پیشگیری طبیعی از سرطان به اعمال تغییراتی در الگوی زندگی بستگی دارد که در اینجا به 18 مورد از موثرین آنها اشاره شده است.

 
1-پرهیز از نوشیدنی های شیرین
 
2-مصرف نشاسته مقاوم
 
3-تحرک بدنی
 
4-مصرف کلم بروکلی
 
5-مصرف آجیل
 
6-مصرف سیر
 
7-مصرف خانواده کلم
 
8-خوردن کنگر فرنگی
 
9-قرار گیری 15 دقیقه ای در معرض خورشید
 
10-پرهیز از مصرف گوشت گریل
 
11-نوشیدن چای سبز
 
12-مصرف ماهی
 
13-تاریک نگه داشتن اتاق خواب
 
14-مصرف پیاز
 
15-پیاده روی در روز به مدت 30 دقیقه
 
16-پرهیز از برنزه کردن
 
17-نوشیدن شیر
 
18-مصرف انواع توت ها
 
انتهای پیام/


مناجات شعبانیه که از سلسله مناجات های خاص حضرت امیر و فرزندان والا مقام وی ـ علیهم السلام ـ است از نورانیت و جلالت در خور توجهی برخوردار بوده، همواره زمزمه لبان عارفان سالک، جویندگان معرفت، و علمای عامل بوده و می باشد، بخش های بلند و پرمحتوای آن از چنان مغز و مفهومی برخوردار است که انصافا حاکی از قطعیت سند آن و اتصال حتمی آن به معصومان ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ است و به راحتی می تواند ما را به این نتیجه رهنمون سازد که چنین عبارات رسایی جز از شخصیتی که به وحی و غیب اتصال دارد، و از فصاحت و بلاغت حقیقی برخوردار است، نمی تواند صادر شده باشد.

* مرغ صلوات

در آسمان ، دریایی است که آن را دریای برکات گویند و بر لب آن دریا درختی است که آن را درخت تحیّات نامند . بر آن درخت آشیانة مرغی است به نام مرغ صلوات و وقتی مؤمنی در ماه شعبان برسیّد پیغمبران (ص) صلوات فرستد ، خدا آن مرغ را امر نماید تا در آن دریا غوطه خورد و پرهای خود را بفشارد و هر قطره ای که از پرهای آن مرغ بریزد ، ملکی خلق نماید و جمیع آن فرشتگان به تقدیس و تحمید و مدح و ثنای پروردگار مشغول گردند و ثواب آنها در دیوان اعمال صلوات فرستنده ثبت گردد .

درروایت آمده یک صلوات در ماه شعبان برابر است با ده صلوات در غیر ماه شعبان .   وسائل الشیعه ، ج 10 ، ص 492  و مصباح المتهجد ، ص 28

*متن صلوات شعبانیه

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ

درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان

وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ و آل‏ مُحَمَّدٍ

و معدن دانش و خاندان وحى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَیَغْرَقُ‏ مَنْ تَرَکَهَا،

کشتى جارى در اقیانوس هاى بیکران ایمن شود هر که سوار آن کشى گردد و غرق شود کسى که آن را واگذارد،

الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ ‏‏لاحِقٌ،

هر که بر ایشان تقدم جوید از دین بیرون رفته و کسى که از ایشان عقب ماند به نابودى گراید

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الْکَهْفِ الْحَصینِ

ولى ملازم ایشان حق خواهد رسید خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پناه‏گاه محکم

وَغِیاثِ‏ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ، وَمَلْجَأِ الْهارِبینَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ،

و فریادرس بیچاره درمانده و پناه گریختگان و دستاویز محکم براى وسیله‏ جویان

اَللّهُمَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً،

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسیارى که موجب خوشنودى ایشان گردد

وَلِحَقِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَدآءً وَقَضآءً، بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ

حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظیفه ما شده و باشد به جنبش و نیروى تو ای پروردگار عالمیان

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ،

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان نیکوکار اى پروردگار جهانیان برگزیده

الَّذینَ‏ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

آن کسانى‏که حقوقشان را واجب کردى و اطاعت و دوستیشان را فرض نمودى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاعْمُرْ قَلْبى‏بِطاعَتِکَ، وَلا تُخْزِنى‏ بِمَعْصِیَتِکَ

و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و به وسیله نافرمانیت رسوایم مکن

وَارْزُقْنى‏ مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ،

و روزى من گردان که کمک مالى دهم بر کسى‏که روزیت را بر او تنگ کردى بوسیله آنچه بر من فراخ گرداندى از فضل خویش

وَنَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِکَ، وَاَحْیَیْتَنى‏ تَحْتَ ظِلِّکَ، وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ‏ سَیِّدِ رُسُلِکَ،

و گستردى بر من از عدل خویش و مرا در زیر سایه‏ات زنده داشتى و این ماه پیمبرت و آقاى رسولانت

شَعْبانُ الَّذى‏ حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ،

ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى

الَّذى‏ کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه‏ وَسَلَّمَ، یَدْاَبُ فى‏ صِیامِهِ‏ وَقِیامِهِ،

آن ماهى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم کوشش بسیار داشت در روزه‏ و شب زنده‏داریش

فى‏ لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ، بُخُوعاً لَکَ فى‏ اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ، اِلى‏ مَحَلِ حِمامِهِ،

هم در شبها و هم در روزهایش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش هم‏چنان تا هنگام مرگش

اَللّهُمَّ فَاَعِنَّاعَلَى الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ، وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ،

خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروى کنیم و به شفاعتى که نزد او است برسیم

اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً، وَاجْعَلْنى‏ لَهُ‏ مُتَّبِعاً،

خدایا قرار ده او را براى من شفیعى پذیرفته و راهى بسویت که همواره باشد و مرا پیرو او گردان

حَتّى‏ اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى‏ راضِیاً، وَ عَنْ ذُنُوبى‏ غاضِیاً، قَدْ اَوْجَبْتَ لى‏ مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ،

تا به جایى که در روز قیامت تو را در حالى دیدار کنم که از من خوشنود باشى و گناهانم را نادیده‏گیرى و براى من واجب کرده‏باشى از جانب خود رحمت و خوشنودى را

وَاَنْزَلْتَنى‏ دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ،

و مرا در خانه همیشگى (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آرى.



از اصبغ بن نباته نقل شده است که گفت، امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: خداوند متعال به حضرت موسی(ع) وحی کرد: ای موسی! سفارش مرا دربارۀ چهار چیز به خاطر بسپار؛

 

1. تا ندانی که گناهانت را آمرزیده اند به عیب دیگران نپرداز.
2. تا ندانی که گنجهای خدا تمام شده غم روزی مخور.
3. تا نبینی که ملک و پادشاهی من از دست رفته به دیگری امیدوار نباش.
4. تا مردۀ شیطان را نبینی از مکرش ایمن مباش.

 

منابع:
زبده الاحادیث، جلداول، ص44-45
نصایح، نوشته مرحوم ایت الله مشکینی
المواعظ العددیه
احادیث الطلاب، احادیث امیرالمومنین(ع)
آموزه های اخلاقی در کلام معصومین(ع)

 



استفتائاتی از مقام معظم رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای در خصوص حد و حدود شادی در جشن ها و اعیاد مذهبی منتشر می‌شود:

 

سؤال: طبل زدن در جشن های میلاد و غیر آن چه حکمی دارد؟

 

جواب: استفاده از آلات نوازندگی و موسیقی به نحو لهوی و مناسب با مجالس لهو و گناه به طور مطلق حرام است.

 

سوال:  دست‌زدن همراه با شادی و خواندن و ذکر صلوات بر پیامبر اکرم و آل او(صلوات الله علیهم اجمعین) در جشن‌هایی که به مناسبت ایام ولادت ائمه معصومین(علیهم‌السلام) و اعیاد وحدت و مبعث برگزار می‏شود چه حکمی دارد؟ اگر این جشن‏ها در مکان‌های عبادت مانند مسجد و نمازخانه‏ های ادارات و مؤسسات دولتی و یا حسینیه‏ ها برگزار شوند، حکم آن‌ها چیست؟

 

جواب: به‌طور کلی کف ‏زدن فی‏ نفسه به نحو متعارف در جشن‌های اعیاد یا برای تشویق و تأیید و مانند آن اشکال ندارد ولی بهتر است فضای مجالس دینی به‌خصوص مراسمی که در مساجد و حسینیه‏ ها و نمازخانه‏ ها برگزار می‏شود، به ذکر صلوات و تکبیر معطّر گردد تا انسان به ثواب آن‌ها برسد.


این که واجب است تمامی مسلمانان جهان با هر نوع زبان و ملیتی که دارند نماز را به عربی بخوانند دلایل و حکمت های متعددی می تواند داشته باشد، از جمله این که:

غناى زبان عربى

غناى زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنایى - به ویژه در حوزه معارف دینى - به گونه‏ اى است که با دیگر زبان‏ ها قابل قیاس نیست. بررسى ‏هاى انجام شده، نشان مى ‏دهد که برخى از مفاهیم قرآنى، در زبان‏ هاى دیگر معادل ندارد. رایج ‏ترین آیه قرآن؛ یعنى«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» به هیچ زبانى ترجمه دقیق نشده است و گویى هیچ مترجمى نمى‏ تواند معادل ‏هاى دقیق براى برخى از واژه‏ هاى به کار رفته در آن بیابد. جالب است بدانید که برخى از مترجمین قرآن در مواردى به جاى معادل ‏گذارى، خود واژه‏ هاى قرآن را به کار مى‏ برند و از این طریق، واژه‏ هاى قرآن وارد بسیارى از زبان ‏ها (چون فارسى، انگلیسى و...) شده است.

به عنوان مثال، مارمادوک پیکتال - یکى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگلیسى - هرگز کلمه Godرا به جاى« الله» به کار نبرده است؛ بلکه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مى‏ داند.و یا دو کلمه«رحمن و رحیم» این دو واژه یکی رحمت عامه خداوند را می رساند که شامل مؤمن و کافر است وآن«رحمن» است و یکی رحمت خاصه به مومنان را که واژه«رحیم»است.

 در فارسی ما دو معادل برای بخشنده نداریم که یکی تعمیم را برساند ودیگر مخصوص بودن آن را برای عده ای خاص واگر در ترجمه«رحیم» گفته می شود مهربان به جهت تنگ بودن قافیه است والا مهربان معادل«رئوف» عربی است ومعادل رحیم نیست. لذا معادل صریحی برای این دو واژه نداریم وبخشنده و مهربان دو واژه نزدیک به لفظ عربی آن هستند ونه مرادف دقیق.

 بنابراین فارسى‏ سازى نمازو یا هر زبان دیگری نمی تواند در بردارنده تمامی معانی نماز باشد و این امر مساوى با از دست دادن آثار و فوائد نماز خواهد شد.

مصونیت از تحریف

خواندن نماز به یک صورت معین‌، آن را از دستبرد، تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی‌اساسی که بر اثر مداخله افراد غیر متخصص‌، هنگام ترجمه آن به زبان های دیگر، رخ می دهد، نگاه می دارد و به این وسیله روح این عبادت اسلامی محفوظ تر می ماند.

ایجاد روح اتحاد و همدلی در مسلمانان

خواندن نماز به زبان عربی‌، یکی از نشانه های جهانی بودن دین اسلام است‌؛ زیرا جمعیتی که در یک صف قرار می گیرند و در یک جبهه فعالیت می کنند، ناگزیرند، زبان واحدی داشته باشند که به وسیله آن تفاهم کنند؛ یعنی علاوه بر زبان مادری و محلّی‌، یک زبان عمومی و جهانی هم داشته باشند. ـ نماز خواندن به یک زبان‌، از طرف تمام مسلمانان رمز وحدت و نشانه ی یگانگی مسلمانان است‌. و از آن جا که زبان عربی به اعتراف اهل فن‌، یکی از وسیع ترین و جامع ترین زبان های دنیاست‌، این حقیقت روشن تر می شود که تمام فرق مسلمان می‌ توانند آن را به عنوان یک زبان بین‌المللی شناخته و از آن به عنوان تفاهم و همبستگی اسلامی استفاده نمایند.

زبان معارف دینی

زبان عربى نه تنها زبان یک قوم؛ بلکه زبان دین ما است و آشنایى با آن، ما را مستقیما با پیام خدا و سنت قولى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و ائمه هدى‏ علیهم السلام آشنا مى‏ سازد. عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دین و کتاب آسمانى مى ‏شود و زمینه آشنایى هرچه بهتر و مستقیم ‏تر از معارف دینى را فراهم مى‏ آورد.

اعجاز گونگی

لطافت و زیبایى و اعجازین بودن سوره‏ هاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زیباترین ترجمه‏ هاى بشرى، هرگز جانشین لطافت و زیبایى کلام خداوند و آهنگ دلنشین و دل‏نواز آن نخواهد شد.«مارمادوک پیکتال» - در مقدمه ترجمه انگلیسى خود از قرآن - مى‏ نویسد:«قرآن را نمى‏ توان ترجمه کرد؛ زیرا نغمه و آواى بى ‏نظیر و آهنگ دلنشین آن، انسان را دگرگون مى‏ سازد و او را به خشوع و گریه و یا شور و شوق وا مى‏ دارد». [1]

مصونیت فرهنگی

از منظر جامعه‏ شناسى زبان، یکى از مهم ‏ترین ابزارهاى انتقال و پویایى فرهنگى است. فرهنگ‏ پذیرى(Acculturation) و جامعه ‏پذیرى(Socialization) در حد بسیار بالایى وامدار زبان مى‏ باشد. اگر استعمار جدید(Neo_colonialism) با تمام توان خود در بسط زبان خود مى‏ کوشد، از آن روست که بهترین راه تحمیل فرهنگ خود و بیگانه سازى ملت‏ها با هویت خویش، در گرو تغییر زبان و ادبیات است. براى مسلمانان، پیوند دائمى و فزاینده با زبان عربى - که حاوى فرهنگ، ادبیات و معارف دینى است - یک ضرورت اجتناب‏ ناپذیر است و بدون آن جامعه اسلامى، با شتاب بیش ترى دست خوش استحاله فرهنگى خواهد شد. از این رو شارع مقدس اسلام از طریق نمازهاى پنج گانه، پیوند با زبان دین را نهادینه و دائمى ساخته تا به این وسیله انتقال و پویایى فرهنگ اسلامى، در همه نسل‏ ها و صیانت آن در برابر تهاجمات فرهنگى بیگانگان، در حد بالایى تضمین شود.وحدت زبان ضامن حفظ و مصونیت این عبادت بزرگ از تحریف و آمیختگی با خرافات است.

گذشته از همه این حکمت ها، خداوند که آفریدگار انسان ها است و انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت آفریده است، نماز را به همین شکل وسیله عروج و ارتقای آدمی قرار داده است که این عروج و پرواز در فضای معنویت و تعبد و بندگی است، بندگی که مولای عارفان علی (علیه السلام) به آن افتخار می کند:« کَفَى بِی فَخْراً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْدا»[2]؛« خدایا! افتخارم همین بس که بنده تو هستم».

البته انسان می تواند در قالب دعا و نیایش با هر زبان که خواسته باشد با پروردگار خویش راز و نیاز داشته پیوند و ارتباط بر قرار نماید. اما نماز، کامل ترین شکل آن است.

در پایان این نکته را یادآوری می نماییم که دانستن معناى آیات و اذکار نماز باعث بهره مندى بیش تر از نماز و توجه به خدا مى شود لذا بر هر مسلمان شایسته است نسبت به یاد گیری معناى نماز که در یک صفحه کتاب خلاصه مى شود،اقدام نموده و از آن جا که این جملات هر روز چندین نوبت در نمازها تکرار می شود فراگیری آن ساده و آسان است.



خدا درباره‌اش فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیرا»؛ ما تو را به حق، براى بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم، در آیه دیگری چنین آمده است: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین»؛ ما تو را جز رحمت براى جهانیان نفرستادیم.

بر اساس آنچه که در قرآن کریم بیان شده است، هیچ گاه رفتار و سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) بدون اذن وحی نبوده، همان گونه که گفتار آن جناب این چنین بوده است و محاورات روزمره و عادی زندگی پیامبر(ص) هم از روی هوی و هوس نبوده است، در واقع محال بوده که بر دامن آن جناب در این وادی گرد گناه و خطا نشسته باشد.

بر همین اساس برخی با استناد به اطلاق آیه 3 و 4 سوره نجم «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»؛ و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏‌گوید آنچه مى‏‌گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست، معتقدند که تمام سخنان و رفتار و کردار پیامبر(ص) از وحی ناشی شده است. از این رو، هرگز احتمال کذب و خطا در آن نیست و باید مطیع آن باشیم و به آن عمل کنیم.

حالا این پیامبری که سخنانش این گونه وحی است و سخنانش از روی هوا و هوس نیست، در روایتی زیبا امت خود را با ملاک اهتمام به نماز به چهار گروه تقسیم کردند، در واقع پیامبر(ص) یک شاقول را به ما معرفی کرده که باید هر کسی آن را روی اعمال و رفتار خودش قرار دهد تا اعمالش را بر اساس دقیق کند، بیاییم خودمان را بسنجیم و ببینیم در کدام گروه قرار می‌گیریم؟

پیامبر(ص) در این باره امتش می‌فرمایند: «امت من چهار گروه هستند:

*ساهلان در نماز

پیامبر(ص): «صنفٌ یُصَلون، وَلکِنَهُم فِی صَلوتِهِم ساهُون، فکانَ لَهُم الوَیل، وَ الوَیلُ اِسمُ دَرکةٍ مِن دَرکاتِ جَهَنَم»؛ گروهی نماز می‌خوانند، ولی در نمازشان سهل انگارند. پس «ویل» برای آنهاست، و «ویل» نام یکی از طبقات زیرین جهنم است، خداوند می‌فرماید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون»؛ پس واى بر نمازگزارانى که در نماز خود سهل‌‏انگارى مى‌‏کنند.

«ساهون» از ماده «سهو» در اصل به معنى خطایى که از روى غفلت سر زند، خواه در فراهم کردن مقدماتش مقصر باشد یا نه، البته در صورت اول معذور نیست، و در صورت دوم معذور است، ولى در اینجا منظور سهو توأم با تقصیر است.

باید توجه داشت که خداوند در آیه نمى‏‌فرماید «در نمازشان سهو مى‌‏کنند» زیرا سهو در نماز به هر حال براى هر کسی واقع مى‏‌شود، بلکه مى‏‌فرماید «از اصل نماز سهو مى‏‌کنند» و کل آن را به دست فراموشى مى‌‏سپرند.

بنابراین «ساهون» عده‌ای از مسلمانان هستند که نماز را قبول دارند؛ ولی سهل‌انگاری می‌کنند، اینها از نمازشان غافلند و اهتمامى به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکى ندارند، چه اینکه به کلى فوت شود و چه اینکه بعضى از اوقات فوت شود و چه اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانند و نمازى باطل بخوانند.

در آیه شریفه تکذیب‏‌گر روز جزا به چنین نمازگزارانى تطبیق شده، چون حرف «فاء» که بر سر جمله آمده مى‌‏فهماند جمله مزبور نتیجه تکذیب روز جزا است «أَرَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّین» و مى‏‌رساند چنین نمازگزارانى خالى از نفاق نیستند، چون تکذیب روز جزا تنها به این نیست که به کلى آن را منکر شود، کسى هم که تظاهر به ایمان مى‏‌کند و نماز مسلمانان را مى‏‌خواند، اما طورى مى‏‌خواند که عملاً نشان مى‏‌دهد باکى از روز جزا ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده.

«ویل» برای این دسته است. یعنی در طبقات زیرین جهنم جای می‌گیرند.

*ضایع‌کنندگان نماز

پیامبر(ص): «وَ صِنف یُصَلونَ اَحیاناً، وَلایُصَلون اَحیاناً، فَکانَ لَهُم الغَیُّ، وَالغیّ اِسمَ دَرکةٍ مِن دَرکات جَهنَم»؛ گروهی گاهی نماز می‌خوانند و گاهی نمی‌خوانند، پس «غی» مال آنهاست، و «غی» نام یکی از طبقات پایین جهنم است. خداوند متعال فرمود: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا»؛ سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند، و اینها به زودی در «غی» افکنده خواهند شد.

