مكتب عاشورا
عاشورا هرگز غروب نمی کند

چنانچه واضح و مبرهن است، انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام راحل نشأت گرفته از انقلاب خونين كربلاى حسينى بوده است، و اين مساله به طور مكرر از زبان بنيان گذار نظام و مقام معظّم رهبرى تبيين شده است.

 امّا آنچه شايسته است، بررسى وجوه مشترك موجود ميان اين دو قيام است كه موجب پديد آمدن آثار و پى آمدهاى مشترك نيز شده است.

 يكى از اين وجوه مشترك، عبارت است از وجود انگيزه&rlmهاى مشترك در هر دو قيام الهى و خدايى.


 امّا سوال اين است كه آن انگيزه مشترك ميان اين دو قيام، چه بوده است؟


 پاسخ اين پرسش هم بسيار آسان است و هم بسيار مشكل، زيرا هركسى كه اندكى در سخنان امام حسين مطالعه داشته، و آشنايى پيدا نموده باشد، مىبيند كه عمده ترين انگيزه آن حضرت در ايجاد و آفرينش اين قيام جاودان، اصلاح امت و جامعه زمان خود بود.


 -  بحار الأنوار - العلامة المجلسي ج 44   ص 329 :


 ثم دعا الحسين عليه السلام بدواة وبياض وكتب هذه الوصية لأخيه محمد: بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما أوصى به الحسين بن علي بن أبي طالب إلى أخيه محمد المعروف يابن الحنفية أن الحسين يشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأن محمدا عبده ورسوله ، جاء بالحق من عند الحق ، وأن الجنة والنار حق ، وأن الساعة آتية لا ريب فيها ، وأن الله يبعث من في القبور ، وأني لم أخرج أشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما وإنما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي صلى الله عليه وآله اريد أن آمر بالمعروف وأنهى عن المنكر ، وأسير بسيرة جدي وأبي على ابن أبي طالب عليه السلام فمن قبلني بقبول الحق فالله أولى بالحق ، ومن رد علي هذا أصبر حتى يقضي الله بيني وبين القوم بالحق وهو خير الحاكمين ، وهذه وصيتي يا أخي إليك وما توفيقي إلا بالله عليه توكلت وإليه انيب . قال : ثم طوى الحسين الكتاب وختمه بخاتمه ، ودفعه إلى أخيه محمد ثم ودعه وخرج في جوف الليل .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 اسفند 1390  توسط مجتبي رضواني

 در کربلا نقش اصلی برای به سرانجام رساندن رسالت امام حسین بر دوش حضرت زینب(سلام الله علیها) است، و او این وظیفه دشوار را به بهترین شکل ممکن به انجام رساند.

...این صحنه دلهره آور را تصورکنید. زنان و فرزندان را در برابر اجسام آورده اند، هر یک از زنان برادر، همسر یا فرزندی در میان کشته شدگان دارد، اما گریه نمی کند. آنها وظیفه داشتند که از زینب پیروی کنند. حضرت زینب سرور آنها بود، پس در همه امور از او پیروی می کردند.

پشت سر حضرت زینب می رفتند. حضرت زینب، در جلوی آنها به جسد پاره پاره امام حسین(علیه السلام) رسید، جسدی که حتی یک عضو سالم در آن دیده نمی شد. اما با این حال جسد پوشیده از تیر و شمشیر و نیزه و سنگ بود، آنچنان که چیزی از آن پیدا نبود. نیازی نیست تاریخ این حوادث روشن را به ما بگوید. زینب آمد و نزدیک حسین ایستاد و سنگها و نیزه ها و شمشیرها را کنار زد و با دو دستش جسد امام حسین را بلند کرد و گفت:«اللهم تقبل منا هذا القربانی»"خداوندا این قربانی را از ما بپذیر"

این قهرمانی را تصور کنید. حسین برای زینب(سلام الله علیها) همه چیزاست. بزرگان، قهرمانان و کوهها در برابر این صحنه ناتوانند، اما زینب ابداً چنین نیست. «اللهم تقبل منا هذا القربانی»"خداوندا این قربانی را از ما بپذیر"

با این سخن، حضرت زینب اعلام داشت که این کار به اراده و خواست خودمان بوده است، نه اینکه بر ما تحمیل شده باشد. هیچ کس نگفت بیایید و کشته شوید. هیچ کس نگفت که برخیزید و هیچکس از ما این کار را نخواست. ما با آزادی کامل آمدیم و آن را برگزیدیم. آنچه بدست آوردیم، نتیجه خواست و اراده خودمان است. ما حسین را برای دین خدا قربانی کردیم و از خدا می خواهیم که این قربانی را از ما بپذیرد، و چیزهای دیگر، اصلا مهم نیست.

 چنانکه در مجلس ابن زیاد وقتی از او می پرسد چگونه یافتی آنچه را خداوند با برادرت کرد؟ گفت:«والله ما رأیت الا جمیلا، هؤلاء رجال کتب الله علیهم القتل فبرزوا الی مضاجعهم»"به خدا سوگند، جز زیبایی چیزی ندیدم. آنان مردانی بودند که خداوند مرگ را برایشان مقدر کرده بود و به سوی آرامگاهشان رفتند"

بی شک پس از این موضع حضرت زینب در برابر شهادت سرور کشته شدگان و 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 9 اسفند 1390  توسط مجتبي رضواني
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.