حضور قلب در نماز(قسمت چهارم و پایانی)

 
 
 
پ. كسالت و خستگي 
نماز را نبايد در حال كسالت خواند بلكه ابتدا بايد خستگي و خواب آلودگي را برطرف كرد، آن گاه به نماز ايستاد. امام باقر ـ عليه السلام ـ در اين زمينه حديثي دارند كه مي فرمايند: 
«لا تقُم الي الصّلوة مُتكاسلاً و لا متناعساً و لا متثاقلاً فانّها من خللِ النّفاق؛[1] با بي حالي، خواب آلود، كاهلانه به نماز نايستيد، چرا كه اينها از علامات نفاق است». يعني كسي كه در مقابل خدا مي ايستد، بايد در حضور او حاضر و قلبش متوجه او باشد. 
 
 
 
ت. جلوگيري از بول 
از عوامل حواسپرتي جلوگيري از بول است كه فشار حاصل از جلوگيري، موجب عدم تعادل جسمي و به دنبال آن موجب عدم تمركز حواس و قلب آدمي در نماز مي شود. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: 
«لا صلوة لحاقنٍ و لا لحاقبٍ و لحازقٍ و الحاقِنُ الّذي بهِ البُولُ و الحاقبُ الّذي بهِ الغائطُ و الحاذقُ الّذي ضَغَظَهُ الخف؛[2] نماز شخص حاقن و حاقب، نماز كامل نيست و حاقن، كسي است كه بول به او فشار مي آورد و حاقب، كسي است كه غائط به او فشار مي آورد و حازق، كسي است كه جوراب او را آزار مي دهد.» پس بر نمازگزاران لازم است كه قبل از اقامه نماز، به تخليه كامل خود از بول و غائط بپردازند تا اين موانع موجب حواسپرتي در نماز نگردند. 
 

ادامه مطلب


پنج شنبه 14 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

حضور قلب در نماز(قسمت سوم)

 
 
 
5. تندخواني و شتاب زدگي 
 
از موجبات حواس پرتي، تند خواني و تعجيل در اتمام نماز است، كه علت سريع خواني هم، عدم اهتمام به نماز است. چرا كه چنين افرادي، نماز را فقط براي رفع تكليف مي خوانند، لذا با كراهت و بي ميلي عبادت را انجام مي دهند و در نتيجه احساس خستگي مي كنند. 
 
انگيزه تند خواني، حاضر شدن نزد محبوب كذايي است و از اين كه چند لحظه اي در نزد كسي كه قلبش متوجه او نيست ايستاده، رنج مي برد و مي خواهد هر چه سريعتر به طرف كسي يا كاري كه دوست دارد پرواز كند. 
 
اگر كسي قلبش متوجه خدا باشد و از اين حضور راضي باشد، لزومي براي تندخواني و فرار از نماز نمي بيند، چون در محضر كسي است كه بايد باشد، لذا تمام حواسش را متمركز به محبوب واقعي مي نمايد. 
 

ادامه مطلب


پنج شنبه 14 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

حضور قلب در نماز(قسمت دوم)

 
 
 
2. دنيا پرستي 
 
از موانع مهم و اصلي حضور قلب، دنيا پرستي و اسارت و فريفتگي در برابر آن است. غالب انديشمنداني كه درباره اهميت نماز كتاب نوشته اند، مسأله دنيا دوستي را يكي از مهمترين مانع حضور قلب بر شمرده اند. 
آرا و نظرياتي كه درباره دنيا مطرح شده به طور كلي به سه دسته تقسيم مي شود: 
 
 
الف. ترك اصل دنيا 
برخي بر اين عقيده اند كه بايد از تمام موهبتهاي دنيايي دور شويم و با كناره گيري از اجتماع بشري، فقط به عبادت خدا بپردازيم، چرا كه دنيا و متعلقات آن را موجب بدبختي و گمراهي بشر مي پندارند. با اين طرز تفكر، عبادت و خداپرستي، منافي با زندگي كردن تلقي مي گردد و لذا، يا بايد دنيا را انتخاب كرد و يا آخرت را و جمع بين اين دو ممكن نخواهد شد. 
 
 
ديدگاه اسلام 
 
اسلام شديداً با رهبانيّت، دوري از دنيا، ترك كار و تلاش و عدم همسر گزيني و... مخالف است، از همين جهت، پيغمبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: 
«لا رهبانيّة في الاِسلام؛[1] رهبانيت (ترك دنيا) در اسلام نيست». 
تفكر رهبانيّت و جدايي دين از زندگي، از مذاهب مسيحي و بودايي‌، وارد اسلام شد، به همين جهت بعضي تصوّر ميكنند كه اسلام با دنيا و كار كردن، تلاش و ... مخالف است. 
 

ادامه مطلب


چهارشنبه 13 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

حضور قلب در نماز(قسمت اول)

 
 
 
مقدمه 
 
يكي از شرطهاي اساسي پذيرفته شدن نماز در نزد خداي متعال، مسأله «حضور قلب پيدا كردن» در حين نماز است؛ از اين رو آيات و روايات فراواني در اين باره وارد شده كه همه بر اين مطلب تصريح مي كنند كه ميزان قبولي نماز، بستگي به ميزان توجه انسان در نماز دارد و اين در حالي است كه متأسفانه بسياري از ما عبادتهاي خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتي كامل انجام مي دهيم و به همين جهت است كه يك عمر نماز مي خوانيم، اما اثري از آثار معنوي و روح نواز آن را در خود نمي بينيم. 
 
 
3. اهميت و امكان حضور قلب
 
1. لزوم تحصيل حضور قلب
 
الف. در ضرورت تحصيل حضور قلب همين بس كه بدانيم: نماز بي حضور قلب، نماز حقيقي نيست و وقتي نماز از حقيقت و باطن خود جدا شد و به صورت يك عمل بي روح در آمد، تمام ثمرات و فوايدي كه در آيات و روايات، براي نماز آمده، در چنين نمازي وجود ندارد وچه بسا موجب دوري از خدا هم بشود. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 11 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

نماز و عدالت اجتماعي

 
 
 
قل امر ربّي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كلّ مسجد و ادعوه مخلصين له الدّين كما بدأكم تعودون. 
بگو اي رسول ما پروردگار من شما را به عدل و درستي امر كرده و نيز فرموده كه در هر عبادت روي به حضرت او آريد و خدا را از سر اخلاص بخوانيد كه چنانچه شما را در اول بيافريد ديگر بار به سويش باز آييد. «اعراف ، 29» 
 
در اين آيه به اصول دستورات پروردگار در زمينه‌ وظايف عملي در يك جمله كوتاه اشاره شده و سپس اصول عقايد ديني يعني مبدأ و معاد را به طور فشرده بيان مي‌كند نخست مي گويد:(اي پيامبر به آنان بگو پروردگار من به عدالت دستور داده است) (قل امر ربي بالقسط). و مي‌دانيم عدالت مفهوم وسيعي دارد كه همه‌ اعمال نيك را دربر مي‌گيرد زيرا حقيقت عدالت آن است كه هر چيز را در مورد خود به كار برند و به جاي خود نهند. 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 11 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)