ضربان قلبم حسین
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد ماه خون خدا محرم شد ... ...
درباره ما
تا نفس در سینه روز و شب بُود دم حسیــــن و بازدم زینــب بُود  ما یک پیـــــاله ایم که لبریــــز باده ایم ایـن یک پیالـه را به ملک هم نداده ایم بـا هر سـلام صبح به ارباب بی کفــــن انگـــار روبروی حـــــــرم ایستــــاده ایم بـــا نوکری خانـه ی اربـــــــاب با وفـــــا احساس میکنیم که اربــــــاب زاده ایم شکر خدا که نان شب ما حسیــن شد ممنــون لطف مــــــادر این خــانواده ایم داریم با حسیـن حسیـن پیـر می شویم خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
نویسنده
امید صبوری
آماروبلاگ
کل بازدید : 142784
تعداد نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 12 مهر 1395  عدد
تعداد کل پست ها : 266
آخرین بروز رسانی : شنبه 16 بهمن 1395 
پربازدیدترین پست ها
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز شمار محرم
روزشمار محرم عاشورا>
دانشنامه منبرک عاشورایی
دانشنامه عاشورا
مقتل الحسین
مقتل الحسین
نذر صلوات

قالب وبلاگ | ابزار صلوات شمار
پخش زنده حرمین شریفه
پخش زنده حرم
سایت بزرگان منبرک عاشورایی
تصویر منتخب
مطالب اخیر وبگاه

بي حجابان عاشق حسين ؛ نخوانند. خواهشاً

 

(به بهانه محرم حسيني)

 

بنده اول هشدار بدهم ؛ كساني كه بي حجابند و چند ليتر براي اهل بيت امام حسين گريه مي كنند و آقاياني كه لعن يزيد مي گويند و حجاب همسرانشان بد است ، نخوانند ؛ وگرنه آن دنيا به امام حسين چه جوابي مي دهند. حال هي بگويند: دلت پاك باشد

عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسيني ربوده شد

هنگامي كه فاطمه صغري (كه احتمالا همان رقيه است) بعد از شهادت پدر و سيلي خوردن از دست شمر و اصابت كعب ني به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زينب را مي بيند ؛ از هيچكدام از اينها شكايت نمي كند.

شكايت فاطمه صغري به عمه اش اين است كه مي گويد  :

" يا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسي عن أعين النظار "

اي عمه جان آيا پارچه اي هست كه سر خود را از نامحرمان بپوشانم

 [منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 61 ؛ بقية الباب 37 سائر ما جرى عليه بعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه‏]

 و حضرت زينب سلام الله عليها در اولين جمله خطبه ي آتشين خود به يزيد مي فرمايد:

أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ- وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَايَا- قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ...

اى پسر آزادشدگان! آيا از عدالت تو است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پيامبر اسلام را به اسيرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ايشان را برداشتى، صورت هاى آنان را باز نمودى‏

[منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134  ؛ باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينة ...]

برادرم ! باور كن حتي يزيد به حجاب زنانش حساس بود ...



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 15 مهر 1395 4:49 PM | نظرات(0)

 
به گزارش راسخون به نقل از فارس، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران درباره مهمترین آداب عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) نکاتی را به شرح زیر متذکر شد:
 
* سیاهپوشی 
 
نخستین نکته سیاهپوشی است که باید رعایت شود. از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (ع) و ائمه معصومین (ع) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه‌ها است.
 
*تسلیت گویی 

 
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند هرکس مصیبت دیده‌ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد. (سفینةالبحار، ج2، ص188) بنابراین این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله «اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم» همدیگر را تسلیت می‌دهند.
 
امام باقر (ع) نیز فرمودند وقتی شیعیان به هم می‌رسند در مصیبت ابا عبدالله (ع )این جمله را تکرار کنند:«اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (ع ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (ع) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (ع) قرار بدهد. (مستدرک الوسایل،ج2،ص216).

