حضرت آيه الله حسين نوري



پاسداراسلام- ش : 1 ـ دي 1360 ـ سال اول




يكي از مهمترين مباحث اقتصادي اسلام ، بحث دربار? اسراف وپي آمدهاي آن مي باشد ، وما در اين مورد مفهوم وسيع اسراف و آيات قرآني وادل?ديگر را ذكر كرديم ، اكنون براي تكميل آن بحث نظري به احاديث مي افكنيم :


احاديث پيشوايان بزرگ اسلام همانطور كه رفاه زندگي انسانها وفراواني روزي‌ها وثروتها را مولود


اقتصاد بمعناي تنظيم برنام? توليد و توزيع و مصرف بر اساس اعتدال ميداند. پديد? فقر در جوامع بشري ، محروميتها وفقدان بركت در زندگي را معلول اسراف وتبذير معرفي ميكند.


اين نكته نيزچنانكه قبلاً تذكر داديم قابل توجه است اعتدال وميانه‌روي را كه مراعات آن مورد تأكيد فراوان و همچنين اسراف را كه احتراز از آن مورد اهتمام قرار گرفته است هرگز نبايد در صرف مال وثروت محدود كنيم بلكه بايد استعدادها وشايستگي‌ها ونيروهاي انساني ـ اعم از فكري وبدني ـ را كه اهميت وموقعيت وكارائي آن از مال وثروت نيز به مراتب بيشتر است بحساب بياوريم ودر مصرف كردن آن نيزرعايت اعتدال وميانه‌روي واحتراز از اسراف را يك وظيف? اسلامي وانساني بدانيم.


ونيز با توجه به وسعت مفاهيم آنها هرگز نبايد آنها را در محدود? زندگي يك فرد يا يك خانواده مورد مطالعه قرار بدهيم، بلكه لازم است آنها را شاخص ومقياس زندگي ?اقتصادي جامع?اسلامي بدانيم.


بطور كلي احاديثي راكه از پيشوايان بزرگ ديني دربار?اسراف واعتدال آمده است ميتوان به 3 دسته تقسيم كرد:


دست?اول احاديثي است كه ميانه‌روي و رعايت اعتدال در زندگي رايك وظيفه مهم اسلامي معرفى ميكند ومسلمانان را به رعايت آن ترغيب مينمايد واسراف وتبذيررا يكي از گناهان بزرگ ميداند وافراد را از ارتكاب آن بر حذر ميدارد. اين احاديث بسيار است ، مادر اينجابراي نمونه به ذكر دو حديث اكتفا ميكنيم:


1 ـ حضرت امير مؤمنان (ع) فرمودند:


كُنْ سَمِحاً وَلا تَكُنْ مُبَذِّراً و كُنْ مُقَدِّراً وَلا تَكُنْ مُقَتِّراً يعني در خرج كردن مال خود سخاوتمند باش ، ولي هرگزاسراف و تبذير مكن ، ونيز مال و ثروت خود را بر اساس اندازه گيري صحيح خرج كن ، اما هيچوقت سخت گير مباش واز خرج كردن مال در موارد لازم مضايقه مكن ().


2 ـ و آن حضرت در هنگام وفات بفرزندش وصيت ميكند : در معيشت خود هرگز وهيچوقت اعتدال وميانه‌روي را از دست مده ()


دست? دوم رواياتي است كه عواقب وآثار زيانبار اسراف وفوائد ميانه روي را گوشزد مينمايد واينها مقداري از آنهاست:


الف ـ حضرت رسول اكرم (ص) فرمودند 3 چيز موجب نجات و رستگاري انسانها است:


1 ـ سخن از روي عدالت گفتن در حال خشنودي وغضب.


2 ـ ترس از خداوند در آشكارو نهان .


3 ـ رعايت اعتدال وميانه روي در حال فقر وتوانگري ()


ب ـ ونيز آنحضرت فرمود: خداوند كسي راكه در معيشت خود ميانه روى را رعايت كند توانگر ميسازد وكسي را كه تبذير واسراف نمايد محروم ميگرداند()


ج ـ ونيز فرمود: هر كس اقتصاد وميانه‌‌‌روي رارعايت كند هرگز دچار فقر نمي شود()


د ـ حضرت صادق (ع) فرمود: « هر ساختماني كه در ساختمان آن مراعات ميانه روي نشده واز روي اسراف بنا گرديده موجب مسئوليت شديد ووبال صاحب خود خواهد بود()


ه‍ ـ حضرت باقر(ع) فرمود : در زندگي كسي كه اعتدال وميانه‌روي وجود ندارد ، خير وبركت نيز وجود نخواهد داشت ()


وـ حضرت امير مؤمنان (ع) فرمودند: اعتدال در خرج كردن موجب فراواني مال وثروت واسراف باعث سقوط مي گردد ()


زـ حضرت صادق (ع) فرمود : اسراف موجب كم شدن بركت است


دست? سوم رواياتي است كه حد وميزان اسراف و ميانه‌روي را بيان ميكند وما براي نمونه مقداري از آنها را در اينجا ميآوريم :


الف ـ حضرت صادق(ع)به يكي از محدثين كه اسحاق بن عمار نام داشت فرمود :


كمترين اسراف در اين 3چيز است :


1 ـ دور ريختن آن مقدار از آب را كه از آشاميدن اضافه آمده است.


2 ـ بدورانداختن هست? خرما پس از خوردن خرما (چون از هست? خرما ماده غذائي مخصوصي براي شتران ساخته ميشود).


3 ـ لباس شركت در اجتماعات را با لباس موقع كار يكي قرار دادن ()


توضيح اين موضوع اينست : افرادي كه در زندگي خود نظم وبرنامه‌اي دارند معمولاً براي خود دو نوع لباس تهيه مي كنند، لباسي براي شركت در اجتماع كه آنرا موقعي كه از منزل خود به بيرون قدم مي گذارند در بر مي نمايند ولباس ديگري رادر داخل خانه ويا موقع انجام كار مي پوشند كه در زبان عربي به اولي ثوب صون وبه دومي ثوب بذله گفته مي شود ودر بسياري از احاديث مااين دوتارا يكي قرار دادن نوعي اسراف محسوب گرديده ، چنانكه براي هر يك از دو موضوع ياد شده لباس جداگانه قرار دادن نوعي اقتصاد وحفظ مال قلمدادشده است .


ب ـ سليمان بن صالح مي گويدازحضرت صادق (ع) پرسيدم كمترين حد اسراف چيست ؟ حضرتش فرمودند : لباس نو را در موقع كار ودر داخل خانه پوشيدن ()


ج ـ حضرت امير مؤمنان (ع)فرمودند: اِسرافكاران رادر ابتداء با اين 3 علامت ميتوان شناخت :


1 ـ نحو? غذا خوردن : كه افراد اسرافكار معمولاً از لحاظ كميت يا كيفيت براي خود غذائي راكه بالاتر از شان واحتياج آنها است تهيه مي نمايند .


2 ـ براي آشاميدن خود ، آشاميدنيهاي افزونتر وبالاتر از شان واحتياج خودرا فراهم ميكنند.


3 ـ در پوشيدن لباس براي خود لباسي راتهيه ميكنند كه از نياز وشان آنها بالاتر است ()


د‌ـ حضرت صادق (ع)فرمودند: خداوند ? اقتصاد وميانه روي را دوست واسراف را دشمن ميدارد ، حتي دور انداختن هست? خرما ودور ريختن آبي كه از آشاميدن اضافه آمده است نوعي اسراف است» ()


ه‍ ـ اسحاق بن عبدالعزيز ميگويد شخصي از حضرت صادق (ع) پرسيدكه مادر يك نقطه از راه مكه ميخواستيم احرام ببنديم وچون نخاله همراه نداشتيم پس از استعمال داروي نظافت ، آرد بر بدن خود ماليديم ومن از اين موضوع سخت ناراحت شدم .


حضرتش فرمود : آيا ناراحتي تو ازاين جهت است كه فكر ميكني مبادا در اين مورد اسراف كرده باشي؟


گفت : آري


فرمود : چيزيكه بدن رااز لحاظ بهداشت اصلاح ميكند موجب اسراف نمي گردد.


اسراف اينست كه مال در غير مورد احتياج وبر خلاف ميزان لازم خرج شود ()


وـ حضرت رسول اكرم (ص) از راهي عبور ميكرد ، مردي را بنام سعد ديد كه در حال وضوگرفتن است وبيش از انداز? لازم آب مصرف ميكند ، حضرت بوي فرمود: اين اسراف چيست ؟


او گفت : مگر در وضو گرفتن هم اسراف هست ؟


فرمود : آري، هر چند در كنار نهر جاري هم وضوگرفته شود ()


با توجه به آنچه كه در بار? «اسراف » ذكر كرديم اين نكته روشن گرديد كه علت عمده پيدايش فقرها ومحروميت‌ها در اجتماع بشري و يا كمبود و نا رسائي در زمينه وسائل رفاه زندگي وتعليم وتربيت چيزي جز اسراف وتبذير وعدم رعايت اعتدال در خرج مال و ثروت نيست . اين حقيقت براي خوانندگان محترم در صورتي كه فقط براي نمونه آمار وارقام ثروتهاي كلاني راكه در راه تسليحات خرج ميشود در نظر بگيرند واضح ميشود . كه اين ، يكي ازآن ارقام است :


مركز علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد (يونسكو) در پاريس در بولتن شمار? 447 مورخ 8 آبان 1343 خود اعلام كرده است.


هزين? ساختمان يك طيار? بمب افكن ازنوع پروتوتيب مطابق با حقوق 000/250 نفر آموزگار در يكسال تمام است !


همچنين هزين? اين بمب افكن مساويست با ساختمان 30 دانشكد? علوم كه در هر كدام از آنها يكهزار دانشجو به تحصيل مشغول باشند!


همچنين هزين? ساختمان يك بمب افكن معادل است با ساختمان 75 بيمارستان كه هر كدام يكصد تختخواب داشته وكاملاً مجهز وآماده باشند!


براي ساختمان يك طيار?شكاري مافوق صوت هزينه‌‌‌اي لازمست كه با آن ميتوان 000/600 خان? آپارتمان بنانمود!


امروزه در هر ساعت از هر شبانه روز 000/000/14 دلار در دنيا خرج تسليحات ميگردد، در حاليكه ملت‌هاي بسياري در دنيا فاقد مسكن ، بيمارستان ، مدرسه ، آزمايشگاه ، و وسائل كشاورزي وخلاصه وسيل? رفاه وادام?زندگي هستند.

بعقيد? كار شناسان يونسكو با خرج يكهزار وهشتصد ميليون دلار حداقل 50 در صد از بي سوادان دنيا را ميتوان باسواد كرد وبابهاي 130 هواپيمااز نوع اف ـ 104 ميتوان دنيارا با سواد نمود!?


. پايان ص15.
. پايان ص16.
. پايان ص17.
1
ـ نهج البلاغه ، كلمات قصار 33
ـ بحار الانوار ج71 ص 344
ـ وسائل ج15 ص 258
ـ = = =
ـ بحار الانوار ج71 ص 344
ـ وسائل ج3 ص 587
ـ شافي ص 219
ـ وسائل ج 15 ص 258
ـ بحارالانوار ج71 ص 344
ـ وسائل ج3 ص 374
ـ وسائل ج3 ص 374
ـ شافي ص 219
ـ وسائل ج15 ص 257
ـ وسائل ج 15 ص 260


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:07 PM - روز پنج شنبه 6 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 مردى كه در نفقه دادن حدّ وسط نگاه داشت يعنى نه اسراف نمود و نه تقصير و در قرآن وارد شده «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» يعنى مگردان دست خود بر سينه به گردن خود تا بر بسط آن توانا باشى- و اين كنايت است از امساك- و مگشاى دست خود را همه گشادن. «بسط يد» عبارت است از اعطا و «كل البسط» اشارت است به اسراف. يعنى اسراف مكن چه اگر اسراف كنى بنشينى ملامت كرده شده، درمانده و محتاج. يعنى به اعتدال گراى و از طرفى تفريط و افراط كه تقتير و تبذير است احتراز نماى.


حكمت131
(و قال (عليه السلام): قلّة العيال احد اليسارين) كمى اهل و عيال يكى از دو توانگرى است در مال زيرا كه هر كه را اندك باشد عيال او عيش او آسانتر باشد و معيشت او اوسع همچنانكه در حين سعت حال و كثر مال بر اين منوال است. (و التّودّد نصف العقل) و دوستى كردن و معاشرت نمودن با مردمان نصف تصرّف عقل عملى است در تدبير كار معاش‏


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:03 PM - روز پنج شنبه 6 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 معناي اسراف

در توضيح معناي اسراف گفته‏اند:

اسراف تجاوز از حدّ است در هر عملي اگر چه حلال كه انسان آن را انجام مي‏دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است.

از اين رو به كارگيري هر چيز در غير مسير و حدّ خودش، چه از نظر كميّت و چه كيفيّت، «اسراف» ناميده مي‏شود.

موارد اسراف

1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن، هر چه كم باشد، مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان، پوشيدن لباس قيمتي مخصوص مهماني در محيط كار

2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مي‏رساند. مثل خوردن پس از سيري در صورتي كه مضّر باشد.

امام صادق (ع) مي‏فرمايد:

اِنّما الاسراف فيما اتلف المال و اَضَرَّ بِالبَدن (1)

اسراف در چيزي است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.

اما اگر درمان بيماري و سلامتي آدمي به هزينه زياد نياز دارد، بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.

3 ـ صرف مال در مصارفي كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.

تذكّر اين مطلب لازم است كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد، زيرا تأمين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهي اوّليه آنها از واجبات است.

مردي از دنيا رفت و پيامبر (ص) بر او نماز

صرفه‏جويي نقش مهمي در ايجاد توازن و عدالت اجتماعي دارد.

تجاوز از «حدّ» در هر عملي را «اسراف» مي‏گويند.

پيامبر اكرم (ص) در مورد مردي كه قبل از مردن همه اموالش را در راه خدا داده بود:

اگر قبلاً به من گفته بوديد، بر اين آدم نماز نمي‏خواندم، زيرا بچه‏هاي گرسنه را در اجتماع رها كرده است.

خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزي براي آنها گذاشته است؟

ـ يا رسول‏اللّه‏! مقداري ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.

ـ اگر اين را قبلاً به من گفته بوديد، بر اين آدم نماز نمي‏خواندم. بچه‏هاي گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)

يكي از ويژگي‏هاي عالي فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضي امكانات «شأن و موقعيت» افراد را مدّنظر قرار مي‏دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضي از زمينه‏ها و موارد را با اوضاع اقتصادي هر زمان و موقعيت اقتصادي و اجتماعي هر فرد گره مي‏زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مي‏توان به اين مسأله نيز منوط كرد. (3) ولي بايد توجه داشت كه وسعت و سادگي چيزي است و تجمل پرستي و زرق و برق پرستي چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اوّلي ممدوح و دوّمي مذموم است. مسأله‏اي كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره‏برداري از نعمتهاي الهي چنانچه از حد طبيعي هر فرد بگذرد، اسراف است ولي در حد اعتدال مانعي ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براي بعضي افراد، مصداق «بخل» باشد.

علي عليه‏السلام درباره نشانه مسرف مي‏فرمايد:

«لِلْمُسْرِفِ ثلاث علامات: يأكل ماليس له و

يلبسُ ماليس له و يشتري ماليس له». (4)

اسرافكار سه ويژگي دارد: مافوق شأن خود مي‏خورد، مي‏پوشد و خريد مي‏كند.

در تعابير اسلامي حدي را كه براي مسكن معين كرده‏اند اين است كه به اندازه «كفايت» و «كفاف» آدمي باشد و اين مقدار نسبت به افراد، خانواده‏ها، زمانها و مناطق فرق مي‏كند، ولي در عين حال بايد بگونه‏اي باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.

علي عليه‏السلام در بيان حدّ لباس انسانهاي باتقوا مي‏فرمايد:

«ملبسهم الاقتصاد»

لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه‏روي است.

نه لباسهاي قيمتي مي‏پوشند و نه لباسهاي ژوليده و پَست. بلكه در پرتو لباس معمولي، ظاهري آراسته، پاكيزه و متين دارند.

عوامل اسراف

اسراف نيز مانند بسياري از اعمال، برخاسته از ريشه‏ها و عواملي است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها، حذف آن از زندگي فردي و اجتماعي ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسي بعضي از اين عوامل خواهيم پرداخت:

1 ـ خودنمايي

شخصي كه در دوران زندگي همواره در نيل به خواسته‏ها و آرزوهاي خويش ناكام مانده و با تنگدستي و محروميت دست به گريبان بوده است، اين سرخوردگيهاي انباشته شده، به تدريج تبديل به عقده‏هاي رواني شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مي‏نمايد. در اين صورت، فردِ دچارِ اختلال، براي سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده‏هاي متراكم خود، دست به عملي مي‏زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. به عنوان مثال براي باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاي غير معقول متوسّل مي‏شود و فكر مي‏كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انساني دست‏ودل‏باز و بي‏اعتنا به ثروت مطرح مي‏گردد.

2 ـ تربيت خانوادگي

خانواده يكي از اركان تربيت و محل شكل‏گيري شخصيت رفتاري انسان است. شيوه‏هاي رفتاري فرزندان، انعكاسي از نوع تربيت خانوادگي آنهاست، از اين رو بسياري از دختران و پسران رفتارهاي فردي و اجتماعي، اقتصادي و اخلاقي را از والدين خود مي‏آموزند و در موقع لزوم آن را به كار مي‏گيرند.

يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوي صحيحي براي مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضروري و مسرفانه پرهيز كند، قهرا دختري خواهد داشت كه در زندگي فردي و اجتماعي آينده خود، دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد.

اميرالمؤمنين (ع):

نوع لباس پرهيزگاران در حدّ اعتدال است.

از اموري چون خودنمايي، تربيت خانوادگي، فساد اخلاقي، تقليد و الگوهاي اجتماعي بايد به عنوان عوامل گسترش اسراف نام برد.

اما در نقطه مقابل، مادري كه بدون داشتن الگوي صحيح مصرف، به زياده‏روي و ولخرجي خو گرفته است، اين روش او در ساختار روحي فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگي آينده‏اش آن را به كار خواهد گرفت.

3 ـ فساد اخلاقي

ترك اسراف، يك نوع پايبندي و تعهد به مقررات ديني است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مي‏آيد.

در بعضي مردم، زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقي و روحي آنها جستجو كرد؛ زيرا شخصي كه خود را به تجاوز و قانون شكني عادت داده و به گناه خو گرفته است، نمي‏تواند در امور مالي‏اش فردي معتدل باشد و همواره به دنبال تأمين خواسته‏هاي افسار گسيخته خود مي‏باشد. او از اين طريق سرمايه‏اش را به هدر مي‏دهد.

4 ـ تقليد

تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مي‏خواهد زندگي‏اش را با كساني كه در نظر او داراي شرافت و موفّقيت‏اند، هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاي مناسب و صحيح باشد، بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاي نفساني همراه باشد، موجب گمراهي و سقوط ارزشهاي ديني و انساني مي‏شود.

بسياري از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاي خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مي‏گويند ديگران هم، چنين مي‏كنند، غافل از اينكه عمل ديگران نمي‏تواند مجوزي براي فساد و ولخرجي آنها باشد.

لباس پوشيدنها، غذا پختنها، طلا و جواهرات،

دكورها و ديگر مصارفي كه بر اساس «چشم و همچشمي» آميخته با اسراف هستند، كم نيستند و همين روحيه «چشم و همچشمي» عاملي براي اختلافات خانوادگي و نگرانيهاي روحي ـ رواني مي‏شود و خانواده‏اي را در كام بلاي اسراف و تن به ذلت دادن مي‏كشد و آرامش روحي زن و شوهر را سلب مي‏كند.

امام باقر عليه‏السلام مي‏فرمايد:

ايّاك ان تُطمِعَ بصرك الي من هو فوقك (5)

تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگي فرد بالاتر از خويش بدوزي، بر حذر مي‏دارم.

5 ـ الگوهاي اجتماعي

آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوي عملي مردم بشمار مي‏رود تأثير عمده‏اي در چگونگي بهره‏برداري مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه‏ها در الگودهي در همين راستا است. زندگي شخصي و نيز اداري مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه‏ريزيهاي خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.

رابطه اسراف و فقر

همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادي و معنوي براي فرد و جامعه به دنبال دارند، اسراف نيز آثار وضعي و تكليفي خاص به خود را در پي دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مي‏شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم رواني سكوت كرده و نهي از منكر نمي‏كنند، فرا مي‏گيرد.

«فقر» و تنگدستي از عواقب نامطلوب

اسراف است كه گاه دامنگير شخص و گاهي دامنگير جامعه مي‏شود. امام كاظم عليه‏السلام مي‏فرمايد:

«مَن اقْتَصَدَ وَ قَنَعَ بقيتْ عليه النعمة و من بَذَّر و اسرف زالتْ عنه النعمة»

«هركس كه در زندگي اعتدال و قناعت را پيشه كند، نعمت بر او باقي مي‏ماند و هر كس كه تبذير و

اسراف كند، نعمت از او گرفته مي‏شود (و فقير مي‏گردد)»

آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايي و قناعت و صرفه‏جويي از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمي روي آورد، بناچار براي رفع نيازمني‏هاي خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.

امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد:

انّ مع الاسراف قلّة البركة (6)

همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

در يك بررسي كوتاه مي‏توان به اسرافكاريهاي بسياري از مردم جامعه پي برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايي، خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن

خروارها ميوه و سبزي و بلااستفاده ماندن مقادير زيادي لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست، نمايانگر ناسپاسي و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:

«گفته مي‏شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزي حول و حوش 3 ميليون آن «دور ريز» مي‏شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مي‏شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاي سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مي‏گردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مي‏رسد كه آن هم براي دام بدون اشكال بهداشتي نيست» (7) با اين مبالغ هنگفت مي‏توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسياري را درمان كرد.

نقل شده است كه امام صادق (ع) روزي نگاهش به ميوه‏اي كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود، افتاد.

آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده‏ايد، بسياري از مردم سير نشده‏اند (و گرسنه هستند) آن را به كسي بدهيد كه نيازمند آن است. (8)

چرا غذا را بيش از نياز پخت مي‏كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه‏جويي نمي‏كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذي زياده‏روي مي‏كنيم؟ چرا از ميوه‏ها درست استفاده نمي‏كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهداري آن اصول لازم را به كار نمي‏بنديم؟ چرا عدّه‏اي مرّفه و بي‏درد ثروت عمومي جامعه را ـ ولو با درآمدهاي خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مي‏كنند؟ چرا الگوهايي كه در برخي رسانه‏هاي جمعي و نيز عملكرد بعضي مديران مشهود است جامعه را به سوي يك زندگي تجمّلي و اسرافگرايانه مي‏كشد؟ و دهها چراي ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.

امام صادق (ع) مي‏فرمايد:

«ميانه‏روي در زندگي چيزي است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتي اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايي باشد، چون آن هسته به كار مي‏آيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.» (10)

اسراف و عدم استجابت دعا

مُسرِف چون با سوء اختيار خود گرفتار اين بيماري شده و به تنگدستي افتاده است، اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد، دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه‏السلام يكي از چهار نفري را كه دعايشان مستجاب نمي‏شود، اسراف آثار نامطلوبي را بر زندگي شخص و اجتماع باقي مي‏گذارد.

حضرت امام صادق (ع):

اسراف موجب كاهش بركت است.

زياده‏روي در صرف بيت‏المال و هزينه‏هاي تشريفاتي از مصاديق بارز اسراف است و الگودهي منفي اجتماعي را در پي دارد.»

فردي مي‏داند كه ثروتش را ضايع كرده، آنگاه از خدا مي‏خواهد تا به او روزي دهد. خداوند درجواب مي‏فرمايد: آيا تو را به ميانه‏روي و اصلاح در امور زندگي امر نكردم؟! (11)

رابطه اسراف و دوري از خدا

از آنجا كه هر بُعد روحي انسان در بُعد ديگر مؤثر است، بالطبع انحراف و كژي در يك بُعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مي‏شود.

اسراف و تجاوز از حد در امور مادي و معنوي ـ همچون معصيت با چشم، گوش، زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهي در مقابل آدمي و در نتيجه تكذيب حق مي‏شود، اينجاست كه آدمي بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهي محروم مي‏شود و اين، يك سنت قطعي و لايتغيّر الهي است كه هدايت معنوي در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مي‏آيد.

در غير اين صورت، فراموشي ياد خداوند توسعه مي‏يابد و بتدريج زندگي فردي و اجتماعي مردم دچار سر در گمي و بي‏هدفي مي‏شود؛ اعتمادها به يكديگر كم مي‏شود؛ روحيه ايثار و فداكاري و كارگشايي، از جامعه رخت بر مي‏بندد؛ عاطفه و ترحم كاهش مي‏يابد؛ مردم در كارهاي خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مي‏ورزند.

اسراف نيز عاملي براي دور شدن دلها، زياد شدن فاصله‏طبقاتي، بي‏تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحي ـ اجتماعي است كه جامعه را از درون مي‏پوساند.

برخي مردم هم‏چشمي با ديگران را عذري براي اسراف‏كاري خويش مي‏دانند!

اسراف در بيت‏المال

حفظ بيت‏المال و نظارت دقيق بر هزينه‏هاي عمومي و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامي است.

از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايي و شهري ـ در بيت‏المال شريك مي‏باشند چگونه مي‏توان از بودجه‏عمومي كشور در زيباسازي بيش از حد و تغييرسالانه‏دكوراسيون‏ادارات، شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسؤولان و خريدگل‏وگلدان‏هاي‏متنوع‏قيمتي‏براي‏دفتر مديران كشور و برپايي ضيافتهاي غيرضروري براي مسؤولان و يا برپايي بعضي سمينارها استفاده كرد؟!

بطور قطع اينها مصداق «مُنكَر» هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعي مشكل به نظر مرسد.

عدالت اجتماعي زماني عينيت پيدا مي‏كند كه همه ثروتهاي كشور بطور مساوي بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديراني كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازي مي‏كنند؛ گلدانهاي گرانقيمت را خريداري كرده و اطاق را زينت مي‏دهند و حال آنكه اين بودجه‏ها و هزينه مصارفي لازمتر و ضروري‏تر دارند. طبيعي است كه‏اين روش چنانكه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل‏گرايي عمومي، موجب بي‏اعتماد شدن توده‏هاي مردمي به دست‏اندركاران كشور مي‏شود. اين سيره عملي نادرست نظارتي جدي از سوي دولت اسلامي را نياز دارد تا بيت‏المال را از شرّ جاهلان و عاملان حفظ

كند.

علي عليه‏السلام در نامه‏اي به زيادبن‏ابيه كه جانشين حاكم بصره بود، مي‏نويسد:

«به خدا سوگند ياد مي‏كنم، سوگندي از روي راستي و درستي، كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت‏المال مسلمانان به چيزي اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور، صرف و هزينه نموده‏اي، بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تأمين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.»(13)



--------------------------------------------------------------------------------

1 ـ كافي،ج 4 ، ص 54 .

2 ـ گفتارهاي معنوي، شهيد مطهري، ص 163 .

3 ـ براي توضيح بيشتر پيرامون ميزان نفقه همسر، مي‏توانيد به تحريرالوسيله امام خميني (ره)، ج 2 ، كتاب النكاح، فصل نفقات، مسأله 8 مراجعه كنيد.

4 ـ سفينة‏البحار، ج 1 ، ص 615 .

5 ـ اصول كافي، ج 2 ، ص 137 .

6 ـ وسايل، ج 15 ، ص 261 .

7 ـ روزنامه كيهان، 25 خرداد 1372 .

8 ـ مستدرك الوسايل، كتاب الاطعمة و الاشربة، باب 61 .

9 ـ توضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان، هسته خرما در بعضي زمينه‏ها كاربردي داشته باشد.

10 ـ وسايل، ج 15 ، ص 257 .

11 ـ اصول كافي، ج 2 ، ص 511 .

12 ـ نهج‏البلاغه، نامه 20 .

13 ـ بحارالانوار، ج 41 ، ص 105 . >


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 11:02 PM - روز پنج شنبه 6 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مصرف گرایی یکی از پدیده‌های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. از جمله عوارض این پدیده می‌توان به تحدید منابع، آلودگی‌های محیط زیست و فاصله‌ی اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد. سؤال اساسی این است که چرا جامعه‌ی ما گرایش به مصرف‌گرایی دارد؟ چرا مصرف‌گرایی برای عده‌ای نوعی افتخار محسوب می‌شود؟ آیا میان مصرف‌گرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطه‌ای وجود دارد؟ چگونه می‌توان گرایش به مصرف‌گرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه می‌توان مردم را در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید می‌کند؟
هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و در‌آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیب‌های متعددی در جامعه بروز می‌کند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا ‌رفتن قدرت خرید مردم، مصرف‌گرایی رواج می‌یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، ارائه‌ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه‌ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی‌ست. در جامعه‌ی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهت‌گیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزش‌های مادی رواج یافت و ارزش‌های معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرف‌گرایی، ضامن چیزی جز نیاز‌های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت‌طلبی، تجمل‌پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروه‌های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرف‌گرایی، برداشت بیش از اندازه‌ی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرف‌گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه‌گذاری جهت طرح و اجرای زیر‌ساخت‌های توسعه می‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه‌ی راحت‌طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسان‌هایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر می‌کنند، سهل‌تر پذیرای روحیه‌ی مصرف‌گرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهره‌وری تولید را افزایش داده و هم از مصرف‌گرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیت‌های تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همان‌طور که بیان شد، مصرف‌گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی رواج و گسترش سریع‌تری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسی برای روحیه‌ی مصرف‌گرایی خواهد بود. بدین صورت در‌آمدهای کلان که از طریق کسب رانت‌های مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی‌شود، روحیه‌ی مصرف گرایی را نیز سریع‌تر رواج می‌دهد. بنابراین هر گاه دگرگونی‌های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروت‌های بی‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایه‌داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه‌ی حیات
نخواهد بود، لذا جست و جوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است. بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعی‌ست و با این وجود هیچ تلاشی برای آموزش این مسئله در کتب درسی یا فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مشاهده نشده، به این ترتیب ضعف آموزش، تشدید روحیه‌ی تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی،
به اضافه حضور فعال بخش‌های دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعه‌ی ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاری‌های غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. در این صورت اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتاً می‌توان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق گردد. هر گونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانه‌ی تولید تجهیز شود. مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی‌توان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز می‌ماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه‌پذیری نقش‌های مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.
از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه می‌توان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطه‌ی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ‌ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه‌ی همگامی ساختار و ‌کارکرد‌های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف‌گرایی باز کنند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:58 PM - روز پنج شنبه 6 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 منبع: روزنامه - جمهوری اسلامی
تاملي در ديدگاه امام خميني درباره خطرات مصرفي شدن جامعه و ضرورت تلاش مستمر براي دست يابي به خودكفايي
اصلاح الگوي مصرف جامعه به برنامه ريزي اشتراك مساعي هماهنگي و حركت هدفمند نيازمند است. اگر اين شاخص ها از فضاي ذهن و فكر به حيطه عمل در آينده مي توان اميدوار بود كه مصرف صحيح در همه چيز به نحو مطلوب و شايسته چهره ظاهر كند و جامعه و كشور را از رنج اسراف و آفات و زيان هاي آن مصون دارد.
اصلاح الگوي مصرف در سطح كلان به «خودكفايي» منتهي مي شود و كشور را بر بلنداي قلل اقتدار و عزت و استقلال اقتصادي مي نشاند.
ترديدي وجود ندارد كه جامعه و كشور مصرف زده و فاقد هرگونه فكر و عمل براي نيل به خودكفايي همواره در «وابستگي» به سر خواهد برد و روي بي نيازي را نخواهد ديد و چشمش به دست بيگانگان است تا نيازهاي روزمره او را تامين نمايند.
بديهي است خودكفايي «جامعه» با اصلاح الگوي مصرف نه امري يكباره است كه سريع ظهور نمايد و نه هدفي است كه بدون حضور هر «فرد» و تلاش و حركت او امكان پذير مي باشد.
به ديگر سخن اصلاح الگوي مصرف به تدبير و زمان نياز دارد و سريع و شتاب آلود نمي توان به آن دست يافت. همچنين تمام افراد جامعه بايد در اين حركت حاضر و فعال باشند زيرا جامعه از مجموعه افراد به وجود مي آيد و چنانچه هر كس و در هر موقعيت و شغل ـ و حتي افراد درون خانه ها ـ به مصرف صحيح روي آورند از مجموعه به هم پيوسته افراد جامعه تشكيل مي شود و الگوي صحيح مصرف به وجود خواهد آمد.
در نقطه مقابل خودكفايي و استقلال اقتصادي وابستگي و طفيلي گري قرار دارد كه به هيچ وجه شايسته جامعه و كشور اسلامي نمي باشد. زيرا وابستگي در تامين نيازهاي روزمره از جمله مواد غذايي همواره اهرمي در دست قدرت هاي استكباري به منظور مهيا ساختن زمينه هاي استعمار سياسي بوده است و كم بوده اند سرزمين هايي كه در عين نيازمندي به قدرت ها و وابستگي اقتصادي به آنها در برابر استعمار سياسي مقاومت كرده و استقلال كشور خود را صيانت نموده اند.
ترديدي وجود ندارد كه وابستگي اقتصادي آرام آرام و به مرور به وجود مي آيد و از عوامل مهم و به وجود آورنده آن مصرف ناصحيح و فقدان يك الگوي جامع و سالم در بهره وري از امكانات و نعمت ها مي باشد.
اگر جوامع تحت سلطه قدرت ها و يا كشورهاي به استقلال رسيده و به مرور ذوب شده در نظام هاي استكباري و تبدل يافته به طفيلي گري و وابستگي شديد اقتصادي و پس از آن وابستگي سياسي از ابتدا از ضايع كردن نعمت ها و امكانات خود اجتناب مي ورزيدند و به الگوي مصرف صحيح مي رسيدند هرگز در دام فقر اقتصادي گرفتار نمي شدند كه در پي آن مجبور به پذيرش سلطه سياسي كشورهاي استكباري شوند.
اين كلام عميق اميرمومنان (ع) كه مي فرمايد: «سبب الفقر الاسراف....»: «علت اصلي فقر اسراف و ضايع كردن نعمت هاست» (1) به وضوح نشان مي دهد كه اگر ملت ها از نعمت ها به نحو صحيح استفاده نكنند فقر اقتصادي توليد مي شود و اين مقدمه اي است براي دست نياز به سوي قدرت هاي استعماري دراز كردن.
و نيز اين سخن ژرف حضرت علي (ع) كه مي فرمايد: «لا غني مع الاسراف»: «با اسراف كاري ها توانگري و قدرت اقتصادي به وجود نمي آيد.» (2) همه ملت ها و دولت ها را به بيداري و بينش فرامي خواند كه حركت هاي مبتني بر تجمل گرايي اشرافي گري ميهماني هاي پر خرج و كلان و مصارف زايد ديگر كه از مصاديق بارز اسراف مي باشند نه تنها دليلي بر توانايي و قدرت اقتصادي نيست كه موجب فقر كشور و وابستگي به بيگانگان مي گردد و به دنبال اين وابستگي است كه دولت ها و ملت هاي گرفتار در دام هاي گوناگون قدرت هاي سيطره جوي جهاني به اجبار بازار مصرف كالاهاي آنها مي شوند و آنچه باقي مي ماند سلطه پذيري و مصرفي شدن و از بين رفتن خودباوري و در پي آن ناتواني در مسير نيل به خودكفايي و توسعه است.
حضرت امام خميني هم در جايگاه رفيع يك اسلام شناس جامع نگر و هم در مسئوليت يك مصلح و رهبر بيدار و سياستمدار هوشيار و آگاه به سياست جهاني و استراتژي و تاكتيك هاي حاكم بر نظام هاي حكومتي دنياي استعمار به موضوع «مصرف» و نقش آن در رشد و پيشرفت جوامع و كشورها و نيز نقشه هاي دشمنان بشريت براي تخريب الگوي صحيح مصرف در ميان ملت ها و دولت ها ديدگاه هاي روشن و راهگشايي دارند كه بايد به تبيين و تشريح درآيند.

عقب ماندگي و مصرف زدگي
امام خميني انحراف ملت ها و دولت ها از الگوي صحيح مصرف را ناشي از تحركات مخرب و نقشه هاي ضد انساني قدرت هاي بيگانه مي دانند كه با ترفندهاي خود شرايط خاصي را به وجود مي آورند كه در نهايت موجب حفظ مطامع و گسترش منافع ضد انساني آنها خواهد شد.
امام خميني اعلام مي كنند: قدرت هاي استكباري ملت هاي ستمديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگه داشته و كشورهايي «مصرفي» بار آورده اند و به قدري ما را از پيشرفت هاي خود و قدرت هاي شيطانيشان ترسانده اند كه جرات دست زدن به هيچ ابتكاري نداريم و همه چيز خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاي خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم. (3)
امام خميني با درايت و روشن بيني هر چه تمامتر در اين رهنمود به سه موضوع مهم اشاره مي نمايند.
موضوع اول اين است كه قدرت هاي استكباري ابتدا به «عقب مانده» نگاه داشتن كشورهاي جهان سوم مي پردازند. اين حيله و نقشه استعماري سابقه اي طولاني در تاريخ سياسي جهان دارد و جاي پاي آن را در كشورهاي زير سلطه مي توان مشاهده نمود.
در تاريخ بشريت نمي توان سراغ گرفت مصاديق و نمونه هايي را كه قدرت هاي استعماري براي سرزمين ها و ملل جهان سوم از جمله سرزمين هاي اسلامي دلسوزي نموده و در صدد رفع تنگناها و موانع و مهيا نمودن زمينه هاي رشد و پيشرفت آنها در ابعاد سياسي اقتصادي فرهنگي و نظامي باشند.
موضوع دوم «مصرفي» كردن دولت ها و ملت هاست. بديهي است عقب مانده كردن كشورها تمهيد و مقدمه اي براي مصرفي كردن آنهاست. زيرا وقتي دولت ها و ملت ها در ابعاد مختلف توسعه به هيچ رشد و پيشرفتي نائل نيامدند و در همه چيز در ركود و سكون باقي ماندند چاره اي جز گشودن دست نياز به سوي كشورهاي سلطه جو ندارند و از همين جاست كه كالاهاي متعدد به وفور و پي در پي به ممالك توسعه نايافته و عقب مانده سرازير مي شوند و جامعه و كشور به طور كامل مصرف زده و وابسته به بيگانگان مي گردد.
موضوع سوم القائات استعماري است كه توسط عوامل و ايادي قدرت هاي سلطه جو در فرهنگ عمومي جامعه راه پيدا مي كند و دولت و ملت را در احساس ضعف و ناتواني فرو مي برد و به گونه اي به هراس و ترس مي افكند كه قدرت هر ابتكاري در اقتصاد و صنعت از آنان سلب مي شود و به اين ترتيب سرنوشت خويش را به دست بيگانگان مي سپرند و خود در تسليم و اطاعت كامل درمي آيند.

وابستگي و خودكفايي
مصرفي شدن جوامع و كشورها با نقشه هاي شوم و ضد انساني قدرت هاي استكباري آفت و خطر بزرگ «وابستگي» را به صورت سرنوشت محتوم كشورهاي عقب مانده و توسعه نايافته رقم مي زند و آنان را از حركت و تلاش براي دست يابي به «خودكفايي» بازمي دارد.
القائات استعماري در پي تثبيت عقب ماندگي و خودداري از حركت در مسير ارتقاي فكري و پيشرفت اقتصادي و ادامه حيات تحت نظارت و سيطره قدرت هاي جهاني مي باشد و به تعبير امام خميني آنان «با القاي تفكرات و تحقيقات خودساخته به توده هاي محروم باورانده اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگي كرده والا راهي براي ادامه حيات پابرهنه ها جز تن دادن به فقر باقي نمانده است.» (4)
اين القائات براي دولتمردان و زمامداران متزلزل جهان سوم و ملت هاي تابع آنان كاربرد دارد و تداوم دهنده راه سلطه قدرت هاي استعماري مي باشد لكن براي حضرت امام خميني كه مصلح و انقلابگر و رهبر حركت مقدسي است كه در طول حركت پيامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) قرار دارد پشيزي ارزش و اعتبار ندارد كه او با خروش سهمگين خود اركان سيطره قدرت ها و چارچوب ها و داربست هاي حكومت كافران را لرزاند و طبيعي است كه نه تنها اين القائات را برنمي تابد كه با نفي وابستگي در مسير خودكفايي ملت و دولت حركت مي نمايد.
در نگاه حضرت امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقطه آغاز تلاش و فعاليت براي رهايي از مصرف زدگي ناشي از سياست هاي رژيم ستمشاهي بود كه نظريه پردازان غربي آن در صدد پيمودن آخرين گام ها براي نابودي و انهدام كامل استقلال و هويت مردم مسلمان و وابسته و مصرفي كردن آن به طور مطلق بودند.
به سخنان امام خميني بنگريد و بينديشيد كه اين پيشواي بصير و همه سو نگر چند ماه پس از پيروزي انقلاب چگونه به مذمت وابستگي اقتصادي و ترغيب و تشويق به حركت در مسير نيل به خودكفايي در توليد مواد غذايي مورد نياز و رهايي از وابستگي و مصرف زدگي مي پردازد:
«يك كشوري كه الان مال خودتان شده است آن كشور به دست خودتان اداره بشود.... يكي از اموري كه براي ما الان لازم است اين «زراعت» است.... اين زراعت را كوشش كنند كه به طور شايسته انجام دهند. ما اگر چنانچه زراعت خودمان كشاورزي خودمان نتواند كفاف براي خودمان باشد و دستمان دراز باشد پيش آمريكا و امثال آمريكا براي ارزاقمان خوب ما وابسته خواهيم بود نمي توانيم كاري انجام دهيم آن وقت در جهات سياسي هم بايد وابسته بشويم... كشاورزي ـ كه يكي از امور مهمه مملكت ماست و ما بايد صادر كنيم محصولات خودمان را به خارج ـ اين طور نباشد كه ما باز هم گرفتار باشيم و دستمان پيش خارجي ها دراز باشد براي اين كه نان به ما بدهيد! اين براي يك مملكتي اولا يك مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا كه شما نان ما را بدهيد حالا بفروشيد به ما! اين يك عاري است براي ما. ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز... چرا بايد ايران محتاج باشد به غير اين ها اين كار را كردند به اسم «اصلاحات ارضي» به كلي كشاورزي را از بين بردند و مملكت را به تباهي كشيدند.» (5)
حضرت امام خميني در اين رهنمودها وابستگي و مصرف زدگي را براي جامعه و كشوري كه از بندهاي اسارت استعمار خارجي و استبداد داخلي رسته است ننگ و عامل ذلت و خواري مي دانند و در نقطه مقابل آغاز حركت براي نيل به خودكفايي را يك ارزش و مايه عزت جامعه اسلامي معرفي مي كنند. نگاه امام خميني به خودكفايي و وابستگي مبنايي و ريشه گرفته از فرهنگ جامع و زندگي ساز اسلامي مي باشد همان فرهنگي كه عزت و سرافرازي را از مشخصه هاي اصلي اهل ايمان مي شمرد(6) و بيزاري جستن از ذلت و حقارت را از بزرگترين فضايل مي داند(7) و به جامعه مسلمانان تفهيم مي كند كه اگر بخواهيد از بردگي و اسارت رهايي يابيد و به آزادگي برسيد بايد سختي هاي اين راه را كه طبيعي و اجتناب ناپذير است بپذيريد تا در پرتو رنج تلاش در مسير نفي وابستگي و مصرف زدگي به گنج خودكفايي و استقلال اقتصادي نائل آئيد. (8
افق ديد امام خميني در موضوع خودكفايي بسيار وسيع است به گونه اي كه معتقدند بايد به گونه اي در نفي مصرف زدگي و نيل به خودكفاي بكوشيم كه علاوه بر بي نيازي از قدرتهاي استكباري به صدور محصولات خويش به خارج توفيق حاصل كنيم.
اين آرزو اگر چه دست يافتني است و در مواردي نيز ـ همچون خودكفايي در خريد گندم از خارج ـ محقق گرديده است لكن نياز به زمان دارد و با پشتوانه طرح و برنامه و كار و تلاش قابل تحقق مي باشد و قبل از همه بايد الگوي مصرف جامعه اصلاح شود.
امام خميني به واقعيت تلخ اصلاحات راضي در رژيم ستمشاهي اشاره مي كنند كه چگونه كشاورزي ايران را نابود كرد و كشور را به تباهي كشاند.
براي نسل جوان امروز ما رويكرد تاريخي به اين واقعه بسيار ضروري مي باشد و بايد اين رخداد را در مسير كسب بينش هاي لازم نسبت به ماهيت رژيم پهلوي به مطالعه و بررسي گذارند.
در اين رويكرد تاريخي مشخص خواهد شد كه طرح اصلاحات ارضي يك طرح آمريكايي براي از بين بردن كشاورزي و تبديل ايران به بازار مصرف كالاهاي آمريكايي بود و اين طرح به مرور و در مراحل مختلف مردم ايران را به دام هاي پيدا و پنهان مصرف زدگي ـ آن هم از نوع غربي و آمريكايي ـ گرفتار ساخت و اين روند تا امروز تداوم داشته است و آنچه تحت عنوان ضرورت اصلاح الگوي مصرف مطرح مي باشد يافتن راهكارهاي رفع همان مشكلات و موانع است كه جامعه ما را هم اينك نيز به بيراهه مي برد و همچنان در دام اقتصاد و مصرف غربي و آمريكايي اسير مي كند.
واقعه از اين قرار بود كه «جان. اف. كندي» رئيس جمهور وقت آمريكا در پيام خويش به كنگره آمريكا (1961 ميلادي 1340 هجري شمسي) به صراحت اعلام نمود كه تنها پيمان هاي نظامي و ايجاد پايگاه در كشورهاي كم توسعه براي مقابله با مخالفان موثر نمي باشد بلكه بايدبه اصلاحات اقتصادي و اجتماعي متوسل شويم تا به اين وسيله كشورهاي مزبور به ويژه آنان را كه تبديل به ميدان مبارزه عليه ما شده اند در دست داشته باشيم. ما با اين كار مي توانيم در اين جوامع اميد به وجود آوريم و از اين طريق به اهدافمان برسيم. (9)
ايران يكي از كشورهاي مورد نظر و طمع آمريكا بود و به همين منظور مقدمات اجراي طرح آمريكا آماده گرديد. شاه به عنوان حلقه اي از زنجيره توطئه هاي مرموز آمريكائيان با برنامه اي از قبل تنظيم شده به آمريكا رفت و با جان اف كندي ديدار نمود و پس از گرفتن دستورات لازم به ايران بازگشت.
مطبوعات ايران در 26 فروردين 1341 اعلام كردند:
«شاهنشاه اطمينان يافتند كه آمريكا پشتيباني سياسي و نظامي خود را از ايران ادامه خواهد داد. دستگاه دولتي آمريكا نيز به نوبه خود اطمينان يافت كه شاهنشاه يك متحد استوار است كه تصميم قاطع به اصلاحات اقتصادي و اجتماعي دارند.» (10)
اصلاحات اقتصادي و اجتماعي مورد نظر آمريكا تحت عنوان «اصلاحات ارضي» و با شعارهاي «الغاي رژيم ارباب ـ رعيتي» «تقسيم اراضي» و به همراه امور اجتماعي و اصلاحات مربوط به آن و تحت عنوان «انقلاب سفيد» توسط محمد رضا شاه به اجرا درآمد.
در بخش اقتصادي و امور كشاورزي اين طرح آمريكا عملا كشاورزي ايران را نابود كرد و طبق نقشه قبلي كشور ما به بازار مصرف آمريكائيان تبديل گشت و گندم و ساير غلات و حبوبات از آمريكا وارد شد!
در بخش اجتماعي آزادي هاي غربي و آمريكايي و مصرف كالاهاي تجملي و تزئيني و پوشاك و وسايل آرايش بازار ايران را به محاصره درآورد و اين گونه بود كه در دوران سلطنت محمد رضا به روش استعمار نو ـ كه ديكته شده جان. اف. كندي بودـ علاوه بر مسدود شدن راه هاي رشد و پيشرفت و توسعه الگوي مصرف مردم ايران كاملا غربي و آمريكايي شد.
به دليل خزنده و نامرئي بودن استعمار نو آفات و آسيب هاي ناشي از آن در فرهنگ و اقتصاد مستمر است و از همين روست كه شرايط تلخ و آسيب زاي امروز در «مصرف» ارمغان غرب و آمريكا و از پي آمدهاي شوم حكومت دست نشانده پهلوي مي باشد و راه رفع آنها تا امروز كه سه دهه از عمر انقلاب و نظام اسلامي مي گذرد صاف و هموار نگرديده است ! به ويژه آن كه جريان هاي فكري و فرهنگي و اقتصادي سرچشمه يافته از مكاتب فكري و فلسفي غرب امروز ـ و بيش از ديروز ـ در حال تحرك و فعاليت هاي پيدا و پنهان مي باشند و شگفت انگيز اين كه جاي پاي اين جريان ها و عناصر نفوذي آنها را در تشكيلات نظام و مراكز فرهنگي و هنري و رسانه اي و از جمله برخي از نشريات و روزنامه هاي داخلي مي توان مشاهده نمود و بسي جاي تاسف است كه بعضي از نيروهاي خودي به سهولت خود را به تغافل مي زنند و ديده ها را نديده مي پندارند!
با اين وصف راه ما دراز و سخت و طولاني است و تنها كساني تا آخر با ما هستند و در ميادين مبارزه عليه استعمار در جلوه هاي فرهنگي و اقتصادي و سياسي آن شانه خالي نمي كنند و پرچم پرافتخار اسلام ناب محمدي (ص) را كه امام خميني به دست آنان سپرد در اهتزاز نگه مي دارند و با اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي به شدت مي ستيزند كه از پشتوانه هاي مستحكم معرفتي برخوردار مي باشند و به شناخت هاي جامع و كامل از دين مبين حق نائل آمده اند.

