در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

 به گزارش خبرگزاري فارس از عسلويه، عباس تبركي ظهر امروز در نشست ستاد همايش بزرگ حاميان ولايت در دفتر امام جمعه كنگان اظهار داشت: نامگذاري امسال به نام همت و كار مضاعف، وظيفه همه ما را در انجام مسئوليت‌ها سنگين‌تر كرده و همه بايد در اين راستا تلاش كنند.
وي افزود: مسئولان بايد در راستاي محروميت‌زدايي و رفع مشكلات مردم تلاش بيشتري كنند و بايد همت مضاعفي از خود نشان دهند تا رضايت مردم شريف ايران اسلامي فراهم شود.
فرماندار كنگان خاطرنشان كرد: دولت‌هاي نهم و دهم در محروميت‌زدايي و رفع فقر از چهره شهرها و روستاها، عملكرد فوق‌العاده‌اي داشته‌اند و اين روند بايد با بيشترين تلاش و همت ادامه پيدا كند.
تبركي در ادامه به برگزاري همايش حاميان ولايت در كنگان اشاره كرد و عنوان داشت: تمام مردم و مسئولان بايد در راستاي برپايي اين مراسم به صورت هر چه باشكوه‌تر تلاش كنند و بايد از همه ظرفيت خود براي برگزاري اين همايش بهره ببريم.
وي ادامه داد: برقراري امنيت و آرامش اين مراسم بزرگ و مهم از مهم‌ترين وظايف مسئولان شهرستان است و بايد از نيروهاي بومي براي برقراري امنيت در روز هفتم ارديبهشت (روز برگزاري همايش) استفاده كنيم.
فرماندار كنگان اضافه كرد: حضور حضرت آيت‌الله سيداحمد خاتمي در شهرستان كنگان در همايش بزرگ ولايت مسئله بسيار مهم و ارزشمندي است كه موجب افتخار مردم و مسئولان شهرستان است و بايد از اين قدوم مبارك استفاده كنيم.
امام جمعه كنگان نيز در اين جلسه اظهار داشت: در راستاي آرمان‌هاي مقدس ولايت، همايش بزرگي با عنوان حاميان ولايت در روز هفتم ارديبهشت سال جاري، همزمان با ايام شهادت حامي واقعي ولايت، حضرت زهراي اطهر (س) و با حضور آيت‌الله خاتمي، امام جمعه موقت تهران و عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري در مسجد جامع كنگان برگزار مي‌شود و از آنجا كه اين همايش نياز به مقدمات و تمهيدات خاصي براي برگزاري دارد، بايد نهايت استفاده از اين برنامه شود.
حجت‌الاسلام محمود محمودي افزود: ولايت فقيه، ستون خيمه نظام اسلامي ايران است و برگزاري همايش حاميان ولايت فقيه در اين شهرستان، ارزش والايي دارد و مردم بايد با حضور در اين همايش حمايت هميشگي خود از ولايت فقيه را به همه اثبات كنند.
وي در ادامه ابراز داشت: در سال همت و كار مضاعف، همه مسئولان شهرستان و همه مردم بايد نهايت تلاش خود را به كار گيرند و از فرصت‌هاي موجود نهايت استفاده را ببرند.
محمودي خاطرنشان كرد: برگزاري اين همايش در كنگان نيز فرصت ارزشمندي است تا مردم ولايت‌مدار اين شهرستان، با ولايت فقيه آشنايي بيشتري پيدا كنند و به وظايف خود نيز آشنايي بيشتري پيدا كنند كه اميدوار هستيم با برنامه‌ريزي صحيح بتوانيم استفاده شايسته‌اي از حضور حضرت آيت‌الله خاتمي در اين شهرستان ببريم.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 3:00 PM نظرات 0 | لینک مطلب

منابع مقاله:

فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 6، مطلبی، سید ابو الحسن؛

تشکیل مدینه فاضله انسانی و رسیدن به جامعه مدنی به مفهوم واقعی کلمه (1)

تحقق دولت کریمه (2) و نیل به حکومت صالحان، که یک نوید قرآنی است (3) ، آرزوی همه انسان های مومن، آرمان خواه و آزاده است و دست یافتن به چنین آرمانی بس والا، همت های بلند، اندیشه هایی ژرف و قامت هایی نستوه می طلبد.

یکی از رهیافت های مهم و ارجمند که می تواند ما را در فراهم سازی اهداف بلند یاد شده یاری دهد تعلیم آیین زمامداری از کسی است که معلمش مالک و حاکم ملک و ملکوت است و تعلیم او بشری نیست بلکه از سرچشمه وحی و کریمه "و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (4) " مایه گرفته است از کسی که باب علم پیامبر است: "انا مدینه العلم وعلی بابها" و چون به نص قرآن کریم: واتوا البیوت من ابوابها (5) ، در حکومت داری نیز باید به آن بزرگوار تاسی جست.

مقاله حاضر، که برگرفته از بخش هایی از سخنان و رهنمودهای امیرمومنان علی(ع)است، گوشه ای از وظایف زمام داران را مشخص می کند.

اکنون با استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی نیل به اهداف دولت کریمه، بیش تر ازهر زمان فراهم شده و فرصتی است که باید آن را غنیمت شمرد: ان فی ایام دهرکم نفحات الا فترصدوا لها.


 

 ارتباط مستقیم با مردم و نداشتن سخن گو

مردم باید بتوانند بدون هیچ گونه مانعی با حاکم و یا کارگزاران او ملاقات کنند و مشکلات و نیازهای خود را با وی در میان بگذارند. این مهم را حضرت وصی(ع) در نامه ای به قثکم بن عباس که از جانب آن حضرت بر مکه معظمه حکم فرما بوده، گوشزد کرده است:

......... و لایکن لک الی الناس سفیر الا لسانک ، ولا حاجب الا وجهک ، و لاتحجبن ذاحاجه عن لقاءک بها... وانظر الی مااجتمع عندک من مال الله فاصرفه الی من قبلک من ذوی العیال و المجاعه... (6)

وباید تو را به مردم پیغام رسانی نباشد مگر زبانت (هر چه می خواهی خودت به ایشان بگو! نه مانند گردن کشان پیغام بفرستی) و نه دربانی مگر رویت (هر که خواهد تو را بی مانع ببیند) و درخواست کننده ای را از ملاقات و دیدار خود جلوگیری مکن و بنگر (رسیدگی کن) به آن چه از مال خدا (بیت المال مسلمانان) نزد تو گرد می آید، پس آن را به کسان عیال مند و گرسنه نزد خود بده....



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 2:27 PM نظرات 0 | لینک مطلب

 

پرهیز از ستایش گران، متملقان و چاپلوسان

حاکم اسلامی باید به گونه ای رفتار کند که ثناگویان و متملقان پی ببرند که او از هرگونه ستایش گری و تملق بیزار است و با این شیوه به آن ها میدان ندهد، خوش داشتن مدح و ثنا و تعریف و تمجید، از پست ترین حالات حاکم شمرده شده است:

و ان من اسخف حالات الولاه عند صالح الناس ان یظن بهم حب الفخر، ویوضع امرهم علی الکبر،و قد کرهت ان یکون جال فی ظنکم انی احب الاطرآء، و استماع الثناء، ولست بحمد الله کذلک، ولو کنت احب ان یقال ذلک لترکته انحطاطا لله سبحانه عن تناول ما هو احق به من العظمه و الکبریاء، وربما استحلی الناس الثناء بعد البلاء، فلا تثنو علی بجمیل ثناء لاخراجی نفسی الی الله و الیکم من البقیه فی حقوق لم افرغ من ادائها، و فرائض لابد من امضائها، فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره، و لاتتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره، ولا تخالطونی بالمصانعه (7)

و از پست ترین حالات حکم فرمایان نزد مردم نیکوکار آن است که گمان دوستداری فخر و خودستایی به آن ها برده شود، و کردارشان حمل به کبر و خودخواهی گردد، و من کراهت دارم از این که به گمان شما راه یابد که ستودن و شنیدن ستایش را (از شما)دوست دارم، و سپاس خدا را که چنین نیستم، و اگر هم دوست داشتم که درباره من مدح و ثنا گفته شود این میل را از جهت فروتنی برای خداوند سبحان که او به شمول عظمت و بزرگواری سزاوارتر است رها کرده از خود دور می نمودم، و بسا که مردم مدح و ستایش را بعد از کوشش در کاری شیرین می دانند (زیرا فطری و جبلی است شخصی که کار بزرگی انجام داده یا خدا او را موفق اخت ستودن و آفرین آن را دوست دارد)پس مرا برای اطاعت کردنم ازخدا و خوش رفتاریم با شما به ستودن نیکو ستایش نکنید از حقوقی که باقی مانده و از ادای آن ها فارغ نگشته ام و واجباتی که ناچار به اجرای آن ها هستم، و با من سخنانی که با گردن کشان (برای خوش آمد آن ها) گفته می شود نگویید، و آن چه را از مردم خشمگین (بر اثر خشم آن ها) خودداری کرده پنهان می نمایید از من پنهان ننمایید، و به مدارات و چاپلوسی و رشوه دادن (به زبان) با من آمیزش نکنید. ....

امام(ع) هنگام رفتن به شام به کد خدایان و بزرگان انبار شهری در عراق برخورد می کند آنان به تعظیم و احترامش از اسب ها پیداه شده در پیش رکابش می دوند ولی نه تنها از کرنش آن ها خرسند نمی شود، بلکه آن را نهی می کند:

....ما هذ الذی صنعتموه؟ فقالوا: خلق منا نعظم به امراءنا فقال:

والله ماینتفع بهذا امراءکم ، وانکم لتشقون علی انفسکم فی دنیاکم، وتشقون به فی آخرتکم ، وما اخسر المشقه وراءها العقاب، و اربح الدعه معها الامان من النار (8)

این چه کاری بود کردید؟ گفتند: این خوی ما است که سرداران و حکم رانان خود را به آن احترام می نماییم، پس آن بزرگوار (در نکوهش فروتنی برای غیر خدا) فرمود:

سوگند به خدا حکم رانان شما در این کار سود نمی برند و شما خود را در دنیاتان به رنج و در آخرتتان با این کار به بدبختی گرفتار می سازید (چون فروتنی برای غیر خدا گناه و مستلزم عذاب است) و چه بسیار زیان دارد رنجی (فروتنی برای غیر خدا)که پس آن کیفر باشد، و چه بسیار سود دارد آسودگی (رنج نبردن برای خوش آمدن مخلوق) که همراه آن ایمنی از آتش (دوزخ) باشد.

ونقل است که حضرت وصی(ع) چون از جنگ صفین برگشته به کوفه آمد، حرب ابن شکرکحلابیل شبامی که از بزرگان قبیله خود بود، خواست پیاده در رکاب آن حضرت که سوار بود برود، امام(ع) او را نهی کرد و در زیان جاه طلبی به او فرمود:

ارجع فان مشی مثلک مع مثلی فتنه للوالی ومذله للمومنن (9)

برگرد که پیاده آمدن چون تویی بامانند من برای حکم ران، بلا و گرفتاری است (چون غرور و سرفرازی آرد که مستلزم عذاب و کیفر الهی گردد) و برای مومن ذلت و خواری است (که پیاده در رکاب سواری رود، و هر چه موجب گرفتاری و خواری باشد ترک آن واجب است).



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 2:26 PM نظرات 0 | لینک مطلب

تدین و دین باوری

دین داری حاکمان تاثیر شگرفی در تدین مردم و اصلاح جامعه دارد چنان که در خبر آمده است: الناس علی دین ملوکهم (10) و نیز آمده است: الناس بملوکهم اشبه منهم بزمانهم (11). و غزالی در این باره می نویسد:

و نیکوترین چیزی که پادشاه را بباید، دین درست است، زیرا که دین و پادشاهی چون دو برادرند از یک شکم مادر آمده باید که تیماردارنده مهم در کار دین بود، و گزارنده فرایض به وقت خویش و از هوا و بدعت و شبهت ها و ناشایست و آن چه در شریعت نقصان آورد، دور باشد. و اگر بشنود که اندر ولایت او کسی متهم و بد دین ست بیاوردش وتهدید نمایدش تا توبه کند، یا عقوب کند، یا نفی کندش از ولایت خویش، تا مملکت او پاکیزه بود از اهل هوا و بدعت، و اسلام عزیز باشد. و ثغرها آبادان دارد به فرستادن سپاه و لشکر، و عز اسلام جوید و سنت پیغامبر تازه دارد، تا بدان محمود باشد نزدیک خلق، و نزدیک دشمنان با هیبت بود، و قدر و منزلت او بزرگ شود به نزد دوست و دشمن.

و بدان که پارسایی مردمان از نیکو سیرتی ملک بود، ملک باید که به کار رعیت از اندک و بسیار نظر کند، و به بدکردن ایشان هم داستان نباشد، و نیکو را گرامی می دارد، و به نیک کرداری پاداش دهدشان، و بدکرداری را از بدی بازدارد، و به بدکرداری ایشان را عقوبت کند و محابا نکند تا مردمان به نیکویی رغبت کنند و از بدی پرهیز کنند. و چون پادشاه با سیاست نبود، وبدکردار را رها کند، کار او با کار ایشان تباه شود.

و حکیمان گفته اند که خوی رعیت از خوی ملک زاید که مردم عامه تنگ چشم و بدکردار از ملوک شوند، از آن که خوی ایشان گیرند. نبینی که اندر تاریخ بیاورند که ولیدبن عبد الملک خلیفه بود و همت او همه آبادانی کردن بود و همت سلیمان بن عبدالملک بسیار خوردن بود و خوش خوردن و آرزوی راندن، و همت عمکربن عبدالعزیز عبادت کردن بود. و محمدبن علی بن الفضل گفت: من هرگز ندانستم که کار خلق با کار سلطان زمانه پیوسته است، تا دیدم به روزگار ولیدبن عبدالملک که مردمان را همه همت باغ و بوستان و سرای بود، و به روزگار سلیمان بن عبدالملک همت مردمان به خوش خوردن بود و یکدیگران را گفتندی تو چه خورده ای و چه پخته ای و به روزگار عمربن عبدالعزیز همت مردمان عبادت کردن بود و قرآن خواندن و صدقه دادن و کارهای خیر کردن، تا بدانی که به هر روزگار، مردم رغبت آن کنند که سلطان ایشان کند از بد کردن و بدگفتن و آرزو و کام راندن. (12)

حسن بصری گوید: هر پادشاهی که دین را بزرگ دارد، رعیت او را بزرگ دارند. (13)



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 2:25 PM نظرات 0 | لینک مطلب

داشتن سعه صدر و روحیه انتقادپذیری

حاکم باید سعه صدر داشته باشد، داشتن روحیه انتقادپذیری و سعه صدر از ابزار ریاست است: آله الریاسه سعه الصدر. (14)

امام(ع) با این که خود معصوم و دور از هرگونه خطا و لغزش است آغوش خویش را بر مشورت با امت باز نموده و پذیرای هرگونه انتقاد است:

فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل ، فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی ء، ولا آمن ذلک من فعلی الا ان تکفی الله من نفسی ما هو املک به منی (15)

پس، از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید (با من بی پروا حق را گفته آن چه را درست و به عدل می دانید بیان کنید) زیرا من برتر نیستم از این که خطا کنم و از آن در کار خویش ایمن نمی باشم مگر آن که خدا از نفس من کفایت کند آن را که او به آن از من مالک تر و تواناتر است.



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 2:24 PM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:6 [ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]  [ 4 ]  [ 5 ]  [ 6 ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET