ترجمه خطبه شقشقيه
ميراث من هم چنان در كف غارتگران ماند، تا او نخستين غارتگر اين ميراث بود ديده از جهان فروبست ولى در آخرين لحظه حق مرا به دوم واگذاشت.
در اينجا حضرت مولا به شعر اعشى مثل مىزند:
اين زندگى كه اكنون بر پشت شتر مىگذرانم با زندگى حيان برادر جابر قابل مقايسه نيست.
يعنى در عهد رسول اكرم صلى الله عليه و آله از اصحاب عموماً عزيزتر و شريفتر بودم ولى پس از رحلت رسول الهى «اعشى همدان» شدم كه مجبورم با شتربانى و عذاب سفر بسازم.
مايه شگفتى اين است كه ابوبكر تا زنده بود مىگفت:
اقيلوُنى فَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ وَعَلىٌّ فيكُمْ «3».
رها كنيد مرا مادامى كه على در ميان شماست بهتر از شما نيستم.
ولى دم مرگ عروس خلافت را برخلاف شرع در آغوش عمر انداخت.
هنوز خود پستان اين شتر را به دهان داشت كه عمر را هم در كنار خود نشانيد و پستان ديگر را به دهان او گذاشت
ادامه مطلب
ترجمه خطبه شقشقيه
به خدا آن كس كه جامه خلافت بر اندام ناموزون خود آراسته بود، خوب مىدانست كه اين پيراهن تنها بر اندام من رسا و موزون است.
او خوب مىدانست كه فلك امامت بىمحور وجودم نمىگردد و اين آسياب تا با دست من نگردد كار نخواهد كرد.
من آن كوه بلندم كه نهرهاى فضايل و علوم از آغوشم سيل آسا فرو مىريزند و مرغزار زندگى را كه در پناه من دامن گسترده است سرسبز و سيراب مىسازد.
من آن كوه بلندم كه پرندگان بلندپرواز بر قلّهام نتوانند آشيان گيرند و اوجى بدين عظمت و اعتلا را با بالهاى خسته خود بپيمايند.
مع هذا از غوغاى اجتماع كناره گرفتم و دامن از كنار آلودهدامنان در كشيدم و در كنج عزلت گاهى مىانديشيدم كه يك تنه از جاى برخيزم و با دست تنها حق خويش را از آن قوم ناحق باز گيرم يا بر اين عظمت سنگين كه كودكان را پير مىسازد و پيران را به ستوه مىاندازد و مؤمن را تا دم مرگ رنجور مىدارد صبر كنم.
آرى، صبر كردم اما آن چنان كه احساس مىكردم خار در ديده و استخوان در گلو دارم
ادامه مطلب
ترجمه خطبه شقشقيه
حضرت على عليه السلام كه واجد تمام شرايط رهبرى بود و لياقت آن وجود مقدس را براى امر امامت خداى بزرگ امضا كرده بود، درد جانگداز غارت حكومت و ولايت را به دست آنان كه از اوصاف امامت عارى بودند و عملشان سختترين ضربه را به پيكر اسلام و وحدت امت تا قيامت زد، در خطبه شقشقيه كه علماى اهل سنت و شيعه در معتبرترين كتب خود نقل كردهاند بازگو مىكند، چه نيكوست كه در ترجمه اين خطبه دقّت شود. تا بدانيد دخالت غير متخصص در امور الهى و انسانى و به خصوص امر حكومت و ولايت چه بلاى غير قابل جبرانى است
ادامه مطلب
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد
دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد
«لبيك علي »قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علي» نور و تن دانه به هم خورد
يك روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد
پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يك خانه به هم خورد
ادامه مطلب
اسناد حديث غدير نزد بزرگان شيعه
و صدها نفر ديگر از محدثان و مورخان و مفسران و عقايدشناسان شيعه كه كتب آنان در اين زمينه اگر يك جا جمع شود كتابخانه عظيمى خواهد شد.
براى من تعجبآور است كه با بودن هزاران راوى در اين خبر عظيم و هزاران كتاب موثق و مطمئن و صحيح در اين داستان و از همه مهمتر با بودن آياتى در قرآن در امر رهبرى و امامت و به خصوص شرايط الهى آن، چرا گروهى كثير از امت اسلام به رهبرى و پيشوايى غير على و فرزندان معصوم او گردن نهاده و از صراط مستقيم حضرت حق منحرف شدهاند؟!!