پاورقي:
1 ـ غررالحكم تنظيم موضوعي ج 1 ص 521
2 ـ همان منبع ص 522
3 ـ وصيت نامه الهي ـ سياسي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 37
4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 20 ص 339
5 ـ همان منبع ج 10 ص 366
6 ـ قرآن كريم سوره منافقون (63) آيه 8
7 ـ غررالحكم ج 1 ص 431
8 ـ همان منبع ص 229
9 ـ رجوع شود به كتاب نهضت امام خميني تاليف سيد حميد روحاني بخش مربوط به انقلاب سفيد و اصلاحات ارضي و موضع گيريهاي حضرت امام خميني ص 260 ـ 139
10 ـ زندگينامه سياسي امام خميني محمد حسن رجبي ص 183


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:00 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  نويسنده: سيد رضا - صائمي‌

 منبع: روزنامه - جام جم

اگر نامگذاري سال‌هاي پيش، بيشتر داراي سويه سياسي ايدئولوژيك بود كه بيش از هر كس مسوولان و نهادهاي دولتي را متوجه خود مي‌كرد، نامگذاري سال 88 به سال الگوي مصرف، داراي سويه اجتماعي فرهنگي است كه دامنه مصاديق آن تا كنش‌هاي فردي گسترده مي‌شود و يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي رفتاري در سطح اجتماعي را نشانه مي‌رود.
اگر چه افزايش ميزان مصرف كالاهاي مختلف در 2 دهه اخير را مي‌توان نشانه رشد اقتصادي و توسعه رفاه عمومي ‌قلمداد كرد اما اين مصرف بويژه در برخي از حوزه‌ها چنان بي‌رويه و غيرمنطقي است كه نشانه يك بيماري و ناهنجاري رفتاري اجتماعي در جامعه كنوني قلمداد مي‌شود.
گسترش انواع بازارها و مراكز خريد مثل فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي در جامعه ما صرفا به دليل افزايش جمعيت و توسعه مدرنيسم نيست، بلكه پاسخي است به تقاضاهاي متنوع و رو به فزوني شهروندان براي مصرف كالا. رواج دستفروشي، فروشگاه‌هاي اجناس دست دوم (تاناكورا) و مغازه‌هايي كه انواع كالاهاي مصرفي (بويژه پلاستيكي) را به قيمت 100 تا 200 تومان عرضه مي‌كنند گواه اين مدعاست. بديهي است اصلاح هرگونه رفتار فردي و اجتماعي پيش از هر چيز مستلزم مطالعه و شناخت علمي ‌آن است تا ساختارهاي بنيادين و دروني‌تر اين معضل مورد شناسايي قرار بگيرد. اين مقاله مي‌كوشد به اين مقوله از منظر جامعه‌شناسي نگاه كند. براستي علت اين همه كشش و ميل عطش گونه به مصرف در جامعه كنوني ما چيست؟ نگارنده معتقد است ريشه‌هاي اين موضوع را بايد در تاريخ تحولات اجتماعي و فرهنگي 150 سال اخير جستجو كرد. بسط مدرنيسم در ايران با گسترش سويه‌هاي فناوري و رفاهي همراه بود (مدرنيزاسيون.) حاصل اين فرايند فرهنگي اجتماعي، پيدايش مدل‌هاي جديدي از زيستن و سبك‌هاي زندگي بود كه ماهيت آن با نوع و چگونگي مصرف شهروندان مدرن آميخته است. بدين معني كه مفهوم ابتدايي مصرف كه مبتني بر رفع نيازهاي ضروري بود تغيير كرد و اشكال جديد يافت و نيازهاي ثانويه و فانتزي مهم شد. در ساختار جديد اجتماعي، كار ديگر نه فقط براي زنده ماندن كه براي مصرف كالا و لذت ناشي از آن تعبير مي‌شد. در حقيقت فهم رفتار مصرفي در جامعه جديد به فهم نگرش و افق‌هاي ذهني انسان مدرن وابسته است. در فرهنگ مدرن‌گويي مولد بودن با كارگري مترادف مي‌شود لذا مصرف (خصلت طبقه مرفه) به عنوان خروج از اين پايگاه اجتماعي تلقي مي‌شود. پس مصرف بيشتر يعني رسيدن به پايگاه اجتماعي بالاتر. وبلن كه از اولين نظريه پردازان مصرف (1899 م) بود معتقد است فرد از 2 طريق موفقيت مالي و پولي را نشان مي‌دهد: 1 اوقات فراغت تظاهري 2 مصرف تظاهري.
اين ويژگي در شهرهاي بزرگي مثل تهران بيشتر مصداق دارد. در شهري كه كمتر افراد همديگر را مي‌شناسند مصرف راه ايدآلي براي جلوه‌گر ساختن قدرت پولي شخص به كساني است كه غير از آنچه مي‌ببينند چيزي از آن نمي‌دانند. جنگ طبقاتي در مقدار مصرف، خود را نشان مي‌دهد و كالا، اسلحه اين رقابت است. آنتوني گيدنز، جامعه‌شناس معاصر انگليسي مي‌گويد: «ساختار اجتماعي حس هويت اعضاي گروه است. در اين هويت اقلام مصرفي به مثابه ابزاري هستند كه با آنها كسي كه عضو يا خارج از يك گروه خاص است تعريف مي‌شود» پس از جنگ و شروع پروسه سازندگي در كشور و با تغيير نظام ارزشي و فرهنگي جامعه، ميل به مصرف به يك پرستيژ اجتماعي تبديل شد. اين تغيير اجتماعي به دليل رشد مدرنيسم كه فرد گرايي و توجه به زندگي و ميل به پيشرفت از مولفه‌هاي آن بود، شتاب بيشتري به خود گرفت. ميل براحتي و رفاه و داشتن هويتي مستقل و ويژه به توليد و مصرف كالاهاي خاصي منجر مي‌شود و لذا تنش دائمي‌ بين استفاده از كالاهاي خاص و عمومي‌‌شدن استفاده از آن كه موقعيت تمايز يافته آنان را به خطر مي‌انداخت (دمده شدن) به خريد كالاهاي جديدتر منجر مي‌شود. در واقع ارزش‌ها و مطلوب‌هاي اجتماعي، احترام و رفع نيازهاي عاطفي در نوع كالاي مصرفي انعكاس مي‌يابد و افراد با خريد اشياء به تصاحب ارزش‌هاي مذكور مي‌پردازند و موقعيت اجتماعي خود را باز تعريف مي‌كنند. بويژه خريد محصولاتي كه در معرض ديد همگان باشد مثل اتومبيل، مبل، لباس و موبايل. به عقيده ماري دوگلاس و بارون ايش وود تمام موالد مصرفي معنايي اجتماعي را با خود حمل مي‌كنند و مصرف كالاهاي خاص مفهوم و معني طبقه خود را دارد. آنان معتقدند كالا براي ارضاي نيازها نيست بلكه براي مفهوم‌سازي و معناسازي است. باكاك جامعه‌شناس نيز معتقد است مصرف صرفا يك روند اقتصادي منفعت‌گرايانه نيست، بلكه روندي اجتماعي فرهنگي است كه در خود نشانه‌ها و نمادهاي فرهنگي به همراه دارد. به نظر بودريار نيز مصرف هميشه نشانه‌هاي نمادين است. معناها درون نظام نشانه‌ها و نمادهايي كه توجه مصرف‌كنندگان را به خود مشغول مي‌كنند توليد نمي‌شوند. همه اينها بر كاركرد هويت بخش مصرف تاكيد مي‌كند و آن را فرآيند پويايي مي‌بيند كه متضمن ايجاد احساس هويت ذاتي و جمعي است. وبلن معتقد است: مصرف اساسا عبارت است از معاني خلق شده از سوي مصرف كنندگان. اين نگرش، اصل بنيادين اغلب نظريه‌هاي اجتماعي درباره مصرف بوده است.
مصرف (consumption) يك نظام نمادين معنايي است كه كاركردي هويت‌ساز به خود گرفته و در شكل‌گيري هويت و خلق رفتارهاي ويژه انساني موثر است. وقتي كالايي را مصرف مي‌كنيم در واقع مي‌كوشيم آن را به صورت ابژه‌اي درون فكني كنيم. مد و مدگرايي از اين منظر قابل فهم است به اين معني كه مدگرايي يعني ولع مصرف‌كننده براي دريافت نشانه‌ها و نظام معنايي جديد به منظور تجديد نظر و متناسب كردن با تصاوير مطلوب جامعه از خود. در حقيقت ميل عطش گونه به مصرف، ميلي از سر خودشيفتگي است كه از راه تملك يا مصرف شيء يا ابژه جديد مي‌خواهد احساس مطلوب بودن نفس را به دست آورد و تاييد كند. بر اساس نظريه فرويد، نيازهاي اجتماعي غيرقابل پذيرش افراد در مسير مفرهاي قابل پذيرش قرار مي‌گيرد و ارضاء مي‌شود. رفتار مصرف كننده مظهر نيازهاي ارضا شده‌اي است كه در فرافكني نسبت به يك شي و كالا خود را ارضاء مي‌كند. اصولا فرهنگ مصرف يك فرهنگ لذت‌گر است حتي لذت‌هاي تخيلي و ذهني. كالمين گمبل، جامعه‌شناس در كتاب «نظريه مصرف» مي‌گويد: «لذت‌هاي مصرف اساسا لذت‌هاي تخيلي‌اند. به عبارت ديگر ما آنچه را تصور مي‌كنيم يك كالاي جديد برايمان به ارمغان خواهد آورد در خيال خود مي‌پرورانيم.» لذت‌هاي خيالي و ذهني پيش از خريد شيء مورد علاقه و لحظه شماري براي خريد آن اين تجربه را براي ما ملموس مي‌كند.
مراكز خريد با نوع احساسات و عواطف آدمي‌، تعاملي روانشناختي دارند. نوع طراحي و معماري مراكزي همچون فروشگاه رفاه، شهروند و سوپرماركت‌هاي بزرگ، شيوه دكور آن و چيد‌‌مان وسايل و كالاهاي آن وسوسه برانگيز است. استفاده از شيوه‌هاي مدرن تبليغات و طراحي فضاي مراكز خريد كه منطبق با خواسته‌ها و نيازهاي روانشناختي آدمي ‌است، امروزه بويژه در شهرهاي بزرگ چون تهران چهره دلربايي از اين مراكز ترسيم مي‌كند و مي‌نماياند كه شهروندان با خريد يا پرسه‌زني در آنها به نيازهاي روحي خود پاسخ مي‌دهند و به كسب لذت‌هاي زيبايي شناختي غيركانتي يعني لذت‌هاي با واسطه (شيء) دست مي‌زنند. و گاهي چنان در اين مساله افراط مي‌كنند كه به قول ماركس دچار شي‌زدگي و اليناسيون مي‌شوند. البته نياز‌هاي ارضا نشده انسان نيز در شكل گيري رفتار مصرفي ‌موثر است. مثلا براساس مدل مازلو كسي كه نيازهاي فيزيولوژيكي‌اش ارضاء نشده ميل به مصرف مواد غذايي دارد يا نيازهاي سركوب شده اجتماعي كه فرصت بروز عيني نداشته است نيز در ميل به خريد و رفتن به بازار تاثير دارد. به ويژه زنان كه از طريق خريد و رفتن به بازار (فعاليت اجتماعي) به هماوردي با مردان در عرصه اجتماعي مي‌پردازند و قدرت ناديده گرفته شدن زنان را در ساختار فرهنگي مرد سالارانه باز پس مي‌گيرند. در واقع بازار و خريد كردن به بهانه‌اي براي حضور زنان در جامعه تبديل مي‌شود. پرسه زني بسياري از زنان و دختران در كوچه و بازار شهرهاي بزرگ نه صرفا به قصد خريد كه به منظور تثبيت حضور اجتماعي آنان صورت مي‌گيرد. به هر حال گرايش شديد و افراطي به مصرف و خريد كالاهاي مختلف نشان‌دهنده نظام اجتماعي و فرهنگي بيمار در جامعه‌ ماست كه مي‌خواهد براي متمدن شدن به خريد كالاها و نشانه‌هاي تمدن بسنده كند و با خريد و مصرف كالاهاي متنوع و مدرن، خود را پيشرفته جلوه دهد حتي با تحمل فشارهاي روحي، رواني و اقتصادي. «زندگي قسطي» محصول اجتماعي همين تفكر است. بسياري از مشكلات خانوادگي و اجتماعي، اختلالات روحي، افسردگي، استرس و اضطراب ريشه در مصرف‌زدگي جامعه ما دارد. نظام سرمايه‌داري نيز به قول اصحاب مكتب انتقادي (فرانكفورت) براي تداوم خود به اشاعه ايدئولوژي مصرف‌گرايي دامن مي‌زند و با بهره‌گيري از رسانه‌هاي جمعي و تبليغات مدرن، اين وضعيت را تسريع مي‌بخشد. بخشي از اين رشد فرهنگ مصرفي ناشي از غيرمولد بودن فرهنگ خودي است كه بستري اجتماعي و اقتصادي اين فرهنگ را فراهم مي‌كند و به تعميق وارونه توسعه يافتگي دامن مي‌زند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:59 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 جام جم آنلاين: اين‌كه الگوي مصرف مردم ايران در بخش‌هاي مختلف، الگويي غيربهينه و سرشار از ناكارآمدي است، تقريبا مورد وفاق همه ما قرار دارد و كسي در اين مساله ترديد به خود راه نمي‌دهد؛ اما اين‌كه چنين الگوي غيربهينه را چگونه مي‌توان اصلاح كرد و اصولا الگوي مطلوب چيست، محل اختلاف نظر فراوان است.
در اين ميان، آنچه از رسانه‌ها و مطبوعات برمي‌آيد ارائه الگوها و راهكارهاي صحيح و اصولي مصرف در بخش‌هاي مختلف است كه مي‌تواند در برخي حوزه‌ها راهگشا باشد. مقاله حاضر نيز در همين راستا به ارائه برخي راهكارها در زمينه اصلاح الگوي مصرف مي‌پردازد.
صرفه‌جويي در لغت به معني اندازه نگه داشتن در خرج يا منابع است كه در مقابل آن اسراف به معني از حد ميانه خارج شدن و تبذير به معني بيهوده خرج كردن است.
در حقيقت صرفه‌جويي مسير قرار داشتن در حد تعادل و نياز و استفاده بجا را از منابع دنبال مي‌كند، اگرچه ممكن است استنباط عدم استفاده از منابع در ذهن متبادر شود.
نيازهاي نامحدود جامعه بشري و توجه به منابع محدود موجود، مديران را مكلف به ارائه تدبير و برنامه‌اي براي استفاده بهينه از منابع مي‌كند. روي آوردن مديران جوامع امروزي به علم ژنتيك و حضور در عرصه نانوتكنولوژي، شايد پاسخي به نيازهاي فراوان جوامع است كه در قالب زمان و مكان و منابع جغرافيايي آن مجموعه دست يافتني نيست. بهره‌گيري از خواص مناسب‌تر و تجميع آن در يك محصول به منظور بالا بردن كيفيت، حجم بيشتر، رشد سريع‌تر و آفت‌پذيري كمتر در علم ژنتيك بخشي از اقدامي است در حفظ و استفاده مناسب‌تر منابع كه نظر بسياري از مديران امروزي را به خود جلب كرده است. اگر وظيفه‌گردانندگان امور، دسترسي به كيفيت و كميت بيشتر براي پاسخگويي به نياز است، وظيفه مصرف‌كنندگان نيز سعي در مصرف بجا و اجتناب از هدر دادن منابع است. اين رابطه دوطرفه، نياز به مكانيسمي (ساز و كاري)‌ دارد كه به طور ساختاري جامعه را در مسير تعادل هدايت كند. براي نيل به اين اهداف بايد مشكلات و موانع موجود آسيب‌شناسي شود تا بتوان راه‌حل‌هاي مناسبي براي رفع آنها ارائه كرد.

امروزه در كشور ما نبود اين ارتباط و چرخه مناسب، منابع فراواني را با سرعت به هدر مي‌دهد. يكي از دلايل رشد كشورهاي جهان پيشرفته، برنامه‌ريزي صحيح براي حفظ منابع و برقراري ارتباط مناسب ميان منابع موجود و شيوه مصرف است كه در فرهنگ جامعه‌شان نهادينه شده و ما در ايران اسلامي بايد اين مهم را بدقت مورد ملاحظه قرار دهيم.

توجه به برنامه‌هاي اساسي و بلندمدت در جامعه امروز ايران چقدر لازم به عنوان اولويت چگونه خودنمايي مي‌كند؟ آيا وجود ذخاير ارزي فراوان امروز كشور از يك طرف و خيل عظيم نيروي مستعد بيكار و وجود نرخ بيكاري بالا در جامعه از طرف ديگر، همچنين هدر رفتن منابع فراوان آبي رودخانه‌اي در جنوب و غرب كشور، منابع آبي سطح‌الارضي در فصول ابتدايي سال و زمستان و عدم تلاش در حفظ آن، مواجه بودن كشور با كمبود آب در بخش مصرف انساني و كشاورزي كمترين بهره از خطوط راه‌‌آهن شهري در شهرهاي بزرگ و اتلاف ميلياردها ساعت وقت ارزشمند شهروندان در طول روز و ... چگونه قابل تجمع است و مديران امروز جامعه چه پاسخي براي آن دارند؟

موضوعات ذيل بخشي از موضوعات اساسي از بين نيازهاي جامعه ايران است كه مي‌تواند مديران جامعه را در جهت تدبير آن كمك كند.

تدبير وقت جامعه

ساعت‌ها عمرها را به غارت مي‌برند و آنها را فاني مي‌گردانند. در عين حال كه زيباترين واژه‌ها و اصطلاحات را در فرهنگ غني خود داريم و وقت را طلا مي‌ناميم، ولي بيشترين اتلاف زمان را در زندگي روزانه مردم كشورمان شاهد هستيم.

مديريت، اين امر مهم با برنامه‌ريزي و آموزش دولت ميسر است. بايد شيوه‌هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه‌هاي غلط شود و بخش مهم‌تر كه مورد فوق را در درازمدت تامين خواهد كرد، ايجاد زمينه‌هاي لازم توسط دولت براي قرار دادن مصرف وقت مردم در جهت صحيح و استفاده بهينه است.

مصرف روزانه چندين ساعت از بهترين زمان‌هاي مردم در شهرهاي بزرگ مثل تهران و شهرهاي بزرگ ديگر كشور، در حقيقت سرمايه عظيم كشور را به هدر مي‌دهد. اين آفت با سرعت سرسام‌‌آوري در حال پيشرفت بوده با حضور خودروهاي بيشتر در خيابان‌ها و افزايش جمعيت به دليل مهاجرت‌ها به سوي شهرهاي بزرگ رو به گسترش است. گسترش خطوط قطارهاي زيرزميني با سرعت افزون مي‌تواند قدرت ظهور وسايل نقليه عمومي شهري و اطمينان عمومي جامعه بر تكيه بر وسايل خدمات شهري براي جابه‌جايي را افزايش دهد.

وجود فيلم‌‌ها و كتابخانه‌هايي با تنوع موضوع براي آموزش و ارتقاي فرهنگ عمومي در وسايل نقليه عمومي و محل‌هاي انتظار آن، وقت اتلافي را به وقت مفيد تبديل مي‌كند كه نياز است در برنامه شهري مورد عنايت قرار گيرد.

وقت مردم در ترمينال‌هاي عمومي، ايستگاه‌هاي قطار و هواپيما با وسايل جذاب ورزشي، كلاس‌هاي الكترونيكي كوتاه مدت و مفيد، فيلم و كتابخانه‌ها مي‌تواند مفيد مصرف شود.

در روستاها پس از فصول كاشت و برداشت بقيه اوقات در صرف زمان غيرمفيد است كه هدايت منطقي آن به سوي كتابخانه‌هاي سيار (با ماشين)‌ و پخش فيلم‌هاي آموزشي و آموزش مهارت‌هاي زندگي در محيطي متناسب با محل زندگي با برنامه‌ريزي صحيح، علاوه بر مديريت مناسب زمان، سطح دانش و تخصص حرفه‌اي روستاها را نيز بالا مي‌برد و منجر به افزايش بازدهي اقتصادي خواهد شد.

‌ گذران زمان بدون برنامه در قشري از مردم يا در بخش قابل توجه از مردم در زمان تعطيلات تابستان موجود است كه نياز است با جاذبه‌هاي متنوع اين اوقات به نحو شايسته‌اي مديريت شود.

گسترش كلاس‌هاي آموزش فني و حرفه‌اي براي ايجاد اشتغال و كاهش بيكاران و زمان بيكاري جامعه جهت تربيت متخصص و ايجاد توان ورود به عرصه‌هاي نياز.

آب: بسياري از صاحبنظران بحران‌هاي اجتماعي آتي را مرتبط با آب مي‌دانند. كشور ما همواره در گذشته بخصوص در سال‌هاي جاري با افزايش جمعيت از كمبود آب رنج برده است. آمار گوياي اين مطلب است كه در كشور، استفاده ناصحيح آب در زندگي شهري و در بخش كشاورزي همچنين عدم بازيافت آن باعث به وجود آمدن بخشي از نارسايي‌ها بوده و تدبير 3 مورد ياد شده، مقدار قابل ملاحظه‌اي كشور را از كم‌آبي نجات خواهد داد.

‌ مصرف سرانه آب (ليتر در روز)‌ در شيراز 155 ليتر، در قم 166 ليتر، در خوزستان 234 ليتر بوده در حالي‌كه در ظهرون عربستان 87 ليتر، در مكزيك 100 ليتر و در مالزي 90 ليتر است.

‌ در بخش آب كشاورزي مصرف جهاني صيفي‌جات 7000 تا 10500، چغندر قند 5500 تا 7500 و ذرت 5000 تا 8000 متر مكعب در هكتار است حال آن‌كه در كشور ما صيفي‌جات 17900، چغندر قند 10000 تا 14000 و ذرت 10000 تا 12000 متر مكعب در هكتار است.

در بخش نظارت دولت

الف - جمع‌آوري و هدايت و حفظ آب‌هاي سطح الارضي

ب - كشور ما علاوه بر كم‌آبي به صورت دوره‌اي نيز از كم‌آبي مضاعف و در بعضي از مناطق بي‌آبي رنج مي‌برد، ولي منابع آبي از دامنه زاگرس، البرز و ... در ماه‌هايي از سال جاري است، همچنين چشمه‌سارها يا آب‌روهاي فصلي در اقصا نقاط ايران پهناور موجود است كه آب كلا به هدر مي‌رود كه بايد در برنامه‌ريزي صحيح جمع‌آوري و حفظ شود.

ج - انتقال آب از سرچشمه يا محل استحصال تا محل مصرف عمدتا در روستاها به جوي‌هاي معمولي كه بشدت قابليت جذب زمين شدن و تبخير دارد صورت مي‌گيرد كه با بسترسازي و انتقال صحيح و جلوگيري از پرت بين راهي در روستاها با آموزش و تصديگري دولت مي‌توان موجودي آب‌ را گاهي چند برابر كرد. اين انتقال ممكن است از فاصله زيادي صورت گيرد.

بايد شيوه‌هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه‌هاي غلط شودد - مصرف آب كشاورزي با روش سنتي براي ايران اسلامي امري ناپسند و نامطلوب است. اين امر مهم بايد با سرعت با آبياري تحت فشار جايگزين شود. اين اقدام شايسته است بصورت اجباري و تشويق امكانات در برنامه آبياري مزارع و باغ‌هاي موجود در روستاها گذاشته شود. امروز مصرف بي‌رويه آب‌هاي زيرزميني عمق چاه‌هاي عميق را بشدت افزايش داده كه اين سرمايه هميشگي و ملي را در خطر نابودي كامل قرار داده است.

ه - رودخانه‌هاي عظيمي از كشور به درياهاي حواشي كشور سرازير مي‌شود، همچنين آب‌هاي جاري رودخانه‌هاي كشور در مناطق مرزي به كشورهاي همسايه سرازير مي‌شود روند منطقي سدسازي در كشور قدمي شايسته بوده و در سال‌هاي گذشته نزديك صورت گرفته و نياز است تا حد امكان طراحي ممانعت از ورود آب به دريا و بهره‌گيري در مسير و انتقال به ديگر مناطق از سرچشمه در دستور كار قرار گيرد. براي مثال رودخانه اروند رود سالانه ميلياردها تن خاك و آب ايران را به حوزه آبي خليج فارس وارد مي‌سازد.

در بخش تغيير در فرهنگ عمومي

با عنايت به تعاليم عاليه شرع مقدس دين مبين اسلام، متاسفانه به علت ارزان بودن، استفاده بي‌رويه آب در زندگي روزانه به صورت عادت درآمده است.

الف‌ - با توجه به دستورات شرع مقدس كه اسراف را نهي كرده، لازم است با تلاش وعاظ و علماي ديني، شيوه عملي وضو و غسل بامصرف در حد اعتدال آب در كشور آموزش داده شود.

ب - عمده مردم در حمام گرفتن بيش از دو سوم آب مصرفي را هدر مي‌دهند. لازم است در سيستم شهرداري‌ها پايان كار به ساختمان‌هايي داده شود كه دوش حمام آن مجهز به چشم الكترونيكي با مدل‌‌هاي طراحي مناسب باشد و گرم‌كننده‌‌هاي حمام‌ها به گونه‌اي باشد كه مردم در فصل سرد با آب گرم حمام را گرم نكنند.

