مأمون از حضرت رضا علیه السلام درخواست کرد برای اقامه نماز عید قربان. امام علیه السلام فرمودند: من همانند رسول خدا و علی بن ابی طالب علیه السلام این فریضه را اداء خواهم کرد.
مأمون: اختیار با خود توست. امام علیه السلام با حالت خاصی از خانه بیرون آمد و طبق سنت اسلامی با صدای بلند گفت: الله اکبر الله اکبر. جمعیت با شور و هیجان تکبیر گفتند. تمام شهر پر از الله اکبر شد. امام علیه السلام لحظه ای توقف کردند. فرمود: اللَّهُ أَکبَرُ اللَّهُ أَکبَرُ اللَّهُ أَکبَرُ اللَّهُ أَکبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا اللَّهُ أَکبَرُ عَلَی مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَةِ الانْعَامِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَبْلانَا
ادامه مطلب
یامبر اکرم(ص) در سال پایانی عمر پربرکت خود ـ سال دهم هجرت ـ برای اولین بار، به طور رسمی، اعلان حج نمودند تا همه مردم بنا بر استطاعت خود، در این کنگرة بزرگ جهانی حاضر شوند. این حج در تاریخ به «حجّة الوداع» یا «حجّة البلاغ» مشهور شده است. جمعیت حاضر در این کنگره عظیم، حدود 120هزار نفر بودند. از این تعداد حدود 70 هزار نفر از مدینة النبی به همراه حضرت حرکت کرده بودند.
آن حضرت، چند روز مانده به ذیحجه، از مدینه خارج شد و پس از احرام بستن در مسجد شجره به طرف مکه حرکت کرد.
حضرت علی(ع) نیز که به امر رسول الله(ص) ، به یمن رفته بود، با دوازده هزار نفر، در مکه به آن حضرت پیوست. مسلمانان اعمال حج را در این سفر از آن بزرگوار آموختند. در این سفر، ایشان سه خطبة مهم ایراد فرمودند.
خطبه اوّل در «منی» ، در واقع زمینه ساز خطبة غدیر و نصب خلافت بود. در این خطبه1، بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:
«ای مردم ! گفته های من را بشنوید و درباره آن بیندیشید. نمی دانم، شاید بعد از این سال، من شما را ملاقات نکنم». سپس اشاره فرمود: «هر ربایی که در دوران جاهلیت گرفته شده و هر خونی که به ناحق ریخته شده، رسماً بخشیده می شود تا کینه توزی ها و دشمنی ها از بین برود». سپس مردم را از اختلاف ها بر حذر داشت. آن حضرت(ص) تصریح فرمود که:
اگر من نباشم، علی بن ابی طالب، در مقابل متخلّفین خواهد ایستاد.»
سپس به حدیث ثقلین اشاره کرد و فرمود:
من دو چیز گران قدر، در میان شما باقی می گذارم که اگر به این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نمی شوید. این دو، کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم هستند.
خطبة دوم را نیز، روز سوم در منی و در مسجد خیف ایراد فرمود. در این خطبه، به تفرقه نینداختن بین مسلمین سفارش کرد و بار دیگر مسئله خلافت را تذکر داد و حدیث ثقلین را مجدداً تکرار کرد.
در کتاب سلیم2 و نیز بحار الانوار3 آمده است: «در این مقطع بود که منافقان احساس خطر کردند و بین خود، پیمان نامه ای را نوشتند که در تاریخ به نام «صحیفة ملعونه» مشهور شده است. در این پیمان نامه آمده بود که:
اگر محمد از دنیا رفت، یا کشته شد، نگذاریم خلافت و جانشینی وی، در اهل بیتش مستقر شود.
اینان این معاهده را در کنار کعبه امضا کردند و با هم، هم قسم شدند. سپس آن را داخل کعبه زیر خاک پنهان کردند تا سندی الزامی برای خودشان باشد.
ادامه مطلب