زهرِ تلخ حق!
آنها چرا انکارِ حق کردند؟ چون تلخ بود. تطمیع و تهدید شدند. یک عدّه را با پول خریدند و یک عدّه را ترساندند.
صبر و استقامت در تنهایی
وقتی این روایت را میخواندم، میخواستم بدانم حسین(علیهالسّلام) در چه موقعیتی بوده باشد؟ وقتی روز عاشورا امام زینالعابدین میگوید: پدرم من را در لحظات پایانی زندگی به سینهاش چسبانده، «حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ»؛ موقعی باید باشد که یک نفر از اصحاب هم باقی نمانده باشد. ببینید به حسین(علیهالسّلام) چه گذشت؟ یک نفر از بنی هاشم نبود و حسین تنها شده بود. در عین حال آمده و به فرزندش میگوید: صبر و استقامت داشته باش!
حسین، تنها ایستاده است
این شاید همان موقع بود که، مینویسند: «وَ نَظَرَ يَمِيناً وَ شِمَالاً»؛ نگاهی به سمت راست کرد، نگاهی به سمت چپ کرد، «فَلَم یَر مِن أصحَابِهِ أحَداً»؛ احدی از اصحابش را ندید. «فَنَادي یَا مُسلمَ بنَ عَقیل یا هَانِیَ بنَ عُروَة یا بُرَیرُ یا زُهَیرُ... قُومُوا عَن نَومَتِکُم أیُّهَا الکِرَام»، بلند شوید؛ از این خواب بیدار شوید. برای چه؟ «وَ ادفَعُوا عَن حَرَمِ الرَّسُولِ»؛ مگر نمیبینید که دشمن میخواهد به خیمهها حمله کند؟ از خاندان پیغمبر دفاع کنید. اینجا بود که مینویسند: بیبیها از خیام حرم بیرون آمدند...
--------------------
مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی(ره)
ادامه مطلب