 



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 15 مهر 1395 4:44 PM | نظرات(0)

🎤استادرائفی پور

👌🏼دليل اينكه ايران و لبنان و بعضي از سوري ها در مقابل اسرائيل مي ايستند اين است كه در دانشگاه كربلا آموخته اند در مقابل ظلم ايستادگي كنند.

👤گاندی وقتي مي خواهد در مقابل انگليس بايستد ، مي گويد من روش انقلابم را از حسين بن علي آموختم.

👤خسرو گل سرخي ماركسيسم مي گويد من روش مبارزه ام را با رضا شاه از حسين  ياد گرفتم!

💠جالب است هر كسي كه مي خواهد در مقابل ظلم بايستد حسيني است! كسي كه مي خواهد ريشه ي ظلم را بكند، حسيني دانشگاهي مي خواهد نه فقط
پالايشگاهي! 

▪️محرم و صفر امسال ما بايد با سال بعدمان متفاوت باشد بايد گناه ديگري را ترك كنيم و اگر در اين راه بميريم امام زماني مي ميريم. 

⚠️اي مداحان! چقدر براي امام زمان ( عج) مداحي مي كنيد؟! مبناي كارتان بايد امام زمان (عج) باشد. ريشه و هدف بايد امام زمان (عج) باشد. وقتي امام زمان (عج) شد مبناي يك جامعه ، آقا مي آيد. ميل آقا براي ظهور از ما بيشتر است و آن روز آخر كه تا صبح مي گريد و مي گويد امن يجيب المضطر اذا دعا و يكشف السوء و خداوند مي گويد وقتش است ... 

👌🏼ما مي توانيم آن مردمي باشيم كه ظهور را مي بينيم. اما اين وسط يك چيز كم است. عباس ها و زينب ها...

🔲اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🔲

🎤 سخنرانی استاد رائفی پور
 



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 15 مهر 1395 4:22 PM | نظرات(0)

یادآوری حادثه کربلا به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدف ها برسیم و ملت ایران انشاءا...خواهد رسید.

یادآوری حادثه کربلا به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدف ها برسیم و ملت ایران انشاءا...خواهد رسید.

1. می‌گویند تاریخ بزرگترین معلم انسانهاست و گذشته، چراغ راه آینده است.

پس اگر تاریخ، حکم "معلم" و "چراغ راه" را دارد، باید بتوان از آن درس فرا گرفت و بر مسیر حرکت نور تاباند تا بهتر و درستتر به پیش رفت.

از این منظر، واقعهی عاشورای سال 61 هجری نیز اگرچه بیش از 14 قرن از آن گذشته است، اما حاوی درسها و عبرتهایی برای امروز ماست.

یک سؤال مهم آن است «که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر جامعه اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین ناچار شد برای نجات جامعهی اسلامی، چنین فداکاریای بکند؟ 

رهبر انقلاب، درست در همان روزهایی که عده‌ای از خواص جامعه، مسابقه ثروت و مانور رفاه و تجمل به راه انداخته بودند، به این پرسش پاسخ دادند: «وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اکثریت قاطعشان، در یک جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند که فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌کند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاکمیت باطل را قبول کنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌کنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آنگاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین بن علی علیه‌السّلام- با آن وضع- آغاز می‌شود! 

2. پرسش بعدی اما این است که اساسا چرا امام حسین، با همه مخالفتی که از جانب دوستان و آشنایان می‌بیند، باز هم می‌فرمایند: "مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ"، "مثل منی، با مثل یزید بیعت نمی‌کند".

جواب این پرسش را باید در معنای دقیق مفهوم "جهاد" جستجو کرد.

اساسا «جهاد فقط به معنای قتال و جنگ نظامی نیست؛ جهاد یک معنای بسیار وسیع‌تری دارد. 3/3/95» و «در بین جهادها، جهادی هست که خدای متعال در قرآن آن را جهاد کبیر نام نهاده. 3/3/95» می‌فرماید: "فَلا تُطِعِ الکافِرینَ وَجاهِدهُم بِهِ جِهادًا کَبیرًا". (فرقان، آیهی 52) رمز عدم بیعت امام حسین با چون یزیدی را می‌بایست در معنای جهاد کبیر دانست: «این تقسیم بندی غیر از تقسیم بندی جهاد اکبر و جهاد اصغر است.

جهاد اکبر که از همه سخت‌تر است، جهاد با نفس است، همان چیزی است که هویت و باطن ما را حفظ می‌کند؛ جهاد اصغر، مجاهدت با دشمن است، منتها در بین جهاد اصغر یک جهاد هست که خدای متعال آن را جهاد کبیر نام نهاده. جهاد کبیر یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزهی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیت؛ تبعیت نکن. تبعیت نکردن در کجا؟ در میدانهای مختلف؛ تبعیت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدانهای مختلف از دشمن تبعیت نکن. 

بنابراین «امام حسین در مقابل چنین وضعیتی مبارزه میکرد. مبارزه او بیان کردن، روشنگری، هدایت و مشخّص کردن مرز بین حقّ و باطل -چه در زمان یزید و چه قبل از او- بود. منتها آنچه در زمان یزید پیش آمد و اضافه شد، این بود که آن پیشوای ظلم و ضلالت، توقّع داشت که این امام هدایت پای حکومت او را امضاء کند؛ «بیعت» یعنی این. میخواست امام حسین را مجبور کند به جای اینکه مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند! قیام امام حسین از اینجا شروع شد. 

3.  باری، تاریخ معلم بزرگ انسانها است و حال ما در برابر این پرسش قرار داریم، که وظیفه ما در عصر حاضر، و در مقابله با دشمن درونی و بیرونی چیست؟ جواب روشن است: «آن ایستادگی، امروز هم واجب و لازم است.

امروز قدرت استکباری امریکا می‏‌خواهد ملت ایران و ملتهای مبارز مسلمان را در همه دنیا، از سطوت خود بترساند.

امروز سیاستی که امریکا به دوستان و دستیاران خودش املا می‏‌کند، این است که هر مقاومتی در راه تسلّط مطلق استکبار را باید از بین ببرند.

می‏‌گویند: اکنون که بسیاری از دولتها در مقابل ما تسلیم شده‏‌اند، چرا طرفداران اسلام تسلیم نمی‏ شوند؟! چرا ملتهای اسلامی تسلیم نمی‏‌شوند؟! چرا ملت ایران تسلیم نمی‏‌شود؟! می‏‌خواهند ملتهای مسلمان را بترسانند.

امروز، آن روزی است که ملتهای اسلامی نباید در مقابل ظاهر قدرتمندانه استکبار، دچار ترس و تردید شوند. » زنده نگاه داشتن حادثه کربلا، بیش از هر چیزی به همین دلیل است.

«اگر پیام امام حسین را زنده نگه می‌داریم، اگر نام امام حسین را بزرگ می‌شماریم، اگر این نهضت را حادثه عظیم انسانی در طول تاریخ می‌دانیم و بر آن ارج می‌نهیم، برای این است که یادآوری این حادثه به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدفها برسیم و ملت ایران انشاءا...خواهد رسید. 



نویسنده امید صبوری ، پنج شنبه 15 مهر 1395 3:46 PM | نظرات(0)

نرم افزار تخصصی ثارالله
نرم افزار ثارالله نرم افزاری کم حجم در قالب کتاب الکترونیکی برای موبایل است .
از جمله خصوصيات اين نرم افزار قابلیت جستجوی کلمات می باشد.
اين نرم افزار با فرمت جاوا تولید شده و قابليت اجرا در اکثر گوشی های تلفن همراه را دارد.

 

3sarallah.jpg


موضوعات نرم افزار :
• حکایات از امام حسین علیه السلام
• 40 حدیث از امام حسین علیه السلام
• مختصری از زندگینامه امام حسین علیه السلام
• ثواب عزاداری و گریه برای امام حسین علیه السلام
• ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا برای امام حسین علیه السلام
• و متن زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی از زیارت عاشورا 
• و …

جهت دریافت این نرم‌افزار می توانید از طریق زیر اقدام نمایید : 

دریافت نسخه کامل نرم افزار ثارالله با حجم 180 KB

برای استفاده از نرم افزار کافی است فایل دریافت شده را با استفاده از بلوتوث يا کابل و يا دستگاه کارت ريدر به تلفن همراه خود انتقال داده و آن را نصب نمایید .



نویسنده امید صبوری ، چهارشنبه 14 مهر 1395 8:09 PM | نظرات(0)

یک تلنگر

سید الشهداء (علیه السلام) در سخت ترین شرایط و در حین جنگ، نماز را در اول وقت اقامه کرده و هیچ چیز نتوانست مانع نماز اول وقت ایشان شود، نفرمود اول جنگ و بعد نماز؛ او این درس را از پدر بزرگوارش على (علیه السلام) آموخت.

امام حسین (علیه السلام)  در ظهر عاشورا ۲ رکعت نماز خواند که این دو رکعت نکات زیادی دارد

۱٫ امام می توانست در خیمه رود و نماز بخواند، اما نرفت

۲٫ می توانست فرادا نماز بخواند و نخواند

۳٫ می توانست نماز را به وقت دیگری موکول کند که نکرد

۴٫ چرا امام برای آب درخواست نکرد ، اما برای نماز درخواست توقف جنگ را داد

و صدها چرای دیگر

نماز ظهر عاشورا شاید ۲ دقیقه بیشتر طول نکشید و بیش از ۳۴ بند بیشتر نداشت (۷ آیه حمد و ۵ آیه توحید که در۲ رکعت می شود ۲۴ آیه + ۲ رکوع و ۴ سجده و ۳ بند در تشهد و سلام آخر )

به گواهی تاریخ هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا که ۳۴ جمله بیشتر نداشت ۳۰ تیر به سوی امام حسین (علیه السلام) پرتاب شد یعنی تقریباً در برابر هر کلمه ای یک تیر

این یعنی اقامه نماز؛  و ما،در زیارتنامه امام مى‏گوییم: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاهَ» شهادت مى‏دهیم که تو اقامه گر  نماز بودى.

حال آیا ما هم اهل اقامه ی نماز هستیم؟

کسانی که اهل نماز نیستند یا اهل اقامه ی آن ؛ جواب امام حسین(علیه السلام)  را چه می دهند؟

منبع: منبرک



نویسنده امید صبوری ، چهارشنبه 14 مهر 1395 7:53 PM | نظرات(1)

 

3

قال علی بن الحسین علیهما السلام: 

مَنْ قَنِعَ بِمَا أَقْسَمَ اللَّهُ لَهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاس‏  [بحار الأنوار، جلد ‏۶۶،صفحه ۴۰۲]

هر کس قناعت کند به آنچه خدا به او داده است از بى‏نیازترین مردم مى‏باشد

داستانک:

روزی (شبلی) به مسجد رفت تا نماز بخواند ، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند . وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان میخور دند .

دو کودک ، نزدیک شبلی نشسته بودند ، یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری .

پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر ، مقداری نان خشک ، پسر ثروتمند حلوا می خورد و پسر فقیر از او حلوا می خواست .

پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا می خواهی باید سگ من باشی . و او قبول کرد

پسر ثروتمند گفت : پس صدای سگ در آور ! آن بیچاره ، صدای سگ در آورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت . و این کار چند بار تکرار شد ..

شبلی به آنها نگاه میکرد و می گریست ! مریدان از او پرسیدند : برای چه گریانی ؟

گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم می آورد ، اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت می کرد و به حلوای آن پسر طمع نمی ورزید ، هرگز سگ فردی همانند خود نمی شد

 



نویسنده امید صبوری ، چهارشنبه 14 مهر 1395 7:49 PM | نظرات(0)

مداحی های شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

 

عنوان زمان
حاج روح الله بهمنی - شب سوم محرم 95 - ماهمو هیچ کی کامل نکرد (واحد وتک) 10:57
حاج روح الله بهمنی و حاج حیدر خمسه - شب سوم محرم 95 - دودمه و شور 10:59
کربلایی جواد مقدم - شب سوم محرم 95 - شب های خرابه چقدر خاموش و سرده (زمینه جدید) 7:51
کربلایی جواد مقدم - شب سوم محرم 95 - نوکرتم رقیه خاتون شارگمم میدم براتون (شور جدید) 5:13
کربلایی جواد مقدم - شب سوم محرم 95 - حیدر نسب و فاطمه سیماست رقیه (واحد جدید) 5:00
کربلایی جواد مقدم - شب سوم محرم 95 - هر اهل دلی یافته راهی به رقیه (شعر خوانی) 5:24
حاج میثم مطیعی - شب سوم محرم 95 - سرم رفته از بس، سرم داد زدن (زمزمه) 5:40

حاج محمود کریمی - شب سوم محرم 95 - صد دانه یاقوت دسته به دسته (روضه)

7:49


نویسنده امید صبوری ، چهارشنبه 14 مهر 1395 7:32 PM | نظرات(0)

zahra_53

اشعار روز اول

 

حضرت مسلم بن عقیل(ع)

 

تنها نه کسی تو را هماورد نبود

یک مردِ نبرد، یار و همدرد نبود

آن شب که زنی کرد حمایت از تو

در کوفه به حقّ حق که یک مرد نبود

 

احد ده بزرگی

ش2

حضرت مسلم بن عقیل(ع)

 

با اینکه روزی داشتی کاشانه در این شهر

اینجا نیا،دیگر نداری خانه در این شهر...

یادم می‌آید تا کجاها کیسه‌ای نان را

می‌برد آن شب‌ها علی بر شانه در این شهر

وقتی تمام مردمانش عاقل‌اند ای عشق!

پیدا نخواهی کرد یک دیوانه در این شهر

آواره، گشتم کوچه‌ها را یک یک اما نیست

جز طوعه هرگز قامتی مردانه در این شهر

هر کس که روزی نامهٔ یاری برایت داد

شد نیزه‌دار لشکر بیگانه در این شهر

دورت بگردم! بادهای شام آوردند

انگار با خود قحطی پروانه در این شهر

این نامه از مسلم به دستت می‌رسد اما

کشتند او را ناجوانمردانه در این شهر

 

اعظم سعادتمند

اشعار روز دوم را در ادامه مطلب بخونید...

 



نویسنده امید صبوری ، چهارشنبه 14 مهر 1395 6:06 PM | نظرات(0)

آغاز حکومت یزید و کینه او به پیامبر

معاويه، زندگي اش را با بزرگترين گناه در اسلام و زشت ترين جنايت در تاريخ، پايان داد؛ زيرا بدون هيچ و اهمه اي فرزند بد نهادش «يزيد» را به عنوان خليفه بر مسلمين تحميل کرد تا دين و دنياي آنان را به تباهي بکشاند و مصيبتها و فجايع جاويداني را برايشان به ارمغان آورد...
معاويه به انواع وسايل ددمنشانه دست زد تا سلطنت را در خاندانش موروثي سازد.
«جاحظ» عقيده دارد که معاويه از پادشاهان ايران و بيزانس تقليد کرد و خلافت را به سلطنتي همچون سلطنت پادشاهان ساساني و همانند سزارها تبديل نمود...

 18.jpg

 كينه يزيد نسبت به پيامبر

جان يزيد از کينه توزي نسبت به پيامبر صلي الله عليه و آله و دشمني با آن حضرت، مالامال بود؛ زيرا پيامبر در روز بدر، بعضي از افراد خاندانش را کشته بود، هنگامي که يزيد، عترت پاک را قتل عام کرد، خوشحال و شادمان بر اريکه قدرت نشست و پاي مي جنباند؛ چون انتقام خود را از پيامبر صلي الله عليه و آله گرفته بود، آنگاه آرزو کرد که اي کاش! بزرگان وي مي بودند و مي ديدند که چگونه انتقامشان را گرفته است پس از آن، شعر «ابن الزبعري» را خواند که گفته:


ليت اشياخي ببدر شهدوا              جزع الخزرج من و قع الأسل
لأهلوا و استهلوا فرحا                    ثم قالوا: يا يزيد لا تشل
قد قتلنا القرم من اشياخهم            وعدلناه ببدر فاعتدل
لعبت هاشم بالملک فلا                 خبر جاء و لا و حي نزل
لست من خندف إن لم انتقم          من بني احمد ما کان فعل (1) . 


«کاش بزرگانم در بدر مي ديدند که چگونه خزرج از ضربه هاي نيزه بي تاب گشته اند».
«آنها به شادي و شادماني مي شکفتند و مي گفتند: يزيد، دستت فلج مباد».
«ما بزرگ بزرگانشان را کشتيم و با بدر برابر کرديم و برابر شد».
«بني هاشم در مملکت بازي کردند؛ زيرا نه خبري آمده و نه وحيي نازل شده است».
«من از خندف نيستم اگر از خاندان احمد، انتقام کارهايش را نگيرم».

كينه يزيد نسبت به انصار

يزيد، به شدت با «انصار» دشمني داشت، زيرا آنان پيامبر صلي الله عليه و آله را ياري دادند، با قريش جنگيدند، سرهاي بزرگانشان را درو کردند. و بني اميه را نيز دوست نمي داشتند؛ چون عثمان در کنار آنان کشته شد و از او دفاع نکردند و سپس با علي عليه السلام بيعت نمودند و همراه وي به جنگ معاويه در صفين رفتند و پس از شهادت امام، از مهمترين عناصر مخالف معاويه بودند. يزيد، پيوسته از آنها در خشم بود و از «کعب بن جعيل» خواست تا آنان را بد بگويد، اما وي نپذيرفت و گفت:
«تو مرا پس از ايمان، به شرک فرا مي خواني. من قومي را که رسول خدا صلي الله عليه و آله را ياري کرده اند، بد نمي گويم، ولي تو را به جواني از ميان ما که مسيحي است، راهنمايي مي کنم که زبانش گويي زبان گاو نري است؛ يعني اخطل».
يزيد، «اخطل»را فراخواند و از او خواست تا انصار را بد بگويد، او پذيرفت و با اين ابيات دشنام گونه، آنان را بد گفت:


لعن الآله من اليهود عصابة             ما بين صليصل و بين صرار
قوم اذا هدر القصير رأيتهم              حمراً عيونهم من المسطار
خلوا المکارم لستم من أهلها         وخذوا مساحيکم بني النجار
ان الفوارس يعلمون ظهورکم           اولاد کل مقبح اکاز
ذهبت قريش بالمکارم کلها             واللؤم تحت عمائم الانصار (2) .

 


«خداوند گروهي از يهود را ميان صليصل و صرار (3) لعنت کند».
«قومي که هرگاه سيل خروشان شود، آنها را با چشماني سرخ شده از شراب مي بيني».
«بزرگواريها را رها کنيد که شما اهل آن نيستيد و بيلهايتان را بگيريد اي بني نجار».
«سواران، پدرانتان را مي شناسند اي فرزندان هر پليد شخم زن».
«قريش همه بزرگواريهارا برده اند و پستي زير عمامه هاي انصاراست».
اخطل، شعر خود را با بدگويي از يهوديان آغاز کرد و آنان را قرين انصار دانست؛ زيرا در يثرب با آنها سکونت دارند و از انصار عيبجويي کرده از آن جهت که آنان اهل زراعت و کشاورزي هستند و اهل نجد و کرامت نيستند. و آنان را به ترسو بودن در هنگام جنگ متهم کرد و شرف و مجد را به قريشيان و همه پستي را به زير عمامه انصار نسبت داد!!
اين بدگويي تلخ، «نعمان بن بشير» را که يکي از عمّال امويان بود، بر آشفته ساخت. او، خشمگين نزد معاويه رفت و هنگامي که به حضور وي رسيد، عمامه اش را از سر برداشت و گفت: «اي معاويه! آيا فرومايگي مي بيني؟!
- نه، بلکه خير و کرامت مي بينم، چه خبر شده؟!
- اخطل ادعا کرده که فرومايگي در زير عمامه هاي ماست!
آنگاه نعمان به جلب نظر معاويه پرداخت و گفت:


معاوي اَلا تعطنا الحق تعترف           لحق الازد مسدولا عليها العمائم
أيشتمنا عبد الاراقم ضلة               فما ذا الذيي تجدي عليک الاراقم
فمالي ثأر دون قطع لسانه             فدونک من ترضيه عنه الدراهم (4) .


«اي معاويه! اگر حق ما را ندهي، در آن صورت به حق «ازد» که عمامه ها بر آن قرارداده شده اند، اعتراف کرده باشي».
«آيا غلام اراقم بي سبب ما را دشنام دهد؟ مگر اراقم چه چيزي به تو خواهند رساند؟».
«من انتقامي جز بريدن زبانش نمي خواهم، پس آن را داشته باش که به جاي آن درهمها موجب خشنودي مي شوند».
معاويه گفت: خواسته ات چيست؟
- زبانش را مي خواهم.
- آن براي تواست.
خبر به «اخطل» رسيد، او به سرعت نزد يزيد رفت و از او پناه جست و به او گفت: اين همان خبري است که از آن مي ترسيدم.
يزيد، او را اطمينان داد و نزد پدرش رفته به او خبر داد که وي را پناه داده است. معاويه به او گفت: با پناه دادن ابوخالد (يعني يزيد) نمي شود کاري کرد، پس او را بخشيد.
اخطل، به حمايت يزيد از وي افتخار مي کرد و نعمان را شماتت مي نمود و مي گفت:


ابا خالد دافعت عني عظيمة           وادرکت لحمي قبل أن يتبددا
واطفأت عني نار نعمان بعدما          أغذ لأمر عاجز و تجردا
ولما رأي النعمان دوني ابن حرة       طوي الکشح اذ لم يستطعني و عردا (5) .


«اي ابوخالد! امر بزرگي را از من دور ساختي و گوشت مرا قبل از آنکه قطعه قطعه شود، نگاه داشتي».
«وآتش نعمان را بر من خاموش ساختي پس از آنکه تصميم مهم و سختي گرفته بود».
«اما هنگامي که فرزند آزاد زني را در کنار من ديد، ناکام و بينوا برگشت؛ چون ديد از عهده ام بر نمي آيد».
اينها بعضي از حالتها و جهت گيريهاي يزيد هستند که مسخ بودن وي را نشان مي دهد. و اينکه تا چه حد در جرم و جنايت، غوطه و ر گشته و از هر خوي و خصلت درستي، به دور بوده است... از حالتهاي مضحک زمانه و لغزشهاي روزگار است که اين پليد بي بندوبار، حاکم مسلمين و امام آنها گردد.

 

پاورقي :

(1) البداية و النهاية 192 / 8.
(2) طبقات الشعراء، ص320، و لکن دو بيت فقط نقل کرده و عقد الفريد 321 / 5. 
(3) صليصل و صرار» از محلها نزديک مدينه مي باشند. 
(4) العقد الفريد 322 - 321/5. 
(5) اخطل، ديوان، ص89.



نویسنده امید صبوری ، چهارشنبه 14 مهر 1395 6:00 PM | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir