حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ازجمله افرادیست که سابقه آشنایی‌اش با دکتر علی شریعتی به سالها قبل بر می گشت و او را از دوران پیش از سفر به فرانسه می‌شناختند.

امروز ۲۹ خرداد، سی و نهمین سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است. گفت و گوی مجله سروش (شماره ۱۰۲ ، خرداد ۱۳۶۰ ) با حضرت آیت الله خامنه ای که در آن نقل قولی هم از امام خمینی (ره) درباره دکتر علی شریعتی دیده می شود همچنان خواندنی است به بازخوانی این گفتگو می‌پردازیم:

***

با توجه به اینکه شما با دکتر شریعتی سابقه صمیمیت دوستی داشتید و با او از نزدیک آشنا بودید آیا تمایل دارید درمورد چهره و شخصیت او با ما مصاحبه کنید؟

آیت‌الله خامنه‌ای: بسم الله الرحمن الرحیم

بله من حرفی ندارم که درباره شخصیت شریعتی و معرفی شخصی از جوانب این انسانی که برای مدت‌های مدیدی مرکز و محور گفتگوها و قال و قیل‌های زیادی بوده، آشنایی‌های خودم را تا حدودی که در این فرصت می‌گنجد بیان کنم.

به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.

بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام گذاریم، چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبایی ها هم برخوردار بود.

پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او، برجستگی های او را نبینیم.

من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد، امام در ضمن صحبتی بدون اینکه نام از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفت هایی که در اطراف او هست. نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود.

در آنجا امام بدون اینکه اسم شریعتی را بیاورند اینجور بیان کرده بودند: (چیزی نزدیک به این مضمون) بخاطر چهار تا اشتباه در کتابهایش بکوبیم، این صحیح نیست این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی.

ممکن بود او اشتباهاتی بعضا در مسایل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی داشته باشد مثل توحید، یا نبوت و یا مسایل دیگر اما این نباید موجب می شد که ما شریعتی را با همین نقاط منفی فقط بشناسیم.

در او محسنات فراوانی هم وجود داشت که البته مجال نیست که الان من این محسنات را بگویم، برای اینکه در دو مصاحبه دیگر درباره برجستگی های دکتر من مطالبی گفته ام. این درباره مخالفان.

اما ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود بلکه حتی کوبنده تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او بجای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی هایی کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند.

سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهاتی را از او نپذیرند. یعنی سعی کردند هرگز اختلافی را که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند. در حقیقت شریعتی را سنگری کردند برای کوبیدن روحانیت و یا کلا متفکران اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام.

خود این منش و موضع گیری کافی است که عکس العمل ها را در مقابل شریعتی تندتر و شدیدتر کند و مخالفان او را در مخالفت حریص تر کند.

بنابراین من امروز می بینم کسانی که به نام شریعتی و بعنوان دفاع از او درباره شریعتی حرف می زنند، کمک می کنند تا شریعتی را هرچه بیشتر منزوی کنند.

متاسفانه به نام رساندن اندیشه های او یا به نام نشر آثار او یا به عنوان پیگیری خط و راه او، فجایعی در کشور صورت می گیرد. فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست بنام «فرقان ها» خودشان را دنباله رو خط شریعتی می دانستند.

آیا شریعتی براستی کسی بود که طرفدار ترور شخصیتی مثل شهید مطهری باشد؟ او که خودش را همواره علاقه مند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می کرد. من خودم از او این مطلب را شنیده ام.

در یک سطح دیگر، کسانی که امروز در جنبه های سیاسی و در مقابل یک قشری یا جریانی قرار گرفته اند، خودشان را به شریعتی منتسب می کنند از آن جمله هستند بعضی از افراد خانواده شریعتی.

این ها در حقیقت از نام و از عنوان و از آبروی قیمتی شریعتی دارند سوءاستفاده می کنند برای مقاصد سیاسی و این طرفداری و جانبداری است که یقینا ضربه اش به شخصیت شریعتی کمتر از ضربه مخالفان شریعتی نیست.

مخالفان را می شود با تبیین و توضیح روشن کرد. می شود با بیان برجستگی های شریعتی، آنها را متقاعد کرد و اگر در میان مخالفان معاندی وجود دارد او را منزوی کرد اما اینگونه موافقان را به هیچ وسیله ای نمی شود از جان شریعتی و از سر شریعتی دور کرد.

بنابراین من معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و این مخالفان چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینی که با او داشتم و حتما ابایی ندارم.

عده ای معتقدند که معمولا شخصیت ها از دور یا پس از مرگ مبالغه آمیز و افسانه ای جلوه می کنند. آیا به نظر شما درمورد شریعتی نیز می توان این نظر را صادق دانست و آیا چهره او نیز دستخوش چنین آفتی شده است؟

آیت‌الله خامنه‌ای: البته من تصدیق می کنم که بخشی از شخصیت شریعتی مبالغه آمیز و افسانه آمیز جلوه می کند درمیان قشری از مردم، اما متقابلا بخش های ناشناخته ای از شخصیت شریعتی هم وجود دارد.

شریعتی را ممکن است به عنوان یک فیلسوف، یک متفکر بزرگ، یک بنیانگذار جریان اندیشه مترقی اسلام، معرفی کنند. این ها همانطوری که اشاره کردید، افسانه آمیز و مبالغه آمیز است و چنین تغییراتی در خصوص مرحوم دکتر شریعتی صدق نمی کند.

اما متقابلا شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماع رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.

این بُعد از شخصیت شریعتی آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است و روی این بخش وجود او تکیه نمی شود.

می بینید که اگر از یک بعد از سوی قشری از مردم شریعتی چهره اش مبالغه آمیز جلوه می کند، باز بخش دیگری از شخصیت او و گوشه دیگری از چهره او حتی ناشناخته و تاریک باقی مانده است.

بنابراین می توانم در پاسخ شما بگویم بله به صورت مشروط در مورد شریعتی هم این بیماری وجود داشته است اما نه به صورت کامل و قسمت هایی از شخصیت او آنچنان که باید هم حتی شناخته نشده است.

نقش دکتر شریعتی در آغازگری ها چه بود؟ آیا او را می توان در این مورد با اقبال و سیدجمال مقایسه کرد؟

آیت الله خامنه‌ای: البته شریعتی یک آغازگر بود، در این شک نباید کرد. او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود.

قبل از او بسیاری بودند که اندیشه مترقی اسلام را آنچنان که او فهمیده بود فهمیده بودند. بودند کسانی اما هیچکدام این موفقیت را پیدا نکردند که آنچه را فهمیده بودند در قالب واژه ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم نسل آن روز شریعتی، نسلی که مخاطبین شریعتی را تشکیل می داد گیرایی داشته باشد مطرح کنند. موفق نشده بودند به زبان آنها این حقایق را بیان کنند. جوری که برای آنها قابل فهم باشد این مسایل را بگویند.
شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسایل کشف شده اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دادن به سوال ها و روشن کردن نقاط ،مبهم و تاریک بود اما اینکه او را با سیدجمال یا با اقبال مقایسه کنیم، نه. اگر کسی چنین مقایسه ای بکند ناشی از این است که اقبال و سیدجمال را به درستی نشناخته است.

اتفاقا در یکی از جلسات یادبود مرحوم دکتر، شاید چهلم او بود -یکی از آقایان- در مشهد سخنرانی کرد و او را حتی از سیدجمال و از کواکبی و از اقبال و اینها هم برتر هم خواند، بلکه با آنها غیرقابل مقایسه هم دانست.

همان وقت هم این اعتراض در ذهن کسانی که شریعتی را به درستی می شناختند پدید آمد، زیرا تعریف از شریعتی به معنای این نیست که ما پیشروان اندیشه مترقی اسلام را تحقیر کنیم.

سیدجمال کسی بود که برای اولین بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد کسی بود که مساله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین بار در فضای عالم بوجود آورد.

