|
سرزمین نور |
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 7:20 PM ] [ مسعود رنجبر ]
[ نظرات 0 ]
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 7:19 PM ] [ مسعود رنجبر ]
[ نظرات 0 ]
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 7:10 PM ] [ مسعود رنجبر ]
[ نظرات 0 ]
مادر جان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه ی امام حاضر بودم بمیرم؟ کلام او اله امید بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده ی من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواه که برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد. مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازشکار و بی تفاوت و متأسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمیدانند برای چه زندگی میکنند و چه هدفی دارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است به پا خیزید و اسلام و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود. پدر و مادر؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم. علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم. شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور، شرک و الحاد میزند و خواهد زد. مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلًا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار. (اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک و السلام؛ چمران)
ادامه مطلب [ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 7:01 PM ] [ مسعود رنجبر ]
[ نظرات 0 ]
|
|