این آیه کریمه نشان می‌دهد که اولاً، ضایع کردن نماز با پیروی از شهوت‌ها رابطه مستقیمی دارد، همان طور که نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می‌دارد و مانع ارتکاب گناهان می‌شود، ضایع کردن نماز هم، سبب پیروی از شهوت‌ها و خواهش‌های نفسانی که سرچشمه فحشا و منکر است، می‌شود.

از پیامبر اسلام(ص) نقل است که در تفسیر آیه «فخلف من بعدهم» می‌فرمایند: «شصت سال بعد از من، افرادی روی کار می‌آیند که نماز را ضایع می کنند و در شهوت‌ها غوطه‌ور می‌شوند و به زودی نتیجه گمراهی خود را خواهند دید»، حال اگر مبدأ شصت سال را هجرت پیامبر در نظر بگیریم، این پیش بینی بر زمان بنی امیه و حکومت یزید، منطبق می‌شود.

ثانیاً، نقطه حساس حفظ سلامت نسل و تداوم پاکی در نسل‌های بعدی، پای بندی به ارتباط مستمر با خداوند است و ضایع کردن این رابطه، پاکی و طهارت را از سلسله فرزندان بشر می‌رباید، آنچه که باید در رابطه با این گروه مورد توجه قرار گیرد، معنای «ضایع کردن و انواع آن» است. باید دید که چگونه نماز ضایع می شود؟

ضایع کردن یک عمل، یعنی آن را به نحوی انجام دهی که نتیجه و اثر واقعی آن ظاهر نشود به طوری که بود و نبودش و انجام دادن و ندادنش، مساوی باشد، علامه طباطبایی در تفسیر آیه می‌گوید: «مقصود از اضاعه نماز تباه کردن نماز است، همراه با سستی در امر نماز و خوار شمردن آن و به بازی گرفتن و تغییر ایجاد کردن در آن و ترک نماز بعد از گرفتن و قبول آن».

می‌توان گفت: بد نماز خواندن و نماز را بدون آرامش و با سرعت به جا آوردن از مصادیق ضایع کردن نماز است، نقل شده که روزی پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد مسجد شدند، شخصی را دیدند که با شتاب‌زدگی نماز می‌خواند و با رکوع و سجود ناقص، آن را انجام می‌دهد، فرمودند: عمل این شخص مانند نوک زدن کلاغ بر زمین برای برچیدن دانه است. «لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَکَذَا صَلَاتُهُ لَیَمُوتَنَّ عَلَى غَیْرِ دِینِی‏»؛ اگر این شخص با چنین نمازی بمیرد، قطعاً خارج از دین (اسلام) مرده است.

حجت‌الاسلام ابوترابی(ره) می‌گوید: بعثی‌ها در اردوگاه می‌گشتند تا ببینید رهبر فکری اسرای ایرانی چه کسی است؟ 150 نفر از اسرا را به عنوان رهبران فکری جدا کردند و به یک شهری بردند و شروع کردن به شکنجه کردن آنها تا اعتراف بگیرند. یک شب من را به همراه عده‌ای برای شلاق زدن بردند. آن شب دو نفر از اسرا را چنان زدند که چشمشان از حدقه درآمد و همان جا کور شدند! بقیه را هم در حدی می‌زدند که خون تمام زمین را گرفته بود. ما آن شب خیلی کتک خوردیم. هوا مهتابی بود. برای نماز بلند شدیم و در حالی که دستمان را به دیوار گرفته بودیم، نماز خواندیم. نماز را خواندیم و افتادیم. بعد متوجه شدیم که این مهتاب برای صبح نبوده است. آن شب هوا مهتابی بوده است. اما ما خیال کردیم که صبح شده است. دوباره صبح که شد، بلند شدیم و نماز خواندیم.

آری اسرا و شهدا آن شبی که کتک خوردند تا حدی که چشم برخی آن‌ها از حدقه بیرون آمد، دوبار نماز صبح می‌خوانند. اما بعضی از افراد راحت از کنار نماز می‌گذرند؟ مغازه‌اش را نمی‌بندد برای اینکه یک مشتری یک کیلو نخود بخرد. واقعاً وقتی آدم نگاه می‌کند می‌بیند که بعضی‌ها از چه چیزهایی گذشتند، ولی بعضی‌ها از هیچ چیز نمی‌گذرند!

وقتی امامان ما صدای اذان را می‌شنیدند، رنگشان می‌پرید. سر نماز آنچنان محکم می‌ایستادند که جز باد، عبای اینها را تکان نمی‌داد. امامان ما این چنین حضور قلب داشتند. تازه وقتی نماز می‌خواند، می‌گوید: «إِلَهِی إِنْ کَانَ فِیهَا خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُکُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا فَلَا تُؤَاخِذْنِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرَانِ»؛ اگر در رکوع یا در سجود نماز من خلل و نقصی دیدی، خدایا به بزرگی خودت قبول کن‌، پس برای کسانی که نماز را ضایع کنند، یعنی نسبت به انجام آن سست باشند و نماز را خوار بشمارند و آن را به بازی بگیرند، جایگاهشان در یکی از طبقات پایین جهنم به نام «غی» است.

*تارکان نماز

پیامبر(ص): «وَ صِنف لایُصَلون اَبداً فَکانَ لَهُم سَقَر، وَ سقر اِسم دَرَکات جَهَنَم»؛ گروهی که هیچ وقت نماز نمی‌خوانند، «سقر» برای آنهاست، «سقر» هم نام یکی از طبقات زیرین جهنم است. (سقر سخت‌رین و پر جمعیت‌‏ترین درکات دوزخ است) خداوند متعال فرمود: «ما سَلَکَکُمْ فی‏ سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»؛ اهل بهشت از اهل جهنم سؤال می‌کنند: چه چیزی شما را به «سقر» کشاند؟ در جواب می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.

زهی روی سیاه بی‏‌نمازان/زهی حال تباه بی‌‏نمازان‏

عجب دارم اگر آتش نبارد/ز شومی گناه بی‏‌نمازان‏

ترک نماز، کوتاهی در مهم‏‌ترین دستور الهی و انجام ندادن بزرگ‏ترین وظیفه و برنامه زندگی است و این مساوی است با ناشکری، ناسپاسی و کفران نعمت‏‌های الهی و برداشتن عمود و ستون دین؛ زیرا نماز پایه و ستون اصلی دین است.

اما تارکان نماز را می‏‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

دسته اول: ترک نماز از روی انکار: یعنی نماز را که یکی از ضروریات دین است، واجب ندانسته و خود را موظف و مکلف به انجام آن نمی‏‌داند، چنین شخصی کافر است.

دسته دوم: ترک نماز از روی سهل‌انگاری و بی‏‌اعتنایی: این قبیل افراد با ترک نماز، مرتکب گناه کبیره شده و فاسق می‌‏گردند.

دسته سوم: ترک نماز در بعضی اوقات: این اشخاص در اثر ضعف ایمان بی‌‏توجهی به آخرت، گاهی نماز خوانده و گاهی ترک می‏‌کنند و یا اینکه نماز را در وقتش بجا نمی‏‌آورند، اینان هر چند مانند دو قسم دیگر نیستند، لکن از روایات این گونه استفاده می‌‏شود که از ضایع کنندگان نمازند، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) می‌‏فرماید: «هیچ عملی به پیشگاه خداوند محبوب تر از نماز نیست، پس چیزی از امور دنیا، شما رااز خواندن نماز اول وقت باز ندارد، زیرا خداوند تعالی مذمت نموده قومی را و فرموده: وای بر آن نماز گزارانی که از نمازشان غفلت کنند و در انجام آن در اول وقت مسامحه ورزند و عمداً تاخیر اندازند».

دسته چهارم: ترک واجبی از واجبات نماز: یعنی نماز می‌‏خواند، اما نه آن نمازی که از او خواسته‏‌اند، بلکه نمازی که در لباس یا مکان غصبی خوانده شده و یا قرائت و اذکار واجبی را غلط می‏‌خواند. از ظاهر روایات چنین احتمال می‌‏رود که این قبیل افراد نیز از ضایع‌کنندگان نماز به شمار می‏‌روند. رسول خدا(ص) فرمودند: «دزدترین دزدها کسی است که از نمازش بدزدد، گفته شد: یا رسول الله، چگونه از نمازش می‏‌دزدد؟ فرمود: رکوع و سجود آن را تمام انجام نمی‏دهد».

اما در عواقب ترک نماز به ذکر چند مورد بسنده می کنیم:

دوری از امان خدا و رسول

رسول خدا(ص) فرمودند: «مَنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللَّهِ»؛ کسی که نماز را عمداً و بدون علت ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود.

حبط اعمال

رسول خدا(ص) فرمودند: «مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّی تَفُوتَهُ مِنْ غَیرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ»؛ کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است.

ویرانی دین

پیامب (ص) در حدیث دیگری فرمودند: «الصَّلَاةُ عِمَادُ الدِّینِ فَمَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِینَه»؛ نماز ستون دین است، هر کس از روى عمد نماز خود را ترک کند، دینش را ویران کرده است.

*خاشعان در نماز

پیامبر(ص): «وَ صِنف یُصَلون اَبداً وَ هُم صَلوتهم خاشِعُون»؛ گروهی همیشه نماز می‌خوانند و در نمازشان خشوع دارند. خداوند متعال فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»؛ مؤمنان رستگار شدند، آن‌هایی که در نمازشان خشوع دارند.

«افلح» از ماده «فلح و فلاح» در اصل به معنى شکافتن و بریدن است، سپس به هر نوع پیروزى و رسیدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است، البته فلاح و رستگارى معنى وسیعى دارد که هم پیروزی‌هاى مادى را شامل مى‌‏شود، و هم معنوى را، و در مورد مؤمنان هر دو بعد منظور است.

پیروزى و رستگارى دنیوى در آن است که انسان آزاد و سربلند، عزیز و بى‌نیاز زندگى کند، و این امور جز در سایه ایمان امکان پذیر نیست، و رستگارى آخرت در این است که در جوار رحمت پروردگار، در میان نعمت‌هاى جاویدان، در کنار دوستان شایسته و پاک و در کمال عزت و سربلندى به سر برد.

در اذان این چنین دیگران را به نماز دعوت می‌کنیم «حی علی الفلاح» این جمله به صورت اجمالی یکی از اسرار نماز را بیان می‌‌کند که رستگاری در نماز است و بشتابید برای رستگار شدن.

آیت‌الله بهجت می‌فرماید: «هر قدر که امور نمازت منظم باشد امور زندگیت هم تنظیم خواهد شد! مگر نمی‌دانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است؟! «حی علی الصلاة حی علی الفلاح».

نماز در جبهه‌ها هم سبب رستگاری رزمندگان شد و هم سبب سربلندی و پیروزی کشور ایران، حسین احمد آبادی یکی از آزادگان سرافراز جنگ تحمیلی نقل کند: یکی از برادرانی که در آسایشگاه با ما به سر می‌برد، خیلی به نماز اهمیت می‌داد و هیچ وقت نماز اول وقت را ترک نمی‌کرد. او تنگی نفس داشت و بسیاری اوقات نفسش می‌گرفت، به قلبش فشار می‌آمد. بعد از این حالت به زمین می افتاد.

بارها اتفاق افتاده بود که او هنگام خواندن نماز آن‌قدر سرفه می کرد که نقش بر زمین می‌شد، مدتی نگذشت که حالش وخیم شد و متوجه شدیم که او مبتلا به سرطان ریه شده است. دائم خون بالا می آورد. دیگر نمی‌توانست راه برود. وقتی می‌خواست وضو بگیرد دو نفری زیر بازوانش را می‌گرفتیم.

یک روز موقع نماز مغرب می خواست از جایش بلند شود. هر چه تلاش کرد میسر نشد. یکی از بچه‌ها که شاهد این صحنه بود، با حالتی دلسوزانه و از روی شفقت گفت: امیر جان با این وضع، مگر مجبوری نماز بخوانی؟ او با عصبانیت پاسخش را داد و گفت: به خدا قسم اگر بمیرم، باز هم جنازه‌ام نماز می‌خواند.

امیدواریم خداوند متعال همه ما را از گروه چهارم قرار دهد و ما را مشمول دعای حضرت ابراهیم(ع) که در قرآن آمده قرار دهد: «رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ»؛ خدایا! مرا و نسل و فرزندان مرا اقامه گر نماز قرار بده.خدایا، دعایم را بپذیر.



بنابر داده های ارائه شده از سوی شرکت مشاوره اِکسلاکام، در هر دقیقه به طور میانگین 150 میلیون ایمیل در اینترنت ارسال می شود.

  آیا فکر می کنید تعداد ایمیل های موجود در اینباکس شما بسیار زیاد است؟ شما تنها کسی نیستید که این گونه فکر می کند. بنابر داده های ارائه شده از سوی شرکت مشاوره اِکسلاکام، در هر دقیقه به طور میانگین 150 میلیون ایمیل در اینترنت ارسال می شود.

طی یک دقیقه در اینترنت چه رخ می دهد؟

اگر این دلیل کافی برای اثبات عظیم بودن اینترنت نیست، در مقام مقایسه، شرکت پست آمریکا در هر دقیقه 353 هزار نامه را پردازش می کند که حدود 0.2 درصد ایمیل های ارسال شده است.

اما فراتر از ایمیل، چیزهای زیادی در اینترنت طی مدت زمانی کوتاه رخ می دهند. به طور میانگین تنها در یک بازه زمانی یک دقیقه ای:

1,389 خودرو اوبر رزرو می شوند.

347,222 توییت ارسال می شوند.

527,760 تصویر در اسنپ چت ارسال می شوند.

و بسیاری از این اعداد و ارقام به طور قابل توجهی طی سال گذشته میلادی رشد داشته اند. اوبر طی سال 2016 شاهد رزرو 695 خودرو بیشتر در هر دقیقه نسبت به سال 2015 بوده است که رشد 100 درصدی سالانه را نشان می دهد. فروش آمازون در هر دقیقه 70 درصد یا به میزان 83,836 دلار افزایش یافته و به 203,596 دلار رسیده است. شاید غیر قابل باور باشد اما ویدئوهایی بیشتری نیز طی یک دقیقه نسبت به نتایج جستجوی گوگل مشاهده شده اند.



پیغمبر اکرم(ص) فرمود: خواب برای انسان بر هفت قسم است؛

 

خواب غفلت ( که آن در مجلس ذکر است یعنی مجلسی که در آن یاد خدا و مطالب دینی تذکر داده می شود).
خواب شقاوت ( که آن در وقت صبح است).
خواب عقوبت و کیفر ( که آن در وقت نماز است).
خواب لعنت و محروم شدن از رحمت خداست ( که آن بعد از نماز صبح است).
خواب راحت ( که آن وقتی است که روز به نصف رسیده که آن را خواب قیلوله می گویند).
خواب رخصت ( که بعد از نماز عشاء می باشد ).
خواب حسرت ( که آن خواب درشب جمعه است).

 

 

 

منابع:
زبده الاحادیث، جلد اول، ص147
المواعظ العددیه
نصایح، نوشته مرحوم ایت الله مشکینی
احادیث الطلاب
آموزه های اخلاقی در کلام معصومین(ع)

 



اسلام به عنوان کامل ترین برنامه حیات و کمال بشر بر رعایت عدالت و انصاف تاکید ویژه ای دارد تا جایی که هدف از دولت کریمه مهدوی در عصر ظهور هم اقامه عدل و انصاف معرفی شده است.

على بن الحسین صلوات اللَّه علیهما فرمودند: «رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله در آخر سخنرانى خود می فرمود: «خوشا حال کسى که خلقش طیب و طبعش طاهر و باطنش شایسته و آشکارش نیکو باشد، و زیادى مالش را بدهد و زیادى گفتارش را نگه دارد و از خود انصاف دهد.»

امام صادق (ع) فرموده اند: «کیست که برایم چهار چیز را در برابر چهار خانه در بهشت عهده دار شود: انفاق کن و از فقر مترس، و سلام را در جهان منتشر کن و بحث و جدل را رها کن، اگر چه حق با تو باشد، و خودت به مردم انصاف ده (تا محتاج داور دیگرى نباشى.)»

و نیز از ایشان است که فرمودند: «سرور اعمال سه چیز است: انصاف دادن به مردم از خود، تا آنجا که هر چه خشنودت کند مثلش را براى مردم بخواهى، و مواسات نمودن با برادرت در مال و یاد خدا در هر حال، و آن گفتن‏ سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر فقط نیست، بلکه هر گاه امر خداى عز و جل به تو رو آورد عمل کنى و چون نهى و بازداریش به تو رسد، ترک کنى.»

امیرالمؤمنین (ع) نیز در ضمن کلامى فرمودند: «به هوش باشید هر که از خود به مردم انصاف دهد خدا جز عزتش نیفزاید.»

علاوه بر این، امام صادق (ع) می فرمایند: «سه کس روز قیامت از همه مخلوق به خداى عز و جل نزدیکترند تا از حساب مردم فارغ شود: مردی که قدرتش او را وادار نکند که در خشم بر زیر دستش ستم کند، و مردی که میان دو کس میانجى شود، و به اندازه جوى از یکى علیه دیگرى طرفدارى نکند، و مردی که حق را گوید چه به سود یا زیانش باشد.»

ایشان همچنین فرموده اند: «سخت ترین واجبات خدا را بر خلقش به شما خبر ندهم؟» سپس سه چیز را بیان فرمودند که نخستینش، انصاف دادن مردم از خود بود.

و رسول خدا (ص) می فرمایند: «سرور اعمال، انصاف دادن مردم از خود و مواسات با برادر دینى و یاد خداى عز و جل در هر حال است.»

امام صادق (ع) می فرمایند: «عدالت شیرین‏تر از آبى ست که به لب تشنه رسد، عدالت چه گشایشى دارد زمانى که در امرى عدالت شود، اگر چه کم باشد.»

و از آن حضرت (ع) است که فرمودند: «از خدا پروا کنید و عدالت ورزید، زیرا خود شما از مردمى که عدالت نمی ورزند عیب می گیرید.»

رسول خدا (ص) می فرمایند: «سه خصلت است که هر که هر سه یا یکى از آنها را داشته باشد، در سایه عرش خدا باشد روزى که جز سایه او سایه‏ئى نباشد: 1- مردی که به مردم دهد آنچه خودش از آنها می طلبد. 2- مردی که گامى پیش و گامى پس نگذارد، تا آنکه بداند خدا به آن راضى است. 3- مردى که از برادر مسلمانش عیبى نگیرد جز آنکه آن عیب را از خود بزداید، زیرا عیبى از خود نزداید، جز آنکه عیب دیگرى برایش هویدا گردد، و انسان را همین بس که به خود بپردازد نه به دیگران.»

رسول خدا (ص) همچنین فرموده اند: «کسى که در مالش با فقیر مواسات کند و به مردم از خود انصاف دهد، او مؤمن حقیقى است.»

امام باقر (ع) نیز فرموده اند: «خدا را بهشتى است که جز سه کس در آن وارد نشوند، یکى از آنها کسى است که درباره خود به حق داورى کند.»

و از امام صادق (ع) است که می فرمایند: «عدالت شیرینتر از آبى است که به جگر سوخته رسد، چه گشایشى است در عدالت، زمانى که در امرى عدالت شود اگر چه کم باشد.»

منبع: أصول الکافی، ترجمه مصطفوى، جلد سوم

 



مقام معظم رهبری در خطبه نماز جمعه سال ۱۳۶۵ که مصادف با ایام شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع) بود؛ به بیان اهمیت مسئله شناخت زندگی ائمه (ع) و روایت کوتاهی از سیر زندگانی امام هفتم پرداخته اند که مشروحاین سخنان در ادامه می آید:

 

 

حقیقت این است که علی‌رغم عشق و علاقه‌ی وافری که مردم ما به ائمه (علیهم السّلام) دارند و ابراز میکنند، معرفت نسبت به زندگی ائمه و هدف جهاد و مبارزه‌ی پیگیر آنها بسیار کمتر از آن چیزی است که باید باشد. امروز درباره‌ی تاریخ زندگی موسی‌ بن جعفر حتی یک کتاب که بتوان گفت تشریح کننده‌ی زندگی سیاسی م




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 | 
[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]