در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.


آمادگي قرارگاه خاتم‌الانبياي سپاه براي مهار لكه نفتي خليج مكزيك
 
خبرگزاري فارس: درپي ناكامي‌ آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها در مهار لكه نفتي، فرمانده قرارگاه خاتم الانبياي سپاه از آمادگي متخصصان اين قرارگاه براي مهار لكه نفتي خليج مكزيك خبر داد.
 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي كل سپاه، سردار رستم قاسمي فرمانده قرارگاه خاتم الانبياء (ص) گفت: اين مايه ننگ و شرمندگي است كه آمريكا و انگليس و كساني كه خود را مهد تكنولوژي و ابرقدرت حوزه صنعت و اقتصاد جهاني مي‌دانند با گذشت دو ماه از تخريب سكوي توليد نفت در منطقه خليج مكزيك قادر به مهار فوران نفت ‌نباشند.
قاسمي خاطر نشان كرد: دستور اوباما به ارتش آمريكا براي دخالت و ورود به صحنه اين حادثه كه ديگر به بحران منطقه‌اي و بلكه فرامنطقه‌اي تبديل شده است نشان ‌دهنده چالش فناوري غرب و به بن بست رسيدن متخصصين مغرور كمپاني‌هاي بزرگ نفتي انگليسي و آمريكايي است.
وي با اشاره به نگراني‌هاي جهاني از بروز يك فاجعه زيست محيطي در خليج مكزيك و تاثير آن بر زندگي عادي ساكنان ساحل مناطق كارائيب تصريح كرد: ابراز اميدواري دولت مردان آمريكايي و تلاش نافرجام آنان در مهار اين لكه، به‌رغم بسيج تمامي امكانات و ظرفيت‌ها و حتي دخالت ارتش، مقامات و مردمان كشورهاي حوزه دريايي كارائيب را سخت نگران كرده است و تصور اينكه اين لكه نفتي با ورود به جريان قدرتمند دريا به سواحل باهاماي جامائيكا و كشورهاي ديگر، فاجعه زيست محيطي و انساني را در تاريخ رقم خواهد زد، براي آنها كابوسي وحشتناك است.
فرمانده قرارگاه خاتم الانبياء با تاكيد بر احساس مسئوليت دولت و ملت ايران در برابر اين امر انساني و برشماري توانمنديهاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي به‌ويژه متخصصين نفتي قرارگاه خاتم الانبياء(ص) اظهار داشت: در صورتي كه آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها و نيز شركت‌هاي غربي خود را در مهار لكه نفتي ناتوان مي‌دانند از ايران درخواست كنند، مي‌توانيم با بررسي‌هاي لازم، متخصصين قرارگاه خاتم الانبياء سپاه را جهت كمك به جلوگيري از ادامه اين فاجعه بزرگ و پايان بخشيدن به بحران زيست محيطي و مهار لكه نفتي به منطقه اعزام كنيم.
قاسمي خاطر نشان كرد: تجربه حضور ايراني‌ها در مهار فوران‌هاي نفتي در برخي كشورهاي همسايه در خليج فارس مانند كويت از قابليت‌ها و مهارت‌هاي آنان خبر مي‌دهد، در عين حال سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي كمك به مهار لكه نفتي آماده است.
وي در پايان با اشاره به قطعنامه اخير شوراي امنيت و اعمال تحريم‌هايي عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و قرارگاه خاتم الانبياء (ص) تاكيد كرد: دست‌يابي سپاه به اين قابليت‌ها و توانمنديها محصول تحريم‌هايي است كه در طول سه دهه گذشته عليه نظام و ملت ايران اعمال شده است و اساسا ما همواره زندگي در شرايط تحريم را تجربه كرده‌ايم و اينك كه جامعه جهاني بايك فاجعه زيست محيطي و تهديد عليه مردمان يكي از مناطق حساس دنيا مواجه شده است سپاه پاسداران به‌رغم تحريم‌هاي جديد آماده است به رسالت انساني خود در اين زمينه عمل و توان انحصاري و بومي خود را به خليج مكزيك اعزام‌ كند.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در دوشنبه 31 خرداد 1389  ساعت 4:30 PM نظرات 0 | لینک مطلب


بسم الله الرحمن الرحیم

من‏المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا . «قرآن کریم- الاحزاب آیه 23»

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است.

سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی (ع)، این مالک اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏توان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم نمائیم، که مردان و رهروان راه علی (ع) و حسین (ع) را با این کلمات مادی و معیارهای خاکی نمی‏شود توصیف نمود و سنجید.

این مروری است گذرا و سریع، بر حیات کوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران .

 

تولد

دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.

 

تحصیلات

وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الکترومکانیک فارغ‏التحصیل شد و یک سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت.

وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات‏علمی در جمع معروفترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریکا –برکلی- با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

 

فعالیت‏های اجتماعی

از 15سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‏الله طالقانی، در مسجد هدایت و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می‏کرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت‏ملی ایران در کشمکش‏های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سختترین مبارزه‏ها و مسئولیت‏های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناکترین مأموریت‏ها را در سخت‏ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.

در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین‏بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه‏ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار می‏رفت که به دلیل این فعالیت‏ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‏شود. پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ساز می‏زند و همه پل‏ها را پشت سر خود خراب می‏کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سختترین دوره‏های چریکی و جنگ‏های پارتیزانی را می‏آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می‏شود.

به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏کند که مات هنوز نمی‏دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.

 

در لبنان

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می‏کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می‏شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.

او به کمک امام موسی‏صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی‏ریزی نموده که در میان توطئه‏ها و دشمنی‏های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می‏کند و علی‏گونه در معرکه‏های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می‏رود و در طوفان‏های سهمناک سرنوشت، حسین‏وار به استقبال شهادت می‏تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی‏آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله‏های بلند کوه‏های جبل‏عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی‏ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابان‏های داغ و بر دامنه کوه‏های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می‏گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏کند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏اندازد تا سریعتر و قاطعانه‏تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏گردد.

 

در کردستان

در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیکتر می‏شد. باران گلوله می‏بارید و می‏رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏مانده را نجات دهد و شهر مصیبت‏زده را از سقوط حتمی برهاند.

آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت، ‌قدرت رهبری و برنامه‏ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ترین مظاهر انقلابی و شکوهمندترین قهرمانی‏ها به وقوع پیوست و در عرض 15 روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

 

وزارت دفاع

دکتر چمران بعد از این پیروزی بی‏نظیر به تهران احضار شد و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید.

در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی، به یک سلسله برنامه‏های وسیع بنیادی دست زد که پاکسازی ارتش و پیاده کردن برنامه‏های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

 

مجلس

دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، به خصوص در ارتش،‌ حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ‌ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود. در یکی از نیایش‏های خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شکر می‏گوید: «خدایا، مردم آنقدر به من محبت کرده‏اند و آن چنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده‏اند که به راستی خجلم و آنقدر خود را کوچک می‏بینم که نمی‏توانم از عهده آن به درآیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.»

وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

 

در خوزستان

گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم‏کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها کسانی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین،‌ پیروزی‏ها و شکست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ایثارگری‏های آنان بودند، به گوشه‏ای از این خدمات که دکتر چمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود، آگاهی دارند.

ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏ها بود که به کمک آن، جاده‏های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک ماه، آب کارون را به طرف تانک‏های دشمن روانه ساخت، به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.

یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین‏بار نیروهایی بین دویست تا یک هزار نفر را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‏ها مقاومت کنند.

 

محرم ماه شهادت و پیروزی سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین‏بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک‏های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند .
دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آیت‏الله خامنه‏ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین‏بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه‏‏آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می‏شتافت که در محاصره تانک‏های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة‌ محاصره دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بیشتر بود و او همیشه به دامان خطر فرو می‏رفت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک‏ها به او حمله کردند و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏ای به نقطه‏ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک‏ها به سوی او تیراندازی می‏کردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابک، برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین(ع) و در راه حسین(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یک‏تنه به نبرد حسین‏گونه خود ادامه می‏داد و به سوی دشمن حمله می‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏تر کی‏شد و آتش حمله بیشتر زبانه می‏کشید، چهره ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر می‏شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز هم گرمی قطرات خون او گرمی‏بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخی خونش الهام‏بخش پیروزی نهایی و بزرگ آنان است .
با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، به داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی می‏داد .
خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزدیکی دروازه سوسنگرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی‏محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. دکتر چمران با همان کامیونی که خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏های نامنظم و دوباره با پای زخمی و دردمند به ارشاد یاران وفادار خود پرداخت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی ( تیمسار شهیدفلاحی، فرمانده لشگر 92، شهید کلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی که رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران ( شهیدمحلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏کبر را مطرح کرد .

آغاز حرکت مجدد :
به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ‏های نامنظم و حرکت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی که در کنار بسترش و در مقابلش نقشه‏های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حرکت نیروهای خودی نصب شده بود و او که قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می‏نگریست و مرتب طرح‏های جالب و پیشنهادات سازنده در زمینه‏های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می‏داد. کم‏کم زخم‏های پای او التیام می‏یافت و او دیگر نمی‏توانست سکون را تحمل کند و با چوب زیربغل به پا خاست و بازهم آماده رفتن به جبهه شد .
به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه 59) که منجر به شکست قسمتی از نیروهای ماشد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد، تعدادی از رزمندگان شجاع و جان بر کف را از جبهه فرسیه انتخاب کرد و با چند هلیکوپتر که خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏سابقه و انتحاری زد. او در حالی که از درد جنگ به خود می‏پیچید و از ناراحتی می‏خروشید، آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلایه شد که به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت ساخت که وی از این بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود .

دیدار امام امت :
بالاخره در اسفند ماه 59 چوب زیربغل را نیز کنار گذاشت و با کمی ناراحتی راه می‏رفت و همراه با هم‏رزمانش از یکایک جبهه‏های نبرد در اهواز دیدن کرد .
پس از زخمی شدن، ‌اولین‏بار، برای دیدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش می‏داد، او و همه رزمندگان را دعا می‏کرد و رهنمودهای لازم را ارائه می‏داد .
دکتر چمران از سکون و عدم تحرکی که در جبهه‏ها وجود داشت دائماً رنج می‏برد و تلاش می‏کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه‏های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏برکف ستاد نیز عملی می‏ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‏های الله‏اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است، رسانده تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالاخره در سی‏ویکم اردیبهشت ماه سال شصت، با یک حملة‌ هماهنگ و برق‏آسا، ارتفاعات الله‏اکبر فتح شد که پس از پیروزی سوسنگرد بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود. شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین کسانی بود که پای به ارتفاعات الله‏اکبر گذاشت؛ درحالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می‏کرد. او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه‏های شحیطیه ( شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالی که دیگران در هاله‏ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می‏نگریستند .
پس از پیروزی ارتفاعات الله‏اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از اینکه دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهیدچمران خود طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداکاری جان بر کف ستاد جنگ‏های نامنظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت .
فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای مؤمن ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند، پلی ابتکاری و چریکی که خود ساخته بودند. از رودخانه عبور کردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را به یاری خدای برگ فتح کردند. این اولین پیروزی پس از عزل بنی‏صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی‏های دیگر به حساب آمد .
در سی‏ام خردادماه سال شصت، یعنی یک‏ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‏اکبر، در جلسه فوق‏العاده شورایعالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت‏الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک وسکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد .
این آخرین جلسه شورایعالی دفاع بود که شهیدچمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم‏انگیز و بسیار سخت و هولناکی بود .

به سوی قربانگاه :
در سحرگاه سی‏ویکم خردادماه شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکترچمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود . غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود . دسته‏ای از دوستان صمیمی او می‏گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می‏نگریستند . از در و دیوار، ‌از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسیم شهادت می‏وزید و گویی همه در سکوتی مرگبار منتظر حادثه‏ای بزرگ و زلزله‏ای وحشتناک بودند. شهیدچمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند و در لحظه حرکت وی، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: «همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آماده حرکت به جبهه است
همة‌ اطرافیانش هنگام خروج از ستاد با او وداع می‏کردند و با نگاه‏های اندوه‏بار تا آنجا که چشم می‏دید و گوش می ‏شنید، او و همراهانش را دنبال می‏کردند و غمی مرموز و تلخ بر دلشان سنگینی می‏کرد .
دکتر چمران، شب قبل در آخرین جلسه مشورتی ستاد، یارانش را با وصایای بی‏سابقه‏ای نصیحت کرده بود و خدا می‏داند که در پس چهره ساکت و آرام ملکوتی او چه غوغا و چه شور و هیجانی از شوق رهایی، رستن از غم و رنج‏ها، شنیدن دروغ و تهمت‏ها و دم‏برنیاوردن‏ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسیار یاران باوفای او به شهادت رسدیه بودند و اینک او خود به قربانگاه می‏رفت. سال‏ها یاران و تربیت‏شدگان عزیزش در مقابل چشمانش و در کنارش شهید شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتیاق شهادت سوخت، ولی خدای بزرگ او را در این آزمایش‏های سخت محک می‏زد و می‏آزمود، او را هر چه بیشتر می‏گداخت و روحش را صیقل می‏داد تا قربانی عالیتری از خاکیان را به ملائک معرفی نماید و بگوید: انی اعلم مالاتعلمون. «من چیزهایی می‏دانم که شما نمی‏دانید
به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت‏الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین‏بار یکدیگر را بوسیدند و بازهم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده‏شان، ایرج رستمی را به آنها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پرنور و چهره‏ای نورانی و دلی والامال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‏برد
خداوند ثابت کرد که او را دوست می‏دارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند .

شهادت :
سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یک در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه‏ای جانکاه بودند که خمپاره‏ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یکی از خمپاره‏های صدامیان، یکی از نمونه‏های کامل انسانی که مایة‌ مباهات خداوند است، یکی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت و یکی از ارزشمندترین انسان‏های علی‏گونه و یکی از یاران باوفای امام‏خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست .
ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و ترکش‏های دیگر صورت و سینه دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند . خون از سرش جاری بود و چهره ملکوتی و متبسم و در عین‏حال متین و محکم و موقر آغشته به خاک و خونش، با آنکه عمیقاً سخن‏ها داشت، ولی ظاهراً دیگر با کسی سخن نگفت و به کسی نگان نکرد. شاید در آن اوقات، همانطوری که خود آرزو کرده بود، حسین(ع) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(ع) و رستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملکوت اعلی و به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاکیان را نداشت .
در بیمارستان سوسنگرد که بعداً به نام شهید دکترچمران نامیده شد، کمک‏های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که : « ارجعی الی ربک راضیه مرضیه »
از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، این فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حرکت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلکه امت مسلمان ایران و شیعیان محروم لبنان به پا خاستند و حتی ملل مستضعف و زاده دنیا غرق در حسرت و ماتم گردیدند .
امواج خروشان مردم حق‏شناس ما، خشمگین از این جنایت صدام و اندوهبار و اشک‏آلود،‌ پیکر پاک او را در اهواز و تهران تشییع کردند که «انالله و انّاالیه راجعون
بلی، این‏چنین زندگی سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خدای او آغاز گشت و این‏چنین در کربلای خوزستان در جهاد و نبرد رویاروی علیه باطل، حسین‏گونه به خاک شهادت افتاد و به ملکوت اعلی عروج کرد و به آرزوی دیرین خود که قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نایل گشت. خدایش رحمت کند و او را با حسین(ع) و شهدای کربلا محشور گرداند .

والسلام علی من‏اتبع‏الهدی

 

 

http://www.chamran.org/biography



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 4:11 PM نظرات 0 | لینک مطلب


استاندار تهران:

مصادیق کار و همت مضاعف مشخص و معین است

اکونیوز:استاندار تهران‌ با اشاره به نامگذاری سال جدید به عنوان "همت مضاعف،کار مضاعف " گفت: مصادیق کار و همت مضاعف مشخص است و برای اجرای فرمان رهبر معظم انقلاب احتیاج به مقدمه چینی و تئوری پردازی نداریم.

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران( econews.ir ) "مرتضی تمدن" در نشست شورای برنامه ریزی و توسعه استان تهران که در شهرستان ری برگزار شد، با اشاره به نامگذاری سال جدید به نام سال "همت مضاعف، کار مضاعف " از سوی مقام معظم رهبری گفت: مصادیق کار و همت مضاعف مشخص است و ما برای اجرای فرمان ایشان احتیاج به مقدمه چینی و تئوری پردازی نداریم. همه مقدمه چینی‌ها و تئوری‌پردازی‌ها در این باره قبلا صورت گرفته و تبدیل به قانون شده است.

وی با اشاره به سند چشم انداز 20 ساله، برنامه 5 ساله توسعه، اصل 44 قانونی اساسی و سیاست عدالت محور دولت هم گفت: این قوانین تکلیف را روشن کرده و همه ما مسئولین موظف به اجرای آنها با همت و کار مضاعف هستیم.

وی با بیان اینکه دشمن و فتنه گران پس از انتخابات سال 88 قصد داشتند جامعه را به سمت مسائل فرعی و تشنج بکشانند، خاطر نشان کرد: مقام معظم رهبری با فرمایش خود کشور را به مسیر اصلی برگرداندند و قطار کار و تلاش را برروی ریل خود قرار دادند و برای ما ضروری است که با کار و تلاش مضاعف امور کشور را به پیش ببریم.

استاندار تهران با اشاره به برنامه رئیس جمهور گفت: طبق دستور رئیس جمهور فعالیت در حوزه فرهنگ آن هم فرهنگ فکری، اعتقادی و نرم افزاری باید حداکثری باشد. وی گفت :یکی از آسیب‌های ما در این زمینه کم بودن فعالیت فرهنگی و بصیرت بخشی به کسانی است که مورد طمع دشمن است.

استاندار تهران با اشاره به اینکه در سال 89 موظف هستیم،100هزار شغل جدید در استان ایجاد کنیم، گفت: همچنین باید در بخش‌هایی چون کشاورزی و مسکن همت و کار خود را مضاعف کنیم تا پاسخگوی نیازهای مردم باشیم.

تمدن با اشاره به برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال جاری یادآور شد :باید به سرعت مقدمات این انتخابات را آغاز کنیم.

منبع : اکونیوز



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 4:00 PM نظرات 0 | لینک مطلب


خبرگزاری رسا ـ جانشین مدیر حوزه های علمیه بر پیگیری سه اصل حفظ سرمایه، ترمیم و بالندگی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب تأکید کرد و گفت: رهبر معظم انقلاب به سبب توجهی که به ظرفیت های عظیم کشور ایران داشتند، امسال را سال همت مضاعف و کار مضاعف نام نهادند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمودرضا جمشیدی، جانشین مدیر حوزه های علمیه در مراسم گردهمایی مسؤولان مالی مدارس علمیه خواهران کشور که صبح امروز 25 فروردین ماه در تالار اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم برگزار شد با اشاره به سال همت مضاعف و کار مضاعف خاطرنشان کرد: انسان های بلند، فکری بلند دارند و برنامه ریزی برای آینده، دورنمای ذهن آنان است.

وی با اشاره به روایتی اظهار داشت: هیچ شرافتی بالاتر از همت بلند نیست؛ چرا که همت بلند سبب فکر بلند، گفتار بلند و عادت می شود و عادت ها هستند که سرنوشت انسان و مجموعه ای را رقم می زنند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خواستار بازیابی، ارزیابی و بازخوردگیری در مجموعه حوزه های خواهران سراسر کشور شد و تصریح کرد: انسان هایی که درها را به روی خود می بندند متوقفند و پیشرفتی نمی کنند.

وی با بیان این‌که سربازی امام زمان(عج) و اخلاص اساس کار کارگزاران حوزه علمیه خواهران را تشکیل می دهد، برنامه ریزی، تلاش و همت را سرلوحه فعالیت های خود قرار داده‌اند، ابراز داشت: تصحیح و تعیین مسیر جهت ها در سال همت و کار مضاعف ضروری است.

جانشین مدیر حوزه‌های علمیه کشور خاطرنشان کرد: مسیر حرکت حوزه های علمیه احیای اسلام ناب و سنگربانی فرهنگ تشیع و مرزهای اعتقادی انقلاب اسلامی ایران است و در این مسیر باید افرادی تربیت شوند که پرچمدار احیای اسلام ناب و نگهبان فرهنگ تشیع باشند.

وی بر پیگیری سه اصل حفظ سرمایه، ترمیم و بالندگی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب تأکید کرد و گفت: رهبر معظم انقلاب به سبب توجهی که به ظرفیت های عظیم کشور ایران داشتند، امسال را سال همت مضاعف و کار مضاعف نام نهادند.

وی یادآور شد: با روی کار آمدن دولت نهم، تلاش های مضاعف مسؤولان و دستاوردهای نظام در عرصه های مختلف فنی، علمی و نظری که در سال های اخیر به دست آمد، نشان داد که ظرفیت های کشور و کارگزاران بیش از چیزی است که به آن اکتفا کنیم.

جانشین مدیر حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب امسال را همت مضاعف و کار مضاعف نام نهادند با این هدف که افق ها را بلندتر ببینیم و برای دستیابی به آن افق ها، تلاش هایمان را مضاعف کنیم.

وی خاطرنشان کرد: کارگزاران مدارس علمیه خواهران به سبب کمبودها و مشکلاتی که در حوزه علمیه خواهران وجود دارد نسبت به پیام رهبر معظم انقلاب اولی تر هستند و طی این مسیر برای آنان اولویت بیشتری دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین جمشیدی در بخش دیگری از سخنان خود، ابراز داشت: سازوکار جدیدی برای حوزه های علمیه خواهران به زودی تعریف خواهد شد که براساس این سازوکار وظیفه ستاد مرکزی الگوسازی، پشتیبانی و نظارت بر اجرای الگوها است و مسؤولیت ها به مدیریت های استانی واگذار خواهد شد.

وی اضافه کرد: مدیران استان های تهران، اصفهان و مرکزی با تأیید شورای عالی حوزه حکم مدیریتی دریافت کرده اند و به زودی حکم مدیریتی استان های دیگر هم ابلاغ خواهد شد.

جانشین مدیر حوزه های علمیه در پایان با بیان این‌که با ایجاد سازوکارهای جدید یک وحدت رویه در مدارس علمیه خواهران سراسر کشور ایجاد می شود بر تجربه اندوزی، آموزش و استفاده از کارشناسان خبره در شرایط فراهم شده تأکید کرد.



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 9 خرداد 1389  ساعت 2:07 PM نظرات 0 | لینک مطلب


سال 1389 با تدبير و بصيرت رهبر معظم انقلاب به سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نامگذاري شد. اين نامگذاري، نشان از ديد استراتژيك و بصيرت والاي معظم‌له در راستاي چشم‌انداز نظام جمهوري اسلامي در حركت به سوي توسعه و پيشرفت دارد.
تدوين سند چشم‌انداز 20 ساله نظام كه در آن: «ايران 1404 به عنوان كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بين‌الملل» ترسيم شده، گواه صادقي بر عزم و همت والاي مسوولان نظام در حركت به سوي تعالي و پيشرفت (در بالاترين حد ممكن توام با برنامه‌ريزي و تدبير) است و نمود عيني و عملي آن در برنامه‌هاي توسعه 5 ساله بخوبي هويداست.
از آنجا كه تحقق هر چشم‌اندازي در سايه تدوين استراتژي‌هاي لازم و عمل بر مبناي استراتژي مقدور است و هر چه چشم‌انداز وسيع‌تر وافق‌هاي پيش‌رو، رفيع‌تر باشد، نياز به استراتژي‌هاي كلان‌تر و همت‌هاي عالي‌تر براي حركت در جهت اهداف چشم‌انداز بيشتر است، لذا مي‌بينيم كه شعار‌هاي هر سال با درايت و بصيرت، به عنوان يك استراتژي در راستاي اهداف چشم‌انداز ابلاغ شده تا به صورت يك آرمان مشترك، عزم ملي را يكپارچه و برانگيخته سازد.
توضيح اين كه متخصصان مديريت استراتژيك، استراتژي را تشخيص فرصت‌هاي اصلي و تمركز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن فرصت‌ها تعريف كرده‌اند.
بي‌شك يكي از بزرگ‌ترين فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران، نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه‌هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره‌برداري و استفاده نشود، مي‌تواند به يكي از بزرگ‌ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد. جوانان غيور و پرتلاش ما در عرصه‌هاي مختلف علم و صنعت و كشاورزي، همواره فعال و آماده تلاش و ايثار و نثار بوده و هستند و اين از بزرگ‌ترين موهبت‌ها و فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي است.
كشف اين فرصت بزرگ ملي و تمركز برآن به منظور بهره‌برداري از نيروي عظيم نهفته در آن، خود نشان از هوشمندي و درايت نظام جمهوري اسلامي و تفكر استراتژيك آن دارد كه در جاي خود ستودني و قابل تحسين است، اما مساله اصلي و مهم چگونگي بهره‌برداري از اين نيروي بيكران و هدايت آن در جهت منافع ملي و شكوفايي و توسعه كشور در عرصه‌هاي مختلف است كه امسال در قالب شعار «همت مضاعف، كار مضاعف» تبلور يافته و به عنوان يك استراتژي اساسي، وظيفه استفاده بهينه و كارآمد از اين فرصت عظيم را به عهده دارد.
در اين شعار كليدي، ابتدا همت مضاعف مدنظر قرار گرفته تا دورنمايي از افق‌هاي پيش‌رو را نمايان سازد. افق‌هاي بلند و سترگي كه نيل به آنها، تنها با بلند همتي و عزم استوار ميسر است و افراد كوته‌بين و كم‌همت را توان دست يازيدن به‌ آنها نيست، اصولا مقتضاي همت انسان و ارج و قدر هر كسي به قدر همت اوست كه عالي باشد يا داني، بلند همت باشد يا دون همت.
يكي از نشانه‌هاي عزم و اراده و تصميم جدي، پايداري و مقاومت است. بيشتر نوابغ و انديشمندان، بيش از آن كه متكي به قدرت نبوغ خويش باشند، از همت و استقامت و بردباري بهره برده‌اند.
‌رسيدن به موفقيت، مشكلاتي به همراه دارد لذا صبر و شكيبايي و استقامت و بردباري، شيوه مردان بزرگ، كامياب و موفق جهان است.
لذا براي رسيدن به اهداف، ابتدا بايد همت‌ها را مضاعف كرد. بايد عزم‌ها را جزم كرد و به فتح قله‌هاي كوچك و كم‌ارتفاع، قانع و خشنود نگشت. رهبر معظم انقلاب در بخشي از بياناتشان در روز اول سال 89 در جمع زائران حرم رضوي فرمودند: «بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكي دو دهه ديگر، كشورشان را يك مرجع علمي براي دانشمندان جهان قرار بدهند.»اين يعني بلندهمتي و داشتن عزم‌جدي براي فتح قله‌هاي دانش جهان، نه فقط به عنوان عالم و دانشمند بلكه به عنوان «مرجع علمي» يعني دانشمندان از اقصي نقاط جهان براي حل مسائل علمي‌شان در علوم و دانش‌هاي مختلف به ما مراجعه كنند و اين همان عزت و اعتلايي است كه از ايران اسلامي انتظار مي‌رود. ايراني كه يك روز، مرجع علمي جهان بود و در پرتو تعاليم هدايتگر اسلام، دانشمندان و عالمان بزرگي را به جهانيان عرضه كرد كه هنوز دنيا از علم و دانش آنها بهره مي‌گيرد و به پيش مي‌رود.
كار و تلاش موثر در فرهنگ اسلامي ـ‌ ايراني
«كار» در فرهنگ ما از ديرباز به عنوان «سرمايه جاوداني»معرفي شده و در احاديث و رواياتي كه از ائمه معصومين سلام‌الله عليهم اجمعين به ما رسيده نيز براي كار و تلاش، ارزش و اجر فراواني مقرر گرديده است تا آنجا كه امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «كسي كه در طلب روزي خانواده خود كار مي‌كند و به سعي و كوشش تن مي‌دهد، مانند مجاهدي است كه در ميدان كارزار براي خدا جهاد مي‌كند»و در جاي ديگر از بيكاري و ترك كار اظهار تاسف كرده، مي‌فرمايند: «هر كس كار خود را در طلب معاش ترك نمايد، دعاي مستجابي در پيشگاه الهي نخواهد داشت.»
امام رضا(ع) نيز، كار كردن را «عمل انبيا و مرسلين و مردان شايسته و صالح»مي‌داند و درباره كار مضاعف مي‌فرمايد: «آن كس كه كار بيشتري مي‌كند تا درآمدش براي خود و كسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشي بزرگ‌تر از پاداش مجاهد في‌سبيل‌الله دارد».
همچنين امام على(ع)‌ مى‏فرمايد: مبغوض مى‏دارم كسى را كه نسبت به كار حيات مادى‏اش تنبل و بى‏اعتناست؛ زيرا كسى كه نسبت به زندگى دنيايش چنين است، در مورد آخرتش تنبل‏تر و بى‏اعتناتر است. و در روايت ديگر فرمود: «هرچند كار و تلاش همراه با زحمت و رنج است، بيكارى پيوسته منشأ فساد و تباهى است.»
بي‌شك يكي از بزرگ‌ترين فرصت‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران نيروي عظيم جوان آماده به كار در عرصه‌هاي مختلف است كه اگر از اين فرصت گرانبها بخوبي بهره‌برداري و استفاده نشود، مي‌تواند به يكي از بزرگ‌ترين تهديدهاي نظام تبديل گردد
براساس آموزه‏هاى دينى، اگر كسى به انگيزه دستمزد گرفتن و تامين معيشت و رفاه خود و خانواده خود، كار و تلاش كند، يك درجه از تقوا را تحصيل كرده است و براساس اين انگيزه كار ارزش غايى پيدا مى‏كند، نه ارزش ابزارى؛ زيرا چنين كارى در واقع يك نوع انجام وظيفه دينى است. امام على(ع)‌ در دو روايت زير، همين نوع ارزش را مى‏شناساند: «هيچ تلاش صبح هنگامى در راه خدا به فضيلت كار صبح هنگام، در جهت رفاه و آسايش فرزند و خانواده نمى‏رسد.» «كسى كه از سر دلسوزى بر پدر يا فرزند يا همسر، به دنبال امر دنيايش باشد، چهره او در قيامت همانند ماه شب چهارده است.»
اما چگونه كاري نيكو و موثر است و در نيل به قله‌هاي رفيع پيشرفت و شكوفايي در عرصه‌هاي مختلف مفيد فايده؟
در آيات و روايات اسلامي براي كار موثر، خصوصياتي ذكر شده كه از آن جمله مي‌توان موارد زير را برشمرد:
1 ـ كار با استحكام: پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «چون كسي از شما به كاري دست زد، بايد درست و محكم كار كند.»
2 ـ كار با انگيزه: خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «اي يحيي، كتاب آسماني ما را با نيرو (انگيزه) بگير.»
3 ـ كار با نظم: امام علي(ع) مي‌فرمايد: «هر روز كار همان روز را انجام بده (كار امروز را به فردا مگذار) زيرا هر روزي كاري براي خود دارد.»
4 ـ كار با تخصص: حضرت يوسف(ع) به عزيز مصر فرمود: «مخازن اين سرزمين را به من بسپار زيرا من در اين كار، نگهبان و دانايم.»
5 ـ كار با تعهد: خداوند در سوره قصص از قول دختران شعيب(ع) مي‌فرمايد: «انسان نيرومند و امين، بهترين كسي است كه او را به كار مي‌گماري.»
در ادبيات مديريتي نيز شاخص‌هايي براي كار موثر، ذكر شده كه مهم‌ترين آنها، كارايي، اثربخشي و بهره‌وري است.
كارايي (EFFICIENCY) را «انجام درست كار» تعريف كرده‌اند كه نشان‌دهنده نسبت تبديل ورودي‌ها به خروجي‌هاست. در واقع، كارايي نشان مي‌دهد يك فرد يا سازمان، به چه صورت، منابع (زمان، مواد خام، بودجه و...) را در جهت ايجاد خروجي مناسب (محصول يا خدمت) به كار گرفته است، لذا مي‌توان گفت هر چه استفاده مناسب از منابع، بيشتر و تلفات (اتلاف وقت، مواد، بودجه، نيروي انساني و...) كمتر باشد، كارايي بيشتر است. بنابراين براي افزايش كارايي، بايد اولا كار (شغل) دقيقا تعريف شود و روند‌ها و فرآيندهاي شغلي مشخص و شفاف باشند و ثانيا افراد (نيروي انساني) تخصص و تعهد لازم راداشته باشند تا بتوانند با استفاده از حداقل منابع، مقاصد سازماني را محقق سازند.
اثربخشي (EFFECTIVENESS) را نيز «انجام كار درست» تعريف كرده‌اند كه نشان‌دهنده نسبت ارتباط خروجي‌ها با اهداف است. به اين ترتيب، هر چقدر خروجي كار انجام شده در راستاي اهداف سازماني باشد، آن كار اثربخشي بيشتري دارد لذا براي افزايش اثربخشي، بايد اهداف شغلي و سازماني، به طور دقيق و شفاف تعيين و ابلاغ گردند و عملكرد هر فرد در راستاي تحقق اهداف، ارزشيابي شود.
بهره‌وري (PRODUCTIVITY) نيز حاصل جمع برداري كارايي و اثربخشي است كه نشان مي‌دهد يك سازمان به چه صورت منابع خود را در راستاي تحقق اهدافش به كار مي‌گيرد. به اين ترتيب، بهره‌وري را مي‌توان به صورت «انجام درست كار درست» تعريف كرد.
به بيان ديگر، بهره‌وري، نسبت ميان ستاده (كالا يا خدمات توليد شده) به منابع به كار رفته (انساني و غيرانساني) است يعني اگر بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر بازده (ستاده) را برداشت كنيم، كار ما بهره‌وري بالايي خواهد داشت. از اين تعريف ساده به خوبي مشخص مي‌شود كه لزوما كار زياد و فراوان، موجب افزايش بهره‌وري نمي‌شود بلكه كاري موثر و بهره‌ور است كه بازده خوبي نسبت به منابع صرف شده داشته باشد و بتوانيم با حداقل منابع، حداكثر استفاده را داشته باشيم. چه بسيار كارگران يا كارمنداني كه ساعت‌ها وقت خود را در كارگاه‌ها و ادارات صرف مي‌كنند ولي بهره‌وري كار آنها بسيار اندك و ناچيز است و اين يك هشدار جدي براي مديران و مسوولان است زيرا صرف وقت زياد در محيط كار، بدون برنامه و غني‌سازي شغل، نه‌تنها موجب اتلاف وقت افراد ـ‌ كه گرانبهاترين سرمايه است ـ‌ مي‌شود، بلكه هزينه‌هاي مادي و معنوي بسياري (آب، برق، تلفن، اضافه كاري و...) را نيز بر سازمان مربوطه تحميل مي‌سازد. لذا بايد ابتدا مشاغل (كارها) بدرستي تعريف و افراد مناسب براي هر شغل به كار گرفته شوند و آن گاه با تعيين دقيق ميزان منابع لازم براي انجام هر كار (انساني و غيرانساني) شاخص‌هايي براي سنجش بهره‌وري افراد در آن شغل تعيين شده و هر فرد به طور مرتب طبق شاخص‌هاي مذكور ارزيابي گردد.
گرچه پديده بيكارى يكى از مشكلات جدى جوامع امروزي است، ولي مهم‏تر از آن بيكارى پنهان است كه در واقع روى ديگر سكه كاهش بهره‏ورى كار به حساب مى‏آيد. جامعه ما نيز در كنار پديده بيكارى، از مشكل كاهش بهره‏‌ورى نيز رنج مي‌برد. اين كاهش بهره‏ورى عوامل گوناگوني دارد كه بايد در جاى مناسب خود بررسى شود. آنچه در اينجا بايد بدان توجه شود، اين است كه هر كارى را بايد با علم و مهارت لازم پيش برد. امام على(ع)‌ مى‏فرمايد: «كار با دانش و مهارت همانند گام برداشتن در طريق روشن است.»و «ارزش هر فردى به اندازه حسن و درستكارى اوست.»طبيعى است كه با كاربردى كردن دو عنصر مهارت و درستكارى مى‏توان بهره‌ورى كار را افزايش و در نتيجه بيكارى پنهان جامعه را كاهش داد.
در واقع نتيجه بهره‌وري بايد كاهش هزينه‌ها، استفاده بهينه از منابع، كاهش زمان توليد، افزايش كميت و بهبود كيفيت باشد و در اين صورت است كه مي‌توان به موثر بودن كار و تحقق اهداف سازماني و ملي اميدوار بود و قله‌هاي رفيع توسعه و پيشرفت را يكي پس از ديگري فتح كرد.



نويسنده:اميرهوشنگ آذردشتي


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 9 خرداد 1389  ساعت 9:28 AM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:6 [ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]  [ 4 ]  [ 5 ]  [ 6 ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET