A gold medallion struck by the Qajar Dynasty ruler Fath ‘Ali Shah (1797-1834). Estimate: $75,000 - $95,000
An unprecedented selection of high-grade ancient and world coins — ranging from the dawn of numismatics to most modern corners of the globe and featuring several important collections — highlights the 2,800+ lots in Heritage Auctions' Jan. 6-7 World & Ancient Coins Signature® Auction and an additional 3,400 lots offered Jan. 15-16 during Internet sessions on HeritageLive

 با مطلبی برخوردم که درباره مجموعه بی نظیر از سکه ها و مدال های تاریخی و ترتیب حراج اونها بود که با عکس بالا مواجه شدم. جالبه این اثر تاریخی همونطور که در اون مشخصه مربوط به دوره قاجار و فتحعلی شاه میشه. قیمت تقریبی اون هم در تصویر مشخصه.
                                                                                                           منبع: آرت دیلی

 



فکر کردن یعنی چه؟

این که می گن فکر کن بعد حرف بزن، فکر کن بعد عمل کن، فکر کن به آینده، فکر کن به رفتارت یعنی چی؟ همین که ساعت ها بریم تو حالت خاص، اینکه به یک نقطه خیره بشیم، یا موزیک گوش کنیم، یا به یاد خاطرات گذشته بیوفتیم معناش فکر کردنه؟ چه نتیجه ای حاصل میشه ازین نوع فکر کردنها؟ آیا تغییری ایجاد می کنه در آدم؟ رفتار و اعمال آدم رو بهبود می بخشه؟ یا فقط یه حسه؟ و تاثیری در رفتار نداره؟

منظورم از طرح این پرسشها اینه که ما هنوز به معنای فکر کردن پی نبردیم. نمی دونیم فکر کن بعد حرف بزن یعنی چی. نحوه فکر کردن و نتیجه گرفتن از اون فکر رو بلد نیستیم. مثلا وقتی در یک موقعیت عصبی می شیم چجوری باید فکر کنیم؟ و کنترل رفتار داشته باشیم؟ نمی شه همه سوالات رو جواب داد ولی نظر شخصیم رو میدم. باید از قبل به موقعیتهای گذشته فکر کرد به نوعی که اگر دوباره تکرار شد باید چگونه رفتار کرد. در لحظه وقوع بحران باید از قبل ذخیره فکری داشته باشیم و به مرحله اجرا بریم. البته با تمرین در همون لحظه هم میشه فکر کرد. ولی برای شروع باید از قبل فکر کرد و بعد عمل کرد. دائما باید تحلیل کرد و در این راه مطالعه نقش بسیار مهمی ایفا میکنه. باید بدونیم که خیلی از موارد که ما فکر می کنیم مادرزاد باید در انسان وجود داشته باشه، با تمرین به دست میاد و تصور ما غلطه. تمرین، تمرکز و تکرار به همراه مطالعه در راه بهبود رفتار و تعالی. بعدا بیشتر دراین باره حرف می زنیم



فکر

لغت نامه دهخدا

فکر. [ ف َ / ف ِ ] (ع اِ) اندیشه . ج ، افکار. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) :
من اندر چنین روز و چندین نیاز
به اندیشه در، گشته فکرم دراز.

فردوسی .


فکر و تدبیرش صرف نمیشود مگر در نگهبانی حوزه ٔ اسلام . (تاریخ بیهقی ).
- امثال :
فکر نان کن که خربوزه آب است ؛ دنبال اصل برو، کار باید از پایه درست باشد. (از یادداشتهای مؤلف ).
- از فکر افتادن ؛ از یاد رفتن :
ز شغل عشق نی کافر شناسد نی مسلمانم
ز فکر مؤمن افتادم ، ز یاد برهمن رفتم .

شفائی (از آنندراج ).


- به فکر رفتن ؛ متفکر شدن . اندیشه کردن . (فرهنگ فارسی معین ).
- به فکر فرورفتن ؛ به فکر رفتن . (فرهنگ فارسی معین ).
- فکر چیزی کردن ؛ درصدد تهیه ٔ آن برآمدن . (یادداشت مؤلف ) :
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی .

حافظ.


|| حاجت . (از منتهی الارب ). و در این معنی به فتح اول افصح است . (از اقرب الموارد). || تردد قلب به نظر و تدبر به طلب معانی . (از اقرب الموارد). حرکت ذهن از مطلوب به مبادی و باز از مبادی به مطلوب ، و مراد از مبادی معلومات است . (یادداشت مؤلف ). || (مص ) اندیشیدن . (منتهی الارب ). اعمال نظر و تأمل در چیزی ، و گویند بهفتح اول مصدر و به کسر اسم است . (از اقرب الموارد).




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]