:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103806

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    دانش بومي در بهينه سازي مصرف آب
    موضوع

    دکتر امين عليزاده
    گرد آورنده : تارنمای هخامنشیان www.hakhamaneshian.ir
    گروه تخصصي: آب و آبياري در ايران پيشينه‌اي فراتر از تاريخ مدون دارد. بر خلاف بسياري از مناطق دنيا، وضعيت جغرافيايي آب و هوايي در ايران به گونه‌اي نبوده است كه آب در محل تجمع مردم مهيا و در دسترس باشد. به اين سبب ايرانيان در طول تاريخ همواره كوشيده‌اند تا آب را تامين و در كنار خود قرار دهند.

    كشور ما به عنوان يك تمدن كهن كشاورزي تجربيات گرانقدري در زمينه تامين و بهره‌برداري پايدار از منابع آب دارد. بر خلاف شيوه‌هاي كنوني كه استخراج و انتقال آب نيازمند به انرژي است در سيستم هوشمندانه كاريز كه پدران ما مبتكر آن بوده‌اند نه تنها نيازي به استفاده از انرژي نيست و از منابع آب بهره‌برداري بي‌رويه نمي‌كند بلكه از آن انرژي نيز كسب مي‌شود.

    قدمت كاريزها به پيشداديان نسبت داده مي‌شود. آمده است كه منوچهر شاه اول كسي بود كه كاريز كند و به انديشه آب از زمين بيرون آورد.
    روش‌هايي از آبياري مانند استفاده از كوزه‌هاي سفالي كه هنوز هم در نواحي حاشيه كوير ايران متداول است گواهي بر اين است كه ابتكار آبياري به اصطلاح قطره‌اي به پدران ما تعلق دارد و آنان با انتخاب گياهان و ارقام مناسب و شيوه‌هاي حفظ رطوبت خاك و استفاده از سيلاب با شيوه‌ بندسازي به وجه مناسبي از منابع آب استفاده مي‌كردند. شيوه‌اي كه امروز با نام اسپيت (spate irrigation) به عنوان يك سيستم مدرن و پايدار آبي معرفي مي‌شود، اجداد ما ساليان دراز با استفاده از آب و خاك شور به توليد محصول پرداخته و با آن زيست كرده‌اند. دانش بومي آنها در بهره‌برداري از آب و خاك شور از گنجينه‌هاي باارزش علمي دنياست كه امروزه توجه جهانيان به آن جلب شده است. بالاتر از همه آب در بين ايرانيان عزيز و مقدس بوده است.
    قداست آب و حفاظت از آن تا آنجا با فرهنگ و آيين و مذهب ايرانيان در آميخته است كه حتي امروز نيز هنوز سوگند خوردن به آب در بين روستائيان مرسوم است. هيچ مراسم مذهبي و فرهنگي را نمي‌توان سراغ گرفت كه در آن نشاني از آب به عنوان تبرك وجود نداشته باشد. مورخان تمدن ايرانيان باستان‌ را تمدن هيدروليكي و اخلاق آنان را اخلاق آبي ذكر كرده‌اند. مردم ما تلف كردن آب را گناهي بزرگ و حفاظت آن را ثواب مي‌دانستند.
    ايرانيان در مهار و انتقال آب‌هاي سطحي نيز از دانش و فناوري بسيار قوي برخوردار بودند. احداث سدهاي بلند قوسي و انتقال بين حوضه‌اي آبها با گالري‌هاي زيرزميني كه بعضا عمق آنها بالغ بر 300 متر است نمونه‌اي از دانش و فناوري بومي آنهاست. در بيش از 1000 سال قبل كه اروپاييان حتي سيكل هيدرولوژي را نمي‌شناختند ايراني‌ها در زمينه شناخت و چرخه آب‌ها داراي تاليفات بوده‌اند. هيچ كشوري در دنيا به اندازه ايراني‌ها در مديريت و توزيع و استفاده از آب مهارت نداشته است. هنوز طومارهاي آب در جاي جاي كشور وجود دارد. تشكل‌هاي مديريتي آب بران كه بعضا تعداد مشتركين و حقابه‌بران آنها بالغ بر هزاران نفر مي‌شد از قوي‌ترين مجموعه‌هاي مشاركت مردمي در زمينه آب بوده است. همين سيستم‌هاي مديريتي بود كه منابع محدود آب كشور را تداوم و حيات بخشيد. روستاهاي ايران و موقعيت و محل آنها و نيز فاصله و قلمرو و حتي الگوي زراعت و غذايي مردم بر اساس موجوديت و مهيايي آب شكل گرفته است. روستائيان لحظه‌اي از پايش و حفاظت آب دريغ نمي‌كردند. باور مذهبي و فرهنگي آنها اين بود كه آب زنده است و اگر تنها بماند تلف خواهد شد. هنوز برخي روستائيان خراسان همراهان آب را به ياد دارند. اينها افرادي بودند كه هميشه با اب حركت و آن را به اصطلاح همراهي مي‌كردند تا از هرز رفتن آن كه همان تلف شدن باشد جلوگيري كنند. با آب بودن در روستاها يك شغل محسوب مي‌شد.
    گرد آورنده : تارنمای هخامنشیان

     www.hakhamaneshian.ir 
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 1 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    بررسي رابطه بين تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان
    موضوع

    چکيده
    اين مقاله، برگرفته از پژوهشي است که نگارنده در مرکز تحقيقات صداوسيما انجام داده است. هدف اين بررسي تعيين رابطه بين تماشاي آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان 7 تا 14 ساله تهراني و نحوه درک آن‌ها از آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيون بوده است. که به طور اجمال نتايج اين بررسي نشان داد:
    ـ بررسي رابطه بين مصرف انواع محصولات و خدمات (در شاخص‌هاي «خوراکي‌ها»، «لوازم و وسايل» و «مکان‌ها») و ميزان تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني مربوط به آن‌ها با آزمون همبستگي نشان مي‌دهد که با افزايش ميزان تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني، ميزان مصرف محصولات وخدمات در شاخص‌هاي ياد شده افزايش يافته است.
    ـ بين ميزان تماشاي آگهي‌هاي آموزشي و شاخص ميزان رفتار «صرفه‌جويي و رعايت مسائل ايمني ومقررات راهنمايي و رانندگي» رابطه وجود دارد. به اين معني که با افزايش ميزان تماشاي آگهي‌هاي آموزشي، ميزان رفتار صرفه‌جويي و رعايت مسائل ايمني و مقررات راهنمايي و رانندگي افزايش يافته است.
    ـ نتايج نشان داد به طور کلي کودکان 7 تا 8 سال در مقايسه با گروه‌هاي سني ديگر درک ضعيف‌تري نسبت به آگهي‌هاي بازرگاني تلويزيون دارند.
    واژه‌هاي کليدي: آگهي‌هاي بازرگاني، الگوي مصرف، کودکان و نوجوانان

    نوشته: رضا اسمي
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 1 اسفند 1388   نظرات1نظر بدهيد!

    جستاري در علل «مصرف‌گرايي» ايرانيان
    موضوع

    خبرگزاري فارس: عوامل متعددي در عدم توفيق مردم ايران در صرفه جويي و آنچه از آن به عنوان اتلاف منابع در سطوح مختلف ياد مي شود؛ وجود دارد كه بررسي تفصيلي آن، نيازمند جامع نگري نسبت به كليه‌ي ابعاد اين پديده‌ي مهم جمعي است.

    هدر رفتن شديد منابع ملي، اوج گيري پديده خشكسالي ناشي از تغييرات جهاني در زمينه‌ي جغرافيايي (پديده‌اي نظير وارونگي دما)، نابساماني در عرصه‌ي اقتصاد جهاني و... ضرورت صرفه جويي را تا جايي مهم و حياتي ساخته است كه رهبر معظم انقلاب را بر آن داشت تا «اصلاح الگوي مصرف» را شعار محوري سال جاري قرار دهند.
    امروزه با گسترش حجم جمعيت در سطح جهاني و محدوديت منابع در دسترس بشر از يك سو و عدم توزيع متوازن منابع محدود موجود كه بخشي از آن بنابر عوامل طبيعي و جغرافيايي و تقسيمات كشورها در سطوح مختلف زمين بوده و بخشي ديگر منبعث از عدم توازن قدرت كشورها در تسلط و بهره برداري از اين منابع مي باشد از سوي ديگر، «صرفه جويي» و به عبارت ديگر«مديريت مصرف منابع» مبتني بر آينده نگري، به ضرورتي اجتناب ناپذير تبديل شده است كه كشور ما نيز علي رغم بهره مندي از منابع فراوان طبيعي از شمول اين ضرورت جهاني مستثناء نيست.
    علاوه بر اين، تاكيدات فراوان دين اسلام بر امر "صرفه جويي " به عنوان عاملي در راستاي اعتدال فردي و اجتماعي زندگي بشر و دوري از پيامدهاي مادي و اخلاقي مصرف زدگي نيز پيش روي ما قرار دارد كه صرفه جويي را همچنين به رفتاري ديني بدل ساخته است.
    و اما عليرغم تمامي موارد فوق الذكر، مردم كشور ما كه همواره از پيامدهاي مخرب حاصل از آنچه عدم موازنه توليد و مصرف در اقتصاد (به ويژه عرصه هاي حياتي آن) رنج مي برند و از ديگر سو به عنوان كشوري مسلمان، مواجه با تاكيدات فراوان ديني مبني بر صرفه جويي و اجتناب از اسراف منابع مي باشند؛ در عين حال و در مجموع، در فرايند صرفه جويي و دوري از اسراف، جز در مواقعي خاص و بحراني، نمره قابل قبولي نمي گيرند. تاكيدات مقام معظم رهبري بر صرفه جويي و اجتناب از اسراف منابع ملي كه معظم له بارها و از جمله در سال گذشته، آن را يك «عيب ملي» خواندند و بر بهره گيري از الگوهاي رفتار ديني (از جمله اعتدال در مصرف در ماه مبارك رمضان) تاكيد نمودند؛ در همين راستا تفسير مي شود.
    و اما عوامل متعددي در عدم توفيق مردم ايران در صرفه جويي و آنچه از آن به عنوان اتلاف منابع در سطوح مختلف ياد مي شود؛ وجود دارد كه بررسي تفصيلي آن، نيازمند جامع نگري نسبت به كليه‌ي ابعاد اين پديده‌ي مهم جمعي است. اما آنچه در اين مجال در دست بررسي است، اشاره به مجموعه‌اي از مهمترين عوامل فرهنگي و اجتماعي است كه به نظر مي رسد مانع از شكل گيري و نهادينه شدن «فرهنگ صرفه جويي» در ميان ايرانيان و در طول ساليان گذشته و علي رغم بحران هاي گاه به گاه و تاكيدات فراوان در اين زمينه گشته است.
    مراد از «عوامل فرهنگي» عواملي است كه در طول زمان (و يا در مقاطعي خاص و تحت تاثير عوامل خاصي) در فرهنگ ايرانيان شكل گرفته و رشد يافته و امروزه به عاملي در راستاي ترغيب مردم به اسراف در مصرف بدل گشته است. در اين زمينه مشخصا 4 عامل عمده قابل شمارش است:

    1) به نظر مي رسد امروزه و در نزد ايرانيان و در ميان اقشار مختلف مردم، «مصرف» هرچه بيشتر، به يك امتياز اجتماعي و ابزاري جهت نشان دادن منزلت بالاي اجتماعي افراد بدل شده است. به طوري كه امروزه در ميان قشر عظيمي از خانواده هاي برخوردار و حتي نا برخوردار جامعه ما آنچه موسوم به «لوكس گرايي» و ميزان مصرف يك خانواده از كالا و خدمات لوكس، ميباشد عاملي مهم در نيل به منزلت اجتماعي بالاتر تصور مي شود. از آنجا كه در مفهوم منزلت اجتماعي با گونه اي از مفهوم «قدرت» به معناي عام آن مواجه هستيم؛ به طبع آن نوعي «مسابقه مصرف» و يا آنچه در ميان عموم مردم به «چشم و هم چشمي» مشهور است شكل گرفته و رواج مييابد. تجربه مشاهده‌ي افراد و خانوارهايي كه حتي حاضرند به قيمت استقراض، ساليانه چندين بار مهمانيهاي گسترده - كه بارزترين وجه آن مصرف افسار گسيخته در اين دست مهماني هاست - برگزار كنند؛ رفته رفته به يك امر عمومي تبديل مي شود كه نشان از رواج اين رفتار و در حقيقت، ذهنيت نابهنجار در جامعه ما دارد. بديهي است كه عواقب چنين ذهنيتي كه چنان رفتاري را در پي مي آورد منحصر به پيامدهاي منفي اجتناب از صرفه جويي نمي گردد بلكه شكست در مسابقه مصرف، بيش از هر چيز مي تواند عواقب مصيبت بار ناشي از فرو خردن يك ميل سرشار اجتماعي و در دراز مدت، حتي طرد اجتماعي و يا دست كم چنين تلقي را در ميان بخش هايي از جامعه به همراه داشته باشد.
    در اين راستا همچنين بايد اذعان كرد كه برخي از سنت هاي حسنه ما ايرانيان (نظير مناسك مربوط به ازدواج و...) كه زماني با كاركرد به هنجار و ثمربخش شكل گرفته و تداوم يافته است؛ امروزه به نوعي با فاصله گرفتن از اصالتشان، هرچه بيشتر تنور «مسابقه مصرف» در جامعه را داغ تر مي سازد به طوري كه در برخي از اين موارد، كارويژهي ديگري براي اين مناسك متصور نيست.
    به نظر مي رسد تلاش در جهت اصلاح نگرش به اين رسوم ريشه دار فرهنگي، نه تنها به خودي خود يك اقدام پر ثمر فرهنگي است بلكه در مسير تحقق و نهادينه شدن رفتار صحيح مصرف در جامعه ما موثر خواهد بود.

    2) پديده ديگري كه در كنار شكل گيري «مسابقه مصرف» و تبديل مصرف به شانيت اجتماعي و به طبع اين پديده در ذهن بسياري از مردم جامعه ما شكل گرفته است؛ رواج تلقي «محروميت اقتصادي و اجتماعي» از پديده صرفه جويي است.
    طبيعي است در شرايطي كه مصرف گرايي به نوعي از «برخورداري اجتماعي» بدل شود؛ در مقابل، صرفه جويي نه يك تلاش ثمر بخش جهت نسل هاي امروز و آينده، بلكه نوعي از «محروميت» خواهد بود و به خودي خود عاملي در راستاي دوري هرچه بيشتر جامعه از «اخلاق صرفه جويانه» بدل خواهد شد.
    در اينجا هرچه بيشتر به مفهوم «قدرت» و مولفه هاي آن نزديك ميشويم. در حقيقت، تاكيد بر صرفه جويي به ويژه از سوي منابع قدرت رسمي در جامعه (دولت و نهادهاي حكومتي) و در شرايطي كه مصرف يك مولفه‌ي «قدرت زا» در تعاملات اجتماعي است؛ در واقع ضلع ديگري (كه همان دولت است) را به مصاف  ......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 1 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    سير مصرف گرايي در جامعه چگونه است.
    موضوع

    خبرگزاري فارس: چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

    سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.
    در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.
    تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.
    سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

    كيفيت فداي كميت
    امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»
    وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»
    «اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»
    اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»
    «ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.
    وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»

    هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان
    به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!
    امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!
    «رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»
    اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»
    وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»
    يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.
    وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»

    زيرشاخه هاي مصرف زدگي
    از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.
    حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.
    در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.
    وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»
    وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»

    صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي
    انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.
    محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست  .....



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 1 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نكاتي در باب اصلاح الگوي مصرف از منظر جامع شناسي و روان شناسي
    موضوع

    خبرگزاري فارس:يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است.


    1. يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است. اقتصاديها منابع اساسي همانند آب و انواع انرژيها را در چرخه تامين، توليد وساخت، توزيع و انتقال و مصرف به بررسي مينشيند و فارغ از مقولات فرهنگي آن به تحليل علل و پيامدهاي مصرف ميپردازند. در سطح بندي الگوي مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود ميتوان گفت به بالاترين سطح و نمودارترين سطح، همين حوزه اي افتصادي است. قابل تحليل ترين سطح نزد همين حوزه اقتصادي است چرا كه با روشهاي اقتصاد سنجي مي توان گفت كه منابع انرژي ما در حال اتلاف هستند اما لايهاي عميقتر و سختتري ار لحاظ بررسي و تحليل نيز وجود دارد كه سبك زندگي خانوار و افراد در طبقات اجتماعي است كه بيشترين تاثير و در عين حال نامشهودترين اثر را در الگوي مصرف دارد.
    2. اصلاح الگوي مصرف را هم بايد در ساختارهاي حاكميتي و هم در ساختارهاي مردمي پيگيري كرد. ساختارهاي حاكميتي اعم از سختافزارهاي حاكميت كه قواي سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتي و سازمانها و همچنين نرمافزارهاي حاكميت كه سازو كارهاي اداره كشور، قوانين و مقررات و فرايندها را تشكيل ميدهند. اما ساختارهاي مردمي نيز متشكل از سختافزارهاي مردمي مثل نهادهاي مردمي كه رفتارها و سبك زندگي مردم را تشكيل ميدهد.
    3. در بررسي رفتار مصرفي مردم بايد از يافتههاي رشتههاي مختلفي استفاده كرد به نحوي كه ميتوان گفت مسئله الگوي مصرف مقولهي ميان رشته است. رشتههايي همچون روانشناسي جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مردم شناسي فرهنگي و اقتصاد در شناخت و تحليل رفتار مصرفي مردم دخيل هستند. روانشناسي كه مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگيزش، ادراك، گرايشات شخصيت و الگوهاي ياد گيري ميباشد. همه اين عوامل اجزاي سازنده رفتار مصرفي مردم است. جامعه شناسي، مطالعه گروههاست و رفتار گروهي افراد و رفتارهاي افراد در گروهها كه اغلب از رفتارهاي فردي آنها متفاوت است. تاثير اعضاي گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعي در رفتار مصرفي قابل مطالعه و تحليل است. روانشناسي اجتماعي تركيبي از دو تاي قبلي است و حوزه مطالعاتي اش نحوه تاثير پذيري رفتار مصرفي افراد توسط افراد مرجع ميباشد. افراد مرجع اعم از گروههاي هم سالان، گروههاي مرجع و خانواده.
    مردم شناسي فرهنگي مطالعه انسان در جامعه ميباشد و به مطالعه ارزشهاي اساسي كه به انسان منتقل مي شود كه رفتارهاي مصرفي مردم را رقم ميزند. در اين علم خرده فرهنگهاي مختلف كه در رفتار مصرفي موثرند، بررسي مي شوند. در اقتصاد نيز مطالعه مصرف و رفتار مصرفي مردم يعني نحوه پول خرج كردن مردم و نحوه ارزيابي مردم از كالاهاي مختلف و چگونگي تصميمگيري به حداكثر كردن رضايت انسان اقتصادي و به عبارت ديگر براي حداكثر كردن مطلوبيتهاي خود در خريد كالا و خدمات به طور عقلايي عمل ميكنند.
    4. پرسش اصلي كه در اين گزارش به دنبال پاسخ به آن هستيم مدلي جامع از رفتار مصرفي مردم ميباشد كه در تبيين، اصلاح و منطقي كردن الگوي مصرف بسيار مهم و حياتي است.
    عوامل موثر بيروني (جامعه شناختي) بر رفتار مصرفي:
    1. فرهنگ:
    عوامل فرهنگي متشكل از ارزشهاي فرهنگي كه به مجموعه باورها و اعتقادات استواري گفته ميشود كه در زمينه پيدايش هنجارها به عنوان مشخص كنندههاي دامنه و محدوده رفتارهاي مناسب را فراهم ميسازند هنجارها مستقيماً در الگوهاي مصرفي مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگي خوردن و پوشيدن مردم را هنجارهاي اجتماعي آنها تعريف مي كند. در ايران، تجملگرايي و چشم و همچشمي، خريد چيزهاي لازم و موارد مشابه حاكي است از تغيير فضاي ارزشي مردم دارد به گونهاي كه ارزشها جاي خود را در زندگي و فرهنگ عمومي به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهايي همچون قناعت، ساده زيستي جاي خود را به مصرف زدگي و اسراف و تجمل گرايي داده است. از ديگر اجزاي عوامل فرهنگي، ارتباطات كلامي و غير كلامي است. اين هر دو در تغيير رفتار مصرفي نقش دارند. ارتباطات غير كلامي در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعي، فضا و مواردي از اين قبيل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعي ايران امروز تعويض تلفن همراه با وارد شدن يك مدل بالاتر سمبل يك ارتباط غير كلامي در بين مردم دارد كه تغيير رفتار مصرفي را در پي دارد. به عنوان نمونه اي ديگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محيط كار بهتر است) نه نياز او بلكه نوعي ارتباط و وجهه ساختن اجتماعي را حاكي است كه در صورت رفتار مصرفي را در پي دارد.

    2. خرده فرهنگها:
    خرده فرهنگها اعم از گروههاي قومي، نژادي، مليتي، مذهبي و منطقه اي در رفتارهاي مصرفي مردم تاثير دارند. رفتارهاي مصرفي افراد يك خرده فرهنگ بر پايه گذشته اجتماعي آنها و همچنين موقعيت فعلي آنها شكل مي گيرد. درجه تطبيق رفتار فرد با الگوي فرهنگي خرده فرهنگ به ميزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگي دارد. ميزان تطيبق يك فرد با يك خرده فرهنگ منجر به شكل گيري رفتارهاي منحصر به فرد در مصرف وي ميشود. نمونههاي فرااني براي خرده فرهنگهاي ايراني در رفتار مصرفي آنها مي توان مثال زد. رفتار مصرفي مردم در فرهنگ اصفهانيها، يزديها و مناطق ديگر حاكي از اين تاثير است.
    3. عوامل جمعيت شناختي:
    عواملي از قبيل مليت، سن، مذهب، جنسيت، شغل، وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات مشابه آن را جمعيت شناختي مي گويند. توضيح هر كدام از اين موارد بديهي است و لذا به ذكر آنها اكتفا كنيم.
    4. موقعيت با طبقه اجتماعي:
    با اهميتترين كمك طبقه اجتماعي به فهم رفتار مصرفي آن است كه طبقه اجتماعي بر سبك زندگي قوي تاثير ميگذارد ماكس وبر اولين كسي بود كه طبقه اجتماعي و سبك زندگي را به هم مرتبط كرد. اگر چه او سبك زندگي را با منزلت در مقايسه با طبقه اجتماعي دقيقاً به هم پيوسته تر در نظر ميگرفت ولي سبك زندگي، جوهر طبقه اجتماعي است. سبك مصرف (سبك زندگي) به عنوان ترجمان يك طبقه اجتماعي خاص در نظر گرفته ميشود. لباس، اتومبيل، نوع و موقعيت خانه، نوع خريد كالا و نوع مصرف كالا به عنوان نمادهاي پايگاه و طبقه اجتماعي تلقي ميشود. (موون و مينور، ج 2، 218-221 )
    براي اينكه يك طبقه اجتماعي در جامعه وجود داشته باشد، بايد5 ويژگي و معيار را دارا باشد.
    محدود باشد: بدين معنا كه بين هر طبقه اجتماعي مدوده و مرزي وجود اشته باشد، كه هر طبقه را از ديگري مجزا سازد. به عبارت ديگر هر طبقه بايد قوانيني داشته باشد كه مشمول هر فرد در گروه باشد.
    نظم يافته باشد: بدين معنا كه طبقات مي توانند، در قالب معيارهاي همچون پزستيژ و مقام از بالاترين به پايينترين نظم يابند.
    مانعه الجمع باشد: بدين معنا كه هر فرد تنها ميتواند به يك طبقه اجتماعي تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حركت از يك طبقه به طبقه ديگر در طول زمان امكان پذير است.
    فراگير و جامع باشد: بدين معنا كه هر فرد سيستم جامعه با يك طبقه اجتماعي خاص تطابق داشته باشد و هيچ فرد تعريف نشدهاي وجود نداشته باشد.
    بايد تاثيرگذار باشند: بدين معنا كه بين طبقات مختلف تفاوتهايي رفتار سبب نوع تاثير خاصي در عرصه اجتماعي از آنها ميشود. (صمدي، ص 158-9)
    بنابراين آنچه گفته شد طبقه اجتماعي، صرفاً يك معيار اقتصادي نبوده و دربرگيرنده مفاهيم مختلفي از قبيل پرستيژ، مقام و حس تعلق داشت مشترك مي باشد. عموماً اعضاي يك طبقه اجتماعي تمايل دارند كه به روش مشابهي زندگي كنند، ديدگاهها و فلسفه مشترك داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهاي مصرف يكساني داشته باشند. در بررسي رفتار مصرفي طبقات مختلف، ترجيحات مختلفي در مورد خرج كردن پول و زمان دارند، علت خريد و مصرف آنها نيز تلقي مي شود. مصرف كنندگان متعلق به طبقات دهك پايين جامعه، كالاها و خدمات را بيشتر از نظر مطلوبيت زايي بيشتر، استحكام و راحتي مورد ارزيابي قار مي دهند، تا از نظر سبك، ظاهر و مد، و به احتمال زياد محصولات و سبكها و مدهاي جديد از قبيل مبلمان مدرن را كمتر تجربه مي كنند. نيازهاي فوري، تعيين كننده رفتار مصرفي اين افراد است. در حالي كه افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمركز مي كنند. تفاوتهاي مصرف، همچنين منعكس كننده تفاوت در ترجيحات نيز هست.
    براي نمونه افراد مرفه و دهكهاي بالايي جامعه به وضع جسماني و ظاهر خود اهميت زيادي داده و به غذاها و نوشيدنيهاي رژيمي بيشتر از مردم ساكن شهرهاي كوچك توجه ميكنند. (صمدي، ص162)
    5.گروههاي مرجع: گروهي از افراد كه ارزشهاي مفروض آنها پايه و اساس رفتار فعلي فرد ديگري را نشان مي دهد. به بيان ساده تر مي توان گفت گروه مرجع، گروهي است كه فرد آن را به عنوان راهنماي رفتاريش در يك موقعيت خاص بكار ميگيرد.
    گروههاي مرجع افراد با تغيير موقعيت، تغيير مييابند. به عنوان نمونه يك دانشجو در موقعيتهاي مختلف گروههاي مرجع مختلفي ميتواند داشته باشد.

    ماهيت تاثير گروههاي مرجع:
    تاثيرات گروه مرجع ميتواند در سه بعد نمود يابد: تاثيرات اطلاعاتي، هنجاري و هويتي
    تاثيرات اطلاعاتي: اين تاثير زماني شكل ميگيرد كه يك فرد از رفتارها و عقايد اعضاي گروه مرجع به عنوان يك داده، با ارزش اطلاعاتي زياد استفاده ميكنند. اين تاثير بر پايه شباهتهاي ميان اعضاي گروه يا تخصص و مهارتهاي اعضاي با نفوذ گروه شكل ميگيرد و به همين دليل يك فرد ممكن است متوجه اين نكته شود كه تعدادي از اعضاي يك گروه مرجع از يك كالاي خاص استفاده كند او نيز مصمم به استفاده از آن كالا شود.
    تاثيرات هنجاري: فرد براي پذيرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از كالاي خاصي ميكند و يا بدليل ترس از عدم پذيرش ديگران از سبك پوشش خود دست بر مي دارد. زماني كه افراد، ارتباطات مستحكم و قوي با گروه دارند تاثيرات هنجاري بسيار قوي هستند. اين شيوه بر رفتار مصرفي جوانان بسيار تاثير دارد.
    تاثيرات هويتي: اين نوع تاثيرات كه تحت عنوان تاثرات بيانگر ارزشها هم شناخته ميشوند، زماني شكل ميگيرند كه اعضاي گروه ارزشها و هنجارهاي گروهي را براي خود دروني سازي كرده باشد.
    درونيسازي: ارزشها و هنجارهاي گروهي نتيجتاً منجر به هدايت خودكار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبيهات اعضاي گروههاي مرجع ميشود. بدين ترتيب فرد بطور كامل، تابع ارزشهاي گروه ميشود و آنها را همانند ارزشهاي شخصي خود مي پذيرد. چنين فردي به شيوه سازگار با ارزشهاي گروهي رفتار ميكند زيرا ارزشهاي او نيز با ارزشهاي گروه منطبق هستند. (هاوكنيز، بست و كاني، ص136)
    6. خانواده: هسته اصلي مصرف كالاهاي مصرفي را خانواده تشكيل ميدهد. بسياري از كالاها يا خدمات در واحدهاي خانوادگي خريداري و مصرف ميشوند. ساختار يك واحد خانواده، موقعيت يك خانواده در چرخه حيات خانواده، فرايند تصميم گيري خانواده، رفتارهاي مصرفي خانواده را شكل مي دهد.
    عوامل موثر دروني (روان شناختي) بر رفتار مصرفي:
    1. يادگيري:
    عبارت است از هر نوع تغيير در محتوا يا سازماندهي رفتار يا حافظه بلند مدت است.
    يادگيري كليد درك رفتار مصرفي مردم است.
    تئوريهاي زيادي در بحث انگيزش مطرح شدهاند كه بسياري از آنها كاربردهاي مفيدي را در تحليل و توصيف رفتار مصرفي افراد به دست ميدهد. در اين گزارش بنا به تفصيل بيش از حد نداريم و لذا تا اين حد اكتفاء ميكنيم و خواننده را به منابع مفصل در اين زمينه ارجاع ميدهيم.
    2. شخصيت: در حالي كه انگيزش موجب تقويت و هدايت نيروهايي مي شود كه به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفي را شكل ميدهند. شخصيت يك مصرف كننده، رفتار انتخابي او را به منظور دستيابي به اهدافش در موقعيتهاي مختلف هدايت ميكند. شخصيت عبارت است از تمايل و گرايش خاص يك فرد به نشان دادن واكنشهاي خاص در رويارويي با موقعيت هي مشابه. پنج خصيصه اصلي شخصيت كه مستقيماً در نوع رفتار مصرفي افراد تاثير دارد عبارتند از:
    برون گرايي، فقدان ثبات رفتاري، سازگاري رواني و قدرت انطباق، علاقه به كسب تجربيات جديد در زندگي و وظيفه شناسي.

    4. ادراك:
    ادراك يك مصرفكننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز مي شود و با راههايي، جلب توجه ميشود و دست به تجزيه و تحليل اطلاعات مي زند و در نهايت رفتار مصرفي از او سر ميزند. مهمترين مقوله در تبليغات و بازاريابي و مصرف، بحث تغيير ادراكي است.
    5: احساسات:
    احساس در زمان شدت يافتنش به هيجان تبديل ميشود كه عبارتست از يك احساس قوي نسبتاً غير قابل كنترل كه بر روي رفتار تاثير ميگذارند. همه ما در زندگي روزمره با انواع هيجانات مثبت و منفي روبرو هستيم و آنها را تجربه ميكنيم.
    انواع هيجانات احساسي سبب تغييرات فيزيولوژيك در انسان ميشود و از آن جمله: دم و بازدم سريع، افزايش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن ميزان قند خون، انبساط مردمك چشم و تعريق سريع است. تمام اين موارد در رفتار مصرفي افراد نقش بسزايي دارد. انواع هيجانات احساسي و تاثيرات تحريك كنندگي آنها در رفتار قابل بررسي و تحليل هستند كه خواننده محترم را به كتابهاي روان شناسي رفتاري ارجاع ميدهم.
    6. نگرشها و باورها:
    نگرش عبارت است از سازمان دهي بلند مدت فرايندهاي انگيزشي، احساسي، ادراكي و شناختي با توجه به برخي جنبههاي محيطي كه فرد در آن قرار گرفته است. بر همين اساس، نگرش افراد بيانگر شيوه تفكر، احساس و واكنشهايي است كه وي نسبت به محيط اطراف خود دارد. نگرش در بر گيرنده سه جزء اصلي است: جزء شناختي، جزء عاطفي، جزء رفتاري.
    جزء شناختي نگرش: شاما باورها و اعتقادات يك مصرف كننده در مورد كالا و يا خدمات است.
    جزء رفتاري نگرش: عبارت است از تمايل افراد در بروز واكنشي خاص نسبت به يك كالا.
    برداشت افراد از خود: (خود مفهومي)
    برداشت از خود مفهوم تماميت افكار و احساساتي است كه فرد به عنوان يك موجود از خود دارد. به عبارت ديگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهايي كه از زواياي مختلف به خود دارد تشكيل ميشود.
    برداشت از خود به چها جزء اصلي تقسيم ميشود كه اين اجزاء عبارتند از:
    برداشت از خود واقعي (آن كسي كه الان هست) در برابر برداشت از خود ايدهآل (آن كسي كه دوست دارد بشود)
    برداشت از خود اجتماعي( ديگران فرد را چگونه مي بيند يا دوست دارد ديگران او را چگونه ميبيند) در برابر برداشت از خود خصوصي (فرد با خودش چگونه هست يا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
    برداشت از خود روي مصرف و ساير رفتارهاي افراد تاثير زيادي دارد.
    سبك زندگي:
    سبك زندگي عبارت است از چگونگي زندگي افراد. در واقع سبك زندگي نشان دهنده جلوه بيروني برداشت از خود افراد در محيط زندگي و انتخابهاي او در زندگي روزمره......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی شنبه 1 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :62
    •    
    •   
    • 10  
    • 11  
    • 12  
    • 13  
    • 14  
    • 15  
    • 16  
    • 17  
    • 18  
    • 19  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------