از 26 تیرماه تا 30 تیرماه 1364، زمان تعیین شده برای ثبت نام از كاندیداهای انتخابات دوره ی چهارم ریاست جمهوری بود كه حدود 50 نفر ثبت نام كردند.[4] از مهمترین موانع حضور چهرههای سرشناس در انتخابات آن دوره، لزوم كنارهگیری از مناصب عالی دولتی برای شركت در انتخابات بود. جریان لیبرال یا نهضت آزادی تنها جریانی بود كه بعد از حذف جریان چپ و ملی، به عنوان حزب منتقد دولت و حكومت فعالیت محدودی داشت، و با تحریم انتخابات دوره ی دوم مجلس شورای اسلامی به خاطر رد صلاحیت تمامی كاندیداهای نهضت آزادی، دوباره سعی داشت با نامزدی مهندس مهدی بازرگان، لیدر خود وارد جریان انتخابات شود[5] كه در نهایت شورای نگهبان صلاحیت سه نفر به نامهای سید علی خامنهای، سید محمود كاشانی و حبیب الله عسگراولادی مسلمان را تأیید كرد و بازرگان رد صلاحیت شد كه واكنش نهضت آزادی و رسانههای داخلی و خارجی را به همراه داشت.[6]
آیت الله خزعلی، عضو وقت شورای نگهبان در این مورد چنین اظهار نظر كرد: «ملت عزیز ما خیلی سنگین و باوقار با شما رفتار دارند، اما شما (بازرگان) لجاجت به خرج میدهید، چون میترسم آینده ی تیرهتری را داشته باشید. به حمدالله در مقاطع حساس همه ی نهادها به خصوص شورای نگهبان ایستادهاند و نمیگذارند، بنی صدر دیگری روی كار بیاید، و لو اینكه به قیمت جانشان تمام شود، ما از روی قانون عمل میكنیم. در قانون آمده است، ریاست جمهوری باید ایرانی الاصل، مدیر و مدبر، شجاع و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی باشد، اما شما را معتقد به مبانی جمهوری اسلامی نیافتیم و شما مخالف ولایت فقیه هستید.».[7]
آیت الله امامی كاشانی، عضو هیئترئیسهی مركزی نظارت بر انتخابات و عضو شورای نگهبان در مورد صلاحیت بازرگان چنین میگوید: «شورای نگهبان تمام نقاط مثبت و منفی آقای بازرگان را رسیدگی كرد و پس از جمع بندی در شورا با توجه به سابقه و مطلب، ایشان رأی نیاورد.»[8]
در مورد رد صلاحیت بازرگان، امام خمینی در این مورد نیز چون موارد دیگر، انتخابات را به مردم و دستگاههای ذیربط در انتخابات واگذار نمود و از دخالت در آن پرهیز كردند. ایشان در آستانه ی انتخابات، عدم حمایت خود را از كاندیدای خاص را یادآور شدند: «الآن قضیه ی انتخابات ریاست جمهوری است، من كاری ندارم چه كس رئیس جمهور شود، به من مربوط نیست، من خودم یك رأی دارم و به هر كه دلم بخواهد میدهم، شما هم همین طور.».[9]
نهضت آزادی با انتشار بیانیهای، مسئولیت عدم مشاركت مردم را متوجه شورای نگهبان و دادستانی خواند: «تصمیم شورای محترم نگهبان و انحصار یافتن صلاحیت به سه نفر حزب حاكم حتی سلب ارزش و اعتبار از ریاستجمهوری شخصی كه (به طور طبیعی یا تضمینی) از صندوقها بیرون خواهد آمد، نموده است. ما اگر جای جناب آقای خامنهای بودیم از اینكه یك پهلوان گود شده با حذف حریف و كشتی نگرفته، بازوبند قهرمانی به خود بزنیم امتناع میكردیم و داوطلبی خود را پس میگرفتیم. در هر حال با توجه به مراتب فوق اگر كسانی در انتخابات شركت نكنند مقصر مستقیم آن شورای نگهبان خواهد بود كه چنین وضع استثنایی اجباری را كه ضد قانون و ضد حیثیت و آزادی و اسلامیت است پیش آورده... درحالیکه وقتی دادستان با لحن تهدید و الزام آنرا عنوان میكند قهراً وحشت و ارعابی ایجاد میشود كه انتخابات را از شرایط اولیه ی آن یعنی آزادی و امنیت و امانت بیرون آورده، پیشاپیش سلب اعتبار از آن میكند.».[10]
در همین ایام بازرگان در گفتگو با یك شبكه ی تلویزیونی سلطنت طلب در كالیفرنیا اظهار داشت: «انتخابات ریاست جمهوری در ایران کاملاً اجباری، مخدوش و عامل سلب حاكمیت مردم است... به نظر نهضت آزادی، شركت در انتخابات ریاست جمهوری امضای سند اسارت ملت است...».[11] روزنامه ی انگلیسی تایمز نیز در مقالهای با عنوان مردی كه طرفدار صلح بود و از انتخابات كنار گذاشته شد به بررسی انتخابات و رد صلاحیت بازرگان پرداخت.[12]
دبیر هیئت مركزی انتخابات در مقابله با جنجال تبلیغاتی و سر و صدای نهضت آزادی وعده داد دلایل رد صلاحیت بازرگان را رسماً اعلام میكنیم. و در نهایت آیت الله ابوالقاسم خزعلی علل رد صلاحیت بازرگان را چنین تشریح كرد: «شورای نگهبان تمام جهات را رعایت میكند. شما در مورد ولایت فقیه گفتید من مجلس خبرگان را منحل میكنم. وقتی لانه ی جاسوسی تسخیر شد، امام آنرا انقلاب دوم تعبیر كردند، اما بازرگان گفت من استعفا میدهم. آن موقعی كه فرزندان ما انقلاب میكنند، شما برای امریكا جوش میزنید. وقتی حسن نزیه گفت پیاده كردن احكام اسلام نه مفید است و نه ممكن، بازرگان او را تأیید كرد.»[13]
[4]. خواجهسروی، غلامرضا؛ رقابت سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، چاپ اول، ص318.
[5]. شادلو، عباس؛ پیشین، ص38.
[6]. صالح، سیدمحسن؛ جامعهی مدرسین حوزهی علمیه ی قم فعالیتها از 1384. 1357، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، چاپ اول، جلد دوم، ص687.
[7]. روزنامه كیهان، 22/5/1364.
[8]. روزنامهی كیهان، 13/5/1364، ص1.
[9]. شادلو، عباس؛ پیشین، ص40.
[10]. حاج سیدجوادی، سید فرید؛ پیشین، صص 120. 118.
[11]. همان، ص 120.
[12]. همان، ص 126.
[13]. همان، ص 120.
...
ادامه مطلب

در پایان دوره ی ریاست جمهوری آیت الله خامنهای، كه به عنوان سومین رئیسجمهور انتخاب شده بودند، ایران برای اولین بار دوران كامل یك دولت را پشت سر گذاشته بود. از طیفهای سیاسی فقط حزب جمهوری اسلامی كه شاخصه ی جریان مذهبی بود در این رقابت حضور داشت. پس از سال 1363 علیرغم فشارهای بسیار، تنها نهضت آزادی ایران هنوز به عنوان حزب منتقد دولت و حكومت فعالیت محدودی داشت.[1] با توجه به وضعیت خاص كشور، به خصوص جنگ تحمیلی، بمباران شهرها، تبلیغات رسانههای غربی در جهت ایجاد شكاف در جامعه، به ویژه بین مناطق مرزی یا دولت و... انتخابات در فضای خاصی برگزار شد.[2] در كل ویژگیها و شرایط برگزاری چهارمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری عبارت بودند از:
1. آغاز جنگ شهرها و حملات موشكی؛
2. برگزاری انتخابات پس از طی شدن دورهی كامل دولت قبلی؛
3. انتخاب مجدد یك نفر به ریاست جمهوری (آقای خامنهای)؛
4. كاهش نامزدهای اصلی انتخابات؛
5. آرامش امنیتی حاكم بر جامعه؛
6. آشكار شدن جریان منحرف مهدی هاشمی؛
7. مناقشه جدی بر سر بررسی صلاحیت نامزدها.[3]
سرانجام آیت الله سید علی خامنهای با كسب ۱۲میلیون و ۲۰۵ هزار و ۱۲ رای، برای دومین بار به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.
[1]. شادلو، عباس؛ تكثرگرایی در جریان اسلامی، ناگفتههایی تاریخی از علل پیدایش جریان راست و چپ مذهبی، 1380. 1360، تهران، وزراء، 1386، چاپ اول، ص 38.
