البرز و... در ماه‌هايي از سال جاري است، همچنين چشمه‌سارها يا آب‌روهاي فصلي در اقصا نقاط ايران پهناور موجود است كه آب كلا به هدر مي‌رود كه بايد در برنامه‌ريزي صحيح جمع‌آوري و حفظ شود.

ج - انتقال آب از سرچشمه يا محل استحصال تا محل مصرف عمدتا در روستاها به جوي‌هاي معمولي كه بشدت قابليت جذب زمين شدن و تبخير دارد صورت مي‌گيرد كه با بسترسازي و انتقال صحيح و جلوگيري از پرت بين راهي در روستاها با آموزش و تصديگري دولت مي‌توان موجودي آب‌ را گاهي چند برابر كرد. اين انتقال ممكن است از فاصله زيادي صورت گيرد.

بايد شيوه‌هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه‌هاي غلط شودد - مصرف آب كشاورزي با روش سنتي براي ايران اسلامي امري ناپسند و نامطلوب است. اين امر مهم بايد با سرعت با آبياري تحت فشار جايگزين شود. اين اقدام شايسته است بصورت اجباري و تشويق امكانات در برنامه آبياري مزارع و باغ‌هاي موجود در روستاها گذاشته شود. امروز مصرف بي‌رويه آب‌هاي زيرزميني عمق چاه‌هاي عميق را بشدت افزايش داده كه اين سرمايه هميشگي و ملي را در خطر نابودي كامل قرار داده است.

ه - رودخانه‌هاي عظيمي از كشور به درياهاي حواشي كشور سرازير مي‌شود، همچنين آب‌هاي جاري رودخانه‌هاي كشور در مناطق مرزي به كشورهاي همسايه سرازير مي‌شود روند منطقي سدسازي در كشور قدمي شايسته بوده و در سال‌هاي گذشته نزديك صورت گرفته و نياز است تا حد امكان طراحي ممانعت از ورود آب به دريا و بهره‌گيري در مسير و انتقال به ديگر مناطق از سرچشمه در دستور كار قرار گيرد. براي مثال رودخانه اروند رود سالانه ميلياردها تن خاك و آب ايران را به حوزه آبي خليج فارس وارد مي‌سازد.


در بخش تغيير در فرهنگ عمومي

با عنايت به تعاليم عاليه شرع مقدس دين مبين اسلام، متاسفانه به علت ارزان بودن، استفاده بي‌رويه آب در زندگي روزانه به صورت عادت درآمده است.

الف‌ - با توجه به دستورات شرع مقدس كه اسراف را نهي كرده، لازم است با تلاش وعاظ و علماي ديني، شيوه عملي وضو و غسل بامصرف در حد اعتدال آب در كشور آموزش داده شود.

ب - عمده مردم در حمام گرفتن بيش از دو سوم آب مصرفي را هدر مي‌دهند. لازم است در سيستم شهرداري‌ها پايان كار به ساختمان‌هايي داده شود كه دوش حمام آن مجهز به چشم الكترونيكي با مدل‌‌هاي طراحي مناسب باشد و گرم‌كننده‌‌هاي حمام‌ها به گونه‌اي باشد كه مردم در فصل سرد با آب گرم حمام را گرم نكنند.

ج - لازم است آب‌هاي مصرفي شستشوي ماشين، لوازم خانه، فرش، باغچه و حياط و... در سطح مجتمع‌هاي شهري بزرگ با بهره‌برداري از برگردان آب همان مجتمع و فيلتر كردن آب الزاما طراحي و اجرا شود.

د - بهره‌گيري از پساب و فاضلاب تمام شهرها براي عرصه كشاورزي آن شهر مي‌تواند رونق بي‌مانندي در عرصه كشاورزي ايجاد و اين سرمايه عظيم را مديريت كند. اين مهم بايد توسط شهرداري‌ها با اولويت صورت گيرد.

موارد فوق با وجود نيروي جوياي كار و ذخيره اقتصادي و ايجاد بهره‌ اقتصادي به عنوان موضوعي ارزشمند مي‌تواند مورد توجه دولت قرار گيرد.


مصارف انرژي

سوخت مصرف سالانه انرژي در ايران معادل 155 ميليون تن (420 ميليون ليتر) در روز است. مطالعات شركت بريتيش پتروليوم مصرف انرژي در ايران را بسيار بيشتر از كشورهايي مي‌داند كه از نظر توسعه يافتگي در سطح بالاتري نسبت به ايران قرار دارد. اين گزارش، مصرف ايران را در مرتبه سيزدهمين كشور جهان مي‌شمارد. صاحب‌نظران مصرف بالاي سوخت خودرو را به علت عدم بهره‌گيري از خدمات عمومي و ارزاني سوخت را از علل اين موضوع مي‌دانند. ميزان سرانه سوخت خودروهاي آلماني 2 الي2/5 ليتر است و در ايران 10 الي 11 ليتر است، در حالي‌كه بيش از نيمي از بنزين كشور وارداتي است.

مصرف بي‌روبه به علت ارزاني و عادت به مصرف غير صحيح، باعث اتلاف انرژي كشور و طي رويه‌اي غيرديني در فرهنگ عمومي شده، به‌گونه‌اي كه ممكن است منازل مردم كه با صرف سوخت بيش از حد گرم شود، براي تعادل حرارت منزل پنجره‌ها نيز باز شده و سرمايه ملي به هدر برود. در اين جهت بايد دولت كنترل لازم را معمول دارد و اتلاف گرمايي در ساختمان‌ها با نظارت‌هاي فني به حداقل برسد و فرم‌ها و استانداردهاي وسايل گرمايي و سرمايي و نوع پنجره‌ها، در‌ها، منافذ بايد با نظارت فني تابع استاندارد قرار گيرد.

-‌ برق مصرفي توسط آموزش رسانه‌اي نياز است تحت كنترل‌هاي غيرانساني هوشمند قرار گيرد و با زمان محدود كنترل گردد.

- مصرف برق مصرفي خيابان‌ها با كنترل‌هاي فتوسل هوشمند بايد به صورت مضاعف تحت كنترل واقع شود. عمدتا در مناطق وسيعي از يك شهر به سبب خرابي حساسه موجود، انرژي با اندازه زياد و به مدت زياد تا زمان تعمير به هدر مي‌رود.

- تبديل انرژي در كارخانه‌هاي قديمي و مناطق تجاري بايد تحت كنترل درآيد تا انرژي ارزان بي‌جهت مصرف نشود. به علت ارزاني گاز، مغازه‌هاي تجاري در زمستان ضمن روشن كردن گاز، در مغازه را باز نگه مي‌دارند و از لامپ‌هاي پرنور بي‌سبب در روز استفاده مي‌كنند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:08 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

نشست فرهنگ و اصلاح الگوي مصرف با حضور جمعي از مسؤولان و پژوهشگران و علما و فضلاي حوزه علميه قم برگزار شد و موضوعاتي چون ارتباط الگوي مصرف با نظامهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي و رويکرد اصلي اصلاح الگوي مصرف در تغيير سبک زندگي مردم مطالبي مطرح شد.

دکتر ابراهيم شفيعي سروستاني، مدير پژوهش مرکز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما، دکتر امير محمدخاني، مديرکل حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و دکتر محمد سليمي، مدير گروه پژوهشهاي بنيادي مرکز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما در اين نشست حضور داشتند و به بيان ديدگاههاي خويش پرداختند.

در اين نشست که به بهانه نامگذاري امسال از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف برگزار شده بود، دکتر شفيعي سروستاني با اشاره به اين مطلب که رهبر معظم انقلاب از سالها پيش، يعني در حدود سال 1370 ضرورت پرداختن به اين بحث را مطرح کردند، گفت: اصلاح الگوي مصرف، ارتباط وثيقي با اصلاح نظام هاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي يک جامعه دارد.


وي افزود: اين موضوع با فرهنگ و باورهاي يک جامعه ارتباط بيشتري دارد.

دکتر شفيعي سروستاني تأکيد کرد: ما در اين نشست به دنبال پرداختن به مباحثي چون ارتباط الگوي مصرف با نظام هاي سه گانه فرهنگ، سياست و اقتصاد يک جامعه، به ويژه نظام فرهنگي يک جامعه، ويژگي ها و شاخصه هاي اصلاح الگوي مصرف مطلوب، به خصوص از منظر آموزه هاي اسلامي، رويکردهاي اصلي اصلاح الگوي مصرف و راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در حوزه هاي تبليغ، ترويج و... هستيم. دکتر امير محمدخاني ديگر سخنران اين نشست بحث خود را با پرداختن به واژه فرهنگ آغاز کرد و گفت: اصلاح الگوي مصرف فرد را متوجه منابع به صورت فيزيکي و چگونگي مصرف آن مي کند که مي توان اين منابع را مورد توجه قرار داد.

دکتر امير محمدخاني با اشاره به اهميت منابع انساني افزود: منابع مادي از طريق منابع انساني قابل کنترل و هدايت است. وي يادآور شد: فرهنگ در اين فرايند نقش کنترل رفتاري منابع انساني را به عهده دارد که در نتيجه فرهنگ را مي توان اساس کنترل منابع و الگوي مصرف در جامعه قلمداد کرد که در صورت اصلاح و توسعه فرهنگي رفتار منابع انساني نيز بهبود مي يابد.

دکتر محمدخاني با اشاره به تأکيدات اسلام بر انسان محوري افزود: نمي توان با سطحي نگري تنها به منابع غيرانساني توجه داشت و از نقش کليدي و ضروري انسان غافل شد.

وي اظهار داشت: اتفاقات، کنش ها و رفتارهاي کم اهميت و مستمر در خاطرات اجتماعي ماندگار شده و بر خلاف انتظار بيشترين نقش را در فرهنگ دارند و رفتار انسانها را شکل مي دهند.

وي گفت: تغيير مديران مجرب و عدم بکارگيري و استفاده از تجارب بزرگان و افراد کهنسال به عنوان منابع تجربه اي از مصاديق اسراف و عدم اصلاح الگوي مصرف است چرا که براي تجربه اين افراد جامعه هزينه هاي زيادي را پرداخت کرده است.

وي افزود: سرمايه هاي تاريخي، فرهنگي، جواني، سلامتي، اعتقادي، سنتي، عدم سنجش تأثيرات بر مخاطب، توجه به اقدامات کمي، کم اهميت پرهزينه، مصرف نابجا از طبيعت و اظهار نظرهاي غيرکارشناسانه مي تواند زمينه ساز اسراف و بي توجهي به الگوي صحيح مصرف باشد.

دکتر محمدخاني ادامه داد: بايد راهکارهاي اساسي را در روابط و رفتارهاي ساده افراد جستجو کرد چرا که با تکرار به عنوان فرهنگ در جامعه نهادينه مي شود.

دکتر سليمي ديگر استاد مدعو اين نشست بود که درباره اصلاح الگوي مصرف سخن گفت. وي با بيان اينکه اگر نحوه مصرف کردن امکانات، منابع، کالاها و مقدورات يک جامعه شامل زمان و نيروي انساني، بودجه و... مي شود، را ملاحظه کنيم، مي بينيم چقدر با جامعه در ارتباط است، گفت: ابتدا بايد تعريفي از فرهنگ ارايه کنيم. فرهنگ شامل مورد پذيرفته شده و نهادينه شده يک جامعه است. سليمي در خصوص ويژگي هاي امور فرهنگي افزود: فرهنگ، يک امر اجتماعي است و ريشه دار بودن امور فرهنگي به منزله داشتن لايه هاي متعدد ظاهري، ارزشها واعتقادات نظام مند است و اجزاي آن به هم مرتبط است. وي در اين رابطه به بيان فرهنگهاي مختلف در اين رابطه با زندگي مستقل و... اشاره کرد و افزود: بنابراين مي توان گفت هم زمينه هاي عيني و هم زمينه هاي فکري و ذهني در فرهنگ تأثيرگذارند.

گفتني است؛ اين همايش به همت دفتر جنبش نرم افزاري پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي در سالن کنفرانس همايشهاي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم برگزار شد.


منبع: روزنامه قدس



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 4:03 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
آیا اصلاح الگوی مصرف فقط وظیفه مصرف کنندگان است؟



 
 
   ● نويسنده: محمد رضا - محمدخانى

منبع: هفته نامه  پنجره  1388


 
 

مقام معظم رهبري سال 1388 را (سال اصلاح الگوي‌مصرف) نام‌گذاري كردند. ايشان در بخشي از پيام نوروزي‎شان فرمودند: «همه ما به‌خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت‌هاي اجتماعي و آحاد مردم، بايد در سال جديد در مسير تحقق شعار مهم، حياتي و اساسي اصلاح الگوي ‌مصرف در همه زمينه‌ها، برنامه‌ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته‌اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال‎ها، ‌ظهور و بروز يابد.»

رسول گرامي اسلام (ص) مي‌فرمايند: «از دست دادن فرصت‌‎ها، موجب غصه‌‎هاست.» گرچه تا به حال براي شروع اين مهم تاخير كرده‌ايم، ولي امروز فرصت ديگري پيش آمده است كه بايد از آن استفاده کنیم و با آگاهي از همه عواملي كه مصرف را غيرقابل قبول كرده است، نسبت به اصلاح آن اقدام نماییم، چرا كه بدون علم، نتيجه مطلوب حاصل نخواهد شد. رسول گرامي اسلام «ص» مي‌فرمايند: «هر كس بدون علم، عمل كند، فسادش بيشتر از اصلاح است.»

دولت نيز در سال گذشته با توجه به تكاليف قانوني‌، «لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها» را تقديم مجلس كرد كه مي‌توان آن را از نظر سیاست‎گذاري در جهت شعار«اصلاح الگوي مصرف» تلقي كرد، ولي متاسفانه دولت در ارایه لايحه به مجلس، به ‌علت عدم وجود يا عدم انتشار اسناد پشتيبان اين لايحه (همچنين منابع مالي‌اي كه در لايحه بودجه سال 88 ديده شده بود)، نتوانست مجموعه خارج از دولت را قانع كند و آن‎ها را بر آن داشت تا با دقت نظر بيشتری در اين مسير حركت كنند. زيرا عجله در چنين امر واجبي، مي‌تواند مشكلاتي را بر كشور تحميل كند كه جبران آن، اگر نگویيم غيرممكن است، لااقل گران تمام مي‌شود. امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «كسي كه بدون بصيرت و آگاهي كاري داشته باشد، همانند كسي است كه هر قدر سريعتر مي‌رود از مقصد بیشتر دورتر مي‌شود.» البته منظور اين نيست كه دولت مي‌خواهد بدون بصيرت كاري انجام دهد، بلكه منظور این است که دولت حداقل نتوانسته است ساير عقلاي عالم را متقاعد كند كه همه تاثيرات مثبت و منفي كاري به اين بزرگي را برآورد كرده و راهكار برنامه‌ريزي شده‎ای براي حل مشكلات احتمالي پيش‌بيني نموده‌ است.

حال كه اين فرصت پيش آمده است و مقام معظم رهبري بر تحقق هدف‎هاي نهفته در شعار «اصلاح الگوي‌مصرف درهمه زمينه‌ها» تاكيد فرمودند، فرصت را غنيمت می‎شماریم و سعي مي‌کنیم در سلسله مقالاتی به بعضي بخش‌هاي عمومي كه بر مصرف بعضي نهاد‌‌هاي ذی‎ربط مديريت كافي نكرده اند، بپردازیم. البته بايد يادآور شد كه اين مشكل صرفا به دوران دولت نهم بر‌نمي‌گردد و امری سابقه‎دار است که امروز به‌طور جدي مطرح شده است.

يكي از بخش‌هايي كه بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد، توليد، توزيع و مصرف برق، به عنوان يكي از پرهزينه‌ترين و فراگير‌ترين بخش‎های انرژي كشور است.

1- آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال، از حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده، حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت 48 ميليارد كيلووات ساعتی این دو رقم بيانگر حدود 53/23درصد تلفات است.

1-1 درصد تلفات در يك مديريت نسبتا مناسب، نباید در كل شبكه بيش‌از 10 درصد باشد. از نمونه‎های درست مدیریت در كشور ما نيز ديده مي‌شود، به طوري كه در استان اصفهان تلفات حدود 5/8 درصد بوده است و تلفات سال 1386 در استان سيستان و بلوچستان كه در سال‌هاي قبل از وضع بسيار نا‌مطلوبي برخوردار بود، با يك مديريت صحيح، به زير ده درصد رسيد، در حالي كه تلفات برق در استان خوزستان حدود 37 درصد و در اهواز حدود 42 درصد بوده است و مجموع كشور در این سال تلفات 53/23 درصدي را نشان مي‌داد.

حال اگر مديريت اعمال شده در استان سيستان و بلوچستان، به كل كشور تسري داده شود و متوسط تلفات كشور در برق به حداكثر ده درصد برسد (بايد توجه داشت كه هيچ گاه تلفات شبكه صفر نخواهد شد و قدری از تلفات طبیعی است.)، از 48 ميليارد كيلووات ساعت تلفات برق درشبكه (سال 1386) حداقل 6/27 ميليارد كيلووات ساعت، قابل فروش خواهد شد. البته بايد اذعان كرد كه اصلاح شبكه، نياز به صرف هزينه‌هاي خاص خود دارد كه لازم است، به آن توجه شود. ولي از طرف ديگر بايد دقت داشت كه درآمد ناشي از فروش 6/27 ميليارد كيلووات ساعت برق حاصل از حذف تلفات (53/13 درصد) به قيمت 773 ريالي كه در قانون بودجه سال 1387 منظور شده است، بالغ بر 21/335 ميليارد ريال خواهد شد كه از محل آن هزينه اصلاحات شبكه مستهلک (به‌خصوص شبكه توزيع)، تامین خواهد شد. لازم به توضيح است كه كاهش اين حجم از تلفات، نياز به زمان منطقي دارد، زيرا در سال‌‌‌‌‌هاي اول امكان كاهش سالانه تا 3 درصد با هزينه بسيار كمتري نسبت به توسعه مقدور است، ولي بعد از گذشت 3 سال كاهش يك درصد در سال، با هزينه بالاتري امكان‌پذير خواهد بود.

1-2 صرفه‌جويي ديگري كه از محل حذف تلفات برق براي كشور حاصل مي‌شود، عدم نياز به تأسيس نيروگاه جديد براي تأمین حدود 7100 مگا وات است. با احتساب 650 دلار براي ايجاد يك كيلووات قدرت در شبكه، كشور نياز به سرمايه‌گذاري بيش از 6/4 ميليارد دلار خواهد داشت که با صرفه‎جویی می‎توان از این هزینه جلوگیری کرد.

1-3 سومين مورد، صرفه جويي در مصرف حدود 9/6 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي (يا معادل حرارتي آن گازویيل يا مازوت) در سال است كه روزانه به‌طور متوسط حدود 9/18 ميليون متر مكعب خواهد بود. توجه داشته باشيم كه قيمت همين مقدار گاز طبيعي، براساس قیمت دولتی آن برپایه نفت ‌خام 5/48 دلاري (هر متر مكعب 1300 ريال) سالانه بالغ بر 8900 ميليارد ريال است كه در حقيقت صرف تلفات غيرقابل قبول مي‌گردد.

با اين حساب ملاحظه مي‌شود كه منافع حاصل از يك كار مهندسي و اجرايي (كه هيچ وابستگي به خارج كشور ندارد) سالانه بالغ بر 30 هزار ميليارد ريال و در بخش سرمايه‌گذاري بالغ بر 43700 ميليارد ريال خواهد بود.

2- بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازویيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان آن‎ها بوجود می‎آید.

2-1 براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 8/37 درصد است و بين آن‎ها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از بیست درصد، فعال هستند و شبیه نيروگاه‌هايي با بيش ‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند. بايد توجه داشت عواملی چون دما، رطوبت هوا و ارتفاع منطقه‌اي كه نيروگاه در آن بنا شده است، در میزان راندمان نیروگاه‎ تأثیر می‎گذارد و راندمان‎ نیروگاه‎ها با یکدیگر متفاوت است، ولي در مجموع راندمان نيروگاه‌هاي كشور حداقل به‌طور متوسط باید 46 درصد باشد (البته سطح تكنولوژي استفاده شده در اين بخش نيز مؤثر است). تفاوت اين دو راندمان (يعني 8/37 موجود و 46 درصد مورد انتظار)، باتوجه به حرارتي بودن نیروگاه‎ها، ما را به این نکته می‎رساند كه اگر ظرفيت نيروگاه‌هاي حرارتي موجود را حدود 43000 مگاوات فرض كنيم، افزايش راندمان 2/8 درصد، متوسط ظرفيت آن‎ها را بيش از 3500 مگاوات افزايش خواهد داد.

2-2 بهره‌اي كه از اين افزايش راندمان حاصل مي‌شود، اين است كه بدون مصرف گاز طبيعي مازاد، اعم از گازویيل يا مازوت (با فرض متوسط 12 ساعت كاري براي نيروگاه‎ها)، حدود 15 ميليارد كيلووات ساعت برق قابل توزيع كه صرفه‌جويي سالانه حدود 75/3 ميليارد متر مكعب (روزانه به‌طور متوسط بيش‌از 27/10 ميليون متر مكعب يا معادل حرارتي آن از گازویيل يا مازوت) را با قيمتي حدود 4875 ميليارد ريال در پی‎خواهد داشت.

البته براي اصلاح اين نيروگاه‌ها كه اكثرا لازمه آن نصب سيكل تركيبي برای نيروگاه‌هاي گازي موجود است، نياز به حدود 3/2 ميليارد دلاراست. منافع این اصلاح فقط در بخش صرفه‌جويي در مصرف سوخت نيروگاهي آن‌قدر خواهد بود که هزينه مذکور حداكثر پنج ساله مستهلك خواهد شد.(1)

3- سومين كار مهمي كه وزارت نيرو لازم است به آن بپردازد، اعمال روش‌هاي فني براي مديريت بار در شبكه است. که از آن جمله تراشيدن اوج (peak sharing) است. بدين‌معني كه با روش‌هاي مختلف كاري كرد كه تا حد امكان از ساعت‎ها پيك مصرف كاست. مي‌دانيم كه در تابستان بين ساعت 8 تا 12 شب، مصرف برق به‌قدري افزايش مي‌يابد كه احتمالا دستگاه اجرايي، علي‌رغم تمايل، مجبور به قطع سرويس طبق برنامه زمان‌بندي شده، مي‌گردد و در همين فاصله زماني (پيك مصرف) بخش كنترل شبكه (ديسپچينگ) و نيروها‌ي آن بخش، در نگراني و التهاب به‌سر مي‌برند. حال اگر دستگاه اجرايي بخواهد اين نگراني را با ازدياد توان توليدي نيروگاه‌ها انجام دهد، بايد ميلياردها دلار سرمايه‌گذاري براي ايجاد نيروگاه‌هايي كند كه فقط درهمين زمان پيك مصرف كاربرد دارد و بديهي است كه توجيه اقتصادي ندارند.

دركشورهاي مختلف براي حل اين معضل، سياست‌هاي مختلفي را اعمال مي‌كنند كه هر يك به نوبه خود، در مديريت بار شبكه تأثيرگذار است. از آن جمله می‎توان به فروش براساس شدت جريان (آمپر)، يا تدوين تعرفه‌هاي متنوع براي فروش برق در ساعات مختلف شبانه روز و.... اشاره كرد.

يكي از اين روش‌ها در بند (ب) تبصره (44) قوانين بودجه سال‌هاي 1377و 1388 و بند (الف) تبصره 44 قانون بودجه سال 1379 كل كشور مورد تاكيد قرار گرفته است.

در اين رابطه متن بندهاي مذكور كه داراي يك شكل انشایي بوده است، مي‌گويد: «وزارت نيرو مكلف است براي كليه مشتركين برق سه فاز و همچنين آن دسته از مشتركين تك فاز واقع در مناطق غير گرمسيري كه مصرف ماهانه آن‎ها بيش از 600 كيلووات ساعت درماه است، كنتور و تعرفه نصب نمايد. شوراي اقتصاد با حفظ قيمت متوسط برق درحد مصوب، افزايش نرخ برق در اوج مصرف و نيزكاهش قيمت آن را در ديگر ساعات طوري تعيين نمايد كه موجب كاهش مصرف در ساعت اوج گردد.»

اين تكليف سه سال درقوانين بودجه براي وزارت نيرو تعريف شد، ولي وزارت نيرو اقدام مؤثري انجام نداد و در قوانين بعدي هم مورد توجه قرار نگرفت، زيرا ظاهرا قانون‌گذار به اين نتيجه رسيد كه دستگاه اجرايي قانون را انجام نخواهد داد. اما اگر اين سياست اجرایی می‎شد و بعد در مورد مناطق غير گرمسيري براي مصارف كمتر (حتي مصرف ماهانه 400 كيلووات ساعت)، اعمال مي‌گردید، پس از آن با تعديل منطقي و تعيين سقف معقول برای ساکنین مناطق گرمسيري نيز اجرا مي‌شد، با تعيين تعرفه‌هاي چند برابري براي ساعات پر مصرف و تعرفه كم براي ساعات كم مصرف‌، مي‌شد امروز بار شبكه را مديريت كرد و از سرمايه‌گذاري بي‌مورد براي تأمين توان مورد نياز پيك مصرف امروز، اجتناب كرد.

مردم ما حق دارند كه از همه امكانات به عنوان مصرف‌كننده انرژي استفاده كنند و درست نيست كه همواره آن‎ها را از مصرف صحيح منع كرد و يا سقف غيرقابل قبولی در میزان مصرف که ناشي از مصرف بالاي لوازم ساخت داخل است، تعیین نمود.

لوازمی از قبیل يخچال، فريزر، ماشين رختشويي، اطو، جاروبرقي، تلوزيون و حتي تجهيزاتي كه امروزه لوكس به‌حساب مي‌آيد، مثل ماشين ظرفشويي و بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل، مصرف غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آن‎ها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آن‎ها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه، ياري دهند و مشترکيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب کنند‌، بديهي است که بايد هزينه‌اش را نيز بپردازند.

محاسبه براي تعيين اثر هر روش در كاهش پيك مصرف، كاري بسيار تخصصي است که در این مقاله مجال آن نیست. ولي به‌طور كلي مي‌شود انتظار داشت كه با روش‎هاي متنوع و منطقي، نياز توان شبكه را در پيك بار 2000 تا 2500 مگاوات كاهش داد. در صورتي‎ كه براساس هزينه‌هاي ايجاد نيروگاه‌هاي سيكل تركيبي، محاسبات مالي انجام شود، به نظر مي‌آيد بتوان حدود 3/1 تا 6/1 ميليارد دلار از سرمايه‌گذاري مازاد اجتناب كرد.

4- و بالاخره چهارمين كاري كه وزارت نيرو بايد به آن توجه داشته باشد، اجراي سياست‎هاي کلي اصل 44 قانون اساسي است که به تبع آن باید تشكيلات سازماني عريض و طويل وزارتخانه و شركت‌هاي تابعه از حجمی منطقی برخوردار شوند.

به‌طور خلاصه بايد اذعان داشت که منحصرا مصرف‌کنندگان نيستند که باید الگوي‌مصرف را رعایت کنند (گرچه اين مورد هم از اهميت به سزایی برخوردار است)، بلکه توليد کنندگان لوازم وتجهيزات، سرويس‌دهندگان برق و... نيز در استفاده بهينه از اين منبع گران قيمت مؤثرند و استفاده از اهرم قيمت به تنهایی نمي‌تواند کارساز باشد. از طرف ديگر بايد توجه داشت که رسيدن به نقطه تعادل نياز به نوعی فرهنگ‌سازي دارد که به‌عنوان يک اصل نبايد فراموش شود.


پی‎نوشت:

1. از ديگر مواردي که مي‌توان در استفاده بهينه از انرژي اوليه در توليد برق به‌کار برد، ايجاد سيستم CHP يا CCHP است. با اين سيستم راندمان را مي‎توان درحد 85 درصد و بيشتر کرد (البته شرايطي لازم است که متأسفانه همه نيروگاه‌هاي حرارتي ايران را در برنمي‌گيرد).


درصد تلفات شبکه‎های توزیع به تفکیک شرکت‎های توزیع برق منطقه‎ای

-----------------------------------------------------------------

توزیع برق در شهرستان اهواز 78/41

برق منطقه‎ای خوزستان 47/37

توزیع برق کهکیلویه و بویراحمد 43/28

توزیع برق جنوب استان کرمان 54/27

توزیع برق استان همدان 53/22

برق منطقه‎ای تهران 87/13

توزیع منطقه‎ای سیستان و بلوچستان 41/9

توزیع برق شهرستان اصفهان 56/8



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:59 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست.
قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر \"روشنگري \" از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire (بگذار مرزها آزاد باشند) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم (استعمار نوين از طريق فرهنگ)، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد. اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود. شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شخصيت سناسي كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا يكي از مسائلي كه باعث \"بحران هويت \" مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد.
الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست. بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي (ارضاي نيازهاي رواني) فرآيندهاي مصرف اجتماعي، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه‌اي كه فرد در آن زندگي مي‌كند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا مي‌بخشد. لذا حوزه مصرف، حوزه‌اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي‌اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مي‌يابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي، در واقع معرف افراد، ‌يا به معناي صحيح‌تر تمايز بين افراد مي‌شود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقه‌بندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي‌شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند. آرزوها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده مي‌شوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرف‌كنندگان از خود، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مي‌يابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل مي‌شود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزه‌ها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مي‌يابد، چه در واقع آنچه فرد مي‌كوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است.
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف \"من \" و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآورده‌ها، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد، سازگار و متناسب باشد.
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين مي‌كنند بيان يك روش خاص جامعه‌پذيري است. اين شيوه جامعه‌پذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت مي‌كند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه مي‌گيرد. الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت. در كشورهاي جهان سوم، منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين \"سنت و تجدد \"نيز پديدار مي‌گردد. معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني، آمال و نيازها و قالب ‌ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي‌دارد. در اين چهارچوب، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي‌دهد، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي‌يابد. واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايسته‌اي مطلب را ادا مي‌كند، \"انسان منفعل و ساكت مانده و مي‌گذارد اشياء وسيله‌ساز ايجاد فرهنگ او، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند. \"
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ مي‌كنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگ‌پذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.

ايجاد الگوهاي مصرف و فرهنگ‌پذيري
تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت مي‌گيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك مي‌كنند. در وهله دوم شركتها مي‌كوشند كالاها و فرآوردهاي جديد راكه كم و بيش پيچيده‌تر از فرآورده‌هاي قبلي است جايگزين فرآورده‌هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تأثير مي‌گذارد.
قبلاً بيان شد كه شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني (نيازها و الگوهاي رفتاري) اند. تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي‌دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود، ‌در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح مي‌گردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاي پخش شده توسط رسانه‌ها (تلويزيون، سينماو تبليغات) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظامهاي هنجاري، نقش مهمي بازي مي‌كنند. افق احتمالات بسط يافته و طيف وسيعي از كالاهايي را در بر مي‌گيرد كه قبلاً ناشناخته و مطلوبيتشان نامعلوم و تصور ناشدني بود. به موازات اين جريان، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي‌آيد، انگيزه‌هاي افراد به نحو فزاينده‌اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده مي‌شود. ارزشهاي سنتي تا حد زيادي بي‌اعتبار مي‌گردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير مي‌كند. اين فرآيند تخريب بذر ساختارها وكدهاي اجتماعي جديد را در خود دارد كه توجه فرد را به دنياي خارج از جامعه‌اش معطوف مي‌كند و به گفته هشيللر او را به يك انسان مصرف كننده مبدل مي‌سازد. وابستگي در مورد ارتباطات و توسعه يك نظام اقتصادي و اجتماعي بر مبناي پويايي نيازهاي مادي دو پديده كاملاً مرتبط به يكديگر به نظر مي‌رسند، زيرا اسلوب زندگي كه رسانه‌ها و به خصوص تليغات به آنها اعتبار مي‌بخشند درتحليل‌نهايي چيزي جز تزيين ويترين براي نظام موجود اشياء نيستند. ميزان فرهنگ‌پذيري آنچنان بالاست كه در اثر موارد در پيامهايي كه توسط رسانه‌ها انتقال مي‌يابد \"سنت \" معادل \"عقب افتادگي \" و \"تجدد \"، معادل \"رشد \" آورده مي‌شود.
كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند. همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست. مصرف كالاهاي ساخت شركتهاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي مؤثر است.
نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه‌اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآورده‌هاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند. همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجي سوق دهند. از يك ديدگاه كلي شواهد آشكاري دال بر وجود يك فرآيند برون‌گرايي مشاهده مي‌شود كه برطبق آن سليقه‌ها به جهان خارج از جامعه فرد هدايت مي‌گردد. اين فرآيند با منافع تجارتي شركتهاي فرامليتي ارتباط مستقيم داردو ما را به اين باور مي‌كشاند كه اين شركتها را عاملان فعال انتقال حقيقي رجحانها تلقي كنيم.

مكانيزمها و نمونه‌هايي از برون گرايي
سياست‌هاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از مؤثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده‌هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه‌ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تأثير آنها برمعرفها و هنجارهاست. م. گلدفري و س. لانگدون (1979)، يادآوري مي‌كنند كه در سال 1973، 80% آگهي‌هاي تبليغاتي راديو سواحلي دركنيا به شركتهاي فرامليتي تعلق داشت. از جمله اين شركتها مي‌توان براوك باند، نستله، لگليت ـ پالموليو، كوكاكولا، يونيليور، گلاسكو و استرلينگ وينتراپ را نام برد.
هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآورده‌هايي است كه مي‌توانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده‌هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه‌هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا مي‌كند. اين برنامه‌ها غالباً باعث مي‌شود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآورده‌هاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش مي‌كند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي‌رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است.
علاوه براين توانسته است فروش بستني، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد، يعني در مناطقي كه كمتر مي‌توان از آنها به عنوان مناطق داراي \" درآمدهاي احتياطي \" سخن گفت و آذوقه‌رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي‌گيرد.
در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خودرا ملزم به نوشيدن نوشابه‌هايي چون كوكاكولا و پيسي مي‌دانند، ولو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعي‌شان تمام شود.
ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه‌هاي غير الكلي نشان مي‌دهد. براي مثال؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه‌ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است (در مكزيك 40% نوشابه‌هاي مصرفي پپسي كولاست). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده‌اند كه بدون اين نوشابه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند. در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مي‌نويسد:
\" شنيده‌ام بعضي از روستاييان مي‌گويند بدون مصرف روزانه نوشابه‌هاي غير الكلي نمي‌توانند زندگي كنند. برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر مي‌كنند كه بايد روزانه اين نوشابه‌ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده‌هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي‌شود، برخي خانواده‌ها فقط هفته‌اي يك بار ميوه مي خورند. \"
اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه (ارزن، برنج، لوبيا، ‌ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده‌تر (بسته‌بنديهاي لوكس، تفاوت‌گذاريهاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون) اهميت كمتري دارد. موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست. از آنجا كه مردم به خاطر كم‌سوادي خود آسيب‌پذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مي‌شود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره مي‌شود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6% و براي صابونهاي توليد داخلي 1% قيمت آنها بوده است. اين خود نشاندهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده‌هاي پيچيده‌تر (صنعتي)، (صابون توالت، موادضد عفوني كننده...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابون‌ها و جذابيت بسته‌بندي آن تأكيد دارد.
براي ارائه طرحي كلي‌تراز موضوع به هزينه‌هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره مي‌شود. اين هزينه‌ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي (حدود 90% جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند) ياد مي‌كند، 7. 5ميليون شلينگ است.
يكي از مشهورترين نمونه‌هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است. اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روشهاي متفاوتي به كار گرفته شده است:
1ـ توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطريهاي شير و محصولات لبني (لاكتوژن)
2ـ اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاهها. اين برنامه‌ها توسط مأموران خاصي موسوم به \"پرستاران شير \" صورت مي‌گرفت، اين پرستاران اونيفورم سفيد مي‌پوشيدند و نتيجتاً به راحتي مي‌شد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت.
3ـ توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن. جمله‌اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند. اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟
4ـ تبليغات تلفيقي در بيمارستانها و راديو. در اينجا گفته مي‌شد كه مصرف اين فرآورده‌ها، نيرو و قدرت به كودكان مي‌بخشد(براي مثال اين دو موضوع درنيجريه اهميت زيادي دارند). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: \"لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است \" يا \"انرژي و قدرت مي بخشد \".
مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها، يعني \"نو \"، \"بهتر \" و نظاير آن بود. دكتر تي. ان ملت نليما در باب آگهي تبليغاتي كه در سال 1974 به مدت دو سال در راديوي كشور سيرالئون پخش مي‌شد، مي‌نويسد: \"آگهي، مادر از كودكش مي‌پرسيد كه آيا لاكتوژن را دوست دارد؟ كودك با خنده شديدي پاسخ مي‌داد: اوم، ‌اوم... مادراني كه اين آگهي را مي‌شنيدند معتقد مي‌شدند كه لاكتوژن براي كودكان بهتر از شير مادر است. اينان نمي دانستند كه در اين آگهي در واقع يك مونتاژ صداست.
يعني در آغاز سوال مادر از كودك ضبط شده و سپس صداي قهقهه و خنده كودك، كه علت آن قطعاً چيز ديگري و احتمالاً همان شير مادر بود، به آن افزوده شده است \" در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد.
بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي مي‌تواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مي كنند و فرآورده‌هاي پيچيده‌تر و گرانتر جانشين محصولت ساده و ارزان مي‌گردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده‌ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است. نمونه‌هاي برون‌گرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تأسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي‌توان گفت.
روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده‌اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغت اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده مي‌كنند، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي‌رود. ورود شركتهاي دانون‌سا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب. اس. ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه‌هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است.
فرآيند جانشين‌سازي كالاهاي شركتهاي فرامليتي به جاي محصولات داخلي در مصرف سيگار بسيار مشخص و آشكار است. در اين بخش كاملاً متمركز 8 شركت فرامليتي بر بازار جهاني تسلط دارند: مثل شركت بت، انگليسي الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنچ سيگاري كه در جهان سرمايه‌داري به فروش مي‌رسد يكي از آن اين شركت است. شركتهاي ديگر عبارتند از گروه امپريال (انگليسي)، امريكن براندز (ايالات متحده)، مؤسسه فيليپ موريس (انگليسي)، و گروه آفريقاي جنوبي (روتمن، رامبراند ـ روپرت). اين شركتهاي فرامليتي در گرايش مردم به مصرف سيگارهاي خارجي (روندبرون‌گرايي)، جايگزين نمودن سيگار داخلي ساخت توليد‌كنندگان كوچك با سيگارهاي صنعتي دخالت مؤثر دارند. اين تغيير ذائقه مصرف‌كنندگان سيگار باعث نابودي تنباكو سياه در بسياري از كشورها نظير هند، پاكستان، جمهوري كره، فيليپين، ارژانتين و يا برزيل شده است. سيگار كرتك در اندونزي، دلتي در سري‌لانكا و بيديز در هند به سود سيگارهاي ملايم نوع ويرجينيايي كنار گذارده مي‌شوند. برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي عامل مؤثري در چنين فرآيندي است. علاوه براين، برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي شركتهاي فرامليتي توتون، معرف آهنگ عمومي جريان بازاريابي شركتهاست. تأكيد اصلي در اين برنامه‌ها بركليشه‌هاي آمريكايي است و \"تجمل‌گرايي، پايگاه اجتماعي، سطح زندگي عالي و تصوير كابوي عاشق آزادي \" مضاميني هستند كه لاينقطع تكرار مي‌شوند.
گاهي ايجاد بازارهاي جديد به خاطر يافتن مفرهايي است براي فروش فرآورده‌هاي واسطه‌اي برخي شركتهاي فرامليتي ف. لاپ و جي. كالينز، به مورد شركت رالستون‌ـ پورينا اشاره مي‌كنند. اين شركت عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در كلمبياست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به ماده كليدي رژيم غذايي مردم اين كشور مبدل سازد، بل به خاطر آنكه براي محصول اصلي كارخانه، ‌يعني كنسانتره‌هاي غذايي براي حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروي از همين سياست تسهيلات و امكانات خاصي در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين‌سالهاي 1971 ـ 1967 توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعني از 11 ميليون به 22 ميليون رسيد.
كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوه به راحتي تأثير پذيرند، هدف مطلوبي براي شركتهاي فرامليتي محسوب مي‌شوند. براي مثال، برخي مؤسسات توليدكننده نوشابه‌هاي غير الكلي درآمريكاي لاتين و مركزي درمقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزاري جشنها، نوشابه‌و يخچال را به طور رايگان دراختيار اين مدارس قرار مي‌دهند. شركتهاي ديگر نظير جنرال فودز در مكزيك با گذاردن مجسمه‌هايي كوچك نظير شخصيتهاي كارتوني والت ديسني در بسته‌بنديها، در واقع براي محصولات خود بازاريابي مي‌كنند.
بسياري از كالاها (كوكاياپپسي) نماد تعلق به دنياي مدرن تلقي مي‌شوند، و اين همان چيزي است كه تبليغ كنندگان برآن بسيار تأكيد مي‌ورزند. ه. والتر در مقاله نشريه بسيار معتبر تجارت جهاني كلمبيا كه به بررسي سياستهاي بازاريابي در كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته بود، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا \"مردم به اندكي تجمل نظير نوشيدن نوشابه‌هاي غير الكلي يا كشيدن سيگارهاي معطر نياز ندارند؟ \"
بحثها و توضيحات مسئول بودجه‌هاي تبليغاتي پپسي كولا و كوكاكولا در برزيل به خوبي بيانگر تأثير اجتماعي شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرفي است. او مي‌گويد: \"در اين كشور هيچ راهي براي هدايت و كاناليزه كردن طغيان جوانان وجود ندارد، نسل كنوني از هيچ آموزش سياسي يا اجتماعي بهره‌مند نيست. ما يك مكانيزم اعتراضي به وجود آورده‌ايم كه در مصرف كاناليزه مي‌شود. پپسي، تصويري جديد و جوان است، آنها نيز خوشحالند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسي مي‌نوشند. \"
بنابراين ورود شركتهاي فرامليتي دقيقاً با واژگوني الگوهاي مصرف كه برخي از آنها طي چندين قرن بدون تغيير باقي مانده‌اند همزمان است. اما ايجاد الگوهاي مصرف جديد مي‌تواند نتيجه مكانيزمهاي كمتر تعمدي ديگر نيز باشد. فرآورده‌هاي شركتهاي فرامليتي هم به خاطر كيفيات طبيعي (لوكس ونوبودن) و هم به خاطر نمادهاي اجتماعي وابسته به آنها به سهولت از سوي برگزيدگان داخلي كه شديداً مجذوب اسلوب زندگي غربي و محصولات غربي هستند پذيرفته مي‌شود. پيامد اثرات نمايشي قوي اين جريان، گسترش نيازها و اشيا در كل جامعه است. در اينجا بايد از تأثيرتقليدي سخن گفت. شركتهاي فرامليتي كالاهايي راعرضه مي‌كنند كه برگزيدگان داخلي سريعاً آنها را مي‌پذيرند و سپس درمدت زمان كوتاهي پس از عرضه اين كالاها، سايرين نيز به تقليد از برگزيدگان مصرف كنندگان اين كالاها خواهند شد، فرآيندي كه ر. نوركس در موردش چني مي‌گويد: \"اگر چه مصرف در كشورهاي در حال توسعه به سطح درآمد بستگي دارد اما به تفاوت بين درآمدهاي پايين با بالاترين درآمدها نيز مربوط مي‌شود. طبقات كم درآمد در نتيجه فرآيند كشش و جاذبه اجتماعي به تقليد از طبقات داراي بالاترين درآمدها و به خصوص اعضاي شركتهاي فرامليتي تمايل پيدا مي‌كنند. \"
طرح كلي در اين جريان چنين است: شركتهاي فرامليتي محصولات جديد را در كشورهاي درحال توسعه عرضه كرده و نيازهاي مصرفي آنان را به جانب اين كالاها هدايت مي‌كنند.
روشهاي نفوذ متنوع وگوناگون است (عمدي با استفاده از تبليغات، نسبتاً غير عمدي از طريق نمايش)، اما همگي در جهت هدايت الگوهاي مصرف به سوي كالاها و خدمات توليدي شركتهاي فرامليتي مشاركت دارند. ايجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است كه اين محصولات بدون در نظر گرفتن نيازهاي اساسي مردم به بازار عرضه مي‌شوند و اين چيزي نيست كه شركتهاي فرامليتي نسبت به آن بي‌اطلاع باشند، بلكه بالعكس \"اين روش عادي و متداول انجام دادن امور از سوي آنهاست \" اين سياست و عواقب ناشي از آن، نمايش جديدي از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زيرا براي يك شركت فرامليتي انتخاب يك برنامه تبليغاتي قبلاً آزموده شده به زباني ديگر به مراتب راحت‌تر است تا عرضه و يا توليد فرآورده‌هايي نو متناسب با نيازهاي خاص محلي.
بنابراين مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه شركتهاي فرامليتي با معرفي عادات مصرفي غربي در كشورهاي درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهاني برون‌گرايي فرهنگي دخالت مؤثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشي است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود مي‌آورند، آنها را هدايت مي‌كنند، سنتهايشان را تلفيق واحياء مي‌سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوي ديگر فرهنگها در هم مي‌آميزند.
از اين ديدگاه بسط و ازدياد موفقيت جهاني غداهاي آماده‌اي نظير مك‌دونالد را نه به واسطه فروش (زياد) اين محصولات، بلكه بيشتر به خاطر شيوه زندگي و نمادهاي وابسته به آن بايد توجيه كرد.
نكته ديگر اين است كه سواي اهميت اجتماعي ـ فرهنگي تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتي در ساير حوزه‌ها نيز مي‌گردد. تغيير گرايش مصرف كشورهاي جهان سوم به جانب كشت برخي محصولات كشاورزي كه عمدتاً ناشي از استفاده از سموم دفع آفات است (كه شركتهاي فرامليتي در توليد آنها نقش عمده دارند) وابستگي اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشورها را افزونتر مي‌كند. اما عمده‌ترين فرآيند اين جريان تخصيص نادرست منابع كمياب است. با تغييرمحصولات كشاورزي، بهاي آنها همگام با كاهش ارزش غذايي در نتيجه افزودن چربيها و مواد شيميايي، افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر تأكيد برتوليد و مصرف فرآورده‌هاي حيواني، موجب اتلاف عمده منابع گياهي است. براي مثال دركلمبيا با گرايش به كشت علوفه به جاي كشت حبوبات و سبزيجات نه تنها منبع پروتئيني‌گراني جايگزين يك منبع پروتئيني ارزان شده، بلكه عملاً كاهش ذخاير پروتئيني را به دنبال داشته است، چون پروتئين منابع حيواني به مراتب كمتر از صنايع گياهي است. در اينجا به مثالي كه قبلاً آورده شده است، بر مي‌گرديم. طبق بررسيهاي انجام شده، حاصل كشت علوفه در يك جريب زمين اختصاص يافته به پرورش مرغ و ماكيان در منطقه واله، ‌برابر است با پروتئيني كه از كشت ذرت يا لوبيا درهمين زمين به دست مي‌آيد. حال اگر در اين زمين سويا كشت شود، ميزان پروتئين حاصله 16 برابر بيشتر از كشت علوفه مرغداري خواهد بود. قبلاً گفته شد كه توليد جوجه در وهله اول به خاطر منافع شركتهاي فرامليتي در توليد خوراك و علوفه حيواني بود. مثال ديگر كه جمع اضداد است، كشور مكزيك يعني مهم‌ترين صادر كننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا يا اورانج كراش از آب پرتقال استفاده نمي‌شد. از اين تاريخ به بعد دولت تصويب كرد كه حداقل، 1% آب پرتقال بايد به اين نوشابه‌ها افزوده شود. آخرين مثال در اين مورد كاپرال شعبه شركت نستله در ساحل عاج است. اين شركت عامل توسعه و رواج مصرف قرص‌هاي مگي در كشور فوق است. در حال حاضرخانواده‌هاي ساحل عاجي به طور متوسط سالانه 700 قرص مگي ـ روزانه 2 قرص براي هر خانواده ـ مصرف مي‌كنند. اين قرص جزء مهمي از رژيمهاي غذايي مردم ساحل عاج و به خصوص فقيرترين اقشار جمعيت شده است. قرص مگي كه در كشورهاي غني حكم چاشني و مكمل غذا را دارد به عنوان يك غذاي اصلي براي تغذيه كافي نيست. اين محصول از پروتئين گياهي درست شده و مصرفش دريك رژيم غذايي كه خود دچار كمبود پروتئين حيواني است، باعث تشديد كمبود غذايي ـ به خصوص از نظر كمبود اسيد آمينه ـ مي‌گردد، امري كه در كشور فوق مشهود است.
بنابراين ترديدي نيست كه شركتهاي فرامليتي قدرت هدايت خواستها و نيازهاي مردم را به سوي محصولات و يا خدمات خود دارند. اگر الگوهاي مصرف بازتاب ذهنيتها و تا حد بسيارزيادي آمال مردم باشند، ايجاد الگوهاي مصرف شكلي خاص از برون‌گرايي اجتماعي‌ـ فرهنگي ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ريشه‌ها يا حافظه‌هايشان است. از اين ديد شركتهاي فرامليتي را مي‌توان به عنوان عاملان فعال دگرگوني اجتماعي تلقي كرد. كه فرهنگ‌زدايي افراد را به دنبال دارد و كمترين اعتنا و توجهي به ضرورتهاي دگرگوني مستقل و ملي كشورهاي فقير ندارد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:56 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >