نماز آخر

با هلهلهها خواهيد آمد
اي اشكهاي ريخته
اي خنجر نوشان سپيده!
و دستهاتان
از شاخسارهاي جوان خواهد روييد
نماز آخر
انفجار نقابهاست
نماز آخر
غربال دستهاست
غربال بعض هاي ناشكفته
نبض نيازها
تنجالهاي عشق
بر گردة بيابان
– لايعقل -
لب بر لبان رملهاي تشنه نهادهاند
آه اي باران اشك
ببار ..... !
امشت به صحرا بيكفن
امشب به صحرا بيكفن
جسم شهيدان است
شام غريبان است
محمد حسين جعفريان
www.salat.ir
