
ابن اعثم گوید:
شبى حسین از خانه اش بیرون شد و کنار قبر جدّش آمد و گفت:
سلام بر تو اى رسول خدا! من حسین بن فاطمه ام؛ فرزند تو و پسر فرزند تو و نواده تو و آن وزنه اى که در امت خویش بر جاى گذاشتى.
اى پیامبر خدا! بر آنان گواه باش که مرا یارى نکردند و تباهم ساختند و حرمت مرا نگه نداشتند. این شکایت من به محضر توست تا روزى که دیدارت کنم. درود خدا بر تو باد!
آنگاه به نماز ایستاد و پیوسته در رکوع و سجود بود.
الفتوح ، ج 5، ص 19
