![]() | |||
| |||
هدر رفتن شدید منابع ملی، اوج گیری پدیده خشکسالی ناشی از
تغییرات جهانی در زمینهی جغرافیایی (پدیدهای نظیر وارونگی دما)،
نابسامانی در عرصهی اقتصاد جهانی و... ضرورت صرفه جویی را تا جایی مهم و
حیاتی ساخته است که رهبر معظم انقلاب را بر آن داشت تا «اصلاح الگوی مصرف»
را شعار محوری سال جاری قرار دهند. 1) به نظر می رسد امروزه و در نزد ایرانیان و در میان اقشار مختلف مردم،
«مصرف» هرچه بیشتر، به یک امتیاز اجتماعی و ابزاری جهت نشان دادن منزلت
بالای اجتماعی افراد بدل شده است. به طوری که امروزه در میان قشر عظیمی از
خانواده های برخوردار و حتی نا برخوردار جامعه ما آنچه موسوم به «لوکس
گرایی» و میزان مصرف یک خانواده از کالا و خدمات لوکس، میباشد عاملی مهم در
نیل به منزلت اجتماعی بالاتر تصور می شود. از آنجا که در مفهوم منزلت
اجتماعی با گونه ای از مفهوم «قدرت» به معنای عام آن مواجه هستیم؛ به طبع
آن نوعی «مسابقه مصرف» و یا آنچه در میان عموم مردم به «چشم و هم چشمی»
مشهور است شکل گرفته و رواج مییابد. تجربه مشاهدهی افراد و خانوارهایی که
حتی حاضرند به قیمت استقراض، سالیانه چندین بار مهمانیهای گسترده - که
بارزترین وجه آن مصرف افسار گسیخته در این دست مهمانی هاست - برگزار کنند؛
رفته رفته به یک امر عمومی تبدیل می شود که نشان از رواج این رفتار و در
حقیقت، ذهنیت نابهنجار در جامعه ما دارد. بدیهی است که عواقب چنین ذهنیتی
که چنان رفتاری را در پی می آورد منحصر به پیامدهای منفی اجتناب از صرفه
جویی نمی گردد بلکه شکست در مسابقه مصرف، بیش از هر چیز می تواند عواقب
مصیبت بار ناشی از فرو خردن یک میل سرشار اجتماعی و در دراز مدت، حتی طرد
اجتماعی و یا دست کم چنین تلقی را در میان بخش هایی از جامعه به همراه
داشته باشد. 2) پدیده دیگری که در کنار شکل گیری «مسابقه مصرف» و تبدیل مصرف به
شانیت اجتماعی و به طبع این پدیده در ذهن بسیاری از مردم جامعه ما شکل
گرفته است؛ رواج تلقی «محرومیت اقتصادی و اجتماعی» از پدیده صرفه جویی است. |
![]() | |||
| |||
مصرفگرايي يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و
اميال. اين عمل نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات
نيز است. در جوامع نوين مصرف گرايي به يك فعاليت اجتماعي اصلي تبديل شده
است. براي مصرف گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري
تكنولوژيكي مصرف مي شود. مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي
برخوردار است زيرا مصرفگرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد
كنندگان و توزيعكنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي
آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه شناسان، اقتصاد
دانان و روان شناسان معاصر به تحليل هاي همه جانبه آن مي پردازند و هر
انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد. ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن الگوهاي مصرفگرايي نوين مصرفگرايي در بين اقشار مختلف لزوم برنامهريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين نتيجه گيري |
![]() | |||
| |||
آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم و از تأثيراتشان بر هستيمان زياد آگاه نبوده ايم. در اين مجال سعي دارم به اجمال به ماهيت مصرف و انواع آن و تأثيراتش بر زندگي انسان بپردازم. تعريف «مصرف » و «مصرف گرايي» چه چيزي مصرف مي كنيم چرا مصرف مي كنيم؟ نتيجه گيري |
![]() | |||
| |||
مصرف گرایی یعنی استفاده از
کالاها به منظور رفع نیازها و خواسته ها. این عمل نه تنها شامل خرید
کالاهای مادی، بلکه دربرگیرنده خدمات نیز هست. |
![]() | |||
| |||
