طریق عمده رام نمودن قوه خیال، عمل نمودن به خلاف است. و آن چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرد این که بخواهد از چنگ انسان فرار کند آن را استرجاع نماید؛ و در هر یک از حرکات و سکنات و اذکار و اعمال نماز ملتفت حال آن باشد و از حال آن تفتیش نماید و نگذارد سر خود باشد. و این در اول امر کاری صعب به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج حتماً رام می شودو ارتیاض پیدا می کند. شما متوقع نباشید که در اول امر بتوانید در تمام نماز، حفظ طایر خیال کنید؛ البته این امری است نشدنی و محال و شاید آنها که مدعی استحاله شدن این توقع را داشتند؛ ولی این امر باید با کمال تدریج و تأنی و صبر و توانی انجام بگیرد."

بسیاری از ما به دنبال آن هستیم که نماز ما ما را به اوج ببرد اما گرفتار قوه خیال هستیم و هرزه گردی های این قوه ما را از نمازی با حضور قلب دور می کند. در فرازی از کتاب "آداب الصلوه" امام خمینی (ره) به این بحث پرداخته شده است که چگونه می توان با هرزه گردی های قوه خیال در نماز درافتاد.

 

آیا بستن پر و بال طایر خیال محال است؟

بدان که هر یک از قوای ظاهره و باطنه نفس، قابل تربیت و تعلیم است با ارتیاض مخصوص. مثلاً، چشم انسان قادر نیست که به یک نقطه معینه یا در نور شدید، مثل نور عین شمس مدتی طولانی نگاه کند بدون به هم خوردن پلک های آن؛ ولی اگر انسان چشم را تربیت کند، چنانچه بعضی از اصحاب ریاضات باطله برای مقاصدی عمل می کنند، ممکن است چند ساعت متمادی در قرص آفتاب نظر بدوزد، بدون آن که چشم به هم خورد یا خستگی پیدا کند. و همین طور به نقطه معینی نظر را بدوزد چندین ساعت بدون حرکت و همین طور سایر قوا حتی حبس نفس که - علی المحکی - در اصحاب ریاضات باطله کسانی هستند که حبس نفس خود کنند مدت های زائد بر متعارف نوع. و از قوایی که قابل تربیت است قوه خیال و قوه وهمه است که قبل از تربیت، این قوا چون طایری سخت فرار و بی اندازه متحرک از شاخه ای به شاخه ای و از چیزی به چیزی هستند، به طوری که انسان اگر یک دقیقه حساب آنها را نگه دارد می بیند که چندین انتقال متسلسل با تناسبات بسیار ضعیف ناهنجار پیدا نموده؛ حتی بسیاری گمان می کنند که حفظ طایر خیال و رام نمودن آن از حیز امکان خارج و ملحق به محالات عادیه است؛ ولی این طور نیست و با ریاضت و تربیت و صرف وقت، آن را می توان رام نمود و طایر خیا را می توان به دست آورد، به طوری که در تحت اختیار و اراده حرکت کند که هر وقت بخواهد آن را در مقصدی یا مطلبی حبس کند که چند ساعت در همان مقصد حبس شود.

دوای هرزه گردی خیال چیست؟

طریق عمده رام نمودن قوه خیال، عمل نمودن به خلاف است. و آن چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرد این که بخواهد از چنگ انسان فرار کند آن را استرجاع نماید؛ و در هر یک از حرکات و سکنات و اذکار و اعمال نماز ملتفت حال آن باشد و از حال آن تفتیش نماید و نگذارد سر خود باشد. و این در اول امر کاری صعب به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج حتماً رام می شودو ارتیاض پیدا می کند.

شما متوقع نباشید که در اول امر بتوانید در تمام نماز، حفظ طایر خیال کنید؛ البته این امری است نشدنی و محال و شاید آنها که مدعی استحاله شدن این توقع را داشتند؛ ولی این امر باید با کمال تدریج و تأنی و صبر و توانی انجام بگیرد.

ممکن است در ابتدا یک دهم وقت نماز حبس خیال شود

ممکن است در ابتدای امر در عشر نماز یا کمتر آن حبس خیال شده، حضور قلب حاصل شود؛ و کم کم انسان اگر در فکر باشد و خود را محتاج به آن ببیند، نتیجه بیشتر حاصل کند و اندک اندک غلبه بر شیطان وهم و طایر خیال پیدا کند که در بیشتر نماز زمام اختیار آنها را در دست گیرد.

و هیچ گاه نباید انسان مأیوس شود، که یأس سرچشمه همه سستی ها و ناتوانی ها است و برق امید، انسان را به کمال سعادت خویش می رساند. ولی عمده دراین باب، حس احتیاج است که آن در ما کمتر است.

قلب ما باور نکرده که سرمایه سعادت، آخرت است

قلب ما باور نکرده که سرمایه سعادت، عالم آخرت است. ما نماز را سر بار زندگانی خود می شماریم و تحمیل و تکلیف می دانیم. حب به شی ء از ادراک نتایج آن پیدا می شود؛ ما که حب به دنیا داریم برای آن است که نتیجه آن را دریافتیم و قلب به آن ایمان دارد و لهذا در کسب آن محتاج به دعوت خواهی و وعظ و اتعاظ نمی باشیم.

اگر ایمان به حیات آخرت پیدا کنیم و حس احتیاج به زندگانی آنجا نماییم و عبادات و خصوصاً نماز را سرمایه تعیش آن عالم و سرچشمه سعادت آن نشئه بدانیم، البته در تحصیل آن کوشش می نماییم، ودر این سعی و کوشش زحمت و رنج و تکلف در خود نمی یابیم، بلکه با کمال اشتیاق و شوق، دنبال تحصیل آن می رویم و شرایط حصول و قبول آن را با جان و دل تحصیل می کنیم.

حب دنیا باعث تشتت خیال است

باید دانست که به حسب فطرت و جبلت، قلب به هر چه علاقه و محبت پیدا کرد، قبله توجه آن همان محبوب است. و اگر اشتغال به امری مانع از تفکر در حال محبوب و جمال مطلوب شود به مجرد آنکه آن اشتغال کم شود و آن مانع از میان برخیزد، فوراً قلب به سوی محبوب خود پرواز نموده، متعلق به دامن آن شود.

اهل معارف و صاحبان جذبه الهیه اگر دارای قوت قلب باشند و متمکن در جذبه و حب باشند، در هر مرآتی جمال محبوب و در هر موجودی کمال مطلوب را مشاهده نموده و "ما رایت شیئاً الا و رایت الله فیه و معه" گویند. واگر سرور آنها فرماید: "لیغان علی قلبی و انی لأستغفرالله فی کل یوم سبعین مره"  برای آن است که جمال محبوب را در مرأت، خصوصاً مرائی کدره چون مرآت بوجهلی دیدن، خود کدورت برای کمل است. واگر قلب آنها قوی نباشد و اشتغال به کثرات مانع از حضور شود، به مجرد آن که آن اشتغال کم شود طائر قلوب آنها با آشیانه قدس خود پرواز کند و دست آویز جمال جمیل گردد.

محبان دنیا در خواب هم رویای مال و ریاست دارند

و طالبان حق، که در نظر اهل معرفت همه طالب دنیا هستند نیز هر چه مطلوب آنها است به همان متوجه و متعلقند. آنها نیز اگر در حبل مطلوب خود مفرطند و حب دنیا مجامع قلوب آنها را گرفته، هیچگاه از توجه به آن مسلوب نشوند و در هر حال و هر چیز با جمال محبوب خود به سر برند. و اگر حب آنها کمتر باشد، در وقت فراغت، قلب آنها به محبوب خود رجوع کند.

آنان که حب مال و ریاست و شرف در دل آنها است درخواب نیز مطلوب خود را می بینند و در بیداری به فکر محبوب خود بسر می برند؛ و مادامی که در اشتغال به دنیا بسر می برند با محبوب خود هم آغوشند؛ و چون وقت نماز شود، دل حالت فراغتی می یابد و فوراً متعالق به محبوب خود می شود، گویی تکبیره الاحرام، کلید در دکان یا رافع حجاب بین او و محبوب او است؛ یک وقت به خود می آید که سلام نماز را گفته، در صورتی که هیچ توجه به آن نداشته، همه اش را با فکر دنیا هم آغوش بوده. این است که چهل - پنجاه سال نماز، ما را در دل اثری جز ظلمت و کدورت نیست.

و آنچه باید معراج قرب حضرت حق و مایه انس به آن مقام مقدس باشد، ما را از ساحت قرب مهجور و از عروج به.مقام انس فرسنگ ها دور کرده.اگر نماز ما بویی از عبودیت داشت، ثمره اش خاکساری و تواضع و فروتنی بود، نه عجب و خود فروشی و کبر و افتخار که هر یک برای هلاکت و شقاوت انسان سببی مستقل و موجبی منفرد است.

بالجمله، دل ما چون با حب دنیا آمیخته شده و مقصد و مقصودی جز تعمیر آن ندارد، ناچار این حب مانع از فراغت قلب و حضور آن در محضر قدس شود. و علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است.

تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر

پس ای طالب حق و سالک الی الله! چون طائر خیال را رام نمودی و شیطان واهمه را به زنجیر کشیدی و خلع نعلین حب زن و فرزند و دیگر شئون دنیوی را نمودی و با جذوه نار عشق، فطره اللهی مأنوس شدی و "انّی آنست ناراً" گفتی و خود را خالی از مانع سر دیدی و اسباب سفر را آماده کردی، از جای برخیز و از این بیت مظلمه طبیعت و عبورگاه تنگ و تاریک دنیا هجرت کن و زنجیرها و سلسله های زمان را بگسلان و از این زندان، خود را نجات ده و طائر قدس را به محفل انس پرواز ده.

 

تو را زکنگره عرش می زنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتادست

 

عزم قوی مغز انسانیّت است

پس، عزم خود را قوی کن و اراده خویش را محکم نما که اول شرط سلوک، عزم است و بدون آن راهی را نتوان پیمود و به کمالی نتوان رسید. و شیخ بزرگوار، شاه آبادی - روحی فداه - آن را مغز انسانیت تعبیر می کردند.

بلکه توان گفت که یکی از نکات بزرگ تقوی و پرهیز از مشتهیات نفسانیه و ترک هواهای نفاسانیه و ریاضات شرعیه و عبادات و مناسک الهیه، تقویت عزم و انقهار قوای ملکیه در تحت ملکوت نفس است، چنانچه پیش از این ذکر شد.



براساس روایات رسیده از معصومان علیهم‌السلام امور زیر جهت زدودن زنگارهای درونی و نورانیت قلب و روح مفید است:

1 - قرائت قرآن:

پیامبر می‌فرماید: "دل‌ انسان مانند آهن زنگار می‌گیرد. صیقلی کردن و زنگارزدایی آن به وسیلة قرآن است"[1].

2 - کسب حکمت و اطلاعات نو از معارف دینی:

امام علی علیه‌السلام فرمودند: "قلب‌ها همانند بدن‌ها ملول و کسل می‌شوند، پس با کسب تازه‌های دانش و حکمت و دست یافتن به حقایق و معارف نو ملالت و کسالت آن را از بین ببرید"[2].

3 - تقویت و تحکیم ایمان و خالص کردن آن:

علی علیه‌السلام می‌فرماید: "با ایمان نقطه‌ای نورانی در قلب ظاهر می‌شود. هر اندازه ایمان افزون گردد، آن نقطه نورانی، روشن‌تر و زیادتر می‌گردد."[3].

در کلام دیگری می‌فرماید: "زینت و آرایة ‌قلب‌ها،‌خالص کردن ایمان است"[4].

4 - پیوسته در ذکر خدا بودن:

علی علیه‌السلام می‌فرماید: "استدیموا الذکر فانه ینیر القلب؛ مداومت به ذکر خدا داشته باشید که دل را نورانی می‌کند"[5].

5 - به کارگیری اندیشه و تفکر، سبب بینایی قلب می‌گردد.

امام حسن مجتبی علیه‌السلام می‌فرماید: "بر شما باد به فکر کردن و اندیشه نمودن که باعث حیات قلب اهل بصیرت و کلید درهای حکمت است"[6].

6 - تقوا:

علی علیه‌السلام می‌فرماید: " تقوا داروی بیماری‌های دل، روشنایی بخش قلب‌ها، درمان دردهای بدن، پاک کننده پلیدی‌های روح، روشنایی بخش تاریکی چشم و امنیت دهنده در نا آرامی‌ها است"[7].

7. حزن و گریه از خوف الهی و فرجام گناهان، قلب را نورانی می‌کند:

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: "استجلب نور القلب بدوام الحزن"[8].

8. دیدار و همنشینی با علما نیکوکاران و اهل تقوا، سبب آبادی و نورانیت قلب می‌گردد[9].

امور دیگری همانند نماز اول وقت، نماز شب و سحرخیزی نیز در نورانیت قلب مؤثر است.

 

پی نوشت:

[1] .احسانبخش ، صادق، آثار الصادقین، روابط عمومی ستاد نماز جمعه گیلان ، ج18، ص 129.

[2] . امام على بن ابى طالب علیه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم ، قصار 197 .

[3] . همان ، ص 518 .

[4] . احسانبخش ، صادق، آثار الصادقین، روابط عمومی ستاد نماز جمعه گیلان ، چاپ اول ، 1368 ه ش ، ج18، ص 122.

[5]. عبدالواحد بن محمد تمیمى آمدى، غرر الحکم و درر الکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم، 1366 هجرى شمسی، ص 189 .

[6] . علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجرى قمری، ج75، ص 119 .

[7] . امام على بن ابى طالب علیه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم ، ص 313 .

[8] . علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 هجرى قمری، ج75، ص 162 .

[9] . عبدالواحد بن محمد تمیمى آمدى، غرر الحکم و درر الکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى قم، 1366 هجرى شمسی، ص 430 .

 



معمولاً کسی که در مقام وصیت و سفارش است چیزهایی را سفارش می کند که مهم و سرنوشت ساز باشد. یکی از وصایای رسول خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) به امیرمؤمنان علی (عَلیه السَلام) تلاوت مستمرّ قرآن است، چنانچه فرموده اند: وَ عَلَیکَ بِتَلاوَة القُرآن عَلی کُلِّ حالٍ؛ در همه حال و در هر شرایطی قرآن تلاوت کن.

 

بسیاری از عبادات هنگام مریضی، مسافرت یا جهاد در راه خدا از انسان ساقط می شود و یا تخفیف پیدا می کند. اما خداوند تأکید می نماید در این موارد نیز سعی کنید تا می توانید قرآن بخوانید: إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى‏ مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذینَ مَعَکَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ؛‏ بزودی گروهی از شما بیمار می شوند و گروهی دیگر برای بدست آوردن فضل الهی و (کسب روزی) به سفر می روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می کنند (و از تلاوت قرآن بازمی مانند)، پس به اندازه ای که ممکن است از آن تلاوت کنید. (سوره مزمل: آیه 20)

 

همانگونه که انسان برای انجام کارهای روزانه برنامه تهیه می کند و هر روز صبح به برنامه اش نگاه می کند تا کارهای روزانه را مطابق آن انجام دهد، هر مسلمانی که می خواهد به قرآن عمل کند لازم است به طور مستمر و روزانه به قرآن مراجعه کند تا در پرتو دستورات و راهنمایی ها قرآن در دنیا و آخرت کامروا شود.

 

قرائت قرآن و امام خمینی (ره)

 

خوب است برای دانستن جایگاه ویژه قرائت قرآن در بین عبادت ها به دو خاطره خواندنی از زندگی حضرت امام خمینی (ره) اشاره کنیم چنانچه یکی از بستگان نزدیک امام در این زمینه نقل می کند: یک دفعه که با ایشان در نجف بودیم، چشمشان ناراحت شده بود. دکتر بعد از معاینه چشمشان گفت: «شما باید چند روز قرآن نخوانید و به چشمتان استراحت بدهید». امام خندیدند و گفتند:

 

دکتر؛ من چشمم را برای قرآن خواندن می خواهم. چه فایده ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یک کاری بکنید که من بتوانم قرآن بخوانم!

 

حضرت آیة ا... توسّلی از نزدیکان حضرت امام (ره) در زمینه قرائت مداوم و روزانه قرآن به وسیله حضرت امام خمینی (ره) می گوید: امام با همه اشتغالاتی که داشتند، به انجام مستحبات، به ویژه خواندن قرآن، دعا و نماز اول وقت، اهمیت می دادند.

 

امام، هر روز، سه تا پنج مرتبه قرآن می خواندند. در ماه مبارک رمضان، سه بار قرآن را ختم می کردند.

 

مقدار قرائت روزانه

 

شاید بعضی از مردم بپرسند حال که قرائت روزانه قرآن این همه اهمیت دارد، سزاوار است روزانه چند آیه از قرآن خوانده شود؟ پاسخ این پرسش در احادیث زیادی آمده است.

 

کمترین مقدار قرائت: در حدیثی که از امام باقر (عَلیه السَلام) رسیده است استفاده می شود اگر مسلمانی بخواهد از غافلان و بی خبران نباشد بایستی روزانه حداقل ده آیه از قرآن بخواند. امام پنجم (عَلیه السَلام) این مطلب را از رسول گرامی خدا (صَلى الله عَلیه وَ آله) نقل کرده است:

 

مَن قَرَأَ عَشرَ آیاتٍ فی لَیلَةٍ لَم یُکتَب مِنَ الغافِلینَ؛ هر کس در هر شب ده آیه قرآن بخواند از جمله بی خبران و غافلین نوشته نخواهد شد.

 

البته این مقدار قرائت، غیر از قرائت آیاتی است که هر مسلمانی در نماز می خواند زیرا آن آیات بخشی از نماز است و خواندن آن بر هر مسلمان مکلفی واجب است.

 

پنجاه آیه، قرائت ذاکران: در ادامه حدیث قبلی آمده است، کسی که هر روز پنجاه آیه قرآن تلاوت کند در زمره کسانی است که همیشه به یاد خدا هستند: وَ مَن قَرَأَ خَمسینَ آیةً کُتِبَ مِنَ الذّاکِرینَ.

 

همچنین مرحوم فیض کاشانی از فقیهان، مفسران و عارفان برجسته شیعه، در کتاب شریف «المحجة البیضاء» در این مورد چنین نوشته است:

 

اگر قاری قرآن از متفکران در معانی قران است... پس به روایتی عمل کند که می فرماید: هر روز پنجاه آیه خوانده شود، زیرا از امام صادق (عَلیه السَلام) روایت است که فرمود:

 

القُرآنُ عَهدَ اللهِ اِلی خَلقِِه فَقَد یَنبَغی لِلمَرأ المُسلِمِ اَن یَنظَرُ فی عَهدِهِ وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً؛ قرآن پیمان خدا با مردم است. پس یقیناً برای شخص مسلمان سزاوار است که با دقت در پیمان خویش بنگرد و از آن در هر روز پنجاه آیه بخواند.

 

مقدار قرائت کسبه و تجّار

 

اصناف و بازاریان محترم نیز باید اهتمام شایسته ای به قرائت قرآن داشته باشند. چقدر خداپسندانه است که اصناف ما در این زمینه به اصناف و بازاریان قدیم اقتدا کنند.

 

کسبه و بازاریان شیعه از قدیم الایام از اقشار متدین و علاقه مند به قرآن و اهل بیت (عَلیه السَلام) بوده اند. حتی می توان گفت در حفظ شعائر اسلامی و برپایی جلسات قرآن و عزاداری از سایر اقشار جامعه پیش قدم تر بوده اند. همان گونه که در بیشتر شهرهای ایران اسلامی نیز در حال حاضر همین طور است.

 

همه شنیده و یا خوانده اند که کسبه قدیم علاوه بر اینکه موقع نماز کسب و کار را تعطیل می کردند و نمازهای یومیه را به جماعت می خواندند، کسب و کار روزانه را با نام و یاد خدا شروع می کردند. عده زیادی از بازاریان و کسبه جزء، بعد از آماده کردن محل کار خود قرآن ها را باز می کردند و کار روزانه را با کلام خالق یکتا شروع می کردند. این سنت حسنه موجب می شد در طول کسب روزانه به یاد خدا باشند و از گزند شیطان و حرام های اقتصادی در امان باشند. در نتیجه در گروه کاسبانی قرار گیرند که حبیب خدا هستند و هم اینکه خداوند به کسب و کار آن ها برکت می داد.

 

رئیس مذهب ما، حضرت امام صادق (عَلیه السَلام)، خطاب به تجار و کسبه مسلمان چنین می فرمایند:

چه چیزی تجاری را که در بازار مشغول کار است مانع می شود وقتی که به منزلش بازمی گردد، نخوابد تا اینکه سوره ای از قرآن را بخواند. پس برایش مقابل هر آیه ای که می خواند ده حسنه نوشته می شود و از او ده کار زشت محو می گردد.

 

اوقات تلاوت قرآن

 

از آیات قرآن کریم و احادیث استفاده می شود که قرائت قرآن و ذکر خدا در همه اوقات خوب است. ولی در این وقت ها و زمان ها سفارش شده است:

 

صبح ها بعد از نماز صبح، هنگام غروب، شب قبل از خواب، نیمه های شب و سحرگاهان.

 

از این رو جا دارد هر کسی به فراخور حال و فرصت هایی که دارد یکی یا بعضی از این اوقات را مشخص کند و به تلاوت قرآن بپردازد.

 

منابع:

 

1-شیخ حر عاملی. وسایل الشیعه، ج4: 825.

2- کلینی. اصول کافی، ج2: 446، 448.

3-شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 127.   

4-ابوالفضل علامی میانجی. آشنایی با آداب تلاوت قرآن: 6



قرآن کریم کتابی است که می‌تواند ظلمت‌های جهل و مشکلات انسان‌ها را برطرف کند و بهترین راه استفاده از این کتاب هدایت، خواندن و تدبّر و تفکّر در آیات آن است، به همین ‌خاطر، خداوند متعال فرمود:‌ «فَاقْرَۆُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ [مزّمل/۲۰]  هر مقدار که مى‏‌توانید از قرآن بخوانید» و همچنین فرمود:‌ «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏ [محمد/۲۴] آیا در قرآن نمى‏‌اندیشند؟»

 

خواندن قرآن؛ عبادت است و سبب جلای دلها و رفع فراموشی و بلغم:

 

پیامبر اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) فرمود: «أَفْضَلُ عِبادَهِ اُمََّتی قِرَاءَهُ القُرآنِ [۱] برترین عبادت امت من خواندن قرآن است».

 

و فرمود:‌ «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ لَتَصْدَأُ کَمَا یَصْدَأُ الْحَدِیدُ وَ إِنَّ جَلَاءَهَا قِرَاءَهُ الْقُرْآن [۲]  همانا این دل‌ها زنگار می‌گیرد؛ همانطورى که آهن زنگار می‌گیرد و همانا جلاى دل‌ها (از این زنگار)؛ خواندن قرآن است».

 

و امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «السِّوَاکُ وَ قِرَاءَهُ الْقُرْآنِ مَقْطَعَهٌ لِلْبَلْغَمِ [۳] مسواک زدن و خواندن قرآن بلغم را می‌برند».

 

و در روایتی دیگر می‌فرماید: «ثَلَاثَهٌ یُذْهِبْنَ النِّسْیَانَ وَ یُحْدِثْنَ الذُّکْرَ قِرَاءَهُ الْقُرْآنِ وَ السِّوَاکُ وَ الصِّیَام [۴] سه چیز فراموشى را می‌برند و یاد می‌آورند، خواندن قرآن، مسواک زدن و روزه».

 

فرق قرائت قرآن با تلاوت قرآن

هر تلاوتی، قرائت هست ولی هر قرائتی، تلاوت نیست؛‌ با این توضیح که:‌ قرائت قرآن، تنها؛ خواندن قرآن است اما تلاوت قرآن، شمرده خواندن قرآن است به همراه تدبّر و اندیشه در معنای آن و عمل به احکام آن و امید به وعده‌ها و هراس از تهدیدها و عبرت از داستان‌های قرآن. [۵]

 

تأثیری که تلاوت قرآن دارد این است که سبب نورانیت معنوی و خیر و برکت خانه و  می‌شود، چنانکه رسول اکرم (صلی‌ الله علیه و آله) فرمودند:‌ «خانه‏‌هاى خود را با تلاوت قرآن، نورانی کنید… زیرا که هرگاه در خانه، بسیار تلاوت قرآن شد، خیر و برکتش زیاد می‌شود، و اهل آن به ‌وسعت می‌رسند، و آن خانه براى اهل آسمان درخشندگى دارد چنانکه ستارگان آسمان براى اهل زمین می‌درخشند».[۶]

سبب همراهی ملائکه و دوری شیاطین

روایات ذکر شده، به صورت عمومی فضیلت خواندن قرآن را بیان می‌فرمایند،‌ اما روایاتی هم داریم که به صورت خصوصی،‌ فضیلت سوره‌ها را بیان می‌فرمایند که دانستن آن‌ها تشویق بیشتری برای خواندن این کتاب انسان‌ساز و استفاده از آن است و به این مناسبت،‌ بعضی از این سوره‌ها، معرفی می‌شود:

 

– سوره‌ی قدر:

امام صادق (علیه‌السلام): «مَنْ قَرَأَ سُورَهَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ إِحْدَى عَشْرَهَ مَرَّهً عِنْدَ مَنَامِهِ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ أَحَدَ عَشَرَ مَلَکاً یَحْفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ حَتَّى یُصْبِح [۷]  هر که سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ را یازده بار در وقت خواب خود بخواند خدا به او یازده فرشته می‌گمارد که او را تا صبح از شر هر شیطان رجیمى نگهدارند».

 

– سوره‌ی انعام:

امام صادق (علیه‌السلام): «تمام سوره انعام در یک مرتبه نازل شد و هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه کردند تا آنکه بر محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرود آمد، پس آن را بزرگ و گرامى بدارید، چرا که اسم خداوند در هفتاد جاى این سوره آمده است و اگر مردم مى‏‌دانستند که چه‌‏ها در آن نهفته شده است، هرگز (تلاوت) آن را ترک نمی‌کردند».[۸]

 

– سوره‌ی لقمان:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «کسى که سوره‌ی لقمان را در هر شب تلاوت کند، خداوند در آن شب، فرشتگانى بر او می‌گمارد که او را تا به صبح از شرّ ابلیس و دستیارانش محافظت کنند و اگر این سوره را در روز بخواند، همان فرشتگان او را تا شب از شرّ شیطان و دستیارانش دور نگاه می‌دارند».[۹]

 

– سوره‌ی یس:

امام صادق (علیه‌السلام): «هر چیزى قلبى دارد و قلب قرآن (یس) است و هر که سوره (یس) را در روز بخواند در آن روز محفوظ می‌ماند  و از رزق خدا بهره می‌برد و هر که آن را در شب قبل از خواب بخواند خداوند هزار ملک بر او می‌گمارد تا او را از شرّ هر شیطان و هر آفتى نگهدارى کنند، و اگر آن روز بمیرد خداوند، او به‌ بهشت در می‌آورد».[۱۰]

 

سوره‌ی ص:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «هرکس در شب جمعه سوره‌ی ص را بخواند، به قدرى از خیر دنیا و آخرت به او کرامت می‌کنند که جز به پیامبرى مرسل و یا فرشته‏‌اى مقرّب به دیگرى داده نمی‌شود، و خداوند او را و هرکس از افراد خاندانش را- که دوست داشته باشد – وارد بهشت مى‏‌‌کند، حتّى خدمتکارى که به او خدمت کرده اگرچه از افراد خانواده‏‌اش یا از کسانى که حقّ شفاعت در مورد آنان داشته است نباشد».[۱۱]

 

– سوره‌ی صف:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «مَنْ قَرَأَ سُورَهَ الصَّفِّ وَ أَدْوَمَ قِرَاءَتَهَا فِی فَرَائِضِهِ وَ نَوَافِلِهِ صَفَّهُ اللَّهُ مَعَ مَلَائِکَتِهِ وَ أَنْبِیَائِهِ الْمُرْسَلِینَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ [۱۲] هر که سوره صفّ را بخواند و در نمازهاى واجب و مستحب خویش بر خواندنش مداومت ورزد خداوند او را همراه فرشتگان و پیامبران فرستاده شده خود در یک صف قرار می‌دهد؛ اگر خدا خواهد».

 

امام محمد باقر (علیه السّلام): «کسى که سوره‌ی لقمان را در هر شب تلاوت کند، خداوند در آن شب، فرشتگانى بر او می‌گمارد که او را تا به صبح از شرّ ابلیس و دستیارانش محافظت کنند و اگر این سوره را در روز بخواند، همان فرشتگان او را تا شب از شرّ شیطان و دستیارانش دور نگاه می‌دارند».

 

– سوره‌ی صافات:

امام صادق (علیه‌السلام): «کسى که سوره صافات را در هر روز جمعه بخواند همیشه از هر آفت و آسیبى محفوظ است و در زندگانى دنیا هر گرفتارى از او دور مى‏‌شود و به وسیع‌ترین روزى در دنیا روزى داده می‌شود و خداوند در مال و فرزند و بدنش امر ناگوار و بدى که از شیطان رجیم و از ستمگر خود‌پسند باشد به او نمی‌رساند (آن را از وى دور و برطرف می‌سازد).»[۱۳]

 

– سوره‌ی نحل:

امام محمد باقر (علیه السّلام): «هر که سوره نحل را در هر ماه بخواند، از بدهکارى و خسارت در امان می‌شود و ۷۰ نوع بلا از او برطرف می‌گردد که آسان‌ترین آن‌ها دیوانگى و جذام و برص است و در روایت دیگرى سوره‌ی نحل براى محفوظ ماندن از شرّ ابلیس و سپاه و پیروان اوست».[۱۴]

 

 همراهی ملائکه و دوری شیاطین با خواندن همه‌ی سوره‌ها

البته خواندن همه‌ی سوره‌های قرآن کریم موجب برکت در خانه و حضور ملائکه و دوری شیاطین می‌شوند چنانکه امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدای عزوجلّ شود، برکتش زیاد می‌شود و فرشته‏‌ها در آن حاضر می‌شوند و شیاطین از آن دور می‌شوند و براى اهل آسمان می‌درخشد مانند ستاره‏‌هاى درخشان که براى اهل زمین مى‏‌درخشند و خانه‌ای که در آن قرآن نخوانند و ذکر خدا نشود، برکتش کم می‌شود و فرشته‏‌ها از آن دورى می‌شوند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند».[۱۵]

 

پس؛ فَاقْرَۆُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ [مزّمل/۲۰]  هر مقدار که مى‏‌توانید از قرآن بخوانید.



پیغمبر اکرم(ص) فرمود: هر که سه خصلت در او باشد منافق است، اگر چه نماز بخواند و روزه بگیرد و خیال کند مسلمان است.

1. کسی که به او امانتی بدهند و خیانت کند.
2. هر گاه حدیث کند به دروغ ( یعنی به دروغ سخن گوید).
3. اگر وعده دهد، خلاف کند.
خداوند در قران کریم می‌فرماید به درستی که خدای تعالی دوست ندارد خیانتکاران را و نیز می‌گوید لعنت خدا بر دروغگویان باد و می‌فرماید به یاد آور اسماعیل(ع) را که پیغمبری درست پیمان بود.

 

 

منابع:
زبده الاحادیث، جلد2، ص102
نصایح، نوشته مرحوم ایت الله مشکینی
المواعظ العددیه
پند تاریخ، جلد2، ص32
وسائل، کتاب جهاد، ص


استاد قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه ششم سوره بقره  پرداخته است.

 

إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (6)

 

 بعد از معرفی متقین و پاک ‌دلان، این آیات، کفار متعصبی را معرفی می ‌کند که به چنان لجاجت و عنادی دچار شده ‌اند که سخن حق، هیچ تأثیری در آن ‌ها نمی ‌‌گذارد و ایمان نمی ‌آورند.

 

 «کفر» در زبان عربی به ‌‌معنای پوشاندن و نادیده ‌‌گرفتن است. کفرانِ نعمت نیز به ‌معنای نادیده ‌گرفتن نعمت و ناسپاسی است. کافر یعنی کسی که حق را نادیده می ‌‌‌‌گیرد.

 

 

 *   از این آیه مى‌آموزیم:

 

 *کفر و تعصّب، انسان را همچون سنگ و چوب در برابر پند و اندرز بی ‌اعتنا‌‌ می ‌کند.

 

 *  دعوت پیامبران، همچون بارانی است که اگر بر زمین آماده ببارد، گل بروید و اگر بر شوره ‌زار فروبارد، خار و خاشاک حاصل شود.



رسول خدا(ص) می فرمایند: غنیمت دانید عبادت نمودن را و عمل نیکو انجام دهید. در حال صحت بدن پیش از آنی که بیمار شوید و در جوانی قبل از آنی که پیر گردید و در فراغت پیش از آنی که گرفتار امور بشوید و در حیات و زندگی خود پیش از آنی که بمیرید. به درستی که نازل شد بر من جبرئیل و گفت خدایت سلام می رساند و می فرماید:
هر ساعتی که مرا یاد نمودی، برای تو اجر و ثواب است و مقام و عزت و هر ساعتی که به یاد من نبودی، پس ضایع کردی عمر خود را، چنان که وحی رسید به حضرت داوود(علیه السلام): ای داوود! هر ساعتی را که به یاد من نباشی از عمر خود نابود و تباه ساخته ای. ۱

پی نوشت: ۱ - ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۶.
۲ - داستانهایی از یاد خدا، ص۵۸.



حمام کردن تاریخچه‌ی طولانی و مفصلی دارد. فرو رفتن در آب، چه در وان حمام‌ باشد و چه استخر، و یا در چشمه‌های طبیعی اثرات مثبتی بر بهداشت شخصی، آسودگی روان و سلامتی‌مان دارد. هیچ چیزی لذت‌بخش‌تر از این نیست که در یک روز گرم برای شنا تن به آبِ دریا دهید یا در ماه‌های سردِ سال یک حمام داغ معطر داشته باشید.
 
 قرن‌ها است که از روش آب‌درمانی استفاده می‌کنند. استفاده از آب سرد و همین‌طور آب گرم بر بدن‌مان اثرات مفیدی دارند.
 
 آب داغ را می‌توان به صورت طبیعی از چشمه‌های آب گرم به‌دست آورد و مکان‌های متعددی مانند نیوزلند و ایسلند (و همین‌طور در ایران.م) وجود دارند که آدم‌ها می‌توانند به طور طبیعی از استخرهای آب گرم استفاده کنند و از آب‌های سرشار از مواد معدنی‌شان بهره‌مند شوند. از طرف دیگر، کرایوتراپی یا حمام آب سرد، می‌تواند به کاهش فشار عضلانی کمک کند و بسیاری از ورزشکاران به ویژه دوندگان خود را در آبِ در حال انجماد غوطه‌ور می‌کنند تا آسیب یا فشار ناشی از تمرین را کاهش دهند.
 
صرف‌نظر از دمای آب، فواید حمام کردن به صورت علمی اثبات شده است و می‌تواند سلامت مطلوب‌ ذهن و بدن‌تان را تضمین کند.
 
در ادامه به ۱۰ فایده‌ی علمی حمام کردن اشاره می‌کنیم:
 
۱. حمام کردن سلامتی قلب‌مان را بهبود می‌بخشد
   
اگرچه حمام کردن در دماهای بالا به ویژه در شرایطی که از پیش دچار بیماری‌ قلبی باشید، می‌تواند فشار زیادی بر قلب‌تان وارد کند، ولی در شرایط مساعد حمام گرم باعث می‌شود ضربان قلب‌تان سریع‌تر شود و عملکرد سالمی داشته باشد. حمام آب گرم می‌تواند جریان خون را در سراسر بدن بهبود بخشد و عملکرد رگ‌ها را بهتر کند. در افرادی که سابقه‌ی بیماری قلبی ندارند و به طور کلی سالم هستند، حمام آب گرم می‌تواند باعث کاهش فشار خون و بهبود عملکرد قلب ‌شود.
 
۲. حمام کردن تنفس را آسان‌تر می‌کند
 
غوطه‌ور شدن روی آب به شکلی که تا پایین سینه درونِ آب باشید، می‌تواند تاثیر خوبی بر ظرفیت شش‌ و میزان اکسیژن ورودی‌تان بگذارد. دو عامل در این میان می‌توانند تاثیرگذار باشند: دمای آب و فشار آبی که روی سینه و شش‌های‌تان وارد می‌شود. هر چه آب گرم‌تر باشد و ضربان قلب‌تان بش‌تر، میزان اکسیژن ورودی به شش‌های‌تان بیش‌تر می‌شود و بخار موجود در هوا می‌تواند سینوس‌ها و سینه‌تان را تمیز کند. غوطه‌ور شدن در آب سرد مثل شنا کردن در دریاچه‌های طبیعی یا استخرهای آب سرد، می‌تواند خطر عفونت را در آدم‌هایی که از بیماری مزمن انسداد شش (COPD) رنج می‌برند، کاهش دهد. مطالعه روی دخترانی که به سن بلوغ نرسیده بودند، نشان داد شنا می‌تواند رشد شش‌ها را بهبود بخشد و به دلیل بالا بردن سطح مقاومت بدن و روش خاصی که باید در طول شنا با آن تنفس کرد، ظرفیت شش‌ها را بیش‌تر می‌کند. در هنگام شنا باید آهنگ تنفس‌تان عمیق‌تر و طولانی‌تر باشد، که همین عامل قدرت و ظرفیت شش‌های‌تان را بیش‌تر می‌کند.
 
۳. حمام کردن تاثیر مثبت بر دستگاه عصبی و مغزتان می‌گذارد

 فرو رفتن در داخل آب می‌تواند درد و التهاب را کاهش دهد و هم‌چنین دستگاه عصبی را آرام کند، استرس و اضطراب بدن را کم کند و مزاج‌تان را بهبود بخشد. به دلیل آن‌که فشار و دمای آب به آرامی درد و ناراحتی ستون فقرات را کاهش می‌دهد آب‌درمانی می‌تواند به بیمارانِ مبتلا به ام‌اس کمک کند. آب با ایجاد تعادل و ثبات وضعیِ بدن، می‌تواند علائم مربوط به بیماری‌هایی مانند پارکینسون را کاهش دهد، و آرامش و زندگی باکیفیت‌تری برای چنین بیمارانی ایجاد کند.
 
۴. حمام کردن برای ماهیچه‌ها، مفاصل و استخوان‌های‌تان مفید است
 
بر اساس تجربه، تحرک و انجام حرکات کششی در آب تاثیر چندانی بر سلامت مفاصل، ماهیچه‌ها و استخوان‌‌ها ندارد، ولی به عنوان یک ورزش استقامتی در سلامتی انسان تاثیر زیادی دارد. هم‌چنین تمرینات داخل آب باعث می‌شوند بدن سالمندان یا افرادی که در معرض خطر سقوط قرار دارند، در مقابل آسیب‌های برخورد با زمین و سطوح سفت بیش‌تر شود. شنا در یک استخر آب گرم می‌تواند بدون ایجاد عوارض جانبی یا تشدید علائم، درد بیماری‌هایی نظیر آرتروز را کاهش دهد.
 
۵. با حمام کردن به سلامتی دستگاه گوارشی‌تان بهبود بخشید
 
حرارت حمام آب گرم می‌تواند دردهای مربوط به هموروئید یا شقاق مقعد را کاهش دهد. حرارت آب باعث آرامش اسفنکتر می‌شود و به درمان زخم‌های ناشی از عمل جراحی داخلی کمک می‌کند. با وجود این‌که به سرعت بعد از غذا خوردن، حمام گرم توصیه نمی‌شود، ولی از آن‌جایی‌ که حمام کردن باعثِ بهبود جریان خون می‌شود، می‌تواند به طور کلی به هضم غذا نیز کمک کند. در حقیقت، به تازگی یک پژوهش مستقل نشان داده است حمام کردن سطح قند خون را پایین می‌آورد، که از این طریق به بیماران دیابتی کمک می‌کند بتوانند وزن‌شان را مدیریت کنند.
 
۶. غوطه‌ور شدن در آب به فرآیند زایمان طبیعی کمک می‌کند و از این طریق، به سلامتی دستگاه ادراری بهبود می‌بخشد
 
شواهد زیادی وجود دارد که زنان در نخستین مراحل زایمان می‌توانند با غوطه‌ور شدن در آب گرم آرامش‌شان را به حداکثر و دردشان را به حداقل برسانند. همین عامل سبب می‌شود بتوانند تمرکز بیش‌تری بر تولد نوزادشان داشته باشند و زایمان را به خوبی پشت سر بگذارند. هیچ عارضه‌ی جانبی در اثر زایمان در حالت غوطه‌وری در آب، چه در فرآیند زایمان و چه پس از تولد نوزاد، برای مادر و کودک گزارش نشده است. در برخی فرهنگ‌ها، حمامِ پس از زایمان با روغن‌های معطر و گیاهی به فرآیند درمان جسم و روان مادر کمک می‌کند. با وجود این‌که حمام روزانه می‌تواند خطر عفونت‌های مجاری ادراری را – به ویژه در مورد کسانی همواره از این عارضه رنج می‌برند – بیش‌تر کند، حمام گرم باعث آرامش اسفنکتر ادراری داخلی می‌شود، که از این طریق درد ناشی از عمل جراحی را کاهش می‌دهد و می‌تواند فرآیند درمان زخم‌های ناشی از اپیزیوتومی یا پارگی‌های دیگرِ مربوط به زایمان سرعت بخشد.
 
۷. با حمام کردن از گردش خون و دستگاه ایمنی بدن‌تان مراقبت کنید
 
حمام گرم نه تنها گردش خون را تسهیل می‌کند، بلکه باعث می‌شود، تنفس‌تان – به ویژه در فضای پر از بخار – عمیق‌تر و کندتر شود و از این طریق مقدار اکسیژن بیش‌تری وارد خون‌تان شود. حمام داغ یا استخر آب گرم می‌تواند باکتری‌ها را از بین ببرد و به عملکرد دستگاه ایمنی بدن‌تان کمک کند. هم‌چنین می‌تواند علائم آنفولانزا و سرماخوردگی را نیز کاهش دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند فرو رفتن در آب سرد می‌تواند به آسیب‌های سلولی بهبود بخشد و خطر بافت‌مردگی را کاهش دهد و همین‌طور خطر ابتلا به برخی سرطان‌‌ها و احتمال ماندگاری‌شان را نیز کم کند.
 
۸. با حمام کردن هورمون‌های‌تان را تنظیم کنید
 
با حمام آب سرد می‌توان به درمان بیماری‌هایی نظیر سندرم خستگی مزمن و برخی مسائل مربوط به باروری کمک کرد. هورمون‌هایی که از غده‌ی هیپوفیز ترشح می‌شوند مانند هورمون آدرنوکورتیکوتروپین یا ACTH و هورمون‌های دیگری نظیر هورمون بتااندروفین و کورتیزول با کمک حمام آب سرد تنظیم می‌شوند. به علاوه، حمام آب گرم باعث افزایش ترشح سروتونین، هورمون شادی و تن‌درستی، می‌شود.
 
۹. حمام پوست و مو و چشمان‌تان را تمیز و مرطوب می‌کند
 
حمام کردن و در معرض بخار قرار دادن بدن، یکی از بهترین راه‌هایی است که می‌توانید با تماس مستقیم با آب، بدن‌تان را به شکل کامل آب‌رسانی کنید. درصدِ زیادی از بدن انسان را آب تشکیل داده است و به همین دلیل همیشه توصیه می‌شود مقدار زیادی آب بنوشیم. البته غوطه‌ور شدن در آب نیز بسیار مفید است. می‌توانیم برای کسب نتایج بهتر، مقداری روغن معطر یا نمک‌های معدنی به وان حمام‌مان اضافه کنیم یا در چشمه‌های طبیعی که سرشار از مواد معدنی هستند، شنا کنیم. آب گرم منافذ پوست را باز می‌کند و باعث تعریق می‌شود؛ تعریق روش طبیعی برای پاک کردن بدن از سموم و مواد مضر است. به همین صورت، آب سرد می‌تواند پوست‌مان را منقبض کند و میزان تعریق و منافذِ باز پوست‌مان را کم‌ کند، و از این طریق پوست را به صورت مطلوب آب‌رسانی کند.
 
۱۰. دمای بدن‌تان را با حمام کردن به بهترین حالت برسانید
 
برای تنظیم دمای بدن هیچ راهی دل‌پذیرتر و سریع‌تر از حمام کردن نیست. در یک روز سرد، یک حمام داغ یا استخر آب گرم بهترین راه برای گرم شدن است. و در اوج گرمای تابستان شنا در ساحل اقیانوس یا دریا بدون شک بهترین راه برای خنک شدن است.
 
شواهد زیادی وجود دارند که نشان می‌دهند حمام کردن، چه در آب سرد و چه در آب گرم؛ چه در وان و چه در یک چشمه‌ی طبیعی بدون هیچ عارضه‌ی جانبی، فواید زیادی برای سلامتی دارد. هر چند، اگر از بیماری‌‌‌ها یا شرایط جسمانی خاصی رنج می‌برید توصیه می‌شود حتما پیش از هر گونه عملیات آب‌رسانی با یک متخصص مشورت کنید.
 

منبع: پارس

 




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 | 
[Designed By Ashoora.ir    مرجع دريافت ابزار و قالب وبلاگ ]