در قرآن مجيد سه واژه آمده كه بيانگر سه خصلت زشت و مبغوض نزد خداوند است. 1- اتراف       2- اسراف 3- تبذير

اتراف به معناي زندگي بر مبناي اصل التذاذ و خوش گذراني و غفلت از هدف داري دستگاه آفرينش و جايگاه انسان در جهان است و اسراف به معناي مصرف بي رويه و يا به تعبير ديگر مصرف غير منطقي از منابع طبيعي است و تبذير به معناي تلف كردن و تضيع منابع است. قرآن معاندين مترفين را رسولان الهي معرفي مي‌كند،[1] و در مورد مسرفين مي‌فرمايد: انالله لا يحب المسرفين[2] و نسبت به اهل تبذير مي‌فرمايد: اِنّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين[3]، يعني آنان برادران شياطين‌اند. ّ

واژه اسراف كاربرد فراواني در بين مردم دارد و همه مصارف بيش از حدّ را شامل مي‌شود. دائره‌اي وسيع دارد كه از دور ريختن اضافي يك غذا تا هدردادن منابع عظيم را شامل مي‌شود. استقصاء همة موارد نيز غيرممكن است در اين فصل تنها پاره‌اي موارد ذكر مي‌گردد اين يك اصل كلي است كه هر زياده‌روي در مصرف اسراف است چنانچه علي(ع) مي‌فرمايد:

«كلّما زاد علي الاقتصاد اسراف»[4] «هر چه از حدّ ميانه روي بگذرد اسراف است».

اسراف در همة قسمت‌هاي زندگي متصور است. غالباً اذهان مردم از اسراف به مصرف گرائي و زياده‌روي در مصرف منتقل مي‌شود امّا اسراف در توليد نيز واقع مي‌شود. اصولاً اسراف در توليد و مصرف مانند دو حلقة تحت تأثير هم است. كنترل توليد نقش مهم و بسزايي در شكل دادن به مصرف دارد. توليد كالاهاي لوكس، پرخرج و تشريفاتي، هدر دادن سرمايه‌ها، وقت و نيروي انساني است. بودجه‌اي كه صرف توليد برخي كالاهاي لوكس و تجمّلي مي‌شود اگر صرف سرمايه‌گذاري در قسمت صنعت، كشاورزي و خدمات گردد مي‌تواند موجبات رشد و توسعه كشور را فراهم آورد.

توليد كالاهاي كم مصرف و تجملي موجب ايجاد بازار كاذب، مصرف نادرست و در نتيجه هدر رفتن سرمايه‌ها مي‌شود. توليد كنندگان كالاها،‌ در اين قسمت نقش مهمّي را بر عهده دارند، قوام يك ملت به قوام در بخش توليد وابسته است بخش توليد و مصرف جدا از يكديگر نيستند. بي توجهي به كيفيّت و مرغوبيت كالا در مرحلة توليد موجب اسراف در مرحلة مصرف و تضييع و تلف مي‌شود.    توليد كنندگان كالاهاي صنعتي اگر دقت لازم را در توليد يك قطعة صنعتي به كار نبرند علاوه بر هدر دادن سرماية وقت و نيروي انساني و سلب اعتماد عمومي باعث اسراف در مصرف مي‌گردند. به عنوان مثال نانوايان كه توليد كنندة بهترين و با ارزش‌ترين مادة غذائي مردم هستند، اگر در تهية نان بي‌توجهي نمايند باعث اسراف و هدر رفتن در اين ماده غذائي مي‌گردند. اسراف دائره وسيعي دارد كه از بخش كشاورزي گرفته تا بخش صنعت و خدمات همه را شامل مي‌شود، اسراف را به دو بخش مي‌توان دسته‌بندي كرد اسراف در اموال شخصي و اسراف در اموال عمومي.

در اين گفتار موضوع بحث اسراف در اموال عمومي است كه ذيلاً به نحو اختصار به آن مي‌پردازيم.

از زيانبارترين اقسام اسراف، اسراف در اموال عمومي و بيت المال مسلمين است. حفاظت از اموال عمومي و بيت المال نشانة رشد شخصيت، ادب و حس مسئوليت يك ملت است. اموال عمومي شامل تمامي امكانات و سرمايه‌هائي مي‌شود كه خداوند آنها را مايه حيات و قوام جامعه قرار داده است اينها سرمايه‌هاي اصلي يك ملّت و ضامن بقاي آن مي‌باشند. حفاظت و استفادة صحيح از آن جامعه را به سوي رفاه پيش مي‌برد. در صورتي كه حيف و ميل آن، كاهش و فرسايش آن، ‌مصرف بيش از حدّ و اتلاف آن، بنية اقتصادي اجتماع را نابود مي‌كند. اموال عمومي ويژگي‌هائي دارند كه برخي از آنها عبارتند از:

1- متعلق به عموم است نه فرد خاص.

2- هر فردي تنها به عنوان جزئي و عضوي از كل جامعه در آن حقوقي دارد.

3- ولي امر و حاكم قانوني مسلمين مسئول نگهداري از اين اموال است و اجازه تصرف مي‌دهد.

4- درآمد آنها متعلق به عموم مردم است.

5- نقل و انتقال و تصرف از قبيل بيع و هبه در آن جايز نيست.

مرحوم علاّمه طباطبايي (ره) ذيل آية شريفة «و لا تؤتؤا السفهاء اموالكم التي جعل اللّه لكم قياماً»[5] مي‌نويسد.

«مقصود از اموالكم در آيه شريفه، اموال يتيمان است امّا اينكه خطاب به اولياي آنها مي‌فرمايد مالهاي شما،‌ با عنايت به اين است كه مجموع ثروت موجود در جهان متعلق به مجموعة اهل دنياست و مصلحت عمومي اجتماع كه بر پايه مالكيت شخصي استوار است، اقتضا مي‌كند هر فردي از جامعه مالك جزئي از كلّ مال باشد پس بر همگان لازم است توجه داشته باشند كه آنها يك مجتمع واحدند و مجموعة ثروت روي زمين براي تمامي آنهاست و بر هر يك وظيفه است تا از آن حفاظت و پاسداري نمايند و از اينكه انسانهاي غيرعاقل و بي‌كفايت مانند كودك يا ديوانه بر آن مسلّط شوند و ان را به تباهي بكشند ممانعت به عمل آورند».[6]

با توجه به آنچه گذشت يك ملت رشيد و پيشرفته نسبت به اموال عمومي و بيت المال بيش از اموال شخصي اهتمام قائلند و از هدر دادن و اتلاف آن پرهيز مي‌كنند.



1- سبا /34

2- اعراف /31

3- اسراء /27

4- غرر الحكم ج 2 ص 547

5- سوره نساء آية 5

6- الميزان ج 4 ص 170



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 6:25 PM - روز دوشنبه 12 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

خداوند متعال، حفظ نفس را بر بشر واجب کرده و در این راستا، تأمین نیازمندی‌های بقای خود و خانواده‌اش را بر او لازم نموده است. در‌این‌میان، گروهی از مردم زیاده‌روی می‌کنند که در این راه، هیچ مرز و قانونی به جز ارضای هرچه بیشتر نیازهای جسمی و غریزی خود نمی‌شناسند.[1] به نظر شما، آیا از نظر اسلام این فرهنگ درست است؟

در اسلام کوچک‌ترین بی‌توجهی و مصرف غیرلازم مسئولیت دارد و کسانی که در نعمت‌های الهی تصرف بی‌رویه دارند، باید بدانند که خداوند با دوربین‌هایى، رفتار و گفتار آنان را ضبط می‌کند[2] و روزی فراخواهد رسید که فیلم‌های آنان به نمایش گذاشته می‌شود و اسراف‌کنندگان، صحنه اعمال خویش را تماشا خواهند کرد و درباره همه عملکردهایشان در پیشگاه خدا بازخواست خواهند شد.[3]

نهی قرآن از مصرف‌گرایى

«کُلُواْ وَ اشْرَبُواْ وَ لاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَیُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید، همانا خداوند اسراف‌کاران را دوست نمی‌دارد.» (اعراف: 31) نهی آیه کریمه از اسراف، تمام شکل‌ها و صورت‌های آن، از جمله زیاده‌‌طلبی و افزون‌خواهی در مصرف را نیز که خلاف قناعت است، دربرمی‌گیرد.[4] قرآن کریم برای نهی از مصرف‌گرایى، انسان را به رعایت برخی ارزش‌ها در صحنه مصرف نعمت‌های مادی و معنوی خدادادی سفارش می‌کند. برای نمونه، می‌توان از منع اسراف و تبذیر و رعایت تقوا در مصرف نعمت‌های الهی که در آیه 88 سوره مائده به آن اشاره شده، یاد کرد.

راهکارهای پیکار با مصرف‌گرایى

1. اعتدال‌گرایى

مهم‌ترین اصل اسلامی در زمینه مصرف؛ اعتدال‌گرایى و پرهیز از افراط و تفریط است. اسلام، همگان را به تلاش در عرصه تولید و قناعت در عرصه مصرف توصیه می‌کند.[5]

2. توجه به معیار عقلایی در مصرف

در مصرف، باید معتدل عمل کرد؛ یعنی باید معیارهای عقلی و عقلایی را در نظر گرفت و به تعبیر دیگر، الگوی مصرف باید کاملاً علمی و سنجیده باشد. بی‌توجهی جوانان به علم و عقل در مصرف،‌آنان را به بیراهه می‌کشاند.[6]

3. تعهد و پارسایى

اسلام، همگان را به از بین بردن تجمل‌پرستی و مصرف‌های بی‌رویه و زهد و پارسایی و تعهد در استفاده از نعمت‌های الهی فرامی‌خواند که این کار برای جوانان، زیبنده‌تر است.[7]

پژوهش/جوان و فرهنگ مصرف

جواد رحمانى

خدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از اسراف و زیاده­‌روی بازدار و با بخشش و میانه‌روی سامان ده، و روش درست در زندگی را به من بیاموز، و به لطف خود مرا از ولخرجی حفظ کن، و خرج کردن مرا در برنامه‌های خیر قرار ده، و ثروتی که مرا دچار غرور کند یا به ستم بکشاند و یا در پی‌ آن، گرفتار گردن‌کشی بشوم از من بگیر.[8]

مقدمه

صرفه‌جویی و اعتدال به منظور بهره‌برداری کامل از تمامی نعمت‌های جهان و فرآورده‌های بشر را «فرهنگ مصرف» می‌نامیم. بی‌توجهی به فرهنگ صحیح مصرف، می‌تواند باعث بروز اسراف و اثرات سوء آن در جامعه گردد. شناخت شیوه‌های صحیح مصرف و آشنایی اقشار جامعه و به‌ویژه جوانان با راه‌های درست استفاده از سرمایه‌ها، امکانات، لوازم زندگی و...، از جمله مسائل بسیار مهمی است که باید در سطحی گسترده و از سوی کارشناسان به آن پرداخت. این‌گونه آموزش‌ها برای القای فرهنگ مصرفِ صحیح به جوانان، می‌تواند از راه مدارس، دانشگاه‌ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون و... انجام شود.

الگوی مصرف در اسلام

الگوی مصرف در اسلام، مبتنی بر استفاده به‌جا از مواهب الهى، همراه با قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر است. اسلام با انواع اسراف به مبارزه برخاسته، پیروان خود را از ارتکاب آن برحذر داشته است تا جایی که امام صادق(ع) در مورد کمترین حد اسراف می‌فرماید: «خداوند میانه‌روی را دوست دارد، و اسراف را حتی در دور انداختن هسته خرما ـ که صلاحیت استفاده را دارد ـ و نیز در دور ریختن زیادی آب نوشیدنی دشمن می‌دارد.»[9] امام رضا(ع) نیز به دور انداختن نیم‌خورده میوه‌ای اعتراض فرمودند و آن را نکوهش کردند.[10]

امام خمینی(ره) هم در پاسخ با استفتائی که از ایشان در این زمینه شده بود، این‌گونه فرموده‌اند: «زیاده‌روی به نحو غیرمتعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد، موجب ضمان است.»[11] در قرآن کریم نیز خداوند در آیات متعددى، اسراف و اسراف‌کنندگان را سرزنش کرده، میانه‌روی و اعتدال و به عبارتی فرهنگ صحیح مصرف را ستوده است. مثلاً می‌فرماید: «از نعمت‌های خدا بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که خدا مسرفان را دوست ندارد».[12]

اسراف و ریشه‌های آن

اسراف نیز مانند بسیاری از اعمال، برخاسته از ریشه‌ها و عواملی است که بدون مبارزه با آنها، حذف آن از زندگی فردی و اجتماعی ممکن نخواهد بود. برای حذف این رذیله زشت از زندگی و آموختن فرهنگ درست مصرف، ریشه‌های اصلی آن را بیان می‌کنیم.

1. خودنمایى

گاه اتفاق می‌افتد برخی افراد و به‌ویژه نوجوانان و جوانان، برای مطرح‌کردن خود در بین دوستان، آشنایان یا جامعه، با اسراف و ولخرجی و ریخت‌وپاش‌های نامعقول، در جست‌وجوی یافتن شخصیتی کاذب برای خود هستند. آنها می‌پندارند با این عمل، در اجتماع به‌عنوان انسانی دست‌ودل‌باز و بی‌اعتنا به ثروت مطرح می‌شوند؛ غافل از آنکه در بسیاری از موارد، این‌گونه افراد نه‌تنها شخصیتی برای خود کسب نمی‌کنند، بلکه از جمع دوستان و آشنایان نیز طرد می‌شوند.

2. تربیت خانوادگى

امام علی(ع)، آن هنگام که امام حسن(ع) در سال‌های نوجوانی و جوانی قرار داشت، به او فرمود: «همانا قلب جوان همچون زمین خالی از هر بذری است که هرچه در آن بپاشى، می‌پذیرد. پس من به تربیت تو پرداختم پیش از آنکه دلت سخت شود».[13]

نوجوان و جوان با الگوپذیری از رفتار والدین خود، بسیاری از رفتارهای مثبت و منفی آنها را در زندگی آینده‌اش پیاده می‌کند و تأثیر زیادی از آنها می‌پذیرد؛ چراکه یکی از مؤثرترین روش‌ها در تربیت، روش عملی است.

جوانی که در خانواده‌ای پرورش یافته که برای مصرف خود الگوی صحیحی نداشته‌اند و گرفتار اسراف و ولخرجی و زیاده‌روی در مصرف بوده‌اند، خواه‌ناخواه این روش را مانند دیگر رفتار خود، از والدین به ارث می‌برد و در رفتار و کردار و خانواده آینده و محیط اطرافش اعمال می‌کند؛ مگر آنکه با علم به زیان‌های اسراف و زیاده‌روى، این اخلاق خود را تغییر دهد که البته چندان ساده نیست.

3. فساد اخلاقى

متأسفانه گاه دیده می‌شود برخی جوانان به قانون‌شکنى، گناه و سرکشی خو گرفته‌اند. این گروه، همواره براساس هوا و هوس به دنبال تمایلات افسار گریخته خود هستند و ازاین‌رو، سرمایه‌های مادی و معنوی خود را در راه ارضای این تمایلات به هدر می‌دهند و با این کار افزون بر اسراف ـ که گناهی نابخشودنی است ـ به‌تدریج شخصیت اخلاقی و روحی خود را نیز در جامعه از دست می‌دهند و در جاده‌ای رو به نیستی حرکت می‌کنند.

4. تقلید

بسیاری از انسان‌ها و به‌ویژه جوانان می‌کوشند زندگی خود را با کسانی که در نظر آنها الگوهایی خوب و جذاب هستند، هماهنگ سازند. انتخاب این الگوها اگر با هدایت عقل سلیم و درایت همراه باشد، سودمند خواهد بود، ولی متأسفانه در برخی موارد، این انتخاب براساس تعصب، جهل، تمایلات نفسانی و... است و جوان با تقلید کورکورانه از این الگوهای نامناسب، گرفتار اسراف می‌شود. از مصداق‌های آن می‌توان تقلید جوانان از برخی قهرمانان ورزشی، ستاره‌های سینما و تلویزیون،‌هنرمندان و... را نام برد. البته در بین این افراد، گاه الگوهای خوبی نیز دیده می‌شود که تقلید از ‌آنها می‌تواند سودمند باشد.

5. وسواس

وسواس به‌عنوان بیماری روانى، یکی از ریشه‌های اسراف است که می‌تواند در بسیاری از مراحل زندگی نمود پیدا کند. مثل جوانی که برای خرید لباس، کفش، ساعت و عینک خود دچار وسواس می‌شود و درنتیجه انواعی از آنها را تهیه می‌کند. یا خانمی که برای پذیرایی از میهمانانش، چندین نوع غذا تدارک می‌بیند و برای تهیه وسایل زندگى، چیدمان منزل یا خرید لوازم آرایش خود، دچار وسواس می‌شود و با خریدهای اضافی گرفتار اسراف می‌گردد. همچنین کسانی که در طهارت، وضو یا غسل گرفتار وسواس هستند و با اسراف در مصرف آب، این نعمت بزرگ الهی را هدر می‌دهند.

6. استعمار

دشمنان جامعه ما با پی بردن به توانایی‌های بالای جوانان، می‌کوشند با مشغول کردن این قشر از جامعه به انواع سرگرمی‌های ناپسند مانند فحشا، اعتیاد، مد و...، و نیز رواج خرافات و مطالب بی‌اساس و پوچ از توانایی‌های آنها بکاهند. گسترش فرهنگ ولخرجی و اسراف در میان این قشر، حربه بسیار کارآمدی است که استعمارگران را در رسیدن به اهداف خود یاری می‌رساند و گاه آنها می‌توانند با ایجاد این فرهنگ، بازار بسیار مناسبی برای فروش کالاهای مصرفی خود فراهم کنند و با گسترش روحیه اشراف‌منشی و مصرف‌گرایی و توجه به امور بی‌فایده و پرهزینه، جوانان را از توجه به واقعیت‌های زندگی بازدارند. نمونه‌هایی از این امور را ذکر می‌کنیم: «آمار و ارقام اتحادیه لوازم آرایشی و بهداشتى، گویای آن است که ایران از نظر مصرف این مواد، رتبه دوم در خاورمیانه و رتبه هفتم را در دنیا به خود اختصاص داده است. این در حالی است که 25 تا 30 درصد موارد آرایشی و بهداشتى، به صورت قاچاق و تجارت چمدانی وارد کشور می‌شود.»[14] یا این خبر که «با مصرف 45 هزار تن، ایرانی‌ها سالانه بیش از پانصد میلیارد تومان آدامس می‌جوند».[15]

7. ثروت اضافى

گاه اتفاق می‌افتد که جوانان عزیز ما با دسترسی به ثروت‌های بادآورده، گرفتار اسراف می‌شوند و به گمان آنکه این‌گونه اسراف‌ها به بنیه مالی آنها خلل وارد نمی‌سازد، این روش ناپسند را ادامه می‌دهند؛ غافل از آنکه چرخ گردون همیشه بر این منوال نمی‌گردد و چه‌بسا اتفاقاتی ناخواسته، مسیر زندگی آنها را تغییر می‌دهد و گردبادى، زندگی آرامشان را متلاطم می‌سازد. ازاین‌رو، باید در زمان مُکنت و وسعت به فکر روزگار محنت نیز بود و با پرهیز از اسراف و تبذیر، روزهای آینده را نیز در نظر گرفت. امام صادق(ع) می‌فرماید: «همانا اسراف موجب کاهش و کمبود برکت است».[16]

چو دخلت نیست خرج آهسته­تر کن

که می‌گویند ملّاحان سرودی

اگر باران به کوهستان نبارد

به سالی دجله گردد خشک رودی

(سعدی)

علاج اسراف

برای پیش­گیری و درمان این انحراف و ایجاد فرهنگ درست مصرف، راه­های گوناگونی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:

الف) از بین بردن عوامل به وجود آورنده اسراف؛

ب) توجه کافی به زیان­های اقتصادی، اخلاقی، فردی، اجتماعی و نیز کیفرهای اخروی آن؛

ج) آشنا شدن با تربیت­های معنوی اسلام؛

د) تمسک هرچه بیشتر به قرآن و اهل بیت و الگو قرار دادن زندگی این بزرگواران و توجه به زندگی رهبران دینی در دوره­های معاصر؛

هـ) ایجاد فرهنگی عمومی در بین جوانان که درآمدهای اضافی آنها به جای هزینه شدن در تجملات و زرق و برق دنیا، در امور زیربنایی مانند مهارت‌آموزی، تأمین مسکن، خرید سهام، فعالیت­های تولیدی، مشارکت در امور عام‌المنفعه و... خرج شود؛

و) جلوگیری از تبلیغ تجمل­گرایی در تلویزیون، سینما و...؛

ز) جلوگیری از واردات کالاهای غیرضروری و تجملاتی؛

ح) ایجاد فرهنگ ساده­زیستی در جامعه و تعریف الگوی مصرف صحیح برای مردم و به‌ویژه جوانان؛

ط) کنار گذاشتن زندگی تجملاتی برخی مسئولان؛

ی) برنامه­ریزی مدیران در سطح کلان برای صرفه­جویی هرچه بیشتر در تمام امور و توجه به ضرورت­ها و اولویت­ها و مقدار هزینه و نتیجه طرح­ها، به‌ویژه برای جوانان.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. سیدمهدی موسوی کاشمرى، پژوهشی در اسراف، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1377، چ 2، ص 179.

[2] . علی‌اکبر بابازاده، صرفه‌جویی و حفظ بیت‌المال، انتشارات لوح محفوظ، 1379، چ 1، ص 38.

[3] . نک: آل عمران: 30؛ زلزال: 8.

[4] . پژوهشی در اسراف، صص 123 و 124.

[5] . مجله معرفت، ویژه‌نامه اقتصادى، سال 14، ش 2، اردیبهشت 1384، ص 43.

[6]. همان، ص 44.

[7] . پیکار اسلام با اسراف، ص 107.

[8] . کلیات صحیفه کامله سجادیه، ترجمه: مهندس یاسر عرب، انتشارات گلى، 1385، چ 2، ص 193، دعای سی‌ام.

[9] . وسائل الشیعه، ج 15، باب 25، ح 2.

[10] . همان، ج 16، باب 69، ح 1.

[11] . استفتائات امام خمینی(ره)، تهران، دفتر انتشارات اسلامى، 1372، چ 1، ص 622.

[12] . اعراف: 31.

[13] . نهج‌البلاغه، ترجمه: سید جعفر شهیدى، تهران، انتشارات علمی و فرهنگى، 1377، چ 12، نامه 31، ص 297.

[14] . سایت تحلیلی خبری عصر ایران،‌29/5/1387.

[15] . روزنامه سرمایه، ش 444، 11/2/1386، ص 14.

[16] . وسائل الشیعه، ج 15، ص 261.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:00 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت

رئیس مرکز پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی با تأکید بر اینکه اصلاح الگوی مصرف از طریق شکل گیری یک حرکت فرهنگی قوی و اصلاح دورنی امکانپذیر است، بهره وری دستگاههای فرهنگی را پایین اعلام و یادآور شد: الگوی پیشرفت غربی تناسبی با زندگی ایرانی اسلامی ندارد.

حجت الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: معتقدم کار فرهنگی در عرصه اصلاح الگوی مصرف، مستلزم مواجهه ریشه ای تر با موضوع است و الا امکان دارد دچار حرکتهای مقطعی و ناموفق در این عرصه شویم.

الگوی مصرف؛ مولود جهان بینی

وی افزود: الگوی مصرف در میان ملت ها به شدت از جهان بینی آنها متاثر است. به عبارت دیگر، نوع نگاه به انسان، زندگی فردی و اجتماعی و به ویژه طبیعت، خواسته یا ناخواسته، نحوه مصرف مردم را تعیین می کند. در واقع، فکر و اندیشه از بطن جهان بینی متولد می شود؛ هسته مرکزی و سخت همه فرهنگ ها اندیشه و فکر آنها است؛ اقتصاد بر فرهنگ رایج تکیه دارد و در نتیجه الگوی مصرف در جوامع گوناگون بیش از هر چیز به فکر و فرهنگ آن جوامع وابسته است.

گسترش مصرف زدگی محصول فکر و اندیشه غربی است

حجت الاسلام غلامی اظهار داشت: غرب از زمان ظهور انسان باوری رنسانسی که نقطه کانونی جهان بینی سکولار محسوب می شود، با اعتماد به نفسی جدیدی که در مورد توانایی خود بر استیلای بر جهان کسب کرده بود، زمینه انتقال اندیشه کمال و پیشرفت انسان از طریق صعود به سمت خداوند یعنی سنت را به بُعد دنیوی و زودگذر یعنی تجدد مهیا کرد که این تغییر اساسی را باید شروع جریان خطرناک مصرف زدگی در دنیای جدید تلقی کرد.

وی یادآور شد: باید توجه داشت که جهان بینی الحادی، جهان مادی را واقعیتی می داند که از مراتب عالی تر وجود مستقل است و لذا بشر می تواند بر آن سیطره مطلق و بی چون و چرا پیدا کرده و آن را در جهت پیشرفت خود به خدمت درآورد.

رئیس مرکز پژوهش های فرهنگی و اجتماعی با بیان اینکه تجدد از قرن هجدهم و هم زمان با انقلاب صنعتی به سرعت از اروپا خارج و به اقصی نقاط جهان ترویج شد گفت: تجدد به دلیل جذابیت های دنیوی خود، به عُمق زندگی روزمره و به تبع آن شخصیت و رفتار انسان ها نفود کرده و تغییراتی ریشه ای در سبک زندگی انسان ها بوجود آورد. در حقیقت، خود شیفتگی که علم و تکنولوژی جدید از قرن هفدهم به بعد در به اوج رساندن آن سهمی به سزا داشت، انسان را به سرعت به عنصری لذت جو و طالب امتیازات مادی چشمگیر و بی چون و چرا تبدیل کرد که به دست آوردن آن جز از طریق مصرف بی رحمانه ذخائز طبیعت که جهان بینی جدید بر خلاف جهان بینی الهی دیگر به او به چشم دوست نمی نگریست، ممکن نبود.

وی همچنین بحران جهانی زیست محیطی را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: به نظر می رسد مهمترین پیام بحران محیط زیست این است که در تصور انسان از خود و ارتباطش با طبیعت، که زمینه آن از قرن هفدهم به این طرف در غرب فراهم شد، و همچنین در به فراموشی سپردن دین که انسان و جهان را در یک وفاق و هماهنگی عظیم می دید، خطایی بزرگ در کار است.

مصرف بالا و مستمر خواست نظام سرمایه داری است

غلامی در ادامه گفت: نظام سرمایه داری که نسبت تنگاتنگی با رشد علم و تکنولوژی و به تبع آن شکوفایی صنعت در غرب دارد، با اتکا به لیبرالیسم که به عنوان دین جدید انسان غربی، از جهت فکری، فرهنگی و سیاسی زمینه تداوم نظام سرمایه داری را فراهم می کند، توانست با خارج کردن رقبای سرسخت خود به ویژه کمونیسم، خود را به نظامی جهانی برای پیشرفت تبدیل نماید.

وی اضافه کرد: این نظام سرمایه داری که از جدا شدن اخلاق از اقتصاد لیبرالیستی به شدت منتفع است، با تعریف تازه از قدرت که بر محور انباشت ثروت و ثروت اندوزی صورت گرفت، بالا بردن تولید به بیشترین حد را مبنای پیشرفت معرفی کرده است که این جز با تشویق افزایش بی رویه مصرف ممکن نیست. مصرف بالا علاوه بر آنکه می تواند به ارتقای تولید منجر شود، به انحصار ثروت در دست طبقه ای خاص از جامعه یا همان متولیان خودخوانده دنیا نیز کمک می کند. ضمن اینکه باید توجه داشت سیاست برای سرمایه داران به منزله امتداد مدیریت منابع خصوصی است و دولت لیبرالی به نحوی تناقض آمیز، به مدد آزادی به دفاع از موقعیت های مادی به دست آمده می پردازد.

وی گفت: نظام سرمایه داری که حیات خود را در تولید بالاتر و تکثیر ثروت می داند، تا کنون با در اختیار داشتن بنگاه های تبلیغی و رسانه های صوتی و تصویری دنیا و لگدمال کردن معیارهای اخلاقی، از هر روشی برای تشویق مردم به مصرف بیشتر استفاده کرده است . در حال حاضر، دستگاه های تبلیغی نظام جهانی سرمایه داری افزایش مصرف را به مثابه لذت بیشتر و در نتیجه خوشبختی معرفی می کنند چنانکه بسیاری از مردم جهان به این موضوع باور پیدا کرده و مصرف بیشتر را علامت خوشبختی و همچنین هویت مند شدن و تشخص یافتن در دنیای متجدد تلقی می کنند.

هفت عامل اساسی مصرف زدگی

حجت الاسلام غلامی گفت: به نظر می رسد بتوان از هفت عامل اساسی برای رشد مصرف گرایی در جهان و به تبع آن ایران نام برد. خودشیفتگی که در واقع ناشی از فردگرایی است، مهمترین عامل در بی تعهدی در قبال طبیعت ، جامعه و نسلهای بعدی و به تبع آن مصرف بی رویه قلمداد می شود.

وی عامل بعدی را  لذت جویی دانست و گفت: لذت جویی مادی خاصه طلب لذت های آنی، تعریف تازه زندگی متجدد از خوشبختی است که مصرف گسترده از لوازم طبیعی آن به شمار می رود.

رئیس مرکز پژوهش های فرهنگی و اجتماعی یادآور شد: عامل دیگر تکنولوژی است که صرف نظر از فوائد بی شمار آن برای بشر، به مصرف گرایی کمک شایانی کرده است. باید توجه داشت تکنولوژی که کاربرد مستقیم علم جدید است، همچنان در پی دخل و تصرف در طبیعت با تمام توان و بی اعتنایی کامل نسبت به جوانب کیفی طبیعت و آنچه سرانجام بر سر محیط انسانی و طبیعی می آید بوده، چنانکه بسیاری از منتقدان تکنولوژی جدید در خود غرب، در اینکه تمدن انسانی بتواند از این مهلکه جان سالم به در ببرد، تردید بسیاری دارند. 

وی با برشمردن عامل سوم به عنوان عامل برخورداری تصریح کرد: برخورداری به معنای بالا بودن سطح درآمد و به تبع آن، قدرت خرید که امروز با لحاظ مصرف گسترده ذخایر طبیعی نسل های بعدی نصیب بخشی از مردم جهان شده است، نتیجه طبیعی آن مصرف بی رویه است. البته امروزه مصرف زدگی تنها شامل عناصر برخوردار نیست، بلکه عناصر غیر برخوردار و فقیر نیز برای یافتن تشخص در جامعه متجدد و با تغییر اولویتهای مصرف خود، به نوعی دچار مصرف زدگی شده اند.

غلامی اعتقاد دارد عامل مهم دیگر "گسترش شهرنشینی" است. سرطان جدید رشد شهری است که به قیمت تخریب منابع انسانی و طبیعی صورت گرفته و البته خود مرهون رشد گسترده علم و تکنولوژی جدید است، با فاصله انداختن میان انسان، طبیعت و چرخه تولید، خود در مصرف زدگی نقش کلیدی دارد.

رئیس این مرکز همچنین مدگرایی را از بزرگترین ترفندهای نظام سرمایه داری برای بالا نگهداشتن تولید دانست که یکی از عوامل مصرف زندگی بوده و که طی سده اخیر همچون خوره به جان بشر افتاده و مصرف را به بالاترین سطح رسانده است.

حجت الاسلام رضا غلامی گفت: هفتمین عامل، تجمل گرایی است. تجمل گرایی که در گذشته جزء شخصیت جاافتاده  طیف ثروتمند جوامع محسوب می شد، هم اینک تدریجا در حال فراگیر شدن است. در حقیقت، تجمل گرایی با وجود هزینه غیر قابل تحمل و بعضا رنج آوری که برای طیف متوسط جامعه ایجاد کرده، نوعی تشخص در دنیای متجدد محسوب می شود که امروزه از سوی طیف ثروتمند ترویج می شود. باید توجه داشت که تبدیل شدن طیف ثروتمند به الگو به منزله جابجایی در ارزش های یک جامعه است و نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد. 

هفت پیامد مصرف زدگی برای کشور ما

وی در ادامه با اشاره به اینکه مصرف زدگی حداقل هفت پیامد منفی در پی دارد، اظهار داشت: مصرف زدگی کشور را در برابر بحران های احتمالی ( اعم از طبیعی و غیر طبیعی ) به شدت آسیب پذیر می سازد، قشر متوسط و فقیر را همواره در ضعف و فقر نگاه داشته و فرصت رشد را از آنها می گیرد، ذخایز طبیعی کشور ( به ویژه ذخائر تجدید ناپذیر) را نابود ساخته و امکان دست یابی نسل های بعدی به این ذخایز را ناممکن می کند، مدیریت کشور را همواره در روزمرگی، سنگینی و کندی نگاه داشته و امکان برداشتن گام های بلند را غیرممکن می کند.

وی همچنین گفت: مصرف زدگی کشور را از پیشرفت که لازمه آن برخورداری کشور از بُنیه قوی اقتصادی و نقدینگی بالا است، محروم می سازد، اقتصاد کشور را از توجه کردن به اولویت های تولید، ارتقا کیفیت و کشف بازارهای فراملی و به تبع آن رقابت بازمی دارد و در نهادیت مصرف زدگی کشور را دچار برخی بیماری های فرهنگی  نظیر تضعیف روحیه تعاون و همکاری، تضعیف ایثار ، ترجیح دادن منافع فردی به جمعی، مسئولیت نشناسی نسبت به سرنوشت کشور و نسل های آینده، تنبلی عمومی و غیره خواهد ساخت.

اصلاح الگوی مصرف از راه مقابله با اسراف، تبذیر و ارتقای بهره وری

غلامی ادامه داد: وقتی صحبت از اصلاح الگوی مصرف به میان می آید، طبعا منظور تنها مقابله با مصرف زدگی یا اسراف نیست بلکه دو عنصر دیگر یعنی مقابله با تبذیر و همچنین ارتقای بهره وری در اصلاح الگوی مصرف دخالت دارند. باید توجه داشت که خطرات تبذیر یا پایین بودن بهره وری در کشور کمتر از خطرات اسراف نیست. البته توجه به سهم ها و نقش ها در ارتباط با جلوگیری از اسراف، جلوگیری از تبذیر و ارتقای بهره وری ضروری است. سهم دولت در مقابله با تبذیر و ارتقای بهره وری نسبت به سهم عامه مردم به مراتب بیشتر است.

اصلاح فرهنگ عمومی ؛ اساسی ترین اقدام

رئیس مرکز پژوهش های فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: ما برای تغییرات فرهنگی در این عرصه که البته زمان بر بوده، بابد همزمان به دو نوع اقدام ایجابی و سلبی در دستگاه های فرهنگی کشور توجه داشته باشیم . علاوه بر اینکه لازم است کارهای زیادی برای ترویج مصرف صحیح در کشور صورت گیرد، گاهی اوقات محصولات فرهنگی ما خود ناخواسته به مصرف گرایی یا تبذیر دامن می زند که باید جلوی آنها نیز گرفته شود.

وی تأکید کرد:  اگر قرار بر شکل گیری یک حرکت فرهنگی قوی در این زمینه باشد، باید ابتدا از اصلاح دورنی شروع کرد. یعنی دستگاههای فرهنگی کشور باید ابتدا خود را ملتزم به اصلاح الگوی مصرف نمایند. اگر دستگاه ها در این زمینه موفق شوند طبیعی است که می توانند به رسالت فرهنگی خود در قبال مخاطبانشان به درستی عمل کنند. البته این ملاحظه وجود دارد که در کل، مصرف فرهنگی ما در کشور پایین تر از هنجارهای جهانی است. اما از همین منابع و امکانات موجود نیز درست استفاده نمی شود و بهره وری در دستگاه های فرهنگی کشور بسیار پایین است.

سبک زندگی ایرانی اسلامی به درستی معرفی نشده است

غلامی همچنین گفت: بی تردید با الگوی غربی پیشرفت، نمی توان به اصلاح ریشه ای الگوی مصرف در کشور پرداخت، از این رو باید سرمایه گذاری پژوهشی در مراکز تحقیقاتی علوم انسانی کشور در جهت دست یابی به الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت گسترش یابد. مقام معظم رهبری نیز در سال های اخیر بارها بر اهمیت دست یابی به چنین الگویی تاکید داشته اند.

وی نتیجه گیری کرد: ما امروز منتقد رواج سبک زندگی غربی در کشور هستیم اما سبک زندگی اسلامی ایرانی را به درستی معرفی و تبلیغ نکرده ایم. البته این کار بیش از هر چیز به پژوهش نیاز دارد. لذا سرمایه گذاری پژوهشی در جهت دستیابی به سبک زندگی اسلامی ایرانی متناسب با شرایط روز یکی دیگر از ضرورت های ورود ریشه ای به این عرصه یعنی اصلاح الگوی مصرف محسوب است که امیدواریم از طرف مراکز تحقیقی علوم انسانی کشور مورد عنایت قرار گیرد.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:17 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

در دین مبین اسلام داشتن برنامه صحیح اقتصادی در امور زندگی از نشانه های انسان های پرهیزکار و با ایمان است.

امام باقر(ع) می فرماید: «الکمال کل الکمال، التفقه فی الدین و الصبر علی النائبه و تقدیر المعیشه؛ رسیدن به درجات عالی کمال انسانی در سایه سه چیز امکان پذیر است، فهم دین و شناخت آن، داشتن عزمی بلند و همتی استوار در برابر مصائب و مشکلات و سنجش و اندازه نگه داشتن در امور مربوط به معیشت و زندگی اقتصادی».1

یکی از پایه های زمینه ساز حرکت تکاملی برنامه ریزی اقتصادی و به روایت دیگر «من علامات المومن ... حسن التقدیر فی معیشه؛ تدبیر خوب زندگانی و برنامه ریزی درست اقتصادی از نشانه های انسان های با ایمان است».2

اقتصاد صحیح و پویا، امکانات وسیعی برای رشد سایر استعدادهای انسانی فراهم می سازد و نداشتن نظام اقتصادی درست و عدم کارآیی آن، باعث اختلال در امکانات رشد و شکوفایی دیگر بخش های زندگی انسان می شود و آن طور که شایسته و لازم است به آرزو ها و آرمان های مطلوب نخواهیم رسید.

در جهان پیشرفته امروز، وجود قوانین و تصمیم های صحیح اقتصادی، می تواند سرنوشت و آینده یک جامعه را تحت تأثیر قرار دهد تا جایی که گسترش تکامل معنوی یک جامعه و فراهم نمودن زمینه های اندیشه توحیدی و دفاع از کیان جامعه اسلامی و مبارزه با مفاسد اخلاقی و تأمین بهداشت همگانی منوط به اقتصاد سالم است.

از سوی دیگر سردم داران نظام های شرقی و غربی، زندگی و حیات اقتصادی را هدف قرار داده اند و تمام تلاش خود را صرف ایجاد اقتصاد برتر می کنند، زیرا رمز سعادت، موفقیت دولت و نظام سیاسی و اقتصادی خود را در رسیدن به اهداف اقتصادی خلاصه می کنند و موفقیت یا شکست خود را در حل مسایل و مشکلات اقتصادی رمز اساسی پایداری حکومت می دانند.

از مهم ترین مسائل جامعه اسلامی و از پایه های رشد و تعالی آن، داشتن برنامه درست در امور معیشتی و اقتصادی است که برای اجرا و تحقق آن نیازمند عزم الهی محکم در برابر مشکلات و برنامه ریزی مدون و همکاری مردم و مسئولان از یک سو و هماهنگی سرمایه های فرهنگی و مذهبی و ملی یعنی حوزه های علمیه و دانشگاه ها از سوی دیگر؛ بالا بردن سطح فرهنگی جامعه در زمینه های اقتصادی، مبارزه با فرهنگ مصارف گرایی در میان مردم، حذف یارانه ها از کالاهای خارجی، حمایت از تولیدکنندگان داخلی، مبارزه با قاچاق کالا و سرمایه، توجه به فرهنگ دینی و ملی، ایجاد بازارهای رقابتی سالم در درون جامعه، ترویج فرهنگ ساده زیستی و قناعت در قشرهای مختلف جامعه، مبارزه با مدگرایی و تجمل پرستی، استفاده از نیروهای خلاق و ژرف اندیش جامعه است.

الگوهای مصرف

همچنین از دیگر مسائل از بین بردن فاصله های طبقاتی در سطح کل، تدوین طرح جامع دراز مدت اقتصادی و هماهنگی آن با برنامه های کوتاه مدت، استفاده از اندیشه های ناب اسلامی در تدوین برنامه های اقتصادی یا استناد به آیات و روایات، استنباط احکام فقهی در بعد اقتصادی و تفسیر صحیح آن با به کارگیری نیروهای آگاه و اندیشمند، تحقق اصل عدالت اجتماعی، کنترل و هدایت شیوه های مصرف در جامعه، محدودیت در واردات کالاها و اشیاء غیرضروری، اجرای اصول قانون اساسی در زمینه اقتصادی، توجه به کرامت انسانی بر اساس اصل خلیفه الهی و محور آفرینش و امانت داری الهی و ... است که می تواند راه کارهایی در جهت پویایی و شکوفایی اقتصادی جامعه اسلامی باشد.

اقتصاد بر سه پایه اساسی تولید، توزیع و مصرف استوار است، ولی در حقیقت هدف نهایی تولید و توزیع، ایجاد زمینه های مناسب برای تأمین مصرف است و هدف نهایی همه تلاش ها و کوشش های اقتصادی افراد، مصرف است. در مصرف، اشباع تمایلات و ارضای نیازهای جسمی و روانی انسان است.

هدایت و کنترل مصرف

هدایت و کنترل مصرف از راه های زیر امکان پذیر است. 1- ایجاد انگیزه های مثبت که انسان را به سوی شیوه های صحیح آن هدایت کند 2- ایجاد انگیزه های منفی و حذف بسیاری از مصارف غیرضروری 3 – محدودیت قوانین مصرف و جلوگیری از مصرف های غیرضروری مانند مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی 4 – تدوین قوانین و الگوهای صحیح مصرف مانند استفاده از شبکه آبرسانی بهداشتی همگانی یا بهره برداری درست از سرمایه های ملی چون نفت و گاز 5 – جلوگیری از تولید کالاهای غیرضروری و تجمل گرایانه 6 – هماهنگی سطح مصرف افراد جامعه با سرمایه های ملی 7 – حاکمیت نظام ارزشی مصرف بر اساس احکام دینی و دستورات اسلامی.

اسلام برای ایجاد انگیزه های مثبت و زدودن انگیزه های منفی، اهرم های هدایت و ارشاد فراوانی دارد که با وضع قوانین جامع دینی و اجرای آن می توان از مواردی که به صلاح جامعه نیست و مفاسد فراوانی را به همراه دارد جلوگیری نمود که می توان آن ها را بدین گونه دسته بندی کرد.

الف: مصارف لازم و ضروری:

مقدار مصرفی که برای ادامه زندگی انسانی و حفظ وجود از امراض و بیماری ها و ناراحتی های جسمی و روانی لازم و ضروری است و برای افراد واجب است که وظیفه دولت اسلامی، اجرای آن است.

خداوند در قرآن می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا ، لاتحرموا طیبات ما اَحَلّ الله لکم و لاتعتدوا، ان الله لایحب المعتدین و کلوا مما رزقکم الله حلالاً طیباً و اتقوا الله الذی انتم به مومنون؛ ای کسانی که ایمان آوردید چیزهای خوبی که خداوند بر شما حلال فرموده است بر خود حرام نکنید و از آن چه حلال کرده است نیز تجاوز ننمایید، همانا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی دارد و از آن چه خداوند به شما روزی داده است، در حالی که حلال و نیکو است بخورید و تقوای الهی که به آن اعتقاد دارید، پیشه سازید3»

استفاده صحیح از نعمت های الهی، در این مورد تشویق قرار می گیرد. خداوند کسانی که از روی جهالت و نادانی، برخی از نعمت های الهی را بر خود حرام کرده، مورد سرزنش قرار می دهد و می فرماید: «قَد خسر الذین قتلوا اولادهم سفها بغیر علم و حرموا ما رزقهم الله افتراء علی الله قدضلوا و کانوا مهتدین؛ به راستی زیان کردند، کسانی که فرزندان خود را از روی نادانی و بدون علم کشتند و آن چه به آنان به آنان روزی داده شده است، از روی افترا بر خدا بر خویش حرام کردند، به راستی گمراه شدند و آن ها هدایت نمی یابند.4»

اسلام اجازه نمی دهد که آن چه را خداوند به عنوان نعمت های خویش را در اختیار بشر قرار داده، متروک و بدون استفاده بماند و پارسایی، بدین معنی که انسان از خوردن و پوشیدن و بهره مندی از مکانات مادی صرف نظر کند مورد پذیرش اسلام نیست .

هم چنین آن چه مربوط به افراد تحت تکفل انسان است نیز واجب است و انسان باید نیازهای متعارف زندگی همسر و فرزندان و افراد تحت تکفل خود را تأمین نماید. امام رضا(ع) می فرماید: «ینبغی للرجال ان یوسع علی عالیه لئلا یتمنوا موته، برای مرد سزاوار است که بر عائله اش توسعه بخشد تا آرزوی مرگ او را نکنند. 5

ب: مصارف برتر

استفاده از نعمت های الهی با حدود شرایط و ضوابط آن، نبود اسراف و تنذیر و ادای حقوق دیگران از نظر شریعت پسندیده و لازم است خداوند در آیات قرآنی نعمت های خویش را بر می شمرد و انسان ها را به بهره مندی از آن تشویق می کند. ذیلا نمونه ای بیان می گردد: «کلوا من رزق ربکم و اشکروا له، بلدة طیبة و رب غفور؛ از روزی پروردگارتان بخورید و برای او شکر کنید، شهر خوب و خدای بخشنده ای دارید 6»

به کارگیری نعمت های الهی با عمل در نزد خداوند محبوب و پسندیده است و روحیه انباشتن و احتکار و مخفی نگه داشتن و ظاهر خویش را فقیر و بیچاره جلوه دادن به شدت از دیدگاه دینی مورد نکوهش است. در عین حال اسلام ، استفاده از همه چیزهایی که از جانب شرع حرام نیست، مجاز می شود و نسبت به مصرف بعضی از کالاها مانند استعمال عطر و بوی خویش توجه شده است.

در دین امر انفاق و نیازمندان و پرداخت زکات و خمس و پذیرش هدایای دوستانه نیز تأکید شده که تاریخ اسلام پر از اطعام ها و اکرام ها و پذیرایی هایی است که دوستان مومن نسبت به یکدیگر انجام می دادند که همگی ناشی از ارشادهای و راهنمایی های رهبران دینی بوده است.

ج: مصارف حرام

در اسلام مواردی وجود دارد که ما را از مصرف بعضی چیزها باز می دارد و آن را گاه حرام و گاهی مکروه و ناپسند می شمرد مانند مصرف چیزهایی که به صراحت حرام است مانند گوشت خوک و مصرف چیزهایی که برای انسان زیان آور است مانند سموم و مواد مخدر. خداوند متعال می فرماید: «و لاتلقوا بایدیکم الی التهکه؛ خود را با دست خویش به هلاک نرسانید7»

مصادیق سیاسی و اقتصادی نیز اقتضا می کند که برخی از کالاهایی که از کشورهای غیراسلامی وارد می شود، تحریم گردد. مثلا در صورتی که روابط سیاسی اقتصادی این نوع کشورها موجب تسلط دشمنان اسلام بر جهان یا زمینه های وابستگی اقتصادی یا توهین و تحقیر و تضعیف جامعه اسلامی شود، بر مسلمانان واجب است که از استقلال و موجودیت سیاسی اقتصادی خود را دفاع کنند که این دفاع گاه به صورت عدم خرید و مصرف نکردن کالاهای بیگانه یا کالاهایی که کشورهای اسلامی در اختیار دارند، صورت می پذیرد.

در این صورت زمامداران باید مصرف و تجارت این کالا را تحریم کنند. امام خمینی(ره) در این زمینه می فرماید: «اگر در روابط بازرگانی دولت ها یا تجار مسلمان با برخی از دولت ها یا تجار بیگانه، بر بازار مسلمین و زندگی اقتصادی آنان خوفی باشد، ترک این روابط واجب و تجارت حرام است و بر بزرگان مذهب است که با وجود چنین ترسی، بر حسب اقتضای شرایط، کالا وتجارت آنان را تحریم کنند و بر امت اسلامی لازم است که از آنان پیروی کنند، همچنان که بر همه مسلمین واجب است که در قطع روابط بکوشید. 8»

اسراف یکی دیگر از مصادیق حرام است، اسراف تجاوز از حد و اگر انسان در به کارگیری اشیاء از حدود شایسته آن خارج شود مصداق «مسرف» خواهد بود. در قرآن کریم و روایات معصومان تأکید فراوان بر پرهیز از اسراف شده است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:12 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اسراف موجب تنگدستی و فقر است و میانه روی مایه توانگری

در حدیثی از امام علی(ع) آمده است که «القصد مثراة و السرف مثواة » (29) یعنی اقتصاد و میانه روی موجب ثروتمندی واسراف و ولخرجی موجب سقوط و فقر می گردد و نیز امام زین العابدین(ع) از رسول خدا(ص) نقل می فرماید که فرمود: «ثلاث منجیات فذکر الثالث القصد فی الغنی و الفقر» (30) حضرت رسول سه عامل برای نجات معرفی می فرمایند کهسومین آن میانه روی و اعتدال در توانگری و نیازمندی است. پس افراد توانگر هم حق ندارند به بهانه این که امکاناتمالی وسیع دارند به اسراف پردازند. نکته مهمی که از این حدیث استنباط می شود این است که اسراف و تبذیر موجب فقرو تنگدستی است.

اسرافی که همیشه حرام است

سه قسم اسراف است که در همه جا و در همه حالات حرام است و اختصاص به شخص یا زمان، یا جای خاصی ندارد.

1 - ضایع کردن مال و بی فایده کردن آن، هر چند آن مال کم باشد. مانند بقیه ظرف آب را ریختن در جایی که آب کمیابباشد و به آن مقدار رفع نیاز می گردد. یا لباسی را که قابل استفاده شخصی یا دیگران است، پاره کردن و یا دور انداختن و یاخوراکی را نگهداشتن و به دیگری ندادن تا این که ضایع و تباه شود و یا دادن مال به دست صغیری که آن را تلف می کند ونظایر اینها.

حضرت صادق(ع) میوه نیم خورده ای را دیدند که از منزل ایشان بیرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگینشدند و فرمودند این چه کاری است که کردید؟ اگر شما سیر شده اید بسیاری از مردم هستند که سیر نشده اند، پس بهآنهایی که نیازمندند بدهید. متاسفانه در حال حاضر می بینیم در جامعه اسلامی، چه مقدار از غذاها و یا میوه هایی کهقابل استفاده است در سطلهای آشغال و زباله دانها ریخته می شود! در حالی که افراد بسیاری به آن نیاز دارند. نسبت بهدور ریختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا برای حیوانات) روایات تهدیدآمیزی رسیده است که ذکر آنهاموجب طول کلام است.

خوردن چیزهای مضر هم اسراف است

2 - از موارد اسراف، صرف کردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند، از خوردنی و آشامیدنی و غیر آنها مانند خوردنچیزی پس از سیری هر گاه مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه که برای بدن نافع و به صلاح آن است، اسراف نیست.

صرف کردن مال در محرمات اسراف است

3 - صرف کردن مال در مصرفهایی که شرعا حرام است، مانند خریدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده ورشوه دادن به حکام و صرف نمودن مال در چیزی که ظلمی در بردارد یا ستمی به مسلمانی می رساند و نظیر اینها، و درچنین مواردی از جهت مخالفت امر خدا معصیت است، یکی گناه بودن اصل عمل و یکی اسراف بودن صرف مال در آنموارد.

رابطه اسراف و اتلاف مالکیت

در اسلام مالکیتی که از راههای مباح حاصل شده باشد محترم شمرده شده است و جز در مواردی خاص که در فقهاسلامی مقرر شده از مالک سلب مالکیت نمی شود. در این جا لازم است این نکته روشن شود که مالک حق اتلاف را نداردو حق تصرف تا مرز اتلاف پیش نمی رود، اگر مالک بخواهد ملک خویش را تلف کند نوعی «اعراض » تلقی می شود بهطوری که آن مال بکلی از مالکیت او خارج می شود و رابطه مالکیت شخص با آن چیز از بین می رود. «اعراض » یکی ازعوامل سلب مالکیت است. اتلاف مال گناه است و تلف کننده اصولا در ملک خداوند تصرف نابجا کرده است. به عنوانمثال: شخصی از بالای پشت بام لیوان خود را به قصد شکستن می اندازد. اگر دیگری در بین راه آن را بگیرد صاحب آنلیوان کدام یک از آن دو هستند؟ این بحثی حقوقی است که در فقه نیز مطرح است، شخص پرتاب کننده لیوان رابطهمالکیت خود را با لیوان قطع کرده است و این «اعراض » نام دارد در حالی که اگر او حق داشت شاهد تلف شدن مال خویشباشد این رابطه قطع نمی شد و قطع شدن رابطه مالکیت به صرف این عمل بدین معنی است که او حق اتلاف ندارد. بااولین اقدام شخص «برای اتلاف مال خود» دو مساله به وجود می آید: یک گناه تکلیفی و دیگر اثر حقوقی که همان قطعمالکیت اوست به گونه ای که اگر فرد دیگری آن مال را از تلف شدن نجات دهد مالک آن می گردد.

صراط مستقیم

در جامعه اسلامی براساس نگرش خاص اسلام باید تمام حرکتها و روشها در کلیه شؤون و ابعاد حیاتی در مسیری ویژهقرار گیرد که در اصطلاح خاص مکتبی از آن صراط مستقیم و طریقه وسطی، سواءالسبیل یا راه میانه و خط عدالتتعبیر می شود، صراط مستقیم راهی است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و از این راه است که انسانمی تواند به کمال لایق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافیت از پل صراط در جهان دیگر است، و آن خط ومسیری است که در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناک بدبختی هلاک و عذاب واقع شده است. راهروان این صراط به هرطرف بلغزند خواه چپ یا راست، به جانب افراط و تفریط، جلو افتادن از دیگر رهروان یا عقب ماندن، تهور و بیباکی یاجبن و ترس بی مورد، پرگویی یا سکوت و بالاخره خواه لغزش به سوی اسراف و اتراف و تبذیر باشد یا به سوی بخل وامساک و تقتیر، در هر حال گمراهی است و انحراف و شقاوت. حضرت علی(ع) می فرماید: «الیمین والشمال مضلةوالطریق الوسطی هی الجادة » (31) راست و چپ گمراهی است و راه راست جاده ای است غیرقابل انحراف و به تعبیر دیگر،رهرو واقعی این طریق خود حضرت علی(ع) در جای دیگر می فرماید: «و من اخذ یمینا و شمالا ذموا الیه الطریق » (32) هرکس به سمت راست و چپ برود مذمتش کرده و از تباه شدن و مفسده برحذرش دارید. و نیز آن حضرت در موردمفسده گران می فرماید: «و اخذوا یمینا و شمالا» (33) مفسدین با پیش گرفتن راههای گمراهی راست و چپ از صراطمستقیم هدایت، چشم پوشیده و محروم شدند بنابراین روشن است که اسراف و تبذیر و بخل و تقتیر در صراط مستقیممکتب اسلام جایی ندارد و خروج از راه تعادل است، ولخرجی و ریخت وپاشهای متکبرانه بر روش مترفین و نازپروردگانلغزش و انحراف به سمت راست بوده و بخل و تقتیر و امساک، سقوط در جهت چپ و جذب شدن به اصحاب شمالمی باشد. در این مطلب توجه به این نکته ضرور است که انسان منهای هدایت آسمانی و مکتب وحی طبعا یا بخیل است ویا اهل اسراف و تبذیر، «و کان الانسان قتورا» (34) انسان سختگیر است; همان گونه که ظالم و نادان است. «انه کان ظلوماجهولا» (35) و این هدایت تشریعی الهی است که او را از این طبیعت و خصلتهای پست حیوانی نجات می دهد و لذا خداوندمتعال در آیات کریمه قرآنی جهت رهایی از افراط و تفریط و نجات از پستیها و خستهای نفسانی راه هدایت و تربیت رابرای انسان هموار کرده است و می فرماید: «بندگان خدای رحمان آنان هستند که هنگام انفاق اسراف نکرده و بخل همنورزند بلکه در این میان راهی استوار، معتدل و براساس عدالت پیش می گیرند». (36)

پس به طور کلی و بویژه از بعد اقتصادی که مورد بحث ما است، بیجا و ناروا مصرف کردن و تلف کردن نعمتهای الهی،محروم کردن جامعه از آن نعمتها است، لذا می بینیم که قرآن کریم چگونه به موارد مختلف آن اشاره می فرماید: «خداوندت مسرفین را دوست نمی دارد» (37) و «مسرفین قابل هدایت نبوده و بسیار دروغگویند» (38) و «اهل هلاکت وگمراهی اند و نجات ندارند» (39) و «اهل تردید و شک و ریبند» (40) ، «اهل آتشند» (41) و «قابل پیروی نیستند (42)

چون بنای اسلام بر صراط مستقیم است از جهت دیگر، قرآن مجید، بخل و امساک و تقتیر را هم مورد نکوهش قرار دادهو مثلا می فرماید: «الذین یبخلون و یامرون الناس بالبخل و یکتمون ما اتیهم الله من فضله » (43) آنان که بخل می ورزند ومردم را به بخل وامی دارند و آنچه خدا از فضل خود به آنان بخشیده کتمان می کنند «به مردم استفاده نمی رسانند» بهکیفر خود خواهند رسید.

چرا مسرفین مبغوض خدا و مبذرین برادران شیطان شمرده شده اند؟

علت این مطلب را باید در جهان بینی و اعتقادات اسلامی جستجو کرد و تبیین آن در مورد مسرفان می تواند چنین باشدکه خداوند امر به عدالت و احسان می کند و طبعا صاحبان عدالت را دوست می دارد. «ان الله یامر بالعدل و الاحسان » و ازآنجا که اسرافکاران از این فرمان سرپیچی کرده و بیعدالتی در مصرف را پیشه خود ساخته اند قهرا مورد خشم و دشمنیخداوند قرار خواهند گرفت، ولی در مورد تبذیرکاران علت همدست بودن و شباهتشان به شیطان را از آیه شریفه می تواناستنباط کرد آن جا که می فرماید: مبذران برادران شیطانند و تعبیر برادر در لغت عرب به معنی مشابه و نظیر هممی آید و شیطان در برابر پروردگارش ناسپاس است، و از طرف دیگر تبذیر به معنای ضایع کردن نعمتهای خداوند است وخود نوعی ناسپاسی است نسبت به آن نعمتها; و شیطان نخستین فردی است که همه چیز را نادیده گرفت و تمرد ازفرمان خدا کرد و راه ناسپاسی را باز نمود، لذا آنها که مبتلا به این خصلت ناروا باشند از همکاران و همدستان شیطانخواهند بود و از آنان با عنوان برادران شیطان یاد شده است و این است رمز تعبیر زیبای قرآن.

درسی از رسول خدا(ص)

در کتاب تحف العقول آمده است: «جاء الرجل بلبن و عسل لشربه فقال(ص): شرابان یکتفی باحدهما عن صاحبه لا اشربهو لا احرمه و لکنی اتواضع لله; فانه من تواضع لله رفعه الله و من تکبر وضعه الله و من اقتصد فی معیشته رزقه الله و منبذر حرمه و من اکثر ذکر الله آجره الله » (44) مردی شیر و عسل برای پیامبر(ص) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشیدنی کهیکی از دیگری کفایت می کند من آن را نخورم و حرام هم نمی کنم ولی برای خدا تواضع می کنم. زیرا هر که برای خداتواضع کند خدایش بالا برد و هر که تکبر کند خداوند او را خوار سازد و هر که در زندگی میانه روی کند خدایش روزیدهد و هر که زیاده روی کند خداوند او را بی نصیب گرداند و هر که خدا را بسیار یاد کند خدایش جزا دهد.

نکاتی که در این حدیث شریف است مستلزم بحثی مفصل و هر کدام راهگشای سعادت دنیا و آخرت است اما مناسب بااین مقال آن است که پیامبر(ص) می فرمایند: رعایت اقتصاد و میانه روی در معیشت باعث ازدیاد روزی و نزول برکات الهیاست و فردی که رعایت اعتدال می کند دچار فقر و تنگدستی نمی شود و برعکس کسی که طریق اسراف و تبذیر پیشگیرد دچار محرومیت می شود و خداوند چنین بنده ای را به سختی معیشت مبتلا می سازد.

امام صادق(ع) فرمود: «چهار دسته هستند که دعایشان مستجاب نمی شود: اول) کسی که در خانه می نشیند و می گوید: خدایا به من روزی بده! و در طلب روزی تلاش نمی کند در جواب او گفته می شود: «الم آمرک بالطلب؟» آیا تو را به طلبروزی دستور ندادم؟

دوم) کسی که از همسر خود ناراحت است و او را نفرین می کند، می فرمایند: «الم اجعل امرها علیک » آیا امر او را به دستتو قرار ندادم؟

سوم) کسی که مالی داشته و آن را ضایع کرده است، می گوید: «اللهم ارزقنی » خدایا به من روزی بده! می فرمایند: «المآمرک بالاقتصاد؟» آیا تو را به اقتصاد و میانه روی و اعتدال در خرج امر نکردیم و «الم آمرک بالاصلاح؟» آیا به تو دستوراصلاح در مال را ندادیم؟

چهارم) کسانی که از مال خود بدون شاهد به دیگران وام دهند و بعد وام گیرنده منکر شود، خداوند می فرماید: «المآمرک بالشهادة؟» (45) آیا به تو دستور ندادیم شاهد بگیری؟

ملاحظه می فرمایید که با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فایده ای ندارد.

آثار سوء اسراف

الف) زیانهای فردی

اسرافکار، علاوه بر زیانهای اقتصادی که بر جامعه و ملت تحمیل می کند، برای خود نیز زیانهای جبران ناپذیری به بارمی آورد:

1 - خشم الهی; اسرافکار چون تعادل و توازن اقتصادی جامعه را برهم می زند، از رحمت خدا بدور و گرفتار خشم خدامی شود، همان گونه که در قرآن مجید آمده است: «انه لایحب المسرفین » (46) خداوند اسرافکاران را دوست نمی دارد، و امامصادق(ع) فرمود: «ان السرف امر یبغضه الله » (47) اسراف مورد غضب خداست.

2 - محرومیت از هدایت; خدای متعال که همواره درهای رحمتش بر بندگان گشوده است خود را «غافر الذنب و قابلالتوب » (48) معرفی کرده است لکن نسبت به اسرافکاران می فرماید: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب » (49) هماناخداوند کسی را که اسرافکار و دروغگوست هدایت نمی کند.

3 - فقر; روشن ترین اثر اقتصادی اسراف، فقر است، زیرا که اسرافکار در اثر مصرف ناروای خود هم جامعه را به ورطه فقرمی کشاند و هم خود دچار فقر می شود. لذا یکی از راههای مبارزه اسلام با فقر و محرومیت ایجاد هماهنگی اقتصادی وریشه کن ساختن اسراف است. حضرت علی(ع) می فرمایند: «القصد مثراة و السرف متواة » (50) اقتصاد و میانه روی باعثتوانگری و اسراف و ولخرجی مایه فقر و تنگدستی است. و نیز فرمود: «سبب الفقر اسراف » (51) ولخرجی عامل فقر است.

4 - هلاکت; اسراف از هر نوعی که باشد انسان را به نابودی می کشد. قرآن مجید این حقیقت را چنین بیان می فرماید: «ما به وعده هایی که به انبیاء و اولیا دادیم وفا کردیم و سپس آنها را با هر که اراده کردیم نجات دادیم، اما مسرفان وستمگران را هلاک کردیم » (52) و نیز حضرت علی(ع) می فرماید: «کثرة السرف تدمر» (53) اسرافکاری زیاد انسان را بههلاکت می کشاند.

5 - کیفر اخروی; کیفر کسانی که از حدود الهی تجاوز کرده و اوامر و نواهی خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر وتنگدستی در دنیا نیست بلکه عذاب اخروی نیز در انتظار آنان است. قرآن مجید در این باره می فرماید: «و کذلک نجزیمن اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ولعذاب الآخرة اشد و ابقی » این چنین جزا می دهیم کسی را که اسراف کند و ایمان بهآیات پروردگارش نیاورد، عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است، و در جای دیگر می فرماید: «و ان المسرفین هم اصحابالنار» براستی که مسرفان اهل دوزخند. به این ترتیب معلوم است که وضع افرادی که در مسیر باطل و هرزگیها دچاراسراف می شوند چه خواهد بود!

ب) زیانهای اجتماعی اسراف

البته از نظر اسلام، هر کس مالک حاصل کار و دسترنج خود - با رعایت حدود شرعی - می باشد ولی انسان نمی تواند بهبهانه این که مالک مالی است هر طور که بخواهد آن را صرف و خرج کند بلکه دو شرط اساسی دارد: یکی بهره گیری برایخود و دیگری بهره دادن به دیگران و تعطیل اینها دو صورت می تواند داشته باشد:

1 - ثروت اندوزی و تکاثر که نه خود از آن بهره مند شود و نه دیگران.

2 - صرف مال در راه هوا و هوس و اسرافکاری، که هر دو ممنوع و دارای پیامدهایی به شرح زیر می باشند:

1) حق ناشناسی، وجدان هر انسانی این مطلب را پذیراست که در برابر هر احسانی باید تشکر کرد و اخلاق اجتماعی نیزحکم می کند که در مقابل هر نیکی باید حق شناس و سپاسگزار باشیم، از احسان و نیکی پدر و مادر، استاد و معلم تا خالقمهربان.

«لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید» (54) اگر شکر نعمت را بجا آورید، فزونی دهیم و اگر کفران نعمتکنید مجازاتم شدید است.

2 - تزلزل و سستی، انسانهای معتدل در فراز و نشیبهای زندگی هرگز نمی لغزند ولی افراد اسرافکار که ولخرجی ومصرف زدگی تمام ابعاد زندگیشان را فراگرفته چون روحیه مقاومت ندارند، شکست خورده و متزلزل خواهند بود.

3 - کاهش تولید، جامعه مصرفی رفته رفته قدرت تولید را از دست می دهد و برای تامین مایحتاج خود به بیگانه رویمی آورد. این مطلبی است که در دوران حکومت طاغوت برای همه ثابت شده و نیاز به توضیح ندارد.

4 - سقوط اخلاقی، ولخرجی و ریخت وپاشهای نابجا و بی مورد، انسان را از مسیر صحیح بیرون آورده و به ورطه هولناکفساد و تباهی می کشاند، انسان اسرافکار گاهی به مرحله ای می رسد که به هر پستی تن می دهد; رشوه می گیرد، دروغمی گوید، ربا می خورد، به عناوین مختلف، عفت و شخصیت خود را از دست داده و سرانجام کارش به رسوایی می کشد.

کیفر کسانی که از حدود الهی تجاوز کرده و اوامر و نواهی خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستی در دنیایست بلکه عذاب اخروی نیز در انتظار آنان است.

5 - ضعف ایمان، اسرافکاری آدمی را از راه اعتدال خارج می کند و به سستی ایمان و ضعف عقیده می کشاند.

6 - اختلاف طبقاتی، یکی از علل اساسی اختلاف طبقاتی به طور قطع همین اسرافکاریها است. و همچنین وابستگی بهبیگانگان و تضییع حقوق دیگران و غفلت از خدا و حریم شکنی را از دیگر پیامدهای اسراف باید شمرد. علاوه بر اینهادغدغه خاطر و گرفتاریهای روحی و بیماریهای جسمی و روانی از نتایج مسلم ولخرجیها و بی بندوباری ها است.

در پایان باید عرض کنیم که اسراف و تبذیر دایره ای وسیع دارد و مصادیق آن نیز متعدد است.

اسراف در اموال عمومی، اسراف در بیت المال مسلمین، اسراف در مواد غذایی; خوراک، مسکن، وسیله نقلیه و نظایر اینهااز جمله مصادیق اسراف است. زیانبارتر از همه اسراف در بیت المال است که امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «ان اعظمالخیانة، خیانة الامة » (55) بالاترین خیانت، خیانت به مردم است.

استفاده شخصی از اموال عمومی، علاوه بر اسراف، خیانت است، اسراف در آب و غذا، اسراف در برق و گاز علاوه براسرافکاری، خیانت به مردم است.

شیوه مبارزه با اسراف

نظارت همگانی یا امر به معروف و نهی از منکر، تبلیغات و ارائه الگوی صحیح مصرف و سرانجام برخورد عملی و قانونیقاطعانه با اسرافکاران می تواند کارساز باشد و از این همه خلاف و اختلاف جلوگیری کند.

پی نوشتها و مآخذ:

1- بقره /191.

2- مفردات راغب، ص 23، ماده سرف.

3- اعراف /29.

4- لقمان /19.

5- فاطر /32.

6- غررالحکم، فصل 49، ص 483.

7- نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 184/611.

8- یونس /12.

9- شعراء /15.

10- غافر /28.

11- یونس /83.

12- اسراء /26 و27.

13- اعراف /31.

14- انعام /141.

15- فرقان /67.

16- اسراء /29.

17- نهج البلاغه فیض، حکمت 34/1153.

18- نهج الفصاحه، ص 601.

19- رعد /8.

20- قمر /49.

21- اسراء /35.

22- زمر /54.

23- آل عمران /141.

24- اسراء /29.

25- میزان الحکمه، 4/448.

26- تفسیر برهان، 2/10.

27- همان، 2/416.

28- بقره /233.

29- وسائل، 15/258.

30- همان.

31- نهج البلاغه، خطبه 16، ص 69.

32- همان، خطبه 213، ص 704.

33- همان، خطبه 180.

34- اسراء /100.

35- احزاب /72.

36- احزاب / مضمون آیه 67.

37- اعراف /31.

38- غافر /38.

39- انبیاء /9.

40- غافر /34.

41- غافر /43.

42- شعرا /151.

43- نساء /37.

44- تحف العقول، موعظه 82 از مواعظ النبی(ص).

45- اصول کافی، ج 2، کتاب دعا، ص 275.

46- انعام /14.

47- وسائل الشیعه، 15/262.

48- غافر /3.

49- مؤمن /28.

50- وسائل الشیعه 15/285.

51- فهرست غررالحکم، ص 159.

52- انبیاء /90.

53- فهرست غررالحکم، ص 195.

54- ابراهیم /7.

55- نهج البلاغه دکتر صبحی صالح، نامه 26.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:47 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

دین مقدس اسلام بهره برداری مشروع از نعمتهای الهی و زیباییهای زندگی را مباح و روا و اسراف و زیاده روی را حرام وناروا می داند و این بدان جهت است که مسلمان به تناسب امکانات و توانایی و کارآیی خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد. در این صورت فرد اسرافکار قهرا از اجرای مسؤولیت و تعهدات اجتماعی خود بازمی ماند و از این رهگذر بر پیکر جامعهضربه می زند.

قرآن مجید این حقیقت را در ضمن مباحث اجتماعی در قالبهایی زیبا بیان می کند و با هشدار به پیروان خود می فرماید: (و انفقوا فی سبیل الله ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکة) (1) یعنی در راه خدا انفاق کنید و با دستهای خود، خود را به هلاکت ونابودی نیفکنید. از این آیه شریفه چنین استفاده می شود که اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهای مردممصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت به هلاکت و سقوط می انجامد.

صرف نظر از اهمیت خودداری از اسراف و تبذیر در دین از نظر موقعیت خاص کشور اسلامی که در محاصره حکومتهایسلطه گر قرار گرفته اگر ما بتوانیم تجملات زندگی را حذف کنیم و رعایت اقتصاد و میانه روی را در همه حال مدنظر وبرنامه عمل قرار دهیم، به استقلال کشور کمک کرده ایم و به پیروزی نهایی نزدیکتر شده ایم. در نتیجه این شعار را دراقصی نقاط عالم و دنیای اسلام و بالاخص ایران اسلامی اعلام کرده ایم که ما از تنگناهای اقتصادی نمی هراسیم و قدرتآن را داریم که روی پای خود بایستیم و به هیچ قدرتی جز خداوند متعال متکی نیستیم.

مفهوم اسراف

راغب اصفهانی می گوید: «السرف تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان » (2) اسراف به معنی تجاوز از حد و معیار در هرکاری است که از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زیاده روی در انفاق مال بیشتر است و گاهی به خروج ازاعتدال در مقدار خرج مال و زمانی هم به چگونگی بذل مال و مورد آن اطلاق می شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب وروح معنی «کل فعل » و بر پایه شواهد فراوان در قرآن و حدیث، اسراف به هر گونه تجاوزکاری و زیاده روی گفته می شود ودر هر حال اسراف عملی است ممنوع و محکوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شدهاست.

خداوند در سوره اعراف می فرماید: «کلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین » (3) بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید کهخداوند مسرفان را دوست ندارد.

مفهوم تبذیر

تبذیر برخلاف اسراف و تنها واژه ای اقتصادی است. تبذیر از ریشه «بذر» یعنی تفریق و پخش کردن چیزی; اصلش ازریختن و پاشیدن بذر است که به طور استعاره درباره کسی که مال خود را بیهوده تلف و پخش می کند، به کار رفته است ونیز گفته شده است که تبذیر، انفاق مال در راه معصیت است.

با این توضیحات ملاحظه می کنیم که «اسراف » در برابر اقتصاد و میانه روی قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غیرطاعة الله و به قصور از حق الله اطلاق می شود. در قرآن کریم واژه قصد و مشتقات آن در معانی; راست، متوسط و معتدلبه کار رفته است. مانند «واقصد فی مشیک » (4) در راه رفتن اعتدال را رعایت کن.

فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات (5) از میان آنها عده ای بر خود ستم کردند و عده ای میانه روبودند و عده ای به اذن خدا در نیکی ها از همه «پیشی » گرفتند.

حضرت علی(ع) در مورد قصد می فرمایند: «علیک بالقصد فی الامور» (6) بر تو باد میانه روی در کارها. در خطبه همام ازنشانه های متقین و پرهیزگاران می فرماید: «و ملبسهم الاقتصاد» (7) یعنی پوشاکشان میانه بود، بدین معنی افراط و تفریطدر کارها و زندگیشان وجود ندارد.

از مجموع این نظریه ها این چنین برمی آید که بین واژه اسراف به معنی اقتصادی آن با واژه تبذیر فرق زیادی وجود نداردو تنها ممکن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجه به خصوصیات تعابیر لغت شناسان در معنی تبذیر،مقصود از این واژه تلف کردن و ضایع نمودن مال است و زیاده روی در انفاقات شخصی و امور خیریه را شامل نمی شود، درحالی که اسراف فراگیرتر از آن و در برگیرنده همه موارد از به هدردادن و زیاده روی در مصارف شخصی و خانوادگی وانفاقهای مستحب می باشد. و به عبارت دیگر هر تبذیری اسراف است ولی هر اسرافی تبذیر نیست.

از امام صادق(ع) جمله کوتاهی نقل شده است که ممکن است همین نکته را از آن استفاده کرد. آن حضرت فرمود: «انالتبذیر من الاسراف » یعنی، تبذیر از اسراف است. در این حدیث شریف، برای اسراف انواع واقسامی فرض شده، که تبذیرشاخه ای از آن معرفی گردیده است.

اسراف از نظر قرآن

در قرآن کریم واژه «اسراف » و مشتقات آن مکرر به کار رفته است ولی در بیست و سه مورد لفظ «اسراف » استعمال شدهکه در هر مورد، مفهومی ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه های اخلاقی، عقیدتی و تجاوز از حدود الهیاست، و تنها در چهار مورد جنبه مالی را شامل می شود که با دو آیه «تبذیر» شش آیه می شود.

به آیات زیر توجه کنید:

1 - کذلک زین للمسرفین ماکانوا یعملون. (8)

این گونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است.

2 - ولا تطیعوا امر المسرفین. (9)

اطاعت فرمان مسرفان نکنید.

3 - ان الله لایهدی من هو مسرف کذاب. (10)

خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمی کند.

4 - و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین. (11)

و به راستی فرعون برتری جویی (و طغیان) در زمین روا داشت و او از اسراف کاران بود.

اما آیاتی که تنها ظهور در جنبه های اقتصادی دارند عبارتند از:

1 - انعام، آیه 141.

2 - اعراف، آیه 31.

3 - فرقان، آیه 67.

4 - اسراء، آیات 27 و 28.

حال به ذکر چند آیه می پردازیم:

1 - وات ذاالقربی حقه والمسکین وابن السبیل ولاتبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه (12) کفورا.

و حق نزدیکان را بپرداز! و (همچنین) مستمند و در راه مانده را، و هرگز تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادرانشیطانند و شیطان کفران (نعمتهای) پروردگار کرد.

واژه «تبذیر»، تنها یک واژه اقتصادی است و در قرآن کریم تنها در همین دو آیه از سوره اسراء به کار رفته است. و شاید درقرآن کریم کمتر مواردی بتوان پیدا کرد که با چنین لحن تند و شدیدی از عملی نهی شده باشد.

2 - خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین (13) زینت خود را در هر مسجد برگیرید وبخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.

تمامی آیات مربوط به اسراف را می توان به طورکلی به دو بخش تقسیم کرد:

1 - اسراف در مال.

2 - اسراف در غیرمال.

1 - اسراف در مال

آیات مربوط به زیاده روی در صرف مال شامل دو بخش است:

الف) اسراف در مصرف شخصی; می فرماید: کلوا من ثمره اذا اثمر ... (14) از میوه آن به هنگامی که به ثمر می نشیند بخوریدو حق آن را به هنگام درو بپردازید، اسراف نکنید که خداوند مسرفین را دوست نمی دارد.

بنابراین اسرافی که در بعد اقتصادی بیشتر مورد توجه است و موجب تضعیف بنیه مالی محرومان و لذت طلبی مسرفانمی شود و از بلاهای بزرگ اجتماعی است و فقر و محرومیت بیشتر به دنبال دارد همین نوع اسراف است که هر مسلمان باتوجه به وظیفه و تعهد و مسؤولیتی که در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگی خویش رعایت اعتدالرا بکند و جدا از اسراف پرهیز نماید.

ب) اسراف به خاطر دیگران; وقتی انفاق از حد تعادل خارج شود نسبت به انفاق شونده و انفاق کننده هر دو عوارض سوءو زیانبار خواهد داشت، به این جهت است که قرآن مجید وقتی در آیاتی از سوره شریفه فرقان ویژگیهای مؤمنان و بندگانواقعی را برمی شمارد یکی از آن ویژگیها را این گونه معرفی می فرماید:

اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما; (15) کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند نه اسراف می کنند و نهسختگیری، بلکه در میان این دو اعتدالی دارند. و نیز قرآن، خطاب به حضرت پیامبر(ص) می فرماید: و لا تجعل یدکمغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا (16) هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق وبخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی، و در همین رابطه حضرت علی(ع) می فرمایند: «ما عال امرء اقتصد» (17) کسی که میانه روی پیشه سازد تنگدست نگردد. و حضرت رسول(ص) می فرمایند: «من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله » (18) هر کس در دخل و خرج میانه روی کند خدا بی نیازش می کند و هر کساسراف و تبذیر نماید خداوند فقیرش گرداند.

زیربنای آفرینش بر تعادل گذاشته شده است «و کل شی ء عنده بمقدار» (19) و هر چیزی نزد او مقدار معینی دارد و در مورددیگر می فرماید: «انا کل شی ء خلقناه بقدر» (20) ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.

حساب هر چیزی در پیشگاه خداوند متعال براساس حکمت بالغه او و مصلحت و عدالت و از روی اندازه و بدور از افراط وتفریط است، و اساس حکومت را هم عدالت تشکیل می دهد و اقامه عدل از اهداف مهم بعثت انبیای عظام الهی بودهاست تا آنجا که معیار مالکیت مشروع را عدم زیان و اضرار و ستم به فرد و اجتماع، و ضابطه انفاق و احسان را کرامت وسخاوت بدور از بخل و امساک و نیز بدور از اسراف و زیاده روی قرار داده است و بالاخره تحکیم بنیان اقتصادی جامعه ومیانه روی مطلوب و مورد تاکید شارع مقدس اسلام است.

2 - اسراف در غیرمال

الف) اسراف در قتل; در دوران جاهلیت رسم بر این بود که هرگاه کسی از روی ظلم و تعدی به قتل می رسید بستگانمقتول با توجه به خوی و خصلت جاهلی و حس کینه توزی و انتقام جویی چند نفر از بستگان قاتل را به قتل می رساندند. قرآن کریم این تجاوز و انتقام جویی را مردود دانسته و فرمود: «فلا یسرف فی القتل » (21) . اما در قتل اسراف نکنید، یعنی،برای قتل یک نفر، فقط یک نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آیه که می فرماید: «ولا تقتلوا النفس التی حرمالله الا بالحق »، نفسی را که خداوند حرام کرده است نکشید مگر از روی حق، یعنی این کشتن هم فقط در مواردی تجویزشده است که قاتل مستوجب کشته شدن باشد و با علم و عمد مرتکب قتل نفس شده باشد.

ب) اسراف در نفس; کسی که از نظام اعتدال خارج می شود و با ارتکاب گناه و معصیت از حریم انسانی خود تجاوزمی کند اسرافکار است، اما اسرافکاری که مشمول پیام رحمت و امید الهی قرار گرفته است: قل یا عبادی الذین اسرفواعلی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم. (22) بگو ای بندگان من که بر خوداسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد.

ملاحظه می شود که هرگونه گناه و تجاوز از حد و مرز و حریم انسانی اسراف بر نفس شمرده می شود.

در جای دیگر می بینیم، مجاهدان جنگ احد به درگاه خداوند متعال دست نیاز برمی داشتند: و ما کان قولهم الا ان قالوا،ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین (23) گفتار آنها فقط این بود که پروردگاراگناهان ما را ببخش و از تندرویهای ما در کارها چشم بپوش، قدمهای ما را ثابت بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروزبگردان.

از آیه شریفه مستفاد می شود، آنچه از آن عدول کرده و بجا نیاورده اند اطاعت امر پیامبر(ص)، و سستی و منازعه بودهاست.

هر نوع گناه، اسراف و تجاوز از حد فطری و طبیعی انسان است که با ارتکاب آن از مسیر اعتدال بیرون می رود و به راهزوال و نیستی کشانده می شود و این درست خلاف آن هدف عالی است که انبیای الهی برای آن مبعوث شده اند. قرآن دراین مورد می فرماید: ولقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون; (24) و رسولان، با دلایلروشن به سوی بنی اسرائیل آمدند، اما بسیاری از آنها بر روی زمین تعدی و اسراف کردند. در این آیه شریفه مراد از «مسرفون » کسانی هستند که از انبیا و طریق حق تبعیت نکردند و در نتیجه این سرکشی به گناه آلوده شدند.

معیار اسراف

احادیثی از حضرت امام صادق(ع) نقل است که در مورد اسراف به اصحاب می فرمایند: کمترین حد اسراف این است کهلباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو می پوشی در داخل خانه نیز بپوشی یا باقیمانده آب و غذا را که در ظرف می مانددور بریزی و یا خرما را خورده و هسته آن را دور اندازی. (25) در بعضی از احادیث آمده است که در هنگام وضو گرفتن بایدمواظب باشیم که دچار اسراف نشویم و مقدار یک مد (معادل سه چهارم لیتر) آب برای وضو کفایت می کند. و نیز در ذیلآیه شریفه 31 سوره اعراف: «کلوا و اشربوا...» احادیثی از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که از آن جمله این حدیثاست که «عیاشی از ابان بن تغلب » از آن حضرت نقل می کند که مال و ثروت از آن پروردگار است که آن را در نزد مردم بهامانت گذاشته است و به آنها اجازه فرموده که در حد اعتدال و میانه روی بخورند و بیاشامند و لباس بپوشند، و نکاح کنند،مرکب سواری داشته باشند و مازاد آن را به فقرای مؤمنین ببخشند و بدین وسیله اختلافات طبقاتی را از بین ببرند وپراکندگیها را ترمیم کنند و کسی که این گونه عمل می کند، آنچه را که می خورد و می آشامد، اعمالش مباح است و نکاحاو و استفاده از مرکوبش نیز حلال می باشد و کسی که از این حد تجاوز کند بر او حرام است و سپس فرمود که اسرافنکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

از فرمایش امام(ع) که نظرشان را به صراحت اعلام و می فرمایند: «من عدا ذلک کان علیه حراما» (26) حرمت اسراف بهوضوح آشکار می شود و وقتی از حد متعادل و مشخص که در این حدیث شریف بدان تصریح شده تجاوز شد به حرمتمی انجامد و به دلیل این گونه احادیث و یا به دلیل نهی صریح قرآن (لاتسرفوا) اسراف و تبذیر نوعی حریم شکنی و عصیاندر برابر امر پروردگار و از گناهان کبیره محسوب می شود. در حدیثی دیگر می فرماید: «کسی که چیزی را در غیراعت خدا انفاق کند او مبذر است و کسی که در راه خدا چیزی را انفاق کند او مقتصد است. (27) در این جا معلوم می شودکه بذل و بخشش اگر به قصد و نیت الهی نباشد حکم اسراف را دارد و اصولا از دید اسلام چنین عملی اخلاقی و پسندیدهنیست حال که بحث اخلاقی به میان آمد متناسب است تا اشاره ای اجمالی بکنیم به این که چگونه عملی، از نظر اسلاممقبول است.

عمل اخلاقی از دیدگاه اسلام

اسلام عملی را خیر و اخلاقی می داند که دارای دو جنبه باشد. به این معنی که هر عمل از روح و نیت «حسن فاعلی » وشکل و صورت «حسن فعلی » تشکیل شده است و عمل خیر باید حسن فعلی داشته باشد یعنی صورت و شکل عملصحیح باشد. مثلا کسی که مالی را از راههای نامشروع جمع کرده و با این مال به قصد قربت اقدام به خیرات و مبراتمی نماید از او پذیرفته نیست و یا مال مباح و مشروع را خواسته باشد برای ریا و خودنمایی و در غیر رضا و طاعتپروردگار انفاق و بخشش کند اینجا هم مردود است و بنا به نظر حضرت امام صادق(ع) چنین کسی مبذر و مسرف است.

معیار و ملاک هزینه ها

اصولا توجه به این نکته ضرور است که هر کس چقدر حق هزینه دارد که وقتی از آن حد گذشت مشمول اسراف می شودو باید از آن خودداری نماید، به اعتباری مصرف و مخارج زندگی را می توان به دو قسم تقسیم نمود، مخارج روا و مخارجناروا، قضاوت در مورد روا و ناروا بودن مخارج با عرف و افراد اجتماع است. همان طور که قضاوت در مورد اباحه و حرمت بهدست شرع است، هر کس براساس ایمان و عدل اسلامی موظف است زندگی خویش را طبق شان و موقعیتی که دراجتماع دارد تنظیم کند (البته این با معنی مساوات اسلامی منافاتی ندارد، زیرا این تفاوت براساس تفاوت در شهرت وضعف استعداد و میزان تلاش و فعالیت هر کس و مراحل مختلف افراد است) مثلا در باب خمس داریم که افراد در موردمنافع کسب باید مخارج سالانه خود را طبق شان تامین کنند و آنچه از این معیار اضافه باشد مشمول خمس می شود و یادر باب زکات شرط است که نیازمندانی می توانند آن را دریافت نمایند که هزینه لباس و غذا و سایر مخارج ضرور زندگیآنان تامین گردد و توسعه یابد تا همسطح سایر افراد قرار گیرند.

