
ادامه مطلب

پرداخت غیرنقدی قسمتی از یارانهها به صورت خدمات تأمین اجتماعی و یا بنکارتهای ویژهی تهیهی کالاهای اساسی - به شکلی که قابلیت تبدیل به پول نقد را نداشته باشد و خانوارها فقط بتوانند با آنها کالاهای اساسی را تهیه نمایند - میتواند از افزایش حجم نقدینگی سرگردان در اقتصاد و به وجود آمدن اختلال در بازارهای مالی و بازار ارز و سکه و ... جلوگیری نماید.
مقدمه
تنطیم و اداره اقتصاد کشور، همواره و در موقعیتهای گوناگون با فراز و نشیبها و چالشهایی مواجه بوده است. این چالشها هنگامی بیشتر رخ مینمایند که اقتصاد به سمت تحولهای عمیق و تغییرات گسترده پیش میرود. بدون شک طرح هدفمندی یارانهها یکی از گستردهترین تحولاتی است که تاریخ اقتصاد ایران تاکنون به خود دیده است. طرحی که بخشهای مختلف اقتصاد ایران از جمله؛ تولید، مصرف و تقاضا، سرمایهگذاری، تجارت خارجی و یا حتی فعالیتهای بورسبازی و سفتهبازی را نیز به انحاء مختلف تحت تأثیر قرار داده است.در قالب این طرح، میزان و ساز و کار حمایتهای یارانهای دولت از بخشهای مختلف اقتصاد، دچار تحول شد و قیمت حاملهای انرژی به سمت واقعی شدن پیش رفت.
تاکنون شاهد اجرای فاز اول هدفمندی یارانهها در کشور بودهایم. قطعا اجرای این طرح، جنبههای مثبت و منفی داشته است. این گزارش به دنبال آن است که با اشاره به ضرورتهای اجرا و تداوم طرح هدفمندی، یک بررسی اجمالی از نتایج اجرای فاز اول داشته باشد و سپس به ضرورتهایی که در بودجه سال آتی باید جهت اجرای فاز دوم هدفمندی مورد توجه قرار گیرد، بپردازد.
ادامه مطلب

بودجه در اقتصاد ما بيش از چهار دهه با معضل وابستگي به نفت و نوسانات ناشي از قيمت آن روبهرو بوده است. بودجه سال 92 نیز به تبع آن، در شرايط جديدي از اقتصاد ايران مورد تحليل و برررسي قرار ميگيرد. در شرايطی که با توجه به تحريمها، ميزان درآمدهاي نفتي كشور كاهش يافته است و در كنار اين موضوع، قيمت ارز نيز با جهش تقريبي 2/5 برابري نسبت به قبل مواجه است.
مقدمه:
يكي از مباحث اقتصادي كه همه ساله اذهان كارشناسان و تصميمگيران و تصميمسازان و مجريان اقتصادي و غير اقتصادي را به خود مشغول ميكند، موضوع بودجه است.
بودجه سال جديد در شرايط جديدي از اقتصاد ايران مورد تحليل و برررسي قرار ميگيرد. در شرايط جديد با توجه به تحريمها، ميزان درآمدهاي نفتي كشور كاهش يافتهاست و در كنار اين موضوع، قيمت ارز نيز با جهش تقريبي 2/5 برابري نسبت به قبل، مواجه است.
بودجه در اقتصاد ما بيش از چهار دهه با معضل وابستگي به نفت و نوسانات ناشي از قيمت آن روبهرو بوده است. بيشك در شرايط موجود، نياز به اصلاحات در نظام بودجهريزي كشور احساس میشود.
ادامه مطلب

يكي از مسائلي كه در باب فاز دوم هدفمندي پررنگ شدهاست، تاكيد دولت بر اجراي فاز دوم هدفمندي در دولت دهم و تاكيد مجلس شوراي اسلامي بر عدم اجراي اين مرحله از هدفمندي مي باشد. حال جاي اين سؤال است كه چرا چنين اختلاف نظري وجود دارد؟
طرح تحول اقتصادي بزرگترين طرح اصلاحي اقتصادي دولتهاي نهم و دهم ميباشد كه همواره مورد تاكيد دولت بوده و درستاندركاران دولت برنامهريزي بسياري براي انجام آن دادهاند. اين طرح شامل هدفمندي يارانهها، اصلاح نظام مالياتي، اصلاح سيستم بانكي، گمركي و... ميشود. دولت دهم هدفمندي يارانهها را بهعنوان مرحلهي اول طرح بزرگ خود شروع كرد و با تصويب مجلس، اين طرح از آذر 89 اجرايي گرديد. در اين ميان مجلس برههاي 5 ساله را براي دولت در اجراي هدفمندي يارانهها مشخص كرد و تقسيمبندي50،30 و 20 درصدي را بهترتيب براي تخصيص منابع هدفمندي به مردم، توليد و دولت ارائهنمود[1].
دولت دهم نيز مطابق با اين قانون و آنچه كه خود به آن اعتقاد داشت فازهاي مختلفي را براي هدفمندي يارانهها مشخصكرد. دولت در فاز اول هدفمندي با آزادسازي نسبي قيمت حاملهاي انرژي و نان يك گام از طرح خود را اجرايي كرد. نواقص اجراييسازي فاز اول هدفمندي يارانهها در قالب پيشزمينهها و نظارتهاي پسيني و اجراي ناقص طرح در كنار عدمتوجه به ساير ابعاد طرح تحول اقتصادي سبب شد تا كشور از اجراييشدن اين طرح بهرهي كافي نبرد. بحث حاضر راجعبه اشكالات اجرايي فاز اول هدفمندي يارانهها نيست، اما بايد دانست كه يكي از مهمترين اشكالاتي كه در اين بخش وجود دارد، عدم اجراي ملزومات طرح هدفمندي ميباشد. بهعبارتي عدم فرهنگسازي مناسب براي مردم جهت اصلاح الگوي مصرف، عدم تخصيص سهم توليد[2]، اجراي هدفمندي يارانهها قبل از ساير ابعاد طرح تحول و... باعث شد تا اين طرح كارآيي لازم را نداشته باشد. همزماني اين مشكلات در كنار تحريمها و اثرات سوء آن بر اقتصاد ملي سبب گرديد تا شوك بسيار گستردهاي بر اقتصاد ملي وارد شود و كارشناسان، ايجاد شوك جديدي همچون اجراي فاز دوم هدفمندي را براي اقتصاد ملي مثل مفيد ندانند.
ادامه مطلب

تجربهی سالیان گذشته نشان داده که دولت اغلب بر مبنای همین درآمدهای غیرواقعی اقدام به آغاز طرحهای عمرانی جدیدی مینماید اما با عدم تامین اعتبارات لازم، این پروژهها معطل مانده یا نیمهکاره رها میشوند که علاوه بر افزایش طول عمر پروژهها، باعث ایجاد خسارتهای مالی هنگفتی در کشور میگردد؛ ضمن اینکه باعث بدهکار شدن دولت به پیمانکاران عمرانی نیز میشود.
مقدمه
قانون بودجه، مهمترین سند سالیانهی کشور و نشاندهندهی دخلوخرج دولت طی یک سال مالی است. در این سند، برآوردی از منابع مالی که دولت در سال پیشرو بهدست خواهد آورد ارائه میشود و بر مبنای آن برای هزینههایی که دولت حق دارد انجام دهد سقفی تعیین میگردد.
بهدلیل اهمیت سند بودجه و تاثیر آن بر کلیهی متغیرهای کلان اقتصادی، در این گزارش قصد داریم ضمن درنظرگرفتن شرایط خاص اقتصادی کشور، رویکرد لایحهی بودجهی سال 92 را از حیث انبساطی یا انقباضی بودن مورد نقد و بررسی قرار دهیم. بدین منظور و جهت آشنایی مخاطبان، در ابتدا به معرفی بخشهای منابع و مصارف بودجه و برخی از اصطلاحات آن میپردازیم:
ادامه مطلب

تنظیم لایحهي بودجهي سال 92 از جمله موارد مهمی است که باید برای حفظ آیندهي اقتصادی کشور و حرکت در مسیر برنامهي پنجم توسعه، در این شرایط بینظم اقتصاد جهانی به آن توجه خاص شود. لذا توجه به بعضی موارد از بندهای قانون بودجه سال 91 و تغییر در قسمتهایی از آن جهت اِعمال اقتصاد مقاومتی و حرکت در مسیر افزایش تولید ملی، لازم و به تعبیری راه نجات از فتنهي آینده است.
