همچنین اگر میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 2 برابر الگو تا 5/2برابر آن باشد، در مناطق گرم ضریب جریمه 1 و در مناطق غیرگرم ضریب جریمه 5/1 بر آن اعمال خواهد شد. در صورتی که میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 5/2 برابر الگو تا 3برابر آن باشد، در مناطق گرم مشمول ضریب جریمه 5/1 و در مناطق غیرگرم مشمول ضریب جریمه 2 خواهد بود. مصرف بیش از 3 برابر الگوی مصرف نیز در مناطق گرم با ضریب جریمه 2 و در مناطق غیرگرم با ضریب جریمه 5/2 مواجه خواهد شد.
همچنین اگر میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 2 برابر الگو تا 5/2برابر آن باشد، در مناطق گرم ضریب جریمه 1 و در مناطق غیرگرم ضریب جریمه 5/1 بر آن اعمال خواهد شد. در صورتی که میزان مصرف ماهانه مازاد بر الگوی مصرف از 5/2 برابر الگو تا 3برابر آن باشد، در مناطق گرم مشمول ضریب جریمه 5/1 و در مناطق غیرگرم مشمول ضریب جریمه 2 خواهد بود. مصرف بیش از 3 برابر الگوی مصرف نیز در مناطق گرم با ضریب جریمه 2 و در مناطق غیرگرم با ضریب جریمه 5/2 مواجه خواهد شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از باشگاه خبرنگاران ، مسعود میرکاظمی با بیان این مطلب افزود: سیاست های اصلاح الگوی مصرف در ابعاد مختلف ملی و بنگاهی برای استفاده بهینه از منابع کشور باید تدوین شود.
وی با اشاره به اینکه تدوین طرح هدفمند کردن یارانه ها به منظور اصلاح الگوهای مصرف ملی است تصریح کرد: هدفمند کردن یارانه ها مقدمه ورود به تغییرات اساسی در ابعاد مختلف خرد و کلان اقتصادی است.
وزیر بازرگانی به کاربردن سیاستهای اصلاحی قیمتی و غیرنفتی در سال اصلاح الگوی مصرف را ضروری دانست و افزود: اصلاح نکردن قیمت ها سبب بی اهمیت جلوه دادن منابع اصلی کشور و در نتیجه اسراف انها می شود.
میرکاظمی با اشاره به اینکه برای جلوگیری از اسراف در تولیدات باید تکنولوژی روز را به خدمت گرفت، گفت: فناوری برخی از تولیدات کشور بسیار قدیمی و فرسوده است.
وی توزیع کالاهای اساسی در کشور را بیش از نیاز مصرف کنندگان دانست و خاطرنشان کرد: برای اصلاح الگوی مصرف کالاهای اساسی در کشور باید در عرضه این اقلام بازنگری صحیحی صورت گیرد
در ادامه با بیان اینکه برخی کارخانههای فولاد مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه از تجربه بیشتری در زمینه تولید به روش کورههای مدرن قوس الکتریکی برخوردارند خاطر نشان کرد: نمیتوان گفت تولید به روش قوس الکتریکی بهتر از تولید به روش کوره بلند است یا برعکس، زیرا در هر کدام از این تکنولوژیها برخی اقلام مصرفی بیشتر از روش دیگری است.
مصرف انرژی الکتریکی در روش کوره بلند کمتر از روش قوس الکتریکی است و در مقابل تولید به روش کوره بلند نیازمند زغال سنگ و کک است که هر کشور با توجه به ذخایر معدنیاش میتواند از این روش استفاده کند.
به گفته وی در کشور چین بدلیل برخورداری از ذخایر زغال سنگ و کک حدود 60 تا 70 درصد تولید فولاد به روش کوره بلند انجام میشود
مریم حسین آبادی
روزنامه رسالت
از جمله واژگاني كه اعتدال و ميانه روي را تاييد و تشويق مي كند، واژه مقدر است كه در روايات به معناي اقتصاد و ميانه روي به كار رفته است. مقدر در حقيقت ميانه رو و كسي است كه آينده نگري مي كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي كند، بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي دارد. اين واژه در كاربردهاي روايي معناي ايجابي و مثبت محض داشته و به معناي اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي است. (شرح نهج البلاغه - محمدجواد مغنيه -ج 4-ص 237)
اميرمومنان در بيان معيار و ملاك اقتصادي به تبيين مصرف درست و مناسب اشاره مي كند و مي فرمايد: كن سمحا و لا تكن مبذرا و كن مقدرا و لا تكن مقترا؛ يعني بخشنده باش ولي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش (نهج البلاغه - سخنان قصار)
در آيات قرآني براي بيان مفهوم اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به كار رفته است. قرآن بيان مي كند كه مومن و نيز امت اسلامي، امتي است كه بر اعتدال و قوام مي باشد. از جمله اين آيات مي توان به آيه 34و 135 سوره نساء و نيز آيه 8 سوره مائده و 67 سوره فرقان اشاره كرد.
همان گونه كه در بحث (عامل استعمار) در بخش پيش اشاره شد، استعمار همواره مي كوشد تا براي نيل به مقاصد خود - كه اسارت و بردگي كشورهاي ضعيف به ويژه مسلمان است - الگوهايي در مصرف، به آن مردم ارائه دهد كه، به جاي استفاده صحيح و عاقلانه از سرمايه زندگي خود، آنان را به راه هايي از مصرف بكشاند كه جز فرسايش ثروت و امكانات زندگي آنها ره آورد ديگري برايشان ندارد و در واقع، ترويج و اشاعه نوعي زمينه فكري و فرهنگي در جامعه در جهت ايجاد احساس نياز و ضرورت به مصرف كالاهاي تجملي و كم فايده، گسترش روحيه اشراف منشي و مصرف گرايى، انحراف ذهن ها از توجّه به واقعيت هاي زندگى، اعلام پايان روزگار قناعت و مناعت و زهد و پيراستگي و فرارسيدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگي لوكس و تشريفاتى، والقاي اين ذهنيّت كه اگر شخصي نتواند به طور فعّال در اين مسابقه بزرگ، برگ برنده داشته باشد و يا لااقل پا به پاي ديگران حركت كند، از قافله زندگي عقب مانده و بايد به فكر جبران باشد، تمامي اينها از برنامه هاي شوم استعمار است كه
اين اهداف را با شيوه هاي متنوّع از قبيل تبليغ و اشاعه مدگرايى، تنوّع طلبي در مصرف و مهم تر از همه بزرگ نشان دادن و موفق جلوه دادن اشراف و دنيامداران و تجمل گرايان تعقيب مي كند و در اين راه از دولت ها، راديو، تلويزيون، مجلاّت، روزنامه ها، سينماها، تآترها و ساير ابزار و وسايل ارتباط و نفوذ، بهره گيري مي نمايد و با ظرافت و برنامه ريزي حساب شده اي با نفوذ در اين گونه دستگاه ها و با صبر و حوصله و سياست گام به گام، به سوي اين هدف شوم به پيش مي رود؛ از موضوعات ريز و قابل تحمّل شروع مي كند تا به مسائل بزرگ و اساسي مي رسد و اصولاً خطّ و مشي استعمار در هر زمينه اي اين گونه است.
يكي از سران كشورهاي بزرگ در جواب اين پرسش كه، رمز موفقيت شما در كارهاي اجتماعي چيست گفت:.
ما هميشه با برنامه هاي وسيع و دقيق وارد كار مي شويم ولي كار را از جاهاي كوچك شروع مي كنيم و پس از احراز موفقيت در گسترش آن مي كوشيم و اگر در نيمه راه فهميديم كه برنامه ما صحيح نيست، فوراً فرمول كار را عوض مي كنيم و كار ديگري آغاز مي كنيم. (17) .
استكبار جهاني هميشه تلاش مي كند تا خود را دوست و خيرخواه ديگران جلوه دهد و همواره نيّات واقعي خويش را در پس پرده كريه و زشت دوست نمايي ها بپوشاند. انسان بصير و آگاه در وراي اين نقاب مقاصد پليد و نيات شوم آنان را مي بيند و با ديد نافذ خود، در پس اين حجاب، دشمني عميق و پايان ناپذير آنها را به اسلام و مسلمين و ملتهاي مظلوم در مي يابد.
مشكل بسياري از كشورهاي اسلامي و ملت هاي تحت سلطه فرهنگى، اقتصادي و سياسي غرب اين است كه غربيان را با اين كه دشمن آنهايند دوست مي پندارند و ظاهر كاري ها و ترفندهاي دوست مآبانه آنان را به حساب حقيقت مي گذارند، در صورتي كه قرآن كريم به ما مي آموزد چگونه بايد در قبال اين گونه حيله ها و مكاري ها موضع مناسب اتّخاذ كرد. به فرموده قرآن شيطان در مقام اغوا و گمراهي انسانها به خداوند گفت:.
... رَبِّ اَغْوَيْتَني لأُزيِّنَنَّ لَهُمْ في اهَرْضِ...؛ (18) .
پروردگارا! بدان سبب كه مرا از رحمتت دور ساختى، (من با قيافه دوست نمايي به سراغ بندگانت مي روم) و همه زشتي ها را با نقابي زيبا و ظاهري فريبنده در نظرشان جلوه مي دهم.
و خداوند در مقام هشدار به انسان مي فرمايد:.
إنَّ الشَّيْطِانَ لَكُمْ عَدُوّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً...؛ (19) .
همانا شيطان دشمن شماست (نكند قيافه حق به جانب و تظاهر به دلسوزي او شما را دچار غفلت سازد و او را دوست خود خيال كنيد؛ بلكه) او را دشمن و بدخواه خود بدانيد.
مضمون اين دو آيه شريفه گرچه مستقيماً در ارتباط با ابليس و شيطان جنّي است؛ ولي در حقيقت ضابطه و دستوري كلّى، در مورد هر شيطان مزوّر و ديو فرشته نمايي است.
بنابر آنچه ذكر شد مي توان گفت الگويي كه غرب براي مصرف به ملّت هاي تحت سلطه و نيز مردم خود، ارائه مي دهد بر سه پايه استوار است:.
الف) تمتّع و بهره وري هر چه بيشتر؛.
ب) رقابت و مسابقه درمصرف؛.
ج) تجمّل گرايي و تشريفات زايد.
البته محتواي الگوي ارائه شده، در همه جا يكسان است؛ ولي نتيجه اي كه استعمار از آن در بين ملت خود مي گيرد، با آنچه از آن در ميان ملتهاي غارت شده به دست مي آورد، متفاوت است.
ثمره اي كه استعمار از اجراي اين طرح در كشورهاي تحت نفوذ خود كسب مي كند، عبارت است از: به يغما بردن تمامي امكانات و منابع مادّي و معنوي آنها، بدون اين كه از ناحيه آنان كوچكترين مقاومت و حركت اعتراض آميزي صورت بگيرد و يا حتّي به اين خيانت و چپاولي كه استعمار در مورد ذخاير آنها انجام مي دهد، توجّه و آگاهي نيز داشته باشند؛ ولي بهره اي كه از آن در بين مردم خود بر مي گيرد، راضي شدن آنان به اين تجاوزها و همراه نمودن آنها با خود، در اين حركت ظالمانه است؛ زيرا بدين وسيله به آنان تفهيم مي كند كه ادامه اين برخورداري ها و بهره وري ها و خلاصه سيادت و منافع ما، در گرو اين دخالت ها و غصب و غارت هاست و اگر بخواهيم، زورگويي را كنار گذاشته، تنها به آنچه خود داريم قناعت ورزيم، بايد دست از اين زندگي مرفّه و قارون گونه خود بر داريم و از قله حاكميت بر سرنوشت جهان به زير آييم.
ثانياً، چه اشكال دارد انسان به قدر ضرورت و رفع نيازهاي معمولي از ثروت خود استفاده كند و اضافه آن را در راه بر طرف نمودن احتياجها و نيازمندي هاي ساير همنوعان خويش، به كار گيرد.
اين از حيله هاي شيطان است كه هر چه انسان به اسراف و تبذير روبياورد، به او وعده فقر نمي دهد و اين كار را به عنوان دست و دلبازي در نظرش جلوه مي دهد؛ ولي همين كه بخواهد مقداري از ثروت خويش را در راه رفاه جامعه به مصرف برساند، با هزاران وعده و وعيد، او را از آينده خويش مي ترساند و از ابتلاي به تنگدستي و احتياج نگران مي سازد. قرآن كريم مي فرمايد:.
اَلشَّيْطِانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشِاءِ وَاللّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ واسِع عَليم؛.
يعني شيطان به شما وعده فقر و فرمان به گناهان مي دهد و خدا وعده آمرزش و زيادي مي دهد و خداوند دانا و فضل او گسترده است.
ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام
ارزش کار افراد را ذات أقدس له در قرآن مشخص کرده، اهل بیت مشخص کردند. اگر وجود
مبارک پیغمبر (ص) دست یک کارگر را می بوسد، ارزش او را مشخص کرده. حضرت دست کارگر
را می بوسد، نه دست اجیر را! فرمود: برای خودت کار بکن. ما کجای فقه داریم که اجیر
شدن و مزدور شدن مستحب است؟! در روایات کتاب اجاره که شاید خیلی هایتان آشنائید؛
آنجا تقریباً نهی تنزیهی دارد که شما خودت را اجیر نکن، مزدور نکن؛ برای خودت کار
بکن! کار کردن مستحب است، دست کارگر را ذات مقدّس حضرت بوسید، نه دست اجیر را که
آدم برای دیگری کار بکند!
خدا امام و شهداء را غریق رحمت کند؛ اینکه بخش وسیعی از سرمایه های مملکت رفته به
طرف تعاونی، برای همین جهت است. بخش خصوصی را با تعاونی دارند تقویت می کنند که
اصرار قانون اساسی بود یعنی این که بگذارید مردم برای خودشان کار بکنند، نه مزدور
دیگران باشند!
یک وقت وزارت کار کارگرها را جمع کرد،؛ خیال کرد ما برای آنها حدیث می خوانیم که
وجود مبارک پیغمبر دست مزدور را بوسید؛ آن روز که ما آن حرف را، نمی دانم چند سال
قبل بود نقل کردیم؛ برای بعضی ها تلخ بود، سعی کردند این را چاپ نکنند! خیال کردند
که اسلام که می گوید دست کارگر را باید بوسید، پیغمبر دست کارگر را بوسید، یعنی
دست مزدورها را!! که عدّه ای سرمایه دار باشند، کار بکنند؛ عدّه ای هم اجیر باشند.
این را که نگفته اند!
گفتند: کار خوب است، کارگر عزیز است؛ نهاجیر! یعنی برای خودت کار بکن. دولت هم
موظّف است مشکلات اینها را حل بکند، به اینها وام بدهد، تسهیلات بکند، اینها برای
خودشان کار بکنند. فرق گذاشتن بین مزدوری و کارگری در دستورات دین ما هست.
آزمون انسانها به وسیله فقر و غنا و تشویق اسلام به کار و تلاش
کمتر کسی است که بتواند فقیرانه مؤمن باشد! و اگر کسی نیازمند بود، مشکل جدی پیدا
می کند. امّا دو تا مطلب است؛ مردم نمی توانند فقر را تحمل کنند، با این دعاها
باید حل بشود. امّا اگر ذات أقدس له کسی را در کلاس فقر نشاند، او راامتحان کرده؛
نه اینکه او را تحقیر کرده باشد! و اگرکسی را در کلاس ثروت نشانده، به او مال داده؛
نه این است که او را تجلیل کرده. فرمود: کلّا. نه آن است، نه این؛ ما داریم شما را
امتحان می کنیم. وقتی امتحان می کنیم، شما در کلاس امتحان نشسته اید که جای اکرام
و اهانت نیست؛ نّ الغ نا و الفقر بعد العرض علی الله (1).
فقر تازیانه ای دردناک برای فرد و جامعه
امّا فقر چیز بسیار دردناکی است، در روایات ما هم هست که: ما ضرب الله سبحانه و
تعالی عبداً ب سوط اوجع م ن الفقر (2). سوط با سین و طای مؤلف یعنی تازیانه.
فرمود: ذات أقدس له هیچ فرد یا جامعه ای را با تازیانه ای دردناک تر از فقر نزد. و
خدای سبحان هم هیچ کسی را فقیر نکرده، بلکه به اندازه کافی برکات نازل کرده. امّا
مشکلات جامعه این است که یک عدّه مستکبران حق اینها را دارند می بلعند! وگرنه خدا
کسی را فقیر نکرده. اگر چنانچه به طور عدل و حکمت تقسیم بشود، همه کس همه چیز
دارند؛ حالا یک قدری بیشتر، یک قدری کمتر.
فرمود: اینها عائله منند. من مار و عقرب را بی روزی نگذاشتم؛ ما م ن دابّه لا علی
الله ر زقها (3). چند بار این آیه سوره هود و غیر هود خوانده شد! فرمود: من معیلم،
اینها هم عائله منند، همه شناسنامه دارند. فرمود: من هیچ موجودی را بی روزی
نگذاشتم.
ضرورت کار و تلاش پیگیر برای دستیابی به روزی وسیع
فرمود: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید، فامشوا ف ی مناک ب ها (4). مگر آدم
روی دوش زمین بخواهد سوار بشود، کوه شناسی کند، برود بالای کوه؛ معدن شناسی کند،
از دل این معدن، طلا و نقره و زغال سنگ در بیاورد، یا از دل این زمین، نفت و گاز
در بیاورد، کار آسانی است؟! فرمود: روی دوشش سوار بشوید، روزی بگیرید.، بله ما
عالمی داریم به نام (بهشت). اگر شما مؤمن و با عمل صالح بودید؛ آنجا که رسیدید،
نهر عسل در اختیار شماست. و انهاأ م ن عسل مصفّی(5). آن نهر عسل دیگر از کندو در
نیآمده، از زنبور و نیش در نیآمده. سخن از یک کیلو و هزار کیلو و ده هزار کیلو
نیست؛ نهر روان است. وقتی شما شرائط را فراهم کردید، می روید آنجا و می نوشید.
امّا اینجاودر این دنیا که هستید باید زحمت و تلاش و کوشش کنید.
آفرینش انسان در دشواری ها و تشویق او به کار و تلاش
فرمود: مگر من شما را نیآفریدم؟! مگر من این عالم را نیآفریدم؟! آن کسی که این
عالم را آفرید، مهندس و معمار و بنّای این عالم است، قسم خورد؛ فرمود: قسم یاد می
کنم که مصالح ساختمانی انسان، رنج و سختی است، لقد خلقنا النسان ف ی کبد (6). کب د
همین دستگاه گوارش است، امّا کبد یعنی رنج. فرمود: من سوگند یاد می کنم انسان تا
روی زمین است در رنج است. اینجا جای آسایش نیست! من 80 سال او را می آزمایم، تا
نهر عسل به انتظار او باشد. انهاأ م ن ماء
غ یر آس ن (7)، و انهاأ م ن لبن لم یتغیّر طعمه (8). 4 تا نهر جاری است به انتظار
او؛ این 80 سال یا 100 سال را خوب امتحان بدهد؛ ما میلیاردها سال، برای ابد او را
در کنار آن نهرها پذیرائی می کنیم. این کجایش بر خلاف رحمت است؟! ذات اقدس اله
سوگند یاد کرد که انسان تا انسان است، در زحمت است. اینجا، جای آسایش نیست.
بسیاری از سرمایه دارها هستند که همیشه شب ها باید با قرص خواب بخوابند. شما خیلی
از کارگرها رامی بینید که در کنار خیابان، راحت خوابیده اند! لذّت و رفاه و آسایشی
که او دارد، هرگز خیلی از سرمایه دارها ندارند بنابراین اراده وتلاش و سعی انسان
است که نصیبی برای او فراهم می کند؛ ل لرّ جال نصیأ م مّا اکتسبوا و ل لنّساء نصیأ
م مّا اکتسبن (9)
گزیده ای از سخنان آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در جلسه درس تفسیر سوره
مبارکه نحل در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ـ بهار 1386
پی نوشت:
(1) نهج البلاغه / کلمات قصار / 452
(2) برداشت از: شرح نهج البلاغه ابن أبی الحدید / 20 / 301
(3) هود / 6
(4) ملک / 15
(5) محمّد / 15
(6) بلد / 4
(7) محمّد / 15
(8) محمّد / 15
البته توجه به مسئوليت اجتماعي و ارائه گزارش درباره آن تنها محدود به شركتهاي بزرگ نميشود و ميتواند بخش دولتي را هم شامل شود. چنان كه اخيراً در كشور چين شركتهاي دولتي موضوع ارائه گزارش سالانه مسئوليت اجتماعي را بسيار جدي گرفتهاند. از آن جا كه چينيها به كپيبرداري بدون اجازه از محصولات ديگران مشهورند و رعايت نكردن كپي رايت به وجهه شركتهاي چيني لطمه زيادي زده است، در گزارش مسئوليت اجتماعي آنها علاوه بر مواردي كه ذكر شد، حفظ مالكيت معنوي هم مورد توجه قرار گرفته است.
در كشور ما هم تعريف مسئوليت اجتماعي شركتهاي دولتي و خصوصي و ارائه گزارش در اين زمينه ميتواند هم به نفع خود آنها و هم به نفع كشور باشد. با توجه به اين كه امسال سال اصلاح الگوي مصرف است و از امسال قرار است به تدريج صرفه جويي مورد توجه بيشتري قرار گيرد، بسياري از شركتهاي كشور ما هم دست كم ميتوانند مسئوليت اجتماعي خود را در اين زمينه تعريف كنند و از اين به بعد گزارش سالانهاي درباره انجام مسئوليت اجتماعي خود در كاستن از هزينهها و صرفه جويي در منابع ارائه دهند. به عنوان مثال در زمينه استفاده از انرژي آنها مجبور ميشوند بيشتر بر مصرف انرژي نظارت كنند و انرژي را به بهترين نحو ممكن مورد استفاده قرار دهند.
آمارهاي مصرف زياد و سوء مصرف منابع در بسياري از بخشها نشان ميدهد كه مسئوليت اجتماعي شركتهايي كه به نوعي به توليد يا مصرف منابع ميپردازند چقدر زياد است. در اين كه بخشي از اين سوء مصرف مربوط به مصارف خانگي و اسرافهاي شخصي است شكي نيست. چنان كه به عنوان مثال ما دو برابر كشورهاي سردسيري روسيه و سوئد در هر متر مربع ساختمان، انرژي مصرف ميكنيم. اما واقعيات ديگري نيز وجود دارد كه به مسئوليت اجتماعي شركتها و صنايع دولتي و خصوصي بر ميگردد.
آماري كه اكبر تركان معاون برنامهريزي وزارت نفت در اين باره ارائه ميدهد هشدار دهنده است. به عنوان مثال اگر مصرف سوخت كل كشورهاي صنعتي را بر تعداد اتومبيلهاي آنها تقسيم كنيم به هر اتومبيل در اروپا روزانه دو ليتر و در امريكا چهار ليتر بنزين ميرسد در حالي كه اين رقم در ايران 11 ليتر به ازاي هر اتومبيل است. مشخص است كه اين آمار حاكي از وجود انبوهي از خودروها در كشور است كه پرمصرفند و مسئوليت اجتماعي كارخانجات خودروسازي براي توليد خودروهاي كم مصرف و يا بخشهايي كه بايد براي معضل خودروهاي پرمصرف فكري كنند را نشان ميدهد. آمارهاي ديگري نيز كه تركان ارائه ميدهد جالب است. وي گفته است كه در برخي از كشورهاي دنيا بين يك تا دو بشكه نفت مصرف ميشود تا معادل هزار دلار توليد صورت بگيرد در حالي كه در ايران اين رقم به 6/13 دلار در بشكه ميرسد. يا اين كه ما بيش از مصرف روزانه تركيه گاز همراه با نفت ميسوزانيم و ديگر اين كه از خوراك تحويلي به پالايشگاه، پنج درصد آن به مصرف سوخت خود پالايشگاه ميرسد، در حالي كه اين نسبت در دنيا بين يك تا دو درصد است. همچنين تقريباً تمام صنايع كشور نيز به طور متوسط دو برابر نرمهاي جهاني انرژي مصرف ميكنند.
به خاطر همين است كه با اين روند مصرف ممكن است ناچار شويم تمام توليد نفت خود را به جاي صادر کردن، روانه بازار داخلي کنيم تا نيازهاي داخلي كشورمان را تأمين كنيم.
● روشهاي شركتها براي نشان دادن احساس مسئوليت اجتماعي
اهميت يافتن توجه به صرفه جويي و مصرف بهتر تنها محدود به كشور ما نيست. در واقع مدتي است كه افكار عمومي بسياري از كشورهاي جهان نسبت به شيوه مصرف در خانوادهها و شركتها و نهادهاي دولتي حساس شده است. افزايش جمعيت در كنار محدود بودن منابع و نيز آلودگي بيشاز پيش محيط زيست مهم ترين دلايل اين رويكرد و ايجاد نوعي احساس مسئوليت در مردم، شركتها و نهادهاي دولتي بوده است. پيش از اين شركتها براي اين كه نشان دهند مسئوليت اجتماعي خود را انجام ميدهند به خيريهها كمك ميكردند و يا براي مبارزه با بيماريها مبلغي را هزينه ميكردند. ولي حالا ديدگاه مسئوليت اجتماعي اقتضا ميكند كه شركت نشان دهد منابع را درست هزينه كرده و كالايي با كيفيت مناسب توليد كرده، در استفاده از منابع صرفه جويي كرده، به محيط زيست توجه داشته و در عين حال سود مناسبي نيز به دست آورده كه از آن به نفع سهامداران و رفاه كاركنان استفاده كرده. به خاطر همين است كه ميبينيم در برخي از كشورها مديران شركتهاي موفق در شبكههاي تلويزيوني حاضر ميشوند و با افتخار از هزينه و سود و كارهاي مثبت شركتهايشان در جهت انجام مسئوليت اجتماعي صحبت ميكنند.
مهندس سينا اميري كارشناس ارشد مديريت و از مديران صنايع ميگويد: «يكي از ابعاد مهم مسئوليت اجتماعي بحث كيفيت محصول است. در واقع اين ديدگاه ميگويد كه هرچه محصول با كيفيت تري براي مصرف كنندگان توليد شود، شركت بهتر به مسئوليت اجتماعياش عمل كرده است. اما متأسفانه اين بحث در كشور ما هنوز چنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. مصرف كنندگان توجهي به حقوق مصرفكننده ندارند و توليد كنندگان هم به تبع آنها به فكر انجام مسئوليت اجتماعي خود در توليد بهتر و يا ارائه خدمات بهتر نيستند».
نتيجه اين كه هر از گاهي خبرهايي ميشنويم مبني بر اين كه وجود نقص فني در كالاها موجب بروز خسارت جاني و مالي بر مصرف كننده شده است.
برخي از شركتها در سطح جهان روشهاي ديگري هم براي اين كه نشان دهند به مسئوليت اجتماعي خود عمل ميكنند به كار ميبندند. به عنوان مثال به خاطر حساسيتي كه در جوامعشان نسبت به صرفه جويي در منابع وجود دارد اقدام به ساخت، استفاده، فروش و تبليغ درباره كالاهايي ميكنند كه انرژي يا منابع كمتري را مصرف ميكند. همچنين ايده مسئوليت اجتماعي، آنها را واداشته تا كالاهايي با مصرف انرژي كمتر توليد كنند. به عنوان مثال لوازم خانگي توليدي آنها به ميزان كمتر و كمتري انرژي مصرف كند.
سينا اميري ميگويد: «با توجه به اين كه بيشتر اقتصاد كشور ما دولتي است، عملكرد شركتهاي دولتي ميتواند براي صرفهجويي در منابع تعيين كننده باشد. بويژه آن كه معمولاً اتلاف منابع در بخش دولتي بيش از بخش خصوصي است».
از طرف ديگر هم شركتهاي دولتي ميتوانند با برنامههاي تبليغي و ارائه گزارش از انجام مسئوليت اجتماعي خود پيشگام صرفه جويي در منابع شوند و اين موضوع را در بين بخشهاي ديگر و مردم عادي جا بيندازند.
احساس مسئوليت اجتماعي شركتهاي دولتي و ارائه گزارش از سوي آنها ميتواند در بسياري از حوزهها راهگشا باشد. به عنوان مثال بخشهايي كه لازم است انرژي توليد كنند و آن را در اختيار بخشهاي ديگر قرار دهند خودشان با مسئله اتلاف انرژي روبرو هستند. علاوه بر نمونههاي اتلاف انرژي كه تركان ذكر كرد آمارها حاكي از اين است كه ميزان زيادي از انرژي توليد شده برق در مسير انتقال به مصرف كنندگان هدر ميرود.
يا بيش از 90 درصد منابع آب ايران كه محدود و بسيار با ارزش است، در بخش كشاورزي مصرف ميشود. به طور كلي كشاورزان ما ياد نگرفتهاند كه از منابع آب و يا كود و ساير ملزومات بخش كشاورزي درست استفاده كنند. اين امر نه تنها موجب ميشود كه بخش كشاورزي با مصرف زياد منابع همراه باشد، بلكه استفاده بيش از حد و نادرست از كود و سموم و... ميتواند موجب آلودگي مواد غذايي شود و سلامتي شهروندان را به خطر بيندازد. مدتي است كه برنامهها به سمت اصلاح شبكه آبياري حركت كرده. با تكيه بر اصل مسئوليت اجتماعي هم ميتوان اين روند را تسريع كرد. به اين ترتيب هم بخش دولتي ميتواند كشاورزان را آگاه كند كه با استفاده بيرويه منابع چه صدمهاي به كشور و هموطنان خود ميزنند و هم بخشهاي مسئول با ارائه گزارش مسئوليت اجتماعي خود نشان ميدهند كه چه فعاليتهايي در جهت كاستن از هدررفتن منابع و آگاهي دهي به كشاورزان انجام دادهاند.
به اين ترتيب شايد احساس مسئوليت اجتماعي در شركتها بتواند به استفاده مناسب تر از منابع و در نهايت اصلاح الگوي مصرف كمك زيادي كند.
مردى كه در نفقه دادن حدّ وسط نگاه داشت يعنى نه اسراف نمود و نه تقصير و
در قرآن وارد شده «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا
تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» يعنى مگردان دست خود
بر سينه به گردن خود تا بر بسط آن توانا باشى- و اين كنايت است از امساك- و مگشاى
دست خود را همه گشادن. «بسط يد» عبارت است از اعطا و «كل البسط» اشارت است به
اسراف. يعنى اسراف مكن چه اگر اسراف كنى بنشينى ملامت كرده شده، درمانده و محتاج.
يعنى به اعتدال گراى و از طرفى تفريط و افراط كه تقتير و تبذير است احتراز نماى.
حكمت131
(و قال (عليه السلام): قلّة العيال احد اليسارين) كمى اهل و عيال يكى از دو
توانگرى است در مال زيرا كه هر كه را اندك باشد عيال او عيش او آسانتر باشد و
معيشت او اوسع همچنانكه در حين سعت حال و كثر مال بر اين منوال است. (و التّودّد
نصف العقل) و دوستى كردن و معاشرت نمودن با مردمان نصف تصرّف عقل عملى است در
تدبير كار معاش
1-انگيزه هاي مثبت
اسلام سعي بر آن دارد که انسان را به گونه اي بسازد که تمام حرکات و سکناتش او را به هدف نهائي و قرب الهي نزديک گرداند، مسأله مصرف نيز از اين قاعده مستثني نميباشد.
بنابراين از ديدگاه اسلام مطلوب آن است که انگيزه غائي مصرف نيز در رابطه با رضايت خداوند و قرب الهي تحقق پذيرد و انگيزه هاي متوسط به جاي هدف غائي قرار نگيرد. رسول اکرم صلّي الله عليه و آله و سلم به اباذر ميفرمايد:
«ليکن لک في کل شيء نية صالحة حتي في النوم والا کل»[3]
«براي تو در هر چيز نيت صالحي باشد حتي در خوابيدن و خوردن».
انگيزه هاي ديگري در طول اين انگيزه نيز در اسلام راجح است همچون مصرف براي حفظ آبرو.
البته با وجود اين، مصرف فقط به انگيزه رفع نيازهاي مادي نيز تحريم نگرديده است.
2ـ انگيزه هاي منفي
انسان اگر مصرف چيزي را به انگيزه تبختر و تفاخر بر ديگران انجام دهد مذموم است، چنانکه از امير المؤمنين علي عليه السلام در ذيل آيه : «تلک الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علواً في الارض و لا فساداً»[4]
«آن منزل آخرت براي کساني است که اراده برتري و فساد در زمين نميکنند» وارد شده است.
«ان الرجل ليعجبه ان يکون شراک نعله اجود من شراک نعل صاحبه فيدخل تحتها»[5]
«همانا فردي را خوش ميآيد که بند کفشش بهتر از بند کفش دوستش باشد، پس بدين جهت داخل عنوان آيه مي شود».
و بطور کلي روايات متعددي در تقبيح و مذمت انواع مصارف که به انگيزه تبختر و تفاخر، تحقق ميپذيرد وارد شده است.[6]
هدايتها و کنترل هاي قانوني
1ـ دستورات اثباتي که به شکل وجوب يا استحباب، لزوم و يا رجحان بعض مصارف يا اشکالي از آن را بيان مينمايد.
الف- مصارف لازم:
1ـ مقدار مصرفي که حيات انسان بدان وابسته مي باشد، و در صورت نبود ترس از آن است که انسان هلاک شود، واجب است بلکه به نظر بعض از فقهاء اگر به واسطه عدم مصرف، نقص و ضرر بزرگي به انسان وارد شود که معمولاً تحمل نمي شود، تحفظ از آن واجب است.
مرحوم صاحب جواهر درباره شخصي که در تنگنا قرار گرفته و چنان در حالت اضطرار به سر مي برد که غير از ميته (مردار)، براي حفظ جان خود وسيله ديگري ندارد، ميفرمايد:
«لواراد التنزه و الحال حالة خوف التلف للنفس بل اوالضرر الذي لايتحمل عليها لم يجز ذلک».[7]
«در حال ترس از تلف جان يا وارد شدن ضرر غير قابل تحمل،خودداري از مصرف جايز نيست».
2ـ مصارفي که مربوط به افراد تحت تکفل انسان است، نيز واجب ميباشد که مقدار آن، نسبت به اوضاع و شرائط متغير است و انسان بايد نياز هاي زندگي زن[8] و همچنين فرزندان و پدر و مادر خود را در صورت عدم توانائي، با رعايت شرائط جغرافيائي و اجتماعي تأمين نمايد.[9]
3-تغذيه حيواني که انسان آن را مالک است نيز واجب ميباشد.[10]
ب- مصارف راجح
بطوريکه از بعض روايات مي توان استفاده نمود، اساساً استفاده از نعم الهي با رعايت شرائط و ضوابط آن، از نظر شرع پسنديده و محبوب است.
از امام صادق عليه السلام روايت شده است.
«ان الله جميل و يحب الجمال و يحب ان يري اثر نعمته علي عبده»[11]
«خداوند جميل است و زيبائي را دوست مي دارد. و دوست مي دارد اثر نعمت او بر عبدش ديده شود.»
و نيز در برنامه امير المؤمنين علي عليه السلام به حارث همداني يکي از اصحاب خود آمده است: «... ولير عليک اثر ما انعم الله به عليک...»[12]
«... اثر آنچه خداوند، بدان نعمت به تو داده است بر تو ديده شود...»
و بالخصوص نسبت به بعض مصارف تأکيدات يا تصريحات ويژه اي شده است که بايد به کتب تفصيلي مراجعه نمود.
همچنين اگر انفاق و صدقه و هديه را مصداقي از مصرف بدانيم، محبوبيت و رجحان آن از نظر شرع کاملاً واضح است البته در تمام اين موارد بايد مسأله اعتدال و ميانه روي را نيز در نظر گرفت. خداوند متعال در ضمن برشمردن صفات مؤمنين چنين ميفرمايد:
«و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا و کان بين ذلک قواماً»[13]
«کساني که هنگام صرف مخارج نه اسراف مي کنند و نه تنگدستي (بلکه) انفاق و مخارج آنان معتدل و ميانه است».
با مباحثي که در محدوديت هاي مصرف خواهد آمد، معناي اعتدال روشن تر خواهد شد و همين توصيه به قوام و اعتدال در انفاق[14] که نسبت به شرائط متفاوت و مقتضيات مختلف متغير است، مي تواند هميشه نسبت لازم بين مصرف و پس انداز را جهت پويائي اقتصاد تضمين نمايد.
2ـ دستوراتي که بعض انواع مصارف يا شکلهائي از آن را به عنوان حرام يا مرجوح بودن، منع مي کند و به عنوان محدوديتهاي مصرف شناخته ميشود.
یکی از مهمترین معضلات
جوامع بشری ، بخصوص در حال حاضر ودر کشورهای توسعه یافته ، از جمله ایران ، رواج
فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی است...
که در هر برهه از زمان به نحوی نمود داشته است . درزمانهای گذشته در لباس اشرافی
گری ، ملوک الطوایفی ، خان و خان سالاری و... و در عصر فعلی نیز در قالب میل به
فزون طلبی و تجمل گرایی و مدگرایی مشهود است . این معضل که می توان آنرا به بیماری
قرن حاضر نیز تعبیر نمود ، مانند یک خوره یا موریانه ضمن تلف نمودن عمر و وقت و
ثروتهای جوامع ، باعث ایجاد مفاسد و انحرافات زیادی نیز می شود . خشکاندن ریشه
فضائل اخلاقی و انسانی ، اشاعه و ترویج فرهنگهای منحطی مانند ، رشوه خواری ، اختلاس
، رباخواری ، دزدی و فساد و فحشاء و هزاران مفسده دیگر از ثمرات این علف هرز می
باشد . به واقع با ارزش شدن ثروت و در پی آن تجمل گرایی در زندگی خطرات و پیامدهای
منفی بسیاری را در پی دارد که مهمترین هدف آن زخمی نمودن عدل و برابری و نهایتا
فضائل اخلاقی است . لذا مهمترین هدف ادیان توحیدی و بعثت انبیاء الهی و توصیه های
حکیمانه آنان و حتی فرقه های غیر توحیدی ، تحقق اهدافی همچون عدل و برابری و رفع
هر گونه تبعیض و نهایتا هموار نمودن مسیر دستیابی انسان به ارزشهای والا و کمالات
انسانی است . به همین دلیل هم اکثر انبیاء ازبین اقشار بسیار پائین و ضعیف و غالبا
از بین چوپانان جامعه مبعوث شده اند ، تا بهتر حال و روز مردم فقیر را درک نمایند
.آری بدرستیکه آرمانگرایی و عدالت خواهی با دنیا طلبی و تجمل گرایی رابطه معکوس
داشته وبه میزانی که دنیا طلبی وگرایش به مادیات و تجمل در جامعه و بخصوص در دولت
مردان افزایش می یابد ، به همان میزان از گرایش به آرمانهای متعالی وعدالت خواهی
کاسته می شود . بنابراین می توان از تجمل گرایی و گرایش به دنیا طلبی بعنوان یکی
از آفات جوامع نام برد. در زمان صدر اسلام چه بسا مسیحیان و یهودیان ویا سایر فرق
توحیدی دیگری نیز در کنار کفار زندگی میکردند ، ولی پیام حضرت محمد (ص) چه بود که
از شنیدن آن لرزه بر اندام اشراف مکه افتاد . آری پیام چیزی جز برابری و مبارزه با
هرگونه شرک و برده داری و اشرافی گری نبود . ایشان فرمودند همه با هم برابرند و
تنها ملاک برتری تقوی است. لذا با تمام مظاهر آن از جمله تجمل گرایی به جد به
مبارزه پرداختند. دلیل بر این مدعا هم از سیره و رفتار ایشان و ائمه اطهار و تاکید
آنان بر بی توجهی به زخارف دنیا کاملا مشخص است . با نگاهی اجمالی به قرآن نیزبه
این موضوع واقف می شویم که علت تاکید های فراوان قرآن به عدل و برابری و مبارزه با
تکاثر و تکیه بر انفاق و خمس وزکات، دستیابی به چنین رسالتی بوده است . لذا اسلام
برای جلوگیری از رشد این موریانه موذی که به تدریج ارزشهای ناب اسلامی و انسانی را
خورد ه و ریشه های آنرا می خشکاند همه راههایی را که ممکن است انسانها ثروت خود را
در تهیه زندگی تجملی و اسراف و تبذیر صرف کنند بسته است . ابن خلدون از دانشمندان
مسلمان در این باب چنین می گوید : تجمل خواهی که مهمترین ویژگی آن تمایل به اسراف
است ، مفاسد زیادی را در پی دارد و برای مردم تباهی آور است و در نهاد آدمی انواع
بدیها و فرومایگیها و عادت زشت را پدید می آورد و مردم را به ورطه سقوط می کشاند .
بدین ترتیب که تجمل گرایی و اشرافی گری به تدریج سبب فقر و تهی دستی جامعه و
حکومتها خواهد شد . اگر در جامعه روزی به جایی رسیدیم که برای داشتن ماشین و خانه
و زر و زیور و مادیات بعنوان معیارهای تشخص و احترام افراد ، بیشتر از ارزشهای
والای انسانی و دینی و تقوی ارزش قایل شدیم ، در آنصورت کم کم ارزش ها کم رنگ شده
، و اصول و مبانی دینی مورد بی مهری واقع خواهند شد ، و مصادیق و سمبلهای آن نیز
طرد میشود . در چنین جامعه ای برای رسیدن به این ارزش کذایی و تو خالی مجبوریم تن
به هر کاری بدهیم تا مبادا از احترام ما کاسته شود . آنجاست که رشوه و اختلاس یا
خود فروشی و تملق و ریا کاری و هزار مفسده دیگر برای رسیدن به این جایگاه مباح می
گردد . آری حس تجمل گرایی طلحه و زبیر آن صحابی گرانقدر پیامبر ، باعث شد که شمشیر
برروی امام علی کشیده و جنگ جمل را راه انداخته و نهایتا به آن عاقبت شوم گرفتار
شوند . یا یاران امام حسن نیز بخاطر بدست آوردن سکه های طلای معاویه او را تنها
گذاشته وباعث شدند ایشان تن به آن صلح اجباری با معاویه بدهد . همچنین میل به ثروت
و حکومت عمروسعد صحابی امام علی در جنگ صفین باعث شد ، در روز عاشورا سر از تن امام
حسین جدا نماید . میل به تجمل شاهان قاجار نیز چنین معاهده های ننگینی را بر مردم
ما تحمیل کرد . تجملگرايى شاهان قاجار در عصر اخير، باعثسقوط كشور ايران شد. به
طورى كه بخاطر تجمل و خوش گذرانى هر روز امتيازى به اجانب داده و با آبرو و
حيثيت مردم مسلمان ايران بازى مىكردند و جسم ايران عزيز را تكه تكه كرده و به دست
دشمن می سپردند. جاى تاسف اين جاست كه علاوه بر جدا شدن قسمتهای از ايران ،
روسيه در عهدنامه تركمانچاى، مبلغ ده كرور هم (مبلغ پنجميليون تومان) به عنوان غرامت
جنگى دریافت نمود . یکی از علتهای سرسپردگی حکام قبل از انقلاب نیز به همین دلیل
بوده است . تن دادن به معاهده کاپیتالاسیون وایجاد حقوقی مانند حق توحش و وابستگی
شدید از تمام لحاظ چه اقتصادی ، سیاسی و... به کشورهای غربی همه نشات گرفته از این
بیماری است . به واقع می توان از تجمل گرایی و مصرف زدگی بعنوان ام الفساد همه
رذایل نام برد . لذا در بحث حاضرسعی شده است مهمترین بیماری بنام تجمل که ریشه اصلی
آن نابرابری و اختلافات اجتماعی و طبقاتی است ، کالبد شکافی شود . البته لازم به
ذکر است که نابرابری با تفاوت از لحاظ مفهومی بسیار فرق دارد . وجود تفاوتها در جامعه
لازم است .مثلا اگر قرار باشد یک متفکر یا مخترع درست به اندازه یک کارگر پول بگیرد
در آنصورت هیچکس انگیزه مسئولیتهای پرخطر را قبول نخواهد کرد یا به تعبیری فرق بین
دوغ و دوشاب بی معنی خواهد بود و همه ترجیح خواهند داد که کارهای بی دردسر داشته
باشند . پس تفاوت لازم است منتهی به شرطی که همه افراد ابتدا بتوانند نیازهای اولیه
و ضروری زندگی خود را تهیه نموده و زندگی برای آنان آزاردهنده نباشد .حال در این
میان اگر تفاوت بین فقیر و ثروتمند خیلی فاحش باشد در حدی که مردم احساس محرومیت
نسبی و یا بی عدالتی نمایند و در کنار آن نتوانند نیازهای تحریک شده و یا حتی
نیازهای فیزیولوژیک خود را ارضاء نمایند ، در آنصورت نظام اجتماعی و اقتصادی به تدریج
به سمت انهدام و انحطاط کشیده خواهد شد ، و اگر نابرابری ثروت باعث ایجاد نابرابری
اجتماعی شود و ثروتمندان خودخواهانه به فکر خویش و استثمار ضعفا باشند ، در آنصورت
آسیبها و بیماریهای اجتماعی صدمات جدی بر پیکره خانواده ها وارد خواهد کرد . از
آنجا که سالها بود که این بیماری پنهان ، جامعه حاضررا به سمت پرتگاه انحطاط سوق
میداد مرا به این فکر وا داشت که مقاله ای را تحت این عنوان جمع آوری نمایم . لذا
ضمن بررسی منابع موجود و مطالب نگاشته شده در جراید وکتب مختلف و همچنین استفاده
از کتاب توسعه و تضاد استاد دکتر رفیع پور ، یکی از اساتید جامعه شناسی به عنوان
منبع اصلی، سعی نمودم بعنوان یک دردمند که شاهد فروپاشی نظام اجتماعی و خانوادگی
جامعه خود هستم ، قدمی هر چند اندک از منظر خیرخواهانه در جهت نشان دادن این
بیماری ، که بعنوان اولین قدم در درمان آن است ، بردارم . باشد که مثمر به فایده
باشد . مقاله حاضر در چند ین قسمت تهیه شده است . در بحث اول تجمل گرایی در صدر
اسلام مورد بحث قرار گرفته است . در مبحث دوم تجمل از دیدگاه قرآن و احادیث و یکی
از عوامل مهم در انحطاط جامعه نبوی بیان گردید . سپس تجمل در جامعه قبل از انقلاب
بعنوان یکی از علتهای مهم بروز انقلاب مطرح شده و ضمن بررسی جامعه مطلوب و ساده
زیست دوران رهبری امام خمینی نهایتا تجمل گرایی و علتهای بوجود آن را پس از فوت
ایشان ، ودرباره پیامدهای وخیمش مشروحا مطالبی را در حد وسع مدون نمودم . محور
اصلی این مقال روی با ارزش شدن ثروت ونتیجتا افضلیت قشر مرفه، و احترام بیش از حد
آنان وارزشهای اشرافیشان می باشد . این امر بدلیل ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه ما
باعث شد که سایر اقشار نیز به زعم خود برای بدست آوردن ارزش و احترام به سمت ارزشهای
ثروتمندان و هم شکلی با آنان با صرف تمام انرژی خود رو بیاورند . بدین معنی که اگر
اعضای جامعه ای حس کنند که ثروت عامل برتری و احترام است در این صورت برای بدست
آوردن آن ظواهر مادی ، بعنوان یکی از معیارهای تشخص ، سعی وافری خواهند نمود و در
این میان عقب ماندن از این مسابقه مایع حقارت تلقی خواهد گردید . در آنصورت در چنین
محیطی دارندگی، برازندگی و فقر مایع شرمندگی محسوب خواهد شد . به همین دلیل مردم
در یک مسابقه تمام نشدنی سعی خواهند داشت در کسب چنین ملاکهای از هم پیشی بگیرند
واز اینجاست که موریانه تجمل جان خواهد گرفت و مانند خوره ای موجد مفاسدی مانند
رشوه خواری , اختلاس , دزدی ، خودفروشی , سوء استفاده از امکانات دولتی و تفاخر و
تکاثر و استبداد خواهد شد . لذا هر آنچه که سالیان سال پیامبرو ادامه دهندگان راه
ایشان رشته بودند، پنبه خواهد شد و فضائل و کمالات اخلاقی به تدریج از جامعه رخ
بسته و تدین و متد ینین نیز مورد بی احترامی واقع خواهند شد . تجمل از دیدگاه قران
و حدیث یکی از مظاهر بی عدالتی و نابرابری که قرآن و پیامبر و سایر ائمه روی آن
تکیه نموده، و به مبارزه با آن پرداخته اند ، اشرافی گری و تجمل گرایی است . در
قرآن کریم به کرات در خصوص ثروت اندوزی یا کنز ، تفاخر، تکاثر ، ربا و اسراف سخن
به میان آمده است . در قرآن روی برابری همه اقشار و ایجاد امت واحده و رفع هر گونه
علائم و سمبلهایی که باعث ایجاد شکاف طبقاتی است ، تاکید خاصی شده است . با توجه
به رواج تجمل گرایی در زمان پیامبر و مفساد ایجاد شده توسط آن , تدابیر و توصیه
های به مقتضای آن زمان از جانب خداوند و پیامبربه مردم شده است . مانند تحریم استفاده
مردان از زیور آلات و لباسهای فاخر و .... و همچنین برای زنان استفاده از خلخال در
پا بعنوان یکی از مظاهر تجمل یا هر گونه جلب توجه و آرایش در خارج از حریم خانواده
و حتی راه رفتنی که نشانی از تکبر و فخر فروشی و اشرافی گری است ، منع گردیده است
. لذا آنچه که مد نظر شارع مقدس بوده، استفاده از نعمات الهی در حد معمول و
یکنواخت جامعه است . مبارزه قاطع با تجمل گرایی آن چنان حائز اهمیت است که غفلت از
آن جبران ناپذیر و خسران آور خواهد بود . زیرا اشاعه دنیا طلبی موجب ازدیاد مترفین
و افزایش فساد خواهد شد. خداوند در قرآن کریم سوره اسراء آیه 16 می فرماید چون
بخواهیم کشورو ملتی را هلاک و نابود سازیم مترفین را امر می کنیم تا در جامعه به
فساد و فسق بپردازند ، سپس دچار عذاب می گردند و ما آنان را زیر و رو می کنیم . همچنین
قرآن در مذمت قارون بعنوان یکی از مظاهر ثروت اندوزی ویا در مورد رهبان یهودی که
دائم در پی تکاثر ثروت و ربا خواری بوده اند سخن به میان آورده است . یکی از آیات
بسیار مهم در این زمینه آیه 35 سوره توبه است که می فرماید : الذین یکنزون الذهب و
الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم کسانی که طلا و نقره انباشته
و کنز می کنند و از انفاق آن در راه خدا دریغ می ورزند به عذابی دردناک بشارت ده .
این آیه یکی از حربه های ابوذر غفاری در جنگ با متمولیان و ثروت اندوزان زمان
عثمان بود . وقتی عثمان خلیفه سوم در توجیه کارهای خود می گفت ، این ثروت از راه
مشروع بدست آمده است وچون زکات آن پرداخت شده است ، پس ایرادی برآن وارد نیست ، ابوذر
در جواب می گفت پس انفاق چه می شود ، و باید از مال خود انفاق کنید تا شکافهای
طبقاتی پر شود . ضمنا ایشان یکی از واجبات جهت رفع هر گونه فقرو شکاف طبقاتی را
انفاق از مال می دانست وآنرا واجب می شمرد .در موارد بسیاری قرآن سخن از انفاق
بمیان آورده است . و این امر حاکی از آن است خمس و زکات وصدقه و همچنین انفاق هر
کدام جایگاه خاص خود را دارند و لی متاسفانه در جوامع اسلامی انفاق بسیار کم رنگ شده
است ، و همانطور که میدانیم انفاق به معنی پرکردن گودال است و از این طریق شارع توصیه
به پر کردن حفره های اجتماعی و رفع نابرابریها نموده است. آیه 31 سوره اعراف می
فرماید : ای فرزندان آدم به هنگام رفتن به مسجد ، زینتهای خود را بگیرید . بخورید
وبیاشامید ولی اسراف نکیند ، که خداوند مسرفین را دوست ندارد . امام صادق (ع) در
تفسیر این آیه فرموده است آیا چنین پنداشته اید که خداوند به هرکس چیزی عطا فرموده
و نعمتی داده ، به خاطر بزرگواریش است و کسی را که محروم ساخته ، به علت خواریش
است؟ هرگز، بلکه مال ، مال خداست و آنرا نزد افراد به امانت سپرده است و اجازه
داده ، با اعتدال و میانه روی از آن بخورند ، بنوشند وازدواج نموده و وسیله سواری
تهیه نمایند و مازاد آنرا به نیازمندان جامعه برگردانند ، تا نابسامانیها برطرف
گردد و تنها در این صورت است که آنچه را در راه خوردن و ... مصرف می کنند حلال است
.آنگاه در مورد آیه لا تسرفوا ان الله لا یحب المسرفین چنین می فرمایند ، که آیا
تصور کرده اید شخصی که خداوند ، مالی را به امانت به وی سپرده است ، می تواند با
آن اسبی به ده هزار درهم بخرد ، در صورتی که اسب 20 درهمی نیز او را کفایت می کند
؟ هرگز( جلد 75 بحارالانوار) امام علی (ع) در نامه 45 خود به عثمان بن حنیف فرماندار
بصره چنین می فرماید : ای پسر حنیف به من گزارش داده اند که مردی از ثروتمندان
بصره تو را به مهمانی خویش فرا خوانده است و تو هم به سرعت ، به سوی او شتافتی و
در آنجا خوردنیهای رنگارنگ و .... پی درپی جلوی تو نهاده اند . گمان نمی کردم تو
مهمانی مردمی را بپذیری که بر سر سفره او فقط ثروتمندان دعوت شده اند و نیازمندان
با ستم محروم مانده اند . اندیشه کن در کجائی و بر سر کدام سفره غذا می خوری . یا
شکایت حضرت علی (ع) از دخترش بخاطر بودن دو نوع غذا در سر سفره و یا سرزنش او
بخاطر امانت گرفتن گردنبندی از بیت المال همه حاکی از مبارزه با هر گونه تجمل است
. پس امام نه تنها خود روش پرهیز از تجمل واسراف را در پیش می گیرد ، بلکه توصیه
می کند که با چنین افرادی هم نشست و برخاست نکنید ، که مبادا خوی ایشان در شما نیز
اثر کند ضمن اینکه شرکت درچنین مجالسی مهر تائید بر کار آنان نیزمیباشد. امام علی
( ع ) سپس می فرماید اگر می خواستم ، می توانستم از عسل پاک ومغز گندم و بافته های
ابریشم برای خود غذا و پوشاک تهیه نمایم ، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره می
گردد و طمع مرا وا خواهد داشت که طعامهای لذیزتری را نیز برگزینم ، در حالیکه در
حجاز و یمامه کسانی هستند که به قرص نانی محتاجند . پیامبر (ص) نیز خواسته تنها
دختر محبوبش را که سخت کار می کرد و در گرسنگی بسر میبرد ، وقتی تقاضای خدمتکاری
را نمود ، نپذیرفت . ابوذر غفاری به معاویه در مقابل آن همه دستگاه تجملی فریاد
میزند ، که اگر این کاخ را از پول خودت ساخته ای اسراف کرده ای وبه مصدا ق آیه
شریف که می فرماید ، ان المبذرین اخوان الشیاطین ، جزو شیاطین هستی ، و اگر از پول
بیت المال ساخته ای پس خائن به مسلمین هستی . آری سخن در این باب فراوان است و مجال
اندک ولی مجموعا ، اسلام راههایی را که ممکن است انسان ، ثروت خود را در تهیه زندگی
تجملی و سراسر اسراف وتبذیر صرف کند ، بسته و نهی کرده است . مصارفی را که اسلام
مشروع ومباح دانسته ، عبارتند از انجام هزینه ها و مخارجی است که انسان در تامین
یک زندگی متعارف و معمول مصرف می کند ، حال اگردر این بین درآمدش زیادتر از هزینه
هایش باشد ، باید آنرا بر اساس توصیه های اسلام در راه تامین نیازهای مستمندان و
مصالح جامعه ، صرف کند . تجمل عامل انحطاط مسلمین صدر اسلام در زمان صدر اسلام و
قبل از بعثت رسول اکرم در مکه اشرافی زندگی می کردند که خود را قیم مردم مکه تصور
کرده و بر همه منابع و تجارت آنجا پنجه افکنده بودند . لذاپیامبر در مدت 23 سال
رسالت خود با شعار برابری و عدل ، بساط چنین ظلمی را برچید وباعث شد تا همگان با
هم عقد اخوت و برابری ببند ند . لذا غلام و ارباب هر دو یک سهم از بیت المال می
بردند، در کنار هم زندگی کرده و با هم در یک جا نماز می خواندند. ولی از آنجا که
این غده سرطانی طی سالیان متمادی بوجود آمده بودّّّ ، لذا بعنوان یک بیماری پنهان
در طول حیات ایشان مخفی بود و پس از فوت وی ، این غده چرکین سر باز کرده و به مرورزمان
رشد کرد ، و در زمان عثمان خلیفه سوم به نهایت وقاحت خود رسید . یکی از مورخان
بنام جرجی زیدان می گوید پس از آنکه اعراب به کشورگشایی پرداختند سیم و زر و غلام
و کنیز فراوانی به جزیره العرب روان گردید لذا اعراب مسلمان اندک اندک به فساد وهرزگی
افتادند . آری پیامبر که خود در خانه ای محقر زندگی می کرد وقتی با درخواست زنان
خود برای آویختن یک پرده تزئینی به خانه اش مواجه شد ، گفت این زندگی من است یا با
من بسازید ، یا از من جدا شوید . و شعار او بعنوان رهبر دین ، الفقر فخری بود ،
ولی جانشینان او چه روشی را در پیش گرفتند ؟ عثمان در کاخی بسیار زیبا زندگی می
کرد . اولین بار او بود که تجمل گرایی را در اسلام شروع کرد و اولین بار بر خلاف رویه
پیامبر و توصیه ایشان، او کاخ نشین میشود . برای اولین بار گارد رسمی محافظ ترتیب
میدهد و جاجب برای خود تدارک می بیند و رابطه توده عامه مردم را باخود قطع می کند
. برای اولین بار بیت المال در اختیار خلیفه قرار می گیرد و به همین دلیل کلید دار
آن به مسجد آمده و رسما استعفا می دهد و می گوید خلیفه در بیت المال دخالت می کند.
برای اولین بار زندانی سیاس پیدا می شود و مسلمانی بخاطر حمله به روش خلیفه تحت
تعقیب قرار می گیرد و اولین بار تبعید سیاسی دیده میشود (ابوذر) و باز برای اولین
بار انسانی شکنجه می شود ( عبدالله بن مسعود ) و اولین بار پیوند های قومی و خویشی
نردبان ترقی سیاسی و اجتماعی می گردد و پست های مهم انحصاری می شود و به اعضا باند
سیاسی وابسته خلیفه اختصاص می یابد و برای اولین بار استثمار طبقاتی و تبعیض و سرمایه
داری و کنز واشرافی گری و ... جای ارزشهای ناب اسلام و معنویت را می گیرد و همه
این مفاسد از تجمل گرایی شروع می شود . (کتاب ابوذرمرحوم شریعتی ص225) و صاحب منصبانش
هر کدام امپراطوری به راه انداخته بودند . معاویه در شام کاخ سبز بنا کرده و بقیه
حکام هرکدام به نحوی مشغول چپاول بیت المال بودند . همین شیوه بود که باعث شد که
صحابه چنان به آن فرهنگ خو کنند که در زمان تصدی علی (ع) نتوانند با نحوه حکومت
داری او کنار آمده و نهایتا به جنگ با او پرداختند . این روحیه رفاه طلبی مردم
زمان ایشان بود که به نوعی بنیان حکومت او را خشکانید . مردم از یک طرف از طرحهای
اصلاحی سخت و پرمشقت ایشان حمایت نمی کردند ، و از سویی برای بدست ثروت بیشتر به
او خیانت کرده و با معاویه پیمان اخوت می بستند و یا به بیت المال دست درازی کرده
ویا یاران صدیق او را ترور می کردند . یا با تقسیم مساوی بیت المال مخالفت می
ورزیدند ، درحالیکه در زمان خلفای قبلی سهم دریافتی از بیت المال به نسبت قرابت و
خویشاوندی متغیر بود و یا درجنگها اورا تنها می گذاشتند . بعنوان مثال یکی از
صحابه ایشان بنام ابو برده بن عوف که در جنگ صفین در رکاب او می جنگید به طمع یک قطعه
زمین ، به معاویه پیوست . یا مصقله بن هبیره اسیرانی را خریده و بدون پرداخت پول
آنها را آزاد کرد، و بدین ترتیب بالغ بر 300 هزار دینار از بیت المال دزدیده و به
معاویه پیوست . همچنین یکی از موالیان امام از او درخواست مالی کرد و امام در جواب
فرمودند اگر مالی بدست من برسد ، حتما آنرا بین تو وخود تقسیم خواهم کرد ، ولی او
قانع نشده و به سمت معاویه رفته و پاداش خوبی از او دریافت نمود . قاتل مالک اشتر
، تنها به خاطر معافیت از پرداخت جزیه ، به دستور معاویه ایشان را مسموم و شهید
کرد . ابوذر غفاری هم بدلیل مخالفت با ثروت اندوزی معاویه و عثمان به ربذه تبعید
شد ه و آنجا در تنهایی فوت نمود . پس گرایش مردم به رفاه و فزون طلبی آنان به تنعمات
دنیوی ، بستر مناسبی برای رشد حقد وحسد و کینه و هزاران مفسده ، همچون خیانت در
امانت ، رشوه خواری ، قتل و خونریزی و ... را فراهم می کند. و مسلما در چنین محیطی
آحاد جامعه یکدیگر را کنترل نخواهند کرد و برای کسب امتیازات بیشتر ، دست به رقابتهای
غیر انسانی و اخلاقی و خصمانه خواهند زد ، چرا که وقتی تعهدات دینی تضعیف شود ،
انسان قادر به کنترل حرص و ولع خود نخواهد بود و در اینجاست که قاتل فرزندان حضرت
مسلم ، صحابی صدیق امام حسین (ع) بخاطر چند سکه سر از تن فرزندان خردسال ایشان جدا
می کند . آری همه این مثالها و صدها مثال دیگر از این نوع حاکی از آن است که هرگاه
علاقه ومیل مردم به مال و ثروت و رفاه ، بیش از ارادتشان به دین و آئینشان گردد ،
هم مردم و هم عناصر حاکم بر نظام ، سست می شوند بطوری که اگر شخصیتی چون علی هم در
راس حکومت باشد قادر به اصلاح جامعه نخواهد بود . - تجمل گرایی درجامعه قبل از
انقلاب ازتجمل گرایی و نابرابری اجتماعی می توان بعنوان یکی از مهمترین عوامل تبین
کننده و ایجاد کننده انقلاب اسلامی نام برد . اینکه در اکثر جوامع دنیا نابرابری
اجتماعی در حد بالایی وجود دارد خبر جدیدی نیست ، لذا ایران نیز از این قاعده
مستثنی نبوده است . آمارهای بدست آمده در سال 1349 نشان میدهد که 20% قشر مرفه
جامعه از کل درآمد همان سالها 7/62% سهم برده و مابقی درآمد نیز سهم 80% اقشار جامعه
بوده است ، که این امر حاکی از توزیع ناعادلانه ثروت ودرآمد است . این نابرابری در
طول سالهای حکومت شاهنشاهی و همراه با روند مدرنیزه کردن ، با شدت و ضعفهای ادامه
داشته ، ولی آنچه که اهمیت دارد معضلات و پیامدهای آن در بحث حاضر است ، که مفصلا
و در حد وسع خود مورد بررسی خواهد گرفت. نابرابری در یک جامعه از دو دیدگاه و نقطه
نظر میتواند مورد بحث قرار گیرد . اول وجود نابرابری عینی و در مرحله بعدی احساس
ذهنی نابرابری در یک جامعه است ، که اهمیت احساس نابرابری و ذهینت آن ، مهمتر از
نابرابری عینی و واقعی است ، زیرا تا زمانی که مردم از نظر روحی و ذهنی از چیزی
رنج نبرند ، کمتر اذیت خواهند شد . چه بسا وجود یک بیماری تا زمانی که شخص ذهنیتی
نسبت به آن ندارد ، کمتر مشکل ساز است ، تا زمانی که ذهنیت فرد نسبت به آن تحریک
شود . از طرفی درک نابرابری به دو عامل 1- قدرت و توانایی ادراک و 2- امکان ادارک
و مشاهده و کسب اطلاعات بستگی دارد . در واقع انسان باید نابرابری را مشاهده کند
تا آنرا درک نماید ، که این امراز طرق مختلفی مانند مسافرت یا وسایل ارتباط جمعی و
مدرسه یا عوامل آگاه کننده دیگر، حاصل خواهد شد پس با فراهم آمدن امکان مشاهده و
ادارک نابرابری ، این سوال در ذهنها ایجاد خواهد شد که چرا او آن وضعیت را دارد و
ما این وضع را ، و این مقایسه کردنها نهایتا به یک محرومیتی نسبی منتج خواهد شد .
البته مقایسه کردن ، در موارد و وضعیتهای نزدیک به هم و قابل دسترس ، رخ خواهد داد
. مثلا بین دو همشهری یا دو همسایه و همکار یا ... و در واقع این فکر که چرا ما باید
اینطور فقیر و دیگری آنطور ثروتمند باشد ، یعنی احساس محرومیت نسبی وقتی بوجود می
آید که انسانها بتوانند خود را با دیگران مقایسه کنند . همانطور که می دانیم نظام
اجتماعی جامعه ایران مبتنی بر فئودالیته بوده است و غالبا در چنین جوامعی که از دو
قشر بالا و پائین تشکیل می شود و بدلیل نزدیک نبودن دو قشر به هم ، امکان مقایسه
بین آنها کمتر وجود دارد ، این سوال مطرح می شود که چه عاملی باعث ایجاد چنین
مکانیزم مقایسه ای در آن موقع شده است . در سالهای بین 1345 تا 1355 تعداد باسوادان
و دانشجویان به سرعت افزایش یافته و وضعیت درآمدی مردم نیز، بدلائل مختلف از جمله
افزایش قیمت نفت و .... بهتر شده بود . از طرفی در پی مسافرتهای مکرر اقشار مرفه
به اروپا و مشاهده زندگی مردم آنجا ، احساس عقب ماندگی یا همان محرومیت نسبی ، در
آنها ایجاد و تشدید گردید ، لذا آنها به منظور ارضاء حس خود کم بینی ، در پی تهیه
لوازم لوکس و داشتن ظواهر آن زندگی آنهم در بالاترین حد خود و عموما بدون درک درستی
از فرهنگ و کارکرد و نحوه استفاده آن ، ترغیب می شدند و این اولین قدم در بوجود
آمدن سیکل تجمل گرایی در ایران بود . از این مرحله به بعد بود که در راستای ارضاء
این نیازجدید و پرستیژ طلبانه ، یک زنجیره گسترده از موسسات خدماتی و مصرفی و اکثرا
وارداتی بوجود آمد . طی جریان ارضاء نیاز های قشر مرفه ، پس مانده ها و تفاله هایی
نیز برای سایر اقشار پائینتر، بصورت مشاغل جدید و امکان کسب درآمد های مانند رانندگی
، مباشری ، خدمتکاری یا مشاغل خدماتی و .... حاصل شد ، که باعث شد این قشر بعنوان
رابطی بین اقشار مرفه و اقشار کم درآمد عمل نماید ، لذا می توان آن گروه را به
عنوان قشر متوسط یا واسطه هم تعبیر نمود . قشر متوسط جدید در اکثر زمینه های ارزشی
از قشر مرفه ، الگو برداری می کرد و مانند آنها در فکر مصرف ، و سود بالاتر، بود.
لذا کلیه ارزشهای سنتی که مانع رشد این ارزشها و اهداف بود ، را بطور آشکارا و نمایشی
رد می کند . پس از این مرحله بدلیل وجود یک حلقه واسطه ، امکان مقایسه اجتماعی بین
دو قشر پائین و بالا بوجود آمد . بر اساس یکی از اصول جامعه شناسی بنام تئوری نیاز
، هر چه که نیازهای افراد یک جامعه ، به غیر از نیازهای فیزیولوژیک ، بیشتر ارضاء
شود احساس نیازمندی نیز ، در آنها افزایش خواهد یافت . لذا با ارضاء این نیازها ،
یک جریان تکثیر نیاز و یا گسترش نیاز ، بوجود آمده ، ودر پی آن ولع بیشتر خواهی ،
نمود مضاعفی پیدا خواهد کرد . همچنین تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که احساس
نیازمندی ذهنی با نیازهای واقعی و عینی رابطه عکس دارد ، لذا هر کس که بیشتر دارد
، بیشتر هم طلب می کند . پس جریان نیاز آفرینی و احساس نیاز بوجود آمده در قشر
بالا از طریق قشر متوسط به سایر اقشار پائین تر سرایت کرد ، و متعاقب آن احساس
محرومیت نسبی هم روز به روز گسترش یافت . از طرفی فرآیند رشد اقتصادی بوجود آمده
در قشر متوسط باعث شد تا به تدریج ارزشهای جدید قشر بالا ، به سایر اقشار پائین تر
نیز رسوخ کرده و نهایتا همان پروسه مقایسه کردن شکل گرفت . مقایسه ای که قبلا فقط
در درون یک قشر صورت می گرفت حالا به یک جریان وسیع ، مبدل شده و این مقایسه نیز
احساس نیازبه کالا های جدید را هم افزایش داده و در پی عدم موفقیت افراد در ارضاء
و تامین آنها ، یک احساس محرومیت نسبی، در بین مردم گسترش یافت و از سوی دیگر
اقدامات دولت نیز در جهت ارضاء نیازهای مردم ، از طریق واردات کالای لوکس خارجی و
مصرفی و تجملی و ... بجای تعدیل این احساس و نیازها بر عکس ، مانند بنزین روی آتش
منجر به پیدایش ولع و نیازهای جدیدتری نیز گردید . دیگر کسی راضی نمی شد ، زیرا
بیشتر و بیشتر می خواست و به تدریج نارضایتی هم افزایش یافت . هدف اکثر مردم جامعه
، دستیابی به سطح زندگی قشر مرفه تر و قابل مقایسه با خود بود و پس از دستیابی به
این درجه از ارضاء نیازها ، مقایسه با اقشار مرفه تر ، مانند دویدن به دنبال سایه
ادامه می یافت و نهایتا دراین روند چشم و هم چشمی و تجمل گرایی ، این قشر ثروتمند
بود که سطح زندگیش بدلیل بهره مندی از منابع درآمدی کشور ، همواره بطور افراطی در
حال تغییر بود . آری قشر مرفه به منظور ارضاء نیاز مفرط خویش به خود نمایی ,همواره
سطح زندگی خود را به نمایش گذاشته و باعث تشدید ادارک نابرابری و احساس محرومیت
نسبی ، بخصوص در بین قشر متوسط و روشنفکر جامعه می گردید. همین امر باعث شد که این
قشر، دائم در پی فراهم نمودن امکاناتی باشند که وضعیت مالی آنها را بهبود بخشد ،
لذا یک نیاز شدید به ارتقاء و سیرصعودی تحرک اجتماعی بوجود آمد ، که همین موضوع
سبب تشدید مضاعف محرومیت نسبی گردید . اما از آنجا که افزایش احساس نیاز مردم با
افزایش امکانات ارضاء آنها همگام و هماهنگ نبود یک تضاد اجتماعی در جامعه شکل
گرفته و این موضوع وضع را برای مردم غیرقابل تحمل می کرد. از سویی ، احساس محرومیت
نسبی ، به حقوق اجتماعی و سیاسی مردم نیز رخنه کرده و باعث تفاوتهای فاحشی ، در
حقوق اجتماعی مردم، به نسبت پایگاه طبقاتی آنان شد ، لذا قوانین کمتر برای اقشار
بالا ، اجرا می گردید . بدین ترتیب یک نظام استبدادی از سوی آنها در جامعه حاکم
شده بود . همه چیز را با پول خریداری میکردند و القابی همچون خدایگان یا شاهزاده
وسناتوروخان و تیمسار و ... در کشور رایج گردیده بود ، داشتن نوکر و خدمه یک امر
عادی در بین این قشرشده بود ، لذا همه این عوامل باعث شده تا آنان تصور نمایند که
شهروند درجه یک و برترمی باشند . در پی این روند ، قشر متوسط نیز به تبع آن ، در
رده بعدی همین رفتارها را تکرار می کرد ولی از آنجا که افراد ، تحکم خود بر دیگران
را مجاز دانسته ، ولی امر و نهی ، بر خود را تحمل نمی کنند ، لذا در این قشر یک
حالت نفرت شکل گرفت و کم کم تعداد ناراضیان جامعه ، بیشتر شده و همین امر باعث شد
تا مردم مقصر اصلی این محرومیتها و تبعیضها را در رده های بالا جستجو نمایند ، که
نهایتا این کنکاش به یک رده ختم شد و همگان با رهبری مشترک امام خمینی ، به این نتیجه
رسیدند که باید عامل اصلی را از صحنه خارج نمود . بدین ترتیب اولین جرقه های انقلاب
شکل گرفته و در بهمن ماه 1357 به ثمر نشست . آری آنچه که بنام مدرنیزاسیون و یا
انقلاب سفید و ... در زمان شاه انجام شد , نهایتا منجر به یک روند صعودی تجمل گرایی
و مصرف زدگی در بین مردم گردید ، که همین امر یک موج نابرابری اجتماعی حاد را در
جامعه ایجاد نمود و بدلیل غیر قابل تحمل بودن این نابرابری , در آخر همین عوامل مردم
را به یک شورش همگیر واداشته و بساط حکومت 50 ساله پهلوی برچیده شد . سیر تجمل گرایی
بعد از انقلاب اسلامی 1 –در مدت حیات ورهبری امام خمینی با بوجود آمدن انقلاب اسلامی
، شرایط اجتماعی خوبی برای ساختن یک جامعه سالم و قوی فراهم گردید . بدین معنی که
میزان انسجام اجتماعی و آمادگی مردم ، برای هر گونه ایثار و فداکاری بسیار ایده آل
شد . از یک طرف وجود دشمن مشترک و قوی بنام شاه و آمریکا و از طرفی وجود رهبری ،
قوی و کاریزماتیک یعنی امام خمینی و همچنی ایدئولوژی نوید دهنده ای بنام مذهب باعث
وحدت و پیوند مردم شده بود. آری انگیزه مردم برای ایجاد انقلاب ، ارزشهای آنها را
نیز شکل میداد و به مرور زمان ، این انگیزه در خواسته های آنان و رهبرانشان تجلی
کرد ه ، و نهایتا این مطالبات در قالب قانون اساسی متبلور و در 12 فروردین 1358 به
تصویب 2/98 % مردم رسید . بدین ترتیب یک نظام ارزشی جدید ، پایه ریزی گردید ، که
عناصر مهم آن شامل از بین رفتن هر گونه بی عدالتی و نابرابری ، استبداد ، وابستگی
به غرب و تمایل بیشتر به مذهب و... بود .بعنوان نمونه مفادی از مواد قانون اساسی
که منشور خواسته های مردم است را بیان می کنیم : اصل دوم : مبانی فکری و پایه ای
نظام جمهوری اسلامی ایران شامل عدل و کرامت و ارزشهای والای انسانی و آزادی و نفی
هر گونه ستمگری و ستمکشی و سلطه گری و سلطه پذیری و قسط و عدل است . اصل سوم : رفع
تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه ، برای همه در تمام زمینه ها و پی ریزی اقتصاد
صحیح و عادلانه ، بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و تامین حقوق همه
جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون
اصل 43 : تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کردن فقر و محرومیت و منع اسراف و
تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد اعم از مصرف, سرمایه گذاری , تولید , توزیع و خدمات
. با نگاهی اجمالی بر قانون اساسی واضح میگردد که خواسته های مردم ، چگونه و به چه
نحو ملموسی بر پایه های این نظام نقش بسته است . در مقابل این نظام ارزشی جدید ،
نظام ارزشی شاهانه یا فئودالی ، وجود داشت که عناصر اصلی آن تمایل به برتری جوئی ،
جاه طلبی ، کسب منزلت ازطریق نمایش ثروت و قدرت ، مصرف زدگی ، تجمل گرایی و تفاخر
است که ریشه اصلی آنها ، نظام نابرابر جامعه و تفاوتهای طبقات بود و امام خمینی
این نظام را نظام طاغوت خطاب کرد ، که این نام کاملا ریشه مذهبی و اسلامی دارد .
پس از این خلاصه قبل از ورود به بحث اصلی معنی دو واژه متداول در این مقاله جهت
روشن شدن و هضم آسان مطالب بیان می گردد . 1- هنجار : قاعده و رفتار یا خصوصیتی است
که اکثریت یک گروه یا جامعه به آن عمل کرده یا آن را می پذیرند و عدم پیروی از آن،
مجازات و توبیخ ( بیشتر غیر رسمی ) را در پی دارد . پس عمل نکردن به هنجار یک عمل
بد محسوب میشود و پیروی از آن خوب وبا ارزش است و بدین ترتیب همرنگی و هم شکلی عمومی
در جامعه شکل می گیرد . 2- ارزش : آن چیزی است که یک فرد میگوید خوب یا بد است . و
ارزش اجتماعی ؛ آن چیزی است که اکثریت یک گروه یا جامعه معتقد به خوب یا بد بودن
آن هستند ، البته تفاوت بین ارزش و ارزش اجتماعی ، در آن است که فرد ممکن است د
رپی ارزشهایی باشد که برای دیگران با ارزش نیست ، یعنی اجتماعی نباشد. پس یکی از منشاءهای
بوجود آمدن ارزشها هنجارها هستند و هر چه که هنجار شد ، چه ماهیتا با ارزش باشد و
چه بی ارزش و قبیح ، از نظر اکثریت جامعه مطلوب خواهد بود ، حتی اگر برای جامعه
مضر هم باشد . مانند قمه زنی و یا تملق گویی و تظاهر، یا کشیدن سیگارو ... .مانند
آن داستانی که در یک روستا همه اهالی دچار بیماری خاراندن بدن خود بودند و وقتی
شخصی که به این بیماری مبتلا نبود ، به آن روستا وارد شد او را به جرم بیماری ،
بازداشت نمودند ، زیرا او رفتاری مغایر رفتار عامه داشت در حالیکه تنها فرد سالم او
بود . بعد ازانقلاب دو نظام ارزشی موجود ، یکی نظام اسلامی و انقلابی و دیگری نظام
طاغوتی به مقابله با هم پرداختند . پیروان نظام انقلابی خواسته های خود را به شکل
هنجارهای فراگیر در بین مردم رایج نمودند . بدین ترتیب قیافه های ظاهری بدون دستور
و زور تغییر یافت خانمهای بی حجاب ، کم کم لباسهای گشادتر و تیره و روسری و چادر
به سرکردند و مردان ، ریش گذاشته و انگشترو گردنبدهای طلای آنها به عقیق بدل شد .
شلوارهای جین ، جای خود را به لباسهای خاکی و سربازی داد . مبلها به پشتی تبدیل شد
و مردم مهر و تسبیح و سجاده خود را به نمایش گذاردند . در سازمانها وزراء و مدیران
ارشد ، لباسهای ساده می پوشیدند و با مردم و کارمندان عجین بودند . ثروتمندان
اتومبیلهای گران قیمت خود را مخفی کرده و جرات بیرون بردند آن را نداشتند . کمتر
مردم لباس شیک می پوشیدند و ثروت ودارائی خود را به نمایش نمی گذاشتند . دیگر
دارندگی ، برازندگی نبود و در مقابل فقر، یک ارزش بحساب می آمد ، لذا همه مردم به
ظاهری ساده و فقیرانه روی آورده بودند . دیگر فقرچیز بدی نبود و لازم نبود مردم برای
تظاهر به عدم فقر ، به هر دری بزنند تا پول بدست بیاورند . بدین ترتیب نظام ارزشی
جدیدی متولد شده بود که در آن ثروت ، به عنوان یک ارزش منفی ، در قالب هنجار به
جامعه تزریق گردید . البته لازم به ذکر است که وجود رهبران ساده زیست در جامعه ، خود
یکی دیگر از دلایل ایجاد چنین جوی بود . به قول مولوی خوی شاهان در رعیت جا کند چرخ
اخضرخاک را خضرا کند شه چو حوضی دان حشم چون لوله ها آب از لوله روان در گوله ها
چونکه آب جمله از حوضیست پاک هریکی آبی دهد خوش ذوقناک ور در آن حوض آب شورست و پلید
هر یکی لوله همان آرد پدید مسلما خلق وخوی شاه و رهبر یک جامعه در بین اعضای آن
بصورت الگو خواهد بود . چنانچه روسای مملکت ، خود در پی نمایش ثروت و تجمل گرایی و
جشنهای 2500 ساله و ... باشند، مردم نیز به نسبت نزدیکی به سرچشمه ، به آن گرایش خواهند
داشت و برعکس آن نیز صادق است .ضمن اینکه وجود عدل ، و تنفر از هر گونه تبعیض و بی
عدالتی ، جزو ذاتیات بشر است . با شروع جنگ تحمیلی از یک سو، و کوششهای مخالفین
برای شکست درختی که خود مردم در به ثمر نشاندن آن زحمات بسیاری کشیده بودند, و
وجود انسجام ملی ، باعث شد تا همه فشار ها و تحریمها جواب عکس داده و در عوض باعث
ارتقای سطح معنوی مردم و وحدت روزافزون آنان شود .همچنین علیرغم فشار ها و تحریم
ها ، در زمان جنگ اقدامات مهمی از جمله اعطای زمین و مسکن از طریق تعاونیها به
افراد کم بضاعت و قشر پائین و همچنین توزیع کوپنهای ارزاق عمومی واز طرفی همدلی و
احساس ملاحظه مردم نسبت به همدیگر واز طرفی کنترلهای شدید دولت و ... همگی باعث شد
که فاصله بین اقشار ثروتمند و فقیر در طول این دوره از حیات انقلا ب کم شود . و مردم
احساس نارضایتی ننمایند . تجمل گرایی دردوران پس از جنگ توضیحاتی در قسمتهای قبلی
درباره هنجارها داده شد ، بدین ترتیب که اگر افراد جامعه احساس کنند یا تصور نمایند
که دیگران به موضوع الف یا ب تمایل دارند یا ندارند ، یعنی از آن ارزیابی مثبت یا
منفی می کنند ، در آنصورت به طرف اکثریت متمایل خواهند شد .یعنی ارزیابی و ارزشهای
خود را با آن تطبیق می دهند و همانطور که بیان شد ، عمل نکردن به هنجارها ، مجازات
و توبیخ غیرمستقیم را در پی دارد. مثلا اگر خانم بی حجابی به شهر قم برود ، قطعا
با نگاههای توبیخ آمیز مردم ، مواجه خواهد شد و به اجبار باید چادر سرکند ، یا برعکس
اگر خانمی با یک پوشیه در بالا شهر تهران ، حاضر شود با پوز خند مردم برخورد می
کند . حال این هنجار ، زمانی فدا کردن جان برای میهن ویا هدفی والا است و زمانی دیگر
کشیدن تریاک , پوشیدن لباسهای مستهجن و یا هرزگی و ...است. در فصول قبلی همچنین
بیان شد که ثروتمندان در اوایل انقلاب ، کمتر جرات نمایش ثروت خود را داشتند . در
آن زمانها دارندگی ، برازندگی نبود بلکه به عکس فقر ، یک ارزش محسوب می شد . تحقیقات
انجام شده نشان می داد که در سالهای 65 مردم کمتر به افراد ثروتمند ، احترام می
گذاشتند ولی از سال 68 به بعد این ارزش تغییر کرد . در آن سالها آمارها حاکی از آن
بود که 62% مردم به افراد ثروتمند بیشتر احترام می گذاشتند . لذا از این مقطع به
بعد احترام افراد جامعه ، وقتی تامین می شود که آنها دارای عوامل با ارزش باشند و
وقتی که ثروت به ارزش تبدیل شود ، دارندگی برازندگی ، محسوب شده و در مقابل فقر ،
مایع شرمندگی و تحقیر فقرا خواهند شد . همچنین عنوان شد که منشاء اصلی تجمل گرایی
،با ارزش شدن ثروت و منشاء با ارزش شدن ثروت نیز نابرابریهای اجتماعی است . لذا دو
سوال اینجا مطرح می شود : الف – علل تبدیل شدن ثروت به ارزش ب – پیامدهای تبدیل
شدن ثروت به ارزش آمارها نشان میدهد که از سال 68 به بعد ، افزایش نابرابری و گسترش
فقر در جامعه شدت بیشتری یافت . همچنین اقدامات قابل توجهی نیزدر زمینه های مختلف
انجام گرفت که برخی از آنها به تشدید نابرابریها ، دامن می زد . درطی 16 سال از
سال 59 تا 75 تورم جامعه ، حدود 60 برابر شده ، ولی در مقابل حقوق کارمندان ، افزایشی
در حدود 5 الی 10 برابر داشت که همه این عوامل باعث گردید، که قدرت خرید مردم کاهش
یافته و فقر گسترش یابد . ولی چرا و تحت چه شرایطی ، نابرابری افزایش یافته است ؟
بر اساس یک نوع از طبقه بندی های عنوان شده نابرابری را می توان به دو دسته تقیسم
کرد : الف – شکاف بین فقیر و ثروتمند در شرایطی است که وضعیت اکثریت جامعه از نظر
اقتصادی بهتر می شود و هر دو قشر وضعشان بهتر شده ولی تفاوت بین آنها برای قشر
پائین قابل تحمل نبوده و افراد ناراضی خواهند شد. ب – شکاف بین فقیر و غنی در
شرایطی است که از لحاظ اقتصادی وضعیت آنها سیر نزولی داشته و وضع همگان ، رو به بد
تر خواهد شد که در اینصورت فقر ، نیز گسترش خواهد یافت . در شرایط کنونی این خطر جامعه
ما را تهدید می کند که ، روز به روز به این وضع دچار شویم . لازم به ذکر است که
فقر، به تنهایی مسئله ای برای اجتماع ایجاد نمی کند و آسیبی به آن نمی زند . مثلا
در یک روستا ، با وجود فقر کسی دست به دزدی یا فحشا نمی زند و اعتراضی هم به وضع
موجود نخواهد داشت . بطور مثال در زمان جنگ در کشور ما نیز همین روال حاکم بود و
حتی مردم با وجود کمبودها به هم کمک میکردند . بنابراین فقر ، یک جایگاه داشته واحساس
فقر نیز، جایگاه مخصوص خود را دارد ، ولی آنچه که باعث نارضایتی و شرمندگی خواهد
شد احساس محرومیت و بی عدلی و تبعیض است , نه وجود فقر . مانند کسی که بیماری سرطان
دارد ولی از آن اطلاعی ندارد . لذا از لحاظ روحی مشکلی برای او ایجاد نمی شود .همچنین
فقر، موقعی مخرب و ویرانگر است که در مقابل آن ، آرزوهای بلند پروازانه ای ارائه
شود . در این صورت است که بدلیل تضاد بین دو عامل فقرو نیازهای دور از دسترس ، وضع
غیر قابل تحمل شده و باعث احساس محرومیت ونارضایتی ، در افراد خواهد شد . ضمن اینکه
در راستای این امر ، موارد تشدید کننده ای نیز وجود دارد که مانند نمک بر زخم پاشید
ن عمل خواهد کرد . عوامل تشدید کننده نابرابریها : متاسفانه در طول این سالها عواملی
دست به دست هم داد که ثروت به یک چیز خوب و ارزش مثبت ودر مقابل فقر ، به یک ارزش
بد تبدیل شد . ضمن روند پیشرفت نابرابری در جامعه ، دولت نیز دست به اقداماتی زد
که باعث ایجاد ، نیازهای متنوع وتشدید احساس ، فزون طلبی در مردم گردید . از جمله
افزایش واردات کالاهای لوکس خارجی , اتومبیل , ایجاد مناطق آزاد مانند منطقه کیش و
گسترش تبلیغات کالاهای لوکس در سطح شهر و رسانه ها تاسیس دانشگاه آزاد و مدارس غیر
انتفاعی , ایجاد ویدئو کلوپها و دهها عوامل دیگر که اکثرا جهت سهولت کار رانت
خواران اقتصادی و سیاسی ، ایجاد و باعث سراریز شدن پولهای هنگفتی به جیبب مافیاهای
اقتصادی شده است که عموما در تسریع ایجاد این معضل و بیماری ، بسیار سهیم بوده و
روز به روز فاصله طبقاتی را افزایش داده است . بطورمثال میتوان مواردی از آنها را
به شرح زیر توضیح داد . 1- بمباران تبلیغاتی کالاها ، که از در و دیوار شهر گرفته
تا روی متروها و حتی بلیط شرکت واحد ، مردم را یک لحظه هم به حال خود رها نمی کند
. آری تبلیغ تجمل گرایی و ایجاد نیاز در مردم از طریق پخش سریالهای تلویزیونی , تاسیس
روزنامه های ژورنالیستی و همچنین گسترش روز افزون ماهواره ها بسیار در این امر
دخیل بوده است . شایان ذکر است هیچ سیاستمدار متعهد و مردم دوستی در دنیا اجازه نخواهد
داد که نیازها بیشتر از درآمد افراد تحریک شود ، و قطعا تبلیغات را درحد ظرفیت
مردم کنترل خواهد نمود. لازم به ذکر است که یکی از رسالتهای صداو سیما سوق دادن
مردم به سمت فرهنگهای اصیل و ملی است و با توجه به گسترش ماهواره و تهاجم فرهنگی ،
صدا و سیما تمام سعی خود را بر این گذاشته است ، که رغبت و تمایل مردم را به این
رسانه های تحمیلی کاهش دهد . لذا در ابعاد وسیع و بیشتر کمی ، به تولید برنامه ها
و سریالهای تلویزیونی پرداخت ، که درست در جهت اهداف متولیان ماهواره ها حرکت کرده
است . در واقع تبلیغ ، رواج همان ارزشهای مبتذل ، تجملی و مصرفی غربی است ، منتهی
به هزینه داخلی ! 2- ایجاد تسهیلات قسطی، برای خرید کالاها ی که عموما لوکس و غیر
ضروری هستند . به واقع در نظام اقتصاد قسطی ، انسان همیشه برای مصرفهای حال وگذ
شته اش می بایستی آینده اش را پیش فروش نماید ، لذا افراد دائم از عمرشان کم خواهند
آورد. آینده فروشی ، یعنی فروش عمر برای تامین نیازهایی که بر آدمی تحمیل شده ،
بدون آنکه به او قدرت خرید داده شود ، ضمن اینکه در اغلب مواقع این نیازها کاذب
نیز می باشد . در قرن حاضر احتیاج و اعتیاد انسانها به مصرف ، وازطرفی مضیقه مالی
او باعث شده که انسان سالهای عمر خود را پیش فروش نماید، ضمن اینکه خرید این کالاها
، مسلما خرید اجناس مکمل را نیز در پی دارد . بیان طنز زیر مطالب عنوان شده ملموس
تر خواهد کرد . روزی خانمی از شوهر خود ، یک عدد جوراب شیشه ای طلب کرد و مرد که
از توقع پائین همسر خود خوشحال شده بود ، بلافاصله آنرا تهیه نمود . بعد از مدتی زن
به شوهر خود روکرده و گفت مرد آیا این جوراب شیشه ای با این کفش به هم می آید ، مرد
پاسخ داد نه و باید کفشی مناسب با آن تهیه نمود ، بعد از مدتی زن به همسرش گفت یک
دامن هم اگر تهیه کنم ، جوراب و کفش با آن یکد ست خواهد شد . همین روال ادامه داشت
و کم کم ، لباس ، رنگ مو ، ماشین ، خانه هم تعویض شد ، نهایتا روزی به شوهر خود
گفت مرد آیا این ظاهر و هیبت من با قیافه تو جور درمِی آید ، بهتر است از هم جدا
شویم . ( کتاب پدرومادرما متهمیم مرحوم شریعتی ) 3- مراکز تجاری مدرن و بزرگ و فروشگاههای
زنجیره ای مانند شهروند یا رفاه و... که به تقلید از کشورهای در حال توسعه ایجاد
گردیده ، ولی متاسفانه بر عکس آن عمل کرده است . مثلا در آن کشوره
نويسنده : محمود قوچانی
منبع :
www.iransohrab.net
كارشناسان اقتصادي معتقدند در بحث الگوي مصرف خانگي حقيقتاً نيازمند تحول هستيم. شيوه احتكار مواد غذايي يكي از عوامل افزايش قيمت ها در بازار است. كارشناسان تغذيه اي نيز بر اين باورند كه مي توانيم خيلي از اقلام خوراكي را جايگزين اقلام ديگري كرده تا هم به اقتصاد خانه كمك كنيم و هم پروتئين ها و مواد لازم را به بدنمان برسانيم. به عنوان مثال نقش حبوبات و لبنيات به اندازه ساير اقلام خوراكي درسبد خريد خانواده هاي ايراني پررنگ نيست.
در بحث راه حل هاي صنعتي در اصلاح الگوي مصرف دو منظر را مي توان پيگيري كرد: يكي روش توليد محصولات و كاهش مصرف حامل هاي انرژي (آب، برق و گاز) و ديگري توليد محصولات پربازده و كم مصرف مي باشد. لازم به توضيح است كه اگر تنها در بخش صنعت صددرصد صرفه جويي صورت گيرد، درحوزه برق مي توان سالانه 5 نيروگاه 900مگاواتي صرفه جويي كرد. به عنوان مثال در حال حاضر توليد فولاد از قراضه آهن آن هم با روش احياي مستقيم با استفاده از گاز انجام مي شود. درصورتي كه مي توان به جاي گاز از زغال سنگ و كك بهره گرفت كه طبق برآوردها 11ميليارد تن ذخيره زغال سنگ داريم. از سوي ديگر با راه اندازي كوره هاي بلند مي توان به جاي قراضه آهن مستقيماً سنگ آهن را از معادن استخراج كرده و در صنعت فولادسازي به كار گرفت.
انتقاد شهروندان را با تلاش بيشتر پاسخ مي دهيم
اگر تنها 10درصد صرفه جويي در حوزه برق مصرفي خانوارها داشته باشيم، مي توانيم از محل صرفه جويي ها 6 نيروگاه 800مگاواتي در سال راه اندازي كنيم. آمار نشان مي دهند كه ميزان مصرف برق خانگي ايران 3برابر مصرف خانگي دنياست.
بهزاد مديرعامل شركت توانير توضيح مي دهد: «ميزان متوسط مصرف برق خانگي در ايران 2900كيلووات ساعت است كه در دنيا اين رقم 900 كيلووات ساعت ثبت شده است. ما براي فصول خنك 200كيلووات ساعت و براي فصول گرم 300كيلووات ساعت پيش بيني كرده ايم كه در فصول گرم براي مناطق جنوبي اين رقم به 1500كيلووات ساعت مي رسد. تلاش سال گذشته شركت توانير براي كاهش متوسط مصرف برق خانگي در اين راستا بود كه 150ميليون لامپ كم مصرف در نقاط مختلف كشور به ويژه تهران توزيع شد كه امسال 50ميليون لامپ ديگر توزيع خواهيم كرد. ضمناً براي مقابله با مشتركين پرمصرف هشدار مي دهيم كه باتوجه به نرخ تعرفه سبز (تعرفه برق بادي 130 تومان براي هر كيلووات ساعت) هزينه هايشان برآورد خواهد شد. و بازهم تأكيد مي كنيم مشتركين پرمصرف انتظار جريمه به شيوه خاموشي و قطع برق را داشته باشند.»
سعيد ابراهيمي يك شهروند تهراني درحالي كه دو عدد لامپ كم مصرف 105وات هركدام به قيمت 25هزار تومان خريداري كرده و از مغازه الكتريكي خارج مي شود، در پاسخ به اين سؤال كه آيا طرح توزيع لامپ كم مصرف خانه به خانه شامل محله شما هم شده است، مي گويد «نه تنها شامل محله ما در منطقه پيروزي نشده، بلكه فاميل هايمان نيز در سايرمناطق چنين چيزي دريافت نكرده اند. ضمناً قيمت اين لامپ ها به ميزان چشمگيري هر ماه درحال افزايش است. قبل از عيد يك لامپ كم مصرف 105 وات به قيمت 21500 تومان خريداري كرده بودم كه الان به 25 هزار تومان رسيده است.»
يك شهروند خوزستاني با گلايه مي گويد: «شركت توانير شيوه هاي آموزشي مصرف بهينه را بايد در منطقه جنوب نيز با جديت بيشتري دنبال كند. در مناطق روستايي كه مردم از قدرت خريد كمتري برخوردارند، توزيع رايگان لامپ كم مصرف مي تواند قدم مؤثري لااقل در مسير آشنايي مردم با شيوه هاي مختلف باشد.»
مهندس بهزاد مديرعامل شركت توانير با اشاره به موفقيت كاهش مصرف در ساختمان هاي دولتي مي گويد: «نزديك به 3035 ساختمان دولتي را كنترل كرده ايم كه 5/12 درصد مصرف داشته اند و اين نشان مي دهد دولت ابتدا اصلاح الگوي مصرف را از خودش آغاز كرده است.»
ضمناً براي ترويج شيوه هاي مصرف بهينه در سال جاري تلاش دوچنداني خواهيم داشت.»
«پولش را مي دهم» اثبات سطحي نگري است
درباب صرفه جويي حوزه آب با اقدامات سال هاي اخير صدا و سيما از لحاظ ترويج فرهنگ مصرف گام هاي موثري برداشته شده است. زينب قديمي يك شهروند تهراني مي گويد: «چنانچه خانم هاي خانه دار متوجه اهميت موضوع شوند، حتي با نصب يك شير كم مصرف براي ظرف شويي آشپزخانه به جاي شيرآلات كلاسيك (قديمي) مي توان به ميزان بسيار زيادي در امر صرفه جويي خانگي موفق ظاهر شويم. شهروندان متوجه باشند كه اگر تا سال گذشته اصلاح الگوي مصرف يك وظيفه بوده، الان با فرمايشات مقام معظم رهبري يك تعهد شرعي است.»
اسلام حميدي كارشناس آب و فاضلاب نيز توضيح مي دهد: «هر چه قدر بتوانيم در خانه و نيز ساختمان هاي دولتي (دانشگاه ها، ادارات، مدارس، بيمارستان ها و...) از تجهيزات كم مصرف استفاده كنيم امكان صرفه جويي تا حد 30 درصد فراهم خواهد آمد. به نظر مي رسد نصب تجهيزات كم مصرف بايد در قوانين نظام مهندسي و شهرداري يك اصل اساسي تلقي شود. حتي مي توان به مراكز توليدي شيرآلات كم مصرف يارانه اختصاص داد.»
وي ادامه مي دهد: «علي رغم اين همه انيميشن سازي در زمينه اصلاح الگوي مصرف آب متأسفانه بايد گفت خودخواهي ها و سطحي نگري برخي افراد مانع از پيشبرد سريع تغيير الگوي مصرف شده است. اين كه با جمله پولش را مي دهم به خودمان حق بدهيم بي رويه مصرف كنيم، در واقع اعلام مي كنيم از بدنه ملت جدا افتاده ايم و مستحق جريمه هستيم.»
پاداش صرفه جويي روشنايي است
در ايران حدود 33 درصد توليدات برق به مصارف خانگي، 32 درصد به مصارف صنعتي و بقيه معطوف به حوزه كشاورزي است. در يك مقايسه آماري براي مثال ميزان مصرف برق خانگي تركيه 23 درصد، صنعتي 57 درصد و بقيه مصارف كشاورزي هستند. نتيجه حاصل اين است كه كشور تركيه با جمعيتي مشابه در حوزه مصرف خانگي به سطح بهينه رسيده اند و ما بايد واقعاً گام هاي جدي تري برداريم.
يكي از دلايل افزايش مصرف خانگي استفاده از تجهيزات الكتريكي خانگي است كه اكثراً وارداتي و پرمصرفند. بهزاد مديرعامل شركت توانير مي گويد: «در پي آنيم كه با همكاري وزارت بازرگاني، وزارت صنايع و ساير سازمان هاي مربوطه توليد داخل را تقويت كرده و مثلاً يخچال هاي سري F را به سري A و B ببريم البته همه اين اقدامات در چند سال آينده جواب مي دهند.»
وي عمده ترين دلايل مصرف بالاي خانگي را در اين موارد خلاصه مي كند: «در ايران براي هر كيلو وات ساعت برق خانگي 29/1 سنت دريافت مي شود، در حالي كه در برخي كشورها به 25 سنت هم مي رسد. در بخش صنعتي 02/2 سنت دريافت مي كنيم كه در برخي كشورها 11 سنت مطالبه مي شود.
متأسفانه كالاهاي وارداتي شدت مصرف انرژي شان بالاست و بايد تجهيزات داخل خانه ها را بهينه كنيم. ضمناً طرح تشويق و تنبيه مشتركين كم مصرف و پرمصرف بايد با جديت بيشتري دنبال شود».
مهندس بهزاد به طرح كارون 3 اشاره كرده و مي گويد: «با افزايش 50 متري سدها توانسته ايم توليد برق را از كارون 3 به نحو چشمگيري افزايش دهيم. البته مي پذيريم كه به خاطر خشكسالي در سال گذشته توليد برق آبي به ميزان 4/72 - درصد افت داشت. ما مي توانيم در حالت پرآبي 8000 مگاوات توليد برق آبي داشته باشيم و حد انتظار ما در پيك لااقل 6900 مگاوات است. سال گذشته زير 2000 مگاوات توليد كرديم. امسال با توجه به بارندگي هاي خوب بهاره انتظار داريم بين 3500 تا 6500 مگاوات توليد برق آبي داشته باشيم. فاصله ما تا پيك به دليل اين است كه در امر مهار آب ها در مخازن بايد اقدامات علمي بيشتري صورت گيرد.»
وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا تابستان امسال خاموشي خواهيم داشت يا خير؟ مي گويد: «ما اميدواريم كمترين مشكل را داشته باشيم. بيش از اين چيزي نمي توان گفت. اگر صرفه جويي كنيم، پاداش اقدام دور انديشانه خود را خواهيم گرفت. ضمناً نصب كنتورهاي هوشمند كه به صورت پايلوت در مشهد (اطراف حرم)، كيش و خوزستان صورت گرفته مي تواند شيوه موثري براي مهار مصرف بي رويه باشد كه با جديت اين شيوه را دنبال خواهيم كرد.»
ميانه روي شيوه كارآمد ترقي اقتصادي
حيات انسان توأمان حيات مادي و معنوي است. اسلام كه كاملترين اديان است به تمامي شئون زندگي انسان عنايت دارد.
دكتر نجارپوريان استاد دانشگاه آموزشگاه هاي شيراز و دانشگاه شهيد رجايي تهران در زمينه علوم قرآني توضيح مي دهد: «اميرالمؤمنين (ع) يكي از اوصاف پارسايان را در خطبه متقين ميانه روي انسان در زندگي مي داند. پرهيزگاران ميانه روي را سرلوحه كار خود قرار مي دهند. نه زندگي را به خود سخت مي گيرند كه منجر به بخل بر خويشتن شود و نه افراط و تفريط مي كنند. اهل تقوا مسلك قناعت و الگوي مصرف را در زندگي پيش رو قرار مي دهند.
حضرت علي (ع) نهايت ميانه روي را قناعت مي دانند. به اين ترتيب مي توان نتيجه گرفت زندگي اي متعالي خواهد بود كه از مرز قناعت پايين تر و بالاتر نرود.»
اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: «اگر مردم به ويژه با تأكيد مقام معظم رهبري جوانب مختلف بهينه مصرف كردن را رعايت كنند و اين ميانه روي را وظيفه شرعي، ديني و اخلاقي خود بدانند، بدون شك كشور به رشد چشمگيري در فاصله زماني كوتاه مي رسد. اين خيال واهي است كه بپنداريم منابع نامحدودند. ضمناً اگر انسان ها عادلانه عمل كنند و عادلانه توزيع كنند در هيچ كجا فقري ديده نمي شود. يكي از شيوه هاي ترقي اقتصادي كشور همين موضوع صرفه جويي است.»
منبع: كيهان
حجتالاسلام والمسلمين سید مهدی موسویکاشمری در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، داشتن آگاهی کافی و التزام به اصول اخلاقی را از عوامل موثر مصرف درست نعمات الهی برشمرد.
وي با اشاره به اين كه نخستين چاپ اين اثر در سالهاي 70 ـ 69 منتشر شد، گفت: اين اثر در دو بخش كلي به بررسي اشكال و گونههاي متفاوت اسراف در زندگي فردي و اجتماعي ميپردازد.
نویسنده کتاب «پژوهشی در اسراف» با اشاره به اين كه اسراف همان خروج از حد است، گفت: در اين اثر با استناد به منابع لغوي، فقهي، روايي و تفسير، به تعيين حدود اسراف و معيارهاي عقلي، شرعي و عرفي اين حد پرداختهام.
وی توجه به فلسفه اسراف را يكي از مباحث مهم اين نوشتار دانست و اظهار داشت: يكي از حكمتهاي پرهيز از اسراف براي تأمين آينده و پر کردن خلاءهايي است كه در زندگي ايجاد ميشود. در این صورت با مشكلاتي كه از قبل پيشبيني نكردهايم، به خوبي مواجه شويم.
پژوهشگر ديني، كاهش زمينههاي جرايم مالي كه اكثر آنها ريشه در اسراف و مصرف نادرست نعمتهاي الهي دارد را از ديگر فوايد توجه به الگوهاي درست و اسلامي بخشي از دلايل گرايش به اسراف جنبه رواني دارد و متاسفانه با توجه به تبليغات نادرست غربي و گرايشهاي جديد، تمايل به استفاده بيش از حد در خانوادهها افزايش يافته است عنوان كرد و كسب توانايي براي كمك به نيازمندان را در سايه مصرف صحيح دانست.
وي با تأكيد بر اين كه «بر مبناي دستورات اسلامي، اسراف، هتك حرمت به نعمات الهي است» گفت: نعمتهاي خداوندي براي تباه و تلف كردن در اختيار انسان قرار نگرفتهاند و اين رفتار در تمامي اديان الهي و جوامع انساني مذموم و ناپسند است.
حجتالاسلام والمسلمين موسویکاشمری درباره مضامین اثر پژهشی خود یادآور شد: بحث اسراف تنها محدود به جوامع اسلامي نيست و همه جوامع ميكوشند با انجام بهترين برنامهريزيها از حداقل منابع، بيشترين استفاده را داشته باشند.
نويسنده در پاسخ به اين پرسش كه «در زندگي خانوادگي چه عواملي انگيزه اسراف را بيشتر ميكند» گفت: بخشي از دلايل گرايش به اسراف جنبه رواني دارد و متاسفانه با توجه به تبليغات نادرست غربي و گرايشهاي جديد، تمايل به استفاده بيش از حد در خانوادهها افزايش يافته است. خودنمايي، ميهمانيهاي غير ضروري، بنيانهاي تربيتي و رفتارهاي خانوادگي، همگي از عوامل تأثيرگذار بر اذهان و رفتارهاي مصرفگرايياند.
وي در زمينه بحثهاي اخلاقي كه در اثر خود به تفصيل به اين موضوع پرداخته است، گفت: داشتن تعهد اخلاقي از عوامل درست مصرفكردن، محسوب ميشود. بسياري از افراد به صورت آگاهانه يا كاملا ناخودآگاه و بر اثر تقليد از ديگران، گرفتار اسراف ميشوند. داشتن آگاهي و التزام به اصول اخلاقي ميتواند از راههاي مواجهه صحيح با اين معضل باشد. بسياري از افراد به صورت آگاهانه يا كاملا ناخودآگاه و بر اثر تقليد از ديگران گرفتار اسراف ميشوند، داشتن آگاهي و التزام به اصول اخلاقي ميتواند از راههاي مواجهه صحيح با اين معضل باشد
حجتالاسلام والمسلمين موسویکاشمری وسواس فكري و عملي، داشتن ثروت زياد و ناتوانايي مهار عقلي و شرعي امور و طغيان استكبار و استعمار را از ديگر عناصر موثر بر اسراف و تبذير عنوان كرد و گفت: در يكي از فصلهاي اين نوشتار با شناخت اين آسيبها و ارايه راهكارهايي براي مقابله با آنها، فرهنگ مصرف و الگوهاي اسلامي استفاده از امكانات و منابع را تشريح كردهام.
وي در پاسخ به اين پرسش كه «در تدوين اين اثر تا چه حد به ديدگاهها ديگر اديان يا جوامع توجه شده است» گفت: همانگونه كه از نام اين اثر پيداست، بيشتر كوشيدهام الگوها، موارد و حدود اسراف و مصرف را از ديدگاههاي اسلامي بيان كنم، اگرچه اشارهاي به الگوي مصرف و تبليغات غرب نيز داشتهام.
نویسنده این اثر، حتي انفاقهاي بيمورد و زيادهروي در بخشش و كمك به ديگران را از موارد اسراف عنوان كرد و اظهار داشت: كوتاهي در انجام فعاليتها در محيطهاي كاري و اجتماع از ديگر گونههاي اسرافاند، زيرا باعث بههدر رفتن انرژي و هزينهها خواهند شد.
وي تبيين مسايل شرعي و احكام دقيق اسراف را از دغدغههاي اصلي خود در تقرير اين نوشتار برشمرد و اظهار داشت: در جستوجوهايم متوجه شدم بحث اسراف در قرآن كريم بارها مطرح شده و آيات زيادي با عناوين اسراف و تبذير در اين زمينه نازل شده و خداوند مسرفان را دوست ندارد و اهل تبذير را برادران شيطان معرفي ميكند.
حجتالاسلام والمسلمين موسویکاشمری از نظر عقلي نيز اسراف را مذموم خواند و توضيح داد: بسياري كوتاهي در انجام فعاليتها در محيطهاي كاري و اجتماع از ديگر گونههاي اسرافاند، زيرا باعث بههدر رفتن انرژي و هزينهها خواهند شد از جوامع كه از نظر فرهنگي در سطح بالايي قرار دارند، در استفاده صحيح از منابع و امكانات طبيعي و غير طبيعي، برنامهريزيهاي كاملي دارند و با نگاهي سطحي به اموال عمومي و منابع نمينگرند.
وي افزود: چرا در يك جامعه اسلامي كه در حال توسعهايم به ويژه در زمينه مسايل اقتصادي كه در صدد خودكفايي و جدايي از بيگانگانيم، با وجود تمامي آيات و روايات متعدد و فرهنگ غني اسلامي هنوز در برخي از خانوادهها كه حتي از نظر اسلامي نيز اعتقادات قوياي دارند، با مساله اسراف مواجهايم و چرا در زمينههاي گوناگون زندگي فردي و اجتماعي، الگوهاي صحيح مصرف و آيندهنگري ار در نظر نميگيريم؟
نویسنده کتاب در پایان خاطرنشان کرد: این اثر را در پاسخ به اینگونه پرسشها و ارایه راهکارهایی برای کاهش زمینههای اسراف و آگاهی از آسیبها و نتایج مخرب مصارف ناشایست تدوین کردهام.
كتاب «پژوهشی در اسراف» به مناسبت نامگذاري سال 88 با عنوان «سال اصلاح الگوي مصرف» در سال جدید بیش از دو بار تجديد چاپ شده است.
الف. «و لا تؤتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاما»؛ و اموالی که خداوند آنرا وسیله قوام زندگی شما قرار داده در اختیار سفیهان قرار ندهید. (نساء/ 5).
ب. «لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجارة عن تراض»؛ اموال خود را میان خودتان به ناروا مخورید، مگر آنکه داد و ستدی با رضایت یکدیگر باشد. (نساء/ 29).
ج. آیات نهی از اسراف و تبذیر: «ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین»؛ همانا اسراف کنندگاه برادران شیاطین به شمار می روند. (اسراء/ 27).
د. «کی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم»؛ ... تا میان توانگران شما دست به دست نگردد، .... (حشر/ 7).
ه. «و الذین فی اموالهم حق معلوم* للسائل و المحروم»؛ و همانان که در اموالشان حقی معین است، برای سائل و محروم. (معارج/ 24 و 25).
و. آیات منع از ربا.
2- انفاقات:
الف. آیات عمومی راجع به انفاقات.
ب. انفاقات واجبه:
«و اعلموا انما غنمتم من شی ء ...؛ و بدانید هر گونه غنیمتی به دست آوردید از هر چه باشد..... (انفال/ 41) انما الصدقات للفقراء و المساکین...»؛ صدقات «زکات مال» تنها به فقرا و بینوایان و ..... تعلق دارد. (توبه/ 60)
3- فی ء و غنائم:
«و ما افاء الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکاب ولکن الله یسلط رسله علی من یشاء و الله علی کل شی ء قدیر* ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لایکون دولة بین الاغنیاء منکم»؛ و آنچه خدا از «اموال» آنان «یهودیان» به رسم «فیء» عاید پیامبر خود گردانید، شما «برای به دست آوردن آن» هیچ اسب و شتری بر آن نتاختید «پس در آن حقی ندارید» ولی خدا فرستادگان خود را بر هر که بخواهد چیره می گرداند، و خدا بر هر کاری تواناست. آنچه خداوند «به صورت فیء» از اموال ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید، خاص خدا و پیامبر و خویشاوندان «او» و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و... (حشر/ 6 و 7).
ایضا: «یسئلونک عن الانفال، قل الانفال»...؛ از تو درباره غنیمت ها می پرسند، بگو، غنیمت ها .... (انفال/ 1)

