#رفاقتانه
#عادت
خارپشتی از یک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز همخانهی تو باشم. مار تقاضای خارپشت را پذیرفت و او را به لانهی تنگ و کوچک خویش راه داد. چون لانهی مار تنگ بود، خارهای تیز خارپشت هر دم به بدن نرم مار فرو میرفت و او را مجروح میساخت، اما مار از سر نجابت دم بر نمیآورد. سرانجام مار گفت: «نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شدهام. میتوانی لانهی من را ترک کنی؟!» خارپشت گفت: «من مشکلی ندارم، اگر تو ناراحتی میتوانی لانهی دیگری برای خود بیابی!»
عادتها نیز ابتدا به صورت مهمان وارد میشوند، اما دیری نمیگذرد که خود را صاحبخانه میکنند و کنترل انسان را در دست میگیرند...
مواظب عادت ها باید بود
[ یک شنبه 15 مرداد 1396 ] [ 8:59 AM ] [ رامتین جم ]