آیتالله روحالله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازهترین جلسه اخلاق خود به موضوع «مراقبه» پرداخت که مشروح آن در ادامه میآید:
*مراقبه در اعمال خیر!
بیان کردیم: انسان باید بالجد بداند که هم ذوالجلال و الاکرام، مراقب اوست و هم عالم، از جمله اعضاء و جوارح خود انسان که روایت آن بیان شد.
تفاوت این دو مراقب هم این است که مراقب اوّل، مراقب لطیف، مراقب رحیم و مراقب با جود و کرم است، عیب انسان را میپوشاند و ستّار العیوب است؛ امّا مراقبهای دیگر حتّی اعضاء و جوارح خود انسان، ولو اینجا هم شهادت ندهند، فردای قیامت، علیه انسان شهادت میدهند. یعنی مراقبینی هستند که اعمال انسان را ضبط میکنند و بعد علیه انسان شهادت میدهند.
لذا اگر انسان در این مطلب، خوب تأمّل کند، در این دنیا حتّی به خودش هم اعتماد نمیکند! چون هم در بیرون، دشمن دارد و هم دشمنترین دشمنها را در درون دارد «أَعْدَى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْک». آنکه من را فریب میدهد و امروز دنیا و ما فیهای آن و جلوات آن را به رخ من میکشد و من را به دنیا و گناه دعوت میکند. امّا فردا او، اوّل مدّعی است و این اعضاء و جوارحی که با او گناه کردند و به صورت ظاهر لذّت بردند، دشمن من میشوند. لذا این لذّت گذرا که به نامردی اعضاء و جوارح ختم میشود که علیه خود انسان شهادت میدهند، ارزش ندارد. لذا انسان در همین مطالب، مواظب است.
اینکه میخوانیم که در زمان نبیّ مکرّم، خاتم رسل، محمّد مصطفی(ص)، بعضی از صحابه، ریگهای ریزی در دهان میگذاشتند که اگر میخواستند حرف بزنند، آنها حرکت کنند تا به تعبیری مز مزه کنند که چه میخواهند بگویند. چون میترسیدند این زبان - که بیان میشود زبان سرخ، سر سبز میدهد بر باد - فردای قیامت علیهشان شهادت دهد و به آن اعتماد نداشتند.
لذا اولیاء خدا، عرفای عظیمالشّأن و متخلّقین به اخلاق الهی قائل به این هستند که یکی از خصوصیّات عبد حقیقی باید این باشد که هرگز به هیچ چیز، جز لطف و پروردگار عالم، ولو افعال و کردار خودشان هم اعتماد نداشته باشند. چون اولیاء خدا میگویند: یکی از انواع انحراف، این است که صورت ظاهر اعضاء و جوارح گناه نمیکنند، امّا در اصل، گناهی میکنند که شاید از بعضی گناهها، بدتر باشد و تو را فریب دهد. مثلاً با دستت صدقه دادی که صدقه، ضلّ و سایه است و ترفع البلاء است، امّا بعد از آن، فخر بفروشی!
عرفا، نکتهبین هستند. آیتالله العظمی بهاءالدّینی نکتهای را در مورد این روایت که میفرماید: اگر دست راستت صدقه داد، دست چپت نفهمد، میفرمودند که نکته خیلی عجیبی است. میفرمودند: معنی این روایت، میتواند این باشد که این دست، حتّی در عمل خیر، خیلی احساس نکند کاری کرده که آن دست هم خبر نداشته باشد. و إلّا معمول آن، این است که تمام اعضاء وجوارحی که متعلّق به من هستند، از هم باخبر هستند. مگر میشود من دست در جیبم بکنم و دست دیگرم نداند؟! این، صورت ظاهر مسأله است، امّا موضوع، این است که آن قدر مراقب باش که حتّی به عمل خیرت اعتماد نکن.
لذا در مراقبه، علاوه بر اینکه باید مراقب باشی که با اعضاء و جوارحت که فردای قیامت، علیه تو شهادت میدهند، گناه نکنی که هیچ! باید حتّی به اعمال خیری هم که اعضاء و جوارحت انجام میدهند، اعتماد نکنی؛ یعنی باید فقط اعتماد به ذوالجلال و الاکرام، آن هم به لطف پروردگار عالم داشته باشی. «عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک یا کریم».
*۳ خصلتی که مؤمن به آن محتاج است
وجود مقدّس حضرت جواد الائمّه(ع) روایتی دارند که به مناسبت شهادت آن امام همام، از آن، بهره میبریم. حضرت در این روایت نکتهای را بیان میفرمایند که بسیار عالی است. میفرمایند: «المؤمنُ یَحتاجُ إلى تَوفیقٍ مِن اللّه، و واعِظٍ مِن نَفسِهِ، و قَبولٍ مِمَّن یَنصَحُهُ». مؤمن در هر حالی احتیاج به سه خصلت دارد:
۱. توفیق از جانب خدا
«تَوفیقٍ مِن اللّه»، یعنی باید بداند اگر عمل خوبی هم انجام میدهد، به خاطر خودش نیست، بلکه توفیقی از جانب خداست، «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّه». ما هم باید این مطلب را تمرین کنیم و آنقدر مراقب باشیم که دائم به خودمان تذکار بدهیم.
*اصل مراقبه، در تذکار دائمی است
سلطان العارفین، آیتالله العظمی ملّا فتحعلی سلطانآبادی، آن آیت عظمی میفرمایند: اصل مراقبه، در تذکار است. یعنی اگر میخواهی مراقبه داشته باشی، مدام به خودت تذکر بده و یادآوری کن. آنقدر بگو که ملکه وجودیت بشود.
عندالاولیاء، حتّی عادت، چیز بدی نیست. البته اگر عادت به عمل زشت بود، چیز بدی است. امّا مثلاً اگر انسان، عادت کرد که تا اسم حضرات معصومین(ع) را شنید، ناخودآگاه صلوات بر محمّد و آل محمّد(ص) بفرستد، این عادت، عادت خوبی است. درست است که این کار او، حسب عادت است، امّا خوب است.
گاهی سؤال پیش میآید: اگر در یک جایی شنیدیم که دارند صلوات میفرستند و میگویند: برای سلامتی ... صلوات، امّا نفهمیدیم برای سلامتی چه کسی میگویند، فقط شنیدیم همه دارند صلوات میفرستند و ما هم حسب عادت، صلوات فرستادیم، آیا کار ما درست است؟! شاید برای یک ضد انقلاب یا دشمن ولایت و ... صلوات فرستاده باشند! باید گفت: چرا غلط باشد؟! شما لفظی را شنیدید که عنوان درود بر محمد و آل محمد(ص) است و حالا کار ندارید برای چه کسی دارند میگویند و شما هم به پیامبر و آلش درود فرستادید.
لذا سلطانالعارفین، آیتالله العظمی ملّافتحعلی سلطانآبادی میفرمایند: اصل مراقبه این است که مدام به خود تذکار دهی و یادآوری کنی. پس انسان باید دائم به خودش بگوید: این عمل خیر برای من نیست؛ چون اعضاء و جوارح برای من نیست. ضمناً توفیق این عمل خیر هم برای من نبوده، بلکه پروردگار عالم مرحمت کرده است «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّه».
اگر واقعاً این را بدانیم و ملکه وجودیمان شود که همه توفیقات از جانب خداست، معلوم است دیگر به عجب، گرفتار نمیشویم. اولیاء میگویند: بالاترین گناه مؤمنین، عجب است و به همین خاطر، ظنّ به اکبر و عجب، عند الاولیاء، مطلبی است که خیلی از آن، ناراحت هستند و مواظب هستند که نکند فکر کنند برتر از دیگران شدند.