رهبر معظم انقلاب در سفر خود به خراسان شمالی فرمودند: «هدف، پیشرفت است؛ منتها رصدکردن مرحله به مرحله هم لازم است، که این کارِ نخبگان است. امروز شرائط ما چگونه است؟ نقاط قوّت ما کدام است؟ ... فرصتهامان کدام است؟ براى بهرهمندى از فرصتها چگونه برنامهریزى کنیم؟»
گروه سیاسی برهان/ محمدرضا یل؛ در یک نگاه راهبردی به هر سیستم، بعد از تعیین چشمانداز و مشخص نمودن مأموریت سیستم، نوبت به تحلیل وضعیت میرسد که در این مرحله مهمترین دادهها جهت تصمیمگیریهای کلان به دست میآید.
با توجه به مرزهای تعریفشدهی سیستم، به طور کلی، تحلیل وضعیت به 2 بخش تحلیل وضعیت درون سیستم و تحلیل محیط تقسیم میشود. برای رسیدن به یک تحلیل صحیح و واقعبینانه و همچنین گزینش راهبرد مناسب، باید در داخل هر نظام، نقاط ضعف (1) و قوت(2) و در محیط آن، تهدیدها (3) و فرصتها (4) بررسی گردد.
نظام جمهوری اسلامی، به عنوان یک سیستم، برای رسیدن به چشمانداز تعریفشدهی خویش، چه در مقیاس سند 1404 و چه اهداف عالی و بنیادین انقلاب اسلامی و همچنین تشخیص گامهای مؤثر برای دستیابی به اهداف خویش، نیازمند تحلیل دقیق و شناسایی پارامترهای درونی و محیطی است. البته سطح چشمانداز، تعیینکنندهی عمق تحلیل ما از شرایط خواهد بود، خواه چشمانداز در افق 1404 تعریف شود و خواه چشمانداز افق اصلی انقلاب اسلامی باشد.
ایستادگی 34سالهی نظام جمهوری اسلامی در مقابل تهدیدهای عموماً مستقیم و چندوجهی دشمنان خویش، در کنار ضعفهای درونی، بیانکنندهی وزن بیشتر قوتها و توانمندیهای ذاتی این نظام در برابر 2 پارامتر منفی (تهدید و ضعف) و در محدودهی فرصتهای محیطی است. این معادله اهمیت بررسی توانمندیها و قوتهای نظام جمهوری اسلامی را لازم مینماید و البته به بازنگری، اصلاح و استفادهی بهرهورتر از آن منتج میشود.
با توجه به اهمیت بررسی قوتهای ذاتی نظام جمهوری اسلامی، میتوان ادعا کرد که مهمترین قوت جمهوری اسلامی در اندیشهی الهیـمعنوی مطرحشده توسط آن و پیوند مردم با این اندیشه خلاصه میشود. به بیان دیگر، تا قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، حکومتی در رأس قدرت بود که اولاً مانند همهی نظامهای غرب رویکردی اومانیستی و ضددینی داشت و ثانیاً مردم با اندیشهی حاکمان آن قرابتی نداشتند. به طور کلی، انقلاب ما بُعد جدیدی از زندگی را بازتعریف نمود و توانست عموم مردم را در عمیقترین لایههای وجودی با خود همراه نماید.
ادامه مطلب