|
نوجوان افتخار آفرين |
|
اباعبدالله يک وقت ميبيند در اين صحنه، جزء افرادي که آمدهاند و از او اجازه ميخواهند، بک بچه ده دوزاده ساله است که شمشير به کمرش بسته است. آمد خدمت آقا عرض کرد: « اجازه دهيد من به ميدان جنگ بروم « وَ خَرَجَ شابٌّ قُتِلَ اَبوهُ فِي الْمَعّريکَه ». |
|
امام حسين (ع) بر بالين حر |
|
اين مرد ميجنگد تا شهيد ميشود. اباعبدالله او را بيپاداش نگذاشت. فوراً خود را بر بالين اين مرد بزرگوار رساند. برايش غزل خواند: « وَ نِعْمَ اللحُرُْ حُرُّ بَني رياحٍ. » |
تحريفات عاشورا
|
تحريف از ماده حرف است و به معني منحرف کردن و کج کردن يک چيز از مسير و مجراي اصلي است. برخي از داستانهايي که به دروغ به زندگي سيدالشهدا (ع) نسبت ميدهند، عبارتنداز: |
محبت و معرفت
امام خميني (ره) از دوران نوجواني با اطاعت از احکام الهي به تزکيه و تصفيه درون و تحصيل مقامات معنوي روي آورد و در همين دوران، عطر پارسايياش در فضاي جان مشتاقان مکارم پيچيد. سحرخيزي، تهجد و راز و نياز به درگاه حي بينياز حالاتي است که امام خميني (ره) از همان آوان جواني بدان اهتمام داشت. حب خداوند، که به صورت فطري در عمق جانش وجود داشت، دلش را روشن گردانيد و چون به ايمان و معرفت و اخلاص خويش افزود، اين محبت ملکوتي در وجودش فزونتر گرديده، چون چشمهاي جوشيد و او را از ياد غيرخدا پاک ساخت. بدين ترتيب، جذب پاکيها شد و پيوندي مستحکم با خاندان عصمت و طهارت برقرار کرد. اين پيوند مقدس به تدريج به عشقي جاودان تبديل شد. او ديگر سراپا محبت و شيفتگي شده بود. هرکجا روايتي از امام (ره) به ميان ميآمد و يا نام راوي احاديث اهلبيت (ع) را ميشنيد، احترام مينهاد و تجليل ميکرد، و در مورد امامان (ع) ميفرمود:« سلام الله عليهم اجمعين.» عشق به خاندان عصمت و طهارت سبب شد تا براي دفاع از حريم آنان کتاب کشف اسرار را در سنين جواني به رشته تحرير درآورد و براي زيارت خانه خدا و کربلاي امام حسين (ع) کتابهايش را بفروشد. بارها اتفاق ميافتاد که امام از حالات و سيره اهل بيت (ع) مطالبي نقل ميفرمود تا مسايل اسلامي به صورت خشک عرضه نگردد و روح معنوي شاگرد تکامل داده شود.
ادامه مطلب
سندی محکم و متنی محکمتر

بسم الله الرحمن الرحیم
در عقیده عقلانی شیعه، حساب کلام خدا و کلام معصومین علیهم السلام که متصل به وحی است، از حساب کلام دیگران جداست.
پی بردن به اینکه آیا فلان حدیث واقعا از خانه وحی صادر شده یا نه، آنقدر برای شیعه مهم بوده است که اقدام به تأسیس علم رجال یا شخصیت شناسی نمود و علاوه بر دقت در تدوین مجموعه های حدیثی معتبر، درباره مورد اعتماد بودن اشخاص بسیار سختگیری کرد و حتی در تاریخ حدیث می بینیم عالمان و افراد جلیل القدری به سبب نقل کردن روایت کردن از افراد ضعیف، با اینکه شخصیت ایمانی والایی داشته اند، مورد طرد واقع شده اند.
این سختگیریها درباره روایات مستحبات کمتر بوده است اما با این حال می بینیم، علمای شیعه در طول تاریخ نسبت به برخی از آنها اهتمام فوق العاده داشته و بسیار مورد توجه قرار داده اند که در این میان اقبال به «زیارت عاشورا» در بزرگان شیعه و در عموم مؤمنان بسیار چشمگیر است.
بسیاری از بزرگان و محققان، با توجه به متن قویم زیارت عاشورا، آن را بی نیاز از بررسی های سندی می دانند که جای شک و تردیدی در انتساب آن به خانه وحی نمی گذارد؛ اما با این حال تحقیقات و بررسی سندی و روایی ارزشمندی که بزرگان علم رجال در این زمینه انجام داده اند، حجت را بر مستشکلین تمام می کند.
حتی در روایات ضعیف السند، بسیاری از علما، عمل اصحاب و شهرت را جبران کننده ضعف سند می دانند؛ چه رسد به روایت زیارت عاشورا با آن متن محکم و با این همه توجه و اهتمام از سوی قاطبه علما و مؤمنان نسبت به آن.

بیان آیت الله تبریزی
مرحوم «آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی» می فرماید:
«زیارت عاشورا از نظر سند صحیح مى باشد و هیچ گونه تحریفى در آن صورت نگرفته و اگر كسى مى گوید كه تحریف شده، باید دلیل اقامه كند كه از اقامه دلیل عاجز است؛ و فقط انكار مى كند تا مشهور شود (خالف تعرف).
ادامه مطلب
زیارت عاشورا، پاداش بزرگ
حضرت فرمودند: «مانند کسی که سلام میدهد، به سوی آن حضرت روی کن و با توجه و حضور قلب به آن سوی نگاه کن و پس از گفتن اللّه اکبر اینگونه بخوان: السلام علیک یا ابا عبداللّه... (و متن زیارت عاشورا را به وی میآموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار».

صالح پسر عُقْبه، از یاران امام پنجم علیهالسلام به نقل از پدرش میگوید: امام باقر علیهالسلام فرمود: «کسی که در روز عاشورا، از نزدیک امام حسین علیهالسلام را با چشم گریان زیارت کند، خداوند پاداش بزرگی به او میدهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسی امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زیارت کند، تکلیف او چیست؟» حضرت فرمود: «پیش از ظهر در جای بلندی بایستد و پس از اشاره به سوی مرقد آن حضرت بر او سلام کند و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرین. سپس دو رکعت نماز زیارت بخواند و هر چه میتواند بر مصیبت امام (ع) گریه کند. خاندانش را نیز بر این عمل ترغیب کند.» آنگاه در پایان افزودند: «من ضمانت میکنم هر کسی این کار را انجام دهد، خداوند پاداش یاد شده را به او بدهد».
زیارت پیامبران(ع)
فردی به نام عَلْقَمه میگوید: به امام باقر علیهالسلام عرض کردم: «اگر قصد زیارت امام حسین علیهالسلام را از دور یا نزدیک داشتم، چگونه زیارت کنم؟» حضرت فرمودند: «مانند کسی که سلام میدهد، به سوی آن حضرت روی کن و با توجه و حضور قلب به آن سوی نگاه کن و پس از گفتن اللّه اکبر اینگونه بخوان: السلام علیک یا ابا عبداللّه... (و متن زیارت عاشورا را به وی میآموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار». آنگاه فرمودند: «فرشتگان نیز آن حضرت را اینگونه زیارت میکنند و پاداش چنین زائری بسیار بزرگ است. خداوند درجات او را بالا میبرد و نام او را در زمره همراهان امام حسین علیهالسلام و شهیدان کربلا نگاشته، ثواب زیارت رسولان و پیامبران الهی را برای وی ثبت میکند».
وعده خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
صفوان از یاران امام ششم میگوید: امام صادق علیهالسلام با اشاره به سوی قبر امام حسین علیهالسلام، این زیارت ـ زیارت عاشورا ـ را خواند و پس از آن دو رکعت نماز گزارد. آنگاه فرمود: «هرگاه حاجت و گرفتاریای داشتی، در هر جا که هستی، این زیارت و دعای پس از آن را بخوان و از خدا حاجتت را بخواه. بیتردید خدا و پیامبر به وعده خویش عمل میکنند و نیازمندی تو را برمیآورند».
زیارت عاشورا، حدیث قدسی
محدّث نوری، از استادان مرحوم شیخ عباس قمی میگوید: «در فضل و مقام زیارت عاشورا همین بس که از سِنخ دیگر زیارتها نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی باشد. هر چند از قلوب پاک ایشان چیزی جز آنچه از عالَم بالا به آنجا برسد، بیرون نمیآید، ولی این زیارت از سنخ احادیث قُدسیّه است که به همین ترتیب زیارت و لعن و سلام و دعا از خدای متعالی به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسیده است و به حسب تجربه، مداومت به آن در چهل روز یا کمتر، در برآوردن حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بینظیر است».
ادامه مطلب
عاشورای امام سجّاد(ع)

امام سجاد در شب عاشورا
در سایت ویژه امام سجّاد(ع) آمده که از حضرت زین العابدین علیه السلام نقل شده است که من با پدرم بودم، در شبی که در صبح آن به شهادت رسید، پس حضرت به اصحابش فرمود:اکنون شب است، شما آن را به عنوان محمل برای خود برگزینید و از سیاهی آن برای رفتن استفاده کنید، چرا که این قوم فقط من را اراده کرده اند و اگر من را بکشند با شما کاری ندارند. و شما از نظر من در وسعت و حلیّت می باشید (و من بیعت خود را از شما برداشتم.) آنان گفتند: نه قسم به خدا، این هرگز رخ نخواهد داد.
حضرت فرمود: هر آینه شما فردا همگی کشته خواهید شد و هیچکس از شما باقی نمی ماند. آنان گفتند: حمد خدای را، که مارا به کشته شدن با شما شرافت بخشید.
سپس حضرت دعا کرد و به آنان فرمود: سرهایتان را بلند کنید و نظاره کنید.
آنان نیز مشغول نظاره مواضع و منازل خود در بهشت شدند و حضرت به آنان می فرمود: این منزل توست ای فلانی، این قصر توست یا فلان، و این درجه توست ای فلان.
پس مردان از اصحاب با سینه خود به استقبال نیزه و شمشیر می رفتند، چرا که می خواستند در بهشت برسند.
این حدیث مبارک حاکی از حضور حضرت سجاد علیه السلام در جمع اصحاب و شنیدن کلام پدر و دیدن مقام ملکوتی اصحاب در بهشت است، با نقل های مختلف دیگری نیز آمده است.(1) تنها قضیه دیگری که از حضرت علی بن الحسین علیه السلام امام سجاد، در ارتباط با شب عاشورا نقل شده، مسئله شنیدن اشعاری است که پدرشان قرائت می کردند و باعث ناراحتی شدید ایشان می شود خود را کنترل کردند و این در حالی بوده است که حضرت مریض بوده و عمه شان حضرت زینب _ سلام الله علیها _ از ایشان پرستاری می کرده است.(2)
امام سجاد در روز عاشورا
در زمینه وضعیت جسمانی حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا نقل های تاریخی متفق اند که آن حضرت در این روز دچار بیماری شدیدی بودند، به صورتی که مطلقاً از امکان حضور در نبرد برخوردار نبوده و در خیمه مخصوص استراحت می کردند و حضرت زینب سلام الله علیها مرتّب از ایشان پرستاری می نموده اند و حال شان طوری بوده که حتی نمی توانستند در مقابل پای پدر بایستند.
ادامه مطلب
خطبه حضرت سجاد در مدینه
پس از آنکه بشیر بن حذلم، خبر رسیدن کاروان خاندان امام حسین علیه السلام را به مردم مدینه اعلام کرد، و مردم یکپارچه گریان به استقبال کاروان شتافتند، امام سجاد علیه السلام با دست خود آن ها را ساکت کرد. آنگاه چنین خطبه خواند:
« سپاس خداوندی راست که پرودگار دو جهان است و فرمانروای روز جزا و آفریننده همه مخلوقات. خداوندی که عقلها قدرت درکش را ندارند، و رازهای پنهان، نزد او آشکار است.
حمد خدای را که ما را با مصیبتهای بزرگ و حادثه بزرگی که در اسلام واقع شد، آزمود. ای مردم، اباعبدالله و عترت او کشته شدند و زنانش اسیر، و سر مقدس او را بالای نیزه در شهرها گرداندند، و این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.
ای مردم! پس از این مصیبت، کدام یک از مردان شما دلشاد خواهد بود؟ کدام دلی است که از غم و اندوه خالی بماند و کدام چشمی که از ریختن اشک خودداری کند؟ در صورتی که هفت آسمان بر او گریستند و ارکان آسمانها به خروش آمد، زمین نالید و درختان و ماهیان و امواج دریاها و فرشتگان مقرب و همه اهل آسمانها در این مصیبت عزادار شدند.
ای مردم! کدام دلی است که از کشته شدن حسین علیه السلام نشکند؟ کدام چشمی که بر او نگرید و کدام گوشی که بتواند این مصیبت بزرگ را که بر اسلام وارد شده است، بشنود و کر نشود؟
ای مردم! ما را پراکنده ساختند و از شهرهای خود دور کردند، گویا اهل ترکستان یا کابل باشیم! بی آنکه مرتکب جرم و گناهی شده یا تغییری در دین اسلام داده باشیم. چنین برخوردی را از گذشتگان به یاد نداریم و این جز بدعت چیز دیگری نیست.
منابع:
لهوف سید بن طاووس، ص 237.
انالله و اناالیه راجعون. مصیبت ما چه بزرگ و دردناک و سوزاننده و سخت و تلخ و دشوار بود. از خدای متعال خواهانیم که در برابر این مصائب به ما اجر و رحمت عطا کند؛ زیرا او قادر و انتقامگیرنده است.»
خطبه على بن الحسين (عليه السلام) در شام

حساس ترين سخنان امام سجاد (عليه السلام ) كه در طول اقامت در شام ايراد شده است و تحولى عظيم در محيط سياسى شام و بينش مردم نسبت به دستگاه اموى ايجاد كرد و معادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى و دينى شام ايراد كرد.
از كتاب هاى تاريخى چنين استفاده مى شود كه اين خطبه در مسجد جامع دمشق ايراد شده و از حوادثى كه در كاخ يزيد رخ داده و سخنانى كه در محفل خصوصى تر وى ردو بدل شده جداست .
اين خطبه را بايد اوج موفقيت امام سجاد (عليه السلام ) در رسالت تبليغ عاشورا و تداوم خط شهيدان كربلا دانست . اگر اين خطبه ايراد نشده بود، چه بسا ماهيت نهضت حسينى براى ساليان دراز و يا براى هميشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند .
در شام يزيد براى استفاده بيشتر از شهادت حسين بن على (عليه السلام ) و اسارت خاندان وى در جهت تحكيم پايه هاى حكومتش تصميم گرفت تا از سخنوران دربارش در مذمت خاندان على و توجيه فجايعى كه صورت داده بود، بهره جويد. يزيد از خطيب دربار خواست تا بر منبر رود و نقش خويش را در آن جمع حساس ايفا كند. خطيب در بلندى جاى گرفت و زبان به هتّاكى و بى حرمتى به اهل بيت گشود. امام سجاد از گستاخى و زشتگويى خطيب برآشفت و فرمود:
خداوند جايگاهت را آتش دوزخ قرار دهد.
وقتى سخنان خطيب دربار پايان يافت ، امويان خود را فاتح مى ديدند و مسايل راحل شده مى پنداشتند. اما على بن الحسين - تنها مرد جوان قافله اسيران - با اندامى كه آثار رنج و اسارت از آن پيدا بود از جاى برخاست و به يزيد گفت : خطيب شما آن چه خواست به ما نسبت داد و با مردم گفت ، آيا اجازه مى دهى من هم با مردم سخن بگويم ؟
ادامه مطلب
سخنان امام سجاد(عليه السلام) در مجلس يزيد

هر چه زمان مى گذرد، شرايط جسمى و روحى اهل بيت (عليه السلام ) دشوارتر مى شود. سختي هاى راه ، سختگيري هاى ماءموران ، شماتت هاى مردم و گذشتن از ميان بازارهاى شلوغ شام ، قرار گرفتن بانوان محجوب اهل بيت در معرض نگاه بيگانگان و اكنون ورود به مجلس جشن يزيد!
اين كه آيا در شام دو مجلس برگزار شده است ، يكى در مسجد جامع دمشق و ديگرى در كاخ يزيد و يا اين كه تمامى رخدادهاى اسف انگيز شام و سخنان حضرت زينب و امام سجاد (عليه السلام ) در يك مجلس اظهار شده ، دلايل قطعى در دست نيست و البته تعيين اين موضوع تاءثير مهمى در اصل بررسى آن حوادث ندارد.
آن چه مورخان درباره ورود اهل بيت (عليه السلام ) به مجلس يزيد نوشته اند، مفصل و جان كاه است . هنگام ورود به مجلس يزيد على بن الحسين (عليه السلام) فرمود:
انشدك الله يا يزيد ما ظنك برسول الله لورا ناعلى هذه الحالة .
يعنى ؛ سوگند به خدا، اى يزيد، چه گمان دارى به رسول خدا اگر ما را بر اين حال مشاهده كند.
امام با كوتاه ترين جمله ها، پيامدارترين مفاهيم را به شنودگان منتقل مى كند. زيرا به او اجازه سخنرانى نخواهند داد. هنوز بسيارى از شاميان او را بدرستى نمى شناسند، تنها نقطه مشترك ميان او و جمع پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) است . آن جمع اگر هيچ چيز از معارف دين و تاريخ گذشته اسلام ندانند، اما نام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را شنيده اند و _هر چند به شكلى صورى_ به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) علاقمند هستند.
شخص يزيد اجرى براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) قايل نيست ، چنان كه در شعارش بعدها به آن اشاره كرد. اما مردم ناآگاه شام ، به عنوان خليفه رسول الله به يزيد نگاه مى كنند و براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) احترام قايلند.
ادامه مطلب
امام على بن الحسین (علیه السلام ) در مدت اقامت خویش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ یك بار روى سخنش با مردم پیمان شكن كوفه بود، و بار دیگر در «دارالاماره» و در برابر عبیدالله بن زیاد.
با توجه به این كه امام سجاد (علیه السلام ) در جمع كاروانیان شهادت ، متمایز از دیگران بود، با ورود آنان به مجلس عبیدالله - والى كوفه - نخستین چیزى كه نظر عبیدالله را جلب كرد وجود مرد جوانى در میان آن كاروان بود.
عبیدالله كه گمان مى كرد در كاروان حسین (علیه السلام ) مردى باقى نمانده و همه آنان به قتل رسیده اند از ماءموران خود درباره امام سجاد (علیه السلام ) توضیح خواست .
كینه و ناپاكى او عمیق عبیدالله به او اجازه نمى داد كه شاهد زنده بودن جوانى از نسل حسین (علیه السلام ) باشد، چنین مى نمود كه تصمیم گرفته است تا على بن الحسین (علیه السلام ) را نیز به شهادت رساند. امام سجاد (علیه السلام ) كه نیت و عزم عبیدالله را دریافته بود، به عبیدالله فرمود: اگر به راستى عزم كشتن مرا دارید، شخص امینى را ماءمور كنید تا از زنان و كودكان سرپرستى كند. عبیدالله با شنیدن این سخن ، از تصمیم خویش منصرف شد و گفت نه : تو خود همراه قافله خواهى بود.(1)
پی نوشت
1- امام سجاد (علیه السلام) جمال نیایش گران، احمد ترابی
امام سجاد (علیه السلام ) در مجلس عبیدالله بن زیاد
سخنان آتشين امام سجاد (عليه السلام ) با كوفيان

رسالت بيدارگرانه امام سجاد (عليه السلام ) چندان دير آغاز نشد. با فاصله اى كوتاه از واقعه کربلا، على رغم همه دردهاى درونى و رنجهاى جسمى ، امام بر سكوى رهبرى ايستاد. از لابلاى توده هاى غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش فضاى تيره اتهام ها و تبليغات مسموم امويان را شكافت كه كورترين چشم ها، درخشش حقيقت را ديدند و سنگترين دل ها، لرزيدند و بر مظلوميت حيسن و خاندانش گريستند و بر آينده خويش بيمناك شدند!
امام على بن الحسين (عليه السلام ) در مدت اقامت خويش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ يك بار روى سخنش با مردم پيمان شكن كوفه بود، و بار ديگر در «دارالاماره» و در برابر عبيدالله بن زياد.
احتجاج آن حضرت با مردم كوفه
قافله حسينى را پس از عاشورا به سوى كوفه آوردند و براى آنان در كنار شهر، خيمه زدند. خاندان حسين(عليه السلام ) را - كه اكنون اسيران حكومت اموى شناخته مى شوند - در آن خيمه ها جا دادند. جارچيان حكومت ، در شهر نفرت و خيانت ، كوفيان را فرا مى خوانند تا از اسيران جنگى خويش ديدار كنند! كوفيان هم ، بى شرمانه آمدند. آمدند براى تماشا! تماشاى بزرگترين ستم تاريخ بر اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ستمى كه كوفيان پايه هاى آن را بنيان نهاده بودند! على بن الحسين (عليه السلام ) از خيمه ها خارج مى شود. حذيم بن شريك اسدى روايت گر آن صحنه مى گويد: على بن الحسين (عليه السلام ) با اشاره از مردم خواست تا قدرى آرام شوند. همه آرام شدند. امام برجاى ايستاد، سخنش را با ستايش پروردگار آغاز كرد و بر پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرستاد و سپس چنين فرمود:
ادامه مطلب
امام سجاد (علیه السلام ) در محراب عبادت و معنویت

امام سجاد، زین العابدین (علیه السلام )، پیشوایان متقین ، در عصرى كه سفاكان و دین گریزان ، محراب را با خون اولیاى خداگلگون مى ساختند و حقگویان برخاسته از محراب را به جرم سرفرود نیاوردن در برابر غیر خدا، مورد سخت ترین آزارها و نارواترین دشنامها قرار مى دادند و ماءذنه هاى هدایت و مناره هاى دین را ناجوانمردانه به خون تكبیرگویان عزت و دیندارى مى آغشتند، آرى در چنین عصرى از محراب ، ماءذنه اى رفیع ، رفیعتر از همه برجها ساخته بود نجواهاى پنهانیش را رساتر از هر فریاد به گوش غفلت زدگان و راه گم كردگان زمانش و نیز فرزندان آینده اسلام برساند.
امام سجاد (علیه السلام ) چون براى نماز آماده مى شد وضو مى گرفت ، رنگ رخسارش دگرگون مى شد و چون از علت آن مى پرسیدند، پاسخ مى داد:
((آیا مى دانى كه مى خواهم به آستان چه بزرگى راهیابم و در مقابل چه مقامى قرار بگیرم !)).
على بن الحسین (علیه السلام ) چنان در این میدان مى كوشید كه وقتى فاطمه ، دختر امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آن تلاش طاقت فرسا و آن عبادت بى وقفه را در فرزند برادرش ، مشاهده كرد، بر سلامتى او بیمناك شد و از جابرین عبدالله یارى خواست تا شاید امام سجاد را از آن همه زحمت و مرارت كه در مسیر عبادت به خویش روا مى داشت باز دارد.
به جابر گفت : تو مى دانى كه ما خاندان رسول خدا، حقوقى بر شما داریم ، از آن جمله این است كه اگر خطرى ما را تهدید كند، شما باید به یارى ما بشتابید. اینك فرزند برادرم از كثرت عبادت خویش را در معرض خطر قرار داده است از او دیدار كن و از وى بخواه تا قدرى به استراحت نیز بیندیشد.
جابر به حضرت امام سجاد (علیه السلام ) رسید، حضرت را در حال عبادت یافت در حالى كه بدن آن گرامى بشدت ضعیف شده بود. جابر نگرانى عمه آن بزرگوار را به ایشان یادآورى كرد و گفت :
اى فرزند رسول خدا! مگر نه این است كه خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما قرار داده جهنم را براى دشمنان شما؟ پس تحمل این همه رنج در مسیر عبادت براى چیست ؟
امام سجاد (علیه السلام ) فرمود:
ادامه مطلب
جریان امام سجاد علیه السلام در کربلا
حضرت علی بن الحسین(ع) فرزند سید الشهداء (ع) است که در واقعه کربلا دارای زن و فرزند بود و فرزند آن حضرت یعنی جناب امام محمد باقر (ع) حدود 3 سال سن داشتند. در زمان وقوع حادثه عاشورا به تقدیر خداوند متعال و به خاطر حفظ امامت حضرت زین العابدین چند روزی در بستر بیماری افتادند تا هم وظیفه جهاد از ایشان برداشته شود و هم دشمن ایشان را به قتل نرساند و بعد از واقعه عاشوراء جناب علی بن الحسین سلام الله علیه همراه عمه بزرگوارش حضرت زینب (س) بزرگترین پیام رسانان کربلا شدند و پیام خونین کربلا را شهر به شهر بردند و مردم تحت ستم و غافل را بیدار کردند و موجبات نابودی سلطه بنی امیه را فراهم آوردند و رسوایی و نفرت را نصیب یزیدیان کردند. جناب امام سجاد (س) بعد از این حادثه حدود 35 سال زنده ماندند و به ارشاد و تعلیم مردم و به تربیت شاگردان ارزشمند پرداختند و بالأخره به فوز عظیم شهادت نایل آمدند.
منبع : پایگاه حوزه4074، 4074
*مقدمه
شیعیان پس از واقعه دردناک عاشورا بدترین روزها را می گذراندند، عاشورا اولین روز از غمبارترین روز های پیروان صدیق رسول الله(ص) بود و بعد از واقعه عاشورا وضعیت شیعیان بدتر شد ؛ بعد از شهادت، امام حسین (علیه السلام) میان مسلمانان چند دستگی بوجود آمد و فاجعه بعد از فاجعه، جامعه اسلامی را تهدید کرد و هر یک از سران حکومتی قیام کردند، حتی ابن زیاد و عبد الله بن زبیر هم داعیه خلافت داشتند و کسانی که در روی زمین منفورترین و مبغوض ترین چهره ها بودند، به خلافت طمع نمودند و خواستند متولی دین اسلام و مسلمانان شوند و از سوی دیگر خوارج هم در آن ایام به جولان پرداختند و هر کسی از ایشان چند نفر را دور خودش جمع و آشوبی به پا می کرد ؛ خلاصه بعد از عاشورا اوضاع، خیلی آشفته شده بود ؛ از طرفی حزب توابین به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی و از طرف دیگر مختار ثقفی قیام نمود.
* فعالیت های سیاسی و تبلیغی امام سجاد(ع) بعد از واقعه عاشورا
جامعه مسلمین در آن روزگار دچار حرج و مرج شده بود و شهادت 18 انسان برگزیده از بنی هاشم هرج و مرج بزرگی در بلاد مسلمین ایجاد کرده بود، حتی اصول اولیه انسانی هم فراموش شده بود. از آنجایی که فرزند رسول الله(ص) کشته شده بود، دیگر جایی برای این حرفها نمی ماند؛ سلیمان صرد خزاعی 92 ساله و از صحابه پیامبر(ص) و اصحاب امیر المومنین (علیه السلام) ؛ عده ای از اصحاب علی (علیه السلام) و شیعیان را به دور خود جمع کرد و به صورت بسیار تکان دهنده ای سر مزار امام حسین(ع) رفتند و گریه و زاری نمودند و بعد از آن مطالب، سلیمان و یارانش به قصد شهادت به لشکریان یزید و ابن زیاد حمله کردند و زمانی که به سلیمان می گفتند: حکومتی تشکیل بده ؛ می گفت : ما به دنبال دنیا نیستیم و نمی خواهیم بعد از امام حسین (علیه السلام) زنده بمانیم.
اوضاع بسیار وخیم تر و بدتر از عاشورا شده بود؛ و در این بین انصافا امام سجاد (علیه السلام) با درایت کامل جامعه شیعی را هدایت کردند.
ادامه مطلب