محدّثان
نام وفاتكتاب
حافظ ابو سعد سمعانى 562 فضايل الصحابة
حافظ ضياء الدين مقدسى 643 فصول المختاره
حافظ گنجى شافعى 658 كفاية الطالب
حافظ نَوَوى 676 رياض الصالحين
حافظ محب الدين طبرى 696 رياض النضره
شيخ الاسلام حموينى 722 فرائد السمطين
حافظ ابوالحجاج شافعى 742 تحفة الاشراف
حافظ جمال الدين زرندى حدود 750 نظم دُرَر السِّمطين
ابن شهاب همدانى 786 مودّة القربى
حافظ ابوالحسن هيثمى 807 مجمع الزوائد
ابو عبداللّه وشتانى 827 شرح صحيح مسلم
قاضى بدرالدين عينى 855 عمدة القارى
ابو عبداللّه سَنوسى 895 شرح صحيح مسلم
ابو العباس قسطلانى 926 مواهب
متقى هندى 975 كنز العمّال
جمال الدين شيرازى 1000 الاربعين
قارى هروى 1014 المِرقاة
زين الدين مناوى 1031 فيض القدير
شهاب الدين خفاجى 1069 نسيم الرياض
برهان الدين مصرى 1106 فتوحات وهبيه
ابن حمزه حرّانى 1120 البيان و التعريف
ابو عبداللّه زرقانى مصرى 1122 شرح مواهب
شيخ محمد بيرونى شافعى 1276 اسنى المطالب
حافظ ناصر السنة معاصر تشنيف الآذان
ادامه مطلب
محدّثان
نام وفاتكتاب
حافظ ابو محمد انماطى 217 الكشف و البيان
احمد بن حنبل 241 مسند و مناقب
حافظ بخارى 256 تاريخ بخارى
حافظ ابن ماجه 273 سنن ابن ماجه
حافظ ترمذى 279 صحيح ترمذى
حافظ نسايى 303 خصايص و سنن
حافظ ابويعلى موصلى 307 مسند الكبير
حافظ ابوالقاسم بَغَوى 317 معجم الحديث
ابوبِشر دولابى 320 الكنى و الاسماء
حافظ ابو جعفر طحاوى 321 مشكل الآثار
حافظ ابوالقاسم طبرانى 360 معجم الكبير
حافظ ابن بطّه عُكبرى 387 الابانه
حافظ ابوبكر احمد فارسى 407 ما نزل من القرآن فى اميرالمؤمنين
حافظ ابوبكر بيهقى 458 سنن الكبرى
ابن مغازلى 483 المناقب
ادامه مطلب
محدّثان
نام وفاتكتاب
محمد بن مسلم زُهرى 124 اسد الغابة
حافظ ابوهشام 133 مسند احمد
يحيى بن سعيد تَيْمى 145 زين الفتى
حافظ عبدالملك عرزمى 145 مسند احمد
حافظ ابو عروه ازدى 153 البداية و النهاية
حافظ شعبة بن حجاج 160 البداية و النهاية
حافظ ابو يوسف سَبيعى 162 كفاية الطالب
حافظ ابو سلمه بصرى 167 مسند احمد
حافظ ابو عبدالرحمن مصرى 174 البداية و النهاية
حافظ ابو هشام خارفى 199 مسند احمد
حافظ ابو احمد زبيرى 203 مسند احمد
حافظ ابو زكريا قرشى 203 البداية و النهاية
محمد بن ادريس شافعى 204 نهاية ابن اثير
حافظ ابو عمرو فزارى 206 مسند احمد
حافظ عبدالرزاق صنعانى 211 البداية و النهاية
ادامه مطلب
مورخان اهل سنت
نام وفاتكتاب
حافظ بلاذرى 279 انساب الاشراف
حافظ طبرى 310 الولاية فى طرق حديث الغدير
حافظ ابن زولاق مصرى 387 تاريخ ابن زولاق
حافظ خطيب بغدادى 463 تاريخ بغداد
حافظ ابن عبد البرّ قُرطُبى 463 الاستيعاب
ابوالفتح شهرستانى 548 المِلَل والنحل
حافظ ابن عساكر دمشقى 571 التاريخ الكبير
ياقوت حموى 626 معجم الادباء
حافظ ابوالحسن ابن اثير 630 اسد الغابة
ابن خلّكان 681 وفيات الاعيان
زين الدين شافعى 749 تتمة المختصر
حافظ ابن كثير شامى 774 البداية و النهاية
ابن خلدون اشبيلى 808 مقدمة التاريخ
ابن حجر عسقلانى 852 الاصابة
نورالدين سمهودى 911 جواهر العقدين
ابوالعباس قرمانى 1019 اخبار الدول
نورالدين حلبى 1044 سيرة الحلبيه
ابوالعرفان صبان 1026 اسعاف الراغبين
زينى دحلان مكى 1304 فتوحات الاسلاميه
شيخ يوسف نبهانى معاصر شرف المؤبّد
ادامه مطلب
حديث غدير را به عنوان آيينه منعكس كننده خلافت و امامت و رهبرى على عليه السلام از روز غدير راويان و محدثان و مورخان و مفسران و اديبان و حكيمان و شاعران تا به امروز در مهمترين كتب خود نقل كرده و در محور اين حديث كتبى گران و جاويد نوشتهاند.
شمار اين راويان و بازگوكنندگان و كتب آنان متجاوز از هفتصد نفر است كه در مستدركات و اضافات «الغدير» علامه امينى آمده است
ادامه مطلب
* محمدعلي مجاهدي
چون وجود مقدس ازلي
شاهد دلرباي لم يزلي
وقت پيمان گرفتن از ذرات
با صدايي رسا و بانگ جلي
«اولست بربكم» فرمود
پاسخ آمد از هر طرف كه: بلي
تا بسنجد عيارشان، افرودخت
آتشي در كمال مشتعلي
داد فرمان، روند در آتش
تا جدا گردد اصلي از بدلي
فرقهيي ز امر حق تمرد كرد
گشت مطرود حق ز پر حيلي
با شقاوت قرين و مد شد
شد پريشان ز فرط منفعلي
فرقه ديگري در آتش رفت
ز امر يزدان قادر ازلي
نادر شد بهرشان چو خلد برين
كه بود اين سزاي خوش عملي
با سعادت قرين شد و همدم
گشت مقبول حق ز بي خللي
بهر اين فرقه حق عيان فرمود
جلوات نبي و نور ولي
كه منم نور احمد مختار
مهر من نيست غير مهر علي
ناگهان شد عيان در آن وادي
نور مولا علي ز بي حللي
چون به خود آمدند، ميگفتند
در حضور خداي لم يزلي
كه: علي دست قادر ازليست
رشته ما سوا به دست عليست
ادامه مطلب
د) امامت ضامن استمرار وحدت اسلامى است
قرآن كريم، آنجا كه از دعاى حضرت عيسى و درخواست نزول مائده آسمانى سخن به ميان مىآورد، از عيد بودن آن براى نسلهاى آينده و گذشته ياد مىكند و مىفرمايد: «اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك; پروردگارا، بر ما از آسمان مائدهاى فرست تا اين روز براى ما و كسانى كه پس از ما مىآيند عيد شود». (22)
چنانكه ملاحظه مىشود حضرت عيسى نزول اين مائده و عيد شدن آن را براى اين مىخواهد كه براى هميشه مايه افتخار و عزت جامعه دينى شود و بتواند حبلالمتين و نقطه وحدت آنان باشد; وحدتى كه يكى از علتهاى بعثت پيامبران شمرده شده است، و راز و حكمت عيد شمردن نيز در همين راستاست تا جامعه اسلامى مائده آسمانى امامت و وصايت را پاس دارند و آن را به عنوان نقطه مركزى حل اختلافات خويش بپذيرند و اين است رمز كلام باقر العلوم آل محمد (علهيم السلام) كه فرمود «و لم يناد بشىء ما نودى بالولاية يوم الغدير; در ميان احكام اسلامى هيچيك به اندازه ولايت روز غدير مهم شمرده نشده است». (23)
ادامه مطلب
ج) امامت عامل ياس دشمنان اسلام است.
