ه گزارش نبض سحر، مباهله در لغت عرب به معنی درخواست عذاب بر مخالف در اعتقاد است و برای اولین بار پیامبر آماده شد تا با سران مسیحی منطقه نجران به مباهله برخیزد و حتی دست حسن و حسین را گرفت و با دختر و داماد خود در گوشه بیابان حاضر شد، و منتظر آن گشت که سران مسیحی نجران از اسقف و کشیش برای مباهله حاضر شوند ولی آنان با مشاهده آیات صدق پیامبر عقب نشینی کردند و پرداخت جزیه را بر مباهله برگزیدند.
این معجزه یعنی مباهله برای اثبات صدق دعوی در قلمرو و عقائد باقی و پایدار است و هم اکنون نیز این دعوت باقی است و لازم است به سمع مخالفان اسلام برسد. آنان از هر فرقه و گروهی باشند اگر به خدا ایمان دارند، در سرزمین دور از اجتماع آماده مباهله باشند و طرفین بر علیه یکدیگر از خدا عذاب بطلبد، آنگاه ببینند عذاب خدا فرود میآید یا نه و اگر فرود میآید کدام یک از دو طرف را طعمه خود قرار میدهد؟
مرحوم علامه طباطبائی در مورد مباهله چنین میگوید:
هر فرد با ایمان با تأسی به نخستین پیشوای اسلام میتواند در راه اثبات حقیقتی از حقائق اسلام با مخالف خود به مباهله بپردازد و از خداوند برای او درخواست عذاب کند.
و هر فردی از مسیحیان و کلیمیان که بخواهند این معجزه الهی را از نزدیک مشاهده کنند. میتوانند با فردی از افراد با ایمان اسلام در مورد حقانیت اسلام به مباهله بر خیزند و نتیجه آن را با دیدگان خود مشاهده نمایند.
امام صادق (علیه السلام) به یاران خود همین دستور را میداد که مخالفان را به مباهله دعوت کنند یکی از یاران آن حضرت به نام ابو مسروق به حضرتش گفت: من با مخالفان با آیه «وَاُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ» نساء/۵۹٫ بر فضیلت و پیشوائی شما استدلال میکنم آنان میگویند این آیه مربوط به فرماندهان سپاه است و وقتی با آیه «اِنَّما وَلِیُّکُم اللهُ وَرَسُولُهُ…» مائده/۵۵٫ بر امامت علی(علیه السلام) احتجاج میکنم میگویند: این آیه مربوط به افراد با ایمان است نه شخص خاصی و هر موقع با آیه «اِلّا المَوَدَّهَ فِی القُرْبی» شوری/۲۳٫ استدلال میکنم، مخالفان میگویند: این آیه مربوط به تمام بستگان پیامبر است.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ سائل فرمود: در چنین صورت آنان را به مباهله دعوت کن آنگاه نحوه مباهله را بیان کرد و فرمود: چیزی نمیگذرد مگر اینکه آثار مباهله ( نزول عذاب) را مشاهده میکنی. (کافی، ۲/ کتاب دعا، باب مباهله).
آیه مباهله چگونه مؤید این نکته است که اهل بیت در آیه تطهیر، علی و فاطمه و حسن و حسین هستند؟
با نگاهی گذرا به آیه مباهله متوجه می شویم که «أبناء» و «أنفس» جمع و «نساء» اسم جمع است، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه واله) باید حداقل نُه نفر را همراه خود میبرد (۳ مرد، ۳ زن، و ۳ فرزند)؛ زیرا اقلّ جمع ۳ نفر است، در حالی که فقط چهار نفر را همراه خود برد. این، نشان میدهد که آن حضرت بیش از چهار نفر، واجد صلاحیت برای شرکت در میدان مبارزه معنوی نیافت.
فخر رازی داستان مباهله را این گونه نقل میکند:
رسول اکرم (صلی الله علیه واله) در حالی که برای مباهله خارج شد که جامه نادوخته پشمین سیاه رنگی بر دوش، حسین را در بغل و دست حسن را در دست خود گرفته بود، فاطمه پشت سر آن حضرت و علی (ع) پشت سر آنان حرکت میکرد، رسول اکرم به همراهان خود فرمود: وقتی دعا کردم شما آمین بگویید.
آنگاه میگوید:
در روایت آمده است: (در میدان مباهله) حضرت رسول (صلی الله علیه واله) زیر همان جامه پشمین سیاه رنگ رفت. پس از آن حسن (علیه السلام) جلو آمد، پیامبر (صلی الله علیه واله) او را داخل کرد. سپس حسین (علیه السلام)، بعد فاطمه (سلام الله علیها) و پس از آن علی (علیه السلام) جلو آمدند و همگی زیر آن جامه رفتند. وقتی همگی جمع شدند، حضرت رسول (صلی الله علیه واله) فرمود: «إِنّما یُرید الله لِیذهب عَنکم الرِجس أَهل البیت ویُطهِّرکم تَطهیراً».
فخر رازی در پایان میگوید: اهل تفسیر و حدیث گویا اتفاق بر صحت این حدیث دارند؛ واعلم أنّ هذه الروایه کالمتّفق علی صحتها بین أهل التفسیر و الحدیث. (تفسیر کبیر۴، جزء ۸، ص ۸۸ ـ ۸۹ ، آل عمران/۶۱)
عالم بزرگ اهل سنّت ابو عیسی ترمذی در کتاب خود آورده است:
سعد بن آبی وقاص از پدرش نقل کرده است: وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین را خواند و آن گاه گفت: خدایا! اهل من اینها هستند: لما نزلت هذه الآیه «تَعالوْا نَدْع أَبناءنا وأبناءکم و نِساءنا ونِساءکم» الآیه دعا رسول الله(صلی الله علیه واله) علیّاً و فاطمه و حسناً و حسیناً فقال: «اَللّهمّ هؤلاء أهلی» ( سنن ترمذی۵،/۶،).
بنابراین، میتوان گفت: اگر واقعاً کسان دیگری نیز جزو «أهل البیت» بودند رسول اکرم (صلی الله علیه واله) آنان را نیز حاضر میکرد؛ چون حداقل نُه نفر را باید میآورد. از این رو نیاوردن دیگران به میدان مباهله، نشان میدهد که دیگران مصداق «أهل البیت» (به مفهومیکه در این آیه مطرح است) نبوده اند.

در این روز، رسول بزرگوار اسلام حضرت محمد(ص) تصمیم گرفت تا با بزرگان مسیحیان نجران به مباهله بپردازد. در مباهله، طرفین، همدیگر را نفرین می‏کنند و برای طرفی که راستگو نیست درخواست عذاب می‏نمایند. هنگامی که سران هیأت نمایندگی مسیحیان نجران، پیامبر اسلام را به همراهِ تنها چهار نفر از اهلِ بیتش شامل امام علی(ع) حضرت زهرا(س) و امام حسن و امام حسین(ع) مشاهده کردند، باتعجب دریافتند که پیامبر به استجابت دعای خود و همراهانش، اعتقاد راسخ دارد، از این رو اسقُف نجران از رسول اکرم تقاضای مصالحه و بخشش کرد و این جریان، حقانیت اسلام و منزلت اهل‏بیت پیامبر را به روشنی آشکار ساخت.

جریان مباهله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با نصارای نجران، نقطه عطفی در تاریخ اسلام محسوب می­‌شود؛ چرا که در آن روز بار دیگر نور اسلام در آفاق هستی درخشیدن گرفت و عالمیان در سال نهم هجرت، حقانیت نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و منزلت اهل بیت آن حضرت را برای چندمین بار به نظاره نشستند.

این روز بزرگ در بردارنده چندین معجزه و کرامت است از جمله:

 ۱٫ در این روز، خداوند جلّ جلاله برای اوّلین بار باب مباهله را که جدا کننده حق از باطل است، در آیین اسلام گشود، آنگاه که منکران برهان های روشن را نپذیرفتند.

 ۲٫ در این روز، سربلندی خداوند و رسولِ او آشکار گردید، زیرا نصارای اهل کتاب وادار به پذیرش ذلّت، پرداخت جزیه و تسلیم فرمان و خواست نبوی صلی الله علیه و آله شدند.

 ۳٫ روز مباهله، روزی بود که سراپرده‌های نیروی الهی و قدرت نبوی برافراشته شد و افراد را فرا گرفت.

 ۴٫ روز مباهله، روزی بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله از مقامات بلند و اختصاصی اهل بیت علیهم السلام پرده برداشت.

 ۵٫ روز مباهله، روزی بود که خداوند این حقیقت را روشن ساخت که امام حسن و امام حسین علیهما السلام با وجود خردسالی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و کسانی که در راه رسالت جهاد کردند، برای مباهله شایسته‌­تر و سزاوارترند.

۶٫ روز مباهله، روزی بود که خداوند این نکته را آشکار ساخت که دخت بزرگوار رسول خدا، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مقام مباهله، از پیروان و افراد شایسته و مورد عنایت رسول خدا صلی الله علیه و آله شایسته‌تر است.

 ۷٫ روز مباهله روزی بود که خداوند این حقیقت را بیان کرد که مولا علی بن ابی طالب علیه السلام جان و نفس رسول خدا و از معدن ذات و صفات اوست، اراده او اراده خدا است و اگر چه این دو بزرگوار از لحاظ صورت و ظاهر با هم متفاوت هستند امّا در باطن و معنا در تمام فضیلت­‌ها، وحدت دارند.

 ۸٫ روز مباهله، روزی بود که تا آنجا که ما از احادیث و روایات صحیح سراغ داریم هیچ روزی مشابه آن در تاریخ اسلام وجود ندارد.

 ۹٫ روز مباهله، روزی بود که زبان مدّعیان بسته شد و خداوند آشکار ساخت که اهل بیت علیهم السلام از تمامی تقرّب جویندگان به او از راه اطاعت و عبادت، نزد او گرامی‌­تر هستند.

 ۱۰٫ روز مباهله، روز تبیین «برهان صادقی» است که خداوند در آیات مقدّس قرآن بدان دستور داده است.

 ۱۱٫ روز مباهله برای تصدیق صاحب نبوّت از تحدّی و هماورد طلبی قرآن رساتر و دلالت آن از تحدّی رسول اکرم صلی الله علیه و آله با قرآن آشکارتر است، زیرا مشرکان در برابر قرآن گفتند: «لو نشاء لقلنا مثل هذا؛ اگر می خواستیم ما نیز می‌­توانستیم مشابه آن سخن بگوییم». اگر چه سخن آنان مدعا و بهتانی بیش نبود، امّا نصارا در برابر مباهله اقدام به انکار آن نکردند و به خاطر ظهور حجّت و نشانه‌های نبوّت تسلیم شده و حاضر به مباهله نگشتند.

 ۱۲٫ در روز مباهله، خداوند با روشن کردن برتری اهل بیت علیهم السلام که به صفات الهی آراسته بودند، آتش جنگ را خاموش کرد و جانِ مسلمانان را از رنج جهاد نگاه داشت.

%d8%b0%d8%b0%d8%b0

 

اعمال روز مباهله

اوّل :  غسل

 

دوّم :  روزه

 

سوّم : دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است (دو رکعت است ؛ در هر رکعت ، یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید ، ده مرتبه آیه الکرسى و ده مرتبه قدر خوانده مى شود و بهتر است پیش از اذان ظهر خوانده شود.)

و نیز روایت شده است بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کند.

 

چهارم : خواندن دعای مباهله که شبیه به دعای سحرهای ماه رمضان است اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاء ……… ( متن کامل دعا را در اینجا بخوانید)

 

شایسته است در این روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّی به مولای متقیان امیر المؤ منین علیه السلام و زیارت کردن آن حضرت و بهتر است زیارت جامعه خوانده شود.

 

photo_2016-09-25_20-49-52

 

 

 


📚 معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس می‌داد.
یک روز که پسر پیش معلم آمده بود، معلم می‌خواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد.
معلم از پسر پرسید: «اگر من یک سیب، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم، چند تا سیب داری؟»

پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت: «چهار!»