در مورد نفقه زن که بر عهده شوهر است معیار چنین است که مرد خوراک و پوشاک زن را در حد شایسته و شرافتمندانهکه در خور شان و موقعیت اجتماعی اوست تامین نماید در این زمینه قرآن مجید می فرماید: «و علی المولود له رزقهن وکسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها» (28) بر آن کسی که فرزند برای او متولد شده (پدر) لازم است خوراک و پوشاکمادر را به طور شایسته و در مدت شیردهی بپردازد حتی اگر طلاق گرفته باشد، هیچ کس موظف به بیش از مقدارتوانایی خود نیست.

می بینیم آن قسمت از مخارج و هزینه هایی که با موقعیت اجتماعی و شؤون زندگی انسان موافق و سازگار است اقتصاد وتقدیر معیشت است و آنچه از این حد و مقدار تجاوز کند، اسراف و زیاده روی است و موجب غضب پروردگار خواهد بود. لازم به تذکر است که شاید نتوان معیار و مقدار معینی برای اسراف در نظر گرفت. بلکه اسراف مفهومی است که در افرادمختلف و اوضاع گوناگون و اجتماعات مختلف مصادیق متفاوت و مختلفی می یابد، مثلا ممکن است پوشیدن لباس و یاخوردن غذایی خاص در شرایطی که در جامعه نیازمند و محتاج وجود ندارد اسراف نباشد لکن همان پوشاک و خوراکدر جامعه ای فقیر و یا زمانی خاص زیاده روی و اسراف محسوب شود و این خود توجه دادن ثروتمندان است به این کهمسایل مهمتر را در نظر بگیرند و بر تمام ابعاد زندگی خود را زیر نظر گیرند و احساس مسؤولیت کنند و بدانند کههمگان در پیشگاه ایزد متعال مسؤولند; مسؤول در برابر خود و جامعه خود. غنی باید در فکر فقیر و رفع نیازهای او باشدکه در تعالیم اسلام بر این مساله تاکید فراوان شده است و برای نمونه علاوه بر آیات شریفه قرآنی که وارد شده است به اینکلام مشهور حضرت رسول 9 اکتفا می شود که فرمود: «من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم »، پس باید غنیدر فکر فقیر و در راه رفع حوایج او باشد و افراد کم درآمد در مرز خود حرکت کنند تا امتیازهای نابجا از میان برود و اصولدر جامعه رشد کند و بحرانهای اقتصادی پدید نیاید.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:45 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اعتدال و میانه روی در قرآن و حدیث

قرآن مجید، درباره یکی از ویژگی های ممتاز بندگان خالص خداوند بزرگ چنین می فرماید:

وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَوامًا. (فرقان: 67)

آنان کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه در میان این دو، اعتدال می ورزند.

این آیه، بیانگر یکی از مهم ترین مسائل زندگی است که رعایت آن، سبب آسایش و آرامش فرد و جامعه می گردد. همچنین، بسیاری از گره ها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی را برطرف می کند. این مسئله، اعتدال است.

اعتدال، یعنی میانه روی و حد فاصل میان افراط و تفریط که چنین کاری از نظر اسلام، در همه چیز مطلوب است. قرآن مسلمانان را به سبب پیروی از اسلام به عنوان «امت وسط» یعنی امت معتدل معرفی می کند و می فرماید: «و کذلِکَ جَعلناکُمْ اُمَّةً وَسَطاً؛ و این گونه شما را امت میانه قرار دادیم». (بقره:14)

امیرمؤمنان علی علیه السلام آنان را که از راه اعتدال به سوی افراط و تفریط کشانده می شوند، جاهل می خواند و می فرماید: «لا تَرَی الجاهِلَ إِلّا مُفرِطا او مُفرِّطاً؛ همیشه جاهل را نمی بینی جز اینکه یا زیاده روی می کند و یا کم می آورد. انسان مسلمان در انفاق چنان که در آیه یاد شده بدان اشاره شده است و همچنین در مصرف، نه اسراف می کند و نه سخت گیری، بلکه میانه این دو را برمی گزیند. این اصل که در آموزه های دینی بر آن تأکید می شود، از سوی خرد و فطرت آدمی نیز تأیید شده است؛ زیرا سامان دهی و استواری جسم و جان آدمی و امور فردی و اجتماعی او، مرهون رعایت همین اصل است.

افزون بر آن، اهمیت رعایت میانه روی در مصرف، از آنجاست که از یک سو نیازهای انسان گوناگون است و به دلیل محدودیت ها، نمی تواند تمام آن را به بیشترین مقدار برآورده سازد. از این رو، باید نیازهای گوناگون را در نظر بگیریم و در حد اعتدال به آن رسیدگی کنیم. از سوی دیگر، بیشتر امکانات و منابع مادی، محدود است و زیاده روی گروهی در مصرف، محرومیت دیگران را به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر، سلامت و نشاط انسان و پرداختن به جنبه های دیگر زندگی به ویژه امور معنوی، نیازمند مصرف معتدلانه است.

پیام متن:

اعتدال و میانه روی در مصرف و انفاق از آموزه های قرآنی و روایی.

سفارش به اعتدال در زندگی

اسراف، مصداق های گوناگونی دارد و یکی از شاخه های آن اسراف در خوردن و آشامیدن، اسراف در دور ریختن غذاهای اضافی، اسراف در صرف هزینه های گزاف در امور تجملی و تزیینی و تشریفات بی محتوا، حتی اسراف در وضو یا غسل در استفاده بیش از حد از آب است و بر همین اساس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «فِی الوضوء اسرافٌ و فی کلّ شی ءٍ اسرافٌ؛ در وضو و در هر چیزی می تواند اسراف راه یابد».

شخصی به نام عباسی، نزد امام رضا علیه السلام رفت و درباره شیوه صحیح مصرف در خانه نسبت به هزینه زندگی همسر و فرزند و دیگر شئون پرسید. حضرت رضا علیه السلام در پاسخ فرمود: باید مصرف به گونه ای باشد که میان این دو کار ناپسند (اسراف و سخت گیری) قرار گیرد.

عباسی پرسید: منظورتان از این سخن چیست؟ امام پاسخ داد: آیا سخن خدا در قرآن را نشنیده ای که اسراف و سخت گیری را ناپسند می شمارد و (در وصف بندگان ممتاز خداوند) می فرماید: «بندگان خدای رحمان، کسانی هستند که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف کنند و نه سخت گیری، بلکه میان این دو را می گیرند.» بنابراین، درباره معاش و هزینه زندگی اعضای خانواده، در خرید و مصارف، میانه رو باش!

بر اساس روایت دیگر، روزی امام صادق علیه السلام برای شاگردان خود آیه 67 سوره فرقان را تلاوت کرد. آن گاه مشتی سنگ ریزه از روی زمین برداشت و محکم در دست گرفت و فرمود: این همان بخل و سخت گیری است (که در آیه از آن نهی شده است). سپس مشت دیگری برداشت و چنان دست خود را گشود که همه آن بر روی زمین ریخت. سپس فرمود: این همان اسراف است. بار سوم مشت دیگری برداشت و کمی دست خود را گشود، به گونه ای که مقداری فرو ریخت و مقداری در دستش باقی ماند و فرمود: این همان اعتدال میان سخت گیری و اسراف است.

پیام متن:

پرهیز از اسراف و دوری از سخت گیری در زندگی مسلمان.

اسراف در انفاق

قرآن در آیه های گوناگون انسان را از اسراف در مصرف و انفاق نهی می کند، برای نمونه:

«کُلُوا وَ اشْرَبوا و لا تُسْرِفوا؛ بخورید و بیاشامید، اما اسراف و زیاده روی نکنید». (اعراف:31)

«و اُتُوا حقَّهُ یَوْمَ حَصادِه و لا تُسرفوا؛ هنگام درو حق زکات را بپردازید ولی (در انفاق) اسراف نکنید». (انعام: 141)

در آموزه های روایی ما نیز به اعتدال و میانه روی در مصرف و انفاق تأکید شده است. برای مثال، آورده اند: فقیری نزد پیامبر آمد و گفت که آن حضرت پیراهنش را به او ببخشد. پیامبر خدا پیراهنش را از تن خود بیرون آورد و به او داد. چون پوشش دیگری نداشت، در خانه نشست و حتی برای نماز جماعت بیرون نرفت. کافران در غیاب، آن حضرت را سرزنش کردند و به ایشان تهمت زدند که خواب و لهو، آن حضرت را از نماز باز داشته است. در این هنگام این آیه نازل شد:

وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلی عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا.(اسراء:17)

هرگز دستت را به گردنت زنجیر مکن (بخل نورز) و بیش از حد دست خود را مگشای تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی!

بر اساس همین آموزه هاست که پیامبر می فرماید:

ما مِنْ نَفَقةٍ اَحبُّ اِلَی اللّه مِنْ نَفقةِ قَصْدٍ و یبغُضُ الاسراف.

هیچ انفاقی در پیشگاه خدا، محبوب تر از انفاق معتدلانه نیست و خداوند اسراف در انفاق را دشمن دارد.

امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید:

اِنّ لِلسَّخاءِ مِقداراً فإِن زادَ علیه فهو سَرفٌ... و لِلاِقْتصادِ مِقداراً فاِنْ زادَ علیه فهه بُخل!

سخاوت، اندازه ای دارد که فراتر از آن اسراف است... و میانه روی حدی دارد که پایین تر از آن خساست است.

پیام متن:

انفاق معتدلانه و پرهیز از گشادگی بیش از حد در بخشش.

قناعت در مصرف

برای فرهنگ سازی زندگی مسلمانان بر محور اعتدال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیر مؤمنان علی علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام بسیار ساده می زیستند و از هر گونه تجمل گرایی و تشریفات به شکل جدی پرهیز می کردند.

امیرمؤمنان علی علیه السلام برای کارگزاران خود چنین می نویسد:

اَدِقّوا اَقلامَکُم و قاربوا بَیْنَ سُطُورِکُمْ و اَحْذِفُوا عَنْ فُضُولِکُم وَ اقصُدُوا المَعانی و ایّاکُم و الإِکثارَ فَاِنّ اموالَ المسلمینَ لا تَحْتَمِلُ الضَّرَر.

سر قلم ها را نازک تر کنید و بین سطرها را نزدیک نمایید و از استخدام واژه های زاید بپرهیزید و معانی را هدف قرار دهید و از پرچانگی و زیاده روی دوری نمایید؛ زیرا نباید به ثروت مسلمانان آسیب برسد.

همچنین در جایی دیگر می فرماید:

آگاه باشید بخشیدن مال در جای ناروا ضایع کردن آن است. این گونه بخشش، بخشنده را در دنیا بالا می برد، ولی در روز رستاخیز به پایین می کشاند؛ در پیش مردم او را محترم می کند، ولی در پیش خدا خوار می گرداند. هر کس مال خود را در جای نادرست و نزد ناشایستگان گذاشت، خداوند شکر مال را به او حرام می کند.

همچنین در روایتی دیگر آمده است:

مَنْ اَنْفَقَ شَیْئاً فی غَیرِ طاعَةِ اللّه فَهُوَ مُبَذِّرٌ.

کسی که چیزی از مال خود را در راه غیر خدا مصرف کند، چنین کسی اسراف کار است... .

یاسر، خادم حضرت امام رضا علیه السلام می گوید: روزی غلامان امام رضا علیه السلام میوه می خوردند، ولی هنوز آن را کامل نخورده، به گوشه ای می انداختند. آن حضرت با دیدن این کار با خشم به آنان فرمود:

سبحان اللّه ! اگر شما به این میوه ها نیاز ندارید، انسان هایی هستند که نیاز دارند. چرا دور می ریزید؟ آنها را نگه دارید و به نیازمندان بدهید.

امام صادق علیه السلام با نهی کردن از دور افکندن هسته خرما و نکوهش اسراف کاران فرمود: «حتی ته مانده آب ظرفی را به دور نریزید که اسراف است».

قناعت، مفاسد ناشی از حرص و آز و ثروت اندوزی را می کاهد و از زیان های اقتصادی جلوگیری می کند. از منظر آموزه های دینی، زندگی پاک و حیات طیبه بشری، حیاتی است که روح قناعت در آن دمیده شده باشد. با وجود این، قناعت با اصل اعتدال ناسازگار نیست؛ زیرا قناعت آن است که در محدوده اعتدال به مصرف کمتر بسنده شود و افراط و تفریطی رخ ندهد.

پیام متن:

قناعت در مصرف و پرهیز از ریخت و پاش در امور شخصی و اموال عمومی.

آثار مثبت اعتدال

پیمودن راه تکامل و دست یابی به هدف نهایی، در گرو رعایت اعتدال در همه زمینه های زندگی است. بر این اساس، رعایت این اصل برای رسیدن به کمال، ضروری است.

همچنین، بر اساس آموزه های دینی و بر پایه حکم عقل و تجربه، میانه روی در مصرف، تأثیر بسیاری در سامان دهی امور اقتصادی و کاهش هزینه ها و در نتیجه پیش گیری از فقر و عقب ماندگی فرد و جامعه دارد. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«الاِقْتصادُ یَنْمیِ القلیلُ؛ میانه روی کم را رشد می دهد».

امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «ضَمِنْتُ لِمَن اقتصد أن لا یَفْتَقر؛ تضمین می کنم که آن کس میانه روی کند، فقیر نگردد».

میانه روی در مصرف مواد خوراکی، ضامن سلامتی جسم و جان فرد است؛ زیرا زیاده روی، عامل بسیاری از بیماری هاست و بر جسم اثر منفی می گذارد. تفریط در این امر نیز سبب سوء تغذیه، ضعف و بیماری خواهد بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

اِیّاکم و فُضولَ المَطْعَم فانّه یَسِمُّ القلبَ بالقَسْوةِ و یُبطِی بالجَوارِحِ عَنِ الطاعةِ و یُصِمُّ الْهِمَمَ عَنْ سِماع الْمَوْعِظَةِ.

از پرخوری بپرهیزید که آن سنگ دلی می آورد و اعضای بدن را در اطاعت از خدا تنبل می سازد و گوش همت آدمی را از شنیدن پند و اندرز کر می سازد.

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید: «مَنْ اقتصَرَ فی أکْلِهِ کَثُرَت صِحَّتُهُ و صَلُحَت فِکْرَتُه؛ هر که اندازه خورد، سلامتی اش فزونی یابد و اندیشه اش به درستی گراید».

از سوی دیگر، اعتدال در مصرف، سبب خشنودی خداوند است؛ زیرا استفاده مطلوب از نعمت های او در مسیر رسیدن به هدف نهایی و نزدیک شدن به حق، تنها در پرتو رعایت این اصل، شدنی است. امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 195 سوره بقره (اِنّ اللّه یحب المحسنین) می فرماید:

«خداوند متعال می فرماید: به راستی خداوند، نیکوکاران را دوست می دارد و منظور میانه روان است».

پیام متن:

1.اعتدال در مصرف راهی به سوی کمال و تعالی.

2.باز دارندگی اعتدال و میانه روی از فقر و نداری.

3.سلامت جسم و جان در پرتو میانه روی است.

الگوناپذیری از مصرف بیگانگان

از اصول تأکید شده مصرف در آموزه های دینی، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی در مصرف است. امام باقر علیه السلام می فرماید:

أوْحَی اللّه ُ إِلی نَبّیٍ مِنَ الانبیاءِ أَنْ قُل لِقومِک: لا یَلْبِسُوا لِباسَ اَعدائی و لا یَطْعَموا طَعامَ اعدائی و لا یُشاکِلوا بِمَشاکِلِ اعدائی فیکونُوا اَعدائی کما هم اعدائی.

خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود که به قومت بگو، لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنان، ظاهر نشوند که در این صورت، بسان آنان، دشمن من خواهند بود.

الگوپذیری از بیگانگان در نوع و مقدار کالاهای مصرفی، از جنبه های گوناگون به جامعه اسلامی زیان می رساند. از جنبه اقتصادی، این کار بیشتر سبب ترویج مصرف کالاهای خارجی و بی توجهی به تولیدات و کالاهای داخلی می شود که افزون بر خارج ساختن سرمایه از کشور، به تولید و اقتصاد ملی نیز ضربه می زند. از جنبه اجتماعی و فرهنگی نیز، نوعی تبلیغ عملی و ترویج فرهنگ بیگانه و تهدیدی برای اصالت های فرهنگی و حتی دینی در جامعه به شمار می رود. به ویژه آنکه الگوپذیری در مصرف، ناخواسته الگوپذیری در اخلاق و رفتار را نیز در پی خواهد داشت. حضرت رسول با اشاره به این نکته می فرماید:

لا یَشْبَه الزّیُّ بالزّیِّ حتی یَشْبَه الخُلقُ بالخُلقِ و مَن شَبّهَ بقومٍ فَهُو منْهم.

شکل ها (و مدهای مصرفی) به یکدیگر همانند نمی گردد، جز آنکه خُلق و خوها به هم نزدیک گردد و هر کس خود را شبیه گروهی سازد، از آنان به شمار می رود.

روشن است که انسان در زندگی، نیازمندی های گوناگونی دارد. برخی نیازمندی ها اساسی و ضروری است و برخی در درجه بعدی قرار می گیرد. پاره ای از مصارف نیز تنها برای تأمین یا افزایش رفاه و آسایش زندگی است و تلاش برای برآوردن این نیازهای غیرضروری، ما را به بیگانگان وابسته می کند که از نظر دینی، پرداختن به این موارد نکوهش شده است.

پیام متن:

1.پیروی از فرهنگ مصرفی بیگانه، خطر جدی برای اصالت های دینی و فرهنگی.

2.تأثیرهای غیرمستقیم فرهنگ مصرفی بر اخلاق و رفتار مسلمانان.

دوری از سخت گیری در زندگی

اعتدال در مصرف، یکی از ویژگی های بندگان ممتاز الهی است. اسلام دین سمحه و سهله است و هرگز حاضر نیست که مسلمانان در سختی اقتصادی زندگی کنند. باید با کار و کوشش و سرپنجه تدبیر، شکل زندگی را به شیوه ای تبدیل کرد که سبب وسعت در زندگی و آسایش شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همان گونه که از اسراف جلوگیری می کرد، همگان را از سخت گیری در زندگی باز می داشت. در بیانی از آن حضرت آمده است:

اِنّ من سعادَةِ المَرءِ المُسلِم أن یُشبَهُه وَلَدُهُ و المرأةُ الجَملاءِ ذاتُ دینِ و المَرکبُ الهَنی و المَسکَنُ الواسِعُ.

از سعادت و خوش بختی انسان مسلمان آن است که فرزندی داشته باشد که در نیکی، شبیه او باشد و نیز همسری زیبا و دین دار و مرکب راهوار و خانه وسیع داشته باشد.

ابولُبابه به خاطر کشف یک راز نظامی حکومت اسلامی نزد یهودیان، به گناه خود پی برد و توبه حقیقی کرد و پس از مدتی آیه 102 سوره توبه در پذیرش توبه او از سوی خداوند نازل شد. پیامبر صلی الله علیه و آله با تلاوت این آیه به او بشارت بخشیده شدن داد. ابولبابه به پیامبر گفت: اجازه بده به شکرانه پذیرفته شدن توبه ام، نصف اموالم را انفاق کنم. پیامبر اجازه نداد. او گفت: اجازه بده یک سوم آن را انفاق کنم. پیامبر پذیرفت.

جلوگیری پیامبر از انفاق نصف اموال ابولبابه، بر این اساس بود که او و خانواده اش در تنگنا به سر می بردند.

در روایت دیگری آمده است: یکی از مسلمانان مدینه چند کودک و شش غلام داشت و در بستر مرگ قرار گرفت. پیش از مرگ خود، به خاطر جلب پاداش های الهی، شش غلام را آزاد کرد. پس از آنکه از دنیا رفت، مسلمانان بعد از غسل و کفن، او را به خاک سپردند. سپس ماجرای او را درباره آزادسازی غلامان و فقر فرزندانش به حضرت خبر دادند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: اگر من باخبر می شدم، نمی گذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید؛ زیرا او کودکان خود را از ثروتش بی نصیب کرد و آنان را فقیر و بی پناه گذاشت، تا دست گدایی به سوی مردم دراز کنند.

این ماجرا از سویی بیان گر نکوهش اسراف در انفاق است و از سوی دیگر از آن حکایت می کند که نباید موجب سختی و فشار در زندگی اعضای خانواده شد، بلکه باید اعتدال در مصرف را با توجه به همه جنبه ها رعایت کرد. حضرت علی نیز، زمانی که شنید خانواده یکی از یارانش به نام عاصم در شهر بصره به سبب دوری او از جامعه در زندگی دچار سختی شده اند، او را بسیار نکوهش کرد. این هم شاهد گویایی بر نکوهش سخت گیری در شئون اقتصادی زندگی است.

پیام متن:

1. فراهم آوردن آسایش نسبی برای خانواده.

2. نکوهش شدید و بی توجهی به اعضای خانواده در تأمین معیشت آنان.

پرهیز شدید امام خمینی از اسراف در مصرف

حضرت امام خمینی رحمه الله در عمل به دستورهای اسلام، بسیار جدی و نمونه بود. ایشان نسبت به اسراف حساسیت بسیاری داشت. برای نمونه یکی از مسئولان دفتر امام خمینی رحمه الله می نویسد: یک بار مسئول امور مالی پشت یک پاکت چیزی نوشت و به امام داد، امام در یک کاغذ کوچک، پاسخ آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما نیز در یک قطعه کوچک می توانستید بنویسید.

ازاین رو، آن برادر کاغذ خردها را جمع و جور می کرد و در کیسه می گذاشت و هنگامی که می خواست برای امام چیزی بنویسد، روی آن کاغذ پاره ها می نوشت. امام هم در زیر آن پاسخ لازم را می نوشت.

یکی دیگر از اعضای دفتر امام خمینی رحمه الله نقل می کند:

یک روز بر اساس وظیفه ای که هر ماه به عهده داشتیم، در پایان ماه صورت مخارج ماهیانه را (در جماران) خدمت امام فرستادیم و ضمن آن مخارج خانه امام از مهمانی ها، رفت و آمدهای امام و پول برق خانه را نوشته بودیم. هنگامی که صورت مخارج را نزد امام فرستادیم، پس از نیم ساعت حاج احمد آقا تلفن زد و گفت: از وقتی که صورت حساب داده اید، امام مرتب در لب باغچه قدم می زند و سخت ناراحت است؛ زیرا مخارج خانه امام در این ماه از ده هزار تومان (آن عصر) تجاوز کرده است. لذا امام می فرماید: اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز کند، من اصلاً از اینجا می روم. حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید که خرج اضافی در این ماه چه بوده است تا به آقا بگوییم و خیالشان راحت شود. ما پس از جست وجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم که ابداً مربوط به خانه امام نبوده است. برای مثال 1. گازوئیلی که از خانه امام زیاد آمده بود و ما گفتیم آن را در انبار حسینیه جماران بریزند. 2. به ماشینی که خانواده حضرت امام را می برد و بر اثر بی توجهی راننده، خسارتی به آن وارد شده بود. 3. ملامین برزنتی برای خانه حضرت امام تهیه شده بود تا داخل منزل ایشان از بالای پشت بام دیده نشود؛ زیرا پاسداران در آنجا پاس می دادند.

صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، در نتیجه ایشان آسوده خاطر شدند.

از همین نمونه ها می توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده روی و رعایت اعتدال در مخارج خانه را به دست آورد.

پیام متن:

1. ریزبینی و حساب رسی دقیق مالی حضرت امام.

2. پرهیز امام از اسراف و زیاده روی و رعایت اعتدال در زندگی.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:41 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

دنیای غرب می کوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی ها در محورهای زیر خلاصه می شود:
 
ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم فایده؛
 
گسترش روحیه مصرف گرایی؛
 
انحراف ذهن ها از توجه به واقعیت های زندگی؛
 
اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتی.
 
غرب سعی می کند این اهداف را با شیوه های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایی، تنوع طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی گری و تجمل گرایی پی گیرد و در این راه، از دولت ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می برد.
 
بنابراین، پایه های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:
 
1. تمتع و بهره وری هرچه بیشتر؛
 
2. رقابت و مسابقه در مصرف؛
 
3. تجمل گرایی و تشریفات زاید.[1]
 
آمار و ارقام به دست آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به ظاهر پیشرفته نشان می دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[2] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.
 
شرکت های جهانی، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می گوید:
 
ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.[3]
 
انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه ها مانند انفاق.
 
از مجموعه آموزه های دینی اسلام می توان پایه های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره بردن از نعمت های الهی؛ اعتدال و میانه روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می پردازیم.
یک بهره بردن از نعمت های الهی
 
در آموزه های اسلام، همه آنچه در آسمان ها و زمین وجود دارد، به پاسخ گویی به نیازهای بشری به عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می خواهد از آنها به درستی بهره برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت های الهی با عناوینی چون رزق الهی، طیّبات و زینت یاد می کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.
 
خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می فرماید:
 
فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.
 
پس، از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خداوند روزی تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می پرستید، سپاسگزار نعمت های او باشید.
 
زیبایی و آراستگی، محبوب فطری انسان هاست. ازاین رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعی، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[4]
 
از دیدگاه اسلامی، هر چیزی که سبب عیب پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس هایی که موجب آراستگی انسان می شود.
 
از آنچه بیان شد، به دست می آید که خداوند متعال نعمت های خود را برای همه بندگان، به ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می فرماید:
 
زمانی که نعمت ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[5]
 
قرآن کریم می خواهد که انسان ها از نظر روحی و معنوی به گونه ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش های فرد عبادت خواهد بود.
 
بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است: »رنگ خدایی، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می شود؛[6] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می شود.[7]
دو اعتدال و میانه روی
 
هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی ها و خوردنی ها باید از اسراف پرهیز شود.[8]
 
در نگرش اسلامی، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.
 
قناعت و زهد، از ویژگی های ستوده شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.
 
از دیدگاه برخی از صاحب نظران، اعتدال و حدّ وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان ها، زمان ها و مکان های گوناگون، تفاوت پیدا می کند. ازاین رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[9]
 
امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می فرماید:
 
میانه روی، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[10]
 
بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره گیری از امکانات زندگی به گونه ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف کننده باشد.[11]
 
با آنکه در آموزه های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه روی را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق کننده نباشد و خود و خانواده اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق های دیگر باقی می ماند و فرد برای تأمین نیازمندی های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[12]
سه پرهیز از اسراف و تبذیر
 
سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینکه شخصی با درآمد کم که فقط نیازهای اندک او را برطرف می سازد، کالاهای لوکس مصرف کند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده که با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر می گویند اسراف و تبذیر هر دو یکی هستند.
 
اگر کسی در میزان یا شکل استفاده از نعمت های الهی زیاده روی کند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف کند، اسراف کار شمرده می شود. قرآن کریم، اسراف را در معنای بسیار گسترده ای به کار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،[13] دادن مال به کسی که شایستگی آن را ندارد،[14] مصرف بیش از شأن در جهت مصالح شخصی،[15] و اسراف در مخارج کیفی.[16]
 
در حدیثی از امام صادق(ع) نقل است که به یاران خود درباره اسراف فرمود:
 
کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو می پوشی، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقی مانده آب و غذا را که در ظرف می ماند، دور بریزی یا خرما را بخوری و هسته آن را دور اندازی.[17]
 
در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان کبیره معرفی شده است. در روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) نقل می کند، حضرت در نامه ای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ می پردازد و یکی از آنها را اسراف و تبذیر می داند.[18]
ج) الگوی مصرف مطلوب در اسلام
 
شناسایی نیازهای واقعی، رعایت اعتدال و صرفه جویی و بهره برداری از امکانات را الگوی صحیح مصرف بیان می کند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یک سو راهنمای حرکت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع کمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.
 
به نظر می رسد فرهنگ حاکم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعیین الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیم گیری افراد، آیینه تمام نمای عقاید، اندیشه ها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزش های مورد پذیرش آنهاست.
 
معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح کلان تا زمانی که امکانات جامعه با نیازها و خواسته های افراد آن متناسب نباشد، کسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممکن نمی گردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرف های غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمی آید.
 
جوان مسلمانی که می کوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد که مطلوب اسلام باشد. یکی از مهم ترین ویژگی های الگوی مصرف اسلامی این است که دارای حدود است. از نظر عالمان اسلامی، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد: مصرف مجاز، کمتر از حداقل مصرف و بیش از حداقل مصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف کافی از نظر اسلام، سطحی است که سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد.
یک دیگرگرایی
 
یکی از مهم ترین ویژگی های الگوی مطلوب مصرف این است که جوان مسلمانی که به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانواده اش بیندیشد، بلکه باید افزون بر تأمین نیازهای فردی و خانوادگی، به فکر محرومان جامعه نیز باشد. با این کار، روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی در او رشد خواهد کرد و به خودخواهی و کبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن کریم از دیگرگرایی با عنوان انفاق یاد می کند و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرده است.
 
قرآن گاهی در وصف خوبان، انفاق را یکی از شاخصه های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی می داند[19] و اهمیت انفاق تا حدی است که در برخی از آیات در کنار نماز ذکر شده است.[20] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده که انفاق، قرض به خداوند است[21] و خداوند، گیرنده آن است.[22] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است که انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.
 
از امیر مؤمنان علی(ع) نقل است که «اگر کسی مالش را در راه خدا صرف کند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل می کند.» [23] بر این اساس، خداوند وعده داده که به گونه ای پاداش می دهد که هرچه را فرد در راه خدا صرف کرده است دوباره جایگزین شود.
 
کسی که مالش را در راه خدا صرف نمی کند، از آن مال بهره نخواهد برد. کسی که در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل می ورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:
 
کسانی را که طلا و نقره را گنجینه (پنهان) می سازند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (توبه: 134)
دو ایثار و گذشت
 
دوست من! یک جوان مسلمان همراه با بهره برداری از نعمت ها و امکانات الهی، باید در حد توان به کمک محرومان جامعه، فقر را در جامعه کم کند و بکوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالی سخاوت و دیگرگرایی، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را این گونه ستوده است:
 
دیگران را بر خود مقدم می دارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)
 
انسان سخاوتمند کسی است که بخشی از مال خود را به دیگری می دهد، ولی اهل ایثار کسانی هستند که در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح می دهند. در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:
 
کسی که به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی می شود.[24]
 
البته این بدان معنا نیست که انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز کند، بلکه او باید عزت نفس خود را حفظ کند. در تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده است:
 
خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی که رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.[25]
 
بنابراین، ایثار کردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز، محتاج دیگران کند.



[1] .  سید مهدی موسوی کاشمری، پژوهشی در اسراف، قم، بوستان کتاب، 1377، ص 121.

[2] .  حسن فاطمی، گرسنگی؛ ارمغان استعمار، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362، ص 94.

[3] .  ریچارد بارنت و رونالد مولر، سیطره جهانی، ترجمه: مصطفی رحیمی، تهران، هاشمی، 1363، ص 298.

[4] .  علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1379 ه .ق، ج 8، ص 79.

[5] .  علامه مجلسی، بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1404 ه .ق، ج 47، ص 232.

[6] .  سباء: 15.

[7] .  نک: اعراف: 85؛ هود: 84 86.

[8] .  نک: انعام: 141؛ اعراف: 31.

[9] .  نک: محمدعلی انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1415 ه .ق، ج 3، ص 186.

[10] .  شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، قم، آل البیت(ع)، 1409 ه .ق، ج 21، ص 551.

[11] .  علی اکبر کلانتری، اسلام و الگوی مصرف، قم، بوستان کتاب، 1387، ص 43.

[12] .  برای نمونه، از امام باقر(ع) روایت شده است فلان شخص از انصار که مزرعه ای داشت، هرگاه محصول آن را جمع می کرد، تمام آن را صدقه می داد و خود و عیالش تهی دست می ماندند. سپس خداوند این عمل را اسراف قرار داد. (وسائل الشیعه، ج 6، باب 16، ابواب زکات الغلات)

[13] .  «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنّهُ لا یُحِبّ الْمُسْرِفینَ» (اعراف: 31)

[14] .  امیرمؤمنان علی(ع): «بترسید از فساد، به درستی که دادن مال به غیر جایگاه آن، تبذیر و اسراف است. آن چنان کاری که نام صاحبش را نزد مردم بالا می برد، در حالی که مقامش را نزد خداوند پایین می آورد». (نهج البلاغه: 390)

[15] .  امام صادق(ع): «لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! هر چیزی نشانه ای دارد که با آن شناخته می شود و برای مصرف نیز سه نشانه است: چیزی که در شأن او نیست، می خرد؛ چیزی که در شأن او نیست، می پوشد و چیزی که در شأن او نیست، می خورد». (بحارالانوار، ج 12، ص 415)

[16] .  امام صادق(ع): «کسی که بیش از آنچه برای سکونت لازم دارد، مسکن بنا کند، باید در روز قیامت آن را بر دوش خود حمل نماید». (همان، ج 4، ص 54)

[17] .  میزان الحکمه، ج 4، ص 448.

[18] .  وسائل الشیعه، ج 11، ص 260.

[19] .  انفال: 2 4؛ سجده: 15 و 16؛ حجرات: 15؛ توبه: 88.

[20] .  بقره: 3 و 110؛ انفال: 3.

[21] .  بقره: 254؛ تغابن: 17.

[22] .  توبه: 99 و 104.

[23] .  تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص 379.

[24] .  ملامحسن فیض کاشانی، محجة البیضاء، قم، نشر جامعه مدرسین، ج 6، ص 79.

[25] .  محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، ج 5، ص 63.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:39 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

رعایت حدود مصرف

از آن جا که یک مصرف کننده مسلمان تلاش می نماید برای پیدا کردن مسیر صحیح و معقول در زندگی، که ضامن سعادت و خوش بختی دنیا و آخرت او باشد، از وحی الهی (قرآن کریم) و سیره معصومان علیهم السلام الگوبرداری نماید و با رعایت تقوای الهی و پای بندی به حدود شرعی به کارهایش ارزش بدهد، از این رو، در اتخاذ الگوی صحیح مصرف، رعایت حدود و مقررّات الهی را در درجه اول اهمیت قرار می دهد. اسلام (برخلاف نظام سرمایه داری که در آن تولید و مصرف با هدف به حداکثر رساندن سود و مطلوبیت مادی کاملاً آزاد است) برای حفظ مصالح فرد و جامعه، برای تولید و همچنین مصرف، حدود و موازینی قرار داده و در نتیجه، استفاده از برخی کالاها و خدمات به دلیل مسائل ارزشی یا مفاسد و مضراتی که در بردارند، حرام و ممنوع گردیده است.

نمونه هایی از این کالاها و خدمات عبارتند از:

1. مشروبات الکلی، که قرآن کریم به صراحت از آن ها نهی کرده است(36) و زیان های الکل بر سلامت جسم و جان و آثار سوء آن بر معده، کلیه، ریه، اعصاب و شریان های قلب و حواس گوناگون مطلبی است که امروزه از نظر علمی، جای تردید ندارد، به گونه ای که برخی از دانشمندان ممنوعیت اکید آن را در چهارده قرن پیش، یکی از دلایل حقانیت اسلام و قرآن قلمداد می کنند.(37)

2. استفاده از مردار، خون (برای خوردن)، گوشت خوک و هر حیوان حلال گوشتی که ذبح شرعی نشده باشد.(38) به طور کلی، اسلام گوشت هایی را که مورد پسند طبع معتدل آدمی است، مباح گردانیده و از آنچه ناخوشایند طبع های سالم است، برخی را مکروه و برخی را حرام ساخته است.

3. استفاده از هروئین، سم و هر چیزی که برای بدن مضر باشد(39) و استفاده از لباس های طلاباف و حریر خالص و زینت نمودن به طلا برای مردان و پوشیدن لباس شهرت(40) مانند پوشیدن لباس های مخصوص زنان برای مردان و به عکس.

4. استفاده از آلات لهو و لعب و وسایل قمار و استعمال ظروف طلا و نقره.

5. مصرف کالاهایی که موجب تسلط سیاسی و اقتصادی کفّار و بیگانگان بر مسلمانان گشته، اسارت و وابستگی جامعه اسلامی را به دنبال داشته باشد؛ زیرا مسلمانان باید از کیان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور خود به هر طریق ممکن دفاع نمایند.(41) تحریم تنباکو از سوی مرجع بزرگ مرحوم میرزای شیرازی، در زمان ناصرالدین شاه، در جهت تأمین هدف مذکور صورت گرفت و نقشه استعمار انگلیس را در آن برهه خنثی کرد.

و. استفاده از خبائث؛ یعنی هر چیزی که طبع سالم انسانی از آن نفرت داشته باشد. در کتاب ارزشمند جواهرالکلام، درباره معنای «خبائث» آمده است: «مقصود از «خبائث» حرام ویژه ای نیست، بلکه عنوانی کلی برای خوراکی ها و نوشیدنی های ممنوع است که طبع سالم از آن ها نفرت دارد.»(42)

اعتدال در مصرف: حد مطلوب بهره مندی و استفاده از نعمت های الهی آن است که همراه با رعایت اعتدال و به قدر کفاف باشد. اعتدال و میانه روی در مصرف، که در روایات از آن به «قصد» و «اقتصاد» تعبیر شده، حد وسطی است که اسراف و تقتیر (سخت گیری) در آن نباشد. البته این حد نسبت به افراد مختلف و شأن و شخصیت اجتماعی آنان متفاوت است.

در روایتی از امام باقر علیه السلام میانه روی در حالت بی نیازی و نیازمندی یکی از عوامل نجات انسان شمرده شده است.(43)

حضرت علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «هنگامی که خداوند متعال خیر و نیکی را برای بنده ای مقدّر نماید، اقتصاد و میانه روی در زندگی را به او الهام می کند.»(44) به طور کلی، واژه «اقتصاد» در لغت عرب، مفهوم عامی است که در تمام حرکات و سکنات انسان می تواند جریان داشته باشد و در همه مراحل زندگی، حتی در عبادت و انفاق(45)، مطلوب و پسندیده است.(46) «قدر کفاف» آن اندازه از امکانات زندگی است که انسان را از دیگران و سؤال از آن ها بی نیاز کند.(47) اعتدال در مصرف و قناعت موجب بقای نعمت(48) و پدیدآورنده زمینه مناسبی برای رشد صفات و کمالات معنوی در انسان است.(49) بنابراین، خودداری از اسراف و تبذیر یکی از محدودیت های مصرف می باشد. نقطه مقابل اسراف، تقتیر و سخت گیری در مصرف و هزینه کردن برای معیشت و زندگی انسان از نظر قرآن امری مذموم می باشد؛ زیرا افراط و تفریط در هیچ کاری عقلایی نبوده و از نظر دین نیز امری ناپسند قلمداد می گردد.

آیاتی از قرآن کریم برا عتدال و میانه روی تأکید دارند(50) که از اطلاق و کلیّت آن ها می توان به مصرف معتدل نیز رهنمون شد، اگرچه به طور مستقیم درباره مصرف به معنای مصطلح آن در علم اقتصاد نباشند. برای روشن شدن بیش تر بحث، درباره دو طیف مقابل و متضادی که با خروج از حالت اعتدال در مصرف پدیدار می گردند (اسراف و تبذیر و نیز تقتیر و سخت گیری در مصرف و هزینه ها) توضیح داده می شود و دیدگاه قرآن و روایات معصومان علیهم السلام به طور خلاصه تبیین می گردند:

اسراف و تبذیر

اگر کسی در میزان یا نحوه استفاده از نعمت ها و امکانات خداداد زیاده روی نموده، بیش از آنچه مورد نیاز و در خور شأن اوست مصرف کند، در زمره مسرفان یا مبذّران خواهد بود و عواقب چنین برخوردی با نعمت های الهی متوجه او خواهد گردید. این موضوع تنها به زندگی فردی هر کس مربوط نمی شود، بلکه در سطح کلان، هر جامعه باید مصارف و نیازهای خود را بر اساس یک برنامه دقیق و حساب شده مطابق میزان درآمد و تولید ملی تنظیم کند تا بتواند استقلال اقتصادی و سیاسی خود را حفظ نموده، تحکیم و تداوم بخشد.

قرآن کریم به صراحت از اسراف نهی کرده(51) و مسرفان را اهل آتش(52) و مبذّران را برادران شیطان معرفی کرده است.(53)

«اسراف» در لغت، به معنای تجاوز از حد است و هر کاری که از نظر کمیّت یا کیفیت از اندازه خود تجاوز کند، «اسراف» است و چیزی که در راه غیر طاعت خدا مصرف گردد، هرچند کم باشد، «اسراف» می باشد.(54) بنابراین، استفاده از نعمت ها و امکانات افزون بر حد نیاز یا به کارگیری آن ها بدون این که فایده عقلایی بر آن ها مترتّب باشد و استفاده بهینه صورت گیرد، از مصادیق اسراف است. برخی تبذیر را نوع خاصی از اسراف دانسته و گفته اند: تبذیر اسرافی است که با اتلاف مال همراه باشد. به عبارت دیگر، تبذیر یعنی صرف مال در موردی که سزاوار نیست، ولی اسراف یعنی صرف مال بیش از مقداری که سزاوار است.(55) «اسراف» کلمه جامعی است که هرگونه زیاده روی در کمیّت و کیفیت مصرف را شامل می شود و امروزه ثابت شده که یکی از مهم ترین دستورات بهداشتی پرهیز از اسراف و زیاده روی در خوردن و آشامیدن است؛ زیرا بر اساس تحقیقات دانشمندان، بسیاری از بیماری ها ناشی از غذاهای اضافی هستند که در بدن انسانی باقی می مانند. این مواد اضافی هم بار سنگینی بر قلب و سایر دستگاه های بدن و هم منبع آماده ای برای انواع عفونت ها و بیماری ها هستند. عامل اصلی تشکیل مواد مذکور اسراف و زیادروی در تغذیه و به اصطلاح پرخوری است و برای درمان بیماری های ناشی از چربی خون، نارسایی های کبد، تنگ شدن رگ ها و بیماری قند، جز اعتدال در تغذیه و تحرّک کافی راهی نیست.(56) علاوه بر این، امروزه این موضوع روشن شده که اسراف و تبذیر عده ای موجب محرومیّت و گرسنگی انسان های بی گناه دیگر می گردد و این خود نوعی عمل ضدانسانی تلقّی می گردد.

انواع اسراف

در هر زمان، به مقتضای اوضاع و احوال گوناگون، مصادیق جدیدی برای اسراف و تبذیر پدید می آیند. از بین بردن باغ های سرسبز میوه و زمین های زراعی برای ساختن مجتمع های مسکونی (در حالی که در جای دیگر قابل احداث باشند) یا تخریب برخی از ساختمان های محکم و زیبای قدیمی به بهانه شیک نبودن و یا ریختن اضافه های غذا در زباله دان و نظایر آن از مصادیق اتلاف اموال و تبذیر محسوب می شوند و دولت اسلامی به عنوان حافظ مصالح جامعه، باید از آن ها جلوگیری کند؛ زیرا منابع ثروت باید به گونه ای مصرف گردد که بالاترین کارایی و بازدهی را در زمینه تولید برای جامعه داشته باشد.

بدترین نوع اسراف

از مهم ترین و حیاتی ترین مسؤولیت های افراد یک کشور، که خواهان اقتصادی مستقل، سالم و پر رونق باشند، حفاظت و مراقبت از ثروت ها و منابع ملّی است؛ مانند معادن، جنگل ها، دریاها، منابع آب و سایر منابع ثروت ملی، که تأثیر مستقیمی بر حیات اقتصادی جامعه دارند و استفاده صحیح و بهینه از آن ها کشور را به سمت رفاه و غنای مادی حرکت می دهد، ولی استفاده بی رویّه و تضییع آن ها خیانتی در حق نسل حاضر و نسل های بعد می باشد. برای مثال، جنگل ها و مراتع، که از سرمایه های حیاتی یک کشور بوده و نقش بسزایی در پالایش هوا، زیبایی طبیعت، تأمین چوب و کاغذ مورد نیاز یک ملت دارند، بر اثر استفاده بی رویه دولت ها و برخی از افراد سودجو در چند دهه گذشته، صدمات زیادی دیده اند، به گونه ای که از سال 1960 تاکنون قریب نیمی از جنگل های جهان از بین رفته است. در کشور ما نیز روند تخریب جنگل ها کما بیش به همین نسبت بوده است؛ زیرا وسعت جنگل های شمالی طی دو دهه (1350 1370) تقریبا به نصف رسیده و از 3400000 هکتار به 1900000 هکتار کاهش یافته است.(57)

با توجه به مطالب گذشته، می توان بدترین و زشت ترین نوع اسراف را زیاده روی و تضییع ثروت های ملی و همچنین بیت المال جامعه اسلامی دانست. حفاظت از اموال عمومی و بیت المال نشانه حاکمیت فرهنگی غنی و تعهد و ایمان یک ملت است و در مقابل، سهل انگاری در این مسأله و یا استفاده شخصی از بیت المال نشانه عدم تعهد، ضعف ایمان و نبودن رشد فکری لازم در افراد یک جامعه است. در یک جامعه اسلامی، با توجه به تأکید و سفارش امامان معصوم علیهم السلام نسبت به حفظ اموال عمومی و بیت المال، مسؤولیت افراد جامعه، به ویژه کارگزاران حکومت، سنگین تر است.

حضرت علی علیه السلام خطاب به یکی از کارگزاران در این باره می فرماید: «تو در این مالیاتی که می گیری، حق معینی داری و با فقرا و مستمندان شریک هستی. حق تو را ما خواهیم داد و تو نیز حق آنان را بپرداز، و اگر چنین نکنی از کسانی خواهی بود که در قیامت بیش ترین دشمن را دارد، و وای بر کسی که دشمن او در پیشگاه الهی فقرا و نیازمندان و محرومان از حقوق خویش و ضرر دیدگان و درماندگان باشند.»(58)

متأسفانه برخی از مدیران و کارمندان دولت در جامعه اسلامی ما به این مسأله با تسامح نگریسته، عملاً مراقبت و دقت لازم را ندارند. اسراف و تبذیر در اموال عمومی و بیت المال، منحصر به زیاده روی در مصرف یا بهره برداری غیرصحیح نیست، بلکه به وجود آوردن یک محیط شیک و تشریفاتی و خرید چراغ ها و صندلی هایی با قیمت های گزاف و تعویض آرایه های اتاق از مصادیق بارز اسراف و تبذیر در بیت المال می باشند.(59)

تقتیر یا سخت گیری

نقطه مقابل اسراف، محدود کردن بیش از حدّ مصرف یا سخت گیری در هزینه زندگی و مخارج است که از نظر قرآن و روایات معصومان علیهم السلام مورد نکوهش است؛ زیرا اسراف افراط، ولی سخت گیری تفریط در بهره برداری از نعمت ها و امکانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقی و معقول (اعتدال در مصرف و هزینه ها) می باشد. سخت گیری گاهی نسبت به خود افراد خانواده اِعمال می گردد که می توان آن را ناشی از بخل شدید و حرص و طمع زیاد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه کوته نظری و پستی یک فرد است که استفاده از نعمت ها و امکانات الهی را نسبت به خود و یا خانواده اش دریغ داشته باشد و یا بر آن ها سخت گیری کند.

سخن ارزشمند هشتمین پیشوای معصوم، حضرت رضا علیه السلام ، ناظر به این قسم از سخت گیری و اِعمال محدودیت است؛ آن جا که می فرماید: «شایسته است که مرد در زندگی خود توسعه و گشایش ایجاد کند (در مقابل سخت گیری) تا آرزوی مرگ او را نکنند.»(60)

نوع دوم از سخت گیری و اعمال محدودیت آن است که فرد با داشتن امکانات و نعمت های فراوان، فقط به فکر خود و افراد خانواده اش باشد و زمینه استفاده از نعمت ها و برخورداری از مصارف ضروری و حیاتی را برای فقرا و محرومان جامعه فراهم نکند و روشن است کسی که در هزینه های زندگی خود سخت گیری کند، نسبت به افراد بی بضاعت و محروم در جامعه نیز بی اعتنا خواهد بود.

سپاس گزاری

از ویژگی های انسان، سپاس گزاری در مقابل احسان به نیکی و محبت دیگران است، به گونه ای که فطرت سالم یک انسان عاقل اقتضا دارد که حتی در مقابل لطف و محبت زبانی دیگران نیز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزاری کند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران کند.

با این مقدّمه، اگر انسان توجه کند که هر چه را از انواع نعمت های مادی و معنوی بهره مند است، خداوند قادر و حکیم و توانا به او عنایت کرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتی افراد بی ایمان و پست و شرور در این جهان، نیز جاری است، در مقابل، او تا چه حد باید شاکر و سپاسگزار باشد. روشن است که شکر و سپاس به درگاه الهی، که بی نیاز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه کمالات و فیوضات است، با تشکر از دیگران تفاوت دارد؛ زیرا ما نمی توانیم الطاف الهی را با جبران محبت همانند تشکر زبانی و عملی که در مقابل اشخاص داریم جبران کنیم، بلکه بهترین راه آن است که طریق شکرگزاری را از وحی و سخنان اولیای الهی و امامان معصوم علیهم السلام بیاموزیم.

امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید: «شکر نعمت، خودداری از گناهان و معاصی است و شکر کامل (یا تکمیل شکر) به این است که فرد "الحمدلله رب العالمین" بگوید.»(61)

پس لازمه شکر الهی استفاده نکردن از نعمت ها در راه نافرمانی حق تعالی است. در نتیجه، از مصرف بی مورد (اسراف و تبذیر) می توان به عنوان کفران ناسپاسی نعمت یاد کرد. روشن است که قسمت اول روایت بیانگر مرتبه شکر عملی (استفاده صحیح از نعمت های الهی) است و ما با انجام عباداتی که در اسلام به عنوان تکالیف واجب بر هر مسلمانی فرض گردیده، موظّف به انجام مرتبه ای دیگر از شکر (شکر زبانی) نیز هستیم که در ذیل روایت مزبور این مرتبه از شکر نیز بیان گردید.

برخی از آیات قرآن کریم مقتضای ایمان به خدا و بندگی او را شکر به درگاه الهی می دانند.(62) برخی دیگر با بیان های گوناگون به شکر و سپاس گزاری در مقابل آفریننده نعمت ها توصیه و تشویق می نمایند.(63)

مرحوم علامه طباطبائی درباره حقیقت شکر و انواع آن می نویسد: حقیقت شکر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به این است که انسان نعمت را در جایی که آفریننده و عطاکننده نعمت اراده فرموده (رضایت دارد) به کار گیرد و مرتبه دیگری از شکر این است که به زبان از دهنده نعمت یاد کند که در اصطلاح، آن را «ثنا» می نامند و به این است که انسان همواره در دل به یادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با یاد او از مواضعی که منعم تعیین کرده است، تجاوز نکند.(64) بنابراین، می توان گفت: استفاده معقول و بهینه از نعمت های الهی و مصرف آن ها با رعایت اعتدال و دوری از اسراف و تبذیر و رعایت حدودی که خداوند متعال تعیین نموده، همه از لوازم شکر به درگاه خداوند متعال هستند. از این رو، برخی از آیات پس از برشمردن برخی نعمت ها می فرمایند: «افلا یشکرون» و یا انسان را به دلیل ناسپاسی کردن و کفران نعمت های الهی و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذکر می گردند.(65) از مجموع آیاتی که انسان را به شکر و سپاس گزاری به درگاه الهی تشویق و توصیه می نمایند، می توان استفاده کرد که مصرف کل جامعه اسلامی باید جهت خاص خود را پیدا کند؛ به این معنا که هدف صرفا رفع نیازهای مادی نباشد، بلکه در جهت رسیدن به این هدف، حدود الهی نیز رعایت گردند، به گونه ای که افراد جامعه با استفاده بجا و صحیح از نعمت های الهی، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاکر بوده و بر شکر و سپاس زبانی، که خود بخشی از عبادت و بندگی حق تعالی است، قدرت و توفیق یابند. البته این که انسان توجه به منعم حقیقی (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه ای از شکر می باشد که در برخی از روایات معصومان علیهم السلام نیز بیان گردیده،(66) ولی بحث حاضر ناظر به مرتبه شکر عملی است.

دیگرگرایی و رعایت ارزش ها

یکی دیگر از ویژگی های الگوی مطلوب برای مصرف از نظر اسلام، این است که مصرف کننده مسلمان تنها به فکر تأمین نیازهای خود و خانواده اش نباشد، بلکه همراه با تعقیب هدف مذکور، تا حد توان در فکر محرومان و افراد بی بضاعت جامعه نیز باشد؛ زیرا در غیر این صورت، فرد مذکور روحیه خودخواهی و کبر و غرور پیدا می کند و از سوی دیگر، حرص و بخل به او اجازه نمی دهند مازاد نیاز خود را در راه رفع احتیاجات ضروری و حیاتی دیگر افراد جامعه به کار گیرد و با این کار، روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی را در خود پرورش دهد و خود را از دایره تنگ مادیات برهاند و به سوی عالم معنا و قرب و نزدیکی به حق تعالی حرکت کند.

اهمیت و تشویق به انفاق

قرآن کریم با بیان های گوناگون اهمیت انفاق برای رفع محرومیت از افراد جامعه را متذکر گردیده و مردم را بدان تشویق و ترغیب نموده است؛ گاهی در وصف ابرار و خوبان، «انفاق» را به عنوان یکی از شاخص های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی دانسته و آن را از اوصاف متقین، محسنین، صادقین و ابرار شمرده است.(67) برخی دیگر از آیات، انفاق را در کنار نماز و قرین آن ذکر کرده اند که حاکی از اهمیت زیاد آن می باشد.(68) آیات دیگری از قرآن نیز از انفاق به عنوان قرض به خداوند متعال و یا قرض نیکو (قرض الحسنه) به خداوند یاد کرده(69) و بعضی خدای متعال را گیرنده صدقات معرفی نموده اند.(70) از همه مهم تر، بعضی آیات، انفاق را وسیله تقرّب و یا وصف ولی خدا، امیرالمؤمنین علیه السلام ، برشمرده اند(71) که همه گواه بر اهمیت این عمل و تشویق و ترغیب بر انجام آن می باشد.(72) همراه با بیانات مذکور، در بسیاری از آیات، اجر و پاداش بزرگ انفاق کننده در آخرت و نزد خداوند متعال مورد تأکید قرار گرفته است.(73)

روشن است که براساس آیات مذکور، اهمیت و اجر و پاداش مزبور در صورتی است که انفاق، صدقه و کمک به محرومان برای ریا و خودنمایی در مقابل دیگران و یا همراه با منّت گذاری بر گیرنده آن نباشد. از این رو، در آیات قرآن و سیره معصومان علیهم السلام در این قسمت، نکات ظریف و دقیق اخلاقی مورد تأکید و عنایت قرار گرفته اند و هدف این بوده که شأن و آبرو و شخصیت گیرنده نه تنها در مقابل دیگر افراد جامعه حفظ گردد، بلکه گیرنده کمک و صدقه، از دهنده آن خجل و شرمسار نگردد و حتی برخی از امامان معصوم علیهم السلام تلاش می کردند در حالِ دادن صدقه و کمک مالی نگاه گیرنده به روی مبارک آن ها نیفتد. از این رو، غالبا صدقات و کمک های خود را نیمه های شب به صورت ناشناس شخصا به در خانه فقرا و محرومان می بردند.

ایثار و گذشت

پیشوایان معصوم نه تنها مازاد بر نیاز خود را همواره در راه خدا به فقرا و نیازمندان می دادند، بلکه آن ها به عنوان برترین انسان ها و الگوهای برتر برای همه افراد بشر در طول تاریخ، حتی در زمان نیاز خود و خانواده شان نیز فضل و بخشش و کمک به فقرا، محرومان و مستمندان را در عمل به همگان نشان دادند و آیاتی از قرآن کریم، که شأن نزول آن ها درباره امیرالمؤمنین و همسر گرامی اش و امام حسن و امام حسین علیهم السلام می باشد،(74) به همه پیروانشان و افرادی که خواهان گام نهادن در طریق خودسازی و رسیدن به کمالات والای انسانی اند درس ایثار و گذشت در راه خدای متعال می دهد.

حاصل آن که یک مسلمان با ایمان، ضمن بهره برداری و استفاده شخصی از نعمت ها و امکانات، نه تنها با در نظر گرفتن تکالیف دینی، با انگیزه الهی، حقوق واجب مالی از قبیل «خمس» و «زکات» را ادا می کند، بلکه همواره درصدد است در حد توان، با انفاق ها و کمک های خود به فقرا و محرمان جامعه، فقر و محرومیت را در سطح جامعه کاهش دهد و تلاش می کند خود را به مرتبه ای از کمالات انسانی برساند که گذشت و ایثار نسبت به فقرا و نیازمندان جامعه نیز برای او آسان و لذت بخش گردد و با اتخاذ ویژگی مذکور در الگوی مصرف خود، دست یابی به رضایت و خشنودی خداوند متعال و رسیدن به مقام قرب الهی برای او از هر چیزی ارزشمندتر و لذت بخش تر باشد.

··· پی نوشت ها

1 صحیفه سجادیه، ترجمه و نگارش جواد فاضل، تهران، امیرکبیر، بی تا، دعای سی ام.

2 ابراهیم رزاقی، الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، تهران، چاپخش، 1374، ص 163164

3 همچنین ر.ک: اعراف: 160 / انعام: 145 / مائده: 5و4 / بقره: 172.

4 ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 4، ص 272.

5 محمدحسین طباطبائی، تفسیر المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1379، ج 8، ص 80.

6 محمدحسین طباطبائی، پیشین، ج 8، ص 79

7 محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، چ چهارم، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1362، ج 47 ،ص 232.

8 سید جمال الدین موسوی، ملاحظاتی پیرامون پیام های اقتصادی قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ص 467476.

9 رضی الدین طبرسی، مکارم الاخلاق، چ ششم، بیروت، منشورات الاعلمی للمطبوعات، 1492، ص 106107.

10 محمدبن یعقوب کلینی، فروع کافی، چاپ دوم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362، ج 6، ص 442، حدیث 7.

11 گروهی از نویسندگان، معجم موضوعی اقتصادی قرآن کریم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1379، بحث «توجه به خالق و مصرف».

12 همچنین ر.ک: سجده: 27 / عبس: 23و24 / مرسلات: 27 / فرقان: 48و49 / انعام: 141 / نحل: 5و8 / نحل: 10و11 / قریش: 4و3 / یس: 33و34 / نحل: 80و81.

13 دیگر آیات مربوط به این بحث: نحل: 6669 / واقعه: 6870 / مرسلات: 27 / نحل: 14 / یس: 7273 / اعراف: 10 / حج: 36

14 گروهی از نویسندگان، پیشین.

15 محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چ دوم، دفتر نشر کتاب، 1404، ص 193.

16 فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، مکتبة المرتضویة، بی تا، ج 5، ص 169.

17 عن الرضا علیه السلام : «الذی یطلب من فضل الله عزوجل مایکفّ به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله.» (محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ص 88.)

18 اربع لا یستجاب لهم دعا: رجلٌ جالسٌ فی بیته یقول یا رب ارزقنی فیقول له الم امرک بالطلب...» (محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 103، ص 8، حدیث53.)

19 آیات: ذاریات:58 / هود: 16 / ابراهیم: 32 / روم: 40 / انفال: 26 / اسراء: 64 / ابراهیم: 32 / بقره: 22 / عنکبوت: 17 / انعام: 151 / اسراء: 31 / سبا: 24 / فاطر: 3 / یونس:31/ نمل: 64 / ملک: 21 / یونس: 59 / انعام: 14/ حجر: 22 / فرقان: 48و49/ شعراء: 79 / قریش: 4 / ق: 911 / طه: 132 / روم: 28 / یس: 33 / حج: 28 / مرسلات:27.

20 آیات: بقره: 172 / نحل: 114 / یس: 3335 / سبا: 15 / مائده: 88 / ملک: 15 / طه: 81 / انعام: 141142 / بقره: 57،58،60 / بقره: 254 / اعراف: 160 / حج: 28 / طلاق: 39 / نساء: 39 / یس: 47 / بقره: 3 / انفال: 32 / رعد: 22 / ابراهیم: 31 / سجده: 16 / قصص: 54 / فاطر: 29 / شوری: 38 / نحل: 75.

21 آیات: فاطر: 43 / احزاب: 62 / فتح: 23 / اسراء: 77.

22 ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 17، ص 434.

23 آیات: ابراهیم: 7 / قمر: 35.

24 آیات: ابراهیم: 7 / نحل: 112 / سبأ: 16،17، نحل: 55.

25 آیات: اسراء: 16 / قصص: 58و59 / هود: 116117.

26 آیات: اعراف: 96 / جنّ: 16.

27 طه: 124.

28 محمدبن الحسن الطوسی، تفسیر تبیان، نجف، مکتبة الامین، 1376، ج 7، ص 219.

29 محمدحسین طباطبائی، پیشین، ج 14، ص 242.

30 نگارنده، طرح تحقیقی الگوی مصرف در اسلام، مرکز پژوهش های صدا و سیما، 1375، ص 11.

31 محمدحسین طباطبائی، پیشین، ج 8، ص 17.

32 آیات: اعراف: 10 / حدید: 20.

33 گروهی از نویسندگان، پیشین، بحث مصرف.

34 رضی الدین طبرسی، پیشین، ص 64.

35 گروهی از نویسندگان، پیشین.

36 مائده: 90.

37 سیدجمال الدین موسوی، پیشین، ص 513.

38 با استناد به آیه 3، سوره مائده.

39 سید روح الله موسوی الخمینی، تحریرالوسیله، ج 2، ص 163.

40 همان، ج 1، ص 145.

41 همان، ص 485.

42 محمدحسن نجفی، جواهرالکلام، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1362، ج 36، ص 239.

43 محمدبن علی ابن بابویه، صدوق، خصال، قم، منشورات جماعة المدرسین، 1362، ص 84.

44 «اذا اراد الله بعبدٍ خیرا الهمه الاقتصاد». عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، قم، مرکز البحوث الاسلامیة، 1395، قم، ص 175.

45 «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما» (فرقان: 67)

46 محمدرضا مهدوی کنی، اصول و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن، تهران، دفتر نشر دانشگاه امام صادق علیه السلام ، 1379، ص 13.

47 فخرالدین طریحی، پیشین، ج 5، ص 113.

48 امام کاظم علیه السلام : «من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمة و مَنْ بذّر و اسرف زالت عنه النعمة» (محمدباقر مجلسی، پیشین، ج 78، ص 327)

49 حضرت علی علیه السلام : «اعون شی ء علی اصلاح النفس القناعة» و محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1362، ج 10، شماره 20205.)

50 آیات: اسراء: 29 / فرقان: 67 / لقمان: 19 / بقره: 143 / مائده: 89.

51 «وکلوا و شربوا ولا تسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین» (اعراف: 31) همچنین در آیه 141 سوره انعام از اسراف نهی شده است.

52 «و ان المسرفین هم اصحاب النار» (مؤمن: 43)

53 «ولا تبذّر تبذیرا انّ المبذرین کانوا اخوان الشیاطین» (اسراء: 27.)

54 محمد راغب اصفهانی، پیشین، ص 230.

55 فخرالدین طوسی، پیشین، ج 3، ص 217.

56 ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 6، ص 152.

57 سیدمهدی موسوی، پژوهشی در اسراف یا آفت سرمایه ها، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1371، ص 145.

58 نهج البلاغه، ترجمه و شرح علینقی فیض الاسلام، نامه 26، ص 884.

59 سیدمهدی موسوی، پیشین، ص 187.

60 «ینبغی للرّجل ان یوسع علی عیاله لئلا یتمنوا موته» محمدبن الحسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه، چاپ هشتم، تهران، مکتبة الاسلامیة، 9401، ج 15، ص 249، حدیث 6.

61 امام صادق علیه السلام : «شکر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشکر قول الرجل الحمدلله رب العالمین.» (محمدبن یعقوب کلینی، پیشین، ج 2، ص 78)

62 مانند آیات 172 بقره و 114 نحل.

63 آیات: نحل: 14 / فاطر: 12 / حج: 36 / ابراهیم: 37 / انفال: 26 / عنکبوت: 17 / ابراهیم: 7 / لقمان: 12 / سبأ: 15.

64 محمدحسین طباطبائی، پیشین، ج 4، ص 38.

65 آیات: یس: 3335 / اعراف: 10 / واقعه: 6870 / سبأ: 17 / ابراهیم: 7 / نحل: 112 / یس: 7273.

66 مانند روایتی از امام صادق علیه السلام در اصول کافی، ج 2، ص 79، روایت 15.

67 آیات: انفال: 24 / سجده: 1516 / حجرات 15 / توبه: 88 / قصص: 5255 / نساء:39 / شوری: 38 / بقره: 2و3 / آل عمران: 133و134 / لیل: 17و18 / بقره: 177 / ذاریات: 15و19 / آل عمران: 15،17و34.

68 بقره: 3و 110 / انفال: 3 / رعد: 22 / فاطر: 29 / شوری: 38 / مزمّل: 20.

69 بقره: 245 / حدید: 11 / تغابن: 17 / حدید: 18 / مزمّل: 20 / مائده: 12.

70 توبه: 104 / توبه: 99.

71 مائده: 55.

72 گروهی از نویسندگان، پیشین، بحث «اهمیت و تشویق انفاق.»

73 مانند آیات 261 و 262 سوره بقره.

74 آیات 9 و 8 سوره انسان.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:38 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

چکیده

الگوی مصرف هر جامعه نقشی تعیین کننده در تخصیص منابع تولید، نوع کالاهای تولیدی و شیوه توزیع آن ها دارد؛ زیرا تخصیص بهینه منابع برای تولید کالاها و ارائه خدمات به منظور تأمین نیازهای ضروری و حیاتی جامعه و رفع فقر و محرومیت، تا حد زیادی به شناخت الگوی صحیح مصرف و حاکمیت آن بستگی دارد و این امر مبتنی بر جهت دهی معقول و منطقی به افکار، عقاید، آداب و رسوم و ارزش های مورد قبول جامعه یا به طور خلاصه، فرهنگ عمومی مردم می باشد. این مقاله در دو بخش «مبانی نظری» و «مبانی راهبردی» سامان دهی شده است؛ تا هم آگاهی و شناختِ لازم برای تشخیص الگوی صحیح مصرف به دست آید و هم در مرحله عمل و صحنه اجرایی، ویژگی های الگوی مناسب مصرف برای افراد جامعه روشن شود و شیوه های صحیح تخصیص درآمدها و مصرف کالاها و خدمات تعیین گردند.

مقدّمه

شناسایی نیازهای واقعی و رعایت اعتدال و صرفه جویی در بهره برداری از امکانات را «الگوی صحیح مصرف» بیان می کند. مصرف در یک جامعه، نقشی مهم در تعیین نوع، میزان و شکل تولید و توزیع دارد و از سوی دیگر، خود تحت تأثیر نوع و میزان تولید است. بنابراین، مناسب است نکاتی درباره ضرورت اتخاذ الگوی صحیح مصرف مطرح گردند:

1. اگر وضعیت جامعه به گونه ای باشد که افراد را به سمت مصرف هرچه بیش تر سوق دهد، بخش اعظم منابع درآمد جامعه به مصرف اختصاص می یابد و روشن است که در چنین وضعیتی از سطح پس انداز کل کاسته، زمینه مناسب برای سرمایه گذاری فراهم نمی گردد. این مسأله کاهش تولید و فقر اجتماعی را به دنبال می آورد و ضعف اقتصادی نیز زمینه فقر فرهنگی و انحطاط اجتماعی را فراهم می کند و این امور در

مجموع، آسیب پذیری جامعه را در برابر قدرت های سلطه گر افزایش می دهد و استقلال سیاسی کشور را تهدید می کند و چنان که تأمین نیازهای رو به افزایش جامعه از راه واردات انجام گیرد، تأمین ارز مورد نیاز برای خرید از بازار جهانی، روند وابستگی را تشدید می نماید.

2. در هیچ جامعه ای فراوانی مطلق وجود ندارد و عوامل تولید با محدودیت و کم یابی نسبی مواجه می باشند. الگوی مصرف حاکم بر جامعه می تواند به تخصیص بهینه منابع و نحوه به کارگیری عوامل تولید کمک کند، به گونه ای که در برگیرنده نیازهای ضروری و اساسی باشد و با اولویت بندی و تشخیص میزان اهمیت هریک، زمینه لازم را برای استفاده منطقی از امکانات فراهم آورد. بنابراین، با توجه به این که از یک سو، امکانات و توانمندی های جامعه در هر مقطع زمانی، با محدودیت هایی مواجهند و از سوی دیگر، میزان نیاز، به سبب رشد جمعیت همواره در حال افزایش است، از این رو، چنین وضعیتی لزوما افزایش تولید را می طلبد که در صورت عدم تحقق آن، تولید ناچیز کالاها و خدمات بین جمعیتی زیاد تقسیم می گردد و این نتیجه ای جز افزایش فقر و محرومیت به دنبال ندارد.

3. در صورتی که کشوری درآمدهای حاصل از صادرات و فروش نفت را در اختیار داشته باشد، الگوی مصرف در آن کشور باید زمینه لازم را برای هدایت اقتصاد به سمتی فراهم آورد که هنگام کاهش یا قطع این درآمدها، بتوان اقتصاد جامعه را به خوبی اداره کرد. در غیراین صورت، وابستگی و در نتیجه، آسیب پذیری جامعه همواره افزایش می یابد و ممکن است به سرنوشت کشورهایی همچون آرژانتین مبتلا گردد. این کشور اکنون قریب 130 میلیارد دلار بدهی خارجی و 150 میلیارد دلار بدهی داخلی دارد. وضعیت نامطلوب اقتصادی، ناآرامی ها و اعتراضات مردمی را در آن جا به اوج خود رساند. با بررسی علل این حوادث می بینیم که وابستگی شدید آن کشور به وام های خارجی و پی روی از دستورالعمل های صندوق بین المللی پول (بدون توجه به مصالح و منافع ملی آن کشور) یا به طور خلاصه، نداشتن الگوی صحیح در تولید و مصرف، نقشی اساسی داشته است.

در میان عواملی که بر تعیین الگوی مصرف در یک جامعه نقش دارند، به نطر می رسد «فرهنگ حاکم بر جامعه» مؤثرتر و دارای تأثیر عمیق تری می باشد؛ زیرا اعمال و تصمیم گیری افراد آینه تمام نمای عقاید، اندیشه ها و نحوه نگرش به جهان هستی و ارزش های مورد قبول آن هاست. از سوی دیگر، آداب و رسوم، ارزش ها و افکار و عقاید اجزای اصلی تشکیل دهنده فرهنگ هر جامعه می باشند. بنابراین، فرهنگ در فرایند تصمیم گیری و اعمال و رفتار اقتصادی افراد جامعه نقشی اساسی دارد. در این میان، جایگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل بیت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به خوبی از سخنان پیشوایان معصوم نمایان است. برای نمونه، امام سجّاد علیه السلام در یکی از دعاهای خود چنین می فرماید: «پروردگارا، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا از اسراف و زیاده روی باز دار و به بخشش و میانه روی قوام ده و تنظیم صحیح امور زندگی را به من بیاموز و مرا از تضییع نعمت ها بازدار.»(1)

اتخاذ الگوی صحیح و منطقی در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی به دنبال دارد؛ زیرا در سطح کلان، تا امکانات یک جامعه با نیازها و خواست های افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، کسب استقلال اقتصادی و دست یابی به عزّت و سرافرازی ممکن نمی گردد و در سطح فردی، بدون اجتناب از مصارف غیرضرور و تجمّلی و تقدیر معیشت به معنای متوازن نمودن درآمدها و هزینه ها آرامش روحی و روانی، که شرط اصلی رفاه مادی است، به وجود نمی آید. جست وجوی الگوی مصرف متناسب خانوار به معنای تهیه نسخه ای عام برای همه نیست، بلکه آشنایی با معیارها، فرضیه ها و رفتارهای بخردانه ای در مصرف است که خانواده در پرتو آن بهتر می تواند بر مسائل و مشکلات مالی خویش غلبه کند و هزینه ها را تا حد ممکن به امکانات نزدیک نموده، از فشارهای روانی وارد بر خانواده از نظر ساعات کار و احساس محرومیت و خفّت و شکست بکاهد.(2)

مبانی نظری بحث

شناخت کالاهای مباح و ممنوع

یکی از لوازم به کارگیری الگوی معقول و منطقی برای انجام هر کاری ایجاد شناخت و بصیرت لازم نسبت به آن کار و حدود و موازین آن است. در این میان، رعایت برخی حدود و مقررّات، لازم و ضروری اند و بعضی دیگر در درجه اهمیت بعدی قرار دارند. بنابراین، شناخت اولویت ها و موارد مهم از حساسیت بالایی برخوردار بوده، نقش حیاتی در دست یابی به هدف دارد. از این رو، برای اتخاذ الگوی صحیح مصرف، ابتدا باید مصرف کننده مسلمان کالاهای مجاز (مباح) و ممنوع (حرام) را بشناسد و در حد توان، معیار اباحه و تحریم آن ها را بداند تا در مرحله عمل، به راحتی و با انگیزه ای قوی بتواند آن حدود و مقررات را به کار بندد. از این رو، بررسی دیدگاه قرآن کریم در این زمینه، یکی از مبانی نظری مهم در بحث می باشد.

برخی از آیات قرآن کریم معیار اباحه و جواز استفاده را «طیّب» بودن و معیار حرمت و ممنوعیت را «رجس» و «خبیث» بودن هر چیز قرار داده اند؛ مانند:

«قل لا اَجِدُ فیما اوحِیَ الیّ محرّما علی طاعم یطعمه الاّ ان یکون میتةً او دما مسفوحا او لحم خنزیر فانّه رجسٌ...» (انعام: 145)؛ بگو در آنچه بر من وحی شده، هیج غذای حرامی نمی یابم؛ به جز این که مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک که این ها همه پلیدند...

«و یُحلُّ لهم الطیبات و یحرّم علیهم الخبائث.» (اعراف: 157)؛ خداوند بر افراد با ایمان چیزهای پاکیزه را حلال و مباح قرار داد و چیزهای پلید را ممنوع گردانید.

«کلوا من طیّبات ما رزقناکم» (طه: 81)؛ از روزی های پاکیزه ای که به شما دادیم، بخورید.(3)

«طیب» هر چیز لذیذی است که طبع سالم انسانی از آن نفرت نداشته باشد، بلکه مورد علاقه افراد باشد. بنابراین، آنچه برای طبع سالم انسانی خوشایند باشد و آن را پاکیزه بداند، «طیّب» است.(4) «طیّبات رزق» شامل انواع خواست های مطبوع و ملایم با طبع انسان مانند لباس، خوراک، مسکن، همسر و سایر نیازهای انسان می گردد.(5) به دلیل آن که محتوای دعوت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله با فطرت سلیم انسانی هماهنگ است، حلال و مباح گردیدن آنچه طبع سالم می پسندد و حرام و ممنوع بودن چیزهای پلید و تنفّرآمیز در این جهت قرار دارد.

مطلوبیت استفاده از نعمت ها

استفاده از نعمت های الهی در حدی که انسان بتواند حیات و سلامتی خود را حفظ کند و با نشاط کامل به انجام وظایف فردی و اجتماعی اش بپردازد، نه تنها امری مطلوب، بلکه از نظر اسلام واجب و لازم است. اسلام حتی بر بهبود کیفی حیات و زندگی و آراستگی ظاهر افراد تأکید و عنایت دارد وتظاهر به فقر و فلاکت همراه با ژولیدگی را نکوهش می کند. قرآن کریم در آیات متعددی به استفاده از نعمت های الهی با عناوینی همچون «رزق الهی» و «طیّبات» و «زینت» فرمان داده است. قرآن کتابی است انسان ساز و سعی دارد ضمن ترغیب انسان به استفاده و بهره برداری از امکانات مادی و نعمت های خدادادی، انگیزه شکرگزاری و سپاس را در وجود انسان تقویت کند و حدود و مقرراتی نیز برای استفاده صحیح و معقول بیان نموده است.

در این جا برخی از آیات مربوط به بحث، با توضیح کوتاهی مطرح می گردند:

«فکلوا ممّا رزقکم اللّهُ حلالاً طیّبا واشکروا نعمة اللّه ان کنتم ایّاه تعبدون.» (نحل: 114)؛ پس از نعمت های حلال و پاکیزه ای که خداوند روزیتان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می پرستید، سپاسگزار نعمت های او باشد.

«یا ایُّها الذین آمنوا لا تحرّموا طیّبات ما احلَّ اللّهُ لکم.» (مائده: 87)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، روزی های پاکیزه ای را که خداوند بر شما حلال کرده است، برخود حرام نکنید.

«یا بنی آدم خذوا زینتکم عندَ کلِّ مسجدٍ و کلوا واشربوا و لا تسرفوا انّه لا یحبّ المسرفین قل مَن حرّم زینةَ الله الّتی اخرج لعباده و الطیّبات من الرّزق.» (اعراف: 31 و 32)؛ ای فرزندان آدم، زینت های خود را به هنگام ورود به هر پرستشگاهی (مسجدی) برگیرید و بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید. خداوند متعال اسراف کنندگان را دوست ندارد. (ای پیامبر) بگو چه کسی زینت ها و روزی های پاکیزه ای را که خداوند برای بندگانش قرار داده، حرام و ممنوع گردانیده است؟!

هر چیزی که از انسان عیب پوشی کند وموجب آراستگی او باشد، «زینت» است؛ مانند کمالات اخلاقی و یا انواع لباس ها و آرایش هایی که موجب جلب نظر دیگران شود و نفرت را بزداید. بنابراین، لباس های کهنه، موهای ژولیده، بدن کثیف، آلودگی و بی نظمی در منزل یا محیط کار نمونه هایی از عوامل نفرت زا هستند که خداوند متعال آن ها را برای یک انسان، به ویژه برای افراد با ایمان، نمی پسندد. از این رو، زیبایی و آراستگی را محبوب فطری انسان قرار داده و او را اجتماعی آفریده و نحوه آراستن خویش را به او الهام کرده است تا هم مورد رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعی، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین گردند.(6)

بنابراین، چیزهای مطبوع را خداوند برای همه انسان ها، به ویژه بندگان صالحش، آفریده است و این طرز تفکّر، که تلاش برای به دست آوردن امکانات مادی ممکن است با انحرافات و آلودگی هایی همراه گردد، پس بهتر است تا آن جا که ممکن است افراد باایمان از نعمت های دنیوی استفاده نکنند، از نظر اسلام قابل قبول نیست.

امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «زمانی که نعمت ها وفور یافتند و دنیا به انسان رو آورد، بندگان صالح و شایسته و افراد با ایمان به استفاده از آن ها سزاوارترند.»(7)

به طور کلی، به دلیل آن که محتوای دعوت انبیای الهی با فطرت سالم انسانی هماهنگ است، هیچ دلیلی بر اباحه نعمت های الهی و مطلوبیت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انسانی با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.(8) سیره عملی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و روش زندگی معصومان علیهم السلام نیز بر این مطلب دلالت دارد. در زندگی امام سجّاد علیه السلام آمده است: آن حضرت عبایی از خز به مبلغ پانصد یا هزار درهم خریداری می کرد و چون زمستان را با آن می گذرانید، می فروخت و بهایش را صدقه می داد.(9) همچنین می بینیم وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام ابن عباس را به سوی خوارج فرستاد، او بهترین لباس های خود را پوشید و بوی خوش استعمال کرد و بهترین مرکبش را سوار گردید و نزد آن ها رفت. خوارج گفتند: تو از بهترین مردم هستی و با لباس های جبّاران و مرکب آنان نزد ما آمدی؟ ابن عباس در جواب آن ها این آیه را تلاوت کرد: «قُل من حرّمَ زینةَ اللّه الّتی اخرج لعباده و الطیّبات من الرّزق.»(10)

توجه به آفریننده نعمت ها

به دلیل آن که امتیاز انسان بر سایر موجودات به داشتن فکر و عقل و اراده و اختیار در زندگی است، بنابراین تنها زمانی حیات او از یک زندگی حیوانی متمایز می گردد که با به کارگیری اندیشه و فکر خود و از روی اختیار و اراده، راه سعادت و دست یابی به کمالات انسانی را پیموده، تنها به رفع نیازهای مادی خود و اشباع غرایز حیوانی بسنده نکند. روشن است که همه موجودات زنده برای تداوم حیاتشان، به دنبال خوراک، و ساختن سرپناهی مناسب می روند و انسان نیز در این جهت تلاش می کند. قرآن کریم ضمن تأیید و پاسخ گویی مثبت به تأمین این گونه نیازها، نمی خواهد انسان در این حد متوقف گردیده و مصرف او صرفا با هدف تأمین نیازهای مادی انجام پذیرد، بلکه مطلوب قرآن این است که انسان به عنوان برترین آفریده هستی، با داشتن اندیشه و تعقّل و اختیار، کارهایش جهت انسانی خاص خود را پیدا کند. بهترین و آسان ترین راه آن است که انسان با آفریننده جهان هستی و خالق نعمت ها و مواهب مادی به عنوان مبدأ همه کمالات و سرچشمه همه فیوضات آشنا شود تا با اطمینان و یقین بداند آنچه از کمالات و زیبایی ها در جهان هستی مشاهده می کند، همه مخلوق حق تعالی هستند و انسان باید ضمن استفاده صحیح و بجا از آن ها، بصیرت و شناخت خود را نسبت به خالق خود زیادتر نموده، راه تکاملی شایسته مقام انسانی را بپیماید؛ یعنی با تقویت معرفت و تحصیل کمالات انسانی، به خدای بزرگ نزدیک تر گردد.(11) آیات مربوط به بحث را در سه دسته می توان بررسی نمود:

1. خالقیت

بسیاری از آیات(12) با ذکر نعمت های گوناگون، مانند انواع غذاها، میوه ها، نوشیدنی ها، خوراک، پوشاک، مسکن، وسایل حمل و نقل و سوخت بر این نکته تأکید می کنند که خداوند آن ها را آفریده و در اختیار بشر قرار داده است تا انسان معرفت و بصیرت خود را افزایش داده، فرمانبردار و مطیع فرامین الهی باشد و همراه با استفاده از نعمت ها، شکر و سپاس به درگاه الهی را از یاد نبرد.

2. تناسب نعمت ها با نیازهای بشر

خدای متعال که آفریننده و خالق بشر است، از هرکس به نیازهای او برای تداوم حیات و رشد و تکامل انسانی آگاه تر می باشد. از این رو، او که از همه مستغنی و بی نیاز است، از روی لطف و مهربانی آنچه را انسان بدان نیازمند بوده، از انواع غذاها، میوه جات، نوشیدنی ها، پوشاک مناسب، هوای سالم، وسایل حمل و نقل و مانند آن ها را در اختیارش قرار داده است. آیاتی از قرآن کریم(13) با برشمردن نعمت های گوناگون که هرکدام تأمین کننده یکی از نیازهای انسان است، این نکته را یادآور می شوند که نوعی هماهنگی و تناسب بین احتیاجات انسان و امکانات مادی در اختیار او برقرار است و از انسان می خواهند در آن ها تفکر کند؛ زیرا با تفکر در این امور، معرفت و بصیرت فرد نسبت به خالق و مدبّر این جهان بیش تر گشته و با کسب چنین معرفتی، زمینه اطاعت و بندگی و سپاس گزاری در مقابل حق تعالی و احسان بیکران او پدیدار می گردد و روحیه شکر و سپاس در او تقویت می گردد.(14)

3. رزاقیّت

غذای مورد استفاده انسان و آبی که می نوشد و پوشاکی که به تن می کند، همه از مصادیق روشن مصارف اویند و از مواردی هستند که در قرآن کریم از آن ها به عنوان «رزق» یاد شده اند.

«رزق» بر چند معنا اطلاق می گردد: گاهی بر عطا و بخشش مستمر، که ممکن است در دنیا یا آخرت باشد، اطلاق می گردد و گاهی به سهم و نصیب فرد «رزق» او گفته می شود و همچنین به آنچه انسان از خوردنی ها و آشامیدنی ها، که تغذیه کرده و جزو بدن او گردیده است، «رزق» اطلاق می گردد.(15)

«رزق» را به «رزق ظاهری»، که مربوط به بدن می باشد، و «رزق باطنی»، که جایگاهش قلوب و قوّه ادراکی انسان می باشد، تقسیم کرده اند. در نتیجه، غذای انسان رزق ظاهری، و علوم و معارف رزق باطنی او می باشند.(16) آیاتی از قرآن کریم بر این نکته تأکید می کنند که روزی رسان شما و همه موجودات زنده فقط خداوند متعال است و او روزی همه را تضمین نموده است. البته روشن است که خداوند متعال امور این عالم را با اسباب و وسایل خودش به انجام می رساند و یکی از شروط اصلی روزی رسانی به بشر در حالت طبیعی و عادی، تلاش و کوشش خود اوست. بنابراین، تضمین روزی یک واقعیت تکوینی روشن و از اصول مسلّم جهان بینی اقتصادی اسلام می باشد که می توان آن را به عنوان یک نظریه اقتصادی در مقابل اقتصاددانان بدبینی همچون مالتوس قرار داد. ولی از سوی دیگر، فکر و تلاش و کوشش انسان برای تحصیل روزی و امرار معاش از شؤون رزاقیت الهی است. از این رو، در سخنان پیشوایان معصوم بر تلاش و کوشش برای تأمین معاش تأکید فراوان گردیده و تحمّل رنج و زحمت در این راه مانند جهاد در راه خداوند، بلکه برتر از آن قرار داده شده است.(17) امام صادق علیه السلام درباره کسی که در خانه بنشیند و فقط برای رسیدن روزی دعا کند، می فرماید: دعای کسی که در منزل بنشیند و بگوید پروردگارا، روزی مرا برسان، به اجابت نمی رسد و از سوی خدا به او گفته می شود: آیا برای طلب روزی به تو فرمان ندادم؟(18) به دلیل آن که آیات مربوط به این بحث در قرآن کریم بسیارند، تنها به ذکر نشانی آن ها در پی نوشت اکتفا می گردد.(19) مجموعه ای از آیات نیز به انسان فرمان تصرف در روزی الهی می دهند(20) تا فکر و توجه بشر به آفریننده آن ها و روزی رسان جلب گردد و از سوی دیگر، با استفاده از نعمت ها و تأمین نیازهای خود و درک لذت انواع غذاها، میوه ها و نوشیدنی ها، روحیه شکر و سپاس گزاری و به دنبال آن، اطاعت و بندگی و تقوای الهی، که ضامن سعادت و خوشبختی انسان در دنیا و آخرت هستند، در او تقویت گردد.

شناخت سنّت های الهی

از مجموع آیات مربوط به این بحث استفاده می شود که منظور از «سنّت» در موارد مذکور قوانین ثابت و اساسی تکوینی یا تشریعی الهی است که هرگز دگرگونی در آن ها روی نمی دهد.(21) این قوانین، هم بر اقوام گذشته حاکم بوده و هم بر جوامع کنونی و هم مللی که در آینده خواهند آمد، حاکم هستند.(22)

شناخت سنّت های الهی موجب می گردد معرفت و بصیرت انسان نسبت به عواملی که موجب خیر و برکت و فزونی نعمت ها می گردد، افزایش یافته و از سوی دیگر، عوامل فقر و محرومیت و نزول بلاها و مصایب را بهتر بشناسد و در نتیجه، با رعایت حدود الهی و اتخاذ الگوی صحیح و معقول، برای مصرف خود تلاش کند، عوامل نخست را در زندگی پدید آورده، از کارهایی که باعث محرومیت و گرفتاری می گردد اجتناب ورزد.

با ملاحظه آیات قرآن کریم در زمینه سنّت های الهی و بحث مصرف، می توان گفت: شکر و سپاس در مقابل استفاده از نعمت ها موجب فزونی نعمت گشته(23) و کفران و ناسپاسی موجب محرومیت و نزول بلاها می گردد.(24) ظلم و ستم افراد و نیز خوش گذرانی و ریخت و پاش آن ها همراه با سرمستی و غفلت از یاد خدا همواره موجب هلاکت و نابودی اقوام و ملل بوده است.(25) ایمان و تقوا موجب نزول برکات الهی(26) و در مقابل، روی گردانی از یاد خدا موجب سختی در معیشت و اضطراب خاطر می گردد.(27)

الف. ایمان و یاد خدا رفاه و آسایش انسان

ایمان به خدای متعال و معرفت و شناخت او موجب آرامش دل ها و رفع نگرانی ها می گردد؛ زیرا فرد با ایمان به قدرت لایزال و نامتناهی خداوند معتقد است و با اعتقاد به سرای جاودان دیگر، تمام تلاش و کوشش خود را صرف انباشت ثروت و یا کسب مقام و رسیدن به لذایذ مادی بیش تر نمی کند، بلکه همه چیز را در راه اطاعت و بندگی خدای متعال و انجام وظایف و مسؤولیت های فردی و اجتماعی خود طلب می کند و با اعتقاد به خدای قادر و حکیم، که تدبیر همه عالم به دست اوست و روزی رسان همه موجودات است، از روی آوردن آفات و بلیات، بیماری ها و حوادث ترس و نگرانی ندارد و با اعتقاد به این که مرگ پایان یک حیات موقّت و کوتاه و آغاز حیاتی جاودان می باشد، هیچ گاه مرگ در نظرش همچون کابوسی وحشتناک و غم بار جلوه نمی کند؛ زیرا با ایمان و یاد خدا دنیا را محل امتحان و گذرگاهی موقّت برای تأمین خوش بختی و سعادت هر دو سرای خود می بیند.

ب. اعراض از یاد خدا سختی در معیشت

کسی که از یاد خدا غافل و تنها هدفش در زندگی حداکثر کردن ثروت و لذایذ مادی باشد، به هیچ حدی قانع و راضی نگشته با حرص و طمع و فزون طلبی، عرصه زندگی را بر خود تنگ کرده، نسبت به همنوعان خود ظلم و ستم می کند. قرآن کریم در این باره می فرماید: «و مَنْ اعرض عن ذکری فانَّ لهُ معیشةً ضنکا.» (طه: 124)؛ کسی که از یاد خدا اعراض نماید، برای او معیشت و زندگی سخت خواهد بود.

«ضنک» به معنای تنگی همراه با سختی است.(28) توضیح آن که اگر انسان خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه کند، دیگر چیزی بجز دنیا نمی ماند که به آن دل ببندد و در نتیجه، چنین فردی تمام کوشش خود را صرف به دست آوردن پول و مقام و شهرت و سایر مظاهر دنیوی می کند و هر روز آن را توسعه داده، و به هیچ حدی قانع نگشته، حرص و طمع او به جایی منتهی نمی گردد.(29) او گم شده خود را، که روح انسانی اش را اشباع و سیراب می کند، در دنیا نمی یابد. از سوی دیگر، تکیه گاه و نقطه اعتماد مطمئنی در زندگی ندارد تا در سختی ها و ناملایمات به آن پناه ببرد و آرامش بخش او در زندگی باشد. از این رو، همواره از نزول آفات و بلاها و فرا رسیدن مرگ و بیماری، اضطراب و نگرانی دارد و هرچند از نظر رفاه مادی و امکانات دنیوی در وسعت باشد، ولی آسایش خاطر و پایانی امیدبخش و نشاط آفرین ندارد.

تصحیح انگیزه ها

انسان در بهره برداری از کالاها و خدمات، انگیزه های گوناگونی دارد که افکار و خواست های او آن ها را شکل می دهد. برخی از این انگیزه ها به دلیل نیازهای معقول واقعی انسان پدید می آیند؛ مانند خوردن غذا و نوشیدن آب برای تداوم حیات و سلامتی یا استفاده از لباس و مسکن مناسب برای در امان ماندن از سرما و گرما و حفظ شخصیت اجتماعی. اسلام نیز هماهنگ با فطرت سالم انسانی، با آن ها موافق است و نه تنها پاسخ به این نیازها را مطلوب، بلکه گاهی لازم و ضروری می داند، ولی سعی دارد انسان را به گونه ای تربیت کند که تمام حرکت ها و فعالیت هایش، او را به هدف نهایی آفرینش، یعنی مقام قرب الهی و کسب رضایت حق تعالی، نزدیک گرداند. مصرف نیز از این قاعده مستثنی نیست.(30)

با ملاحظه آیات قرآن کریم، به این نتیجه می رسیم که قرآن استفاده از نعمت های الهی و مصرف کالاها و خدمات را نه تنها مذموم نمی داند، بلکه تا حدّی آن را ضروری و لازمه تداوم حیات بشری می داند، ولی همین قصد می تواند به صورتی مثبت و شایسته مقام انسان درآمده، فرد را با انگیزه ای صحیح و ارزشمند به سوی انجام کار رهنمون سازد، یا آن که به صورت منفی و ناسازگار با اهداف انسانی، محرکی به سوی کارها گردد.

الف. انگیزه مثبت

یکی از انگیزه های مثبت برای مصرف کالاها و خدمات، تأمین نیازهای مادی است که امری مطلوب و لازمه تداوم حیات انسان است. از این رو، خداوند متعال در مقام یاداوری نعمت های خود در قرآن کریم می فرماید: «ما معایش (خوراک، پوشاک، نوشیدنی و سایر چیزهایی که گذران زندگی انسان به آن وابسته است)(31) را در اختیار شما قرار دادیم.»(32)

نکته مهم آن که قرآن می خواهد انسان از نظر روحی و کمالات معنوی طوری تربیت گردد که با افزایش معرفت او نسبت به مقام والای انسان، انگیزه اش برای مصرف در حد تأمین نیازهای مادی و رسیدن به لذایذ جسمانی باقی نماند، بلکه از نظر قرآن، مطلوب آن است که همه تلاش های انسان از جمله خوردن، آشامیدن و درک لذایذ جنسی به قصد توان پیدا کردن و آماده شدن برای انجام وظایف فردی و اجتماعی و قدرت یافتن شخص برای عبادت و بندگی خداوند متعال و خدمت به دیگران برای رسیدن به مقام قرب الهی باشد. در این صورت، همه تلاش ها و اعمال او عبادت محسوب گشته، علاوه بر نتایج ظاهری و مادی، دارای پاداش اخروی نیز خواهد بود. این همان انگیزه مطلوبی است که با تربیت اسلامی و بالا رفتن سطح معرفت و بینش، باید افراد به آن دست یابند و این چنین اسلام به زندگی مادی و حتی لذایذ جنسی انسان رنگ الهی می بخشد و او را از دایره تنگ مادیات رهانیده و به مقام شایسته انسانی خود رهنمون می سازد.(33) قرآن کریم با کوتاه ترین و رساترین بیان، این موضوع را در یک سطح کلی و عام متذکر گردیده است: «صبغة الله و من احسن من الله صبغةً و نحنُ له عابدونَ» (بقره: 138)؛ رنگ خدایی؛ و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟ و ما تنها او را عبادت می کنیم.

پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله به ابوذر غفاری می فرماید: «شایسته است که در انجام هر کاری، حتی خوابیدن و خوردن، انگیزه الهی داشته باشی.»(34)

ب. انگیزه منفی

از نظر قرآن، بسنده کردن به حیات دنیا و صرفا برای تأمین نیازهای مادی و درک لذایذ و منافع آن تلاش کردن مذموم است؛ زیرا مقام انسان برتر از آن است که تمام همّت و هدفش را سیر کردن خود و اشباع غرایز حیوانی و دست یابی به مقام و شهرت قرار دهد و از کمالات معنوی و فضایل اخلاقی و مقامی، که انسان به عنوان برترین مخلوقات و خلیفه خدا در روی زمین با اراده و اختیار خود می تواند به آن برسد، باز ماند. آیاتی از قرآن کریم بر این مطلب دلالت دارند که اگر همّت انسان فقط دنیا باشد و برای رسیدن به آن تلاش کند، به نتیجه سعی خود می رسد، ولی در آخرت بهره ای نخواهد داشت.(35) در این صورت، مصرف کالاها و استفاده از خدمات توسط افراد بشر جهت انسانی خود را از دست داده، همانند مصرف چهارپایان می گردد و اگر این مصرف بدون اعتقاد به اصول و مبانی ارزشی و اعتقادی اسلامی باشد، حتی از مصرف و زندگی چهارپایان نیز پست تر است. از این رو، بهره مندی و استفاده از نعمت های الهی، اگر با کفر همراه باشد، از نظر قرآن نه تنها مذموم، بلکه محکوم است و سرانجام آن عذاب الهی خواهد بود.

حاصل آن که برخورداری از نعمت ها، که نتیجه مصرف است، باید جهت صحیح داشته باشد و اگر جهت صحیح و منطقی نداشته باشد، جامعه مشخصات و ویژگی های انسانی خود را از دست می دهد و این مطلب در سایه ایمان و داشتن انگیزه صحیح و عقلایی تحقق می یابد. بر این اساس، ریا و خودنمایی یکی از انگیزه های منفی برای مصرف قلمداد می گردد و در قرآن کریم از «مُترفین» (افراد خوشگذران، عیّاش، سرمست رفاه و نعمت و غافل از یاد خدا) و مستکبران به عنوان کسانی که دارای چنین انگیزه ای در مصرف هستند (قصد ریا، خودنمایی و فخرفروشی به دیگران دارند) یاد شده است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:37 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

"تاکنون غذا ها بیشتر از شمشیرها انسان کشته اند!!!".

گروه راهکار در ادامه حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف و با توجه به اهمیت غذا ونحوه تناول آن،بر آن شد تا با استفاده از تجربیات ومطالعات خود راهکارهای ساده و کاربردی را در این زمینه ارائه دهد و در راه نوشتن این راهکارها و مطالعه منابع مربوط، بهترین الگو را اسلام و سیره نبوی وائمه اطهار یافت که با مطالعه این رهنمود ها آن ها را تلخیص و با زبانی ساده تقدیم کاربران گرامی می کند.

آنچه رعايت آنها در هنگام غذا خوردن سفارش شده است

شستن دست‏ها، پیش از غذا

تدبر در اينكه انواع خوراكيها چگونه در نظام هستي پديد آمده اند .

آغاز خوردن غذابا نام وياد خدا

آغاز كردن غذا با نمك ( در صورتيكه فرد سالم بوده و نمك برايش ضرر نداشته باشد

در میهمانی، میزبان پیش از دیگران شروع کند

با غذا سبزی میل کند

با صدا غذا نخورد

در هنگام غذا خوردن کمتر به صورت دیگران نگاه کند

کم بخورد و از پرخوری بپرهیزد

آغاز كردن از سبك ترين غذاها

نخوردن غذاي گرم و خوردن غذاي نيمه گرم قبل از سرد شدن

خوردن با دست راست

كوچك گرفتن لقمه

خوب جويدن غذا

طولاني كردن نشستن برسر سفره

گرامي داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا

دست كشيدن از خوردن غذا پيش از سير شدن كامل و در حالي كه قدري از اشتها با قي است .

خوردن از قسمت جلوي خود

رعايت حقوق ديگران در آنچه برسر سفره است .

ادامه دادن صاحب سفره به خوردن تا سير شدن همه كساني كه بر سر سفره نشسته اند 

بلند شدن از سر سفره ،قبل از برچيدن آن

پایان دادن غذا با شکر خدا

 آنچه هنگام غذا خوردن بايد ترك كرد :

زياده روي در كيفيت و كميت غذا

نكوهش غذايي كه نسبت به آن بي ميل است .

دميدن در غذا

خوردن با دست چپ

خوردن با يك انگشت يا دو انگشت

بلند آروغ زدن

پاك كردن زياداستخوانها

آب خوردن در ميان غذا 

آب خوردن ،پس از خوردن گوشت

خوردن ،در حال سيري

حالاتي كه غذا خوردن در آن حالات نهي شده است :

غذا خوردن به شيوه متكبران مثلاً در حال "تكيه زده " ،" خوابيده به شكم " ، " دراز كشيده " ،" ايستاده" همچنين غذا خوردن "درحال راه رفتن" و "جنابت" نيز بسيار نهي شده است .

چهارم : توصيه به هم غذا شدن با ديگران

منابع-سایت های:

پارسی طب

حوزه نت

شمیم



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:26 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.
درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
اينك با هم مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام الگوي مصرف درجامعه اسلامي عبارتند از:
¤ زمان
زمان و زمان شناسي الفباي برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدفي مي باشد. اساس مديريت زمان بر اثربخشي اوقات بنا نهاده شده است.
آيا انديشيده ايد كه:
-چرا بعضي كارها درپاره اي از اوقات بهتر صورت مي پذيرد؟
-چرا بعضي فعاليت ها در زمان هاي ويژه بهتر نتيجه مي دهد؟
- چرا برخي از موقعيت هاي زماني در پيشرفت و جهش تمدني ملت ها موثرترند؟


نبايد فراموش كرد زمان درگذر است و موقعيت ها باستناد سخن سرشار از حكمت مولا علي(ع) چون ابر مي گذرد:
الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير
موقعيت ها چون ابر مي گذرند پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد. 3
ژان ژاك روسو در كتاب قرارداد اجتماعي مي نويسد:«انسان آزاد آفريده شده ولي همه جا در رنجير بسر مي برد.» اين زنجيرها تا حدود زيادي توسط ما انسان ها به دليل عدم بهره گيري درست از زمان بافته شده است. انسان به جهت واپسگرايي، تنبلي، ترس، بي برنامه گي، راضي بودن به وضع موجود و عدم جست وجوي موقعيت مطلوب جهت رسيدن به وضع موعود يا آرماني اين زنجير را برگردن خويش مي افكند تحمل مي كند و عمر پربهاي خويش را نابود مي سازد.
ما ايراني ها به دليل پاره اي سنت ها، عرف ها و باورها در كشتن زمان مهارت فوق العاده داريم و شايد هرگز برايمان قابل تصور نيست كه مي توان از زمان موجود حتي تا دوبرابر ظرفيت واقعي اش استفاده كرد. نخستين گام بهره وري از زمان صحيح نگاه نسبت به آن است. سهراب سپهري گفته است:«جور ديگر بايد ديد چشم ها را بايد شست.» يا به قول آندره ژيد:«سعي كن عظمت درنگاه تو باشد نه در آنچه كه مي نگري»4
الف) ما درچه زمانه اي زندگي مي كنيم؟
ب) آيا زمان مرده قابل احيا است؟
ج) در حداقل مقدار زمان مفيد تا چه حدودي قادر به بهره گيري از امكانات و فرصت ها و منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشيم؟
د) آيا زمان مفيد براي هر فرد در طول عمر محدود يا بي نهايت مي باشد؟
عنصر زمان و استفاده از آن مي تواند بعنوان نخستين گام بسوي دست يابي به نقشه جامع الگوي مصرف صحيح و بهره گيري از منابع و ثروت ها باشد. همچنين برنامه در قالب زمان طرح و اجرا مي گردد. پس براي تهيه برنامه اجرايي الگوي مصرف درنگ نكنيم و هر فرصتي را غنيمت بشماريم.
¤ منابع و ثروت ها و سرمايه ها
1) منابع انساني
تربيت مديران باورمند به نظام اقتصادي و مصرفي برخاسته از متون ديني در ابعاد علمي و اخلاقي از جمله سرمايه هاي مهم در راستاي تلاش و فعاليت براي رسيدن به نظام مصرف مطلوب مي باشد. اين مديريت با انباشت تجربه در سطوح گوناگون اجرايي و همچنين با درك اهداف بلند و آرماني جامعه ضمن سياست گذاري و تصميم سازي مبتني بر عقلانيت و دورانديشي مي تواند در راهنمايي جامعه و ساماندهي الگوي مصرف و بهره وري صحيح از منابع مادي نقش آفريني كند. نبايد به دلايل سياسي حزبي و باندي دورنماي جامعه را ناديده انگاشت و مديران باتجربه كشور را كنار نهاد. چون نمونه بارز الگوي مصرف غيرمتوازن همان نفي عناصر باتجربه و اتلاف هزينه هاي صرف شده براي تجربه اندوزي مديران و در مقابل بكار گماشتن عناصر و نيروهاي فاقد تجربه در سطوح مديريت كشور مي باشد.
2) منابع مادي
وجود منابع متنوع و متكثر اقتصادي در هر كشور سبب تعدد منابع درآمدي يك جامعه و توانمندسازي آن در برابر بحران ها و چالش هاي اقتصادي مي گردد از سوي ديگر گستره گونه هاي منابع افق بهتري را در فراروي ملت ها خواهد گشود تا به تنوع توليد متناسب با نيازهاي اساسي و نيز استغنا از كمك ديگران و استقلال واقعي اقتصادي رهنمون شوند. كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيايي و عنايت خداوند متعال از جمله كشورهاي غني و برخوردار از منابع سرشار اقتصادي در ابعاد گوناگون مي باشد كه بايد آنها را در جهت ادامه حيات جامعه و بناي تمدن اسلامي در قالب نظام مصرفي برتر و مطلوب بكار گرفت.
3) منابع معنوي
عناصر معنوي در كنار سرمايه هاي مختلف سبب شكل گيري نيروي فرامادي در كنترل زياده خواهي و خودبيني در عرصه توليد و مصرف اقتصادي مي گردد. وقتي فرد دچار خودبيني مي شود به ديگران بويژه نسل هاي آينده و ساير همنوعان توجهي نمي كند پس در مصرف منابع و كالاها دچار زياده روي مي گردد. از طرفي زياده خواهي در قالب اسراف و تبذير به عنوان يك عامل هنجارشكن، نظام الگوي مصرف را دچار آفت و آسيب مي نمايد. اخلاق و فقه سرمايه هاي اساسي مسلمانان در ميدان فعاليت هاي اقتصادي و مصرفي هستند. بطوريكه در سالهاي گذشته تجار و حجره داران بازار در شهرهاي بزرگ همچون تهران، نجف اشرف، قم، اصفهان، حله و... خود را موظف به گذراندن يك دوره رسائل شيخ مرتضي انصاري (اعلي الله مقامه) در حوزه هاي علميه مي دانستند تا در دام شبهات و تخلفات اقتصادي نيافتند.
4) منابع علمي
در اين مؤلفه مي توان به عوامل مهمي به عنوان سرمايه ها و منابع علمي اشاره كرد نخست؛ قدرت توليد علم كه خود تضمين كننده نوآوري و خلق تكنولوژي برتر و عصري در راستاي يافتن شيوه ها و روش هاي درست بهره برداري از منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشند. ثانياً طبقه نخبگان و دانش پژوهان ثالثاً عقبه و پيشينه علمي يك جامعه بلحاظ تاريخي و داشتن سابقه تمدني، جامعه مسلمانان ايراني براي رسيدن به الگوي مصرف مناسب و متوازن در شرايط همسان با قافله كشورهاي توسعه يافته از تمامي اين امتيازات برخوردار است و بهانه اي براي عقب ماندن از ديگران در اين عرصه وجود ندارد. اما سياست دولت ها براي بكارگيري نيروهاي مجرب و دانش پژوه و دوري آنها از تنگ نظري و برخوردهاي حذفي مي تواند به اين فرايند سرعت بيشتري ببخشد.
¤ نيل به هدف
هر جامعه اي براي حفظ بقاي خود و نيز دست يابي به زندگي متعادل و متناسب با شرايط زمانه نيازمند «هدف گذاري» در ابعاد كلان و خرد مي باشد. انقلاب اسلامي با محتواي ايدئولوژيك و انساني خود اهداف جديدي را در فراروي ملت ايران نهاد كه اين اهداف تاثير عميقي بر باورها گرايش ها و رفتارهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان نهاد كه بخشي از آن شامل موارد ذيل است:
1) پايه گذاري تمدن جديد براساس مباني ديني و نگاه توحيدي
2) رسيدن به رفاه نسبي و حياتي همراه با آسايش براي شهروندان
3) توجه به آخرت و ترسيم دنيايي پرطراوت و معنوي مرتبط با آخرتي سبز
اين اهداف مي تواند چشم انداز روشني در راستاي بهره وري درست از امكانات و ثروت ها براي شهروندان ترسيم نمايد. هر كدام از ما با داشتن تصوير دقيق از آينده و ظرفيت ها و فهم غايت زندگي، نظام مصرف فردي و اجتماعي خود را اصلاح و در چهارچوب اهداف كلان قرار دهيم.
¤ راهكارهاي رسيدن به جامعه متعادل در رفتار مصرفي (مقتصد)
1) فرهنگ سازي
فرهنگ سازي يعني تبديل شيوه هاي مصرف به تناسب نياز جامعه و ميزان منابع اقتصادي كشور و همچنين بهره گيري از منابع و كالاها و خدمات براساس سنت و عرف غالب در رفتار، گرايش و باور مردم جامعه و تبلور آنها بمثابه هنجارهاي مثبت اجتماعي و اقتصادي در عملكرد اقتصادي و رفتار مصرفي افراد جامعه مي باشد.
2) تغيير نظام مصرف
نظام مصرف هر جامعه بايد متناسب با فرهنگ بومي و محلي باشد و همانند گرانيگاه تعادل ميان منابع توليد و نيازهاي جامعه را ايفاي نقش بكند. بسياري از شيوه ها و روش هاي مصرفي، كالاها و خدمات به دليل بازدهي نامناسب و عدم تناسب با ميزان و حجم سرمايه ها و همچنين نياز واقعي شهروندان بايد در چهارچوب فرآيند نوآوري اصلاح و يا آلترناتيوهاي صحيح جايگزين آنها شود.
3) ايجاد ساختارهاي جديد و مبتني بر نظام الگوي مصرف با هدف صرفه جويي
تغيير و اصلاح الگوي مصرف بدون تحول در مراحل توليد و بسترهاي اقتصاد كلان اصولا امكان پذير نخواهد بود. بسياري از كارخانه ها و صنايع توليدي ما يا دچار فرسودگي و فقر فن آوري شده يا محصولات و كيفيت آنها متناسب با نياز جامعه و دانش امروزي در حوزه صنعت نيست. لذا بايد ضمن توجه به مقوله استاندارد (نظام ايزو) در فرآيند توليد، مي توان از فن آوري هاي جايگزين و نسل جديد خطوط توليد استفاده كرد. مثلا توليد انرژي بادي و خورشيدي جايگزين نيروگاههاي آبي و حرارتي بويژه سدها شود. (چون سدهاي برق- آبي آسيب هاي جبران ناپذير به كشاورزي و اكوسيستم طبيعي و زيستگاه جانوران وارد مي سازد بطوريكه هم اكنون نهادهاي جهاني به دنبال مبارزه با پديده سدسازي هستند و در اين راستا سازمان هاي
NGOهاي زيادي در حال فعاليت مي باشند.)
4) جهت گيري صحيح نظام اجرايي و سياست گذاري
رسيدن به نظام الگوي مصرف كارآمد بدون قوانين و نظام حقوقي شفاف و نشاط آفرين ممكن نيست. دستورالعملها و مقررات بايد در دو حوزه ذيل براي تهيه نظام الگوي مصرف كشور تدوين و تصويب گردد.
الف) در بخش سياست گذاري كلان (در قالب سياست هاي كلي و چشم اندازهاي بلندمدت با تعاريفي روشن و بدور از ابهام)
ب) تدوين قوانين و مقررات عيني و ميداني در راستاي روان سازي و انعطاف نظام اقتصادي در برابر نوآوري ها و تحولات اساسي و تقويت عنصر تلاش و وجدان كاري و انضباط اجتماعي در ميان عناصر فعال در حوزه توليد و ارائه خدمات
¤ نقش دولت در تهيه نقشه جامع نظام الگوي مصرف
1) تهيه نقشه نظام جامع رشد و الگوي مصرف با بهره گيري از ظرفيت دانشگاه ها و حوزه هاي توليد علم و دانش
اين مهم بدون بهره گيري از تجربه انباشته شده مديران كشور به ويژه مديران سال هاي پس از انقلاب اسلامي و همچنين توان علمي مجامع دانشگاهي و حوزوي در عرصه هاي علوم انساني و پايه امكان پذير نخواهد بود. نگاه جناحي، تنگ نظري و تحجر، دشمن تراشي، توطئه پنداري و خط كشي هاي سياسي بي دليل از جمله موانع دستيابي به نقشه علمي مي باشد.
2) كاهش حجم دولت با هدف ايجاد الگوي ساختاري متناسب با مصرف جامعه
كوچك سازي حجم دولت و كاهش نقش آن در تصدي مستقيم امور اقتصادي از جمله عوامل موثر رشد و توسعه كشورها است. رهآورد مهم كوچك سازي بدنه دولت صرفه جويي در هزينه هاي گزاف و مخارج سنگين است. از محل صرفه جويي در بودجه جاري دولت مي توان عوايد مالي زيادي را به دست آورد و آنها را در مسير اصلاح الگوي مصرف و افزايش كيفيت كالاها و خدمات بكار گرفت. متاسفانه در عرصه سياسي ايران همواره باوري وجود دارد كه به هيچ وجه حاضر به كاهش حجم بدنه دولت نبوده و نيست و اين عمل را خلع سلاح قوه مجريه در برابر نهادهاي مدني- صنفي و مخالفين سياسي تلقي مي كنند. در حالي كه تصويب سياست هاي مربوط به اصل 44 قانون اساسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري به قواي سه گانه حجت را بر همگان تمام كرده و راهي براي بهانه تراشي و شانه خالي كردن از زيربار مسئوليت مديران كشور نگذاشته است.
3)تغيير شكل نظام خدمات دهي
نابساماني در رفتار مصرفي جامعه معلول ساختار بيمار نظام خدمات دهي نهادها و مراجع اداري و اجرايي كشور است. بوركراسي حاكم بر سيستم اداري به ويژه در بخش هاي متصدي امور توليد و حوزه فعاليت صاحبان صنايع و كارگاه هاي توليدي و بنگاههاي اقتصادي كشور (بخش خصوصي) همواره به عنوان يك مانع در برابر تحول ساختاري سيستم خدمات رساني عمل كرده است.
4)تهيه الگوي صحيح توزيع كالا
«رشد» اصطلاحي است كه در مجامع، محافل و نوشته هاي گوناگون به تنهايي يا به همراه اصطلاحات ديگر و البته با بار مثبت به كار برده مي شود. از قبيل توسعه شهرنشيني، توسعه صنعتي، توسعه اقتصادي و توسعه فرهنگي، علماي اجتماعي هر كدام به تناسب ديدگاه فكري و مكتبي خود تعريفي از توسعه ارائه داده اند ولي همه در اين امر توافق دارند كه توسعه تنها به معني ازدياد حجم ثروت در جامعه نيست بلكه تغيير كيفي در نظام اجتماعي و فرهنگي جامعه را در برمي گيرد. البته هدف در اين مقاله بحث درباره مفهوم و تعاريف اصطلاح توسعه نيست. بنابراين فقط به بيان يك كوتاه تعريف از آن بسنده مي كنيم. ديويد لمن نوشته است: «توسعه علاوه بر بهبود ميزان توليد و درآمد شامل دگرگوني اساسي در ساخت ها و نهادهاي اجتماعي- اداري و همچنين ديدگاه مردم است و در بسياري از موارد حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز شامل مي شود.»
عوامل موثر در رشد
در فرآيند توسعه چند عامل مؤثر و دخيل مي باشند كه بطور خلاصه مي توان در چهار مقوله زير به آنها اشاره كرد:
1- عوامل اقتصادي
2- عوامل سياسي
3- عوامل اجتماعي
4- عوامل فرهنگي
در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به نقش عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي در توسعه به بررسي موانع فرهنگي موجود جامعه در برابر پروسه رشد و توسعه بويژه اصلاح نظام الگوي مصرف كشور نيز خواهيم پرداخت.
1) عوامل اقتصادي
عده اي معتقدند «توسعه» موقعي تحقق مي پذيرد كه تركيب و ميزان معيني از پس انداز و سرمايه گذاري وجود داشته باشد. اين نظريه پردازان اغلب توسعه را به عنوان يك پديده اقتصادي مورد نظر قرار داده اند. بنا بر اين ادعا، كشورهاي جهان سوم از اين جهت نتوانستند توسعه يابند زيرا آنقدر فقيرند كه ثروت لازم براي سرمايه گذاري بنيادي مورد نياز توسعه اقتصادي را ندارند. البته اين امر در مورد كشور ما نمي تواند صادق باشد چرا كه كشور ايران هم از لحاظ موقعيت و ويژگيهاي جغرافيايي از قبيل آب و هوا، خاك، منابع آبي، معادن و منابع زيرزميني و همچنين از لحاظ نيروي انساني هم از نظر كمي و كيفي در موقعيت مناسب قرار دارد و نمي توان ايران را يك كشور فقير به حساب آورد.
2- عوامل سياسي
عوامل سياسي و تأثير نخبگان و رهبران سياسي بويژه احزاب در رشد و توسعه اقتصادي و تحول اجتماعي از اهميت بسزايي برخوردار است، بطوريكه برخي جامعه شناسان از جمله باتامور نظرياتي ابراز داشته و بر نقش رهبران ميهن پرست، برخوردار از تحليل و آگاهي نسبت به تحولات جوامع بشري و نظام هاي سياسي و همچنين رهبران ديني تأكيد نموده و آنها را از عوامل عمده دگرگوني و پيشرفت مي شمارد. از اين لحاظ هم ما مشكلي نداريم چرا كه پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) و اهداف متعالي اين انقلاب از جمله قطع وابستگي و نفي سلطه بيگانگان بر مقدرات كشور راه را براي گام نهادن در مسير توسعه فراهم ساخته است.
3) عوامل اجتماعي
عوامل اجتماعي مؤثر در توسعه كه جامعه را به صورت روشمند و خوداتكا درمي آورد و به كار و حركت و تلاش ترغيب كند مانند: نظام آموزش و پرورش، نظام بهداشت و درمان و چگونگي تأمين فرايند رفاه اجتماعي با هدف دست يابي به معدل خوب اميد به زندگي اشاره مي كنند. بطور مثال فزوني آستانه تخصص و مهارت از رهگذر تعليم و تربيت مبتني بر فطرت انسان و تعاليم بلند اسلام و قرآن و نيز رهايي افراد از بيماري و رنجوري به قدرت توليد آنها مي افزايد و آسايش خاطري كه از بيمه و ديگر تلاشهايي كه منجر به برقراري امنيت جامعه مي شود شوق و انگيزه تلاش را قوام مي دهد و با توان بخشي به فرد معلول (اعم از معلول جسمي و رواني) قدرت كار از دست رفته را به نحوي باز مي گرداند.
الف) نظام ايلاتي، قبائلي و بافت اجتماعي خاندان سالار با اتكاء به سنن اجتماعي
ب) وجود آداب و رسوم و عرف هاي محلي و منطقه اي و احياي آنها بدليل وجود گرايش طبيعي در ميان افراد هرقوميت براي حفظ هويت پاره فرهنگ ها
4) عوامل فرهنگي و تاريخي
جامعه ما از جهت تاريخي و فرهنگي برخوردار از مختصات و ويژگي هايي است كه مي توانند ضمن تغيير ذائقه مصرف جامعه، مردم را به آفرينش روش هاي كم هزينه و زودبازده همراه با تلاش و كار مضاعف تشويق و ترغيب نمايد.
الف - باورهاي عميق ديني كه كار و كوشش را ارزش مي نهد و انديشه جبرگرايانه تئوري بهره گيري از اختيار را ترويج و فرد را در تعيين سرنوشت خويش و بهبود وضع موجود مؤثر مي داند. مي توان به نمونه هاي ارزشمند اين تفكر در قالب احاديثي گهربار از معصومين اشاره نمود. از جمله حديث معروف امام ششم جعفرابن محمد صادق (ع) كه فرمودند: «الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله» 5 كسي كه براي به دست آوردن روزي خانواده اش مي كوشد، همانند كسي است كه در راه خدا جهاد مي كند. همچنين در ادبيات ما به اهميت و جايگاه كار و تلاش توجه قابل زيادي شده است. البته در اين راه برخي باورهاي انحرافي و تخدير كننده نيز وجود دارند كه موارد زير بخشي از آنها مي باشند كه سبب ركود و سستي جامعه مي شوند:
1) نگاه متحجرانه به دين و ترويج زهد منهاي دنيا (با اتكاء به پاره اي از ظواهر مذهبي)
2) اعتقاد به جبر و سرنوشت محتوم و عدم تحرك و كوشش و تلاش در راستاي كاريابي و تغيير وضع موجود، اين نوع نگاه به زندگي كه ناشي از نداشتن اميد راسخ به خداوند و آخرت است. زندگي را در نگاه جوانان اعم از مردان و زنان تار و تاريك جلوه داده و سالانه از رهگذر خودكشي بسياري از آنان را به كام مرگ فرستاده است.
ب - وجود باورها و اعتقاداتي كه فراگيري علم و كسب فن را قدر شناسد و شوق دانايي و كارداني را در دلها فعال كند. در آموزه هاي ديني سفارش بسيار شده است و حتي نخستين آيه اي كه بر پيامبر (ص) نازل شد. تاكيد بر ارزش علم و دانش اندوزي دارد. همچنين بيان حديث معروف «اطلبوا العلم ولو بالصين» 6 از سوي حضرت محمد مصطفي (ص) نشانگر اهميت و ارزش علم و فن آوري است. در قرآن مجيد بر تفاوت و تمايز آشكاردانايان و نادانان توجه شده است. «قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون» 7.
ج - وجود عناصري در فرهنگ ملي و نيز در بافت اجتماعي كشور بلحاظ سابقه تمدني كه اميد و انگيزه بهتر شدن و خوشتر زيستن و ارتقاء يافتن را در درون افراد پرورش مي دهد. در ارتباط با اين عامل در فرهنگ اسلامي و ايراني موارد زيادي به چشم مي خورد با اين مضمون كه هر كس وضع امروز و ديروزش يكي باشد مغبون و زيانكار.
د - وجود آموزه هايي كه اسراف و اتلاف را به هر شكل مذموم و ناپسند بداند و موافق اندوخته كردن و كاربرد سرمايه در مسير توليد و مشاركت باشد. در قرآن مجيد كه همه مسلمان ها آن را به عنوان بهترين راهنماي زندگي افراد انسان مي پذيرند درموارد متعدد بر پرهيز از هرگونه اسراف و تبذير تاكيد شده است و اسراف كنندگان را در زمره برادران شيطان قرار داده است. «ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين وكان الشيطان لربه كفورا». 8
آنچه كه تا به حال مطرح كرديم شايد ما را به اين نتيجه برساند كه كشورمان بايد در گروه جوامع توسعه يافته قرار مي گرفت. ولي آنچه كه عملا مشاهده مي كنيم و بطور يك واقعيت بايد قبول كرد جامعه ما با شرايط مطلوب توسعه فاصله زيادي دارد. عوامل متعددي در نرسيدن جامعه ما به توسعه مورد نظر بويژه چشم انداز 02 ساله دخالت داشتند كه اگر بخواهيم به آنها بپردازيم مثنوي هفتاد من كاغذ شود. ما در اين مقاله به برخي از ويژگي هاي فرهنگي اشاره مي كنيم. كه بيانگر برخي تناقض هاي فرهنگي است به اين معني آنچه كه در باورهاي ديني و اعتقادي ما وجود دارد و به عنوان عناصر متعالي براي تحقق شرايط توسعه مي توانند عمل كنند با آنچه كه عملا در جامعه ما عمل مي كنيم و در نگاه اول از ويژگي هاي فرهنگي جامعه ما شمرده مي شود تضاد وجود دارد؛ و به طور مشخص مانع توسعه محسوب مي شوند. به عبارت ديگر بخشي از فرهنگ اصيل ما به طور كامل در افراد جامعه دروني نشده اند.
¤ الگوي مصرف در تعاليم ديني و نگاه معصومين(ع)
1)رابطه مستقيم الگوي مصرف با ادامه حيات منابع مادي
حيات منابع مادي و ثروت هاي خدادادي به نوع و چگونگي مصرف جوامع انساني وابستگي دارد در همين زمينه رسول گرامي اسلام(ص) در احاديثي كوتاه اما نغز و پرمعنا چنين نسبت علمي و خردمندانه اي را براي جامعه اسلامي ترسيم مي نمايند. ايشان در اين گفتار حكيمانه ميانه روي توأم با آينده نگري و مصرف منطقي را عنصر مؤثر چنين معادله اي مي داند و خواهان توجه افراد جامعه به آن مي شوند:
من قدر رزقه الله و من بذر حرمه الله
هر كه اندازه نگه دارد خدا روزي اش دهد و هر كس اسراف كند خداوند محرومش سازد9
يا در روايت گهربار ديگري به مسلمانان سفارش مي نمايند:
ايها الناس عليكم بالقصد فان الله تعالي لايمل حتي تملوا
اي مردم معتدل باشيد، زيرا خداوند ملول نمي شود مگر آنكه شما ملول گرديد10.
2) رابطه مستقيم زياده روي در مصرف با فقر و محروميت
«فقر» از جمله بيماري هاي مزمن اجتماعي است كه مي تواند هويت و ريشه ي يك ملت را از هر جهت در مخاطره و حتي در آستانه مرگ تاريخي قرار دهد. فقر و نداري همواره يك پاي ثابت همه بحران هاي اجتماعي- سياسي جهان بوده و هست. رسول گرامي اسلام(ص) به عنوان سياستمدار الهي و برگزيده اين آسيب بنيان برافكن اجتماعي را شناسايي و پيامدهاي آنرا به مسلمانان گوشزد نموده است:
من اقتصد اغناه الله و من بذر افقره الله
هر كه ميانه روي كند خدا بي نيازش كند و هر كه اسراف نمايد خدا او را فقير مي كند11.
لافتقر من اقتصد
آنكس كه ميانه روي كند فقير نشود12.
3)اسراف آفت تخريب و نابودي منابع و سرمايه و ثروت ملت ها
«اسراف» در كنار فقر به ويژه در ميان افراد طبقه مرفه و متوسط جامعه مي تواند زيرساخت هاي اقتصادي و منابع كشورها را نابود و ضايع نمايد. هر ملتي بايد ضمن هراس از فقر بيماري مزمن اسراف را از خود دور سازد در مكتب انسان ساز اسلام اين مساله مورد توجه پيشوايان دين قرار گرفته كه نمونه هايي از فرمايشات گهربار معصومين(ع) از نظر مي گذرد:
قال الامام الصادق(ع): مافوق الكاف اسراف
آنچه بيش از حد كفاف باشد اسراف است13.
قال الامام علي ابن ابيطالب(ع): كل مازاد علي الاقتصاد اسراف
آنچه بيش از ميانه روي باشد اسراف است14.
قال الامام الصادق(ع): أدني الاسراف هراقه فضل الاناء و ابدال ثوب الصون و القاء النوي
كمترين اسراف دور ريختن آب اضافي، پوشيدن لباس مهماني در منزل و دور انداختن هسته خرما است.51
ادامه دارد
پي نوشت ها :
1) رعد آيه11
2) بقره آيه341
3) نهج البلاغه حكمت 12 ص744
4) كيهان فرهنگي دوره دهه07
5) بحارالانوار ج11 ص631
6) سنن النبي
7) زمر آيه9
8) اسراء آيه72
9) نهج الفصاحه- ص34
01) نهج الفصاحه- ص44
11) نهج الفصاحه- ص44
21) نهج الفصاحه- ص44
31) مستدرك ج51 ص272
41) غرر الحكم ج2 ص745
51- بحارالانوار ج27 ص303

منبع خبر: کيهان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 5:17 PM - روز سه شنبه 6 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 پرهيز از افراط و تفريط در مصرف
براي اصلاح الگوي مصرف بايد همه جنبه هاي مثبت و منفي مصرف مورد توجه قرار گيرد. هر چند كه بازخواني همه جنبه ها حتي جنبه هاي مصرف معنوي به غير از امور اقتصادي و مادي مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهي آن با خوشگذراني و شب نشيني و ولگردي هاي مدرن به شيوه وبگردي بي هدف، در اين نوشتار كوتاه ممكن نيست ولي مي توان به حوزه هاي مصرف در حوزه امور مادي و اقتصادي بيش تر پرداخت. از اين رو لازم است براي تبيين درست الگوي مصرف و اجراي طرح ها و برنامه هاي در راستاي اصلاح الگوهاي نادرست مصرف، همه جنبه ها و ابعاد مسئله واكاوي شود
به عبارت ديگر همان گونه كه بايد جنبه هاي صحيح مصرف هر چيزي دانسته شود، شيوه ها و روش هاي نادرست آن نيز بايد معرفي شود تا شخص و يا جامعه از افراط به سوي تفريط نگرايد و از دام اسراف و تبذير به سمت بخل و خساست نلغزد؛ زيرا همان اندازه كه اسراف و تبذير، رفتاري ضد ارزشي و هنجاري است و خداوند اين گونه اشخاص را دوست ندارد و آنان را به عذاب و توبيخ و سرزنش مي گيرد؛ همان اندازه نيز افتادن در دام خساست و بخل نيز زشت و ناهنجار است و بيانگر رفتار و اخلاقي ضد ارزشي و مصداقي از مصاديق كفران نعمت است؛ زيرا كفران نعمت مي تواند به ريخت و پاش و ولخرجي و يا به شكل عدم بهره گيري درست از نعمتي براي تعالي و تكامل شخصي و جمعي بشر باشد كه اين خود بدتر از استفاده نادرست از چيزي است.
باتوجه به اين كه هرگونه مصرفي در مسير افراط و تفريط به عنوان شيوه رفتاري ناهنجار تلقي مي شود، براي ارايه و اصلاح الگوي صحيح مصرف لازم است تا اين جنبه از مصرف نيز شناسايي و معرفي شود. بسيار ديده شده است كه برخي ها صرفه جويي را مساوي با مصرف نكردن گرفته اند؛ اين معنا از سوي كساني به كار مي رود كه ريشه هايي از خساست و بخل در بينش و نگرش آنان وجود دارد.
جنبه هاي مثبت و منفي مصرف
مصرف به معناي استفاده و استعمال و به كاربردن چيزي است. خداوند در آيات بسياري به اين معنا توجه داده كه همه آن چه را آفريده است، مسخر انسان قرار داده تا افزون بر اين كه خود، از آن استفاده مي كند تا به كمال مطلق خويش دست يابد، چيزهايي كه به تسخير خويش گرفته را نيز به حكم خلافت الهي و ربوبي، به كمال خود برساند. از اين رو همه موجودات، مأمور مي شوند تا به انسان به عنوان خليفه و تسخير كننده خويش سجده كنند بدين ترتيب انسان مسجود همگان و حتي فرشتگان قرار گرفت.
براين اساس مي توان گفت كه مصرف هر چيزي به معناي بهره گيري از آن در راستاي تكامل دو سويه انسان و آن چيز است. در حقيقت هر تصرف و مصرفي كه انسان مي كند، تغييراتي مهم و ماهوي در خود و ديگر چيزها پديد مي آورد. اين تصرفات مي بايست هدفمند و براساس فلسفه آفرينش باشد.
بنابراين اگر تصرف به گونه اي باشد كه عامل و ابزار تعالي و تكامل شخص و يا چيز نباشد تصرفي باطل و نادرست است؛ چنان كه عدم تصرف و وانهادن امر و چيزي به حال خود نيز به جهت آن كه در مسير كمالي نيست، باطل و نادرست تلقي مي شود.
از اين اسراف و تبذير و اتراف به معناي كاربرد نادرست و بي جاي چيزهاي مادي و معنوي در مسير غير كمالي، از نظر آموزه هاي وحياني اسلام به عنوان امري مذموم تلقي و معرفي شده است؛ چنان كه خساست و بخل نيز به معناي عدم بهره گيري چيز در مسير كمالي، باطل و منفي مي باشد.
از نظر اسلام همان گونه كه «مصرف گرايي» يا «مصرف زدگي» به معناي مصرف نادرست در مسير افراط گرايي، امري نادرست و ناهنجار تلقي مي شود؛ هم چنين خساست و بخل در مصرف نيز امري باطل و ناهنجار است.
اعتدال گرايي، معيار مصرف صحيح
اسلام نه تنها نظام آفرينش را بر پايه عدالت و اعتدال مي داند، بلكه از مومنان مي خواهد كه در همه امور خويش اعتدال، عدالت، ميانه روي و اقتصاد را رعايت كنند. ازاين رو در حوزه مصرف نيز اصل و اساس، بايد اعتدال و ميانه روي باشد. اصولا اقتصاد در زبان عربي به معناي ميانه روي و اعتدال است و به حالت و صفتي گفته مي شود كه شخص ميان درآمد و هزينه خويش رعايت تناسب را بكند. لذا عنوان فعاليت هايي كه مربوط به توليد و مبادله و مصرف است، اقتصاد ناميده شده است تا به اين روش، اعتدال و ميانه روي در اين حوزه را به مردم گوشزد و تلقين نمايد.
اسراف، اتراف و تبذير
از نظر اسلام دو سوي اعتدال يعني افراط و تفريط به عنوان رفتاري نادرست و باطل تفسير و تعبير شده و هرگونه اسراف و تبذير ممنوع گرديده است.
اسراف به معناي زياده روي حوزه هاي مختلف مادي و معنوي را در بر مي گيرد؛ چنانكه خداوند در آيه 147 آل عمران از زبان گنهكاران مي فرمايد: و اسرافنا في امرنا. يعني در كار خود اسراف كرديم و... و نيز در آيه 39 سوره زمر مي فرمايد: قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم؛ بگو اي بندگان من كه بر نفس خود اسراف ورزيديد.
ولي اين واژه در حوزه اقتصاد همان معناي خرج كردن بيرون از حد و اندازه را مي دهد كه نوعي اتلاف و تباه كردن مال و ثروت در زندگي شخص يا ديگري مي باشد.
رفتار افراطي ديگر، رفتار تبذيري است كه در فارسي به آن ولخرجي، ريخت و پاش مي گويند؛ زيرا تبذير از ماده بذر به معناي پخش كردن گرفته شده است كه در عمل اقتصادي به معناي هزينه يا انفاق كردن مال در جايي كه سزاوار نباشد و يا خرج كردن بي حساب و كتاب است.
تبذير در كشاورزي آن است كه كشاورز بيرون از حد و اندازه نياز، بذر را در كشتزار بپاشد، بي آن كه اين بذر زياد، تاثيري در محصول داشته باشد بلكه ممكن است نتيجه عكس داده شود و انبوه بذر موجب تباهي همه كشت شود. بنابراين پاشيدن و ريخت و پاش اموال و ثروت نيز به همين سبك و سياق، بدون ضوابط و مقررات خاص و بيرون از اندازه نگه داشتن، «تبذير» و عملي ناهنجار و بيهوده است.
اتراف نيز عمل و رفتار اقتصادي است كه از سوي برخي از سرمايه داران و ثروتمندان انجام مي شود. به اين معنا كه مال و ثروت زياد، آنان را به رفتار ضد اخلاقي و هنجاري مي كشاند. البته اتراف، ارتباط مستقيمي به مصرف ندارد بلكه ويژگي اخلاقي و رفتار اجتماعي است؛ زيرا شخص مترف، به سبب رفاه و آسايش زياد، با مردم رفتاري متكبرانه و تفاخري و تبختري دارد و در حوزه عمل اجتماعي تعادل رفتاري و شخصيتي خويش را از دست مي دهد. از اين رو مي توان گفت كه با بحث موردنظر ما ارتباطي ندارد.
البته اسراف هر چند بار اقتصادي دارد و در برخي از كاربردها و استعمال هاي قرآني مربوط به مصرف زدگي و زياده روي در خرج كردن است، ولي در بسياري از كاربردهاي قرآني به مسايل غير اقتصادي ناظر مي باشد. از اين رو مي توان گفت كه در بيشتر آيات، پديده «اسراف» ناظر به امور غير اقتصادي و در معناي معنوي و نفساني و روحي و رفتاري به كار رفته است.


با اين همه از جمله كاربردهاي قرآني آن افراط گرايي در حوزه مصرف وانفاق است كه مساله اي اقتصادي مي باشد. قرطبي در تفسير واژه اسراف گفته است: الافراط في الشيء و مجاوزه الحد؛اسراف، افراط و زياده روي در چيزي و گذشتن از حد است. (تفسير قرطبي - ذيل آيه 147 سوره آل عمران - دارالكاتب العرب للطباعه و النشر - 1387 ق - ج 4)
در همين معنا از پيامبر اسلام(ص) اين دعا روايت شده كه به امر معنوي مربوط مي شود. آن حضرت (ص) مي فرمايد: اللهم اغفر لي خطئيتي و جهلي و اسرافي في امري و ما انت اعلم به مني؛ بار خدايا بيامرز و ببخش خطاي من و ناآگاهيم را و تجاوز از كارم را و هر آنچه كه تو نسبت به آن از من داناتري. (صحيح مسلم)
سوي ديگر افراط گرايي و دوري از مسير اعتدال و ميانه روي، بخل و خساست و تنگ گرفتن است. اين معنا در زبان عربي با واژگاني چون بخل و خساست ومقتر بيان شده است. مقتر به معني كم كننده و تنگ گيرنده، سخت گير در معيشت و زندگي است كه تقريبا مترادف معناي خسيس است هر چند كه تفاوت هاي معناداري ميان بخيل و خسيس و مقتر وجود دارد. در ادبيات عربي فرد مقتر كسي است كه كمتر از مقدار لازم و مورد نياز استفاده مي كند و برخود و خانواده اش سخت مي گيرد.
خداوند همان گونه كه از اسراف و تبذير نهي كرده، از رفتارهاي سخت گيرانه بر خود و ديگري چون خساست و بخل نيز باز داشته است. در آيه 29 سوره اسراء به افراط و تفريط در حوزه انفاق گري اشاره مي كند و خطاب به پيامبرش (ص) مي فرمايد: و لا تجعل يدك مغلوله الي عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا؛ نه دست خويش از روي خست به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه در هر دو حال ملامت زده و حسرت خورده بنشيني.
ماجراي ثعلبه، عبرتي براي زياده خواهان
خداوند درباره بخل يعني سوي تفريط اسراف مي فرمايد: فلما آتاهم من فضله بخلوا به وتولوا و هم معرضون؛ پس چون از فضل خويش به آنان بخشيد، بدان بخل ورزيدند، و به حال اعراض روي برتافتند. (توبه آيه76)
در بيان شان نزول اين آيه آمده است: در ميان مفسران معروف است كه اين آيات درباره يكي از انصار به نام «ثعلبه بن حاطب» نازل شده است. او كه مردي فقير بود و مرتب به مسجد پيامبر(ص) مي آمد، اصرار داشت كه پيامبر دعا كند تا خداوند مال فراواني به او بدهد!، پيامبر به او فرمود:«قليل تؤدي شكره خير من كثير لا تطيقه»، مقدار كمي كه حقش را بتواني ادا كني، بهتر از مقدار زيادي است كه توانايي اداي حقش را نداشته باشي. آيا بهتر نيست كه تو به پيامبر خدا تاسي جويي و به زندگي ساده بسازي؟ ولي ثعلبه دست بردار نبود، و سرانجام به پيامبر عرض كرد به خدايي كه ترا به حق فرستاده سوگند ياد مي كنم، اگر خداوند ثروتي به من عنايت كند تمام حقوق آن را مي پردازم. پيامبر براي او دعا كرد. چيزي نگذشت كه پسر عموي ثروتمندي داشت از دنيا رفت و ثروت سرشاري به او رسيد، و گوسفندي خريد و با زاد و ولد آن چنان زياد شدند كه نگاهداري آنها در مدينه ممكن نبود، ناچار به آباديهاي اطرف مدينه روي آورد و آن چنان مشغول زندگي مادي شد كه در جماعت و حتي نماز جمعه نيز شركت نمي كرد.
پس از مدتي پيامبر مامور جمع آوري زكات را نزد او فرستاد، تا زكات اموال او را بگيرد، ولي اين مرد كم ظرفيت و تازه به نوا رسيده و بخيل، از پرداخت حق الهي خودداري كرد و نه تنها خودداري كرد، بلكه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض نمود و گفت: اين حكم برادر «جزيه» است يعني ما مسلمان شده ايم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم و با پرداخت زكات، چه فرقي ميان ما و غير مسلمانان باقي مي ماند؟!
دنيا پرستي اجازه بيان حقيقت و اظهار حق به او نميداد، بهر حال هنگامي كه پيامبر سخن او را شنيد فرمود: واي بر ثعلبه اي و اي بر ثعلبه! و در اين هنگام آيات فوق نازل شد.
انسان بخيل نه خود مي خورد و نه ديگري، بلكه آن را گنديده مي كند و در نهايت دورريز مي شود و به اصطلاح سگ خور مي كند. از اين رو، خداوند كساني كه نعمت هاي الهي را انباشت مي كنند و با تكاثر و كنز كردن آن اجازه بهره برداري و مصرف درست و مناسب آن را نمي دهند، سرزنش مي كند و درباره بخيلان مي فرمايد: و لا يحسبن الذين يبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامه ولله ميراث السماوات و الارض و الله بما تعملون خبير؛ آنان كه در نعمتي كه خدا به آنها عطا كرده است بخل مي ورزند، مپندارند كه در بخل ورزيدن برايشان خير است نه، شر است در روز قيامت آنچه را كه در بخشيدنش بخل مي ورزيدند، چون طوقي به گردنشان خواهند آويخت، و از آن خداست ميراث آسمانها و زمين و او به هر كاري كه مي كنيد آگاه است. (آل عمران آيه 180)
آيات بسيار ديگري در اين باره وارد شده كه مي توان به آيه 37 سوره نساء و 69 و 76 سوره توبه و 38 سوره محمد(ص) و 24 سوره حديد اشاره كرد كه در آن رفتار تفريطي بخيلان نسبت به مصرف نادرست مال و انباشته كردن آن، مورد سرزنش قرارگرفته است.
فضيلت ميانه روي
در مقابل، هرگونه رفتار ميانه روي و مقتصدانه مورد تشويق قرارگرفته و با سخنان زيبا ستوده شده است. (مائده آيه 66 و لقمان آيه 32 و فاطر آيه 32)
از جمله واژگاني كه اعتدال و ميانه روي را تاييد و تشويق مي كند، واژه مقدر است كه در روايات به معناي اقتصاد و ميانه روي به كار رفته است. مقدر در حقيقت ميانه رو و كسي است كه آينده نگري مي كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي كند، بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي دارد. اين واژه در كاربردهاي روايي معناي ايجابي و مثبت محض داشته و به معناي اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي است. (شرح نهج البلاغه - محمدجواد مغنيه -ج 4-ص 237)
اميرمومنان در بيان معيار و ملاك اقتصادي به تبيين مصرف درست و مناسب اشاره مي كند و مي فرمايد: كن سمحا و لا تكن مبذرا و كن مقدرا و لا تكن مقترا؛ يعني بخشنده باش ولي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش (نهج البلاغه - سخنان قصار)
در آيات قرآني براي بيان مفهوم اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به كار رفته است. قرآن بيان مي كند كه مومن و نيز امت اسلامي، امتي است كه بر اعتدال و قوام مي باشد. از جمله اين آيات مي توان به آيه 34و 135 سوره نساء و نيز آيه 8 سوره مائده و 67 سوره فرقان اشاره كرد. خداوند در آيه اخير مي فرمايد: و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما؛ و آنان كه چون هزينه مي كنند اسراف نمي كنند و خست نمي ورزند بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را برمي گزينند.
از حضرت امام صادق (ع) در تفسير مفهوم اين آيه، روايت شده كه آن حضرت(ع) نخست مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان اقتدار و سخت گيري است. سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است. بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونه اي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است.( يكصد موضوع اخلاقي - ص 378 و نيز راه روشن - به كوشش م.ر. جويباري و جمعي از نويسندگان - موسسه قرآن و نهج البلاغه - قم 1384 - ص 58)
نتيجه گيري:
از آموزه هاي وحياني قرآن و سنت و سيره معصومان(ع) برمي آيد هرگونه خروج از حدود اعتدال و ميانه روي و گرايش به دو سوي افراط و تفريط در مصرف به معناي خروج از صراط مستقيم دست يابي به كمال و تقرب الي الله است. از اين رو، در تبيين معيار الگوهاي صحيح و مناسب مصرف بايد به گونه اي انديشه شود كه به دور از هرگونه گرايش به سوي اسراف و تبذير يا بخل و خساست باشد. برنامه ريزان و مديران در همه سطوح عالي و مياني تصميم گيري و تصميم سازي و اجرايي مي بايست به اين ملاك ها و معيارهاي درست مصرف توجه كرده و از گرايش به افراط و تفريط پرهيز نمايند. تبيين الگوي صحيح، زماني شدني است كه شناخت كاملي نسبت به اين مسايل پديد آيد. پس از تبيين الگوي صحيح مصرف است كه مي توان دست به اصلاحات در الگوهاي مصرف زد و به سوي اهداف تمدن اسلامي در جهان معاصر حركت كرد.

نويسنده:رحمان شريف زاده



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:36 PM - روز جمعه 2 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :4  
1 2 3 4