ج - لازم است آب‌هاي مصرفي شستشوي ماشين، لوازم خانه، فرش، باغچه و حياط و... در سطح مجتمع‌هاي شهري بزرگ با بهره‌برداري از برگردان آب همان مجتمع و فيلتر كردن آب الزاما طراحي و اجرا شود.

د - بهره‌گيري از پساب و فاضلاب تمام شهرها براي عرصه كشاورزي آن شهر مي‌تواند رونق بي‌مانندي در عرصه كشاورزي ايجاد و اين سرمايه عظيم را مديريت كند. اين مهم بايد توسط شهرداري‌ها با اولويت صورت گيرد.

موارد فوق با وجود نيروي جوياي كار و ذخيره اقتصادي و ايجاد بهره‌ اقتصادي به عنوان موضوعي ارزشمند مي‌تواند مورد توجه دولت قرار گيرد.

مصارف انرژي

سوخت مصرف سالانه انرژي در ايران معادل 155 ميليون تن (420 ميليون ليتر)‌ در روز است. مطالعات شركت بريتيش پتروليوم مصرف انرژي در ايران را بسيار بيشتر از كشورهايي مي‌داند كه از نظر توسعه يافتگي در سطح بالاتري نسبت به ايران قرار دارد. اين گزارش، مصرف ايران را در مرتبه سيزدهمين كشور جهان مي‌شمارد. صاحب‌نظران مصرف بالاي سوخت خودرو را به علت عدم بهره‌گيري از خدمات عمومي و ارزاني سوخت را از علل اين موضوع مي‌دانند. ميزان سرانه سوخت خودروهاي آلماني 2 الي2/5 ليتر است و در ايران 10 الي 11 ليتر است، در حالي‌كه بيش از نيمي از بنزين كشور وارداتي است.

مصرف بي‌روبه به علت ارزاني و عادت به مصرف غير صحيح، باعث اتلاف انرژي كشور و طي رويه‌اي غيرديني در فرهنگ عمومي شده، به‌گونه‌اي كه ممكن است منازل مردم كه با صرف سوخت بيش از حد گرم شود، براي تعادل حرارت منزل پنجره‌ها نيز باز شده و سرمايه ملي به هدر برود. در اين جهت بايد دولت كنترل لازم را معمول دارد و اتلاف گرمايي در ساختمان‌ها با نظارت‌هاي فني به حداقل برسد و فرم‌ها و استانداردهاي وسايل گرمايي و سرمايي و نوع پنجره‌ها، در‌ها، منافذ بايد با نظارت فني تابع استاندارد قرار گيرد.

-‌ برق مصرفي توسط آموزش رسانه‌اي نياز است تحت كنترل‌هاي غيرانساني هوشمند قرار گيرد و با زمان محدود كنترل گردد.

- مصرف برق مصرفي خيابان‌ها با كنترل‌هاي فتوسل هوشمند بايد به صورت مضاعف تحت كنترل واقع شود. عمدتا در مناطق وسيعي از يك شهر به سبب خرابي حساسه موجود، انرژي با اندازه زياد و به مدت زياد تا زمان تعمير به هدر مي‌رود.

- تبديل انرژي در كارخانه‌هاي قديمي و مناطق تجاري بايد تحت كنترل درآيد تا انرژي ارزان بي‌جهت مصرف نشود. به علت ارزاني گاز، مغازه‌هاي تجاري در زمستان ضمن روشن كردن گاز، در مغازه را باز نگه مي‌دارند و از لامپ‌هاي پرنور بي‌سبب در روز استفاده مي‌كنند.

دكتر محمدحسين دادرس


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:46 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مدتي است كه كندي اينترنت به عنوان يكي از معضلات اساسي كاربران ايراني شناخته مي‌شود. البته هرچند كه طي چند هفته اخير سرعت اينترنت با افت روبه‌رو شده است، اما به اعتقاد كارشناسان و كاربران ايراني سرعت فعلي دست كمي از سرعت‌ها و قطعي‌هاي مكرر سال‌هاي اخير ندارد.
با توجه به اينكه امسال از سوي مقام معظم رهبري سال اصلاح الگوي مصرف نام‌گذاري شده است، شايد بد نباشد كه به تاثير سرعت اينترنت از يك سو و كاربردهاي روزمره آن از سوي ديگر و رابطه آن با مصرف بي‌رويه برخي از منابع‌هاي انرژي بپردازيم.
سرعت اينترنت و مصرف برق
ممكن است با خواندن اين ميان تيتر تعجب كرده باشيد و با خود بگوييد كه سرعت اينترنت چه ربطي به مصرف برق دارد. در نگاه اول شايد اين دو مساله هيچ گونه ارتباطي با يكديگر نداشته باشند، اما با اندكي تامل و همراه شدن با ما در ادامه اين گزارش، ابعاد مختلفي از اين مساله براي شما نمايان خواهد شد.
رایانه‌ها از پرکاربردترین تجهیزات الکتریکی جهان امروز به شمار می‌روند که حجم وسیعی از میزان مصرف انرژی جهان را به خود اختصاص مي‌دهند و در صورت عدم توجه می‌تواند به عامل موثر اتلاف انرژی تبدیل شود.
تجهیزات الکتریکی که استفاده از آنها به یکی از اجزاي لاینفک زندگی انسان‌های مدرن تبدیل شده است از مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی به شمار می‌روند که در صورت غفلت کاربر می‌توانند به پایگاه‌هایی فعال در تلف کردن انرژی الکتریسیته به شمار روند.
محبوب‌ترین و پرکاربردترین وسیله الکتریکی طی سال‌های اخیر رایانه‌ها بوده‌اند که در بسیاری مواقع و به دلایل مختلف، کاربران این تجهیزات را برای ساعت‌ها بدون استفاده روشن باقی گذاشته و می‌گذارند.
میزان مصرف یک رایانه خانگی متناسب با نوع سخت‌افزار و نرم‌افزار مورد استفاده به صورت تقریبی 60 الی 250 وات است که با در نظر گرفتن تعداد ساعت‌هایی که رایانه بدون استفاده روشن باقی مانده، می‌توان میزان انرژی اتلاف شده را تعیین کرد. برای مثال با در نظر گرفتن میانگین مصرف 155 وات انرژی، طی سه ساعت روشن ماندن رایانه 465 وات انرژی گرانبها به هدر رفته و از بین می‌رود.
حالت استندبای در رایانه‌ها کمترین میزان مصرف را داشته و در عین حال جایگزینی رایانه‌های دسک تاپ به واسطه لپ‌تاپ‌ها می‌تواند از میزان انرژی مصرفی بکاهد، زیرا لپ‌تاپ‌ها نسل جدیدتری از رایانه هستند که در تولید قطعات آن به میزان مصرف انرژی نیز توجه شده و از تجهیزات بیشتری به منظور کنترل اتلاف انرژی برخوردار هستند.
كندي اينترنت نه تنها موجب از بين رفتن انرژي و زمان مصرف‌كننده مي‌شود، بلكه تبعات پنهان ديگري نيز به دنبال خود خواهد داشت.
اگر فرض را بر آن بگذاريم كه پهناي باند کل کشور ايران در نهايت به 15هزار مگابيت درثانيه يعني 1500 مگابايت در ثانيه يا يک و نيم گيگابايت در ثانيه باشد (كه البته اين رقم بسيار پاييني است) با يک محاسبه ساده ساده در ذهن خود متوجه کم بودن اين سرعت مي‌شويم. آمار کاربران اينترنت در ايران (آمار واقعي) بيش از 18‌ميليون نفر نيست که معمولا از کل کاربران اينترنت يک کشور کل کاربران آنلاين 10 تا 15‌درصد اين تعداد را شامل مي‌شود که 10‌درصد 18‌ميليون نفر مي‌شود، يك‌ميليون و 800هزار نفر كه براي رند شدن رقم آن را 2‌ميليون نفر در نظر مي‌گيريم. اين 2‌ميليون نفر بايد از ظرفيت 1500 مگابايت در ثانيه کل کشور استفاده کنند که اگر ما آن را به جمعيت 2‌ميليوني آنلاين کل کشور تقسيم کنيم، به هر کدام از آنها کمتر از يك‌کيلوبايت در ثانيه سرعت و عرض باند مي‌رسد!
در هر حال اين آمارها تقريبي است و به دليل نبود آمار درست خيلي نمي‌توان نتيجه گيري درستي داشت، اما آنچه مسلم است ضعف شديد در توزيع اينترنت و سرعت فوق‌العاده پايين آن در ايران است.
اگر اين 2‌ميليون کاربر آنلاين سرعت بالاتري در اختيار داشتند، حتما در مصرف برق هم صرفه‌جويي فوق‌العاده‌اي ايجاد مي‌شد. با توجه به اينکه 99‌درصد از کاربران اينترنت خانگي در ايران از تلفن به صورت دايال آپ براي استفاده از اينترنت استفاده مي‌کنند و سرعت آنها هم از 3 تا 4 کيلوبايت در ثانيه بيشتر نمي‌شود، پس يک کاربر معمولي در يک ساعت بيش از 12 مگابايت در بهترين شرايط نمي‌تواند فايل از اينترنت دانلود کند، با حساب اتصال روزانه 4 ساعت استفاده از اينترنت حداکثر 60 مگابايت فايل در يک روز مي‌توان از اينترنت دايالاپي فايل دانلود کرد.
خب مقدار مصرف برق 4 ساعت در روز يک کامپيوتر معمولي (بدون احتساب هزينه برق مصرفي خطوط مرکز مخابراتي و‌اي اس پي در زمان استفاده) حدود يك‌‌کيلو‌وات در روز است و در ماه مي‌شود 30 کيلو‌وات که رقم خيلي زيادي است.
اگر سرعت اينترنت اين کاربر فرضي 50 کيلوبايت در ثانيه بود به جاي 3 کيلوبايت در ثانيه، مي‌توانست 60 مگابايت فايل را که برايش 4 ساعت وقت و انرژي هدر داده در مدت تنها 20 دقيقه دانلود کند که مقدار برق مصرفي آن هم حدود دوازده برابر کمتر از مصرف برق 4 ساعته حالت قبل است و ميزان آن هم حدودا يک دهم کيلو‌وات در روز و 3 کيلو‌وات در ماه مي‌شود.
يعني مثلا يک و نيم‌ميليون نفرکاربر آنلاين با سرعت 3 کيلوبايت در ثانيه و مدت استفاده چهار ساعت در روز ضرب در 27 کيلووات در ماه هدر روي برق ( اختلاف 30 و 3 کيلووات) مي‌شود 54 هزار مگاوات برق هدر مي‌رود. حالا اگر ما 54 هزار مگاوات را در قيمت هر کيلووات 70تومان ضرب کنيم، به عدد هولناک روزانه 4‌ميليارد تومان نابودي منابع مالي البته به غير از بين رفتن وقت و انرژي افراد مي‌رسيم.
البته شايد در اين بين بگوييد كه اگر سرعت اينترنت بالاتر هم باشد باز هم كاربران رايانه بي دليل دستگاه‌هاي خود را روشن گذاشته و به استفاده از آن مي‌پردازند.
شايد اين تئوري هم به نوعي درست باشد، اما مي‌توان با اندكي فرهنگ‌سازي و ايجاد بسترهاي ديگر از اين هدررفت انرژي استفاده‌هاي ديگري داشت؛ استفاده‌هايي كه باعث جلوگيري از مصرف انرژي در ساير قسمت‌ها شود.
اينترنت و اصلاح الگوي مصرف
اين روزها بيشتر از هر زمان ديگري واژه‌هايي همچون دولت الكترونيك، آموزش الكترونيك و بانكداري الكترونيكي به گوشي مي‌خورد؛ واژه‌هايي كه به اعتقاد كارشناسان متاسفانه در كشور ما بيشتر جنبه كلاس و پرستيژ نهادهاي ذيربط را پيدا كرده تا كاربردي شدن.
حال فرض كنيم كه تمام برنامه‌هاي فوق‌الذكر با اندكي برنامه‌ريزي دقيق جامه عمل پوشانيده و به شكل صددرصد اجرايي شود. در آن زمان است كه بدون شك استفاده از خدمات الكترونيكي در بستر شبكه علاوه بر آنكه مي‌تواند در وقت كاربران صرفه‌جويي به همراه داشته باشد، جلوي هدررفت ساير انرژي‌ها را هم خواهد گرفت.
فرض كنيم كه آموزش الكترونيكي همانند آنچه كه در آن سوي مرزها در حال اجرا است، در ايران نيز اجرايي شود. به اين ترتيب بسياري از دانشجويان مي‌توانند بدون حضور در كلاس‌ها به تحصيل بپردازند كه همين امر مي‌تواند علاوه بر صرفه جويي در وقت كاربران از مصرف سوخت براي سفرهاي درون شهري و برون شهري جلوگيري به عمل آورد.
همين مثال را مي‌توان در بخش بانكداري اينترنتي نيز به كار برد، چرا كه با فراگير شدن اين موضوع بدون شك ديگر نياز چنداني به تاسيس شعبه‌هاي بانكي در اقصي نقاط كشور نبوده كه همين امر باعث صرفه جويي‌هاي فراواني در بخش‌هاي مختلف خواهد شد. به هر حال با توجه به شعار سال 88 بايد بيشتر از قبل به دنبال استفاده از راه‌ها و روش‌هايي براي اصلاح الگوي مصرف بود. بي شك صرف هزينه‌هاي لازم براي فرهنگ سازي و ايجاد بسترهاي مناسب در شبكه مي‌تواند به عنوان يكي از مهم‌ترين روش‌هاي اصلاح الگوي مصرف مطرح شود كه جا دارد بيشتر به آن توجه شود.

منبع : دنياي اقتصاد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:42 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 چگونه الگوي مصرف نان را اصلاح كن نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر.
نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر؟! لذا شايسته است نان هاي توليدي نيز از كيفيت و ارزش غذايي بالايي برخوردار باشند ولي آيا چنين است؟ 65درصد نان هاي توليدي در كشور از نوع مسطح (40درصد لواش و 25درصد تافتون) مي باشند كه به دليل نامرغوبي آرد، نواقص فرآيند پخت، نارضايتي نانوايان و تصميمات نادرست و سليقه اي برخي دست اندركاران عمدتا با افت كيفيت مواجه است. 60درصد نان هاي توليدي در كشور را سنگك تشكيل مي دهد كه هر چند تخمير چند ساعته را طي مي كنند ولي به دليل استفاده از آردهاي سبوس گيري شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركيب خمير فاقد پوكي، ماندگاري و ارزش غذايي لازم است. 29% باقيمانده نيز 25درصد مربوط به بربري و 4درصد متعلق به نان هاي فانتزي يا حجيم مي باشد كه آنها نيز علي رغم رعايت تخمير كامل به دليل استفاده از آرد سفيد (حدود 18درصد سبوس گيري شده اند) و حذف فيبر و بخش زيادي از املاح (آهن- كلسيم- روي- منيزيم- فسفر و...) حياتي گندم در جريان آسياباني ارزش چنداني ندارد. كه براساس تحقيقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بيماري هاي غيرواگير به ويژه ديابت- چاقي- چربي خون و بيماري هاي قلبي- عروقي سهم به سزايي دارند. با توجه به آمار بالاي ضايعات نان هاي مسطح (لواش- تافتون- ماشيني) و افت كيفي نان هاي نيمه حجيم (بربري- سنگك) و استقبال كم از نان حجيم (فانتزي- باگت- فرانسوي و...)، طرحي ارائه نموديم كه تلفيقي است از الگوي نان هاي مسطح با حجيم و تركيبي است از آميزه هاي سنتي (تنورهاي گلي) با دستاوردهاي صنعتي (ماشين هاي صنعتي) و نه تنها با ذائقه و سليقه ملي همخواني دارد بلكه از دستاوردهاي علمي روز نيز جهت ارتقاء كيفي خود بهره گرفته است.
هدف اصلي طرح فوق بهينه سازي و اصلاح كيفي نان هاي سنتي مسطح مي باشد كه در حال حاضر 65درصد نان هاي سنتي را در بر مي گيرد. بيشترين توليد را دارد و كمترين كيفيت را. و روز به روز نيز سير قهقرائي دارد. به طوري كه رئيس پژوهشكده غله كشور مي گويد: مردم هر چه نان نخورند سالم ترند.
هدف اصلاح اين گروه از نان ها مي باشد كه شامل تافتون تنوري و ماشيني و لواش تنوري و ماشيني است و مهمترين معايبشان از نظر پژوهشكده غله عبارت است از:
كوتاهي زمان تخمير- كوتاهي زمان پخت- استفاده از جوش شيرين- ضعف بهداشتي- مصرف آرد سبوس گيري شده و... است و ما بايد راهي پيدا كنيم كه اين معايب برطرف شود و نظرات مقام معظم رهبري تامين گردد. و لذا پس از مطالعات ميداني و كتابخانه اي وسيع و تشخيص علل انحرافات، اقدامات لازم براي ايجاد اصلاحات را آغاز كرديم. كه ماحصل آن طرحي جامع- كاربردي- ساده- كم هزينه و قابل تعميم به همه كشور است.
اين طرح ابتدا به صورت آزمايشي در يكي از نانوايي هاي اصفهان به اجرا درآمد و پس از موفقيت و مواجهه با استقبال عمومي به صورت فراگير به اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز توانسته الگوي پخت نان 300 واحد از نانوايي هاي استان اصفهان را اصلاح سازد. آغاز اين طرح با تجهيز يكي از نانوايي هاي سطح شهر شروع شد سپس پرسنل لازم براي اجراي آن گزينش و با شركت در يك دوره كلاس هاي فشرده آموزشي (حدود يك ماه) اطلاعات لازم جهت رعايت استانداردهاي علمي را فراگرفتند و با اصول و فنون نانوايي و چگونگي پخت نان با آرد سبوس دار آشنا شدند... و توانستند با حضور خود در ساير نانوائي هااهداف طرح را تحقق بخشند. به تدريج هريك از اين افراد به عنوان يك مربي اقدام به آموزش ديگران نمودند بطوريكه ظرف يك سال به كمك 10نفر نيروي خبره بيش از 100نفر جوان علاقه مند آموزش ديده و در سطح نانوائي هاي اصفهان تقسيم شدند كه روزبه روز در حال افزايش است و زمينه ساز تحقق تحول در حوزه نان استان را فراهم ساختند كه تسري آن به ساير شهرهاي كشورمان افق هاي روشني را در زمينه بهينه سازي نان هاي سنتي و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگيري چون چاقي و ديابت فراهم مي سازد.
مزاياي نان هاي سبوس دار:
1-فيبر (سبوس) نان سبوس دار 3برابر نان سفيد است.
2-ارزش غذايي و املاح نان سبوس دار 2برابر نان سفيد است.
3-گلوكز بعد از غذا يا قند نان سبوس دار 50 ولي نان سفيد حدود 100است.
ساير مزاياي نان سبوس دار
1-كاهش قند و چربي خون 2-پيشگيري از سوءتغذيه 3-رسوب گيري از جداره هاي روده و معده 4-خنثي سازي مواد سرطان زا 5-جلوگيري از جذب اسيدهاي صفراوي 6-جلوگيري از يبوست
7-پيشگيري از ديابت 8-پيشگيري از پوكي استخوان 9-پيشگيري از كم خوني 10-پيشگيري از چاقي
براساس اعلان سازمان بهداشت جهاني: نياز روزانه انسان به فيبرحدود 30گرم است كه 15گرم آن بايستي از طريق مصرف حبوبات، سبزيجات و ميوه جات و 15گرم مابقي با مصرف نان هاي سبوس دار تامين گردد. لذا اگر هر ايراني روزانه 3 قرص نان سبوس دار مصرف نمايد (يعني 450گرم نان) ضمن تامين فيبر موردنياز بدنش سلامتي خود را نيز بيمه مي سازد و ديگر نيازي به دكتر و دارو و درمان نخواهيم داشت.
مزاياي طرح بهينه سازي نان هاي سنتي كشور:
1-حذف كامل جوش شيرين
2-حذف كامل ضايعات نان
3-تغيير الگوي پخت نان از مسطح (تافتون و لواش) به نيمه حجيم (ناني هم وزن تافتون ولي كوچكتر و ضخيم تر)
4-افزايش صخامت نان از 4 به حدود 9 ميليمتر با (وزن چانه 200گرم)
5-طولاني سازي زمان تخمير از 20 دقيقه به حدود 2ساعت
6-طولاني سازي زمان پخت از 25 ثانيه به 2.5 دقيقه (با كاهش شعله آتش و افزايش ارتفاع آن با سنگ)
7-حذف وردنه به منظور جلوگيري از خروج زودهنگام گازهاي توليدي در فرآيند تخمير
8-كاهش مشكلات پخت آردهاي ضعيف و پخت نان روي سطح سنگ نه سقف تنور
9-انطباق و سازگاري نان توليدي با ذائقه وسليقه ملي
10-استفاده بهينه از ماشين هاي دوار با افزايش ارتفاع مشعل از سطح سنگ، و كاهش شعله آتش و استفاده از دم كبابي
11-افزايش مرغوبيت- پوكي- ماندگاري و لقمه پذيري نان هاي توليدي
12-كاهشPH خمير، تخريب اسيد فيتيگ و نهايتاً آزادي املاح حياتي موجود در گندم
13-استفاده از آرد سبوس دار به جاي آرد سفيد و تامين املاح- ويتامين ها و از همه مهمتر فيبر موردنياز روزانه مردم
14-ايمن سازي مردم از ابتلابه بيماري هاي غيرواگير (ديابت- چاقي- چربي خون) با توليد نان سبوس دار
15-ايمن سازي نانوايان از ابتلابه عوارض جسمي- چشمي و پوستي كار با تنورهاي سنتي
16-پيشگيري از بيماري هاي گوارشي- كم خوني و پوكي استخوان، با توليد نان بدون جوش و تخمير شده.
17-افزايش اشتغال در نانوايي هاي كشور از 3 به 7نفر با بهره گيري از پرسنل آموزش ديده
18-استفاده از مخمر به جاي جوش شيرين به منظور زمان تخمير- زيباسازي- پوك سازي وغني سازي نان
19-استفاده از آرد تعادلي و كمك به حذف تدريجي سوبسيد نان با رضايت دولت، ملت و نانوايان.
ويژگي طرح بهينه سازي نان هاي سنتي1. حذف كامل ضايعات و اصلاح كيفي نان در كشور
به نظر مي رسد كاربردي ترين طرح كشوري اصلاح كيفي نان و مناسب ترين الگوي پخت نان باتوجه به جغرافياي انساني وعوامل تغذيه اي و ملي طرحي است كه در حال حاضر در اصفهان اجرا مي گردد. اجراي آزمايشي طرح مزبور در 200 واحد نانوايي شهر اصفهان نشان مي دهد كه موفقيت آن در اين خصوص صددرصد و امكانات و منابع لازم براي رسيدن به اهداف فوق در دسترس همگاني و ارزان قيمت مي باشد نانهاي توليدي نيز ذره اي ضايعات نداشته و همه قسمتهاي آن برشته- مغزپخت و قابل مصرف است. نرخ نان نيز در حدي است كه همه طبقات جامعه قادر به خريد آن هستند (هر قرص نان 200گرمي با آرد كيلوئي 45تومان 30تومان)

2- حذف كامل جوش شيرين از تركيب خمير و استفاده از مخمر به جاي آن
بزرگترين مانع موجود بر سر راه حذف جوش شيرين در كشور رقم بالاي آمار توليدكنندگان نانهاي مسطح (لواش و تافتون) مي باشد كه 65درصد نانهاي توليدي در كشور را به خود اختصاص داده و از آن جائي كه پخت خمير ور آمده و حذف جوش شيرين براي نانهاي مسطح زحمت آفرين است لذا اجراء طرح مزبور مشكل فوق را حل ساخته و به دليل اينكه قطر آن بين 5تا 8 ميليمتر است و در طبقه نانهاي نيمه حجيم جاي مي گيرد مي توان جوش شيرين را حذف كرد بدون اينكه باعث داغ زدگي سطح نان گردد. به شرطي كه حتماً از مخمر (خمير مايه) بعنوان جايگزين جوش شيرين استفاده نمايند در غير اينصورت نانهاي توليدي فاقد پوكي- زيبايي و مرغوبيت مي باشد و اثري از تاولهاي زيبا روي سطح نان مشاهده نمي شود. بنابراين ترويج نانهاي نيمه حجيم، بربري، سنگك و نان قپي يا محلي كه مورد نظر ماست بهترين راه ممكن براي تحقق هدف مزبور مي باشد كه به تدريج باعث خواهد شد آمار توليد نانهاي مسطح كاهش يابد و آمار توليد نانهاي نيمه حجيم افزايش.

3- طولاني سازي زمان تخمير
يكي از مهمترين اهداف ما از اجراء اين پروژه افزايش زمان استراحت خمير، كاهش PHآن، فعال سازي آنزيم فيتاز، تخريب اسيد فيتيك و آزادي املاح موجود در آرد گندم است. كه متاسفانه امروزه به دليل پائين بودن نرخ نان نسبت به قيمت تمام شده كمتر رعايت مي شود. و باعث شده نانهاي توليدي هيچ ارزش تغذيه اي نداشته باشد و فاقد آهن، كلسيم، روي، فسفر و ساير املاح موردنياز بدن باشد. در صورتيكه استراحت خمير بنوعي باعث غني سازي نان و تقويت ارزش غذايي آن نيز مي گردد و مردم و مسئولين نبايد سلامتي خود را فداي پايين نگه داشتن نرخ نان كنند. نان خوب و سالم مستلزم داشتن نرخ خوب است.

4- كاهش مشكلات پخت نان با آردهاي ضعيف
از آنجائيكه 70% گندمهاي موجود در كشورمان فاقد پروتئين و گلوتن لازم ميباشند و از نظر فني ضعيف و كم قوت بوده و براي پخت نان مناسب نمي باشند و از طرفي توسل به تنورهاي سنتي باعث چكه كردن خمير از سقف مي گردد و نازك سازي نان نيز باعث فروپاشي خمير و در رفتگي نان مي شود لذا اجراء اين طرح همه معايب فوق را مرتفع و موانع پخت نان با آردهاي ضعيف را به حداقل مي رساند بطوريكه ديگر نيازي به استفاده از نمك بيشتر و شور كردن نان وجود ندارد و كمتر نيز با اعتراض نانوايان مواجه مي گرديم. چون نانها روي سطح سنگ ماشين دوار پخت مي شود.

5- ايمن سازي نانوايان از ابتلابه عوارض جسمي- چشمي و پوستي كار با تنورهاي سنتي
كار مداوم با تنورهاي سنتي گلي نه تنها ازنظر فني و بهداشتي ايراد دارد بلكه براي پرسنل شاغل در آن نيز عوارض بسياري دارد. ابتلابه اگزما و سرطانهاي پوستي- بيماري چشمي كاتاراكت، خشكي قرنيه و ابتلابه واريس پا و كيست بيكر شايع ترين عوارض كار با تنورهاي سنتي است و باعث معلوليت و مرگ زود هنگام نانوايان مي گردد. كه در الگوي جديد بخش زيادي از اين معايب برطرف شده و به نوعي باعث ايمن سازي نانوايان در حين كار مي گردد.

6- ايمن سازي مردم از ابتلابه بيماريهاي متابوليك و غير واگير
از آنجائيكه سياست جديد سازمان بهداشت جهاني براي پيشگيري از ابتلابه بيماريهاي غير واگير (ديابت، چربي خون، چاقي، سكته، سرطان، فشار خون و...) در حوزه تغذيه، مصرف نانهاي پر فيبر (سبوس دار) و كم نمك است و در ايران نيز 70% خوراك مردم از نان تامين مي شود و استفاده از نانهاي سبوس دار، كم نمك و تخمير شده كمك بزرگي به حفظ سلامتي و تندرستي مردم مي نمايد لذا اجراء اين طرح به منزله پيشگيري از ابتلاء به انواع بيماريهاي عصر صنعتي است كه اين روزها شيوع فراواني يافته و 40% علل مرگ و مير را در كشورمان تشكيل مي دهد و اگر مواظب نباشيم ما هم به آن مبتلامي شويم. توجه كنيد: 10% مردم ايران مبتلابه ديابت شده اند، 20% فشار خون بالا، 30%چربي خون، 40% تري گليسريد خون و 50% از چاقي مفرط رنج مي برند و لذا اجراء اين طرح يعني موفقيتي بزرگ در حوزه بهداشتي جامعه و تحقق واقعي شعار وزارت بهداشت مبني بر اينكه پيشگيري مقدم بر درمان است و جامه عمل پوشاندن به فرمان بزرگ حكيم ايراني محمد زكرياي رازي:

7- طولاني سازي زمان پخت نان از 25ثانيه به 2.5دقيقه با حرارت كمتر
درحال حاضر حداكثر زمان ماندگاري نان در تنور نانوائيهائي كه نان لواش و تافتون پخت مي كنند 30ثانيه است درحاليكه زمان مناسب براي پخت نان در تنور بايد بين 2تا3 دقيقه باشد 75% اسيد فينيك خمير در جريان تخمير طولاني مدت تخريب مي شود و 25% بقيه نيز در جريان پخت طولاني مدت كه بقاياي اسيد فيتيك بجاي مانده در فرآيند تخمير نيز تخريب و املاح موجود در آرد گندم آزاد مي شود. براي اين كار مي توان شعله آتش را كاهش داد و مدت زمان ماندگاري نان در تنور را بالابرد. كه اين امر در مرغوبيت كيفي و پختگي نان نيز بسيار موثر است.

8- احياء نان شرقي با تلفيق آميزه هاي سنتي و دستاوردهاي صنعتي
ارائه الگوئي مناسب براي پخت نان در كشور با رعايت همه جوانب علمي و فني يك دغدغه ملي است كه با اجراء اين طرح تحقق خواهد يافت چراكه الگوي فوق تلفيقي از آميزه هاي سنتي و دستاوردهاي صنعتي موجود در دنيا مي باشد و توانسته از آخرين دستاوردهاي علمي در فرايند پخت نان جهت رشد و ارتقاء كيفي نان سنتي كشورمان بهره گرفته و ناني توليد نمايد كه علاوه بر داشتن ارزش غذايي بالا، سليقه ملي را نيز در برداشته و كمترين ايراد علمي و فني به آن وارد باشد.
هويت شرقي ما ايجاب مي كند ضمن احترام به نانهاي مختلف صنعتي موجود در دنيا بويژه نانهاي فانتزي، حجيم و نانهاي ملي و محلي خود را نيز احياء و ارتقاء بخشيم از طرفي تجربه نشان داده كه تحميل الگوهاي غربي پخت نان به مردم كشورمان موفق نبوده است و راه طي شده اي است كه توسط دولتهاي قبلي در سالهاي 1316-1336- 1354، اجرا شده و به شكست انجاميده است. ذائقه ايراني نان ايراني مي پسندد و هيچگاه نمي توان نانهاي غربي را به آنها تحميل نمود. ولي مي توان در كنار بهينه سازي نانهاي شرقي بومي سازي نانهاي غربي را نيز مدنظر قرار دهيم و بي مطالعه شيفته و مرعوب الگوهاي غربي و تحميل آن به جامعه شرقي نشويم. نانهاي سنتي بخشي از هويت ملي ماست و احترام به اين هويت و تلاش در جهت ارتقاء كيفي اين نانها وظيفه ملي همه ماست.

9- حذف تدريجي سوبسيد نان
همه مي دانيم بزرگ ترين مشكل دولت درحال حاضر بار مالي و هزينه زيادي است كه بابت سوبسيد كالاهاي اساسي مثل نان مي پردازد، و لذا مهمترين هدف دولت درحال حاضر كاهش بار مالي و حذف تدريجي اين سوبسيدهاست. كه در حوزه نان به دليل اهميت و حساسيت عمومي كسي قدرت حذف كامل آنرا ندارد هرگاه تصميم به اجراء آن گرفته شده با موضع گيري رسانه ها و اقشار ضعيف مواجه شده است. از طرفي ارزاني بيش از حد نان نيز يكي از مهمترين دلائل ايجاد ضايعات نان در كشور شناخته شده كه همه كارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند.از آنجائيكه نانهاي توليدي در طرح اصفهان ازنظر كيفي- عطر- طعم- مرغوبيت و ماندگاري در مقايسه با ساير نانهاي لواش- تافتون- ماشيني- سنگك و بربري موجود بهتر بوده و با استقبال عمومي مواجه شده بود لذا مديريت آرد و نان اصفهان پيشنهاد نمود به جاي آرد 7توماني از آرد 45توماني مصرف مي شود كه متعاقب آن نرخ هر نان حداقل 15تومان افزايش يافت ولي افزايش قيمت نانهاي فوق نه تنها صفوف طولاني مشتري را از بين نبرد بلكه با استقبال بيشتر و گسترش طرح در ساير نانوايي ها مواجه شد و كمك شاياني به كاهش سوبسيد نان نمود. مردم نيز با استقبال خود نشان دادند حاضرند براي نان خوب پول خوبي پرداخت نمايند. اجراء اين طرح در 30% نانوائيهاي هر شهري نيز يك موفقيت بزرگ تلقي خواهدشد. تا ضمن تعديل قيمتها كيفيت نان را نيز بهبود بخشد. در حال حاضر اين طرح در 200 واحد از نانوائيهاي شهر اصفهان اجراء شده و آرد 7تومان به قيمت 45تومان به نانوايان فروخته مي شود. نانش نيز به جاي 15تومان 30تومان فروخته مي شود.

نويسنده: محمدرضا خواجه

منبع:كيهان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:38 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

عباس كشاورز، نادر حيدري 

 

كرج، بلوار شهيد فهميده، مؤسسه تحقيقات اصلاح و تهيه نهال و بذر،

 

مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي، صندوق پستي 845-31585 

 

تخليص واصلاح:حسن رستميان 
ویرایش و بار گذاري : آزاده شرفي بدر

چكيده

بخش كشاورزي در ايران يكي از مهمترين بخشهاي اقتصادي مي‌باشد و اين در حالي است كه كمبود آب اصلي‌ترين عامل محدود كننده توليد محصولات كشاورزي و غذايي مي‌باشد. در حدود 93 درصد (80 بيليون متر مكعب) منابع آب تجديد شونده كشور در كشاورزي فارياب مصرف مي‌گردد ولي توليدات كشاورزي حاصل از آن (51 ميليون تن) تقاضاي نياز غذايي كشور را نمي‌نمايد. نتايج تحقيقات و مطالعات مختلف بيانگر آن است كه در بخش كشاورزي كشور، آب به شكلهاي مختلف و به ميزان زيادي تلف مي‌شود به نحوي كه بازده كل آبياري در كشور بين 33 تا 37% تغيير مي‌نمايد. يعني حدود 70% از منابع آب به صورت تبخير، نفوذ عمقي، جريانات سطحي به زهكشها، و از طريق رودخانه‌هايي كه به دريا ريخته و يا ازمرزهاي كشور خارج مي‌شوند تلف مي‌گردد. 

كارايي مصرف آب كشاورزي (Water Productivity) كه به شكل ساده مي توان آن را مقدار توليد در واحد آب مصرفي تعريف نمود و وضعيت استفاده بهينه از آب را در توليد مشخص می نمايد. در حال حاضر در كشور 7/0 كيلو گرم بر مترمكعب مي‌باشد، و اين در حالي است كه براي تامين غذاي جمعيت رو به رشد كشور در سال 1400 بايد عدد كارايي مصرف آب به 6/1 كيلو گرم بر متر مكعب افزايش يابد. 

در زمينه استفاده بهينه از منابع آب و كاهش ضايعات و تلفات آن مي‌توان به كاهش تلفات آب از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي و به دنبال آن موضوع آب مجازي (Virtual Water) اشاره نمود. با در نظر گرفتن اينكه حداقل 15% از كل توليدات كشاورزي كشور ضايع مي گردد، مقدار ضايعات توليدات كشاورزي بالغ بر 7/7 ميليون تن  (3/51 × 15/0) مي گردد. با لحاظ نمودن مقدار كارايي مصرف آب محصولات توليدي (يعني رقم 63/0 كيلوگرم بر متر مكعب)، مقدار ضايعات آب از طريق ضايعات محصول 12 بيليون متر مكعب (bm3) محاسبه مي گردد. اين مقدار ضايعات آب از نظر حجم برابر 50% آب ذخيره شده در پشت 63 سد احداث شده در كشور و تقريباً 3 برابر حجم آب پشت بزرگترين سد مخزني كشور يعني سد كرخه مي باشد. 

براي رفع وابستگي از واردات گندم، برنج، ذرت، شكر و روغن نباتي، بر اساس محاسبات نياز آبي محصولات مذكور و سطح زير كشت و عملكرد هر يك از محصولات، به كمتر از 12 ميليارد متر مكعب آب نياز است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه خودكفايي در توليد محصولات فوق به سادگي از طريق صرفه جويي در مصرف آب ناشي از كاهش ضايعات محصولات كشاورزي امكان پذير است. 

وارادات بعضي محصولات كشاورزي به كشور بدان معنا است كه در واقع آب به شكل مجازي وارد كشور گرديده است. اين موضوع نگرش جديدي است كه براي انتخاب آن به عنوان يك استراتژي صرفه جويي و كاهش فشار بر منابع آب كشور جاي مطالعه و تحقيق زيادي دارد و مي تواند به عنوان يك گزينه در بحث هاي كلان منابع آب كشور مطرح گردد. 

  

مقدمه

كشور ايران در نيمكره شمالي بين عرضهاي 25 درجه و 40 دقيقه شمالي و 44 درجه و 63 دقيقه شرقي و در يكي از خشك ترين مناطق جهان قرار گرفته است. متوسط بارندگي كشور mm252 (يك سوم متوسط جهان) بوده و آن تحت شرايطي است كه mm179 (71%) آن مسقيماً به دليل پتانسيل بالا تبخير در كشور (1500-2000 ميليمتر) تبخير مي‌گردد. 

ارتفاع از سطح دريا مناطق مختلف كشور از 40- تا 5670 متر تغيير مي‌نمايد كه اين امر تأثير بسزايي روي تنوع و تغييرات اقليمي مناطق دارد. گر چه اكثر مناطق مختلف كشور از لحاظ  تقسيم بندي اقليمي نيمه خشك محسوب مي‌شوند ولي بهر حال تغييرات اقليمي زيادي در كشور وجود دارد. 

بخش كشاورزي نقش حياتي در اقتصاد ملي ايران دارد؛ به طوريكه حدود 18% توليد ناخالص ملي، 25% اشتغال، تامين بيش از 85% غذاي جامعه، 25% صادرات غير نفتي و 90% مواد اوليه مورد مصرف در صنعت را كشاورزي فراهم مي نمايد. 

شرايط خاص اقليمي كشور كه خشكي و پراكنش نامناسب زماني و مكاني بارندگي واقعيت  گريز ناپذير آن است، هرگونه توليد مواد غذايي و كشاورزي پايدار را منوط به استفاده صحيح و منطقي از منابع آب محدود كشور نموده است. در همين راستا مي توان گفت كه آب آبياري مهم ترين نهاده كشاورزي است. 

بارشهاي جوي كشور (70% باران و 30% برف) در مجموع آورد آبي برابر 413 بيليون متر مكعب (bm3) در كشور را ايجاد مي‌نمايد. در حدود 6/71% كل ميزان بارندگي ( bm3295) مستقيماً تبخير شده و با احتساب  bm313 آبي كه  از طريق رودخانه‌هاي مرزي وارد كشور مي‌گردد، پتانسيل كل منابع آب تجديد شونده‌ حدود bm3 130 برآورد مي‌گردد. 

در حال حاضر مصرف كل آب كشور در حدود bm3  5/88 مي‌باشد كه از اين ميزان 5/82  آن (93%) در كشاورزي و كمتر از 7% به مصارف شهري و صنعتي اختصاص دارد (جدول 1). در شرايط حاضر اين مقدار آب تخصيصي به كشاورزي براي آبياري 8/7 ميليون هكتار اراضي كشاورزي فارياب (محصولات زراعي و باغي) مصرف مي‌گردد. 

جدول 1-  بر آورد مصرف آب بخشهاي مختلف در كشور 

بخش مصرف كننده آب 

ميزان مصرف (متر مكعب) 

درصد از كل 

كشاورزي 

شهري 

صنعت 

متفرقه 

كل 

5/82 

6/5 

03/0 

37/0 

5/88 

2/93 

3/6 

03/0 

43/0 

100 

  

پيشنهادات براي جلو گيري و يا كاهش تلفات و ضايعات آب كشاورزي 

تلفات و ضايعات آب كشاورزي را مي توان در سه جزء سيستم آبياري، ضايعات محصو لات كشاورزي، و بحث آب مجازي (Virtual Water) تشخيص و بررسي نمود. 

تلفات آب كشاورزي در سيستم آبياري (مرحله توليد محصولات كشاورزي) 

از آن جا كه بخش كشاورزي بزرگترين مصرف كننده آب در زير ساخت‌هاي مختلف اقتصادي كشور است تلفات عمده آب نيز به اين بخش تعلق دارد. 

نتايج تحقيقات و مطالعات مختلف بيانگر آن است كه متوسط بازده كل آبياري در كشور 35%  بوده كه مقدار آن از متوسط جهاني (كشورهاي در حال توسعه (45%) و توسعه يافته (60%)) پائين‌تر مي‌باشد (جدول 2). يعني حدود 70% از منابع آب به صورت تبخير، نفوذ عمقي، جريانات سطحي به زهكشها، و از طريق رودخانه‌هايي كه به دريا ريخته و يا از مرزهاي كشور خارج مي‌شوند تلف مي‌گردد. 

تحقيقات انجام شده بر روي بازده آبياري مزارع تحت كشت محصولات مختلف توسط مؤسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي حاكي از آن است كه در استانهاي مختلف كشور بازده آبياري بستگي به مديريت مزرعه، روش آبياري، نوبت آبياري (مرحله رشد گياه)، نوع گياه داشته و مقدار آن بين 24 تا 55 درصد تغيير مي‌نمايد. با در نظر گرفتن بازده انتقال آب در مناطق مورد تحقيق بازده كل اين مناطق بين 15 تا 36 در صد تغيير مي‌نمايد. 

كارآيي مصرف آب كشاورزي (Water Productivity) كه به شكل ساده مي توان آن را مقدار توليد در واحد آب مصرفي تعريف نمود وضعيت استفاده بهينه از آب را در توليد مشخص می نمايد. كارآيي مصرف آب را مي‌توان با توليد بيشتر به ازاي همان مقدار آب مصرفي، يا تخصيص آب به گياهان با ارزش اقتصادي بالاتر، يا تخصيص آب از بعضي بخشهاي كشاورزي به ساير بخشهاي كه ارزش افزوده آب بيشتر است، افزايش داد. در واقع بيشترين سهم در افزايش كارايي مصرف آب تنها از سيستم آبياري مناسب نبوده و بلكه از افزايش عملكرد ناشي از مديريت بهتر نيز منشاء مي‌گيرد. در حال حاضر مقدار آن در كشور بطور متوسط 7/0 كيلو گرم بر مترمكعب مي‌باشد. در جدول (3 ) مقدار كارايي مصرف آب اندازه گيري شده تعدادي از محصولات زراعي كشور به عنوان نمونه ارايه گرديده است. 

  

  

  

  

  

جدول 2- متوسط مقدار آب مصرفي براي گياهان زراعي مختلف در ايران و جهان 

گياه زراعي 

متوسط آب مصرفي در جهان 

(متر مكعب در هكتار) 

متوسط آب مصرفي در ايران 

(متر مكعب در هكتار) 

گندم 

خربزه 

چغندرقند 

برنج 

نيشكر 

ذرت 

6500-4500 

10500-7000 

7500-5500 

7000-4500 

25000-15000 

8000-5000 

6400 

17900 

18000-10000 

18000-10000 

30000-20000 

13000-10000 

  

جدول 3-  مقدار كارايي مصرف آب تعدادي از محصولات زراعي مختلف كشور 

محصول زراعي 

روش آبياري 

عملكرد (كيلوگرم) 

مقدار آب مصرفي                    ( متر مكعب در هكتار) 

كارايي مصرف آب              ( كيلو گرم بر متر مكعب ) 

گندم 

گندم 

چغندر قند 

چغندر قند 

سيب زميني 

سيب زميني 

يونجه 

گوجه فرنگي 

نيشكر 

نشتي و نواري 

سنتر پيوت 

نشتي‌ و نواري 

سنتر پيوت 

نشتي 

قطره اي (تيپ) 

كرتي و نواري 

نشتي 

نشتي 

5460 

4600 

37700 

53571 

13000 

22500 

10500 

16000 

8900 (شكر) 

9900 

5623 

14500 

13970 

11603 

7635 

11600 

4800 

21300 

55/0 

82/0 

60/2 

83/3 

11/1 

90/2 

90/0 

33/3 

41/0 

  

چالشها و فرصتها براي بهبود كارايي مصرف ‌آب كشاورزي در سه جزء سيستم بيولوژيكي (گياه)، محيط، و مديريت خلاصه مي‌گردند. واضح است كه كارآيي مصرف آب تقابل و نتيجه تمامي اجزاي فوق در هر سيستم آبياري مي‌باشد. در قسمت بيولوژيك، ارقام مقاوم به خشكي نقش اساسي در بهبود كارآيي مصرف آب ايفاء مي‌نمايند. كار اصلي در اين زمينه مطالعه روابط داخلي و متقابل بين حاصلخيزي خاك، مواد غذايي گياه و مديريت آب در سطوح گياه، پلات و سيستم تا حوزه آبريز مي‌باشد. 

اگر چه به بخشي از اهداف بحث شده فوق نايل آمده‌ايم ولي فاصله بزرگي بين نتايج بدست آمده از تحقيقات و كاربرد علمي آنها توسط استفاده كنند‌گان وجود دارد. اين امر اساساً بدليل مشاركت و همكاري كم بين محققين، مروجين و كشاورزان براي كاربرد علمي دستاوردهاي تحقيقاتي اخير است. اگر چه عوامل و دلايل ايجاد فاصله موجود هنوز كاملاً مشخص نيست ولي در مديريت آب كشاورزي عموميت و مصداق دارد. فرضيه‌اي كه در اين زمينه وجود دارد آن است كه فناوري‌هاي جديد به طور سريع و چشمگيري توسعه يافته و به طريق نادرستي مورد استفاده قرار گرفته‌، در حاليكه توسط كشاورزان مورد توجه و استقبال كافي قرار نگرفته است. 

بسياري از موارد مهم نظير موارد اقتصادي اجتماعي در اين زمينه بايد مورد بررسي قرار گيرد. به طور اخص در مطالعات نهادها و قوانين مربوط به آب و مشاركين آن موارد زير بايد مورد توجه قرار گيرد: الف-  قوانين و نهادهاي بديع و جديدي كه با مشكلاتي نظير مديريت آبهاي زير زميني و  پساب ها به طور مؤثر بر خورد مي‌نمايد، ب- قوانين و مقرارت مربوط به قيمت و بهبود مديريت آب، پ- راهكارهاي جديد تشويق و ترغيب مشاركت تمامي استفاده كنندگان از آب در انجمن‌ها و نهادهاي آب و در تعريف سياستهاي مربوط به آب و مديريت آن. 

در زمينه راهكارهاي فني افزايش بهره وري يا كاهش تلفات آب بايد به اموري نظير تجهيز و نوسازي اراضي شبكه‌هاي آبياري «شامل تسطيح اراضي، يكپارچه سازي اراضي و زهكشي و اصلاح اراضي» هم در شبكه‌هاي سنتي و هم در شبكه‌هاي مدرن و احداث شبكه‌هاي آبياري و پوشش كانالهاي آبياري در شبكه‌هاي سنتي و گسترش روشهاي آبياري تحت فشار در كنار توجه به بهبود مديريت آبياري نظير كنترل مقادير مصرف منطبق با نياز واقعي، استفاده از روشهاي آبياري مناسب، روشهاي كم آبياري، استفاده از گياهان با نياز آبي كمتر و يا دوره رشد كوتاهتر، و ... بيشتر پرداخته شود و صرفاً تفكر سرمايه گذاري و احداث منابع جديد آب غالب نباشد. 

  

ضايعات آب كشاورزي در مرحله مصرف محصولات كشاورزي 

بحث ديگري كه در زمينه استفاده بهينه از منابع آب و كاهش ضايعات و تلفات آن مي‌تواند مطرح گردد كاهش تلفات آب از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي و به دنبال آن موضوع آب مجازي (Virtual Water) مي‌باشد. همانگونه كه قبلا اشاره گرديد، در حال حاضر كارايي مصرف آب محصولات توليد شده بر اساس محاسبات كلان مصرف آب و توليدات كشاورزي كشور به طور متوسط حدود 7/0 كيلوگرم بر متر مكعب (63/0= 82 ميليارد متر مكعب آب مصرفي/ 3/51 ميليون تن توليدات كشاورزي)  مي باشد.  اين بدان معناست كه براي توليد حدود 7/0 كيلوگرم محصول كشاورزي يك متر مكعب آب مصرف و يا براي توليد يك كيلوگرم محصول حدود 5/1 متر مكعب آب مصرف مي شود و اين در حالي است كه براي تامين غذاي جمعيت رو به رشد كشور بايد تا سال 1400 عدد كارايي مصرف آب به 6/1 كيلوگرم بر متر مكعب يعني به بيش از دو برابر مقدار فعلي آن افزايش يابد. 

اصولاً بعد از توليد محصولات زراعي در نگهداري و مصرف اين محصولات نيز مقدار متنابهي از تو ليدات مذكور بدون مصرف واقعي از چرخه مصرف خارج مي گردند (نظير ضايعات گندم و سبزي و صيفي در كشور). 

ضايعات محصولات كشاورزي در كشور نسبت به ساير كشورها مقدار قابل ملاحظه اي مي باشد (جدولهاي 4 و 5). 