معلم که نگران شده بود انتظار یک جواب درست را داشت؛ سه. معلم با ناامیدی با خود فکر کرد: «شاید بچه درست گوش نکرده باشه.»

او به پسر گفت: «پسرم، با دقت گوش کن. اگر من یک سیب با یک سیب دیگه و دوباره یک سیب دیگه به تو بدم، تو چند تا سیب داری؟»

پسر ناامیدی را در چشمان معلم می‌دید. او این بار با انگشتانش حساب کرد. پسر سعی داشت جواب مورد نظر معلم را پیدا کند تا بلکه خوشحالی را در صورت او ببیند اما جواب باز هم چهار بود و این بار با شک و تردید جواب داد: «چهار.»

یأس بر صورت معلم باقی ماند. او به خاطر آورد که پسرک توت فرنگی خیلی دوست دارد. با خودش فکر کرد شاید او سیب دوست ندارد و این باعث می‌شود نتواند در شمارش تمرکز کند. معلم با این فکر، مشتاق و هیجان زده از پسر پرسید: «اگر من یک توت فرنگی و یک توت فرنگی دیگه و یک توت فرنگی دیگه به تو بدم، چند تا توت فرنگی داری؟»

پسر که خوشحالی را بر صورت معلم می‌دید و دوست داشت این خوشحالی ادامه یابد دوباره با انگشتانش حساب کرد و با لبخندی از روی شک و تردید گفت: «سه؟»

معلم لبخند پیروزمندانه‌ای بر چهره داشت. او موفق شده بود. اما برای اطمینان، دوباره پرسید: «حالا اگه من یک سیب و یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدم، چند تا سیب داری؟»

پسر بدون مکث جواب داد: «چهار!»

معلم مات و مبهوت مانده بود. با عصبانیت پرسید: «چرا چهار سیب؟»

پسر با صدایی ضعیف و مردد گفت: «آخه من یک سیب هم تو کیفم دارم.»

وقتی کسی جوابی به شما می‌دهد که متفاوت از آنچه می‌باشد که شما انتظار دارید، سریع نتیجه‌گیری نکنید که او اشتباه می‌کند. شاید ابعاد و زوایایی از موضوع وجود دارد که شما درباره آنها هنوز فکر نکرده‌اید یا شناخت ندارید...

#داستانک   #قضاوت

 



 

بگویید دیگر روضه حضرت قاسم(ع) را نخوانند...!

🌷🌷🌷 در یکی از روزهای سال 1362، زمانی آیت الله خامنه ای، رییس جمهور وقت، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری، واقع در خیابان پاستور خارج می شدند، در مسیر حرکتشان تا خودرو، متوجه سر و صدایی شدند که از همان نزدیکی شنیده می شد.
صدا از یک نوجوان۱۳-۱۲ساله بود، آقا خواستند خودشان شخصا بروند ببینند چه شده است، اما محافظ ایشان نگذاشت و خودش رفت با نوجوان نزد آقا آمدند.
اقا با آرامش پرسیدند اسم شما چیست پسرم؟!
پسرک گفت: مرحمت هستم، از اردبیل آمده ام تا شمارو ببینم!
آقا گفتند خب کارت چیه که تنها از شهر دور کوبیده ی و امده ای تهران!
مرحمت گفت: به مداحان و روحانیون بگویید دیگر روضه ی حضرت قاسم(ع) نخوانند!
آقا فرمودند: چرا پسرم مگه چی شده؟!
مرحمت گفت: حضرت قاسم(ع) هم سن و سال ما بودند و برای خدا و امام حسین(ع) رفتند و شهید شدند، چرا نمیگذارید ما به جبهه برویم؟
حضرت آقا با شنیدن حرف‌های مرحمت برگه ی اعزام او را شخصا امضا کردند...🌷🌷🌷

آری برادران و خواهران، اسلام همچنین جوانان دلاوری دارد...

🌸شادی روح شهید صلوات🌸

#شهید_نوجوان_مرحمت_بالازاده

 



امام علی علیه السلام: أَلصّاحِبُ كَالرُّقْعَةِ فِى ‏الثَّوبِ فَاتَّخِذْهُ مُشاكِلاً؛

همنشين و دوسـت، همانند وصله در لباس است، پس آن را همشكل برگزين.

🌷 غررالحكم: ج1، ص379
 
 #حدیث_روز

 



#شعر_روز

🍃 علی آن شیر خدا شاه عرب
🍂 الفتی داشته با این دل شب

🍃 شب ز اسرار علی آگاه است
🍂 دل شب محرم سرالله است

🍃 شب شنفته است مناجات علی
🍂 جوشش چشمه عشق ازلی

🍃 دردمندی که چو لب بگشاید
🍂 در و دیوار به زنهار آید

🍃 کلماتی چو دُر، آویزه گوش
🍂 مسجد کوفه هنوزش مدهوش

🍃 فجر تا سینه آفاق شکافت
🍂 چشم بیدار علی خفته نیافت

🍃 ناشناسی که به تاریکی شب
🍂 می برد شام یتیمان عرب

🍃 پادشاهی که به شب برقع پوش
🍂 می کشد بار گدایان بر دوش

🍃 شاه بازی که به بال و پر راز
🍂 می کند در ابدیت پرواز

🍃 آن دم صبح قیامت تأثیر
🍂 حلقه در شد از او دامنگیر

🍃 دست در دامن مولا زد در
🍂 که علی! بگذار و از ما مگذر

🍃 پیشوایی که ز شوق دیدار
🍂 می کند قاتل خود را بیدار

🍃 می زند پس لب او کاسه شیر
🍂 می کند چشم اشارت به اسیر

🍃 چه اسیری که همان قاتل اوست
🍂 تو خدایی مگر ای دشمن دوست

🍃 در جهانی همه شور و همه شر
🍂 ها علیٌ بشرٌ کیف بَشر

🍃 شبروان مست ولای تو علی
🍂 جان عالم به فدای توعلی

#شهریار

 



 یادی از شهدا

💫با روشن شدن منورها توی آسمون دشمن متوجه حضور معبر زیر سنگرهاش شد. اینجا بود که شهید حاج قاسم تدبیر کرد و به یکی از بچه ها گفت که سریع خودت رو به سر میدون مین برسون و به فرمانده بگو معبر باز شده و نیروها رو توی معبر هدایت کن.

وقتی رزمنده ها به آخر میدون رسیدند در کمال تعجب دیدند که حاج قاسم روی سیم خاردارها خوابیده و فریاد میزند برادرها سریع رد شوید و به دشمن امان ندهید. بچه ها که شوکه شده بودند برای چند ثانیه درنگ کردند اما حاج قاسم با قسم دادن اونها به بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها از اونها می خواست که از رویش رد شوند... گردان علی اصغر علیه السلام از معبری که با بدن حاج قاسم باز شد عبور کرد و با دشمن درگیر شدند.

 همه فکرکرده بودند که حاج قاسم شهید شده. ولی وقتی امدادگرها پیکر غرق به خون حاج قاسم را پیدا می کنند که انگار هزاران تیر به او اصابت کرده. فشار سیم خاردار تمامی سطح جلوی بدن این عزیز را پاره پاره کرده بود. این حماسه زود دهان به دهان در بین رزمندگان لشگر سیدالشهدا ء(ع) پخش شد حتی فرمانده لشگر برادر فضلی در صبحگاه رزمندگان لشگر این ایثار شهیدحاج قاسم را ستود.
 
شهید اصغری در اثر فشار روی سیم خاردار سیستم های عصبی شان فشرده شده بود، دست و پاهایش سوراخ شده بود، مویرگ های بدنش پاره شده بود و تشنج داشتند. از مردادماه 64 تا دی ماه 64 در بیمارستان مشغول مداوا بود.
 
سردار شهید حاج قاسم اصغری در پاکسازی میادین مین سردشت به همراه شهید حاج رسول فیروزبخت در اثر انفجار مین والمری در آبانماه 66 به شهادت رسید.

#شهید_حاج_قاسم_اصغری

 



🔔 #زنگ_تفکر 🔔

شکایت از خر و پف همسر

زن و شوهر پیری با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد همیشه از خر و پف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی‌رفت و گله‌های شوهرش رو به حساب بهانه‌گیری‌های او می‌گذاشت. این بگومگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه روزی پیرمرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خر و پف می‌کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می‌کند و یک شب همه سر و صدای خرناس‌های گوشخراش همسرش را ضبط می‌کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می‌شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خر و پف‌های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می‌رود و او را صدا می‌کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خر و پف‌های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام‌بخش شبهای تنهایی او می‌شود.

قدر هر کسی رو بدونیم تا یه روزی پشیمون نشیم.

 



به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای جملات کلیدی رهبر انقلاب به شرح زیر است:

*جنگ به وسیله ی مردم اداره شد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم نیروهای گوناگون، متکی به مردم بودند؛ به ایمان مردم، به عشق مردم، به صفای مردم. 1390/07/20

*جنگ هشت ساله، ما را قوی تر کرد. اگر جنگ هشت ساله نبود، این سرداران شجاع، این مردان برجسته نشان داده نمیشدند، در بین ملت بروز نمیکردند؛ این حرکت عظیمِ مخلصانه ی مردم مجال بروز و ظهور پیدا نمیکرد. 1389/11/27

*هشت سال دفاع مقدس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه ی زمانی نیست؛ گنجینه ی عظیمی است که تا مدتهای طولانی ملت ما میتواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایه گذاری کند. 1388/06/24

*آن عزتی، اعتماد به نفسی، احساس اقتداری که از ناحیه ی معنویت رزمندگان ما و جامعه ی اسلامی ما احساس شد و توانست آن حادثه ی عجیب و شگفت انگیز - یعنی پیروزی در دفاع مقدس و شکست نخوردن در مقابل تهاجم این همه دشمن - را رقم بزند، آن خصوصیات، آن خصلتها، برای ملت ما، برای کشور ما، یکی از بزرگترین نیازهاست. 1388/06/24

*این هشت سال، مظهری از برترین صفاتی است که یک جامعه میتواند به آنها ببالد و از جوانان خودش انتظار داشته باشد. یعنی دفاع مقدس مظهر حماسه است، مظهر معنویت و دینداری است، مظهر آرمان خواهی است، مظهر ایثار و از خودگذشتگی است، مظهر ایستادگی و پایداری و مقاومت است، مظهر تدبیر و حکمت است. 1388/06/24

*جنگ، کار پیچیده ای است. مدیریت جنگ و فرماندهی جنگ، کار بسیار سنگین و پیچیده ای است. این کار را جوانهای نورس ما در بسیاری از بخشها انجام میدادند. این تدبیر، این حکمت، چیز بسیار شگفت آوری است؛ مظهر شکوفائی استعدادها و ظرفیتهاست. چقدر جوانهای کم سال رفتند در جبهه و توانستند در آنجا کارهای بزرگ از خودشان نشان بدهند. بعضی شهید شدند، بعضی هم جزو سرمایه های انقلاب بودند، بعدها کشور از اینها استفاده کرد. حقیقتاً این جوری بود که سپاه پاسداران یکی از مراکز صدور نیرو به همه جای کشور شده در طول این بیست و هفت هشت سال؛ به خاطر اینکه جنگ توانست از یک مجموعه ی جوان، مجموعه ای از عناصر کارآمد و بااستعداد درست کند و تحویل بدهد؛ چون استعدادها در اینها شکوفا شد. 1388/06/24

*اینکه تصور بشود که هنر دفاع مقدس در جامعه ی ما مخاطب ندارد، طالب ندارد، این هم خطای بزرگی است، از اشتباهات فاحش است؛ اگر کسی این را خیال کند. تحقیقاً پرمشتری ترین آثار هنری بعد از انقلاب در زمینه های مختلف، آن آثار هنری است که مربوط به دفاع مقدس بود؛ چه در زمینه ی فیلم و سینما، چه در زمینه ی کتاب، خاطره، داستان. 1388/06/24

*جنگ تحمیلی را دشمن برای خاموش کردن انقلاب به راه انداخت، اما همین جنگ تحمیلی باعث شعله ورتر شدن نیروی انقلاب و روحیه ی انقلاب شد. 1388/01/26

*من مشتاقم که جوان های ما قصه ی جنگ تحمیلی هشت ساله را بدانند که چه بود. این را بارها گفته ایم؛ افراد هم گفته اند و تشریح کرده اند؛ اما یک نگاه کلان به این هشت سال، با اطلاع از جزئیاتی که وجود داشته است، خیلی برای برنامه ریزی آینده ی جوان در روزگار ما مهم است. 1387/08/08

*همه باید بدانند که در دوران دفاع مقدس چه معجزات عظیمی از حضور مؤمنانه و پر تلاش نیروهای بسیجی در صحنه های جنگ اتفاق افتاد؛ این را باید همه بدانند. 1387/02/14

*من توصیه میکنم این کتابهائی که در شرح حال سرداران است یا آنچه که در گزارش روزهای جنگ و سالهای دشوار اول بالخصوص نوشته شده، این را جوانها بخوانند. خود را سیراب کنید از معرفت به آنچه که گذشته است در تاریخ انقلاب. 1387/02/14

*این جنگ، یک جنگ دفاعی بود. جنگ دفاعی با جنگ تهاجمی فرق دارد؛ جنگ تدافعی و دفاعی، محل بروز غیرت و تعصب و وفاداری عمیق انسانها به آرمانهایی است که به آنها پایبند است. 1385/07/29

*دوران دفاع مقدس برای ملت ما ظرفیت و موقعیتی بود که این ملت بتواند اعماق جوهره ی خودش را در ابعاد مختلف نشان دهد، و نشان داد. 1384/06/31

*ما هرچه برای دوره ی دفاع مقدس سرمایه گذاری و کار کنیم، زیاد نیست؛ چون ظرفیت هنری و ادبی کشور برای تبیین این دوره، خیلی گسترده، وسیع و عمیق است و از این ظرفیت تاکنون استفاده ی خوب و درخوری نشده. 1384/06/31

*مواظب باشید از مسأله ی دفاع مقدس که در این کشور اتفاق افتاد، غافل نشوید؛ کار بزرگی انجام گرفت. آن جوانها مثل شماها بودند؛ اکثر این جوانهایی که در جنگ نقشهای مؤثر ایفا کردند، از قبیل همین دانشجوها بودند و خیلی هایشان هم جزو نخبه ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیست ودو، سه ساله فرمانده ی یک لشکر شد؛ آن چنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آن چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند متعجب کرد، بلکه ماهواره های دشمنان را هم متعجب کرد. 1383/07/05

*ما در جنگ، بسیار جانهای عزیز را از دست دادیم و خسارتهای مادّی و معنوی زیادی هم تحمل کردیم؛ اما چیزی در دل این ملت جوشید که برکات و ارزشش برای امروز و فردای این ملت، از همه چیز بالاتر است و آن، احساس اتّکاء به نفس، احساس عزّت، احساس استقلال، احساس خودباوریِ ملیِ عظیم و احساس اعتقاد به این بود که اگر یک ملت حول محور ایمان به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزاتِ نشدنی یکی پس از دیگری قابل شدن خواهد شد. 1379/07/06

*جنگ هشت ساله، این ملت را آبدیده، شجاع و متّکی به نفس کرد. نام این ملت را بلند کرد. خیلی از ملتهای مسلمان دنیا به خاطر جنگ و عقاید شما ملّت، توجّه و گرایش پیدا کرده اند. 1375/09/24

*یکی از برکات دفاع هشت ساله ما، همین پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی و ساخت دقیقترین ابزارهاست که با دست خالی و بدون هیچ سابقه ای آنها را به دست آوردیم و جزو موجودی ملت ایران شده است. 1374/06/29

* در جنگ تحمیلی ملت بزرگ ما با ایستادگی و مقاومت خود در راه خدا، این توطئه را به وسیله و نردبانی به سمت قله ی آرزوها و ارزشهای اسلامی و وسیله یی برای پیشرفت تبدیل کرد. 1369/06/01

*بزرگترین، دردناکترین و فاجعه آمیزترین خصومت دشمنان ما به راه انداختن جنگ تحمیلی بود. 1366/06/31




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]