اشراق ششم
قیامت
قیامت آن گاهی است که باطن پنهان آدمی عیان شده و در مقابل رویش آشکار می شود ونفس آدمی به تفرید و تنهایی کامل می رسد . ودر آن روز هیچ یار و یاوری جز خدا نیست و هیچ کس نمی تواند شریک سرنوشت دیگری باشد و بار کسی را بردارد و در آن روز خوشا به حال آن کسی که از آنچه که از...
اشراق ششم
قیامت
قیامت آن گاهی است که باطن پنهان آدمی عیان شده و در مقابل رویش آشکار می شود ونفس آدمی به تفرید و تنهایی کامل می رسد . ودر آن روز هیچ یار و یاوری جز خدا نیست و هیچ کس نمی تواند شریک سرنوشت دیگری باشد و بار کسی را بردارد و در آن روز خوشا به حال آن کسی که از آنچه که از اعمالش بر او آشکار شده نهراسد ونمی گریزد و انکارش نمی کند بلکه به خدایش پناه می برد و بخشوده می گردد و بد بخت آن کسی که از آن چه که بر وی عیان شده می گریزد و انکارش می کند . و قیامت هر آن فرا میرسد و آن روزی است که واقعه واقعیت می یابد و حق فرود می آید و دروغ آشکار می گردد . زمین و آسمان در نوردیده می شود و فرو می پاشد و جهانیان برای رویارویی با پروردگارشان آماده می شوند . و کافران کسانی اند که از دیدار او اکراه دارند و لذا خود را با صورت در آتش می افکنند و مومنان و مومنات در بهشت پرودگارند با همسرانی بهشتی که هم شکل آنهایند و در ناز و نعمت اند و می توانند هر چیزی را اراده کنند . اینست وعده خداوند که وفا می شود
پس قیمت روز وقوع واقعه واقعیت هستی است و هستی محض رخ می نماید و هر چیزی ابدی و مطلق . کامل همان می شود که هسات و برزخ ختم می شود و کشف حجاب کامل می آید و وچود آدمی نیز به تمام و کمال تحقق می پذیرد و انسان چون خدای عماء یکه و تنها می شود و مسئول هستی خویش است و جمال هستی مطلق نیز آشکار می گردد
در آنروز اصل وجود واقعه رخ می نماید و فرع ، مطابق اصل می آید . و حوای هر کسی هم صورت آدم است و ظاهر و باطن یکی می گردد . و همه موجودات بر وا حد وجود منطبق و همسان می آید
عارفان ، تین واقعه عظیم را در حیات دنیا و پیشاپیش می یابند و اینان پرچم داران و پیشتازان قیامت و نزدیک شدگان اند . و مابقی مردمان در پایان جهان با این واقعه رو برو می شوند . و اجر و پاداش هر کس اعمال اوست و هر کسی می داند که در دنیا چه کرده
در آن وقت بود و نبود ، پنهان آشکار ، هستی و بایستی ، یگانه است و یگانه خداوند یکتا و خالق است و جز او هیچ کسی و چیزی نیست
در آن روز سپاس و ستایش و پرستش همه از آن اوست و برای اوست و از اوست وبه سوی اوست و آوّل و آخر و ظاهر و باطن و حائل و واصل و زنده و پایدار خالقو وکیل و دلیل و حبیب معبود و قدوس و بی نیاز و مهر آشکار و مطلق است و هستی ناب
و همه این ماجرا های زمان به نیم نظری و آن بوده است ولی بر انسان آنکونه گذشت تا مجال شناخت داشته باشد و زمان ، عدالت اوست و عشقش حضور و خلقت اوست . و آن روز عروسیِ هستی است و وصال خالق و مخلوق و انسان و خدا . وصال جاوید !و هر چیزی شعاع نوری ازجمال اوست و او نور النّور است