اهمیت تولید ملی در بودجه ۹۲
در حال حاضر اقتصاد جهان در رکودي نسبتا شدید به سر میبرد؛ بهطوری که تعدادی از کشورهاي جهان از صحنهي رقابت خارج شده و کشورهایی هم نظارهگر آخرین نفسهای اقتصادی در کشور خود هستند. این بینظمیِ اقتصادی بهجایی رسیده که بعضی از تحلیلگران زمزمهي تغییر در ساختار قدرت اقتصادی در جهان را در سالهای نزدیک مطرح میکنند. آنچه كه مهم است این بعد قضیه ميباشد که اقتصاد جهان از ریل خود خارج شده و این میتواند زمینهساز بحران عظیمی در روابط بینالمللي و پشتکردن کشورها به تعهدات جهانی برای نجات خود از این بحران باشد.
با آیندهي مبهمی که برای اقتصاد جهانی وجود دارد، مهمترین موضوعی که میتواند کشور را در حداقلّ مواجهه با خطرات این حادثه قرار دهد استقلال در تولید است؛ بنابراین باید تمام توان خود را در راه افزایش تولید ملی حتی فراتر از نیاز داخل بهکار گرفت. با واكنشهاي مقام معظم رهبری در زمینهي مسائل اقتصادی در چند سال اخیر و با هشدار نسبت به فتنهي بزرگتر، میتوان این پیش بینی را داشت که اقتصاد، میدان این فتنهي بزرگ باشد. لذا هر تصمیمگیری و تنظیم قوانین اقتصادیِا جمهوری اسلامی ایران باید مطابق با این دید به اقتصاد جهانی باشد.
تنظیم لایحهي بودجهي دولت در سال 92 از جمله موارد مهمی است که باید برای حفظ آیندهي اقتصادی کشور و حرکت در مسیر برنامهي پنجسالهي پنجم توسعه در این شرایط بینظم اقتصاد جهانی به آن توجه خواص شود. لذا توجه به بعضی موارد ازبندهای قانون بودجه سال 91 و تغییر در قسمتهایی از آن جهت اعمال اقتصاد مقاومتی و حرکت در مسیر افزایش تولید ملی لازم و به تعبیری راه نجات از فتنهي آینده است.
در تدوین لایحهي بودجهي سال 92 مهمترین مسئله، کاهش درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت است که نقش تعیینکنندهاي در تامین درآمد بودجهي سالانهي کشور و منبع اصلیِ تامینکنندهي ارز برای نیازهای وارداتی است. متاسفانه در سیاستهای چند سال اخیر دولت و در تدوین بودجه؛ بهخصوص از ابتدای شروع دورهي پنجسالهي پنجم توسعه چیزی از وابستگی بودجه نسبت به درآمدهای حاصل از فروش نفت کاسته نشده و حتی تا حدودی با افزایش واردات افزایش یافتهاست.
طبق قانون بودجهي سال 91 از مجموع درآمدهای نفتی، 5/14 درصد باید به شرکت ملی نفت بابت تامین هزینهي تولید و خدمات صادرات نفت و 23 درصد به صندوق توسعهي ملی و بخش اعظم این درآمد یعنی 5/62 درصد - نزدیک به 60 میلیارد دلار- صرف تامین بودجهي سالانهي کشور بشود که نشان از وابستگیِ زیاد تنظیم بودجه به درآمدهای نفتی دارد. این در حالی است که به گفتهي کارشناسان، باتوجه به شرایط خاص کشور و تشدید تحریمها، منطقی است در طراحی بودجه 92، روی صادرات یک میلیون بشکه نفت در روز حساب کنیم که در سال حدود 365 میلیون بشکه میشود و اگر بر مبنای قیمت پایهي نفت فرضا 100 دلار تخمین بزنیم، درآمد ارزی در حدود 5/36 میلیارد دلار میگردد. لذا طبیعی است که دولت در تدوین لایحهي سال 92 با یک چالش عظیم برای ادارهي امور دستگاههای اجرایی روبرو شده و بايد به ناچار بهسمت سیاستهای مالی انقباضی روی آورد. با توجه به شرایط پیش رو و در حالی که باید با حداکثر توان ملی برای عبور از بحران اقتصادی جهان بهسمت افزایش تولید ملی گام برداشت، چگونگی تدوین لایحهي بودجهي سال 92 اهمیتی مضاعف میيابد.
تولید ملی را ميتوان از زاویهای تبدیل علم به فناوری و اقتصاد عنوان کرد. کشور در مسیر رسیدن به اهداف سند چشمانداز 1404، از نظر علمی رشد قابل ملاحظهای داشتهاست، اما در تبدیل این علم به فناوری و اقتصاد به دستاورد قابل قبولي نرسیدهاست. بنابراين ایجاد زیرساختهای تولید؛ بهخصوص فناوریهای دانشبنیان در کشور باید در اولویت بودجهای قرار گیرد و لازمهي آن این است که اولا ریاضت اقتصادی را در کالاهای لوکسی مانند خرید هواپیمای مسافربری که طبقهي خاصی از آن استفاده میکنند اعمال کنیم و در مرحلهي بعد بودجهي قابل توجهی از طرحهای عمرانی، خرید تجهیزات نظامی و ... به ایجاد زیرساختهای تولید انتقال یابد. برای مثال طبق بند 2-3 از قانون بودجه سال 91 در صورت مازاد درآمد های نفتی علاوه بر میزان مشخص شده در بودجه برای نیروهای مسلح، معادل سه میلیارد (3000000000) دلار برای تقویت بنیه دفاعی، پانصد میلیون (500000000) دلار برای صنایع دفاعی، دویست و پنجاه میلیون (250000000) دلار برای کمک به آشیانه نیروی هوایی ارتش، یک میلیارد (1000000000) دلار برای تامین قیر پروژه های عمرانی، پانصد میلیون (500000000) دلار برای شرکت های گاز و پانصد میلیون (500000000) دلار برای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و ما بقی طبق حکم بند (الف) مادهي 85 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه بهحساب ذخیرهي ارزی واریز میشود که اهمیتدادن به بعد تولید و تحقیقات علمی در این برهه از زمان باید تا حدودی جایگزین دیگر موارد ذکر شده شود. برای نمونه، استانهای زیادی در کشور بهدلیل نداشتن آب، کشاورزی خود را تعطیل کردهاند، انتقال آب به این استانها و احیای کشاورزی ضمن افزایش تولید، نرخ بیکاری را بهعنوان یکی از اهداف مهم برنامهي پنجسالهي پنجم توسعه کاهش میدهد. البته اطلاع از جایگاه هر استان در تولید ناخالص داخلی، این امکان را برای سیاستگذاران فراهم میسازد که در هدایت طرحهای عمرانی و برنامههای توسعهای در هنگام تخصیص بودجه، واقعیات موجود را لحاظ كرده و توسعهي هماهنگ و همسطح مناطق را مورد توجه قرار دهند.
آنچه گفتهشد به منزلهي کافی بودن علم و گذشتن از آن نیست، لذا تغییر در آموزش نیروی کار بهخصوص در دانشگاهها و ایجاد فضاهای آزمایشگاهی کاربردی در راستای برآوردهنمودن نیازهای اساسی کشور و حتی انتقال دانش فنی از خارج کشور به داخل و مشارکت شرکتهای داخلی با آنها از دیگر مواردی است که باید در بودجه جایگاه بالاتری به خود گیرد. همچنین قابل ذکر است که همهي این موارد بدون حمایتهای مناسب و کارشناسیشده از بخش غیردولتی قابل حصول نخواهد بود.
اندیشکده راهبرد تبیین
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نويسنده : پيمان جنوبي
افزايش جمعيت، مهاجرت به شهرها و بالا رفتن تقاضا براي مسکن (نسبت به عرضه آن) در دو دهه گذشته، اکثر شهرهاي بزرگ کشور به ويژه تهران را با چالش مسکن مواجه کرده است. مسکن از نظر اقتصادي و اجتماعي يکي از مشکلا ت جامعه چه در زمان حال و چه در زمان گذشته بوده است و جابجايي هزينه خانوار از خوراکي و بهداشت، مسافرت و تفريحات، پوشاک، تحصيل و غيرو به سمت مسکن، براي نسل آينده مشکلا ت عديده بين نسلي به وجود آورده و خواهد آورد.
مشکل کمبود عرضه مسکن بيشتر براي اقشار متوسط و کم درآمد جامعه وجود دارد، به طوري که بر اساس آنچه ملا حظه مي شود، خانوار هاي متوسط ايران بايد بيش از 15 سال درآمد خود را پس انداز کنند تا خانه متوسطي (75 متر) در يکي از شهرهاي بزرگ مثل تهران خريداري نمايند.
بازار مسکن در ايران، يک بازار پرنوسان و در عين حال ناکارآمد بوده که عرضه و تقاضا در آن با هم تناسب ندارند. براي مثال، در بخش مسکن کم درآمدها، با کاهش عرضه و افزايش تقاضا مواجه هستيم، در حالي که در بخش بازار مسکن پردرآمدها، افزايش عرضه و کاهش تقاضا وجود دارد.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