اگر پس از درگذشت پيامبر، حكومت و ولايت و رهبرى امت به دست على عليه السلام قرار مىگرفت، بدون شك پس از مرگ پيامبر تا به امروز ملّت اسلام اين همه دچار بلا و مصيبت نمىشدند و احزابى چون سقيفه و حزب اموى و عباسى و عالمان دربارى و دولتهاى بىدين و بىبند و بار بر سر مردم مسلمان مسلّط نمىگشتند و پديدهاى كثيف به نام استعمار و استثمار به جان و ناموس و فرهنگ ملّتها حاكم نمىگشت!!
اگر مىگذاشتند حضرت مولى الموحدين كه اعلم و اشجع و اتقى و اعدل و اعبد و ازهد امت بود همان طورى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از جانب حق وى را به زمامدارى معرفى كرد زمام امور را به دست مىگرفت به حق حق قسم! امروز در كره زمين ملّتى به جز ملت اسلام و فرهنگى به جز فرهنگ قرآن حاكم نبود، اما افسوس كه دنياپرستان براى رياست چند روزه با كنار زدن على، جهان بشريت را تا ظهور مهدى از فيوضات الهيه و خير دنيا و آخرت محروم كردند!
ادامه مطلب
اسناد حديث غدير نزد بزرگان شيعه
ابوالفتوح خزاعى رازى
شيخ فتّال نيشابورى
ابوعلى فضل بن حسن طبرسى
ابن شهرآشوب
ابو زكريا يحيى بن حسن حلّى
رضى الدين على بن طاووس
بهاء الدين اربلى
عماد الدين طبرى
شيخ يوسف بن ابى حاتم شامى
قاضى نوراللّه مرعشى
مولانا المحقق ملّا محسن فيض كاشانى
بحرانى صاحب «الحدائق
ادامه مطلب
اسناد حديث غدير نزد بزرگان شيعه
و اينك ناقلان حديث غدير و نص پيامبر صلى الله عليه و آله بر رهبرى و امامت مولا على از بزرگان شيعه:
ابوعبداللّه محمد بن احمد مفجّع
ابوجعفر محمد بن جرير بن رستم
شيخ شيعه ابوجعفر الصدوق
شريف رضى صاحب «نهج البلاغة»
معلم امت شيخ مفيد
شريف مرتضى علم الهدى
شيخ عبيداللّه بن عبداللّه
شيخ طوسى
ادامه مطلب
مفسران، عقايد شناسان و ساير دانشمندان
نام وفاتكتاب
حامد عمادى دمشقى 1171 الصلاة الفاخره
عبدالعزيز دهلوى 1176 ازالة الخفا
قاضى محمد شوكانى 1250 فتح القدير
مولوى محمد سالم سده 13 اصول الايمان
شيخ محمد عبده مصرى 1323 المنار
آلوسى بغدادى 1324 نثر اللآلى
دكتر احمد فريد رفاعى معاصر تعليقات معجم الادباء
دكتر احمد زكى مصرى معاصر تعليقات اغانى
استاد احمد نسيم مصرى معاصر تعليقات ديوان مهيار
استاد رافعى مصرى معاصر شرح هاشميات كميت
استاد محمد شاكر نابلسى معاصر شرح هاشميات
استاد عبدالفتاح مقصود معاصر تقريظ الغدير
دكتر صفا خلوصى معاصر تقريظ الغدير
ادامه مطلب
مفسران، عقايد شناسان و ساير دانشمندان
نام وفاتكتاب
قاضى ابوبكر باقلانى 403 التمهيد
ابو اسحاق ثعلبى 427 الكشف و البيان
ابوالحسن واحدى 468 اسباب النزول
ابن سعدون قرطبى 567 التفسير الكبير
فخر رازى 606 مفاتيح الغيب
قاضى بيضاوى 685 طوالع الأنوار
سعد الدين فرغانى حدود 700 شرح قصيده تائيه
قاضى عبدالرحمن ايجى 756 المواقف
سعد الدين تفتازانى 792 شرح المقاصد
نجم الدين ابن عجلون 876 بديع المعانى
علاء الدين قوشجى 879 شرح التجريد
شربينى قاهرى 977 السراج المنير
عبدالحق دهلوى 1052 لمعات
ادامه مطلب
عرش بر دوش غدیر
در روز غدیر، عقل اول
آن مظهر حق، نبى مرسل
چون عرش تو را کشید بر دوش
آنگاه گشود لعل خاموش
فرمود که این خجسته منظر
بر خلق پس از من است رهبر
بر دامن او هر آن که زد دست
چون ذره به آفتاب پیوست
ادامه مطلب