آيه سوم سوره مائده نيز در باره انتصاب على - عليه السلام - در غدير خم نازل شده است; «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون» امروز كافران از اينكه به دين شما دستبرد زنند و اختلالى رسانند طمع بريدند پس شما از آنان بيمناك نشويد. (19)
اين آيه نشان مىدهد كه روز تكميل دين و روز ياس و نوميدى دشمنان اسلام يكى است. علامه طباطبايى مىنويسد: صحابه و تابعان و آنها كه بعد از آنان آمدهاند، همگى اتفاق دارند كه اين دو آيه مرتبط هستند و هر يك تكميلكننده معناى ديگرى است. و اين نيست مگر بدان سبب كه هر دو با هم نازل شده، يك معنا را مىرسانند. (20)
از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه بايد اين روز را عيد شمرد; زيرا خداوند متعال چنان بدان اهميت داده است كه آن را موجب اكمال دين، تبليغ رسالت و نوميدى دشمنان اسلام دانسته است تا خود يادى از «ايام الله» باشد و فرموده است: و ذكرهم بايام الله; روزهاى خداوندى را بدانان يادآورى كن. (21)
ادامه مطلب
ب) امامت مايه تكميل دين است
دين مجموعه قوانين الهى است كه براى اجراى آن به فردى كه بتواند با تكيه بر دو عنصر ايمان و آگاهى موجب اجراى آن شود، نياز دارد. دين كامل دينى است كه اين امر را از قبل پيشبينى كرده، براى آن برنامه داشته باشد. از اين رو وقتى كفار احساس كردند با فوت عبدالله فرزند پيامبر گرامى(ص) جانشينى براى استمرار راهش وجود ندارد آن بزرگوار را «ابتر» و كارش را ناقص قلمداد كردند. (15)
بعد از انتصاب على(ع)، اين آيه نازل مىشود و مىفرمايد «اليوم اكملت لكم دينكم» امروز دين شما را كامل كردم. (16) امامت در جهتبيان احكام تكميلكننده دين است; زيرا به مقتضاى روايتى، كه از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده و پيامبر گرامى فرمود: من شهر علم هستم و على در آن شهر. هر كه خواستار ورود به شهر حكمت استبايد از راه على(ع) واردشود. (17)
امامت در جهت اجراى صحيح برنامههاى دينى نيز تكميلكننده دين است. از اين رو پيشوايان پنجگانه اهل سنت مانند مسلم، مالك، بخارى، نسايى و ترمذى مى نويسند: وقتى طارق ابنشهاب، از اهل كتاب، در مجلس خليفه دوم گفت: اگر آيه «اكمال» در دين ما نازل مىشد آن را عيد مىگرفتيم. (18) كسى بر او خرده نگرفت و عمر با سكوت خود آن را مورد قبول قرار داد.
ادامه مطلب
الف) امامت مكمل تبليغ رسالت الهى است.
به اتفاق شيعيان و به نقل بسيارى ازاهل سنت آيه شريف تبليغ جهت انتصاب على - عليه السلام - به جانشينى رسول گرامى(ص) نازل شد. اين نكته هنگامى بود كه ترس آشوب بود و احتمال تفرقهافكنى از جانب منافقين و افراد سستايمان وجود داشت. وحى الهى به همه اين نگرانيها خاتمه داد و با تاكيد بر اهميت موضوع، حفظ رسول گرامى(ص) از توطئهها را نويد داد و فرمود: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس; اى پيامبر، آنچه از خدا بر تو نازل شده به مردم برسان كه اگر نرسانى تبليغ رسالت و اداى وظيفه نكردهاى و خدا تو را از [آزار] مردمان محفوظ خواهد داشت. (13)
علامه امينى 30 منبع از مدارك اهل سنت را برمىشمارد كه همه آنها اين آيه را با معرفى ولايت اميرمؤمنان على - عليه السلام - در ارتباط دانستهاند. جلال الدين سيوطى شافعى در تفسير در المنثور، تفسير فخرالدين رازى شافعى در شمار اين منابع جاى دارند. (14)
نكتهاى كه از دقت در آيه، با استفاده از جمله «فما بلغت رسالته» مىتوان فهميد اين است كه امامت در حدى از منزلت است كه عدم معرفى آن با انجام ندادن وظيفه رسالت مساوى است.
ادامه مطلب