جدول (4) درصد ضايعات پس از برداشت بعضي محصولات زراعي كشور

كل ضايعات 

محصول 

كل ضايعات 

محصول 

حداكثر 

حداقل 

حداكثر 

حداقل 

5/12 

9 

چغندر قند

28 

10 

گندم 

3 

2 

زعفران 

12 

10 

ذرت 

21 

5/18 

سيب زميني 

20 

5 

برنج 

16 

16 

پياز 

7 

5 

نخود 

40 

35 

توت فرنگي 

5 

4 

لوبيا 

17 

15 

خيار 

11 

7 

عدس 

18 

17 

خربزه 

24 

17 

سويا 

5/31 

28 

گوجه فرنگي 

14 

9 

آفتابگردان 

18 

17 

هندوانه 

15 

10 

پنبه 

  

منبع وزارت جهاد كشاورزي (آمار منتشر نشده) 

  

  

 

جدول (5) درصد ضايعات پس از برداشت محصولات باغي در ايران

محصول

ضايعات در حين و پس ازبرداشت ( از مزرعه تا مصرف) 

كل

R

W

S

T

H

بادام

1 

1 

4-2 

1 

1 

8-6 

سيب 

4 

2 

15-13 

4-3 

4-3 

31-25 

گيلاس 

5-4 

2 

17-14 

5-3 

4-3 

33-25 

مركبات 

5 

2 

18-15 

3 

3 

31-28 

خرما 

3 

2 

9-8 

4-2 

3 

21-18 

انجير 

6-5 

3 

18-14 

8-6 

4 

39-32 

انگور 

7-5 

3 

17-14 

6-4 

5-4 

38-30 

فندق 

1 

1 

4-2 

1 

1 

8-6 

كيوي 

8-6 

3-2 

16-12 

3-2 

3-2 

33-24 

انبه 

8-5 

3 

18-14 

3-2 

2 

34-26 

گلابي 

5 

2 

16-14 

6-4 

4-3 

33-28 

خرمالو 

8-6 

3-2 

16-12 

3-2 

3-2 

33-24 

پسته 

1 

1 

6-3 

1 

1 

10-7 

انار 

3 

2 

17-15 

2-1 

2 

27-24 

ميوه‌هاي هسته‌دار * 

5 

3 

17-13 

5-3 

5-3 

35-27 

گردو 

1 

1 

7-4 

1 

2 

12-9 

منبع: وزارت جهاد كشاورزي (آمار غير منتشره) 

H= برداشت، T= حمل و نقل، S= انبار و مراحل انبارداري (درجه بندي و ريز و درشتي و بسته بندي و ذخيره معمولي و سرد)، W= عمده فروشي، R= خرده فروشي 

* شامل زردآلو، هلو، آلو، و شليل 

بنابر اين با توجه به بحث بالا مشخص مي گردد روش ديگري كه مي توان با آن به مشكل كمبود آب در كشور و توليد محصولات كشاورزي فائق آمد و در اينجا شايد آن را «روش معكوس» بتوان ناميد، كاهش ضايعات محصولات كشاورزي در مرحله يا چرخه مصرف آن مي باشد. به عبارت ديگر كاهش ضايعات فقط در بعد كشاورزي نبوده؛ بلكه كمك به كاهش ضايعات آب نيز مي نمايد. در واقع در سطح كلان كشور به ازاي جلوگيري از ضايعات هر كيلوگرم محصول، 5/1 متر مكعب آب با كيفيت مناسب علاوه بر مصرف ساير نهاده هاي كشاورزي (نظير كود، سم، علف كش و ...) صرفه جويي  مي گردد. 

به منظور ملموس شدن و همچنين كمي شدن مقدار تلفات آب ناشي از ضايعات محصولات كشاورزي در زير محاسباتي متكي بر آخرين آمار و ارقام محصولات كشاورزي توليدي ارائه گرديده است: 

بر اساس آمار سال 82 ، توليد گندم كشور حدود 5/12 ميليون تن بود. مطالعات انجام شده بيانگر آن است كه ميزان ضايعات بعد از برداشت تا مرحله آرد سازي گندم حدود 10% و ضايعات مصرف نان كشور حداقل 16% مي باشد كه اين مقدار ضايعات نان برابر 4/ 13% كل توليد گندم كشور مي باشد. بنابر اين حدود 9/2 ميليون تن گندم و يا در واقع  حدود 3/5 ميليارد مترمكعب آب علاوه بر ضايعات ساير نهادهاي كشاورزي ضايع شده است. 

اين ضايع نمودن آب در محصولات سبزي و صيفي كه توليد آن در كشور 6/16 ميليون تن  مي باشد، با احتساب 30% ضايعات اين توليدات و متوسط كارايي مصرف آب 6/1 كيلو گرم بر متر مكعب برابر 1/3 ميليارد متر مكعب مي گردد. 

با در نظر گرفتن اينكه حداقل 15% از كل توليدات كشاورزي كشور ضايع مي گردد (جدولهاي 4 و 5)، مقدار ضايعات توليدات كشاورزي بالغ بر 7/7 ميليون تن  (3/51 × 15/0) مي شود. با لحاظ نمودن مقدار كارايي مصرف آب محصولات توليدي يعني رقم 63/0 كيلوگرم بر متر مكعب، مقدار ضايعات آب از طريق ضايعات محصول 12 ميليارد متر مكعب محاسبه مي گردد. اين مقدار ضايعات آب از نظر حجم برابر 50% آب ذخيره شده در پشت 63 سد احداث شده در كشور و تقريباً 3 برابر حجم آب پشت بزرگترين سد كشور يعني سد كرخه مي باشد. 

براي رفع وابستگي از واردات گندم، برنج، ذرت، شكر و روغن نباتي، بر اساس محاسبات نياز آبي محصولات مذكور و سطح زير كشت و عملكرد هر يك از محصولات، به كمتر از 12 ميليارد متر مكعب آب نياز است. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه خودكفايي در توليد محصولات فوق به سادگي از طريق صرفه جويي در مصرف آب ناشي از كاهش ضايعات محصولات كشاورزي امكان پذير است. 

آب مجازي بحث ديگري است كه در صرفه جويي و كاهش مصرف منابع آب در سالهاي اخير در جهان مطرح گرديده است. مفهوم آب مجازي در اوايل سال 1990 و براي اولين بار توسط پروفسور J. A. Allen و بعنوان آبي كه در كالا ها يا محصولات ملحوظ وجود دارد تعريف گرديد. توليد كالا و خدمات نيازمند آب است و آب مورد مصرف براي توليدات كشاورزي يا صنعتي بعنوان آب مجازي محصول شناخته مي‌شود. آب مجازي يك معيار و ابزار ضروري و اساسي در محاسبه مصرف واقعي آب يك كشور مي باشد. 

تجارت آب مجازي در طي 40 سال اخير به طور دائم  در حال افزايش بوده است. در حدود 15% آب مورد مصرف در جهان بصورت آب مجازي در حال صادرات مي‌باشد. از آنجايی كه در سطح جهاني كشاورزي بزرگترين بخش اقتصادي از لحاظ مصرف آب مي‌باشد، بنابراين تجارت محصولات كشاورزي جزء اصلي تجارت آب مجازي است. براساس نظر A.Y. Hoekstra كارشناس موسسه IHE وابسته به يونسكو، 67% تجارت آب مجازي در جهان مرتبط با تجارت جهاني محصولات زراعي و 23% تجارت آن مرتبط با محصولات دامي و محصولات وابسته بوده و فقط 10% مرتبط با محصولات صنعتي است. در طي سالهاي 1995 الي 1999 گندم به تنهايي 30% حجم تجارت آب مجازي بين كشورها را درجهان به خود اختصاص داده و بدنبال آن سويا و برنج به ترتيب با تراز 17%  و 15% قرار دارد (جدول 6). 

جدول (6)   تجارت جهاني آب مجازي بين كشورها براي 10 محصول كشاورزي  اول 

طي سالهاي 99-1995 

محصول 

درصد از تجارت جهاني آب مجازي 

گندم

سويا 

برنج 

ذرت 

شكر خام 

جو 

آفتابگردان 

سورگوم 

موز 

20/30 

07/17 

36/15 

85/8 

20/7 

88/4 

71/2 

01/2 

97/1 

مناطقي كه در جهان صادر كننده عمده آب مجازي هستند شامل: آمريكاي شمالي، آمريكاي جنوبي، كشورهاي آس آن، و آسياي جنوب شرقي مي‌باشند. آمريكاي شمالي (ايالات متحده آمريكا و كانادا) بزرگترين صادر كننده آب مجازي هستند. فقط خالص صادرات  آب مجازي از ايالات متحده  بالغ بر يك سوم آب برداشت شده از منابع آب در آن كشور مي‌باشد. 

مناطق عمده وارد كننده آب مجازي شامل مناطق آسياي جنوبي و مركزي، غرب اروپا، آفريقاي شمالي و خاور ميانه مي‌باشد. دليل اين امر آن است كه اين مناطق از نقطه نظر جمعيت بزرگترين مناطق هستند. آسياي جنوبي و مركزي تقاضاي غذاي بالايي داشته و اين امر دليل اصلي است كه كشورهاي اين مناطق بزرگترين وارد كننده آب مجازي هستند. بر اساس نظريه Hoekstra كشورهايي كه از لحاظ جغرافيايي و سطح توسعه كاملاً به هم نزديك مي‌باشند مي‌توانند بالانس تجارت آب مجازي متفاوتي داشته باشند. بعنوان نمونه در حاليكه كشورهاي اروپايي نظير بلژيك، آلمان، ايتاليا، هلند، و اسپانيا آب مجازي را درقالب محصولات زراعي وارد مي‌نمايند، كشور فرانسه مقادير زيادي آب مجازي صادر مي‌نمايد. 

در جدول (7) ده كشور اول صادر كننده و وارد كننده آب مجازي براساس آمار سالهاي 1995 تا 1999 ارائه گرديده است. 

جدول (7) ده كشور اول صادر كننده و وارد كننده آب مجازي در جهان 

ده كشوراول صادر كننده آب مجازي 

ده كشور اول وارد كننده آب مجازي 

كشور

حجم خالص صادرات 

(ميليارد مترمكعب) 

كشور 

حجم خالص واردات 

(ميليارد مترمكعب) 

آمریکا 

3/758 

سریلانکا 

5/428 

کانادا 

5/272 

ژاپن 

4/297 

تایلند 

3/233 

هلند 

7/147 

آرژانتین 

3/226 

کره جنوبی 

6/112 

هند 

1/161 

چین 

9/101 

استرالیا 

6/145 

اندونزی 

7/101 

ویتنام 

2/90 

اسپانیا 

5/82 

فرانسه 

4/88 

مصر 

2/80 

گواتمالا 

7/71 

آلمان 

9/67 

برزیل 

0/45 

ایتالیا 

3/64 

تعدادي از محققين معتقدند كه واردات آب مجازي (از طريق غذا و يا محصولات صنعتي) راه حل مناسبي براي بحران آب بخصوص براي كشورهاي خشك كه كشاورزي آنها فقط بستگي به آبياري دارد و كارايي مصرف آب محصولات توليدي آنها نيز پائين است مي باشد. بنابراين در عوض مصرف منابع آب كمياب براي محصولاتي كه مصرف آب آنها نيز بالا است، اين قبيل كشورها مي‌توانند غذاي ارزان وارد نموده و از فشار بيش از حد به منابع آب خود خوداري نمايند. اخيراً كشورهايي از قبيل فلسطين اشغالي و اردن سياستهايي را براي براي كاهش صادرات محصولات پرمصرف از لحاظ نياز آبياري اتخاذ نموده‌اند. در سالهاي اخير 60 الي 90 درصد آب كشور اردن از طريق واردات آب مجازي تامين مي‌شود ولي در حال حاضر كشورهايي پر جمعيت نظير چين و هندوستان از آن بيم دارند كه اين امر يعني واردات آب مجازي آنها را به تجارت جهاني وابسته نمايد. دليل آنها اين است كه چه اتفاقي خواهد افتاد اگركه نياز غذايي اين كشورها نتواند از طريق واردات محصول تامين گردد. و اين دليلي است كه بر اساس آن اينگونه كشورها تلاش دارند تا آنجا كه ممكن است محصولات غذايي را از طريق توليدات كشاورزي در داخل كشورهاي خود تامين نمايند. 

 
نتيجه گيري

محدوديت منابع آب در كشور ضرورت و اهميت توجه به بحث صرفه جويي و كاهش تلفات و ضايعات آب در كشور را مشخص مي نمايد. علاوه بر تمهيدات فني كه مي توان در مرحله توليد  (سيستم آبياري) به منظور صرفه جويي در مصرف آب اعمال نمود، بر اساس مباحث مطرح شده، گزينه كاهش ضايعات محصولات كشاورزي نيز يكي از راههاي عملي، كم هزينه و موثر و در عين حال كم مخاطره نسبت به گزينه آب مجازي در اين زمينه مي باشد. به هر حال اين امر نياز به سرمايه گذاري و امور زيربنايي در مواردي نظير توسعه صنايع تبديلي و ارتقاء تكنولوژي مسائل پس از برداشت محصولات زراعي و باغي دارد. 

با توجه به برنامه هاي اخير وزارت جهاد كشاورزي در زمينه توسعه سطح زير كشت و خودكفايي در محصولات غذايي استراتژيك نظير گندم، برنج، ذرت، دانه هاي روغني، و شكر، تحقق اين اهداف نيازمند منابع اضافي آب مي باشد كه اين مقدار آب به راحتي از طريق كاهش ضايعات محصولات كشاورزي قابل تامين مي باشد. 

انتخاب گزينه واردات آب مجازي به كشور نياز به بررسيهاي همه جانبه و عميق داشته و محصولات هدف و مورد نظر در اين استراتژي بايد مشخص گردند. 

  

منابع مورد استفاده

1- آمار نامه كشاورزي، جلد اول محصولات زراعي و باغي سال 81 80، دفتر آمار و فن آوري اطلاعات، معاونت برنامه ريزي و اقتصادي، وزارت جهاد كشاورزي. 

2- طرح افزايش عملكرد و تولبد گندم آبي و ديم كشور، خرداد 81، وزرات جهاد كشاورزي. 

3- مجموعه مقالات نخستين همايش ملي بررسي ضايعات محصولات كشاورزي، 29 مهرماه 82، دانشكده كشاورزي دانشگاه تربيت مدرس. 

4- Abbas, K., Heydari, N., and S. Ashrafi (2003) “Management of agricultural water consumption, drought, and supply of water for future demand in IRAN”, Proceedings of 7th Int’l Conference on Sustainable Development and Management of Dry-lands in 21 century, 14-17 Sep. 2003, Olympic Hotel, Tehran, Iran. 

5- Internet source, http://www. virtual water. htm



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:34 PM - روز چهارشنبه 5 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  امام صادق ع : من ضامنم برای کسی که میانه روی کند که محتاج نگردد.ص448

امام رضا ع : خرج به اندازه ، نصف معیشت است .ص448

اگر فردی به دیگران در مورد مصرف درست و به اندازه ، اسراف نکردن ، میانه روی در خرج ، پس انداز و صرفه جویی ، خرج نکردن برای موارد غیر ضروری ، قناعت کردن و غیره تذکر دهد ممکن است با توجه به فرهنگ و برخی رفتارها و عادات نامناسب موجود در جامعه  به  خسیس بودن ، ممسک و  بخیل بودن(در اصطلاح عام) متهم گردد و یا مورد  سئوال و اعتراض قرار گیرد که مثلا" با  مبلغ کمی  صرفه جویی در سطح خانواده به کجا می رسیم ؟  صرفه جویی جزیی ، چه مشکلی از جامعه یا ما حل خواهد کرد ؟  با مثلا" 50 هزار تومان صرفه جویی جزیی در سال ، مگر می شود سرمایه گذاری کرد ؟  و از طرفی  با توجیه و بهانه هایی مانند خرج فلان مهمانی را از جیب خودم می پردازم ، یا  بهای آب و برق و گاز مصرفی  را خودم پرداخت میکنم ،  یا هزینه سوخت ماشین را خودم تقبل می کنم ! به دیگران چه ارتباطی دارد ؟ و یا شاید با تمسخر روبرو شویم که : فلان شخص دست و دل باز نیست !  مال دنیا را می خواهد چه کار کند ؟ مال دنیا مگر ارزش دارد ؟ و غیره

      از تمام توجیهات و بهانه های بالا که بگذریم  اگر هر فرد آگاهی یک حساب سر انگشتی بکند، متوجه می شود با صرفه جویی های اندک مردم ، پول های کلانی جمع خواهد شد که اگر  مجموع این پول ها ، مدیریت شده و در امور تولیدی ، خدماتی ، امور خیریه و غیره سرمایه گذاری شود  نفع آن به کل جامعه  و صاحبان آن پولها خواهد رسید ، ذکر مثال های ساده ، مفید است ، یک جامعه فرضی را با 10 میلیون خانواده در نظر بگیریم که دارای درآمد متوسطی باشند ، اگر هر خانوار صرفه جویی هایی در موارد زیر داشته باشد ، متوجه می شویم مجموع آنها رقم بسیار بالایی را شامل می شود ، اما اینکه چگونه مدیریت شود ؟ جای بحث و برسی بیشتر دارد ...

    1- اگر هر خانواده برای برخی خرید های غیر ضروری شب عید  مانند ؛ خرید بیش از نیازشیرینی و میوه و سایر خوراکیهای پذیرایی که مقدار زیادی از آن خراب خواهد شد ، لباس های غیر ضرور، تعویض مبلمان منزل در هر عید ،تعویض هر ساله وسایل تزئینی داخل منزل ، اسراف در مصرف آب برای شستشویی غیر ضروری فرشها ،و غیره  فقط حدود  100 هزار تومان برای یکسال ، صرفه جویی داشته باشد مبلغی حدود  1000 میلیارد تومان جمع خواهد شد.

   2- معمولا" در جایی دستور داده نشده که در عید ، استفاده از وسایل آتش زا ، تخم مرغ های رنگ شده که بعدا" دور انداخته می شود ، سبزه هایی که پرت می شود ، واجب است ! گرچه بر اساس باورهای برخی مردم اینها سمبل هستند  اما گاها" بعضی خانواده ها تا 50 هزار تومان در ایام عید و چهارشنبه سوری برای مواد آتش زای خطرناک هزینه می کنند  ! اگر فرض کنیم به طور متوسط هر خانواده فقط حدود 4000 تومان برای مواد آتش زا و تخم مرغ و سبزه صرف نماید  مبلغی حدود 80 میلیارد تومان هدر خواهد رفت . اما خیلی از خانواده ها به بهانه اینکه فرزندانشان به این نوع مراسم ( غیر کارکردی) علاقه دارند و نباید آنها را از آن محروم کرد ، اقدام به چنین کارهایی می کنند ، ولی خیلی از  پدر و مادران در کل سال حتی 2000 تومان هم برای خرید کتاب برای فرزندشان هزینه نمی کنند !

   3- مردم ایران رتبه اول مصرف نوشابه های گازدار در جهان را دارند و هر ساله این مصرف ، رشد پیدا می کند از نظر پزشکان اینها برای عموم بویژه کودکان مضر هستند  و  باید در سالهای آینده، برای درمان عوارض آن هزینه های زیادی تقبل کرد . در سال حدود 3 میلیارد لیتر نوشابه گازدار در کشور مصرف می شود و متوسط مصرف سرانه آن 45 لیتر در سال است ، اگر نصف این هزینه ، صرفه جویی گردد مبلغی در حدود  750 میلیارد تومان ، جمع خواهد شد .

  4- رتبه اول ایرانیان به عنوان تک سرنشینان اتوموبیل سواری در جهان و هزنیه های زیادی که جابجایی اتوموبیل در طی سال خواهد داشت ،در این مختصر نمی گنجد.

   5- با دقت در تولید  گندم و آرد ، نظارت بر پخت ، توجه کافی در نگهداری و مصرف نان ، می توان از هدر رفتن و دور انداختن مقدار زیادی از نانها جلوگیری کرد  و با اتخاذ تدابیری می توان سالانه تا حدود 1000 میلیارد تومان از اسراف این نعمت خدادادی جلوگیری کرد .

   6- مکالمات غیر ضروری با تلفن همراه به ویژه در بین نوجوانان هر ساله هزینه های زیادی بر خانواده های ایرانی تحمیل می کند . اگر هر فرد ماهیانه فقط 2000 تومان از هزینه مکالمات غیر ضروری خود بکاهد ، و از هزینه گذاری برای تعویض گوشی تلفن همراه نیز خود داری کند ، در طی سال معادل  5000 میلیارد تومان صرفه جویی خواهدشد !  که با آن می شود بخشی از مشکلات آموزش و پرورش یک کشور را حل کرد !

  7- استفاده از اینترنت در کشور دارا ی مشکلات زیادی است خیلی از کاربران اینترنت به آن فقط به نام چت ، جستجوی بیهوده برای مدل های لباس ، موی سر ، مدل های غربی و غیره نگاه می کنند  و هزینه های اشتراک ، تلفن و مخصوصا" صرف وقت را بر خود تحمیل می کنند  که جمع آن در سال بسیار زیاد خواهد بود .

   8- روشن بودن دائم تلویزیون در اغلب خانواده های ایرانی ، متاسفانه یک عادت شده و گاهی فقط ازصدای آن استفاده ( نه به عنوان بهره بردن بلکه فقط به عنوان عادت) می شود این در حالی است که تلویزیونهای جدید خیلی بیشتر از مدل های قبلی برق مصرف می کنند  با ترویج این رفتار که در زمان عدم استفاده کامل ، باید این دستگاه خاموش باشد ، صرفه جویی قابل ملاحظه ای  انجام خواهد شد . حساسیت مردم برخی کشورهای خارجی به مصرف برق به حدی است که حتی از خاموش بودن چراغ کوچک وسایل برقی ، on light ، نیز در شب اطمینان حاصل میکنند چرا که مجموع میلیون ها چراغ وسایل برقی مانند تلویزیون ، ضبط صوت ، ویدیو سی دی ، و غیره در طی سال هزینه های زیادی برای کشور و مردم در بر خواهد داشت .

    مصادیق و مثالهای اسراف یا صرفه جویی در جامعه بسیار زیاد است که سایر پژوهشگران و کارشناسان جهت آگاهی مردم  می توانند  با نگاهی جدید آنهارا بررسی کرده و نتایج مطالعه و آمار و ارقام خود را منتشر نمایند . مطالعه تطبیقی کشورهای مختلف در مصرف انرژی یا حتی عدم اسراف و انتشار آن برای اطلاع مردم ، ضروری و مفید به نظر می رسد  که جادارد  اهل مطالعه و کارشناسان مسلط به موضوع ، نتایج بررسی های خود را در این باره در رسانه ها ، همایش ها و سخنرانیها ، نشریات ، اینترنت و  غیره منتشر نمایند .

      صدا و سیما به دلیل در دسترس بودن برا ی عموم مردم ، نقش مهمی در ترویج نگاه عیب جویانه به اسراف ، تجمل گرایی و مصرف گرایی دارد و در تهیه و پخش برنامه های مختلف باید آن را بیش از پیش لحاظ نماید . چه بسا  برخی سریال ها و قیلم ها ، تلویحا"  مصرف گرایی و اسراف و عدم قناعت را در بین عموم به طور ناخواسته رواج دهد . و یا صدا و سیما برخی از رسوم غیر کارکردی را بررسی نموده و به تدریج زیر سئوال برده  تا در طی چند سال هزینه های بسیار بالای آن از دوش مردم برداشته شده یا تعدیل گردد نمونه این رسوم غیر کارکردی ، برخی اعمال  دید و بازدید  عید و خصوصا" ترویج چشم و هم چشمی های آن است. شاید یکی از مثبت ترین کارکرد این دید و بازدید ها از نظر مردم توجه به صله رحم باشد  اما هر فرد دانایی  تاکید می کند که صرف دیدن سالی یکبار  و عدم توجه به طرفین در هنگام  وقوع  مشکلات  ، بلایا و مصائب  در باقی ایام سال ، دردی را درمان نخواهد کرد  و حتی کارکرد  صله رحم  این دید و بازدید ها امروزه به  " ایجاد زحمت برای طرفین" تبدیل شده است ! چه پسندیده بود اگر در طی سال هم افراد خانواده ها به فکر هم بودند ، از مشکلات هم خبر داشتند ، مساعدت و همدلی می کردند  نه اینکه  فقط در ایام عید  صرفا" برای رفع تکلیف و جلوگیری از گلایه  به انجام این دید و بازدید ها می پرداختند .

     معمولا " این موارد را صدا وسیما از طریق  برنامه های هنری ، گفت و گو ، سریالها و غیره می تواند به خانواده ها در یک دوره زمانی نسبتا" طولانی  منتقل نماید  . اکثر مردم مراسم طولانی دید و بازدید عید را به رسومی خسته کننده ، گلایه بر انگیز ، با هزینه های غیر ضروری ، منشاء چشم و هم چشمی ، آبروداری غلط ، فرض می کنند . در جامعه فرضی 10 میلیونی  حداقل هر سال برای  چند روز نوروز  حدود 3000 میلیارد تومان هزینه می شود . گرچه این مبلغ بسیار زیاد است اما  فقط در حدود یک سوم هزینه خانمانسوز سالانه اعتیاد در کشور است!

    درمورد سایر مراسمات موجود در جامعه هم طی چند سال می توان اقدامات مفیدی انجام داد  تا بلکه رفتار ها و برخی جنبه های غیر کارکردی مراسم ، اصلاح گردد  اما بدیهی است در برابر آن در ابتدا  مقاوتهایی وجود خواهد داشت مثلا در برخی شهر های کشور رسم است که در مجالس ختم باید انواع میوه و شیرینی و دسته گلهای گران قیمت ، مهمانیهای چند صد نفری و غیره موجود باشد  و افراد متمول زیادی برای شام وناهار دعوت شده( و خبری از نیازمندان در آن نیست ) و هزینه های غیر ضروری را بر دوش افراد خواهد گذاشت  در مقابل ، در برخی شهر های دیگر( و فقط در بعضی خانواده ها) ، این هزینه ها صرف امور خیریه و عام المنفعه گشته که امری مطلوب است .

      اینجا باید گفت  ؛  حذف کامل  برخی مراسم دشوار است ، اما می توان بعضی از جنبه های آن را اصلاح کرد ، بدیهی است تمام ابعاد یک مراسم ، غیر کارکردی و نامطلوب نیست و این وظیفه جامعه شناسان ، فرهنگیان ، روحانیون ، اساتید ، پژوهشگران و رسانه هاست که موضوع غیر کارکردی بودن برخی مراسم را با دقت بیشتری مطالعه و تدابیری برای آن بیاندیشند .

     مطلب مهمتری که در خاتمه مجددا"باید تذکر داد این است که ؛ هر نوع هزینه برای ترویج فرهنگ درست مصرف و اصلاح الگوی مصرف  ، خود یک سرمایه گذاری بزرگ عام المنفعه است که سود آن در آینده به همگان خواهد رسید . با بررسی مطالب برخی وبلاگ ها مشاهده شد که حتی به برگزاری جلسات ، همایش و سخنرانیها در راستای اصلاح الگوی مصرف توسط مدیران ادارات ، خرده گیری شده و این گونه اظهار می شود که این کارها خود هزینه بر است !(در صورتیکه از اساتید و سخنرانان با حق الزحمه بالا دعوت گردد ، یا هدایای گران قیمت به همه شرکت کنندگان داده شود یا هزینه ایاب و ذهاب و خورد و خواب و غیره داد ، بله صحیح است )  اما در پاسخ باید گفت ؛ نتایج مثبت حاصل از آگاه سازی عموم ، ارائه راهکارها ،تشریح آسیب های اسراف ، هم اندیشی ، ارائه مقالات و انجام مسابقات مختلف فرهنگی و هنری در این زمینه و سایر اقدامات ،  بسیار بیشتر و با ارزش تر از مقدار هزینه هایی است که برای برگزاری این برنامه ها خواهد شد .



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:52 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
گستره مفهومي اسراف  

كاربرد عرفي اين واژه در معناي اقتصادي آن موجب شده است كه به ابعاد و جوانب ديگر مسئله اسراف كم تر پرداخته شده و يا به طوركلي ناديده گرفته شود. درحالي كه در نگاه قرآني و نيز كاربردهاي واژه نشان مي دهد كه دامنه مفهومي آن نه تنها ابعاد اقتصادي و هنجاري و اخلاقي بلكه حوزه اعتقادات را نيز شامل مي شود. بنابراين در حوزه هاي كلامي و اعتقادي و جامعه شناسي و روان شناسي و اصول اخلاقي و تربيتي و اقتصادي مي توان از اسراف سخن گفت و به بررسي موارد و نيز علل و عوامل آن پرداخت.
واژه اسراف كه بيش از 23بار در آيات متعدد قرآن در اشكال مختلف به كار گرفته، به معناي هرگونه كوتاهي و زياده روي و تجاوز از حد اعتدال و گرايش به سوي افراط و حتي تفريط است. (لسان العرب؛ ابن منظور؛ ج6 ص 243 و نيز مجمع البيان؛ طبرسي؛ ج5 ص192 والتحقيق؛ ج5 ص110) از اين رو تنها به معناي افراط و تفريط نيست و اختصاصي به كوتاهي و يا زياده روي ندارد. هرچند بيش تر در معناي زياده روي و افراط به كار مي رود ولي اين موجب نمي شود كه از اطلاق آن دست برداريم و تنها به معني خروج از اعتدال به سمت و سوي زياده روي بگيريم درحالي كه اين واژه دربردارنده هرگونه خروجي به سوي كم يا زياده است. كمينه و يا بيشينه در هر امري را مي توان اسراف دانست.
در كاربردهاي قرآن اسراف اختصاص به امري خاص مانند امور اقتصادي ندارد بلكه چنان كه گفته شد اين واژه در آيات قرآني به معناي هرگونه خروج از اعتدال و ميانه روي در مسائل بينشي، منشي و كنشي به كار رفته است.
از اين جهت گاه با مسئله قوام (حد وسط و اعتدال) هم معنا مي گردد و خروج و تجاوز از حد وسط و ميانه، اسراف ناميده مي شود. (فرقان آيه 67) و گاه با مسئله فساد ارتباط مستقيمي پيدا مي كند (شعراء آيه 151 و 152)؛ زيرا هرگونه امري كه برهم زننده تعادل در امور باشد به معناي اسراف خواهد بود و فساد نيز يكي از اين حالات خروج و برهم زننده است.
به نظر مي رسد كه در كاربردهاي قرآني واژه اسراف ارتباط تنگاتنگ با مفاهيمي چون كفر و ظلم و فسق و مانند آن دارد.

ارتباط اسراف و تبذير  

چنان كه تبذير با اسراف از اين جهت نوعي ارتباط مفهومي پيدا مي كند؛ زيرا تبذير به معناي ريخت و پاش دانه وبذر در شرايط نامناسب و به روشي نادرست است كه اين خود نوعي خروج از ميانه و اعتدال و عدالت است. (التحقيق ج1ص 238)
به هرحال در كاربردهاي قرآني اسراف مفهومي فراگير است كه دربردارنده هرگونه خروج از اعتدال است. در اين راستا انحراف و خروج از حق و عدالت در امور اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي و مانند آن مي تواند به عنوان امري اسرافي مورد سرزنش قرار گيرد و از آن بازداشته شود.
به نظر مي رسد كه تفاوتي در اين معنا نيست كه تجاوز و خروج از اعتدال در كارهاي مباح باشد يا كارهاي غيرمباح؛ به اين معنا كه حتي اگر كسي در امور مباح مانند خوردن و آشاميدن از حد و اندازه بگذرد به عنوان مسرف شناخته مي شود و مي بايست از انجام آن خودداري ورزد و خود را به ميانه و اعتدال نزديك سازد.

انواع اسراف  

چنان كه بيان شد از كاربرد واژه اسراف در آيات قرآن مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين واژه در حوزه مسايل مختلفي به كار رفته و هدف از آن در همه موارد بيان خروج ازاعتدال و حد ميانه در مسايل و امور بوده است. دراين جا به برخي از موارداشاره شده در آيات قرآن درباره اسراف مي پردازيم.

اسراف اعتقادي  
 
شرك به خدا و بت پرستي و يا كفر به خدا و عدم اعتقاد و باور به توحيد به عنوان مصاديقي از اسراف مورد اشاره و سرزنش قرار گرفته است. (طه آيه 124 و 127) ازنظر قرآن، اين گونه نگرش به هستي و جهان بيني، امري نادرست و به دور ا ز اعتدال و حقانيت است. پيامد چنين نگاهي در دنيا و آخرت گرفتاري هاي متعدد و نابينايي و عدم درك درست مسايل ديگر است. كسي كه ناتوان از درك هستي و نقش خداوندگاري است، در مسايل روزانه خويش نيز نمي تواند تحليل درستي از مسايل داشته باشد و در نتيجه آن رفتار و كنش ها و واكنش هايش وي را از رسيدن به مقصد دور مي سازد و همواره با دست خويش خود را گرفتار اموري مي كند. كه جز بدبختي حاصلي نخواهد داشت. به عنوان نمونه كسي كه خدا و نقش او را در مديريت و اداره دنيا و به درستي در نيابد با پديد آمدن كوچك ترين مشكلي، به اندوه دچار مي شود و يا هرگاه مالي را از دست دهد اندوهگين مي شود. اين گونه است كه عدم درك و تحليل درست از هستي و بينش نادرست نسبت به خدا و جايگاه او موجب مي شود كه در امور دنيوي و گرفتاري هاي آن خود را ببازد و بر مشكلات خويش بيافزايد. افزون بر آن كه در آخرت نيز مي بايست پاسخگوي رفتارو اعمال و عقيده خويش باشد و به عذاب هاي دردناك گرفتار شود.

اسراف اخلاقي

اسراف اخلاقي به معناي گرايش به ماديات و قطع علاقه از خداوند است. آيات قرآن بسياري از صفات انساني را كه موجب مي شود او به گناه دست زند، به عنوان امري اسرافي مورد بررسي و تحليل قرار داده و از آن بازداشته است.
اسراف در حوزه اخلاق فردي و اجتماعي به اين معناست كه شخص صفاتي را در خود پديد آورد كه وي را از حالت اعتدال و ميانه روي بيرون برد. برخي از صفات مانند تكبر و بخل و مانند آن را مي توان از مصاديق بارز اسراف در حوزه اخلاق معرفي كرد.
در حوزه عمل اجتماعي نيز وقتي سخن از اسراف به ميان مي آيد مراد از آن رفتارهاي ناشايستي است كه ازفرد سر مي زند. به عنوان نمونه استكبارورزي كه در نابهنجاريهاي زشت اجتماعي و بازتاب صفت زشت اخلاقي تكبر است از جمله نمونه هاي خروج از اعتدال و تجاوز از حد و حدود است.
انحراف جنسي (اعراف آيه 80 و 81 و ذاريات آيه 32 و 34) و انجام اعمال زشت خودكامگي، استكبار، استثمار و خون ريزي و ستم و هرگونه فساد وتباهي اجتماعي از مصاديق بارز اسراف به شمار مي رود. (تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و مفسران؛ ج 15 ص 307)
 
اسراف قضايي  

اسراف در حوزه قضاوت و داوري نيز در همين هنجارشناسي اجتماعي قرار مي گيرد كه قرآن از آن بازداشته و آن را امري نادرست بر مي شمارد.(غافر آيه 28)
قرآن تاكيد مي كند كه مجازات مجرمان مي بايست عادلانه باشد و بايد از هرگونه اسراف و تجاوز از حدود در اين حوزه خودداري شود. (اسراء آيه 17)
تجاوز به حقوق ديگران در حوزه حقوق خصوصي و عمومي از مصاديق ديگر اسراف در حوزه عمل اجتماعي است كه مي تواند ناظر به مباحث اقتصادي و غيراقتصادي باشد. (اسراء آيه 26 و 27 و نساء آيه 6) به اين معنا كه تصرف در اموال يتيم و يا ناديده گرفتن حقوق ديگر اجتماعي (ازدواج و مانند آن) مي تواند به عنوان مصداقي از اسراف در حوزه عمل اجتماعي مورد تاكيد قرار گيرد.
قرآن با اشاره به اين نگرش از مردمان مي خواهد كه از اسراف در اين مساله خودداري ورزيده و به اعتدال و ميانه روي در مساله حقوق يتيمان در همه حوزه ها توجه كنند. (نساء آيه 6)

تاكيد بر ميانه روي در همه امور  

از آن جايي كه آثار اجتماعي اسراف در حوزه هنجاري بسيار زياد و تاثيرگذار است، خداوند ازمومنان مي خواهد كه همواره اعتدال و ميانه روي در امور را سرلوحه خويش قرار دهند و با اسراف خويش موجبات تباهي و فساد در جامعه و زمين را فراهم نياورند. (شعراء آيه 152)
بي گمان اسراف در همه حوزه ها آثار زيان باري به جاي خواهد گذاشت كه از جمله آنها مي توان به دوري از محبت خدا (اعراف آيه 31 و انعام آيه 141) و نيز سستي و ضعف در رسيدن به موفقيت در حوزه هاي مختلف زندگي اشاره كرد. (آل عمران آيه 147) چنان كه اسراف در حوزه اقتصادي موجب اتلاف منابع ثروت مي شود و رفاه فردي و عمومي جامعه را با خطر مواجه مي سازد.
به هر حال قرآن، اسراف را به عنوان يك رويكرد ضد هنجاري شناسايي و مورد تحليل قرار مي دهد و با اشاره به ابعاد مختلف و مصاديق و موارد گوناگون و آثار زيان بار آن در دنيا و آخرت، از مومنان مي خواهد كه خود را از آن رهايي بخشند و با دوري از شهوت پرستي (اعراف آيه 81) و پرهيز از روحيه ناسپاسي وكفران نعمت (اسراء آيه 26) تكبر و خودكامگي و استعمار و سيطره جويي (يونس آيه 31 ودخان آيه 44 و نمل آيه 34) و عجب و خودبيني (يونس آيه 12) خود را از آن برهاند .


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:36 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

در تمام دوران پیشامدرن، انبیا و حکیمان به این حقیقت پای‏بند بودند که جهان، صورت یک عقل حکیم مطلق یعنی خدای تبارک و تعالی است و انسانها باید با تعقّل و تدبّر در عالم، رمز و راز زندگی در جهان را دریابند و بیش از آنکه عالم را مطابق امیال و آرزوهای خود تغییر دهند، خود را مطابق نظام حکیمانه عالم تغییر دهند. به عبارت دیگر نه جهان برای جوابگویی به هوسهای انسانی آفریده شده و نه انسانها برای دنبال کردن این هوس‏ها خلق شده اند.

تفسیر رایج از توسعه با تمرکز بر شاخص‏هایی از معیارهای زندگی مانند فقر، توزیع درآمد، تغذیه، مرگ‏‏‏ومیر نوزادان، امید به زندگی بهتر، با‏سوادی، آموزش، دسترسی به اشتغال، مسکن، آب‏رسانی و خدمات دیگر مترادف است.

 

   از طرفی توسعه پایدار((sustainable developmentامروز بحث اصلی محافل توسعه و برنامه‏ریزی است. از مفهوم توسعه پایدار برداشتهای گوناگونی وجود دارد. نکته مشترک تمامی این انگاره‏ها، پایداری و رسیدن به فرآیندی از توسعه است که بتواند پایا و بادوام باشد. وجوه افتراق این انگاره‏ها نیز در تعریف پایداری، شدت و ضعف پایداری و سطوح تعمیم آن است. 

 

   متداول‌ترین تعریف از پایداری، تعریفی است که کمیسیون جهانی محیط‏زیست و توسعه(world commission on Environment and Development)  ارائه داده است: «توسعه‌ای پایدار است که احتیاجات نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانایی نسلهای آتی در تأمین نمودن نیازهای خود بر آورده نماید.»

 

   چنان که در بحث سیستمها مطرح است برای اینکه یک سیستم پایدار باشد، باید متعادل باشد و سیستمهای نا‏متعادل، ناپایدار نیز هستند. به عبارت دیگر لازمه پایداری، تعادل است.

 

   در زمینه تفسیر پایداری نیز طیفی از پایداری بسیار ضعیف تا پایداری بسیار قوی رایج است. در برداشت پایداری ضعیف از توسعه پایدار، محیط زیست نیز صرفاً شکل دیگری از سرمایه است. پایداری ضعیف مبتنی بر فرضیه بسیار قوی، یعنی امکان جایگزنی کامل بین اشکال مختلف سرمایه است. در حالی که در برداشت پایداری قوی از توسعه پایدار، جایگزنی کامل بین اشکال مختلف سرمایه، فرضیه معتبری نیست و لذا برخی از اندوخته‏های سرمایه طبیعی را نمی‏توان با سرمایه‏های مصنوعی جایگزین کرد. بطور کلی در یک‌سو دیدگاه مبتنی بر استفاده نامحدود از منابع و کسب حداکثر رشد اقتصادی موضوعیت دارد و در سوی دیگر هر گونه مداخله انسان در طبیعت را زیان‏آور و جبران‏ناپذیر می‌دانند.

 

   اما در این نوشتار برآنیم تا با عنایت به کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» اثر «استاد ‏اصغر طاهر زاده» به بررسی علل ناپایداری بویژه در محیط‏زیست و خصوصاً از زاویه دیدی الهی بپردازیم.

 

   سئوال این است که چه شد زمینی که می‏توانست مایه حیات انسان باشد، ویران شد و دیگر با انسان گفتگو و مؤانست نمی‌کند. انسان معاصر گویا پذیرفته است که زندگی همین است که دائم محیط زیست خود را تخریب کند. درحالی‌که در فرهنگ توحیدی که انبیا متذکّر آن بودند، یک نوع نگرشی به انسان و عالم و نظام ملکوتی بود که در اثر آن نگاه و تعهدی که به همراه خود می‏آورد، انسان نگهبان خود و محیط زیست پیرامون خود بود. سئوال اساسی این است که آیا این بحران محیط زیست، یک بداخلاقی صرف است و یا حاصل یک نوع نگاه است که در رفتار بشر جدید پیدا شده است؟ و آیا این بحران با تغییر رفتار و توصیه‌های اخلاقی از بین می‏رود، یا این که در فرهنگ دنیای جدید، آدم جدیدی پیدا شده است که دیگر نمی‏تواند از قداست‌های عالم و حیات خود و از عظمت‏های انسانی حفاظت کند؟

 

   تغییر نظام خلقت و روح شیطانی دارای نسبت ویژه‌ای هستند. قرآن کریم سخن شیطان را در رابطه با تحریک انسان به تغییر در خلقت خدا، جهت تحقّق آرزوهای دروغین این‌گونه مطرح می‌فرماید:

 

   «وَ لَاُ‏ضِلَّنَّهُم وَ لَاُ‏مَنِّیَنَّهُم وَ لَآمُرَنَّهُم فَلَیُبَتِّکُنّ آذانَ الاَ‏نعامِ وَ لَآمُرُنّهُم فَلَیُغَیِّرُنّ خَلَقَ ا... وَ مَن یَتّخِذِ الشَّیطَانَ وَلیّاً مِن دُونِ ا... فَقَد خَسِرَ خُسرَاناً مُبیناً»(سوره نساء، آیه 119). یعنی: «من انسانها را نسبت به اهداف حقیقی‏شان غافل می‌کنم و آرزوهای دروغ و وهمی را در خیال آنها رشد می‏دهم، و امرشان میکنم که گوش‏های چهار‏پایان را سوراخ کنند و تحریکشان می‏کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند».

 

   سپس در ادامه می‏فرماید: «یَعِدُهُم وَ یُمَنّیهِم وَ مَا‏یَعِدُهُمُ الشَّیطانُ اِلاّ غُروراً»(سوره نساء، آیه 120). یعنی: «انسان‏ها را وعده‌های دروغ می‏دهم و گرفتار آرزو های وهمی می‏کنم، و وعده‏های شیطانی چیزی جز فریب نیست».

 

   بنابراین خداوند روح شیطانی را مشابه فرهنگی می‏داند که خود را مشغول آرزوهای بلند می‏کند و به امید برآورده‌شدن آن آرزوها سعی می‏کند تا نظام خلقت را تغییر دهد و به سوی ناکجاآباد حرکت کند.

 

   تعبیر شیطان این است که من به آنها فرمان می‏دهم و زندگی آنها را طوری در اختیار می‏گیرم تا برنامه‌های من را عمل کنند و در نظام طبیعت و مخلوقات خدا تحریف کنند و طبعاً هر کس شیطان را سرپرست خود گرفت و برنامه‌ریزی‏های او را پذیرفت، به پوچی و بی‏ثمریِ آشکاری گرفتار می‏شود.

 

   با دقت در این آیات متوجه می‏شویم که در نظام فکری و فرهنگی بشر با پدیده‏ای به نام شیطان مواجه هستیم که تلاش می‏کند انسانها در اوهام بمانند و عملکردش هم این است که پیروانش را به مسیری بکشاند که از نظام طبیعی راضی نباشند و نظام خلقت را بر اساس میل‏ها و هوس‏های خود تغییر دهند.

 

   مشکل در توهّم افتادن غرب در دوران جدید بطور رسمی با این جمله فرانسیس بیکن آغاز شد که «راز بهره‌وری انسان در شناخت و تغییر طبیعت است». این طرز فکر، مردم آن زمان را به این باور کشاند که گذشتگان از آن جهت که سعی داشتند بیشتر با طبیعت هماهنگ باشند، در اشتباه بودند. بلکه باید طبیعت را با خود هماهنگ ساخت. انسان جدیدی که در غرب متولد گشت، انسانی است که میل‏هایی دارد و مصمّم است که این امیال ارضا شوند و اگر نظام طبیعی عالم نتوانست آنها را ارضا کند، آنقدر طبیعت را تغییر می‏دهد تا مطابق امیال و اهواء او شود و در نتیجه «انسان ابزارساز» پدید آمد، که مهمترین ویژگی‏اش به‌کارگیری عقل در جهت ساختن ابزارها و تغییر طبیعت مطابق امیال‌ خود است.

 

   در سوی دیگر و در تمام دوران پیشامدرن، انبیا و حکیمان به این حقیقت پای‏بند بودند که جهان، صورت یک عقل حکیم مطلق یعنی خدای تبارک و تعالی است و انسانها باید با تعقّل و تدبّر در عالم، رمز و راز زندگی در جهان را دریابند و بیش از آنکه عالم را مطابق امیال و آرزوهای خود تغییر دهند، خود را مطابق نظام حکیمانه عالم تغییر دهند. به عبارت دیگر نه جهان برای جوابگویی به هوسهای انسانی آفریده شده و نه انسانها برای دنبال کردن این هوس‏ها خلق شده اند.

 

   در این راستا تاریخ جدید با دو نوع زندگی و دو نوع انسان روبروست. یک نوع انسان که بر اساس رهنمودهای انبیا به واقعیّات عالمِ وجود می‏اندیشد و در سیر قرب الهی است و دیگری که با آرزوها و خیالات خود زندگی می‏کند و با تغییر عالم به جای تغییر خود و در راستای تغییر عالم، تکنولوژی جدید را ایجاد کرد.

 

   می‏گویند ابزارها اعم از ابزارهای قدیم و جدید، در خدمت انسانها هستند. ضمن تأکید بر تمایز میان ابزارهای ساخته‌شده در تمدنهای پیشین و تکنولوژی جدید، طرح این سئوال ضرورت می‏یابد که «تکنولوژی جدید در جهت خدمت به کدام انسان ایجاد شده است؟» انسانی که در طبیعت خدا سُکنی گزیده و خود را در محضر خدا احساس می‏کند؟ یا انسانی که به دنبال وطن وهمی و آرمان‏شهری خیالی است و با  تخریب عالم و نظام حاکم بر آن در صدد تحمیل صورت وهمی خود و ایجاد بهشت زمینی است؟

 

   واقع آن است که انسان موحّدی که نظم و هماهنگی عالم را نظمی حکیمانه و الهی و صُنع صانع حکیم می‏داند، ضمن پذیرش این نظام، پیروی از نظم و سنتهای لایتغیّر الهی را بر خود واجب می‏داند. اما کسی که نظم عالم را اتفاقی و ناشی از تصادف می‏داند، ضمن انکار نظم حکیمانه عالم، به خود حق می‏دهد تا نظم مورد نظر خود را به هر قیمت، بر عالم تحمیل کند.

 

   بیکن با بیان این عبارت که «بشر از پدیده های طبیعی، نظمی بیشتر از آنچه در آنها واقعاً موجود است، انتظار دارد» به ارسطو، افلاطون و امثال آنها اشکال می‏کند و آنها را عامل عقب‏ماندگی جامعه بشری می‏داند و می‏گوید «بشر یک اشتباه بزرگ کرده است و آن اینکه معتقد بوده در عالمی که در آن زندگی می‏کرده است، نظمی که صورت علم و حکمت خداست، وجود دارد که باید با آن هماهنگ شود و این امر سبب شده تا بشر به نظم بالاتری از آن فکر نکند».

 

   انسان جویای بهشت زمینی باید خود را به ابزارهای مهیب مجهّز نماید و به جنگ طبیعت برود؛ طبیعتی که به راحتی اجازه نمی‏دهد تمام امیال بشر در بسترش عملی شود. این جا دیگر طبیعت نیست که میل‌های سرکش انسان را کنترل می‏کند، بلکه انسان است که به ستیز با طبیعت آمده است. انسان جدید بنا به صورتهای مختلف توهّمات و تخیلات خود، دائماً در حال ساخت ابزارهای جدید و تخریب ابزارهای قدیمی است، چرا که نیازهای موهوم او ناپایدار است و به زودی وی را خسته می‏کند. درحالی‌که انسان حکیم ابزاری می‏سازد که اُنس بیشتر با طبیعت را برای او عملی کند.

 

   همچنین طبق آیات و روایات از جمله «‏خَالِدینَ فِیها لایَبغُونَ عَنهَا حِوَلا» یعنی «همیشه در آن بهشت ابدی هستند و طلب انتقال از آن نمی‏کنند»(سوره کهف، آیه108)، انسان مؤمن در بهشت برین از نعماتی برخوردار می‏شود که هرگز دلزدگی در آن راه نخواهد داشت.

 

   در روایت قدسی حضرت حق می‏فرماید: «من در تعجب هستم که بشر به دنبال چیزی می‏گردد که من اصلا خلق نکرده‏ام و آن عبارت است از رفاه و راحتی همه‌جانبه». یعنی اینطور نیست که بشر همه آن چیزی را که می‏خواهد، در این عالم پیدا کند.

 

  در نهایت روشن گردید که دو نوع طرز تفکر وجود دارد: یکی می‏خواهد خودش را عوض کند تا مطابق عالم قدس شود و دیگری می‏خواهد عالم را عوض کند تا مطابق میل او گردد. و بحران امروز جهان از این طرز فکر دوم شروع شد و به همین جهت باید دقت کرد که بحران جهان امروز ریشه اساسی در تفکر بشر دارد و صرفاً با تغییر ابزارها، مشکل حل نمی‏شود. بلکه بحرانی جای خود را به بحران دیگر می‏دهد.