مصرف گرایی یا مصرف زدگی شكل غالب رفتار در نظام هایی
مبتنی بر ارزشهای سرمایه داری است. این الگوی رفتاری وقتی در جوامع در حال
توسعه ای چون ما مورد تقلید قرار می گیرد و به عنوان یك ارزش اجتماعی
پذیرفته می شود، پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زیانباری به بار می
آورد. مضرات مصرف گرایی در سطح اجتماعی معنای دقیق تری از مصرف زدگی عوامل مصرف گرایی مروجان حقیقی مصرف گرایی نقش رسانه در تبلیغ مصرف گرایی پیامدهای خطرناك مصرف گرایی حد مطلوب مصرف چند نکته اساسی |
![]() | |||
| ◄ مصرف گرايي و غرب زدگي از دربار صفويه | |||
گفت وگو با دكتر ابراهيم فياض، جامعه شناس و استاد دانشگاه امام صادق(ع) كه به تازگي كتاب «ايران آينده به سوي الگوي مردم شناختي براي ابرقدرتي ايران» از وي منتشر شده است به عنوان يكي از نظريه پردازان خلاق اجتماعي همواره جالب و شنيدني است. گفت وگوي زير حاصل يك نشست طولاني پيرامون علل مصرف گرايي در ايران است. گرچه ابتداي بحث ما از علل رشد مصرف گرايي در دو دهه اخير آغاز مي شود اما براي بررسي آن تا ورود مدرنيته به ايران و برپايي رنسانس در اروپا پيش مي رويم: | |||
● منبع: روزنامه - ایران - تاريخ شمسی نشر 10/02/1388
| |||
* به نظر شما در پيشينه تاريخي نظام اجتماعي ايران ما با
اين شكل و شيوه از مصرف گرايي مواجه بوده ايم؟ * آيا اين روند در دوره هاي پس از آن مانند زنديه، افشار و قاجار ادامه
پيدا مي كند؟ * به عبارتي اينها جهانگير بودند تا جهاندار؟ * نقش نفت و اقتصاد نفتي از اين دوره به بعد چه تاثيري در روند مصرف
گرايي در كشور داشت؟ * تحليل شما از دوره نوسازي محمدرضا پهلوي و تاثير آن بر مصرف گرايي
چيست؟ * انقلاب اسلامي چه تاثيري را در روند مصرف گرايي كشور داشت؟ * در صورتي كه نهاد بازار همراه و حامي انقلاب بود! |
![]() | |||
● منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 1 - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388 - به نقل از ZMag، فوریه 2009
| |||
در یک فروشگاه بزرگ «آیکیا» در عربستان سعودی در سال 2004،
سه نفر در اثر هجوم خریدارانی که برای به دست آوردن یکی از چند اعتبار 150
دلاری تلاش میکردند، کشته شدند. در نوامبر 2008 هم در «والمارت» نیویورک
خریدارانی که میخواستند، یکی از چند «اچدیتیوی پلاسما» 50 اینچی را
خریداری کنند، تا حد مرگ لگدکوب شدند. انتظارات مادی فزاینده بیارزشسازی ارتباطات انسانی ترویج خودخواهی نابودی اتکای به نفس بیگانهسازی از انسانیت رنج امید دروغین |
![]() | |||
| |||
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در
كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس
هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در
امان نمانده اند. كيفيت فداي كميت هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان زيرشاخه هاي مصرف زدگي صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران |
![]() | |||
| |||
مصرف يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و
اميال مصرف نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز
است. ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن الگوهاي مصرفگرايي نوين مصرفگرايي در بين اقشار مختلف لزوم برنامهريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين نتيجه گيري |
بحرانهای اقتصادی اخیر که از امریکا آغاز شده و به
تدریج سراسر جهان را درنوردیده ، سبب شده است که اقتصاددانان،
جامعهشناسان، روانشناسان و دیگر اندیشمندان علوم انسانی بر لزوم تامل
دوباره نظریههای موجود در عرصههای اجتماعی و اقتصادی تأکیدکنند و نظام
سرمایهداری حاکم بر جهان را که به طور فزایندهای افراد را تشویق به
مصرفکردن می کند، به چالش بکشند. هر روز سئوالات بیشتری در اذهان متفکران
مبنی بر موجهبودن استدلالهای نظریههای حمایتکننده از مصرفگرایی پدیدار
شده و نقد بر سبک زندگی مردمان کشورهای با درآمد بالا صریحتر و تندتر
میشوند. | |||
● منبع: به نقل از ماهنامه سپیده دانایی شماره 22، اسفند 1387
| |||
● بفرمایید که واژه مصرفگرایی به چه معناست و از چه
تاریخی به طور مشخص مطرح شده؟ ● الگوی مصرف در جامعه ما به کدام یک از این دو نزدیکتر است؟ ● به ارزشهای سنتیمان اشاره کردید. با مطالعه سنت و تاریخمان مکرر با
مفاهیمی همچون قناعت و دوری از اسراف مواجه میشویم. به نظر شما، اکنون چه
اتفاقی افتاده که این ارزشهای سنتی نتوانستهاند مانع مستحکمی باشند در
مقابل مصرفگرایی بسیار شدیدی که شاهدش هستیم؟ ● آیا افزایش سطح دانش یک جامعه میتواند مانعی برای مصرفگرایی باشد؟ |
![]() | |||
| |||
متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که
در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم. الگوي مصرف نيازمند اصلاح و ساماندهي است مصرف زدگي اقتصاد ما را وابسته تر مي کند مصرف زدگي مهمترين عامل تهديد ايران به تحريم اقتصادي است حل مشکل مصرف زدگي نيازمند فرهنگ سازي است |
مصرف گرايي با ارضاي ميل تملک در مصرف کننده، خود را جايگزين ساير تجربه هاي فرهگي وي مي کند و به اين طريق منافع بي پايان شرکتي را که بدنه نوسرمايه داري به شمار مي روند، برآورده مي سازد. رسانه هاي گروهي نيز در استمرار مصرف گرايي و دامن زدن به آن نقش ويژه خود را در جوامع غربي ايفا مي کنند. | |||
| |||
ارزش
هاي فرهنگي سنتي جامعه غربي در زير نفوذ سياست هاي شرکتي، تجاري سازي
فرهنگ و تأثير رسانه ها رو به انحطاط دارند. جامعه در حال بيدار شدن از
افسون تبليغات تلويزيوني است و خود را عاري از سنت، در کنترل يک ساختار
قدرت سرکوبگر و دربند تعهدات اعتباري و يک رؤياي آمريکايي منسوخ مي يابد. |
شيوه هاي بازاريابي پيچيده اي که عادت مصرف زدگي را مي فروشند، خواب هاي ما را پريشان کرده اند. اين خواب ها ما را گيج و منگ مي کنند و رؤياهاي واقعي و فطري ما را درباره پيوند داشتن با ديگران، احساس رضايت، اجتماع و معنويت، از ما پنهان مي دارند.مصرف زدگي به عمل مصرف کردن گفته مي شود. مصرف يعني از بين بردن يا صرف کردن از طريق به کار بردن و هزينه کردن بيهوده. مصرف کننده کسي يا چيزي است که عمل مصرف کردن را انجام مي دهد. مصرف زدگي يک الگوي رفتاري است که به نابودي محيط زيست فيزيکي، سلامت مالي شخصي ما، خير مشترک انسان ها و روابط و نهادهاي انساني دامن مي زند. مصرف زدگي داراي هزينه هاي زيست محيطي، اقتصادي و اجتماعي است. | |||
| |||
«بر روي زمين به اندازه نياز همگان منابع وجود دارد، ولي
نه به اندازه آز و طمع همگان.» / مهاتما گاندي |
ماه مبارك رمضان اين فرصت را به انسان مي دهد تا علاوه بر تقويت اراده و ايستادگي در مقابل اميال دروني، در رفتار و زندگي نيز تغييراتي ايجاد شود و انسان در زندگي نيز از هزينه هاي بيهوده بپرهيزد.مسلما نشريات و صدا و سيما بسيار مي توانند در اين مسير مردم را ياري كرده و فرهنگ مناسب را در ماه مبارك رمضان ترويج كنند؛ در اين ميان صدا و سيما به عنوان رسانه ملي نقش بي بديلي را به عهده خواهد داشت.متاسفانه در سال اصلاح الگوي مصرف مشاهده مي كنيم كه در بيش تر برنامه هاي تلويزيوني در ماه مبارك رمضان سفره هاي رنگين مي چينند. اگر مسئولان با اعتقاد به كلمه اصلاح الگوي مصرف به پخش برنامه هاي درست و به دور از تجمل بپردازند، مي توانند تاثير مثبتي در جامعه داشته باشند كه متاسفانه اين موضوع كم تر ديده مي شود.
ماه مبارك رمضان ماه چيدمان مواد غذايي نيست بلكه ماه درست مصرف كردن و نزديك شدن به معنويات و خداي متعال است.ماه رمضان ماه درستكاري و كمك به فقرا بوده و ماه جلوگيري از اسراف است اما متاسفانه ما در بيش تر منازل و ميهماني ها مشاهده مي كنيم كه بيش ترين نوع مواد غذايي بر سر سفره افطار چيده مي شود؛ اين چيدمان و تزئينات دقيقا برگرفته از سفره هاي رنگين برنامه هاي فرهنگي تلويزيون در ماه مبارك است. متاسفانه در بيش تر شبكه ها به آموزش چندين غذاي متنوع، مدرن و رنگين مي پردازند و به زنان ايراني پيشنهاد مي كنند كه امشب براي سفره افطار خود چنين مواد غذايي را درست كنند.رمضان فرصتي براي درد آشنايي است.ما در رمضان روزه مي گيريم تا از درد گرسنگي آگاه شويم و براي مدت كمي هم كه شده درد فقرا را درك كنيم.درك درد و مشكلات فقرا و گرسنگان ما را به سمت كمك و دستگيري از نيازمندان سوق مي دهد.اما اگر اين ماه را تجملاتي تر از ماه هاي ديگر سپري كنيم چيزي به نام فقر و گرسنگي را هرگز درك نخواهيم كرد و كمك به نيازمندان را هم از ياد خواهيم برد.
مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند:يكي از چيزهايي كه نمي گذارد دست كساني كه توانايي كمك دارند، به ياري فقرا دراز شود، روحيه مصرف گرايي و تجمل در جامعه است. براي جامعه بلاي بزرگي است كه ميل به مصرف، روزبه روز در آن زياد شود و همه به بيشتر مصرف كردن، بيشتر خوردن، متنوع تر خوردن، متنوع تر پوشيدن و دنبال نشانه هاي مد و هر چيز تازه براي وسايل زندگي و تجملات آن رفتن، تشويق بشوند. چه ثروتها و پولهايي كه در اين راهها هدر مي رود و از مصرف شدن در جايي كه موجب رضاي خدا و رفع مشكلات جمعي از مردم است، باز مي ماند.(بيانات معظم له درخطبه هاي نماز عيد سعيد فطر)(15 /09 /1381)
اسراف و هدر دادن منابع محدود، تشديد احساس محروميت نسبي و شكاف و فاصله طبقاتي، بي توجهي به ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي چون قناعت، از بين بردن روحيه سرمايه گذاري و كار و تلاش و تشويق راحت طلبي و تن پروري، دنباله روي و تقليد و... بخشي از آشكارترين آثار مصرف زدگي در سطح فردي است. مصرف زدگي در سطح كلان اجتماعي نيز آثار مخرب بسياري به دنبال دارد كه وابستگي و توسعه نيافتگي از مهمترين آنهاست. در واقع مصرف زدگي عبارتست از استفاده بيش از حد و مصرف نامعقول از كالاها و جايگزيني نيازهاي غير واقعي به جاي نيازهاي واقعي..اگرچه مصرف يك متغير اقتصادي و پيش نياز توليد در كشور است اما مصرف زدگي پديده اي مضر و آسيب زا در اقتصاد ملي است. مصرف زدگي در اقتصاد مدرن نه تنها با فرهنگ اسلامي و تمدن ايراني قرابت ندارد بلكه مخل و مضر اقتصاد ملي نيز محسوب مي شود.مقوله«اصلاح الگوي مصرف» از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم هنجارها و رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است، نيازمند يك حركت اصلاحي، تدريجي، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف جامعه است. وقتي كه اصلاح يك پديده فرهنگي همچون «اسراف» مورد توجه قرار مي گيرد بديهي است كه بايد عوامل، زمينه ها و متغيرهاي دخيل در شكل گيري آن پديده مورد توجه باشد تا كار اصلاحي ما به ثمر بنشيند و يك اقدام زير بنايي ماندگار لازم است تا اصلاح واقعي صورت پذيرد. به عبارت ديگر بدون شناخت آن ريشه ها و زمينه ها، اصلاح حقيقي ممكن نيست؛ اصلاحي كه بايد به مقابله و بازسازي رويه ها و عرف هاي غلط مصرفي بپردازد كه بعضا در طول سال هاي متمادي به جزئي از شخصيت و عادت افراد جامه مبدل شده اند. بايد توجه داشت كه از پيامدهاي مصرف زدگي براي اقتصاد ما اين است كه آن را وابسته تر مي كند و طبق فرمايشات رهبري:” مصرف بي رويه و زياد، قاعدتا از سوي قشرهاي مرفه انجام مي گيرد؛ چون قشرهاي ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفي كه از سوي يك قشر انجام مي گيرد، به زيان كشور است. يعني هم زيان اقتصادي، هم زيان اجتماعي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد. من مكرر عرض كرده ام، باز هم مي گويم و خواهش مي كنم كه مصرف گرايي را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روي” در مقابل مصرف زدگي و اسراف، صرفه جويي و ميانه روي چيز خوبي است مخصوصا درباره اين مورد مقام معظم رهبري اسراف را يك عيب ملي خواندند و با انتقاد از مصرف گرايي در زمينه هاي مختلف تاكيد كردند: “ميانه روي برگرفته از ماه رمضان را به صورت فرهنگ ملي دربياوريم كه در اين صورت تهديدات مكرر دشمن درباره تحريم نيز حتي در صورت اجرا شدن بي اثر خواهد بود”.
آنچه كه امروز بر مصرف گرايي دامن مي زند، زياده خواهي و قانع نبودن بر دارايي هاي خود، رشد فرهنگ تجمل گرايي و روند چشم وهمچشمي و نوعي احساس كمبود يا نيازهاي ذهني و غير واقعي در مقابل نياز واقعي و ملموس كه از تبليغات فراگير ارزشهاي سرمايه داري سر چشمه مي گيرد.
به فرموده مقام معظم رهبري:مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف، روزبه روز شكافهاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميق تر مي كند. يكي از چيزهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاي مسئول بخشهاي مختلف دولتي، بخصوص دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي - بويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند; بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق بدهند. مصرف گرايي، جامعه را از پاي درمي آورد. جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاي مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. “بيانات معظم له درخطبه هاي نماز عيد سعيد فطر” (15 /09 /1381)
وجود روحيه قناعت و صرفه جويي در يك جامعه مي تواند به عنوان يك مولفه قدرت و امتياز ويژه براي آن جامعه مطرح باشد.ما بايد بدانيم كه روال و روند جهان به يك شيوه نمي گذرد و ممكن است شرايط در زماني به گونه اي ديگر تغيير كند كه در پي آن جامعه دچار كمبود ها،نارسايي هاو مشكلاتي گردد كه در كوتاه مدت امكان حل آن وجود نداشته باشد.
مطالعه تاريخ جوامع پيشرفته دنيا به خوبي نشان مي دهد كه توسعه آنان پس از تحمل يك دوره رياضت و مشقت هاي اقتصادي همراه بوده است.كشور ما اگر چه با كمبود منابع مادي مواجه نيست اما در چگونگي بهره مندي از منابع دچار مشكلات بسيار است.آگاهي بخشي به جامعه و ارائه الگوي مناسب از سوي رسانه ها راهكار ديگر مقابله با مصرف گرايي است.عملكرد رسانه ملي و به طور خاص، تلويزيون با توجه به تصويري بودن آن در تحقق فرمايش رهبر معظم انقلاب بسيار حائز اهميت است.براي تحقق آرمان صرفه جويي بايد اقداماتي فرهنگي در دستور كار رسانه ها و مسئولان قرار گيرد.مسئولان بايد پيشگام باشند تا بتوانند مردم را به صرفه جويي دعوت، تشويق و ترغيب كنند. ماه مبارك رمضان ماه دعوت به ساده زيستي است كه رسانه ها بايد با تبليغ ساده زيستي در اين ماه، مردم را براي زندگي ساده و اسلامي آماده كنند. سفره هاي رنگين كه در آن هرگونه طعام و مواد غذايي وجود داشته باشد باعث تحريك حس رقابت در ديگران مي شود و اين در ماه رمضان بهانه رقابت كساني مي شود كه سفره ها ي رنگين تر پهن كنند. وظيفه ما اين است كه در اين ماه عزيز و مبارك، ساده زيستي و سفره هاي ساده را تبليغ كنيم چرا كه فلسفه روزه، فاصله گرفتن از آلودگي به دنيا و دوري از تشريفات است.
«اصلاح الگوي مصرف» به بياني بخشي از شعارها و خواسته هاي 31 ساله مردم در برپائي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران است و به طور واضح اين رهنمود مقام معظم رهبري بخشي از شعار «استقلال» است که مي تواند در زمينه استقلال اقتصادي کشور نمود يابد.
واضح است که وظيفه دولت در اين مسئله سنگين تر از ساير نهادهاست و بايد گام اول را در زمينه حرکت به سمت تعيين الگوهاي مصرفي با کمک کارشناسان متخصص و نظرسنجي از آحاد مردم و با استفاده از ميانگين استانداردهاي جهاني که ابزار مهم آن وجود آمارهاي صحيح و کارآمد مي باشد، بردارد و نيز نسبت به زمينه سازي اجراي اصلاحات الگوهاي مصرف از خود و سازمان هاي تحت پوشش آغاز کند که خوشبختانه دولت نهم در اين مسير گام هاي مهمي برداشته است اما در قبال صرفه جوئي هايي که بايد انجام شود بسيار ناچيز است و احتمالاً همين مغايرت اين توهم را ايجاد کرده که دولت در اين زمينه اقدامي صورت نداده است.
از کارهاي مهم دولت مي توان به پروژه هايي از قبيل هدفمند کردن يـارانه ها، سهميه بندي بنزين، پرسشنامه خانوارها و کاهش هزينه هاي دولت، اشاره داشت.
هر چند بنابر اظهار کارشناسان، اقتصاددانان و صاحب نظران دولت در بسياري از طرح ها به دليل غيرکارشناسانه بودن آن منابع مالي و نيروي انساني و سرمايه اي را اتلاف و در بخش توزيع ثروت نيز صدقه دهي را رواج داده که اگر اين تحليل ها درست باشد، با شعار اصلاح الگوي مصرف بسيار منافات دارد. هر چند عادلانه نيست که بسياري از انتقادات از اين دست به دولت نسبت داده شود و ساير قواي مهم کشور از جمله قوه قضائيه به دليل عدم نظارت صحيح و يا قوه مقننه به دليل عدم تصويب قوانين کارآمد مصون بمانند.
مسئله مهمي که در اين رابطه بايد در نظر داشت اين است که بسياري از تحليل ها و مقالات و توصيه هايي که درخصوص پيام مهم رهبري نگاشته و گفته مي شود تنها دولت را مسئول اجراي طرح اصلاح الگوي مصرفي مي دانند در حالي که پيام رهبر معظم نه تنها از موضع راهبردي حکومتي مطرح است و توصيه اي اکيد براي دولت مي باشد، بلکه از نظر ديني و اخلاقي نيز که بايد به اصلاح الگوي مصرفي آحاد مردم در جامعه بينجامد نيز فوق العاده قابل تأمل است.
پيام نوروزي مهم رهبري نه تنها دولت را به لحاظ وظائف حکومتي بلکه افراد جامعه را به لحاظ ديني و اخلاقي موظف مي کند که به اصلاح الگوي مصرف چه در خانه و چه در جامعه، جامه عمل بپوشانند.
از دلايل رويکرد انفرادي اين پيام آن است که مطالعات اقتصادي و عملکرد دولت ها در جهان و حتي ايران نشان داده است که دولت ها تمايل دارند که کوتاه ترين، کم هزينه ترين و کم تنش زاترين راه را براي اصلاح الگوي مصرف که بالا بردن قيمت هاست اجرائي نمايند. در حالي که اگر مردم از موضع دين و اخلاق خود را موظف به رعايت بدانند چوب افزايش قيمت ها را نيز نخواهند خورد.
در پايان تأکيد مي شود که اين گونه از پيام برداشت مي شود که اصلاح الگوي مصرف وظيفه حکومتي براي قوه قضائيه، مجريه، مقننه بوده و يک وظيفه فقهي اخلاقي براي تک تک مردم جامعه نيز مي باشد.













