حسن کریمیان کاکلکی، کارشناس مذهبی و محقق و پژوهشگر در مورد خرافه، علل و شیوع خرافه‌پرستی، گفت: خرافات به عقاید و افکار به آداب و اعمال نامعقول و بی‌اساس گفته می‌شود که علم به درستی آن نداشته و از خیر و شر بودنش اطلاع نداریم اما به علت شیوع و رواج داشتن آن‌ها را پذیرفته‌ایم؛ برخی کتب لغت خرافه را کلام باطل بیهوده پریشان و افسانه معنی کرده‌اند؛ در برخی متون دینی درباره‌ خرافه آمده است، خرافه یا خرافات عبارت است از: اعتقادات بی‌اساس که با عقل و منطق و علم و واقعیت سازگاری نداشته باشد؛ مثل اعتقاد به نحس بودن عدد ۱۳، بد یمن بودن رنگ سیاه، ناله جغد و ... .

تاریخچه گسترش خرافات

وی افزود: فیلسوف و مفسر بزرگ استاد علامه طباطبایی(ره) در تفسیر شریف المیزان درباره تاریخچه گسترش خرافات نوشته‌اند؛ بشر از قدیمی‌ترین اعصار لایزال گرفتار اینگونه آراء خرافی بوده و تا امروز نیز هست و آن‌طور که بعضی گمان کرده‌اند خرافه‌پرستی از خصائص شرقی‌ها نیست بلکه همان قدر که در شرقی‌ها هست در غربی‌ها هم هست اگر نگوییم غربی‌ها حریص‌تر بر اعتقاد به خرافات از شرقی‌ها هستند.

کریمیان ادامه داد: از سوی دیگر همواره خواص بشر یعنی علماء و روشنفکران در پی نابودسازی رسوم این خرافات چاره‌اندیشی کرده و می‌کنند بلکه اعتقاد به آن‌ها را از دل‌های مردم زائل سازند چه لطایف‌الحیل به‌کار بردند؛ باشد که عوام بدان وسیله متنبه شده و از «خواب غفلت» بیدار شوند ولی معالجات این طبیبان مؤثر واقع نشد و انسان‌ها همچنان گرفتار خرافات هستند؛ علتش هم این است که انسان هیچ وقت از تقلید در آراء نظری و حقایق اعتقادی خالی نیست این از یک سو و از سوی دیگر از احساسات و عواطف انسانی هم خالی نیست.

عوامل پیدایش و پذیرش خرافات توسط مردم

وی افزود: عوامل پیدایش و پذیرش خرافات توسط مردم در پیدایش، پذیرش و گسترش خرافات، آداب و رسوم غلط و اشتباه عوامل مختلفی نقش ایفا می‌کنند مانند جهل و نادانی، تقلیدهای کورکورانه و بی‌پایه و اساس احساسات به‌جای تعقل؛ مهم‌ترین و اصلی‌ترین علل محبوبیت، پذیرش و گسترش بین مردم ایران است و ریشه‌ بسیاری از خرافات را - در گذشته و حال - باید در اینجا جستجو کرد؛ مشکل بزرگ اینجاست که درمان درد جهالت و نادانی به سادگی امکان‌پذیر نبوده، گاه پیامبران و مصلحان بزرگ را هم عاجز و درمانده کرده و از پا در آورده است و چه گرفتاری و مریضی از این بدتر و بالاتر!؟

تقلیدهای کورکورانه و بی پایه و اساس

کریمیان گاهی خرافه‌ای چنان در مردم ایران رواج پیدا می‌کند و محبوب می‌شود که اگر افرادی به آن عمل نکنند احساس می‌شود جرم و خطایی انجام داده‌اند و خطر و ضرری برایشان پیش می‌آید.

احساسات بجای تعقّل

وی افزود: از عوامل دیگر، جایگزین شدن رفتارهای احساسی و عاطفی به جای برخوردهای همراه با عقل و منطق و تفکر و استدلال است؛

معمولاً اکثریت مردم ایران به دنبال اقناع عقلی و منطقی نبوده است لذا با تحریک احساسات و عواطف، می‌توان آنها را به کاری واداشت، یا از آن بازداشت.

میزان ارزشمند و پر اهمیتی که می‌تواند راه راست و درست را به ما نشان دهد و ما را از افراط و تفریط محافظت کند چیست؟

وی ادامه داد: مسلم است که چنین میزانی باید از هرگونه خطا و اشتباه مبرا باشد تا بتوان با اطمینان کامل و اعتماد کافی آن را معیار و ملاک سنجش عقاید خود و همه‌ مسلمانان قرار دارد و چنین میزانی با شروط و قیود مذکور جز قرآن «معصوم صامت و بی‌صدا» و ائمه اطهار(ع) «قرآن ناطق» که هر دو معصوم و عاری از خطا و اشتباهند نیست.

قرآن و اسلام چگونه با خرافه‌پرستی مبارزه کرده؟

کریمیان تصریح کرد: اعتقاد ما این است که اسلام دین منطق و عقل بوده و قرآن کتابی است که هیچ مطلب عقل ستیز و متضاد با عقل در آن یافت نمی‌شود. آنچه در قرآن وجود دارد یا مطابق با عقل است و یا فوق عقل؛ برای شناسایی احکام و عقاید شرعی و واقعی، از آداب و رسوم خرافی و جاهلی باید به منابع و مدارک مطمئن و مورد اعتماد مراجعه کرده، موارد مشکوک و مورد بحث را با آن بسنجیم و مقایسه کنیم؛ تا هیچ گاه از حقیقت ناب دین خدا و صراط مستقیم اسلام، جلو تر یا عقب نباشیم؛ نه اضافه‌ای را بپذیریم «افراط» و نه برخی واقعیات آن را رها سازیم «تفریط» نه حکمی بر آن بیفزاییم و نه آداب و سُنن شرعیش را جعلی و خرافه بپنداریم.

خطرناک‌ترین نوع خرافات، خرافات دینی و اعتقادی است

وی ادامه داد: نمونه‌ای از خرافات که وجهه‌ مذهبی به خود گرفته خونریزی برای خانه و اتومبیل نو است که استاد علامه شهید مطهری(ره) درباره‌ خرافی بودن و ریشه‌ جاهلی این موضوع می‌فرمایند: «معمول ما این است که وقتی خانه‌مان را عوض می‌کنیم و می‌خواهیم به خانه‌ جدید برویم یک گوسفند می‌کشیم، یا اگر چشمه‌ای جاری می‌کنیم، کار نوی می‌کنیم، یک گوسفند می‌کشیم. کتاب وسائل، جلد دوم، صفحه‌ ۱۹۸ از معانی‌الاخبار صدوق نقل می‌کند که پیغمبر اکرم نَهی عَنْ ذَبائِحِ الْجِنِّ پیغمبر از ذبایح جن نهی کرد. معلوم می‌شود اسم این‌ها در قدیم ذبیحة الجن بوده است. بعد فرمود: وَ هُوَ أنْ یَشْتَرِیَ الرَّجُلُ الدّارَ أَوْ یَسْتَخْرِجَ الْعَیْنَ وَ ما اَشْبَهَ ذلِکَ یعنی کسی خانه‌ای می‌خرد یا چشمه‌ای را استخراج و جاری می‌کند یا کاری مثل اینها می‌کند فَیُذْبَحُ لَهُ ذَبیحَةٌ لِلطِّیَرَةِ بعد گوسفندی را می‌کشند برای اینکه جلو چشم مردم را بگیرند مَخافَةَ إنْ لَمْ یَفْعَلْ أَنْ یُصیبَهُ شَیْ ءٌ مِنَ الْجِنِّ اگر این کار را نکنند جن‌ها به او آسیب می رسانند. (ما می‌گوییم چشم زخم، معلوم می‌شود عرب‌های جاهلیت می‌گفتند جن می‌آید این کار را می‌کند) فَاَبْطَلَ ذلِکَ النَّبِیُّ وَ نَهی عَنْهُ پیغمبر اکرم(ص) این سنت رایج جاهلیت را- که دومرتبه در میان ما رایج شده است- باطل کرد. (پانزده گفتار، استاد علامه شهید مطهری، ص۱۷۰)»

وی تصریح کرد: نمونه دیگر تصویرهای جعلی معصومین علیهم السلام است که در این رابطه استاد علامه شهید مطهری(ره) می‌فرمایند: «اسلام شعار تصویری ندارد. دو شعار است که اسلام ندارد؛ یکی شعار تصویری و یکی شعار عددی. در بعضی از جاهای دیگر شعارهای تصویری پیدا می‌شود مثل صلیب که شعار مسیحیت است. اسلام شعاری ندارد که در مقابل صلیب بگذاریم. تصویرهایی که با اسم و به انتساب شخص مقدس رسول اکرم(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) یا ائمه ی اطهار(ع) این تصویرهایی که در بازار می‌فروشند(شمایل پیغمبر اکرم(ص)، شمایل امیرالمؤمنین(ع) ) هیچ کدام اساس ندارد و اسلام هم از اول تمایلی به این امر نداشته بلکه با آن مخالف بوده است.

وی اظهار کرد: اسلام چون راجع به توحید غیور است و غیرت توحیدی زیادی دارد، از اول با مجسمه سازی و مجسمه تراشی (بالاخص برای اولیای دین) سخت مبارزه کرده است و در آن زمان هم افرادی بودند که اگر می‌خواستند تصویر بکشند با قلم می‌کشیدند (مخصوصاً در زمان ائمه(ع) که تمدن اسلامی خیلی توسعه پیدا کرده بود) ولی در عین حال چنین چیزی نبوده و مخصوصاً اگر از پیغمبر(ص) و ائمه(ع) تصویری می‌بود حتماً ما حالا آنها را به جای عیسی مسیح گرفته بودیم و پرستش می‌کردیم.

وی تصریح کرد: گذشته از اینکه این تصویرها بی‌اساس است، این شمایل‌ها را به نام پیغمبر(ع) و به نام حضرت امیر (ع) و به نام ائمه ی دیگر مثلاً حضرت امام حسین(ع) قبول نکنید؛ خشن است، قیافه عجیبی که نمی‌خواهم تعبیر زشتش را به کار ببرم؛ همیشه علی(ع) را با یک شمشیر دو زبانه ای که مثل زبان افعی دو سر دارد، با یک قیافه‌ خشمناکی نشان داده‌اند؛ علی کِی این جور بوده؟! دشمن‌های علی(ع) می‌گفتند عیبش برای خلافت این است که خنده روست. می‌فرماید: عَجَباً لِابْنِ النّابِغَةِ! یَزْعُمُ لِاَهْلِ الشّامِ اَنَّ فِیَّ دُعابَةً وَ اَنِّی امْرُؤٌ تِلْعابَةٌ (نهج البلاغه عبده، خطبه ی ۸۰).عجبا برای پسر نابغه (عمر و عاص) (می‌گویند قبل از او عمر این جمله را گفته بود) عیبی که به من برای خلافت می‌گیرد این است که می‌گوید من یک آدم خوش مشربم، شوخی می‌کنم و خنده رو هستم.

با خرافات دینی چگونه برخورد کنیم؟

وی ادامه داد: یکی از عوامل اساسی گسترش خرافات، جهل و نادانی افراد است بنابراین بهترین روش برخورد با خرافات و گسترش آن، گسترش علم و دانش افراد است و هر چه مردم با دین و معارف دینی آشنا شوند و به نحو صحیح آن را بشناسند، کمتر به دام خرافات می‌افتند پس به فکر گسترش معرفت دینی باشیم.

کریمیان ادامه داد: در کتاب‌های امدادهای غیبی، حماسه حسینی و انسان و سرنوشت به تألیف و قلم مرحوم شهدی مطهری به این موضوع به طور مفصل پرداخته شده است، چه بهتر است کتب فوق را مورد مطالعه قرار دهید تا به‌طور مفصل و عالمانه به جوانب موضوع دست یابید.

وی ادامه داد: بنابراین در مجموع می‌توان راه‌های برخورد با خرافات را اینگونه برشماریم، فرهنگ کتابخوانی و مطالعه را بین افراد جامعه گسترش دهیم؛ از اساتید توانا و خوش بیان دعوت شود تا مسائل دینی را به طور واضح و روشن تبیین کنند.

این کارشناس مذهبی تصریح کرد: به محض طرح برخی افکار و اندیشه‌ها که شائبه خرافه بودن با سست بودن آن از نظر علمی و منطقی در آن وجود دارد، به مقابله برخاسته و آن را مستدل و منطقی تأیید یا رد کنیم؛ اجازه ندهیم در ذهن افراد ماندگار شود تا دیگر اندیشه‌های فرد را تهدید کند زیرا سؤال و پرسش خوب است اما نباید در حال تردید ماندگار بود بلکه باید پاسخ آن داده شود و نفی و اثبات آن سریعا مورد بررسی قرار گیرد.

وی افزود: در مواردی که مطمئن هستیم موضوع و مطلبی خرافه است و ریشه و اساسی نداد، به طور مستند و مستدل و منطقی و بدون برخوردهای شعارگونه آن را رد کرده و برای رد آن دلایل منطقی خود را ارائه کنیم زیرا در دائره علم و دانش نمی‌توان از احساسات و سخنان شعاری کمک گرفت.

وی تصریح کرد: دامنه فعالیت افراد کم‌سواد یا بی‌سواد را تنگ و تنگ‌تر کرده و اجازه ندهیم و افکار و اندیشه‌های آن‌ها روی تابلو و در معرض مشاهده دیگران قرار گیرد و در اولین فرصت افکار خرافه‌گونه را پاسخ روشن‌گرانه داد تا گسترش نیابد.

چند خرافه معروف

خارش کف دست: بسیاری از افراد وقتی کف دستشان می خارد آن را نشانه‌ای نیک از به دست آوردن پول در آینده‌ای نزدیک می‌دانند.

شکستن آیینه: آیینه را انعکاس وجود می‌دانند و شکستن آن را آسیب جان که برای دور ماندن از آسیب این بدیمنی باید تکه‌های آیینه شکسته را در زیر نور ماه دفن کرد!

پیدا کردن نعل اسب: نعل را نشانه خوش شانسی می‌دانند.(به خصوص اگر وقتی آن را پیدا می‌کنید دهنه آن رو به شما باشد). به محض پیدا کردن، آن را با دست راست بردارید آرزویی کنید و به سمت چپ خود پرتاب کنید! اگر یک نعل بر سردر خانه خود نصب کنید که دیگر شانس حسابی به شما روی آورده است.

عطسه کردن: عطسه زدن که یک پدیده بسیار ساده است در فرهنگ ما تعبیرهای مختلفی می‌شود که صبر آمدن یکی از آنها است. وقتی کسی عطسه می‌زند می‌گویند صبر آمد و بهتر است کاری را که آغاز کردی ادامه ندهی.

زدن به تخته: زدن به تخته یکی از باورهای خرافی انگلیسی‌ها است که متأسفانه وارد فرهنگ کشورمان نیز شده است. بر اساس این باور قدیمی، هنگامی که شرایط بر وفق مراد است با زدن به تخته، ادامه این روند را تضمین می‌کنند!

خوش یمن بودن وزغ: خرافه بسیار شایع در مورد وزغ در انگلستان این است که وجود آن را علامت برگزار شدن مراسم عروسی می‌دانند و اگر وزغی از سر راه عروس به کلیسا عبورکند، او و همسرش در آینده خوشبخت و بهره‌مند خواهند شد.

قرنها دزدهای انگلیسی معتقدبودند اگر قلب وزغ را در جیب خود حمل کنند هیچ گاه دستگیر نخواهند شد.

رد نشدن از زیر یک نردبان: نظریه‌های مختلفی در مورد منشأ این خرافه‌ها وجود دارد. یکی از این نظریه‌ها بر این مبنا است که از آنجا که نردبان تکیه داده شده به یک دیوار تصویر کننده یک شکل مثلثی خواهد بود، و از سوی دیگر، مثلث در فرهنگ مسیحی، نمادی از تثلیث مقدس محسوب می‌شود، قدم گذاشتن در داخل این فضا می‌تواند حرکتی وهن آلود و مستوجب عقاب تصور شود.

مناسک عجیبی برای شخصی که سهواً از زیر یک نردبان می‌گذرد، پیش بینی شده است تا بتواند خود را از شر بدیمنی حاصل دور نگه دارد؛ مثل نگه داشتن دو انگشت سبابه و میانی به حالت ضربدری بر روی هم تا زمانی که شخص یک سگ را مشاهده کند، یا انداختن آب دهان بر روی کفش و سپس ادامه دادن به راه، یا دوباره رد شدن از زیر نردبان در مسیر عکس و سپس گذراندن یک آرزوی خوب از ذهن.

کریمیان سخناننش را با دعایی پر مغز از امام صادق( ع) به پایان رساند: خدایا حق و حقیقت را همانطور که هست به من نشان بده تا از آن پیروی کنم و باطل را هم همانطور که هست به من بنمایان تا از آن دوری گزینم و حق و باطل را بر من مبهم و نامشخص نکن. و مرا در جاهایی که حقایق اختلاف شده به اذنت راهنمایی کن چرا که هر کس را بخواهی به راه مستقیم هدایت می‌کنی.



مجموعه‌ای از بهترین مداحی و نوحه‌خوانی‌های شهادت حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه 1394 با نوای باسم کربلائی آماده دریافت است.

به گزارش افکارنیوز،مجموعه‌ای از بهترین مداحی و نوحه‌خوانی‌های شهادت حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه 1394 با نوای «باسم کربلائی» آماده دریافت است.

 



در ادامه این گزارش متن 13 استفتاء از رهبر معظم انقلاب در خصوص عزاداری اهل بیت(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) به همراه احکام شرعی و پاسخ‌های ایشان آمده است.

 پاسخ‌های آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی به سوالاتی در زمینه احکام عزاداری به شرح زیر است:

 

1. در حسینیه‌ها و مساجد بیشتر مناطق به‌خصوص روستاها مراسم شبیه‏ خوانی به اعتبار این‌که از سنت‌های قدیمی است برگزار می‌شود که گاهی اثر مثبتی در نفوس مردم دارد، این مراسم چه حکمی دارند؟

 

جواب) اگر مراسم شبیه‏ خوانی مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضیات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشکال ندارند، ولی در عین حال بهتر است که به جای آن‌ها، مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصائب حسینی و مرثیه‌خوانی برپا شود.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۴۰

 

۲ . در بعضی از هیأت‏‌های مذهبی مصیبت‏‌هایی خوانده می‏‌شود که مستند به مقتل معتبری نیست و از هیچ عالم یا مرجعی هم شنیده نشده است و هنگامی که از خواننده مصیبت از منبع آن سؤال می‏‌شود، پاسخ می‏‌دهند که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) این‌گونه به ما فهمانده‏‌اند و یا ما را راهنمایی کرده‏‌اند و واقعه کربلا فقط در مقاتل نیست و منبع آن هم فقط گفته‏‌های علما نمی‏‌باشد بلکه گاهی بعضی از امور برای مدّاح یا خطیب حسینی از راه الهام و مکاشفه مکشوف می‏‌شود، سؤال من این است که آیا نقل وقایع از این طریق صحیح است یا خیر؟ و در صورتی که صحیح نباشد، تکلیف شنوندگان چیست؟

 

جواب) نقل مطالب به‌ صورت مزبور بدون این‌که مستند به روایتی باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعی ندارد مگر آن‌که نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد و تکلیف شنوندگان نهی از منکر است به شرطی که موضوع و شرایط آن نزد آنان ثابت شده باشد.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۴۶

 

۳. از ساختمان حسینیه صدای قرائت قرآن و مجالس حسینی بسیار بلند پخش می‏‌شود به‌طوری که صدای آن از بیرون شهر هم شنیده می‏‌شود و این امر منجر به سلب آسایش همسایگان شده است و مسئولین و سخنرانان حسینیه اصرار به ادامه آن دارند، این عمل چه حکمی دارد؟

 

جواب) اگرچه اقامه مراسم و شعائر دینی در زمان‌های مناسب در حسینیه از بهترین کارها و جزو مستحبّات مؤکد می‏‌باشد، ولی واجب است برگزارکنندگان مراسم و عزاداران تا حد امکان از اذیت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند هرچند با کم‏ کردن صدای بلندگو و تغییر جهت آن به طرف داخل حسینیه باشد.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۴۷

 

۴. استفاده از آلات موسیقی مانند اُرگ (از آلات موسیقی و شبیه پیانو است) و سنج و غیر آن‌ها در مراسم عزاداری چه حکمی دارد؟

 

جواب) استفاده از آلات موسیقی، مناسب با عزاداری سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که از قدیم متداول بوده برگزار شود.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۴۹

 

۵ . اگر انسان در زیارتگاه‌های ائمه(علیهم‌السلام) خود را به زمین بیندازد و همانند بعضی از مردم که صورت و سینه خود را بر زمین می‏‌مالند تا از آن خون جاری شود و به همان حالت وارد حرم می‏‌شوند، عمل کند چه حکمی دارد؟

 

جواب) این اعمال که به عنوان اظهار حزن و عزاداری سنّتی و محبت ائمه(علیهم‌السلام) محسوب نمی‏‌شوند از نظر شرعی اعتباری ندارند، بلکه اگر منجر به ضرر بدنی قابل توجه و یا وهن مذهب شوند، جایز نیست.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۵۱

 

۶. باقی‌ مانده اموالی که به عنوان هزینه‏‌های مراسم عاشورای امام حسین(ع) جمع ‏آوری می‏‌شود، در چه موردی باید خرج شود؟

 

جواب) می‏‌توان اموال باقی‌مانده را با کسب اجازه اهداء کنندگان آن‌ها در امور خیریه مصرف کرد و یا آن‌ها را برای مصرف در مجالس عزاداری آینده نگه داشت.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۵۳

 

۷ . آیا جایز است در ایام محرم از افراد خیر اموالی را جمع آوری کرد و با تقسیم آن‌ها به سهم‏‌های مختلف، قسمتی را به قاری قرآن و مرثیه‌خوان و سخنران داد و باقی‌مانده را برای برگزاری مجالس مصرف کرد؟

 

جواب) اگر با رضایت و موافقت صاحبان اموال باشد، اشکال ندارد.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۵۴

 

۸ . آیا جایز است زنان با حفظ حجاب و پوشیدن لباس خاصی که بدن آنان را بپوشاند، در دسته‏‌های سینه‌ زنی و زنجیرزنی شرکت کنند؟

 

جواب) شرکت زنان در دسته‏‌های سینه زنی و زنجیر زنی شایسته نیست.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۵۵

 

۹. آیا خواندن زن در مجالس عزاداری با علم او به این‌که مردان نامحرم صدای او را می‏‌شنوند جایز است؟

 

جواب) اگر خوف مفسده باشد باید از آن اجتناب شود.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۵۹

 

۱۰. معیار شرعی ضرر اعم از جسمی یا روحی چیست؟

 

جواب) معیار، ضرری است که در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۶۲

 

۱۱. زنجیر زدن به بدن همان‌گونه که بعضی از مسلمانان انجام می‏‌دهند، چه حکمی دارد؟

 

جواب) اگر به نحو متعارف و به‌ گونه‏‌ای باشد که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه در عزاداری محسوب شود، اشکال ندارد.

 

اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۶۳

 

۱۲. اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا این‌که عدم شرکت او باعث دوری از اهل‌بیت(علیهم السلام) می‏‌شود؟

 

جواب) بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهل‏‌بیت(علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانه شرکت در عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) جایز نیست، ولی شرکت در عزاداری به‌گونه‏‌ای که مزاحم نماز نباشد ممکن و از مستحبّات مؤکد است.

 

برگرفته از اجوبه الاستفتائات سوال ۱۴۴۵

 

۱۳. آیا می‌شود «اضافه‌خرج» مراسم فاطمیه را در محرم خرج کرد؟

 

جواب) اگر نذر خاص نشده باشد که در مراسم فاطمیه مصرف شود و یا خلاف نظر اهدا کنندگان نباشد، اشکال ندارد.

 

 



-چاقو وسیله بسیار خوبی است. این را همه اهل مزرعه می دانند. از کالباس بگیر تا این یابوی پیر و خرفت رو به موت.

یعنی می شود خیلی زود سبزیجات تازه را خورد کرد و نوش جان کرد.

گفتم:

-اولا این که می گویی کالباس نیست و کل عباس است. دوما اگر منظورت از چاقو همان است که دست کل عباس است این چاقو نیست و کارد است.

-چه فرق می کند؟ چاقو یا کارد. مهم این است که برای راحتی ما درست شده.

کل عباس هم گفتنش خیلی سخت است به همین دلیل من میگویم کالباس.

-آخه کالباس نوعی گوشت است که از گوشت حیوانات درست می کنند.

جیغ کوتاهی زد و با وحشت گفت:

-گوشت حیوانات؟

گفتم:

-نترس بابا، از گوشت تو که نه.

گفت:

پس چی؟

گفتم:

-از گوشت کرمها!

گفت:

-پس باید چیز خوشمزه ای باشد!

بعد کله اش را تکان داد و چند دقیقه ای گذشت. بنظر می رسید که در افکار دور و درازی غرق شده است. آفتاب در پشت دیوار نشست کرده بود. اما انگار خیال رفتن نداشت.

یهو پرسید:

-به نظرت چرا مرغ ها از همه موجودات دیگر دوست داشتنی تر و عزیز ترند؟

گفتم:

چطور؟

گفت همه ناز ما را می کشن و از ما توقع هیچ زحمتی ندارن. ما مجبور نیستیم کار کنیمو آزاد آزاد هستیم. کالباس هر روز بهترین غذای دنیا را برای ما می ریزد. کار ما هم این است که بخوریم و کیف کنیم. زیر پایمان ررا همیشه تمیز می کنند. تازه شما هم که نگهبان فداکاری هستید و همیشه مواظبید که به ما گزندی نرسد.

گفتم:

خیلی ممنون. انجام وظیفه است دیگر! حالا بگیر بخواب تا خوابهای خوش ببینی!

همه شان گرفتند خوابیدند. حنایی حسابی چاق و چله شده بود.

راستش را بخواهید فردا کل عباس با کاردش می آید، اما این بار نه برای خورد کردن سبزی و ریختن جلوی حنایی، بلکه برای بریدن سرش. خودشان توی آشپزخانه داشتن همین را می گفتن.

همه جا را سکوت فرا گرفته بود. اما توی شب رازهایی بود که فقط ما سگ ها قادر به فهمش بودیم. دنیا تمام تصمیم های روزانه اش را شبها می گیرد. تا صبح بیدار بودن و گوش به زنگ بودن خیلی مزیت دارد. یعنی می گذاری حاکمین و محکومین حرف بزنند. ما فقط گوش می کنیم و پرده از جلو چشم مان کنار می رود. هر چند که مشام و گوش تیزی داشته ام، اما به واسطه پیری و ضعف مدتهاست که قوایم تحلیل رفته و از محیط اطرافم غافلم. در عوض متوجه مسائل مهمی شده ام که قبلا نمیدانستم. اهل مزرعه دیگر با احترام به من برخورد نمی کنند. داریوش پسر کل عباس هر بار که مرا می بیند لگد محکمی نثارم می کند با آن جمله مشهورش: "خیکی بی خاصیت!”.

شب پر از راز است. اصلا وقتی همه خوابند، دنیای دیگری بیدار و فعال می شود و راز خیلی چیزهایی که اتفاق می افتد بر ملا می کند.گمن می دانم فردا هم از آن روزهاست!

قربانی فردا حنایی است، کل عباس مثل همیشه می آید جلو و می گوید:

-بیه بیه بیه

و خیلی اصوات اشتیاق برانگیز دیگر از دهانش بیرونن می آید. حنایی با وقار می آید جلو. کپل هایش از بس سنگین شده توی راه رفتن به سمت زمین خم می شود. تاجش قرمز و چشمهایش از غرور برق می زند. وقتی کل عباس حنایی را در یک لحطه مناسب می قاپد دیگر کار تمام شده و برنامه بی نقص جلو می رود. اول کله حنایی را می کند توی سطل آب. هنایی هنوز نمیداند چه خبر است و از حرکت ناگهانی مزرعه دار شوکه شده که چرا می خواهد زورکی بهش آب بدهد. وقتی کل عباس بال های حنایی را روی زمین پهن کرده و زیر یک پایش محکم می کند. تنه حنایی روی زمین و سر و پاهایش کمی بالاتر است. چشم های حنایی از ناتوانی و کنجکاوی زق می زند و به واسطه فشرده شدن بالهایش دچار درد و وحشت و اضطراب است. انگار توقعش نمی شود باهاش که اینجوری رفتار کنند. حالا کل عباس دو پای حنایی که تو هوا آزاد بودند را زیر پای دیگرش می گذارد. فقط سر هنایی تو هواست. حلقه محاصره کاملا تنگ شده. حنایی از این بازی عجیب تمام ذهنش بهم ریخته است و دلیل این رفتارهای عجیب و غریب کل عباس را درک نمی کند. سعی می کند سرش را به سمت من راست کند تا مرا درست ببیند. شاید من جواب قانع کننده ای بهش بدهم. اما چشم و ذهن روی کارد روی زمین میخکوب شده است. کالباس و کل عباس دیگر خیلی بی ربط نیستند. حنایی با فاصله های اندکی جیغ و واق می کند. اما هنوز گمان بد نمیبرد.

راستی در کدام مرحله است که قربانی گمان بد می برد و قضیه لو می رود؟

پایان نمایش آغاز می شود. کل عباس حالا با یک دست خرخره حنایی را بین دو انگشت محکم نگه می دارد و با دست دیگر کارد را از روی زمین برمیدارد. حنایی با چشم حرکات دست کل عباس را تعقیب می کند. او از کارد نمی ترسد، چون کارد برای خورد کردن سبزی است. کارد و خرخره با هم علامت جمع را درست می کنند. حنایی از این شوخی گیجو واج است. به گمانم بهش برخورده است. هیچ گاه او را این چنین خوار و ذلیل ندیده بودم. لب های کل عباس آهسته می جنبد و بعد دست راستش را چند بار محکم و سریع به چپ و راست می برد. جالب ترین قسمتش همین جاست. کارد کار خودش را می کند. اول کمی آثار خون روی خرخره شکل می گیرد، بعد در کمتر از چند ثانیه خون از بین پرهایی که اندکی نظمشان به هم ریخته فواره می زند، تمام بدن حنایی که زیر فوران خون است زیر پاهای کل عباس متشنج شده و کل بدن مانند یک قلب به شدت در حال زدن است و برای مدت کوتاهی تشنج سختی به او دست می دهد. اما تمام حرکات حنایی به وسیله پای کل عباس کنترل می شود.

حقیقت در این است که من احساس حنایی را درست نمی فهمم. چون دیگر احوالش طبیعی نیست که از روی مشاهده بشود آن را فهمید. مهم ترین بخش راز همچنان سر به مهر است. چند لحظه که گذشت، تشنج های حنایی کمتر می شود و کل عباس با احتیاط پاهایش را از روی حنایی پس می کشد و آن وقت رقص حنایی شروع می شود. من عاشق همین جایش هستم. رقص خونین. بی هیچ نظم و قاعده ای. بدن بدون هیچ واسطه ای سخن می گوید. راز این کار را غیر از من هیچ کس دیگری نفهمیده است.

حنایی خواب بود. آرام و خوش. آسمان هنوز سیاه است اما شفق از دور سفید می زند. از بوی نمناک صبح زیر دماغم هشیارتر می شوم. کل عباس همیشه سحرخیز است و بزودی نمایش حنایی اجرا می شود. من از همین حالا کیفورم. اصلا نمایش از همین حالا شروع شده بود. شاید هم از خیلی وقت پیش.

آه، از حال این یابوی ابله غافل ماندم. نکند تمام کرده باشد و من لحظات آخرش را ندیده باشم؟

تکان نمی خورد. رویش خم می شوم. انگار صد سال است که مرده است.

منبع: تاپ ناز

 



عزرائیل به چه معناست؟ کیست؟ چگونه جان می‌گیرد و چگونه جان می‌دهد؟

به گزارش افکارخبر،عزرائیل یا ملک الموت، واژه‌هایی که شنیدن نامشان به خودی خود انسان را به یاد خداوند، لحظه‌ مرگ و حضور فرشته الهی بر بالین میت می‌اندازد و القا کننده روزی است که فرد دیگر نمی‌تواند به دارایی‌، فرزندان و اصل و نسب خود تکیه کرده و از اندوخته‌ دنیوی خود بهره‌ای ببرد. واژه‌ عزرائیل در ذهن هر فرد القا کننده قطع ارتباط با دنیای مادی و تحمل درد و رنج جان دادن و قبض روح برای گذر از سرای دنیا به سوی جهان آخرت است.

 

در روایات از رسول خدا(ص) نقل شده است که «ما مِنْ بَیْت اِلاّ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ یَقِفُ عَلى بابِه کُلَّ یَوْم خَمْسَ مَرّات» یعنی هیچ خانه اى نیست مگر این که فرشته مرگ بر در آن خانه در شبانه روز پنج بار مى آید و همچنین می‌فرمایند «سوگند به آن کسی که جان من در دست اوست اگر اهل خانه مکان او را ببینند و صدایش را بشنوند دست از مرده‌ی خود برداشته و بر حال خودشان گریه می‌کنند.» (بحار، ج 74، ص 188)

 

در ادامه این روایت ملک الموت می‌گوید: وای بر شما چرا شیون و ناله سر می‌دهید؟ به خدا سوگند رزقتان از بین نرفته و اجلتان نزدیک نگردید و به نزد او نیامده و روحش را نگرفتم مگر آنکه مامور به آن شدم، درباره شما نیز بر من حق و وظیفه است که نزدتان برگردم تا احدی از شما باقی نماند.

 

فرشته مرگ بر بالین همه انسان‌ها حاضر نمی‌شود

 

 حجت‌الاسلام و المسلمین علی سرلک، کارشناس مسائل مذهبی با اشاره به ‌فرشته مرگ اظهار داشت: خداوند متعال افعالش را از طریق اصحاب خود انجام می‌دهد و در میان واسطه‌های حضرت حق، عزرائیل واسطه مرگ و حیات است.

 

وی افزود: آنچه ما به عنوان مرگ می‌شناسیم به نوعی اصل تولد است و در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است «الناسِ نیامٌ فَإذا مَاتُوا اَنتَبَهُوا» یعنی مردم خوابند هنگامی که می‌میرند. بیدار می‌شوند. پس هنگامی که حضرت عزرائیل جان فرد را می‌گیرد وجود او از قبل از مرگ بیشتر شده و از محدودیت‌ها نجات می‌یابد.

 

سرلک عنوان کرد: در واقع ملک الموت پیغام دوست و حبیب را می‌آورد و جایگاه ویژه‌ای در نزد پیامبران و اولیا الهی دارد.

 

سرلک در این خصوص گفت: حضرت عزرائیل یا ملک الموت، پادشاه مرگ بوده و محصور هستند و فرشتگانی در اختیار دارند که مامور قبض روح انسانها هستند، لذا تمام افراد لیاقت دیدار شخص عزرائیل را نداشته و ایشان فقط بر پیامبران و اولیای‌ الهی وارد می‌شوند.
وی افزود: حضرت عزرائیل در هنگام قبض روح پیامبر اکرم(ص)، حضرت سیدالشهدا(ع) و حضرت فاطمه(س) اجازه خواستند و با اجازه از خودشان روح آنها را از بدن جدا ساختند.

 

واژه «عزرائیل» به چه معناست؟
 
افراد اندکی در دنیا وجود دارند که در طول حیات خود آنقدر مطمئن زندگی کرده‌اند که نه تنها از به پایان رسیدن عمر خود نمی‌ترسند بلکه حتی هراسی از حضور حضرت عزرائیل، شب اول قبر و روز رستاخیز نیز ندارند.

 

حجت الاسلام و السلمین سرلک در رابطه با نحوه ورود عزرائیل بر افراد گفت: ورود عزرائیل بر افراد به میزان اعمال، رفتار و تقوای آنها و نحوه زندگی در دنیا بستگی دارد.

 

وی افزود: هر فرد هنگام قبض روح  به زندانی در آخرت همراه با عذاب الهی یا به ضیافت الهی خواهد رفت، پس به میزان این شرایط رفتار عزرائیل و یا فرشتگان مامور قبض روح با افراد متغیر خواهد بود.

 

این کارشناس مسائل مذهبی در رابطه با معنای نام عزرائیل عنوان کرد: عزرائیل یک واژه عبری و سریانی است به نام بنده خدا و عبد خدا و این به این معنی است که در کار خدا تخلف نکرده و امر خدا را به درستی و بدون کم و کاست انجام می‌دهد.

 

تفاوت اجل مسمی و اجل معلق

 

انسان موجودی فانی است و برای هر فرد پایانی در نظر گرفته شده که با رسیدن زمان مرگ باید دست از اموال و امیال دنیایی خود کشیده و توشه آخرت بر دوش به دیدار حق بشتابد اما در برخی روایات از جابه‌جایی زمان مرگ در افراد صحبت شده است.

 

سرلک در رابطه با زمان مرگ و انواع اجل گفت: دو نوع اجل وجود دارد، یکی را اجل مسمی می نامند که غیر قابل تخلف و جابه‌جایی بوده و دیگری اجل معلق است.

 

وی افزود: خداوند در رابطه با اجل مسمی می‌فرماید: «اذا جاءَ اَجَلَهُم لا یَستَاخرونَ ساعةَ و لا یَستَقدِمون» به این معنی که اجل پیش و پس نمی‌شود و در اجل مسمی تخلفی روی نخواهد داد.

 

این کارشناس امور مذهبی در زمینه اجل معلق عنوان کرد: اجل معلق اجلی است که بنابر شرایط پیرامونی فرد قابل تغییر، قابل تاخیر و یا تقدم است.

 

وی با بیان اینکه قطع صله‌رحم و یا بی‌حرمتی به پدر و مادر از عمر افراد کم می‌کند، افزود: قطع صله رحم با دوستان و بستگان و بی‌حرمتی به پدر و مادر می تواند به میزان 5 تا 20 سال از عمر فرد کم کند و در مقابل افرادی نیز بوده‌اند که با انجام صله‌رحم، محبت به پدر و مادر و خویشان، صدقه دادن، رفع حوائج اشخاص و یاد خدا و مرگ با وجود رسیدن زمان مرگ چند سالی به عمرشان اضافه شده است.

 

عزرائیل چگونه خواهد مُرد؟
 
برای بسیاری از افراد شاید این سوال مطرح باشد که فرشته‌ای که پیام‌آور مرگ و پایان زندگی در دنیا است نیز روزی خواهد مرد؟ اگر تنها وجود خداوند متعال است که ابدی و ازلی است پس فرشتگان الهی نیز باید پایانی داشته باشند اما این پایان برای عزرائیل چگونه خواهد بود؟

 

حجت‌الاسلام و المسلمین سرلک خاطرنشان کرد: بنابر روایتی که از امام سجاد(ع) آمده است ایشان می‌فرمایند «هنگامی که اسرافیل در صور می‌دمد مرگ تمام موجودات را در کام خود فرو برده و سکوتی مرگبار عالم هستی را فرا می‌گیرد سپس خداوند به عزرائیل می‌فرماید: ای عزرائیل چه کسانی باقی مانده‌اند؟ فرشته مرگ می‌گوید: "انتَ الحی الذی لا یموت" شما که هیچ گاه نمی‌میری و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و من.»

 

خداوند به عزرائیل دستور می‌دهد که روح آن سه فرشته‌ مقرب درگاهش را قبض کند. سپس خداوند می‌فرماید: چه کسی مانده است؟ عزرائیل جواب می‌دهد: بنده ضعیف و مسکین تو عزرائیل، در این هنگام از طرف خدا خطاب می‌رسد بمیر ای ملک الموت. عزرائیل صیحه‌ای می‌زند که اگر این صیحه را مردم پیش از مرگ می‌شنیدند در اثر آن می‌مردند. وقتی تلخی مرگ در کامش پدیدار می‌شود، می‌گوید: اگر می‌دانستم جان کندن این مقدار سخت و تلخ است همانا در این باره با مومنین مدارا می‌کردم.

 

وی افزود: در این هنگام خداوند خطاب می‌‌کند ای دنیا کجایند پادشاهان و فرزندانشان؟ کجایند ستمگران و فرزندانشان؟ کجایند ثروت اندوزانی که حقوق واجب خود را ادا نکردند؟ امروز پادشاهی عالم از آن کیست؟ هیچ کس پاسخ نمی‌گوید، آن گاه خداوند خود می‌فرماید «اللهُ الواحدُ القهار» که پادشاهی از آن خداوند یگانه و قهار است.

 

در پایان باید گفت اگر هر فرد در دنیا توشه‌ نیک و پسندیده‌ای برای آخرت آماده و در جهت درست و طبق دستورات دین و احادیث اولیا و اوصیای الهی عمل کند، بدون نگرانی از حضور ملک الموت و نحوه قبض روح به استقبال مرگ رفته و به جای نگرانی از عذاب الهی خود را برای رفتن به یک ضیافت الهی آماده می‌کند. چه بسا فرشته مرگ با رویی گشاده و با آغوشی باز به استقبالمان آمده و بدون هراس همراهی‌اش کنیم.


«الحمدلله الذی لم ینس من ذکره؛ حمد و سپاس خداوندی را که یادآورنده اش را فراموش نمی کند.»

سرویس مذهبی افکارخبر- انس بن مالک می گوید: همراه پیامبر(ص) به بیابان رفتیم، پرنده ای را در آنجا دیدیم که آواز مخصوصی از او شنیده می شد.
پیامبر(ص) به من فرمود: آیا می دانی که این پرنده چه می گوید؟
عرض کردم: خدا و رسولش آگاه ترند.
فرمود: می گوید: «یارب اذهبت بصری و خلقتنی اعمی فارزقنی فانی جائع؛ خداوندا! نور چشمم را از من گرفتی و مرا کور آفریدی، روزی من را برسان، من گرسنه ام.»
ناگهان دیدم ملخی پرواز کنان آمد و در دهان او نشست و آن پرنده ی کور، ملخ را بلعید.
در این هنگام آواز پرنده بلند شد، پیامبر(ص) به من فرمود: آیا می دانی این پرنده چه می گوید؟
عرض کردم: خدا و رسولش آگاه ترند.
فرمود: می گوید: «الحمدلله الذی لم ینس من ذکره؛ حمد و سپاس خداوندی را که یادآورنده اش را فراموش نمی کند.»
و به نقل دیگر فرمود: می گوید: «من توکل علی الله کفاه؛ کسی که به خدا توکل کند خدا او را کافی است.» ۱

پی نوشت: ۱ - داستان دوستان، سج۴، ص۱۰۴.
۲ - داستان هایی از یاد خدا، ص۶۸.

 



 

فرهنگ نیوز: مدعیان اصلاحات زمانیکه با فتنه و آشوب نتوانستند قدرت سیاسی را یکسره در چنبره خود در آورند و جریان نظام و انقلاب را تغییر مسیر دهند، تاکتیک ها را تغییر دادند ولی راهبردها همان است. به دست آوردن قدرت سیاسی و اعمال اهدافی که تاکنون موفق به ثمر نشاندن آن نشده اند در حال حاضر از طریق گام های آهسته اما پیوسته دنبال می شود. جریان فتنه در پوشش برخی از مدعیان اصلاحات، گام های خود را در انتخابات سال 92، 94 و 96 تعریف کرده و کسب صندلی های شورای شهرها را برنامه بعدی خود معرفی کرده ند.

 



 

احمد خیلی مهربان بود و ولایت مدار! یعنی همه می‌دانستند که احمد ولایتی است و به خاطر ولایت، حاضر بود قید منی که خواهرش بودم را بزند! کلاً همینطور بود و سر اعتقاداتش مادر و خواهر و همسر نمی‌شناخت!
گروه فرهنگ و مقاومت فرهنگ نیوز: در باز می‌شود و محمدحسین یک سال و نیمه به استقبالمان می‌آید و با لبخند دندانهای شیری‌اش را نشان می‌دهد. وارد خانه شهید احمد اعطایی می‌شویم و سلاممان را گرم و صمیمی پاسخ می‌دهند. مادر، خواهر و همسر شهید، برای مصاحبه آماده می‌شوند.
 
سؤال‌ها را از همسر شهید آغاز می‌کنم.
فرهنگ نیوز: لطفاً معرفی مختصری از شهیدتان بفرمایید؟
 
ایشان احمد اعطایی، متولد 7 شهریور 64 بود. دیپلم برق داشت و در دانشگاه علامه طبرسی مشغول به تحصیل بود. دو فرزند هم به نام‌های محمدعلی چهار سال و نیم و محمدحسین یک سال و نیم داریم.
 
عروسیمان همه‌چیز داشت؛ ولی به‌جای موسیقی، مولودی داشتیم
 
فرهنگ نیوز: نحوه آشناییتان با شهید به چه صورت بود؟
 
جاری من، دوست صمیمی‌ام بود و ما را برای آشنایی به هم معرفی کردند. رسم خانواده همسرم اینطور بود که اول خواهر و مادرشان به منزل ما آمدند، بعد هم یک بار با خود احمد آقا آمدند و صحبت کردیم و در همان جلسه اول به توافق رسیدیم.
 
شهید احمد عطایی
 
فرهنگ نیوز: و آغاز زندگی مشترک؟
 
اول یک مراسم شیرینی خوران برای محرمیت و خرید عروسی داشتیم. یک سال و نیم هم عقد بودیم. بعد هم جشن عروسی گرفتیم. عروسیمان همه‌چیز داشت؛ ماشین عروس، آتلیه، تالار، ولی به‌جای موسیقی، مولودی داشتیم.
 
و به خاطر ولایت، حاضر بود قید منی که خواهرش بودم را بزند
 
فرهنگ نیوز: چه ویژگی اخلاقی بارزی در همسرتان وجود داشت که ایشان را از بقیه متمایز می‌کرد؟
 
احمد خیلی مهربان بود و ولایت مدار! یعنی همه می‌دانستند که احمد ولایتی است!
 
فرهنگ نیوز: این ولایتمداری را چطور بروز می‌دادند؟
 
خواهر شهید که سالهای بیشتری را با شهید احمد اعطایی سپری کرده، پاسخ می‌دهد: من یک خاطره در این مورد به ذهنم می‌رسد؛
یک بار رفتم منزل برادرم، احمد گفت: می‌خواهم یک تابلو سفارش بدهم، که روی آن بنویسند: "هرکه باشد بر خمینی بدگمان / حق ندارد پا گذارد این مکان "
به او گفتم:  که می‌خواهند پا به منزلت بگذارند مدیون می‌شوند! 
قبول نمی‌کرد!
گفتم: من هم منزل‌تان نمی‌آیم! چون همه ما آقا را قبول داریم ولی شاید در عمل طور دیگری رفتار کنیم!
سر همین قضیه 4-5 ماه باهم بحث داشتیم!
و به خاطر ولایت، حاضر بود قید منی که خواهرش بودم را بزند! کلاً همینطور بود و سر اعتقاداتش مادر و خواهر و همسر نمی‌شناخت!
 
همسر شهید در ادامه می‌گوید: اصلاً نمی‌توانست تحمل کند کسی به آقا تندی کند! سریع دفاع می‌کرد!
سال 88، عروسیمان در اوج اغتشاشات بود، مرا گذاشت و یک ماه به مأموریت رفت!
 
خواهر شهید، حرف همسر برادرش را تأیید می‌کند: بله. من دقیقاً یادم هست که دو ماه بود ازدواج کرده بودند. به او گفتم: همسر دو ماهه‌ات را کجا می‌گزاری؟!
گفت: هر وقت و هر جا به من نیاز باشد باید بروم!
 
خانواده شهید احمد اعطایی
 
فرهنگ نیوز: از خواهر شهید سؤال می‌کنم: دوران کودکی شهید چطور بود؟ خاطره‌ای از آن دوران به خاطر دارید؟
 
احمد خیلی شیطنت داشت! اما شیطنت شیرین، نه بد!
زیاد اهل درس خواندن نبود! وقتی من ازدواج کردم، احمد کوچک بود. همسرم دبیر او بود. از دست شیطنت‌های احمد به من شکایت می‌کرد!
یک بار در مدرسه سرش درد گرفته بود، برای این که همین را بهانه‌ی فرار از درس کند، آن‌قدر پیاز داغش را زیاد کرده بود که او را با موتور به خانه آوردند! از همسرم که پرس‌وجو کردم می‌گفت: همان بهتر که مدرسه نیاید! کلاً خیلی شیطنت می‌کرد!
از بچگی هم به خاطر دارم، مدام با ما به هیئات می‌آمدو هر پنجشنبه باهم به مزار شهدا می‌رفتیم.
 
فرهنگ نیوز: تابه‌حال حرفی از شهادت زده بودند؟
 
خیلی زیاد!.. همه به او شهید زنده می‌گفتیم!
یادم هست، خط تلگرامم مدتی خراب شده بود، وقتی درست کردم و پیامها برایم آمد، دیدم شکلک‌های گل برایم فرستاده و نوشته: برایت گل فرستادم که بعداً وقتی شهید شدم نگویی احمد برایم گل نفرستاد!
ما همه می‌دانستیم احمد شهید خواهد شد! اما فکر نمی‌کردیم آنقدر زود برود! می‌گفتیم لااقل بچه‌هایت را بزرگ می‌کردی بعد! 
 
روزهای آخر هم از حرکاتش می‌فهمیدم! یک بار در خانه داشت میوه می‌خورد، دیدم که اشک‌هایش فروریخت و بعد به‌سرعت پاک کرد! مدام می‌گفت برایم دعا کنید! ما هم فکر می‌کردیم برای کارهای دنیایی به گرفتاری خورده! و اینطور شد که ندانسته برای شهادتش دعا کردیم!!
 
مادر، حرف دخترش را تصدیق می‌کند: به من زنگ می‌زد و می‌گفت: مادر برایم دعا کن! چند وقت بعد تماس گرفت و گفت: الهی قربانت شوم مادر! کارم درست شد!
 
خواهر ادامه می‌دهد: روزهای آخر خیلی فیلم‌های شهدای مدافع حرم را نگاه می‌کرد. خانواده‌های آنها را به ما نشان می‌داد و می‌گفت: ببینید چقدر صبورند! ببینید همسران اینها، خواهران اینها، مادران اینها چقدر صبر دارند. داشت کم کم ما را آماده می‌کرد!
 


 

برای وضو گرفتن لازم نیست صورت و دست ها خشک باشن، فقط قسمت هایی که باید مسح کشیده بشه، یعنی سر و روی پاها لازمه قبل از وضو خشک باشن (عروه الوثقی، ج1، ص 212...)

 فراگیری احکام و عمل به آنها از مهمترین دستوراتی است که باید مورد توجه مسلمانان قرار گیرد. گاهی به دلیل عادت کردن به رفتارهایی برخی احکام به نادرست در بین مردم رواج پیدا می کند و بر آن اساس شاید به نسل های بعد نیز منتقل شود.

در این سلسله تصاویری که هر هفته خواهد آمد به بیان احکامی خواهیم پرداخت که شاید برداشت نادرستی از آنها برای ما وجود داشته باشد. شما همراهان فرهنگ نیوز نیز می توانید هر یک از این برداشتهایی که به ذهنتان می رسد برای ما ارسال کنید تا در تکمیل این پرونده کمک شود.

خشک بودن اعضاء وضو

برای وضو گرفتن لازم نیست صورت و دست ها خشک باشن، فقط قسمت هایی که باید مسح کشیده بشه، یعنی سر و روی پاها لازمه قبل از وضو خشک باشن (عروه الوثقی، ج1، ص 212...)

 



 

چاپ عکس دختر محجبه روی مجله آلمانی، آتش خشم افراطی‌های راستگرای این کشور را برانگیخت.
  مجله «والدین» (Eltern) ماهنامه تخصصی برای والدین است که از سال ۱۹۶۶ فعالیت دارد.
 
این مجله به مناسبت پنجاهمین سالروز تأسیس خود، تصویر روی جلد ماهنامه را به ۵ مادر و فرزند اختصاص داد که در میان آن‌ها یک زن جوان محجبه نیز با کودکش دیده می‌شود.
 
عنوان مطلبِ مربوط به این عکس که در مجله آمده: «هر مادری، بهترین مادر برای فرزندِ خودش است.»
 
سه هفته پس از چاپ این مجله، جنجال گسترده‌ای از سوی افراطیون دست راستیِ آلمان در اینترنت به راه افتاده و حتی گردانندگان مجله تهدید به مرگ شده‌اند. تصویری که نژادپرستان را تا این حد به خشم آورده، تنها عکس یک زن مسلمان با کودکِ در آغوشش است.
 
«ماری لویکی» سردبیر مجلۀ «والدین» در مصاحبه با خبرگزاری «دی ولت» گفت: این پنج تصویر، پنج مادر و فرزند واقعی هستند. ما عمداً این پنج زن را برای عکس روی جلدمان انتخاب کردیم، چون هرکدام دارای سن، ملیت و سبک زندگیِ متفاوتی هستند.
 
 
 
حتی زن جوان مسلمانی که ما او را برای تصویر روی جلد انتخاب کرده‌ایم، یکی از خوانندگان مجله ماست: کبری اهل برلین، شاغل در کتابخانه است و در نامه‌ای از طرف خود و دوستانش برای ما نوشته که چقدر مجله را دوست دارند و آن را با علاقه می‌خوانند. ما جامعه متنوعی هستیم و این تنوع باید در دنیای رسانه و مطبوعات هم انعکاس بیابد.
 
سردبیر مجله والدین در ادامه گفت: اما متأسفانه از ماه فوریه موج نفرت برخی شهروندان به سوی مجله ما سرازیر شده است. اولین حرکتِ نژادپرستانه از این موج، انتشار یک مقاله در سایت pi-news بود.
 
نویسنده مقاله، با الفاظی آشکارا‌نژاد پرستانه و بیگانه‌ ستیز جلد مجله با عکس زن مسلمان را «زیادی متنوع» خواند. با لحنی تهدیدآمیز نوشت «ای سردبیر، پیام شما دریافت شد!» و در پایان مقاله‌اش اطلاعات لازم برای ارتباط با سردبیر مجله والدین را در اختیار خوانندگان گذاشت تا اولاً وی را بابت انتخاب عکس روی جلد، مورد هجمه قرار دهند و ثانیاً مجله را تحریم کنند.
 
از آن روز سیل تلفن‌ها و ایمیل‌های مسخره‌کننده، منظوردار و تهدیدآمیز به سوی دفتر مجله سرازیر شد.
 
یک بار کسی هر ۵ دقیقه یک بار تلفن می‌زد و به جای اینکه چیزی بگوید صدای گوشخراشی از یک موزیک خشن عربی با صدای بلند پخش می‌کرد!
 
روز دیگر ایمیلی می‌آمد سراسر فحش و ناسزا با این مضمون که شما را در اتاق گاز حبس خواهیم کرد!
 
 
 خانم لویکی سردبیر مجله با اعلام اینکه از دیدن این حرکت‌ها شوکه شده، افزود: بد‌ترین چیز به نظر من اینکه نمی‌توانم دلم را خوش کنم که صاحبان این طرز فکر‌ها یک مشت لات کم‌سواد نیستند، بسیاری از این ایمیل‌ها، نامه‌ها و تلفن‌ها از طرف اقشار متوسط جامعه ارسال شدند.
 
آن‌ها نام، نام خانوادگی و آدرس کاملشان را می‌نویسند و خجالت هم نمی‌کشند. این نفرت برای من حیرت‌آور است. البته من به بعضی از ایمیل‌ها جواب دادم و برایشان نوشتم که چه طور می‌توانید امروز باورهای نژادپرستانۀ سال ۱۹۳۳ را داشته باشید؟ منتها این بار به جای یهودیان، علیه مسلمانان!
 
به نوشته روزنامه دیلی میل، سهم مسلمان از جمعیت کلی اروپا از افزایش یک درصدی در یک دهه بیشتر شده و از چهار درصد ۱۹۹۰ به شش درصد در سال ۲۰۱۰ رسید. براساس گزارش اندیشکده آمریکایی مرکز تحقیقات پیو، شمار مسلمانان در اروپا اکنون حدود ۴۴ میلیون است. در داخل کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز این میزان حدود ۱۹ میلیون است. در اروپا، جمعیت ۱۴ میلیونی مسلمانان روسیه که ۱۰ درصد از مجموع جمعیت این کشور است، بیشترین میزان در قاره اروپاست.
 
در اتحادیه اروپا، آلمان و فرانسه بیشترین جمعیت مسلمانان را در خود جای داده‌اند و هر کدام از آن‌ها میزبان حدود چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تن مسلمان هستند. هم‌چنین انگلیس حدود دو میلیون و ۹۰۰ هزار مسلمان دارد که سومین جمعیت بزرگ مسلمانان است.
 
با این حال، فرانسه با ۷.۵ درصد از جمعیت خودش، بیشترین میزان جمعیت مسلمان را به عنوان مهم‌ترین کشور در اروپای غربی در خود جای داده است. مطالعات نشان می‌دهد که این میزان تا سال ۲۰۳۰ از ۱۰ درصد فرا‌تر می‌رود. مسلمانان شش درصد از جمعیت هلند، ۹/۵ درصد از جمعیت بلژیک، ۸/۵ درصد از جمعیت آلمان و ۸/۴ درصد از انگلیس را شکل می‌دهند.
 
آنچه در گزارش فوق شرح دادیم، مثال دردناک دیگری است از تبعیض‌هایی که علیه اقلیت دینی مسلمان در جوامع اروپایی جریان دارد؛ جوامعی که هنوز از پس افراطیون بی‌شمار خود برنمی‌آیند؛ افراطیونی که زاییدۀ پیوند شوم سیاست و پروپاگاندا هستند و تا جایی شستشوی مغزی شده‌اند که می‌توان آن‌ها را فرزندان خلفی برای رهبر نازی‌ها «هیتلر» دانست.
 
با این حال همین کشورهای غربی نه تنها سیستم مدنی خود را سمبل دموکراسی و آزاداندیشی در جهان می‌دانند، بلکه خود را در جایگاه مدیر و ناظر بر وضعیت حقوق بشر در سایر کشور‌ها نیز معرفی کرده‌اند.
 
 
 

منبع: ابنا




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 | 
[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]