 

منبع: شبکه ایران- اسماعیل فراهانی



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:59 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مقام معظم رهبري در تبيين «اصلاح الگوي مصرف» در جمع زائران حرم رضوي فرمودند: «صرفه‌جويي به معناي درست مصرف كردن ، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال ، مصرف را كارآمد و ثمر بخش كردن است» (1)
موضوع درآمدهاي نفتي و صرف آن در راه توسعه و پيشرفت كشور يكي از مباحث چالش برانگيز به هنگام تدوين برنامه‌هاي پنج ساله و نيز بودجه‌هاي ساليانه بوده است.
قانون اساسي تكليف اين درآمدها را در اصل 45 مشخص كرده و به برنامه‌ريزان و مسئولان بودجه‌بندي توصيه كرده است آن را در سرفصل انفال طبقه‌بندي كنند.
متاسفانه پس از انقلاب به دليل ضعف و غفلت مديران سازمان برنامه‌وبودجه آدرس غلط دادن توسط كارشناسان سازمان، اين سرفصل در فهرست منابع دولت گم شد و تاكنون هم هيچ دولتي نتوانسته است آن را وفق اصل 53 با تمركز و تجميع ساماندهي كند و سپس به سوي تعيين تكليف بكشاند.
ميراث اقتصادي نظام از مجموعه صنعت نفت را مي‌توان در سه حوزه -1 اكتشاف ، توليد و استخراج شركت ملي نفت -2 فرآوري نفت خام به صورت 21 محصول در شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي -3 به دست آوردن صدها مشتقات صنعتي در شركت ملي پتروشيمي ايران جستجو كرد.
اولي در حوزه انفال، دومي و سومي درحوزه شركت‌هاي دولتي است كه مالكيت عمومي وفق اصل 44 برآن مترتب است.
با نگاهي به بودجه ساليانه پس از انقلاب و نيز نگاهي به صورت‌هاي مالي شركتهاي دولتي در حوزه نفت با واقعيتهاي نابساماني، اتلاف و هرز رفت منابع عظيم مالي در اين ميانه روبرو مي‌شويم.
رئيس دولت نهم با دقت در اين وادي تلاشهايي را در جهت كشف اين راز سر به مهر انجام داد. وزراي پيشنهادي او در مجلس راي نياوردند و اعداد و ارقام پيشنهادي در بودجه هم دستخوش پيشنهادهايي در مجلس شد كه نه تنها به شفاف‌سازي منجر نشد بلكه برابهامات افزود. لذا به همين دليل پرسشهاي مطرح در حوزه حساب و كتاب نفت كه گاهي در رسانه‌ها مطرح مي‌شود بي‌پاسخ مانده است.
اولين نهادي كه بايد به اين پرسشها پاسخ دهد مجلس است. چون مجلس به نمايندگي از ملت به نهادي تخصصي و كارشناسي در حوزه حساب و كتاب مجهز است به نام ديوان محاسبات. اگر در اين ديوان كسي پاسخگو نباشد قطعا در جاي ديگر هم پاسخگو نمي‌باشد.
دومين نهادي كه بايد براي پاسخ قدعلم كند، سازمان حسابرسي و وزارت اقتصاد و دارايي و خزانه‌داري‌كل كشور است.
سومين نهاد پاسخگو قوه قضائيه از طريق سازمان بازرسي كل كشور است.حال برمي‌گرديم به اصل بحث و گره‌گشايي كه مقام معظم رهبري در خصوص «طرح اصلاح الگوي مصرف» فرمودند و طرح پرسشهاي جديد.بي‌ترديد نفت و منابع عظيم آن يك نعمت خداوندي است. همه ساله ميلياردها دلار منابع مالي از اين طريق نصيب ملت و دولت مي‌شود. بايد ديد در درجه اول با اين منبع عظيم چه كرده‌ايم؟
آيا آن را بجا و درست مصرف كرده‌ايم، مصرف ما كارآمد و ثمربخش بوده است؟ قبل از پاسخ به اين سوال كه «مصارف» ما چگونه بوده است به اين سوال پاسخ داده‌ايم كه «منابع» ما از اين ممر درآمدي چقدر بوده است.
يك جمع‌ جبري ساده از فروش نفت خام و گاز طبيعي به عنوان انفال و سود شركت‌هاي دولتي درحوزه نفت و گاز وفق اصول 45 و 44 و ماده 10 و 11 قانون محاسبات عمومي نشان مي‌دهد كه سازمان برنامه و بودجه طي ساليانه پس از انقلاب به هنگام بودجه‌ريزي و بودجه‌بندي با غفلت از اصول ياد شده رقم پيشنهادي درآمدي در بودجه را با رقم واقعي با تفاوتي نجومي احصاء كرده‌اند. آنان كه براي انتقال سازمان برنامه و بودجه از يك سازمان مستقل به صورت معاونت رياست جمهوري در دولت نهم عزا گرفته‌اند بايد به اين سوال پاسخ دهند چرا ابتدايي‌ترين وظيفه سازمان در اين مورد تعطيل بوده است و جالب‌تر آنكه در نقدهايي كه به بودجه‌نويسي و بودجه‌ريزي از اين منظر نوشته مي‌شود حتي يك مقام مسئول در سازمان برنامه و بودجه يا يك كارشناس سازمان در مقام پاسخگويي برنيامده است.
سالهاست بخش عظيمي از منابع حاصل از درآمدهاي نفتي كه اختصاص به درآمد عمومي دارد، جزء منابع مالي در اختيار شركت‌هاي نفتي است و اين رويكرد انحرافي و غيرقانوني برخلاف اصول 45 و 44 و قوانين مادر در امور «بودجه» و «برنامه» استمرار دارد اما حتي يك نفر از سازمان برنامه و بودجه كه مانيفست اوليه بودجه را مي‌نويسند به مخالفت با آن برنخاسته‌اند. اعداد و ارقام بودجه تحت مكانيسم‌ها و ارتباطات خاص بين دستگاهها و مسئولان ذيربط در سازمان برنامه و بودجه بويژه در بخش بودجه شركتهاي دولتي شكل مي‌گيرد و اسناد و مدارك مثبته كه حداقل در صورتهاي مالي شركتهاي دولتي وجود دارد ناديده گرفته مي‌شود. همين مصيبت كه در احصاي «منابع» واقعي كشور رخ مي‌دهد در بخش «مصارف» واقعي نيز صورت مي‌گيرد . تفريغ بودجه سالهاي 83 و 84 و 85 و 86 تصوير جالبي از اين درهم‌ريختگي و بي‌انضباطي را نشان مي‌دهد.
عجيب آنكه مجلس با ناديده گرفتن سند تفريغ بودجه سنوات ماضي به اين بي‌انضباطي و درهم ريختگي در بودجه سنوات آتي همه ساله رسميت بخشيده و شوراي نگهبان هم مهر تائيد برآن مي‌زند .
پي‌نوشت:
-1 كيهان 15 فروردين مشروح سخنان مقام معظم رهبري در حرم رضوي مشهد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:56 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  بی تردید ابتلا به اسراف و تبذیر، یکی از مشکلات جامعه است. مصرف گرایی و زیاده روی در مصرف، مشکلات اقتصادی بسیاری برای جامعه ایجاد کرده است. مشکل اسراف آن چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده است که صرفه جویی و جلوگیری از اسراف و تبذیر به عنوان یکی از راه حلهای اساسی تنظیم اقتصاد جامعه اسلامی مطرح می شود.

از دیدگاه قرآن، اسراف یکی از نکوهیده ترین کارها است که حتی آن را یک عمل فرعونی دانسته و می فرماید: «وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِی الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفین»(1). علاوه بر آن قرآن اسراف کنندگان را اصحاب دوزخ می شمارد: «اِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»(2).

امروزه اسراف و تبذیر به صورت عرف و عادت و گاه یک ارزش درآمده است. از اینرو تغییر زیرساختهای عرفی، اخلاقی و فرهنگی جامعه یکی از مهم ترین عوامل برای نابود کردن اسراف به شمار می آید که آن هم در گرو درک صحیح این مشکل است.

با توجه به اینکه قرآن گره گشای بسیاری از مسائل علمی، فرهنگی و اجتماعی است، برآنیم تا در این نوشتار از دیدگاه قرآن و روایات اشاره ای به پیامدهای ویرانگر اسراف و تبذیر داشته باشیم.

از آنجا که مبلغان گرامی با رفتار و عملکرد خویش بیشترین تأثیر را بر مخاطبان می گذارند، لازم است درباره اسراف و تبذیر دقت بیشتری کنند تا خدای نکرده به صورت غیرمستقیم الگو و اسوه رواج تبذیر و اسراف برای مخاطبان خود نباشند.

در این نوشته درباره پیامدهای ویرانگر اسراف و تبذیر در ابعاد فردی و اجتماعی در دو حوزه دنیوی و اخروی بحث می شود.


تعریف اسراف و تبذیر

واژه «اسراف» در لغت به معنی «گزاف کاری کردن، در گذشتن از حد میانه، تلف کردن مال، ولخرجی کردن(3) آمده است. راغب در مفردات می گوید: «اَلسّرَف، تَجاوُزُ الْحَدِّ فی کُلِّ فِعْلٍ یَفْعَلُه الانْسانُ وإِنْ کانَ ذلک فی الإِنْفاقِ أشْهر؛(4) سرف به معنای تجاوز کردن از حد در هر کاری است که از انسان سر بزند. گرچه کاربرد آن در هزینه کردن مال بیشتر است.» و گاهی به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانی هم به چگونگی بذل مال و مورد آن گفته می شود.

«تبذیر» در لغت به معنای پراکندن و پریشان ساختن است(5).

راغب می گوید: «التبذیرُ التفریقُ واصله القاء البذر وطرحُهُ فاستعیر لکل مضیع لماله(6)؛ تبذیر به معنای پراکنده کردن است و اصل آن پاشیدن بذر است و به هر کس که مالش را ضایع می کند گفته می شود.»

واژه اسراف تنها یک واژه اقتصادی نبوده و کاربرد آن منحصر به امور مالی نیست. بلکه این واژه قبل از آنکه نشانه جرم در امور اقتصادی باشد، بیانگر وضعیت نامناسب و غیرمعقول اخلاقی و فرهنگی شخص یا جامعه مسرف است که حالت تجاوزگرانه و بی اعتنایی به قوانین و حدود شرعی و انسانی می باشد. بر این اساس، به کارگیری این واژه در قرآن کریم و ادعیه ماثوره در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلتهای انسانی و گام نهادن به وادی گناه و معصیت بسیار است. «وَما کانَ قَوْلُهُمْ اِلاّ أنْ قالُوا رَبَّنا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَاِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَثَبّت اَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی الْقَومِ الْکافِرین»؛(7) «و سخن آنان جز این نبود که گفتند: پروردگارا، گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را برما ببخش و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده.»

«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسْرَفُوا عَلی اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللّه  انّ اللّه  یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم»؛(8) «بگو ای بندگان من ـ که برخویشتن زیاده روی روا داشته اید ـ از رحمت خدا نومید مشوید، همانا خدا همه گناهان را می آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.»


پیامدهای اسراف و تبذیر
الف. پیامدهای دنیوی:
1. کم برکتی

اسراف، عملی مخالف تقوا و دستورات و سفارشهای خدا و اولیای الهی است و باعث می شود برکت از زندگی انسان رخت بربندد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «اِنَّ مَعَ الاسْرافِ قِلَّةَ الْبَرَکَةِ؛(9) همانا اسراف همراه با کاهش برکت است.»


2. زوال نعمت

یکی از آثار شوم اسراف و تبذیر تباهی و زوال نعمت است. امام علی علیه السلام فرمودند: «اَلْقَصْدُ مَثْراةٌ وَالسَّرْفُ مَثْواةٌ؛(10) اعتدال و میانه روی موجب فراوانی مال و ثروت و اسراف باعث تباهی و نابودی آن است.»

از امام کاظم علیه السلام نقل شده که فرمودند: «مَنِ اقْتَصَدَ وَقَنِعَ بَقِیَتْ عَلَیْهِ النِّعْمَةُ وَمَن بَذَّرَ وَاَسْرَفَ زالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ؛(11) کسی که میانه روی و قناعت ورزد، نعمتش باقی می ماند و آنکه تبذیر و اسراف کند، نعمتش زوال می پذیرد.»


3. ورشکستگی (افلاس)

از دیگر آثار زیانبار افراط و ولخرجی که کم و بیش در اطراف خود به چشم دیده ایم، ورشکستگی است. خیلی از افراد به خاطر داشتن ثروت زیاد دست به انواع ریخت و پاشها و ولخرجی می زنند و چون دارای ثروت هستند، ترسی از آینده ندارند، غافل از اینکه ولخرجی موجب مفلسی و بینوایی است.

اگر این اسراف و ولخرجی از حد اعتدال و میانه روی تجاوز کند و فرد مسرف به ریخت و پاش خود مغرورانه افتخار کند، طولی نمی کشد که استخوانهای او زیر ضربات سهمگین ورشکستگی مالی خورد شده، به خاک مذلت کشیده می شود.

علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ افْتَخَرَ بِالتَّبْذیرِ اِحْتَقَرَ بِالاِْفْلاسِ؛(12) هر کس به ریخت و پاش افتخار کند، با تهیدستی (ورشکستگی) کوچک می شود.»


4. فقر

بی شک یکی از عوامل مهم فقر و تنگدستی در جهان، اسراف و تبذیر است. آنهایی که دست به ولخرجی و ریخت و پاشهای بی حد و حساب می زنند و با اسراف، امکانات مادی بیشتری را صرف هوسهای خود می کنند، سرانجامی جز تهیدستی و شکست اقتصادی در انتظارشان نیست.

علی علیه السلام فرمودند: «سَبَبُ الْفَقْرِ اَلاِْسْراف؛(13) اسراف سبب فقر است.»

امام صادق علیه السلام به عبید فرمودند: «یا عُبَیْدُ اِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَاِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الْغِنی؛(14) ای عبید! اسراف باعث فقر می شود و میانه روی موجب بی نیازی می گردد.»


5. نابودی امکانات

از جمله آثار ولخرجی، نابودی امکانات است. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «اَلاِْسْرافُ یُفْنی الْجَزیلَ؛(15) اسراف، [امکانات] زیاد را نابود می سازد.»

همچنین فرمودند: ««اَلاِْسْراف یُفْنی الْکَثیرِ؛(16) اسراف، [مال] زیاد را نابود می کند.»


6. بخل

یکی از صفات اخلاقی که مورد توجه دین و اولیای الهی است و ائمه معصومین علیهم السلام آن را بخشی از سیره و روش خود قرار داده بودند، جود و بخشش است. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ولخرجی و افراط در مصرف، یکی از آفتهای این فضیلت اخلاقی بیان شده است: «آفةُ الْجُودِ اَلسَّرْفُ؛(17) اسراف آفت سخاوت است.» یعنی، اسراف و تبذیر فرد باعث می شود که نتواند جود و بخشش داشته باشد و به این صفت اخلاقی عمل کند.


7. بیماری جسمی

امروزه پژوهشهای دانشمندان به این نتیجه رسیده که سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند. این مواد اضافی هم بار سنگینی برای قلب و سایر دستگاههای بدن است و هم منبع آماده ای برای انواع عفونتها و بیماریها است. لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام آن است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های بدن هستند، سوخته و پاکسازی شوند.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری» است و برای جلوگیری از آن راهی جز رعایت اعتدال در غذا نیست.(18)

بی جهت نیست که علی بن حسین واقد در جواب طبیب مسیحی که پرسید: در کتاب شما چیزی از علم طب نیست، در حالی که علم دو تاست، علم پزشکی و علم ادیان. گفت: خداوند تمام پزشکی را در نصف آیه جمع کرده است: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفوا»؛(19) «بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.» و پیامبر ما تمام پزشکی را در یک جمله خلاصه کردند و فرمودند: «اَلْمِعْدة بَیْتُ کُلّ داءٍ وَالْحِمْیَةُ رأْسُ کُلّ دَواءٍ؛(20) «معده خانه هر بیماری و پرهیز برترین داروست.» طبیب مسیحی گفت: قرآن و پیامبر شما چیزی از پزشکی برای جالینوس باقی نگذاشته اند.(21)


8. محرومیت از هدایت

خدای متعال همواره درهای رحمتش را به روی بندگان گشوده و با ارسال پیامبران، همگان را برای رسیدن به کمال و قرب الهی فراخوانده است. اماگاه عواملی باعث می شود که انسان در این مسیر قرار نگرفته، از هدایت الهی محروم بماند. یکی از این عوامل که باعث محرومیت انسان از هدایت می شود، اسراف و تبذیر است. قرآن کریم درباره اسراف کاران و کسانی که در معصیت و گناه پا را از حد فراتر نهاده اند می فرماید: «اِنَّ اللّه  لایَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّاب»؛(22) «خدا کسی را که افراط کار دروغ زن باشد، هدایت نمی کند.» به عبارت دیگر اسراف از آنها سلب توفیق کرده، بهره ای از بیّنات نمی برند و در نتیجه در وادی ضلالت و گمراهی باقی می مانند.


9. بی مروّتی

جوانمردی و مروت که از خصال نیک انسانی است و همگان دارنده این صفت را می ستایند، با اسراف و تبذیر قابل جمع نیست. علی علیه السلام فرمودند: «مِنَ المُروّةِ اَنْ تَقْصِدَ فَلا تَسْرِفَ وَتَعِدَ فَلا تُخْلِفَ؛(23) از جوانمردی است که میانه روی کنی و زیاده روی ننمایی و چون وعده دادی خلف وعده نکنی.»


10. از بین رفتن شرافت

خصلت شرافت که فرد را در اجتماع مورد تکریم و احترام قرار می دهد، با افراط و ولخرجی از بین می رود. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «مِنْ اَشْرَفِ الشَّرَفِ اَلْکَفُّ عَنِ التَّبْذیرِ وَالسَّرَفِ؛(24) از شریف ترین شرافتها، خودداری از تبذیر و اسراف است.» اگر فرد دست به اسراف و تبذیر بزند، بدست خود اسباب شرافت خویش را از بین می برد.


11. سلب توفیق

یکی دیگر از آثار دنیوی اسراف و تبذیر بی رغبتی به انجام کارهای خیر است. به طور معمول انسانها در انجام کارهایی که فایده عمومی دارد، خود را شریک می کنند تا از اجر و ثواب اخروی آن بهره مند شوند؛ ولی آنهایی که اهل ولخرجی و اسراف هستند، دستشان از این کارها کوتاه است.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در حدیثی ضمن بیان نشانه های افراد اسرافکار به این مطلب اشاره می فرمایند: «اَمّا عَلامَةُ الْمُسْرِفِ فَأَرْبَعَةٌ: اَلْفَخْرُ بِالباطِلِ وَیَأْکُلُ مالَیْسَ عِنْدَهُ وَیَزهدَ فی اِصْطِناعِ المَعْروفِ وَیُنْکِرُ مَن لا یَنْتَفِع بِشَی ءٍ مِنْهُ؛(25) نشانه اسرافکار چهارچیز است: به کارهای باطل می نازد، آنچه را فراخور حالش نیست می خورد، در انجام کارهای خیر بی رغبت است و هر کس را که به او سودی نرساند، انکار می کند.»


12. عدم استجابت دعا

خداوند متعال دستور به خواندن دعا می دهد تا خود دعاها را اجابت کند. اماگاه به خاطر اسبابی اجابت دعاها به تأخیر افتاده یا مستجاب نمی شود. یکی از عوامل عدم استجابت دعا، اسراف و تبذیر است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «اَرْبَعَةٌ لا تُسْتَجابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ... وَ رَجُلٌ کانَ لَهُ مالٌ فَأفْسَدَهُ فَیَقُولُ اللهمَّ ارْزُقْنی فَیُقالُ لَهُ أَلَمْ آمُرْکَ بِالاقْتِصادِ، اَلَمْ آمُرْکَ بِالاِْصْلاحِ؛(26) چهاردسته هستند که دعایشان مستجاب نمی شود... و مردی که مالی داشته که آن را ضایع کرده و می گوید: خدایا به من روزی بده، به او گفته می شود: آیا تو را به میانه روی امر نکردم؟ آیا به تو دستور اصلاح [در مال] را ندادم»


ب. پیامدهای اخروی

در قرآن و روایات برای اسراف و تبذیر آثار اخروی نیز بیان شده که به برخی از آنها اشاره می شود:


1. خشم الهی

اسراف کار از رحمت خداوند دور بوده، گرفتار خشم الهی می شود، همان گونه که در قرآن کریم آمده است: «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الُمسْرِفینَ»؛(27) «زیاده روی نکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد.»

امام جعفر صادق علیه السلام هم در این زمینه فرمودند: «اِنَّ السَّرَفَ اَمرٌ یُبْغِضُهُ اللّه ؛(28) اسراف از اموری است که مورد غضب خداست.»


2. کیفر اخروی

کسانی که از ذکر خدا روی گردانده، آیات او را فراموش کنند همچنین آنهایی که نعمتهای خدادادی چون چشم و گوش و عقل را در مسیر نادرست به کار گرفته، آنها را بیهوده برباد دهند، نه تنها گرفتار فقر و تنگدستی در دنیا می شوند، بلکه عذاب اخروی نیز در انتظار آنها خواهد بود: «وَکَذلکَ نَجْزی مَنْ أسْرَفَ وَلَمْ یُؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّه وَلَعذابُ الاخِرَةِ اَشَدُّ وَاَبْقی»؛(29) «و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه های پروردگار ایمان نیاورده است، سزا می دهیم و قطعا عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.» همچنین فرمود: «وَاَنَّ المُسْرفینَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»؛(30) «و افراط گران همدمان آتشند.»


3. خواری قیامت

وقتی امیرمؤمنان علیه السلام در عطایای بیت المال رعایت مساوات کردند، عده ای از خودخواهان بر حضرت ایراد گرفته، آن را برخلاف سیاست دانستند. حضرت ضمن ایراد خطبه ای به آنها فرمود:

«...ألا وَاِنَّ اِعْطاءَ الْمالِ فی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذیرٌ وَاِسْرافٌ وَهُوَ یَرْفَعُ صاحِبَهُ فِی الدُّنْیا وَیَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ وَیُکْرِمُهُ فِی النّاسِ وَیُهینُهُ عِنْدَ اللّه  وَلَمْ یَضَعْ امرؤٌ مالَهُ فی غَیْرِ حَقِّه وَلا عِنْدَ غَیْرِ اَهْلِهِ اِلاّ حَرَمَهُ اللّه شُکْرَهُمْ وَکانَ لِغَیْرِهِ وُدُّهُمْ...؛(31) آگاه باشید که بخشیدن مال در غیر حقش تبذیر و اسراف است. این کار در دنیا انجام دهنده آن را بالا می برد ولی در آخرت موجب سرافکندگی وی می گردد و در میان مردم گرامیش می نماید ولی در نزد خداوند خوارش می سازد. هیچ کس مال خودش را در غیر مورد حقش مصرف نکرد و به غیراهلش نسپرد جز اینکه خداوند او را از سپاس گذاری آنان محروم ساخت و محبتشان با دیگری بود.»


4. هلاکت

اسراف از هر نوعی که باشد، انسان را به نابودی می کشاند؛ به خصوص افرادی که با انکار آیات الهی و تکذیب پیامبران درباره خویش و جامعه ای که در آن زندگی می کنند اسراف کنند. خدای منان می فرماید: «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَیْناهُمْ وَمَنْ نَشاءُ وَاَهْلَکْنا الْمُسْرِفینَ»؛(32) «سپس وعده (خود) به آنان را راست گردانیدیم و آنها و هر که را خواستیم نجات دادیم و افراط کاران را به هلاکت رساندیم.»





--------------------------------------------------------------------------------


1. یونس/83: «در حقیقت فرعون در آن سرزمین برتری جوی و از اسراف کاران بود.»

2. غافر/43: «اسراف کنندگان همدمان آتشند.»

3. محمد معین، فرهنگ معین، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، 1362، ج1، ص266.

4. الراغب الاصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق بیروت، الطبعة الاولی، 1416 ه، ص407 (ماده سرف).

5. فرهنگ معین، ص1021.

6. مفردات الفاظ القرآن، ص113.

7. آل عمران/ 147.

8. زمر/53.

9. الکافی، ج4، ص55، حدیث3.

10. همان، ص52، حدیث4.

11. تحف العقول، ص403.

12. همان، ح 8141.

13. همان، ح8126.

14. الکافی، ج4، ص53، ح8.

15. غررالحکم، ح8118.

16. همان، ح8119.

17. همان، ح8226؛ همچنین، آفةُ الجُودِ التَّبذیر. (همان، ح8626).

18. تفسیر نمونه، ج6، ص152.

19. اعراف/ 31.

20. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج2، ص412؛ نهج الفصاحة، ج2، ص320، ح1911.

21. همان.

22. غافر/ 28.

23. غررالحکم، ح8131، همچنین حدیث 5292.

24. همان، ح8143.

25. تحف العقول، ص21.

26. الکافی، ج2، ص511، ح2.

27. انعام/141.

28. الکافی، ج4، ص52، ح2.

29. طه/ 127.

30. غافر/43.

31. نهج البلاغه، خطبه 126.

32. انبیاء/9.



 
 


منبع : مبلغان، آبان و آذر 1383، شماره 60
شماره صفحه در مجله: 43 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:00 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >