کسی که به ما ظلم کرده نبخشیده و دنبال انتقام باشیم .این حالت اگر چه اولش راحتی
است و می گوید توانستم انتقام خود را بگیرم و لحظه ای ارامش می گیرد اما بعدا اتش
پشیمانی او را فرا می گیرد.
بهتر است در برابر اشتباهات دیگران گذشت کنیم و دنبال انتقام نباشیم .
انتقام مانند نارنجک است تا ضامن ان را نکشید خطری ندارد.
یکی از ریشه های ماجرای کربلا انتقامی بود که بنی امیه بخاطر شکست های زمان
پیامبر می خواستند بگیرند .
حضرت علی علیه السلام در نامه 17 خطاب به معاویه می فرماید شما به دین اسلام
وارد شدیددو علت داشت : یا بخاطر دنیا بود یا بخاطر ترس از کشته شدن بوده است .
از آن جایی که پیامبر اکرم و حضرت علی در شکست مشرکین قریش نقش بسزایی
داشتند مشرکان کینه حضرت را به دل گرفته و همه تلاش خود را بر ضد اسلام انجام
می دادند در زمان پیامبر نتوانستند نقشه خود را پیاده کنند دنبال فرصت برای شکست
پیامبر و دین اسلام بودند و پیامبر همیشه نگران کینه ورزی های قریش بود .
عالم بزرگ اهل سنت به نام طبرانی نقل می کنند که نزد پیامبر بودند و پیامبر نگاهی به
امام علی علیه السلام کرده واشک ریختند علت گریه را سوال کردند فرمودند :
گریه من بخاطر کینه هایی است که از این گروه در دلشان وجود دارد بعد من این
کینه ها را اشکار می کنند تا از تو انتقام بگیرند .
حتی حضرت علی علیه السام بعد خودشان نگران حسنین بودند . با وجود امام علی
علیه السلام نمی توانستند مقاصد خود را پیاده کنند.
مغیره بن شعبه می گوید نزد معاویه بودم به او گفتم مقام تو بزرگ شده بهتر نیست با
اقوام نیکی کنید و صله رحم بجا بیاورید امروز خطری از سوی انان تو را تهدید
نمی کند ناراحت شد و گفت خلفای سه گانه کارهایی انجام دادند وقتی مردند نام انان
فراموش شد اما اسم پیامبر هر روز 5 بار بر ماذنه ها برده می شود به این صورت
چه نام و عملی از ما باقی خواهد ماند؟ ! به خدا قسم چاره ای نیست جز اینکه این نام را
از بین ببرم .
نقل است شبی حضرت علی علیه السلام را در خواب دیدم و عرض کردم یا علی شما
وقتی مکه را فتح کردید اعلام عمومی دادید هر کس به خانه کعبه وارد شود در امان است
اما در روز عاشورا فرزندت ابی عبدالله را به شهادت رساندند و چه جرمهایی نکردند .
حضرت فرمودند: ابیاتی راکه ابن سیفی سروده است شنیدی؟
گفتم : نه .
فرمودند: نزد ایشان برو و بشنو .
من هم نزد ابن سیفی رفتم و خواب را برایش تعریف کردم صیحه ای زد و گفت من این
شعر را تازه سرودم و تا حال برای کسی نسرودم .
مضمونش : زمانی که ما حکومت داشتیم بنا بر عفو گذشت بود و قتی شما به حکومت
رسیدید سیل خون براه انداختید و کشتن اسیران را ازاد کردید در حالی که ماکشتن اسرا را
حرام کردیم این فرق بین ما و شماست.
سازمان یونسکو در سال 1999 برای حفاظت از شاهکارهای شفاهی و معنوی بشر اعلام کرد هر کشوری می تواند برای ثبت شاهکارهای مربوط به خود در فهرست یونسکو اقدام کند. یکی از پرونده هایی که ایران برای ثبت جهانی آن اقدام کرده، تعزیه است. فرایند این پرونده از آغاز تاکنون و وضعیت فعلی آن را از محمدحسین ناصربخت، مدیر دفتر نمایش های آیینی و سنتی جویا شدیم.
ثبت جهانی تعزیه از چه سالی به جریان افتاد؟
تابستان سال 83، ثبت جهانی تعزیه در مرکز هنرهای نمایشی مطرح شد و کمیته ای متشکل از خانم فراهانی، نماینده کمیته ملی یونسکو در ایران، خانم لاله تقیان، مسئول وقت انتشارات نمایش، آقای داوود فتحعلی بیگی، از پژوهشگران تعزیه و مسئول کانون نمایش های آیینی و سنتی و آقای میرشکرایی و من به عنوان پژوهشگران تعزیه تشکیل شد و ضوابطی را که یونسکو برای ثبت میراث معنوی ناملموس تعیین کرده بود، با توجه به بررسی نمونه های شبیه به تعزیه مثل شش مقام تاجیکستان بررسی کرد. در این خصوص باید توضیحاتی پیرامون تعزیه به شکل شناسنامه تعزیه با معرفی ویژگی های تعزیه که به کمک این کمیته نوشته شد.
همچنین لازم بود یک فیلم 10 دقیقه ای نیز تهیه شود که ما برای ساخت آن از آقای ناصر تقوایی دعوت کردیم و این فیلم در یکی از تکایای قدیمی زواره با استفاده از برجسته ترین تعزیه خوان های تهران ساخته شد.
یک فیلم دیگر را هم واحد تلویزیونی مرکز هنرهای نمایشی تهیه کرد که یک تعزیه کامل بود به شکلی که در سطح کشور اجرا می شود و در وضعیت کنونی تعزیه در کشور با استفاده از صحبت های کارشناسان تعزیه بررسی شده بود. این فیلم به شکل ویدئویی ساخته شد که جزء بخش اصلی پرونده نبود، ولی به عنوان سند بیشتر آماده شد.
همچنین ما تعدادی عکس تعزیه همراه با نگاتیوهایش آماده کردیم که در نهایت همه اینها ظرف مدت بسیار کوتاهی آماده شد و همه این مدارک، پایان تابستان 83 برای نمایندگی ایران در یونسکو ارسال شد، اما آن سال کنوانسیونی برای ثبت میراث معنوی ایرانیان برگزار نشد و یکی از دلایلش هم گویا این بود که ایران هنوز به طور رسمی در کنوانسیون یونسکو عضو نشده است. با این وجود کارشناسان یونسکو پس از بررسی پرونده به ما گفتند برای اینکه پرونده بتواند در اجلاس بعدی یونسکو مطرح شود، باید بخشی از اطلاعات پرونده کامل تر شود. این جوابیه سال 85 به ما ابلاغ شد.
در زمستان سال 85 اجلاسی در ایران برای پرونده ثبت...
ادامه مطلب
حركت انقلابي امام حسين (ع) در تاريخ ادبيات عرب، مكتب ادبي خاصي را پديد آورد كه پيش از آن وجود نداشت. قبل از قيام امام حسين(ع)، جريان متعهد در ادبيات عرب مربوط به اشعار اخلاقي و آداب اجتماعي محض بود اما پس از واقعه كربلا، اين جريان در ادبيات عرب متحول شد و رنگ عدالتطلبي و بيدادستيزي به خود گرفت.

تقريبا بخش مهمي از شاعراني كه در ادبيات عرب به خلق اثر پرداختهاند، سرودههايي را به واقعه عاشورا اختصاص دادهاند. در واقع انقلاب كربلا عنصرهايي را به ادبيات عرب تزريق كرده كه در تاريخ ادب عرب كمياب و چه بسا ناياب هستند.
اولين اشعار عاشورايي در ادبيات عرب در فضاي خفقان عصر اموي و عباسي سروده شد و سرايندگان آن با بيم جان در رثاي امام حسين(ع) شعر ميسرودند. شاعراني نظير كميت، سيد اسماعيل حميري، منصور نمري و عبدي كوفي در فضايي رعبانگيز و هراسآور در دوره حكومت بنياميه، اشعار ارزندهاي در جهت انتقام خون امام حسين(ع) سرودند و خاندان بنياميه را مورد هجو و لعن خويش قرار دادند. كميت اسدي ميگويد: «و امام حسين(ع) كشتهاي است كه در ميان فرومايگان و اوباش افتاده است.»
سيد اسماعيل حميري، شاعر عربزبان ـ كه ديوانش آكنده از اشعاري در وصف اهل بيت(ع) و واقعه كربلاست ـ ضمن اينكه از دشمنان اهل بيت(ع) تبري ميجويد، در رثاي امام حسين(ع) و اهل بيت(ع) ميگويد: «اي آل ياسين، اي كساني كه مورد اطمينان من هستيد، شما سروران من در زندگاني ميباشيد، از دشمنان شما يعني آل حرب، آل زياد و آل مروان تبري و بيزاري ميجويم ـ ابن زياد با چوبدستي به دندانهاي حسينبنعلي ميزد ـ در حاليكه من بارها پيغمبر را ديدم كه آن دندانها را ميبوسيد و من بر اين امر شاهدان بسيار دارم.»
در دوره بنيعباس شاعري به نام منصور نمري پس از واقعه تخريب حرم امام حسين(ع) توسط متوكل عباسي، در اشعار خويش بنيعباس را همپايه با بنياميه معرفي كرد و مورد تعقيب قرار گرفت. از اين شاعر اشعار زيادي با موضوع عاشورا بر جاي مانده است.
در ادبيات عرب، شاعراني را كه متأثر از واقعه عاشورا شعر سرودهاند ميتوان به 3 دسته تقسيم كرد: شاعران شيعه، شاعران سني و شاعران غيرمسلمان.
شاعران شيعه
بسياري از شعرهايي كه براي امام حسين(ع) سروده شده، توسط عالمان شيعه بوده است كه فقط براي تقرب به اهل بيت شعر ميسرودند. عالمان برجستهاي نظير هاشم الكعبي، علامه بحرالعلوم و سيدحيدرحلي در اين ميان اهميت ويژهاي دارند.
اما اينگونه شاعران فقط به ذكر مناقب اهل بيت(ع) و بويژه امام حسين(ع) و يارانش بسنده ميكردند. در كنار اين دسته از شاعران شيعه، شاعران شيعه ديگري هستند كه در واقعه عاشورا ذوب شده و آن را به بهترين گونه در آثار و سرودههاي خود جاودان كردهاند. نمونه بارز اين گروه كه سرآمد همه شاعران شيعه است، دعبل خزاعي است كه در قصيده تائيه واقعه كربلا و مصائب اهل بيت(ع) را به گونهاي زيبا توصيف كرده و ميگويد: «آل رسولالله در بيابان تشنه و سرگردانند، حال آن كه خاندان يزيد در قصرها و خيمههاي آراسته زندگي ميكنند.»
اين شاعر شيعي كه در زمان امام رضا(ع) زندگي ميكرد در بخش ديگري از قصيده تائيه كه از زيباترين قصيدهها در مدح و مرثيه اهل بيت(ع) به شمار ميرود، ميگويد: «اي فاطمه(س) اگر تصور ميكردي كه حسين(ع) در خون خود غلطيد و لبتشنه در كنار فرات جان داد، به صورت خود سيلي ميزدي و اشك
ادامه مطلب
تردیدی در نقش حضرت زینب در حفظ کردن قیام عاشورا و ابلاغ پیام آن نیست. بدون شک بي حضور آن حضرت این قیام به بلوغ و سرانجام مطلوب خویش نائل نمی گشت.
به نظر می رسد در انیجا لازم است این امر مورد تحلیل قرار گیرد که جایگاه حضرت زینب (س) در این میدان چه بود. ما در این که بخش مهمی از ابلاغ پیام عاشورا به صورت صحیح و تنویر افکار مردم آن زمان که در اثر تبلیغات زیاد حقیقت امر برایشان مشتبه شده بود تردیدی نداریم. اما سوال این است که آن حضرت از چه جایگاه و مقامی این وظیفه را به سرانجام مطلوب خویش رسانده و آن را رهبری کردند.

خوب است ابتدا نگاهی به نقش عوامل مهم در این حادثه بپردازیم
در آن برهه از زمان شاهد عملا حضور کسی بودیم که بازی با میمون و شرابخواری به عادت او بدل شده بود و البته ادعای خلافت مسلمین را نیز در میان مردم داشت از سویی نیز در تلاش بود تا این نظر را بر امام و ولی مسلمین یعنی امام حسین ع نیز دیکته نماید. هر آنچه خود می نمود با بیشرمی تمام اسلامی می دانست و جامعه را نیز با خوی کثیف خود به این سوی می برد. امر آن چنان شده بود که دیگر اسلامی که پیامبر ..
ادامه مطلب
قیام خونین ، مظلومانه و حماسی سیدالشهداء (ع) در سال 61 هجری قمری ، یکی از بی نظیرترین جنبشهای مردمی تا آن زمان و رهبر فکری سایر نهضتهای بشری تاکنون بوده است 0 قیام عاشورا ، تاریخی بدیع و جامع ، با گستردگی بشریت را در ابعاد مختلف حماسی - احساسی و با رعایت تمامی ظرافتهای آن در میان جوامع انسانی رقم زد که باگذشت بیش از 1400 سال از آن روز ، هنوز بشریت موفق به درک کوچکترین جزییات آن نشده است 0 این قیام نمونه و الگو از آغاز تا پایانش ، دارای پیچیدگیها و نکات ارزنده و مفیدی برای طیفهای مختلف جوامع انسانی و زوایای مختلف دیدگاههای آنان می باشد 0 نوع و علت و چگونگی آغاز این نهضت ، با رعایت تمامی جوانب زمانی و مکانی آن ، نحوه ی عزیمت به محل حادثه و اتفاقات پیش آمده در این مسیر ، نوع آرایش و چینش مردان جنگی ، هرچند کم شمار در سپاه سالار شهیدان ، نوع رزم و تغییر تاتکتیک جنگی از آنچه سپاه دشمن خواهان آن بود به سمت و سویی که خود آن را می پسندید ، از ابعاد حماسی و نظامی این قیام الهی می باشد 0 در کنار این نکات ، علت به همراه داشتن افراد خانواده در رده های سنی مختلف و جنسیتی ، همراهی حماسه ....
ادامه مطلب
بحثها و برداشتهای گوناگون و گاهی متناقض نسبت به قیام اباعبداللّه الحسین شده است که معمولاً بر دو محور میچرخند: ماهیتشناسی و غایتشناسی نهضت. لیکن در این مقاله مورد نخست به بررسی و نقد گذاشته شده است.
آیا ممکن است قیام امام حسین علیهالسلام نهضتی چند ماهیتی باشد تا همه یا بیشتر برداشتها را بپذیرد؟ نخستین بحث ما بررسی و یافتن پاسخ این سؤال است.
نویسنده در ادامه به طرح عمدهی دیدگاههای مأثور پرداخته است که در ذیل به اهم آنها اشاره میشود:
1) قیام انفجاری، نگاهی است برون دینی و احیانا تحت تأثیر القائات مارکسیستی، که میگوید امام از رشد تضادها خواست بهرهگیری نماید.
2) برخورد عادی دو نوع عصبیت عربی، که از نظر تحلیل تاریخی اجتماعی، برخورد خصمانهی دو جریان قومی را قهری میداند. در این دیدگاه از زاویهی حکومتی به واقعه نگریسته میشود. طرفداران آن معتقدند امام برای به دست آوردن قدرت قیام نموده است. این دیدگاه شامل دو نوع برداشت میشود: دموکراسی و اقتدار گرایی، که هر کدام مستقلاً مورد بررسی قرار میگیرد.
3) قضای الهی و فدا شدن برای امت، نیز دیدگاههایی هستند که در این مقاله از آنها بحث میشود.
نکتهی قابل تذکر آن است که نویسنده به جز نقد دیدگاهها مبادرت به القای دیدگاهی ننموده و ارزیابی را به عهدهی خواننده گذاشته است.
آیا یک شورش و طغیان بر علیه حکومت با هدف براندازی بوده است؟
آیا یک حرکت اصلاحطلبانه با هدفمندی تغییر نظامهای ناکارا به کارآمد و آرایش و پیرایش نظام رسمی کشور بوده است؟
آیا یک جنبش فکری ـ علمی ـ دینی بوده است تا نظام ارزشها را به نحو مطلوب دستکاری نماید؟
آیا شروع مجدد درگیری پس از نقض شرایط صلح بوده است؟
آیا عملی که امام حسین انجام داد، یک واقعهی عرفانی به منظور شیطانزدایی از درون و برون و صرف تقرّب الیاللّه بوده است؟
آیا امام حسین علیهالسلام بر حسب ارتباط با عالم غیبی که خود متعلق به آن است، مأموریتی یافته بود که میباید صد البته بدان عمل میکرد، هر چند محاسبات انسانی نامساعد بودن زمینهی اقدام را ثابت نمایند؟
یا آنچه امام علیهالسلام عملی ساخت عمل به تکلیفی است که بر دوش علمای امت نهادهاند تا در برابر ظالمان و مفسدان و طاغوتان بایستند و آنان را موعظه، امر به معروف و نهی از منکر نمایند تا در نتیجه اصلاح شده و دو کس نجات یابند: خود آن عناصر نامطلوب از عذاب و عقوبت الهی؛ و تودهی مظلوم از عبودیتها و ذلتها و ظلم گردنکشان و طاغوتها.
و یا کار امام حسین علیهالسلام یک امر فرهنگی بوده نه اندیشهی قدرت و سیاست و حکومت کردن. امام، زندگی رسمی خود را ...
ادامه مطلب
اگر در صدد ریشه یابی زمینه تاریخی قیام امام حسین علیه السلام باشیم و بخواهیم علل آن را بیان کنیم، ساده لوحانه است که به دنبال ریشه آن در زمان عثمان باشیم؛ بلکه باید ریشه آن را در سقیفه جست وجو کنیم و این سخن ابن عباس را با جان و دل باور کنیم که گفت: «قتل الحسین یوم الاثنین؛ امام حسین علیه السلام در روز دوشنبه کشته شد»؛ دوشنبه ای که پیامبر صلی الله علیه وآله وفات یافت و سقیفه تشکیل شد؛ زیرا که آن زمان، انحراف از سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله و دستورات آن حضرت صلی الله علیه وآله، همچون تمسک به قرآن و عترت (ثقلین) و سفارش به ولایت حضرت علی علیه السلام هویدا گشت.
اگر برای شخص معاویه و نیز خاندان بنی امیه، نقش محوری در پدید آمدن حادثه عاشورا قائل باشیم، باید بدانیم که نقطه آغازین قدرت گرفتن اینان، نه در زمان عثمان، بلکه در زمان ابوبکر بود؛ زیرا پس از آن که چند روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله، ابوسفیان از نجران بازگشت و جریانات سیاسی خلافت را مشاهده کرد، در صدد فتنه انگیزی علیه حکومت ابوبکر برآمد و در این راه، قصد استفاده ابزاری از حضرت علی علیه السلام را داشت و آن حضرت علیه السلام دست رد بر سینه او زد؛ اما همین فعالیت کافی بود تا حکومت، پی به خطر ابوسفیان برده، برای همراهی او تدابیری بیندیشد. اولین تدبیر، بخشیدن سهم عظیمی از صدقات نجران به او بود و در دومین گام، فرزند او یزید را فرمانده سپاه بزرگ شام کردند؛ در حالی که اصحاب بزرگی همچون عمار، مقداد، سلمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص و ... را در مدینه بیکار نگه داشته بودند. پس از در گذشت یزید، از سوی عمر، برادرش معاویه به فرماندهی سپاه شام منصوب شد و در حالی که عمر انواع سخت گیری ها را نسبت به فرماندارانش اعمال می کرد، از خطاهای بزرگ او درمی گذشت و همین معاویه در زمان عمر موفق شد که در شام برای خود حکومتی شاهانه برپا کند و با توجیهاتی واهی، از خشم خلیفه در امان بماند.
بله، نمی توان انکار کرد که در زمان عثمان که بنی امیه بر همه ارکان حکومت مسلط شده بودند، معاویه نیز به صورت حاکمی مطلق درآمده بوده. با پیش آمدن ماجرای شورش مردم علیه عثمان، وی به این نتیجه رسید که در صورت کشته شدن عثمان، می تواند بهترین بهره برداری ها را از قتل او بکند؛ از این رو، در ارسال سپاه درخواستی از سوی عثمان، سهل انگاری کرد تا آن هنگام که عثمان کشته شد. پس از قتل عثمان، معاویه به عنوان خون خواهی عثمان در مقابل حضرت علی علیه السلام قرار گرفت و با او به جنگ پرداخت و پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، و پیروزی معاویه در مقابل امام حسن علیه السلام، او به صورت حاکم تمامی مسلمانان در آمد و حکومت خود را چنان تثبیت شده دید که بر خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و همه خلفای پیشین به فکر جانشین کردن فرزند فاسق، فاجر و بی تجربه خود (یزید) برآمد که او عامل قیام امام حسین علیه السلام گشت.
نباید از نظر دور داشت که اگر معاویه قبل از عثمان در شام ریشه ندوانیده بود و نمی توانست مشروعیت حکومت خود را از عمر کسب کند، به هیچ وجه نمی توانست در مقابل حضرت علی علیه السلام قد علم کند؛ چنانچه دیگر افراد خاندان بنی امیه که از سوی عثمان به فرمانداری استان های مختلف گماشته شده بودند، نتوانستند در هنگام عزل به وسیله حضرت علی علیه السلام، در مقابل وی مقاومت کنند.
منبع :http://www.hawzah.net
1-عاشورا و انسانیت
2-عاشورا و امید
امام(ع) با اینکه می داند چه شرایط سختی در انتظار خانواده اش است آنها را برای چنین مصایبی آماده می کند و به عنوان بزرگ ترین خانواده،اعضای خانواده اش را متوجه رحمت و عنایت خداوند می کند و اینکه همه چیز در اراده خداوند است. این یک پیام خانوادگی دارد برای تمام کسانی که در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شوند و به سرعت دچار افت روحیه می شوند یا عنان اختیار از کف می دهند.
امام(ع) در سخت ترین شرایط به خانواده اش روحیه می دهد و زمانی که حضرت زینب(س) بی تابی می کند، امام(ع) دست روی سینه خواهرش می گذارد و می فرماید: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد». اینها همه درس هایی است که ما ازاین واقعه عاشورا می گیریم و می توانیم در زندگی، از آنها استفاده کنیم.
3-عاشورا و عبودیت
توجه کنید که در نمازهای یومیه که هر روز می خوانیم می گوییم: «ایاک نعبدوایاک نستعین». چند نفر از ما به این جمله توجه می کنیم؟ در حالی که پیام امام(ع) در آخرین لحظات زندگی اش همین آیه است. این همان چیزی است که به عنوان سلامت معنوی از آن نام می برند. سلامت معنوی یعنی اینکه زندگی ما رنگ خدایی بگیرد و به آزادی معنوی دست پیدا کنیم که از غیرخدا جدا شویم و به توحید فکری و عملی ناب برسیم. متأسفانه افرادی هستند که در زندگی وقتی با یک مشکل رو به رو می شوند اولین چیزی که فراموش می کنند خداست و برای حل مشکل خود دست به دامان این و آن می شوند. پیام عاشورا استقامت، صبر و امید است و اینکه خداوند قادر بر تمام مسایل است. انسانی که به این مراحل برسد و این پیام را در زندگی خود متجلی کند، هیچ گاه در برابر زور و باطل قد خم نمی کند و سازش نمی پذیرد چون به خداوند تکیه دارد و ایمان دارد که حق و حقیقت،نهایتاً پیروز است. به این صورت است که پیام امام حسین(ع) و عاشورا، جهت زندگی انسان ها را تغییر می دهد و اتفاقاً در تحمل سختی های دنیای امروز هم راه گشاست.