کاری که سیدجمال کرد سه جریان بوجود آورد در دنیا: یک جریان، جریان اندیشه مترقی در هند که بیشترین جریان های مترقی اسلام است.

جریان دیگر، آن جریان اندیشه مترقی در مصر بود، که آن هم به وسیله سیدجمال به وجود آمد و شما می دانید جریان مترقی در مصر، منشاء پیدایش جنبش های عظیم آزادیخواهانه در آفریقا شد. نه فقط مصر را به سطحی از بینش نوین اسلام رساند. بلکه نهضت های مراکش و الجزایر، کلا شمال آفریقا، ریزه خوار خوان حرکت سیدجمال بوده است. یک چنین حرکت عظیمی را سیدجمال در مصر به وجود آورد و کلا خاورمیانه.

و جریان سوم، جریان روشنفکری در ایران بود.

این سه جریان فکری اسلامی را سیدجمال در سطح جهان اسلام به وجود آورد. او مطرح کننده، به وجود آورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی شود دست کم گرفت و سیدجمال را نمی شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطه استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد قبل از سیدجمال چیزی به نام سلطه استعماری برای مردم مسلمان حتی شناخته شده نبود. او کسی بود که در ایران، در مصر، در ترکیه، در هند، در اروپا کلا در خاورمیانه در آسیا و در آفریقا سلطه سیاسی مغرب زمین را مطرح کرد و معنا کرد و مردم را به این فکر انداخت که چنین واقعیتی وجود دارد و شما می دانید آن زمان، آغاز عمر استعمار بود چون استعمار در اول نشرش در این منطقه اصلا شناخته شده نبود و سیدجمال اولین کسی بود که آن را شناساند. اینها را نمی شود دست کم گرفت.

مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچیک از مبارزات سیاسی افرادی که حول و حوش کار سیدجمال حرکت کردند نیست.

البته در زمان کنونی جنبش امام خمینی از نظر ما با اینکه دنباله حرکت سیدجمال است اما به مراتب جست بالاتری از حرکت سیدجمال دارد. در این تردیدی نیست. اما حرکت فکری و روشنفکری و سیاسی تبلیغی دکتر شریعتی را به هیچ وجه نمی توان حتی مقایسه کرد با حرکت سیدجمال.

و اما اقبال، اقبال نیز آغازگر دو جریان بود. یک جریان، جریان رهایی از فرهنگ غربی و بازگشت به فرهنگ خودی اسلامی و بهتر بگویم، فرهنگ خود شرقی و این همان چیزی است که بعدها به صورت تعابیری از قبیل غرب زدگی و امثال آن در ایران مطرح شده است.

شما می دانید آن چیزی که دکتر شریعتی بصورت بازگشت به خویشتن مطرح می کند، که این یکی از عمده ترین مسایلی است که او می گوید، این است که در سال ۱۹۳۰ (بلکه قبل از ۳۰، ۲۵ – ۱۹۲۰) به وسیله اقبال در هندوستان مطرح شد، یعنی کتاب های اقبال، شعرهای فارسی اقبال که همه اش مربوط به بازگشت به خود اسلامی و من اسلامی و من شرقی، این را در ضمن هزارها بیت شعر، اقبال لاهوری در مثلا چهل سال قبل از اینکه دکتر شریعتی امثال این را بیان کنند، بیان کرده و یک ملتی را با این شعرها به وجود آورده و آن ملت پاکستان است، یعنی یک منطقه جغرافیایی به وجود آورده است.

این یک کار بوده که اقبال آغازگر او بود، و این کار بسیار عظیمی است.

کار دوم اقبال همین مساله ایجاد یک قطعه جغرافیایی به نام اسلام است و یک ملت به نام اسلام و تشکیل دولت پاکستان است.

اول کسی که مساله کشوری به نام پاکستان و ملتی در میان شبه قاره به نام ملت مسلمان را مطرح کرد اقبال بود.

من به وضعیت کنونی پاکستان و سرنوشتی که بعد از اقبال، یعنی بعد از رهبران و بنیانگذاران پاکستان کلا بوجود آمد کاری ندارم، به جذب شدنش به استعمار و وابستگی های استعماریش کاری ندارم، اما به مجاهدات اقبال و فلسفه و بیان اقبال در این مورد کار دارم. این یک حرکت جدید بود. یعنی او ثابت کرد که مسلمان ها به معنای واقعی واژه ملت، یک ملت هستند در شبه قاره که این مساله را می توانید در بیانات اقبال، مکاتبات اقبال، که من یک بخش از آنها را در این کتاب مسلمانان در نهضت آزادی هند آورده ام، ملاحظه کنید اقبال آغازگر یک چنین اندیشه ای بود.

و می دانید این چقدر اهمیت دارد، چقدر بزرگ است. این را نباید دست کم گرفت.

البته دکتر شریعتی را ما هیچوقت کوچک نمی شماریم اما نمی توانیم دکتر را مقایسه کنیم با اینگونه چهره ها و اینگونه شخصیت ها و به همین دلیل هم بود که دکتر شریعتی خودش را «کوچه کبدال» اینها می دانست. مرید واقعی و شاگرد از دور اقبال می دانست و شما نگاه کنید سخنرانی های دکتر درمورد اقبال که چند سخنرانی بود که یک جا چاپ شده است بنام «اقبال» و ببینید چطوری عاشقانه و مریدانه درباره اقبال حرف می زند. کسی که از زبان دکتر آن حرف ها را می شنود. برایش روشن می شود که اینگونه مقایسه ها درست نیست.

درباره رابطه عاطفی و فکری شریعتی با روحانیت و روحانیون نظرات گوناگون و متفاوت و بعضا مغرضانه ای عرضه شده است. آیا شما می توانید به عنوان یک روحانی که با دکتر دوست و در بسیاری موارد همفکر بوده حقیقت را در این مورد بیان کنید؟

آیت الله خامنه‌ای: اتفاقا این از آن بخش های ناشناخته چهره و شخصیت دکتر است که قبلا اشاره کردم بعضی از نقطه نظرها و گوشه های شخصیت او ناشناخته است و این یکی از آنهاست. اول من یک خاطره ای را برای شما نقل می کنم و بعد پاسخ شما را می دهم.

در سال ۱۳۴۹ در مشهد، در یک مجمعی از طلاب و فضلای مشهد، من درس تفسیر می گفتم در این درس تفسیر یک روز راجع به روحانیت صحبت کردم و نظراتی را که درمورد بازسازی روحانیت یعنی جامعه روحانیت وجود داشت به صورت فرض و احتمال مطرح کردم، گفتم چهار نظر وجود دارد.

یک: حذف روحانیت به کلی، یعنی اینکه اصلا روحانیتی نمی خواهیم.

دو: قبول روحانیت به همین شکلی که هست با همین نظام و سازمان کنونی قبولش کنیم و هیچ اصلاحی را در آن ندانیم.

سه: تبدیل به کلی، یعنی اینها و روحانیت کنونی را برداریم یک روحانیت جدید بیاوریم و بجای این روحانیت، با شرایط لازم و مقرری که برایش می پسندیم روحانیت جدید بنیانگذاری کنیم.

و چهار: اصلا همان چیزی که هست، بحث کردم روی مساله و صحبت کردم. البته طبیعی است که من آن سه نظر اول را رد می کردم و با ارایه دلیل و به نظر چهارم معتقد بودم.

همان اوقاتی بود که تازه زمزمه هایی علیه دکتر شریعتی بلند شده بود و گفته می شد که دکتر شریعتی راجع به افکار شریعت کم عقیده است یا بی عقیده است یا نسبت به روحانیت علاقه ای ندارد و از این قبیل تعبیرات. جلسه ای داشتیم همان روزها با دکتر شریعتی من برای او نقل کردم که من در جلسه درسمان این مطلب را بیان می کردم، با علاقه فراوانی گوش می داد. من برایش گفتم. گفتم بله، یکی اینکه نفی روحانیت بکلی، که گفت این غلط است.
دوم اثبات همین روحانیت موجود به کلی، که هیچ تغییری در او وارد نکنیم. گفت: این هم که غلط است.

