« وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَكانَ‏بینَ ذلكَ قواماً» ( فرقان/ 67) « آنان كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند ، نه‏اسراف كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو، اعتدال‏ مى‏ورزند.»

اصول اصلاح الگوي مصرف




























اصلاح الگوي مصرف و جهت گيري به سمت استفاده بهينه از منابع و امکانات ،سبب تقليل هزينه ها ، واردات و در نهايت کاهش وابستگي اقتصادي مي شود.
هم اکنون بسياري از کشورها به علت الگو قرار دادن نظام اقتصادي کشورهاي سرمايه داري که ترويج ايده هاي مصرفي يکي از ارکان اساسي مدل توسعه اقتصادي آنها است ،گرفتار فرهنگ مصرف گرايي و در نتيجه تشديد وابستگي اقتصادي شده اند.
امروزه فرهنگ مصرف در کشورهاي مختلف بخصوص صنعتي در قالب تجمل و لوکس‌ گرايي به شدت در حال گسترش مي‌باشد. اين امر همه ساله سبب اتلاف مقادير قابل توجهي منابع ، مواد غذايي ، بالا رفتن هزينه ها و ... در جهان مي شود .
اکنون کشورهاي صنعتي و پيشرفته که تنها 30 درصد از جمعيت جهان را تشکيل مي دهند، بيش از 50 درصد غلات دنيا را مصرف مي‌کنند. در صورتي که مصرف اضافي آنها که 24 درصد است، مي‌تواند يک ميليارد نفر انسان گرشنه را در سطح جهان سير کند .
مردم بسياري از کشورهاي فقير و عقب نگه داشته شده بخصوص در منطقه آفريقا اکنون به سبب وضعيت آب و هوايي ، خشکسالي هاي پي درپي و ... ، با فقر و گرسنگي دست و پنجه نرم مي کنند.
آنچه که بايد مورد توجه قرار گيرد ، اين است که تبليغات در عصر مدرن با توجه به رشد توليد و در نتيجه رقابت بين توليد کنندگان و عرضه کنندگان در بازار ، افزايش يافته است و بسياري از شرکت هاي تبليغاتي با انواع شگردها ،مصرف گرايي را تبليغ مي کنند تا تب تند آن هرگز فروکش نکند. تا از اين طريق نه تنها براي محصولات شرکت هاي توليدي تبليغ کنند ،بلکه خود نيز از اين رهگذر درآمد قابل توجهي کسب نمايند.
به عبارت ديگر تبليغات سبب ايجاد ذائقه جديد در ميان مردم و تحريک آنها به خريد کالاها و محصولات تازه وارد به بازارهاي مصرف مي شود . به اين ترتيب تقاضاهاي جديدي در بازار شکل مي گيرد .
شرکت‌هاي بين المللي معتقدند که آنچه مي‌تواند باعث رونق و دوام بازار فروش کالاهاي توليدي اين شرکت‌ها گردد، سلطه بر آراء ، افکار و انديشه‌هاي افراد مي‌باشد و تبليغات تجاري براين اساس نهاده شده که به جاي يک کالا، يک مفهوم را بايد فروخت. اين شرکت ‌ها با بهره‌مندي از وسايل ارتباط جمعي از قبيل روزنامه ها و راديو و تلويزيون در کشورهاي مختلف سعي در ترويج فرهنگ مصرف دارند.
معمولا توليد کنندگان ، کارخانه هاي صنعتي و شرکت هاي بين المللي براي سر پا ماندن و حفظ ثبات درآمدي خود نيازمند موقعيت مستحکمي در زمينه فروش محصولات توليدي هستند و اين گروه همه تلاش خود را بکار مي گيرند تا بازارهاي صادراتي و هدف را حفظ کنند و حتي بازارهاي جديدي را بدست آورند. زيرا در غير اين صورت موقعيت آنها به خطر مي افتد . از اين رو ناگزير هستند که به طور مداوم فرهنگ مصرف گرايي را تبليغ کنند.
در قرن بيستم نيز اين واقعيت در اقصي نقاط جهان به خوبي آشکار شد که براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هاي توليدي و شرکت هاي بين المللي که روز به روز به تعداد آنها افزوده مي شود، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد.
در چنين حال و هوايي توليد کنندگان بزرگ، براي بدست آوردن بازارهاي مصرف، به سرزمين هاي دور روي آوردند و برخي راه چاره را افزايش مصرف عموم و فراهم کردن رفاه عمومي براي همه دانسته و تلاش کردند تا روش هايي را بيابند که ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سرمايه گذاري و توليد از کار نيفتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده، ادامه دهد. به عبارت ديگر توليد کنندگان عقيده داشتند که بحران نظام توليد را جز مصرف بيشتر، چاره ديگري نيست.
بدون ترديد آنچه که اکنون در بسياري از کشورها حتي ايران شاهد هستيم ، شرايط مناسب و قابل قبولي در زمينه مصرف کالاها ، خدمات ، منابع و امکانات نيست و بايد اصلاح شود و با توجه به فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامي که سال 1388 را " سال شروع اصلاح الگوي مصرف "‌ اعلام کرده اند ، اين روند بايد به گونه اي مناسب و شايسته اصلاح شود تا از هدر دادن منابع و امکانات جلوگيري شود .
در چنين شرايطي دولت مي تواند با بستر سازي ، آگاه سازي و ارتقاي سطح فرهنگ عمومي نه تنها مانع از گسترش فرهنگ تجمل گرايي و مصرف گرايي شود، ‌بلکه قادر خواهد بود جامعه را به سمت اصلاح الگوي مصرف در بسياري از بخش ها ، استفاده بهينه منابع و امکانات و سرمايه هاي کشور هدايت کند و براي جلوگيري از ورود کالاهاي مصرفي و فاقد کيفيت نيز ضمن حمايت از توليدات کيفي داخلي ،مقررات سخت گيرانه و تعرفه هاي سنگيني در بخش واردات تعيين کند تا کالاهاي کم دوام و مصرفي جاي خود را به کالاهاي سرمايه اي و واسطه اي بدهند تا به تکميل زنجيره توليد در کشور کمک شود.
گفتني است ، ارزش واردات کشور در چهار ماه نخست 88 در مقايسه با مدت مشابه سال قبل حدود 19 درصد کاهش يافت و به 16 ميليارد دلار رسيد.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



رييس حوزه هنري در نخستين جشنواره رسانه‌اي كتاب سوره مهر گفت: يكي از مصداق‌هاي اصلاح الگوي مصرف، تلاش براي ايجاد عادت به مطالعه است تا مهمترين سرمايه انسان‌ها يعني عمرشان در بهترين راه كه كسب دانش و معرفت است، استفاده شود.

به گزارش پايگاه خبري حوزه هنري، حسن بنيانان، رييس حوزه هنري كه در نخستين جشنواره رسانه‌اي كتاب سوره مهر سخن مي گفت، با بيان اين مطلب افزود: فرآيند شكل گرفته در توليد آثار ادبي و انتشار و توزيع و فروش آثار مكتوب حوزه هنري نشان داد كه اگر محتواي ارزشمندي از تلاش هنرمندان متعهد در قالب‌هاي مناسب به اثري هنرمندانه تبديل شود و نيروهاي متعهدي صادقانه و با انگيزه‌هاي فرهنگي مسير طراحي، چاپ، بسته بندي، توزيع، نظرسنجي و خبررساني را در قالب يك مديريت دلسوزانه سامان دهند، شاهد تحول در سرانه كتابخواني خواهيم بود.
بنيانيان با تاكيد بر لزوم مديريت و تلاش تخصصي و صادقانه در عرصه كتاب و كتابخواني ادامه داد: در همين شرايطي كه به نظر مي‌رسد، فرهنگ مناسب كتابخواني به اندازه كافي در كشور رشد نكرده است، مي‌توان ظرف دو سال، ترازهاي چاپ كتاب را از مرز 30 تا40 چاپ گذراند و هر روز افراد تازه‌اي را مشتاق مطالعه ادبيات متولد شده در سال هاي بعد ازانقلاب اسلامي ساخت. چنانچه مي بينيم كه امروز حوزه هنري افتخاردارد پذيراي صدها مشتركي باشد كه به صورت سازمان يافته مشتاق مطالعه كتاب هاي انتشارات حوزه هستند.
وي تصريح كرد: اين موفقيت كه با عنايت الهي و با پشتوانه خاطرات ايثارگران و مبارزان قبل از انقلاب حاصل شده است نشان مي‌دهد كه بخش اصلي كمبود مطالعه به كاستي‌هاي موجود در فرايند و محتواي توليد آثار برمي‌گردد.
رييس حوزه هنري،خطاب به مشتركان انتشارات سوره مهر اشاره كرد: آنان كه لذت مطالعه را چشيده‌اند بايد اشاعه فرهنگ مطالعه را در اطرافيان، دوستان و همكاران خود، وظيفه انساني و اسلامي بدانند و هر گاه كتاب ارزشمندي يافتيد،بكوشند تا با تشويق آنها به كتابخواني اين خدمت را به همه عزيزاني كه دوستشان مي دارند، هديه كنند و بپذيريم كه اين اقدام از مصاديق قطعي امر به معروف و بر همه ما واجب است.
در آغاز اين جشن، پيام سيد محمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي قرائت شد كه در فرازي از اين پيام خطاب به نويسندگان كتاب‌هاي سوره مهر آمده است: چه سعادتي كه تو در اين جشن به آنان دوست تر مي‌شوي كه براي تو خالق آثار زيادي بودند، آنهايي كه با تو همدل وهم زبان و هم كيش‌اند و در ماموريت فرهنگي با تو اشتراك دارند و حوزه هنري بازوي توانمندي است براي ارشاد و ...
همچنين در اين جشن، مرتضي سرهنگي، مسوول دفتر ادبيات وهنر مقاومت حوزه هنري، ضمن بيان خاطره كوتاهي از دوران جواني خود كه به عنوان خبرنگار و گزارشگر در اردوگاه‌هاي اسراي عراقي در ايران حضور داشت، درباره توليداتي كه در انتشارات سوره مهر به چاپ رسيده‌اند، عنوان كرد: ادبيات انقلاب و جنگ از دارايي‌هاي اصيل، شرافتمندانه و معصوم اين سرزمين است كه همه هزينه‌هاي آن را، مردم خودشان پرداخته‌اند.
سرهنگي اضافه كرد: ادبيات ما در هر دو حوزه انقلاب و دفاع مقدس در حال بلوغ است و خاطراتي كه در آثار نويسندگان گردآوري شده تجربه‌هاي فردي است و اين فرد حاصل جمع اميد و نااميدي‌هايي است كه ملت ما از سرگذرانده است. در واقع آنچه خلق شده است، حاصل جمع تلاش يك ملت است.
محمد حمزه‌زاده، مدير عامل انتشارات سوره مهر نيز با اشاره به وضعيت نشر كتاب در كشور گفت: آن طور كه خيلي‌ها تصور مي‌كنند وضعيت مطالعه در كشور چندان ناهنجار نيست و ما به تجربه، به اين تعريف رسيده‌ايم كه در مثلث مصرف كتاب كه از سه راس توليد، توزيع و اطلاع‌رساني تشكيل مي‌شود اگر درباره يك كتاب، درست اطلاع‌رساني و تبليغ كنيم، آن اثر، مشتري خود را پيدا مي‌كند.
حمزه‌زاده ادامه داد: البته توجه به جامعه هدف و اعتنا به نياز مخاطب مهمترين شاخصه در حفظ مخاطب است و اينكه جامعه درهر زمان ومكاني به چه موضوعي نياز دارد باعث مي‌شود معضل فقر كتابخواني دركشور تا اندازه زيادي مرتفع شود.
در بخش‌هاي ديگراز اين جشن علي اكبر قاضي زاده، روزنامه نگار پيشكسوت و استاد دانشگاه و محمدرضا سرشار، سخنراني كردند.
در ادامه از برگزيدگان رسانه‌ها در بخش‌هاي مختلف كه در انعكاس فعاليت‌هاي انتشارات سوره مهر در رسانه‌هاي خود تلاش كردند، تجليل شد و در اين ميان از آرش شفاعي، علي محمد مودب، ابراهيم اسماعيل اراضي، نسترن پور صالحي، احسان ناظم بكايي و آزاده صالحي با اهدا تنديس، لوح سپاس و هدايايي قدرداني شد.
افتتاح رسمي فروشگاه مركزي سوره مهر، اهداي جايزه به مشتركان كتاب سوره مهر و پخش فيلم سينمايي دلخون از ديگر بخش‌هاي اين مراسم بود.
نخستين جشنواره رسانه‌اي كتاب سوره مهر، يكشنبه اول آذر با حضور مسوولان، نويسندگان و مشتركان كتاب سوره مهر در تالار انديشه حوزه هنري، برگزار شد.
 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:54 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



يکي از بخشهايي که در کشور ما سهم وسيعي از انرژي اتلافي را به خود اختصاص داده است ، بخش مصارف خانگي و تجاري است. همچنان که اشاره مي شود بيشترين سهم اتلاف انرژي در اين بخش به عدم آگاهي و رعايت نکردن نکات و موارد ساده اي است که متاسفانه عموم مردم هم بسادگي از کنار آن مي گذرند، در صورتي که مي توان به آساني و با رعايت و به کار بستن موارد مشروحه ذيل علاوه بر کمک به سبد اقتصادي خانواده ، سهم بسزايي نيز در کمک به اقتصاد ملي ايفا کنيم.اهم پيشنهادها و راهکارهاي علمي و عملي پيشنهادي براي اصلاح امور و بهينه سازي مصرف انرژي در اين بخش بدين شرح است :استفاده از ديوارهاي دوجداره به منظور جلوگيري از شارش گرما در ساختمان سازي - عايق بندي سقف و شيرواني ها به وسيله پوششهاي ضخيم متناسب - عايق بندي پلي استر در زير کف ساختمان ها- استفاده از پوکه هاي ساختماني و بتون هاي متخلخل - استفاده از مصالح ساختماني استاندارد- استفاده از نماي مناسب در ساختمان ها (به عنوان يک عايق حرارتي و برودتي مناسب نقش ايفا مي کند)- رنگ آميزي ساختمان با رنگهاي روشن - هماهنگي و همساز بودن طراحي و ساخت و سازها با شرايط اقليمي - بستن دريچه ها و کانال هاي کولر در زمستان (حدود 30 درصد از گرماي منازل از طريق کانال هاي کولر هدر مي روند)- استفاده از پنجره هاي دوجداره (بيشترين ميزان اتلاف انرژي در ساختمان ها از طريق پنجره هاست) پوشاندن منافذ و درزهاي در و پنجره ها به وسيله نوارها و درزگيرهاي سليکوني نصب فنر در بالاي درهايي که رو به فضاي آزاد باز مي شوند- استفاده از قابهاي پي.وي.سي و آلومينيومي مخصوص به جاي قابهاي معمولي آلومينيومي و آهني - نصب پرده هاي ضخيم و پرچين براي پنجره ها- ايجاد سايه بان براي پنجره هاي غربي و شرقي ساختمان ها- کاشتن درختان سايه دار در مناطق گرمسير- استفاده از عايقهاي حرارتي از قبيل پشم شيشه و پشم و سنگ به دور مخازن و لوله کشي ها- نصب ترموستات روي وسايل سرمايشي و گرمايشي به منظور تامين دماي مطلوب و مورد نياز-انتخاب شعله متناسب با اندازه ظروف به هنگام آشپزي - استفاده از شعله پخش کن روي شعله چراغ گاز به منظور پخش وسيع گرما و جلوگيري از متمرکز شدن آن - بستن در پوش ظروف به هنگام پخت وپز- استفاده از قابلمه هايي که ترجيحا جنس آنها از آلومينيوم ، مس ، آهن يا ترکيبات اين چنيني است (به علت رسانايي زياد اين مواد)- استفاده از وسايل و تجهيزات دارنده برچسب مصرف انرژي - چک کردن سيم کشي داخلي ساختمان ها به صورت دوره اي (حداقل سالي دوبار)- جايگزين کردن لامپهاي کم مصرف به جاي لامپهاي معمولي - خاموش کردن لامپهاي اضافي و وسايل برقي پر مصرف در ساعات اوج مصرف - عدم روشنايي تجملي و فضاهاي بيهوده - تميز کردن حباب لامپها و شيشه هاي منعکس کننده نور- استفاده از پوششهاي شيشه اي مناسب (مثل پوشش شيشه اي تخت به جاي مشجر)- استفاده از نور طبيعي ، زماني که به نور زياد نياز نداريم - جلوگيري از آلودگي هاي نوري - بهره مندي وسايل خنک کننده و برودتي از فضا و فاصله مناسب در اطراف خود- قرار دادن يخچال و فريزرها در مکاني مناسب ، سايه دار و بدون تابش خورشيد- تنظيم ترموستات يخچال و فريزرها روي دماي مناسب - پاک کردن يخ و برفک يخچال ها - جلوگيري از باز و بسته کردن بي رويه در يخچال ها - اطلاع از سالم بودن درزگيرهاي فريزر و يخچال ها- کامل بودن ظرفيت مخزن لباس ، هنگام کار با ماشين لباسشويي - استفاده از نور معمولي به جاي خشک کردن لباس يا توسط خشک کن لباسشويي - پوشيدن لباسهاي ضخيم در زمستان و لباسهاي نازک در تابستان (اين الگو در کشور ژاپن کاملا رعايت مي شود.)


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



یکی از دلایل افزایش قیمت میوه در کشور ضایعات فراوان آن است. به گفته   کارشناسان، ضایعات میوه در کشور بین 15 تا 32 درصد برآورد شده که متاسفانه   رتبه نخست ضایعات میوه در دنیا به ایران اختصاص دارد . در همین حال کشور بلژیک با یک دهم درصد ضایعات میوه، رتبه نخست در زمینه   مصرف بهینه میوه را داراست. به‌طور کلی دلیل افزایش ضایعات میوه به سه   مرحله قبل از تولید، برداشت محصول و بعد از برداشت و همچنین در مرحله   توزیع و حمل‌ونقل مربوط می‌شود و این در حالی است که سیستم‌های تولید،   نگهداری و حمل‌ونقل میوه در کشور استاندارد نیست . متاسفانه   زمین‌های کشاورزی و باغ‌های کشاورزان، کوچک بوده و تعداد بهره‌بردارانی که   از علوم کشاورزی بهره چندانی ندارند نیز بالاست، بنابراین در این شرایط   هزینه تولید افزایش می‌یابد. همچنین با وجود دانشگاه‌های معتبر مانند   تهران، تبریز، مشهد، زنجان و پرورش نیروی‌های متخصص، متاسفانه از   قابلیت‌های دانش‌آموختگان  به‌طور کامل در عرصه کشاورزی استفاده   نمی‌شود . در کشوری نظیر آمریکا سه درصد جمعیت در بخش کشاورزی فعال بوده   و با این وجود این کشور توان تولید غذا برای سه قاره جهان را داراست، اما   این رقم در ایران 27 درصد جمعیت کشور را شامل می‌شود و در عین حال غذای 70   میلیون ایرانی نیز به سختی تامین می‌شود، چراکه بهره‌وری پایین بوده و   ضایعات محصولات کشاورزی بیش از اندازه است . آنچه مسلم است، کشاورزی   جهان با گذراندن سه مرحله اکنون در مرحله چهارم قرار دارد، اما کشاورزی   ایران هنوز در مرحله اول و سنتی باقی مانده است. بنابراین با استفاده از   ابزار دقیق و فناوری پیشرفته می‌توان ضایعات را تا حد ممکن کاهش داد و در   مرحله برداشت و نگهداری محصول در مزرعه نیز می‌توان از ضایعات این مرحله   جلوگیری کرد . در همین حال ضایعات در مرحله توزیع و مصرف خانگی میوه   بیشتر از استاندارد است و بر اساس آمار 15 درصد میوه و سبزی خریداری شده   توسط خانوار در منزل دور ریخته می‌شود، البته علاوه بر این‌که برخی از   مردم شیوه نگهداری میوه را به‌درستی نمی‌دانند، از طرف دیگر میوه به‌صورت   استاندارد و یکنواخت عرضه نمی‌شود . از طرفی در برخی موارد فاصله قیمت   تولیدکننده تا مصرف‌کننده به چهار برابر می‌رسد، البته با تغییر زمان و   مکان عرضه میوه خود به خود یک ارزش افزوده پیدا می‌کند که در همه دنیا   وجود دارد و حداکثر زمان ارزش افزوده در این رابطه چهار برابر است . به‌عنوان   نمونه سیب ارومیه در منطقه کیلویی 500 تومان فروخته می‌شود و بازرگان با   خرید، بسته‌بندی و نگهداری در سردخانه، شب عید آن را به یک هزار تومان   می‌فروشد که این منطقی است، اما اگر فاصله قیمت میوه از میدان مرکزی در   جنوب تهران تا شمال تهران در مغازه چهار برابر شود، منطقی به‌نظر نمی‌رسد . برخی   میوه‌فروشان در مورد افزایش بی‌رویه قیمت میوه هزینه‌های اجاره کلان مغازه   را مطرح می‌کنند به گونه‌ای که یک مغازه 12 متری در شمال شهر ماهانه سه   میلیون تومان اجاره می‌پردازد، البته سازمان میادین چنین هزینه‌هایی را   برای غرفه‌داران ندارد و در میادین شهرداری قیمت میوه و تره‌بار ارزان‌تر   است . در این زمینه یک مساله اساسی وجود دارد که تمامی محصولات و کالاها   در دنیا تابع عرضه و تقاضاست، هر وقت عرضه بیش از نیاز باشد قیمت افت   می‌کند و زمانی که تقاضا بیش از عرضه باشد، مانند ایام ماه مبارک و جشن‌ها   و اعیاد قیمت میوه افزایش پیدا می‌کند . هم‌اکنون با فرا رسیدن ماه   مبارک رمضان و همچنین پایان یافتن محصولات بهاره و تابستانه تا رسیدن   محصولات پاییزه و زمستانه قیمت میوه افزایش پیدا می‌کند، اما امیدواریم با   افزایش عرضه و نظارت بر قیمت در سطح شهر کاهش پیدا کند . همچنین برای   رعایت الگوی مصرف که امسال توسط رهبر معظم انقلاب  سال اصلاح آن   نامگذاری شد، به‌نظر من باید علاوه بر اصلاح الگوی مصرف، الگوی تولید   محصولات در کشور نیز اصلاح شود و با تولید استاندارد و بهینه علاوه بر   کاهش ضایعات در الگوی مصرف نیز اصلاحاتی انجام شود . البته رعایت اصلاح   الگوی مصرف به معنای کاهش مصرف نیست، بلکه در برخی موارد به توصیه   کارشناسان بهداشتی سرانه برخی از میوه‌ها و سبزی و همچنین محصولات دریایی   برای سلامت مردم باید افزایش پیدا کند . مردم باید تشویق به مصرف معقول   میوه، سبزی و آبزیان شوند و به‌جای مصرف گوشت قرمز، قند و روغن از میوه،   سبزی و ماهی به اندازه کافی استفاده کنند . در این خصوص  اصلاح روش   بسته‌بندی و توجه به سلیقه مصرف‌کننده نیز ضرورت دارد. با این روش هم   آلودگی محیط زیست کم شده و هم از ضایعات میوه و هدررفت منابع و انرژی   جلوگیری می‌شود . در عین حال بسته‌بندی میوه در نایلون‌ها با منشا مواد   نفتی باعث ضایعات میوه می‌شود، در حالی‌که باید نایلون‌هایی با منشا گیاهی   تهیه شود و به‌وسیله آن میوه و سبزی بسته‌بندی و حمل شود .


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:49 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

هروسيله اي که ميخريم دفترچه اي همراه دارد که چگونگي استفاده صححيح آنرا به ما نشان ميدهد. سي دي هم ابزاري ست که امروزه مورد استفاده ي فراوان دارد به خصوص براي ما اهالي نت که با رايانه و لوازم جانبي اش زياد سروکار داريم.
با توجه به سال اصلاح الگوي مصرف برآن شديم که نکات مفيدي را براي استفاده ي درست و مصرف صحيح لوح هاي فشرده يا همان سي دي ها بيان کنيم: 
1- CD را با DVD-ROM اجرا نکنيد؛ اين کار به اين علت است که سرعت چرخش DVD-ROM بسيار بيشتر از CD-ROM است و اين کار باعث خش‏دار شدن CD خواهد شد.
2- CDها را از پشت روي هم قرار دهيد؛ اگر CDها را از طرف قابل استفاده روي هم قرار دهيد به علت شيشه‏اي بودن سطح، به سرعت خش‏دار خواهد شد.
3- از پاک کردن CD با لباس و حوله خودداري کنيد؛ پاک کردن CDها با منسوجات به شدت باعث کاهش عمر CDها خواهد شد. براي تميز کردن CD‏ها از دستمال کاغذي بدون کرک و يا ساير دستمال‏هاي نرم استفاده کنيد.
4- از نوشتن با ماژيک‏هاي غير استاندارد روي CDها خودداري کنيد؛ ماژيک‏هاي غير استاندارد به تدريج در بافت CD فرو رفته و باعث استهلاک سريع CD خواهد شد.




5- از تماس مکرر دست‏ها با CDها خودداري کنيد؛ شيارهاي دست  و کثيفي‏هاي سطح دست در تماس با سطح CD باعث تخريب سطح شيشه‏اي آن خواهد شد.
6- از قرار دادن CDها در هواي آزاد و کيف‏هاي نامرغوب خودداري کنيد؛ اين کار خيلي زود CD را نابود مي‏کند.
7- بلافاصله بعد از اتمام کار با CD، آن را از CD-ROM خارج کنيد؛ در صورتي که CD در CD-ROM باقي بماند در هر بار ورود به My Computer يا هنگام خاموش و روشن کردن سيستم، محتواي CD بازخواني خواهد شد.
8- از زدن برچسب به جاي نوشتن روي پشت CD خودداري کنيد ؛ با اينکار CD-ROM براي خواندن CD تعداد دور بيشتري را مي‏زند و خود به خود CD مستهلک خواهد شد.
9- از دستگاه‏هاي خش‏گير و پمادهاي خش‏گير حدالامکان استفاده نکنيد؛ در صورتي که خش‏هايي کوچک و کم روي CDها مشاهده کرديد، استفاده از ابزارآلات مذکور به هيچ‏وجه برطرف کننده نيست و ضمن برداشت کردن يک لايه از روي CD، خش‏هاي جديدي نيز روي CD وارد خواهد کرد.
10- از تهيه CD‏هاي رنگي و نامرغوب ارزان قيمت با مارک‏هاي ناشناس خودداري کنيد؛ CDهاي رنگي به دليل ساختار غير استاندارد خود عمر کوتاهي دارند.همچنين CDهاي ارزان نامرغوب حتي با رعايت 9 شرط بالا باز هم عمر کوتاهي خواهند داشت.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:49 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



پژوهشگران انگليسي مي‌گويند نور لامپ کم‌مصرف براي مطالعه مناسب نيست، اما مقامات دولتي اين نتايج را رد مي‌کنند.

دولت انگلستان، ادعاي برخي محققين را درباره رنج بردن کم‌بيناها از نور ضعيف لامپ‌هاي کم‌مصرف، رد کرد. پيش از اين محققين انگلستان مدعي شده بودند که نور لامپ‌هاي کم‌مصرف براي مطالعه مناسب نيست.

اما لرد هانت، وزير توسعه پايدار و ابداعات انرژي انگلستان، گفته است که لامپ‌هاي جايگزيني همچون «لامپ‌هاي هالوژن مانند» موجود و قابل استفاده است. او هم‌چنين ترس ناشي از تاثير محيطي جيوه را در لامپ‌هاي کم‌مصرف رد کرد. قانون جلوگيري از آلودگي محيطي به جيوه، امسال تحت قوانين اتحاديه اروپا لازم‌الاجرا شده است. لرد هانت از تصميم کنارگذاري لامپ‌هاي تنگستني معمولي نيز دفاع کرد و اين تصميم را به سبب مقابله با اثرات تغيير اقليم، امري ضروري خواند.

تابش کمتر، زندگي بهتر يا بدتر؟
لرد هانت هم‌چنين درباره لامپ‌هاي معمولي گفت: «لامپ‌هاي معمولي تنگستني، نزديک به 95 درصد انرژي را به گرما تبديل مي‌کنند و بنابراين، بخش عمده انرژي هدر مي‌رود. جايگزين کردن آنها با لامپ‌هاي کم‌مصرف، مي‌تواند سبب کاهش اتلاف انرژي و در نتيجه کاهش هزينه مصرف انرژي شود. ما بسيار مفتخريم که فروشندگان انگليسي به طور داوطلبانه اين تغيير را پيش از وضع قوانين امسال اتحاديه اروپا پذيرفتند.»

اما، لرد هريسون، عضو مجلس اعيان انگلستان، صحبت‌هاي لرد هانت را درباره کاهش روشنايي اين لامپ‌هاي جديد که زندگي را براي افراد کم‌بينا سخت مي‌کند، ناکافي دانست. او گفت که نگراني‌هايي هم در مورد کيفيت پايين اين لامپ‌هاي جديد و هم در مورد ايمني آنها وجود دارد. هريسون در ادامه گفت: «اين تصميمات دقيقا کي و کجا گرفته شده‌اند؟ چند سياستمدار براي تغيير سياست استفاده از لامپ به کمک آمدند؟»

جيوه عليه طبيعت

لرد هانت گفته بود که دولت با موسسه سلطنتي ملي نابينايان انگلستان درباره لامپ‌هاي جايگزين پرنورتري مثل «لامپ‌هاي هالوژن مانند» صحبت کرده و علاوه بر آن، در حال ارتقاي کيفيت و فناوري لامپ‌هاي کم مصرف است.

لرد هانت هم‌چنين ادعاهاي اخير لرد لاوسون، وزير پيشين را درباره مسموميت محيطي جيوه رد کرد. لرد لاوسون اخير مدعي شده بود که استفاده از لامپ‌هاي کم‌مصرف، خطر آلودگي به جيوه محيط را بالا مي‌برد. لرد هانت هم‌چنين گفته است که مقدار جيوه درون لامپ‌هاي کم‌مصرف کمتر از مقدار موجود در دماسنج‌هاي جيوه‌اي است که بنابه اعلام اتحاديه اروپا استفاده از آنها ممنوع شده است؛ اما دولت انگلستان هم‌چنان به دنبال جايگزين‌هايي مانند لامپ‌هاي ل.اي.دي ( LED ) است که هم عاري از جيوه است و هم طول عمر بيشتري دارد. وي ابزار اميدواري کرد که مردم، اين فناوري‌هاي نوين را تا چندسال آينده در فروشگاه‌ها ببينند.

لرد ريدزديل، از اعضاي مجلس اعيان که خود پشتيبان حرکت به سوي استفاده از لامپ‌هاي کم‌انرژي است، در اين باره مي‌گويد: «اين يکي از حرکت‌هاي بسيار مثبت اخير دولت انگلستان بود». او همچنين مدعي شده که کاخ پارلماني انگلستان با تغيير لامپ‌هايش به لامپ‌هاي کم‌مصرف، توانسته است 61درصد در مصرف انرژي صرفه‌جويي کند.

خريد انبوه لامپ‌هاي تنگستني
اما لرد تيلور، وزير در سايه محيط‌زيست، با نگاهي محافظه‌کارانه گفته است که مردم به سبب جايگزين کردن لامپ‌هاي کم‌مصرف به جاي لامپ‌هاي پرمصرف، بايد هزينه بيشتري را براي تامين گرماي خانه‌هايشان بپردازند و مدعي شده که برخي از همکارانش، انبوهي از لامپ‌هاي تنگستني خريده‌اند.

لرد هانت نيز گفت تعادلي که بين تاثير توليد کارخانه‌اي و مصرف خانگي وجود داشته به‌هم خورده است؛ اما به طور کلي شک ندارم که اين، نه فقط سبب کاهش مصرف انرژي، که باعث کاهش هزينه‌هاي خانه‌داران نيز مي‌شود.
انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان گفته است که در حرکت به سوي استفاده از لامپ‌هاي کم‌‌مصرف، نگران اين موضوع است که مردم از وجود لامپ‌هاي جايگزين براي افراد کم‌بينا ناآگاهند.

اين انجمن در بيانه خود گفته است: « انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان، کم‌بينايان بسياري را مي‌شناسد که نگران تاثير لامپ‌هاي کم‌مصرف و بهينه‌شده اند؛ با اين وجود، عمده مردم در بزرگراه‌هايي که با لامپ‌هاي جديد نورپردازي شده، همان شرايط بينايي را تجربه مي‌کنند. مهم اين است که بدانيم مي‌خواهيم چه بدست آوريم.»

انجمن سلطنتي ملي نابينايان انگلستان توصيه کرده است که نور راهروها و هم‌چنين راه‌پله‌ها با لامپ‌هاي کم‌مصرف جديد جايگزين نشوند، بلکه از لامپ‌هاي هالوژني تنگستن به جاي آن استفاده شود و لامپ‌هاي کم‌مصرف در باقي نقاط خانه استفاده شوند.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:48 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سال هاست كه توسعه اشتغال و كاهش نرخ بيكاري در دستور كار دولت ها و در زمره شعارهاي مسئولان قرار داشته است.
آرزوهاي بسيار و اقدامات اندكي نيز نثار اين چالش بزرگ شده است و در نهايت آنچه اكنون پيش روي ماست نرخ رسمي بيكاري 7/14% و به بياني ديگر وجود بيش از 5 ميليون نفر بيكار كه نه تنها اميدي به يافتن كار ندارند بلكه نگران افزايش تعدادشان و بدتر شدن اوضاع نيز مي باشند.
اخيراً دولت دست به اقداماتي چون تخصيص بودجه و تعيين مسئولان براي مقابله با بيكاري زده است كه حتي با فرض درست بودن اقدامات (كه بسيار جاي ترديد است) تنها مي توان آن را به مثابه كمك هاي اوليه براي نجات يك مصدوم دانست نه درمان وي.
يقينا اگر كمك اوليه درست به مصدوم نرسد نه تنها بخت وي براي بهبود كاهش مي يابد بلكه ممكن است بر وخامت وضع او نيز افزوده شود.
اكنون اين سوال مطرح است كه چرا خواست دولت ها براي كاهش نرخ بيكاري و توسعه اشتغال تحقق نيافته است. يك پاسخ روشن به سوال اين است كه دولت بجاي برخورد با علت با معلول برخورد كرده است.
مثلا با وضع قانون كار مانع خروج كارگران از واحدهاي توليدي شده است يا به بيكاران وام داده است كه مشغول كار شوند.
درست اين بود كه بجاي توجه به بيكاران به كار توجه مي كرد و بجاي حمايت از بيكاران از كار و توسعه آن حمايت مي نمود. اگر كار ايجاد شود بيكار وجود نخواهد داشت و اگر كار ايجاد نشود بيكاري توسعه خواهد يافت و بيكاران افزوده خواهند شد حتي اگر در چمبره ديوان سالاري مخفي بمانند.
كار، يعني فعاليت ثمربخش نيروي انساني در يك فرآيند كه حاصل آن ايجاد ارزش اقتصادي است. چيزي كه مردم حاضرند براي آن پول بدهند تا از آن بهره مند گردند.
توليد، مهمترين فرآيندي است كه زمينه فعاليت نيروي انساني را براي آفرينش ارزش اقتصادي مهيا مي سازد توليد فرآيندي است كه مواد اوليه، دانش فني، ابزار توليد، انرژي و ديگر منابع طبيعي و فيزيكي را به مدد فعاليت فكري و عملي نيروي انساني مبدل به كالاهاي مفيد و ارزشمندي مي كند كه جامعه براي رفع نياز و ارتقاء سطح رفاه خود از آن ها بهره مي گيرد و در مقابل آن پول مي پردازد.
عليرغم اين كه ظاهراً توليد با تكيه بر امكانات فيزيكي چون زمين و ساختمان و ماشين آلات سامان مي يابد اما در واقع و در مقياس ملي بيش از 76% از ارزش توليد، حاصل كار و تلاش و سهم و نقش نيروي انساني است با اين وصف خريد محصولات يعني خريد كار.
وقتي كار خريدار داشته باشد خود توسعه مي يابد و وقتي كار توسعه مي يابد از سطح بيكاري كاسته مي شود. هر چه سطح فن آوري بالاتر و پيش رفته تر باشد سهم نيروي انساني در محصول بيشتر مي شود و به همين دليل است كه در كشورهاي صنعتي پيشرفته نرخ بيكاري بسيار پايين است زيرا محصولات با محتواي كار نيروي انساني به فروش مي رسد و بازار كار گرم مي شود و در نتيجه بيكاران جذب بازار مي گردند و نه تنها باري بر دوش توليد نيستند بلكه خود به صورت عاملي براي گسترش و غني سازي فرآيند توليد در مي آيند كه زمينه ساز نياز به نيروي كار بيشتر و بيشتر خواهد بود.
با اين وصف تنها راه ايجاد اشتغال و كاستن از تعداد بيكاران فراهم آوردن زمينه توسعه توليد در داخل كشور است.
توليد به معني واقعي آن افزودن ارزش اقتصادي بر نهاده هاي فرآيند توليد است كساني توليد كننده هستند كه در آفرينش ارزش اقتصادي سهم و نقش داشته باشند انسانهاي فرهيخته اي كه به مدد دانش، خلاقيت و تلاش خود خليفه واقعي خداوند در زمين هستند و كارشان آفرينش خير و منفعت براي خلق خدا است.
براي افزايش اشتغال و مبارزه با فقر و بيكاري دولت وظيفه سنگين حمايت از توليد داخلي را بر عهده دارد و بايد از تمامي امكانات مادي و معنوي كه در اختيار دارد در جهت توسعه هر چه بيشتر توليد بهره گيرد.
براي توسعه توليد لازم است دولت بر روي دو موضوع كار كند اول ايجاد شرايطي كه براي توليد داخلي خريدار كافي وجود داشته باشد به عبارت ديگر دولت بايد به گونه اي عمل كند كه قدرت خريد مردم براي خريد كالاي داخلي تقويت شود و براي خريد كالاي خارجي رقيب تضعيف گردد.
يكي از موثرترين روش ها براي افزايش توان خريد كالاهاي داخلي اقدام بانك ها به تامين وام مورد نياز براي خريد محصولات داخلي است كه بهتر است با همكاري سه جانبه بانك، توليد كننده و مصرف كننده سامان دهي گردد.
اكنون كه مردم عموما براي تامين وسايل مورد نيازشان نقدينگي كافي ندارند اگر از مجراي مناسبي نقدينگي تامين شود آنان ترجيح خواهند داد كه نيازشان را از طريق مزبور تامين كنند.
اين كار بدون دخالت دلالان و واسطه ها انجام مي پذيرد و گردش سالم و پايداري را در كسب و كار داخلي سبب خواهد شد.
هزينه ايجاد يك شغل براي مدت يك سال حدود 150 ميليون ريال است و با اجراي سيستم مناسب اعطاي تسهيلات به اشتغال و رونق توليد، خريد كالاهاي توليد داخل هم رونق مي يابد.
اقدام دوم دولت بايد افزايش توان توليدكنندگان داخلي براي تأمين نياز مردم با كيفيت و قيمت مناسب باشد كه ازطرق زير امكان پذير خواهدبود.
الف- حذف كليه قيود و موانعي كه هم اكنون در راه توسعه توليد داخلي وجود دارد:
با اينكه بايد به صراحت اذعان شود كه دولت ظرف چندسال اخير اقدامات مهم و چشمگيري براي گسستن بندهاي گراني كه بر دست و پاي توليدكنندگان بود كرده است لكن هنوز تا وادي آزادي مطلوب راه درازي درپيش است.
با همه تلاش ها و اقداماتي كه شده است هم اكنون تمامي منابع طبيعي، منابع مالي و انرژي و بخش عمده اي از مؤسسات و امكانات توليدي كشور دولتي است كه كلا پرهزينه و كم بهره است.
امكاناتي كه مي توانست و مي بايد در خدمت رشد و شكوفايي توليد باشد امروز به گورستان فرصت هاي طلايي از دست رفته و مرداب تهديدهاي جدي و روزافزون بدل شده است.
بخش عمده اي از امكانات و فرصت هاي خارج از سلطه دولت نيز عموما بر اثر سياست ها و اقدامات دولت در چنگال دلالان، بازارسالاران و رانت خواران گرفتار است به گونه اي كه توليد ملي عملا محروم از همه مواهب و درگير با همه مصائب، توان تحرك و پويايي را از دست داده است.
لذا ضروري است كه دولت اقدامات جدي و سريع در جهت خصوصي سازي، مقررات زدايي و تغيير نگرش كارگزاران از تصدي گري و حاكميت مطلق به مشاركت و نظارت انجام دهد.
ب- ايجاد انگيزه سازنده و خلاق در عوامل توليد:
عوامل توليد بنابر آنچه اشاره شد اكنون سرخورده و نگران و كم انگيزه در گرداب مشكلات دست و پا مي زنند. بسيار ضروري است كه با حمايت هاي معنوي و با آشكاركردن نقش حياتي اين عوامل در حفظ حيات و استقلال كشور در آنان روحيه مقاومت و انگيزه تلاش ايجاد گردد.
ج- ايجاد تسهيلات فيزيكي و معنوي براي افزايش توان توليد داخلي.
براي افزايش توان پايداري و پويايي توليد داخلي اقدامات زير ضروري است.
1- اصلاح مقررات و قوانين ضد توليد مانند قانون كار، مقررات مربوط به عوارض متعدد، تأمين اجتماعي و...
2- فراهم كردن زمينه مناسب براي خريد كالاهاي توليد داخلي به صورت اقساطي از طريق بانكها
3- اجراي مقررات استاندارد كلي براي جلوگيري از ورود كالاهاي نامرغوب و نامنطبق با استانداردهاي مورد قبول.
4- تشويق توليدكنندگاني كه كيفيت محصولات خود را ارتقا مي دهند و تنبيه آنان كه به ارتقاء كيفيت بي توجه هستند.
5- لغو تمام معافيت هاي گمركي مانند بازارچه هاي مرزي، تعاوني هاي مرزنشينان، بندر خرمشهر، مناطق آزاد، كالاي همراه مسافر و مجوزهاي خاص.
6- دادن كمك و يارانه به مرزنشينان براي خريد داخلي براي مصرف خود و صدور به خارج.
7- اجراي دقيق و كامل و بدون قيد و شرط قانون ممنوعيت خريد محصولات خارجي كه توليد مشابه داخلي دارند توسط سازمان هاي دولتي و وابسته به دولت.
8- بسيج امكانات فرهنگي و تبليغاتي براي حمايت از توليد داخلي ازطريق مصرف محصولات ساخت داخل.
9- جلوگيري از قاچاق كالا كه در حال حاضر از مجاري مختلف و تحت عناوين گوناگون صورت مي پذيرد.
10- رفع موانع موجود در راه سرمايه گذاري خارجي ازطريق اصلاح مقررات موجود و تطبيق آنان با قانون جديد همزمان با اصلاح نگرش مسئولان به امر سرمايه گذاري خارجي.منبع :اقتصاد پنهان


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:47 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



هنگامي خداوند (نعمت هايش را) به شما بخشيد شما نيز (به نيازمندان) بخشش کنيد.
امام صادق(ع)
به امام صادق(ع)گفتم:«خداوند مي فرمايد: اسراف نکنيد، خداوند اسراف کاران را دوست ندارد. معني اين آيه چيست؟»
امام صادق(ع) گفت:«يکي از مردم مدينه مزرعه اي داشت. وقتي مزرعه اش بار مي داد، آن قدر از آن به مردم فقير مي داد که براي خود و خانواده اش چيزي نمي ماند. خداوند کار او را زياده روي و اسراف خواند.»
يکي از ياران امام صادق(ع)
روزي زني پسرش را نزد پيامبر (ص) فرستاد و به او گفت: «از پيامبر کمک بخواه. اگر گفت: نزد ما چيزي نيست بگو: جامه ات را به من بده.» پسر نزد پيامبر (ص) رفت، اما نزد پيامبر چيزي نبود. پسر گفت: «جامه ات را به من بده.» پيامبر پيراهنش را به او داد و خود جامه اي نداشت. خداوند فرمود: نه دستت را بر گردنت چفت کن (که به جيبت نرسد و نتواني بخشش کني) و نه کاملاً آن را باز نگه دار (که هرچه داري- حتي تنها جامه ات را ببخشي) پس سرزنش شوي و در کارت در بماني (بلکه راهي ميانه در پيش گير.)
دعاي چهارکس به اجابت نمي رسد. يکي از آن ها کسي است که دارايي دارد، آن را بيهوده (و بيش از مقداري که نياز دارد) مصرف مي کند و از بين مي برد. سپس دعا مي کند و مي گويد: «خدايا به من ببخش .» خداوند به او مي گويد: «مگر تو را به ميانه روي فرمان ندادم؟»
امام صادق(ع)
به امام صادق(ع)گفتم:«کم ترين حد اسراف کدام است؟»
فرمود:«از بين بردن جامه ي نو (با استفاده از آن به جاي لباس کار)، دور ريختن اضافه ي آب و دور انداختن هسته خرما.» (1)

پي نوشت ها:

*يکي ازياران امام صادق(ع)
1-با اضافه ي آب مي توان نهالي را در قلب باغچه نشاند و از دل هر هسته خرما نخلي بلند سر مي کشد.

منبع:ماهنامه فرهنگي کودکان ايران ،پوپک شماره 180


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:46 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ژاپن همیشه چهره خود را تعییر می دهد. از سال ۱۹۹۹ تا کنون چند سال در این کشور اقامت کرده ام و به این کشور رفت و آمد داشته ام. تابستان امسال بعد از یک سال سفر کوتاهی به ژاپن داشتم و فرصت بازدید از چند شهر ژاپن پیش آمد. مثل همیشه بعد از مدتی دوری از جامعه ژاپن، تغییرات محسوس را احساس می کنی. این تغییرات بیشتر بر محور اقتصادی است که دیگر تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز متأثر از این تغییر است.
بیشترین تغییراتی که امسال نسبت به سال پیش احساس می شود اهتمام و توجه بیش از پیش عمومی نسبت به صرفه جویی در مصرف انرژی است. البته ژاپن همیشه به خاطر نداشتن منابع انرژی مثل نفت و گاز همیشه در این زمینه تلاش کرده است. شرکت های ماشین سازی همیشه به دنبال فناوری های جدیدی برای کاهش مصرف سوخت ماشین های تولیدی خود بوده اند.

اما تغییرات امسال به خاطر فراگیر بودن متفاوت از تلاش های قبلی در این زمینه است. افزایش قیمت جهانی انرژی در سال گذشته سرآغاز این توفیق اجباری در این کشور بود.

اتوبوس هایی که مسافران را از فرودگاه بین المللی ناریتا به مرکز شهر توکیو می رسانند، در چند ایستگاه مسافرگیری می کنند.هر بار توقف برای مسافرگیری در هر ایستگاه کمتر از یک دقیقه طول می کشد. با این حال رانندگان به محض توقف در ایستگاه موتور اتوبوس را خاموش می کنند تا در مصرف سوخت حداقل صرفه جویی صورت گیرد. از تلویزیون آگهی های تبلیغاتی آموزشی پخش می شود و مردم را به خاموش کردن موتور اتوموبیل هایشان موقع توقف تشویق می کند.

از طرفی شرکت های ماشین سازی ژاپن به سمت تولید ماشین های با سوخت غیر فسیلی از قبیل ماشین های برقی و هیدروژنی رفته اند که با محیط زیست سازگار است. اگرچه قیمت این نوع ماشین ها نسبت به ماشین های فعلی بالاتر است، اما دولت برای کسانی که این نوع ماشین ها را خریداری کند یارانه پرداخت می کند. دوچرخه های برقی رواج یافته اند که برای استفاده در مسافت های کوتاه به صرفه تر از استفاده از ماشین شخصی هستند.

اول ماه جولای سال ۲۰۰۹ میلادی قانون حمیایت از عرضه انرژی در پارلمان ژاپن به تصویب رسید. بر اساس این قانون، به خانه هایی که برای تولید برق خانگی پنل خورشیدی نصب کنند وام بلند مدت پرداخت می شود. دولت برق اضافی تولید شده این پنل های خورشیدی را دوبرابر قیمت کنونی برق از مردم خریداری خواهد کرد.

زباله ها در یک سیستم منظم در همان مبدأ که تولید می شوند به انواع شیشه، فلز، پلاستیک و سوختنی تقسیم می شوند و در یک چرخه منظم به عرصه کالا بازگردانده می شوند تا از هدر رفتن بیهوده منابع جلوگیری شود.

با این که ژاپن کشور پرآبی است اما در مصرف آب نیز نهایت صرفه جویی صورت می گیرد تا آب به صورت مفید به مصرف برسد.

ژاپن خود را متعهد کرده است تا سال ۲۰۱۳ میلادی ۱۰ درصد از تولید گاز دی اکسید کربن در این کشور را کاهش دهد. برنامه های زمانبندی شده در این زمینه در حال اجرا هستند و این کاهش در سالهای آینده بیشتر هم خواهد شد.

ژاپن به طور تحسین برانگیزی بحران جهانی اقتصاد را دارد به فرصت تبدیل می کند. کشوری که اقدامات مفید آن در زمینه محیط زیست نه تنها مردم ژاپن، بلکه کل بشریت را بهره مند می کند.

ژاپن کشوری است متعهد و قابل اعتماد و احترام در عرصه بین المللی. اقدامات و سیاست های بشردوستانه این کشور می تواند سرمشق کشورهای دیگر جهان باشد


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



با آغاز فصل سرما توجه خانواده‌ها به كنترل سيستم‌هاي تهويه و گرمايشي منزل بيشتر مي‌شود، چرا كه نياز به افزايش راندمان اين وسايل از ضروريات كنترل مصرف انرژي بوده كه به‌سادگي از كنار آن نمي‌توان گذشت.

از‌اين‌رو بهتر است بدانيم توجه به نكاتي كه مي‌تواند در يك فهرست هميشگي جلوي چشمان ما باشد، براحتي مي‌تواند به ما در كنترل سيستم‌هاي گرمايشي و بهينه‌سازي مصرف انرژي در فصل سرما ياري رساند.
پوشيدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتي است كه باعث مي‌شود تا بدن شما نياز كمتري به افزايش دما در طول روز داشته باشد، ‌شما مي‌توانيد با تنظيم شعله بخاري و تنظيم دماي آبگرمكن و پكيج متناسب با نياز حرارتي فضاي خانه از اتلاف انرژي جلوگيري كنيد.
استفاده از پرده‌هاي ضخيم جهت كاهش اتلاف حرارتي از پنجره و بستن كركره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در روز به شما اين امكان را مي‌دهد كه از انرژي خورشيد تا حد امكان استفاده كنيد، چرا كه انرژي خورشيد به عنوان منبع انرژي تجديدشونده همواره در اختيار شماست.
بهتر است با آغاز فصل سرما درزهاي درها و پنجره‌ها را بازرسي كنيد. استفاده از نوارهاي درزگير جهت هوابندي درزهاي پنجره‌ها و در‌هاي ورودي منزل تاثير بسيار زيادي در جلوگيري از خروج هواي گرم و ورود هواي سرد دارد.
فراموش نكنيد كه بستن دريچه‌هاي كولر با استفاده از مسدودكننده مناسب نكته بسيار قابل توجهي است، دريچه‌هاي كولر همواره محلي براي ورود و خروج هوا هستند و كنترل اين منافذ در فصل سرما بايد حتما مورد توجه قرار گيرند. روي رادياتورها را نپوشانيد و از يك لايه فويل آلومينيومي در پشت رادياتور به منظور افزايش بازتاب حرارتي استفاده كنيد البته فراموش نكنيد كه سرويس و تميزكاري اين وسايل نيز بسيار اهميت دارد.
در صورت استفاده از شومينه تنظيم دماي آن روي 55 درجه و حصول اطمينان از مناسب بودن زاويه دريچه خروجي و در صورت امكان گذاشتن در شيشه‌اي در جلوي آن كه مانع خروج هواي گرم از فضا شود نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
بسته نگه‌داشتن درهاي ورودي و در صورت امكان استفاده از پنجره‌هاي دوجداره يا استفاده از پرده در جلوي در و كنترل دودكش‌ها و كلاهك تعديل، لوله‌ها و اتصالات گاز جهت عملكرد مناسب و ايمن بخاري، آبگرمكن و پكيج نيز از ديگر نكاتي است كه شما را در بهينه‌سازي انرژي در فصل سرما ياري مي‌دهد.



 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 4:42 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بحران‌های اقتصادی اخیر که از امریکا آغاز شده و به تدریج سراسر جهان را درنوردیده ، سبب شده است که اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و دیگر اندیشمندان علوم انسانی بر لزوم تامل دوباره نظریه‌های موجود در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی تأکیدکنند و نظام سرمایه‌داری حاکم بر جهان را که به طور فزاینده‌ای افراد را تشویق به مصرف‌کردن می کند، به چالش بکشند.
هر روز سئوالات بیشتری در اذهان متفکران مبنی بر موجه‌بودن استدلال‌های نظریه‌های حمایت‌کننده از مصرف‌گرایی پدیدار شده و نقد بر سبک زندگی مردمان کشورهای با درآمد بالا صریح‌تر و تندتر می‌شوند.
با دکتر «ناصر فکوهی» عضو هیئت علمی گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران، گفت‌و‌گو کردیم، دکتر فکوهی با صراحت همیشگی‌اش، به نقد ایدئولوژی مصرف‌گرا می‌پرداخت و البته معتقد بود این ایدئولوژی امروز در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارد.
او از الگوی مصرف کنونی حاکم برجامعه امروز ایران انتقاد کرد و آن را بیش از هرجای دیگری به الگوی آمریکایی نزدیک دانست.

بفرمایید که واژه مصرفگرایی به چه معناست و از چه تاریخی به طور مشخص مطرح شده؟

به تدریج از نیمه دوم قرن نوزدهم با انقلاب صنعتی شاهد ظهور واژه و مفهوم مصرف بودهایم. البته از قرن بیستم به بعد استفاده از این واژه گسترش یافت. خصوصیت انقلاب صنعتی این بود که تولید کارگاهی و محدود را که پیش از آن وجود داشت، به تولید گسترده که به اصطلاح به آن تولید انبوه میگویند، تبدیل کرد. این تولید انبوه طبعاً نیازمند مصرف انبوه هم بود. تغییری که در قرن نوزدهم اتفاق افتاد گستردهترشدن و مردمی شدن مصرف کالاها بود. از این زمان است که مصرف در معنای امروزین مطرح میشود. البته این به آن معنا نیست که قبل از این زمان مصرف وجود نداشته، بلکه مصرف قبل از آن زمان محدود بوده و تنها گروه خاصی از جامعه مصرف زیاد داشتند و بسیاری از کالاها هم فقط منحصر به یک طبقه خاص از جامعه بودند. بیشترین مصرف محدود به کالاهای غذایی است که آن هم به دلیل آنکه در جامعه کشاورزی مردم آنچه را خود تولید کردهاند، مصرف میکنند. از قرن بیستم، مصرف شروع به رشد میکند. از جنگ جهانی دوم، با به وجود آمدن دولت رفاه در اروپای غربی و امریکا مصرف به شدت افزایش مییابد و دموکراتیزه یا مردمی میشود. از این زمان به بعد است که بین مصرف و رونق اقتصادی پیوندی برقرار میشود. بسیاری از اقتصاددانان در آن زمان این بحث را مطرح میکردند که موتور رونق اقتصادی مصرف است و بنابراین، برای اینکه جامعه از لحاظ اقتصادی رشد کند باید مصرف در آن دائم رشد کند. اینجاست که بین مصرف و تولید، و مصرف و رونق اقتصادی رابطه ایجاد میشود و میتوانیم بگوییم در طول سی سالی که دولتهای رفاه توانستهاند به عنوان ایدئولوژی غالب ضرورت و امکانپذیری خودشان را بقبولانند افزایش مصرف دائم مطرح میشود و تقریباً همه در این توافق دارند که مصرف باید افزایش پیدا کند و یک مقدار بین مفاهیم مصرف و رفاه همپوشانی به وجود میآید. در اواخر دهه 1970 هم شاهد مسائلی هستیم که این ایدئولوژی مصرفگرا را زیر سؤال میبرد.

این مسائل در چه حوزه هایی بودند؟

این مشکلات عمدتا در دو حیطه پدیدار شدند. یکی مشکل زیست محیطی بود. به هر ترتیب، آن مصرف بسیار گسترده و بدون حد و مرز بهایی دارد که ضربه خوردن محیط زیست مهمترین بهای آن است و از اواخر دهه 1970 آغاز شد، مسئله دیگری که در اینجا مطرح میشود این است که باید به نوعی جلوی مصرف بیرویه گرفته شود. اما ضربه شدیدتر در دهه 1980 به ایدئولوژی مصرفگرا وارد شد و آن ضربه زیرسؤال رفتن استدلال اصلی ایدئولوژی مصرفگرا مبنی بر آنکه مصرف موتور رونق اقتصادی است بود، زیرا در این سالها نشان داده شد که نظامهای اقتصادی لزوماً از چنین قانونی تبعیت نمیکنند. بنابراین، میتوانیم بگوییم که ایدئولوژی مصرفگرا امروز در ضعیفترین وضعیت خود است، ولی هنوز از بین نرفته و هنوز هم این بحث مطرح میشود که باید تا حد امکان مصرف را افزایش داد و باید به افراد انگیزه مصرف کردن داد. در بحران اقتصادی اخیر که شدیدترین بحرانی است که بعد از سالهای 1930 اتفاق افتاده و یک بحران ساختاری است، باز هم این بحث مطرح شده که از طریق ابزارهای ایجاد انگیزه برای مصرف این بحران حل خواهد شد. ما بروز این استدلال را در کاهش نرخ سود میبینیم که در حقیقت، به افراد پول با بهره پایین داده شود تا مصرف کنند.اما نتایجی که در امریکا از این قضیه گرفته شده این است که افراد علیرغم اینکه نرخ سود کاهش پیدا کرده و نزدیک به صفر رسیده باز هم حاضر نیستند پولشان را خرج کنند و آن پول را دوباره به بخش مالی میبرند و پسانداز میکنند. بنابراین، نشان داده میشود که نظام کاملاً با بحران مواجه شده و آن منطقی که در ابتدای دهه 1980 اقتصاددانان هشدار میدادند که باید جلویش را گرفت امروز به اوج خود رسیده و امروز هم ما همان بحث را داریم. تا زمانی که مردم و دولتهای کشورهای مختلف به این مسئله واقف نشوند که در یک جهان زندگی میکنند، مسائلی مانند محیط زیست در همه جای جهان یکسان است، جهانی شدن باعث همبستگی بسیار زیاد بین کشورها در این موارد شده و بنابراین یک کشور یا جامعه بدون توجه به جوامع دیگر نمیتواند رشد کند و ثروتمند و قدرتمند شود، ما این مشکلات را خواهیم داشت. ریشه اینها مسائلی است که برخی از جامعه شناسان و علمای علوم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن را در انسان ذاتی میدانند، یعنی سیریناپذیری مصرفی انسان. ولی به هر تقدیر چه اینها ذاتی باشد و چه حاصل ایدئولوژیهای سیاسی- اقتصادیای که از این مسئله سود میبرند نتیجه یکی است، این که ایدئولوژی مصرفگرا جهان را در انتها به فاجعه میکشاند که البته این فاجعه امروز در مقابل ماست.

فرمودید که ایدئولوژی مصرفگرا امروز در ضعیفترین وضعیت خود قرار گرفته. اما امروز شاهد افزایش مصرفگرایی در کشورهای در حال توسعه از جمله کشور خودمان هستیم. آیا نمیتوان گفت که این ایدئولوژی ضعیف نشده، بلکه تنها تمرکز خودش را از کشورهای صنعتی و غرب به کشورهای در حال توسعه و شرق تغییر داده؟

وقتی ما از کشورهای توسعه نایافته و در حال توسعه سخن میگوییم، باید مشخص کنیم که دقیقاً نظرمان چه کشورهایی است. در بین کشورهای در حال توسعه ما با دو گروه از کشورها روبهرو هستیم. یک گروه کشورهایی هستند که دارای درآمدهای ارزی بالایی هستند که عمدتاً کشورهای نفت خیز در این گروه قرار میگیرند که میتوانند درآمدهای خودشان را از انرژیهایشان به دست بیاورند و کشور ما نیز در این گروه قرار دارد. این کشورها به دلیل درآمدهای ارزی بالایی که دارند نقدینگی زیادی دارند و این نقدینگی بالا خودش را به صورت افزایش میزان مصرف نشان میدهد. در عین حال، این نقدینگی موتور دائمی تورم نیز هست و وقتی در اقتصادی تورم وجود داشته باشد، بدین معناست که اقتصاد درست کار نمیکند. امروز همه متفقالقولند که نظامهای تورمی نشاندهنده اقتصاد غیرکارآمد است و در نظامهای تورمی برنامهریزی درستی نمیتوان کرد، زیرا هیچ یک از آن عواملی که شما در اقتصاد به آن نیاز دارید در دستتان نیست و بازی قیمتها میتواند تمامی برنامه را زیر سؤال ببرد. ما به خصوص در دو- سه سال اخیر در کشورمان شاهد افزایش بسیار زیاد قیمت نفت بودیم که طبعاً این پول وارد نظام شد و البته به نظر من، یکی از بزرگترین اشتباهات طی سالهای اخیر همین وارد شدن این پولها به نظام بود که باعث افزایش مصرفگرایی شد. آثار آن هم همانطور که ملاحظه میکنید و از اول هم کاملاً قابل پیشبینی بود، تورم بسیار شدیدی است که در آینده نزدیک قدرت خرید مردم را کاهش خواهد داد. بنابراین، به نظر من بحران در اینگونه کشورها هنوز پیشرویشان است و هنوز به آنها نرسیده و این بحران به دو دلیل به ما هم خواهد رسید. یک دلیل کاهش درآمدهای نفتی است و دیگری آثار تورمی که به دلیل ورود پول و نقدینگی ایجاد شده. در نتیجه، مصرفگرایی کاهش پیدا خواهد کرد، ولی به دلیل عدم توزیع برابر منابع مالی ممکن است در اقشاری از جامعه باقی بماند. یکی از ویژگیهای کشورهای نفتی (و البته سایر کشورهای در حال توسعه) این است که توزیع منابع در آنها به شدت نابرابر و غیر عادلانه است. اما در کشورهای جهان سوم غیر نفتخیز که باید در درجه اول انرژی فوقالعاده گران بخرند و درآمدهای ارزی هم ندارند، ما شاهد مصرفگرایی نیستیم.این کشورها مدتها پیش از بحرانهای اخیر اقتصادی، ضربات شدیدی خوردهاند و به دلیل آنکه پولی برای خرج کردن ندارند مصرفگرایی هم مطرح نیست. مصرفگرایی، به خصوص در شرایط امروز، ارتباط بسیار زیادی با این مسئله دارد که درآمد ارزی شما چقدر است و مردم جامعه چه میزان قدرت خرید دارند. بنابراین، اغلب کشورهای جهان سوم این وضعیت را ندارند. در کشورهای نفتخیزی چون کشور ما نیز همانطور که گفتم، این مسئله از بین خواهد رفت.

«وبلن» در کتاب خود به نام «نظریه طبقه تنآسا» نظریهای مطرح میکند با این مضمون که طبقه مرفه جامعه نمادهایی را نشان میدهد و از آنجا که این نمادها ارزش تلقی میشود، افراد طبقات دیگر جامعه سعی میکنند خود را به این طبقه برسانند و جزو این طبقه شوند ویا اینکه از نمادهای این طبقه استفاده میکنند. به نظر شما، این نظریه تا چه حد میتواند وضعیت مصرفگرایی در جامعه ما را به خصوص در قشر متوسط به پایین تبیین کند؟

این نظریه تا حدی درست است. به دلیل آنکه در نظامهای اجتماعی، اقشار فرودست تمایل به تبدیل شدن به طبقات فرادست دارند و یک نظام نشانهگذاری و تمایز در آن وجود دارد که از آن تبعیت میکنند. اما آنچه وبلن و بالطبع هیچ یک از نظریهپردازان بیست سال پیش نمیتوانستند ببینند انقلاب فناوری بود که به نام انقلاب اطلاعاتی مطرح شده که در حقیقت، روابط بین گروههای اجتماعی را محدود به روابط فیزیکی نمیکند. امروز تفاوتی ندارد که یک نفر پای تلویزیون بنشیند و برنامه و تصاویری را ببیند که در جامعه دیگری ساخته شده یا اینکه خودش به آن جامعه برود و آن موارد را مشاهده کند. طبعاً نه وبلن و نه هیچکس دیگر نمیتوانست حدس بزند که چنین اتفاقی میافتد. یعنی در حقیقت، ما امروز منابع تنشزای بسیار بیشتری داریم، به دلیل آنکه بسیاری از کشورهای جهان سوم به طور مجازی با جوامع توسعهیافته در ارتباط قرار میگیرند، البته با دو تیپ منبع که هیچ ربطی به هم ندارند. واقعیت این است که جامعه در حال توسعه حتی اگر منابع کشور توسعهیافته را هم داشته باشد، نمیتواند در زمان محدود به کشوری توسعهیافته تبدیل شود. منابع مالی فقط یکی از عوامل در نظامهای اجتماعی است، نه همهاش. منتها این ضربه خودش را به این صورت نشان میدهد که وقتی کسی تصاویر جامعه دیگر را میبیند و نمیتواند به آن برسد، برایش تبدیل به عقده و حسرت خواهد شد و آن را به نظام بیعدالتی تفسیر خواهد کرد، در حالی که بیعدالتی نیست، بلکه دو نظامی است که لزوماً نمیتوانند به همدیگر برسند. حالا این سؤال مطرح میشود که چه باید کرد. متأسفانه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچون کشور خودمان این تصور وجود دارد که میتوان با روشهای آمرانه این مسئله را حل کرد. یعنی ما به افراد بگوییم که حق ندارید تلویزیونهای کشورهای دیگر را نگاه کنید. چنین چیزهایی کاملاً بیفایده است. با هیچ ابزاری نمیتوان جلوی اینگونه ارتباطات را گرفت. با روشهای آمرانه نمیتوان جلوی یک جامعه را گرفت. میتوان کنترل کرد و باید هم کنترل شود، اما مدیریت درازمدت آن امکانپذیر نیست. نظامهای اجتماعی به خصوص نظامهای اجتماعی توسعهیافته، نیمهتوسعه یافته و یا به سوی توسعه کمتر از طریق روشهای آمرانه قابل کنترل هستند. به نظر من، ایران اکنون یک کشور در حال توسعه است و به همین دلیل، کشوری را که چهار میلیون دانشجو، هفتصد شهر و بیش از 10 شهر با جمعیت میلیونی دارد نمیتوان با روشهای آمرانه در دراز مدت و به شکل کارا مدیریت کرد. روشهای آمرانه را باید تنها برای اشکال خاصی از انحرافات اجتماعی به کار برد تا آنها کنترل شوند، ولی نمیتوان وظیفه کنترل فرهنگی، هدایت فرهنگی و برنامهریزی اجتماعی و فرهنگی را برعهده ابزارهای آمرانه بگذارید. مدیریت فرهنگی کار بسیار پیچیدهای است. من معتقدم که برنامههای ماهوارهای و هر برنامه دیگری که در نظام دیگری تولید میشود میتواند بسیار مضر باشد. البته فوایدی نیز دارد. منتها من در مورد روش برخورد صحبت میکنم. روش برخورد باید هوشمندانه باشد. صرفاً با خلاقیت فرهنگی و رشد تولید است که میتوانیم باعث شویم کسی به آن سمت نرود. علت آنکه میگویم کسی به آن سمت نرود به دلیل تأثیرات منفی این برنامههاست. شما وقتی به برنامهای نگاه کنید که عملی نباشد، باعث پیشرفت نخواهد شد و به شما ضربه میزند. دقیقاً همان چیزی که وبلن تحت عنوان اختلاف طبقاتی میگوید. اختلاف طبقاتیای که قابل جبران نباشد به تنش و تصادم و آشوب اجتماعی کشیده میشود. اما مسئله این است که افراد جامعه بر اثر چه نیازها و تقاضاهایی به سراغ این برنامهها میروند.این نیاز را باید درک کرد. تا زمانی که این نیازها و تقاضا را درک نکنیم و نتوانیم بفهمیم که جامعه به چه چیزهایی نیاز دارد و چه تغییراتی کرده که به این موارد نیاز دارد، طبعاً نمیتوانیم کاری انجام دهیم و البته این کار هم درازمدت است، به این دلیل که افراد جامعه باید تربیت شوند. نظامهای تربیتی ما اشکال دارد. افراد جامعه در این نظام تربیتی یاد نمیگیرند که باید چه توقعات و انتظاراتی در زندگی داشته باشند و رابطهشان با فرهنگ خود و فرهنگهای دیگر چگونه باشد و وقتی به سنین بزرگسالی میرسند و وارد نظام میشوند، طبعاً نمیتوانند مدیریت کنند.

به نظر میرسد اروپا برخلاف جامعه امریکا الگوی مصرف مناسبتری دارد. این تفاوت به طور مشخص چگونه است؟

اروپا برخلاف امریکا الگوی مصرفی دارد که بسیار نزدیک به میزان تولیدش است و تلاش کرده تا نظامهای اعتباری و بانکی در مصرف حرف اول را بزنند و مانع از این شده که نظام اعتباری مصرفی رشد زیادی کنند. امروز تقریباً اکثر کشورهای اروپایی قوانینی دارند که از مقروض شدن بیش از حد یک خانواده جلوگیری میکند. یعنی مثلاً در فرانسه حداکثر مبلغی که یک خانواده میتواند قرض بگیرد یک چهارم درآمدش است. همچنین، قانونی را همین اواخر به تصویب رساندهاند که یک خانواده مانند یک شرکت تجاری میتواند اعلام ورشکستگی کند. یعنی کسانی که خانوادهها را ترغیب به مصرف زیاد میکنند باید این ریسک را هم بپذیرند که آن خانواده میتواند اعلام ورشکستگی کند و در این هنگام، اتفاقی که میافتد این است که دولت وارد ماجرا میشود و قرضهای خودش را میگیرد و مابقی قرضها هم ممکن است منتفی شود. در نتیجه، با اینگونه کارها جلوی مصرفگرایی زیاد گرفته شده. همچنین، در اروپا به نسبت امریکا ایدئولوژیهای ضدمصرفگرایی همچون ایدئولوژیهای طرفدار محیط زیست بسیار قویترند. همین موارد باعث شده که مصرفگرایی به شکلی که در امریکا وجود دارد در اروپا به وجود نیاید. مثلاً تظاهر به داشتن ثروت هنوز در کشورهای اروپایی به مقدار امریکا قوی نیست.

الگوی مصرف در جامعه ما به کدام یک از این دو نزدیکتر است؟

متأسفانه الگوی مصرف در ایران هر چه بیشتر به الگوی مصرفی امریکایی نزدیک میشود، یعنی مصرفگرایی شدید و نشان دادن این مصرفگرایی که فوقالعاده منفی است. البته لازم نیست که بگوییم ما باید به جای مدل امریکایی از مدل اروپایی تبعیت کنیم. ما خودمان مدل سنتیای داریم که اصلاً چنین مواردی که امروز شاهدش هستیم در آن مطرح نیست. شما اگر در گذشته نه چندان دور به روستاهای ما میرفتید، نمیتوانستید به سرعت تشخیص دهید که چه فردی ثروتمندتر است. ثروت در جامعه سنتی ما ارزش نبود، در حالی که متأسفانه در سالهای اخیر این مسئله در جامعه ما به صورت ارزش درآمده و افراد دائم سعی میکنند ثروت خود را به نمایش بگذارند که به نظر من، این ضدارزش است. چنین الگویی را تنها میتوان در کشورهای جهان سوم و در امریکا دید که در هر دو منطقه هم بحران وجود دارد. کسانی که ثروتشان را به رخ دیگران میکشند نباید انتظار داشته باشند که در درازمدت از این قضیه سودی ببرند. چیزی که اتفاق میافتد این است که افراد عقدهای میشوند، احساساتشان را سرکوب میکنند و در نهایت هم کار به تنش اجتماعی میکشد. ما باید قدر ارزشهای سنتیمان را بدانیم.

به ارزشهای سنتیمان اشاره کردید. با مطالعه سنت و تاریخمان مکرر با مفاهیمی همچون قناعت و دوری از اسراف مواجه میشویم. به نظر شما، اکنون چه اتفاقی افتاده که این ارزشهای سنتی نتوانستهاند مانع مستحکمی باشند در مقابل مصرفگرایی بسیار شدیدی که شاهدش هستیم؟

اتفاقی که افتاده همان چیزی است که در همه جای جهان رخ داده. یعنی جهانیشدن در همه کشورهای جهان تعمیم یافته. منتها به دلایل اقتصادی، آن نظامی که مرکزیت آن در غرب بود به کل جهان توسعه یافت و همه جا خود را تحمیل کرد. نظامهای مختلف در سراسر جهان به شیوههای متفاوتی در برابرش مقاومت کردند. برخی بهتر و بیشتر و برخی کمتر. برای اینکه ما بتوانیم بفهمیم که چرا کمتر مقاومت کردیم باید بدانیم آنهایی که بیشتر مقاومت کردند چه کاری انجام دادند. یک مثال روشن از کشورهایی که توانستند مقاومت بیشتری کنند، هند است. چرا هند توانست تا این اندازه در برابر الگوهای غربی مقاومت کند؟ البته سنتهای هندی بسیار بیشتر از ما ضد الگوی مصرفگرایی است. اما مهمترین کاری که آنها انجام دادند این بود که به شکلی منطقی و هوشمندانه با این الگوهای مصرفگرایانه تحمیلی برخورد کردند، نه به شکل ابزاری و سطحی. یعنی به جای آنکه بخواهد از ابزارهای آمرانه مانند ممنوعیت برای مقاومت استفاده کند از موارد دیگری همچون تبلیغ فرهنگ خودش استفاده کرد، بدون اینکه از طریق ممنوعیت، به فرهنگ دیگری جذابیت بدهد. دقت داشته باشید که ممنوعیت به جای آنکه بتواند جلوی چیزی را بگیرد آن را جذاب جلوه میدهد. نتیجه قضیه بعد از بیست- سی سال این شد که خود مردم در جامعه به فرهنگ خودشان رغبت پیدا کردند. به نظر من روشهای آمرانه عامل اصلی تعمیم فرهنگهای بیگانه است.

آیا افزایش سطح دانش یک جامعه میتواند مانعی برای مصرفگرایی باشد؟

نه لزوماً. اتفاقاً برعکس، افزایش آن چیزی که ما به آن سرمایه فرهنگی میگوییم مصارف جدیدی به وجود میآورد و باید آن را تأمین کرد. این چهار میلیون دانشجو و تعداد زیاد فارغالتحصیلانی که به جامعه فرستادهایم کتاب، موسیقی، سینما، محل تجمعات فرهنگی و فضاهای فرهنگی میخواهند. ما باید اینها را تأمین کنیم. ما از یک طرف تعداد دانشجویان را افزایش میدهیم، اما از طرف دیگر نمیتوانیم نیازهای فرهنگی آنها را تأمین کنیم و در نتیجه، بحران ایجاد میشود. توجه داشته باشید که نباید مصرفگرایی را به معنای مصرف بیش از حد و نامناسب، با مصرف اشتباه گرفت. هر جامعهای بنابه نیازهای خودش احتیاج به مصرف دارد. فرد تحصیلکرده باید مصرف فرهنگی داشته باشد.

منبع: ماهنامه سپیده دانایی شماره 22، اسقمد 1387


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



شبكه ايران: گفت وگو با دكتر ابراهيم فياض، جامعه شناس و استاد دانشگاه امام صادق(ع) كه به تازگي كتاب «ايران آينده به سوي الگوي مردم شناختي براي ابرقدرتي ايران» از وي منتشر شده است به عنوان يكي از نظريه پردازان خلاق اجتماعي همواره جالب و شنيدني است.
گفت وگوي زير حاصل يك نشست طولاني پيرامون علل مصرف گرايي در ايران است. گرچه ابتداي بحث ما از علل رشد مصرف گرايي در دو دهه اخير آغاز مي شود اما براي بررسي آن تا ورود مدرنيته به ايران و برپايي رنسانس در اروپا پيش مي رويم:
به نظر شما در پيشينه تاريخي نظام اجتماعي ايران ما با اين شكل و شيوه از مصرف گرايي مواجه بوده ايم؟
براي بررسي هر پديده اجتماعي درك الگوي باستاني اش اجتناب ناپذير است. مصرف گرايي هم به عنوان يك كنش رفتاري و شاخص، مسبوق به معرفتي است كه ريشه در باستان شناسي ما دارد. مصرف گرايي از يك عقلانيتي برخوردار است كه به آن مشروعيت مي بخشد. يعني كسي كه مصرف مي كند نمي گويد كه من بي شعورم يا بي عقلم. اما يك نوع عقلانيتي در پس رفتار وي وجود دارد كه باعث اين رفتار مي شود. شناخت اين عقلانيت جز بررسي ريشه هاي تاريخي آن راه ديگري ندارد. بنابراين مي بايست آن عقلانيت كه آن را به وجود آورده مطالعه كنيم. به همين دليل من سه سال قبل در يادداشتي كه مجله پگاه حوزه آن را منتشر كرد، به عقلانيت مصرفي اشاره كردم. در آن يادداشت گفته بودم كه ما يك عقلانيت داريم كه به ما مي گويد مصرف كن و آن را توجيه كرده و براي آن چارچوب هاي عقلاني درست مي كند.
اگر مي خواهيم اين را باستان شناسي كنيم بايد برگرديم به تاريخ گذشته مان و اشرافيتي كه در ايران بوده است؛ اشرافيتي كه همزمان با رنسانس در دوره صفويه شكل مي گيرد. اين اشرافيت داراي تفاوت ماهوي با اشرافيت قبل از صفويه است. در اين دوره از منظر فرهنگي، فكري و معرفتي خودكفايي خود را از دست داده و با يك اشرافيت غربگرا مواجه مي شويم كه ديگر چيز مهمي توليد نمي كند. نمونه اش خود پادشاه صفويه است. شاه عباس، يعني اشرافيت مصرف گرايي كه الگوي خود را در غرب مي بيند. برادران شرلي مي شوند برادران شاه عباس. از اينجا هست كه انگليسي ها نفوذ مي كنند و طي اين دوران ها تا امروز مشكلات زيادي را براي ما به وجود آورده و نمي گذارند هيچ ساختار صحيحي در ايران شكل بگيرد. مصرف گراترين و غربزده ترين شخص در اين دوران، شاه سلطان حسين صفوي است. اين شاه سلطان حسين در تاريخ به خاطر همين غربزدگي، اشرافيت و مصرف گرايي اش ننگ است.
ما شاهديم كه در اثر همين رفتارها جامعه دچار فروپاشي شد تا جايي كه يك آدم بي سروپايي مانند محمود افغان توانست عربده كشان تا اصفهان بيايد و هيچكس هم جلودارش نبود. اين امپراتوري در حالي به همين سادگي فروريخت كه حتي خود شاه هم باورش نمي شد كه اين امپراتوري اينقدر از هم فروپاشيده باشد.
متاسفانه نگاه ما به دوره صفويه و اصولاً كل تاريخ متاثر از نگاه مستشرقين مي باشد كه هنوز هم آن را ادامه مي دهيم. آنها صفويه را مانند يك كالاي زيباي لوكس مانند آنچه گوركانيان در هند بوده اند، معرفي كرده اند. از زماني كه مدرنيسم آمد از رنسانس به اين طرف كه برادران شرلي آمدند ما شديم واسطه نوكري جاده ابريشم. توليد را چه كسي مي كرد شرق و از ايران رد مي شد و ما ترانزيت مي گرفتيم. همين كاري كه امروز دبي انجام مي دهد كه من در يك مصاحبه گفتم كه تمدن دبي يك تمدن ويتريني است.
آيا اين روند در دوره هاي پس از آن مانند زنديه، افشار و قاجار ادامه پيدا مي كند؟
بله، اين روند مصرف گرايي ادامه پيدا مي كند، اما چون دولتهاي پس از صفويه درگير جنگ بودند، خيلي ثبات پيدا نكردند. جناب نادرشاه و كريم خان زند و آغا محمد خان قاجار چون زياد درگير جنگ بودند، ساختار نتوانست خيلي بروز كند.
به عبارتي اينها جهانگير بودند تا جهاندار؟
بله. از دوره اي كه ثبات پيدا مي كنيم يعني فتحعلي شاه، يكباره غربگرايي در ايران بشدت خودش را نشان داده و مصرف گرايي شدت مي يابد. ايجاد كاخها، حرمسراها و نگارستان ها اينها در تاريخ هست كه خيلي وحشتناك هم هست. كاخ شاه داريم و كاخ هاي اطرافيان كه الآن ما به عنوان آثار باستاني نگه داشته ايم. اولين كساني كه سوغات غرب را مي آورند و مشروطه را به وجود مي آورند خود اشراف هستند. اگر متفكري هم بوده از طبقه اعيان و اشراف بوده است نه بيشتر. اشراف هستند كه غرب را وارد ايران مي كنند همين شاهزاده ها و آقازاده ها يكباره غربگرايي را در ايران به راه مي اندازند. آنچه را هم كه مي آورند چون داراي عمق و انديشه نبودند يك ظاهري از غرب است. معماري درست مي كنند، ميدان درست مي كنند، خانه هايشان را مي سازند، دكوراسيون غربي درست مي كنند. اگر اينها را به تصوير بكشند فيلم هاي طنزي مي شود كه تاكنون اينقدر مردم را نخندانده است. يك غرب شناسي كاريكاتور وار.
ما به مشروطه كه مي رسيم ديگر كاملاً غرب زده مي شويم. مشروطه چيزي نيست جز بازتوليد انگليسي ايران. حتي اگر آخوندي هم در اينها هست، آخوندي اشرافي _ انگليسي مانند محمدعلي يزدي پدر سيدضياءطباطبايي است كه فرزندش خط انگلستان را در ايران و خاورميانه تا اسرائيل پيگيري مي كرد.
بنابراين در اين دوره يك ساختار سياسي وابسته داريم كه اقتصاد سياسي در آن شكل مي گيرد. داخل آن مي شود اقتصاد مصرفي. الگوي مصرف را هم از غرب مي گيرد. يعني تو اگر مي خواهي مدرن و به روز باشي، بايد مصرف كني. آن هم كالاي غربي. من مصرف مي كنم پس هستم. اين مصرف از كالاها و مصنوعاتي مانند پوشاك شروع مي شود و تا فكر و انديشه پيشروي مي كند.
نقش نفت و اقتصاد نفتي از اين دوره به بعد چه تاثيري در روند مصرف گرايي در كشور داشت؟
از دوره ناصرالدين شاه اكتشاف نفت در ايران آغاز مي شود. با نفتي شدن اقتصاد كشور بر روند مصرفي گرايي افزوده مي شود. نفت را مي برند و پولش به ايران بازگشته و مصرف مي شود. چه كسي نفت را استخراج و توليد مي كند، خود غربي ها. يعني توليد نفت هم دست ما نيست. پولش را فقط به ما مي دهند تا ما خرج بكنيم. از عهد ناصرالدين شاه به اين طرف يك دولت كاملاً مصرفي در ايران درست مي شود كه همه سردمدارانش غربزده اند. همين اشرافيت، همين شاهزاده ها، سفارت انگليس و آدم هاي خودفروخته كه نمايندگي فكري و منبر غرب را در دست دارند وارد مي شوند و مشروطه را به وجود مي آورند تا آن نهضت اصيل و اصلي فقهي و فلسفه سياسي ما را از بين ببرند و آخرش هم مي شود رضاشاه.
تحليل شما از دوره نوسازي محمدرضا پهلوي و تاثير آن بر مصرف گرايي چيست؟
هر چي به نام مدرنيسم، نوسازي و پيشرفت مطرح بوده يعني بازسازي فرهنگ مصرف گرايي در ايران. براي همين است كه ما هر چه جلوتر آمديم، مصرف گرايي تشديد شد. در پي انقلاب شاه و مردم همه مردم مصرفي شدند. روستايي ها ديگر گندم توليد نكردند. به همين علت است كه امام وقتي مي خواهد با اصلاحات ارضي مخالفت كند به شاه مي گويد تو مي خواهي فرهنگ استعماري و غيرتوليدي و مصرفي را تا عمق روستاها ببري. يعني اگر بازسازي و نوسازي توسط شما صورت مي گيرد نه براي اينكه توليد افزايش پيدا كند بلكه مي خواهي مصرف را بالاببري. از اين دوره است كه روستايي ما هم غربگرا مي شود. تمام افتخار هويدا اين بود كه ما به مردم پيكان داديم. و با شعار هر ايراني يك پيكان اين آقا، ترافيك تهران از همان زمان شاه نقل محافل و روزنامه ها مي شود.
انقلاب اسلامي چه تاثيري را در روند مصرف گرايي كشور داشت؟
بلافاصله بعد از انقلاب مردم به توليد روي آوردند. مردم حتي رفتند در كنار روستائيان به درو پرداختند. اما مسئولان ما غربگرا بودند. غربگراي شرق گرا، ذهن همه آقايان از روحاني تا دكتر و مهندس را سوسياليسم پر كرده بود. غير از روحانيت سنتي قم و تهران كه فقيه بودند هر بحثي كه مطرح مي شود، اسلام نيست، سوسياليسم است. مدعيان هركس را به صرف پولداري اذيت مي كردند. تمام همت دولت اين بود كه سرمايه دارهاي سنتي بازار را له كند.
در صورتي كه نهاد بازار همراه و حامي انقلاب بود!
بله. شما براي بررسي وضعيت آن دوران از آقاي ميرمحمد صادقي و عسگر اولادي بپرسيد. همين آقاي مير محمدصادقي بود كه آن سال 13ميليون تومان داد تا با اجاره هواپيما امام به ايران بيايد؛ براي فعاليتهاي اقتصادي اش تحت بيشترين فشارها قرار گرفت. كساني كه چرخ انقلاب را با پولهايشان مي چرخاندند،حالاگرفتار اين آقايان شده بودند. غربگراي شرق گرا يعني يك غربگرايي كه در بطنش سوسياليسم است ولي عملاً غربگرايي است. يك دفعه مي آيند يك سوسياليسم دهشتناك را به نام سوسياليسم اسلامي اجرا مي كنند و تا همين اواخر هم مي گفتند ما سوسيال دموكرات هستيم. اينها يك سري آدم بي سواد بودند كه اگر از آنها بپرسيد سوسياليسم چيست و مبدا آن در كجاست؟ در گذشته و حال چه مي گفته؟هيچ جوابي ندارند. پس انقلاب هم متاسفانه همينطوري مصادره شد و بازتوليد، توليد انجام نشد. مردم بدبخت اين وسط سرگردان ماندند و جريانات سياسي تا پايان جنگ به منازعات و زد و خوردهاي سياسي و ايدئولوژيك مشغول شدند.
پس از جنگ با پيدايي شكست سياست هاي شرق گرايانه آقايان و از بين رفتن ساختارهاي توليد و بازار از يك سو و فروپاشي شوروي از سوي ديگر. نرخ بازار برگشت و آقايان يكباره ليبرال شدند، همان آقايان سوپرسوسياليست كه با همه درگير مي شدند و تمام حرفشان مالكيت دولتي و مالكيت عمومي بود، يكباره طرفدار مالكيت خصوصي و مكانيزم بازار آزاد شدند. يعني باز هم مصرف فكري جديد.
يك نوع عقلانيت مصرفي در دولت پس از جنگ به وجود آمد كه فقط مصرف و مصرف را پيگيري مي كرد. مصرف فكري هم دوباره در دانشگاهها آغاز شد. با اين روش بازار سنتي ما را شكستند چون اينها تنها توانستند واردات را بگيرند. برويد ببينيد آن سالها چه چيزي وارد شده است، مواد لوكس و مصرفي از لوازم آرايش گرفته تا تنقلات. تمام كالاهاي مصرفي وارد كردند. اگر كارخانه اي هم بنا شد، در راستاي همين مصرف گرايي بود. توليد كالاهايي مانند پفك، چيپس و فرش ماشيني به يكباره افزايش يافت.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:40 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



كشور حيف و ميل گردد و بسياري از منابع اقتصادي كشورهاي در حال توسعه از قبيل كشاورزي و معادن و... نيز به هدر رود.
الف) نقش شركت‌هاي جهاني در ترويج فرهنگ مصرفي:
در حالي كه هرروزه تعداد زيادي از مردمان در كشورهاي محروم و فقير از شدت گرسنگي و سوء تغذيه، ديده از جهان فرو مي بندند، دركشورهاي پيشرفته، ميلياردها دلار صرف تبليغاتي مي شود كه افراد را به پرخوري و مصرف گرايي دعوت مي‌كند.مصرف‌گرايي كه امروزه به صورت يك فرهنگ در اين كشورها جا براي خود باز كرده و از ارزش زيادي برخوردار است، نه تنها باعث شده كه ساليانه مقادير عظيمي انرژي توليد شده در سطح جهان به وسيله يك كشور حيف و ميل گرديده و به هدر رود كه سبب انحراف و نابودي بسياري از منابع اقتصادي كشورهاي در حال توسعه از قبيل كشاورزي و معادن و... نيز مي باشد.

الف) نقش شركت‌هاي جهاني در ترويج فرهنگ مصرفي:
در حالي كه هرروزه تعداد زيادي از مردمان در كشورهاي محروم و فقير از شدت گرسنگي و سوء تغذيه، ديده از جهان فرو مي بندند، دركشورهاي پيشرفته، ميلياردها دلار صرف تبليغاتي مي شود كه افراد را به پرخوري و مصرف گرايي دعوت مي‌كند.مصرف‌گرايي كه امروزه به صورت يك فرهنگ در اين كشورها جا براي خود باز كرده و از ارزش زيادي برخوردار است، نه تنها باعث شده كه ساليانه مقادير عظيمي انرژي توليد شده در سطح جهان به وسيله يك كشور حيف و ميل گرديده و به هدر رود كه سبب انحراف و نابودي بسياري از منابع اقتصادي كشورهاي در حال توسعه از قبيل كشاورزي و معادن و... نيز مي باشد.
آمار و ارقام بدست آمده در زمينه مصرف انرژي در اين كشورها نشان مي‌دهد كه كشورهاي صنعتي و پيشرفته بيشترين مصرف انرژي را در سطح جهان دارند. به عنوان مثال، مصرف سرانه انرژي در امريكا در دهه 1970 حدود 6برابر مصرف سرانه انرژي در جهان بوده است(فاطمي، 1362: 94). نكتة قابل توجه آن است كه مقادير زيادي از انرژي از مصرف انرژي به مصارف غير ضروري و صرفا تجملي و لوكس مي‌رسد. به عنوان مثال مقدار كود شيميايي كه در امريكا ساليانه به مصرف چمن‌زارها و پرورش گل‌هاي زينتي مي‌رسد، به اندازه‌اي زياد است كه مي‌تواند كود مورد نياز ساليانه قاره آسيا را تأمين كند(فاطمي، 1362: 98). امروزه فرهنگ مصرفي در كشورهاي صنعتي در قالب تجمل غذايي و لوكس‌گرايي به شدت در حال گسترش مي‌باشد. اين امر بدون ترديد سبب تلف شدن مقدار زيادي مواد غذايي در جهان است و مي‌توان آن را از علل عمدة گرسنگي و فقر غذايي در دنيا به حساب آورد. كشورهاي صنعتي و پيشرفته كه تنها 30 درصد از جمعيت جهان را تشكيل مي دهند، بيش از نصف غلات جهان را مصرف مي‌كنند. در صورتي كه مصرف اضافي انها كه 24 درصد است، مي‌تواند يك ميليارد انسان را در سطح جهان سير كند(فاطمي، 1362: 78).
رواج مصرف‌گرايي در كشورهاي فقير نتيجه‌اي جز از بين رفتن صنايع محلي ونابودي سرمايه را در پي ندارد. بسياري از كشورهاي جهان سوم به علت الگو قرار دادن نظام اقتصادي ممالك پيشرفته سرمايه داري كه ترويج ايدئولوژي مصرفي يكي از اركان اساسي مدل توسعه اقتصادي آنها را تشكيل مي‌دهد، به اين دام گرفتار آمده و خود باعث تشويق و ترغيب فرهنگ مصرفي مي‌گردند(فاطمي ،230:1362).
امروزه كار شركت‌ها براي فروش كالاهاي توليدي خود در حد يك تبليغات ساده خلاصه نمي‌شود، بلكه بايد گفت كه مبلغان آنها با به كارگيري شيوه‌هاي خاص تبليغاتي و گسترش آن و نيز به كارگيري ابزارهاي لازم، سعي در ايجاد و تبديل فرهنگ‌ها و نيز خلق و تبديل نيازهاي غير ضروري در كشورها را دارند(بارنت ومولر،1363: 3-291).
بايد گفت كه شركت‌هاي جهاني همه به اين نتيجه رسيده‌اند كه آنچه مي‌تواند باعث رونق و دوام بازار فروش كالاهاي توليدي اين شركت‌ها گردد، سلطه بر آراء، افكار و انديشه‌هاي افراد مي‌باشد. شيوة تبليغات تجاري بر اين اساس نهاده شده كه به جاي يك كالا، يك مفهوم را بايد فروخت(همان : 6-284).
ب ) نقش وسايل ارتباط جمعي در ترويج فرهنگ مصرفي:
شركت‌هاي جهاني با بهره‌مندي از وسايل ارتباط جمعي از قبيل روزنامه، راديو و تلويزيون در كشورهاي مختلف سعي در ترويج فرهنگ مصرفي دارند. به عنوان مثال در سال 1970، بيش از 72 درصد پوشش خبري 14 روزنامة عمده آمريكاي لاتين مربوط به دو خبرگزاري يونايتدپرس انتر نشنال و آسوشيتد پرس بود. بيشتر اعلانهاي تجاري كه در روزنامه‌هاي عمدة آمريكاي لاتين منتشر مي‌شود، در اختيار شركت‌هاي جهاني است.. .بنابر اين در جوامع كم رشد سه ساخت اساسي قدرت، يعني كنترل تكنولوژي، كنترل منابع مالي و كنترل وسايل ارتباطات و نشر عقايد در اختيار شركت‌هاي جهاني است(بارنت ومولر،1363: 240).اين شركت‌ها با بر انگيختن مردم به مصرف بيشتر و تغيير در عادات غذايي آنها سعي در سازگاري ذائقه‌ها و سليقه‌هاي افراد با فراورده‌ها ي كارتل‌ها را دارند. استفاده از وسايل ارتباط جمعي در ذهن قشرهاي مختلف جامعه مي‌تواند آن چنان تأثيري بگذارد كه بمراتب بيشتر از تاثيرگذاري دولت و نظام آموزشي اين كشورها باشد. ويليام شرام، در اين مورد معتقد است كه برنامه‌هاي تلويزيوني تهيه شده در آمريكا با ترويج ارزش‌هاي وارداتي خود جايي را براي ارزش هاي سنتي همانند مذهب، آداب، آرامش و صفا نمي گذارند و در پي ترويج هيجان مصرف، هيجان موفقيت و هيجان خشونت هستند(همان: 9-289).
پروفسور گارسيا، استاد ارتباطات اجتماعي در دانشگاه مركزي ونزوئلا در خصوص اهميت و اثر شگفت انگيز تبليغات تجاري مي‌گويد، آهنگ موزيك و شعارهايي كه در فاصله هرچند دقيقه از راديو تلويزيون پخش مي‌شود، بويژه در منازلي كه ارتباط افراد با دنياي خارج كمتر است، اثر مهمي را در ذهن شنونده ايجاد مي‌نمايد كه وي از آن به "قالبهاي فكري "تعبير مي‌كند. وي همچنين معتقد است كه تبليغات تجاري يك نوع اتكاي رواني در افراد ايجاد مي‌كنند و احترام، شخصيت و ارزش افراد بر اساس آن‌چه مي‌خرند و مصرف مي‌كنند، معني مي شود. به عنوان مثال در بسياري از كشورها، آن‌چه وسيله سعادت براي زن به شمار مي‌رود و ارزش او با آن سنجيده مي شود، داشتن لوازم زندگي لوكس از قبيل يخچال و امثال آن مي‌باشد(همان، 8- 287).
آمار و ارقام بدست آمده در رابطه با پخش برنامه از شبكه‌هاي راديو و تلويزيون آمريكا در كشورهاي جهان سوم مؤيد اين مطلب است. مثلا شبكه راديو تلويزيوني سي. بي. اس برنامه‌هاي خود را در 100 كشور توزيع مي‌كند. همچنين طبق آماري كه اين شركت در گزارش سالانه خود در سال 1968 منتشر ساخته است، از طريق ماهواره توانست 95درصد از خانواده‌هاي جهان آزاد را تحت پوشش خود قرار دهد. همچنين در سال‌ها 1970 و 1971 اين شركت به همراه شركت ان. بي. سي. بيش از 500 ميليون دلار "برنامة فرهنگي " در خارج از امريكا به فروش رسانده است. نتايج تحقيق ديگر نشان مي‌دهد در سال‌هاي مذكور برنامه‌هاي وارداتي در كشورهاي جهان سوم درصد عظيمي از برنامه‌هاي تلويزيوني آنها را تشكيل مي‌دهد. مثلا گواتمالا 84 درصد، اروگوئه 62 درصد، سنگاپور78 درصد،مالزي71 درصد، زامبيا64 درصد، شيلي55درصد، عراق(قبل از اشغال) 52 درصد و مصر 41 درصد برنامه‌هاي خود را از خارج وارد مي‌كنند(هريسون ،55:1366).
در ادبيات علمي جامعه‌شناسي وسائل ارتباط جمعي، تبليغات را نوعي برقراري ارتباط در مقابل پرداخت وجه‌كه معمولاً ماهيتي‌انگيزشي دارد، تعريف‌مي‌كنند(
Wadsworth,2000:363 ) .
كنت گالبرايت اقتصاددان آمريكايي در كتاب "جامعة متمدن " پس از بررسي مطالعات كينز درباره نيازهاي ضروري و غير ضروري، نقش مؤسسه‌هاي تبليغاتي را در ايجاد نيازهاي غيرضروري آشكار مي‌سازد. به عقيدة گالبرايت، مؤسسه‌هاي آگهي‌دهنده نمي گذارند مردم مطابق با درآمد خود هزينه كنند. زيرا بيشتر از آن جهت به وجود آمده‌اند كه تمايلات جديد را در مردم برانگيزند و احساس نيازي در آنها پديد آورند كه پيش از آن وجود نداشته است(كلمن، 1373: 80 به نقل از مجله سنجش وپژوهش،1381 ). بنابر اين مي‌توان گفت آگهي‌هاي تلويزيوني مي‌توانند ارزش‌هاي اجتماعي را با قدرت تغيير دهند و ارزش‌هاي جديدي را كه طبيعتا منطبق بر ايدئولوژي مصرف است به جامعه عرضه كنند و آنها را نهادينه سازند. رواج اين ايدئولوژي همه ساختارهاي اجتماعي را به هم خواهد زد. حتي فردگرايي جايگزين روحية جمعي خواهد شد و روابط اجتماعي كه پايه‌هاي جمعي دارد و درچارچوب نظام‌هاي خانوادگي وخويشاوندي شكل گرفته است، در مسير ديگري قرارخواهد گرفت. خود اين تغييرات ممكن است با ايجاد تغيير ساختاري در نظام اجتماعي موجب شود بسياري از ارزش‌ها و هنجارهاي موجود در چارچوب جديد قابل استفاده نباشد.
تحقيق آقاي دكتر محسنيان راد در سال 1371 درباره آگهي‌هاي بازرگاني در ايران نشان مي‌دهد كه انگيزه‌هاي تحريك شده در اين آگهي‌ها بيشتر مربوط به كسب پول و آسايش بوده است. ايشان در زمينه قرار گرفتن آسودگي و ثروت را، مرتبط با تبليغ كالاهاي خارجي و ارزش‌گذاري جامعه دانسته‌اند(محكي، 1381: 133). تبليغات بازرگاني نقش اساسي وتعيين كننده در تغيير دادن شكل شعور اجتماعي، محتواي افكار عمومي و مراودات فردي به سوي گپ‌هاي عاميانه و پرورش سطحي‌نگري دارند(محكي، 1381: 132).
در اين زمينه بايد گفت اجبار در زمينه آگهي‌هاي بازرگاني لزوما به معناي انفعال در سياستگذاري و كنترل آگهي‌ها نيست. سياست‌گذاري و كنترل مبتني بر ديدگاه‌هاي واقع‌بينانه، آگاهانه، هوشمندانه و بر پايه نقدهاي اساسي موجود، آثار زيان‌بار پخش اگهي‌هاي بازرگاني را تا اندازه‌اي كاهش خواهند داد.
2- فقر فرهنگي:
وجود عقايد باورها وبينشهاي غلط ويا عدم وجود ديدگاهها از بنيادي ترين عوامل فقرزا است وميتوان آنرا خاستگاه بسياري از عوامل فقر دانست.فقرواقعي جهل وناآگاهي وبه عبارتي فقرفرهنگي است(ميزان الحكمه7/509 ).ايجاد سردرگمي پيدايش لغزش و فرو رفتن هدفها در هاله اي از ابهام از نشانه هاي فقرفرهنگي است.گم شدن راههاي رشد وترقي ودور شدن از هدف علاوه بر اينكه نشانه فقدان آگاهي وبينش راستين است موجب شكست برنامه ريزي هاي رشد آفرين نيز مي گردد.مخالفت بارشد وپويايي و مقابله با تغيير وتحولات اجتماعي و اقتصادي نيز در نتيجه نا آگاهيهاوتصورات غلط امكان پذير مي نمايد.ناآگاهيها سبب ميشود كه انسان حقيقت امور اهداف ونتايج مثبت اقدامات را در نيابد ودر نتيجه با آن مخالفت ورزد(الحيات !/163 ).
فقر فرهنگي از عوامل عمدة گسترش ظلم در جامعه است و چاپلوسي و كرنش در برابر قدرت را در جامعه رواج مي‌دهد و موجب واگذاري مسؤوليت‌ها به ناشايستگان مي‌شود و در نتيجه تخصص‌ها و مهارتها را بدون بهره‌وري مفيد در خاك مدفون مي‌سازد(ظريفيان:125).
اصلاح سنت‌هاي انحرافي، خرافه زدايي و ارتقاي سطح اگاهي‌ها، دستيابي به آرمان‌هاي فقرزدايي را آسان نموده و آن را از دوام و استحكام بيشتري برخوردار مي‌نمايد. هراندازه جامعه از سطح فرهنگي بالاتر و والاتري برخوردار باشد، قدرت نوآوري، ظرفيت درك و انتقال دانش آسان‌تر مي‌نمايد.
فقر فرهنگي خاستگاه بسياري از عوامل فقر است (ميزان‌ الحكمه1/55). جامعه‌اي كه در گرداب فقر فرهنگي گرفتار مي شود، فعاليت‌هاي حيات بخش در آن افول مي‌كند (همان2/152). فقرفرهنگي همچون بيماري جذام كه اعضاي لطيف بدن را از بين مي‌برد، جامعه را از ارزش‌هاي هدايت‌آفرين تهي مي‌كند و لغزش و كج‌رفتاري و فساد پديد مي‌آورد (الحياه:1/55).
مصرف‌گرايي، خودباختگي، برداشت‌هاي ناصحيح از پديده‌ها و امور مختلف و فقدان آينده‌نگري از ويژگي‌هاي برجسته جوامعي است كه رشد فرهنگي لازم را نيافته‌اند(غافر/28- اسراء/27- حجر/56- نحل/9-58 و الحياه1/366).
در حالي كه عده‌اي از افراد به علت نقص جسماني، كهولت و ناتواني از بدست آوردن شغل و درآمد مناسب باز مي‌مانند، عده‌اي ديگر با وجود داشتن توانايي، به علت فقر فرهنگي، نمي‌توانند معيشت خود را به‌طور مناسب تأمين كنند. اين مسأله در بين فقرا ديده‌ مي‌شود كه با مصرف نابجاي درآمد اندك خود به جاي آنكه آن را براي رفع نيازهاي اوليه خود به‌كاربرند، صرف خريد كالاهاي غير ضروري مي‌نمايند و همواره محتاج باقي مي‌مانند. نقش مهم عوامل فرهنگي در بروز و ادامة فقر، ضرورت آگاه سازي و آموزش افراد جامعه را بيشتر روشن مي‌نمايد.
3-عدم آينده نگري:
اگر زندگي فردي واجتماعي را يك انتخاب تصور كنيم كاستن از رفاه حال به منظور پس انداز براي فرداي بهتر به معناي انتخاب آينده است.آينده نگري را مي توان هدف داشتن در زندگي معنا نمود.هدف داربودن در زندگي برنامه ريزي رادر پي دارد.آينده نگري علاوه بر هدفداري آرمان گرايي رانيز باخود دارد.بدين معني كه افرادي كه براي بهبود زندگي خود تلاش مي كنند گاهي از رفاه خود به نفع آيندگان چشم پوشي مي كنند.در اين معنا آينده نگري به معني داشتن هدف وتلاش براي آينده بهتر است.فقدان آينده نگري باعث فقر شده وفقر نيز قدرت آينده نگري را از بين مي برد.وقتي دريك جامعه آينده نگري بصورت بخشي از فرهنگ تجلي پيدا نكند نيازمنديهاي كنوني آينده ومنابع رابه نابودي مي كشانند.براي ملت فاقد آينده نگري عدم سرمايه گذاري صحيح عدم نظم وانضباط اجتماعي برباد دادن فرصتها مصرف گرايي عدم انديشه درست در كارها و دريك كلام ازدست دادن آينده بهتر بعيد نيست.

نويسنده:شهلا باقري ، ابوالفضل ميرزاپور


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:36 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



نشست تخصصي نقش هنر و هنرمند در اصلاح الگوي مصرف با مشاركت پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي در حوزه هنري استان قم برگزار شد.
رمضان‌علي رويايي، استاد دانشگاه و پژوهشگر، در اين نشست تخصصي پول و منابع مالي را مهم‌ترين ابزار ارزيابي مديريت فرهنگي و هنري دانست و اظهار داشت: اقتصاد فرهنگ و هنر لازمه اين نوع مديريت و ابزاري براي اندازه‌گيري آن بخش است و به عنوان يك اصل زيربنايي بايد در فعاليت‌هاي فرهنگي مورد توجه قرار گيرد.
وي افزود: اقتصاد و مديريت فرهنگي و هنري با يكديگر در تضاد نيست، بلكه مكمل يكديگرند.
اين پژوهشگر نامگذاري امسال به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف را اقدامي هوشمندانه خواند و ضمن بررسي و تبيين ابعاد گوناگون اين عنوان تصريح كرد: معناي الگو بيانگر يك چشم‌انداز و ديدگاه در زمينه‌هاي مختلف است.
رويايي تصريح كرد: اصلاح به تعادل نزديك‌تر است و تنها به معناي صرفه‌جويي و كاهش در مصرف نيست، بلكه در بخش‌هايي چون مقولات فرهنگي نياز به افزايش و گسترش داريم.
وي خاطرنشان كرد: اقتصاد علم توليد، توزيع و مصرف كالا و خدمات است كه در بخش مديريت فرهنگي در قالب كالا و خدمات هنري، فرهنگي و انديشه معنا مي‌شود.
اين استاد دانشگاه بيان داشت: هر محصولي در حيطه فرهنگ و هنر بر اساس يك انديشه و تفكر ايجاد مي‌شود؛ بنابراين مي‌توان انديشه را در قالب مفاهيم خدماتي به مخاطب به شمار آورد.

 


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:36 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



نفت نيوز: مدير عامل شركت صادرات گاز ايران گفت: با توجه به روند افزايشي مصرف انرژي در ايران كه هم اكنون مصرف انرژي ما به 17 برابر ژاپن، 8 برابر كل كشورهاي اروپا و 2 برابر چين رسيده است ، درصورت ادامه اين روند و عدم مديريت صحيحي در آينده‌اي نزديك به كشوري وارد كننده عمده انرژي تبديل خواهيم شد.
کلید واژه ها: تهديد - نظام و انقلاب

مهندس سيد رضا كسايي زاده در گفت گوي تفصيلي با نفت نيوز افزود: در واقع مصرف انرژي در ايران برابر مصرف انرژي در كشوري با جمعيت 750 ميليون نفر است! رقمي كه تصور آن چندان آسان نيست.
وي اصلاح الگوي مصرف را يكي از مهمترين راهكارهاي مديريتي در راستاي جلوگيري از اين فاجعه دانست و گفت: تعيين الگوي مصرف براي همه بخش هاي خانگي،‌ تجاري، ‌صنايع،‌ نيروگاه ها ،‌ حمل و نقل ، فرهنگ سازي بر اساس الگوي تعيين شده از طريق رسانه ها بخصوص رسانه ملي، بكارگيري فناوريهاي جديد در نيروگاه ها، صنايع، لوازم انرژي بر بويژه در بخش وسايل خانگي و حمل و نقل ، منطقي نمودن نرخ حامل هاي انرژي ، تعيين متولي براي انرژي كشور از جمله اقدامات موثر مي باشد.
مدير عامل سابق شركت ملي گاز ايران با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري درخصوص اهميت حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور ونامگذاري سال جديد به سال «اصلاح الگوي مصرف» ،گفت: اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم كه ميزان مصرف در ايران با كشور هاي ديگر مورد مطالعه، مقايسه و بررسي قرار گيرد. اين بررسي نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف كالا و مواد بخصوص مصرف انرژي شامل بنزين، گاز ، آب، برق و ... مي باشد.
كسايي زاده:
مطابق آمارها، كشور ايران در كل جهان بالاترين ميزان "شدت انرژي" را به خود اختصاص داده است. اين معيار براي ايران معادل 1.68 تن نفت خام براي هر هزار دلار
GDP مي باشد كه 17 برابر كشوري مثل ژاپن، 8 برابر اروپا، 2 برابر چين و 8/2 برابر كشورهاي آسياي شرقي است.

مدير عامل شركت صادرات گاز ايران يكي از دلايل بالا بودن ميزان مصرف در زمينه هاي مختلف را پرداخت يارانه بر روي بسياري از اقلام ضروري و كالاهاي اساسي مورد نياز مردم ذكر كرد و گفت: طرح هدفمند كردن يارانه ها اصلاح سيستم پرداخت يارانه را دنبال مي نمايد. بديهي است پرداخت هزينه واقعي كالاهاي اساسي از سوي مردم كه رقمي بالاتر از آنچه تا كنون پرداخت كرده اند، مي باشد، ضرورتا تغيير نگرش در مصرف را در پي خواهد داشت.
كسايي زاده گفت: عمومي شدن فرهنگ صرفه‌جويي و آموزش شيوه‌هاي درست مصرف كردن مي‌تواند به كاهش هزينه‌هاي مصرف انرژي در كشور كمك شاياني كند اما فراموش نكنيم كه با توجه به مصرف بسيار بالاي حامل‌هاي انرژي در كشور، حتي در خوش بينانه‌ترين حالت(10 الي 15 درصد)، ميزان صرفه‌جويي مردم قابل توجه نخواهد بود چرا كه در حال حاضر مصرف انرژي در كشورمان به شدت بالاتر از ميانگين جهاني است و اين آثار بسيار نامطلوب و مخربي بر اقتصاد ‏كشور دارد.
وي افزود: بر اساس آمارهاي منتشر شده، سهم يارانه‌هاي مستقيم و حامل‌هاي انرژي از توليد ناخالص ملي‌ (
GDP ) در سال 1380، 6/7 درصد بوده كه اين رقم در سال 1385 ، به9/25 درصد رسيده و بدون ترديد با وضعيت كنوني هر سال رو به افزايش است.
وي شدت مصرف انرژي در كشور را نسبت به بسياري از كشورهاي جهان قابل قياس ندانست و گفت: با اين شدت مصرف در آينده‌اي نه چنان دور نه تنها ديگر منابعي براي صادرات نخواهيم داشت بلكه به وارد كننده‌ي انرژي تبديل خواهيم شد كه اين امر تهديدي جدي براي نظام و انقلاب محسوب مي گردد.
مدير عامل سابق شركت ملي گاز ايران مفهوم شدت انرژي را اينگونه شرح داد و گفت: براي مقايسه مصرف انرژي از معيار "شدت انرژي" استفاده مي‌شود كه برابر است با نسبت مصرف انرژي به توليد ناخالص داخلي و يا به بيان ديگر ميزان انرژي مصرف شده به ازاي هر واحد توليد است.
كسايي زاده گفت: مطابق آمارها، كشور ايران در كل جهان بالاترين ميزان "شدت انرژي" را به خود اختصاص داده است. اين معيار براي ايران معادل 1.68 تن نفت خام براي هر هزار دلار
GDP مي باشد كه 17 برابر كشوري مثل ژاپن، 8 برابر اروپا، 2 برابر چين و 8/2 برابر كشورهاي آسياي شرقي است.
كسايي زاده متوليان توليد انرژي را در بهبود اصلاح الگوي مصرف موثر دانست و گفت: با توجه به اينكه وزارت نفت متولي تامين انرژي مورد تقاضا صنايع كشور است و با عنايت به وابستگي شديد و نياز فزاينده صنايع به منابع انرژي به عنوان عامل اساسي رشد و فعاليت هاي اقتصادي و از طرفي محدوديت ذخاير نفتي و ساير سوخت هاي فسيلي، بي شك وجود الگوي صحيح مصرف و بهره مندي از انرژي در سازمان هاي متولي انرژي نقش مهمي در حفظ منافع ملي ايفاء مي نمايد.
مدير عامل شركت صادرات گاز ايران ادامه داد: در يك نگاه اجمالي مي توان گفت كليه سازمان هاي درگير در چرخه توليد تا مصرف انرژي (
well to wheel ) وظيفه خطيري در اين راستا بر عهده دارند . بر اين اساس شركت هاي ياد شده ضروريست همگام با سياست هاي كلان كشور در اين امر، استانداردها ، دستور العمل ها ، شيوه هاي نوين مديريت بهمراه استفاده بهينه از منابع انساني و سرمايه اي همچنين تكنولوژي هاي روز را بكارگيرند، تا بدين طريق شاهد كاهش هزينه تمام شده كليه مراحل و فرآيندهاي اكتشاف ، استخراج ، توليد و توزيع باشيم.
وي افزود: گرچه فناوري موجود در تأسيسات نفت و گاز نسبت به ساير صنايع روزآمدتر است، ليكن دستگاههايي مثل كوره هاي حرارتي، ديگهاي بخار، مبدل هاي حرارتي و ايستگاههاي تقويت فشار گاز هستند كه از بازدهي مناسبي برخوردار نيستند و مي توان با اجراي طرحهاي ميان مدت و بلند مدت آنها را روزآمد نمود.


 نگاشته شده توسط مهدي رحمني در جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 8:35 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :15
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET