
|
سیدالشهدا إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا درباره وبلاگ نويسنده آمار وبلاگ
پيوندهای دوستان
نوای وبلاگ
آن روز «عبیدالله بن زیاد» در كاخ خود دیدار عمومی ترتیب داده بود و دستور داده بود تا سر بریده امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در برابرش بگذارند. آنگاه زنان و كودكان را وارد كاخ نمودند.
زینب كبری ـ سلام الله علیها ـ در حالی كه كم ارزشترین لباسهای خود را به تن داشت در حالی كه زنان و كنیزان اطراف او را گرفته بودند، به صورت ناشناس وارد مجلس شد و بیاعتنا به دستگاه ابن زیاد، درگوشهای نشست.
يكي از القاب حضرت زينب (س) عقيلةالعرب يا عقيله بني هاشم است و بنابر قول بعضي از ادباي عرب، «ة» عقيلةالعرب تاي تأنيث است؛ اما اگر به شكل دقيقتر بررسي شود، تاي مبالغه است نه تاي تأنيث؛ بنابر اين عقيل يك فرد خردمند است و عقيلةالعرب بانويي است كه منسوب به بني هاشم و از طرفي بسيار خردمند است.
حضرت زينب (س) در عين اينكه داراي ابعاد شخصيتي متعدد و والايي بودند، از عقل و خردمندي بسيار بالايي نيز برخوردار بودند و به اين خاطر است كه ايشان را عقيلةالعرب و يا عقيله بني هاشم مينامند.
عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد.
بر اساس بعضی از روایات، زینب (علیهاالسلام) دارای مجلس علمی پرباری بوده و زنانی که میخواستند مسائل دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر میشده و کسب دانش میکردهاند. (1)
زینب دختر علیّ بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ برخاست و گفت: سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و همة خاندان او باد. راست گفت خدای سبحانه که فرمود: «سزای کسانی که مرتکب کار زشت شدند زشتی است، آنان که آیات خدا را تکذیب کردند و به آن ها استهزاء نمودند.»
آنچه دیده زینب اندر کربلا زیبایی است سختی و رنج و بلا، نامش مگو، شیدایی است اگر گاهی «عظمت در نگاه است، نه در چیزی که بدان می نگرند.» آنگونه که برخی گفته اند، گاهی هم زیبایی در نگاه و دیدِ انسان است، نه در دیدنی ها. آنکه به چشم «نظام احسن » به همه هستی می نگرد، از این نگاه، خیلی چیزها هم «دیده » می شود، هم «زیبا» دیده می شود، تا چه عینکی بر چشم زده باشیم و از کدام زاویه به هستی و حوادث بنگریم. «زیبا بینی» هستی و حیات، هم آرامش روح و وجدان می بخشد، هم صلابت و پایداری و پایمردی می آفریند و هم قدرت تحمل ناگواری ها را می افزاید. از این نگاه، «عاشورا» همانگونه که زینب کبری (ع) فرمود، جز «زیبایی » نبود. آنچه زینب قهرمان در مقابل طعنه و طنز دشمن نسبت به این حادثه، بر زبان راند (ما رأیت الا جمیلا) (1)، - جز زیبا ندیدم - پیشتر آرزوی حسین بن علی (ع) بود که در طلیعه این سفر، آرزو و اظهار امیدواری کرده بود که آنچه پیش می آید و آنچه اراده خداست، «خیر» برای او و یارانش باشد، چه به صورت «فتح » ، چه به شکل «شهادت »: «ارجو ان یکون خیرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا» (2) زیبا دیدن خواهر و خیر دیدن برادر، مکمل یکدیگرند.
او در روز یازدهم محرم وقتی که در گودال قتلگاه کنار بدن پاره پاره برادرش امام حسین علیه السلام آمد، به جای ناله و ضعف و با استواری و عظمت در برابر دشمن غدار و وحشی آن بدن را با دست هایش اندکی بلند نمود و عرض کرد:
حضرت زينب (س) در پنجم جمادي الاولي در سال پنجم يا ششم هجرت، در مدينه ديده به جهان گشود. در بين خاندان نبوّت، رسم بر اين بود كه نامگذاري نوزادشان را به بزرگِ خانواده واگذار ميكردند. (1)
پس از ولادت حضرت زينب (س)، مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا (س) نوزاد را به دست حضرت علي (ع) داد و فرمود: نام اين كودك را برگزين. امام (ع) فرمود: من از پيامبر خدا در نامگذاري دخترم، سبقت نميگيرم. (2)
در آن هنگام، پيامبر اكرم (ص) در سفر بود. چون بازگشت، زمان تشرّف به خانه فاطمه (س)، اميرمؤمنان (ع) نام نوزاد را از آن حضرت پرسيد.
رسول خدا (ص) فرمود: من از خدايم در نامگذاري او پيشي نميگيرم.
موضوعات مطالب اخير |
|
|
|
|