سوم اینکه تبدیل کنیم روحانیت را باز به کلی، یعنی این روحانیت را کلا برداریم یک روحانیت دیگر جای او بگذاریم، با شرایط لازم. تا این قسمت سوم را گفتم شریعتی ناگهان گفت: اوه، اوه، این از همه بدتر است. توجه می کنید؟ گفت این از همه بدتر است. از همه خطرناکتر است، این از همه استعماری تر است و رسیدیم به نظر چهارم که آن اصلاح روحانیت موجود بود گفت بله این نظر خوبی است.

شریعتی برخلاف آنچه گفته می شود درباره او و هنوز هم عده ای خیال می کنند، نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود، او می گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است، و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود، این ها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جز معارف قطعی شریعتی بود اما درمورد روحانیت او تصورش این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد بطور کامل عمل نمی کنند.

در اینجا هم یک خاطره ای نقل می کنم برای شما در سال ۴۷ یعنی سال آخر عمر جلال آل احمد.

مرحوم آل احمد آمد مشهد، یک جلسه مشترکی داشتیم، من بودم، آل احمد بود، مرحوم شریعتی بود و عده ای هم از دوستان مشهدی ما بودند. بحث درباره روحانیون شد، به مناسبت حضور من در جلسه شاید هر کسی یک چیزی می گفت شریعتی یک مقداری انتقاد کرد. مرحوم آل احمد به شریعتی گفت شما چرا (البته با تعبیر حوزه علمیه می گفتند نه روحانیت) از حوزه علمیه اینقدر انتقاد می کنی بیا از روشنفکران خودمان انتقاد کن و مرحوم آل احمد یک دو سه جمله درباره انتقاد و تعرض به روشنفکران گفت، مرحوم دکتر شریعتی پاسخی داد که از آن پاسخ هم می شود درست نقطه نظر او را نسبت به روحانیت و روحانیون فهمید.

او گفت علت اینکه من از روحانیت انتقاد می کنم، از حوزه علمیه انتقاد می کنم این است که ما از حوزه علمیه انتظار و توقع داریم، از روشنفکر جماعت هیچ توقعی نداریم، نهادی که ولادتش در آغوش فرهنگ غربی بوده این چیزی نیست که ما در او انتظار داشته باشیم اما روحانیت یک نهاد اصیلی هست و ما از روحانیت زیاد انتظار داریم و چون آن انتظارات عمل نمی شود به همین دلیل است که انتقاد می کنم.

او معتقد بود که روحانیون به آن رسالت بطور کامل عمل نمی کنند. بر این اعتقاد بود تا سال حدود ۵۱ و نزدیک ۵۲ از آن سال در اثر تماس هایی که دکتر با چهره هایی از روحانیت به خصوص روحانیون جوان گرفت، کلا عقیده اش عوض شد. یعنی ایشان در سال ۵۴ و ۵۵ معتقد بود که اکثریت روحانیت به آن رسالت عمل می کنند و لذا در این اواخر عمر دکتر شریعتی نه فقط معتقد به روحانیت، بلکه معتقد به روحانیون نیز بود و معتقد بود که اکثریت روحانیت در خط عمل به همان رسالتی هستند که بر دوش روحانیت واقعا هست.

البته با روحانیونی که می فهمید که در آن خط نیستند با آنها خوب نبود و شخصا به امام خمینی بسیار علاقمند و ارادتمند بود.

گروه های چپ و شبه چپ امروز سعی می کنند شریعتی را قطب و پیشوای خود معرفی کنند از طرفی گروه های سیاسیون غربگرا و یا به اصطلاح رایج لیبرال نیز شریعتی را ملک مطلق خود می دانند. آیا شما می توانید مشکلی که از این دو ادعا حاصل می شود را حل کنید.

آیت‌الله خامنه‌ای: مشکل را خود این دوا دعا حل می کند زیرا که هر کدامی دیگری را تخطئه می کند و بنابراین نتیجه می گیریم نه ملک طلق لیبرالهاست و نه قطب و محور چپ ها و شبه چپ ها اما درمورد چپی ها باید بگویم صریحا و قاطعا شریعتی جزو شدیدترین و قاطع ترین عناصر ضد چپ و ضد مارکسیسم بود.

آن روزی که مجاهدین تغییر ایدئولوژی دادند و کتاب مواضع ایدئولوژیک تازه شان چاپ شد و در اختیار این و آن قرار گرفت، که هم من دیده بودم و هم مرحوم دکتر جلسه ای داشتیم در مشهد یک نفری از مواضع جدید مجاهدین که مارکسیستی بود دفاع می کرد.

شریعتی آن شخص را چنان کوبید در آن جلسه ای که برای من حتی تعجب آور بوده که شریعتی اینقدر ضد چپ است و شما آثارش را بخوانید، مقابله و مخالفت او را با اندیشه چپ و مارکسیستی و اصول تعلیمات مارکسیستی به روشنی در می یابید. بنابراین هرکس و هر چپ گرایی (اگرچه زیر نام اسلام) اگر امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است. همچنین مجاهدی که امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است.

همین مجاهدین که امروز طرفداری از دکتر شریعتی می کنند. اینها در سال ۵۱ و ۵۲ جزو سخت ترین مخالفین شریعتی بودند. خوب امروز چطور می توانند شریعتی را قطب خودشان بدانند.
اما لیبرال ها، البته عده ای از عناصر وابسته به نهضت آزادی یا عناصر سیاسی میانه، که خیلی اهل خطرکردن و در مبارزات جدی وارد شدن، نبودند، این ها به خاطر امکاناتی که داشتند خانه ای داشتند، باغ بیرون شهری داشتند ،تشکیلاتی داشتند و شریعتی را دعوت می کردند و عده ای را هم با او دعوت می کردند.

ایشان هم در اوقاتی که سخنرانی نداشت در منزل این ها و با استفاده از امکانات این ها برای ۵۰ نفر، ۱۰۰ نفر، کمتر یا بیشتر جلسه داشت و صحبت می کرد این ارتباطات را شریعتی با این لیبرال ها داشت. البته بیشتر امکانات را بعضی از بازاریان وابسته به این جریان سیاسی به اصطلاح لیبرال فراهم می کردند و بهره برداری های جمعی و سیاسی و فکری را خود آن سیاسی های لیبرال انجام می دادند.

حقیقت این است که شریعتی وابسته به اینها به هیچ وجه نبود.

امروز هم اگر بود با آنها میانه ای نداشت بلکه فقط از امکاناتی که در اختیار آنها بود استفاده می کرد.

امروز هر گروهی این امکان را دارد که بگوید یار شریعتی من بودم، هم فکر شریعتی بودم، شریعتی مال من بود.

مصاحبه خواندنی مقام معظم رهبری درباره دکتر شریعتی
مزار دکتر علی شریعتی در جوار حرم حضرت زینب(س) در دمشق

اما خوب باید دید چقدر این حرف قابل قبول است. نه مارکسیست ها و نه گروه دیگر هیچ کدام با شریعتی حتی هم خونی فکری و رابطه خویشاوندی فکری هم نداشتند.

اگر شریعتی را مرحله تازه ای از رشد اندیشه اسلامی و در عرصه ذهنیت ایران می بینید مرحله بعد از او را چه می دانید؟

آیت‌الله خامنه‌ای: البته من شریعتی را به صورت یک مرحله می توانم قبول کنم. به این معنا که، همینطور که قبلا گفتم او کسی بود که اندیشه های مطرح شده در جامعه را با زبان درستی با یک سلطه ویژه ای بر فرهنگ رایج آن نسل می توانست بیان کند.

به این معنا که خود او هیچ ابتکاری نداشت. به هیچ وجه قبول ندارم، بلکه خود خود او ابتکارهای زیادی داشت مسایل جدیدی داشت اما به معنای درست کلمه شریعتی یک مرحله بود، مرحله بعدی این است که بیاییم آن مسایلی را که شریعتی با استفاده از آشنایی های خودش با فرهنگ اسلام فهمیده بود و ارایه داده بود با اصول اساسی فلسفی مکتب اسلام بیامیزیم و منطبق کنیم.

آنچه که به دست خواهد آمد به نظر من مرحله جدیدی است که می تواند برای نسل ما مفید باشد، به تعبیر بهتر بیاییم شریعتی را با مطهری بیامیزیم. شریعتی را در کنار مطهری مطالعه کنیم.

ترکیبی از زیبایی های شریعتی با بتون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم آن بنظر من همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.

 

 

منبع: مشرق



 

زیرک ترین مؤمنان کسى است که مرگ را بیشتر یاد کند و براى آن آماده تر باشد.

پیامبر خدا (ص) می فرمایند :
أکثِروا مِن ذِکرِ هادِمِ اللَّذّاتِ ،

فقیلَ : یا رسولَ اللّه ِ، فما هادِمُ اللَّذّاتِ ؟

قالَ : المَوتُ ، فإنّ أکیَسَ المؤمنینَ أکثَرُهُم ذِکرا للمَوتِ ، و أشَدُّهُم لَهُ استِعدادا .

ویران کننده خوشى ها را فراوان یاد کنید.

عرض شد : اى رسول خدا! ویران کننده خوشى ها چیست؟

فرمود : مرگ؛

زیرک ترین مؤمنان کسى است که مرگ را بیشتر یاد کند و براى آن آماده تر باشد.



 

خبرگزاری تسنیم همزمان با هفتمین روز از درگذشت زنده‌یاد حمید سبزواری اقدام به انتشار تعدادی از سروده‌های منتشر نشده از پدر شعر انقلاب کرده که یکی از این اشعار در رثای امام خمینی(ره) است.
 

به گزارش فرهنگ نیوز، رضا اسماعیلی، از شاعران کشور، که مسئولیت انتشار سروده‌های به چاپ نرسیده زنده‌یاد حمید سبزواری را به همراه دو تن دیگر از شاعران انقلاب برعهده دارد، تعدادی از سروده‌های منتشر نشده از پدر شعر انقلاب را به همراه یادداشت کوتاهی درباره اهمیت سروده‌های شادروان سبزواری در اختیار خبرگزاری تسنیم، قرار داده که به این شرح است:

استاد حمید سبزواری - خالق بهترین و خاطره‌انگیزترین سرودهای انقلابی - که به حق به نام «پدر شعر انقلاب» شهرت یافته بود ، برای اصحاب فکر و فرهنگ - بخصوص اهالی شعر و ادبیات -  نامی قابل احترام و چهره‌ای کاملاً شناخته ‌شده بود، شاعری که به معنای واقعی کلمه « متعهد و انقلابی » بود و شعرش تاریخ منظوم انقلاب اسلامی . به این معنا که در آیینه شعرها وسرودهای انقلابی او می توان تمام فراز و نشیب های تاریخ انقلاب را – از قیام تاریخی 15 خرداد سال 42 تا به امروز - به نظاره نشست.

استاد سبزواری هم‌قبله و هم‌قبیله شاعران متعهد و رسالت مداری چون کمیت و فرزدق و دعبل بود. او شعر را اسباب تفنن و تفرعن شاعرانه نمی‌دانست و همچون پیشاهنگان و سرهنگان شعر و ادب پارسی بر این اعتقاد و باور بود که «شعر پرتویی از شعور نبوت» و محملی برای ایفای رسالت انسانی و اجتماعی است. به همین اعتبار - چه پیش از انقلاب و چه بعد از انقلاب – همواره پیرنگی خاص از دغدغه های اجتماعی - سیاسی در جان شعرهای او جلوه‌گر بود. او بر بوم شعرهای خویش، حماسه مقاومت و پایمردی انسان در برابر ظلم، تجاوز، تبعیض و بی‌عدالتی را آنگونه زیبا و گویا به تصویر کشیده است که همه مردم جهان می‌توانند با اسطوره‌ها و نمادهای شعری او احساس پیوستگی و همذات‌پنداری کنند.

بدون هیچ تردیدی رمز ماندگاری استاد را باید در پرداختن مؤمنانه و هنرمندانه به هویت ایرانی و اسلامی و ارتباط تنگاتنگ آثار او با آرمان‌ها و اندیشه‌های طلایه‌داران انقلاب – بخصوص امام راحل و مقام معظم رهبری – دانست.

 جان کلام آن که اگر امروز نام استاد سبزواری چون ستاره‌ای پرفروغ در سپهر شعر انقلاب می‌درخشد، به پشتوانه دغدغه‌های زلال و مقدسی است که در سینه دردآشنای این استاد فرزانه خانه کرده بود. دغدغه اسلام و انقلاب و مردم و پاسداری از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی. استاد، طی سال‌ها - بیش از نیم قرن - راه خجسته شعر انقلاب را با خون دل، نقد جان و خوردن زخم زبان بر نوآمدگان هموار کرد و دریغ و درد که در تمام طول این سال‌ها از دوست و دشمن - به جرم آرمانخواهی و تعهد‌اندیشی - خنجر بی‌مهری خورد!

و اما امروز بر ما که ادعای خویشــی و هم‌کیشــی با استاد را داریم، فرض است که به احترام انقلاب، امام و شهیدان، نام بلندش را پاس بداریم. نام بلند استادی را که پیر راه بود و دردآگاه. ادیب و شاعر عاشق و صادقی که تمام زندگی خود را وقف هویت‌بخشی و هستی‌بخشی به ادبیات فاخر انقلاب کرد. از ما دور باد که گاهی به گمان رستم دستان شدن در عرصۀ شعر، در پیلۀ خودبینی اسیر شویم و بر قبله‌نمایی چنین بصیر، دلیر - اینچنین باد.

در پایان این نوشتار، با سلام و درود به روح پر فتوح آن  پیر درد آشنا، پنج غزل منتشر نشده از حمید شعر انقلاب را تقدیم شما خوبان می‌کنیم.

خامه فراق
(در سوگ امام خمینی)

دردا که از فراق تو، مردیم و زنده‌ایم
و ز رخ غبار عمر ستردیم و زنده‌ایم

زان ناگهان خزان که بهار از جهان ربود
چون برگ باد برده فسردیم و زنده‌ایم

ز آن دم که زد به صفحه رقم خامه فراق
هر دم هزار مرتبه مردیم و زنده‌ایم

جسم تو را به دوش هزاران دریغ‌گوی
در صبحگاه فاجعه بردیم و زنده‌ایم

وان پیکری که چون گهر جان عزیر بود
با دست خود به خاک سپردیم و زنده‌ایم

در لحظه وداع، دل دردمند را
پروانه سان به مشت فشردیم و زنده‌ایم

زان زهر جانگزای که جان از تو وا گرفت
خمخانه‌ای ز بعد تو خوردیم و زنده‌ایم

هر دم که بی‌حضور تو ای مهربان زدیم
غمبارتر ز مرگ شمردیم و زنده‌ایم

گل جنون

ای جنون گل کن که بار مصلحت جز خارنیست
های و هوی عقل خام اندیش جز پندار نیست

گوهر آدم نمایان دیار نفس را
چون به معنی وارسی بیش از خزف مقدار نیست

ساز عشقی زین سیه کاران سوداگر مجوی
یک طبیب دل در این صد کاروان بیمار نیست

آفتی باشد گمان‌آرایی خودباوران
در خیال آباد خود بینی، خرد معمار نیست

از حکیمی دوش پرسیدم ز اخلاص عمل
گفت قیراطی* ازین کالا در این بازار نیست

هر صفا آینه با مجنون ز صحرا رسته است
در قصور قیصر و دارا صفا را بار نیست

بر که بندم تهمت دانش، کز این دعوی‌گران
دیده ای  بینا، دلی شیدا، سری هشیار نیست

گوش اگر سنگین نداری این گران فهمی چرا؟
درک فریاد حقیقت آنقدر دشوار نیست

نقس را در پرده ی نیرنگ، رنگین فتنه هاست
پرده زین حیلت نگیرد عشق اگر بیدار نیست

زحمت انگیز است بزم زندگی، غافل متاز
در نیاز آباد دنیا جاده ای هموار نیست

تا به کی باشی اسیر آرزوهای دراز
و هم عشرت جز سرایی رسته در پندار نیست

درد فهمی جز به تحصیل تهی دستی مجوی
نقد کالای محبت درهم و دینار نیست

رفته‌ام از خود ز سُکر عشوه لیلاوشی
مست یک ایمای اویم، با سبویم کار نیست

گرچه هر سو شور شیرین است در عالم "حمید"
بی صدای تیشه ی فرهاد این کهسار نیست

آواز جوانی‌ها

قفس فرسوده‌ام آه از تک و تاز جوانی‌ها
نفس می سوزم از نا پخته آواز جوانی‌ها

در این جولان، نشان تیر  ناکامی ازآن گشتم
که غافل از کمانکش بود، شهباز جوانی‌ها

به جرأت بال بگشودم، ببخشا بر من ای پیری!
به ترغیب جوانی بود، پرواز جوانی‌ها

شبابی بود و در سر شور امیدی و احساسی
چه بد فرجام آمد سیر آغاز جوانی‌ها

چو من یارب مبادا کس اسیر وهم خوش‌بینی
سرابی بود و خوابی صحنه‌پرداز جوانی‌ها

ز پرپرگشتن گل در چمن، تحصیل عبرت کن
که رنگ‌آمیز خواری‌هاست، اعزاز جوانی‌ها

شکست زندگی نقش جوانی بر جبین دارد
در این آیینه خواندم رمزی از راز جوانی‌ها

غم پیری چو چنگم گوش می‌تابد  به جرم آن
که سوزی داشتم در پرده‌ساز جوانی‌ها

"حمیدا" طبع بُرنایان، نصیحت در نمی‌گیرد
مگر دست نیازی بشکند ناز جوانی‌ها

بر سر امواج

گر طبیب عشق آغوش محبت واکند
زخم های عالمی را مرهمی پیدا کند

دور ازین کانون الفت آشنای درد کیست؟
تا غریبان را به رأفت نسخه‌ای انشا کند

رنج هجران دیده داند قدر ایام وصال
درد مجنون را مداوا گر کند لیلی کند

فیض رهبر مغتنم دانید، کاین دانای راز
هر چه  فرماید به حکم خاطر دانا کند

شب پرستان گر چه در صور شبیخون می‌دمند
موسی ما دفع ظلمت با ید بیضا کند

جان روشن بر نتابد سعی استیلای جهل
شمع عقلی، کار خورشید جهان‌آرا کند

ای صفاورزان! صلای عشق را پاسخ دهید
تا زبان و دل پیام دوست را معنا کند

بت ظهور دیگری خواهد به سیمایی دگر
گو خلیل اللّه به همت آستین بالا کند

در کوچه تنهایی
گرد بادم، حاصل سعی‌ام غباری بیش نیست
و ز گِرانباری به دستم کوله‌باری بیش نیست

گر چه سر بر اَبر سودم، همچنان پا در گِلم
شور سر گردانی‌ام، مشت غباری بیش نیست

ریشه طاقت مجویید از درخت قامتم
در سرشتم شورش بی اعتباری بیش نیست

کس چو من پا در رکاب بی‌قراری ها مباد
از تولّد تا مزارم گیرو داری بیش نیست

می‌تنم بر خویش و می‌افتم به پای خویشتن
چون حبابم جلوه ناپایداری بیش نیست

می‌دوم وادی به وادی وین سبک پروازی‌ام
نزد کوته‌فکرتان بیهوده‌کاری بیش نیست

رهنورد کوچه تنهایی‌ام، کز همرهان
غیر آثار قدم در رهگذاری بیش نیست

داشتم در عالم وارستگی بالیدنی
با تهی دستی، سر افرازی عواری بیش نیست

هیچ آغوشی به گرمی بر قبولم وا نشد
مهربانی، خلق عالم را شعاری بیش نیست!

غیر این معنی نشد معلوم محرومان "حمید"
وهم همدردی سراب آشکاری بیش نیست
 



 

مصرف ماست به همراه کمی مربا در رفع عطش و تشنگی سالمندان موثر است.
 

 محمد باقر مینایی متخصص طب سنتی در خصوص رفع عطش گفت: در داخل بدن انسان دو نوع حرارت وجود دارد. یکی حرارت  غریزی است که آن را قلب شکل می دهد و دیگری حرارت  کل بدن است که از دیدگاه طب سنتی از طریق کبد به وجود می آید.

وی ادامه داد: افراد برای رفع عطش می توانند به سراغ لبنیات و ماست تازه بروند. ماست طبیعی و شیرین با کمی مربا برای سالمندان مناسب است و تشنگی آن ها را در طول روز از بین می برد و اگر ماست همراه با پودر گل محمدی و پونه باشد برای جوانان ماده غذایی مفیدی به شمار می آید.

این متخصص طب سنتی بیان کرد: افراد می توانند شیر را با زرده تخم مرغ و کمی مربا  مخلوط و میل کنند تا خاصیت آن افزایش یابد و به رفع تشنگی آنها هم کمک کند.

وی اذعان داشت: نان و پنیر به همراه گردو یا طالبی هم برای رفع عطش مناسب است.

مینایی درباره غذاهایی که عطش را کاهش می دهند، افزود: غذاهایی مانند شیربرنج، فرنی و آش هایی که حبوبات کمتری دارند برای کاهش تشنگی بخصوص در ماه رمضان و تابستان مفید هستند.
 
این متخصص طب سنتی در پایان یادآور شد: استفاده از شربت هایی نظیر لیمو ترش، آبلیمو، سکنجبین و زعفران در رفع عطش بسیار تاثیر گذار است.
 

 
منبع: باشگاه خبرنگاران


، افطار زمان جمع شدن خانواده دور سفره برای خوردن غذاهای لذیذ پس از یک روز  روزه داری است، بوی غذایی که در خانه پیچیده افراد را به تست کردن از همه انواع غذاهای لذیذ و چرب تحریک می کند که غالبا نیز با سرعت همراه است و پس از آن فرد سریعا احساس سیری ونفخ می کند.

فرد پس از آن احساس سیری و نفخ می کند و زمان باقیمانده شب را باید با درد شکم طی کند، برای خلاص شدن از آن می توان چای خاصی را جهت رفع گازهای معده تهیه ومصرف کرد.

برای تهیه این چای فقط به مقدارکمی برگ نعناع تازه ، یک قاشق کوچک دانه گیاه رازیانه ویک قاشق غذاخوری بابونه نیاز است.

این مواد را با نیم لیترآب در قوری چای بریزید و ده دقیقه بر شعله ملایم آتش بگذارید.

پس از آماده شدن ، پنج دقیقه صبر کنید و سپس آن را از صافی رد کنید و بنوشید.

نعناع در فعال ساختن عملیات هضم ، بابونه در تسکین دردهای معده و سوختن چربی ها کمک می کند.

رازیانه نیز از جمع شدن چربی در بدن جلوگیری کرده و پیش از جمع شدن آن در بدن آن را می سوزاند.



رمضان امسال ۴۷۰ ساعت و ۴۱ دقیقه است که به طور میانگین می توان سهم هر روز روزه داری را ۱۶ ساعت و ۱۴ دقیقه در نظر گرفت.
 

به گزارش فرهنگ نیوز، رمضان امسال ۴۷۰ ساعت و ۴۱ دقیقه است که به طور میانگین می توان سهم هر روز روزه داری را ۱۶ ساعت و ۱۴ دقیقه در نظر گرفت.

اين پديده گرچه فقط هر 33 سال يك بار اتفاق مي افتد اما براي ايجاد موقعيتي مشابه امسال بيش از 100 سال زمان لازم است.

افزون بر اين ساعات روزه داري در روز اول 16 ساعت و 10 دقيقه در پانزدهم آن 16 ساعت و 16 دقيقه و در روز پاياني 16 ساعت و 10 دقيقه است.
 

 
منبع: باشگاه خبرنگاران


در چند‌سال اخیر تقارن ماه رمضان با ایام گرم‌ سال این امتحان و خودسازی را بیش‌ازپیش برای روزه‌داران سخت کرده است.

گرمای شدید هوا در نیمه‌خرداد و اوایل تیرماه، تعرق و تشنگی و تحمل گرسنگی ١٨ساعته نیاز به صبر و تحمل بیشتر و البته رعایت اصول تغذیه دارد. با این‌که روزه‌داری تاثیرات مثبت روحی، معنوی و جسمی فراوانی دارد، اما بی‌شک رعایت نکردن اصول تغذیه نه‌تنها فایده‌ای برای سلامت بدن ندارد بلکه به شدت می‌تواند خطرناک باشد. به همین دلیل در چند‌سال گذشته پزشکان و متخصصان تغذیه به بحث تغذیه ایام ماه‌رمضان تأکید زیادی دارند.
 
به اعتقاد کارشناسان تغذیه، روزه‌داران با پیروی از اصول علمی و درعین‌حال ساده تغذیه در ماه رمضان می‌توانند به اهداف سلامتی چون افزایش سوخت‌و‌ساز چربی‌ها، کاهش وزن در افراد چاق، کاهش فشارخون، درمان بیماری‌های دستگاه گوارش، کاهش کلسترول خون و ورم مفاصل، ترک سیگار و حتی بهبود سلامت‌روان دست یابند.
 
روش‌های کاهش تشنگی در ایام روزه‌داری


تشنگی یکی از نشانه‌های روزه‌داری به‌خصوص در ایام گرم‌ سال است. گرمای هوا، تعریق را افزایش می‌دهد و همین تعریق باعث کاهش آب بدن و درنهایت احساس تشنگی می‌شود. اما راهکارهایی برای جلوگیری از تشنگی در ایام روزه‌داری وجود دارد. پزشکان و متخصصان تغذیه راهکارهایی جالب و درعین‌حال ساده‌ای برای غلبه‌بر تشنگی و کاهش عوارض کمبود آب بدن در طول مدت روزه‌داری پیشنهاد می‌کنند.

محمد پناهی، معاون طب‌سنتی دانشگاه علوم‌پزشکی البرز دراین‌باره، می‌گوید: «کم‌آبی و تشنگی، باعث اختلال در وضع آب و الکترولیت‌ها در بدن می‌شود و سلامتی بدن را تهدید می‌کند. به‌همین خاطر، یکی از اقداماتی که روزه‌داران باید به آن توجه کنند، این است که آب را بین وعده‌های غذایی مصرف نکنند چون باعث بروز نفخ و اختلال در هضم غذا می‌شود، همچنین در وعده افطار و سحر از غذاهای نشاسته‌دار کمتر مصرف کنند چون این غذاها برای هضم به آب زیادی احتیاج دارند.»
 
او ادامه می‌دهد: «چون مزاج گرم در بیشتر مناطق ایران غالب است و در بعضی مناطق این مزاج گرم با مزاج خشک همراه است، به روزه‌داران به‌خصوص افرادی که مزاج گرم و خشک دارند، توصیه می‌شود، درفاصله سحر تا افطار حتما به اندازه کافی آب بنوشند.» تشنگی ماه رمضان به‌خصوص در سال‌های اخیر که با ماه‌های گرم‌ سال مقارن شده است به قدری به روزه‌داران فشار می‌آورد که به‌محض رسیدن زمان افطار، خیلی‌ها، لیوان‌ها را با آب‌یخ پر کرده و شروع به نوشیدن مقدار زیادی آب می‌کنند.

متخصصان تغذیه اما معتقدند، این روش نادرست است. به گفته آنها، برای رفع تشنگی پس از افطار نیز آب سرد را نباید به یک‌باره نوشید، بلکه باید مزه‌مزه کرد و به آرامی نوشید، نوشیدن آب به یک‌باره، حرارت بدن را از بین نمی‌برد.

پناهی دراین‌باره می‌گوید: «مصرف آب‌یخ به‌سرعت به ساختار بدن آسیب می‌رساند، به‌ویژه کارکرد کبد را مختل می‌کند به همین علت ما به روزه‌داران توصیه می‌کنیم که از آب‌ولرم برای رفع تشنگی استفاده کنند، اگر این آب را با کمی عسل مخلوط کنند، نتیجه بسیار بهتری برای بدن دارد.» مصرف چای و مواد قندی، یکی دیگر از مواردی است که آب زیادی از بدن خارج می‌کند به همین خاطر به روزه‌داران توصیه می‌شود که از مصرف چای پررنگ به‌خصوص در زمان سحری خودداری کنند. پرهیز از انجام فعالیت‌های شدید بدنی، استحمام با آب داغ و خودداری از رفتن به سونا از دیگر توصیه‌های پزشکان برای کاهش تعرق روزه‌داران است.
 
هندوانه فراموش نشود

پزشکان و متخصصان تغذیه در عین حال تأکید زیادی بر رعایت میزان و نوع تأمین آب موردنیاز بدن در فاصله افطار تا سحر دارند. مواردی که روزه‌داران در صورت رعایت آن کمتر به مشکل کم‌آبی و تشنگی دچار می‌شوند.

مصرف ٨تا ١٢لیوان آب در فاصله افطار تا سحر، استفاده از میوه و سبزیجات و کاهش مصرف مواد قندی از توصیه‌های عمومی پزشکان و متخصصان تغذیه در این ایام است، موضوعی که به‌گفته محمد پناهی، می‌تواند کمبود آب بدن را به خوبی جبران کند: «خوشبختانه در این فصل از ‌سال میوه‌های متنوعی در بازار وجود دارد که صیفی‌جات با حجم بالای آب می‌توانند مکمل خوبی برای رفع تشنگی در طول روز باشند. هندوانه، طالبی، خربزه و خیار از میوه‌هایی است که مصرف آن در فاصله افطار تا سحر به روزه‌داران توصیه می‌شود.»

 او همچنین توصیه‌ای هم به بیماران کلیوی دارد: «به همه بیماران به‌خصوص مبتلایان به نارسایی کلیه توصیه اکید می‌شود که با مشورت و تأیید پزشک روزه بگیرند و درصورت اجازه پزشک علاوه‌بر نوشیدن ١٠ تا ١٢لیوان آب حتما از صیفی‌جات به‌خصوص هندوانه و طالبی در وعده افطار و سحر استفاده کنند.»
 
 روزه‌داران، افطار و شام را یکی نکنند

رفع گرسنگی به اندازه رفع تشنگی در ماه رمضان اهمیت دارد. روزه‌دار پس از تحمل ١٨ساعت گرسنگی پس از افطار باید تغذیه‌درستی داشته باشد. برخی روزه‌داران در ﻣﺎه‌رﻣﻀﺎن ﯾﺎ ﺑﻌﺪ از آن به دلیل تغییر الگوی غذایی دﭼﺎر اﺧﺘﻼﻻﺗﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﺒﻮﺳﺖ، ﺳﻨﮓ‌کلیه یا ﻣﺠﺎری ادراری، ﺳﺮدرد، بی‌حوصلگی، عصبانیت و پرخاشگری می‌شوند درحالی‌که با یک‌رژیم غذایی درست نه‌تنها هیچ عارضه‌ای برای روزه‌دار ایجاد نمی‌شود بلکه کمکی هم به سلامت‌بدن می‌کند. از طرف دیگر، همزمانی ساعت افطار با صرف شام باعث می‌شود که خیلی از روزه‌داران یکی از وعده‌های غذایی را حذف می‌کنند یا افطار و شام را با هم میل می‌کنند؛ موضوعی که به شدت از سوی پزشکان و متخصصان تغذیه نهی شده است.

 معاون طب‌سنتی دانشگاه علوم‌پزشکی البرز دراین‌باره توضیح‌می‌دهد: «پس از ١٨ساعت استراحت دستگاه گوارش، حجم بالای موادغذایی برای بدن مضر است و ‌درصد جذب مواد مغذی را کاهش می‌دهد، ما توصیه می‌کنیم که حتما ٣ وعده‌غذایی افطار، شام و سحری را مصرف کنند. البته در مصرف این ٣ وعده باید نکاتی رعایت شود.» او ادامه می‌دهد: «اول آن‌که بین زمان افطار تا شام فاصله یک‌ساعته یا بیشتر در نظر گرفته شود، چراکه دستگاه گوارش احتیاج به زمان برای هضم وعده‌اول یا همان افطاری را دارد.

 یک استکان آب‌جوش یا چای کم‌رنگ همراه دوعدد خرما، چند برش نان‌ همراه مقدار کمی پنیر و گردو، حلوا، حلیم، شله‌زرد، سبزی، سوپ و یک لیوان شیر بهترین پیشنهاد برای وعده اول است. البته با توجه به تقارن ماه رمضان با فصل تابستان بهتر است به جای حلوا، حلیم و شله‌زرد از میوه‌ها و مواد فیبری استفاده شود.

در وعده شام هم باید از تمام گروه‌های اصلی مواد غذایی مصرف شود. یکی از بهترین دستورات غذایی وعده‌شام ماه‌رمضان شامل سالادسبزی، کمتر از ١٠٠گرم مرغ یا گوشت‌قرمز یا ماهی، یک پیاله ماست، همراه چند قاشق برنج پخته است. برای سحری هم مصرف چای کم‌رنگ، سبزی و میوه‌های آب‌دار به‌همراه کمی عسل و آبلیمو برای رفع تشنگی در طول روز بسیار مفید است.» او درعین‌حال به روزه‌داران توصیه می‌کند، از مصرف شربت‌های خیلی‌شیرین و نوشابه‌های گازدار و فست‌فود در وعده‌های افطار، شام و سحری خودداری کنند.
 
سحری را حذف نکنید

اما سحری یکی از وعده‌های غذایی روزه‌داران در ایام ماه مبارک رمضان است، وعده‌ای که باوجود توصیه پزشکان و متخصصان تغذیه در بسیاری از موارد به آن توجه نمی‌شود. حذف سحری یا پرخوری در این وعده، مشکل اصلی بیشتر روزه‌داران است. مشکلی که به گفته پزشکان و متخصصان تغذیه، سلامت فرد روزه‌دار را به مخاطره می‌اندازد.

پناهی، درباره فواید و نوع موادغذایی مصرفی در وعده سحری می‌گوید: «با توجه به طولانی‌بودن ساعت‌های روزه‌داری، توصیه می‌شود که به هیچ‌وجه وعده سحر حذف نشود چراکه نخوردن سحری، منجر به افت قندخون، سردرد و سرگیجه می‌شود و در درازمدت آسیب‌های بیشتری به بدن وارد می‌کند. هنگام سحر باید از خوردن غذای چرب خودداری شود، پرخوری هنگام سحر از احساس تشنگی نمی‌کاهد. مصرف غذا در وعده سحر و افطار باید به‌گونه‌ای باشد که هیچگاه احساس سیری کامل نشود، همچنین باید از مصرف زیاد چای در سحر خودداری کرد.»

او تأکید می‌کند: «خوردن غذاهای پروتیینی در وعده سحری به دلیل افزایش هورمون‌های القاکننده سیری باید موردتوجه قرار بگیرد. مصرف کافی کربوهیدرات‌ها نیز برای تأمین ذخایر گلیکوژنی در این وعده‌غذایی توصیه می‌شود. همچنین مصرف دو تا ٣ واحد میوه در وعده‌سحری برای تأمین آب و موادمغذی موردنیاز بدن ضروری است.»

با این وجود یکی از بهترین دستورهای غذایی برای سحر یک لیوان شیر، چند برش نان سبوس‌دار، پنیر و گردو، چای‌شیرین، همراه عسل و کره و مربا است و نباید بلافاصله پس از صرف وعده سحری، دراز کشید یا خوابید چراکه این کار منجر می‌شود تا فرد دچار رفلاکس معده شود.
 
ماه رمضان و فرصت مناسب برای ترک سیگار

به‌طورکلی روزه‌گرفتن هیچ منافاتی با سلامت بدن ندارد. اگر هم افرادی در طول ماه مبارک رمضان با مشکلاتی مواجه می‌شوند، به‌دلیل رعایت‌نکردن موارد تغذیه‌ای است.

این را سیدضیاالدین مظهری، رئیس انجمن تغذیه ایران می‌گوید و ادامه‌می‌دهد: «در ماه رمضان از مصرف غذاهای پرچرب و سرخ‌شده و غذاهای حاوی قند ساده مانند زولبیا و بامیه تا حدامکان باید خودداری شود. همچنین قطع مصرف سیگار و چای پررنگ برای جلوگیری از سوء‌هاضمه و نفخ نیز توصیه می‌شود.» به‌گفته مظهری، ماه رمضان فرصت بسیار خوبی برای افرادی است که قصد دارند مصرف سیگار را برای همیشه قطع کنند.

 ١٨ساعت نکشیدن سیگار می‌تواند فرد را از لحاظ روحی و جسمی برای قطع مصرف نیکوتین آماده کند: «این افراد برای جبران نیکوتین موردنیاز بدنشان می‌توانند از گوجه‌فرنگی کمک بگیرند. گوجه‌فرنگی جایگزین مناسبی برای رفع نیاز نیکوتین بدن است، سالاد و مصرف گوجه و خیار می‌تواند میل به سیگار را کاهش دهد.» همچنین قطع مصرف نوشیدنی‌های گازداری مانند نوشابه، با افزایش توانایی بدن در جذب کلسیم میل و اشتها به سیگار را به‌شدت کاهش می‌دهد.

علاوه‌بر این، مصرف نوشابه، اشتها را برای مواد‌غذایی مفیدی مانند سبزی‌های تازه، میوه‌ها، پروتیین‌ها و لبنیات به شدت کاهش می‌دهد. درمقابل به روزه‌داران پیشنهاد می‌شود، از آبمیوه‌های تازه مانند هندوانه و توت‌فرنگی، ‌طالبی و نعنا، آناناس، خیار و سکنجبین برای رفع تشنگی استفاده کنند. این نوشیدنی‌ها علاوه‌بر رفع تشنگی، ویتامین‌های طبیعی بدن را هم تأمین می‌کنند. از عسل می‌توان به‌عنوان یک شیرین‌کننده مناسب برای این نوشیدنی‌ها استفاده کرد.
 
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های عدم تناول غذا در ماه رمضان، تلخکامی و بوی بد دهان است. موضوعی که علاوه‌بر آزار فرد روزه‌دار، باعث ناراحتی دیگران هم می‌شود.

موضوعی که به‌گفته رئیس انجمن تغذیه ایران، می‌تواند دلایل مختلفی چون عفونت لثه‌ و دندان‌ها، دخانیات، مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدافسردگی، ویتامین‌های تجویزی در دوران بارداری و حتی آنتی‌بیوتیک‌ها، رفلاکس معده، تغییرات هورمونی (استروژن) در دوران قاعدگی و بارداری، دیابت، کارکرد نادرست کلیه‌ها و کبد و درست مراقبت‌نکردن از دهان و دندان داشته‌باشد. او درباره روش‌های پیشگیری از بوی بد دهان در ایام روزه‌داری می‌گوید: «روزه‌داران می‌توانند در وعده افطار، با مصرف مرکبات و نوشیدن آب پرتقال یا آب‌لیمو که منجر به تولید بیشتر بزاق و شسته‌شدن طعم تلخ دهان در طول روز می‌شود، این مشکل را برطرف یا کم‌رنگ کنند.» او ادامه می‌دهد: « البته تلخکامی در دوران روزه‌داری، با بوی بد دهان نیز همراه است که این مسأله موقتی است و مشکل جدی به‌شمار نمی‌رود، دلیل آن هم این است که فرد برای ساعت‌های طولانی غذا نمی‌خورد، به همین خاطر بدن به شکل طبیعی هنگام مصرف‌نکردن کربوهیدرات یا با مصرف رژیم کم کربوهیدرات، مکانیسم تأمین انرژی سلول‌ها را از طریق متابولیسم چربی‌های ذخیره‌ای بدن انجام می‌دهد که باعث ایجاد بوی بد دهان می‌شود.

 به همین دلیل به روزه‌داران توصیه می‌شود در روز چندبار بعد از وعده‌های سحر، افطار و پیش از خواب، مسواک بزنند و پس از آن از نخ دندان و دهان‌شویه برای جلوگیری از تجمع جرم و باکتری‌ها استفاده کنند. استفاده از نمک نیز در جلوگیری از تجمع باکتری‌ها بسیار مفید است.»
 
روزه‌داری ورزشکاران حرفه‌ای

اصولا افراد در ماه رمضان، باید سطح ورزش را از نظر شدت و مدت کاهش دهند. متخصصان پیشنهاد می‌کنند، یک‌ساعت پس از افطار بهترین زمان برای انجام تمرین‌های ورزشی در ماه رمضان است.

مظهری معتقد است: «ورزش نه‌تنها با روزه منافاتی ندارد، بلکه اگر به صورت درست و اصولی انجام شود، روزه‌دار را در مقابل خستگی‌ها و دشواری‌های روزه به‌ویژه در هوای گرم مقاوم‌تر می‌کند، اما نکته مهم این است که زمان مناسب برای ورزش یک‌ساعت پس از افطار تا دو ساعت قبل از سحر است.» به‌گفته مظهری، ورزش باعث سوختن چربی‌های بدن می‌شود و ذخایر چربی بدن را کاهش می‌دهد، همچنین تعادلی میان سوختن کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها صورت می‌گیرد. در زمان روزه‌داری به‌علت این‌که کربوهیدرات کمتری وارد بدن می‌شود، بدن چربی‌ها را بیشتر می‌سوزاند.

این متخصص تغذیه توصیه می‌کند که روزه‌داران پس از افطار از خوردن غذاهای چرب و شیرین پرهیز کرده و مایعات زیادی بنوشند، همچنین لازم است قبل و هنگام ورزش به مقدار کافی آب مصرف شود تا تعادل آبی بدن حفظ شود.
 
بیمارانی که می‌توانند روزه بگیرند

روزه‌داری در بهبود و درمان بسیاری از بیماری‌ها به‌خصوص بیماری‌ها و نارسایی‌های گوارشی بسیار مفید است. سکته قلبی یکی از همین بیماری‌هاست که فرد با روزه گرفتن می‌تواند ریسک ابتلا به این عارضه خطرناک قلبی را به شدت کاهش دهد.

به‌گفته مظهری، حدود ٢٠روز پس از شروع ماه مبارک رمضان میزان «هموسیستئین» اصلی‌ترین عامل بروز سکته‌قلبی در خون به‌‌شدت کاهش و میزان کلسترول خوب (HDL) نیز افزایش می‌یابد و غلظت خون هم در حد طبیعی قرار می‌گیرد.

او در توضیح بیشتر فواید روزه‌داری برای کاهش خطر ابتلا به برخی از بیماری‌ها می‌گوید: «در این ماه به‌دلیل این‌که افراد از پرخاشگری، رفتارهای تهاجمی، استرس و هیجان، کشیدن سیگار، مصرف چای و قهوه دوری می‌کنند، امکان بروز سکته قلبی در آنها کاهش می‌یابد که مجموعه این تغییرات در وضع رفتار و تغذیه افراد، دو عامل مهم برای حفظ سلامتی فرد در طول ماه مبارک رمضان است.» او توصیه‌هایی هم به بیماران مبتلا به فشارخون می‌کند: «افراد مبتلا به پرفشاری خون، باید در طول روز به‌صورت مداوم فشارخون خود را چک کنند.

اگر در طول روز بیمار دچار تغییر و بالا رفتن فشار خون شود، نباید روزه بگیرد اما اگر در طول روز فشارخون فرد تغییر نکرد، روزه‌گرفتن موردی ندارد.»



دیدار با پسر فاطمه(س) و حضور امام زمان(عج) را درک کردن، شاید بزرگترین آرزوی بسیاری از ما شیعیان باشد، اما اگر روزی رسید که ما لیاقت لحظه‌ای ملاقات با امام قائم(ع) را پیدا کردیم، ظاهر و اوصاف جسمانی موعودمان چگونه خواهد بود؟

در ادامه این گزارش تعدادی از احادیث و روایات پیرامون شکل ظاهری امام زمان(عج) از منابع مختلف شیعه و سنی ذکر می‌شود:

مسند ابویعلی از پیامبر(ص) نقل می‌کند: «از میان اهل بیتم کسی در این امت قیام خواهد کرد که پیشانی‌اش بلند است و بینی اش برجستگی دارد. او عدالت را در زمین می‌گسترد، چنان که از جفا و بیداد آکنده شده است.»

الفردوس از حذیفه از پیامبر(ص) روایت می‌کند: «مهدی مردی است از فرزندان من، چهره او مانند ماهِ درخشان است، رنگ او رنگ عربی(1) است و اندام او اسرائیلی(2). او زمین را پر از داد خواهد ساخت، همانطور که از ستم پر شده است. اهل آسمان و زمین و (حتی) پرنده در آسمان از خلافت او رضایت‌مند خواهند بود...»

کمال‌الدین از ابوالصلت هروی نقل می‌کند: «از امام رضا(ع) درباره نشانه‌های قائم به هنگام قیام پرسیدم و ایشان فرمودند: علامت او این است که مسن است ولی جوان جلوه می‌کند، کسی که او را می‌نگرد چهل ساله و حوالی آن تخمین می‌زند. از علامات ظهور او آن است که با گذر روزها و شب ها پیر نمی‌شود، تا آنکه اجل فرا رسد.»

غیبت نعمانی از علی بن ابی حمزه از امام صادق(ع) چنین نقل می‌کند: «چون قائم قیام کند، مردمان او را نخواهند پذیرفت، چون جوان و شاداب می آید. تنها کسانی که خدا در عالم ذرّ از آنها میثاق گرفته است بر اعتقاد به او خواهند بود.»

کمال‌الدین روایت می‌کند که حضرت امیرالمؤمنین(ع) بر منبر فرمودند: «در آخرالزمان مردی از فرزندان من قیام می‌کند. او سفید مایل به سرخی است... ران‌هایی ستبر دارد، استخوان های شانه اش بزرگ است، در پشت خود دو خال دارد که یکی به رنگ پوست اوست و دیگری مانند خال پیامبر(ص). او دو نام دارد: یکی پنهان و دیگری آشکار. آنکه پنهان است احمد و آنکه آشکار است محمد. چون پرچمش را به اهتزاز درآرد، میان مشرق و مغرب را روشن می‌کند. او دستش را بر روی سر بندگان می‌گذارد و به دنبال آن هیچ مؤمنی نخواهد بود مگر آنکه دلش از پاره آهن سخت‌تر می‌شود و خدا به او نیروی چهل مرد می‌دهد. هیچ مرده ای نخواهد بود مگر آنکه سرورِ این امر به قبرش وارد می‌شود. آنان در قبرها با هم دیدار می‌کنند و به قیام قائم(ع) بشارت می‌دهند.» (بحارالانوار)

پی نوشت‌ها:

(1) یعنی گندمگون یا سفید است، و در اوصاف امام عصر(ع) آمده که رنگ ایشان رنگ پیامبر(ص) است، یعنی سفید مایل به سرخ.

(2)بلند قامت و پُر، مانند بنی اسرائیل و فرزندان یعقوب نبی(ع). نسل حضرت ابراهیم(ع) که از جمله آنها بنی اسرائیل‌اند، به درشتی اندام و زیبارویی معروف بوده‌اند، لذا اوصاف حضرت ابراهیم(ع) در امام مهدی(عج) بروز می‌کند.




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 | 
[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]