[2]. دارابی، علی؛ رفتار انتخاباتی در ایران، الگوها و نظریهها، تهران، سروش، 1388، چاپ پنجم، ص 156.
[3]. حاج سیدجوادی، سید فرید؛ روایت انتخابات، بررسی هشت دوره انتخابات ریاست جمهوری، تهران، تسنیم اندیشه، 1384، چاپ اول، ص 131.
...
ادامه مطلب

به وجود آمدن روحیهی امید به آینده و به گردش درآمدن آن در لایههای اجتماعی تأثیرگذار بر افکار عمومی، مؤلفهای است که ارتباط تنگاتنگی با نیاز به پیشرفت ملی دارد. امیدواری -به عنوان انتظار بهرهمندی از اثرات رشد و پیشرفت آتی اما طولانی مدت و بهبود وضعیت موجود در مقابلِ به جان خریدن سختیهای آنی و زودگذر- متغیری است که با هیچ عمل دیگری جز یک حرکت جمعی گسترده به دست نمیآید.
یکی از ویژگیهای اساسی نظامهای جمهوری و مردمسالار، مشارکت مردم در فرآیند انتخاب نخبگان سیاسی جامعه در سطوح و اشکال مختلف بوده و برای این امر، کارکردها و پیامدهایی از قبیل آگاهی و احترام به رأی اکثریت، انتخاب از میان نامزدها و برنامهها، بالا بردن احساس مسئولیت نخبگان سیاسی، ایجاد ارتباط بین مردم و حاکمیت، حفظ و تقویت مشروعیت سیاسی (در جوامع غربی و لیبرال) و (با لحاظ کردن فرهنگ دینی و مسائل بوم شناختی کشورمان) مقبولیت عمومی، حق تعیین سرنوشت سیاسی-اجتماعی جامعه توسط مردم را ذکر کردهاند.
بررسی انتخابات، مفاهیم و فرآیندهای آن به صورت سنتی در علوم سیاسی بیش از سایر علوم مورد توجه و تأکید بوده و بر مبنای آن تفاوتها و تشابهات نظامهای سیاسی، شیوهها و انواع مدلهای حکومتداری و موضوع و تبیینی برای فلسفههای علم سیاست قابل ارائه و تشخیص است. با نهادینه شدن انتخابات و مردمسالاری در برخی از کشورهای توسعهیافته، به تدریج توجه به این امر از علوم سیاسی فراتر رفته و به سایر علوم تسری پیدا کرد، به طوری که هم اکنون انتخابات، مورد مطالعهی علمی تاریخ، انسانشناسی، علوم ارتباطات، جامعهشناسی و روانشناسی واقع شده و به طور خاص آن را به عنوان رفتاری که قابلیت تحقیق و بررسی علمی دارد -یعنی همان تعریفی که به مدت یک سده تعریف مسلم و مسلط بر روانشناسی به عنوان علم مطالعهی رفتار، بوده است- معرفی میکنند.
بر این اساس و با مرور ادبیات علمی این حوزه، متوجه میشویم که تحلیل رفتار انتخاباتی مردم نه تنها برای خود سیاستمداران بلکه برای دانشمندان علوم سیاسی جالب و جذاب بوده و به صورت یک علم درآمده است. آنچه که در ابتدا کانون توجه و تمرکز قرار گرفت، کشف عوامل موثر بر این رفتار، تلاش برای مهندسی و شاکلهبندی آن و بیان مسائل انگیزشی بوده است.
ادامه مطلب

ویژگی تمدنی -فرهنگی، دینی، جهان بینی، جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و... همه دست به دست هم داده است تا ایران را در کانون تحولات قرار داده و از انزوای آن جلوگیری نماید. شاید با بررسی تفاوت بین ایران و کره شمالی -که هردو مورد تحریم ایالات متحده و متحدانش هستند و این کشورها انزوای آنها را دنبال میکنند- بتوان بهتر به این نکته پی برد.
جامعه بشری در عین وحدت در نوع، از مرزهای حقیقی و قراردادی مختلف تشکیل شده است. تفاوتهایی که از جنس شروع شده تا نژاد را در بر میگیرد. از سوی دیگر فرهنگها، اندیشهها، جهان بینیها، اعتقادات نیز مرزهای بین ابناء بشر محسوب میگردد. در این بین مرزهای قراردادی همچون مرزهای سیاسی نیز وجود دارد که نقطهی افتراقی چون، تابعیت و ملیت را پدید میآورد. واقعیت موجود امروز جهان وجود حدود 200 کشور است. اما مرزهای قراردادی اگرچه نقطه افتراق 200 واحد بشری است اما مولفهها و عوامل و ویژگیهای دیگر، این واحدها و مردمان آن را به یکدیگر پیوند میزنند.
دولتها را میتوان در عرصه جهانی بین دو طیف منزوی و فعال تقسیم نمود. دولتهای منزوی، دولتهایی هستند که حوزهی فعالیت خود را منحصر به داخل کرده اند و ارتباطشان با دیگر دولتها در حداقل ممکن قرار دارد که این سیاست گاه داخلی است و گاه تحمیلی و خارجی.
ادامه مطلب

در ایالات متحده آمریکا، دیوان عالی، نهاد بلامنازع حافظ قانون اساسي است. البته لازم به ذکر است که دیوان عالی در آمریکا مقدمتا مصوبات را با قانون اساسی تطبیق نمیدهد، بلکه نیاز به شکایت دارد، و در صورت وصول شکایات به انطباق مصوبات با قانون اساسی میپردازد. مثال دیگر در این الگوی آمریکایی دیوان عالی ژاپن میباشد. بر اساس اصل 81 قانون اساسی ژاپن؛ دیوان عالی، آخرین مرجع قضایی و مسئول تشخیص انطباق قوانین، فرمانها، مقررات و تصویب نامهها با قانون اساسی است.
نهاد مقدس شورای نگهبان که در جلسات 37 و 38 مجلس خبرگان قانون اساسی بدان پرداخته شد، از اصل 91 تا 99 قانون اساسی را به خود اختصاص داده است. با مطالعهی این نه اصل میتوان دو وظیفه اصلی را برای شورای نگهبان احصاء کرد. وظیفهی اول تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با شرع و قانون اساسی و وظیفهی دوم نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه پرسی.
در مورد وظیفهی اول یعنی انطباق مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام و قانون اساسی، باید گفت در این زمینه میتوان سه الگوی جهانی را متصور شد. الگوی اول در این زمینه الگوی آمریکایی است، بر اساس تفسیری که از بند دوم ماده 6 قانون اساسی ایالات متحده میشود؛ قضات ديوان عالي، قوانين مصوب كنگره را با قانون اساسي تطبيق میدهند و هم چنين مطابقت قوانين اساسي و قوانين عادي ايالات را با قانون اساسي و قوانين عادي دولت فدرال، كنترل و نظارت میکنند. در ایالات متحده آمریکا، دیوان عالی، نهاد بلامنازع حافظ قانون اساسي است. البته لازم به ذکر است که دیوان عالی در آمریکا مقدمتا مصوبات را با قانون اساسی تطبیق نمیدهد، بلکه نیاز به شکایت دارد، و در صورت وصول شکایات به انطباق مصوبات با قانون اساسی میپردازد. مثال دیگر در این الگوی آمریکایی دیوان عالی ژاپن میباشد. بر اساس اصل 81 قانون اساسی ژاپن؛ دیوان عالی، آخرین مرجع قضایی و مسئول تشخیص انطباق قوانین، فرمانها، مقررات و تصویب نامهها با قانون اساسی است.
الگوی دوم در این زمینه الگوی اروپایی است، که در این زمینه نهادی تحت عنوان دادگاه قانون اساسی وجود دارد، که وظیفه اصلی این نهاد نظارت بر قوانین مصوب پارلمانی و انطباق آن با قانون اساسی است. اکثر کشورهای جهان از این الگو پیروی میکنند. دادگاه قانون اساسی آلمان، دادگاه قانون اساسی روسیه، دادگاه قانون اساسی ترکیه، محکمة النقد در مصر و...
الگوی سوم در این زمینه را میتوان الگوی فرانسوی نامید. در این الگو نهادی مانند شورای قانون اساسی وجود دارد، که وظیفهی نظارت بر مصوبات پارلمانی و تشخیص مطابقت و عدم مطابقت آنان با قانون اساسی را بر عهده دارد.
ادامه مطلب

«مهجوریت فرهنگ» مقولهای بود که رهبر انقلاب بارها آن را مورد تاکید قرار دادند، اما تصمیمی جدی در این راستا اتخاذ نگردید. به طور خاص، دولت دهم اصولاً رویکرد فرهنگی منسجم و مشخصی را ارائه نمیکرد و در برخی حوزهها گاه رفتارهای لیبرالمنشانهای را نیز شاهد بودیم.
پس از گذشت قریب به سی و چهار سال از عمر پر برکت انقلاب اسلامی، نظام مقدس جمهوری اسلامی شاهد روی کار آمدن ده دولت در قوهی مجریه خود بوده است. اما اگر بخواهیم دو مؤلفهی طول مدت نسبی دولت و رئیس کابینه را لحاظ کنیم، این ده دولت به چهار دولت و کابینهی اصلی قابل تقلیل است: دولت میر حسین موسوی، دولت هاشمی رفسنجانی، دولت سید محمد خاتمی و دولت محمود احمدینژاد.
هر یک از این دولتها، قریب به یک دهه سکان اجرایی کشور را در دست داشتهاند و امروز در آستانهی انتخاب رئیسجمهوری جدید قرار داریم که اگر همچون دیگر رؤسایجمهور بتواند برای دو دورهی متوالی در این جایگاه قرار گیرد، میتوان او را رئیسجمهور دههی چهارم انقلاب، یعنی همان دههای که رهبر معظم انقلاب آن را «دههی پیشرفت و عدالت» نامگذاری کردند، دانست.
این موضوع که الزامات دههی چهارم انقلاب کدام است و انقلاب در این شرایط زمانی و در هنگامهی پیچ تاریخی، با چه نیازمندیهایی در عرصهی مدیریت اجرایی کشور مواجه است، موضوع مفصلی است که فرصتی دیگر میطلبد. از سوی دیگر در این نوشتار به دنبال احصای مؤلفهها و شاخصهایی که مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات یازدهم ریاستجمهوری فرمودند نیز نمیباشیم؛ بلکه تنها حول عبارتی محوری از معظمٌ له که در ابتدای سال جاری ایراد فرمودند، بحثی را به اجمال پی میگیریم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در فراز پایانی سخنرانی مهم نوروزی خویش در حرم مطهر رضوی (ع)، دربارهی ویژگیهای نامزد اصلح انتخابات ریاستجمهوری ۹۲، عبارتی دقیق، پرمحتوا و عمیق بیان داشتند که نیازمند بررسی و تبیین جرئی است. ایشان در این سخنرانی چنین فرمودند: «آنچه ما برای رئیسجمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهایی كه وجود دارد.» حال سوال اینجاست که این نقاط ضعف و قوت کدامها هستند و آیا بررسی چنین نقاطی منحصر به دولت دهم است یا همهی دولتهای تاریخ انقلاب را در بر میگیرد؟
یقیناً زمانی که قید «امروز» در عبارت رهبر انقلاب وجود دارد، به این معنی است که تاکید ایشان بیشتر بر روی دولت فعلی است، اما دولت فعلی را نباید در انتزاع از سایر دولتهای انقلاب ارزیابی نمود و آن را فراغ از نقاط قوت و ضعف دیگر دولتها مورد ارزیابی قرار داد. از سوی دیگر، در نگاه به دولت یازدهم نباید صرفاً از مجرا و روزنهی دولت فعلی نگریست، بلکه باید کارنامهی قوّهی مجریهی کشور را در سه دههی اخیر به عنوان یک کلیّت در نظر گرفت و سپس نقاط ضعف و قوت هر مقطع را متذکر شد. ما نیز در این راستا، تنها به عنوان درآمدی بر بحث، به مشخص کردن این نقاط میپردازیم.
ادامه مطلب

عدهای معتقدند: «دانشگاهیان رادیکال ترین آوانگارد اجتماعی در دست روشنفکران اند»، چنانکه یکی از نظریه پردازان دولت اصلاحات، دانشجویان را قشری می دانست که باید آنان را تهییج نمود تا با عبور از خط قرمز های انقلاب، در نقش خط شکن - یا به تعبیر رساتر، جاده صاف کن - اصلاح طلبان، بر روی مین رفته و راه را برای دیگرانی که حاضر به پرداخت هزینه اعمالشان نیستند هموار سازند.
یکی از مواردی که غالب نظریه پردازان حوزه سیاست، به طور عمده به آن پرداخته و حول محور آن بحث ها و تئوری های گوناگونی را شکل داده اند، مقوله دانشگاه، دانشگاهیان ، دانشجویان و نحوه تاثیر و تاثر آنان نسبت به فضای سیاسی است. چنانکه برخی آن را در تقسیم بندی و برش افقی جامعه، ذیل طبقه متوسط شهری قرار داده و برخی دیگر دانشگاهیان را رابط و پیوند زننده توده مردم با فرهیختگان و صاحبان فکر و نظر و اندیشه به حساب می آورند. عده ای تعبیر اخیر را چنین تعبیر نموده اند که: دانشگاهیان رادیکال ترین آوانگارد اجتماعی در دست روشنفکران اند، چنانکه یکی از نظریه پردازان دولت اصلاحات، دانشجویان را قشری می دانست که باید آنان را تهییج نمود تا با عبور از خط قرمز های انقلاب، در نقش خط شکن - یا به تعبیر رساتر، جاده صاف کن - اصلاح طلبان، بر روی مین رفته و راه را برای دیگرانی که حاضر به پرداخت هزینه اعمالشان نیستند هموار سازند. چنین افرادی، دانشجویان را بر اساس حساس و فعال بودن در عرصه های سیاسی- اجتماعی و مشی انقلابی و آرمان خواهانه شان، همچون وسیله ای می پنداشتند که در نزاع ها و هوچی گری های سیاسی شان، فارغ از هرگونه تعقل و تعمقی، مانند عروسکی در دست آنان بوده و با نگاه ابزاری به دانشگاه، به دنبال مدیریت احساسات و هیجانات آنان بر می آمدند.
حال آنکه، گرچه این امکان وجود داردکه با این روش ها در کوتاه مدت و به طور مقطعی، افکار عمومی دانشجویان را از مسیر صحیح خود منحرف گردد اما پس از مدتی، با فروکش نمودن غبار بازی های سیاسی و فروکش کردن هیجانات اولیه، دانشگاه فارغ از تحریکات بیرونی دست به تدبر و انتخاب خواهد زد و به مسیر اصیل خود باز خواهد گشت.
ادامه مطلب
سعید جلیلی، غلامعلی حدادعادل، محسن رضایی، حسن روحانی، محمدرضا عارف، محمد غرضی، محمدباقر قالیباف، علیاکبر ولایتی ۸ نامزد تأیید صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان هستند.
به گزارش راسخون به نقل از فارس وزارت کشور با انتشار بیانیه ای اعلام کرد در اجرای ماده 60 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسامی نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران که صلاحیت آنان مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار گرفته است به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر اعلام میشود:
1- سعید جلیلی
2- غلامعلی حداد عادل
3- محسن رضایی
4- حسن روحانی
5- محمدرضا عارف
6- محمد غرضی
7- محمدباقر قالیباف
8- علی اکبر ولایتی
بر این اساس زندگینامه کامل این نامزدهای ریاستجمهوری به شرح زیر است:
ادامه مطلب
بیشترین ها و کمترین ها
* انتخابات دهمین دوره رياست جمهوري در ۲۲ خرداد ۸۸ از حيث مشاركت مردمي در پاي صندوق هاي رأي با حدود ۸۵% اولين مقام را پس از رفراندوم جمهوري اسلامي در بين انتخابات های برگزار شده پس از انقلاب اسلامي را دارا مي باشد.
* در ميان ۶ رئيس جمهوري منتخب گذشته در ده دوره رياست جمهوري، حضرت آيت الله خامنه اي با ۹۵% بيشترين ميزان آراء را در دوره سوم كسب نمود.
* كمترين ميزان مشاركت مردم در ده انتخابات رياست جمهوري مربوط به ششمين دوره رياست جمهوري در ۲۱ خرداد ۷۲ با ۵۰.۶۶% و بالاترين مشاركت مردمي در دهمين دوره رياست جمهوري در ۲۲ خرداد ۸۸ با ۸۵% مي باشد.
* بيشترين تعداد نامزدهاي تأييد صلاحيت شده در اولين دوره رياست جمهوري با ۱۰۷ نفر و كمترين نامزدها در پنجمين دوره با ۲ نفر بوده است.
* بيشترين افراد داوطلب ثبت نام كننده در نهمين دوره با ۱۰۱۴ نفر بوده و كمترين افراد داوطلب با ۴۶ نفر در سومين دوره بوده است.
فرهنگ نیوز
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.




