خلاصه وقتی تفسیر حرف امام را در خودکفایی اشتباه گرفتیم تبدیلش کردیم به مدل های رشد درون زا و سیاست های جایگزین واردات غربی. یعنی عینا تفسیر غربی کردم از فرمایش آقا و امام در مدلهای غربی، این نیست حرف آقا در هیچ مدل غربی نمی گنجه ببنید این یه چیزای عقلانی ای پشت سرش هست آقا کی گفته ما باید درهای کشور را رو خودمون ببندیم آخه آدم باید یه خورده عقل هم داشته باشه درسته آقا فرمود کالای خارجی مصرف نکن ولی کی گفت درها رو خودت ببند آیا ایشون نفرمودند که بریم در بازارهای جهانی ما فعالانه حضور داشته باشیم خب این حرفشون که نمیشه درها رو خودت ببند که ... تا از دنیا نخری دنیا از تو نمی خره چرا باید از تو بخره مگه این که خیلی مزیت داشته باشی این یک. دوم این که ما اگه بخواهیم با دنیا مبادلات نکنیم اون از ما نفت نمی تونه بخره چون نفت ما را باید بخره ببره اونجا تبدیل به محصول بکنه محصول را به ما بفروشه حداقلش اینه دیگه خب اگه من محصول نخرم کارخونه ی اون تعطیل میشه کارخونه ی اون تعطیل شه مواد اولیه دیگه نیاز نداره مواد اولیه نیاز نداشته باشه نفت خریده نمیشه این هم دو دو تا چهارتاست خب پس یه حدی از دنیا گردشه ما نخریم اون هم نمی تونه از ما بخره یه حدی از دنیا بهره ی سیاسیه تلاقیه من از این نخرم اون هم میره از اون میخره یعنی جبران می کنند همدیگه را یه مبادلات سیاسی اقتصایه یه حدیش هم حالا تا یه حدی تولیدش بیشتر هر کی توبازار بهره وریش بالاتر، جنس را ارزون تر با کیفیت بهتر بتونه بده اون برنده است هزار و یک کار هم می کنند که کسی نتونه این کار را بکنه. آقا کی فرمودند ما باید درهای خودمون را روی خودمون ببندیم ولی شما الان گوش بدید. 99 درصد تفاسیری که از صحبت های آقا میشه یعنی این که ما باید درها رو روی خودمون ببندیم به این صراحت نمی گند ولی همون را می گند از جمله ی خوب آقا که ... در حوزه ی مزیت های نسبی معنی داره این حرف آقا نه جاهای دیگه...