1-عاشورا و انسانیت
2-عاشورا و امید
امام(ع) با اینکه می داند چه شرایط سختی در انتظار خانواده اش است آنها را برای چنین مصایبی آماده می کند و به عنوان بزرگ ترین خانواده،اعضای خانواده اش را متوجه رحمت و عنایت خداوند می کند و اینکه همه چیز در اراده خداوند است. این یک پیام خانوادگی دارد برای تمام کسانی که در زندگی با مشکلاتی رو به رو می شوند و به سرعت دچار افت روحیه می شوند یا عنان اختیار از کف می دهند.
امام(ع) در سخت ترین شرایط به خانواده اش روحیه می دهد و زمانی که حضرت زینب(س) بی تابی می کند، امام(ع) دست روی سینه خواهرش می گذارد و می فرماید: «مبادا شیطان صبر و شکیبایی تو را از بین ببرد». اینها همه درس هایی است که ما ازاین واقعه عاشورا می گیریم و می توانیم در زندگی، از آنها استفاده کنیم.
3-عاشورا و عبودیت
توجه کنید که در نمازهای یومیه که هر روز می خوانیم می گوییم: «ایاک نعبدوایاک نستعین». چند نفر از ما به این جمله توجه می کنیم؟ در حالی که پیام امام(ع) در آخرین لحظات زندگی اش همین آیه است. این همان چیزی است که به عنوان سلامت معنوی از آن نام می برند. سلامت معنوی یعنی اینکه زندگی ما رنگ خدایی بگیرد و به آزادی معنوی دست پیدا کنیم که از غیرخدا جدا شویم و به توحید فکری و عملی ناب برسیم. متأسفانه افرادی هستند که در زندگی وقتی با یک مشکل رو به رو می شوند اولین چیزی که فراموش می کنند خداست و برای حل مشکل خود دست به دامان این و آن می شوند. پیام عاشورا استقامت، صبر و امید است و اینکه خداوند قادر بر تمام مسایل است. انسانی که به این مراحل برسد و این پیام را در زندگی خود متجلی کند، هیچ گاه در برابر زور و باطل قد خم نمی کند و سازش نمی پذیرد چون به خداوند تکیه دارد و ایمان دارد که حق و حقیقت،نهایتاً پیروز است. به این صورت است که پیام امام حسین(ع) و عاشورا، جهت زندگی انسان ها را تغییر می دهد و اتفاقاً در تحمل سختی های دنیای امروز هم راه گشاست.
4-عاشورا و آزادگی
5-عاشورا و اتمام حجت
شاید در یک نگاه ظاهری و دنیوی همه افراد نیز در شرایط مشابه چنین عملی را انجام دهند و برای نجات فرزند خود از لشکر دشمن تقاضای آب نمایند اما اگر در این مسایل دقیق شویم،متوجه می شویم که امام(ع) با این کار خود حجت را بر جاهلان تمام کرد و به تمام افراد در طول تاریخ نشان داد که چه کسانی در برابر او صف آرایی کرده بودند. این یک حرکت سمبولیک برای آشکار شدن نوع عملکرد و تفکر افرادی بوده که دربرابر امام(ع) صف آرایی کرده بودند. امام حسین(ع) در شدیدترین شرایط طوری رفتار کردند که امروز برای بشریت هیچ نقطه مبهم و تاریکی باقی نماند و ایشان می دانستند که چه گروه جاهل و متحجر و دنیاطلبی در برابرش صف کشیده اند. آنها همان قاسطین، مارقین و ناکثین بودند که در برابر پدر ایشان ایستاده بودند. اگر کمی دقت کنید، می بینید که کسی که سر امام(ع) را از تن جدا می کند از خوارجی بوده که در برابر امام علی (ع) می جنگید. بنابراین امام(ع) به خوبی لشکریان جاهل دشمن را می شناخت و با این عمل خود هویت این جاهلان را برای تمام آیندگان روشن ساخت.
6-عاشورا و کنترل اجتماعی
7-عاشورا وشفا بخشی
همان طور که در طول تاریخ پیامبران و اولیای الهی از حضرت آدم(ع) تا دیگر پیامبران معجزات بی شماری را به مردم نشان داده اند،شکی نیست که با برقراری یک ارتباط معنوی قوی با روح بزرگوار امامان(ع) می توان آثار عظیم آن را در زندگی فردی شخصی مشاهده کرد. بسیاری افراد که پیرو ادیان دیگر هستند،وجود دارند که ارادت خاصی نسبت به امام حسین(ع)،حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر شهدای واقعه عاشورا دارند،چرا که توانسته اند این ارتباط معنوی را ایجاد کنند، برقراری این گونه ارتباطات نیازمند مسلمان بودن نیست چون امام حسین(ع) محدود به مسلمانان و شیعیان نیست و این همان روح بلند امام(ع) و شهدای واقعه عاشورا است که در تمام تاریخ و انسان ها سایه گسترده است و هر انسانی با توجه به میزان تلاش و ارادت خود می تواند از آن بهره مند شود.
منبع: نشریه سلامت (ویژه نامه عاشورا)،شماره 250
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
ماه محرم ماه حزن و اندوه مسلمین است ، ماه عبرت گرفتن است و خوشا به حال آنانی که از این ماه درسها آموختند و در زندگی خود بکار بستند .

سال 61 هجری قمری بود و حدود نیم قرن از رحلت بنیانگذار دین مبین اسلام میگذشت ، معاویه که مردی سیاس و حیله گر بود و با خدعه توانسته بود خلافت را از صاحبان برحقش غصب کند از دنیا رفته بود و برخلاف عهدی که با امام حسن مجتبی (ع) بسته بود خلافت را به پادشاهی تبدیل کرده بود و اولین پادشاه این سلسله یعنی یزید را به تخت نشانده بود ، یزید مردی شرابخوار و بوزینه باز بود و بر خلاف پدر در ملاء عام انواع خلاف شرع ها را انجام میداد و جالب اینکه گروهی مزد بگیر و ابله وی را امیرالمومنین می خواندند و اوامر وی را مطاع میدانستند ، امام حسین ابن علی (ع) که هم از سوابق این فرد مفسد اطلاع داشتند و هم به یقین میدانستند در صورت بیعت با چنین آدم فاسدی قطعا اصل اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد و برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر از بیعت با یزید امتناع فرمودند و پس از تهدیدهای بسیار به قصد انجام حج عازم مکه شدند و در مکه نیز چون قرار بود توسط عوامل یزید ترور شوند نهایتا حج را نیمه کاره گذاردند و به دعوت اهالی کوفه عازم این شهر گردیدند ، اینکه چرا باوجود شناخت امام (ع) از مردم سست ایمان و ترسو و ابله کوفه باز دعوت آنان را پاسخ گفتند خود بحثی است که مجالی دیگر میطلبد ولی برای ما همین بس که امام حسین (ع) شاید میخواستند این رفتار در تاریخ ثبت شود تا ما
ادامه مطلب

عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام - مـخـتار زمانی که تصمیم بر نابودى قاتلان امام حسین(علیه السلام) گرفت، گفت: «دین ما به ما اجازه نمىدهد که بگذاریم کسانى که حسین(علیه السلام) را کشتهاند در این دنیا، با امنیت و آسایش زندگى کـنـنـد، آنگـاه در حقیقت، من ناصر و خونخواه آل محمد(صلی الله علیه و آله) نیستم، بلکه کذّاب خواهم بود....
براى دستیابى بر آن جانیان، از خدا کمک مىطلبم و خداى را سپاسگـزارم کـه مـرا شـمـشیرى بر سر آنان قرار داده و نیزهاى که بر آنان وارد خواهد شد و انتقام گیرنده آنان که حق اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را بگیرم و بر خداوند حق است که آنان را که دستشان به خـون اهـل بـیـت پیامبر آغشته شده به قتل برساند و آنان که حق خاندان پیامبر را نادیده گـرفتهاند خوار و ذلیل کند. پس آنان را به من معرفى کنید تا تعقیبشان کنم و ریشه آنان را برکنم.
مختار همه همت خود را براى این هدف مقدّس، کـه هـدف اصـلى قـیـام او بـود، بـه کـار برد. موسى بن عامر مىگوید: «مختار فرمان داد که قاتلان امام حسین(علیه السلام) را تعقیب کنید و مىگفت: بـه خدا قسم، آب و خوراک بر من ناگوار است تا این که زمین را از لوث وجود آن ناپاکان پاک سـازم.» بـنـابراین، عدهاى به صورت گروهى و عدهاى نیز فرد فرد به دست انتقام و عدالت سپرده شدند و به جزاى اعمال ننگین خود رسیدند.
نحوه کشته شدن یزید
یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام میکنم
ادامه مطلب
روز دهم محرم – عاشورا – حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام – حضرت زینب علیها السلام و شام غریبان
وقتی نام عاشورا به گوش میرسد، آتش سوزناکی از غم، دل را در بر میگیرد و اشک، امان را میبرد. وقایع دردناک عاشورا تا بعد از ظهر که هنگامه شهادت امام حسین علیه السلام بود یکسری جنایات را به خود دید و از شهادت امام حسین (علیه السلام) به بعد سرزمین کربلا شاهد فجایع و جنایاتی خاص در مورد اهل بیت پیامبر بود.
سال ۶۱ ه.ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از این که امام حسین (علیهالسلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمهها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند.
آن نامردان به سوی خیمههای حرم امام حسین (علیهالسلام) روی آوردند و اثاث و لباسها و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهلبیت پاک با آن بیشرمان بر سر جامهای در کشمکش بود و عاقبت آن لعنت شدگان الهی جامه را از او میربودند.(۱)
دختران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و حریم او از خیمهها بیرون آمده و میگریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری مینمودند.
بعد از این اموال اهلبیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند. و آن بزرگواران را از کنار پیکر امام حسین (علیهالسلام) گذراندند. وقتی نگاه اهلبیت به کشتهها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.(۲)
بعد از به اسارت گرفتن اهل بیت، عمر سعد ملعون در میان یارانش فریاد کشید: چه کسی حاضر است که اسب بر پشت و سینه حسین (علیهالسلام) بتازد! ده نفر داوطلب شدند و پیکر مطهر امام حسین(علیهالسلام) را با سمّ اسبان لگدکوب کردند.(۳)
در عصر عاشورا عمر سعد سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده (که هفتاد دو سر بود) و به همراهی شمر بن ذیالجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.(۴)
سپس کشتههای خودشان را جمع کرده و دفن
ادامه مطلب
دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین بن علی (علیه السلام) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعهای که 1362 سال از وقوع آن میگذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب میکند. اما به راستی چرا پس از 13 قرن، همچنان محرم با یاد حسین بن علی (علیه السلام) گره خورده و هنوز عاشورا از صفحه تاریخ کنار نرفته است؟ چرا هر ساله در سالروز قیام حسینی، مسلمانان گرد هم میآیند و در عزای حسین بن علی (علیه السلام) و یارانش مغموم میشوند؟ و چرا این واقعه تاریخی همچون صدها و هزاران رویداد تاریخی دیگر، به دست فراموشی سپرده نشده است؟ اینها همه سؤالهایی است كه در سر آغاز تأمل در قیام عاشورا به ذهن خطور میکند. ما در این مجال در جستجوی یافتن حقیقت جاودانگی قیام عاشوراییم و اینکه آیا پس از گذشت 13 قرن و پای نهادن در عصر کنونی، باز هم بشریت نیازمند عاشوراست تا یاد آن را حفظ کند و یا اینکه واقعه عاشورا، واقعهای محدود
ادامه مطلب
در ميان حوادث تاريخي حادثه كربلا برجسته ترين حادثه در بهره گيري از عنصر مقاومت و صبر است. حماسه وايثار و مجاهدتهايي كه در واقعه عاشورا جلوه نمود ويژه و منحصر به فرد است .
تمام لحظات و صحنه هاي اين حماسه ماندگار و لحظه به لحظه حماسه آفرينان عاشورا درس مقاومت و ايستادگي است0اماسخن در تاثير پذيري است و لازم است در اين مقوله بحث شود.
«تأثير پذيري و تأثيرگذاري در نهضت كربلا»
گرچه امام حسين (ع) رهبر نهضت عاشورا حركت خويش را در مبارزه با طاغوت از راه انبياء و مبارزات آنان الهام ميگيرد و هنگام خروج از مدينه اين آيه را تلاوت ميكند«فخرج منها خائفأ يترقب قال رب نجني من القوم الظالمين1» كه آيه اشاره به خروج خائفانه حضرت موسي از شهر و گريز از سلطه طاغوت دارد با اين حال طولي نمي كشد كه آن حضرت شاهكار صبر و مقاومت را در تاريخ جهان رقم مي زند و خود ويارانش الهام بخش و الگوي تمامي انسانها در مقاومت و ايستادگي مي گردند. و رهبر نهضت به تمام انسانها اعلام مي كند كه حركت و مبارزه با طاغوت ،ظلم و ستم سرمشق و الگوست «فلكم في اسوه2» در زيارت شهداي كربلا آمده است كه: انتم لنا فرط ونحن لكم تبع و انصار3» شما براي ما پيشتاز و پيشاهنگ هستيد و ما هم پيرو و ياور شمائيم0 اين جمله نشان مي دهد كه اگر تشيع در حركت سياسي و اجتماعي خود بخواهد در مسير واقعي خويش حركت كند بايد همان راهي را برود كه شهداي كربلا طي كردند و اين بدان معنا نيست كه طالب جنگ باشد بلكه براي صيانت از ولايت و ارزشها از تمامي هستي خود دريغ ندارد.
تاثير گذاري نهضت عاشورا به حدي بود كه افرادي كه در كربلا نبودند
ادامه مطلب
وَجَعَلَنا وَاِیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِمُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ
شب عاشورا:
شب دهم شب عاشورا است و سید در اقبال از براى این شب دعا و نمازهاى بسیار، با فضیلتهاى بسیار نقل کرده از جمله:
* صد رکعت نماز هر رکعت به حمد و سه مرتبه قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ و بعد از فراغ از جمیع بگوید سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلااِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ العَظیمِ هفتاد مرتبه و در روایت دیگر بعد از الْعَلِىِّ الْعَظیمِ استغفار نیز ذکر شده.
* و از جمله چهار رکعت در آخر شب در هر رکعت بعد از حمد هر یک از آیة الکرسى و توحید و فَلَق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحید بخواند.
* و از جمله چهار رکعت نماز در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه توحید...
ادامه مطلب


